يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 19:00

برای عبرت سرکوب‌گران ملت ایران


شیریندخت دقیقیان

برای عبرت سرکوب‌گران ملت ایران: سرانجامٍ فرزندانِ سرانِ نازی

وطن خون‌ریزان است و ما دور از وطن، اشک‌ریزان: صحنه‌های دلاوری مردم با دست‌های خالی، دیدن عکس‌های جوانان به خون تپیده در کیسه‌های سیاه، عمق رذالت مهاجمان جانی که جمعیت را مانند برگ خزان به زمین می‌ریزند...

اما یکی از این روزها اشک ریزانی متفاوت رخ داد: شبکه‌ای که اخبار خیزش در ایران را پخش می‌کرد، گفتگوی تلفنی دختر یکی از فرماندهان سرکوب ملت و جنایت علیه بشریت را پخش کرد: ابتدا بی‌اعتماد بودم که بازی و فیک نیوز نباشد، اما وقتی بغض دخترک شکست و به ضجه‌هایی جانگداز تبدیل شد، مرا به اشک ریزانی از نوع دیگر برد. به احتمال زیاد، راست بود.

دختر جوان فرمانده نیروهای سرکوبگر زنگ زده بود که افشا کند پدرش مانند یک هیولا مسئول کشتار ده‌ها هزار نفر در این دیماه ۱۳۰۴ است و با پاسپورت‌های جعلی برای کل خانواده و چمدان‌های پر از دلار آمادهء گریختن است. می‌گفت که پیشتر در جریان خیزش مهسا او و دوستان دخترش را دستگیر کرده بودند، اما خودش را با پیگیری پدرش فوری آزاد کردند. آن دختران بعدها به او گفتند: “خوشا به حالت که پدرت نجاتت داد، تو رفتی و به ما تجاوز شد...” دختر جوانِ فرماندهء جنایت علیه بشریت زیر بار عذاب وجدان ضجه می‌زد و می‌خواست که او را به دادگاه لاهه راه دهند تا از جنایت‌های پدرش بگوید. او در هراس از جان خود که پس از این تماس به دست پدر کشته شود، رفت و گویندگان و بینندگان را در اشک ریزانی از نوعی دیگر به جا گذاشت.

او – اگر این فیلم و صدای گفتگوی تلفنی راست باشد – مرا به یاد گفتهء یکی از فرزندان سران جنایتکار نازی می‌اندازد. پس از پایان جنگ دوم جهانی، نیکلاس فرانک، پسر‌هانس فرانک، یکی از خونخوارترین فرماندهان مناطق تحت اشغال نازی‌ها در لهستان، در کتابی پدرش را “یک اراذلِ بی وجود” نامید. او نوشت: “نباید پدر خود را برتر از حقیقت نشاند.” آ‌ن روز، این دختر جوان ایرانی نیز حقیقت را برتر از پدر نشانده بود. خدایش پناه باشد.

پس از آنکه اردوگاه‌های مرگ نازی، توسط اسیران و ارتش‌های متفقین آزاد شدند، فیلم‌ها، عکس‌ها و شهادت شاهدان در دادگاه نورنبرگ در سراسر دنیا پخش شد که حاکی از شقاوت و جنایت علیه بشریت سران درجه اول نازی تا نگهبانان خرده پای اردوگاه‌های مرگ بودند...

نازی‌ها فرزندانی داشتند. برخی مانند فرزندان آدولف هیتلر و گوبلز به دست والدین خود هنگام خودکشی آ‌نها در زیرزمین مجاور فاضلاب برلین کشته شدند. آنها نماندند تا با کارنامهء اهریمنی پدران و مادران روبه رو شوند. اما فرزندان بسیاری از سران نازی زنده ماندند و زندگی معمولی در پیش گرفتند. آنان ناچار در اثر فشار افکار عمومی جهانیان یا ندای وجدان خود به مغاک تیرهء ساختهء پدران و مادران خود چشم دوختند و شگفتی ندارد که مغاک نیز به آنها چشم دوخت: برخی خودکشی کردند؛ برخی برای جلوگیری از تداوم نسل پدران و مادران جنایتکارشان، خود را عقیم ساختند؛ برخی با داغ ننگ روبه رو و خود به محقق جنایت‌های نازی تبدیل شدند؛ برخی تعادل روانی خود را از دست دادند؛ و شماری هم،”آقازاده‌های” نازی بودند که با گذرنامه‌های جعلی و سرمایه‌های غارت شده بی هیچ عذاب وجدانی گوشه کنار دنیا خوش گذراندند و بر جنایت‌های پدران و مادران خود صحه گذاشتند.

اینجا می‌خواهم برای عبرت فرزندان نازی‌های مسلمان نمای حاکم بر ایران از زمان انقلابِ واژگون ۵۷، شمه‌ای از این سرنوشت‌های تلخ را روایت کنم. می‌گویم ‘مسلمان نما” به احترام بسیاری از هم میهنانم که به دور از اسلام سیاسی و ایدئولوژیکِ نازیسم اسلام نما، دیندار هستند و برخی مانند رضا اسکندری پور که در ۱۷ دیماه سال جاری به تیر جانگداز نازی‌های مسلمان نما به خاک افتاد، پیش از خروج از خانه و خداحافظی همیشگی با مادر و خواهرش، دو رکعت نماز خواند...[۱]

پیشتر در پژوهش‌های منتشر شده ام نشان داده ام که اسلام سیاسی و آ‌نچه در انقلابِ واژگون ۱۳۵۷ بر ایران حاکم شد، مستقیم توسط نازیسم هیتلری بنیان گذاشته شده بود.[۲] پس دوچندان جای عبرت گیری از فرزندان سران نازی وجود دارد. آن فرزندان که بودند و چه واکنشی به جنایت‌های پدران و مادرانشان داشتند؟

رینر هوئس نوهء اولین فرمانده اردوگاه آشوییتس روایت می‌کند که چگونه عکس‌های دوران کودکی پدرش که در ساختمان جنب اردوگاه آشوییتس می‌زیسته و دیدن سردر شوم اردوگاه، او را تا مرز جنون آزار می‌دهند. او آ‌نرا “دروازهء جهنم” می‌نامد. مادربزرگ به بچه‌هایش که در جنب کوره‌های آدمسوزی می‌زیستند، می‌گفته:

    ”توت فرنگی‌هایی را که از زمین‌های اطراف می‌چینید، خوب بشویید، چون خاکستر اجساد سوخته روی آ‌نها است...”

رینر به مصاحبه‌گر بی‌بی‌سی می‌گوید:

    ”توصیف احساس تقصیرم دشوار است، حتی با آنکه هیچ دلیلی برای احساس تقصیر من وجود ندارد، اما آنرا با خودم و در ذهنم حمل می‌کنم. من از آنچه پدربزرگم و خانواده ام با هزاران خانوادهء دیگر کردند، شرمنده هستم. از خودم می‌پرسم آنها مرده‌اند، چرا من زنده باشم؟ این را می‌پرسم و تقصیر را بر دوش می‌کشم. فقط برای این دلیل زنده ام که کاری را که باید انجام دهم.”[۳]

روایت تاریخچهء برادران هیملر در کتابی به همین نام، به کاترین هیملر دختر طراح ماشین کشتار اردوگاه‌های مرگ نازی‌هاینریش هیملر، امکان کنار آمدن با بحران‌های روحی سخت را داد. او نوشت:

    ”من نهایت تلاش را کردم تا خود را از آن برهانم و با ذهنیت انتقادی با آن رویاروی شوم. از این پس دیگر به خاطر ارتباط خانوادگی ام نباید شرمزده باشم.”

کاترین هیملر هنگام پژوهش در نقش خانواده اش در جنایت علیه بشریت و اردوگاه‌های مرگ نوشت:

    ”بسیار آزاردهنده است که کسی از این دست را در خانوادهء نزدیک خود داشته باشی... بیشتر بازماندگان تصمیم گرفتند که یکسره از پدران و مادران خود ببُرند تا داستان آنها موجب درهم شکستن شان نشود.”

بیشتر این افراد در نوشته‌های خود از کسانی که پدر یا مادر آ‌نها بوده‌اند، به عنوان ‘هیولا’ نام برده‌اند. مانیکا هرتوینگ دختر فرمانده یک اردوگاه مرگ مخوف در لهستان اذعان داشت که:

    ”بسیار سخت بود پذیرش این امر که من دختر چنین هیولایی بودم.”

او دختر همان فرمانده سادیستیک است که در فیلم فهرست شیندلر تصویر می‌شود. پدرش آمون گوت نام داشت و شرح آزارهایی که به اسیران اردوگاه می‌داد، برای دخترش تحمل ناپذیر بود. مانیکا نوزاد بود وقتی که پدرش را در نورنبرگ به دار آویختند. در کودکی به او این روایت القا شد که پدرش و آن یهودیانی که آنجا زندگی می‌کرده‌اند، همچون یک خانواده بوده اند! مانیکا وقتی به سن نوجوانی رسید در گفتگو با مادر خود جنایت‌های پدرش را محکوم کرد، اما مادرش با همان خوی وحش نازی، سال‌ها پس از جنگ، با یک سیم برق او را به باد شلاق گرفت.

بتینا گورینگ، دختر خواهر هرمان گورینگ روایت می‌کند که پس از جنگ در آلمان به خاطر نام خانوادگی شان، او و برادرش را به بازدید مدارس از آشوییتس نمی‌‌بردند. در جوانی بتینا به همراه برادرش خود را عقیم ساختند تا از ادامهء میراث بیولوژیک آ‌ن جنایتکار علیه بشریت خودداری کنند. بتینا نوشت:

“هر دو این کار را کردیم تا دیگر هیچ گورینگ دیگری به دنیا نیاید. وقتی برادرم عمل جراحی را انجام داد به من گفت: آن خط را قطع کردم.” [4]

بتینا نقطهء دورافتاده‌ای در مکزیک را برای زندگی برگزید.

اما فقط برخی از فرزندان سران و فرماندهان عالیرتبهء نازی نبودند که بار گناهان پدران خود را دستمایهء استعلایی اخلاقی و اجتماعی کردند. داگمار درکسل، دختر یکی از فرماندهان گروهان‌های کشتار جمعی میلیون‌ها غیرنظامی که با کامیون‌های گازهای سمی یا تیرباران مردم در خندق‌ها به سران نازی خدمت می‌کردند، پس از جنگ به گفتگو و افشاگری و دلجویی از بازماندگان قربانیان پرداخت.

کوتاه سخن آنکه از ترامای بینانسلی در میان بازماندگان جنایتکاران و سرکوبگران ملت ایران نیز گریزی نیست و نخواهد بود، مگر آنکه این بازماندگان به ندای وجدان درون پاسخ گویند، به صف مردم بپیوندند و به صدارسانی قربانیان، ثبت تاریخ و حقیقت یابی یاری رسانند.

شیریندخت دقیقیان
۱۸ ژانویه ۲۰۲۶
—————————————
[۱] دربارهء این دلاور جان باخته
[۲] این تحقیق و برای نخستین بار اثبات نازی‌ها به عنوان بنیانگذاران اسلام سیاسی در قرن بیستم در کشورهای مسلمان از جمله ایران، با استفاده از آرشیوهای نازی را در این کتاب می‌یابید: شیریندخت دقیقیان. بازشناسی روایت پوریم. لس آنجلس، ۲۰۲۵. ناشر نویسنده:
برای نازیسم اسلام‌نما در ایران به منابع زیر رجوع کنید: نقد علی سجادی پیرامون کتاب “بازشناسی روایت پوریم” نوشتهء شیریندخت دقیقیان
شیریندخت دقیقیان: گفتمان‌های نازیسم و نازیسم اسلام‌نما در فضای سیاسی ایران

[3] https://www.bbc.com/news/magazine-18120890
[4] https://www.skeptic.com/article/the-inheritance-of-shadows-intergenerational-guilt-trauma-and-the-legacy-of-atrocity/

تماس با نویسنده: .(JavaScript must be enabled to view this email address)



نظر شما درباره این مقاله:








نسل‌کشی در ایران زیر پوشش تاریکی دیجیتال
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 9:14

نسل‌کشی در ایران زیر پوشش تاریکی دیجیتال


کریستینا لمب(خبرنگار ارشد خارجی)
ساندی تایمز / شنبه ۱۷ ژانویهٔ ۲۰۲۶

«ده دقیقه وقت دارید گریه کنید»، این دستور خشک و بی‌رحمانهٔ افسر بود، زمانی که جسد دختر بیست‌وچندسالهٔ زوج را نشان‌شان داد؛ دختری که در خیابان‌های تاریخی اصفهان با گلوله کشته شده بود.

پس از آن‌که روزها در سردخانه‌ها و بیمارستان‌ها به دنبال او گشتند و چون از تظاهرات به خانه بازنگشته بود، خانواده ناچار شدند ۷۰۰ میلیون تومان پول موسوم به «پول گلوله» را که نیروهای امنیتی مطالبه کرده بودند بپردازند. سپس آن‌ها را پنج ساعت با خودرو به شهری دیگر بردند؛ جایی که جسد دخترشان را در قبری قدیمی انداخته بودند.

با این حال، از یک نظر خوش‌اقبال بودند. قطع کامل ارتباطات و اینترنت طی ده روز گذشته، ده‌ها هزار ایرانی را در بی‌خبری مطلق گذاشته است؛ بی‌آن‌که بدانند عزیزان‌شان زنده‌اند یا جان باخته‌اند. این در حالی است که رژیم، به گفتهٔ یک پزشک، کوشیده اعتراض‌ها را با «نسل‌کشی زیر پوشش تاریکی دیجیتال» خاموش کند.

دیروز، برای نخستین بار، رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت‌الله خامنه‌ای، اذعان کرد که از زمان آغاز اعتراض‌ها در سه هفتهٔ گذشته «چندین هزار نفر» کشته شده‌اند.

او در سخنرانی تلویزیونی سراسری، معترضان را مقصر دانست و آن‌ها را «سربازان پیادهٔ ایالات متحده» خواند و مدعی شد «آشوبگران به مهمات جنگی مجهز بودند که از خارج وارد شده بود».

اما ساندی تایمز به گزارشی تازه از پزشکان حاضر در داخل کشور دست یافته است که می‌گوید دست‌کم ۱۶ هزار و ۵۰۰ معترض جان باخته و ۳۳۰ هزار نفر زخمی شده‌اند؛ که بیشتر این تلفات تنها در دو روز و در جریان کشتاری تمام‌عیار رخ داده است — در بی‌رحمانه‌ترین سرکوبی که رژیم روحانیت در ۴۷ سال حیات خود به راه انداخته است.

گمان می‌رود بیشتر قربانیان زیر ۳۰ سال سن داشته‌اند. پست‌های دلخراش اینستاگرامی از مرگ یک طراح مد ۲۳ ساله، سه فوتبالیست جوان — از جمله یکی که تنها ۱۷ سال داشت و کاپیتان تیم نوجوانان تهران بود — یک بسکتبالیست قهرمان ۲۱ ساله، یک کارگردان تازه‌کار سینما و دانشجویی که آرزو داشت برای دکترا در دانشگاه بریستول تحصیل کند و نخستین اعتراضش آخرین اعتراض زندگی‌اش شد، خبر می‌دهند.

پروفسور امیر پرستا (Amir Parasta)، جراح چشم ایرانی-آلمانی و مدیر پزشکی «مونیخ مِد» که در اعتراض‌های «زن، زندگی، آزادی» سال ۲۰۲۲ بسیاری از مجروحان را درمان کرد و به ایجاد شبکه‌ای از پزشکان در سراسر ایران — که این گزارش را تهیه کرده‌اند — کمک رساند، گفت: «این سطحی کاملاً جدید از خشونت است. [در سال ۲۰۲۲] آن‌ها از گلوله‌های پلاستیکی و ساچمه‌ای استفاده می‌کردند و چشم‌ها را هدف می‌گرفتند. این بار از سلاح‌های نظامی استفاده می‌کنند و آنچه می‌بینیم زخم‌های ناشی از گلوله و ترکش در سر، گردن و قفسهٔ سینه است.»

او افزود: «با ده‌ها پزشک در داخل کشور صحبت کرده‌ام و آن‌ها واقعاً شوکه شده‌اند و گریه می‌کنند. این‌ها جراحانی هستند که جنگ را دیده‌اند.»

پزشکان از طریق استارلینک — فناوری ماهواره‌ای شرکت اسپیس‌ایکس متعلق به ایلان ماسک که امکان دسترسی به اینترنت را از طریق ترمینال‌ها و با دور زدن زیرساخت‌های سنتی فراهم می‌کند — ارتباط برقرار کرده‌اند. ترمینال‌های استارلینک به‌طور قاچاق وارد کشور شده و از ساعت ۸ شب ۸ ژانویه، زمانی که اینترنت قطع شد، تنها راه ارتباطی بوده‌اند. فعالان حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار ترمینال را وارد ایران کرده‌اند، اما استفاده از آن‌ها خطر شخصی بزرگی دارد، زیرا توسط رژیم ممنوع اعلام شده و نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جست‌وجوی دیش‌ها هستند.

با خونسردی سر مردم را هدف می‌گرفتند

شهادت پزشکان، همراه با ویدئوهای تکان‌دهنده، توسط دکتر پرستا در اختیار ساندی تایمز قرار گرفته است، زیرا برای افراد داخل کشور صحبت مستقیم با رسانه‌های خارجی بیش از حد خطرناک است.

ساندی تایمز همچنین توانست با شماری از افرادی که از ایران گریخته‌اند تماس بگیرد. یکی از آن‌ها گفت: «به تمام دنیا بگویید که روز جمعه همه را به رگبار بستند. نیروهای سپاه با خونسردی سعی می‌کردند سر مردم را هدف بگیرند.»

فرد دیگری گفت: «تک‌تیراندازها روی پشت‌بام‌ها مردم را از پشت سر، به سرشان شلیک می‌کردند. ما در حال راه رفتن بودیم که ناگهان چند نفر کنارمان، غرق در خون، روی زمین می‌افتادند. وقتی می‌خواستیم جلو برویم و اجساد را بیرون ببریم، به سوی ما آتش گشودند.»

این روایت‌ها بازتاب‌دهندهٔ صحنه‌هایی است که در ویدئوهای گرافیکی منتشرشده در روزهای اخیر از ایران دیده می‌شود، همچنین پیام‌های صوتی و توصیف‌هایی از شاهدانی که از مرز به ترکیه عبور کرده‌اند. آن‌ها می‌گویند نیروهای سپاه و بسیجِ وابسته به آن، سوار بر موتورسیکلت، با مهمات جنگی از کلاشنیکف و حتی تیربارهای نصب‌شده روی وانت‌ها مردم را به رگبار بسته‌اند. همچنین گزارش‌هایی از انتقال نیروهای حشدالشعبی — میلیشیای شیعهٔ عراق — با اتوبوس به ایران وجود دارد.

آمار گردآوری‌شده توسط کارکنان هشت بیمارستان بزرگ تخصصی چشم و ۱۶ بخش اورژانس در سراسر کشور نشان می‌دهد دست‌کم ۱۶ هزار و ۵۰۰ تا ۱۸ هزار نفر کشته و ۳۳۰ هزار تا ۳۶۰ هزار نفر — از جمله کودکان و زنان باردار — مجروح شده‌اند. دست‌کم ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر یک چشم خود را از دست داده‌اند. تنها یک بیمارستان چشم‌پزشکی در تهران، کلینیک نور، ۷۰۰۰ مورد آسیب چشمی را ثبت کرده است. یکی از چشم‌پزشکان گفت: «آن‌قدر آسیب‌های چشمی ناشی از ساچمه و گلوله زیاد است که نمی‌دانیم اول کدام بیمار را درمان کنیم.»

بیش از ۸ هزار نابینای چشمی

فرد دیگری که هفتهٔ گذشته موفق به خروج از ایران شده است، گفت: «برادرم در کلینیک نور کار می‌کند. او می‌گفت فقط در یک شب، و تنها در تهران، بیش از ۸۰۰ مورد تخلیهٔ چشم به دلیل اصابت گلوله‌های ساچمه‌ای به چشم‌ها ثبت شده است. برادرم همچنین گفت بر اساس گفت‌وگوهایش با پزشکان دیگر در بیمارستان‌های شهرهای مختلف، آمارها به‌شدت بالاست و احتمالاً بیش از ۸ هزار نفر در سراسر کشور بر اثر شلیک ساچمه نابینا شده‌اند.»

بسیاری نیز به دلیل کمبود خون جان باخته‌اند. هرچند کارکنان پزشکی در چندین بیمارستان خودشان برای نجات بیماران خون اهدا می‌کردند، اما در برخی موارد نیروهای امنیتی اجازهٔ انجام انتقال خون را نمی‌دادند.

یکی از جراحان در تهران گفت: «ساعت‌ها برای نجات جان بیماران می‌جنگیم، اما در نهایت آن‌ها را از دست می‌دهیم، فقط به این دلیل که اجازهٔ دریافت خون به آن‌ها داده نمی‌شود.»

پرستا گفت: «این نسل‌کشی زیر پوشش تاریکی دیجیتال است. آن‌ها گفته‌اند تا زمانی که این اعتراض‌ها متوقف نشود، خواهند کشت و دقیقاً همین کار را می‌کنند.»

او افزود: «این آمارها عمداً حداقلی و محتاطانه است.» بسیاری از مجروحان به بیمارستان مراجعه نمی‌کنند، چون می‌ترسند نیروهای امنیتی آن‌ها را از تخت‌های بیمارستان بیرون بکشند؛ چیزی که در برخی ویدئوهای قاچاق‌شده از کشور دیده شده است.

یکی از معترضان که دیروز از ایران خارج شده بود، به ساندی تایمز گفت: «افرادی که از ناحیهٔ چشم هدف گلوله قرار گرفته بودند و چشمشان تخلیه شده بود، بلافاصله از اتاق‌های عمل توسط نیروهای امنیتی ربوده می‌شدند.»

گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای بسیج اجساد را از خیابان‌ها جمع‌آوری کرده و برای دفن به شهرهای دیگر منتقل می‌کنند تا هیچ ثبت و مدرکی باقی نماند، یا برای تحویل اجساد مبالغ هنگفتی مطالبه می‌کنند — مانند پولی که آن زوج برای دیدن جسد دخترشان پرداختند.

یکی از افرادی که موفق به خروج از کشور شده است، گفت: «در همه‌جا ایست‌های بازرسی برپا کرده‌اند. تلفن‌های همراه همه را می‌گردند، عکس‌ها را بررسی می‌کنند و حتی بدن افراد را به‌طور فیزیکی معاینه می‌کنند. اگر جای زخم ساچمه روی بدن کسی پیدا کنند، فرض می‌کنند در اعتراض‌ها حضور داشته و بلافاصله او را بازداشت می‌کنند.»

صبا لطیف، ۲۹ ساله، اهل اصفهان که اکنون در شیکاگو مشغول تحصیل است و از ۱۴ سالگی در اعتراض‌های ناموفق جنبش سبز ۱۳۸۸ شرکت داشته و همچنان با فعالان و شاهدان عینی در تماس است، گفت: «این وحشتناک است، یک داستان ترسناک واقعی؛ چیزی که شبیه‌اش را هرگز ندیده‌ام. خانواده‌هایی کامل در داخل خودروهایشان به گلوله بسته شدند.»

او افزود: «یک پرستار در اصفهان به من گفت که هر دو ساعت ۵۰ تا ۱۰۰ جسد فقط از یک بیمارستان خارج می‌شد. حالا تصور کنید کل شهر، کل کشور را. تقریباً همهٔ کسانی که می‌شناسم یا یکی از عزیزانشان را از دست داده‌اند یا فردی گمشده در میان اعضای خانواده دارند — من واقعاً نگران خانوادهٔ خودم هستم.»

در میان کسانی که سرنوشتشان نامعلوم بود، نام توماج صالحی، ۳۴ ساله، رپر منتقد حکومت، دیده می‌شد. او در اعتراض‌های سال ۲۰۲۲ بازداشت و ۷۵۳ روز زندانی شده بود.

آرزو اقبالی، دخترعموی او که در فرانسه زندگی می‌کند، گفت: «یک روز قبل از قطع اینترنت، به ما گفت مأموران سپاه مدام او را تعقیب می‌کنند، آزار می‌دهند و تهدیدش می‌کنند تا وادارش کنند سکوت کند. او در رشت بود — همان شهری که یک بدنساز قهرمان جهان روز جمعه ۹ ژانویه با گلوله کشته شد — و ما می‌دانستیم که او قطعاً در خیابان‌ها خواهد بود.»

آن‌ها به مدت ده روز هیچ خبری نداشتند. او افزود: «همهٔ ما با یک سؤال وحشتناک روبه‌رو بودیم: آیا توماج و عزیزانمان سالم هستند یا نه؟»

اما دیروز توماج توانست پیامی بفرستد و بگوید حالش خوب است. نگین نیک‌نام، دخترعموی دیگر او و مدیر برنامه‌هایش، گفت: «تماس مستقیم بود و چون تلفن‌ها تحت کنترل هستند، فقط توانست بگوید که حالش خوب است.»

در حالی که قطع ارتباطات دیجیتال باعث شده بسیاری از روایت‌ها هنوز ناگفته بماند، آنچه روشن است شجاعت شگفت‌انگیز معترضان و نیز تراژدی جوان بودن شمار زیادی از قربانیان است.

هرچند این جنبش در ۲۸ دسامبر با بستن مغازه‌ها توسط کسبه و بازاریان در بازار بزرگ و پرجنب‌وجوش تهران، در اعتراض به ابرتورم و سقوط ارزش پول ملی آغاز شد، اما خیلی زود دانشجویان و جوانانی به آن پیوستند که شعار «مرگ بر خامنه‌ای» سر می‌دادند و خواهان تغییر رژیم بودند.

خیزش نسل زد

اعتراض‌ها به شهرها و شهرستان‌های هر ۳۱ استان کشور گسترش یافت و از ۸ ژانویه، پس از پیامی در شبکه‌های اجتماعی از سوی رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، که از مردم خواسته بود به‌طور گسترده به خیابان‌ها بیایند، شدت گرفت. بسیاری از هم‌وطنانش پیش‌تر این «ولیعهد خودخوانده» را بی‌اهمیت می‌دانستند، اما این بار فراخوان او — حتی در میان منتقدان سابق — بازتاب یافت. یک گل‌فروش در تهران گفت: «همه بیرون آمدند؛ از بچه‌های خردسال تا سالمندان.» و در خط مقدم، جوانان بودند — از جمله پسر خود او که بعداً بازداشت شد.

هالی داگرس، پژوهشگر ارشد مؤسسهٔ واشینگتن و نویسندهٔ خبرنامهٔ «ایرانیست»، گفت: «این عملاً یک خیزش نسل زد است.» این جنبش دنبالهٔ آن چیزی است که او «نخستین انقلاب نسل زد در جهان» می‌نامد: جنبش «زن، زندگی، آزادی» که در سپتامبر ۲۰۲۲ پس از مرگ مهسا امینی ۲۲ ساله در بازداشت — به‌دلیل آنچه «بدحجابی» خوانده شد — آغاز شد.

جوانان راه‌هایی برای دور زدن سانسور و نظارت پیدا کردند؛ با تشکیل هسته‌های کوچک و ارتباط از طریق اتاق‌های گفت‌وگو در وب‌سایت‌های بازی‌های آنلاین. هرچند سرکوب گسترده در نهایت باعث شد مردم خیابان‌ها را ترک کنند، اما از جهاتی این جنبش پیروزی به همراه داشت؛ چرا که بسیاری از زنان از پوشاندن سر خودداری کردند. در ماه نوامبر، ویدئویی از گروهی از جوانان در گوشه‌ای از خیابان‌های تهران که با آهنگ «Seven Nation Army» از گروه وایت استرایپس می‌رقصیدند، در شبکه‌ها فراگیر شد — بی‌آن‌که حتی یک روسری در میان باشد.

هالی داگرس گفت: «نسل زد ایران بخشی از یک نسل زد جهانی‌شده است؛ نخستین نسلی که با اینترنت در دسترس، متولد شده است، حتی اگر برای دسترسی به آن ناچار به استفاده از وی‌پی‌ان باشد. جوانان ایرانی می‌بینند مردم در سایر نقاط جهان چگونه زندگی می‌کنند و احساس می‌کنند از این زندگی عقب مانده‌اند.

آن‌ها لباس‌های غربی می‌پوشند، در فارسی خود از اصطلاحات انگلیسی استفاده می‌کنند، همان فیلم‌ها و موسیقی‌هایی را دنبال می‌کنند که جوانان غربی می‌بینند و می‌شنوند و به این ترتیب یک خرده‌فرهنگ خاص شکل داده‌اند. آن‌ها یک زندگی عادی می‌خواهند و رژیم حاضر نیست چنین چیزی را به آن‌ها بدهد. وقتی می‌بینید بدون حجاب در خیابان هستند یا در گوشهٔ خیابان موسیقی گوش می‌دهند و شادی می‌کنند، این نتیجهٔ اصلاحات حکومت اسلامی نیست؛ بلکه به این دلیل است که این نسل زیر بار فشار حکومت اسلامی نمی‌رود.»

اعتراض‌های گستردهٔ اخیر، چهارمین موج اعتراضی از زمان جنبش سبز سال ۲۰۰۹ به شمار می‌آید. مردم در سال ۲۰۱۷ به دلیل مشکلات اقتصادی و در سال ۲۰۱۹ در اعتراض به افزایش قیمت سوخت به خیابان‌ها آمدند. هر بار، پاسخ حکومت سریع و خشن بود: بازداشت‌های گسترده توسط نیروهای امنیتی و کشتن یا معلول کردن غیرنظامیان بی‌دفاع.

این بار، یک روز پس از آن‌که خیابان‌ها در پاسخ به فراخوان پهلوی مملو از جمعیت شد، خودروهای ون حامل مأموران لباس‌شخصی و زنانی با برقع، همراه با بلندگو در خیابان‌ها ظاهر شدند و هشدار دادند که هر کس در خیابان دیده شود «تروریست» محسوب خواهد شد. سپس کشتار آغاز شد.

یکی از افرادی که موفق به خروج از کشور شده است، گفت: «هر روز کامیون‌های بزرگی می‌رسند که پر از اجسادی است که روی هم انباشته شده‌اند و خانواده‌ها مجبورند در میان آن‌ها به دنبال عزیزانشان بگردند. خیابان‌ها بوی خون می‌دهد. نیروهای سپاه پاسداران با سلاح و نقاب، تمام روز در شهر گشت می‌زنند و مردم را تهدید می‌کنند.»

در حال حاضر ممکن است این اعتراض‌ها نیز سرکوب شده باشند، اما بسیاری معتقدند این بار شرایط متفاوت است. بورجو اوزچلیک، پژوهشگر ارشد امنیت خاورمیانه در مؤسسهٔ سلطنتی خدمات متحد (RUSI) در لندن، گفت: «چیزی به‌طور بنیادین تغییر کرده است. فضای داخلی کشور دگرگون شده و ترک‌هایی در ساختار قدرت دیده می‌شود که پیش از این هرگز وجود نداشت.

گفتن این‌که رژیم فرو خواهد پاشید هنوز زود است، اما به‌نظر من نوعی تغییر اجتناب‌ناپذیر است.»

در یک پیام صوتی، زنی که خود را فاطمه معرفی می‌کند و می‌گوید پدرش از فرماندهان ارشد است و به‌خاطر شرکت در اعتراض‌ها او را کتک زده، مدعی شد مقام‌های حکومتی چمدان‌های پر از دلار و گذرنامه‌های جعلی را برای فرار آماده کرده‌اند.

این اعتراض‌ها تنها علیه دهه‌ها سرکوب حکومت روحانیون — به‌ویژه در زمینهٔ حقوق زنان — نیست، بلکه علیه فروپاشی اقتصادی ناشی از فساد و انزوای بین‌المللی نیز هست؛ وضعیتی که همهٔ کسانی را که جزو بدنهٔ حکومت نیستند، تحت تأثیر قرار داده است.

صبا لطیفی گفت: «من در یکی از بهترین مدارس خصوصی اصفهان درس خواندم و حتی یک نفر از دوستان مدرسه‌ام شغل ندارد. تمام روز در خیابان‌ها پرسه می‌زنند یا تلویزیون تماشا می‌کنند و به‌شدت افسرده‌اند.»


نگین قدیمی، معترضی که در آغوش پدر جان باخت

امید شمس، نویسنده و فعال حقوق بشر ایرانی در تبعید در لندن، گفت: «ترس از بین رفته است. بخشی از آن به جنگ ۱۲روزه با اسرائیل در ژوئن گذشته برمی‌گردد که مردم دیدند حکومت شکست‌ناپذیر نیست، و بخشی هم به این دلیل است که مردم هیچ امیدی ندارند. یا باید به خیابان بروی و بمیری، یا در خانه بمانی و به‌تدریج بمیری.»

یک رمان‌نویس، پیش از آن‌که برای اعتراض به خیابان برود — با وجود آن‌که در اعتراض‌های قبلی زندانی شده بود — در اینستاگرام نوشت: «دیگر چیزی برای از دست دادن باقی نمانده است.»

دکتر پرستا گفت که او نیز همین روحیه را می‌بیند: «من هنوز حدود ۴۰ بیماری را دارم که در اعتراض‌های قبلی آن‌ها را به آلمان منتقل کردیم و جراحی شدند؛ اما حالا می‌خواهند برگردند، با این‌که می‌دانند ممکن است در فرودگاه بازداشت شوند. پزشکانی که در داخل کشور با آن‌ها صحبت می‌کنم هم می‌گویند مجروحانی که درمان می‌کنند، می‌خواهند به خیابان‌ها بازگردند.»

ناامیدی از وعدهٔ دونالد ترامپ

در حال حاضر خیابان‌ها تقریباً خالی است. شمس گفت برخی معترضان ممکن است برای تجدید قوا موقتاً عقب‌نشینی کرده باشند، اما در عین حال ناامیدی از این‌که وعدهٔ دونالد ترامپ در هفتهٔ گذشته مبنی بر این‌که «کمک در راه است» عملی نشده، نیز وجود دارد. در عوض، ترامپ روز پنجشنبه از حکومت ایران به‌خاطر اجرا نکردن ۸۰۰ اعدام تشکر کرد. او در شبکهٔ تروث سوشال نوشت: «من عمیقاً به این واقعیت احترام می‌گذارم که تمام اعدام‌های برنامه‌ریزی‌شده — بیش از ۸۰۰ مورد — که قرار بود دیروز انجام شود، توسط رهبری ایران لغو شده است. متشکرم!» مشخص نیست این عدد ۸۰۰ از کجا آمده است.

معترضان امیدوارند این رفتار رئیس‌جمهور غیرقابل پیش‌بینی آمریکا صرفاً یک ترفند باشد. شمس گفت این خیزش بدون سلاح است و کمتر کسی باور دارد که بدون کمک خارجی بتواند به تغییر منجر شود. او افزود: «اگر این کمک نرسد، می‌ترسم اتفاق‌های بسیار بدی رخ دهد.»

روز جمعه، رضا پهلوی به‌طور علنی از آمریکا خواست برای سرنگونی رژیم، «حملات جراحی‌شده» علیه اهداف سپاه پاسداران انجام دهد. او گفت: «سقوط رژیم مسئلهٔ زمان است، نه احتمال.»

اگر تغییری هم رخ دهد، برای یاسین میرزایی، ۲۸ ساله، بسیار دیر خواهد بود. او از ایتالیا — جایی که در آن تحصیل می‌کرد — به ایران بازگشته بود و خود را برای مصاحبه در سفارت بریتانیا در تهران آماده می‌کرد تا برای دکترای مهندسی سازه در دانشگاه بریستول اقدام کند.

بهمن میرزایی، عموی او، گفت یاسین در ۸ ژانویه، شب پیش از وقت سفارت، برای نخستین بار در عمرش به همراه دوستانش در تظاهراتی ضدحکومتی در کرمانشاه شرکت کرد. نیروهای امنیتی با مهمات جنگی به سوی جمعیت شلیک کردند و دست‌کم پنج نفر، از جمله یاسین، کشته شدند. عمویش از ترکیه گفت: «گلوله به سرش خورد و همان‌جا جان داد.»

او افزود: «بعداً کسی از ایران با من تماس گرفت و گفت قبل از این‌که یاسین از خانه بیرون برود، انگار خودش می‌دانست ممکن است کشته شود. گفته بود: “اگر مرا کشتند، به همه بگویید در راه آزادی شهید شدم.”»

هشدار: حاوی تصاویر دلخراش!
پزشک قانونی کهریزک تهران، شنبه ۲۰ دی



نظر شما درباره این مقاله:








«جاوید شاه» پاسخ «زن، زندگی، آزادی» نیست!
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 0:09

«جاوید شاه» پاسخ «زن، زندگی، آزادی» نیست!


نیره توحیدی

حذف شعار «زن، زندگی، آزادی» از پروفایل اینترنتی رضا پهلوی در هفته‌های اخیر، معنایی بیش از یک تغییر تاکتیکی دارد. این اقدام نشانه‌ای روشن از عدم درک و احترام به خواسته‌های جنبش ملی و رهایی‌بخش مهسا/ژینا و اعلام شکاف میان مطالبات آن جنبش و پروژه‌ای است که در پی بازتعریف سلطنت به‌عنوان بدیل سیاسی است. در شرایطی که جامعه‌ی ایران همچنان با دیکتاتوری، تبعیض ساختاری و سرکوب گسترده و خونین روبه‌روست، جایگزینی یک شعار فراگیر و رهایی‌بخش با نوستالژی قدرت، نه پاسخی به بحران کنونی است و نه راهی برای آینده.

برخی از حامیان شاهزاده رضا پهلوی بر این باورند که جنبش مهسا/ژینا به پایان رسیده و جامعه‌ی ایران اکنون خواهان بازگشت سلطنت است و حتی به سر دادن این شعار «کهنه» در اعتراض‌های خیابانی حمله‌ور شده‌اند. اما ادعاهای آن‌ها نیازمند شواهد جدی‌تری است. پرسش ساده این است: کدام‌یک از این دو شعار — «زن، زندگی، آزادی» و «جاوید شاه» — کهنه‌تر، سنتی‌تر، عقب‌نگرتر و دورتر از مطالبات امروز جامعه‌ی ایران است؟

آیا جنبش مهسا/ژینا که بیشترین حمایت و احترام ملی و بین‌المللی را به سوی مردم ایران، به‌ویژه زنان و جوانان شجاع و هوشمند این کشور جلب کرده است، به همه‌ی اهداف خود دست یافته و کشور وارد مرحله‌ی تازه‌ای بی‌نیاز به آن شعار شده است؟ آیا مطالبات زنان صرفاً به حجاب اجباری محدود بوده و خواست آن جنبش در همین شعار خلاصه می‌شود؟

واقعیت آن است که یکی از اصلی‌ترین محورهای جنبش ژینا/مهسا، مبارزه با دیکتاتوری بوده است؛ شعاری که پیش‌تر نیز در خیزش‌های سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ در مرکز اعتراضات قرار داشت. ترانه‌ی «برای» اثر شروین حاجی‌پور، که از سوی بسیاری به‌عنوان مانیفست جنبش مهسا/ژینا شناخته می‌شود، به‌روشنی ابعاد چندلایه، درهم‌تنیده و فراگیرِ فرهنگی و سیاسی این جنبش را بازتاب می‌دهد: از آزادی‌های فردی و کرامت انسانی تا محیط‌زیست و رنج کودکان مهاجر افغان. این گستره‌ی مطالبات با هیچ پروژه‌ای که بر بازگشت به گذشته مبتنی بر اقتدار فردی و اتوکراسی استوار باشد، همخوانی ندارد. البته علاوه بر دستاوردهای عمیق و مهم جامعه‌شناختی و فرهنگی جنبش مهسا، یکی از پارادایم‌شیفت‌های سیاسی آن همانا اعلام میلیونی «نه» به جمهوری اسلامی و قطع امید از اصلاح آن بوده است.

مسئله‌ی اصلی امروز ایران، آزادی و عدالت اجتماعی فراگیر و حرکت رو به جلو است؛ شکل‌دادن به جامعه‌ای متکی بر شهروندان حق‌دار، قانون‌مدار و زیست‌کننده در یک دموکراسی سکولار و توسعه‌گرا. تمرکز بر افراد و شخصیت‌ها، و مقام‌های موروثی و مادام‌العمر به‌جای رویکرد سیستمی، نهادسازی و تدوین برنامه‌ی سیاسی دموکراتیک، نه‌تنها کمکی به این هدف نمی‌کند، بلکه خطر بازتولید اقتدارگرایی و دیکتاتوریِ پدر/مردسالارانه را نیز در پی دارد.

از منظر نگارنده، آزادی، دموکراسی و حقوق برابر شهروندی اصل است و شکل حکومت باید به رأی آزاد مردم واگذار شود. اگر اکثریت جامعه در یک انتخابات آزاد به سلطنت مشروطه رأی دهد، حتی مخالفان جمهوری‌خواه نیز باید به این انتخاب احترام بگذارند. با این حال، تجربه‌ی تاریخی ایران پرسش‌های جدی را پیش می‌کشد. رضاشاه و محمدرضاشاه هر دو به قانون اساسی مشروطه سوگند یاد کردند، اما هر دو در عمل به سوی تمرکز قدرت و دیکتاتوری رفتند. در چنین شرایطی، این پرسش همچنان بی‌پاسخ مانده است که چه تضمینی وجود دارد در صورت بازگشت سلطنت، چرخه‌ی استبداد تکرار نشود؟

این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که بخشی از جریان سلطنت‌طلب، پیش از هرگونه گذار، مجلس مؤسسان یا رفراندوم، از «شاه» نامیدن رضا پهلوی سخن می‌گویند و بر تمرکز قدرت تأکید دارند؛ رویکردی که در جزوه‌ی موسوم به «اضطرار» منتسب به او نیز بازتاب یافته است.

گذار از جمهوری اسلامی، بدون شکل‌گیری یک بدیل حکومتی شفاف و فراگیر ممکن نیست. تشکیل یک شورای ائتلافی ملی، با مشارکت واقعی نیروهای گوناگون سیاسی و اجتماعی، شرط لازم برای جلوگیری از بازتولید دیکتاتوری است. ساخت بدیل سیاسی و فروپاشی نظام حاکم، دو فرآیند جدا از هم نیستند؛ این دو، دو سوی یک معادله‌اند. با این حال، تاکنون نه رضا پهلوی و نه جریان سلطنت‌طلب و نه جمهوری‌خواهان نتوانسته‌اند چنین بدیلی را نمایندگی کنند. حتی در میان مشروطه‌خواهان نیز اجماعی حول نقش و جایگاه شاهزاده شکل نگرفته است؛ تا جایی که برخی حامیان، منتقدان خود را تهدید به اعدام می‌کنند.

برخی حامیان سلطنت، گذار را مرحله‌ای پس از سقوط جمهوری اسلامی می‌دانند، اما تجربه‌های موفق جهانی — از آفریقای جنوبی تا لهستان — نشان می‌دهد که گذار دقیقاً فرآیندی است که پیش از فروپاشی کامل نظام حاکم، با توافق سیاسی، نهادسازی، تعریف مسیر راه و بدیل آینده و رفتار و گفتار دموکراتیک آغاز می‌شود. پس از سقوط جمهوری اسلامی، باید تشکیل مجلس مؤسسان، تدوین قانون اساسی جدید و برگزاری انتخابات آزاد در اولویت فوری قرار گیرند. هرگونه طرحی که پیشاپیش قدرت را در دست یک فرد متمرکز کند و دولت ائتلافی و نخست‌وزیر منتخب را نادیده بگیرد، با اصول دموکراسی سازگار نیست.

اگر سلطنت‌طلبان خود را متعهد به الگوهای دموکراتیک می‌دانند، باید بپذیرند که انتخاب میان جمهوری و پادشاهی مشروطه تنها از مسیر رفراندوم آزاد ممکن است و در هر دو حالت، دولت منتخب و پاسخگو اصل لازم و غیرقابل‌چشم‌پوشی است. آقای رضا پهلوی تنها در صورتی می‌تواند به یک چهره‌ی دموکراتیک ملی تبدیل شود که سخنگوی مطالبات اکثریت جامعه باشد و در جهت همگرایی و کاهش شکاف‌های درون اپوزیسیون گام بردارد، نه تشدید آن‌ها. نمونه‌هایی چون نلسون ماندلا، واسلاو هاول و لخ والسا نشان می‌دهند که رهبری ملی بیش از هر چیز به رفتار فراگیر، فراحزبی و فراجناحی نیاز دارد.

برای نمونه، بی‌اعتنایی او و کنایه‌های منفی و سبک همسرش به دریافت جایزه‌ی نوبل توسط نرگس محمدی که در واقع دومین دستاورد نمادین و ملی برای مبارزات حق‌طلبانه‌ی زنان و مردان ایران است، یک فرصت‌سوزی دیگر برای حرکتی در خدمت ایجاد همبستگی و همگرایی بود. برعکس، پیام تبریک شهبانو فرح دیبا گویای وسعت افق برخوردش با منافع ایرانیان بود و لذا باعث افزایش احترام مردم به ایشان گردید. نمونه‌ی تأسف‌بار دیگر، نحوه‌ی برخورد مأیوس‌کننده‌ی آقای پهلوی — که مدعی رهبری است — در برابر رفتارهای خشونت‌آمیز و انحصارطلبانه‌ی برخی هواداران سلطنت‌طلب است؛ از جمله حمله به تجمع‌های جمهوری‌خواهان در خارج از کشور و مورد زشت‌تر و بارزتر، حمله‌ی فیزیکی و سنگ‌پرانی به خانم نرگس محمدی در مراسم یادبود وکیل محبوب ایران، خسرو علی‌کردی در مشهد که با سکوت تأییدآمیز آقای پهلوی روبرو گردید.

بدون ساخت بدیلی فراگیر که بازتاب‌دهنده‌ی صداهای متکثر جامعه‌ی ایران باشد، نه گذار دموکراتیک ممکن است و نه سقوط پایدار دیکتاتوری. امید که آقای پهلوی به‌جای تقابل منفی با یک جنبش مهم مردمی، در حذف شعار «زن، زندگی، آزادی» تجدیدنظر کند و با این حذف به نگرانی‌های مبارزان و بدبینان به پروژه‌ی خود نیفزاید. مسئله‌ی ایران نه بازگشت به گذشته، بلکه ساخت آینده‌ای دموکراتیک و متفاوت از تجربه‌های استبدادی و پرخشونت گذشته و امروز است.


نظر خوانندگان:


■ دیدگاه نیره توحیدی بازتاب‌دهنده یکی از مهم‌ترین چالش‌های نظری و عملی در فضای سیاسی معاصر ایران است. عبور از «چرخه استبداد» (گردش قدرت میان اشکال مختلف خودکامگی) نیازمند گذاری است که بر پایه‌ی سه رکن اساسی استوار باشد:
۱. نفی نوستالژی‌گرایی صرف: اگرچه مطالعه تاریخ برای درس‌آموزی ضروری است، اما بازسازی دقیق الگوهای گذشته معمولاً پاسخگوی پیچیدگی‌های جامعه‌ی متکثر، جوان و دیجیتال امروز ایران نیست. ساخت آینده به ابزارهای مدرن راهبری و مدیریت نیاز دارد.
۲. گسست از چرخه خشونت: تغییراتی که بر پایه‌ی خشونت عریان شکل می‌گیرند، غالباً به بازتولید همان ساختارهای سرکوبگر در لباسی جدید منجر می‌شوند. دموکراسی پایدار معمولاً محصول فرآیندهای خشونت‌پرهیز، گفتگو‌محور و مبتنی بر آشتی ملی (پس از اجرای عدالت) است.
۳. نهادسازی دموکراتیک: برای جلوگیری از ظهور مجدد استبداد، تکیه بر «شخصیت‌ها» باید جای خود را به تکیه بر «نهادها» و «قانون» بدهد. تضمین حقوق اقلیت‌ها، تفکیک قوا و آزادی بیان، پیش‌نیازهای خروج دائمی از مدار استبداد هستند.
در واقع، مسئله‌ی اصلی، رسیدن به یک «قرارداد اجتماعی» جدید است که در آن قدرت نه یک امتیاز موروثی یا ایدئولوژیک، بلکه امانتی موقت و نقدپذیر در دست برگزیدگان مردم باشد.
با سپاس / باتومیان


■ خانم توحیدی گرامی. برخی دغدغه‌های شما بجا و موجه است. کدام روشنفکری است که وقتی پایش به مبارزه اجتماعی کشیده می‌شود، دغدغه و ترس و تردید نداشته باشد؟! من هم با آنچه شما شرط لازم برای دمکراسی ذکر کرده‌اید موافقم: «تشکیل یک شورای ائتلافی ملی، با مشارکت واقعی نیروهای گوناگون سیاسی و اجتماعی، شرط لازم برای جلوگیری از بازتولید دیکتاتوری است». اما مردم باید تا کی صبر کنند؟ برای کسی که خانه‌اش گرم، سفره‌اش پر، و در امنیت و آسایش زندگی می‌کند، صبر کردن میسر است. اما بسیاری از هموطنان ما از این موهبت معمولی و نرمال بسیار دور هستند. آنها از روی اضطرار و استیصال به خیابان ریخته‌اند و به مصداق “غریق به هر بوته و خسی چنگ می‌اندازد” از هر نیرویی که از جان خود و عزیزانشان حمایت کند طلب کمک می‌کنند. اگر جان فرزند شما در خطر بود طلب کمک نمی‌کردید؟ آیا کسی مؤثرتر از ترامپ پیدا می‌کردید تا از او بخواهید دخالت یا اعمال نفوذ کند و جلوی کشتار را بگیرد؟ من به زمان جوانی خود برگشتم که کشتار اردوگاههای فلسطینی صبرا و شتیلا زبانزد ما برای وحشی‌گری بود. حداکثر کشتار در آن دو اردوگاه را ۳۰۰۰ نفر نوشته‌اند. اینک در دو شب در ایران سخن از ۱۲۰۰۰ کشته است!!
به دنیای واقعی قدم بگذاریم و ترامپ را با رضا پهلوی مقایسه کنیم. یکی در پروسه‌ای دموکراتیک انتخاب شده است، دیگری در پروسه‌ای غیردموکراتیک رهبری دوران گذار را پذیرفته است (یکی می‌گوید از روی بلندپروازی و دیگری می‌گوید از روی احساس مسئولیت این رهبری را قبول کرده است). به نظر شما رفتار سیاسی ترامپ معقول‌تر است یا رفتار سیاسی فعلی رضا پهلوی؟
نوشته‌اید که “چه تضمینی وجود دارد در صورت بازگشت سلطنت، چرخه‌ی استبداد تکرار نشود؟”، در یک کلام خلاصه کنم: تضمینی وجود ندارد! ما فقط می‌توانیم «احتمال وقوع» شرایط مطلوب را بیشتر کنیم. مگر جمهوری تضمین داشت که از بطن آن جمهوری اسلامی درآمد؟!
من نیز دغدغه‌های فکری زیادی دارم، اما صبر می‌کنم تا آتش این جبهه فعلی که گشوده شده فرو نشیند. در این جبهه، تمام نیروی ما باید صرف بازدارندگی ج.ا. و شخص خامنه‌ای از این خشونت‌ بی‌مانند شود و فضای تفسی برای پیشرفت به سوی آینده‌ای روشن‌تر فراهم شود.
با احترام. رضا قنبری. آلمان




نظر شما درباره این مقاله:








سکوت چپ در قبال ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 17.01.2026, 12:20

سکوت چپ در قبال ایران


گال بکِرمن

آتلانتیک / ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۲۶

* در حالی که جمهوری اسلامی معترضان را قتل‌عام می‌کند، ایرانیان تبعیدی از فقدان همدلی در میان چپ آمریکا دل‌زده‌اند.

هر بار که ترانهٔ غم‌انگیز «برای» را می‌شنوم — آهنگی که به سرود اعتراضات ایران در سال ۲۰۲۲ بدل شد — هنوز بغضم می‌گیرد و به‌سختی می‌توانم تصور کنم کسی واکنشی متفاوت داشته باشد. شروین حاجی‌پور، که آن زمان ۲۵ سال داشت، این ترانه را با کنار هم چیدن فهرستی از دلایل جوانان ایرانی برای آمدن به خیابان‌ها نوشت: آن‌ها می‌خواهند بدون ترس در ملأ عام همدیگر را ببوسند و مجبور نباشند شعارهای توخالی سر بدهند. آینده‌ای اقتصادی می‌خواهند و هوایی پاک. این‌ها همان چیزهایی است که واتسلاو هاول، مخالف نامدار اهل چک، «اهداف زندگی» می‌نامید؛ اهدافی که در کشورهای اقتدارگرا — جاهایی مثل ایران — مستقیماً به «اهداف نظام» برخورد می‌کنند.

ایرانیان بار دیگر برای پیگیری همین اهداف به خیابان‌ها آمده‌اند. و این بار به‌خاطر آن، به شکلی بی‌سابقه قتل‌عام می‌شوند — برآوردها از شمار کشته‌شدگان دقیق نیست (زیرا اینترنت و بیشتر راه‌های ارتباطی بین‌المللی قطع شده است)، اما ارقام از حدود ۲ هزار تا ۱۲ هزار نفر در نوسان است.

این داستانی ساده است: مردمی جان خود را به خطر می‌اندازند تا در برابر استبداد مقاومت کنند و برای حقوق بنیادین انسانی بجنگند. طنین آن — به‌ویژه برای نیروهای چپ — باید بدیهی باشد. همهٔ عناصر کلاسیک را دارد: تقابل بی‌قدرتان با قدرت، آزادی در برابر سرکوب، زنان و مردان بی‌سلاح در برابر تک‌تیراندازان. اما در پرجنب‌وجوش‌ترین گوشه‌های زیست‌بوم کنشگری — که همین اواخر با مخالفت‌شان با مرگ و ویرانی در غزه به‌شدت فعال شده بودند — این اعتراضات طنین نیافته است. در عوض، از پشت عدسی ضخیم ایدئولوژی به آن نگریسته شده و واکنشی پدید آورده که در بهترین حالت بی‌اعتنا و در بدترین حالت، تحقیرآمیز نسبت به خود ایرانیان است. هزاران معترضی که در سراسر کشور برخاسته‌اند، متهم می‌شوند که ابزارهای بی‌فکر یک دستورکار امپریالیستی‌اند، بخشی از «کارزار تغییر رژیمِ سیا–موساد»، یا حتی «عوامل موساد».

این‌ها شاید افراطی‌ترین نمونه‌ها باشند — در شبکه‌های اجتماعی به‌راحتی می‌توان هر نظری یافت — اما نشانه‌های روشنی وجود دارد که این دیدگاه، خط فکری فراگیری در چپ است. تا روز چهارشنبه، این صدا آن‌قدر مداوم شده بود که کورنل وست، از چهره‌های شاخص ضد‌امپریالیسم، ناگزیر شد هم‌قطاران خود را به‌خاطر «بازی‌های ایدئولوژیک» سرزنش کند. او در ویدئویی که در شبکهٔ ایکس منتشر کرد گفت: «شرم بر آنانی از چپ که ایرانیانِ عزیز را صرفاً مهره می‌بینند.» (به‌دنبال این سخنان، در پاسخ‌ها او را «دلقک»، «احمق» و «ابزار مفید صهیونیسم» خواندند.)

اما برای دیدن شواهد این نزدیک‌بینی — و تأثیری که بر کسانی گذاشته که از آنچه در ایران می‌گذرد آزرده‌اند — لازم نبود به فضای آنلاین بروم. این هفته با شماری از ایرانیان تبعیدی صحبت کردم که خود را مترقی و طرفدار فلسطین می‌دانند — بسیاری از آن‌ها، برای نمونه، از واژهٔ «نسل‌کشی» برای توصیف درگیری در غزه استفاده می‌کردند. تقریباً همگی گفتند که احساس رهاشدگی می‌کنند — طرد شده از سوی همتایانی که می‌پنداشتند ارزش‌های مشترکی با آنان دارند. (من خودم نیز در روزهای بلافاصله پس از ۷ اکتبر، احساسی مشابه داشتم.)

از نگاه چپ، رژیم ایران نیرویی ضد‌امپریالیستی است!

فاطمه شمس، پژوهشگر فمینیست و شاعر دانشگاه پنسیلوانیا، با اشاره به همکاران دانشگاهی‌اش گفت: «احساس انزوا و خیانت می‌کنم. همین حالا هم تعداد زیادی از این احمق‌ها را — که متأسفانه همکاران من هستند — از فهرست دوستانم حذف کرده‌ام. اصلاً نمی‌دانم در آینده چطور می‌توانم خودم را راضی کنم به کنفرانس‌هایشان بروم و مقاله ارائه بدهم.»

در گفت‌وگوهایم با این ایرانیان تبعیدی، ناامیدی عمیقی شنیدم. گاهی تشخیص این‌که واکنششان به شبکه‌های اجتماعی است یا نتیجه‌گیری از نبودِ سازمان‌دهی، دشوار بود؛ اما همگی برایم تأیید کردند که این مسئله فقط محدود به «آنلاینِ صرف» نیست: معترضان ایرانی که بی‌باکانه در تیررس تک‌تیراندازان دولتی قدم می‌گذارند، از سوی چپ آمریکا بیش از آن‌که با همدلی نگریسته شوند، با سوءظن دیده می‌شوند. شاید با توجه به وضعیت قطبی‌شدگی آمریکا، نباید چندان شگفت‌زده می‌شدم. از بسیاری جهات، این صرفاً تازه‌ترین نمونه از گسست معرفتی میان چپ و راست است — چارچوبی که الگوهای ساده‌شده و ازپیش‌تثبیت‌شده را بر هر آنچه واقعیت پیشِ روی ما می‌گذارد تحمیل می‌کند، از جمله تیراندازی اخیر در مینیاپولیس — آنچه را ناخوشایند است کنار می‌گذارد و آنچه را خوشایندتر است، بی‌چون‌وچرا می‌بلعد.

این چارچوب، اگر نگوییم از نظر واقعی، دست‌کم از نظر ایدئولوژیک سازگار است. در نسخه‌ای (البته ساده‌شده) از جهان‌بینی چپ رادیکال، رژیم ایران نمایندهٔ نیرویی ضد‌امپریالیستی است که باید در برابر آمریکا و اسرائیل — دو کشوری که آنان را عاملان ستم می‌دانند — دفاع شود. ناخواسته به یاد می‌آورم که چگونه برخی روشنفکران در دههٔ ۱۹۵۰ به‌سبب آن‌که اتحاد جماهیر شوروی طرفی بود که می‌خواستند در جنگ سرد از آن حمایت کنند، اردوگاه‌های کار اجباری استالین را نادیده گرفتند. از این منظر مانوی، آنچه اکنون در ایران می‌گذرد — در حالی که شمار اجساد رو به افزایش است — یا اغراق‌آمیز تلقی می‌شود، یا کار موساد یا سیا دانسته می‌شود، یا دست‌کم آشوبی است که آشکارا دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو خواهان آن‌اند (و بنابراین شرّ).

آنچه ممکن است این برداشت را در میان چپ تقویت کند، این واقعیت است که راست نیز واقعاً اعتراضات را از دریچهٔ منافع خود می‌بیند. ترامپ گفت امیدوار است «ایران را دوباره عظیم کند» — هرچند تا زمان نگارش این مطلب، رئیس‌جمهور به نظر می‌رسد از تهدید مداخله عقب‌نشینی کرده و با مکث و تته‌پته گفت که «کشتار در ایران دارد متوقف می‌شود — متوقف شده — دارد متوقف می‌شود». برای بسیاری در چپ، هم‌داستان شدن با این پیش‌فرض که «تغییر رژیم» مطلوب است، به‌منزلهٔ تشویق آغاز جنگی دیگر در خاورمیانه احساس می‌شود. و اگر از یک فعال دانشجویی بپرسید چرا حاضر است در حمایت از فلسطینیان اعتراض کند اما نه ایرانیان، شاید — به‌طور منطقی — پاسخ دهد که ایالات متحده به‌سبب پولی که به اسرائیل می‌رسد در کشتار غزه همدست است، حال آن‌که از پیش جمهوری اسلامی را تحریم کرده است؛ بنابراین سیاستی وجود ندارد که برای تغییرش بسیج شد. با این حال، این استدلال به گوش من فضل‌فروشانه می‌آید — بیشتر شبیه امتیاز گرفتن در یک مناظره است تا توضیحی واقعی دربارهٔ این‌که چرا برخی تراژدی‌های انسانی همدلی و کنش برمی‌انگیزند و برخی دیگر نه.

نظریه‌های توطئهٔ موساد و سیا نیز بر واقعیاتی تکیه دارند: بخشی از اپوزیسیون ایران به رضا پهلوی، فرزند شاه پیشین، وفادار است؛ کسی که در سال ۱۹۵۳ با پشتیبانی سیا قدرت خود را گسترش داد. پهلوی ظاهراً نمایندهٔ چشم‌اندازی دموکراتیک و کثرت‌گرا برای آیندهٔ کشور نیست و آشکارا در پی جلب مداخلهٔ آمریکا و اسرائیل است.

همهٔ این‌ها به بروز نوعی افراط در «اما-و-اگر‌گویی» انجامیده است؛ جایی که چپ و راست یکدیگر را مسخره می‌کنند که فقط به قربانیانِ مورد علاقهٔ خود اهمیت می‌دهند. در این جدال بی‌ثمر، آنچه واقعاً بر سر مردم ایران می‌آید گم می‌شود: مردمی که با رژیمی سخت‌جان و فرتوت می‌جنگند که تا خصوصی‌ترین گوشه‌های زندگی‌شان نفوذ کرده و ناتوانی‌اش را در حفظ حداقلی از سطح زندگی برای شهروندانش نشان داده است.

همدلی چپ با جمهوری اسلامی

علی عباسی، فیلم‌ساز ایرانی‌تبار ساکن دانمارک، به من گفت: «ما بین سنگ و سندان گیر کرده‌ایم. چپ حرف ما را باور نمی‌کند، چون فکر می‌کند حامیان اشتباهی داریم. راست می‌خواهد ما برویم و، می‌دانید، جمهوری اسلامی را سرنگون کنیم و یک رهبرِ طرفدار اسرائیل و راست‌گرا سر کار بیاوریم.» و افزود: «در میان این دو، میلیون‌ها و میلیون‌ها ایرانی هستند که فقط می‌دانند این نظام به بن‌بست مطلق رسیده است.»

از مواضع راست شگفت‌زده نیستم؛ شاید به همین دلیل است که سکوت چپ بیش از همه آزارم می‌دهد. اگر کسی نسبت به رنج حساس است، باید به‌طور طبیعی احساس همبستگی نیرومندی با معترضان ایران داشته باشد. و من امید داشتم که جایی در پیکرهٔ چپ — زیر لایه‌های فربهی ایدئولوژیک — ماهیچهٔ بیان مخالفت بنیادین با توتالیتاریسم هنوز سالم مانده باشد. گمان نمی‌کنم وقتی به یاد می‌آورم که زمانی «چپ بین‌المللی»ای وجود داشت که صرفاً از سر اصل و قاعده، در حمایت از مردمی که هر کجای جهان با فاشیسم می‌جنگیدند به حرکت درمی‌آمد، دچار نوستالژیِ خودشیفته‌وار شده باشم.

برای تبعیدیانی که با آنان گفت‌وگو کردم، نگران‌کننده‌ترین — و گویا‌ترین — نکته در واکنش سرد، مقایسهٔ آن با واکنش پرشور به غزه بود. فاطمه شمس، پژوهشگر فمینیست، گفت: «چرا وقتی فلسطینی‌ها — مسلح یا غیرمسلح — برای رهایی می‌جنگند، حمایت از آن‌ها یک وظیفهٔ اخلاقی تلقی می‌شود، اما وقتی ایرانیان اعتراض می‌کنند، به آن‌ها برچسب ‘تروریست‌های مسلح’ یا ‘عوامل موساد’ زده می‌شود؟»

ژانت افاری، استاد مطالعات دینی در دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا، به من کمک کرد تا این ناهمخوانی را در بستر تاریخی‌اش ببینم. او از پیشینه‌ای طولانی سخن گفت که می‌تواند همدلی واکنشیِ چپ با جمهوری اسلامی را توضیح دهد؛ پیشینه‌ای که از نقش نیروهای چپ‌گرا در رهبری انقلاب ۱۹۷۹ آغاز می‌شود (در کنار روحانیانی که در نهایت کنترل کامل را به دست گرفتند). برای کسانی که خواهان پایان اسرائیل‌اند، هویت این رژیم به‌عنوان مدافع حقوق فلسطینیان — و نیز تأمین‌کنندهٔ مالی گروه‌های افراطی ضداسرائیلی مانند حماس و حزب‌الله — به آن اعتباری ویژه بخشیده است.

افاری به یاد آورد که چگونه با یکی از همکارانش که اعتراضات ۲۰۲۲ را — که عمدتاً به‌دست فمینیست‌ها پیش برده می‌شد — کم‌اهمیت می‌شمرد، روبه‌رو شده بود؛ آن فرد می‌پرسید چرا زنان ایرانی نمی‌توانند مثل دیگر زنان خاورمیانه حجاب بپوشند. افاری از او پرسید: «آیا این را می‌گویید چون نمی‌خواهید حکومت جمهوری اسلامی — به‌خاطر حمایتش از آرمان فلسطین — سرنگون شود؟» پاسخ همکارش مثبت بود. افاری گفت: «رو در رو به من گفت!»

به گفتهٔ کامران متین، تبعیدی دیگری و استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه ساسکس انگلستان، چپ ایدئولوژیک نمی‌داند با خشونتی که عامل آن یک مهاجم غربی نیست چه کند. متین به گروه‌های دیگری اشاره کرد که تنها حمایت‌های کم‌رمق از سوی ضد‌امپریالیست‌ها دریافت کردند، از جمله ایزدی‌ها که هدف آزار داعش قرار گرفتند و روهینگیایی‌ها که قربانی دولت میانمار شدند — مواردی که در آن‌ها مهاجمان هژمون‌های غربی نبودند. اگر در برابر این جنایت‌ها «به سنگرها بپرید»، به گفتهٔ او، «کل بنای ضد‌امپریالیسم پسااستعماری اساساً فرو می‌ریزد؛ چون برایشان چنین می‌نماید که با پذیرفتن نمونه‌های غیرغربی، استدلال‌شان علیه غرب را رقیق می‌کنند.»

من همچنین می‌اندیشم که شاید تفاوت غزه با ایران در این باشد که غیرنظامیان فلسطینی «قربانیان کامل» به نظر می‌رسند — مردمی که صرفاً به‌خاطر زندگی در غزه، به‌ویژه در جاهایی که حماس فعال بوده، بمباران شده‌اند. تصویر ایران پیچیده‌تر است؛ معترضان برای تغییر رژیم می‌جنگند و ترکیبی ناهمگون از گروه‌های مخالف با انگیزه‌ها و تصورات گوناگون دربارهٔ ایرانِ پس از آیت‌الله‌ها را در بر می‌گیرند. مخالفان ملاها فعلاً در برابر آنان ناتوان‌اند؛ اما در نهایت، آن‌ها نیز برای کسب قدرت صف‌آرایی می‌کنند و نیروهای بین‌المللی گوناگونی پشت سرشان قرار دارند. (البته این دربارهٔ فلسطینی‌ها هم صادق است، اما نقطهٔ پایان ماجرا بسیار دور به نظر می‌رسد.) ناظران بیرونی ممکن است تصور کنند حمایت از اعتراضات، به‌معنای حمایت از این یا آن جناح است.

همین نوع «آزمون وفاداری» دقیقاً همان چیزی است که تبعیدیانی که با آنان گفت‌وگو کردم را تا این حد دلسرد می‌کند؛ زیرا ایرانیان را به‌عنوان انسان‌هایی دارای عاملیت که سزاوار آزادی خویش‌اند به رسمیت نمی‌شناسد. برخی حتی — به تعبیر عباسی — این فرض را نژادپرستانه دانستند که «مردم کشوری مثل ایران هرگز قادر به تصمیم‌گیری برای خود نیستند و همیشه عروسکِ دستِ یک دولت یا یک قدرت‌اند.»

او افزود برای درک این‌که این جنبش، جنبشِ مردم عادی است، کافی است ببینید چه کسانی کشته می‌شوند — و می‌خواهد تمرکز دوباره به آن‌ها بازگردد. عباسی گفت: «از میان معدود کسانی که نامشان در فهرست کشته‌شدگان آمده، یکی دانشجوی طراحی لباس بود. دیگری بدنساز بود. سومی مجسمه‌ساز بود. این‌ها آدم‌هایی نیستند که برای کسی کار کنند. اگر سیا واقعاً از یک مجسمه‌ساز برای عملیات مسلحانه در ایران استفاده می‌کرد، پس مدیریت‌ش به‌شدت ناکارآمد بوده است.»

نزدیک به یک هفته از قطع ارتباطات گذشته و در حالی که روایت‌هایی از خشونت شدید دولتی به بیرون درز می‌کند، عباسی و دیگر تبعیدیان همراهش بی‌قرار بودند تا پروندهٔ خود را نزد گسترده‌ترین افکار عمومی ممکن مطرح کنند — افکاری که فراتر از سیاست‌های حزبی پل بزند. اما وقتی با سیامک آرام، رئیس «گروه همبستگی ملی برای ایران» گفت‌وگو کردم، او در این زمینه چندان امیدوار به نظر نمی‌رسید. او گفت تظاهراتی که قرار بود این آخر هفته برگزار شود و هدفش گرد آوردن جناح‌های مختلف اپوزیسیون ایران بود، تقریباً هیچ مشارکتی از سوی گروه‌های کنشگر غیرایرانی نداشت.

آرام گفت این مایهٔ تأسف است، زیرا استدلال او برای حمایت از مردم باید برای چپ قابل‌فهم باشد. او گفت «اگر یک افسر پلیس زانویش را روی گردن مردی بگذارد، ما آن را محکوم می‌کنیم». «اگر یک تک‌تیرانداز دختری را در تهران هدف قرار دهد، باید آن را محکوم کنیم.» آرام همچنین معتقد است باید راهی بیابیم تا انسان‌ها را در این روایت ببینیم. «ناکامی هر دو سو — چپ و راست — این خواهد بود که بگذارند ماشین‌حساب سیاسی‌شان قطب‌نمای اخلاقی‌شان را کنار بزند. آن‌ها می‌پرسند: اگر این را محکوم کنم، چه کسی سود می‌برد؟ به‌جای این‌که بپرسند: چه چیزی نادرست است؛ چه چیزی درست است؟»

————
گال بکِرمن (Gal Beckerman) نویسندهٔ ثابت نشریهٔ *آتلانتیک* است. تازه‌ترین کتاب او «سکوت پیش از طوفان: دربارهٔ خاستگاه‌های غیرمنتظرهٔ ایده‌های رادیکال» است.



نظر شما درباره این مقاله:








انتخاب سرنوشت‌ساز ترامپ درباره ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 17.01.2026, 11:22

انتخاب سرنوشت‌ساز ترامپ درباره ایران


کریم سجادپور

آتلانتیک / ۱۶ ژانویه ۲۰۲۶

اقدام نظامی پرمخاطره است. اما دل‌خوش‌کردنِ دروغینِ آزادی‌خواهان، شرم‌آور خواهد بود.

سرنوشت ملتی ۲۵۰۰ ساله با ۹۳ میلیون جمعیت، دست‌کم در مقطع کنونی، در دستان دونالد ترامپ قرار گرفته است.

ترامپ طی سه هفته گذشته، دست‌کم در هشت نوبت، معترضان ایرانی را به حضور در خیابان‌ها تشویق کرد و به آنان اطمینان داد که ایالات متحده پشتشان ایستاده و «کمک در راه است». او تهدید کرد اگر حکومت ایران معترضان را به قتل برساند، آمریکا «در حالت آماده‌باش کامل» برای اقدام قرار دارد.

ترامپ هشدار داد: «اگر شروع کنند به کشتن مردم، همان‌طور که در گذشته کرده‌اند، ما وارد عمل می‌شویم. ضربه‌ای بسیار سخت به جایی می‌زنیم که دردش را حس کنند. این به معنای حضور نیروی زمینی نیست، اما به معنای ضربه‌ای بسیار، بسیار سخت است.»

با وجود این تهدیدها، جمهوری اسلامی موجی از سرکوب را آغاز کرد که تقریباً به‌طور قطع خون‌بارترین کشتار از زمان تأسیس آن در سال ۱۹۷۹ تاکنون بوده است. خود حکومت به کشته‌شدن ۲ هزار نفر اعتراف کرده، اما سازمان‌های حقوق بشری معتقدند شمار جان‌باختگان ممکن است از ۱۲ هزار نفر هم فراتر رود. این رقم احتمالاً بسیار بیشتر از تعداد معترضانی است که طی ۱۳ ماه منتهی به انقلاب ۱۹۷۹ به دست حکومت شاه کشته شدند.

اکنون ترامپ با انتخابی سرنوشت‌ساز روبه‌رو است: یا به وعده خود عمل کند و خطر پیامدهای همواره غیرقابل‌پیش‌بینیِ اقدام نظامی را بپذیرد، یا با ننگِ دل‌گرم‌کردنِ دروغینِ آزادی‌خواهان و جسورترکردنِ یکی از سرسخت‌ترین دشمنان آمریکا روبه‌رو شود.

اگر ترامپ تصمیم بگیرد اقدامی نکند، تشویق او از مردم ایران برای قیام، وعده‌های مکررش درباره حمایت آمریکا، و سپس رهاکردن آنان، به‌عنوان یکی از بی‌رحمانه‌ترین نمونه‌های خیانت ریاست‌جمهوری در تاریخ معاصر به یاد خواهد ماند. ابراز حمایت اخلاقی از معترضان، اقدامی درست بود؛ اما تحریک آنان به قیام و وعده مداخله، و سپس تماشای قتل‌عام هزاران نفر از آنان، عملی بیرحمانه تلقی خواهد شد.

نارضایتی‌های ایرانیان ریشه‌های داخلی دارد، اما انقلاب‌ها پدیده‌هایی روان‌شناختی‌اند، و فراخوان‌های ترامپ محاسبات ریسک بسیاری از معترضان را تغییر داد. سیاوش شیرزاد یکی از آنان بود. خانواده‌اش تلاش کردند او را از رفتن به خیابان بازدارند، اما این مرد ۳۸ ساله اصرار داشت. به گفته یکی از اعضای خانواده‌اش، او گفته بود: «این جشن یک انقلاب است. ترامپ گفته از ما حمایت می‌کند. من می‌روم.» این باور، بهای جانش را گرفت.

پیامدهای عدم اقدام، هم‌اکنون نیز آشکار شده است. مقام‌های امنیتی حکومت، که برخی از آنان شاید در تردید بودند که سلاح بر زمین بگذارند یا به کشتار ادامه دهند، اکنون بی‌تردید جانب خود را انتخاب خواهند کرد. منطق ماجرا خشن اما ساده است: بدون تهدیدی معتبر از سوی آمریکا، آنان به این جمع‌بندی می‌رسند که حکومت ماندگار است؛ در نتیجه، جدایی از آن حکم مرگ را دارد و تنها راه بقا، وفاداری بی‌رحمانه است. تصمیم باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، برای اجرا نکردن «خط قرمز» اعلام‌شده‌اش پس از استفاده رژیم سوریه از سلاح شیمیایی در سال ۲۰۱۳، به ارتش دودل آن کشور نیز همین محاسبه را القا کرد و نوید یک دهه دیگر کشتار را داد.

هم اوباما و هم هیلاری کلینتون، وزیر خارجه پیشین آمریکا، بعدها از این‌که دولتشان در جریان جنبش سبز ایران در سال ۲۰۰۹ کار بیشتری برای کمک به معترضان انجام نداد، ابراز پشیمانی کردند (کلینتون بعدها گفت این بزرگ‌ترین کاری بود که آرزو می‌کرد کاخ سفید در آن زمان متفاوت انجام می‌داد). با این حال، می‌توان با اطمینان گفت که دغدغه‌های وجدانی نقش پررنگی در تصمیم‌گیری ترامپ نخواهد داشت.

آنچه ممکن است او را هدایت کند، نگرانی از آسیبی است که بی‌عملی به تصویر «رهبر قدرتمند» او وارد می‌کند. ترامپ از ضعیف جلوه‌کردن یا مورد تمسخر قرار گرفتن خوشش نمی‌آید. و همان‌گونه که دیکتاتور ونزوئلا، نیکولاس مادورو، در هفته‌های پیش از دستگیری‌اش انجام داد، رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله خامنه‌ای، طی هفته گذشته ترامپ را «ستمگر» خوانده و گفته است «سرنگون خواهد شد». بی‌اثر و ناتوان جلوه‌کردن — به‌ویژه در مقطعی که افکار عمومی ممکن است قاطعیت را پاداش دهد—می‌تواند ترامپ را به سوی اقدام سوق دهد.

بی‌تردید، برای تردید و احتیاط ترامپ دلایل راهبردی معتبری وجود دارد. بیشتر مداخلات ایالات متحده برای مجازات مستبدان خارجی، به نتایج نامطلوبی انجامیده است. هیچ «گلوله نقره‌ای» آمریکایی وجود ندارد که بتواند به‌سادگی رهبران اسلام‌گرای تهران را کنار بزند و کشور را به‌طور مسالمت‌آمیز به سوی یک دموکراسی باثبات و نماینده‌محور منتقل کند. از زمان جنگ جهانی دوم، کمتر از یک‌چهارم فروپاشی‌های اقتدارگرایانه به دموکراسی انجامیده‌اند، و آن‌هایی که بر اثر مداخله خارجی رخ داده‌اند، به‌ویژه شانس کمتری برای چنین نتیجه‌ای داشته‌اند. انقلاب‌های خشونت‌بار، میدان‌های رقابت قهری‌اند؛ آن‌ها را کسانی می‌برند که قادر به سازمان‌دهی زور هستند، نه کسانی که هشتگ بسیج می‌کنند.

با این حال، اقدام نظامی آمریکا همچنان می‌تواند — حتی اگر نتواند نتیجه نهایی را کنترل کند — به‌طور سازنده مسیر رویدادها را شکل دهد. به بیان دیگر، مداخله خارجی «دانمارکی ایرانی» خلق نخواهد کرد، اما می‌تواند از تثبیت «کره‌شمالیِ ایرانی» جلوگیری کند.

در این چارچوب، ترامپ باید اهداف خود را شفاف کند و بر سه جبهه تمرکز داشته باشد.
نخست، باید بکوشد با ارسال این پیام که هزینه این کشتار از منافع سرکوب فراتر خواهد رفت، خشونت علیه غیرنظامیان را بازدارَد.
دوم، باید بر برچیدن «پرده آهنین دیجیتال» پافشاری کند؛ پرده‌ای که به رژیم اجازه داده مردم را در تاریکی قتل‌عام کند (در هفته گذشته، میزان اتصال اینترنت در ایران حدود یک درصد بوده است).
سوم، باید هدف خود را ایجاد شکاف در نیروهای امنیتی ایران قرار دهد؛ از طریق تضعیف فرماندهی و کنترل رژیم، به‌گونه‌ای که در صفوف آنان تردید ایجاد شود و مردم جسورتر شوند.

در خصوص نکته سوم، با سه دوست خود در جوامع نظامی و اطلاعاتی آمریکا مشورت کردم که در مجموع یک قرن تجربه در مواجهه با ایران دارند. جانی گَنِن، کهنه‌سرباز فارسی‌دان سازمان سیا، توصیه کرد هر اقدام آمریکا باید در خدمت «تضعیف روحیه، واردکردن خسارت، و بی‌اعتبارکردن» طرف مقابل باشد. او توصیه ماکیاولی به «شهریار» درباره خطر نیمه‌اقدام‌ها را این‌گونه بازگو کرد: «یا باید کسی را نوازش کرد یا درهم شکست. اگر به او آسیب می‌زنید، باید چنان بزنید که از انتقامش نترسید.» اگر رهبر عالی را هدف می‌گیرید، بهتر است خطا نکنید.

یک مقام ارشد بازنشسته نظامی آمریکا که دهه‌ها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را مطالعه کرده است، توصیه کرد توان موشکی کشور هدف قرار گیرد و همچنین مراکز فرماندهی زده شود، به‌گونه‌ای که رژیم نتواند هماهنگی داخلی داشته باشد و معترضان بتوانند بدون ترس دوباره به صحنه بازگردند. به گفته یکی دیگر از مقام‌های پیشین اطلاعاتی، اقدام ترامپ باید سپاه پاسداران را به این نتیجه برساند که تنها سه گزینه پیش رو دارد: تغییر داوطلبانه، تغییر به دست معترضان، یا تغییر به دست دونالد ترامپ.

جمهوری اسلامی ممکن است در این نبرد اخیر پیروز شده باشد، اما محکوم است که جنگ را در برابر جامعه خود ببازد. در افق میان‌مدت، پیش‌بینی اینکه چه کسی میان یک دیکتاتور ۸۶ ساله و جامعه‌ای جوان پیروز خواهد شد، روشن است. خامنه‌ای به‌زودی مغلوب گذر زمان خواهد شد و ۴۷ سال قدرت سخت جمهوری اسلامی، سرانجام در برابر قدرت نرم ملتی ۲۵۰۰ ساله که می‌خواهد تاریخ پرافتخار خود را بازپس گیرد، شکست خواهد خورد.

در حالی که سرنوشت ایران در ذهن ترامپ دست‌به‌دست می‌شود، او آرام به نظر می‌رسد. با این حال، ماشین جنگی از پیش به حرکت افتاده است: بنا بر گزارش‌ها، ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» در مسیر خاورمیانه قرار دارد. با توجه به سابقه خشونت‌بار روابطشان با ترامپ، رهبران ایران می‌دانند که نمی‌توانند با خیال آسوده بنشینند.

پس از پایان دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، یکی از اعضای کابینه او reportedly گفته بود: در حالی که هنری کیسینجر «نظریه مرد دیوانه» را برای متقاعدکردن دشمنان از غیرقابل‌پیش‌بینی‌بودن نیکسون پرورش داد، نسخه ترامپ از این نظریه ناخواسته بود.

به گفته آن مقام سابق، در مورد نیکسون این یک راهبرد بود؛ اما در مورد ترامپ، رهبران خارجی فقط کافی بود شبکه سی‌ان‌ان را تماشا کنند.

—-
کریم سجادپور، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی است و تمرکز او بر ایران و سیاست خارجی ایالات متحده در قبال خاورمیانه است. او همچنین استاد مدعو دانشگاه جورج‌تاون است.


نظر خوانندگان:


■ و اکنون قبل از اطلاع رسانی از کشتار و نشان دادن ابعاد خشونت و جنایت علیه ملت ایران از داخل کشور و قبل از پخش تصاویر و فیلم‌های مرتبط به آن، خامنه‌ای با تایید هزاران کشته و مسئول دانستن آمریکا و اسراییل قصد دارد علاوه بر اقناع طرفداران نظام، آن را در منطقه هم به خورد مردم دهد و ایران را هم همانند غزه، مظلوم و مورد تجاوز اسراییل نشان دهد. در این راه احتمالا محور مقاومتی‌های اسلامی و چپ هم به یاری‌اش خواهند آمد. ابعاد کشتار آن چنان وسیع و گسترده است که رژیم انکارش را بیهوده می‌داند و با انداختن مسئولیت آن را به گردن عوامل بیگانه قصد خلاص کردن گریبان خود را دارد. ادامه بستن اینترنت و وجود حکومت نظامی و کنترل موبایل در خیابان هم در نشان دهنده نگرانی رژیم از درز اطلاعات بیشتر به خارج است. ولی آنچه که او در نظر نمی‌گیرد نقش ماندگار این جنایت در حافظه ملت ایران است و نقشی که مردم را بیشتر بهم جوش می‌دهد و به آنها می‌نمایاند که چقدر تنهایند و باید با قدرت و همیاری بیشتری به جنگ این دژخیمان بروند.
با آرزوی پیروزی ملت ایران در این نبرد نابرابر / ‌سالاری


 



نظر شما درباره این مقاله:








ره بی‌پایان آزادی، انبوه کشتگان و ما سوگواران ابدی
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 17.01.2026, 11:01

ره بی‌پایان آزادی، انبوه کشتگان و ما سوگواران ابدی


سعید پیوندی

می‌گِریند رویِ ساحل نزدیک
سوگواران در میانِ سوگواران.
قاصدِ روزانِ ابری، داروگ! کی می رسد باران؟ (نیما)

آنك قصابانند
بر گذرگاه‌ها مستقر
با كنده و ساتوري خون آلود
روزگار غريبي ست، نازنين (شاملو) 

یکی ز شب‌گرفتگان چراغ بر نمی‌کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی‌زند
نشسته‌ام در انتظار این غبار بی‌سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی‌زند (سایه)

ایران طی چند روز شاهد بزرگترین کشتار جمعی خیابانی تاریخ سیاسی معاصر خود بود.  ما در زمانه سوگواری هستیم. به جای پرسه‌زدن در قبرستان کلمات و گذشته، جدل‌ها و تکرار حرف‌های همیشگی شاید باید کمی سکوت کرد به احترام جنازه‌های هنوز روی زمین و انبوه کشتگان در کنار ره بی‌انتهای آزادی که به ما می‌نگرند.

باید دقیقه‌ها و ساعت‌های طولانی سکوت کرد و شاید پس از آن با فاصله‌گیری انتقادی، نه برای تکرار “من گفته بودم”، “ما می‌دانستیم”، “از پیش معلوم بود”، “تقصیر کسی است که ...” که برای شستن چشم‌ها و دیدن همه سویه‌های یک فاجعه ملی و سهم و مسئولیت هر یک از ما. به این بیندیشم که ما شاید آن‌چنان که باید صیقل نخورده‌ایم.

وقتی این گونه به سوگ می‌نشینیم باید از خود بپرسیم چرا ما سرنوشتی این چنین ظالمانه داریم؟ چرا ۱۲۰ سال پس از مشروطیت باید هزاران نفر در خیابان‌ها این گونه به دستور سران حکومت دینی وحشیانه قتل‌عام شوند؟ تا کی باید “گریه کن که گر سیل خون گری ثمر ندارد”، “از خون جوانان وطن لاله دمیده” و یا “مرغ سحر” خواب در چشم تر ما بشکند؟ گویی صفحه سرنوشت تاریخی محتوم ما خط برداشته و موسیقی متن این سفر نفرین‌شده از نسلی به نسل دیگر تکرار می‌شود؟

پس از پیروزی انقلاب مشروطیت (مرداد ۱۲۸۵)، اولین شماره نشریه صوراسرافیل (خرداد ۱۲۸۶) نوشته بود که این‌بار استبداد از میهن رخت بربسته و مشروطیت برای ایران آزادی به ارمغان آورده است. اما عمر این اولین بهار آزادی بس کوتاه بود و میرزا جهانگیرخان شیرازی یکی از دو مدیر این نشریه به همراه ملک‌المتکلمین در باغ‌شاه تهران با حضور محمدعلیشاه با طناب خفه شدند.

دهخدا یکی دیگر از نویسندگان نشریه در سوگ این آزادیخواه سرود:
‌ای مرغ سحر! چو این شب تار
بگذاشت ز سر سیاهكاری
‌یاد آر ز شمع مرده! یاد آر

ره پرخونی است میان شب تار استبداد صغیر تا شب تار و بس طولانی استبداد کبیر دینی در کشوری با این همه زخم بر پیکر. مسافران انبوه این ره بی‌پایان بسیار سپیده‌های گلگون دیدند و همگی در حسرت همای سعادت و خورشید خجسته بر فراز بام ایران ماندند. ما ۱۲۰ سال است که جامه سوگواری از تن در نیاورده‌ایم و همه شادی‌ها و لحظات رهایی ما زودگذر و میرنده بودند. چشمان تاریخ هم از دیدن ما و تپه‌ای که بیش از یک قرن است از آن بالا می‌رویم خسته است.

پرسش‌های پرشمار امروز می‌مانند برای فردای بهت و ماتم جمعی. امروز وقت سوگواری است.

قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه‌های همه تلخ
با دلم می‌گوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو، فریب
قاصدک! هان، ولی… آخر… ای وای
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام، آی! کجا رفتی؟ آی
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی، جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمی‌بندم خردک شرری هست هنوز؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می‌گریند (اخوان ثالت)

کانال شخصی سعید پیوندی
https://t.me/paivandisaeed


نظر خوانندگان:


■ پیوندی گرامی:
اشکدان چشم من خشکیده است
زین همه بیداد تنها مانده است
تشنه هیزم اجاق خشم من
سوگوار هموطنانم سالاری




نظر شما درباره این مقاله:








استراتژیِ ساخت اکثریت برای پیروزیِ خیابان
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 15:17

استراتژیِ ساخت اکثریت برای پیروزیِ خیابان


عطا محامد

گذار از تضادهای هویتی اپوزیسیون؛ استراتژیِ ساخت اکثریت برای پیروزیِ خیابان

اعتراضات میدانی در ایران ابعاد بی‌مانندی به خود گرفته و تا امروز با سرعت بسیاری افزایش یافته است. معترضان آشکارا خواهان تغییر نظم سیاسی مستقر هستند. هرچند نام پهلوی در بخشی از شعارهای خیابانی شنیده می‌شود، اما واقعیتِ تکثرِ میدان، نشان می‌دهد که این جریان هنوز به جایگاهِ انتخابِ اکثریت نرسیده است و معترضان به گروه‌های گوناگونی تعلق دارند که در نفی جمهوری اسلامی متحد شده‌اند.

اتحادی که در خیابان شکل گرفته، با وجود آنکه آلترناتیوی را صدا می‌زند اما در بیرون از کشور با خلأ در نمایندگی خواسته‌های متکثر روبه‌روست. در میان نیروهای سیاسی خارج از ایران، یک دوقطبی هویتی، به‌ویژه میان پادشاهی‌خواهان و جمهوری‌خواهان، بر فضای کنش سیاسی سایه انداخته است؛ وضعیتی که در آن نیروها به جای سازمان‌دهی این تکثر و همراهی با ضرب‌آهنگ تند مردم، در بند اختلافات کهنه و فرساینده خود مانده‌اند.

تجربه‌های پیشین نشان داده‌اند که حضور میدانیِ گسترده، بدون پشتوانه یک آلترناتیو سیاسیِ قابل فهم و مورد اعتماد، لزوماً به تغییر سیاسی منتهی نمی‌شود. اکنون که روند اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ از تغییری ماهوی حکایت دارد و هدف مردم در خیابان به‌صراحت «انقلاب سیاسی» است، ضرورت اقدام همگام اپوزیسیون با این خواست رادیکال بیش از هر زمان دیگری حیاتی شده است به ویژه برای پاسخ به پرسش‌های فوری «چه می‌شود؟» و «چگونه؟»

با بالا رفتن سطح خشونت در خیابان و نزدیک شدن لحظه انقلاب، داشتن «راهکار سیاسی» برای هر گروه، به یک ضرورت فوری بدل شده است. جریان پادشاهی‌خواه مدعی داشتن چنین مابه‌ازایی است، اما تا اینجا صورت‌بندی شفافی از مدیریت این روزها تا رسیدن به مرحله گذار ارائه نکرده و همین ابهام، نگرانی‌هایی را در میان نیروهای گوناگون دامن زده است. هم‌زمان، در سایر نیروهای سیاسی نیز نوعی ناتوانی در خلقِ زبانی هم‌آوا با خیابان دیده می‌شود که بتواند تکثر مردم را نمایندگی کند. حاصل این وضعیت، تبدیل شدنِ نمایندگی به یک بحرانِ جدی است؛ چرا که تداوم این خلأ، هم افق دموکراسی‌خواهی را تیره می‌کند و بخشی از بدنه اجتماعی را از همراهی باز می‌دارد و هم فراتر از آن، آینده‌ پس از جمهوری اسلامی را با ابهام روبرو می‌سازد.

پادشاهی‌خواهان: راهبرد «مشروعیت بر پایه نمادگرایی فردی»

جریان پادشاهی‌خواه با اتکا به ریشه‌های تاریخی و نمادین که در مورد خاندان پهلوی وجود دارد، در ماه‌های اخیر راهبردی را تقویت کرده که بر نوعی تمرکزگرایی سیاسی استوار است. تحلیل گفته‌ها و نوشته‌های کنشگران این جریان، از جمله چهره‌هایی نظیر سعید قاسمی‌نژاد، امیرحسین اعتمادی و کامران خوانساری‌نیا، نشان می‌دهد که تعریف این طیف از مفهوم همگرایی، از مدل‌ «اشتراک قدرت میان نیروها» فاصله گرفته است. فهم آن‌ها، از همگرایی یک ساختار عمودی است که در آن سایر گروه‌های سیاسی نه به عنوان شریک، بلکه به عنوان نیروهای هضم شده حول یک «رهبری واحد» تعریف می‌شوند. این نگاه که رهبری را امری غیرقابل‌تقسیم می‌پندارد، عملاً ایجاد یک جبهه عرضی و دموکراتیک را با چالش‌های ساختاری مواجه کرده است.

این جریان با استناد به بخشی از شعارهایی که در خیابان‌ها در حمایت از پهلوی داده می‌شود، نوعی «مشروعیت میدانی» برای خود قائل است که آن‌‌ها را بی‌نیاز از توافق با نخبگان سیاسی دیگر کرده است. از این منظر، همگرایی یا ایجاد یک جبهه واحد با نیروهای جمهوری‌خواه یا چپ، از نظر آن‌ها به نوعی «سهم‌خواهی نخبگانی» تفسیر می‌شود که می‌تواند صراحت و سرعت حرکت جنبش را در پیچ‌وتابِ مذاکراتِ فرسایشی مخدوش کند. این طیف، وزنِ سیاسیِ جریاناتِ دیگر را در ترازوی خیابان ناچیز می‌شمارد و همین امر باعث شده تا انگیزه کافی برای نشستن پشت میز گفتگو که مستلزم کوتاه‌آمدن از مواضع حداکثری باشد، عملاً بی‌مورد شود.

در لایه رسانه‌ای، فعالان این جریان با نقد تند به رسانه‌های بین‌المللیِ ناهمسو، آن‌ها را به «سانسور روایت خیابان» متهم می‌کنند؛ اتهامی که بیش از آنکه متوجه واقعیتِ پوشش خبری باشد، نشان‌دهنده تلاشی برای برجسته‌سازی روایتی است که پادشاهی را آلترناتیوِ اصلیِ ممکن معرفی می‌کند. این رویکرد، علاوه بر ایجاد دوقطبی‌ در فضای مجازی، فضای گفتگو میان نیروهای سیاسی را به شدت تنگ کرده و هرگونه نقد یا تفاوت دیدگاه را به عنوان مانعی در مسیر پیروزی بازنمایی می‌کند؛ امری که خود یکی از عوامل اصلی انجماد سیاسی در خارج از کشور است.

جمهوری‌خواهان: اصرار بر فرآیندهای دموکراتیک در میانه بحران

در سوی دیگر، طیف متنوع جمهوری‌خواهان (از تشکل‌هایی چون بنیاد مردم تا اتحاد جمهوری‌خواهان و نیروهای لیبرال و چپ) قرار دارند که بر مبنای هویت سیاسی خود، هرگونه حرکت فردمحور را تهدیدی برای دموکراسی آینده می‌بینند. آنچه در ادبیات سیاسی گاه به «احتیاط بیش از حد در فرآیندهای دموکراتیک» تعبیر می‌شود، در واقع ریشه در نگرانی عمیق این جریان از بازتولید ساختارهای غیرپاسخگو دارد.

برای این بخش از اپوزیسیون خارج از کشور، همگرایی با پادشاهی‌خواهان در شرایط فعلی به معنای پذیرش یک جایگاه نابرابر است. آن‌ها اصرار دارند که هرگونه رهبری باید شورایی و مبتنی بر برنامه‌های حقوقی و تکثرگرا باشد. این پافشاری بر جزئیات ساختاری، در حالی که خیابان وضعیتی رادیکال به خود گرفته است، باعث شد که جمهوری‌خواهان در بسیج توده‌ای و ایجاد هیجان عمومی از رقیب خود عقب بمانند و در مواقعی حتی منفعلانه عمل کنند. این تضاد میان «سرعت خیابان» و «احتیاط تئوریک» که در این جریان به وجود آمده است، عملاً امکان هرگونه اقدام مشترک را ناممکن کرده است.

این در حالی که است که جمهوری خواهان نتوانسته‌اند استراتژی جدیدی را به وجود آورند و همچنان بر مدل تاسیس جامعه مدنی (نیروهای چپ با تاکید بر تشکل کارگران)، اقدام آن‌ها با استراتژی برای انقلاب پافشاری می‌کنند. مدلی که در سال‌های گذشته حتی شرایط اولیه آن محقق نشده است و بعید می‌رسد که با قطع ماندن اینترنت و از دست رفتن ارتباطات چنین چیزی اساسا ممکن شود.

بحران تحلیل وضعیت میان این نیروها با بحران رهبری در میان این گروه همراه است. آن‌ها نتوانسته‌اند که در تمام این سال‌ها خواسته‌های خود را متمرکز کرده و یک جریان واحد به وجود آورند حتی از رهبری شورایی در میان جریان خود نیز فاصله بسیار دارند. در این وضعیت نقش جریان رقیب طبیعتا پررنگ‌تر می‌شود و اقدام این گروه عملا بیشتر به سوی تخریب رقیب است تا مبارزه با جمهوری اسلامی.

استراتژی بقای حاکمیت: تشدید دوقطبی و حذف میانجی‌ها

جمهوری اسلامی با آگاهی از شکاف‌های موجود در اپوزیسیون خارج از کشور، استراتژی «تفرقه و بی‌اعتبارسازی» را به طور جدی دنبال کرده و می‌کند. حکومت با دمیدن بر آتش این اختلافات، در پی جا انداختن این ادعاست که تنها راه ممکن از مسیر نیروهای سیاسی داخلی می‌گذرد؛ رویکردی که هدف غایی آن، بی‌ارزش جلوه دادن کلیتِ اپوزیسیون و ناکارآمد نشان دادن هرگونه جایگزین سیاسی است. این استراتژی، با تشدید دوقطبی میان مخالفان، مستقیماً به دنبال ناامید کردن بدنه اجتماعی معترض در خیابان‌ها است تا مانع از شکل‌گیری یک خواست متکثر و ملی شود.

هدف نهایی این راهبرد، انحلالِ پیش‌دستانه‌ هرگونه جبهه واحد برای تغییر و جایگزینی آن با «هراس از آینده» است. نظام در عین خشونت وحشیانه در خیابان، تلاش می‌کند با برجسته‌سازی «فقدان جایگزین»، بخشی از مردم را نسبت به چشم‌اندازِ پس از خود دچار تردید کرده و آن‌ها را به واسطه ترس از خلأ قدرت یا دخالت خارجی، در خانه‌ها نگه دارد. همچنین بر آتش حضور بیگانه در میان مردم نیز می‌دمد تا حرکت مردمی را بی اعتبار کند. نیروهای اپوزیسیون در مقابل این استراتژی جمهوری اسلامی به یک استراتژی واحد نیاز دارند. آن‌ها بایستی ضمن مضاعف کردن صدای مردم در مقابل این دستگاه تبلیغاتی، ساخت روایت واقعی از آنچه روی داده است، صدای گوناگونی مردم را نمایندگی کرده و امکان‌های مطرح شدن راهکارهای جمعی برای آینده را فراهم کنند.

عبور از آرمان ائتلاف به سوی واقعیتِ تکثر

در شرایطی که جریان پادشاهی‌خواه با اتکا به تصویر تاریخی و شعارهای میدانی، «دستِ بالا» را در فضای رسانه‌ای و بخشی از خیابان دارد، اما واقعیتِ تکثر سیاسی ایران نشان می‌دهد که این جریان هنوز نتوانسته است «اکثریتِ» را نمایندگی کند. در حالی که هسته سخت قدرت در ایران به پشتوانه سخنان رهبر جمهوری اسلامی، آشکارا گزینه «ماندگاری به قیمت خون» را برگزیده است، استراتژی اپوزیسیون بیش از هر زمان دیگری باید بر «ساختِ اکثریت» متمرکز شود. این اکثریت نه از طریق حذف دیگران یا هضم آن‌ها در یک قطب، بلکه از طریق به رسمیت شناختن وزنِ واقعی هر جریان و ایجاد یک جبهه هم‌افزا شکل ‌گیرد که بتواند هراس از آینده را به «امیدِ سازمان‌یافته» بدل کند. چرا که هر نیرویی توانایی ویژه‌ای در بسیج بخشی از جامعه دارد.

برای عبور از این انجماد، ضرورتی به ساخت یک «ائتلاف کلاسیک» و صلب که بر سر تمام جزئیاتِ آینده توافق کند، نیست؛ بلکه نیاز امروز، توافقی مقطعی بر سر «قواعد بازی دموکراتیک» و مدیریت دوران گذار است. جریان‌های سیاسی که همگی مدعیِ ارزش‌های دموکراتیک هستند، باید بتوانند در یک همکاری «غیرادغامی»، بر سر حداقل‌هایی برای فلج کردن ماشین سرکوب و نمایندگیِ صدای متکثر مردم به تفاهم برسند. اگر اپوزیسیون نتواند از این دوقطبی‌های هویتی عبور کند و بر سر یک «قراردادِ همکاریِ فنی» به توافق برسد، شکاف میانِ «آمادگیِ جامعه برای تغییر» و «ناتوانیِ نخبگان برای راهبری»، می‌تواند فرصتی برای بقای حاکمیتِ مستقر فراهم کند. گزینه دیگر عبور مردم از تمامیت اپوزیسیون است.


نظر خوانندگان:


■ واژه‌های پادشاهی و جمهوری فقط گویای ظرف و شکل هستند و هیچ از محتوا نمیگویند. بنظر من این بحث در حال حاضر انحرافی و بی مورد است. حتا بحث در باره ی محتوای حکومت هم بی‌مورد است. تنها مسئله مبرم نجات سرزمین ایران و مردمان ساکن این سرزمین است که گرفتار تبهکاران اسلام پناهی شده‌اند که به تنها چیزی نمی‌اندیشند نیکروزی این مردمان و این سرزمین است. قدم اول برای نحات از وضعیت فعلی نابودی فوری و قطعی تمامیت جمهوری اسلامی است به هر طریق ممکن.
کاوه انصاری


■ با سلام، پیشنهاد می‌کنم به جای تکیه بر نمادها یا شکل‌های حکومتی، بر روی برنامه‌های حکومتی تاکید شود و ائتلافی عمومی بر سر سوسیال‌دموکراسی صورت پذیرد تا مردم هم چشم‌انداز روشنی از دموکراسی و عدالت را در مقابل خود ببینند.
با احترام - حسین جرجانی




نظر شما درباره این مقاله:








نقش رضا پهلوی در معادله‌ی دموکراتیزاسیون ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 12:40

نقش رضا پهلوی در معادله‌ی دموکراتیزاسیون ایران


سلمان گرگانی

موفقیت جنبش‌های دموکراتیک بیش از آن‌که به وجود «چهره‌ی نجات‌بخش» وابسته باشد، به میزان ائتلاف‌ها و تفکیک میان «نماد» و «قدرت اجرایی» بستگی دارد. هرگاه بسیج سیاسی پیش از شکل‌گیری شبکه‌های مدنی به سمت تصاحب مستقیم قدرت حرکت کند، احتمال بازتولید اقتدارگرایی یا شکست جنبش افزایش می‌یابد. از سوی دیگر،  تمرکز گفتمان بر «رهبر منجی» به‌جای «فرآیند جمعی»، منطق جنبش را از مطالبه‌محوری به شخص‌محوری سوق می‌دهد. در چنین الگویی، مشروعیت نه از نهاد و قاعده، بلکه از کاریزما و وعده‌ی مداخله‌ی بیرونی استخراج می‌شود؛ امری که به تضعیف خودسازمان‌یابی جامعه می‌انجامد.

در پرتو این چارچوب، تلاش جمهوری اسلامی برای بازنمایی اعتراضات به‌صورت رقابتی دو‌قطبی میان «رضا پهلوی» و «علی خامنه‌ای» را می‌توان راهبردی کلاسیک برای مهار گذار دانست. رژیم‌ با شخصی‌سازی منازعه کوشید شکاف «دولت–جامعه» را به شکاف «مدعیان قدرت» تقلیل دهد تا بدنه‌ی خود را از ریزش مصون نگه دارد. این بازنمایی به حکومت اجازه می‌دهد سرکوب را نه علیه «مردم»، بلکه علیه «رقیب قدرت» توجیه کند و از بسیج مذهبی ایدئولوژیک برای انسجام نیروهایش بهره گیرد.

عملکرد جریان پیرامون رضا پهلوی در این بستر، به‌طور ناخواسته با این راهبرد هم‌پوشانی یافت. تمرکز تبلیغاتی بر محوریت یک چهره و وعده‌ی «کمک در راه است» منطق جنبش را از مسیر نهاد محور به سوی انتظار از مداخله‌ی بیرونی و رهبری فردی سوق داد. این الگو با تجربه‌ی انقلاب ۱۳۵۷ شباهت‌هایی دارد، اما با تفاوتی بنیادین: در آن تجربه، گفتمان مسلط دست‌کم در سطح اعلامی بر «حاکمیت مردم» تأکید داشت، در حالی‌که در رویکرد اخیر، محوریت شخص جایگزین فرایند شد.

چنین راهبردی دو پیامد اصلی دارد: نخست، تضعیف شبکه‌های خودسازمان‌ده جامعه و دوم، افزایش آسیب‌پذیری بسیج خیابانی در برابر سرکوب. بدون وجود نهادهای مدنی، انرژی اعتراضی به سرمایه‌ی سیاسی پایدار تبدیل نمی‌شود.

بزرگ‌نمایی ظرفیت‌ها و امکانات جریان پیرامون رضا پهلوی، همراه با اتکای غالب بر بسیج نمادین و تبلیغات رسانه‌ایِ فاقد پشتوانه‌ی سازمان‌دهی میدانی، و نیز تمرکز بر چشم‌انداز تصاحب سریع قدرت سیاسی، به افزایش محسوس هزینه‌های انسانی و اجتماعی جنبش انجامید. این رویکرد، به‌جای تقویت شبکه‌های پایدار کنش جمعی، نوعی بسیج هیجانی و مقطعی را بر جامعه تحمیل کرد که در برابر ماشین سرکوب حکومتی از تاب‌آوری لازم برخوردار نبود و در نتیجه، شکاف میان انتظارات برساخته و توان واقعیِ جنبش را تعمیق بخشید. فراخوان‌های حداکثری بدون پشتوانه‌ی سازمانی، چرخه‌ای از امید کاذب و سرکوب واقعی تولید می‌کند و شکست‌های مقطعی نه‌تنها به تضعیف روحیه‌ی جمعی می‌انجامد، بلکه امکان بازسازی شبکه‌های مدنی را نیز محدود می‌سازد.

از این‌رو، فهم جامع هزینه‌های جنبش مستلزم نگاهی چندسطحی است که علاوه بر مسئولیت بنیادین حکومت، به خطاهای راهبردی اپوزیسیون و نیز به نقش قدرت‌های خارجیِ دارای منافع متعارض با توسعه‌ی مستقل ایران توجه کند.

در منطق گذار دموکراتیک، کنشگرانی که بدون باور به تقدم نهاد بر فرد، جامعه را به بسیج پرهزینه فرامی‌خوانند، در شکل‌گیری هزینه‌ها سهیم‌اند، هرچند سهم آنان با مسئولیت حکومت قابل قیاس نیست. از این منظر، جریان پیرامون رضا پهلوی به‌واسطه‌ی شخص‌محوری و بی‌اعتنایی به منطق نهادمندی، بخشی از بار پرهزینه‌ی جنبش را به‌طور غیرمستقیم، بر جامعه تحمیل کرده است.

پرسش بنیادین این است که آیا رضا پهلوی می‌تواند از جایگاه «مدعی قدرت» به نقش «ضامن روند ملیِ گذار» انتقال یابد. تحقق چنین تحولی مستلزم تغییر در منطق کنش سیاسی اوست: عبور از شخص‌محوری به پذیرش تقدم اراده‌ی جمعی بر موقعیت فردی، و تعریف نقش خویش به‌عنوان تسهیل‌گر فرایندی که مشروعیت آن صرفاً از رأی و سازمان‌یابی جامعه برمی‌خیزد. در صورتی که این تغییر رخ ندهد و راهبرد او همچنان بر انتظار از مداخلات خارجی به‌ویژه اتکا به ایالات متحده یا اسرائیل استوار بماند، پیامد آن تبدیل‌شدن این جریان به عاملی بازدارنده در درون جنبش‌های تحول‌خواه خواهد بود.

از این منظر، آینده‌ی سیاسی رضا پهلوی نه به میزان حمایت خارجی، بلکه به درجه‌ی التزام او به منطق «گذار ملی» وابسته است؛ منطقی که تقدم نهاد بر فرد، اراده‌ی جمعی بر کاریزما، و استقلال جنبش از محاسبات ژئوپلیتیک بیرونی را مفروض می‌گیرد. در غیاب چنین التزامی، این جریان می‌تواند به «استخوان لای زخم» جنبش تبدیل شود: عنصری که نه ظرفیت رهبری پایدار و نهادمند را دارد و نه آمادگی کناره‌گیری داوطلبانه از محوریت سیاسی را.

تداوم این وضعیت، مانع شکل‌گیری بدیلی دموکراتیک و فراگیر خواهد شد و فضای منازعه را در سطح رقابت اشخاص منجمد می‌کند؛ وضعیتی که به‌طور ناخواسته با نیازهای بقای جمهوری اسلامی هم‌پوشانی می‌یابد. رژیم اقتدارگرا از هرگونه شخصی‌سازی منازعه و تداوم دوگانه‌های غیرنهادی بهره می‌برد، زیرا چنین الگویی امکان ریزش درونی را کاهش داده و سرکوب را به‌عنوان مقابله با «رقیب قدرت» و نه جامعه، بازنمایی می‌کند.

بنابراین، تعیین سرنوشت نقش رضا پهلوی نه صرفاً مسئله‌ای فردی، بلکه متغیری ساختاری در مسیر گذار ایران است: یا می‌تواند به تسهیل‌گرِ فرایندی نهاد محور بدل شود، یا با اصرار بر الگوی شخص‌محور، ناخواسته به استمرار وضع موجود یاری رساند.

سلمان گرگانی
۲۶ دی ۱۴۰۴



نظر شما درباره این مقاله:








پایانِ ترس در ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 10:50

پایانِ ترس در ایران


عباس میلانی

نیویورک تایمز / ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۲۶

در اوج قدرت، رژیم‌های اقتدارگرا هاله‌ای از شکست‌ناپذیری به خود می‌گیرند. اما هنگامی که ناگهان فرو می‌ریزند، خودِ وجودشان به طرز شگفت‌آوری پوچ و نامحتمل به نظر می‌رسد. به ویرانه‌ها خیره می‌شویم و با ناباوری می‌پرسیم: چگونه چیزی تا این حد دست‌وپاگیر و ناکارآمد توانست این‌همه دوام بیاورد؟

اما آنچه در ظاهر فروپاشی‌ای ناگهانی جلوه می‌کند، در واقع همواره نتیجهٔ فرسایش ساختاری است ــ و مهم‌تر از همه، فرسایش ترس.

اکنون شاهد رخ دادن این روند در ایران هستیم. از اواخر دسامبر، مردم برای اعتراض به تورم، فروپاشی اقتصاد و تداوم لجاجت دولت به خیابان‌ها آمده‌اند. گسترهٔ این اعتراض‌ها بی‌سابقه است. تظاهرات از شهرهای کوچک ــ که تا پیش از این پایگاه اصلی حمایت از حکومت به شمار می‌رفتند ــ تا بازارها، که در طول تاریخ منبع حیاتی حمایت مالی و سیاسی از روحانیت بوده‌اند، گسترش یافته است. اگر در سال ۲۰۰۹ معترضان خواهان شمارش آرای خود بودند، امروز برخی شعار «مرگ بر خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی، سر می‌دهند و خواستار تغییر رژیم هستند.

بی‌باکی‌ای که معترضان از خود نشان می‌دهند، دلیل آن است که این خیزش ممکن است پایدار باشد. قدرت‌های غربی باید در حمایت از آنان این واقعیت را در نظر بگیرند؛ نادیده گرفتن این جنبش‌های هرچه نیرومندتر به معنای از دست دادن فرصتی است برای کمک به مردم ایران تا خود را از این کابوس برهانند و زمینهٔ خاورمیانه‌ای صلح‌آمیزتر و دموکراتیک‌تر را فراهم آورند.

ترس، سیمانِ هر ساختار اقتدارگراست. نه ایدئولوژی، نه الهیات و نه حتی زور عریان به‌تنهایی نمی‌تواند این بنای عظیم را سرپا نگه دارد. این ترس است که چنین می‌کند. وقتی ترس فرو می‌ریزد، ابزارهای معمول سرکوب ــ از زندان و اوباش گرفته تا قتل و رسانه‌های رسمی ــ قدرت بازدارندگی خود را در برابر جمعیتی ناراضی که قصد برخاستن دارد از دست می‌دهند. وقتی ترس از میان برود، دیگر پرسش این نیست که آیا حکومت اقتدارگرا فروخواهد پاشید یا نه، بلکه این است که چه زمانی.

جمهوری اسلامی ایران از همان آغاز این حقیقت را درک کرد. به محض آنکه قدرت را به دست گرفت، در پی ایجاد رعب و وحشت برآمد. خشونت امری حاشیه‌ای نبود، بلکه جنبه‌ای آموزشی داشت. اعدام‌های علنی با دقتی آیینی انجام می‌شد. تصاویر اجساد آویخته‌شده یا پیکرهای سوراخ‌شده از گلوله، صفحات روزنامه‌ها را پر می‌کرد و از تلویزیون دولتی پخش می‌شد. پیام کاملاً روشن بود: انقلاب پیروز شده و بی‌رحم است.

در آغاز، این خشونت متوجه بسیاری از مقام‌های حکومت سرنگون‌شدهٔ محمدرضا شاه پهلوی بود. اما به‌سرعت دامنهٔ آن به چپ‌گرایان، لیبرال‌ها، گروه‌های قومی معترض و زنانی که برای حقوق خود می‌جنگیدند گسترش یافت. مخالفت به‌عنوان گناه، حتی ارتداد، بازتعریف شد و مجازات‌ها علنی و هولناک بودند. رژیم روحانی ترکیبی از دستگاه امنیتی مدرن و نمایش‌پردازی حساب‌شده و قرون‌وسطاییِ وحشت را به کار گرفت. ترس به درسی شهروندی بدل شد.

وقتی ترور درونی می‌شود ــ همان‌گونه که در جوامع اقتدارگرا همواره چنین است ــ نیاز به نمایش‌های علنی خشونت می‌تواند کاهش یابد. تا اواخر دههٔ ۱۹۸۰ در ایران، هنگامی که ترس در قلب‌ها و ذهن‌های مردم جا خوش کرده بود و جهان نیز بیش از پیش کارنامهٔ فاحش حقوق بشری حکومت را زیر ذره‌بین می‌برد، شدیدترین اعمال خشونت پشت درهای بسته انجام می‌شد. اعدام هزاران زندانی در سال ۱۹۸۸ ــ که در آن زمان بزرگ‌ترین کشتار جمعی ایرانیان به دست رهبری جمهوری اسلامی بود ــ در نهایت پنهان‌کاری صورت گرفت. اجساد مخفی شدند، گورها بی‌نشان ماند و خانواده‌ها به سکوت واداشته شدند. ترور همچنان اعمال می‌شد، اما دیگر به نمایش گذاشته نمی‌شد.

سپس فرسایش تدریجی مشروعیت رژیم آغاز شد. انتخابات به آیین‌هایی بی‌گزینه بدل شدند؛ شعارهای رسمی طنین خود را از دست دادند؛ بوروکراسی‌های به‌ارث‌رسیده به شبکه‌هایی فاسد و ناتوان فروکاسته شدند که اغلب تنها غنایم را میان حوزه‌های نفوذ حاکمان جدید توزیع می‌کردند. تنها منبع واقعی قدرت، همان ترسی بود که حکومت همچنان می‌کاشت ــ این احساس که مقاومت بیهوده است، زیرا رژیم بیش از حد ریشه‌دار، بیش از حد بی‌رحم و بیش از حد همه‌جا حاضر است که بتوان به چالش کشیدش.

این هالهٔ شکست‌ناپذیری ــ این یأسِ شهروندانی فرسوده ــ با جنبش نافرمانی مدنی پایدار و سنجیدهٔ زنان ایرانی که از سال ۲۰۲۲ آغاز شد و «زن، زندگی، آزادی» نام گرفت، درهم شکست.

این جنبش گسستی قاطع در سلطهٔ عاطفی حاکمان روحانی ایجاد کرد. هنگامی که زنان با جسارت حجاب‌های خود را در ملأعام برداشتند، هنگامی که با موهای آشکار از کنار مأموران مسلح دولت عبور کردند، اتفاقی برگشت‌ناپذیر رخ داد. ترس جابه‌جا شد. رژیم هنوز می‌توانست بازداشت کند، بزند، کور کند و بکشد ــ اما دیگر نمی‌توانست زنان را به پذیرش مطیعانهٔ نظمی زن‌ستیز مرعوب کند. در ماه‌های نخست اعتراض‌ها، بیش از ۱۹ هزار نفر بازداشت و حدود ۵۰۰ نفر کشته شدند، آن هم در حالی که نیروهای حکومتی می‌کوشیدند ترس را دوباره به زنان ــ و به تبع آن به جامعه ــ تحمیل کنند. این تلاش شکست خورد و زنان به سرپیچی خود ادامه دادند.

در سطح منطقه‌ای نیز تصویر قدرت مطلقی که رهبری جمهوری اسلامی پرورده بود، شروع به ترک برداشتن کرد. ترور قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به دست دولت نخست دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۰، به تضعیف افسانهٔ همه‌دانی راهبردی رژیم کمک کرد. تضعیف نیروهای نیابتی ایران ــ حزب‌الله در لبنان و حماس در غزه ــ به دست اسرائیل، روایت سلطهٔ اجتناب‌ناپذیر منطقه‌ای را سوراخ کرد. در ماه‌های اخیر، جنگ کوتاه اما پیامددار ۱۲روزهٔ ایران با اسرائیل و ایالات متحده نیز ضربهٔ دیگری وارد آورد ــ نه فقط از نظر نظامی، بلکه از نظر روانی. آنچه نظام‌های اقتدارگرا بیش از هر چیز از آن هراس دارند، نه شکست، بلکه عیان شدن ضعف است.

واکنش رژیم به تازه‌ترین دور اعتراض‌ها، مطابق انتظار، به‌شدت خشن بوده و در روزهای اخیر از دامنهٔ اعتراض‌ها کاسته شده است. سازمان‌های حقوق بشری شمار کشته‌شدگان را میان ۲۵۰۰ تا ۳۴۰۰ نفر برآورد کرده‌اند که بسیاری از آنان معترضانِ هدف گلوله در خیابان‌ها بوده‌اند. رژیم تهدید به اعدام کرده و اعترافات اجباری را به نمایش گذاشته است. این نشانهٔ قدرت نیست؛ نشانهٔ وحشت است. هرچه ترس فرو می‌ریزد، رژیم برای جبران آن ناچار به تشدید خشونت می‌شود. این واقعیت که چرخه‌های پیشین مقاومت و سرکوب تنها به زایش جنبشی دیگر، بزرگ‌تر از قبل، انجامیده‌اند، حکومت را از توسل به خشونت بازنداشته است. این تنها زبانی است که می‌شناسند.

اکنون تهران با تناقضی روبه‌روست. همان شبکه‌های اجتماعی‌ای که برای ایجاد رعب، با پخش تصاویر مجازات و بزرگ‌نمایی تهدیدها به کار می‌گیرد، به دست شهروندان نیز استفاده می‌شوند ــ یا دست‌کم تا پیش از قطع اینترنتی که دولت این هفته اعمال کرد، چنین بود. ویدئوهای نافرمانی سریع‌تر از کلیپ‌های هشداردهندهٔ حکومتی منتشر می‌شوند. تمسخر و طنز سریع‌تر از وحشت و تهدید گسترش می‌یابد. شجاعت، وقتی مسری شود، به‌سختی قرنطینه می‌شود.

خورخه لوئیس بورخس گفته بود: «سانسور مادر استعاره است.» وقتی سخن گفتن محدود می‌شود، مردم راه‌های تازه‌ای برای سخن گفتن می‌یابند. در ایران امروز، سرکوب مادرِ یافتن پیوستهٔ شکل‌های نوین اعتراض است ــ پادزهر ترس. هر تلاش برای خاموش کردن، گونه‌ای تازه از بیان می‌آفریند؛ هر کوششی برای ترساندن، دستور زبان‌های جدیدی از سرپیچی تولید می‌کند. دولت هنوز ابزارهای خشونت را در اختیار دارد، اما کنترل خیال را از دست داده است.

رژیم‌های اقتدارگرا زمانی سقوط نمی‌کنند که به‌عنوان نظام‌هایی بی‌رحم افشا می‌شوند؛ بی‌رحمی سرمایهٔ آنان است. آنان زمانی فرو می‌ریزند که شکنندگی‌شان آشکار شود. جمهوری اسلامی شاید هنوز با زور حکومت کند و شاید بتواند این دور از نافرمانی را سرکوب کند، اما سلاح ترس را ــ که قلب تپندهٔ قدرتش است ــ از دست می‌دهد. این وضعیت تا ابد ادامه نخواهد داشت.

——————
* عباس میلانی استاد مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد و پژوهشگر مؤسسهٔ هوور است.



نظر شما درباره این مقاله:








شود خایه در زیر مرغان تباه!
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 10:14

شود خایه در زیر مرغان تباه!


سعید مظفری

مروجان شعار « پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید» ، امروز که پاسداران مردم را با سلاح سنگین قتل عام می‌کنند آیا نباید به تشخیص دیروز خود شک کنند و اگر اشتباه کرده بودند اعتراف نمایند و تفکر خود را اصلاح کنند؟

آنانی که بختیار را نوکر بی‌اختیار نامیدند و بدون فرصت دادن به این آدم حسابی سوسیال‌دموکرات که می‌خواست راهی به آشتی ملی بگشاید و از این همه خرابی و کشتار که بعدتر دیدیم جلوگیری کند پیش پیش او را قضاوت کرده و راه عمل را بر او بستند آیا نباید امروز به اشتباه دیروز خود اعتراف کنند و یک آنالیز عقلی و نه ایدئولوژیک، از انتخاب دیروزشان ارائه دهند؟

آنانی که سینما رکس را آتش زدند و مردم را زنده زنده در آن سوزاندند، آنانی که پشت بام مدرسه علوی آدم‌ها را با عجله و بی‌محاکمه کشتند، آنانی که باعث جنگ با عراق شدند و هشت سال مصیبت و ویرانی بر این مملکت آوار کردند، آنانی که دسته دسته زندانیان سیاسی را در محکمه‌های فرمایشی و سرپایی به مرگ محکوم کردند و حکم ظالمانه خود را سریعا اجرا کردند، آنانی که نداها و مهساها و دختران و پسران ما را کشتند و هنوز هم دارند می‌کشند و فیلم‌هایش را هم منتشر می‌کنند تا از بقیه زهر چشم بگیرند، آنانی که نمازشان قضا نمی‌‌شود و بابت هر گلوله‌ای که به جمجمه عزیزان ما شلیک می‌کنند پاداش مالی به‌علاوه یک «اجر شما با امام حسین» دریافت می‌کنند، که نیازی به تفکر ندارند. آنان عقل را منبع استدلال می‌دانند و پای استدلالیان را هم چوبین! آنان موٰمن‌اند و موٰمن هم ایمان دارد نه عقل.

ایمان دارد به الله و جانشینان الله در زمین که از آنها دستور می‌گیرد و وظیفه خود را انجام می‌دهد تا روز آخر و تا زمانی که مثل آیشمن «با خنده به گور بپرد» و مثل داعشیان با ۷۲ حوری حرم خود محشور شود.

روی سخنم با آنانی است که هنوز نسبتی با عقل دارند و در گفتارها و نوشتارهای خود مدعی تفکر و تعقل و استدلال هستند. حال که در عصر ارتباطات و وفور منابع هستیم آیا لازم نمی‌‌بینید که باید دست از کلیشه‌ها و استرئوتیپهای مارکسیستی و اسلامی بشوییم و بپذیریم که ما هم آدم بودیم و اشتباهاتی داشتیم و هر آدمی اشتباه می‌کند و باید با تجربه از اشتباهات، خود را تصحیح کنیم چون فقط معصوم اشتباه نمی‌‌کند و آن هم یک وهم است.

کسی که هنوز قادر است تفکر کند باید بپذیرد که وقت شستن نام‌هاست. این که تو زمانی به چپ یا راست تعلق داشتی پس باید تا آخر عمرت قتل عام جوانان این سرزمین را ببینی و در تحلیل آن به هذیان و جزم‌های از پیش پرداخته پناه ببری ضعف مفرط تفکر است. تو نه چپ هستی نه راست. تو هیچ نیستی.

دیروز دیدم رسانه ایران‌اینترنشنال تعداد کشته شدگان را دوازده هزار نفر برآورد کرده بود! امیدوارم آن هم هذیان باشد یا من هذیان دیده باشم. اگر راست باشد که باید شاهنامه را به یاد آورد که «شود خایه در زیر مرغان تباه / هر آنگه که بیدادگر گشت شاه» و اگر راست باشد – که بزودی معلوم می‌شود – باید دید چه تغییرات رادیکالی در ایران رخ خواهد داد.

در محکوم کردن این جنایات رفقای چپ خوش‌خیال اروپایی ما تعلل می‌ورزند و این همه جنایات را به سیا و موساد نسبت می‌دهند! آیا ما که ایرانی هستیم و از ماهیت جنایات حاکمان‌مان باخبریم و بسیاری از ما هنوز زخم شلاق‌های اینان را بر تن و روح خود داریم باید از کلیشه‌های کپک‌زده در تحلیل‌هایمان استفاده کنیم. چون دشمن آمریکا هستند پس خوبند و جوانی که از مرگ بر آمریکا و اسرائیل گفتن خودداری می‌ورزد پس تروریست موسادی و سیایی است؟

آیا نمی‌‌ترسید به هم‌دستی با دشمنان ایران متهم شوید؟ آری، شما که این جوانان را به هم‌دستی با امپریالیسم متهم می‌کنید.

گله‌ام از مردم «عادی و عامی» نیست که آنان خوب درک می‌کنند و بر خلاف داستان روشنفکری در اروپا، اغلب از روشنفکران مان کارآتر بودند.

سخنم با «روشنفکرانمان» است. آیا وقت آن نرسیده تا مثل آن بزرگی که دیروز می‌گفت اگر قرار باشد که حکومت سابق برگردد اسلحه دست می‌گیرد و دوشادوش ملایان می‌جنگد شما هم امروز بگویید که استدلال عقلی اجازه بازاستفاده از کلیشه‌ها را نمی‌‌دهد و در هر لحظه باید با توجه به شرایط لحظه تفکر کرد و تصمیم گرفت؟

تا کی خشک-مغزی و جزم‌گرایی را اعتقاد به اصول و پرنسیب می‌نامید؟ و از درک لزوم و اعتبار تحلیل به‌مقتضای حال عاجزید؟

این چه عقلی است که شما به‌کار می‌برید که همه نشریات شما در این ۴۷ سال مجموعا به اندازه یک جلد از دایره‌المعارف دوران روشنگری فرانسه نتوانسته تاثیر بگذارد؟

دنبال مقصر نگردیم. واقفم که خلاقیت و آفرینش راهکار از تضارب آرا حاصل می‌شود و تاریخ‌ها و دین‌ها و فرهنگ‌های ایرانی تا کنون علیه گفتگوی فلسفی و آزاد بوده‌اند. نمی‌‌توان به تنهایی در کنجی نشست و همه مشکلات ایران را حل کرد. مشکلاتی که همه در خلق آنها دخیل بوده‌اند باید هم با همکاری همه حل شود. وقتش رسیده از همه واژه‌های مقدس که بوی کپکشان مغزهای ما را فلج کرده دست برداریم و همه واژه‌های مقدسمان را با آب خرد بشوییم. ملاک منافع ایرانیان است و سربلندی ایران. هر واژه‌ای در این راستا مقدس ماند بماند. به یک مجمع ملی شامل همه نیاز داریم. برخوردهای حذفی به نفع دشمنان ایران است.

مارک‌های چپ و راست دیگر دمده شده‌اند. در این حمام خون نه چپ چپ است نه راست راست. الآن وقت اندیشیدن با هم و عمل کردن با هم است. اندیشیدن سرد و منطقی و ریاضی و ارسطویی. با افلاطون خداحافظی کنیم.


نظر خوانندگان:


■ جناب مظفری گرامی٬ ممنونم ازت. همه چی در این مقاله‌ی کوتاه، دقیق و شرافتمندانه گفته شده است. آیا چپ پنجاه هفتی معنی «خرد» هم می‌فهمد ؟ دیوار برلین که سقوط کرد، تفکر آنان هم ساقط شد. چپ جهان سومی زور می‌زند که نفهمد. افسوس.
سعید


■ درود بر آقای مظفری گرامی، بحثی مختصر بدون شرح کشّاف.
این پرسشهایی اساسی که شما مطرح کرده اید و مستلزم تامّلات و غور و اندیشیدن فردی توام با مسئولیّت هستند، متاسفانه نتیجه گیریتان راه را بر همان چیزی میبندد که به محکومیّتش مطلب نوشته اید!!. احتمالا بپرسید چطور مگه؟. توضیح میدهم. ما برای چیره شدن به مسائل و مُعضلات میهنی دقیقا باید از همان «عقل اسلامی/ و راسیونالیته – یونانی/غربی» بگسلیم که در زبان افلاطون و ارسطو و اصحاب کلیسا و مارکس و متفکّران و اساتید معاصر دانشگاهی در کشورهای باختری از عصر یونان تا همین امروز کاربرد دارد. فعلا نیز از تک و توکی صداهای متفکّران باخترزمینی که افکارشان در تقابل با میراث یونانیان و مسیحیّت هستند، فعلا میگذرم تا بحث، مفصّل نشود.
اینکه چطور و چگونه میشود که انسانها در ایمان آوردن به اعتقاداتی و نظراتی و ایدئلوژیهایی از لحاظ روحی و روانی استحاله پیدا میکنند و برای اقتدار و قدرت و حاکم کردن اعتقادات خودشان به هر وسیله ای متوسّل میشوند تا دیگران را مطیع و تابع و گماشته خود کنند، پروسیه ایست پیچیده که فقط با «عقلانیّت اسلامی/λόγος/νοῦς یونانی و همچنین Reason /Intellect/Mind انگلیسی و Vernunft/Verstand آلمانی و Raison/Esprit فرانسوی و Ratio/Intellectus لاتین» و محاسبات ریاضی وار نمیتوان از پس آن برآمد. چنین تصوّری خبط آشکار است. انسانها حتّا اگر از لحاظ عقلانی /راسسونالیستی بر صحت چیزی متّفق باشند، از لحاظ احساسی و عاطفی و علایق شخصی و امیال و غرائز و سوائق به طور ناخوادگاه یا آنچه را که غربیها «ایرراسیونال» میگویند، در عمل رفتار خواهند کرد و موضع میگیرند. بنابر این، پیوند راسیونالیته و ابعاد تاریک و پیچییده روح و روان بشری فقط با کاربرد و کاربست مفاهیم ناب فلسفی و ارقام ریاضی حل شدنی نیستند. آنچه که ساختار جوامع اروپایی را دگرگون کرد، فقط اندیشیدن فلسفی نبود؛ بلکه هنر و نقّاشی و پیکرتراشی و موسیقی و رقص و آواز و ادبیّات و شعر و سینما و تئاتر و بازیها و البسه و جشنها و غیره و ذالک بودند. فلسفیدن و دانشجویی فقط ایجاد شکافهای ظریف و منفذهای میکروسکپی در ذهنیّتهای منجمد و منبسط و بسته ایجاد کردند تا بذرهای گسستن و آفریدن و به خود آیی انسانها امکانپذیر شوند.
در ایران ما، پروسه گسستن از میراث میترائیسم و دیانت مزدائی و سپس اسلامیّت، هیچگاه سیستماتیک و فلسفی و پیدار نبود؛ بلکه به میخ و به نعل زدنها و در «حدیث دیگران» عبارتبندی کردن حرفهای و دیدگاهها بود که آنهم از طریق «شعر» اتّفاق افتاد. ولی - خلاف اروپائیان – هیچگاه موضوع اندیشیدن و فلسفیدن برای طیف تحصیل کرده و آکادمیکر ایرانی محسوب نشدند و به حساب نیامدند. در حالیکه در اروپا، ادبیّات و شعر از کلیدی ترین سنگپایه های فلسفیدن و اندیشیدن بودند و هنوزم هستند. در نظر بگیرید متفکّری نامدار به نام «وایتهد» با آن مغز شگفت انگیز ریاضی و فلسفی اش در یکی از کتابهایش اعتراف میکند که «کولریج و وردزورث»، اشعاری دارند که واقعیّتها و وضعیّتهایی را به قدری دقیق انعکاس میدهند؛ طوری که ارقام ریاضی و مفاهیم فلسفی در توصیفشان عاجزند و فلج.
میترائیسم و دیانت زرتشتی و اسلامیّت و بابیگری و بهائیّت و مارکسیسم از تحوّلات روانی مردم ایران و طیف تحصیل کرده سرزمین ما هستند. همینطوری نمیتوان آنها را به دور انداخت و ندید گرفت. ما برای به خود آمدن و بیدار شدن به میراث و نتیاج و پیامدها و نقشهای تمام این تحوّلات روانی و اجتماعی و کشوری محتاج و ملزومیم تا بتوانیم دلایل ناکامیابیها و فلاکتها و ذالاتها و گسستها و قهقرائیها و خصومتها و خونریزیها و حتّا دوران درخشان و ستودنی میهنمان را بفهمیم و دریابیم. خصومت و انکار مطلق؛ یعنی تیشه به ریشه خود زدن. ما باید بفهمیم و بدانیم که چرا«نامه تنسر»، مانیفستی بود برای توجیه استبداد و کشتار دم و دستگاه موبدان در سلسله ساسانیان. همانطور که باید دریابیم چرا «قرآن» در دست آخوندها و مراجع تقلید و فقها به ابزار «قدرت و اقتدار و خونریزی» تبدیل شده است. همینطور بفهیم و دریابیم که چرا «تراژدیهای شاهنامه و داستان خانواده سام و زال و رستم» هنوز که هنوز است، ایده آل مردم ایران از هنر کشورداری و مناسبات اجتماعی است. پروسه انتقادی را باید از محکومیّتها و مجبوریّتها و علایق شخصی پاکسازی کرد تا بتوان هر چیزی را بدانسان که بوده است بدون واسطه دید و شناخت و بررسی و سنجشگری کرد.
در جامعه ایرانی متاسفانه، صف آرایی فکری و انتقادی در باره میراث تاریخی و فرهنگی نیاکان ما از عهد میترائیسم تا همین عهد ولایت فقیه با رادمنشی و صمیمیّـت و ژرفاندیشی انتقادی بدون حُبّ و بُغض، اتّفاق نیفتاد. ما یا در موضع انکار مطلق ایستاده ایم و همه چیز را دفن کرده ایم و منکر شدیم و میشویم. یا در موضع دروغبافی و یابس و طوبا گوییها و قصّه پردازیهایی که اصلا با تاریخ و فرهنگ ما، سنخیّتی نداشتند و ندارند. یا اینکه فقط بر بُعدی انگشت گذاشتیم و تاکید مُبرم کردیم که هیچ راهگشایی ارزشمندی برای مسائل و معضلات جامعه نبود و نیست. در نظر بگیرید متفکّری به نام «غزالی» را که بعد از آنهمه به قول خودش، تامّلات و تفحّصات و پیچ و خمهای قلمسوزی، به باتلاق «کیمیای سعادت» و «احیاء علوم الدّین» رسید؛ نه روش اندیشیدن دکارتی. حال بماند که صفحات آغازین کتاب معروف دکارت، تاثیر پذیرفته و حتّا کپیه برداری از اعترافات غزالی [= المنقذ من الضلال/رهایی از گمراهی] است.
بحث چپ ایدئولوژیکی که من آن را «شیعه گری ناب» میدانم، هیچگاه در وضعیّت انتقادی گسستن از چیزی و سپس پیوستن به چیزی دیگر رخ نداد؛ بلکه فقط «ثقلگاه ایمانخواهی و حبل المتینی» از «دامنه اسلامیّت نوع شیعه» به «حیطه ایدئولوژی مارکسیسم» جابجا شد. در این جابجایی تنها چیزی که هرگز اتّفاق نیفتاد همانا «اندیشیدن انتقادی و جویندگی و پرسشگری و شکّاکیّت» بود؛ یعنی مقولاتی که انسان را به سوی خویشاندیشی و قائم به ذات شدن و دیدن با چشمان مغز فردی خو د مددکار میشود؛ یعنی هدف و مقصدی که از اندیشیدن در یونان و اروپا بود و هنوزم هست. من نمیخواهم بحث را گسترش دهم و بازمیگردم به نتیجه گیری شما.
ما برای سنجشگری وضعیّت و میراث تاریخی و فرهنگی میهنمان به تنها چیزی که محتاج نیستیم، دقیقا همین«عقلانیّت اسلامی/λόγος/νοῦς یونانی و همچنین Reason /Intellect/Mind انگلیسی و Vernunft/Verstand آلمانی و Raison/Esprit فرانسوی و Ratio/Intellectus لاتین» هستند. ما مییتوانیم بی هیچ شکّ و تردیدی از متفکّران یونانی و اروپایی و آمریکایی و دیگر اندیشمندان اقصاء نقاط جهان انگیخته به اندیشیدن و فلسفیدن شویم و بیش و مهمتر از همه، «متدهای اندیشیدن» را از آنها بیاموزیم و سپس در رویکرد به جامعه خودمان بکوشیم که از راه «خردورزی» به سنجشگری میراث تاریخی و فرهنگی مردم میهنمان و آفرینندگی ایده ها و افکار بدیع و راهگشاییهای اجرایی همّت کنیم. بین «خردورزی ایرانی» با بدیلهای مشابه اش در یونان و کشورهای اروپایی، تفاوتی کلیدی و ریشه ای و اساسی وجود دارد. عدم شناخت و تفکیک تفاوت و تضاد خردورزی ایرانی با بدیلهای مشابه اش، باعث خبط و خطاهایی هولناکی خواهد شد که ما را در همچنان وضعیّتهای آچمز، میخکوب نگه خواهند داشت. بحث بر سر نادیده گرفتن روشهای دیگران نیست؛ بلکه بحث بر سر شناختن روشهای دیگران برای به کار بستن روش تجربیات خود ما ایرانیان است. امیدوارم متوجّه باشید که من چه میگویم. «خردورزی ایرانی»، پروسه ای مهرآمیز و آمیزشی و تاییدی و زیباآرایی و نگاهبانی و پیونداندن و پرورندگی و پرستاری است. ولی راسیونالیته باختر زمینیان و عقلانیّت اسلامی و لوگوس و نوئوس یونانی، روشهایی هستند برای چیره شدن و سلطه گری و گسستن و پاره پوره کردن و تمایز گذاشتن و منفک کردن قیراطی عین داده های ریاضی و فیزیکی و انفورماتیکی.
ما برای به خود آمدن مجبور نیستیم که تابع و دنباله رو و مطیع «متفکّران و فیلسوفان و اساتید برجسته دانشگاهی باخترزمینان و دیگران» باشیم؛ بلکه ما باید بیاموزیم که چگونه میتوان در مکتب دیگران، شاگردی کوشا و گشوده فکر شد و از روشهای اندیشیدن آنها به زایش افکار و اندیشه های خود کامیاب گردید و «سقراط و افلاطون و ارسطو و کانت و نیچه و شوپنهائور و جان لاک و توماس هابز و ویلیام جیمز و میشل فوکو و غیره و ذالک وطنی»شد. همین.
شاد زی و دیر زی! فرامرز حیدریان


■ درود بر آقای مظفری که این بحث را گشودند و نیز کامنت پرمغز آقای حیدریان که البته در مورد آن اینجا به اختصار نمی‌توان چیزی نوشت.
و اما در مورد مقاله آقای مظفری. من هر دو تقصیر و گمراهی را مرتکب شدم: هم بختیار را نوکر بی‌اختیار نامیدم و هم با شعار «پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید» همراهی کردم. من زمان انقلاب یک جوان پرشور ۲۳ ساله بودم و درک بسیار محدودی از مسائل اجتماعی داشتم. امروزه به خاطر اشتباهاتم، مخصوصا در مورد شاپور بختیار بسیار متاسفم.
جمله معروف او (حفظ وجاهت ملی برای من نیز میسر بود) اکنون آذین‌بخش دفتر کارم است. با تمام این پشیمانی، باید بکوشیم نظرات یکدیگر را بفهمیم و قبول کنیم که “هر سری عقلی دارد”.
به طور خلاصه چند نکته را جسارتا عرض کنم:
۱- نوشته‌اید “مجمع ملی شامل همه”. این مجمع چطور تشکیل می‌شود؟ در جریان جنبش زن زندگی آزادی این مجمع درست شد، اما دوامی نیاورد. دلیل اصلی این است که در هر مجمعی باید هر فکری به تناسب طرفداران‌ خود نمایندگی شود. چون ما عدد دقیق که هیچ، حتی عدد قابل اتکایی در مورد میزان طرفداری از هر عقیده‌ای نداریم، نمی‌توانیم مجمع ملی درست کنیم. پیش‌شرط این مجمع، به دست آوردن تخمین مناسب در مورد هر جناحی است.
۲- باید قبول کنیم که مبارزه مردم در ایران بخشی است از مبارزه دو اردوگاه، یکی به سرکردگی آمریکا و دیگری به سرکردگی چین. بسیاری از روشنفکران ایرانی بر این عقیده‌اند که سیستم سرمایه داری، سیستمی است که برایش سرنوشت و سعادت کل بشر چندان اهمیتی ندارد. من گرچه در رقابتی که بین این دو اردوگاه است، طرفدار دنیای آزاد و سرمایه داری و سیستم‌های دمکراتیک هستم، اما معتقدم که معایب سیستم سرمایه داری می‌تواند به پیروزی سیستم‌های دیکتاتوری و الیگارشی بینجامد.
مسائل بسیار اساسی هستند و باید بپذیریم که “چو گل بسیار شد پیلان بلغزند”.
با احترام . رضا قنبری. آلمان


■ جنابان سعید، حیدریان و قنبری
بی‌تعارف و صمیمانه ممنونم که اولین اندریافت/ تاثر/ احساس خود را پس از خواندن نوشته من با دیگران در میان گذاشتید. از نوشته های پیشین جناب حیدرین این را یادداشت کرده بودم که دقیقا حرف دل خودم هم هست و با ایشان کاملا موافقم:
«هر ملّتی در آیینه اسطوره‌هایش، گوهر خودش را می‌شناسد. تلاش از بهر فهمیدن تجربیات نهفته در تصاویر اسطوره‌ای و وااندیشی آنها در مفاهیم فلسفی امکانیست برای استقلال اندیشیدن در خصوص مُعضلات اجتماع و گرفتاریهای باهمزیستی. تا زمانی که کوشندگان آزادی نتوانند مایه‌های فکری اساطیر مردم میهن خود را در مفاهیم فلسفی بازاندیشند و در زبانی همگانفهم و شفّاف بدون مغلقگوییهای آکادمیکی عبارتبندی کنند، محال است بتوان ساز و کار مناسبات اجتماعی را در تک، تک عرصه‌های لازم مثل کشورداری، انتخابات، همسایه داری و دیپلماسی، قانون، منش، آموزش، اقتصاد، مناسبات جهانی و امثالهم سامانبندی کرد.»
پایان نقل قول
من نمیدانم آیا ایشان شعری هم منتشر کرده اند یا نه ولی از ذهن زلال و آینه وار ایشان هر چه میتراود به شعر ناب پهلو میزند و شعر هم نزدیکترین رفیق فلسفه است. من هم همینها را گفتم شاید با جمله بندی دیگر. من هیچ مخالفتی با فرمول شما ندارم ولی اگر جمله ای را با سبکی دیگر نوشتم منظورم این نیست که بقول ضرب المثلی هلندی «بچه را با تشت بیرون بیندازیم» هر چه بر این سرزمین گذشت بخشی از ماست و باید مورد شناسایی و تحلیل قرار گیرد. ولی معتقدم برای برپایی مجمعی ملی (حال به هر اسم دیگری ولی دربرگیرنده افرادی که به اصول دموکراتیک مذاکره باور داشته باشند ولو بعد از مذاکراتی چند به تشخیص و تصمیم خود همین جمع کنار گذاشته شوند) لازم است عقل ارسطویی (منظورم تسامحا عقل رها از جزمیات و دگمهای دینی و اساطیری و ایدئولوژیک – که اینها اساسا تخیلند نه عقل-) راهنمای ما باشد. منظورم به هیچ وجه دور ریختن آن جنبه هایی از زندگی انسانی که از احساسات و عواطف برمیخیزند نیست بلکه سنجش دخیل کردن آنها در تصمیمات بزرگ سیاسی است. اینها مربوط به دو حیطه هستند بنظرم. اصلا اینکه معتقدم تصمیمات بزرگ را باید جمع – هر چه بیشتر بهتر- با هم بگیرد نشان میدهد که معتقدم فرد بیشتر ممکن است خطا کند – منجمله خود من ، منجمله در همین نوشته- و خطای فرد اگر قدرتمند هم باشد میتواند به فاجعه ختم شود.
باز هم از شما تشکر میکنم و منظورم از تضارب آرا هم همین است که بتوانیم آزادانه و بر پایه عقل رها آرا هم را بفهمیم و بسنجیم و البته بعد از پذیرش آزادیم با شعر و ادب و نقاشی و سایر هنرها تاثرات خود را ابراز داریم. فقط مایلم در پایان به یک نکته اشاره کنم که عقل یونانی معمولا به همین عقل ارسطویی و رها از پیشفرضها و دگمها و جزمیات اشاره دارد و عقل اسلامی در تضاد با آن است و به اندریافتهایی اشاره دارد که با اصول دین ناهمساز نباشد. این را من البته عقل نمی نامم بلکه حداکثر همان عقال است یعنی تعریفی که مسلمانان از عقل بدست میدهند و آن را با پای بند شتر هم خانواده میدانند.
پاینده باشید / مظفری




نظر شما درباره این مقاله:








چرا تحلیل‌گران از فهم محبوبیت رضا پهلوی درمانده‌اند؟
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 19:26

چرا تحلیل‌گران از فهم محبوبیت رضا پهلوی درمانده‌اند؟


رضا کاظم‌زاده

عنوان اصلی مقاله:
چرا بسیاری از تحلیل‌گران سیاسی ایران از فهم جهش محبوبیت رضا پهلوی درمانده‌اند؟

مقدمه: یک پدیده‌ی پیش‌بینی‌نشده
رشد جهشی و ناگهانی محبوبیت رضا پهلوی در ماه‌های اخیر، به ویژه بازتاب گسترده‌ی نام او در تظاهرات، نه‌تنها برای حاکمیت، بلکه برای بخش بزرگی از تحلیلگران و کنشگران سیاسی ایرانی نیز غافل‌گیرکننده بود. این درماندگی تحلیلی خود را در دو سطح نشان داد:

نخست، ناتوانی در پیش‌بینی فراگیری این پدیده؛ و دوم، ناتوانی مستمر در توضیح علل آن، حتی پس از مواجهه‌ی عینی با واقعیت.

این یادداشت استدلال می‌کند که این ناتوانی صرفا ناشی از کمبود داده یا خطای تحلیلی نیست، بلکه ریشه در پیش‌فرض‌های ایدئولوژیک، روانی و هویتی دارد که امکان مشاهده‌ی بی‌واسطه‌ی واقعیت اجتماعی را از بسیاری از تحلیل‌گران سلب کرده است.

۱. پیش‌فرض‌ها به‌مثابه مانع شناخت
بخش قابل‌توجهی از تحلیل‌گران سیاسی ایرانی، سال‌ها با تصویری نسبتا تثبیت‌شده از جامعه‌ی ایران، آرایش نیروهای سیاسی، و جایگاه خاندان پهلوی زیسته‌اند. در این تصویر، رضا پهلوی یا اساسا فاقد وزن سیاسی تلقی می‌شد، یا حداکثر به‌عنوان نمادی نوستالژیک و غیرموثر در نظر گرفته می‌شد.

همین پیش‌فرض‌ها باعث شد که نه‌تنها امکان پیش‌بینی رشد محبوبیت او از میان برود، بلکه حتی پس از وقوع آن نیز، تحلیل‌گران در پذیرش خود «واقعه» دچار مقاومت شوند.

واکنش‌هایی از جنس نسبت دادن تصاویر به صداگذاری، برجسته‌سازی یکسویه‌ی رسانه‌ها، یا تقلیل پدیده به عملیات تبلیغاتی، بیش از آنکه تحلیل باشند، مکانیسم‌های دفاعی در برابر واقعیت هستند.

۲. انکار واقعیت و نگاه از بالا
در میان بخشی از تحلیل‌گران – عمدتا برآمده از سنت‌های چپ، ملی–مذهبی و اصلاح‌طلب – نوعی نگاه تحقیرآمیز و از بالا به پدیده‌ی پهلوی همچنان حفظ شده است. این نگاه که ریشه در تاریخ منازعات ایدئولوژیک دهه‌های گذشته دارد، اغلب با نوعی خشم فروخورده یا کینه‌ی حل‌نشده همراه است.

در چنین چارچوبی، محبوبیت اجتماعی رضا پهلوی نه به‌عنوان یک واقعیت اجتماعیِ قابل توضیح، بلکه به‌مثابه «خطا»، «فریب توده‌ها» یا «بازگشت ارتجاع» فهم می‌شود.

نتیجه آن است که تحلیل جای خود را به داوری اخلاقی و تحقیر اجتماعی می‌دهد؛ داوری‌ای که بیش از آنکه درباره‌ی جامعه‌ی ایران سخن بگوید، از موضع و موقعیت روانیِ خود تحلیل‌گر پرده برمی‌دارد.

۳. تقلیل پدیده به نوستالژی: حذف عاملیت
حتی در تحلیل‌های به‌ظاهر بی‌طرفانه و جامعه‌شناسانه – برای مثال در برخی برنامه‌های رسانه‌ای – رشد محبوبیت رضا پهلوی اغلب با دو عامل توضیح داده می‌شود:

۱. فرسایش سرمایه‌ی اجتماعی سایر نیروهای سیاسی
۲. نوستالژی نسبت به دوران پهلوی

مسئله‌ی محوری اینجاست که در این چارچوب‌ها، عاملیت خود رضا پهلوی عملا حذف می‌شود. گویی آنچه امروز رخ داده، نه نتیجه‌ی کنش، موضع‌گیری، گفتار و سبک حضور سیاسی او، بلکه صرفا میراثی است که از پدر و پدربزرگش به او رسیده است.

این نوع تحلیل، ناتوان از دیدن این واقعیت است که در سیاست معاصر، «فضیلت» لزوما به معنای نظریه‌پردازی، سابقه‌ی زندان، یا تولید متون ایدئولوژیک نیست.

۴. دشواری پدیده‌ی پهلوی: سیاست بدون الگوی کلاسیک
رضا پهلوی نه فیلسوف است، نه نظریه‌ی سیاسی مدون دارد، نه کتاب مرجع نوشته، نه سابقه‌ی مبارزه‌ی چریکی یا زندان دارد. همین ویژگی‌ها او را برای ذهنیت سنتی تحلیل‌گران ایرانی که سیاست را در قالب الگوهای کلاسیک روشنفکری، انقلابی یا ایدئولوژیک می‌فهمند، به پدیده‌ای «نامفهوم» بدل می‌کند.

اما دقیقا همین فقدان‌هاست که می‌تواند به منبعی برای جذب اجتماعی بدل شود:
سیاست‌ورزی کم‌ادعا، غیرایدئولوژیک، فاقد زبان تحقیرگر، و عاری از بار سنگین گذشته‌های فرقه‌ای.

۵. وقتی آرزو به عقلانیت بدل می‌شود
یکی از مشکلات بنیادی تحلیل‌گران ایرانی، عقلانی‌سازی آمال و آرزوهای خویش است. آنان مجموعه‌ای از پیشانگاشت‌های تاریخی، جامعه‌شناسانه و سیاسی دارند که به‌جای آنکه ابزار شناخت باشند، به فیلترهای انسداد شناخت بدل شده‌اند.

در جامعه‌ی ایران، سیاست صرفا یک کنش عمومی نیست؛ با زندگی عاطفی، هویت فردی و معنای حیات افراد گره خورده است. برای بسیاری از کنشگران، وفاداری سیاسی نه یک انتخاب عقلانی، بلکه بخشی از ساختار روانی و هویتی آنان است.

۶. سیاست، هویت و ترس از فروپاشی
برای نسلی از تحلیل‌گران، فعالیت سیاسی در نوجوانی یا ابتدای جوانی (مثلا در قالب چپ، ملی–مذهبی یا اصلاح‌طلب) نقش تعیین‌کننده‌ای در گذار آنان از خانواده به محیط اجتماع و جهان بزرگسالان داشته است. این تعلق سیاسی، بخشی از هویت اجتماعی و حتی معنای زندگی آنان را شکل داده است.

در چنین شرایطی، تغییر موضع سیاسی صرفا یک بازنگری فکری نیست؛ بلکه تهدیدی است علیه هویت، گذشته، و انسجام روانی فرد. از همین رو، مواجهه با پدیده‌ای که این چارچوب‌ها را به چالش می‌کشد، اغلب با انکار، تحقیر یا خشم پاسخ داده می‌شود.

نتیجه‌گیری: مسئله، رضا پهلوی نیست
درماندگی تحلیل‌گران در فهم رشد محبوبیت رضا پهلوی، بیش از آنکه ناشی از پیچیدگی خود این پدیده باشد، ریشه در ناتوانی آنان در گسست از پیش‌فرض‌های تثبیت‌شده، وفاداری‌های هویتی و سرمایه‌گذاری‌های عاطفیِ انباشته‌شده در  طول زمان دارد.

مسئله‌ی اصلی، نه شخص رضا پهلوی، بلکه بحران ابزارهای فهم سیاست در ایران معاصر است؛ بحرانی که بدون بازاندیشی عمیق در نسبت میان سیاست، هویت و روان فردی، هم‌چنان تداوم خواهد یافت.

این ناتوانی تحلیلی در حال تبدیل‌شدن به گسستی عمیق است؛ گسستی میان آن بخش از نخبگان خارج از کشور که با تکیه بر سرمایه‌ی رسانه‌ای و نمادین، خود را نماینده‌ی جامعه یا مفسر جنبش‌های اجتماعی و واقعیت‌های متحول و پرشتاب در دل جامعه‌ی ایران می‌دانند.

برای نخستین‌بار، فاصله‌ای جدی میان جنبش اعتراضی در داخل کشور و بخش مهمی از اپوزیسیون سنتی در خارج شکل گرفته است. آنچه امروز عیان شده، نه صرفا یک اختلاف سیاسی، بلکه بحرانی در شیوه‌های فهم، تفسیر و بازنمایی امر سیاسی در ایران معاصر است.

* رضا کاظم‌زاده (روانشناس)
۱۰ ژانویه ۲۰۲۶


نظر خوانندگان:


■ آقای کاظم‌زاده با کمال احترام، آقای رضا پهلوی از رانت پدر و پدر بزرگش برخوردار است و آن نتیجه جنایات رژیم فقها و در نتیجه نوستالژی نسبت به رژیم گذشته است. به یاد داشته باشید که جمعهت کشور در سال ۱۳۵۵ کمی بیشتر از ۳۳ هزار نفر بود یعنی حدود دو سوم جمعیت فعلی کشور پس از انقلاب ۵۷ به دنیا آمده‌اند و این نوستالژیک بودن پدیده آقای رضا پهلوی را نمایان می‌سازد. این جمعیت استبداد پادشاهی و سرکوب‌های ساواک را تجربه نکرده است و تنها از دلار ۷ تومان و مورد احترام بودن پاسپورت ایرانی سخن‌ها شنیده است.
به باور نگارنده ما ایرانیان دچار فرهنگ عقب‌مانده‌ای هستیم مصداق آن از جمله پشتیبانی اکثریت ما از خمینی بود. مصداق دیگر آن نتایج نظر سنجی موسسه گمان در سال ۱۴۰۳ می‌باشد. در این نظر سنجی آقای رضا پهلوی با ۳۲ درصد محبوب‌ترین سپس احمدی نژاد با خامنه‌ای ده درصد! توماج صالحی شش درصد و خانم نرگس محمدی کنشگر حقوق بشر، برنده جایزه صلح نوبل کسی که به مدت ۱۱ سال از دیدن فرزندانش محروم بوده است تنها پنج درصد (نصف خامنه‌ای جنایت کار و آحمدی‌نژاد کودتاچی) طرفدار داشته است! آیا این غیر از عقب‌ماندگی است؟ ایا این غیر از تسلط فرهنگ مردسالار و زن‌ستیز است؟ از نظر روانشناسی اجتماعی این پدیده را چگونه می‌سنجید؟ کشوری که عقب مانده است و انقلاب ۵۷ را رقم می‌زند می‌تواند از روی درماندگی و استیصال به آقای پهلوی پناه برد تا از این نظام قرون وسطایی خلاص شود. هرچند باور دارم که سلطنت بازگشت ناپذیر است.
به امید روزهای بهتر برای ایران استبداد زده
شهرام


■ با احترام. سلطنت طلبها در شش هفت سال گذشته بطور سیستماتیک با امکانات مالی و الکترونیکی قوی و همچنین حمایت سفت و سخت اسرائیل بطور مویرگی در سراسر ایران و خارج آن کار سازمانی انجام دادند. این خود بخود هیچگونه رسالتی را برای آقای پهلوی ایجاد نمی‌کند. شخصا با چند جوان که شدیدا شیفته ایشان و سلطنت هستند در تماس بودم، کلیپ های عجیب و غریب از عظمت شاهنشاهی قدیم و جدید ایران و آبادی ایران در سه صوت در صورت به قدرت رسیدن مجددا پهلوی، بطور دائم بین اینها در جریان است. به جوانان احترام می‌گذارند و وعده وعید های مختلف می‌دهند. در واقع پوپولیسم محض.
اگر وسعت این فعالیت و ایجاد پایگاه مردمی یک رسالت سیاسی ایجاد میکند، پس احزاب راست افراطی اروپا با رونقی که دارند، باید برای آنها هم همان رسالت را قائل شد. منبعد برای خانم لوپن و شرکا پذیرش بیشتری داشته باشیم؟؟؟!!!
در شرایطی که احزاب راست افراطی در اروپای دمکراتیک و پیشرفته با طیف احزاب لیبرال توانستند گسترش یابند، از مردم بیچاره ایران چه توقعی است، که نزدیک به پنجاه سال است که هر روز مزخرفات و حرفهای تکراری ملاها را در شرایط اجتماعی و اقتصادی دردناک می‌شنوند. در چنین شرایطی اگر کسی سراغ یک جوان با هزار ناراحتی و مشکل برود و به او اهمیت بدهد و برایش ارزش و احترامی قائل باشد، جای چه تعجبی دارد که او را تا حدی شیفته خود کنند که حاظر به فعالیت و تلاش برای آن جریان سیاسی باشد.
سوالی که تا کنون شخصا نتوانستم برای آن پاسخ قانع کننده‌ای پیدا کنم که گذشته از فرزند شاه بودن آقای پهلوی، چه خصوصیاتی ایشان را از یک فرد عادی تا آن حد متمایز می‌کند که منویات ایشان قرار است که سرنوشت یک کشور با ۹۰ میلیون جمعیت را رقم بزند.
ممنون از توجه شما بهمن


■ جناب کاظم‌زاده‌ی گرامی، ممنونم از تحلیل دقیق‌تان. همان طور که نوشته‌اید، مسئله، رضا پهلوی نیست، مسئله گسست از تئوری‌های پنجاه و هفتی‌هاست که تکراری است و بدون راه حل و ناتوانی آن‌ها در شناخت نسل جدید. این که سلطنت برگشت‌پذیر باشد یا نباشد، مسئله این نیست در رفراندوم مشخص خواهد شد، اما مهم آن است که این نسل جدید، اسلام سیاسی را ساقط خواهد کرد. آن چیزی که باید چپ‌ها مشتاق به آن باشند.
به امید پیروزی، سعید


■ با عرض احترام بە نویسندە این مقالە، و ضمن تایید برخی از نکات ذکر شدە مخصوصا انفعال قسمت اعظم روشنفکران و اپوزیسیون خارج از رشدنمایی این جریان فقط در چند روز، این فقط مرتبط با روانشناسی فردی نیست بلکە می‌تواند وابستە بە فرایندهای روانشناسی اجتماعی نیز باشد:
گزینش عمومی انتخاب از روی اجبار در زمان بحران: حجم عظیمی از این گرایش نە از روی انتخاب آگاهانە و یا نتیجە طبیعی فرایند‌های اجتماعی-شناختی بلکە ناشی از خلا رهبریت یک جنبش در زمان مواجهە بحران و گرایش از روی اجبار بە تنها گزینە پیش رو. بە همین منظور اتحاد نیروهای مترقی برای تعیین یک شورای رهبری از تمامی احزاب، خلق‌ها و جریانات برای جلوگیری از گسترش اپیدمیک سطحی‌نگری و فرایندهای نادموکراتیک جلوگیری کنند.
یزدانی


■ نکته‌ی درخشان این یادداشت، جابه‌جایی محل مسئله است: از «رضا پهلوی به‌عنوان فرد» به «بحران ابزارهای فهم سیاست در ایران معاصر». این متن به‌درستی نشان می‌دهد که ناتوانی بسیاری از تحلیل‌گران، نه از فقدان داده، بلکه از درهم‌تنیدگی سیاست با هویت، خاطره و سرمایه‌گذاری‌های عاطفی می‌آید.
تحلیل شما یادآور این واقعیت مهم است که در سیاست امروز ایران، آنچه تعیین‌کننده است الزاماً سابقه‌ی ایدئولوژیک یا روایت‌های کلاسیک مبارزه نیست، بلکه توانایی برقراری نسبت تازه با جامعه‌ای زخم‌خورده، خسته از تحقیر و تشنه‌ی زبان غیرایدئولوژیک است. این یادداشت بیش از آنکه درباره‌ی یک چهره‌ی سیاسی باشد، آیینه‌ای است در برابر نخبگانی که هنوز می‌خواهند واقعیت اجتماعی را با پیش‌فرض‌های فرسوده توضیح دهند. دقیق، شجاعانه و به‌موقع.
منوچهر بهمنی


■ تحلیل جالب و قابل تاملی هست، دعوت به اندیشیدن است به جای تکرار مکرارات. مردم ایران از اکثریت این اپوزوسیون عقب‌مانده اصلاح‌طلب و چپ محور مقاومتی جلوتر هستند. مثال در شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» از جنبش سبز سال ۱۳۸۸ تا امروز هر سال قوی‌تر از قبل.
آزاد


■ جناب کاظم زاده با سلام، 
شما تنها تیتروار گزاره هایی را بر اساس روانشناسی فردی برشمرده اید. پس تحلیل شما برای اثبات گزاره ها کجاست و آن چه شما به عنوان تحلیل درست در نگاه به رضا پهلوی می پذیرید چیست؟ 
در واقع شما خود پیش داوری هایی پدید آورده اید که هر کسی کوچکترین دیدگاهی در باره رضا پهلوی داشته باشد، لزوما و به اجبار باید شامل یکی از این پیش داوری ها و حکم های صادر شده از سوی شما باشد. به عنوان کسی که خود در این باره نوشته و تحلیل خود را ارائه داده است، خود را در هیچ یک از این مقوله های شما نمی یابم. شما تنها برچسب هایی را ساخته اید و لزوما باید یکی یا چند تا از اینها به من چسبیده و در نتیجه تحلیل من بی‌اعتبار گردد. 
این گونه که نمی‌شود یک پدیده اجتماعی را تحلیل کرد و به ویژه خطای متدیک شما در این است که پدیده اجتماعی را به یک یا چند گزاره روان شناسی فردی تقلیل داده‌اید و در اثبات آن نیز تحلیلی ارائه نداده‌اید. در علوم اجتماعی بحث‌هایی در سال های اخیر در جریان هستند که پرسش های جدی در باره نقش گرایش هایی از روانشناسی به میان می آورند که در تلاش توضیح روندهای اجتماعی از دید روانشناسی هستند. آیا در جریان این بحث ها هستید؟
با احترام محمود تجلی مهر


■ دست مریزاد رضا کاظم زاده گرامی. مطلبی بسیار ارزنده و به موقع. در روزهای اخیر پس از مشاهده ناباوری و آشفته سری برخی کنشگران سیاسی به اقبال گسترده از رضا پهلوی در جامعه و میان جوانان و دیدن انکار گستاخانه واقعیت توسط برخی از آن ها بیش از پیش به این پدیده فکر می کردم و مهمترین عامل در این زمینه یعنی تلاش برای ندیدن یک واقعیت را نفی هویت و نیز جایگاه و انتخاب سیاسی این افراد می دیدم . شما در این مقاله به درستی بر سه عرصه تاکید کرده اید: ناتوانی آنان در گسست از پیش‌فرض‌های تثبیت‌شده، وفاداری‌های هویتی و سرمایه‌گذاری‌های عاطفیِ انباشته‌شده در طول زمان.
من از دیرباز در زمینه همان که شما وفاداری های هویتی نام نهاده اید مصداق های زیادی از میان کنشگران سیاسی و نیز دوستان و همفکران سابق خودم به ذهنم خطور می کرد. با خود می اندیشیدم که فلانی انسان هوشمندی است و قاعدتا باید فلان مساله و خطا بودن آن رویکرد را دریابد پس چرا چنین نیست بعد به همین عامل نفی هویت رسیدم که اگر او چریک سابق، زندانی زمان شاه، خویشاوند آن “شهید” ، تئوری پرداز و یا از رهبران فلان جریان سیاسی و ... نباشد و مواضعی را اتخاذ کند که نافی این ویزگی های هویتی باشد، چه مولفه هویتی دیگری برای او باقی می ماند؟ کدام رسانه و با چه عنوانی ترغیب می شود که به سراغ او بیاید؟ به نظر می رسد این پدیده یکی از بیماری های موجود در سپهر سیاسی ایران بویژه در میان کنشگران هم نسل من باشد.
با سپاس مجدد فریدون احمدی


■ با درود
یک نکته که بسیار مهم هست و لازم به یاد آوریست. متاسفانه اکثر کسانی که به ایران مدت مدیدی سفر نکرده‌اند فاقد «نگرش واقع بینانه» هستند چون از نزدیک در شرایط مردم ایران نبوده‌اند و نمی‌توانند آن را لمس کنند. بله رضا پهلوی هم دور بوده است اما امکانات او را می‌توان به عنوان یک نقطه مثبت در این کارزار محسوب نمود و نباید از آن ترسید. با خاطرات و بغض و کینه نمی‌توان به جلو قدم گذاشت. بایستی با آنچه که فعلا داریم اقدام به کمک نماییم. زمان کوتاه است. مردم شکنجه می‌شوند.... هر روز .....
دوستان در تبعید، حقوق دائمی مانند حقوق ماهانه ثابت دارند و واقعیت امر اینست که درد ملت را دیگر در نمی‌یابند.... با شکم سیر و با دورهمی های محفلی دائمی، نمی‌توان درک درست از واقعیات اجتماعی داخل ایران داشت. درست همانند چپ فرانسه که شکمشان سیر است، پر مدعا اما فاقد شناخت و درک از محرومیت و سیستم دیکتاتوری ست و برای ایران نسخه می‌پیچد ... همانطور که فوکو و رفقای فیلسوف او طرفدار خمینی بودند و وی را همانند ماهاتما گاندی می‌دانستند! به‌قول معروف صدایی که از نفس گرم برمی‌خیزد درد گرسنه را نمی‌داند.
با سپاس شاد مهر، هنرمند تجسمی و بصری ـ فیلمساز


■ نویسنده مقاله به همان شیوه ای متوسل می‌شود که در صدد نقد آن است و همه را با یک چوب می‌راند هم خیرخواهان منتقد را و هم مغرضین ایدئولوژی‌زده را. قابل انکار نیست که بخشی انتقادها به رضا پهلوی ناشی از دگم فکری و هویتی است (از سینه چاکان مصدقی و چپ‌های محور مقاومتی بگیر تا طرفداران انقلاب “شکوهمند” اسلامی). ولی بسیاری از نقدها به او هم از سر خیر خواهی و کمک به پیشبرد امر مبارزه حفظ و آبروی وی به عنوان چهره‌ای اثر گذار می‌باشد.
چیزی را که باید در نظر داشت میزان وزن سیاسی وی و محتوای مانیفیست (دفترچه اضطرار) و کادر دور و برش هست. در دو شبکه ایران اینترناسیونال و صدای آمریکا شاهد ویدیوهای معترضین داخل ایران هستیم در اولی حدود ۹۰٪ شعارها به نفع پهلوی است در دومی هیچ و احتمالا سانسور شده، هر دو باورناپذیر و در بند وابستگی. آیا تا به حال آماری درست و غیر جانبدارانه از وزن سیاسی ایشان در ایران گرفته شده است؟ آیا فراخوان ایشان مردم را به خیابان آورده و بدون آن معترضین روزهای قبل از فراخوان خیابان‌ها را ترک می‌کردند؟ چرا به فراخوانش برای اعتصاب پاسخ داده نشد؟ آیا خطرناک نیست که به جای “تقویت پایدار کنش های جمعی و نهادهای مدنی*” با تبلیغ فراوان جنبش را به سوی فرد محوری هدایت کرد؟ چیزی که در انطباق با دفترچه اضطرار می‌باشد. آیا تدارکات لازم برای تسخیر مراکز شهرها توسط وی و جریان سیاسی‌اش فراهم شده بود و نیروی لازم و کارآمد برای این امر وجود داشت؟ و اگر با اتکا به دخالت بشردوستانه خارج متکی بود، رایزنی‌های لازم انجام شده بود. یا فقط روی اسب سرکش ترامپ حساب باز شده بود که بیشتر خلاف جهت میدان مسابقه حرکت میکند؟
هر نیروی به تنهایی می تواند تنها بخشی از جامعه را نمایندگی کند، برای ایران عزیز راهی نمانده است جز اتحاد نیروهای دمکرا ت و سکولار در جبهه ای فراگیر که صدای ملت ایران باشد و با صداقت و شفافیت از منافع ملی دفاع کند با رعایت دمکراسی در روند مبارزه با حکومت اسلامی و نهاد محور، تا اطمینان مردم را جلب کرده و نماینده دوران گذار باشد.
با احترام سالاری
* لطفا نگاه کنید به مقاله آقای سلمان گرگانی در ایران امروز: نقش رضا پهلوی در معادله‌ی دموکراتیزاسیون ایران


■ جناب آقای کاظم‌زاده، تحلیل جالب و قابل تاملی از نگاه مخالفان پهلوی به این جریان ارائه دادید، بسیار ممنون.
ولی شاید بد نباشد یک تحلیل هم از نگاه طرفداران پهلوی به چپ‌ها و ملیون و به اصطلاح خودشان پنجاه و هفتی‌ها ارائه دهید. احتمالا نتیجه همان خواهد شد. طرفداران پهلوی هم گرفتار نوستالژی و تعصبات و ایدئولوژی گذشته‌شان یا به قول شما “پیش‌فرض‌های ایدئولوژیک، روانی و هویتی” هستند. این مشکل این گروه و آن گروه نیست بلکه خصلت انسانیست. حتی در میان سیاستمداران و ژورنالیست های جوامع غربی هم از این نمونه ها کم نیستند. شما بعنوان روانشناس حتما بهتر از بنده از این پدیده مطلع هستید.
و اما در مورد دلایل محبوبیت “جهشی” شاهزاده پهلوی تحلیل‌های زیادی در مطبوعات بیان شد، من شخصا نه اطلاعات لازم در مورد بیان نظر قاطع در این مورد را دارم و نه تخصص اینکار را. ولی بدون شک آنطوری که شما بیان فرمودید فقط “سیاست‌ورزی کم‌ادعا، غیرایدئولوژیک، فاقد زبان تحقیرگر، و عاری از بار سنگین گذشته‌های فرقه‌ای” دلیل آن نیست. این پدیدهای پیچیده تر از آن هست. بهتر است هیجان زده و به اصطلاح جوگیر نشویم و قضاوت را به آیندگان واگذاریم. این تجربه بنده بعنوان ناظر تحولات تحولات ۵۰ سال اخیر و اطلاعات ناچیزم از تاریخ معاصر ایران عزیز ماست. ایران را دوست بداریم. فرهنگ و تاریخ این کشور را به حراج نگذاریم.
به امید آزادی و دموکراسی در این مملکت دیکتاتور زده.
با احترام رضا


■ مقاله اقای کاظم زاده بسیار دقیق و تامل برانگیز بود. با ایشان هم عقیده ام که برای درک درست در نقش محوری رضا پهلوی در اینده ی سیاسی ایران به بازخوانی مسئل بنیادینی که شاهزاده به آن پایبند است از جمله حفظ تمامیت ارضی، دموکراسی، حاکمیت قانون، رفراندوم و حقوق بشر پرداخت. این مقاله درست نشان داد که شناخت دقیق ظرفیت‌های واقعی ایشان به وفاق ملی به دور از تصویرسازی‌های رسانه‌ای، ضرورتی است که جامعه‌ی سیاسی ایران ما به آن نیاز مبرم دارد و به پیشبرد این اهداف کمک شایانی خواهد کرد.
با احترام: کرم نژاد




نظر شما درباره این مقاله:








جنبش ملی در ایران و احتمال‌های پیش رو
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 20:16

جنبش ملی در ایران و احتمال‌های پیش رو


گفتگو با مایکل والزر

مصاحبه/گفتگو با مایکل والزر به مناسبت جنبش ملی و سراسری در ایران و احتمال‌های پیش رو

شیریندخت دقیقیان- اسفندیار طبری
۱۴ ژانویه ۲۰۲۶

  مصاحبه/گفتگوی زیر با مایکل والزر به مناسبت جنبش ملی کنونی در ایران و سرکوب آن از سوی رژیم و احتمال‌های گوناگون دربرابر آن انجام شده است. پروفسور مایکل والزر از مشهورترین فیلسوفان سیاسی نیمه‌ی دوم قرن بیستم است که از جوانی در جنبش حقوق مدنی امریکا مشارکت فعال داشته و سال‌ها مجله‌ی Dissent را در آمریکا اداره کرده است. نظریه‌های نافرمانی مدنی، سکولاریسم، عدالت، و نقد اجتماعی والزر مورد توجه فیلسوفان نیمۀ دوم قرن بیستم و قرن کنونی بوده است. والزر یک سوسیال‌دموکرات یهودی با منش لیبرال است.
در پایان این گفتگو مجموعه نوشته‌ها و مصاحبه‌ها با مایکل والزر به زبان فارسی قابل دسترس است. از این فیلسوف، استاد فلسفه‌ی سیاسی و مبارز مدنی پیشکسوت برای انجام این گفتگو/مصاحبه در شرایط خطیر کنونی و کمبود وقت، سپاس فراوان داریم.
طبری- دقیقیان

دقیقیان: پروفسور والزر شما در کتاب Just and Unjust Wars یا «جنگ‌های عادلانه و ناعادلانه» مفهوم مهمی را مطرح کرده‌اید: “دخالت بشردوستانه” همچون پاسخ به سرپیچی‌های گسترده از حقوق بشر. شما استدلال کرده‌اید که جنگ تنها زمانی می‌تواند از نظر اخلاقی موجه باشد که ملاک‌های سختگیرانه‌ای برای jus ad bellum یا عدالت در آغازکردن جنگ و jus in bello یا عدالت در اجرای جنگ رعایت شده باشند. شما همچنین، اهمیت بسیاری به محافظت از مردم غیرنظامی دربرابر شقاوت حکمرانانشان می‌دهید و حتی فرماندهان خود جنبش‌ها را متعهد به پرهیز از به بار آوردن تلفات مردمی می‌دانید. پیشتر چندین نمونه‌ی تاریخی را بررسی کرده‌اید که دخالت بشردوستانه از سوی یک کشور رسمی مشروع بوده است، مانند دخالت ناتو در صربستان در ۱۹۹۱ در جریان جنگ کوزوو. اما همچنین موارد شکست بین‌المللی در دخالت نظامی در رواندا در ۱۹۹۴ یا در منطقه‌ی دارفور در سودان در ۲۰۰۳ را بررسی کرده و گفته‌اید که در این موردها تنها کافی نبود که شورای امنیت سازمان ملل متحد مجوز تحریم‌ها علیه حاکمانِ عامل قتل‌عام‌های گسترده را صادر کرد، و در نتیجه، جنایت علیه بشریت اتفاق افتاد.

پیرامون شرایط حاضر در ایران، با توجه به خلاصه‌ی فوق از استدلال‌های شما، به پرسش اصلی نزدیک می‌شوم؛ پرسشی که در ذهن میلیون‌ها ایرانی مطرح است و به واقع، از سوی تظاهر کنندگان در حمام‌های خونٍ خیابان‌هایی بیان شده که رژیم بین ۱۲ تا ۲۰ هزار شهروند غیرمسلح را که اکثریت آنها جوان بوده‌اند، کشته است. دیگر نیازی به توصیف صحنه‌های دهشت‌انگیز والدین در جستجوی عزیزانشان در تالارهای پر از کیسه‌های سیاه نیست...

پرزیدنت ترامپ در دو هفته‌ی اخیر، برخلاف دیگر رئیس جمهورهای ایالات متحده‌ی امریکا شقاوت علیه مردم ایران را محکوم کرده و حمایت خود از جنبش کنونی را با تهدید رژیم اسلامی بیان کرده است. آیا شما فاجعه‌ی انسانی و سیاسی جاری در ایران را همچون نمونه‌ای می‌بینید که در آن دخالت بشردوستانه مشروعیت یافته باشد؟

مایکل والزر: پاسخ من به دوستان ایرانی: در نیویورک نشسته‌ام و پرسش‌هایی پیرامون زندگی و مرگ پیش روی من هستند که تنها با تردید بسیار می‌توانم به آنها پاسخ گویم. نشسته‌ام و انتظار می‌کشم و انتظار... برای پرزیدنت ترامپ که دست به عمل بزند. هر چه بتوانم اکنون بنویسم ممکن است ده دقیقه‌ی دیگر نامربوط باشد.

من هیبت مردم ایران را می‌ستایم که برعلیه یک رژیم وحشی و سرکوبگر، تظاهرات و خیزش کرده‌اند؛ آنها اعتراضات را با وجود پاسخ مرگبار دولت حفظ کرده و ادامه داده‌اند.

می‌دانید که من مداخله‌های بشردوستانه‌ی قهرآمیز برای پایان دادن به کشتارهای خمرهای سرخ در کامبوج و قتل عام‌های اقلیت‌های قومی در سودان و رودزیا را حمایت کرده‌ام. دخالت‌های از این دست می‌توانند به تغییر رژیم بینجامند، اما تغییر رژیم به تنهایی دلیلی برای اعمال نیروی جنگی ورای مرزهای بین المللی نمی‌‌تواند باشد. بر این باورم که باید راه‌هایی باشد برای دولت‌های خارجی متعهد به لیبرال دمکراسی جهت حمایت از خیزش‌های دمکراتیک مانند امروز در ایران – با دیپلماسی، با تحریم‌های اقتصادی، و با عملیات نظامی محدود و به دقت طراحی شده.

مداخله‌های نظامی حتی با نیت‌های خوب و با تعهدهای لیبرال هم می‌توانند پیامدهای بسیار بدی به بار بیاورند، مانند آنچه در لیبی چند سال قبل شاهد بودیم. بنابر این می‌خواهم در اینجا بسیار محتاط باشم. نخست برای ایالات متحده (و متحدانی که می‌بایست می‌داشتیم، ولی نداریم) بسیار ضروری است که به خواسته‌های معترضان ایرانی گوش بدهد. به گمانم به دلیل گستردگی اعتراضات، سازماندهی داخلی هم در کار است. باید دید سامان‌دهندگان اعتراضات چه مطالباتی دارند؟ چه نوع کمکی و برای چه مدت می‌خواهند؟ آیا آنها آماده‌ی به دست گرفتن کارکردهای دولت هستند؟ در شهرهای مشخص؟ در کل کشور؟ اگر رژیم فروبپاشد و هیچ نیروی خارجی روی زمین نباشد (که قرار نیست باشد) چه اتفاقی پس از آن می‌افتد؟ جنگ داخلی؟ آشوب سراسری؟ یا گونه‌ای گذار بدون خونریزی؟ تصمیم‌های مهم و حیاتی باید در داخل گرفته شوند، نه در خارج. سپس آنگاه ممکن است گونه‌ای مداخله‌ی نظامی موجه دانسته شود.

دقیقیان: شما در نوشته‌ی خود در ۱۹۶۷ با عنوان “تعهد به نافرمانی مدنی”، بر روی نافرمانی مدنی همچون یک تعهد اخلاقی در هنگامی که یک دولت علیه مردم خود رفتار می‌کند، تأکید کرده اید. در هفته‌های اخیر، مردم ایران نمونه‌ای شکوهمند از این رفتار را دربرابر دولت اسلامی ناکارآمد اجرا کرده‌اند. مستبدان و طبقات حاکمه و در رأس آنها آیت‌الله خامنه‌ای با حرام کردن صدها میلیارد دلار از سرمایه‌ی ملی ایران کوشیده‌اند اَبَرجنون‌هایی مانند زدودن اسرائیل و ملت یهود از پهنه‌ی زمین (!) و ساختن حسینه در محل کاخ سفید را به پیش ببرند!!! اکثریت مردم ایران با سیاست‌های ضدغرب و اسرائیل ستیز حاکمان اسلامی که فقر شدید و محرومیت اجتماعی را به آنها تحمیل کرده، به مخالفت برخاسته‌اند. تمام شهرهای ایران اعتصاب و تعطیل کردند و صفوف طولانی از از تظاهر کنندگان در همه جا به راه افتادند.

پس از کشتار جمعی روزهای اخیر، شما چگونه ابعاد این نافرمانی مدنی مردم ایران را ارزیابی می‌کنید؟ آیا پس از خشونت وصف‌ناپذیر رژیم که مردم را خشمگین ساخته، این روش همچنان می‌تواند کارآیی داشته باشد؟ اگر بله، نافرمانی مدنی چه شکل‌ها و محتواهای خلاقی را می‌تواند برای فراروی به مرحله‌ی بعد در پیش بگیرد؟

مایکل والزر: همانطور که گفتم، من هیبت مردم ایران را می‌ستایم که برعلیه یک رژیم وحشی و سرکوبگر تظاهرات کرده و خیزش و نافرمانی مدنی کرده‌اند؛ آنها اعتراضات را با وجود پاسخ مرگبار دولت حفظ کرده و ادامه داده‌اند. در صورتی که با شرایطی که گفته شد، اقدام نظامی محدود و دقیق موجه دانسته شود، باید به دنبال آن، حمایت همه جانبه و نیرومند سیاسی و اقتصادی برای یک گذار دمکراتیک صورت بگیرد. اما باید بدانید که همه چیز بستگی به توانمندی، انسجام و استقامت معترضان دارد.

طبری: اگر ممکن است، نظر خود را پیرامون نوع همبستگی جهانی کنونی با معترضان ایرانی تفسیر کنید. این همبستگی تا چه اندازه باید به اقدامات عینی یا مداخله‌ی سیاسی بینجامد؟

مایکل والزر: پاسخ خود من همبستگی با خیزش کنونی مردم ایران است – یعنی در درجه‌ی نخست، همان همبستگی بین‌المللی قدیمی در میان چپ‌ها که شوربختانه در زمان کنونی چندان اثری از آن نیست. من به دلیل امتناع بسیاری از چپگرایان آمریکایی و اروپایی در ابراز حمایت از مردم در خیابان‌های شهرهای ایران، دچار وحشت شده‌ام. می‌پرسیم یک چنین همبستگی مردمی چگونه باید اتفاق بیفتد؟ به نظر من با تظاهرات‌های گسترده و پرجمعیت؛ ملاقات با ایرانیان تبعیدی لیبرال و دمکرات، و فشار بر دولت‌ها برای برای اقدام.

طبری: چگونه می‌توان در تحلیل پویشمندی‌هایِ سیاسیِ تأثیرگزار، نقد شما از قدرت سیاسی را بر پاسخ بین‌المللی به جنبش کنونی به کار بست؟ آیا منافع ژئوپلیتیک مانعی بر سر راه حمایت صادقانه از جامعه‌ی مدنی ایران شده است؟

مایکل والزر: باید به شما بگویم که دونالد ترامپ متعهد به لیبرال دمکراسی نیست؛ لیبرال‌های امریکایی فقط می‌توانند نسبت به سیاست خارجی او مشکوک باشند؛ بسیار معامله‌گرانه است: چه چیز برای ایالات متحده خوب است؟ اگر ترامپ یک معامله مانند ونزوئلا با سپاه پاسداران بکند، چه؟ یا انجام برخی رفورم‌ها، پایان بلندپروازی‌های هسته‌ای و سپس پایان تحریم‌ها، کنترل ایالات متحده بر نفت ایران و خیلی زود بازگشت رژیم به همان سرکوب گذشته؟

طبری: چگونه مشروعیت مقاومت مردم ایران دربرابر حیوان صفتی رژیم ارزیابی می‌کنید؟ آیا خط قرمزهای اخلاقی برای شکل‌های گوناگون مقاومت مشروع قائل هستید؟ در سال ۱۹۷۹ در ایران یک انقلاب صرفأ سیاسی و نه ساختاری اتفاق افتاد. شاه در فکر تغییر ساختاری در سال‌های ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ بود، اما انقلاب به او مهلت نداد. رژیم اسلامی تا امروز در همان ساختارها گیر کرده است. در مدت چهل و هفت سال این انسداد به شکاف میان رژیم و نسل‌های جوان دامن زده است. فرهنگ روشنفکری چپ به طور عمده نسل انقلاب ۱۹۷۹ را نمایندگی می‌کند و برخلاف نسل جوان هر گونه خشونت علیه رژیم و نیز دخالت خارجی را رد می‌کند. جنبش سبز در ایران در سال ۲۰۰۹ نمونه‌ای از شکست به دلیل این گرایش بود. جنبش اخیر که از دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شده این شکاف را حتی عمیقتر و برنگذشتنی ساخته است. آیا به نظر شما پس از کشتار جمعی اخیر توسط رژیم، همچنان امکان گذار مسالمت آمیز و غلبه بر این شکاف وجود خواهد داشت؟

مایکل والزر: می‌پرسید آیا خط قرمزهای اخلاقی برای اعتراضات وجود دارند، و خود پرسش شما نشان می‌دهید که پاسخ به آن را می‌دانید. همواره خط قرمزها وجود دارند و هنگامی که اعتراضات، نیروی انقلابی پیدا می‌کنند، این خط قرمزها اهمیت خاصی می‌یابند. بهترین شکل مقاومت از نوع خشونت پرهیز است، اما اگر خشونت رژیم، پاسخی خشونت‌آمیز را اقتضا کند، این خشونت همواره باید متوجه عوامل فعال رژیم باشد و نه هرگز علیه غیرنظامیان (شامل افراد مدنی که از پیوستن به گروه‌های خاصی خودداری می‌کنند). اختلاف نظر دلیلی نمی‌‌شود برای استفاده از نیروی قهر. تاریخی طولانی از جنبش‌های انقلابی داریم که کارشان به شقاوت و ترور ختم شده، زیرا آنها از مدارا با مخالفان خود درون و بیرون از جنبش خودداری کرده‌اند.

از شما بسیار سپاسگزاریم.

———————-
مصاحبۀ اختصاصی گاهنامۀ فلسفی خرمگس با فیلسوف آمریکایی، مایکل والزر- سکولاریسم
رامین جهانبگلو- اسفندیار طبری- شیریندخت دقیقیان
https://jomhouri.com/jomhouri/archives/19925
طبقه بندی مایکل والزر از گونه‌های نقد اجتماعی- نوشته شیریندخت دقیقیان
https://www.radiozamaneh.com/725452/
لیبرالیسم و هنر تفکیک – مایکل والزر – شرح و ترجمه: شیریندخت دقیقیان
https://armanfoundation.com/wp-content/uploads//2020/03/articlemi.pdf
تعهدهای لیبرال- مصاحبه‌ای با مایکل والزر در مورد کتاب جدید او: “مبارزه برای یک سیاست شرافتمندانه- ترجمه‌ی شیریندخت دقیقیان
https://www.radiozamaneh.com/766741/
تعهد به نافرمانی - ترجمه و شرح: شیریندخت دقیقیان
https://www.radiozamaneh.com/698971/


نظر خوانندگان:


■ آقای والزر ارجمند
مصاحبۀ شما زیر عنوان “جنبش ملی در ایران و احتمال‌های پیش رو” را با اشتیاق خواندم. نکات آموزندۀ بسیاری را در این مصاحبۀ کوتاه به میان آورده‌اید؛ احتیاط به حقی را در اظهارنظر در بارۀ مبارزات مردم ایران معمول داشته‌اید، و با صراحت مسئولانه‌ای در بارۀ سیاست خارجی ترامپ قضاوت کرده‌اید. در این مجموعه، این اشارۀ شما که “نشسته‌ام و انتظار می‌کشم و انتظار... برای پرزیدنت ترامپ که دست به عمل بزند” برای من نامنتظر بود. بسیار مایل‌ام بدانم انتظار چگونه عمل “به دقت طراحی شده”ای از جانب ترامپ را، در حمایت از مبارزات مردم ایران، داشته‌اید.
با احترام علی پورنقوی




نظر شما درباره این مقاله:








زوال چپ، اصلاح‌طلبی و ملی‌مذهبی‌گری در خیابان
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 16:48

زوال چپ، اصلاح‌طلبی و ملی‌مذهبی‌گری در خیابان


Alain Chandelier / یورونیوز فارسی

رمزگشایی از اقبال معترضان داخل ایران به رضا پهلوی

در حالی که راهروهای آکادمیک و اتاق‌های فکر اپوزیسیون کلاسیک، مملو از نقدهای تئوریک و هشدارهای ساختاری علیه «پهلوی‌گرایی» است، طنین نام رضا پهلوی در خیابان‌های ایران، فراتر از هر حزب، جریان و شخصیت سیاسی دیگری به گوش رسید.

این پارادوکس بزرگ صحنه سیاسی ایران است: در یک سو چهره‌های باسابقه از چپ‌های تندرو و اصلاح‌طلبان تا ملی‌-مذهبی‌ها و جمهوری‌خواهان ایستاده‌اند که رضا پهلوی را «میراث‌دار استبداد» گذشته می‌خوانند، و در سوی دیگر، طیفی از نسل طغیان‌گر زد در کنار گروهی از طبقه متوسط ایرانی، بی‌توجه به این برچسب‌ها، نام او را به مثابه تنها «کلید عبور» از انزوا، فقر و سرکوب آزادی‌های فردی فریاد می‌زند.

پایان «ایده‌آلیسم ۵۷» در کف خیابان

آنچه در کف خیابان‌های ایران مشاهده شد، شبیه اعلام انقضای تاریخی گفتمان‌هایی است که سال‌هاست در چارچوب‌های «آرمان‌خواهی ضدغربی»، «اصلاح‌طلبی بی‌فرجام»، «اسلام‌گرایی و لکنت در برابر آزادی و سکولاریسم»، «جمهوری‌خواهی خارج‌نشین»، «ملی‌گرایی ناسیونالیست» و «جنبش‌های قومی و منطقه‌ای» درجا می‌زنند.

برای گروهی از نسل زد و طبقه متوسط معترض، «غرب‌گرایی»، «آزادی‌های فردی» و «سکولاریسم بی‌لکنتِ» رضا پهلوی، بسیار جذاب‌تر از نظریات پیچیده فعالان سیاسی کهنه‌کاری است که هنوز در پی حل معمای انحراف انقلاب ۵۷ از وعده‌های اولیه خود در باب رفاه اقتصادی و تامین آزادی‌های سیاسی و ارتقاء کرامت انسانی هستند.

تقابل «زندگی نرمال» با «تله‌ فقر» چپ‌گرایانه

مشکل اصلی این گروه‌های کلاسیک، درگیری در پارادوکس‌های حل‌نشدنی است. آن‌ها از یک طرف با استانداردهای زندگی مدرن همخوانی ندارند و از طرف دیگر، ریشه‌های فکری‌شان در «استکبارستیزی»، «اسرائیل‌ستیزی» و «هویت‌گرایی بومی» یا «ایده‌آلیسم ضد سرمایه‌داری» مانع از آن می‌شود که نسخه‌ای شفابخش برای اقتصاد درهم‌شکسته ایران بپیچند. در جهانی که رفاه با پیوند به اقتصاد جهانی گره خورده، موضع منفی یا تردیدآمیز این گروه‌ها نسبت به غرب و اسرائیل، آن‌ها را در چشم نسل جدید و طیفی از طبقه متوسط به «جاده‌صاف‌کن‌های انزوا» تبدیل کرده است.

در این میان، اکثریت نسل زد که در فضای باز جهانی تنفس می‌کند، برخلاف نسل‌های پیشین، نه به دنبال «آرمان‌های بزرگ»، بلکه به دنبال «زندگی نرمال» است. برای این نسل، سیاست نه یک امر مقدس، بلکه یک «قرارداد برای رفاه و آزادی» است. به همین دلیل، آن‌ها با صراحت از مفاهیم چپ‌گرایانه که ثروت را ضد ارزش و مقاومت را ارزش می‌داند، عبور کرده‌اند. در نگاه گروهی از این نسل و طبقه متوسط ایرانی، پوپولیسم معیشتی چپ‌ها که سعی دارد با شعارهای حمایتی، خود را بازسازی کند، تنها یک «تله» برای استمرار فقر است.

لکنت اصلاح‌طلبان ملی-مذهبی‌ها

در کنار زوال گفتمان چپ، جریانات اصلاح‌طلب و ملی‌مذهبی نیز با بحران «بلاموضوع شدن» روبرو هستند. اصلاح‌طلبان که روزگاری با وعده تغییر از درون، نبض طبقه متوسط را در دست داشتند، اکنون در بن‌بست تضاد منافع گرفتار شده‌اند؛ آن‌ها از یک سو می‌خواهند ساختار فعلی قدرت را با تغییر رهبر مذهبی حفظ کنند و از سوی نسل و اقشاری از مردم را نمایندگی کنند که از کل ساختار ایدئولوژیک مذهبی عبور کرده است. لکنت تاریخی آن‌ها در مواجهه با مفاهیمی چون «سکولاریسم فراگیر» و اصرار بر حفظ پوسته‌های مذهبی در سیاست، باعث شده تا بخشی قابل توجهی از نسل زد و طبقه متوسط آن‌ها را نه به عنوان «تسهیل‌گر تغییر»، بلکه به عنوان «سوپاپ اطمینان» و مانعی برای دگردیسی واقعی جمهوری اسلامی ببیند. برای ایرانی‌هایی که خواستار آزادی‌های فردی به سبک جوامع غربی و تعامل با جهان هستند، «اصلاحات قطره‌چکانی» و ملاحظات شرعی این جریان، فرسنگ‌ها با واقعیت زندگی در سال ۲۰۲۶ فاصله دارد.

از سوی دیگر، گروه‌های ملی‌-مذهبی که همواره کوشیده‌اند پلی میان سنت و مدرنیته بنا کنند، امروز در میانه‌ این پل ایستاده‌اند. نقد جدی گروهی از معترضان به این جریان، به «هراس نوستالژیک» آن‌ها از غرب و حساسیت‌هایشان نسبت به پیوند با قدرت‌های جهانی به‌ویژه آمریکا و اسرائیل برمی‌گردد. ملی‌مذهبی‌ها که هنوز با عینک دهه‌های ۴۰ و ۵۰ به مفهوم «استقلال» می‌نگرند، متهم‌اند که نه تنها هنوز الگوی شفافی از سکولاریسم مدنظرشان را ارائه نکرده‌اند بلکه در مقوله آزادی‌های فردی هنوز دچار برخی محدودیت‌های اسلامی هستند.

جمهوری‌خواهی انتزاعی در برابر تغییر محتوای زندگی

جریان‌های جمهوری‌خواه خارج‌نشین نیز علی‌رغم ادعای سرنگونی، عملا در ارائه یک «نسخه عملیاتی» برای رفاه و آزادی‌های روزمره نسل زد ناکام مانده‌اند. واقعیت موجود نشان می‌دهد که این جریانات به‌جای تدوین یک مانیفست اقتصادی-اجتماعی روشن، در تله‌ی «سیاست محض» و بحث‌های بی‌پایان حول جغرافیای قدرت و ساختارهای حقوقیِ آینده گرفتار شده‌اند. تکثر بیش‌ از حد و نبود یک تشکیلات منسجم باعث شده تا این گروه‌ها به‌جای تمرکز بر «چگونگی لغو تحریم‌ها» یا «مدل بازسازی طبقه متوسط»، انرژی خود را صرف مرزبندی‌های ایدئولوژیک با یکدیگر کنند.

برای معترضی که درگیرِ بحران معیشت و خفقان اجتماعی است، «جمهوری‌خواهی انتزاعی» که فاقد برنامه‌ای برای پیوند فوری ایران با بازارهای جهانی و تامین حقوق مدنی مدرن باشد، جذابیتی ندارد. در واقع، این جریان‌ها بیشتر بر «تغییرِ فرم نظام» متمرکزند، در حالی که نسل جدید به دنبال «تغییرِ محتوای زندگی» است.

گسل هویت؛ از ناسیونالیسم صلب تا جنبش‌های اقلیمی

افزون بر این، از سوی دیگر، ملی‌گرایان ناسیونالیست که بر مدار «هویت و غرور ملی» حرکت می‌کنند، اغلب در تله‌ نوعی محافظه‌کاری فرهنگی گرفتار شده‌اند که با روح سیال و آزادی‌خواه نسل جدید در تضاد است. ناسیونالیسم سنتی، با تأکید بر الگوهای صلب هویتی، گاه به همان اندازه در محدود کردن آزادی‌های فردی و سبک زندگی مدرن پیش می‌رود که جریان‌های مذهبی؛ این موضوع باعث شده تا نسل زد که هویتی «جهانی-ایرانی» دارد، میان خود و این قرائت‌های ارتدوکس از ملی‌گرایی، فاصله‌ای عمیق حس کند.

در کنار آن‌ها، جنبش‌های قومی و منطقه‌ای نیز، هرچند حامل مطالبات مشروع و تاریخی هستند، اما به دلیل ماهیت «گریز از مرکز» یا تمرکزِ صرف بر جغرافیایی خاص، نتوانسته‌اند مانیفستی فراگیر و ملی برای حل بحران‌های کلان طبقه متوسط ارائه دهند. این جریانات اغلب فاقد برنامه‌ای جامع برای اقتصاد کلان و جایگاه بین‌المللی ایران هستند؛ خلائی که باعث می‌شود مطالبات آن‌ها در سطح محلی باقی بماند و نتواند به عنوان یک «جایگزین ملی» برای عبور از بن‌بست فعلی، اعتماد بدنه اصلی طبقه متوسط شهری را جلب کند.

رضا پهلوی؛ انتخاب ابزاری برای عبور از پارادایم ۵۷

در چنین شرایطی، رضا پهلوی در ذهنیت بخش قابل توجهی از معترضان، تنها گزینه‌ای است که تضاد میان «ایران» و «جهان» را حل می‌کند. او از سکولاریسمی سخن می‌گوید که با سبک زندگی نسل جدید همخوان است، از دیپلماسی‌ای دفاع می‌کند که پیش‌شرط آن لغو تحریم‌هاست و از رابطه‌ای با جهان و حتی اسرائیل می‌گوید که نتیجه‌اش بازگشت سرمایه و ثبات به کشور و پایان ماجراجویی هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی بر مبنای ایدئولوژی غرب و اسرائیل ستیزی است.

در واقع، رضا پهلوی در سایه گرفتاری گروه‌های اپوزیسیون کلاسیک ایران در چنبره افکار متناقض و سنتی، به نماد پایان «پارادایم ۵۷» تبدیل شده‌ است؛ پارادایمی که چپ‌ها، اصلاح‌طلبان و ملی-مذهبی‌ها همگی به نوعی فرزندان آن بودند.

پیروزی ایده بر شخص

طیف قابل اعتنایی از نسل جدید و طبقه متوسط ایرانی به منتقد پرداخت هزینه ایدئولوژی‌های ضد غربی و استقلال‌های انزواطلبانه بدل شده‌اند. در نتیجه اقبال آنها به رضا پهلوی، فراتر از شخص آقای پهلوی، طرفداری از ایده‌ گروه‌های لیبرال سکولار حامی اوست که «رفاه، آزادی، سکولاریسم و تعامل با جهان» را حق مسلم هر ایرانی می‌داند؛ چارچوبی که ظاهرا هیچ گروه اپوزیسیونی یا نخواسته آن را برای آینده ایران تضمین کند و یا نتوانسته باور واقعی خود را به این چارچوب به معترضان بقبولاند.

البته این که نام آقای پهلوی بیش از هر فرد و گروه اپوزیسیون دیگری در خیابان‌های تهران فریاد زده می‌شود، الزاما به معنای اجماع بی‌قید و شرط همگانی در مورد رهبری او یا فقدان چالش در مورد دیدگاه‌ها و برنامه‌های او نیست، بلکه بیش از همه می‌تواند محصول فروپاشی گفتمان‌های رقیب باشد. همچنین، بخشی از اقبال اجتماعی به رضا پهلوی را می‌توان نه صرفا محصول سیاست روز، بلکه بازتاب نوعی «نوستالژی توسعه» نسبت به دوران حکومت محمدرضا شاه در سال‌های پیش از انقلاب ۵۷ دانست.

اما اقبال به رضا پهلوی که می‌توان آن رای منفی به وضعیت موجود نیز تلقی کرد، الزاما نمی‌تواند به معنای گشوده شدن ناگهانی دروازه‌های «دوران طلایی» بلافاصله پس از گذار احتمالی از جمهوری اسلامی باشد. واقعیت عریان آن است که استقرار دموکراسی در ایران با موانع ساختاری و ریشه‌داری روبروست؛ از فرهنگ سیاسی استبدادزده که قرن‌ها بازتولید شده تا فقدان احزاب استخوان‌دار، نبود رسانه‌های کاملا آزاد و تجربه‌ ناچیز جامعه در تمرین دموکراسی کثرت‌گرا.

از این رو، نمی‌توان انتظار داشت که حتی در صورت گذار از جمهوری اسلامی، مسیری هموار و بی‌تنش آغاز شود. اما برای گروهی از معترضان داخل ایران و نسل زدی که رضا پهلوی را به عنوان رهبر دوران انتقال ترجیح می‌دهند، تحمل ریسک‌های دوران گذار از تن دادن به ادامه وضع موجود که معنایی جز تکرار چرخه‌ فقر روز افزون و تیره و تار شدن مداوم آینده پیدا نکرده، راحت‌تر خواهد بود. البته دسته‌ای از سیاست‌ورزان کلاسیک همچنان در تلاشند تا با پررنگ‌کردن خطراتی همچون جنگ داخلی و تجزیه کشور و نیز روی کار آمدن دیکتاتوری دیگر، هراسی به دل آنها بیندازند تا سرنوشت اعتراضات به نتیجه جدال امید و هراس گره بخورد.



نظر شما درباره این مقاله:








ترامپ تلاش خواهد کرد رهبر ایران را بکشد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 16:32

ترامپ تلاش خواهد کرد رهبر ایران را بکشد




نظر شما درباره این مقاله:








در شورش ۵۷ جزئی از سیاهی لشکر بودم
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 16:22

در شورش ۵۷ جزئی از سیاهی لشکر بودم




نظر شما درباره این مقاله:








چرا عقب‌نشینی ترامپ از حمله به ایران موقتی است؟
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 16:18

چرا عقب‌نشینی ترامپ از حمله به ایران موقتی است؟


یورونیوز فارسی

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا روز چهارشنبه گذشته پس از آنکه معترضان ایرانی را به ادامه تظاهرات تشویق کرد از حمله به ایران عقب‌نشینی کرد.

گزارش‌های منتشرشده پیرامون این تصمیم‌گیری دلایل مختلفی از جمله فشار کشورهای عربی و ترکیه، مخالفت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و عوامل نظامی را برای آن عنوان می‌کنند.

هرچند همه این عوامل ممکن است به سهم خود در این تصمیم‌گیری اثرگذار بوده باشند اما رئیس‌جمهوری آمریکا به نظر نمی‌رسد که در درازمدت بتواند این موضع جدید در قبال موضوع ایران را حفظ کند. بخشی از دلایل این امر به سیاست داخلی آمریکا و تلاش دونالد ترامپ برای حفظ وجهه خود و بخشی دیگر به تداوم اصطکاک بین ایران و آمریکا در عرصه بین‌المللی بر می‌گردد.

این در حالی است که مخالفت اسرائیل با عملیات نظامی در مقطع کنونی به نظر می‌رسد با هدف برنامه‌ریزی برای حمله گسترده‌تر در آینده صورت گرفته باشد.

مقایسه با اوباما؛ ترامپ برچسب «ضعیف» در برابر ایران را تاب می‌آورد؟

یکی از مهمترین دلایلی که می‌توان برای برای ناپایدار بودن موضع‌گیری کنونی دونالد ترامپ در قبال ایران پیدا کرد به روانشناسی شخص رئیس‌جمهوری آمریکا بر می‌گردد. او حیات سیاسی خود را بر اصل «عظمت» آمریکا و شعار «عظمت آمریکا را به آن بازگردانیم» استوار کرده است. دونالد ترامپ بارها دموکرات‌ها از جمله باراک اوباما و جو بایدن، دو رئیس‌جمهوری پیشین را به «ضعف» در عرضه بین‌المللی متهم کرده است.

او حالا در آستانه کارزار انتخابات میان دوره‌ای سال جاری که در ماه نوامبر برگزار خواهد شد نمی‌تواند به دموکرات‌ها اجازه دهد تا با استناد به پرونده ایران از همین استدلال در برابر خودش استفاده کنند.

رئیس‌جمهوری آمریکا همچنین با وضع تعرفه‌های تجاری، ربایش نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهوری ونزوئلا و تلاش برای تصاحب گرینلند نشان داده است که ابایی از بر هم زدن قواعد بازی در عرصه بین‌المللی ندارد.

آنچه برای دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۶ در مقابل ایران روی داد تاکنون شباهت زیادی به عبور حکومت بشار اسد در سوریه از «خط قرمز» باراک اوباما در سال ۲۰۱۳ دارد. در هر دو مورد روسای جمهوری ایالات متحده تهدید به استفاده از زور کرده بودند و پس از آن از موضع خود عقب نشستند.

حکومت بشار اسد در تابستان سال ۲۰۱۳ علیه مخالفان خود از سلاح شیمیایی استفاده کرده بود. اقدامی که از سوی باراک اوباما «خط قرمز» تعیین شده بود. با این حال او پس از استفاده سوریه از سلاح شیمیایی به بهانه عدم موافقت کنگره با حمله نظامی به سوریه از موضع خود عقب‌نشینی کرد.

با بررسی موشکافانه شخصیت دونالد ترامپ می‌توان نتیجه گرفت که او احتمالا طاقت این را که در این زمینه در کنار باراک اوباما قرار گیرد نخواهد آورد. عقب‌نشینی کنونی او از انتخاب گزینه نظامی در برابر ایران در صورتی که پیش از این در شبکه‌های اجتماعی تهران را تهدید نکرده و دست تشویق به معترضان نزده بود، می‌توانست بادوام‌تر باشد.

به خصوص که نزدیکان دونالد ترامپ از جمله مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا و لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه بارها تاکید کرده‌اند که او به حرف‌ها و تهدیدهایش عمل می‌کند و با باراک اوباما فرق دارد.

در عین حال باید توجه داشت که یک عقب‌نشینی درازمدت دیگر در برابر ایران در حالی که گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران در ابتدای انقلاب اسلامی هنوز از حافظه جمعی آمریکایی‌ها و شخص دونالد ترامپ پاک نشده است بعید به نظر می‌رسد. این در حالی است که دونالد ترامپ تنها چند هفته پیش پیروزی بزرگی را با حذف نیکلاس مادورو از قدرت کسب کرد.

عقب‌نشینی تاکتیکی یا راهبردی؟

از سوی دیگر شواهد زیادی در دست است که نشان می‌دهد عقب‌نشینی دونالد ترامپ از حمله به ایران به دلیل کشتار معترضان تنها یک عقب‌نشینی تاکتیکی بوده و رویکرد راهبردی او در قبال ایران یعنی فشار حداکثری و وادار کردن مقام‌های جمهوری اسلامی به پرداخت هزینه اقدامات‌شان تغییر نکرده است.

گزارش‌ها از جمله آنچه رسانه اسرائیلی «کان» منتشر کرده حاکی است که از نظر مقام‌های اسرائیلی، دونالد ترامپ گزینه نظامی در برابر ایران را همچنان گزینه‌ای روی میز می‌داند. بنا به همین گزارش اسرائیل از واشنگتن خواسته است تا به دنبال حمله «گسترده» به حکومت ایران باشد و به وارد کردن تنها یک ضربه مقطعی به تهران اکتفا نکند. به عبارت دیگر اسرائیل به دنبال انجام عملیاتی است که هدف آن سرنگونی حکومت ایران باشد. نه تنها نشانه‌ای از اینکه آمریکا در این زمینه با اسرائیل همراه نباشد وجود ندارد بلکه دونالد ترامپ برای اولین بار از لزوم تغییر رهبری در ایران سخن گفته است.

همزمان گزارش‌های جسته و گریخته‌ای از افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده است. برخی منابع از تحرکات قابل توجه نیروی هوایی آمریکا در منطقه و اعزام احتمالی چندین جنگنده آمریکایی به پایگاهی در اردن خبر داده‌اند. این در حالی است که حمله آمریکا در روزهای پس از سرکوب خونین معترضان می‌توانست فاقد یکی از کلیدهای اصلی موفقیت عملیات نظامی در برابر ایران باشد. تهران در آن روزها از تهدید نظامی آمریکا آگاه بود و در بالاترین سطح آمادگی نظامی قرار داشت. این در حالی است که می‌توان حدس زد که غافلگیری مانند شرایطی که در ساعات نخستین جنگ ۱۲ روزه پدید آمد نقش مهمی در عملیات نظامی احتمالی در برابر ایران ایفا خواهد کرد. عاملی که در عملیات ربایش نیکلاس مادورو نیز وجود داشت.

همه این عوامل در کنار این واقعیت که تنها یک سال از دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ سپری شده است نشان می‌دهد که وضع فعلی در روابط واشنگتن و تهران بسیار بی‌ثبات است. به عبارت دیگر اصطکاک بین خواسته‌های آمریکا از یک سو و انعطاف‌ناپذیری ایران به ویژه شخص علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی از سوی دیگر به راحتی می‌تواند طی سه سال باقی‌مانده از ریاست‌جمهوری ترامپ جرقه حمله نظامی به ایران را روشن کند.

رئیس‌جمهوری آمریکا تنها در یک سال هم به مراکز هسته‌ای ایران حمله کرده و هم یکی از متحدان تهران یعنی رئیس‌جمهوری ونزوئلا را کنار زده است.

در این میان هرچند اعتراض‌ها در ایران فعلا فروکش کرده اما عامل ایجاد آن یعنی بحران اقتصادی و اجتماعی از بین نرفته و همچنان پابرجا است. مراسم چهلم قربانیان سرکوب خونین دی ۱۴۰۴ در راه است و می‌تواند زمینه‌ساز شروع دوباره اعتراض‌ها در ایران شود. روزهایی که مشخص خواهد کرد آیا جمهوری اسلامی یک بار دیگر با جنبشی اعتراضی روبرو بوده یا اینکه این بار با انقلاب گرسنگان مواجه شده است. شروع دوباره اعتراض‌ها نیز خود به تنهایی می‌تواند بار دیگر آمریکا و ایران را تا مرز رویارویی نظامی پیش ببرد.



نظر شما درباره این مقاله:








شیما قوشه، وکیل دادگستری بازداشت شد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 16:14

شیما قوشه، وکیل دادگستری بازداشت شد




نظر شما درباره این مقاله:








دیپلمات ایرانی در سوئیس درخواست پناهندگی کرد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 16:03

دیپلمات ایرانی در سوئیس درخواست پناهندگی کرد




نظر شما درباره این مقاله:








مقام رسمی ایران: دست‌کم ۵ هزار کشته شده‌اند
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 15:48

مقام رسمی ایران: دست‌کم ۵ هزار کشته شده‌اند




نظر شما درباره این مقاله:








نقش مزدوران نیابتی در سرکوب معترضان ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 15:45

نقش مزدوران نیابتی در سرکوب معترضان ایران


ست جِی. فرانتزمن / جروزالم پست / ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶

گزارش‌ها و روایت‌های تازه‌ای از داخل ایران به‌طور فزاینده‌ای نشان می‌دهد که شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در عراق ممکن است در سرکوب اعتراضات در داخل ایران به حکومت این کشور کمک کرده باشند.

در گذشته نیز این گروه‌ها که با نام «حشد الشعبی» یا «نیروهای بسیج مردمی» شناخته می‌شوند، در سرکوب اعتراضات نقش داشته‌اند.

در سال‌های پیش نیز ادعاهایی مطرح شده بود مبنی بر این‌که شبه‌نظامیان عراقی برای کمک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) در سرکوب اعتراضات، وارد خاک ایران شده‌اند.

تهمینه ده‌بزرگی، وکیل دادگستری، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «همین الان با دوستی در ایران صحبت کردم که تازه به اینترنت دسترسی پیدا کرده است. او گفت جمهوری اسلامی شبه‌نظامیان تروریستی ـ حشد الشعبی و لشکر فاطمیون ـ را به کار گرفته است؛ قاتلان حرفه‌ای که بی‌هدف به مردم در خیابان‌ها و جلوی خانه‌هایشان شلیک می‌کنند. شمار کشته‌ها بسیار بیشتر از ۲۰ هزار نفر است. کیسه‌های اجساد همه‌جا دیده می‌شود. خانواده‌ها حتی قادر به دفن جان‌باختگان خود نیستند. اکنون همه در انتظار موج بعدی اعدام‌ها هستند.»

دکتر کایلی مور-گیلبرت، پژوهشگر دانشگاهی، نیز در ایکس نوشت: «نیروهای شیعه عراقی موسوم به “حشد الشعبی” و همچنین یک لشکر افغان که توسط ایران برای جنگ در سوریه آموزش داده شده‌اند، در این روند نقش دارند.

یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده راهبرد “محور مقاومت” جمهوری اسلامی تا کنون، نقشی است که این نیروهای نیابتی می‌توانند در حفاظت از خودِ رژیم ایران در برابر “تهدیدهای” داخلی ایفا کنند (یعنی آموزش و به‌کارگیری نیروهای خارجی برای دفاع از رژیم در برابر خواسته‌های دموکراتیک مردم خودش).»

شبکه خبری سی‌ان‌ان در ۱۵ ژانویه گزارش داد: «بر اساس گفته یک منبع نظامی اروپایی و یک منبع امنیتی عراقی آگاه از موضوع، شبه‌نظامیان عراقی طی هفته‌های گذشته برای کمک به تهران در سرکوب اعتراضات جاری، وارد ایران شده‌اند.

منبع امنیتی عراقی اعلام کرد نزدیک به ۵ هزار نفر از نیروهای شبه‌نظامیان قدرتمند عراقی از طریق دو گذرگاه مرزی در جنوب عراق وارد ایران شده‌اند: گذرگاه شَیب در استان میسان و گذرگاه زُرباطیه در استان واسط.»

شبکه «ایران اینترنشنال» نیز از ورود نیروهای خارجی به ایران خبر داده است. در گزارشی به تاریخ ۱۷ ژانویه آمده است: «بر اساس این اطلاعات، لشکر فاطمیون افغانستان، لشکر زینبیون پاکستان و نیروهای بسیج مردمی عراق بخش قابل‌توجهی از کشتارها را انجام داده‌اند.»

راستی‌آزمایی این گزارش‌ها دشوار است. حشد الشعبی مجموعه‌ای از شبه‌نظامیان در عراق است که در سال ۲۰۱۴ برای کمک به مبارزه با داعش تشکیل شد. این نیروها پس از فتوایی از سوی آیت‌الله علی سیستانی، روحانی شیعه عراقی، شکل گرفتند. برخی از این گروه‌ها ریشه در سازمان‌های پیشین طرفدار ایران در عراق دارند؛ از جمله سازمان بدر و کتائب حزب‌الله.

این گروه‌ها ارتباطات نزدیکی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارند. برای نمونه، ابومهدی المهندس، رهبر کتائب حزب‌الله، از نزدیکان قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، بود.

هر دوی آنان در سال ۲۰۲۰ در حمله پهپادی آمریکا کشته شدند. بسیاری از این نیروهای عراقی مورد حمایت ایران، از دهه ۱۹۸۰ با جمهوری اسلامی ارتباط داشته‌اند؛ زمانی که در جنگ ایران و عراق از ایران حمایت می‌کردند. بسیاری از این گروه‌ها همچنین از سوی ایالات متحده در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار گرفته‌اند.

برای مثال، گروه‌های «عصائب اهل الحق» و «حرکت حزب‌الله النجباء» هر دو از اعضای حشد الشعبی هستند و در عین حال به‌عنوان گروه‌های تروریستی شناخته می‌شوند. در سال‌های اخیر، درخواست‌ها برای خلع سلاح این گروه‌ها در عراق افزایش یافته است. با این حال، از سال ۲۰۱۸ آن‌ها به‌عنوان نیروهای شبه‌نظامی، حقوق خود را از دولت عراق دریافت می‌کنند.

گروه‌های تروریستی عراقی مورد حمایت ایران

این گروه‌ها تلاشی برای ایجاد چیزی شبیه سپاه پاسداران در عراق هستند. آن‌ها در خدمت منافع ایران عمل می‌کنند و این احتمال وجود دارد که برخی از آنان برای کمک به سرکوب اعتراضات به ایران اعزام شده باشند. با این حال، از آن‌جا که عرب‌زبان هستند، نمی‌توانند به‌راحتی در همه نقاط ایران فعالیت کنند.

ایران همچنین از طریق سپاه پاسداران، شیعیانی از افغانستان و پاکستان را جذب کرده است. این افراد برای جنگ در سوریه به‌کار گرفته شده بودند. اما پس از سقوط حکومت بشار اسد، نیروهای فاطمیون و زینبیون ناچار به ترک سوریه شدند و اکنون در ایران گرفتار شده‌اند.

این احتمال وجود دارد که جمهوری اسلامی از آن‌ها برای سرکوب معترضان استفاده کرده باشد. از آن‌جا که این نیروها خارجی هستند، وابستگی‌ای به مردم عادی ایران ندارند و احتمالاً از آسیب‌زدن به آنان ابایی ندارند. با این حال، روایت کامل درباره استفاده ایران از این گروه‌های خارجی همچنان نیازمند تحقیقات و بررسی‌های بیشتری است تا نقش دقیق آن‌ها به‌طور قطعی اثبات شود.



نظر شما درباره این مقاله:








ایرانیان از مرز ترکیه برای دسترسی به اینتر
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 15:19

ایرانیان از مرز ترکیه برای دسترسی به اینتر




نظر شما درباره این مقاله:








شاهدی عینی از ایران: همه جا بوی خون می‌دهد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 15:10

شاهدی عینی از ایران: همه جا بوی خون می‌دهد


یورونیوز فارسی

شاهدی عینی از ایران: انگار زامبی‌ها به ما حمله کرده‌اند، همه جا بوی خون می‌دهد؛ داغونیم

شاهدان عینی در گفتگو با یورونیوز ضمن روایت صحنه‌هایی از سرکوب اعتراضات در ایران و تجربه شخصی‌شان از اصابت گلوله به نزدیکانشان از روزهای تلخی می‌گویند که این روزها بسیاری از مردم ایران سپری می‌کنند.

ایران از روز هجدهم دیماه، هفتم ژانویه در خاموشی ارتباطی قرار گرفته و تمامی خطوط تلفن و همچنین اینترنت بین المللی از سوی جمهوری اسلامی ایران مسدود شده است. این قطعی کامل ارتباطات همزمان با سرکوب شدید معترضان در شهرهای ایران همراه بود. پس از چند روز، امکان تماس های جسته و گریخته ای از ایران فراهم و تصاویری به بیرون از مرزها منتقل شد که نشان از کشته شده‌های بی شمار می‌دهد.

برخی از منابع خبری تعداد کشته شدگان در اعتراضات را بیش از ۱۲۰۰۰ نفر تخمین می زنند. علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی نیز در سخنرانی روز شنبه خود اذعان کرد که چند هزار نفر در جریان اعتراض‌های اخیر کشته شده‌اند. خبرگزاری رویترز هم به نقل از یک مقام‌ ایرانی گزارش داد که شمار کشته‌شدگان دست‌کم ۵ هزار نفر بوده است.

ایرانیانی که در خارج از کشور بسر می‌برند در طی این روزها، همزمان با تجمعاتی در همراهی و حمایت از معترضان داخل کشور، با نگرانی اخبار را دنبال می‌کنند و توانسته‌اند هر چند کوتاه، از افراد خانواده‌هایشان سراغی بگیرند.

آرهام (نام مستعار) که در یکی از کشورهای اروپایی زندگی می‌کند و در گفتگو با یورونیوز می‌گوید که همسر خواهرش در حالی که در تجمع حضور نداشته به خاطر زدن گاز اشک آور با فرزندش در حال بستن مغازه‌اش بوده، هدف شلیک مستقیم نیروهای امنیتی قرار گرفته‌اند.

او به نقل از خواهرش می‌گوید تیر به پیشانی و قفسه سینه همسرش اصابت کرده و به بیمارستان منتقل شده و تحت جراحی قرار گرفته است ولی هنوز امکان خروج او را از بیمارستان ندارند. آرهام(نام مستعار) می گوید: «در این اعتراضات یکی از دوستان نزدیکم نیز که در تجمع اعتراضی در منطقه نارمک حضور داشته مورد اصابت گلوله قرار گرفته ولی هیچ خبری از او نداریم و جستجوی خانواده‌اش برای یافتن او بی‌نتیجه بوده است.»

در صدای ضبط شده‌ای که توسط او از گفتگوی تلفنی با خواهرش در اختیار یورونیوز قرار داده شده می‌شنویم: «همه مردم غمگین‌اند، به محض اینکه با کسی چشم تو چشم می‌شوی اشک تو چشم‌ها پر می‌شود، همه چیز دارد بدتر می‌شود، مردم ظاهرا به حالت عادی زندگی می‌کنند اما انگار عین زامبی‌ها مورد حمله قرار گرفته‌ایم.»

به گفته او، روزی که او برای پیگیری وضعیت همسرش در بیمارستان بوده (نام بیمارستان محفوظ است)، «جلوی چشمهای خودم سه دختر نوجوان ۱۶-۱۷ ساله جانشان را به خاطر جراحات ناشی از اصابت گلوله از دست دادند.» «حال همه ما بد است» این جمله ایست که در تمامی تماس‌های تلفنی که کوتاه و به زحمت از ایران برقرار می‌شود مدام تکرار می‌شود.

جمهوری اسلامی ایران در قبال تحویل پیکر کشته‌شدگان از خانواده‌هایشان مبالغ هنگفتی طلب می‌کنند تا اجساد را برای خاکسپاری به آنها بدهد. آرهام می‌گوید با تعدادی دیگر در حال جمع‌آوری پول هستند تا بتوانند به همسایه‌شان در تهران برای تحویل گرفتن پیکر بی‌جان دخترش کمک کنند.

این اعتراضات از روز نهم دیماه و با اعتصاب بازاریان تهران و بستن مغازه‌ها در اعتراض به وضعیت اقتصادی نابسامان ایران آغاز و به سرعت درقالب اعتراضات ضدحکومتی به شهرهای دیگر گسترش یافت. علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در سخنانی اعلام کرد که این معترضان آشوبگر هستند و خواستار سرکوب آنها شد. تصاویر منتشر شده از ایران حاکی از سردخانه‌هایی نظیر کهریزک، مملو از پیکرهای کشته‌شدگان است و از شدت سرکوب این اعتراضات خبر می‌دهد. در بین کشته‌شدگان، شمار زیادی نوجوان با سنین ۱۵-۱۶ ساله دیده می شوند. این سرکوب‌ها با واکنش سازمان‌های حقوق بشری و برخی از کشورها قرار گرفته و استرالیا از جمله کشورهایی‌ است که در اعتراض به این کشتار، سفارت خود در ایران را بسته است.

جمهوری اسلامی ایران می‌گوید تروریست‌ها در میان جمعیت معترضان رخنه کرده و عامل این کشتار هستند اما به گفته برخی مقامات عراقی که سی ان ان در گزارشی به آن پرداخته، نزدیک به پنج هزار نفر از اعضای گروه‌های وابسته به حشدالشعبی، گروه شبه نظامی عراقی مورد حمایت ایران برای کمک به سرکوب این اعتراضات به تازگی با ۶۰ دستگاه اتوبوس و بعنوان زائر وارد ایران شده‌اند.



نظر شما درباره این مقاله:








شنبه پاریس / سعید مظفری
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 14:57

شنبه پاریس / سعید مظفری




نظر شما درباره این مقاله:








رژیم بی‌رحم ایران از مواد شیمیایی علیه معترضان
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 14:33

رژیم بی‌رحم ایران از مواد شیمیایی علیه معترضان




نظر شما درباره این مقاله:








بحران ایران و محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 8:45

بحران ایران و محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا


نویسندگان: وارن پی. استروبِل، جان هادسن، آیزاک آرنسدورف، سوزانا جرج، جری شی و تارا کاپ
واشنگتن پست – ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶

صبح چهارشنبه بود و بسیاری از تحلیلگران در خاورمیانه و واشنگتن مطمئن بودند که «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا به‌زودی دستور حملات سنگین هوایی علیه ایران را صادر خواهد کرد؛ اقدامی که پس از یورش جسورانه نیروهای دلتا به ونزوئلا برای دستگیری «نیکلاس مادورو» و همسرش، دومین استفاده بزرگ او از قدرت نظامی آمریکا در ظرف دو هفته به‌شمار می‌رفت.

ترامپ هنوز دستور رسمی حمله را صادر نکرده بود، اما بالاترین مقام‌های امنیتی انتظار داشتند که وی به‌زودی یکی از گزینه‌های نظامی ارائه‌شده را تأیید کند و برای شبی طولانی آماده می‌شدند.

پنتاگون اعلام کرد ناوشکن موشک‌انداز «یو.اس.اس روزولت» وارد خلیج فارس شده است. طبق گفته‌ی یکی از مطلعان، به متحدان اطلاع داده شده بود که احتمال حمله آمریکا بالاست و کشتی‌ها و هواپیماها در حال جابه‌جایی بودند. به پرسنل پایگاه بزرگ «العُدید» در قطر توصیه شد برای احتراز از حمله احتمالی تلافی‌جویانه ایران، تخلیه شوند.

ترامپ در پیامی در شبکه‌های اجتماعی به معترضان ایرانی وعده داده بود: «کمک در راه است» و آنان را تشویق کرده بود که «نهادهای رژیم را در دست بگیرند». بسیاری از مقام‌های آمریکایی و خارجی این سخن را نشانه‌ی دخالت نظامی محتمل دانستند، اما رئیس‌جمهور همچنان به گزینه‌ی اعمال فشار سیاسی برای واداشتن تهران به توقف کشتار معترضان فکر می‌کرد.

لحظه‌ی سرنوشت‌ساز عصر چهارشنبه فرا رسید؛ زمانی که ترامپ از طریق نماینده خود استیو ویتکاف مطلع شد که دولت ایران اجرای حکم اعدام ۸۰۰ نفر را لغو کرده است. یکی از مقام‌های ارشد آمریکایی گفت: ترامپ سپس در دفتر کار خود در کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «خواهیم دید و نظاره می‌کنیم.» روز بعد، نهادهای اطلاعاتی آمریکا تأیید کردند که این اعدام‌ها انجام نشده است.

این تغییر جهت سریع ترامپ در میانه هفته — که موجب سردرگمی مشاورانش و احساس سرخوردگی مخالفان ایرانی شد — به‌گفته بیش از ده مقام فعلی و پیشین آمریکا و خاورمیانه، نتیجه‌ی فشارهای داخلی و خارجی شدید بود.

به‌گفته چند مقام، رئیس‌جمهور ناگهان با واقعیت بی‌ثبات کردن احتمالی یک کشور دیگر خاورمیانه و با محدودیت‌های ماشین عظیم نظامی آمریکا روبه‌رو شد. او قبلاً ناو هواپیمابر و گروه همراهش را به کارائیب فرستاده بود و مقام‌های پنتاگون نگران بودند که توان نظامی آمریکا در خاورمیانه برای مقابله با تلافی احتمالی ایران کافی نباشد.

اسرائیل نیز چنین دغدغه‌ای داشت. به‌گفته یک مقام فعلی و یکی پیشین آمریکا، این کشور در جنگ ۱۲ روزه‌ی ژوئن شمار زیادی از موشک‌های رهگیر خود را برای مقابله با حملات ایران مصرف کرده بود.

برخی متحدان کلیدی واشنگتن از جمله عربستان سعودی، قطر و مصر با کاخ سفید تماس گرفتند و خواستار خویشتنداری و دیپلماسی شدند. این کشورها با وجود رقابت دیرینه با ایران شیعی، بیشتر از هر چیز نگران موج جدیدی از بی‌ثباتی در منطقه بودند.

چند مقام گفتند ترامپ بیش از هر چیز متوجه شد حمله به ایران عملی پرهزینه و پیچیده است که ممکن است اقتصاد جهان را متلاطم کند، جنگی منطقه‌ای به‌راه اندازد و جان ۳۰ هزار نظامی آمریکایی مستقر در خاورمیانه را به خطر اندازد — در حالی‌که او ترجیح می‌دهد عملیات «سریع و یک‌مرحله‌ای» انجام دهد، مانند توقیف مادورو یا حملات پراکنده به داعش و برنامه هسته‌ای ایران.

یکی از مقام‌های پیشین آمریکایی گفت: «او عملیات‌هایی مثل ونزوئلا را می‌خواهد؛ اما این یکی بسیار درهم و پیچیده‌تر می‌بود.»

اعتراضات ایران — بزرگ‌ترین اعتراضات در ۴۶ سال عمر جمهوری اسلامی — فعلاً در اثر سرکوب خونین دولت فروکش کرده است. سازمان‌های حقوق بشری می‌گویند شمار قربانیان از سه هزار نفر فراتر رفته و به‌دلیل قطع کامل اینترنت و ارتباطات، آمار دقیق مشخص نیست.

یکی از مقام‌های ارشد اروپایی که مستقیماً با سران ایران در تماس بود، گفت: «به‌نظر می‌رسد رژیم از یک بحران جدی جان به در برده است.» اما ایرانیانی که خطر کرده و به خیابان آمدند، از عقب‌نشینی ترامپ خشمگین‌اند. آنان «احساس خیانت و ویرانی روحی» دارند.

دو مقام آمریکایی گفتند در حالی‌که احتمال حمله فعلاً منتفی است، ترامپ و مشاوران ارشدش با اعزام ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به خاورمیانه، در واقع گزینه‌ها را باز نگه داشته‌اند. این ناو تا جمعه در دریای چین جنوبی قرار داشت و دست‌کم یک هفته تا رسیدن به خاورمیانه فاصله دارد.

کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت: «هیچ‌کس جز خود رئیس‌جمهور نمی‌داند تصمیم نهایی درباره ایران چه خواهد بود. او هوشمندانه گزینه‌های متعدد را روی میز نگه داشته و همان‌طور که همیشه گفته، تصمیماتش را بر پایه منافع آمریکا و جهان خواهد گرفت.»

«محاسبه هزینه و فایده»

در داخل کاخ سفید، ترامپ با توصیه‌های متناقض روبه‌رو بود.

به‌گفته دو منبع آگاه، معاون رئیس‌جمهور جِی.دی. ونس که همواره نسبت به مداخلات نظامی بدبین بوده، از حمله به ایران حمایت کرد. او معتقد بود ترامپ با هشدار علیه کشتار معترضان برای خود خط قرمزی تعیین کرده و باید آن را حفظ کند.

سه‌شنبه شب در دفتر بیضی، جان رتکلیف، رئیس سازمان سیا و از چهره‌های تندرو در قبال ایران، با استفاده از تبلتی مخصوص جلسات محرمانه، فیلم‌های محرمانه‌ای از خشونت نیروهای امنیتی ایران علیه معترضان را به ترامپ نشان داد. تصاویر احساسی پیش‌تر نیز در تصمیمات ترامپ تأثیر گذاشته بود، از جمله حملات موشکی سال ۲۰۱۷ علیه سوریه پس از دیدن تصاویر قربانیان حمله شیمیایی.

مشاوران دیگر ترامپ از جمله ویتکاف و رئیس دفترش سوزی وایلز هشدار دادند که اقدام نظامی نتیجه عکس خواهد داشت. ویتکاف به‌طور مستقیم نگرانی کشورهای عربی را شنیده و خواهان اجتناب از چرخه جدیدی از خشونت متقابل بود. همچنین وزیر خزانه‌داری، اسکات بسنت پیشنهاد کرد بهتر است منتظر ماند تا تحریم‌ها اثر خود را بگذارند.

ژنرال «دن کین»، رئیس ستاد مشترک و از مشاوران معتمد ترامپ، در طول روز در کاخ سفید حضور داشت و ارزیابی‌های نظامی را ارائه می‌داد.

در نهایت، ترامپ پس از مرور گزینه‌های ارائه‌شده از سوی پنتاگون و نهادهای اطلاعاتی، نتیجه گرفت منافع حمله کمتر از هزینه‌های آن است. یکی از نزدیکان دولت گفت: «اگر حمله انجام می‌شد، آیا به تغییر رژیم منجر می‌گشت؟ پاسخ قطعاً منفی بود. تأثیر منفی هر حمله از منافع احتمالی آن بیشتر بود. در نهایت، بحث بر سر محاسبه هزینه و فایده بود.»

تهران که متوجه جابه‌جایی‌های نیروهای آمریکایی شده بود، با دولت ترامپ تماس گرفت. پیام متنی **عباس عراقچی**، وزیر خارجه ایران، به ویتکاف به گفته منابع، در «کاهش بحران» نقش داشت.

اندکی بعد، ترامپ به خبرنگاران گفت: «من قدردانم که آنان اعدام‌ها را لغو کردند.»

در همین حال، ده‌ها هزار معترض بازداشت‌شده در زندان‌های ایران، بنا به گزارش نهادهای حقوق بشری، در معرض شکنجه و بدرفتاری قرار دارند.

پیام کشورهای عربی: «از اقدام نظامی بپرهیزید»

ایران تنها کشوری نبود که به شکل فوری با کاخ سفید تماس گرفت.

به‌گفته مقام‌های عربی و خلیجی، عربستان سعودی، امارات، قطر، عمان و دیگر متحدان عرب در تماس‌های فشرده با واشنگتن خواستار حفظ مسیر دیپلماتیک شدند.

به گفته یکی از مقام‌های خلیج فارس، «پیام ما به واشنگتن این بود که از اقدام نظامی پرهیز کند. زیرا هرگونه جنگ تازه، پیامدهای امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای برای منطقه و خود آمریکا خواهد داشت.»

یک دیپلمات سعودی و یک مقام آمریکایی گفتند محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، نیز در تماس تلفنی با ترامپ خواستار خویشتنداری شد. در آن سو، ایران به کشورهای خلیج هشدار داده بود که در صورت حمله آمریکا، پاسخ تهران محدود نخواهد بود، برخلاف حمله ماه ژوئن آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران که پاسخ موشکی ایران کنترل‌شده بود.

مقام‌ها همچنین نگران بودند گروه‌های نیابتی ایران از جمله حزب‌الله حملات مستقلی انجام دهند؛ خطری که بدون حضور ناو هواپیمابر آمریکایی در منطقه، شدیدتر می‌شود.

اسرائیل نیز آماده نبود. به گفته منابع نزدیک به کاخ سفید، نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو چهارشنبه با ترامپ تماس گرفت و از او خواست فعلاً از حمله خودداری کند، زیرا توان دفاعی اسرائیل پس از عملیات گسترده‌اش علیه برنامه هسته‌ای ایران در ماه ژوئن هنوز بازسازی نشده است. دو مقام آمریکایی گفتند این دو رهبر دو بار تماس تلفنی داشتند.

به گفته مقام‌های آمریکایی، نبود دارایی‌های نظامی بزرگ آمریکا که اسرائیل برای رهگیری موشک‌های ایران به آن متکی است، یکی از عوامل آسیب‌پذیری تل‌آویو بود. این پشتیبانی هزینه سنگینی برای ذخایر موشک‌های رهگیر آمریکا نیز داشته است.

یکی از مقام‌های عرب گفت عامل تعیین‌کننده در تغییر نظر ترامپ، تردید او نسبت به نتیجه قطعی و قابل پیش‌بینی گزینه‌های نظامی و تمایلش به حفظ تصویر «موفقیت سریع و تمیز» در عملیات‌های گذشته بود.

رایزنی‌های دیپلماتیک گسترده سرانجام موجب شد ترامپ از تصمیم خود منصرف شود.

در پنتاگون، کارمندان آماده کار شبانه بودند، تا اینکه حدود ساعت ۳:۳۰ بعدازظهر اطلاع یافتند می‌توانند به خانه بروند. معاون رئیس‌جمهور ونس در پایان از تصمیم ترامپ حمایت کرد.

به گفته مقام‌های آمریکایی، رئیس‌جمهور طی دو تا سه هفته آینده — با استقرار کامل دارایی‌های نظامی در منطقه — ممکن است دوباره فرصت بررسی گزینه‌های حمله را پیدا کند. فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا نیز مأمور شده است در ماه پیش‌رو در وضعیت آماده‌باش کامل ۲۴ ساعته باقی بماند.



نظر شما درباره این مقاله:








رضا اسکندرپور، در راه «آزادی ایران» جان باخت
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 17.01.2026, 22:21

رضا اسکندرپور، در راه «آزادی ایران» جان باخت


سازمان حقوق بشر ایران / ۲۷ دی ۱۴۰۴

بیست‌ویک روز از آغاز دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران می‌گذرد و باوجود ادامه قطعی اینترنت در سراسر ایران، به‌تدریج برخی روایات به‌دست سازمان حقوق بشر ایران می‌رسد که ابعاد گسترده سرکوب و کشتار سیستماتیک معترضان را آشکارتر می‌کنند.

سازمان حقوق بشر ایران به جزئیات تازه‌ای از جان‌باختن رضا اسکندرپور، معترض ۳۷ساله تهرانی، دست یافته است. یک منبع نزدیک به خانواده به سازمان حقوق بشر ایران گفت رضا که در تجمع ضدحکومتی ۱۸ دی ماه در صادقیه تهران حضور یافته بود، با شلیک مستقیم گلوله جنگی مأموران جمهوری اسلامی کشته شد.

این منبع نزدیک به خانواده رضا اسکندرپور به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «روز هجدهم دی ماه، رضا که کارگاه کابینت‌سازی داشت، از سر کار به خانه آمد؛ به مادرش گفت: “مادر من به خیابان می‌روم و اگر برنگشتم به همه دنیا بگویید که برای آزادی ایران جانم را از دست دادم.” بعد سوئیچ ماشینش را به مادرش داد و از آن‌ها حلالیت طلبید. با اینکه آدم مذهبی‌ای نبود، دو رکعت نماز خواند و مادر و خواهرش با گریه او را از زیر قرآن رد کردند.»

به گفته این منبع آگاه، رضا به‌همراه ۵ نفر از دوستانش در تجمع صادقیه حضور داشته که یکی از دوستان او هدف گلوله قرار گرفته و زخمی شده است. این منبع ادامه داد: «رضا سعی کرد برای نجات دوستش اقدام کند؛ چون شنیده بود گروهی از لباس‌شخصی‌های حکومتی بالای سر مجروحان می‌روند و به آن‌ها تیر خلاص می‌زنند. ناگهان از بالای یکی از ساختمان‌های اطراف به‌سمت رضا شلیک شد؛ یک گلوله از پشت وارد قلبش شد، دو گلوله به شکمش اصابت کرد، دو گلوله به پاهایش و یک گلوله هم به گردنش؛ در مجموع ۶ گلوله. گلویش شکافته شده و خون همه‌جا را گرفته بود.»

این منبع نزدیک به خانواده اسکندرپور در ادامه، از مراحل انتقال پیکر رضا اسکندرپور به پزشکی قانونی کهریزک در جنوب تهران و صحنه‌های دردناکی که در این مرکز وجود داشت، گفت: «اعضای خانواده برای اینکه بدانند چه بر سر رضا آمده، به کهریزک رفتند. جنازه روی جنازه افتاده بود؛ صدها پیکر. تنها اجازه می‌دادند از هر خانواده یک نفر وارد شود. جمعیت زیادی برای پی‌گیری وضعیت عزیزانشان آمده بودند. به آن‌ها گفتند از روی اسکرین عکس و شماره جان‌باختگان را ببینند تا آن‌ها شناسایی شوند.»

سازمان حقوق بشر ایران پیش‌تر در گفت‌وگو با چند منبع نزدیک به خانواده کشته‌شدگان اعتراضات ضدحکومتی، وجود پیکر صدها معترض در مرکز پزشکی قانونی کهریزک را تأیید کرده بود. در روزهای گذشته هم‌زمان با قطعی گسترده اینترنت در ایران که از شامگاه هجدهم دی‌ماه آغاز شده، در رسانه‌های اجتماعی تصاویر متعددی از این مرکز و شمار بالای اجساد در آن‌جا منتشر شد که برخی آن‌ها را از تلویزیون حکومتی جمهوری اسلامی پخش کرده بودند.

این منبع آگاه درباره تهدید خانواده در مراسم خاکسپاری رضا اسکندرپور چنین گفت: «روز یکشنبه، ۲۱ دی‌ماه، پیکر رضا از کهریزک به بهشت زهرای تهران منتقل شد. حدود ۵۰۰۰ پیکر آنجا بود. مردم داغدیده شعارهای ضدحکومتی سر می‌دادند. خانواده رضا از مراسم خاکسپاری او عکس گرفتند، اما مأموران امنیتی به آن‌ها هجوم آوردند. گوشی‌هایشان را گرفتند، عکس ها را پاک کردند و آن‌ها را تهدید کردند که بازداشت خواهند شد.»

منبع نزدیک به خانواده رضا اسکندرپور، او را جوانی عاشق سفرکردن و ورزش معرفی می‌کند که درپی تشکیل خانواده بود، جوانی که همچون هزاران ایرانی دیگر در سرکوب خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ جانش را از دست داد.

رضا اسکندرپور در آخرین پست اینستاگرامش نوشته است: «زندگی به ما که رسید: قطع شد، ممنوع شد، سانسور شد، لغو شد، گرون شد، جنگ شد، کشته شد و چه پایان غم انگیزی...»

براساس اطلاعات موجود، تخمین زده می‌شود هزاران معترض در سرتاسر ایران کشته‌ شده‌ باشند، که بیشتر این رقم به کشتار گسترده معترضان در روزهای پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، بازمی‌گردد. سازمان حقوق‌بشر ایران تا این لحظه کشته‌شدن ۳۴۲۸ معترض را ازطریق اطلاعات منابع موثق در سیستم بهداشت و درمان جمهوری اسلامی، شاهدان عینی و یا دو منبع مستقل مستندسازی کرده‌ است. سازمان حقوق‌بشر ایران تأکید می‌کند که این یک آمار حداقلی‌ است و مستندسازی برای آشکارکردن ابعاد بیشتر این کشتار جمعی ادامه خواهد یافت.



نظر شما درباره این مقاله:








ترامپ: باید دنبال رهبر جدید برای ایران باشیم
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 17.01.2026, 19:16

ترامپ: باید دنبال رهبر جدید برای ایران باشیم


دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، روز شنبه خواستار پایان حکومت ۳۷ ساله آیت‌الله علی خامنه‌ای شد.

ترامپ در گفت‌وگو با پایگاه خبری «پولیتیکو» گفت: «زمان آن رسیده که در ایران به‌دنبال رهبری جدید باشیم»، در حالی که به‌نظر می‌رسد موج گسترده اعتراض‌ها برای پایان دادن به حاکمیت کنونی فروکش کرده است.

طی سه هفته گذشته، هزاران نفر از معترضان در سراسر کشور کشته شدند؛ رویدادی که موجب شد ترامپ بارها تهدید به اقدام نظامی کند. او روز سه‌شنبه (۱۳ ژانویه) از مردم ایران خواست که به اعتراض‌ها ادامه دهند و «مراکز قدرت» را در دست گیرند، و افزود: «کمک در راه است.»

اما روز بعد، رئیس‌جمهور به‌طور ناگهانی موضع خود را تغییر داد و گفت به او اطلاع داده‌اند که کشتارها متوقف شده است. ترامپ روز شنبه، در پاسخ به پرسشی درباره احتمال عملیات نظامی ایالات متحده در ایران، گفت: «بهترین تصمیمی که او [خامنه‌ای] گرفت این بود که دو روز پیش بیش از ۸۰۰ نفر را اعدام نکرد.»

اظهارات ترامپ ساعاتی پس از آن مطرح شد که حساب کاربری خامنه‌ای در شبکه ایکس (توئیتر سابق) مجموعه‌ای از پیام‌های تند علیه ترامپ منتشر کرد و او را مسئول خشونت‌ها و ناآرامی‌های مرگبار در ایران دانست.

حساب کاربری خامنه‌ای در یکی از این پیام‌ها نوشت: «ما رئیس‌جمهور ایالات متحده را به‌دلیل تلفات، خسارات و تهمت‌هایی که علیه ملت ایران وارد کرده است، مجرم می‌دانیم.»

او در پیام دیگری افزود که ترامپ گروه‌های خشونت‌طلب را به‌اشتباه نماینده مردم ایران معرفی کرده و این را «یک تهمت دهشتناک» خواند.

ترامپ پس از خواندن این پیام‌ها گفت که حاکمان تهران برای حفظ قدرت خود به سرکوب و خشونت متوسل می‌شوند. او اظهار داشت: «آنچه او [خامنه‌ای] به‌عنوان رهبر یک کشور مرتکب شده، نابودی کامل آن کشور و استفاده از خشونتی در سطحی بی‌سابقه است. برای اینکه کشورش – هرچند در سطحی بسیار پایین – به کار خود ادامه دهد، باید اداره‌ی درست کشور را یاد بگیرد، همان‌طور که من در ایالات متحده انجام می‌دهم، نه اینکه برای حفظ کنترل، هزاران نفر را بکشد.»

ترامپ افزود: «رهبری یعنی احترام، نه ترس و مرگ.»

این تبادل اظهارات، بیانگر شدت گرفتن لحن تند میان واشنگتن و تهران در مقطعی حساس برای منطقه است؛ به‌ویژه پس از آن‌که خامنه‌ای در سخنرانی اخیر خود ادعا کرد «ملت ایران آمریکا را شکست داده است».

ترامپ در ادامه، با لحنی شخصی‌تر، به انتقاد شدید از خامنه‌ای و نظام حکومتی ایران پرداخت و گفت: «این مرد بیمار است و باید کشورش را به‌درستی اداره کند و دست از کشتن مردم بردارد. کشور او بدترین مکان برای زندگی در جهان است، و دلیلش رهبری ضعیف است.»



نظر شما درباره این مقاله:








نیروهای دولتی سوریه وارد شهرهای شمالی شدند
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 17.01.2026, 19:14

نیروهای دولتی سوریه وارد شهرهای شمالی شدند


غیث السید / خبرگزاری آسوشیتدپرس /۱۷ ژانویهٔ ۲۰۲۶

نیروهای دولتی سوریه بامداد شنبه وارد دو شهر در شمال این کشور شدند. این اقدام پس از آن صورت گرفت که فرماندهی نیروهای تحت رهبری کُردها اعلام کرد برای پرهیز از درگیری، از این مناطق عقب‌نشینی خواهد کرد.

به گزارش رسانه‌های دولتی سوریه، در جریان ورود نیروها به شهر مسکنه، درگیری‌هایی رخ داد که در آن دو سرباز کشته و چند نفر دیگر زخمی شدند. هم‌زمان، با پیشروی نیروهای دولتی به سمت شرق، گزارش‌هایی از درگیری در دیگر نقاط شمال سوریه منتشر شد.

در همین حال، نیروهای نظامی وارد شهر دیر حافر شدند. این دو شهر پس از آن دست‌به‌دست شدند که اوایل این ماه، در پی درگیری‌های مرگبار میان نیروهای دولتی و «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF) در شهر حلب، بزرگ‌ترین شهر سوریه، تنش‌ها شدت گرفت. این درگیری‌ها در نهایت با خروج نیروهای کُرد از سه محله‌ای که به تصرف نیروهای دولتی درآمده بود، پایان یافت.

خبرنگار آسوشیتدپرس روز شنبه شاهد بود که تانک‌ها، نفربرهای زرهی و دیگر خودروهای نظامی دولت سوریه ــ از جمله وانت‌هایی مجهز به تیربارهای سنگین ــ پس از آن‌که بولدوزرها موانع را برداشتند، وارد دیر حافر شدند. در حاشیهٔ شهر هیچ نشانی از حضور نیروهای SDF دیده نمی‌شد.

ارتش سوریه اعلام کرد که نیروهایش کنترل کامل دیر حافر را در دست دارند، پایگاه هوایی الجراح در شرق این منطقه را تصرف کرده‌اند و در حال پاک‌سازی مین‌ها و مواد منفجره هستند. در این بیانیه افزوده شد که نیروها به‌سوی شهر مسکنه حرکت خواهند کرد؛ جایی که خبرنگار آسوشیتدپرس ساعاتی بعد کاروانی نظامی را در حال ورود مشاهده کرد.

حسین مصطفی، یکی از ساکنان دیر حافر، در استقبال از ورود نیروهای دولتی گفت: «خوشحالی ما وصف‌ناپذیر است. این، شادیِ آزادی است.» او با انتقاد شدید از نیروهای SDF افزود که ساکنان اکنون می‌توانند جشن بگیرند، زیرا بالاخره نیروهای دولتی زمام امور را به دست گرفته‌اند.

یکی دیگر از ساکنان به نام محمد الجابر نیز گفت: «ارتش عربی سوریه به اینجا آمد و ما را از دست این سازمان تروریستی آزاد کرد.»

طی سال‌های گذشته، نیروهای دموکراتیک سوریه اصلی‌ترین شریک ایالات متحده در سوریه در مبارزه با گروه «داعش» بوده‌اند. با این حال، آنکارا این نیروها را به دلیل ارتباطشان با جدایی‌طلبان کُرد در ترکیه، یک سازمان تروریستی می‌داند. برخی از گروه‌هایی که اکنون بخشی از ارتش سوریه را تشکیل می‌دهند، پیش‌تر شورشیان مورد حمایت ترکیه بودند و سابقهٔ طولانی درگیری با نیروهای کُرد دارند.

توافق عقب‌نشینی

نیروهای دموکراتیک سوریه در بیانیه‌ای اعلام کردند که بر اساس توافق انجام‌شده، قرار بود نیروهای دولتی سوریه پس از پایان کامل عقب‌نشینی نیروهای کُرد، وارد دیر حافر و مسکنه شوند.

در این بیانیه آمده است: «دمشق مفاد توافق را نقض کرد و پیش از آن‌که نیروهای ما به‌طور کامل عقب‌نشینی کنند، وارد این شهرها شد؛ اقدامی که وضعیت بسیار خطرناکی ایجاد کرده و می‌تواند پیامدهای جدی به دنبال داشته باشد.»

خبرگزاری رسمی سوریه (سانا) گزارش داد که نیروهای SDF با هدف قرار دادن یک گشت ارتش سوریه در نزدیکی مسکنه، «توافق را نقض کردند»؛ حمله‌ای که به کشته شدن دو سرباز و زخمی شدن چند نفر دیگر انجامید. سانا افزود که نیروهای دولتی به پیشروی خود به سمت شرق ادامه داده و به دو روستا در استان شمالی رقه رسیده‌اند.

در دو روز گذشته، پس از آن‌که دولت سوریه آغاز عملیات برای تصرف این دو شهر را اعلام کرد، بیش از ۱۱ هزار نفر از ساکنان دیر حافر و مسکنه از طریق جاده‌های فرعی به مناطق تحت کنترل دولت گریخته‌اند.

جمعه‌شب، پس از آن‌که نیروهای دولتی مواضع SDF در دیر حافر را هدف حملات سنگین قرار دادند، مظلوم عبدی، فرمانده کل نیروهای دموکراتیک سوریه، در شبکهٔ اجتماعی ایکس نوشت که نیروهایش از مناطق مورد مناقشه در شمال سوریه عقب‌نشینی خواهند کرد. عبدی گفت نیروهای SDF از ساعت ۷ صبح شنبه (۴:۰۰ به وقت گرینویچ) به شرق رود فرات منتقل خواهند شد.

مداخلهٔ رهبر کُردهای عراق

کاهش تنش‌ها پس از آن صورت گرفت که مقام‌های نظامی آمریکا روز جمعه به دیر حافر سفر کرده و با مسئولان SDF در این منطقه گفت‌وگو کردند. ایالات متحده با هر دو طرف روابط خوبی دارد و خواستار خویشتنداری شده است.

دریاسالار برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، شنبه‌شب در بیانیه‌ای از تلاش‌های جاری همهٔ طرف‌ها در سوریه برای جلوگیری از تشدید تنش و حل‌وفصل اختلافات از طریق گفت‌وگو استقبال کرد.

او گفت: «ما همچنین از نیروهای دولتی سوریه می‌خواهیم هرگونه اقدام تهاجمی را در مناطق میان حلب و شهر طبقه در شرق متوقف کنند.»

کوپر افزود که پیگیری قاطعانهٔ مبارزه با داعش و اعمال مستمر فشار نظامی، نیازمند همکاری تیمی میان شرکای سوری در هماهنگی با نیروهای آمریکا و ائتلاف است.

قرار بود مظلوم عبدی روز شنبه در شهر اربیل عراق با تام باراک، نمایندهٔ ویژهٔ آمریکا در امور سوریه، دیدار و گفت‌وگو کند.

در اربیل، یکی از مقام‌های حزب دموکرات کردستان عراق (KDP) گفت که مسئولان این حزب از نیروهای SDF خواسته بودند از بخش‌هایی از شمال سوریه عقب‌نشینی کنند، اما نیروهای کُرد سوری این درخواست را رد کرده بودند. به گفتهٔ این مقام، مسعود بارزانی، رهبر KDP، با احمد الشرع، رئیس‌جمهور موقت سوریه، تماس گرفته و الشرع از او خواسته بود نقش میانجی را ایفا کند؛ ابتکاری که عبدی نیز آن را پذیرفت.

این مقام افزود که ابتکار بارزانی به برگزاری دیدار مورد انتظار میان عبدی و باراک در اربیل انجامیده است؛ دیداری که هدف آن دستیابی به ترتیبی برای باقی ماندن نیروهای SDF در شرق فرات و جلوگیری از بازگشت درگیری‌هاست. او به دلیل نداشتن مجوز رسمی برای گفت‌وگو با رسانه‌ها، به شرط ناشناس ماندن صحبت کرد.

تصمیم نیروهای دموکراتیک سوریه برای عقب‌نشینی از دیر حافر پس از آن اتخاذ شد که احمد الشرع روز جمعه فرمانی صادر کرد که حقوق کُردهای سوریه را تقویت می‌کند. کُردها پیش از آغاز جنگ داخلی در سال ۲۰۱۱، حدود ۱۰ درصد از جمعیت ۲۳ میلیونی سوریه را تشکیل می‌دادند. در دهه‌های گذشته، کُردهای سوریه تحت حاکمیت حزب بعث ــ که نزدیک به شش دهه بر کشور حکومت کرد و تا سقوط بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ ادامه داشت ــ به حاشیه رانده شده و از حقوق فرهنگی خود محروم بودند.

فرمان الشرع زبان کُردی را در کنار عربی به‌عنوان زبان ملی به رسمیت شناخت و جشن نوروز، آیین سنتی آغاز بهار و نوزایی که کُردها در سراسر منطقه برگزار می‌کنند، به‌عنوان تعطیل رسمی اعلام شد.

با این حال، ادارهٔ تحت رهبری کُردها در شمال‌شرق سوریه روز شنبه اعلام کرد که حقوق کُردها نباید با «فرمان‌های موقت» تضمین شود، بلکه باید به‌صراحت در قانون اساسی کشور گنجانده شود. این نهاد افزود که یک فرمان «تضمین واقعی برای حقوق گروه‌های قومی سوریه ایجاد نمی‌کند».



نظر شما درباره این مقاله:








درگیری نیروهای سوری با نیروهای کرد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 17.01.2026, 17:07

درگیری نیروهای سوری با نیروهای کرد




نظر شما درباره این مقاله:








خامنه‌ای، ترامپ را به تحریک اعتراضات مرگبار متهم کرد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 17.01.2026, 16:56

خامنه‌ای، ترامپ را به تحریک اعتراضات مرگبار متهم کرد




نظر شما درباره این مقاله:








پیکر روبینا امینیان بی‌نام و نشان در کنار جاده دفن شد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 17.01.2026, 16:13

پیکر روبینا امینیان بی‌نام و نشان در کنار جاده دفن شد


سارا ال‌دیب و جولیا فرانکل / خبرگزاری آسوشیتدپرس / ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶

خانواده‌ی «روبینا امینیان» معتقدند این دانشجوی دانشگاه بر اثر اصابت گلوله‌ای که نیروهای امنیتی ایران از پشت سر به او شلیک کردند، جان باخته است.

اما مرگ او در جریان اعتراضات سراسری علیه نظام جمهوری اسلامی، تازه آغاز مصیبت خانواده بود. پس از کشته‌شدن روبینا، مادرش ناچار شد برای یافتن پیکر دخترش، پشته‌های اجساد خون‌آلود را یکی‌یکی ببیند. سپس خانواده، بیمناک از آن‌که مأموران برای تحویل جسد از آنان پول مطالبه کنند، پیکر را به‌سرعت برداشته و در کنار جاده، بی‌علامت و بی‌نام، به خاک سپردند.

ماجرای آنان بازتابی است از رنج و اندوه خانواده‌هایی که قربانی سرکوب خونین معترضان در ایران شده‌اند؛ خانواده‌هایی که در کنار سوگ از‌دست‌دادن عزیزانشان، حتی از برگزاری مراسم خاک‌سپاری و وداع شایسته با آن‌ها نیز محروم مانده‌اند.

بیش از یک هفته پس از کشته‌شدن روبینا، بستگانش می‌گویند هنوز موفق نشده‌اند برای این دختر کردِ دانشجوی رشته‌ی طراحی مد در تهران مراسم خاک‌سپاری برگزار کنند.

عموی او، «نزار مینوئی» از اسلو گفت: «روبینا آرزو داشت آینده‌ای روشن برای خود بسازد، اما متأسفانه آینده از او دزدیده شد.» 

جزئیات مرگ هنوز مبهم است 

شرح دقیق واقعه روشن نیست. مادر امینیان، پس از مرگ دختر، با بستگان خارج از کشور تماس گرفت و آنچه را از دوستان روبینا ـ که شاهد حادثه بودند ـ شنیده بود، برایشان بازگو کرد.

خبرگزاری آسوشیتدپرس با سه تن از بستگان او در خارج گفتگو کرده که همه روایت مشابهی از گفته‌های مادر نقل کرده‌اند. «سازمان حقوق بشر ایران» مستقر در اسلو نیز گزارشی از کشته‌شدن او منتشر کرده که بر پایه‌ی شهادت شاهدان تنظیم شده و تیراندازی شب ۸ ژانویه در حوالی «دانشکده فنی و حرفه‌ای دختران شریعتی» را تأیید می‌کند.

به دلیل محدودیت شدید ارتباطات در ایران، آسوشیتدپرس نتوانسته به‌طور مستقل روایت خانواده، نوع جراحت‌ها یا محل دفن پیکر امینیان را تأیید کند. هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل در نیویورک نیز به پرسش‌های این خبرگزاری درباره‌ی مرگ او پاسخی نداده است.

بر اساس داده‌های «خبرگزاری فعالان حقوق بشر» (HRANA) مستقر در آمریکا، که از شبکه‌ای از کنشگران در داخل ایران اطلاعات دریافت می‌کند و پیش‌تر نیز در جریان ناآرامی‌ها گزارش‌های دقیقی منتشر کرده بود، تاکنون دست‌کم سه‌هزار و نود نفر کشته شده‌اند. دولت ایران هنوز آمار رسمی از تلفات ارائه نکرده است.

تماس دوستان با مادر برای اطلاع از شلیک

تمام اطلاعاتی که خانواده‌ی روبینا در خارج از کشور از مرگ او دارند، از تماس کوتاهی می‌آید که مادرش، «آمینه نوری»، در ۱۰ ژانویه با خانواده در اسلو برقرار کرد.

به گفته‌ی آنان، مادر در شب ۸ ژانویه تماسی از سوی دوستان روبینا دریافت کرده که خبر داده بودند او هدف گلوله نیروهای امنیتی قرار گرفته است. آن دوستان گفته‌اند پس از تاریکی، هنگام بازگشت از محوطه‌ی دانشگاه در تهران، با تظاهراتی روبه‌رو شدند و به آن پیوستند.

به گفته‌ی آنان، گلوله‌ای که از سوی نیروهای امنیتی شلیک شد، از پشت به سر روبینا اصابت کرد.

ویدئوهایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و توسط آسوشیتدپرس راستی‌آزمایی شده، همراه با گزارش‌های گروه‌های حقوق بشری، پزشکان و شاهدان، نشان می‌دهد مأموران ایرانی برای متفرق کردن معترضان در نقاط مختلف کشور از تفنگ و شات‌گان استفاده کرده‌اند.

حاکمیت ایران، که در شورش‌های پیشین نیز از خشونت بهره برده، در حال افزایش استفاده از برچسب «تروریست» برای معترضان است. مقامات مدعی‌اند برخی از معترضان مسلح بودند، اما هیچ گزارشی دال بر حضور افراد مسلح در محل کشته‌شدن روبینا وجود ندارد.

خانواده‌ی او می‌گویند روبینا فعال سیاسی نبود و در هیچ فعالیتی مشارکت نداشت.

«در میان آن‌همه چهره‌ی زیبا، به‌دنبال دخترش می‌گشت»

مادر روبینا هنگام اطلاع از مرگ دخترش در شهر کرمانشاه بود؛ شهری در منطقه‌ی کردنشین غرب ایران، حدود ۴۶۰ کیلومتری تهران.

او نیمه‌شب خود را به تهران رساند. بستگانش می‌گویند آمینه نوری تعریف کرده که یکی‌یکی زیپ کیسه‌های اجساد را باز کرده تا پیکر دخترش را بیابد.

«او در میان آن‌همه چهره‌ی زیبا می‌گشت تا دخترش را بیابد»، خاله‌ی روبینا، «هالی نوری» از اسلو گفت. «وحشتناک‌ترین تصویر برای من، تصور حس خواهرم است در لحظه‌ای که در میان آن اجساد به‌دنبال فرزندش می‌گردد.» 


«نزار مینوئی» عموی روبینا و همسرش

بر پایه‌ی گزارش عفو بین‌الملل، خانواده‌های بسیاری در ایران به‌دنبال عزیزان خود، سردخانه‌های مملو از اجساد را جست‌وجو می‌کنند. این نهاد حقوق بشری اعلام کرده که پیکرها در کامیون‌ها، کانتینرهای باری و انبارها انباشته شده‌اند.

به گفته‌ی «نزار مینوئی» عموی روبینا، زمانی که مادر بالاخره پیکر دخترش را یافت، به‌همراه همسر، دختر و پسر بزرگ‌ترش، جسد را برداشت و فوراً از محل دور شد؛ چون می‌ترسیدند مأموران مسیرشان را سد کرده و برای آزاد کردن جنازه مبلغی طلب کنند.

او می‌گوید: «در واقع مادر، پیکر دخترش را دزدید.» 

«مرکز حقوق بشر در ایران» مستقر در نیویورک در بیانیه‌ای به آسوشیتدپرس اعلام کرده که گزارش‌های متعددی از خانواده‌هایی دریافت کرده است که نیروهای امنیتی از آنان در ازای تحویل جسد عزیزشان پول خواسته‌اند. این نهاد چنین اقدام‌هایی را «روشی شناخته‌شده و رایج» در ایران برای ترساندن خانواده‌ها و جلوگیری از برگزاری عزاداری عمومی دانسته است.

همچنین برخی خانواده‌ها گفته‌اند برای تحویل پیکر ناچار شده‌اند برگه‌هایی را امضا کنند که در آن به‌دروغ قید شده بستگانشان عضو نیروهای امنیتی بوده‌اند.

در واکنش به این گزارش‌ها، تلویزیون رسمی ایران اخیراً اعلام کرده خدمات سردخانه و تدفین در کشور رایگان است.

مینوئی افزود که مادر روبینا به او گفته در مسیر هفت‌ساعته بازگشت به کرمانشاه، خودش و دختر بزرگ‌ترش پیکر روبینا را در آغوش گرفته بودند؛ خون و اشک لباس‌هایشان را آغشته کرده بود. وقتی به خانه رسیدند، نیروهای امنیتی خانه را محاصره کرده بودند.

آمینه نوری به خانواده‌اش گفته تنها یک راه باقی مانده بود: آن‌ها از شهر بیرون رفتند، در کنار جاده گودالی کندند و پیکر را همان‌جا گذاشتند و رفتند. هنوز گمان می‌رود آرامگاه روبینا امینیان همان گور بی‌نام در کنار جاده باشد.

بستگانش می‌گویند از روز یکشنبه، دیگر هیچ تماسی از سوی آمینه نوری یا خویشاوندانش در ایران دریافت نکرده‌اند.



نظر شما درباره این مقاله:








آزمایش بزرگ امنیتی استارلینک ماسک در سرکوب ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 17.01.2026, 8:18

آزمایش بزرگ امنیتی استارلینک ماسک در سرکوب ایران


جوی رولِت و کَسِل برایان-لو / خبرگزاری رویترز / ۱۶ ژانویه ۲۰۲۶

سرکوب مخالفان در ایران به یکی از دشوارترین آزمون‌های امنیتی «استارلینک» متعلق به ایلان ماسک تبدیل شده است؛ سامانه‌ای که از زمان جنگ اوکراین تاکنون به عنوان راه نجاتی در برابر خاموشی‌های اینترنتی تحمیلی دولت‌ها عمل کرده است.

شرکت «اسپیس‌ایکس» (SpaceX)، مالک استارلینک، این هفته خدمات اینترنت ماهواره‌ای خود را برای ایرانیان رایگان اعلام کرد؛ اقدامی که شرکت فضایی ماسک را در مرکز بحرانی تازه در عرصه ژئوپلیتیک قرار داده و در برابر کشوری قرار می‌دهد که به فناوری‌های پیشرفته پارازیت و فریب سیگنالی مجهز است. این موضوع به گفته فعالان، تحلیلگران و پژوهشگران، اکنون چالشی آشکار میان مهندسان مستقر در آمریکا و حکومتی منطقه‌ای محسوب می‌شود.

ناظران انتظار دارند که عملکرد استارلینک در برابر حملات احتمالی ایران – علیه یکی از سودآورترین خطوط تجاری اسپیس‌ایکس – با دقت از سوی نیروهای نظامی و سازمان‌های اطلاعاتی ایالات متحده که از این سامانه و نسخه نظامی آن با نام «استارشیلد» استفاده می‌کنند، رصد شود. چین نیز که در حال توسعه شبکه‌های ماهواره‌ای مشابه است، به‌دقت این رویارویی را دنبال می‌کند. از سوی دیگر، با توجه به احتمال عرضه عمومی سهام اسپیس‌ایکس در سال جاری، بحران ایران ویترین پرسر و صدایی برای جلب نظر سرمایه‌گذاران به‌ شمار می‌رود.

جان پلامب، رئیس پیشین سیاست‌های فضایی پنتاگون در دولت بایدن، گفت: «اکنون در مرحله‌ای ابتدایی از تاریخ ارتباطات فضایی هستیم که تنها ارائه‌دهنده واقعی در این مقیاس، اسپیس‌ایکس است. حکومت‌های سرکوبگر هنوز می‌پندارند می‌توانند ارتباطات را قطع کنند، اما به‌گمانم روزی نزدیک است که این دیگر ممکن نخواهد بود.» 

ویکتوریا سامسون، مدیر برنامه امنیت و پایداری فضایی در اندیشکده «بنیاد جهان ایمن» نیز اظهار داشت:  «روسیه که در جنگ اوکراین مجموعه‌ای از ابزارهای ضد‌استارلینک را به‌کار گرفته، به‌طور حتم مشتاق است ببیند اقدامات ایران تا چه حد در مختل کردن استارلینک مؤثر است. بسیاری از بازیگران جهانی در حال نظاره‌اند که اوضاع اینجا چگونه پیش می‌رود.» 

استفاده معترضان از استارلینک برای انتشار ویدیوهای سرکوب 

به گزارش منابع مختلف، هزاران نفر از معترضان به حاکمیت آخوندها در ایران طی هفته گذشته کشته شده‌اند، اما محدودیت‌های گسترده ارتباطی از سوی تهران عملاً مانع درک کامل ابعاد خشونت حکومتی شده است.

استارلینک که دسترسی ایران به آن دشوارتر از کنترل شبکه‌های کابلی یا دکل‌های تلفن همراه است، به ابزاری حیاتی برای ثبت و ارسال تصاویر از تحولات میدانی بدل شده است.

رها بحرینی، پژوهشگر امور ایران در عفو بین‌الملل، گفت این نهاد صحت ده‌ها ویدیو از ایران را تأیید کرده است – از جمله صحنه‌هایی که در آنها معترضان به‌دست نیروهای ایرانی کشته یا زخمی می‌شوند – و معتقد است تقریباً تمامی این تصاویر از سوی کسانی ارسال شده که به استارلینک دسترسی داشته‌اند. به گفته او، ادامه این محدودیت‌های ارتباطی، مأموریت سازمان‌های حقوق بشری را برای ارزیابی میزان خشونت‌ها و تماس با منابع داخل کشور دشوار کرده است.

گرچه دسترسی به استارلینک در ایران ممنوع است، فعالان می‌گویند احتمالاً ده‌ها هزار ترمینال آن به‌صورت قاچاق وارد کشور شده است؛ هرچند شمار دقیق ترمینال‌های فعال مشخص نیست. نهاد آمریکایی «هالیستیک رزِیلیِنس» که در انتقال این تجهیزات به ایرانیان همکاری کرده و مدعی است با اسپیس‌ایکس برای رصد تلاش‌های ایران برای ایجاد پارازیت هماهنگی دارد، این موضوع را تأیید کرده است.

ترمینال‌های مصرفی استارلینک به‌صورت دیش‌های مستطیلی عرضه می‌شوند که دو اندازه دارند: یکی تقریباً به‌اندازه جعبه پیتزا و نسخه کوچک‌تر سیّار که در ابعاد یک لپ‌تاپ است.

شرکت اسپیس‌ایکس در پاسخ به پرسش‌های رویترز اظهار نظری نکرد.

هیأت نمایندگی ایران در سازمان ملل نیز روز پنجشنبه از اظهارنظر خودداری کرد. وزیر خارجه ایران عباس عراقچی، در گفت‌وگو با شبکه الجزیره در روز دوشنبه، قطع اینترنت را ناشی از «مقابله با عملیات تروریستی و صدور دستورات از خارج کشور» دانست.

جنگ پارازیت‌ها و سیگنال‌های جعلی GPS

استارلینک که نخستین شبکه عظیم ارتباطات اینترنتی ماهواره‌ای در نوع خود است، به ابزار حیاتی در شرایط جنگی و مناطق دورافتاده تبدیل شده و در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۵ میلیارد دلار برای اسپیس‌ایکس درآمد داشته است. این شبکه، قدرت ژئوپلیتیکی ایلان ماسک را نیز افزایش داده است؛ کسی که در سال ۲۰۲۲ نحوه و محل استفاده نظامیان اوکراینی از این سامانه را شخصاً تحت کنترل گرفت.

در حال حاضر حدود ۱۰ هزار ماهواره استارلینک در مدار پایین زمین در حال حرکت‌اند که با سرعت مداری حدود ۲۷ هزار و ۳۶۰ کیلومتر در ساعت حرکت کرده و سیگنال‌هایی تولید می‌کنند که شناسایی و اختلال در آنها بسیار دشوارتر از سامانه‌های ماهواره‌ای سنتی با مدار ثابت است.

به گفته متخصصان و نهاد «هالیستیک رزِیلیِنس»، ایران احتمالاً با استفاده از سامانه‌های پارازیت ماهواره‌ای در صدد اختلال در سیگنال‌های استارلینک است. همچنین بنا بر گزارش نریمان قریب – فعال مخالف جمهوری اسلامی و پژوهشگر مستقل جاسوسی سایبری در بریتانیا – ایران از روش «اسپوفینگ» یا ارسال سیگنال‌های جعلی GPS برای گمراه کردن و از کار انداختن ترمینال‌های استارلینک بهره می‌گیرد.

قریب گفت این فریب سیگنالی باعث کاهش شدید سرعت اینترنت و بی‌ثباتی ارتباط می‌شود: «شاید بتوان پیام‌های متنی ارسال کرد، اما انجام تماس ویدئویی را فراموش کنید.»

تلاش ایران برای شناسایی ترمینال‌ها 

هرچند استارلینک مجوز فعالیت در ایران ندارد، ایلان ماسک بارها در شبکه اجتماعی خود (اکنون به نام X) حضور این سامانه را در ایران تأیید کرده است. این موضوع از چند سال پیش دولت ایران را به تلاش برای مقابله با استارلینک واداشته است. در جریان اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی در دسامبر ۲۰۲۲، ماسک اعلام کرد نزدیک به ۱۰۰ ترمینال استارلینک در ایران فعال است.

پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در ژوئن گذشته، مجلس ایران قانونی را برای منع استفاده از استارلینک و تعیین مجازات‌های سنگین برای کاربران یا توزیع‌کنندگان این فناوری بدون مجوز تصویب کرد. به گزارش رسانه‌های دولتی، ایران هم‌زمان از مسیرهای دیپلماتیک نیز پیگیر محدودسازی این سامانه بوده است.

تهران در سال گذشته از هیأتی در «اتحادیه بین‌المللی مخابرات» وابسته به سازمان ملل خواست تا ایالات متحده و نروژ – کشور محل ثبت بین‌المللی استارلینک – را وادار کند تا خدمات آن در ایران مسدود شود.

به گفته منابع آگاه، ایران در نشست ژوئیه به هیأت مذکور اعلام کرد استفاده از استارلینک در کشور غیرقانونی است و مدعی شد که «کشور مهاجم» از ترمینال‌های آن در پهپادهای شرکت‌کننده در یک حمله اخیر بهره گرفته است.

در نشست نوامبر همان سال نیز نمایندگان ایران اذعان کردند که دولت هنوز در شناسایی و از کار انداختن ترمینال‌های فعال موفقیتی به‌دست نیاورده است.



نظر شما درباره این مقاله:








تحریم‌های جدید اروپا علیه ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 17.01.2026, 0:22

تحریم‌های جدید اروپا علیه ایران




نظر شما درباره این مقاله:








اعتراضات در ایران/ گفتگوی گوهرزاد با سعید پیوندی ">
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 23:14

اعتراضات در ایران/ گفتگوی گوهرزاد با سعید پیوندی




نظر شما درباره این مقاله:








فرمان رئیس‌جمهور سوریه درباره حقوق کردها
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 22:42

فرمان رئیس‌جمهور سوریه درباره حقوق کردها




نظر شما درباره این مقاله:








خیابان‌های ایران به‌طور کامل نظامی شده است
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 21:36

خیابان‌های ایران به‌طور کامل نظامی شده است




نظر شما درباره این مقاله:








به دوستانم در ایران، به ملت ایران / نوید کرمانی
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 20:15

به دوستانم در ایران، به ملت ایران / نوید کرمانی


زوددویچه تسایتونگ – ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ 

نامه سرگشاده نوید کرمانی به ملت ایران

چند روزی است که مدام به گوشی همراهم خیره می‌شوم و امیدوارم بالاخره در واتساپ آن «تیک دوم» ظاهر شود؛ نشانه‌ای که بگوید پیام‌هایم به دست شما رسیده و شما در پاسخی کوتاه سلامت خود را تأیید کرده‌اید. همان‌طور که با قطع اینترنت می‌شد حدس زد، رژیم پس از حدود دو هفته خویشتنداری نسبی، اکنون می‌کوشد خیزش تازه‌ای را که سراسر ایران را فراگرفته، به خون بکشد. اگر پیش‌تر از ده‌ها کشته سخن می‌رفت، آخر هفته ناگهان عدد «دو هزار نفر و بیشتر» بر زبان‌ها افتاد و کمی بعد، روز یکشنبه، ویدیوهایی از پزشک قانونی کهریزک در جنوب تهران به دستمان رسید؛ جایی که خانواده‌ها در میان صدها کیسه پیکرهای بی‌جان اشک می‌ریختند و ناله سر می‌دادند. می‌گویند تصاویر مربوط به روز جمعه است، هرچند هنوز روشن نیست این پیکرها متعلق به چه کسانی‌اند.

کارشناسانی که این ویدیوها و نمونه‌های مشابه را بررسی کرده‌اند، از شمار زیادی اصابت گلوله به سر سخن می‌گویند؛ یعنی قتل‌های هدفمند. خودِ رژیم بود که این تصاویر را منتشر کرد، و این نشان می‌دهد آخرین بازمانده تردیدهای تاکتیکی‌اش را نیز کنار گذاشته است. هراس‌افکنی رژیم دیگر نه پنهان، بلکه آشکارا و عریان اجرا می‌شود. چون ترور پنهان برای ترساندن مردم کافی نبوده، حالا باید همه با چشم خود ببینند که اگر باز هم به خیابان بیایند، چه بر سرشان خواهد آمد.

این سطور را از اتاق کاری می‌نویسم که زمانی متعلق به توماس مان، نویسنده و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل آلمانی بود؛ در لس‌آنجلس، شهری که او میان سال‌های ۱۹۴۲ تا ۱۹۵۲ در آن می‌زیست. درست در روزهایی که شما در ایران برای آزادی می‌جنگید، من چند روزی را در خانه‌ی سابق او می‌گذرانم. از این اتاق کار – که منظره‌اش نخل‌ها و آسمان آبی درخشان است (از ایوان خانه حتا اقیانوس نزدیک نیز پیداست) – توماس مان آن سخنرانی‌های مشهور خود با عنوان «شنوندگان آلمانی!» را نوشت؛ سخنرانی‌هایی که در قالب پنجاه‌ونه برنامه از بی‌بی‌سی پخش شد و میلیون‌ها نفر شنیدند. او خیلی زود مردم آلمان را از جنایت‌های نازی‌ها آگاه کرد و با حرارت از آنان خواست که مقاومت کنند – یا اگر مقاومت عملی آن زمان در آلمان به اندازه‌ی امروز در ایران خطرناک بود، دست‌کم در درون خود مخالفت کنند: دروغ نگویند، شریک ظلم نشوند و به انسانیت وفادار بمانند.

این پیام‌های رادیویی توماس مان برجسته‌ترین سند مخالفت با هیتلر و برگ زرینی در تاریخ ادبیات آلمان است. با این حال، در عمل چندان مؤثر واقع نشد: بیشتر آلمانی‌ها تا آخرین لحظه به هیتلر وفادار ماندند، و بعد از جنگ، وقتی اردوگاه‌های مرگ آشکار شد و کشور در ویرانی فرو رفت، گفتند از هیچ چیز خبر نداشتند.

میلیون‌ها ایرانی در تبعید – حتی آن فرزندان که دیگر فارسی نمی‌دانند – امروز همراه و هم‌دل با شما هستند

دوستان عزیزم، مردمان ایران، شما نیازی به سخنرانی از بیرون ندارید، نه از من و نه از هیچ‌کس دیگر، و جنگ هم یاری‌تان نخواهد کرد. شما خود برای آزادی خویش می‌جنگید. اما باید بدانید که من چقدر به شما افتخار می‌کنم. در عین حال، نگرانی برای جانتان چنان سنگین است که بارها وسوسه شده‌ام از شما بخواهم در خانه بمانید. با این حال، اطمینان دارم که خودتان بهتر از هر کس می‌دانید آیا باید مدتی عقب‌نشینی کنید – مانند ۲۰۰۹، ۲۰۱۸، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۳ – یا این‌بار زمان پایداری تا پایان فرارسیده است؛ تا رژیم یا به انتقالی آرام و سازمان‌یافته تن دهد یا فروبپاشد.

از همه مهم‌تر می‌خواهم بگویم هرچند در آن‌سوی دنیا هستم، اندیشه و دلم مدام با شماست. میلیون‌ها ایرانی در تبعید و نسل‌های بعد از آنان – حتی اگر کودکانشان دیگر فارسی ندانند – اکنون در روح و قلب خود با شما یکی‌اند. تنها این لعنتی «تیک دوم» واتساپ است که هنوز روی گوشی‌های ما ظاهر نمی‌شود و ما را دیوانه کرده است.


نوید کرمانی، نویسنده و برنده جایزه صلح، در کلن زندگی می‌کند. رمان جدید او، «تابستان ۲۴»، در ۱۷ فوریه توسط انتشارات هانسر ورلاگ منتشر خواهد شد. او در حال حاضر در تور کتاب خود در ایالات متحده آمریکا به سر می‌برد.

وقتی نمی‌توانم به خویشاوندان و دوستان خود در ایران دسترسی پیدا کنم، گویی از کل ملت جدا افتاده‌ام. بدون ارتباط با شما، نمی‌توانم درست دریابم در ایران چه می‌گذرد، چند نفر هستید، و حکومت اسلامی تا چه حد به پرتگاه نزدیک شده است. با این حال، یقین دارم پایانش نزدیک است – اگر نه این‌بار، در خیزش بعدی یا پس از آن. خودِ شما از سال ۲۰۲۳ به این باور رسیده‌اید، همان زمانی که ما در خارج خسته و نومید بودیم. حتی حاکمان نیز این را در چهره‌هایشان فاش می‌کنند؛ در آن چهره‌هایی که می‌کوشند بی‌ثمر، قاطع و مطمئن جلوه کنند.

همه می‌دانند جمهوری اسلامی به پایان راه رسیده است – جز رهبران چین و روسیه، و متأسفانه رهبران اتحادیه‌ی اروپا که کشور من نیز در آن است. با وجود همه ابراز همدلی‌های ظاهری با شما، هنوز باور دارند که تنها همین رژیم ضامن ثبات است. حال آن‌که همین رژیم، برای دوام خود، کشور را به ورطه‌ی بی‌ثباتی می‌کشاند. یادمان نرود سپاه پاسداران در سوریه نیز چنان کرد: ملتی را که خواست آزادی سر دهد، به جنگ داخلی کشاند. آن زمان هم غرب به‌جای توجه به خطوط قرمزی که خود ترسیم کرده بود، به رؤیای «ثبات» دل خوش کرد – و نتیجه چه شد؟ ششصد‌هزار کشته، سیزده میلیون پناه‌جو، پیدایش داعش که در غرب نیز چندین حمله تروریستی انجام داد، و همراه با موج پناه‌جویان، برگزیت، اوج‌گیری احزاب ملی‌گرا و خطر فروپاشی اتحادیه اروپا.

چه احمقانه است این «واقع‌گرایی سیاسی» موسوم به رئال‌پولیتیک! و همان‌طور که در خیزش پیشین ایران با شعار «زن، زندگی، آزادی» هم رخ داد، باز هم آلمان – درست آلمان! – دیرتر از همه از دموکراسی سخن می‌گوید، آن هم چون نزدیک‌ترین شریک تجاری ایران در اروپاست. آیا فردریش مرتس، با سخنان دیروزش که گفت «رژیم به پایان رسیده»، واقعاً مسیر تازه‌ای در پیش گرفته یا فقط می‌خواهد دل آمریکایی‌ها را به دست آورد؟ به وعده‌های آنان برای حمایت از شما که دیگر باور ندارم. احتمالاً اگر الگویی شبیه ونزوئلا پیش آید – حفظ رژیم در برابر پذیرش سازش با دونالد ترامپ – آلمان هم بی‌دردسر آن را «پیچیده» و قابل قبول می‌داند.

در این اتاق کار توماس مان، اندیشه‌ی دیگری در ذهنم شکل می‌گیرد: چه اندک مانده از شجاعت او و دیگر نویسندگان و فیلسوفانی که در تبعید پسیفیک پالیسیدز گرد آمده بودند – لایون فوشتوانگر، برتولت برشت، آدورنو، ماکس هورکهایمر و دیگران – از آن شجاعتِ آلمانِ بهتر که در برابر هیتلر ایستاد. شاید باور نکنید، اما این روزها در مؤسسات فرهنگی، رسانه‌ها، تئاترها، تحریریه‌ها و سالن‌های کنسرت آلمان واژه‌ای بیش از هر چیز می‌شنوم – یا اگر نشنوم، احساسش می‌کنم: «ترس». می‌توانم ده‌ها نمونه از اطراف خود بیاورم که کسی از ترس، چیزی را ننوشته، نگفته، نمایش نداده یا به صحنه نبرده است. و از چه می‌ترسد؟ در نهایت فقط از لطمه خوردن به جایگاه حرفه‌ای یا دامن زدن به جنجال‌های مجازی؛ چرا که در کشوری مانند آلمان، خوشبختانه خطر دیگری متوجه هنرمند یا روزنامه‌نگار نیست.

قانون بین‌الملل لگدمال می‌شود – در حالی که اکنون می‌توانست کارساز باشد

شاید بگویید این تصور من است، اما واقعیت دارد و بسیاری از اهالی فرهنگ هم آن را حس می‌کنند: «ترس» در آلمان درست در جایی خانه کرده که باید «شجاعت» ساکن باشد. و از همین روست که احساس «شرم» نیز با آن درآمیخته؛ شرم از بی‌عملی ما – آلمان، اروپا، غرب – وقتی به شما نگاه می‌کنیم: زنانی که بی‌حجاب در خیابان می‌ایستند؛ فیلم‌سازانی که در خفا شگفت‌انگیزترین آثار را می‌آفرینند؛ وکلایی که زندان را به جان می‌خرند؛ موسیقی‌دانانی که در برابر استبداد آواز می‌خوانند؛ ستاره‌های فوتبال که در کنار هواداران معترضشان می‌ایستند؛ و هزاران هزار نفری که این روزها در گوشه‌وکنار ایران با وجود خطر مرگ به خیابان می‌آیند، همان هنگام که غرب، آزادی را چنین آسان بها می‌دهد.

قانون بین‌المللی – همان که رئیس‌جمهور آمریکا آن را لگدمال می‌کند و نخست‌وزیر خودمان نیز بی‌اهمیت می‌خواند – اکنون چه بسا می‌توانست به کار آید؛ قانونی که برای مجازات «جنایت علیه بشریت» وضع شده است.

در سال ۲۰۱۴ در پارلمان آلمان گفتم که کمتر از پانزده سال دیگر، مسیحی، یهودی، زرتشتی یا بهایی در مجلسی آزاد در ایران سخن خواهند گفت. آن زمان به سخنم خندیدند، و خودم هم می‌دانستم آرزومندانه است؛ حتی خودم هم چندان به آن باور نداشتم. اما اکنون که ۲۰۱۴ را با پانزده جمع می‌کنم، می‌بینم چندان هم بی‌راه نگفتم. من فکر می‌کردم شما را، خویشاوندان، دوستان و همکارانم را در ایران خوب می‌شناسم – اما شجاعت، خرد و بردباری شما بارها مرا شگفت‌زده کرده است. سپاسگزارم از شما؛ یا به فارسی شاعرانه‌تر بگویم – و این روزها چه تلخ که معنای تحت‌اللفظی دارد:

دستتان درد نکند؛ 
باشد که دستانتان هرگز به درد نیفتد.



نظر شما درباره این مقاله:








تماس دوم ترامپ و نتانیاهو درباره ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 20:08

تماس دوم ترامپ و نتانیاهو درباره ایران


باراک راوید / آکسیوس

به گفته دو منبع مطلع از محتوای تماس، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، شامگاه پنجشنبه تلفنی با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، گفت‌وگو کرده است تا درباره وضعیت ایران رایزنی کند.

اهمیت موضوع: این دومین گفت‌وگوی آنان طی دو روز گذشته است؛ در حالی که ترامپ در حال بررسی گزینه‌های ممکن خود برای انجام حمله نظامی یا ورود به مذاکرات دیپلماتیک با حکومت ایران است؛ حکومتی که با موجی گسترده از اعتراضات و بی‌ثباتی داخلی مواجه شده است.

کاخ سفید و دفتر نخست‌وزیری اسرائیل از اظهار نظر درباره این تماس خودداری کردند.

جزئیات بیشتر: در تماس نخست دو رهبر که روز چهارشنبه صورت گرفت، نتانیاهو از ترامپ خواسته بود تا در اقدام نظامی علیه ایران شتاب نکند و به اسرائیل فرصت بیشتری برای آمادگی در برابر هرگونه اقدام تلافی‌جویانه احتمالی ایران بدهد.

این درخواست یکی از دلایل تصمیم ترامپ برای به تعویق انداختن دستور حمله ارتش آمریکا به اهدافی در ایران بود.

ترامپ روز جمعه در پاسخ به خبرنگاری که از او پرسید آیا نگرانی‌های اسرائیل و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس باعث تأخیر در حمله شده است یا نه، گفت: «هیچ‌کس مرا متقاعد نکرد. خودم، خودم را متقاعد کردم.»

او افزود که لغو احکام اعدام معترضان از سوی حکومت ایران «تأثیر زیادی» بر تصمیم او داشته است.

مقام‌های آمریکایی می‌گویند گزینه اقدام نظامی همچنان روی میز است اگر ایران دوباره به کشتار معترضان دست بزند. مقام‌های اسرائیلی نیز معتقدند با وجود تأخیر فعلی، احتمال انجام حمله از سوی آمریکا در روزهای آینده همچنان وجود دارد.

تحولات مرتبط: کرملین اعلام کرد ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، روز پنجشنبه به‌صورت جداگانه با نتانیاهو و همچنین با مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، گفت‌وگو کرده و پیشنهاد داده است میان دو کشور میانجی‌گری کند تا از تشدید تنش‌ها جلوگیری شود.

در کانون توجه: نتانیاهو رئیس سازمان اطلاعات و عملیات ویژه اسرائیل (موساد)، دیوید بارنئا، را برای رایزنی درباره ایران به آمریکا اعزام کرده است. انتظار می‌رود بارنئا روز جمعه در میامی با استیو ویتکاف، نماینده اعزامی کاخ سفید، دیدار کند.

چشم‌انداز کلی: ویتکاف شامگاه پنجشنبه در همایش «شورای اسرائیلی-آمریکایی» در میامی گفت امیدوار است مسئله ایران از طریق دیپلماسی حل شود.

او تأکید کرد که هر توافقی باید شامل چند محور باشد: محدودسازی غنی‌سازی اورانیوم در ایران، کاهش توان موشک‌های بالستیک، انتقال ذخایر ۲۰۰۰ کیلوگرمی اورانیوم غنی‌شده به خارج از کشور و توقف حمایت ایران از گروه‌های نیابتی‌اش در منطقه.

وی افزود: «به‌نظر من اقتصاد ایران دچار لغزش جدی شده است. تورم به‌مراتب بالاتر از ۵۰ درصد است. اگر ایران بخواهد دوباره به جامعه جهانی بازگردد، می‌توانیم این چهار مسئله را از راه دیپلماتیک حل کنیم؛ و این بهترین نتیجه ممکن خواهد بود، زیرا گزینه جایگزین آن خوشایند نخواهد بود.»



نظر شما درباره این مقاله:








نگین قدیمی، معترضی که در آغوش پدر جان باخت
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 19:37

نگین قدیمی، معترضی که در آغوش پدر جان باخت


سازمان حقوق بشر ایران / ۲۶ دی ۱۴۰۴

بیست روز از آغاز دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران می‌گذرد و باوجود ادامه قطعی اینترنت در سراسر ایران، به‌تدریج برخی روایات به‌دست سازمان حقوق بشر ایران می‌رسد که ابعاد گسترده سرکوب و کشتار سیستماتیک معترضان را آشکارتر می‌کنند.

سازمان حقوق بشر ایران به جزئیات تازه‌ای از جان‌باختن نگین قدیمی، معترض ۲۸ ساله تهرانی، دست یافته است. یک منبع نزدیک به خانواده به سازمان حقوق بشر ایران گفت نگین که همراه خانواده‌اش به تنکابن در استان مازندران ایران سفر کرده بود، با شلیک مستقیم گلوله جنگی مأموران جمهوری اسلامی کشته شد.

براساس اطلاعات موجود، تخمین زده می‌شود هزاران معترض در سرتاسر ایران کشته‌ شده‌ باشند، که بیشتر این رقم به کشتار گسترده معترضان در روزهای پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، بازمی‌گردد. سازمان حقوق‌بشر ایران تا این لحظه کشته‌شدن ۳۴۲۸ معترض را ازطریق اطلاعات منابع موثق در سیستم بهداشت و درمان جمهوری اسلامی، شاهدان عینی و یا دو منبع مستقل مستندسازی کرده‌ است. سازمان حقوق‌بشر ایران تأکید می‌کند که این یک آمار حداقلی‌ است و مستندسازی برای آشکارکردن ابعاد بیشتر این کشتار جمعی ادامه خواهد یافت.

براساس تخمین سازمان حقوق بشر ایران، حدود ۲۰هزار نفر نیز در جریان اعتراضات بازداشت شده‌‌اند و ادامه پخش اعترافات اجباری معترضان بازداشت‌شده از تلویزیون جمهوری اسلامی نگرانی‌ها از صدور و اجرای احکام اعدام برای آنان را تشدید کرده است.

هم‌زمان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، شامگاه چهارشنبه، ۲۴ دی‌ماه، در پاسخ به سئوال خبرنگار رسانه آمریکایی فاکس‌نیوز درباره احتمال اعدام معترضان گفت: «ما برنامه‌ای برای اعدام [معترضان] نداریم.»

این درحالی است که غلام‌حسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، یک روز بعد، یعنی پنجشنبه ۲۵ دی‌ماه، برای چندمین‌بار بر ضرورت «تسریع در محاکمه و مجازات» بازداشت‌شدگان تأکید کرد و مدعی شد که «این خواست مردم است».

سازمان حقوق بشر ایران بار دیگر درباره صدور و اجرای احکام اعدام معترضان توسط جمهوری اسلامی هشدار می‌‌دهد. محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق‌ بشر ایران، در این‌باره گفت: «خطر صدور و اجرای احکام اعدام در روزها و هفته‌های آینده بسیار جدی است؛ زیرا اعدام مهم‌ترین ابزار ایجاد رعب و وحشت در جامعه است و جمهوری اسلامی پس از کشتار گسترده معترضان، برای جلوگیری از شکل‌گیری دوباره اعتراضات و مهار خشم عمومی، به اعدام متوسل می‌شود. اظهارات رئیس قوه قضائیه و پخش اعترافات اجباری از تلویزیون دولتی، همگی نشانه‌هایی روشن از زمینه‌سازی برای اجرای اعدام‌هاست.»

او همچنین با اشاره به ادعای عباس عراقچی مبنی‌بر اینکه هیچ برنامه‌ای برای اعدام معترضان وجود ندارد، افزود: «وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی هیچ‌گونه اختیار یا نقشی در تصمیم‌گیری درباره اعدام‌ها ندارد و وظیفه او صرفاً توجیه جنایات حکومت و فریب افکار عمومی در سطح بین‌المللی است. جمهوری اسلامی قصد دارد معترضان را نه به‌عنوان معترض، بلکه با اتهام‌هایی چون جاسوسی، تروریسم و محاربه اعدام کند.»

کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، دیروز پنجشنبه ۲۵ دی‌ماه در کنفرانس مطبوعاتی روزانه‌اش با خبرنگاران درمورد ایران گفته بود: «رئیس‌جمهوری امروز مطلع شده ۸۰۰ اعدامی که قرار بود دیروز اجرا شود، متوقف شده است.»

محمود امیری‌مقدم در این‌باره گفت: «جمهوری اسلامی عامدانه از طرح عددی مانند ۸۰۰ اعدام در یک روز استفاده می‌کند تا حساسیت افکار عمومی و جامعه جهانی را به اعدام‌های برنامه‌ریزی‌شده کاهش دهد. جامعه جهانی باید به‌روشنی به جمهوری اسلامی پیام دهد که حتی اعدام یک معترض نیز غیرقابل‌قبول است و باید فوراً برای پیگرد قضایی علی خامنه‌ای و نیروهای تحت امر او به‌دلیل مشارکت در کشتار گسترده معترضان اقدام کند.»

دور جدید اعتراضات که از ۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ علیه شرایط بد اقتصادی از بازار تهران شروع شده بود، به‌سرعت با شعارهای ضدحکومتی به نقاط مختلف ایران کشیده شد. اعتراض‌ها تا پیش از قطع‌ سراسری اینترنت در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه  در همه استان‌های کشور و حدود ۱۹۰ شهر ایران ادامه داشته و پس از آن نیز تا پیش از برقراری وضعیت حکومت نظامی در شهرها، به‌صورت گسترده‌تر ادامه داشت.

قطعی اینترنت سراسری در ایران همچنان ادامه دارد و در روزهای اخیر، گزارش‌های مربوط به وضعیت در ایران و سرکوب اعتراضات روزهای گذشته، تنها ازطریق افرادی که به‌تازگی از ایران خارج شده‌اند، تماس‌های تلفنی کوتاه و برخی تماس‌ها ازطریق اینترنت ماهواره‌ای استارلینک به‌دست سازمان حقوق بشر ایران می‌رسد.

جان‌باختن معترض جوان در آغوش پدر

براساس اطلاعات رسیده به سازمان حقوق بشر ایران، نگین قدیمی، ۲۸ ساله و اهل تهران، روز جمعه ۱۹ دی‌ماه در شهر تنکابن استان مازندران بر اثر اصابت گلوله جنگی کشته شد.

یک منبع نزدیک به خانواده نگین قدیمی به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «نگین به‌همراه اعضای خانواده‌اش در شهسوار (تنکابن) حضور داشت که در جریان تجمع مردم، نیروهای امنیتی اقدام به شلیک گاز اشک‌آور کردند. درپی این وضعیت، اعضای خانواده از هم جدا شدند و نگین تنها در کنار پدرش باقی ماند. پدر با هشدار درباره خطر، از او خواست بازگردند، اما نگین پاسخ داد: “برای چه برگردیم؟ از چه می‌ترسی؟” او یک قدم به جلو برداشت و بلافاصله هدف گلوله جنگی قرار گرفت.»

این منبع مطلع به سازمان حقوق بشر ایران گفت که گلوله جنگی به پهلوی نگین اصابت کرده است. او درحالی‌که بسیار متأثر بود، اضافه کرد: «با کمک مردم، او را به داخل یک خانه منتقل کردند. پدرش بارها التماس کرد تا او را به بیمارستان برسانند، اما به‌دلیل ادامه تیراندازی، امکان انتقال وجود نداشت. در لحظه‌ای که گلوله به او اصابت کرد، نگین رو به پدرش گفت: “بابا، سوختم...سوختم.” نگین بر اثر خونریزی شدید در آغوش پدرش جان باخت. نگین عشق من بود. خواهر کوچولوی من بود. صدای ما باشید. اسم نگین را فریاد بزنید.»

به گفته منبع نزدیک به خانواده نگین قدیمی، او و خانواده اش تنها درحال راه‌پیمایی مسالمت‌‌آمیز در خیابان بودند که این اتفاق رخ داد. این منبع، نگین را دانش‌آموخته رشته مهندسی بیوتکنولوژی و دختری شاد و عاشق نقاشی و شنا معرفی کرد که بخشی از عمرش را به‌دلیل حرفه پدرش در نقاط مختلف ایران، ازجمله بندرعباس، اراک و ساری، گذراند و سرانجام در کناره دریای خزر به‌دست ماموران جمهوری اسلامی کشته شد.

اطلاعات رسیده به سازمان حقوق بشر ایران نشان می‌دهد که با وجود سرکوب خونین معترضان در تنکابن، جو شدید امنیتی در این شهر همچنان ادامه دارد. تصاویری از حضور گسترده و گشت‌زنی نیروهای نظامی با سلاح‌های سنگین در این شهر منتشر شده است.
ادامه جو امنیتی و حکومت نظامی در مناطقی از ایران

گزارش‌ها از بسیاری از شهرهای سراسر ایران حکایت از این دارد که نیروهای امنیتی و نظامی در سراسر شهرها حضور گسترده دارند و از غروب به‌بعد، نوعی حکومت نظامی برقرار می‌شود.

یک شاهد عینی که به‌تازگی توانسته است از ایران خارج شود، در گفت‌وگو با سازمان حقوق بشر ایران، از جو امنیتی شدید و حضور پررنگ نیروهای نظامی در خیابان‌های تهران و کرج خبر داد.

این منبع به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «فضای تهران و کرج مانند شهر ارواح، خلوت است. مردم به‌شدت خشمگین‌اند و امیدشان به رسیدن کمک‌های خارجی است. نیروهای نظامی سر خیابان‌ها و کوچه‌ها با اسلحه‌های جنگی، عمدتاً  وینچستر و ساچمه‌زن و کلاشنیکف، ایستاده‌اند. شهرها کاملاً به حالت حکومت نظامی درآمده‌اند. بسیاری از مغازه‌ها بسته‌اند.»

این منبع درباره هجوم مأموران امنیتی به خانه‌های مردم برای ضبط دستگاه‌های گیرنده اینترنت ماهواره‌ای استارلینک گفت: «به خانه یکی از بستگان من در تهران، برای جمع‌آوری استارلینک حمله کردند. این حملات شبانه به خانه‌های مردم که کاملاً غافلگیرانه و به‌شکل یورش است، بیشتر در مناطقی از تهران مثل پونک و نارمک و هفت‌حوض دیده می‌شود، احتمالاً چون ویدیوهای بیشتری از این مناطق به خارج از کشور ارسال شده است. برای پیدا کردن استارلینک تمام خانه را می‌گردند، با فحاشی و به‌هم‌ریختن کامل وسایل خانه.»

در مناطق کردنشین ایران نیز هم‌ز‌مان با قطع گسترده اینترنت، فضای کاملاً نظامی و امنیتی بر شهرها حاکم شده است. گشت‌زنی نیروهای امنیتی در سطح شهرها ادامه دارد و دسترسی مردم به پیامک و تماس تلفنی به‌شدت محدود و تحت کنترل است.
تداوم قطعی اینترنت در سراسر ایران

قطعی سراسری اینترنت در ایران به‌مدت بیش از یک هفته ادامه دارد و این درحالی است که براساس برخی گزارش‌ها، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت جمهوری اسلامی، گفته است که «اینترنت بین‌المللی حداقل تا پیش از نوروز سال ۱۴۰۵ در دسترس کاربران نخواهد بود».

از زمان آغاز این خاموشی دیجیتال در ایران، تنها گروهی از شهروندان ازطریق سیستم خدمات اینترنت ماهواره‌ای استارلینک به اینترنت دسترسی داشته‌اند. هم‌زمان گزارش‌های متعددی از یورش نیروهای حکومتی به خانه‌های شهروندان برای توقیف دیش‌های ماهواره و گیرنده‌های استارلینک و همچنین ارسال پارازیت و به‌کارگیری دیگر روش‌های مختل‌کردن فرستنده-گیرنده‌های استارلینک نیز منتشر شده است.
آمار کشته‌شدگان در اعتراضات

براساس اطلاعات سازمان حقوق‌بشر ایران، از آغاز اعتراضات تاکنون، دست‌کم ۳۴۲۸  معترض کشته شده‌اند. تنها مواردی در این آمار گنجانده شده‌اند که به‌طور مستقیم توسط سازمان حقوق‌ بشر ایران یا دو منبع مستقل تأیید شده‌ باشند. این آمار همچنین رقم رسمی ثبت‌شده برای تعداد معترضان کشته‌شده در فاصله ۱۸ تا ۲۲ دی‌ماه را که ازطریق منابعی در وزارت بهداشت و درمان جمهوری اسلامی به‌‌ اطلاع سازمان حقوق بشر رسیده است، دربرمی‌گیرد.

گزارش‌های رسیده به سازمان حقوق بشر ایران نشان می‌دهد که اغلب کشته‌شدگان کمتر از ۳۰ سال داشته‌اند و نام دست‌کم ده زن درمیان آن‌ها ثبت شده است. دست‌کم ۱۷ تن از آنان نیز زیر ۱۸ سال بوده‌اند، اما هنوز برای تمام آن‌ها شناسنامه و مدارکی که نشان‌دهنده سن دقیق ایشان باشد، دریافت نشده است. تلاش برای ثبت دقیق سن آنان ادامه دارد.

هم‌زمان آمارهای تأییدنشده‌‌ای از کشته‌شدن دست‌کم ۵۰۰۰ تا ۲۰هزار معترض در ایران منتشر شده است که به‌دلیل قطع کامل اینترنت از پنجشنبه شب، ۱۸ دی‌ماه، و محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات، راستی‌آزمایی مستقل آن‌ها در شرایط کنونی با دشواری جدی روبه‌روست.

علاوه‌بر این، گزارش‌های بیشتری از کشته‌شدگان در روزهای نخست اعتراضات نیز به‌دست سازمان حقوق بشر ایران رسیده که درحال راستی‌آزمایی است و درصورت تأیید، آمار کشته‌شدگان افزایش خواهد یافت.

حضور نیروهای شبه‌نظامی خارجی در سرکوب اعتراضات

گزارش‌های متعددی منتشر شده است که نشان می‌دهد حکومت جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات سراسری به‌طور فزاینده‌ای از نیروهای شبه‌نظامی خارجی، عمدتاً حشدالشعبی عراق، برای تقویت ماشین سرکوب داخلی خود استفاده کرده است. شبکه خبری سی‌ان‌ان به نقل از منابع اطلاعاتی غربی این تعداد را حدود ۵۰۰۰ نفر تخمین زده است.

در همین حال، یک منبع مطلع از ورود حدود ۵۰ اتوبوس، تحت عنوان کاروان زیارتی، ازطریق مرز حاجی‌عمران از عراق به ایران خبر داده است. سازمان حقوق بشر ایران برپایه اطلاعات استخراج‌شده از گفت‌وگو با چند شاهد عینی، حضور نیروهایی را که به زبان عربی سخن می‌گفته‌اند در جریان سرکوب اعتراضات ضدحکومتی تأیید کرده است.



نظر شما درباره این مقاله:








روسیه چگونه از سرکوب در ایران حمایت می‌کند
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 17:47

نیروی اهریمنی رژیم ارتجاعی پوتین در خدمت رژیم خامنه‌ای

روسیه چگونه از سرکوب در ایران حمایت می‌کند


نیکول گراژوسکی / فارن پالیسی / ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶

* مسکو در حال تأمین تجهیزات نظامی و فناوری‌های کنترل اینترنت است که تهران از آن‌ها علیه معترضان استفاده می‌کند.

در یک سال گذشته، روسیه شاهد فرسایش ستون‌های اصلی اکوسیستم اقتدارگرایانه خود در خارج از مرزها بوده است. فروپاشی حکومت بشار اسد در سوریه، مسکو را از مهم‌ترین متحد عرب خود و یکی از گره‌های اصلی قدرت‌نمایی منطقه‌ای‌اش محروم کرد. دستگیری غافلگیرکننده نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، توسط ایالات متحده در اوایل ژانویه نیز بیش از پیش شکنندگی شبکه شرکای روسیه را آشکار ساخت. اکنون، در حالی که اعتراضات سراسری ایران را درنوردیده و بقای جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند، کرملین چگونه واکنش نشان خواهد داد؟

مسکو ایران را از طریق مداخله مستقیم نظامی نجات نخواهد داد؛ اقدامی که عبور از یک «خط قرمز» چند دهه‌ای در سیاست روسیه محسوب می‌شود. در عوض، روسیه همان کاری را انجام می‌دهد که طی دو دهه گذشته بارها در مواجهه با تهدیدهای داخلی علیه شرکای اقتدارگرای خود انجام داده است: تقویت ابزارهای سرکوب، انتقال تجربه‌های خود در مدیریت نارضایتی عمومی، و محافظت از رژیم در برابر فشارهای خارجی. در عرصه عمومی، کرملین به ادبیات آشنای خود متوسل شده و با محکوم کردن «دخالت خارجی»، هشدار درباره بی‌ثبات‌سازی و تأکید بر احترام به حاکمیت ایران، موضع‌گیری می‌کند. اما در خفا، نقش روسیه بسیار تعیین‌کننده‌تر است. مسکو همچنان تجهیزات نظامی کلیدی و فناوری‌های پیشرفته سرکوب اینترنتی را در اختیار ایران قرار می‌دهد؛ ابزارهایی که رژیم ایران امروز از آن‌ها استفاده می‌کند.

برای مسکو، ثبات رژیم ایران صرفاً مسئله نفوذ در خارج از کشور نیست؛ بلکه به‌طور تنگاتنگی با ترس‌های خود روسیه از آسیب‌پذیری اقتدارگرایی در داخل پیوند خورده است. نخبگان روس، اعتراضات توده‌ای را از دریچه‌ای خاص و عمیقاً نهادینه‌شده می‌نگرند: سرایت اعتراض، ریزش نخبگان، و فروپاشی سریع رژیم. این هراس‌ها ریشه در شوک‌های شکل‌دهنده‌ای دارد؛ از انقلاب‌های رنگی دهه ۲۰۰۰ گرفته تا اعتراضات ۲۰۱۱–۲۰۱۲ روسیه و جنبش سبز ایران در سال ۲۰۰۹، که نگاه هر دو کشور به ناآرامی‌های داخلی را دگرگون کرد.

این همگرایی، زمینه‌ساز همکاری پایدار در حوزه سرکوب شد. طی یک دهه گذشته، ایران از فناوری‌های نظارتی روسیه، دانش امنیت داخلی، و درس‌های نهادی برگرفته از تجربه مسکو در مدیریت اعتراضات بهره‌مند شده است. این همکاری‌ها شامل سامانه‌های شنود ارتباطات، ابزارهای پیشرفته پایش، فناوری‌های بازجویی، و نرم‌افزارهایی برای ردیابی، بازدارندگی و مختل‌سازی شبکه‌های سازمان‌یافته اعتراضی بوده است. بخش قابل توجهی از این همکاری‌ها در قالب توافق‌نامه‌های دوجانبه‌ای رسمی شده که با ادبیاتی چون نظم عمومی، مقابله با تروریسم و حاکمیت ملی صورت‌بندی شده‌اند؛ ادبیاتی که در عمل، پوشش سیاسی برای همکاری در حوزه امنیت رژیم فراهم می‌کند.

«معاهده مشارکت راهبردی جامع»

در میان این توافق‌ها، متن «معاهده مشارکت راهبردی جامع» دو کشور در سال ۲۰۲۵ از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. مفاد این معاهده به‌طور خاص برای رژیم‌هایی طراحی شده که با ناآرامی‌های داخلی، به‌ویژه در حوزه دیجیتال و اطلاعاتی، مواجه هستند. این معاهده بر همکاری در زمینه «امنیت اطلاعات بین‌المللی»، هماهنگی برای مقابله با استفاده «مجرمانه» از فناوری‌های اطلاعاتی، حمایت از حاکمیت دولت‌ها در فضای اطلاعاتی، و تبادل تجربه در مدیریت بخش‌های ملی اینترنت تأکید می‌کند. در عمل، این معاهده چارچوب حقوقی و سیاسی دقیقی را برای همان نوع کمکی فراهم می‌آورد که ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.

آنچه به‌طور قابل توجهی در واکنش مسکو غایب است، تعهد به مداخله نظامی مستقیم است. این غیبت کاملاً حساب‌شده است. نه روسیه و نه ایران هرگز انتظار نداشته‌اند که طرف مقابل در بحران‌های داخلی، نیروهای نظامی خود را اعزام کند. شراکت آن‌ها همواره بر مبنای الگوهای متفاوتی شکل گرفته است.

در ابتدایی‌ترین سطح، روسیه از طریق دهه‌ها انتقال تسلیحات، در معماری امنیت داخلی ایران جای گرفته است؛ انتقال‌هایی که طیفی از ابزارهای کنترل جمعیت تا سرکوب نظامی در سطح بالا را در بر می‌گیرد. پلیس ایران، نیروهای بسیج و یگان‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به تفنگ‌های تهاجمی مبتنی بر طراحی‌های روسی از خانواده کلاشینکف مجهز هستند. این پیوند در سال ۲۰۱۶ عمیق‌تر شد، زمانی که روسیه تفنگ‌های AK-103 را به سپاه پاسداران منتقل کرد و پس از آن، ایران تولید داخلی گونه‌های بسیار مشابهی را آغاز نمود. این سلاح‌های سبک، در صورت تشدید سرکوب فراتر از کنترل جمعیت، حداقل توان کشندگی را تضمین می‌کنند.

ایران بارها در جریان سرکوب‌های گسترده از سلاح‌های طراحی‌شده در دوران شوروی استفاده کرده است. استفاده از تفنگ تک‌تیرانداز نیمه‌سنگین دراگونوف (SVD) علیه معترضان مستند شده است؛ سلاحی که امکان کشتار هدفمند و انتخابی از فاصله دور را فراهم می‌کند. در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، که از مرگبارترین اعتراضات تاریخ جمهوری اسلامی به شمار می‌رود، نیروهای امنیتی از تیربارهای PKM نصب‌شده روی خودرو استفاده کردند. گزارش‌های بعدی همچنین از به‌کارگیری تانک‌های اصلی میدان نبرد T-72 خبر دادند که به تیربارهای هم‌محور مشتق‌شده از PKM مجهز هستند. ایران ذخایر قابل توجهی از زره‌پوش‌های دوران شوروی دارد که برای نقش‌های امنیت داخلی تطبیق داده شده‌اند؛ از جمله نفربرهای زرهی BTR-60 و BTR-50 و خودروهای رزمی پیاده‌نظام از سری BMP.

در گذر زمان، این پلتفرم‌ها به‌طور مشخص برای سرکوب داخلی تغییر کاربری داده شده‌اند. نفربرهای زرهی BTR-60 به تسلیحات سنگین‌تر مجهز شده‌اند، BTR-50ها به خودروی رزمی پیاده‌نظام «مَکران» با زره تقویت‌شده و توپ‌های ۳۰ میلی‌متری کنترل از راه دور تبدیل شده‌اند، و BMP-1ها از طریق مهندسی معکوس به نفربر زرهی «بُراق» با تولید داخلی تغییر یافته‌اند. این تطبیق‌ها بازتاب‌دهنده تلاش دیرینه ایران برای بازاستفاده از تجهیزات متعارف نظامی در جهت اعمال اجبار و سرکوب داخلی است.

روسیه همچنین بالگردهایی را در اختیار ایران قرار داده است که توان استقرار سریع و برتری روانی در جریان سرکوب‌ها را افزایش می‌دهند. در چارچوب قراردادهای تسلیحاتی که به دهه ۱۹۹۰ بازمی‌گردد، ایران دست‌کم ۲۵ فروند بالگرد ترابری Mi-17 دریافت کرده است؛ بالگردهایی که برای جابه‌جایی نیروهای امنیتی در سراسر کشور و انجام پروازهای کم‌ارتفاع بر فراز مناطق ناآرام به کار رفته‌اند. در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، گزارش‌های محلی از نقش بالگردها در هماهنگی عملیات امنیتی هم‌زمان با محاصره معترضان توسط نیروهای زمینی خبر می‌دادند؛ بالگردهایی که حتی بدون شلیک مستقیم، برای ایجاد رعب و نیز فرماندهی و کنترل مورد استفاده قرار گرفتند. در دوره‌ای جدیدتر، ایران دریافت بالگردهای تهاجمی Mi-28 موسوم به «هاوک» را تأیید کرد؛ بالگردهایی که برای مقابله با شورش و نبرد شهری طراحی شده‌اند. هرچند شواهد تأییدشده‌ای از به‌کارگیری آن‌ها علیه معترضان وجود ندارد، اما خرید این بالگردها نشان‌دهنده برنامه‌ریزی برای سناریوهایی است که در آن ناآرامی‌ها از سطح اعتراضات بدون سلاح فراتر می‌روند.

با این حال، افشاگرانه‌تر از همه، نحوه کمک روسیه به ایران برای پر کردن خلأهایی است که در چرخه‌های اخیر اعتراضات آشکار شد. در مارس ۲۰۲۳—شش ماه پس از آغاز اعتراضات در پی مرگ مهسا امینی در بازداشت پلیس—یک هیئت ۱۷ نفره ایرانی به مدت هشت روز از شرکت‌های زیرمجموعه یکی از بزرگ‌ترین کنسرن‌های دفاعی روسیه بازدید کرد. تمرکز این سفر نه بر جنگ متعارف، بلکه بر امنیت داخلی بود: شوکرهای برقی، نارنجک‌های صوتی-نوری، خرج‌های انفجاری برای شکستن موانع، و دیگر سامانه‌های موسوم به «غیرکشنده» که با هدف ازکاراندازی معترضان و در عین حال مدیریت هزینه‌های سیاسی تلفات گسترده طراحی شده‌اند. این یک خرید عادی تسلیحاتی نبود؛ بلکه ارزیابی‌ای پس از بحران بود که روسیه را به‌مثابه مخزن تجربه و تخصص در حفظ کنترل اقتدارگرایانه تحت فشار مستمر تلقی می‌کرد.

این ارزیابی بعدها به انتقال‌های ملموس انجامید. در اواخر سال ۲۰۲۵، مسکو به‌طور بی‌سروصدا حدود ۴۰ دستگاه خودروی زرهی مقاوم در برابر مین «اسپارتاک» (MRAP) را در اختیار ایران قرار داد؛ خودروهایی که به‌طور خاص برای گارد ملی روسیه طراحی شده و برای عملیات طولانی‌مدت شهری علیه تهدیدهای داخلی بهینه‌سازی شده‌اند. برخلاف پلتفرم‌های قدیمی دوران شوروی، اسپارتاک یک سامانه مدرن و هدفمند است که حفاظت بالستیک سنگین، مقاومت در برابر انفجار و قابلیت نصب تسلیحات سنگین را با هم ترکیب می‌کند. نقش آن نه کنترل نمادین جمعیت، بلکه تضمین تشدید سرکوب برای رژیم‌هایی است که انتظار ناآرامی‌های پایدار، مقاومت احتمالی مسلحانه، یا شکاف در نیروهای امنیتی خود را دارند.

زمان‌بندی این اقدام، نیت مسکو را به‌روشنی نشان می‌دهد. در فاصله دسامبر ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶، هم‌زمان با تشدید اعتراضات در ایران، هواپیماهای ترابری Il-76 روسی و بلاروسی پروازهای مکرری به تهران انجام دادند؛ آن هم از مسیرهایی که عمداً برای پرهیز از عبور از حریم هوایی ناتو طراحی شده بود.

الگوی روسی کنترل ارتباطات و فلج دیجیتال

اگر استفاده از نیروی مرگبار مرز نهایی راهبرد سرکوب ایران را مشخص کند، تأثیرگذارترین کمک روسیه در چگونگی کنترل فضای اطلاعاتی توسط رژیم، آن‌گاه است که ناآرامی‌ها به سطح ملی می‌رسد. قطع اینترنت که از ۸ ژانویه آغاز شد، بی‌سابقه است؛ نه به این دلیل که ایران ارتباطات را قطع کرده، بلکه از آن رو که نشان‌دهنده گذار از سانسور خام و یکپارچه به «اتصال مدیریت‌شده» است. شبکه‌های تلفن همراه و دسترسی بین‌المللی قطع شد، در حالی که پلتفرم‌های دولتی، خدمات بانکی و زیرساخت‌های داخلی مورد تأیید حکومت فعال باقی ماندند. جامعه از نظر دیجیتال فلج شد، اما دولت کنترل و فرماندهی خود را حفظ کرد. این نتیجه نامتقارن، بازتاب الگویی است که روسیه سال‌ها در داخل کشور خود پرورش داده است: سرکوبی که بدون تضعیف توان حکمرانی، امکان بسیج اجتماعی را مختل می‌کند.

در قلب این توانمندی، معماری کنترل شبکه با کمک روسیه قرار دارد که بر «بازرسی عمیق بسته‌های داده» (DPI) و یکپارچه‌سازی شنود قانونی استوار است. DPI به مقامات ایرانی اجازه می‌دهد فراتر از مسدودسازی وب‌سایت‌ها عمل کنند و جریان داده را به‌صورت لحظه‌ای شکل دهند: شناسایی برنامه‌های خاص، تشخیص شبکه‌های خصوصی مجازی (VPN)، تضعیف خدمات پیام‌رسان رمزگذاری‌شده، و کاهش هدفمند سرعت پلتفرم‌هایی که برای هماهنگی اعتراضات استفاده می‌شوند. این رویکرد بازتاب‌دهنده شیوه روسیه در حکمرانی اینترنت است؛ رویکردی که زیرساخت‌های مخابراتی را امتداد اقتدار امنیتی دولت می‌داند. ارزش راهبردی این مدل نه صرفاً در سانسور، بلکه در انعطاف عملیاتی آن است: توانایی قطعه‌قطعه کردن ارتباطات از نظر جغرافیایی، زمانی و اجتماعی، در حالی که تداوم اقتصادی و اداری حفظ می‌شود. همین انعطاف‌پذیری است که سرکوب را به جای چند روز، برای هفته‌ها پایدار می‌سازد.

مشارکت روسیه همچنین به لایه عملیاتی‌ای گسترش یافته است که کنترل شبکه را به نهادهای امنیتی پیوند می‌دهد. شرکت‌های مخابراتی روس، از جمله «پروتئی» (Protei)، به اپراتورهای تلفن همراه ایران در استقرار سامانه‌های شنود، پایش و مدیریت ترافیک کمک کرده‌اند؛ سامانه‌هایی که DPI را با چارچوب شنود قانونی ایران یکپارچه می‌کند. این پیوند، فراتر از نظارت منفعلانه عمل می‌کند و به نهادهای امنیتی امکان می‌دهد کانون‌های هماهنگی را شناسایی کنند، الگوهای ارتباطی را ردیابی نمایند و هم‌زمان با تحول اعتراضات، واکنش پویا نشان دهند. در عمل، این امر سرکوب را از بازداشت‌های گسترده و واکنشی به سمت اخلال پیش‌دستانه سوق می‌دهد؛ رویکردی که با افزایش عدم قطعیت، کند کردن بسیج اجتماعی و فرسایش اعتماد میان سازمان‌دهندگان همراه است. این‌ها دقیقاً همان روش‌هایی است که مقامات روسیه برای مهار نارضایتی، بدون توسل مداوم به خشونت گسترده، به آن تکیه کرده‌اند.

مختل‌سازی ارتباطات و پیوندهای ماهواره‌ای

جنگ الکترونیک در این معماری جای می‌گیرد، اما نباید نقش آن را بیش از حد بزرگ جلوه داد. سامانه‌هایی مانند «کراسوخا-۴» و «مورمانسک-بی‌اِن» که در اصل برای مختل‌سازی ارتباطات نظامی و پیوندهای ماهواره‌ای طراحی شده‌اند، می‌توانند با تغییر کاربری، در حاشیه، سامانه‌های وابسته به جی‌پی‌اس و ارتباطات ماهواره‌ای را تضعیف کنند. نقش آن‌ها در ناآرامی‌های داخلی را باید مکمل دانست، نه تعیین‌کننده: افزایش اصطکاک، کاهش قابلیت اطمینان و پیچیده‌تر کردن گزینه‌های جایگزین، نه «قطع کامل» ارتباطات.

این تمایز هنگام ارزیابی اینترنت ماهواره‌ای اهمیت دارد. استارلینک هرگز راه‌حلی فراگیر در داخل ایران نبوده است. دسترسی به پایانه‌ها محدود است، نگهداری از آن‌ها جرم‌انگاری شده و استفاده از این فناوری به‌طور جغرافیایی ناهمگون است. حتی بدون ایجاد اخلال کامل، دولت می‌تواند از طریق ضبط تجهیزات، ارعاب و مداخله‌های گزینشی، بخش بزرگی از کارکرد استارلینک در خدمت اعتراضات را خنثی کند. استارلینک تابع محدودیت‌های دسترسی جغرافیایی است؛ به این معنا که خدمات آن می‌تواند از طریق جنگ الکترونیک مبتنی بر جی‌پی‌اس مختل یا دست‌کاری شود—روشی که روسیه به‌طور گسترده در اوکراین به کار گرفته است. درس اعتراضات کنونی این نیست که روسیه به ایران کمک کرده تا استارلینک را شکست دهد، بلکه این است که روسیه به ایران یاری رسانده تا یک سامانه لایه‌مند بسازد که در آن، راه‌حل‌های ماهواره‌ای از ابتدا هرگز نتوانند به ستون فقرات بسیج سراسری تبدیل شوند.

رویکرد روسیه به بحران ایران، بازتاب‌دهنده منطقی راهبردی روشن و در عین حال محدود است. مسکو نیرو به خیابان‌های ایران اعزام نخواهد کرد و برای نجات رژیم، دست به مداخله نظامی مستقیم نخواهد زد. چنین اقدامی پرهزینه خواهد بود، توجه بین‌المللی را تشدید می‌کند و خطر گرفتار شدن روسیه در تعهدی نامحدود شبیه به سوریه را در پی دارد؛ سرنوشتی که کرملین مصمم است از آن اجتناب کند. به همان اندازه مهم، مداخله آشکار احتمالاً به‌جای تثبیت، تهران را تضعیف خواهد کرد؛ زیرا رژیم را وابسته به نیروی خارجی جلوه می‌دهد و ممکن است در زمانی که دولت در پی نمایش اقتدار است، احساسات ملی‌گرایانه را شعله‌ور سازد. در عوض، روسیه به کاری ادامه خواهد داد که یاد گرفته در آن توانمند است: کمک به این‌که رژیم، خود را نجات دهد. این به معنای حمایتی پنهان اما مستمر است که برای تقویت ظرفیت سرکوب جمهوری اسلامی طراحی شده و در عین حال امکان انکارپذیری معقول را حفظ می‌کند.

روسیه همچنین خواهد کوشید ایران را در عرصه دیپلماتیک محافظت کند. مسکو به‌عنوان عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل می‌تواند ابتکارهای تحریمی را مسدود یا تضعیف کند، بحران را به‌عنوان مسئله‌ای داخلی و مرتبط با حاکمیت ملی چارچوب‌بندی نماید و روایت‌های مربوط به «دخالت خارجی» را تقویت کند تا انتقادهای غرب را خنثی سازد. این سپر دیپلماتیک هزینه اندکی برای روسیه دارد، اما برای تهران بسیار حیاتی است؛ زیرا مانع شکل‌گیری اجماع بین‌المللی پیرامون اقدامات تنبیهی می‌شود که می‌تواند رژیم را در مقطع فشار داخلی بیش از پیش تضعیف کند.

با این حال، دامنه مانور روسیه در صورتی که بحران از مرحله سرکوب فراتر رفته و به رویارویی آشکار با ایالات متحده بینجامد، به‌شدت محدود خواهد شد. حملات نظامی آمریکا محاسبات مسکو را به‌طور بنیادین دگرگون می‌کند. از یک سو، اقدام مستقیم آمریکا با افزایش خطر درگیرشدن و کاهش کارآمدی کانال‌های حمایتی پنهان، دست روسیه را می‌بندد. از سوی دیگر، همین وضعیت می‌تواند انگیزه مسکو را برای افزایش کمک‌ها — البته کوتاه از مداخله مستقیم — تقویت کند.

در چنین سناریویی، روسیه احتمالاً همچنان از اعزام آشکار نیروهای نظامی پرهیز خواهد کرد، اما ممکن است حمایت خود را در امتداد خطوط موجود تشدید کند؛ از جمله تسریع تحویل تسلیحات، گسترش اشتراک‌گذاری اطلاعات، تعمیق همکاری در حوزه سایبری و جنگ الکترونیک، و ارائه حمایت سیاسی صریح‌تر. این اقدامات نه از سر اعتماد به نفس، بلکه از دل ترس برمی‌خیزد. به‌طور متناقض، هرچه ایران به فروپاشی رژیم نزدیک‌تر شود، احتمالاً روسیه احساس خواهد کرد ناگزیر به اقدام است، حتی در حالی که گزینه‌هایش پرخطرتر و محدودتر می‌شوند.

در عین حال، توانایی مسکو برای شکل دادن به نتایج همچنان محدود خواهد ماند. روسیه نمی‌تواند آثار حملات نظامی آمریکا را معکوس کند، اقتصاد ایران را ترمیم نماید یا صرفاً با حمایت خارجی، مشروعیت داخلی را بازگرداند. حتی تلاش تقویت‌شده روسیه نیز بیش از آن‌که تعیین‌کننده آینده سیاسی ایران باشد، معطوف به خرید زمان خواهد بود. از این‌رو، آنچه در حال رخ دادن است صرفاً آزمونی برای بقای رژیم ایران نیست، بلکه محک این پرسش است که آیا همکاری اقتدارگرایانه می‌تواند زمانی که مشروعیت داخلی و فشار خارجی هم‌زمان می‌شوند، فروپاشی را به‌طور معنادار به تأخیر بیندازد یا نه.

روسیه بر این باور شرط بسته است که حمایت لایه‌مند و انکارپذیر می‌تواند رژیم ایران را به اندازه کافی سرپا نگه دارد تا از یک پیامد فاجعه‌بار جلوگیری شود. این قماری حساب‌شده است که به همان اندازه از ترس روسیه از دست دادن یکی دیگر از شرکای خود تأثیر می‌پذیرد که از اعتمادش به کارآمدی سرکوب. این‌که این شرط‌بندی به موفقیت برسد یا نه، همچنان نامشخص است. آنچه روشن است این است که مسکو با تشدید بحران، هزینه‌های بی‌عملی را به‌سرعت در حال افزایش می‌بیند، حتی در حالی که خطرات درگیری عمیق‌تر نیز هم‌زمان فزونی می‌گیرند.

———————
* نیکول گراژوسکی، استادیار مرکز مطالعات بین‌المللی مدرسه علوم سیاسی پاریس (Sciences Po) و پژوهشگر غیرمقیم بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی است.



نظر شما درباره این مقاله:








ویتکاف: دولت ترامپ از جمهوری اسلامی
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 17:23

ویتکاف: دولت ترامپ از جمهوری اسلامی




نظر شما درباره این مقاله:








پزشکی قانونی از شمار کشته‌شدگان غافلگیر شد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 15:13

پزشکی قانونی از شمار کشته‌شدگان غافلگیر شد




نظر شما درباره این مقاله:








خامنه‌ای دیگر قادر به حفظ کنترل بر ایران نخواهد بود
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 13:35

خامنه‌ای دیگر قادر به حفظ کنترل بر ایران نخواهد بود


گاردین / ۱۶ ژانویه ۲۰۲۶

جعفر پناهی، یکی از برجسته‌ترین فیلم‌سازان ایران، پیش‌بینی کرده است که رژیم آیت‌الله علی خامنه‌ای پس از سرکوب خشونت‌بار آخرین موج اعتراضات، دیگر قادر نخواهد بود کنترل جامعه ایران را در دست نگه دارد.

پناهی در گفت‌وگو با گاردین گفت: «ادامه حیات این حکومت در چنین شرایطی غیرممکن است. خودشان هم این را می‌دانند. می‌دانند که دیگر نمی‌شود بر مردم حکومت کرد. شاید تنها هدف‌شان در این مقطع این باشد که کشور را تا آستانه فروپاشی کامل پیش ببرند و سعی کنند آن را نابود کنند.»

اعتراضاتی که ریشه در بحران شدید اقتصادی دارد، از اواخر ماه دسامبر سراسر ایران را فرا گرفته و در پایان هفته گذشته با سرکوبی مرگبار از سوی نیروهای امنیتی مواجه شد؛ به‌طوری که گزارش‌ها از کشته شدن بیش از ۲۵۰۰ نفر حکایت دارد.

پناهی گفت قطع سراسری اینترنت که از جمعه گذشته اعمال شد و ۹۵ تا ۹۹ درصد شبکه ارتباطی کشور را مسدود کرد، «نشانه‌ای بود از این‌که قرار است یک کشتار بسیار بزرگ رخ دهد». او افزود: «اما هرگز تصور نمی‌کردیم که سرکوب تا این اندازه گسترده و با چنین ابعادی باشد.»

پناهی ۶۵ ساله این گفت‌وگو را از ایالات متحده انجام داده است؛ جایی که برای معرفی تازه‌ترین فیلمش، «تصادف ساده»، حضور دارد. این فیلم سال گذشته نخل طلای جشنواره فیلم کن را از آن خود کرد و از مدعیان اصلی اسکار ۲۰۲۶ در بخش فیلم بین‌المللی به‌شمار می‌رود.

این فیلم که آمیزه‌ای از تریلر انتقامی و کمدی سیاه است و به‌عنوان نماینده فرانسه به آکادمی اسکار معرفی شده، داستان گروهی از زندانیان سیاسی سابق ایرانی را روایت می‌کند که می‌کوشند تصمیم بگیرند آیا از مردی که گمان می‌کنند در زندان آنان را شکنجه کرده است، انتقام بگیرند یا نه.

پناهی گفت: «آنچه در این فیلم به تصویر کشیده‌ام این است که وقتی چرخه خشونت ادامه پیدا می‌کند، متوقف کردن آن بسیار دشوار می‌شود. متأسفانه به‌دلیل سبعیتی که از سوی حکومت اعمال می‌شود، این نگرانی وجود دارد که این چرخه خشونت همچنان ادامه یابد.»

پناهی در ماه دسامبر، در غیاب خود، به اتهام «تولید تبلیغات علیه نظام سیاسی» به یک سال زندان محکوم شد، با این حال اعلام کرده است که قصد بازگشت به ایران را دارد.

او تاکنون دو بار زندانی شده است: یک‌بار در سال ۲۰۲۲ به‌دلیل اعتراض به بازداشت دو فیلم‌ساز منتقد حکومت، و بار دیگر در سال ۲۰۱۰ به‌سبب حمایت از اعتراضات ضدحکومتی.

پناهی گفت اگرچه فروپاشی حکومت تحت رهبری روحانیون و آیت‌الله علی خامنه‌ای پس از این سرکوب‌های خونین اجتناب‌ناپذیر است، اما زمان وقوع آن قابل پیش‌بینی نیست.

او تأکید کرد: «این رژیم صددرصد سقوط خواهد کرد. این سرنوشت همه حکومت‌های دیکتاتوری در طول تاریخ بوده است. این‌که چه زمانی فرو می‌پاشد، کسی نمی‌داند. ما دوست داریم همین چند دقیقه دیگر اتفاق بیفتد، اما عوامل زیادی باید کنار هم قرار بگیرند تا این امر محقق شود.»

پناهی همچنین به دولت‌های غربی هشدار داد که رژیم روحانیت ایران را بازیگری عقلانی تلقی نکنند. او که از طریق مترجمش، شیدا دیانی، سخن می‌گفت، اظهار داشت: «در دیگر دیکتاتوری‌های جهان معمولاً دست‌کم چند نفر هستند که بر اساس عقلانیت عمل می‌کنند و اجازه نمی‌دهند اوضاع به این مرحله برسد. اما متأسفانه در این نظام هیچ عقلانیتی وجود ندارد. تنها چیزی که به آن فکر می‌کنند سرکوب و این است که چگونه حتی فقط یک روز دیگر در قدرت بمانند. آخرین چیزی که به آن فکر می‌کنند، مردم هستند.»

برخی از اعتراضات ضدحکومتی، چه در داخل ایران و چه در میان ایرانیان خارج از کشور در اروپا و آمریکا، خواستار بازگشت رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، شده‌اند. رضا پهلوی که در واشنگتن زندگی می‌کند و پدرش از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۷۹ به‌عنوان پادشاهی خودکامه بر ایران حکومت می‌کرد، از مردم خواسته است به خیابان‌ها بیایند.

پناهی اذعان کرد که درخواست برای بازگشت فرزند شاه «واقعاً صدایی است که از دل اعتراضات شنیده می‌شود». با این حال افزود: «همان‌طور که خود رضا پهلوی هم گفته است، پس از دوران گذار باید در ایران همه‌پرسی برگزار شود و آن‌جاست که مردم تصمیم می‌گیرند چه نوع حکومتی می‌خواهند و چه کسی بر آنان حکومت کند. در این دوره گذار، همه ما باید متحد باشیم.»

وقتی از او پرسیده شد که آیا می‌توان به رضا پهلوی برای مدیریت دوران گذار پس از سقوط رژیم اعتماد کرد یا نه، پاسخ داد این موضوع را باید مردم ایران تعیین کنند. او گفت: «چه با پهلوی موافق باشیم و چه مخالف، می‌دانیم که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان رفتن این رژیم هستند.»



نظر شما درباره این مقاله:








تسلیت عبدالحمید به خانواده‌های جانباختگان اعتراضات
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 11:27

تسلیت عبدالحمید به خانواده‌های جانباختگان اعتراضات




نظر شما درباره این مقاله:








هزاران شبه‌نظامی عراقی در سرکوب‌های ایران دست داشتند
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 10:54

هزاران شبه‌نظامی عراقی در سرکوب‌های ایران دست داشتند


سی‌ان‌ان به نقل از یک منبع نظامی اروپایی و یک منبع امنیتی عراقی گزارش داد شبه‌نظامیان عراقی در هفته‌های اخیر برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان وارد ایران شده‌اند. ایران‌اینترنشنال پیش‌تر گزارشی در همین زمینه منتشر کرد.

منبع عراقی شامگاه پنج‌شنبه ۲۵ دی به سی‌ان‌ان گفت پنج هزار شبه‌نظامی عراقی از طریق دو گذرگاه مرزی شیب در استان میسان و زرباطیه در استان واسط، به ایران رفته‌اند.

ایران‌اینترنشنال پیش‌تر گزارش داد گروه‌های مسلح عراقی وابسته به تهران از ۱۳ دی روند جذب نیرو را برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان آغاز کرده‌اند.

بر اساس این گزارش، تا ۱۷ دی حدود ۸۰۰ نفر از شبه‌نظامیان شیعه عراقی به ایران اعزام شدند که تقریبا همه آن‌ها از اعضای کتائب حزب‌الله، حرکه النجباء، سیدالشهدا و بدر هستند.

اعزام این نیروها به ایران در پوشش «سفر زیارتی به مشهد» انجام شده، اما در عمل آنان در پایگاه خامنه‌ای در اهواز گرد هم می‌آیند و سپس برای مشارکت در سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات، به مناطق مختلف ایران اعزام می‌شوند.

منبع اروپایی نیز در مصاحبه با سی‌ان‌ان تایید کرد ۸۰۰ نیروی شیعه از استان‌های دیالی، میسان و بصره عراق، در پوشش سفرهای زیارتی، برای مشارکت در سرکوب‌ها عازم ایران شده‌اند.

استفاده از شبه‌نظامیان خارجی نشانه شکنندگی جمهوری اسلامی است

سی‌ان‌ان در ادامه با استناد به یک «ارزیابی نظامی اروپایی»، روایتی مشابه ایران‌اینترنشنال ارائه کرد و گزارش داد عراقی‌های اعزام‌شده به ایران از اعضای گروه‌های مسلح وابسته به جمهوری اسلامی از جمله کتائب حزب‌الله، حرکه حزب‌الله النجباء، کتائب سیدالشهدا و سازمان بدر، هستند که زیر نظر حشد الشعبی فعالیت می‌کنند.

بر اساس این سند، شبه‌نظامیان عراقی در سرکوب اعتراضات در «چند منطقه حساس» مانند همدان دست داشته‌اند.

در این سند آمده است: «اتکا به شبه‌نظامیان خارجی در راستای یک راهبرد امنیتی روشن انجام گرفته: از میان بردن هرگونه امکان همدلی میان نیروهای سرکوب و معترضان.»

سی‌ان‌ان در همین رابطه نوشت: «به‌کارگیری نیروهای غیرایرانی نشانه‌ای دیگر از شکنندگی رژیم و اراده آن برای حفظ قدرت است؛ حتی با وجود هزینه انسانی سنگینی که اعتراضات تا این مرحله به همراه داشته است.»

پیش‌تر سازمان دیده‌بان حقوق و آزادی‌های عراق، اعلام کرد شبه‌نظامیان عراقی در سه هفته گذشته در چند مرحله برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب انقلاب ملی به ایران رفته‌اند.

۲۳ دی، انتفاض قنبر، سخنگوی سابق معاونت دفتر نخست‌وزیری عراق، نقش گروه‌های مسلح وابسته به حشد الشعبی در سرکوب اعتراضات ایران را تایید و آن را «جنایت علیه بشریت» توصیف کرد.

قنبر گفت: «بغداد حقوق شبه‌نظامیان شیعه را پرداخت می‌کند. بنابراین دولت عراق مسئول مستقیم جنایت‌ها در ایران است.»

مخاطبان ایران‌اینترنشنال نیز با ارسال پیام‌های متعددی حضور نیروهای خارجی را در کشتار و سرکوب‌ تایید کرده‌اند.

جمهوری اسلامی مسئولیت پشتیبانی مالی و تسلیحاتی حشد الشعبی را بر عهده دارد و این گروه‌ها را بخشی از «محور مقاومت» می‌داند.

«محور مقاومت» عنوانی است که مقام‌ها و رسانه‌های جمهوری اسلامی برای گروه‌های مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر جهاد اسلامی، حزب‌الله، حشد الشعبی، حماس و حوثی‌های یمن، استفاده می‌کنند.

ایران‌اینترنشنال



نظر شما درباره این مقاله:








آمریکا در شورای امنیت: همه گزینه‌ها روی میز است
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 0:20

آمریکا در شورای امنیت: همه گزینه‌ها روی میز است




نظر شما درباره این مقاله:








آقای آیت‌الله سیستانی: آیا از ایران خبر دارید؟
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 0:17

آقای آیت‌الله سیستانی: آیا از ایران خبر دارید؟


اسد فیروزمند

از واتیکان ندا برآمد و از نجف نه!

آقای آیت‌الله سیستانی!
پرواضح است که شما متعلق به آن گروه روحانیونی هستید که سیاست را در دین نمی‌‌آمیزید و برعکس. اما آنچه اکنون در ایران می‌گذرد و آنچه در این ۴۷ سال گذشته بر سر شهروندان این کشور آوار شده است، مساله سیاست و دین و اختلاط اینها نیست. ظلمی آشکار و مستمر است. فساد است و بی‌عدالتی و دزدی و غارت. آیا این همه آدمکشی و بی‌عدالتی هیچ بر شما اثر نمی‌‌کند؟ پس آن همه داستان از خلخال زن یهودی و عدل علی و اهمیت دادگستری در دینتان – که گوش فلک را کر کرده است – از برای چیست؟ راستی این همه زهد و ورع و عبادت به چه دردی می‌خورد وقتی که در همسایگیتان این همه کشتار روی می‌دهد؟

نمی‌‌گویم در وطن‌تان، چون روحانیت شیعه بی‌وطن یا جهان وطن است و تنها به امت فکر می‌کند. ولی در بیخ گوشتان، این به قول شما امت اسلام، را می‌کشند برای اینکه این امت به ظلم آدمکشان اعتراض کرده‌اند و شما هیچ واکنشی نشان نمی‌‌دهید؟ بله شما دین را در سیاست نمی‌‌آمیزید، ولی این ظلم و سرکشی آشکار را نمی‌‌بینید؟

در همه ادیان و مذاهب نحله‌های فکری گوناگون وجود دارد. در شیعه هم همینطور. من از این اختلاف آرا و خویشتنداری شما از ورود به مسایل نظری سخن نمی‌‌گویم. از خبر داشتن از اجحاف و بی‌عدالتی و کشتار و خود را به بی‌خبری زدن حرف می‌زنم. وقتی که می‌دانید و دم برنمی آورید آیا شریک در این بی‌عدالتی نیستید؟ یا دست کم، با سکوت خود مهر تایید به آن نمی‌‌زنید؟
اگر گروهی که ادعای طبابت دارند اما به مدت ۴۷ سال، سم و مواد سرطان زا در خوراک مردم کنند و پزشکان حقیقی هیچ نگویند، آیا این پزشکان شریک آن جانیان و همراهان دزد قافله نیستند؟

طاعاتتان قبول! فقیه وارسته کاملی هستید، ولی نفع اجتماعی این همه ورع چیست؟ یک گونی سیب زمینی هم حاوی مواد غذایی و معدنی و ویتامینهای متنوع است. واکنش شما و دفتر شما با حوادث ایران با واکنش همین گونی سیب زمینی چه تفاوتی دارد؟

به احتمال زیاد شما اهل اینترنت و فناوری‌های نو نیستید، ولی آیا در دفتر شما کسی نیست به شما بگوید که در همسایگی‌تان چه می‌گذرد؟ عالم و آدم به حال فرزندان ایران می‌گریند و شما در خاموشی مطلق نماز می‌خوانید و مناجات می‌کنید؟ که چه شود؟ تنها دخالت شما – نه به آدم کشی‌ها – بلکه به ادای نماز پشت آخوندهای مواجب بگیر بود، بعد ۴۷ سال و بعد از ادای ۴۷ ضربدر ۵۲ مساوی ۲۴۴۴ بار نماز جمعه دروغین خواندن! اگر به تعداد شهرها هم ضرب کنیم ـــ بگویید ۱۰۰ شهر ـــ بعد از ۲۴۴۴۰۰ نماز ریاکارانه هشدار شما نه در باره شیادی آخوندها، بلکه در باره سلامت احتمالی نماز بوده است!

از آیت الله‌های ایران انتظاری نیست که غرق در دزدی و شکرفروشی و لاستیک سازی و مدیریت خانه‌های عفاف (بیوت الدعارة) هستند و پشتیبان این کشتارها. شما ـــ که می‌گویند منزه هستید ـــ حرفی بزنید. بگویید که به رگبار بستن دادخواهان ظلم مطلق است. بگویید که رهبر ایران شر مطلق است و سرچشمه تباهی. اگر نمی‌‌گویید پس برای حفظ وحدت کلمه بین خودتان، آیا شریک تمام این جرمها محسوب نمی‌‌شوید؟ اگر شیطان و چنگیز و هیتلر هم عمامه بر سرنهد و عبا بر دوش بیندازند، جزو روحانیت قلمداد می‌شوند و از نظر زعمای دین قابل دفاع؟

در لغتنامه‌های حوزه‌ای واژه شرم چگونه تعریف شده است؟



نظر شما درباره این مقاله:








ترامپ دستور داد آمادگی نظامی برای حمله احتمالی
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 16.01.2026, 0:01

ترامپ دستور داد آمادگی نظامی برای حمله احتمالی




نظر شما درباره این مقاله:








کاخ سفید: قرار بود ۸۰۰ نفر دیروز در ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 21:23

کاخ سفید: قرار بود ۸۰۰ نفر دیروز در ایران




نظر شما درباره این مقاله:








محتمل‌ترین سناریوی دخالت آمریکا در ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 21:16

محتمل‌ترین سناریوی دخالت آمریکا در ایران




نظر شما درباره این مقاله:








ترامپ تصمیم برای حمله به ایران را به تعویق انداخت
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 20:39

ترامپ تصمیم برای حمله به ایران را به تعویق انداخت


باراک راوید / آکسیوس 

رئیس‌جمهور دونالد ترامپ تصمیم‌گیری درباره حمله به ایران را به تعویق انداخته است. هم‌زمان کاخ سفید در حال رایزنی داخلی و مشورت با متحدان خود درباره زمان احتمالی این عملیات و میزان تأثیر آن بر بی‌ثبات‌سازی نظام ایران است. این موضوع را پنج منبع آمریکایی، اسرائیلی و عرب آگاه از موضوع به آکسیوس اعلام کردند.

چرا مهم است: گزینه نظامی همچنان به‌طور جدی روی میز باقی مانده، اما تصمیم ترامپ برای «مکث موقت» شکاف و تردید عمیقی را آشکار کرده است — چه درون دولت آمریکا و چه در میان متحدان — در خصوص خطرات احتمالی حمله‌ای که هدفش تنبیه ایران است ولی می‌تواند به واکنش گسترده تهران بینجامد.

در حالی که ترامپ همچنان در حال بررسی گزینه‌های دیپلماتیک است، ارتش آمریکا اقدام به تخلیه برخی پایگاه‌ها در خاورمیانه و اعزام نیروهای تقویتی کرده است، از جمله ناو هواپیمابر «یو.اس.اس آبراهام لینکلن» و گروه پشتیبانی آن.

هرچند در حال حاضر نشانه‌ای از حمله قریب‌الوقوع دیده نمی‌شود، یک منبع آمریکایی مطلع به آکسیوس گفت: «همه می‌دانند رئیس‌جمهور هنوز انگشتش روی دکمه است.»

جزئیات بیشتر: در ۴۸ ساعت گذشته مقام‌های اسرائیلی نیز نگرانی‌هایی ابراز کرده‌اند.

به گفته سه منبع آمریکایی و یک منبع اسرائیلی، نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، روز چهارشنبه با ترامپ گفت‌وگو کرده و از او خواسته است تصمیم خود را به تعویق بیندازد تا اسرائیل فرصت بیشتری برای آماده‌سازی در برابر احتمال پاسخ ایران داشته باشد. نیویورک تایمز نخستین رسانه‌ای بود که این خبر را گزارش داد.

به گفته یک منبع اسرائیلی، علاوه بر نگرانی از تلافی‌جویی ایران، طرح کنونی آمریکا شامل حمله به اهداف نیروهای امنیتی در خاک ایران است، اما از نگاه تل‌آویو، این طرح به اندازه کافی قوی و مؤثر نیست تا بتواند ثبات نظام ایران را به‌طور جدی متزلزل کند.

وضعیت کنونی: ترامپ بارها تهدید کرده است که در صورت کشتار معترضان توسط حکومت ایران، اقدام نظامی خواهد کرد. او سه‌شنبه در پیامی نوشت: «کمک در راه است»، و از مردم ایران خواست کنترل نهادهای حکومتی را در دست گیرند.

بر اساس گزارش‌ها، نیروهای امنیتی ایران هزاران نفر از معترضان را کشته‌اند و همزمان با سرکوب شدید، دسترسی به اینترنت و تلفن را محدود کرده‌اند.

سخنگوی کاخ سفید، کارولاین لویت، روز پنج‌شنبه مدعی شد ۸۰۰ مورد اعدام برنامه‌ریزی‌شده در پی فشارهای ترامپ متوقف شده است.

یک روز پیش‌تر، ترامپ گفته بود «من از منبعی معتبر شنیده‌ام که کشتار در ایران متوقف شده» و حکومت «هیچ برنامه‌ای برای اعدام ندارد.» 

کمی پس از این اظهارات، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز گفت طرحی برای «اعدام معترضان» وجود ندارد — اقدامی که مشخصه سرکوب‌های پیشین بوده است.

یک منبع عرب آگاه از وضعیت به آکسیوس گفت: «آمریکایی‌ها اکنون در حال بازنگری هستند.» 

با این حال، حکومت ایران شب چهارشنبه به مدت چند ساعت حریم هوایی کشور را به‌دلیل ترس از احتمال حمله آمریکا بست.

در پشت صحنه: بخش زیادی از پیام‌های عمومی واشنگتن به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که حداکثر ابهام را ایجاد کنند — و احتمالاً تهران را سردرگم سازند، همان‌گونه که هنگام حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران در ماه مه گذشته رخ داد.

تصمیم‌گیری‌ها در دایره‌ای بسیار محدود از مقام‌های ارشد دولت ترامپ انجام می‌شود.

یک منبع آمریکایی آگاه هشدار داد: «رئیس‌جمهور هیچ گزینه‌ای را، نه اکنون و نه در آینده، از روی میز برنمی‌دارد. کسی نباید بخواهد او را در چارچوبی محدود کند.» 

به گفته این منبع، «ترامپ دوست دارد گزینه‌هایش را حفظ کند و مشخصه سبک او این است که حاضر است با هر کسی، در هر زمان گفت‌وگو کند.» 

لویت روز پنج‌شنبه بار دیگر تأکید کرد که «همه گزینه‌ها روی میز است.» 

یک مقام دیگر آمریکایی نیز گفت هنوز زود است که گفته شود کاخ سفید به سوی کاهش تنش حرکت می‌کند: «رئیس‌جمهور هنوز در حال بررسی گزینه‌ها و مشاهده تحولات میدانی است.» 

آنچه این تصمیم را برانگیخت: ترامپ سه‌شنبه با مشاوران ارشد امنیت ملی خود دیدار کرد تا امکان حمله نظامی آمریکا برای مجازات حکومت ایران به‌دلیل کشتار معترضان را بررسی کند.

به گفته دو منبع مطلع از نشست، جلسه بدون تصمیم نهایی پایان یافت و ترامپ خواستار زمان بیشتری برای بررسی گزینه‌ها و بازنگری در طرح‌ها شد.

یک منبع اسرائیلی نزدیک به نتانیاهو به آکسیوس گفت: «آنچه فهمیدیم این است که ترامپ تصمیم گرفته زمان بیشتری برای اندیشیدن داشته باشد.» 

صبح پنج‌شنبه، رضا امیری‌مقدم، سفیر ایران در پاکستان، اعلام کرد: «ترامپ به تهران اطلاع داده که به کشور حمله نخواهد کرد و خواسته است ایران نیز خویشتنداری نشان دهد.» 

کاخ سفید ارسال چنین پیامی به ایران را تکذیب کرد.

کمی بعد، ترامپ در شبکه تروث‌سوشال گزارشی را بازنشر کرد مبنی بر اینکه حکم اعدام یک معترض ۲۶ ساله پس از هشدار او به ایران لغو شده است. او نوشت: «این خبر خوبی است؛ امیدوارم ادامه یابد.» 

پشت پرده رایزنی‌ها: به گفته منابع آمریکایی و اسرائیلی، دولت ترامپ و دولت اسرائیل در روزهای اخیر مشورت‌های نزدیکی درباره برنامه احتمالی حمله آمریکا به ایران داشته‌اند.

بر اساس همین منابع، نتانیاهو در دو هفته گذشته کوشیده است طوری عمل نکند که به نظر برسد او در پی تشویق ترامپ به اقدام نظامی است؛ دستور او این بوده که تصمیم نهایی را به خود رئیس‌جمهور واگذار کنند.

یک منبع آمریکایی گفت پیام اسرائیل به دولت ترامپ این است که «ما از شما پیروی می‌کنیم، اما خواستار آغاز حمله نیستیم.» منبع دوم افزود: «نتانیاهو به ترامپ نگفته که حمله نکند، اما او را نیز به این کار تشویق نکرده است.» 

در حاشیه تحولات: در حالی که ترامپ گزینه‌های نظامی مختلف را می‌سنجد، ایالات متحده همزمان اقدامات تازه‌ای برای تشدید فشار سیاسی و اقتصادی بر حکومت ایران انجام داده است.

وزارت خزانه‌داری آمریکا روز پنج‌شنبه تحریم‌های جدیدی علیه علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، که از نزدیکان علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی است، اعلام کرد.

چند فرمانده از نیروهای امنیت داخلی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در کشتار معترضان نقش داشتند نیز به همراه چند نهاد مرتبط با شبکه «بانکداری سایه‌ای» ایران، تحت تحریم‌های جدید قرار گرفته‌اند.

چشم‌انداز پیش‌رو: منابع آمریکایی گفتند ترامپ همچنان گزینه دیپلماسی با ایران را باز گذاشته است، اما او خواهان دریافت تعهدی روشن از رهبر ایران است مبنی بر اینکه یک توافق جدی واقعاً ممکن است.

یکی از این منابع گفت: «در نهایت حکومت ایران فرو خواهد پاشید، مگر اینکه رهبر ایران مستقیماً با ترامپ سخن بگوید. او به هیچ فرد دیگری در نظام ایران اعتماد ندارد که اختیار واقعی برای مذاکره داشته باشد.» 



نظر شما درباره این مقاله:








آمریکا ۱۴۰ میلیون دلار برای آماده‌سازی TRIPP اختصاص داد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 18:35

آمریکا ۱۴۰ میلیون دلار برای آماده‌سازی TRIPP اختصاص داد




نظر شما درباره این مقاله:








برقراری حکومت نظامی در بسیاری از شهرهای ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 18:03

شواهد تازه از سرکوب خونین و کشتار سیستماتیک معترضان

برقراری حکومت نظامی در بسیاری از شهرهای ایران


نوزده روز از آغاز دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران می‌گذرد و باوجود ادامه قطعی اینترنت در سراسر ایران، کم‌کم برخی روایات از سرکوب اعتراضات روزهای گذشته ازطریق افرادی که به‌تازگی از ایران خارج شده‌اند، تماس‌های تلفنی و یا اینترنت ماهواره‌ای استارلینک به‌دست سازمان حقوق بشر ایرانمی‌رسد که از ابعاد گسترده سرکوب و کشتار سیستماتیک معترضان در سراسر ایران حکایت دارند.

سازمان حقوق بشر ایران به شواهدی تازه از استفاده نیروهای سرکوبگر حکومتی از سلاح‌های سنگین، ازجمله دوشکا و تیربار، در حمله به معترضان و کشتار جمعی آن‌ها در فاصله ۱۸ تا ۲۱ دی‌ماه دست یافته است.

هم‌زمان گزارش‌ها از بسیاری شهرهای سراسر ایران حکایت از این دارد که نیروهای امنیتی و نظامی در سراسر شهرها حضور گسترده دارند و از غروب به‌بعد، نوعی حکومت نظامی برقرار می‌شود.

براساس اطلاعات موجود، تخمین زده می‌شود که آمار معترضان کشته‌شده در اعتراضات جاری بسیار فراتر از رقم تأییدشده توسط سازمان حقوق بشر ایران باشد، اما براساس آمار و اطلاعات این سازمان، از آغاز اعتراضات تاکنون دست‌کم ۳۴۲۸ معترض کشته و هزاران تن مجروح شده‌اند.

براساس تخمین سازمان حقوق بشر ایران، حدود ۲۰هزار نفر نیز در جریان اعتراضات بازداشت شده‌‌اند. نگرانی‌ها درباره صدور گسترده احکام اعدام در دادگاه های صحرایی همچنان ادامه دارد.

پس از تهدیدهای رییس قوه قضائیه مبنی بر لزوم صدور و اجرای سریع احکام اعدام برای معترضان، وزیر دادگستری جمهوری اسلامی روز چهارشنبه، ۲۴ دی‌ماه، اعلام کرد هرفردی که در روزهای ۱۸ تا ۲۱ دی در خیابان‌ها دستگیر شده، مجرم است.

سازمان حقوق بشر ایران بار دیگر با یادآوری مسئولیت جامعه جهانی خواستار اقدام فوری در چارچوب حقوق بین‌الملل است.

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق‌ بشر ایران، در این‌باره گفت: «روایت‌های هولناک شاهدان عینی از به گلوله بستن معترضانی که در حال فرار بودند، استفاده از سلاح‌های جنگی و اعدام خیابانی مجروحان، همگی نشان‌دهنده ارتکاب جنایتی برنامه‌ریزی‌شده و گسترده با هدف کشتار حداکثری مردم است. خامنه‌ای و افراد و نهادهای تحت امر او مرتکب یکی از سنگین‌ترین جنایات تاریخ معاصر شده‌اند. جامعه جهانی موظف است برای جلوگیری از ادامه این کشتار، فوراً اقدام کند. مردم ایران امروز از به کمک نیاز دارند». او در ادامه گفت: « جامعه جهانی باید علی خامنه‌ای و دیگر آمران و عاملان این جنایات را تحت پیگرد قضایی قرار داده و به پای میز محاکمه بکشاند».

دور جدید اعتراضات که از ۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ علیه شرایط بد اقتصادی از بازار تهران شروع شده بود، به‌سرعت با شعارهای ضدحکومتی به نقاط مختلف ایران کشیده شد. اعتراض‌ها تا پیش از قطع‌ سراسری اینترنت در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه  در همه استان‌های کشور و حدود ۱۹۰ شهر ایران ادامه داشته و پس از آن نیز براساس اطلاعات دریافت‌شده، از ۱۸ دی‌ماه به این‌سو به‌طور پراکنده در برخی شهرها ادامه داشته است.

قطعی اینترنت سراسری که از شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه آغاز شد، همچنان ادامه دارد. تنها گزارش‌ها از اعتراضات روزهای اخیر ازطریق افرادی که به‌تازگی از ایران خارج شده‌اند، تماس‌های تلفنی کوتاه و برخی تماس‌ها ازطریق اینترنت ماهواره‌ای استارلینک به‌دست سازمان حقوق بشر ایران می‌رسد.

ادامه اعتراضات در مناطقی از ایران

درحالی‌که مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی از فروکش‌کردن اعتراضات ضدحکومتی خبر می‌دهند، تلویزیون دولتی چین تصاویری از حضور معترضان در شامگاه ۲۳ دی‌ماه در حوالی بازار تهران منتشر کرده است. در این تصاویر پرتاب گاز اشک‌آور به‌سمت معترضان دیده می‌شود.

همچنین در برخی موارد، مراسم خاکسپاری کشته‌شدگان در شهرهای مختلف به صحنه جدید اعتراضات مبدل شده است.

روز ۲۳ دی ماه، مراسم خاکسپاری علیرضا صیدی، معترض ۱۶ ساله، با حضور گسترده مردم در آبدانان ایلام برگزار شد. یک منبع مطلع درباره این مراسم به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «در اعتراض به این قتل حکومتی نماز میت خوانده نشد. حضور نیروهای سرکوب هم پررنگ بود و صداهای پراکنده گلوله به گوش می‌رسید. تلفاتی نبود، اما مردم با شعار مرگ بر خامنه‌ای مراسم را به پایان رساندند.»

در شهرهای ایلام، دهلران، کرمانشاه، مریوان، سقز، بانه، دیواندره، دهگلان، قروه، سنندج و اغلب دیگر شهرهای کردنشین ایران، مدرسه ها تعطیل است. گزارش‌ها حاکی از منع رفت‌و‌آمد و وجود ایست-بازرسی‌های گسترده در شهرهای یاد شده است.

هم‌زمان گزارش‌ها از بسیاری شهرهای سراسر ایران حکایت از این دارد که نیروهای امنیتی و نظامی در سراسر شهرها حضور گسترده دارند و از غروب به‌بعد، نوعی حکومت نظامی برقرار می‌شود. همچنین در برخی شهرهای ایران از جمله تهران، کرج، همدان و قزوین منع عبور و مرور گزارش شده است.

استفاده از سلاح‌های سنگین برای سرکوب معترضان

یک شاهد عینی در ارتباط با اعتراضات ضدحکومتی روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه در کرمان به سازمان حقوق بشر ایران گفته است که نیروهای حکومتی با تیربار به مردم شلیک کرده‌اند. به گفته این منبع، دست‌کم ۸۰ نفر از جان‌باختگان در سرکوب اعتراضات ۱۸ دی‌ماه تنها به یکی از بیمارستان‌های این شهر منتقل شده‌اند.

در چند نقطه تهران، ازجمله تهرانپارس و صادقیه، و مناطقی از کرج در استان البرز نیز استفاده از سلاح‌های سنگین، ازجمله دوشکا، در مقابله با معترضان گزارش شده است.

دست‌کم دو منبع مطلع گزارش داده‌اند، گروهی از معترضان که شامگاه ۱۹ دی‌ماه در میدان پونک تهران کردی می‌رقصیدند، به گلوله بسته شده‌اند.

بنابر این گزارش‌ها، سیاوش شیرزاد، اهل بوکان، یکی از این جان‌باختگان است. تصاویر رقص کردی معترضان در پونک تهران با استقبال گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شده بود.

یک منبع در رشت گفت: شامگاه ۱۸ دی ماه، ماموران گروهی از جوانانی که در حال فرار در خیابان‌ها و کوچه‌ها بودند را تعقیب کرده و آنها را به گلوله بستند. 

تصاویری نیز از شهر تنکابن در استان مازندران منتشر شده است که از حضور گسترده و گشت‌زنی نیروهای نظامی با سلاح‌های سنگین حکایت دارد.

یک منبع مطلع در غرب ایران به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «سلاح‌های سنگین در شهرهای جوانرود، مهاباد و پیرانشهر مورد استفاده قرار گرفته است.» به گفته این منبع، آمار دقیقی از معترضان جان‌باخته در این مناطق وجود ندارد.

تصاویر منتشرشده از اعتراضات ضدحکومتی در شهر مشهد نیز نشان می‌دهد که در روز ۲۱ دی‌ماه، از بالای ساختمان‌ها با استفاده از سلاح سنگین به‌سوی معترضان شلیک شده است.

آمار کشته‌شدگان در اعتراضات

براساس اطلاعات سازمان حقوق‌بشر ایران، از آغاز اعتراضات تاکنون، دست‌کم ۳۴۲۸  معترض کشته شده‌اند. تنها مواردی در این آمار گنجانده شده‌اند که به‌طور مستقیم توسط سازمان حقوق‌ بشر ایران یا دو منبع مستقل تأیید شده‌ باشند. این آمار همچنین رقم رسمی ثبت‌شده برای تعداد معترضان کشته‌شده در فاصله ۱۸ تا ۲۲ دی‌ماه را که ازطریق منابعی در وزارت بهداشت و درمان جمهوری اسلامی به‌‌ اطلاع سازمان حقوق بشر رسیده است، دربرمی‌گیرد.

گزارش‌های رسیده به سازمان حقوق بشر ایران نشان می‌دهد که اغلب کشته‌شدگان کمتر از ۳۰ سال داشته‌اند و نام دست‌کم ده زن درمیان آن‌ها ثبت شده است. دست‌کم ۱۷ تن از آنان نیز زیر ۱۸ سال بوده‌اند، اما هنوز برای تمام آن‌ها شناسنامه و مدارکی که نشان‌دهنده سن دقیق ایشان باشد، دریافت نشده است. تلاش برای ثبت دقیق سن آنان ادامه دارد.

هم‌زمان آمارهای تأییدنشده‌‌ای از کشته‌شدن دست‌کم ۵۰۰۰ تا ۲۰هزار معترض در ایران منتشر شده است که به‌دلیل قطع کامل اینترنت از پنجشنبه شب، ۱۸ دی‌ماه، و محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات، راستی‌آزمایی مستقل آن‌ها در شرایط کنونی با دشواری جدی روبه‌روست.

علاوه‌بر این، گزارش‌های بیشتری از کشته‌شدگان در روزهای نخست اعتراضات نیز به‌دست سازمان حقوق بشر ایران رسیده که درحال راستی‌آزمایی است و درصورت تأیید، آمار کشته‌شدگان افزایش خواهد یافت.

ادامه قطعی اینترنت در سراسر ایران

از شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه اینترنت سراسری ایران قطع شد و براساس گزارش نت‌بلاکس که وضعیت اینترنت در جهان را بررسی می‌کند از صبح ۱۹ دی‌ماه، ۹۹درصد اینترنت ایران در وضعیت خاموشی دیجیتال قرار گرفته است. در این مدت، تنها گروهی از شهروندان از طریق سیستم خدمات اینترنت ماهواره‌ای استارلینک به اینترنت دسترسی داشته‌اند. همزمان گزارش‌های متعددی از یورش نیروهای حکومتی به خانه‌های شهروندان برای توقیف دیش‌های ماهواره  منتشر شده است.



نظر شما درباره این مقاله:








فروپاشی رژیم ایران چه معنایی خواهد داشت؟
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 17:27

فروپاشی رژیم ایران چه معنایی خواهد داشت؟


اکونومیست

۱۵ ژانویه ۲۰۲۶

زمانی که معترضان به بازارها و خیابان‌های ایران آمدند، رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، با گلوله به استقبال‌شان رفت. پس از دو هفته سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور»، شبه‌نظامیان هم‌پیمان با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سوار بر انبوهی از موتورسیکلت‌ها و با در دست داشتن سلاح‌های خودکار، وارد عمل شدند. همراه با تک‌تیراندازها، به سوی هم‌میهنان خود شلیک کردند و صورت‌ها و اندام‌های جنسی را هدف گرفتند. سردخانه‌ها لبریز شده‌اند. اجساد در کیسه‌ها بر روی پیاده‌روهای آغشته به خون انباشته شده‌اند. ممکن است چندین هزار نفر کشته شده باشند. هزاران زخمی بازداشت شده‌اند؛ برخی را از تخت‌های بیمارستان به سلول‌های زندان کشانده‌اند، با سرنوشتی نامعلوم.

این می‌بایست لحظه‌ای باشد که به ۴۷ سال حاکمیت روحانیون پایان می‌دهد. ایرانیان، دست‌کم به‌خاطر شجاعت‌شان، سزاوار زندگی در کشوری دموکراتیک و برخوردار هستند. جهان نیز از آن سود خواهد برد اگر ایران، به‌جای آن‌که تهدیدی هسته‌ای و صادرکننده خشونت در سراسر خاورمیانه باشد، به قدرتی باثبات، بردبار و تجاری بدل شود. اما اعتراض‌ها به‌تنهایی به استبداد پایان نمی‌دهند. حمله‌ای که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به آن می‌اندیشد، چگونه می‌تواند به سرنگونی ملاها کمک کند؟ و اگر رژیم فروبپاشد، چه چیزی در پی آن خواهد آمد؟

رژیم ایران به‌سبب ضعف خود بی‌رحم است

حاکمان ایران به‌سبب ضعف خود بی‌رحم‌اند. جایی برای عقب‌نشینی ندارند و چیزی جز خشونت برای عرضه به مردم‌شان در اختیارشان نیست. در داخل، شهروندان ایران ناچارند اقتصادی در حال کوچک شدن، افزایش سریع قیمت مواد غذایی، بیکاری و فقر رو به وخامت را تحمل کنند. در خارج، رژیم تحقیر شده است؛ نیروهای نیابتی‌اش در لبنان، سوریه و غزه، عمدتاً به‌دست اسرائیل، از سال ۲۰۲۳ به این‌سو ضربه خورده یا نابود شده‌اند.

جنگ ۱۲روزه سال گذشته نشان داد که رژیم حتی قادر به حفاظت از فرماندهان و تأسیسات هسته‌ای خود نیست. پس از سرکوب اعتراض‌ها در سال‌های پیشین، آقای خامنه‌ای گاه امتیازهایی داده بود، از جمله شل‌گرفتن در اجرای قوانین پوشش زنان. این ماه، دولت او پیشنهاد پرداخت کمک‌هزینه‌ای عمومی معادل ۷ دلار در ماه را مطرح کرد، به امید آن‌که خشم عمومی را بخرد؛ پیشنهادی که با تمسخر مواجه شد.

روزهای پیشِ رو آکنده از عدم‌قطعیت و خطر است. معترضان فعلاً از خیابان‌ها عقب‌نشینی کرده‌اند، هرچند هیچ‌کس نمی‌داند تا چه زمانی. بدترین سناریو آن است که رژیم در قدرت بماند، با خون به هم پیوسته، و ایرانیان را به رکودی همراه با سرکوبی پایدار محکوم کند. سناریوی بد دیگر، فروغلتیدن ایران به خشونتی بدتر است. فروپاشی یوگسلاوی در دهه ۱۹۹۰، تهاجم به عراق در سال ۲۰۰۳ و جنگ داخلی سوریه، درس‌های تلخی درباره دشواری پایان دادن به دهه‌ها سرکوب بدون برانگیختن خونریزی گسترده ارائه می‌کنند. کردها، آذری‌ها، بلوچ‌ها یا دیگر جدایی‌طلبان ممکن است قیام کنند و ایران به هرج‌ومرج فرو رود. با افزودن حضور اورانیوم غنی‌شده، دانشمندان هسته‌ای و افراط‌گرایان مذهبی، مخاطرات بسیار جدی می‌شود. هراس از آنچه پس از آن می‌آید، شاید توضیح دهد که چرا برخی در داخل ایران تاکنون به اعتراض‌ها نپیوسته‌اند.

در میانه، سناریوهایی وجود دارد که در آن رژیم دچار شکاف می‌شود. شاید سپاه پاسداران رهبر جمهوری اسلامی را کنار بزند. یا جناحی از سپاه به نام مردم قدرت را در دست گیرد و برای کسب مشروعیت، جناح‌های رقیب را بابت کشتارهای اخیر به پاسخ‌گویی بکشاند. در این صورت، ممکن است ارتش منظم که تاکنون کنار ایستاده است، به آن‌ها کمک کند. در هر حال، مردان جدیدِ در رأس قدرت می‌توانند در پی توافقی برآیند که در آن آمریکا در برابر اعمال محدودیت‌های سخت‌گیرانه بر برنامه هسته‌ای و موشک‌های بالستیک ایران، تحریم‌ها را لغو کند.

آمریکا شاید به «قطع سر سیاسی» بیندیشد

آمریکا می‌تواند بکوشد ضربه‌ای به رژیمی وارد کند که بیش از چهار دهه است زخمی کهنه در سیاست واشنگتن به‌شمار می‌رود. این هفته، آقای ترامپ ابتدا تهران را به اقدام «بسیار شدید» تهدید کرد و هم‌زمان خواستار اعتراض‌های بیشتر شد، و سپس ظاهراً عقب نشست — این‌که این کار نیرنگ بود یا احتیاط، روشن نیست. اگر او حمله کند، گزینه ترجیحی‌اش احتمالاً ضربه‌ای محدود خواهد بود. شاید به «قطع سر سیاسی» بیندیشد، تا حدی شبیه اقدامی که اخیراً در ونزوئلا بر آن نظارت داشت؛ اقدامی که در آن، علی خامنه‌ای منفور برکنار یا کشته شود. یا آمریکا می‌تواند بمب‌ها و موشک‌هایی را بر برخی نقاط منتخب در داخل ایران فرو ریزد، شاید با هدف قرار دادن سازه‌های مرتبط با سپاه پاسداران.

با ریسک کمتر، آمریکا می‌تواند به پایان دادن به قطع ارتباطات تحمیل‌شده از سوی رژیم کمک کند، از طریق قاچاق تجهیزات استارلینک به داخل ایران. یکی از نشانه‌های اهمیت این موضوع آن است که نیروهای امنیتی در پی یافتن نمونه‌هایی هستند که هم‌اکنون در کشور وجود دارد. کاخ سفید همچنین به‌طور ضمنی از یک چهره اپوزیسیون در تبعید، رضا پهلوی، ولیعهد پیشین که پس از سرنگونی شاه در سال ۱۹۷۹ از ایران گریخت، حمایت می‌کند. او نیز از فاصله‌ای امن در ایالت مریلند، معترضان را به قیام برای برقراری دموکراسی فرا می‌خواند. در غیاب اپوزیسیون سازمان‌یافته در داخل ایران، شاید کشور بتواند نوعی از پادشاهی را احیا کند.

با این حال، صرف مرور گزینه‌ها نشان می‌دهد که موفقیت اقدام آمریکا تا چه اندازه دشوار خواهد بود. اگر آقای ترامپ دستور حملات را صادر کند، ایران به مجموعه‌ای قدرتمند از موشک‌های کوتاه‌برد و دوربرد مجهز است که می‌تواند در سراسر خاورمیانه دست به تلافی بزند و به تشدیدی غیرقابل پیش‌بینی بینجامد — و به همین دلیل است که کشورهای منطقه نسبت به حمله آمریکا هشدار می‌دهند. «قطع سر» از هوا به اطلاعاتی بسیار دقیق نیاز دارد، آن هم علیه دشمنی که از پیش آگاه شده است. حتی با کنار رفتن آیت‌الله، توافقی به سبک کاراکاس با سپاه پاسداران بعید است ثباتی پایدار ایجاد کند؛ زیرا ایرانیان داغدار، تشنه انتقام از ژنرال‌هایی خواهند بود که دستانشان به این‌همه خون تازه آلوده است.

شیوه نوین جهان

مخاطرات به‌غایت بزرگ‌اند. با حضور آقای ترامپ در قدرت، قطعیت‌های قدیمی در ژئوپلیتیک در حال ذوب شدن است. دغدغه او هرگز احترام به حقوق بین‌الملل یا پرورش باشگاهی از دموکراسی‌های لیبرال نخواهد بود. اما حتی در حالی که ایران از سوی متحدانش، چین و روسیه، رها می‌شود، او بیش از هر رئیس‌جمهور اخیر آمریکا آماده است اگر گمان کند که این کار نفوذ آمریکا و اعتبار شخصی خودش را افزایش می‌دهد، تغییرات بزرگی را رقم بزند. هر مداخله، آزمونی است از این‌که چه نوع جهانی شکل خواهد گرفت.

زمانی، هر خیزش مردمی نوید تولد یک دموکراسی جدید را می‌داد. افسوس که پس از ناکامی‌های بهار عربی، دیگر به‌سادگی نمی‌توان تصور کرد که مسیر ایران چنین ساده باشد. با این همه، امید آن است که در گذر زمان، فروپاشی رژیم به سود مردم شجاع ایران تمام شود؛ مردمی که بار دیگر ثابت کرده‌اند بزرگ‌ترین موهبت کشورشان هستند.



نظر شما درباره این مقاله:








آمریکا مقامات ایرانی متهم به سرکوب اعتراضات
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 17:01

آمریکا مقامات ایرانی متهم به سرکوب اعتراضات




نظر شما درباره این مقاله:








وزیر خزانه‌داری آمریکا: مقامات ایران در حال خروج
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 14:14

وزیر خزانه‌داری آمریکا: مقامات ایران در حال خروج




نظر شما درباره این مقاله:








گزارش سی‌ان‌ان از ابعاد سرکوب
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 13:35

گزارش سی‌ان‌ان از ابعاد سرکوب




نظر شما درباره این مقاله:








خطوط هوایی همچنان از ایران و عراق اجتناب می‌کنند
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 13:06

خطوط هوایی همچنان از ایران و عراق اجتناب می‌کنند




نظر شما درباره این مقاله:








هشدار ۳۰ سازمان حقوق بشری درباره وضعیت بازداشد‌شدگان
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 12:43

هشدار ۳۰ سازمان حقوق بشری درباره وضعیت بازداشد‌شدگان


بازداشت‌شدگان ایران در خطر جدی در شرایط قطع ارتباطات سراسری

۱۴ ژانویه ۲۰۲۶ 

به دنبال تشدید بی‌سابقه سرکوب اعتراضات و منتقدان در ایران در شرایطی که تقریباً تمامی ارتباطات اینترنتی کشور قطع شده است، «ائتلاف برای آزادی نرگس» و بیش از ۳۰ سازمان امضاکننده این بیانیه خواستار اقدامات فوری و مؤثر برای دور زدن سانسور اینترنت و نیز هشدار نسبت به خطرات جدی متوجه بازداشت‌شدگان قدیمی و تازه‌دستگیرشده شدند، به‌ویژه آنان که به علت فعالیت‌های حقوق بشری، روزنامه‌نگاری، ابراز عقیده، کنشگری یا تجمع مسالمت‌آمیز در زندان به‌سر می‌برند.

ایران در حال گذر از یکی از سخت‌ترین دوره‌های سرکوب در تاریخ معاصر خود است. اعتراضاتی که از ۲۸ دسامبر در بازار بزرگ تهران در واکنش به سقوط ارزش پول ملی آغاز شد، به‌سرعت گسترش یافت تا جایی که مقامات در ۸ ژانویه دسترسی ایران به اینترنت جهانی را به‌طور کامل قطع کردند و همزمان سرکوب شدیدی را آغاز نمودند. تصاویر تکان‌دهنده از پیکرهای معترضان جان‌باخته، گزارش پزشکان از بیمارستان‌های مملو از مجروحان و شلیک گلوله‌های جنگی و مهمات واقعی توسط نیروهای امنیتی، در کنار عدم دسترسی خبرنگاران و رسانه‌های مستقل، موجب افزایش نگرانی و ناامیدی خانواده‌های مفقودشدگان و تشویش‌های جدی درباره سرنوشت هزاران زخمی و بازداشت‌شده شده است.

سازمان‌های حقوق بشری و رسانه‌های بین‌المللی تاکنون کشته‌شدن بیش از ۲۵۰۰ معترض از جمله کودکانی زیر ۱۸ سال و زخمی شدن هزاران نفر را تأیید کرده‌اند. نزدیک به ۲۰ هزار نفر نیز بازداشت شده‌اند. با توجه به اینکه بیشتر قتل‌ها پس از ۸ ژانویه و در شرایط قطع کامل ارتباطات رخ داده است، امکان راستی‌آزمایی آمار وجود ندارد و گزارش‌ها حاکی از آن است که شمار واقعی کشته‌شدگان به بیش از ۶۰۰۰ نفر می‌رسد.

در همین حال، دادستان کل تهران در بیانیه‌ای رسمی معترضان را «اوباش» خوانده و تهدید کرده است که آنان به اتهام «محاربه» محاکمه خواهند شد، جرمی که در قانون مجازات اسلامی مستوجب اعدام است. رسانه‌های دولتی نیز از بازداشت گسترده افراد تحت عنوان «آشوبگر» خبر داده‌اند.

طبق گزارش سازمان نت‌بلاکس، از ۸ ژانویه تاکنون بیش از ۱۴۰ ساعت قطع تقریباً کامل اینترنت در ایران ادامه داشته است. چنین خاموشی‌های ارتباطی موجب جلوگیری از گزارش مستقل و انتقال اطلاعات حیاتی می‌شود و بستری فراهم می‌آورد که در آن نقض‌های جدی حقوق بشر با مصونیت کامل رخ دهد. پیش از قطع اینترنت، مدافعان حقوق بشر و مخالفان شناخته‌شده در داخل و خارج کشور گزارش داده بودند که از سوی نهادهای امنیتی تهدید شده‌اند، زیرا حکومت تلاش داشت حمایت‌های آنلاین از اعتراضات را سرکوب کند.

در چنین شرایطی، بازداشت‌شدگان اخیر و قدیمی ـ از جمله مدافعان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران، نویسندگان و هنرمندان ـ با خطرات شدید و اغلب نادیده‌گرفته‌شده‌ای روبه‌رو هستند. تجربه‌های پیشین در ایران نشان می‌دهد که دوره‌های ناآرامی‌های وسیع معمولاً با افزایش نقض حقوق بازداشت‌شدگان همراه است، جایی که افراد در معرض شدید خطر قتل فراقضایی، ناپدیدسازی اجباری، شکنجه و دیگر اشکال بدرفتاری قرار می‌گیرند. کسانی که در انفرادی نگهداری می‌شوند و هیچ تماسی با دنیای بیرون ندارند، در بالاترین سطح خطر هستند.

از جمله افراد بازداشت‌شده اخیر می‌توان به چهره‌های برجسته جامعه مدنی ایران مانند نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، سپیده قلیان، عالیه مطلب‌زاده، جواد علیکردی، هستی امیری، پوران ناظمی و چند تن دیگر از مدافعان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران اشاره کرد. آنان پس از مراسم یادبود وکیل مرحوم خسرو علیکردی در ۱۲ دسامبر در مشهد به‌صورت خشونت‌آمیز بازداشت شدند و بیش از یک ماه است که در سلول انفرادی نگهداری می‌شوند، بی‌آن‌که خانواده‌ها از محل نگهداری و وضعیت جسمی آنان اطلاعی داشته باشند.

نرگس محمدی از دسترسی به وکیل و تماس با خانواده‌اش محروم بوده و تنها در یک تماس کوتاه تلفنی در ۱۴ دسامبر گزارش داده که مورد ضرب‌وشتم با باتوم به ناحیه سر و گردن قرار گرفته و تهدید به خشونت بیشتر شده است. پیش از قطع کامل اینترنت، در ۶ ژانویه، عالیه مطلب‌زاده ـ روزنامه‌نگار و مدافع حقوق بشر مبتلا به سرطان ـ توانسته بود با خانواده خود تماس بگیرد. دختر او در یک پیام ویدئویی گفت که مادرش وضعیت جسمی مناسبی ندارد و بازداشت‌شدگان تحت فشار شدید قرار دارند. او پس از وخامت وضعیت جسمی، در ۱۲ ژانویه با قرار وثیقه آزاد شد. در مقابل، گزارش‌ها حاکی از وخامت وضعیت جسمی پوران ناظمی است که همچنان در بازداشت به‌سر می‌برد. نرگس محمدی نیز پس از بازداشت خشونت‌آمیز خود، به مدت سه روز در بیمارستان بستری بوده است. در نتیجه قطع ارتباطات، خانواده‌ها و وکلای آنان قادر به هیچ‌گونه تماس یا کسب اطلاع از تمدید یا پایان مدت بازداشت ۳۰روزه‌شان نیستند.

ما، سازمان‌های امضاکننده، نگرانی عمیق خود را نسبت به افزایش کشتار معترضان و نیز خطر جدی صدور اتهامات خودسرانه که ممکن است با مجازات اعدام همراه باشد، ابراز می‌داریم. تأکید می‌کنیم که نباید جان و امنیت افراد آسیب‌پذیر در بازداشتگاه‌های ایران به فراموشی سپرده شود. مدافعان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران، نویسندگان، هنرمندان و همه کسانی که به دلیل استفاده از حق آزادی بیان و تجمع تحت پیگرد قرار گرفته‌اند، در خط مقدم مبارزه مسالمت‌آمیز برای حقوق بنیادین انسان قرار دارند. آنان باید فوراً و بدون قیدوشرط آزاد شوند. ما خواستار اقدامات فوری جامعه جهانی برای توقف روند فزاینده نقض حقوق بشر و کرامت انسانی در ایران هستیم.

در حالی که گزارش‌ها از بازداشت‌های گسترده، کشتار و خشونت روزافزون ادامه دارد، ما همبستگی کامل خود را با مردم ایران در مبارزه مشروعشان برای آزادی‌های بنیادین و حقوق دموکراتیک اعلام می‌کنیم و از جامعه بین‌المللی می‌خواهیم اقدامات فوری و ملموسی برای جلوگیری از تلفات بیشتر و تضمین پایبندی ایران به تعهدات بین‌المللی در زمینه حقوق بشر انجام دهد، از جمله: 

- آزادی فوری و بدون قیدوشرط تمامی افرادی که به دلیل فعالیت‌های مسالمت‌آمیز یا ابراز عقیده در ایران زندانی شده‌اند، از جمله نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، مدافعان حقوق زنان و حقوق بشر، فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران، وکلا، نویسندگان، هنرمندان، نمایندگان اقلیت‌های مذهبی و قومی، کنشگران محیط زیست و کارگری، دانشجویان و دیگرانی که به سبب اعمال حقوق بنیادین خود در بازداشت هستند یا در معرض خطر می‌باشند.

- بازگرداندن فوری و کامل دسترسی آزاد و بدون محدودیت به اینترنت و خدمات ارتباطی، و پایان دادن به قطع گسترده ارتباطات که موجب سانسور اخبار، تسهیل سرکوب، مسدود شدن انتقال اطلاعات حیاتی ـ از جمله ارتباطات ضروری برای نیروهای امدادی و پزشکی ـ و جلوگیری از ثبت و مستندسازی نقض حقوق بشر می‌شود.

- انجام تحقیقات مستقل، بی‌طرفانه و شفاف در مورد موارد قتل، شکنجه، استفاده مرگبار از زور توسط نیروهای امنیتی، ناپدیدسازی اجباری و سایر نقض‌های جدی حقوق بشر در جریان اعتراضات اخیر، با هدف تضمین پاسخگویی بر اساس معیارهای بین‌المللی.

هر ساعت تعلل جامعه جهانی، خطر از دست رفتن جان انسان‌ها و وقوع نقض‌های جبران‌ناپذیر حقوق بشر را افزایش می‌دهد. ضروری است جامعه بین‌المللی فوراً اقدام کند تا از بازداشت‌شدگان حمایت کرده، امنیت و حقوق آنان را تضمین و از ارتکاب نقض‌های بیشتر جلوگیری کند.

امضاکنندگان:

بنیاد نرگس 
فرانت لاین دفندرز (Front Line Defenders) 
پن آمریکا (PEN America) 
خبرنگاران بدون مرز (Reporters Without Borders - RSF) 
انجمن زنان برای دموکراسی (Alliance des femmes pour la démocratie) 
ارتباط هنرمندان در خطر (ARC – Artists at Risk Connection) 
ماده ۱۹ (ARTICLE 19) 
انجمن حقوق بشر آذربایجانی‌های ایران (ArcDH) 
کمپین فعالان بلوچ 
مرکز حقوق بشر در ایران (CHRI) 
ائتلاف زنان در روزنامه‌نگاری (Coalition For Women In Journalism) 
ECPM (با هم علیه مجازات اعدام) 
کارزار بین‌المللی پایان آپارتاید جنسیتی 
انستیتو اویغور اروپایی 
بنیاد زنان (Fondation des Femmes) 
سازمان حقوق بشر حال‌وش (Haalvsh) 
سازمان هاوار کمک (HÁWAR.help) 
خانه ایران (Iran House) 
عدالت برای ایران (Iran Justice) 
انجمن حقوق بشر کردستان ـ ژنو (KMMK-G) 
سازمان حقوق بشر کُردپا 
اتحادیه دفاع از حقوق بشر در ایران (LDDHI) 
مسائل خاورمیانه (Middle East Matters) 
ندا دِ ایران (Neda d’Iran) 
ابتکار زنان برنده نوبل (Nobel Women’s Initiative – NWI) 
پن اتریش، پن کانادا، پن دانمارک، پن بین‌الملل، پن ملبورن، پن نروژ، پن سوئد 
پویش «توقف قتل‌های ناموسی» (Stop Honor Killings) 
پروژه دعاوی راهبردی شورای آتلانتیک (Strategic Litigation Project, Atlantic Council) 
اتحاد برای ایران (United for Iran)



نظر شما درباره این مقاله:








واکنش وزارت خارجۀ آمریکا به ارسال پهپاد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 12:38

واکنش وزارت خارجۀ آمریکا به ارسال پهپاد




نظر شما درباره این مقاله:








احتمال چراغ سبز ترامپ به حمله محدود علیه ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 12:29

احتمال چراغ سبز ترامپ به حمله محدود علیه ایران




نظر شما درباره این مقاله:








آمریکا صدور ویزای مهاجرتی برای اتباع ۷۵ کشور
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 10:47

آمریکا صدور ویزای مهاجرتی برای اتباع ۷۵ کشور




نظر شما درباره این مقاله:








این خانه خراب کردن تا کی؟
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 10:04

این خانه خراب کردن تا کی؟


غزاله حنفی، علی کیافر

غزاله حنفی – شهرساز و پژوهشگر
علی کیافر – معمار، شهرساز، پژوهشگر، استاد دانشگاه

این خانه خراب کردن تا کی؟
این زیر و زبر، شکستگی‌ها تا کی؟

این روزها ایران در تب‌وتاب بزرگ‌ترین تظاهرات مخالف نظام، روز و شب می‌گذراند و مردم، از کودکان ۷-۸ ساله تا انبوه جوانان و نیز بزرگسالان و حتی سالمندان در کف خیابان‌ها هستند. با محافظه‌کارانه‌ترین گزارش‌ها چند صد نفر، و بنا بر گفته‌های تاییدنشده بالای هزار نفر، کشته شده‌اند؛ هنوز پس از دو هفته، شعله‌های آتش خشم و نارضایتی ایرانیان در اکثر شهرها و نقاط مختلف کشور سر به آسمان می‌کشد. در این حالت، شاید توجه به تخریب‌ها و از بین بردن میراث‌های ملی و شهری و معماری چندان در ذهن‌های نگران و فشارهای کمرشکن و خانه‌خراب‌کن پررنگ نباشد. اما، ما نویسندگان این مقاله بر آن باوریم که همه کاستی‌ها، از بین بردن‌ها و کج‌اندیشی‌ها را باید در نظر گرفت و برملا کرد – چه در سطح ملی و تاثیرگذار بر زندگانی و آسایش و رفاه همه مردم، چه در سطح کوچه و خیابان و زیستگاه مردمیان. اگر امروز آنچه را که در زیر به پیشگاه دید و تفکر خوانندگان، صاحبدلان و دلسوزان گذارده می‌شود بیان نکنیم، فردا خیلی دیر خواهد بود. اگر حادثه از ذهن‌ها نرود، بی‌شک کم‌رنگ خواهد شد. پس به آن می‌پردازیم.

یکی از ویژگی‌های ارزشمند معماری تاریخی ما تا حتی همین اواخر، جنبه‌های انسانی آن بوده است. در آن معماری، ساخت و شکل‌گیری محله و در نهایت طراحی شهری، به روابط بین مردمان، بین معماری و مصرف‌کننده (مردم) و به تعامل اجتماعی بسیار اهمیت داده شده است؛ همان‌طور که به دریافت حس و پرداخت به طبیعت – حتی اگر مقابله با آن باشد – احترام به محیط‌زیست و جلوگیری از تخریب آن‌ها – هم طبیعت و هم فضای ساخته شده به دست انسان – پرداخته و با انهدام منابع طبیعی و ارزش‌های گذارده‌شده توسط مردمان مبارزه می‌کند.

شوربختانه در عوض درک و سپس پایبندی به هنر و مفهوم راستین معماری و شهرسازی ایرانی، و احترام گذاشتن به میراث فرهنگی-معماری-شهری و پر و بال دادن به رابطه ملموس بین بنا و مردم، در این روزگاران تیشه به ریشه زندگانی انسان‌ها در فضاهای مأنوس و ارزشمند زده شده و می‌شود. بهینه کردن بافت‌های فرسوده شهری، فضاهای درهم‌تنیده و بناهای ارزشمندی که از سربلندی روزگاران گذشته فرو افتاده‌اند، ولی کماکان می‌توانند پاسخگوی زندگی مردمان باشند، در تفکر اکثریت مدیران شهری، ساختمان‌سازان سودجو و مالکان بی‌خیال از تاریخ و فرهنگ و هویت تاریخی وجود ندارد. احترام گزاردن به معماری و محله‌های باقدمت در این روزگاران یا وجود ندارد یا بسیار کم است و شوربختانه کمتر و کمتر وجود و حضور دارد.


خانه تاریخی امین لشکر درحال تخریب است

آنان که پایبند به نگهداری و تعالی ریشه‌ها، فرهنگ و سنت‌های مطلوب معماری و شهرسازی ایران‌اند، با از بین بردن هر بافت باقدمتی به‌شدت مخالف‌اند. آنان که ما نیز در آن زمره‌ایم، باور دارند باید در جهت بهبودسازی شرایط کنونی حرکت کرد و بافت قدیم را با شرایط فعلی همراه ساخت. آنان آنچه را که در بافت‌های قدیمی در نقاط مختلف شهر تهران و دیگر شهرهای ایران اتفاق افتاده است، دردناک و برای تاریخ فاجعه‌آمیز می‌دانند. آن‌ها مخالف بهتر شدن شرایط نیستند، اما اعتقاد دارند که می‌شود در همین بافت‌های قدیمیِ فرسوده امروز، حرکت‌های مناسب و اقداماتی انجام داد که شرایط کالبدی بهبود پیدا کنند، زندگی به آن‌ها رخ نماید و حتی مردمی که در آن ساکن بوده‌اند نیز مجدداً تشویق به بازگشت به محله قدیمی‌شان شوند؛ نه آنکه تکه‌تکه یا در مقیاس وسیع، پاره‌های تن مفلوک‌شده بافت‌های ارزشمند قدیمی و بناهای شاخص آن را از جا بکنند.

نمونه این متلاشی کردن که در این سال‌ها کم نبوده‌اند، محله عودلاجان است؛ محله‌ای تاریخی واقع در مرکز شهر تهران که پیشینه‌ی آن به ژرفای تاریخ تهران بازمی‌گردد. بافتی که میراث شهری تهران و ماست؛ محله‌ای که نقش بسزایی در شکل‌گیری هویت تهران داشته است و در تار و پود خود، قصه‌هایی از تاریخ را روایت می‌کند. عودلاجانی که در روز ۲۴ اسفند سال ۱۳۸۴ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید؛ محله‌ای با معماری‌های زیبا و دارای بناهای ارزشمند تاریخی. اما بناهایش فرو می‌ریزند، آن‌ها را به زیر می‌کشانند و خودِ آن را مثله می‌کنند.

روندی که نزدیک به نیم قرن درازا داشته، در بیست و پنج سال گذشته رو به شدت نهاده است. در این زمان محله‌ی عودلاجان تهران، ویرانی چندین هکتار از خانه‌های قدیمی و گاه ارزشمند تاریخی خود را شاهد بوده است؛ زخمی ژرف بر پیکره‌ی بافت تاریخی این محدوده که زمینه‌ی رفت‌وآمد و حضور آسیب‌دیدگان اجتماعی را بیش از پیش فراهم آورد. رخدادی که بیشترین آسیب را متوجه خانه‌های تاریخی پیرامون در این محله نموده است.

یکی از بناهای پرتاریخ و پرمعنای عودلاجان که از این آسیب در امان نماند، خانه‌ی تاریخی امین‌لشکر است؛ خانه‌ای که نمود هنر و معماری باهویت ایران‌زمین و یادگاری باشکوهی است که از گذشتگان به باشندگان امروز رسیده است. بنایی که سه تن از معماران برجسته صد سال گذشته ایران، میرزا مهدی‌خان شقاقی، نیکلای مارکف و حسین لرزاده آن را طراحی کردند و ساختند: خانه‌ی امین‌لشکر. بنایی قدراست کرده در محله‌ای با ارزش‌ها و خاطرات پربار گوناگون، متعلق به میرزا قهرمان قمشه‌ای اصفهانی ملقب به امین‌لشکر، از درباریان قاجار بوده است. خانه‌ای با ارزش‌های تاریخی و معماری کم‌بدیل که امین‌لشکر برای گشودن درِ این خانه رو به میدان توپخانه، مبلغی به ناصرالدین‌شاه پرداخت کرد. لیکن بر پایه‌ی روایت‌ها، امین‌لشکر در سال‌های پایانی کارگزاری خود، با بدهی بسیاری روبه‌رو شد و با انباشته شدن بدهی‌های مالی صاحب آن، سرنوشت خانه نیز دگرگون شد. روایت شده است که خانه‌ی امین‌لشکر ناگزیر در پی فزونی گرفتن بدهی‌ها و برای جبران آن‌ها به ناصرالدین‌شاه واگذار شد. بهای این بنا در آن زمان رقم بالای پانزده هزار تومان بوده است؛ رقمی که در روایت‌ها به‌روشنی آمده و جایگاه اقتصادی خانه را نشان می‌دهد.

این خانه درست دو سال پیش در بهمن ۱۴۰۲ در فهرست آثار ملی ثبت شد و در پناهِ حفاظت قرار گرفت. اما در دی سال ۱۴۰۴ (تنها چند روز پیش) این خانه‌ی تاریخی، در روز روشن و با خیالی آسوده، توسط شهرداری منطقه ۱۲ تهران ویران گردید. بی‌شک آنچه بر آن واقع شد، حفاظت نبود؛ تخریب بود! خانه امین‌لشکر که نیمی از آن داراییِ شهرداری و نیمی دیگر در اختیار یک شخص حقیقی بود، به‌سبب عدم رسیدگی (عمدی یا سهوی)، به‌تدریج دچار ویرانی شد؛ به عبارت دیگر ویرانی‌هایی آگاهانه یا ناآگاهانه، و آشکارا و پنهانی بر آن تحمیل گردید. افزون بر حضور آسیب‌دیدگان اجتماعی در خانه‌ی امین‌لشکر در سال‌های گذشته، یادگاری‌نویسی بر دیوارها و افروختن آتش برای گریز از سرمای زمستان، زخم‌های تازه‌ای بر تن این بنای تاریخی نشاند؛ زخم‌هایی که آرام‌آرام آن را به سوی ویرانی کامل سوق داد.

داستان خانه‌ی امین‌لشکر، قصه‌ای است که بارها گفته شده و هنوز ناتمام مانده است؛ از دل ویرانه‌هایش، هنوز آوای ایران به گوش می‌رسد؛ آوای تاریخ و فرهنگ بربادرفته، آوای پردرد میراث معماری و شهری ما که یتیم و بی‌‌پناه مانده است. نمادی که در سایه‌ی قدرت و سیاست و عدم وجود نگرش و برنامه‌ای درخور، چالش‌هایش به بحران و بحران‌هایش به فاجعه بدل شد.

این واقعیت که تنها در عودلاجان رخ نداده و نمی‌دهد، یک پرسش حیاتی در زمینه عرفی، قانونی و انسانی را مطرح می‌کند؛ حرمت شهر و مردمان شهر را چه کسانی و چه سازمان‌ها و نیروهایی باید پاسداری کنند؟ نگهداری از فضاهای خصوصی و همگانی ارزشمند تاریخی و حتی ارتقای ضروری کمی و کیفی آن‌ها در یک شهر، وظیفه کیست؟ جلوگیری از تصرف و ویرانی ثروت و مالکیت و تاریخ یک شهر چه؟ آیا این‌ها همه و دیگر وجوه ارزش‌گذاری و حرمت نگهداشتن از منابع و ویژگی‌های یک شهر، از مسئولیت‌های شهرداری و در رأس آن در نظامی که ادعای داشتن پایه‌های مردمی دارد، از اساسی‌ترین وظایف قانونی و انسانی شهردار شهر، شورای شهر و انجمن‌های مردمی انتخابی شهر نیستند؟

بر مردمان علاقه‌مند به تاریخ، به فرهنگ، به هویت و به ثروت ملی، به‌ویژه حرفه‌مندان تاریخ‌شناس شهری، معماران و شهرسازان است که با تلاش‌های درخور و اقدامات ژرف‌اندیشانه، نگذاریم عودلاجان به نماد شکست شهر در برابر کشورداریِ اهریمنان بدل شود. اجازه ندهیم باز هم مکان‌هایی چون حریم امام هشتم شیعیان در مشهد، اطراف امامزاده‌هایی چون شاه‌چراغ شیراز، و امامزاده یحیی تهران، درون و بیرون بوستان‌هایی چون قیطریه و چیتگر و دیگران تخریب شوند، به هر دلیل و بهانه‌ای که می‌خواهد باشد.

نباید گذارد عودلاجان به نماد شکست یک محله و یک شهر در برابر نظامی ناتوان و یک کشورداریِ بی‌خرد و بی‌حسِ مسئولیت بدل شود. باید برای حتی یک‌بار هم که شده بافت‌های قدیمی را حفاظت کرد، معماری ارزشمند را هرچند تکیده و زخم‌خورده حراست نمود و بهینه ساخت، کیفیت زندگی هرچند فروریخته را افزایش داد، تا شاید در امتداد آن شرایط برای زندگی معنادار مردمان فراهم شود. این خواسته زیادی نیست؛ در برابر ارزش‌های به‌سرعت و به‌شدت در حال از بین رفتنِ معماری و شهرسازی گران‌سنگ تاریخی میهن ما، این خواسته و آرزوی سنگینی نیست.



نظر شما درباره این مقاله:








بازگشایی حریم هوایی ایران و ازسرگیری پروازهای تهران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 10:04

بازگشایی حریم هوایی ایران و ازسرگیری پروازهای تهران




نظر شما درباره این مقاله:








ترامپ می‌گوید سرکوب در ایران رو به کاهش است!
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 15.01.2026, 9:24

ترامپ می‌گوید سرکوب در ایران رو به کاهش است!


خبرگزاری رویترز / ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، گفت به او اطلاع داده شده که کشتارها در جریان سرکوب اعتراضات در ایران در حال کاهش است و او معتقد است در حال حاضر برنامه‌ای برای اعدام‌های گسترده وجود ندارد؛ موضعی محتاطانه و «منتظر و ناظر» که پس از تهدیدهای پیشین او به مداخله اتخاذ شده است.

رسانه‌های دولتی ایران روز پنج‌شنبه گزارش دادند مردی ۲۶ ساله که در جریان اعتراضات در شهر کرج بازداشت شده بود، به مجازات اعدام محکوم نخواهد شد. یک نهاد حقوق بشری اوایل هفته جاری اعلام کرده بود قرار است این فرد روز چهارشنبه اعدام شود.

اظهارات ترامپ در کاخ سفید در روز چهارشنبه باعث شد قیمت نفت از اوج چندماهه عقب‌نشینی کند و بهای طلا نیز روز پنج‌شنبه از رکورد تاریخی خود کاهش یابد.

اظهارات ترامپ پس از آن بیان شد که در خاورمیانه نگرانی‌ها درباره احتمال آغاز حملات از سوی واشنگتن افزایش یافته بود؛ نگرانی‌هایی که در پی تهدیدهای مکرر او به مداخله به نفع معترضان ایرانی شکل گرفت. با این حال، ترامپ احتمال اقدام نظامی آمریکا را رد نکرد.

ترامپ در اظهاراتی جداگانه، در گفت‌وگویی اختصاصی با رویترز، درباره رضا پهلوی، چهره مخالف حکومت ایران، گفت او «به نظر فرد بسیار خوبی می‌آید»، اما نسبت به این‌که آیا پهلوی قادر خواهد بود در داخل ایران حمایت کافی برای در دست گرفتن قدرت را جلب کند یا نه، ابراز تردید کرد.

ترامپ گفت ممکن است دولت در تهران در نتیجه اعتراضات سقوط کند، اما افزود که در واقع «هر رژیمی می‌تواند سقوط کند».

او گفت: «چه سقوط بکند و چه نکند، این دوره زمانی دوره‌ای جالب خواهد بود.»

روز چهارشنبه پس از آن که ایران اعلام کرد به همسایگان خود هشدار داده است در صورت حملات آمریکا، پایگاه‌های آمریکایی در منطقه را هدف قرار خواهد داد، تنش‌ها تشدید شد.

همچنین یک مقام آمریکایی گفت ایالات متحده در حال خارج کردن بخشی از نیروهای خود از پایگاه‌هایش در منطقه است.

روز چهارشنبه هم‌چنین چند مقام غربی گفتند که مداخله نظامی آمریکا ممکن است قریب‌الوقوع باشد.

قطر اعلام کرد کاهش نیروها در پایگاه هوایی العدید، بزرگ‌ترین پایگاه آمریکا در خاورمیانه، «در پاسخ به تنش‌های کنونی منطقه» در حال انجام است.

ایران سال گذشته، در واکنش به حملات هوایی آمریکا به تأسیسات هسته‌ای‌اش، در جریان جنگ ۱۲روزه میان تهران و دشمن دیرینه‌اش اسرائیل، موشک‌هایی به سوی پایگاه العدید شلیک کرد.

«به نظر می‌رسد اعتراضات فروکش کرده است»

حکومت روحانیون در ایران سرکوب شدیدی را علیه یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها برای بقای خود از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ به راه انداخته است. گزارش‌ها حاکی است که در ناآرامی‌هایی که از اعتراض به افزایش شدید قیمت‌ها آغاز شد و گسترش یافت، بیش از ۲۵۰۰ نفر کشته شده‌اند.

افرادی که رویترز در داخل کشور با آنان تماس گرفته است، می‌گویند از روز دوشنبه به این سو اعتراضات ظاهراً فروکش کرده است. جریان اطلاعات نیز به دلیل قطع اینترنت به مدت یک هفته مختل شده است.

شمار کشته‌ها به‌مراتب بیشتر از تلفات دوره‌های پیشین ناآرامی‌هایی است که توسط مقامات ایرانی سرکوب شد؛ از جمله اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ و ناآرامی‌های ناشی از انتخابات مورد مناقشه سال ۲۰۰۹.

ترامپ که در کاخ سفید سخن می‌گفت، اظهار داشت به او گفته شده است که کشتارها در جریان سرکوب در حال فروکش کردن است. وقتی از او پرسیده شد چه کسی به او گفته است که کشتارها متوقف شده، ترامپ این منابع را «منابع بسیار مهمی در آن سوی ماجرا» توصیف کرد.

رئیس‌جمهور آمریکا احتمال اقدام نظامی ایالات متحده را رد نکرد و گفت: «ما روند را زیر نظر خواهیم داشت»، و افزود که دولت او از ایران «بیانیه‌ای بسیار خوب» دریافت کرده است.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روز چهارشنبه در پاسخ به پرسشی درباره اعتراضات گفت «هیچ برنامه‌ای» برای به دار آویختن افراد وجود ندارد. او در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز در برنامه «گزارش ویژه با برت بایر» گفت: «اصلاً برنامه‌ای برای اعدام وجود ندارد. اعدام کاملاً منتفی است.»

حکم اعدام شامل حال مرد ۲۶ ساله نمی‌شود

اوایل این هفته، سازمان حقوق بشری هنگاو گزارش داد که عصام سلطانی، ۲۶ ساله، که در ارتباط با اعتراضات در شهر کرج بازداشت شده است، قرار بود روز چهارشنبه اعدام شود.

با این حال، رسانه‌های دولتی ایران روز پنج‌شنبه اعلام کردند که اگرچه سلطانی به اتهام «تبانی علیه امنیت داخلی کشور و فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام» تحت پیگرد قرار دارد، اما در صورت تأیید این اتهامات در دادگاه، مجازات اعدام شامل این موارد نمی‌شود.

ایران و رقبای غربی‌اش هر دو ناآرامی‌های اخیر را خشن‌ترین ناآرامی‌ها از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ که نظام حاکمیت روحانیت شیعه را در ایران مستقر کرد، توصیف کرده‌اند.

مقامات ایرانی گفته‌اند که تظاهرات از اعتراضات مشروع به مشکلات اقتصادی به ناآرامی‌هایی تبدیل شد که به گفته آنان توسط دشمنان خارجی ایران دامن زده شده است. آنان افرادی را که «تروریست» توصیف می‌کنند، به حمله به نیروهای امنیتی و اموال عمومی متهم کرده‌اند.

اظهارات ترامپ درباره رضا پهلوی

در میان اپوزیسیون پراکنده ایران، رضا پهلوی در جریان ناآرامی‌ها به یکی از صداهای برجسته تبدیل شده است. پهلوی ۶۵ ساله که در آمریکا اقامت دارد، از پیش از سرنگونی پدرش، آخرین شاه ایران، در خارج از کشور زندگی کرده است.

ترامپ به رویترز گفت: «او به نظر فرد بسیار خوبی می‌آید، اما نمی‌دانم در کشور خودش چگونه مورد پذیرش قرار خواهد گرفت. و واقعاً هنوز به آن نقطه نرسیده‌ایم. نمی‌دانم آیا کشورش رهبری او را خواهد پذیرفت یا نه، و البته اگر چنین باشد، برای من کاملاً قابل قبول خواهد بود.»

ترامپ هفته گذشته نیز اعلام کرده بود برنامه‌ای برای دیدار با پهلوی ندارد و این موضع، میزان تردید او را درباره توانایی پهلوی برای رهبری ایران برجسته‌تر می‌کند.

رضا پهلوی، ۶۵ ساله، که در ایالات متحده اقامت دارد، از پیش از سقوط پدرش در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ خارج از ایران زندگی کرده و به یکی از چهره‌های شناخته‌شده اعتراضات اخیر تبدیل شده است. اپوزیسیون ایران در میان گروه‌ها و طیف‌های رقیب – از جمله سلطنت‌طلبان حامی پهلوی – به‌شدت پراکنده است و در داخل جمهوری اسلامی حضور سازمان‌یافته و مؤثری ندارد.

ترامپ گفت احتمال دارد دولت تهران در نتیجه اعتراضات سقوط کند، اما افزود: «در حقیقت هر حکومتی ممکن است سقوط کند.» او ادامه داد: «چه سقوط کند چه نه، در هر حال دوران جالبی خواهد بود.»

صنم وکیل، معاون مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای اندیشکده چتم‌هاوس، با تکرار لحن محتاطانه ترامپ گفت: «پهلوی در میان برخی از معترضان برجسته‌تر شده و تا حدی نقش بسیج‌کننده ایفا کرده است، اما نباید آن را بیش از اندازه بزرگ جلوه داد. سنجش میزان واقعی حمایت از او یا هر چهره دیگری در ایران بسیار دشوار است.»



نظر شما درباره این مقاله:








مردم ایران شایسته حمایت جهانی هستند
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 23:00

یادداشت هیئت تحریریه نیویورک‌تایمز

مردم ایران شایسته حمایت جهانی هستند


۱۴ ژانویه ۲۰۲۶

ایرانیانی که علیه حکومت خود دست به تظاهرات زده‌اند، شجاعتی الهام‌بخش و تحسین‌برانگیز از خود نشان می‌دهند. در ربع قرن گذشته، جنبش‌های اعتراضی در ایران هر چند سال یک‌بار برای دستیابی به آزادی‌های سیاسی بیشتر شکل گرفته‌اند و حکومت هر بار با خشونت آن‌ها را سرکوب کرده است. با این حال، در هفته‌های اخیر ده‌ها هزار ایرانی به خیابان‌ها آمده‌اند تا خواستار تغییر شوند.

آنان این اعتراض‌ها را ادامه می‌دهند، حتی در شرایطی که حکومت آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، با کشتن صدها و شاید هزاران نفر به این اعتراض‌ها پاسخ داده است. معترضان شایسته تحسین همه کسانی هستند که به دموکراسی، آزادی و برابری در برابر قانون باور دارند.

اما این‌که چگونه می‌توان به آن‌ها در دستیابی به آزادی‌ای که سزاوارش هستند کمک کرد، مسئله‌ای دشوارتر است. رژیم دینی حاکم بر تهران، دژی از ثروت نفتی، متحدان اقتدارگرا و خشونت داخلی بنا کرده است. با این حال، گام‌های امیدوارکننده‌ای وجود دارد که ایالات متحده و دیگر کشورها می‌توانند بردارند. رئیس‌جمهور ترامپ به‌درستی حکومت ایران را مورد سرزنش قرار داده است، اما خطر آن وجود دارد که بدون تدوین راهبردی سنجیده، شتاب‌زده به اقدام نظامی روی آورد. پرسش اساسی این است که کدام اقدامات — دیپلماتیک، اقتصادی و در صورت لزوم نظامی — بیشترین شانس را برای تقویت جنبش اعتراضی و ایجاد شکاف در میان نخبگان هم‌پیمان با حکومت خامنه‌ای دارند.

خشونت‌های اخیر این حکومت بار دیگر بر واقعیتی تأکید می‌کند که دهه‌هاست روشن بوده است: این حکومت یکی از شریرترین رژیم‌های جهان است و بیشترین هزینه را شهروندان ایران می‌پردازند.

سال گذشته، ایران به‌طور میانگین روزانه حدود شش نفر را اعدام کرد — در مجموع بیش از دو هزار نفر. این حکومت با جلوگیری از حضور نامزدهایی که وفاداری خود به رژیم را اثبات نکرده‌اند، دموکراسی را تضعیف می‌کند. انتقاد را سانسور می‌کند. علیه اقلیت‌های مذهبی تبعیض قائل می‌شود؛ بهائیان را از ورود به دانشگاه‌ها منع می‌کند و در مواردی حتی اجازه ساخت مسجد به مسلمانان سنی نمی‌دهد.

زن‌ستیزی سیاست رسمی حکومت است. در دادگاه‌ها، شهادت زنان وزن کمتری نسبت به شهادت مردان دارد. چندهمسری قانونی است و شوهران می‌توانند همسران خود را از اشتغال یا سفر به خارج از کشور منع کنند. زنان اغلب به دلیل نداشتن حجاب مورد آزار قرار می‌گیرند و اجازه ندارند به‌تنهایی در انظار عمومی آواز بخوانند یا در بسیاری از رویدادهای ورزشی مردان حضور یابند. خشونت علیه زنان غالباً بدون مجازات باقی می‌ماند. تبعیض علیه افراد ال‌جی‌بی‌تی‌کیو نیز سیاست رسمی است. روابط جنسی همجنس‌گرایانه غیرقانونی است و مجازات آن می‌تواند شلاق و حتی اعدام باشد.

حکومت ایران مردم خود را به فقر کشانده است. تمرکز حکومت بر جنگ‌افروزی به اقتصاد آسیب زده و باعث شده دیگر کشورها ایران را از تجارت جهانی کنار بگذارند. رهبران ایران به‌جای سرمایه‌گذاری در مردم خود، درآمدهای نفتی را صرف پیشبرد برنامه هسته‌ای، حمایت از تروریسم و تأمین سبک زندگی خود کرده‌اند. سرمایه‌گذاری داخلی آن‌قدر ناچیز بوده است که تهران تا آستانه کمبود شدید آب پیش رفته است.

پیش از انقلاب ۱۹۷۹، کشور تحت نوع دیگری از حکومت فاسد و سرکوبگر، به رهبری محمدرضا شاه پهلوی، قرار داشت. با این حال، ایران پیش از انقلاب از نظر درآمد سرانه بالاتر از میانگین جهانی بود. امروز، درآمد سرانه ایران کمتر از نصف میانگین جهانی است. با وجود پیشینه تاریخی ایران در سواد و آموزش، تولید ناخالص داخلی سرانه این کشور از کشورهایی چون گواتمالا، عراق، کوزوو، لیبی و آفریقای جنوبی عقب‌تر افتاده است.


اقتصاد ایران به‌شدت از میانگین جهانی عقب مانده است

در سطح جهانی، حکومت آیت‌الله خامنه‌ای موجب گسترش هرج‌ومرج و مرگ شده است. این حکومت هزاران پهپاد موسوم به «انتحاری» به روسیه ارسال کرده و به ولادیمیر پوتین امکان داده است اوکراینی‌های بیشتری را به قتل برساند. ایران مهم‌ترین متحد رژیم هولناک بشار اسد در سوریه بوده و شبکه گسترده شکنجه او را ممکن ساخته است. بزرگ‌ترین پروژه سیاست خارجی ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹، تلاش برای نابودی اسرائیل بوده است؛ عمدتاً از طریق نیروهای نیابتی تروریستی مانند حماس، حزب‌الله و حوثی‌ها. این گروه‌ها نه‌تنها اسرائیلی‌ها، بلکه غیرنظامیانی از ده‌ها کشور، از جمله آرژانتین، بلغارستان، اتیوپی، فرانسه، تایلند و ایالات متحده را کشته‌اند. حزب‌الله همچنین به فروپاشی لبنان و تبدیل آن به کشوری شکست‌خورده کمک کرده است.

برای دهه‌ها، این اقدامات به ایران اجازه می‌داد تصویری از قدرت بین‌المللی ارائه دهد. آیت‌الله خامنه‌ای که اکنون ۸۶ سال دارد، و دیگر روحانیونی که کشور را اداره می‌کنند، خود را رقیبی برای عربستان سعودی در نفوذ بر خاورمیانه می‌پنداشتند. اما این رژیم در نهایت بسیار ضعیف‌تر از آنچه به نظر می‌رسید، از کار درآمده است.

از زمان حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل حماس و حزب‌الله را به‌شدت تضعیف کرده است. در جریان جنگی ۱۲روزه در سال گذشته، اسرائیل سامانه‌های پدافند هوایی ایران را درهم کوبید و رهبران برنامه هسته‌ای سرکش این کشور را ترور کرد، و در عین حال صدها موشک شلیک‌شده از سوی ایران به سمت اسرائیل را سرنگون ساخت. سپس آقای ترامپ دستور حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را صادر کرد؛ اقدامی که جاه‌طلبی‌های آشکار رهبران ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را به عقب انداخت.

تحریم‌های اقتصادی سخت‌گیرانه جدیدی که سال گذشته از سوی ایالات متحده، کانادا، بریتانیا و سازمان ملل به دلیل برنامه هسته‌ای ایران اعمال شد، ضربه بیشتری به اقتصاد کشور وارد کرده است. بر این فاجعه ملی افزوده شده که حکومت ایران حتی در حفظ جان رهبران خود نیز ناتوان به نظر می‌رسد؛ ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور و یکی از گزینه‌های بالقوه جانشینی خامنه‌ای، به همراه وزیر امور خارجه، در اردیبهشت ۱۴۰۳ (مه ۲۰۲۴) زمانی که بالگردشان در مه غلیظ سقوط کرد، کشته شدند.

این تحولات رژیم خامنه‌ای را تحقیر کرده و مقام‌های نگران را واداشته است برخی محدودیت‌ها بر رفتارهای عمومی — مانند رقص — را کاهش دهند. ضعف آشکار حکومت همچنین به شعله‌ور شدن اعتراض‌های کنونی دامن زده است.

این اعتراض‌ها در ۲۸ دسامبر، با نارضایتی بازاریانی آغاز شد که از سقوط بیش از ۸۰ درصدی ارزش پول ملی ایران در سال گذشته و عبور نرخ تورم سالانه از ۴۰ درصد خشمگین بودند. از آن زمان، اعتراض‌ها رنگ‌وبوی سیاسی‌تری گرفته و به هر ۳۱ استان کشور گسترش یافته است. بر اساس ویدئوها، برخی از این تجمع‌ها بسیار گسترده بوده‌اند. معترضان شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر داده‌اند که اشاره‌ای مستقیم به آیت‌الله خامنه‌ای است. بسیاری از ایرانیان از این خشمگین‌اند که حکومتشان ماجراجویی‌های خارجی را بر رفاه داخلی ترجیح داده است. یکی از شعارهای رایج چنین است: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران».

واکنش مناسب از سوی جهان، پیش از هر چیز، باید با ابراز همبستگی یکپارچه با معترضان آغاز شود. رژیم خامنه‌ای آن‌قدر فاسد و تباه است که امکان اصلاح آن وجود ندارد. این حکومت فرصت‌های فراوانی برای انتخاب مسیری متفاوت داشته است. دولت اوباما از ایران دعوت کرد که در صورت چشم‌پوشی از سلاح هسته‌ای و پایبندی به هنجارهای پایه بین‌المللی، به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شود. اما آیت‌الله‌ها به‌جای آن، افراط‌گرایی و سرکوب را برگزیدند. آنان نشان داده‌اند که فراتر از اصلاح و بازپروری هستند. جنبش اعتراضی بهترین امید برای ایرانی است که در جهان آسیب کمتری وارد کند و بهتر به مردم خود خدمت رساند.

در عمل، دولت ترامپ باید بر تلاش‌های دولت بایدن در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ برای قاچاق کیت‌های استارلینک به داخل ایران بنا کند؛ کیت‌هایی که به معترضان امکان می‌دهد زمانی که حکومت ایران — همان‌گونه که در روزهای اخیر رخ داده — اینترنت را تا حد زیادی قطع می‌کند، از طریق ماهواره با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. ایالات متحده همچنین باید اقداماتی انجام دهد تا این تجهیزات در برابر تلاش‌های حکومت خامنه‌ای برای مسدود کردن آن‌ها همچنان فعال بمانند، و از راه‌های دیگر نیز به کمک معترضان بشتابد.

جهان همچنین می‌تواند تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران را گسترش دهد. دولت ترامپ این هفته از اعمال تعرفه‌های جدید علیه هر کشوری که با ایران دادوستد کند خبر داد و دیگر دموکراسی‌ها نیز باید مجازات‌های اقتصادی خود را اعمال کنند. اروپا می‌تواند نقشی حیاتی ایفا کند. رهبران اروپایی گاه درباره ماهیت حکومت ایران ساده‌لوح بوده‌اند و اکنون باید فعالانه‌تر وارد عمل شوند. آقای ترامپ نیز به نوبه خود باید خصومت عمیقش با اروپا — از جمله جاه‌طلبی‌های مضحک برای تصرف گرینلند — را کنار بگذارد و قدرت یک ائتلاف متحد را به رسمیت بشناسد.

یکی از گزینه‌های سیاستی می‌تواند هدف قرار دادن همه مقام‌های ارشد حکومت خامنه‌ای و نزدیکان آن با تحریم‌های فردی و توقیف دارایی‌ها باشد. آنان باید بدانند که اگر از رژیم فاصله نگیرند، برای همیشه منزوی خواهند شد و دیگر امکان خریدهای لوکس و گردشگری‌ای را که بسیاری از آن‌ها از آن بهره‌مندند، نخواهند داشت. هدف باید ایجاد فشارهای متعارض بر نخبگان ایران و شکاف انداختن میان آنان باشد. چنین اقداماتی می‌تواند وعده آقای ترامپ به معترضان — مبنی بر این‌که «کمک در راه است» — را محقق کند.

البته او تهدید کرده است که بسیار فراتر از این‌ها خواهد رفت. در دوم ژانویه، پنج روز پس از آغاز اعتراض‌ها، او گفت که ایالات متحده «آماده شلیک» است و اگر رژیم علیه معترضان از خشونت استفاده کند، «به کمک آن‌ها خواهد آمد». اگر آقای ترامپ در این تهدید جدی است، از او می‌خواهیم بسیار سنجیده‌تر از آنچه معمولاً عمل می‌کند، پیش برود. او باید پیش از هر اقدام نظامی، مجوز کنگره را دریافت کند. باید محدودیت‌ها و اهداف آن را به‌روشنی بیان کند: این اقدام چگونه رژیم را تضعیف خواهد کرد؟ چگونه از لغزیدن به سوی یک شکست بی‌پایان جلوگیری می‌کند؟ و باید اطمینان حاصل کند که ارتش ایالات متحده به‌واسطه افزایش نیروها در اطراف ونزوئلا بیش از حد تحت فشار قرار نگرفته باشد. حمله به ایران بدون آمادگی و منابع کافی، جان آمریکایی‌ها در منطقه را به خطر خواهد انداخت.

بیش از هر چیز، او باید از فقدان انضباط راهبردی و اقدامات غیرقانونی‌ای که کارزار ونزوئلا را تعریف کرده است، پرهیز کند. او باید بپرسد کدام سیاست‌ها بیشترین شانس را برای تضعیف سرکوب خشونت‌بار رژیم و ایجاد شرایط گذار دموکراتیک دارند.

فارغ از آنچه جهان انجام دهد، ممکن است حکومت خامنه‌ای همچنان در سرکوب اعتراض‌ها موفق شود. این حکومت بی‌تردید به تصویر کردن معترضان به‌عنوان عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی دشمنان خارجی ادامه خواهد داد. اما این اتهام‌زنی‌ها نباید جهان را — آن‌گونه که آیت‌الله‌ها امید دارند — به انفعال بکشاند. مردم ایران هرچه بیشتر پرده از دروغ‌ها و فاجعه‌های رژیم برمی‌دارند. ایرانیان در سال‌های اخیر نه با گرد آمدن زیر پرچم حکومت، بلکه با بسیج برای آینده‌ای بهتر و آزادتر واکنش نشان داده‌اند. آنان شایسته چنین آینده‌ای هستند.

———
* هیئت تحریریه نیویورک‌تایمز گروهی از روزنامه‌نگاران حوزه دیدگاه و نظر است که دیدگاه‌های آنان بر پایه تخصص، پژوهش، گفت‌وگو و مجموعه‌ای از ارزش‌های دیرپا شکل می‌گیرد. این هیئت از تحریریه خبری روزنامه مستقل است.



نظر شما درباره این مقاله:








عفو بین‌الملل: ایران مرتکب قتل‌های غیرقانونی
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 22:45

عفو بین‌الملل: ایران مرتکب قتل‌های غیرقانونی




نظر شما درباره این مقاله:








شیرین عبادی خواستار اقدام هدفمند علیه خامنه‌ای شد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 22:22

شیرین عبادی خواستار اقدام هدفمند علیه خامنه‌ای شد




نظر شما درباره این مقاله:








ایران احتمالا استارلینک را با تجهیزات سیار روسی
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 22:12

ایران احتمالا استارلینک را با تجهیزات سیار روسی




نظر شما درباره این مقاله:








یک دریچه آزادی-۲ / پادکست/ ماندانا زندیان ">
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 21:59

یک دریچه آزادی-۲ / پادکست/ ماندانا زندیان


یک دریچه آزادی -۲



نظر شما درباره این مقاله:








بررسی اخلاقی و سیاسی کشتار ۱۴۰۴ / حسین قاضیان ">
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 21:45

بررسی اخلاقی و سیاسی کشتار ۱۴۰۴ / حسین قاضیان




نظر شما درباره این مقاله:








ایران: دولت‌مردان باید به‌خاطر کشتار معترضان
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 21:34

ایران: دولت‌مردان باید به‌خاطر کشتار معترضان




نظر شما درباره این مقاله:








ترامپ می‌گوید مطلع شده که کشتار معترضان
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 21:18

ترامپ می‌گوید مطلع شده که کشتار معترضان




نظر شما درباره این مقاله:








ایتالیا، اسپانیا و لهستان هم از شهروندان خود خواستند
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 20:27

ایتالیا، اسپانیا و لهستان هم از شهروندان خود خواستند




نظر شما درباره این مقاله:








تعداد معترضان جان‌باخته به دست‌کم ۳۴۲۸ نفر رسید
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 18:00

تعداد معترضان جان‌باخته به دست‌کم ۳۴۲۸ نفر رسید


سازمان حقوق بشر ایران / ۲۴ دی ۱۴۰۴

هجده روز از آغاز دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران می‌گذرد. براساس آمار و اطلاعات سازمان حقوق بشر ایران، از آغاز اعتراضات تاکنون دست‌کم ۳۴۲۸ معترض کشته و هزاران تن مجروح شده‌اند.

سازمان حقوق بشر ایران از طریق منابعی در وزارت بهداشت و درمان جمهوری اسلامی مطلع شده است که تنها در  فاصله ۱۸ تا ۲۲ دی‌ماه کشته‌شدن دست‌کم ۳۳۷۹ معترض ثبت شده‌ است.

البته یادآوری این نکته لازم است که آمار ۳۴۲۸ نفر قطعاً همه معترضان کشته‌شده در جریان اعتراضات تا امروز را دربرنمی‌گیرد و آمار واقعی می‌تواند بسیار بالاتر از این رقم باشد.

گزارش‌ها و روایت‌های جدید درباره کشته‌شدگان در شهرها و استان‌های مختلف ایران که همچنان به‌دست سازمان حقوق بشر ایران می‌رسد، ابعاد کشتار معترضان را آشکارتر می‌کند. به‌گفته یک شاهد عینی، در جریان اعتراضات رشت، گروهی از جوانان معترض که در محدوده بازار و میان آتش‌سوزی و محاصره نیروهای سرکوب گرفتار شده بودند، با بالا بردن دستان خود قصد تسلیم داشتند، اما با وجود این، به رگبار گلوله بسته شده و کشته شدند. روایت‌های متعددی هم درباره «زدن تیرخلاص به مجروحان» به‌ سازمان حقوق بشر رسیده است که از مشاهده این اقدام هم در خیابان‌ها و هم در مراکز درمانی حکایت دارند.

براساس اطلاعات سازمان حقوق بشر ایران، بیش از ۱۰هزار نفر نیز در جریان اعتراضات بازداشت شده‌‌اند.

غلام‌حسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، امروز، چهارشنبه ۲۴ دی‌ماه، در دیدار از محل نگهداری گروهی از بازداشت‌شدگان اعتراضات، با تأکید بر برگزاری سریع و علنی محاکمات بازداشت‌شدگان، گفت که تأخیر در انجام این کار «اثرگذاری» آن‌ها را ازبین می‌برد. این درحالی است که پیش‌تر دادستان‌کل جمهوری اسلامی هم اتهام همگی معترضان را «محاربه» اعلام کرده که براساس قوانین جمهوری اسلامی می‌تواند به صدور حکم اعدام منجر شود.

سازمان حقوق بشر ایران درباره احتمال اعدام‌های دسته‌جمعی معترضان بازداشت‌شده پس‌از برگزاری دادگاه‌های نمایشی هشدار می‌دهد و بار دیگر از جامعه‌ جهانی می‌خواهد که در حمایت از مردم ایران و برای جلوگیری از چنین جنایتی اقدام کند.

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق‌ بشر ایران، در این‌باره گفت: «پس از کشتار گسترده معترضان در روزهای گذشته، قوه قضائیه جمهوری اسلامی معترضان را به اعدام‌های گسترده تهدید می‌کند. جامعه جهانی باید این تهدیدها را بسیار جدی بگیرد، چراکه مسئولان جمهوری اسلامی در دهه شصت نیز برای حفظ نظام، جنایات مشابهی را مرتکب شده‌اند. اگر جامعه جهانی به‌موقع اقدام نکند، هزاران نفر دیگر در معرض خطر اعدام قرار خواهند گرفت.»
دور جدید اعتراضات که از ۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ علیه شرایط بد اقتصادی از بازار تهران شروع شده بود، به‌سرعت با شعارهای ضدحکومتی به نقاط مختلف ایران کشیده شد. اعتراض‌ها تا پیش از قطع‌ اینترنت در همه استان‌های کشور و حدود ۱۹۰ شهر ایران ادامه داشته است.

آمار کشته‌شدگان در اعتراضات

براساس اطلاعات سازمان حقوق‌بشر ایران، از آغاز اعتراضات تاکنون، دست‌کم ۳۴۲۸  معترض در ۱۵ استان ایران کشته شده‌اند. تنها مواردی در این آمار گنجانده شده‌اند که به‌طور مستقیم توسط سازمان حقوق‌ بشر ایران یا دو منبع مستقل تأیید شده‌ باشند. این آمار همچنین کشته‌شدگان تأییدشده براساس گزارش‌ها و مستنداتی از بیمارستان‌ها و مکان‌های نگه‌داری اجساد جان‌باختگان را دربرمی‌گیرد.

سازمان حقوق بشر ایران از طریق منابعی در وزارت بهداشت و درمان جمهوری اسلامی مطلع شده است که تنها در فاصله ۱۸ تا ۲۲ دی‌ماه دست‌کم ۳۵۰۰ نفر در اعتراضات ایران جان‌ باخته‌اند. به گفته این منابع، رقم ۳۵۰۰ نفر معترضان و نیروهای وابسته به حکومت، هر دو را شامل می‌شود. ، ازجمله ۱۵ کودک و ۷ زن،

پیش‌تر رسانه‌های حکومتی از کشته‌شدن دست‌کم ۱۲۱ نفر از مأموران نظامی، انتظامی، امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در اعتراضات جاری خبر داده‌ بودند، بنابراین در این فاصله ۵روزه، کشته‌شدن دست‌کم ۳۳۷۹ معترض ثبت شده‌ است.

گزارش‌های رسیده به سازمان حقوق بشر ایران نشان می‌دهد که اغلب کشته‌شدگان کمتر از ۳۰ سال داشته‌اند و دست‌کم ۱۵ تن از آنان زیر ۱۸ سال بوده‌اند، اما هنوز برای تمام آن‌ها شناسنامه و اسنادی که نشانگر سن دقیق ایشان باشد، دریافت نشده است. تلاش برای ثبت دقیق سن آنان ادامه دارد.

هم‌زمان آمارهای تأییدنشده‌‌ای از کشته‌شدن دست‌کم ۵۰۰۰ تا ۲۰۰۰ تن در اعتراضات ایران منتشر شده است.  ارزیابی‌های اطلاعاتی اسرائیل تعداد جان‌باختگان را ۵۰۰۰ نفر تخمین زده و براساس اطلاعات شورای سردبیری تلویزیون ایران‌اینترنشنال، بیش‌از ۱۲۰۰۰ نفر تنها در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه کشته شده‌اند. شبکه تلویزیونی سی‌بی‌اس آمریکا نیز در گزارشی به‌نقل از دو منبع داخل ایران تخمین زده که تعداد جان‌باختگان اعتراضات جاری تا حدود ۲۰۰۰۰ نفر رسیده است. به‌دلیل قطع کامل اینترنت از پنجشنبه شب و محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات، راستی‌آزمایی مستقل آن‌ها در شرایط کنونی با دشواری جدی روبه‌روست.

همچنین گزارش‌های بیشتری از کشته‌شدگان در روزهای نخست اعتراضات نیز به‌دست سازمان حقوق بشر ایران رسیده که درحال راستی‌آزمایی است و درصورت تأیید، آمار کشته‌شدگان افزایش خواهد یافت.

ابعاد سرکوب اعتراضات در شهرهای مختلف ایران

شهر کرج در اعتراضات جاری در ایران شاهد یکی از خونین‌ترین سرکوب‌های حکومتی بود. گزارش‌های متعددی از کشته‌شدن معترضان در این شهر منتشر شده است. چند شاهد عینی به سازمان حقوق بشر ایران گفته‌اند که نیروهای حکومتی در این شهر از اسلحه سنگین دوشکا علیه معترضان استفاده کرده‌اند.

یک شاهد عینی اعتراضات کرج به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «تظاهرات کرج در دو‌ روز ۱۸ و ۱۹ بسیار گسترده بود؛ همه‌جا جمعیت بود؛ تمام خیابان‌ها پر از جمعیت بود. مردم را قتل عام کردند. آن‌چنان وحشی که به هیچ‌کسی رحم نمی‌کردند و عربی هم صحبت می‌کردند. این افراد جلو چشم ما به زخمی‌هایی که حتی زخمشان جدی نبود، تیر خلاص می‌زدند. آن‌ها حتی با جنازه‌ها سلفی می‌گرفتند.» 

همچنین گزارش‌هایی از جو سنگین حضور نیروهای نظامی و امنیتی و برقراری وضعیتی مشابه حکومت نظامی از هنگام غروب تا صبح روز بعد در برخی شهرهای ایران، به‌ويژه در مناطق کردنشین، منتشر شده است. یک منبع مطلع در ایران در این زمینه به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «وضعیت شهرهای کردستان تا این لحظه تغییری نکرده است. کوچه به کوچه مأموران حضور دارند. تلفن‌ها قطع‌اند. ایست-بازرسی داخل شهرها گذاشته‌اند. مأمورها فارسی بلد نیستند.کسی نمی‌داند از کجا آمده‌اند. بازداشت‌های خودسرانه وجود دارد. می‌ریزند در خانه‌ها و مردم را می برند.»

یکی از معترضان در شهر رشت، که در روزهای گذشته از کانون‌های اصلی تجمعات ضدحکومتی بود، از سرکوب گسترده و قتل‌عام معترضان در این شهر خبر داد. این شاهد عینی درباره اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «درجریان اعتراضات رشت و درپی تعقیب‌وگریز نیروهای سرکوب، گروهی از جوانان معترض در محدوده بازار محاصره شدند. از یک‌سو آتش‌سوزی راه فرار را بسته بود و از سوی دیگر، نیروهای سرکوب آن‌ها را در محاصره داشتند. این جوانان با بالا بردن دستان خود، علامت تسلیم نشان دادند؛ با این حال، همگی هدف رگبار گلوله قرار گرفتند و کشته شدند.»



نظر شما درباره این مقاله:








آمریکا نیروهای خود را از پایگاه‌های منطقه خارج می‌کند
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 17:01

آمریکا نیروهای خود را از پایگاه‌های منطقه خارج می‌کند


باراک راوید / آکسیوس / ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶

به گفته دو منبع آگاه که با آکسیوس گفت‌وگو کرده‌اند، ایالات متحده در آستانه احتمال بروز یک درگیری نظامی با ایران در پی اعتراضات داخلی این کشور، روند تخلیه بخشی از نیروهای خود را از پایگاه هوایی العدید در قطر و چند پایگاه دیگر در منطقه آغاز کرده است.

اهمیت موضوع: رئیس‌جمهور دونالد ترامپ در حال بررسی احتمال انجام حملات نظامی علیه ایران در واکنش به کشتار گسترده معترضان است. ایران نیز تهدید کرده در صورت وقوع چنین حملاتی، با هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی در منطقه تلافی خواهد کرد.

آنچه در جریان است: روز سه‌شنبه چندین نشست سطح‌بالا درباره ایران در کاخ سفید برگزار شد.

به گفته یک منبع آگاه، ترامپ پس از بازگشت از دیترویت در شامگاه سه‌شنبه، در نشستی به ریاست معاون رئیس‌جمهور، جی‌دی ونس، شرکت کرد و در جریان آخرین تحولات قرار گرفت.

اندکی پیش از این نشست، ترامپ به خبرنگاران گفت پیش از تصمیم‌گیری درباره واکنش احتمالی آمریکا، می‌خواهد به «آمار دقیق» تلفات در ایران دست یابد.

اعتراضات روز چهارشنبه نیز در شهرهای مختلف ایران ادامه داشت. گروه حقوق بشری مستقر در آمریکا، هرانا (HRANA)، روز چهارشنبه اعلام کرد که از آغاز اعتراضات در دو هفته گذشته، مرگ ۲٬۵۷۱ نفر را تأیید کرده است.

به گفته یک مقام آمریکایی، اسرائیل ارزیابی خود را با آمریکا در میان گذاشته و اعلام کرده است که دست‌کم ۵ هزار معترض کشته شده‌اند.

دیدگاه طرف مقابل: فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با تلویزیون دولتی ایران اعلام کرد نیروهای تحت فرمان او در «بالاترین سطح آمادگی برای پاسخ به هرگونه حمله» قرار دارند.

علی شمخانی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی که در جریان جنگ ۱۲روزه ماه ژوئن گذشته در پی یک تلاش اسرائیل برای ترور، مجروح شده بود، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت ترامپ باید پاسخ تلافی‌جویانه ایران علیه نیروهای آمریکایی در پایگاه العدید را، پس از بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط آمریکا، به یاد داشته باشد.

وضعیت کنونی: یک مقام آمریکایی تأیید کرد که روند تخلیه بخشی از نیروهای آمریکا از پایگاه العدید، بزرگ‌ترین پایگاه ایالات متحده در منطقه، آغاز شده است.

دفتر رسانه‌ای بین‌المللی قطر نیز با صدور بیانیه‌ای تخلیه این پایگاه را تأیید کرد و اعلام داشت که «اقداماتی در واکنش به تنش‌های منطقه‌ای در حال انجام است».

خبرگزاری رویترز نخستین رسانه‌ای بود که خبر تخلیه نیروها از این پایگاه را منتشر کرد.

به گفته یک منبع آگاه، نیروهای آمریکایی از چند پایگاه دیگر در منطقه خلیج فارس نیز در حال تخلیه هستند.

کاخ سفید، پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا از اظهارنظر در این باره خودداری کرده‌اند.

پشت‌پرده: به گفته مقامات اسرائیلی و آمریکایی، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز دوشنبه با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، درباره وضعیت ایران و واکنش احتمالی آمریکا گفت‌وگو کرده است. قرار است تماس دیگری نیز روز چهارشنبه انجام شود.



نظر شما درباره این مقاله:








حکومت ایران با سرکوب فقط در حال خریدن زمان است
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 11:15

حکومت ایران با سرکوب فقط در حال خریدن زمان است


استیون ارلانگر

نیویورک‌تایمز / ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶

اعتراضات در ایران علیه جمهوری اسلامی، گسترده‌تر و تهاجمی‌تر از هر زمان دیگری به نظر می‌رسد. سرکوب دولتی نیز هم‌زمان خشن‌تر شده است.

به گفته کارشناسان و تحلیلگران، حاکمیت و رهبر ۸۶ ساله آن، آیت‌الله علی خامنه‌ای، این اعتراضات رو به گسترش را تهدیدی وجودی تلقی می‌کنند و برای حفاظت از دولت و منافع نهادی خود، با زور پاسخ داده‌اند.

پس از نزدیک به ۵۰ سال حضور در قدرت، بسیاری از مردم ایران به این نتیجه رسیده‌اند که حکومت به وعده خود برای فراهم‌کردن زندگی بهتر برای همه ایرانیان خیانت کرده است. به همین دلیل، در شمار زیادی در سراسر کشور به خیابان‌ها آمده‌اند و خواستار پایان این نظام شده‌اند.

اگرچه بسیاری امیدوارند این اعتراضات به سرنگونی حکومت بینجامد، همان‌گونه که شاه ایران در سال ۱۹۷۹ سرنگون شد، اما به گفته تحلیلگران، این امید تا حدی خوش‌بینانه است. آنان می‌گویند حکومت به احتمال زیاد ناآرامی‌های کنونی را سرکوب خواهد کرد، هرچند این تظاهرات نارضایتی عمیقی را آشکار کرده که در بلندمدت شاید مهارشدنی نباشد.

علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، یک نهاد پژوهشی، درباره این اعتراضات گفت: «حکومت احساس تهدید وجودی کرد و مشت آهنین را فرود آورد، بنابراین فکر می‌کنم این دور از اعتراضات احتمالاً به پایان برسد. اما از آنجا که نظام فقط می‌تواند سرکوب کند و قادر به حل ریشه‌های نارضایتی نیست، صرفاً در حال خریدن زمان تا دور بعدی رویارویی میان دولت و جامعه است.»

با توجه به قطع اینترنت در ایران، دستیابی به تصویر روشنی از ابعاد اعتراضات یا شمار کشته‌شدگان دشوار است. با این حال، ولی نصر، کارشناس ایران در مدرسه مطالعات پیشرفته بین‌المللی دانشگاه جانز هاپکینز در واشنگتن، پیش‌بینی کرد خشم عمومی ادامه خواهد یافت. او در نشستی برای مؤسسه کوئینسی، یک اندیشکده مستقر در واشنگتن، گفت: «این اعتراضات بسیار مهم بودند و حتی اگر فروکش کنند، خشم ناشی از آن‌ها از بین نرفته است.»

عامل غیرقابل پیش‌بینی همیشگی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکاست. او دولت ایران را به دلیل سرکوب شدید اعتراضات به حمله تهدید کرده و گفته می‌شود در حال بررسی گزینه‌های مختلفی، از حملات هوایی تا حملات سایبری است؛ آن هم در حالی که به‌تازگی پیشنهاد اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه شرکت‌های طرف معامله با ایران را مطرح کرده است.

با این حال، آقای ترامپ هم‌زمان به نظر می‌رسد علاقه‌مند به ازسرگیری مذاکرات با ایران باشد؛ مسیری که می‌تواند راه خروجی برای حکومت فراهم کند، اگر بتواند به کاهش بخشی از تحریم‌ها دست یابد و تا حدی خشم عمومی را فروبنشاند.

این اعتراضات نشان می‌دهد که بسیاری از ایرانیان اکنون بر این باورند که انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ نتوانسته نیازهای اقتصادی روزمره آنان را برطرف کند و در عوض، تمرکز خود را بر گسترش قدرت نظامی از طریق غنی‌سازی هسته‌ای و نیروهای نیابتی در منطقه گذاشته است.

در عین حال، حکومت همچنان انحصار استفاده از زور را در اختیار دارد و نشان داده که آماده است برای درهم شکستن این چالش از آن استفاده کند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بر اساس قانون اساسی موظف به حفاظت از جمهوری اسلامی ــ انقلاب، ایدئولوژی و رهبر آن ــ است، ریشه‌های سیاسی و الهیاتی خود را در انقلابی دارد که محمدرضا شاه پهلوی و دولت سکولار و غرب‌گرای او را کنار زد. این نهاد همچنین به‌شدت در اقتصاد کشور، از جمله در بخش‌های نفت، دفاعی و قاچاق، نفوذ دارد.

تا کنون هیچ جدایی یا ریزش جدی از سوی نیروهای امنیتی یا ارتش به نفع مخالفان گزارش نشده است. اپوزیسیون همچنان پراکنده است و میزان حمایت اجتماعی آن روشن نیست. از جمله چهره‌هایی که خود را رهبران بالقوه معرفی می‌کنند، رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران است که در تبعید زندگی می‌کند.

به گفته صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتم‌هاوس، پدر او ۴۷ سال پیش در روز جمعه ایران را به مقصد تبعید ترک کرد. این سالگرد می‌تواند به نقطه‌ای برای بسیج اعتراضات بیشتر و افزایش حمایت از آقای پهلوی بدل شود؛ کسی که خود را به‌عنوان رهبری غیرمنتظره برای ایرانی متفاوت معرفی می‌کند.

در جریان انقلاب ۱۹۷۹، شاه از به‌کارگیری قاطع زور عقب‌نشینی کرد، ارتش و نخبگان دچار شکاف شدند و یک چهره محبوب ــ روح‌الله خمینی ــ برای رهبری اپوزیسیون وجود داشت که در میان روحانیت و اقشار فقیر پایگاه پرشوری داشت.

این بار، فروپاشی ارزش ریال ــ ابتدا تدریجی و سپس ناگهانی در ماه گذشته ــ موجب اعتراض شدید طبقه قدرتمند بازاری شد. این اعتراض به‌سرعت به هزاران ایرانی گسترش یافت که دیگر توان تأمین نیازهای اولیه زندگی را نداشتند. اقتصاد ایران تحت تحریم‌های شدید بخش بزرگی از جهان به دلیل برنامه هسته‌ای قرار دارد و کشور همچنین با بحران کم‌آبی روبه‌روست.

در ابتدا، دولت با سخنان آرام‌کننده درباره شنیدن مطالبات مردم و برکناری رئیس بانک مرکزی به ناآرامی‌ها واکنش نشان داد. اما وقتی این اقدامات نتوانست خشم عمومی را مهار کند، حکومت به خشونت و اتهام‌زنی درباره «تروریسم» روی آورد. آیت‌الله خامنه‌ای وعده داد از انقلاب دفاع کند و ایالات متحده و اسرائیل را به تحریک و تأمین مالی اعتراضات متهم کرد.

تهدیدهای آقای ترامپ برای مداخله، ظاهراً فقط این باور حکومت را تقویت کرده که تظاهرات خطری است که باید ریشه‌کن شود. بنا بر گزارش گروه‌های حقوق بشری و اظهارات یک مقام بهداشت ایران، صدها و شاید هزاران نفر کشته شده‌اند.

الی گرانمایه، کارشناس ایران در شورای روابط خارجی اروپا، گفت: «رادیکالیسم معترضان و سرعتی که خشونت در هر دو طرف گسترش یافته، گواه یک کشور دوپاره است. حکومت و نیروهای امنیتی این وضعیت را امتداد جنگ آمریکا و اسرائیل می‌دانند و احساس می‌کنند باید با تمام قوا برای نابودی آنچه تروریسم می‌خوانند وارد عمل شوند.»

به گفته او، جنگ ماه ژوئن و اعتراضات اخیر ظاهراً تنش‌های پیشین میان سپاه پاسداران و ارتش را کاهش داده است.

اگرچه ممکن است نظام سیاسی به پایان نرسد، اما به نظر می‌رسد انقلاب اسلامی مسیر خود را طی کرده باشد. پس از نزدیک به ۵۰ سال، تلاش‌های آن برای صدور انقلاب در خاورمیانه ناکام مانده و نسل جدید اهداف متفاوتی دارد و تمایل کمتری برای زندگی تحت قوانین سخت‌گیرانه اسلامی نشان می‌دهد؛ قوانینی که نخبگان خود آن‌ها را نقض می‌کنند.

تهدیدهای تازه واشنگتن موجب شده مقام‌های ایرانی اعلام کنند مایل‌اند مذاکرات پرنوسان خود با مقام‌های آمریکایی درباره برنامه هسته‌ای و اعتراضات را از سر بگیرند و تشدید کنند.

صنم وکیل گفت که اگرچه این کار از نظر سیاسی دشوار است، اما اگر ایران سرانجام با توقف غنی‌سازی اورانیوم تحت نظارت بین‌المللی موافقت کند ــ که پس از بمباران‌های تابستان گذشته، به نظر می‌رسد عملاً نیز غنی‌سازی متوقف شده ــ آقای ترامپ احتمالاً در پاسخ برخی از تحریم‌های مهم اقتصادی را لغو خواهد کرد. حکومت می‌تواند این نتیجه را به‌عنوان پیشرفت اقتصادی به مردم ایران عرضه کند.

در عین حال، مسئله آینده آیت‌الله خامنه‌ای نیز مطرح است؛ رهبری که تمایلی به اتخاذ تصمیم‌های دشوار برای تغییر نشان نداده است. خانم گرانمایه پیش‌بینی کرد که این اعتراضات بحث‌ها درباره نقش او را تشدید خواهد کرد.

با توجه به سن رهبر، مسئله جانشینی در هر حال در راه است. علی واعظ از گروه بحران گفت: «احتمال دگرگونی درون‌نظام بسیار بیشتر از احتمال تغییر کامل رژیم است.»

او افزود که در سوی دیگر جهان، روی کار آمدن دلسی رودریگز، معاون رئیس‌جمهور ونزوئلا، به‌عنوان رهبر این کشور پس از آنکه ایالات متحده نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور، را بازداشت کرد، نشان می‌دهد واشنگتن حاضر است با همان ساختار حکومتی کنار بیاید، به شرط آنکه رأس آن تغییر کند.

الی گرانمایه گفت اصلاحات پایدار در ایران در نهایت نیازمند یک توافق با واشنگتن است: «حتی اگر این اعتراضات در نهایت به ساختار قدرت تازه‌ای منجر شود، فقط یک توافق جامع با آمریکا می‌تواند سایه دائمی جنگ و تحریم‌ها را که نسل‌های زیادی از ایرانیان زیر آن زیسته‌اند، از میان بردارد.»

———
* استیون ارلانگر خبرنگار ارشد دیپلماتیک در اروپا است و در برلین مستقر است. او از بیش از ۱۲۰ کشور، از جمله تایلند، فرانسه، اسرائیل، آلمان و اتحاد جماهیر شوروی سابق، گزارش تهیه کرده است.



نظر شما درباره این مقاله:








گزارش یک روزنامه‌نگار داخل ایران از کشتار در کرج
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 10:59

گزارش یک روزنامه‌نگار داخل ایران از کشتار در کرج


رادیو فردا

در پی قطع اینترنت و راه‌های ارتباطی در ایران از شامگاه ۱۸ دی، اندک گزارش‌ها و روایت‌هایی که از داخل ایران به رسانه‌های بیرون از کشور می‌رسد، حاکی از گستردگی و شدت سرکوب معترضان به‌خصوص در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی و جمعه ۱۹ دی است.

آن‌چه می‌خوانید، روایت مکتوب یک روزنامه‌نگار داخل ایران است که روز سه‌شنبه ۲۳ دی موفق شد آن را همراه با چند فایل صوتی مصاحبه با شهروندان برای رادیو فردا بفرستد.

رادیو فردا مستقلاً قادر به تأیید تمام جزئیات این گزارش نیست، اما منابع حقوق‌بشری و دیگر گزارش‌ها از داخل کشور نیز شدت سرکوب و «کشتار گستردهٔ» معترضان را تأیید می‌کند.

رادیو فردا فایل‌های صوتی همراه این گزارش را به‌دلیل احتمال به خطر افتادن امنیت شهروندان فعلاً منتشر نمی‌کند، اما متن گزارش این روزنامه‌نگار داخل کشور از سرکوب و کشتار معترضان در کرج را می‌توانید در ادامه بخوانید.

در کرج چه گذشت؟

«روز دوشنبه، ۲۲ دی‌ماه، سکوتی سرد بر شهر کرج حاکم است. پس از دو روز کشتار معترضان به‌دست نیروهای سرکوبگر در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه و دو روز مقاومت معترضان در ۲۰ و ۲۱ دی‌ماه، اکنون گروه‌های موتورسوار و وانت‌های مملو از نیروهای سرکوب در سطح شهر مشغول رژه هستند.

رهگذران در خیابان‌ها با صدای آهسته صحبت می‌کنند؛ گویی در تاریکی قدم می‌زنند یا در فضایی ربوده‌شده قرار گرفته‌اند و ناخودآگاه آرام حرف می‌زنند.

رانندهٔ یک تاکسی که می‌گفت در دوران جنگ در جبهه حضور داشته، با چشمانی اشک‌آلود برایم تعریف کرد که روز پنجشنبه شاهد کشتار معترضان، به‌ویژه جوانان، در فلکهٔ اول گوهردشت بوده است.

او گفت نیروهایی با لباس‌های خاکی‌رنگ، که به‌گفتۀ او لباس مخصوص نیروی قدس سپاه پاسداران است، معترضانِ به‌زمین‌افتاده را با قساوت داخل کامیون‌ها می‌ریختند و با خود می‌بردند.

به‌گفتۀ او، زخمی‌ها از کشته‌شدگان تفکیک نمی‌شدند و همه را روی هم می‌انداختند؛ کسی که زخمی بود، در چنین شرایطی جان می‌داد.

این راننده که اهل کرج است، بر این باور بود که صدها نفر در حوادث این منطقه کشته شده‌اند. او به نقل از شاهدان دیگری که در بیمارستان‌ها حضور داشتند، می‌گفت مأموران با حمله به مراکز درمانی، ضمن ربودن معترضان زخمی، افرادی را که امکان انتقال‌شان نبود، به قتل رساندند. آن فرد با گریه می‌گفت به زخمی‌ها با تفنگ‌های صداخفه‌کن تیر خلاص زدند؛ مشابه جنایت‌هایی که پیش‌تر در دههٔ ۶۰ در برخی مناطق، از جمله کردستان، رخ داده بود.

در قبرستان بی‌بی‌سکینهٔ کرج، سیاه‌پوشان پراکنده در هر قطعه از دور دیده می‌شوند. میان جمعیت سوگوار، افرادی با لباس‌های محلی لری و کردی به چشم می‌خورند که مشخص است از شهرستان‌های دیگر آمده‌اند. نام‌ها با گریه بر زبان می‌آیند و مشخصات قربانیان با صدایی لرزان گفته می‌شود: سمانه عبدی... ۲۲ ساله؛ محمد... ۱۷ سالش بود فقط.

دفتر پزشکی قانونی و سردخانهٔ قبرستان بسته است و کسی پاسخ‌گو نیست. خانواده‌هایی که در جست‌وجوی پیکر عزیزان‌شان هستند، به مراکزی در سطح شهر ارجاع داده می‌شوند.

در روزهای گذشته، هجوم عزاداران آن‌قدر گسترده بوده که درهای قبرستان را بسته بودند و با زور و تیراندازی هوایی، تنها به یک نفر از اعضای درجۀ یک خانواده اجازهٔ حضور هنگام خاک‌سپاری کشته‌شدگان یا حتی متوفیان عادی را می‌دادند.

از روز شنبه ۲۰ دی تاکنون هیچ جنازه‌ای تحویل داده نشده و حکومت برای مدیریت بحران، مانع انجام آیین‌های خاک‌سپاری شده است.

وضعیت در بیمارستان‌هایی مانند کسری، قاسم سلیمانی و تخت‌جمشید همچنان بحرانی است. ورود و خروج عملاً ناممکن شده و مأموران مسلح به‌صورت گروهی مانع ورود یا تجمع خانواده‌های نگران مقابل بیمارستان‌ها می‌شوند.

یکی از اعضای کادر درمان به من گفت آمار کشته‌شدگان روزهای پنجشنبه و جمعه (۱۸ و ۱۹ دی) در بیمارستان‌های کرج بیش از ده‌ها نفر بوده، اما بسیاری از کشته‌ها و زخمی‌ها هرگز به مراکز درمانی منتقل نشده‌اند.

خانمی ۴۴ ساله که سه گلولۀ ساچمه‌ای به ران پایش اصابت کرده و اکنون در خانه بستری است، نام سه نفر از کشته‌شدگانی را که از سرنوشت‌شان خبر دارد، می‌برد و اشک می‌ریزد. او شاهد خرد شدن جمجمه و بیرون‌ ریختن مغز یک جوان ۲۲ ساله با گلولۀ جنگی بوده است.

بسیاری از امدادگران در حوزه‌های مختلف، فداکارانه به یاری مجروحان شتافته‌اند، اما کمبود نیروی متخصص، دارو و تجهیزات پزشکی باعث افزایش تلفات و شدت آسیب‌ها شده است.

پیکر برخی کشته‌شدگان در خانه‌ها و با امکانات اولیه نگهداری می‌شود و مردم از ترس ربوده شدن اجساد، به مراکز دولتی مراجعه نمی‌کنند. به‌گفتۀ امدادگران، بیشتر کشته‌شدگان از جوانان زیر ۳۰ سال هستند و در میان آنان، دختران جوان نیز دیده می‌شوند.

تخمین ابعاد کشتار نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی در شرایط قطع ارتباطات ممکن نیست. در حال حاضر، نیروهای سازمان‌یافته با قمه، چماق و سلاح گرم در مقابل ساختمان‌های دولتی و میدان‌های شهر دیده می‌شوند.»



نظر شما درباره این مقاله:








وزارت خارجه آمریکا خواستار آزادی زندانیان سیاسی
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 9:03

وزارت خارجه آمریکا خواستار آزادی زندانیان سیاسی




نظر شما درباره این مقاله:








اعتراضات در ایران: چرا ممکن است پایان رژیم نزدیک باشد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 14.01.2026, 8:10

اعتراضات در ایران: چرا ممکن است پایان رژیم نزدیک باشد


مارکوس اشنایدر
سایت “فورورتس” (”به پیش”)، نشریه قدیمی و سنتی حزب سوسیال دموکرات آلمان

این بحران شبیه هیچ‌کدام از بحران‌های پیشین نیست: جمهوری اسلامی ایران دچار تزلزل شده است. چرا سرنگونی رژیم ملاها ممکن است، اما به احتمال زیاد عاری از خشونت نخواهد بود.

در آثار ویرژیل (شاعر رومی) به‌عنوان پیش‌آگاهی تیره از پایان جمهوری روم آمده است: «رودخانه تیبر را می‌بینم که از خون بسیار کف‌آلود شده است.» دو هزار سال بعد، ساختار سیاسی دیگری در حال ریزش است: جمهوری اسلامی ایران. و به نظر می‌رسد که پایان آن نیز صلح‌آمیز نخواهد بود.

جمهوری اسلامی با بزرگ‌ترین چالش خود روبه‌روست

جمهوری‌ای که روزگاری در معنای واقعی کلمه در میان رودهایی از خون تحکیم یافت، اکنون در آستانه ۴۷ سالگی با بزرگ‌ترین چالش خود روبه‌رو است: جمعیتی که اکثریت روزبه‌روز بیشتر آن، در این جمهوری هیچ چشم‌انداز و آینده‌ای نمی‌بیند و اکنون برای پنجمین بار از سال ۲۰۰۹، به گونه‌ای گسترده علیه رهبری جزمی و تئوکراتیک آن به پا خاسته است.

البته، چالش‌های این حکومت جدیدی برای این جمهوری که خود را دارای اهمیت تاریخی در سطح جهان می‌داند، نیستند. زمانی به‌طور هم‌زمان علیه شرق و غرب موضع گرفت و در برابر دشمنی نیرومند، تنها ایستادگی کرد. شعار همیشگی‌اش این بود: «دشمنان زیاد، افتخار زیاد!» – تا وقتی که خدا با او بود، همین کافی بود.

اما دقیقاً همین نکته اکنون مورد تردید است. نزدیک به پنج دهه حکومت دینی، به احتمال زیاد سکولارترین جمعیت خاورمیانه را به وجود آورده است. بنابراین، انتقادی که روزگاری شیعیان سیاست‌گریز (Quietist) به آیت‌الله خمینی وارد می‌کردند، اکنون تأیید می‌شود: این‌که ادغام مستقیم دین و دولت، هر دوی آن‌ها را به یک اندازه فاسد می‌کند.

حاکمان تهران به بن‌بست رسیده‌اند

در بسیاری از محافل گفته می‌شود: «این‌بار فرق دارد». این فقط یک بحران دیگر نیست که جمهوری اسلامی از سر می‌گذراند، بلکه یک «چندبحرانی» ست که با احتمال قابل توجهی، پایان آن را نوید می‌دهد. واقعاً هم عوامل زیادی با هم جمع شده‌اند. از نظر نظامی، ژئوپولیتیکی، اقتصادی، مالی، اجتماعی، و ایدئولوژیک-سیاسی، حاکمان در تهران به دیوار خورده‌اند. تهدیدات خارجی و داخلی گویا در حال هم‌گرایی‌اند. جمهوری اسلامی دیگر به‌سختی می‌تواند از وضعیت بحرانی خارج شود.

اما آیا همه‌ی این‌ها – همان‌طور که بسیاری در غرب امیدوارند – به شکستی یک‌باره منجر خواهد شد؟ آیا این به معنای پایان حکومت دینی و تولدی دوباره برای ایران به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای سکولار و شاید طرفدار غرب است؟

در این‌جا باید با دیده‌ی تردید نگریست. تاریخ‌دان افشون استوار وضعیت را «کاملاً غیرقابل پیش‌بینی» می‌داند و تأثیرات اعتراضات را در «جهت‌هایی از نظر رادیکال متفاوت» محتمل می‌بیند. تنها چیز قطعی در حال حاضر، اجتناب‌ناپذیر بودن یک دگرگونی است. زیرا وضعیت موجود، در واقع، دیگر قابل دوام نیست.

اعتراضی که کمی پیش از پایان سال، به‌عنوان یک حرکت کوچک با انگیزه اقتصادی آغاز شد، از میانه هفته گذشته به یک جنبش گسترده با جهت‌گیری سیاسی آشکار تبدیل شده است. از جمله عواملی که در این روند نقش داشته‌اند، فراخوان‌های رضا پهلوی، پسر آخرین شاه سرنگون‌شده در سال ۱۹۷۹ بوده‌اند. نام او آشکارا در داخل کشور طنین دارد – نه فقط به این دلیل که نمادی از گذشته‌ای به‌ظاهر بهتر است، بلکه همچنین به این دلیل که باقی‌مانده اپوزیسیون در تقریباً پنج دهه تبعید، موفق نشده ساختارهایی قابل اتکا ایجاد کند. این، ضعف بزرگ اپوزیسیون است. برخلاف اسلام‌گرایان در سال ۱۹۷۹، آن‌ها تقریباً هیچ سازمان یا شبکه‌ای ندارند که به‌اندازه کافی قوی باشد تا مسئولیت یک کشور کامل را بر عهده بگیرد.

آیا ایران در آستانه جنگ داخلی و فروپاشی است؟

تاریخ اخیر منطقه مملو است از خیزش‌هایی که یا شکست خوردند، یا به بازتولید وضع پیشین انجامیدند. اما بر فراز آسمان شب تهران، نشانه‌ی شومی دیگر نیز به چشم می‌خورد – پدیده‌ای که در خاورمیانه بی‌سابقه نیست: یعنی فروپاشی دولت و جنگ داخلی.

طعم اولیه‌ی این سناریو را خودِ اعتراضات به‌دست می‌دهند. برخلاف جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲، این اعتراضات گرایش قابل توجهی به خشونت دارند. در ویدیوهایی که از سد فیلترینگ اینترنت گذشته‌اند، عمدتاً معترضان جوان و بسیار جوان – اغلب مرد – دیده می‌شوند: با هودی‌های سیاه و چهره‌های پوشیده. نهادهای حکومتی به آتش کشیده می‌شوند، و بارها مسجدها نیز هدف قرار می‌گیرند.

رضا پهلوی، که گاه‌وبیگاه نامش در کشور طنین‌انداز است، معترضان را به اشغال و دفاع از مراکز شهری، در تقابل مستقیم با نیروهای امنیتی، فرا می‌خواند. اما پرسش اینجاست که آیا نبردهای خیابانی، به‌جای تظاهرات مسالمت‌آمیز، در برابر دستگاه امنیتی‌ای که به‌شدت مسلح و خشن است، واقعاً راهبردی مناسب است؟ این دست‌کم یک محاسبه‌ی پرریسک است.

در درازمدت، برای نیروهای امنیتی دشوار است که به سوی معترضان مسالمت‌آمیز – به‌ویژه اگر از مردم خود، یا حتی خانواده‌های خودشان باشند – شلیک کنند. اما اگر در خیابان، فضای جنگ حاکم شود، جمهوری اسلامی دقیقاً در نقطه‌ای قرار می‌گیرد که بیشترین توان را دارد: در اعمال خشونت.

دستگاه سرکوب ایران به طرز وحشت‌آوری روان و کارآمد است

پرسش اساسی، پرسش از تاب‌آوری رژیم است. این رژیم در برابر «چندبحران» تا چه اندازه پایدار است؟ تا کنون هیچ نشانه‌ای از شکاف قابل توجه در درون نخبگان قدرت دیده نشده است. دستگاه سرکوب به طرز وحشت‌آوری روان و مؤثر عمل می‌کند: کشته شدن چند صد نفر از ابتدای سال جاری کاملاً محتمل است – فقط در تهران تا پایان هفته بیش از ۲۰۰ نفر جان باخته‌اند. آمار دقیق را نمی‌دانیم؛ قطع اینترنت و وضعیتی که در آن مرز میان اطلاعات و اطلاعات نادرست بیش از پیش مبهم شده، کار را دشوار کرده است.

اما آن‌چه مسلم است: اینجا صرفاً تقابل مردم در برابر دیکتاتوری نیست. واقعیت، پیچیده‌تر از این‌هاست. حتی در این شرایط نیز رژیم قادر است ده‌ها هزار نفر را برای راهپیمایی‌های حمایتی بسیج کند. صدها هزار نفر در واحدهای شبه‌نظامی بسیج – که عملاً نیروهای ضربت رژیم‌اند – سازمان‌یافته‌اند. در آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری، با وجود تحریم گسترده، همچنان ۱۳ میلیون نفر به سعید جلیلی، تندرو و اصول‌گرای سرسخت، رأی دادند. پایگاه اجتماعی و ایدئولوژیک رژیم به‌تدریج رو به کاهش است، اما هنوز وجود دارد. نادیده گرفتن این واقعیت، به زیان خود فرد تمام می‌شود.

“یا اسد یا می‌سوزانیم!” – این شعار رایج طرفداران رژیم اسد در سوریه بود. این شعار را به‌آسانی می‌توان به جمهوری اسلامی ایران تعمیم داد. در میان کسانی که همچنان به رژیم مأموریتی ایدئولوژیک نسبت می‌دهند، می‌توان انتظار سطح بالایی از آمادگی برای فداکاری را داشت.

زندگی و بقای نخبگان قدرت ایران به تداوم جمهوری اسلامی وابسته است

شهادت‌طلبی، سنتی دیرینه در اسلام شیعی دارد. آتش زدن مسجدها توسط برخی معترضان ممکن است در این زمینه تأثیری بسیج‌گر داشته باشد. برای نخبگان اسلام‌گرای حاکم – حتی اگر بسیاری از آن‌ها ریاکار باشند – روشن است که زندگی و بقای آن‌ها به ادامه‌ی جمهوری اسلامی گره خورده است. برخلاف طبقه‌ی حاکم سلطنت‌طلب در سال ۱۹۷۹، آن‌ها به دلیل انزوای گسترده‌ی دولت‌شان، چشم‌انداز تبعیدی راحت و امن ندارند. راهبرد سرنگونی خشونت‌آمیز جمهوری اسلامی، به هر حال خطر هزینه‌های خونین بالایی را به همراه دارد.

دخالت‌های خارجی نیز کمتر خطرناک نیستند. حتی اگر در نگاه اول این منطق قانع‌کننده به نظر برسد که باید از خارج به جنبش اعتراضی علیه دستگاه سرکوب کمک کرد. اما همین منطق پیش‌تر در لیبی نیز قانع‌کننده جلوه می‌کرد. تاریخ، چندان با تغییر رژیم‌هایی که از خارج تحمیل شده‌اند، مهربان نبوده است. استفاده از نیروی هوایی برای حمایت از اعتراضات خیابانی، تقریباً بی‌سابقه است. به‌ویژه وقتی روشن باشد که این مداخله به معنای عمل جراحی محدود علیه مراکز فرماندهی سپاه پاسداران نیست، بلکه به‌واقع جنگ است – با احتمال بسیار بالا برای گسترش منطقه‌ای آن.

ایران – افزون بر زرادخانه موشک‌های دوربردش که در ماه ژوئن کاهش یافت – همچنان انباری قابل توجه از موشک‌های کوتاه‌برد دارد. این مقدار کافی است تا بتواند خلیج فارس و عراق یا پایگاه‌های آمریکا در آنجا را هدف بگیرد. برخلاف جنگ دوازده‌روزه‌ای که تهران پس از ۴۸ ساعت اول به‌سرعت خود را بازسازی کرد و اجازه نداد درگیری‌ها بیش از حد تشدید شوند، اکنون رژیم اسلام‌گرا ممکن است در منطق “نبرد نهایی” تصمیماتی تک‌روانه اتخاذ کند.

برای عربستان سعودی، ایران کشوری است که از نظر ایدئولوژیک تهی شده

از همین رو، تهدیدات نظامی آمریکا در منطقه چندان مورد استقبال قرار نمی‌گیرد. از منظر عربستان سعودی، ایران دیگر آن هیولای سابق نیست، بلکه کشوری است که از نظر ایدئولوژیک کاملاً تهی شده و سقوط آن باید مدیریت شود، نه آنکه در انفجاری سوزان نابود گردد. یک رژیم درگیر در نبرد نهایی شهادت‌طلبانه که آخرین متحدان خود را به میدان می‌فرستد، نماد یک کابوس تمام‌عیار است.

اما نه کمتر کابوس‌وار خواهد بود اگر کشوری ۹۰ میلیون‌نفری، تحت فشار داخلی و خارجی، به‌طور کامل فرو بپاشد – شاید همراه با شرایطی شبه‌جنگ داخلی و تجزیه‌هایی در امتداد خطوط قومی-مذهبی، با پتانسیلی برای بی‌ثبات‌سازی کل منطقه. اگر دولت در تهران فرو بپاشد، چرا کردها و بلوچ‌ها – فرزندان ناتنی ایران – باید صبر کنند تا دوباره بازسازی شود؟

بدیهی است که خلأ قدرت و دولت بین دریای خزر و خلیج فارس همه قدرت‌های منطقه‌ای را به صحنه خواهد کشاند. ریاض به همان اندازه نظاره‌گر نخواهد ماند که ابوظبی، اسلام‌آباد، آنکارا یا باکو. تل‌آویو که جای خود دارد. به این نیز باید افزود که چنین کشوری همچنان در آستانه‌ی هسته‌ای شدن خواهد بود – با ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده‌ی ناپدیدشده و دانشی پیشرفته در حوزه‌ی فناوری هسته‌ای.

استراتژی سرنگونی رژیم ایران از طریق زور، می‌تواند نتیجه‌ای معکوس داشته باشد

به‌ویژه از سوی ولیعهد سابق، درک از ریسک به‌طرز عجیبی انتزاعی به نظر می‌رسد. سیاست باید چیزی فراتر از پست‌های شبکه‌های اجتماعی و فراخوان‌هایی برای بمباران از درون امنیت تبعید آمریکایی باشد. استراتژی سرنگونی رژیم از طریق خشونت می‌تواند به‌شکلی چشمگیر نتیجه‌ی معکوس بدهد – به بهایی که مردم ایران باید با خون بپردازند. هرچه درگیری‌ها خشونت‌آمیزتر شود و قساوت شدت گیرد، مردم کمتری به خیابان خواهند آمد.

کارآمدتر می‌تواند این باشد که احتضار رژیم به‌صورت نرم‌تری آغاز شود: با پافشاری بر خشونت‌پرهیزی. با ایجاد یک ائتلاف اپوزیسیونی بسیار فراگیر که اکثر ایرانیان در آن خود را نمایندگی‌شده ببینند – و که همچنین به نیروهای متمایل به اصلاح در درون جمهوری اسلامی نیز رویکردی باز داشته باشد. هدف باید حداکثر فراگیری در اتحاد علیه دیکتاتور سالخورده باشد، نه خلوص ایدئولوژیک.

همچنین، اپوزیسیون می‌تواند به‌صورت علنی از آمریکایی‌ها تضمین‌هایی برای لغو تحریم‌ها در صورت آغاز روند گذار بخواهد.

اگر تاریخ را معیار بگیریم، نشان داده که بسیاری از رژیم‌ها زمانی سقوط می‌کنند که بخشی از نخبگان سابق به اردوگاه مخالف می‌پیوندند و دستگاه امنیتی از تیراندازی به سوی مردم خود سر باز می‌زند. آنگاه است که بتوان منطق خشونت و انتقام را – که اتفاقاً منطق جمهوری اسلامی نیز هست – شکست داد. رودهایی از خون که در افق دیده می‌شوند، لزومی ندارد به واقعیت تبدیل شوند.

در دوران ویرژیل، پس از آشوب‌های پایان جمهوری روم، حکومت آگوستوس آغاز شد – دوره‌ای از ثبات و شکوفایی فرهنگی برای روم. ان‌شاءالله برای ایران نیز چنین باشد.

——————————
[مارکوس اشنایدر، مسئول پروژه منطقه‌ای “بنیاد فریدریش اِبِرت” (زیر نظر حزب سوسیال دموکرات آلمان) برای صلح و امنیت در خاورمیانه با مقر بیروت است. او پیش از آن، مسئولیت دفتر این بنیاد در بوتسوانا و ماداگاسکار را برعهده داشت.]



نظر شما درباره این مقاله:








برنی سندرز: آمریکا باید در کنار مردم ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 23:21

برنی سندرز: آمریکا باید در کنار مردم ایران




نظر شما درباره این مقاله:








حمله آمریکا ممکن است رژیم ایران را سر پا نگه ‌دارد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 22:58

حمله آمریکا ممکن است رژیم ایران را سر پا نگه ‌دارد


فارن افرز

جمشید ک. چاکسی و کارول ای. بی. چاکسی
۱۳ ژانویه ۲۰۲۶

رژیم ایران ممکن است سقوط کند، اما حمله آمریکا آن را سر پا نگه می‌دارد

بار دیگر ده‌ها هزار ایرانی جان خود را به خطر انداخته‌اند تا علیه رژیم اقتدارگرای دینی حاکم اعتراض کنند. و همان‌گونه که در اعتراضات پیشین نیز رخ داده، حکومت در پاسخ، دسترسی اینترنت در سراسر کشور را قطع کرده، خشونت گسترده علیه شهروندان به‌کار گرفته و تقصیرها را به گردن «دشمنان خارجی» انداخته است. شمار قربانیان اعتراضات رو به افزایش است: «سازمان حقوق بشر ایران»، یک سازمان غیردولتی مستقر در نروژ، برآورد می‌کند که از اواخر دسامبر تاکنون بیش از ۶۰۰ معترض در سراسر کشور کشته شده‌اند.

به نظر می‌رسد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، که احتمالاً پس از برکناری اخیر نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، جسورتر شده است، بارها تهدید کرده که در صورت ادامه سرکوب اعتراضات در ایران، دست به حملات نظامی خواهد زد. او در ۶ ژانویه هشدار داد: «اگر معترضان ایرانی همچنان کشته شوند، ما هم شروع به شلیک خواهیم کرد.»

نیروهای مسلح و شبه‌نظامیان به‌شدت مسلح جمهوری اسلامی در گذشته نیز تظاهرات را به‌طرزی بی‌رحمانه سرکوب کرده‌اند و نیاز واقعی به جلوگیری از یک کشتار گسترده‌تر وجود دارد. افزون بر این، جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن گذشته، شکننده‌تر از همیشه به نظر می‌رسد. رژیم از حل ریشه‌های بحران اقتصادی که مردم را به خیابان‌ها کشانده ناتوان است؛ اعتراضات از تهران به تمام گوشه و کنار کشور گسترش یافته و نشان می‌دهد که ایرانیان به‌طور گسترده ایمان خود را به توانایی رهبران کنونی برای قرار دادن کشور در مسیری بهتر از دست داده‌اند.

مجموعه این عوامل بدون تردید وسوسه دولت ترامپ را برای وارد کردن ضربه‌ای مرگبار به رژیم آیت‌الله علی خامنه‌ای — یا حتی شلیک یک «گلوله هشدار» برای واداشتن آن به مذاکره درباره تغییر در شیوه حکمرانی — افزایش می‌دهد. اما حمله‌ای از سوی ترامپ، به‌مراتب بیش از آنکه به رژیم آسیب بزند، به جنبش اعتراضی لطمه خواهد زد و می‌تواند تلاشی را که خود به‌تنهایی از شتاب و ظرفیت بالایی برای تغییر برخوردار است، تضعیف کند.

آخرین ضربه‌ها

این اعتراضات نسبت به دیگر خیزش‌های مردمی اخیر در ایران، نماینده نگرانی‌هایی بسیار گسترده‌تر است. پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۰۹، تظاهرات گسترده‌ای در اعتراض به تقلب انتخاباتی شکل گرفت؛ در سال ۲۰۱۹، افزایش ناگهانی قیمت بنزین موج بزرگی از اعتراضات را به راه انداخت؛ و اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ بر مجازات‌های سخت‌گیرانه و سرکوبگرانه حکومت دینی در قبال رفتارها و نقض پوشش اجباری متمرکز بود. اما اگرچه سقوط ارزش ریال ایران — که در اواخر دسامبر ۵۰ درصد از ارزش خود را از دست داد — محرک فوری اعتراضات کنونی بود که از ۲۸ دسامبر آغاز شد، این کاهش ارزش صرفاً بازتابی از وضعیت فاجعه‌بار کلی اقتصاد کشور است: برای اکثر ایرانیان، زندگی در این کشور عملاً غیرقابل تحمل شده است. بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، قیمت مواد غذایی از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون در مجموع ۷۲ درصد افزایش یافته است. سخنگوی دولت ایران هشدار داده که این قیمت‌ها ممکن است در هفته‌های آینده ۲۰ تا ۳۰ درصد دیگر نیز افزایش یابد.

برای سال‌های متمادی، تهران قیمت کالاهای اساسی مانند برنج و روغن خوراکی را تنظیم و یارانه‌دار می‌کرد، اما پس از آنکه کاهش ارزش پول ملی ذخایر اقتصادی حکومت را تحلیل برد، دستور داده شد که قیمت‌ها بر اساس بازار آزاد تعیین شوند. با این حال، به دلیل تحولات فاجعه‌بار بلندمدت در اقتصاد ایران، شمار اندکی از مردم توان پرداخت این قیمت‌ها را دارند. بین ژانویه تا دسامبر ۲۰۲۵، نرخ تورم به بیش از ۴۸ درصد رسیده و هزینه مسکن نزدیک به ۳۷ درصد بالا رفت. بنا بر آمار مرکز آمار ایران، یک ایرانی متوسط اکنون باید ۱۰۰ سال پس‌انداز کند تا بتواند یک آپارتمان معمولی در یکی از شهرهای بزرگ خریداری کند.

در همین حال، فرسودگی زیرساخت‌ها و تجهیزات قدیمی مانع از گسترش صنعتی کشور شده است. اقتصاد ایران برای ۸۰ درصد صادرات و ۳۰ درصد درآمد ملی خود به نفت و گاز وابسته است؛ وابستگی‌ای که حتی در صورت لغو تحریم‌های آمریکا نیز از بین نخواهد رفت. تولید داخلی تا حد زیادی متوقف شده، زیرا مشتریان توان پرداخت سفارش‌ها را ندارند. توقف کار و اعتصابات به‌طور فزاینده‌ای رایج شده است. در مجموع، این عوامل باعث شد رشد تولید ناخالص داخلی از ۵.۳ درصد در سال ۲۰۲۳ به ۰.۶ درصد در سال ۲۰۲۵ سقوط کند. هم‌زمان با رکود اقتصاد رسمی، اقتصاد زیرزمینی گسترش یافته، اما منافع قاچاق کالا و قاچاق انسان به‌دلیل فساد قضایی، به‌طور نامتناسبی نصیب نخبگان می‌شود.

جوانان تحصیل‌کرده و متخصصان بیش از همه آسیب دیده‌اند. نرخ رسمی بیکاری کشور ۹.۲ درصد و بیکاری جوانان حدود ۲۳ درصد اعلام شده است، اما این ارقام احتمالاً ابعاد واقعی بحران را دست‌کم می‌گیرند. جمعیت ایران از سطح تحصیلات بالایی برخوردار است — بر اساس آمار بانک جهانی، بیش از ۶۱ درصد از مردان و زنان دارای مدرک دانشگاهی هستند — اما شمار اندکی می‌توانند از دانش خود به پاداش اقتصادی یا ثبات شغلی دست یابند.

شهروندان همچنین از بهره‌برداری بی‌پروا و غیرمسئولانه رژیم دینی از منابع طبیعی ایران خشمگین‌اند؛ بهره‌برداری‌ای که به تشدید تخریب محیط‌زیست انجامیده است. رودخانه‌های اصلی که آب اصفهان و شیراز را تأمین می‌کنند، اکنون به‌طور معمول خشک می‌شوند و تهران با بحران جدی کمبود آب روبه‌روست. در نوامبر ۲۰۲۵، دولت طرحی را پیشنهاد داد که به احتمال زیاد غیرقابل اجراست: انتقال پایتخت کشور به سواحل جنوب‌شرقی خلیج فارس. هم‌زمان، آلودگی هوا در شهرها به سطحی سمی رسیده و گرمای شدید بخش‌هایی از کشور را عملاً غیرقابل سکونت کرده است، به‌ویژه در مناطق پیرامون میدان‌های نفت و گاز جنوب و جنوب‌غرب. مهاجرت جمعیت به سمت شمال کشور، نیروی کار صنعت نفت را تحلیل برده و افزایش دما توان کشاورزان را برای دامداری و برداشت محصول محدود کرده است. دولت ایران در مدیریت پیامدهای تغییرات اقلیمی ناتوان بوده است؛ بخشی از این ناتوانی به فساد مقاماتی بازمی‌گردد که مسئول اجرای پروژه‌های جبرانی و اصلاحی بوده‌اند.

یکی از عواملی که نقشی فعال در شکل‌دهی به این اعتراضات ندارد، فروپاشی موسوم به «محور مقاومت» ایران و مجموعه تحقیرهای نظامی کشور از سوی اسرائیل و ایالات متحده از هفتم اکتبر تاکنون است. اگرچه شهروندان، در مجموع، از این‌که رژیم هزینه کمتری برای حمایت از نیروهای نیابتی خارجی خود در غزه، لبنان و سوریه می‌پردازد، احساس آسودگی می‌کنند، اما مردم عادی هنوز هیچ منفعت ملموسی از این وضعیت ندیده‌اند.

رژیمی در آستانه فروپاشی

همانند دیگر خیزش‌های موفق داخلی در تاریخ ایران — از انقلاب مشروطه ۱۲۸۵–۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵–۱۹۰۶) تا انقلاب اسلامی ۱۳۵۷–۱۳۵۸ (۱۹۷۸–۱۹۷۹) — اعتراضات اخیر مردان و زنان را از طیفی گسترده از طبقات اجتماعی–اقتصادی و مشاغل مختلف در کنار هم قرار داده است: بازاریان، کارکنان بخش‌های دولتی و خصوصی، دانشجویان، طلاب علوم دینی، روشنفکران عمومی و روحانیون شیعه میانه‌رو. اگرچه بازاریانی که با فروپاشی کسب‌وکار خود روبه‌رو بودند در ابتدا سازمان‌دهی اعتراضات را بر عهده داشتند، اما دانشجویان دانشگاه‌ها و جوانان بیکار به‌سرعت این حرکت را در شهرهای سراسر کشور ادامه دادند. دولت ناخواسته با حمله به معترضان در رسانه‌های دولتی، به گسترش اعتراضات در شهرها و روستاهای کوچک‌تر کمک کرد؛ این پوشش رسانه‌ای شهروندانی را که پیش‌تر در انزوا بودند، به بیان نارضایتی خود ترغیب کرد. اکنون این خیزش به حرکتی خودپایدار تبدیل شده است.

دولت ایران کوشیده است با اعلام افزایش بیش از ۳۰۰ درصدی یارانه اعتباری ماهانه‌ای که بخش بزرگی از جمعیت دریافت می‌کند، افکار عمومی را آرام کند. اما واقعیت این است که بانک مرکزی ایران منابع مالی لازم برای تحقق این وعده را در اختیار ندارد. در صورت تلاش برای پرداخت این مبالغ، احتمالاً ارزش ریال بیش از پیش سقوط خواهد کرد. مشکلات داخلی ایران بدون ادغام اقتصاد کشور در اقتصاد منطقه‌ای و جهانی اساساً قابل حل نیست. از همین رو، تهران به برخی اقدامات تنش‌زدایانه با ریاض دست زده و آمادگی خود را برای مذاکره با واشنگتن و دولت‌های اروپایی اعلام کرده است.

اما اکنون خامنه‌ای در وضعیتی پارادوکسیکال گرفتار شده است: او می‌داند که گشودن بازارها و جامعه ایران به میزانی که بتواند مشکلات اقتصادی را حل کند، در عین حال به تسریع پایان حاکمیتش خواهد انجامید. از این‌رو، او و شماری دیگر از رهبران تندرو به سرزنش «تحریک‌کنندگان خارجی» روی آورده‌اند. رسانه‌های تحت کنترل دولت ادعا می‌کنند که اعتراضات نوعی «آشوب ساختگی» است که ریشه در دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل، واشنگتن و حتی بریتانیا دارد.

رهبران ایران در نحوه واکنش به این بحران بیش از هر زمان دیگری دچار اختلاف نظر شده‌اند. ایرانیان به‌خوبی می‌دانند که خامنه‌ای قادر نیست این بحران‌های فزاینده ملی را متوقف کند، چه رسد به آن‌که آن‌ها را معکوس سازد. در ماه دسامبر، مجلس شورای اسلامی بودجه پیشنهادی دولت برای سال ۲۰۲۶ را رد کرد و به رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان اعلام کرد که این بودجه برای حل مشکلات کشور کفایت نمی‌کند. حکومت با شتاب یک رئیس جدید برای بانک مرکزی منصوب کرده است؛ فردی که مأموریتی تقریباً ناممکن بر عهده دارد: هم‌زمان کاهش نرخ تورم، تثبیت ارزش پول ملی و مهار اقتصاد زیرزمینی. پزشکیان و دیگر مقام‌های ارشد عملاً دست‌ها را بالا برده و حل بحران‌ها را به مقامات محلی و منطقه‌ای واگذار کرده‌اند.

خود پزشکیان نیز مجموعه‌ای از اعترافات کم‌سابقه به ناکامی مطرح کرده است. او در ماه دسامبر به مقام‌های دولتی گفت: «دولت گیر افتاده است، واقعاً به‌شدت گیر افتاده است. … فاجعه‌ها یکی پس از دیگری نازل می‌شوند. … مشکل خودِ ما هستیم.» او در سخنانی خطاب به گروهی از دانشجویان اظهار داشت: «اگر کسی می‌تواند کاری بکند، بسم‌الله؛ من کاری از دستم برنمی‌آید، به من فحش ندهید.»

تظاهرات ضدحکومتی تهران را وادار کرده است که از رهبران مخالفان برای گفت‌وگو دعوت کند. در ۳۰ دسامبر، در اقدامی بی‌سابقه دیگر، سخنگوی رسمی دولت اذعان کرد که «دلایل اعتراضات را می‌بینیم، می‌شنویم و به رسمیت می‌شناسیم». این‌ها نشانه‌هایی روشن است از این‌که رژیم می‌داند در وضعیت بسیار شکننده و در آستانه فروپاشی قرار دارد.

اثر بومرنگ

موفقیت اعتراضات در ایجاد تغییر واقعی تضمین‌شده نیست. یکی از مشکلات اصلی که توان این جنبش را محدود کرده، این است که معترضان هنوز حول یک چهره عمومی واحد به اجماع نرسیده‌اند. این در حالی است که در جریان انقلاب اسلامی، آیت‌الله روح‌الله خمینی با کاریزمای خود رهبری قیام علیه محمدرضا شاه پهلوی را بر عهده داشت و به نماد ملی و وحدت‌بخش آن جنبش تبدیل شد.

گروه‌های مختلف مخالف حکومت ایران که از اعتراضات حمایت می‌کنند — و بالقوه می‌توانند هدایت دوره پس از خامنه‌ای را بر عهده بگیرند — نیز از نظر ایدئولوژی و شیوه عمل وحدت نظر ندارند. رضا پهلوی، ولیعهد پیشین و فرزند محمدرضا شاه پهلوی، در کشوری با تاریخ طولانی پادشاهی، همچنان از نوعی حمایت نمادین برخوردار است. ایالات متحده و اسرائیل ممکن است برای تثبیت ایرانِ پس از حکومت دینی به او روی آورند؛ خودِ پهلوی حتی طرحی اداری برای احیای نظام سلطنتی ترسیم کرده است. اما او و مشاورانش که نزدیک به ۵۰ سال را در تبعید گذرانده‌اند، از ظرفیت سازمانی بسیار محدودی در داخل ایران برخوردارند. افزون بر این، ایرانیان ممکن است تمایلی نداشته باشند که خطر بازگشت به شکل قدیمی‌تری از حاکمیت مطلقه را بپذیرند — به‌ویژه سلطنتی که به ایالات متحده وابسته باشد؛ کشوری که در گذشته از شاه حمایت می‌کرد.

در همین حال، شورای ملی مقاومت ایران — ائتلافی مخالف که گهگاه در واشنگتن مورد توجه قرار گرفته — با سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) پیوند دارد. این سازمان تا حدی از توان سازمان‌دهی در داخل کشور برخوردار است، اما به دلیل حمایت از عراق در جریان جنگ ایران و عراق و نیز گرایش‌های مارکسیستی‌اش، در میان بسیاری از ایرانیان به‌شدت نامحبوب است.

رهبران موسوم به «جنبش سبز» که در جریان اعتراضات ۲۰۰۹–۲۰۱۰ تا آستانه سرنگونی حکومت خامنه‌ای پیش رفتند، اکنون سالخورده‌اند و همچنان در حبس خانگی یا بازداشت دولتی به‌سر می‌برند. در صورت آزادی، آن‌ها می‌توانند در گذار ایران به حکومتی سکولارتر و نماینده‌تر نقشی ایفا کنند. همچنین رؤسای‌جمهور پیشین ایران، محمد خاتمی و حسن روحانی — که به‌ترتیب در دوره‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۵ و ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱ تلاش‌هایی برای اصلاحات انجام دادند — می‌توانند در چنین روندی مؤثر باشند.

با این حال، یک عامل وجود دارد که می‌تواند — هرچند به شکلی نادرست — به‌طور موقت کشور را متحد کند: حمله خارجی. رهبران ایران می‌دانند که حملات آمریکا یا اسرائیل توجه شهروندان عادی را از اعتراضات منحرف خواهد کرد. در ماه ژوئن گذشته، اعتراضات ضدحکومتی در حال اوج‌گیری بود که جنگ ۱۲روزه آغاز شد. اما با فرود آمدن بمب‌های اسرائیل و آمریکا، شهروندان ناچار شدند پنهان شوند و این امر به تهران شش ماه مهلت داد تا از فشار نارضایتی عمومی رهایی یابد.

تهدیدهای ترامپ به نظر نمی‌رسد رژیم را از خشونت علیه معترضان بازداشته باشد؛ در روزهای اخیر، فرماندهان سپاه پاسداران حتی از امکان انجام حملات پیش‌دستانه سخن گفته‌اند تا ایالات متحده و اسرائیل را به واکنش نظامی وادار کنند. در یک مصاحبه تلویزیونی در روز یکشنبه، حتی لحن مسعود پزشکیان — که معمولاً معتدل‌تر است — نیز تندتر شد: او معترضان را «آشوب‌طلب» و «عناصر تروریستی» خواند و در این موضع‌گیری با خامنه‌ای هم‌صدا شد.

اهرم داخلی

این‌که رژیم کنونی ایران دقیقاً چه زمانی و چگونه سقوط خواهد کرد، روشن نیست. خامنه‌ای که ۸۶ سال دارد، ممکن است تا زمان ناتوانی کامل یا مرگ به قدرت بچسبد. فرماندهان میانی سپاه پاسداران، با هدف حفظ نفوذ اقتصادی نهاد خود، ممکن است مداخله کرده و حکومت نظامی برقرار کنند. یا این‌که معترضان بتوانند نیروهای امنیتی محلی و ملی را درهم بشکنند و روحانیون و سیاستمداران وفادار به رژیم را وادار به فرار کنند. اما صرف‌نظر از احساساتشان نسبت به حکومت، ایرانیان داخل کشور هیچ تمایلی به تغییر رژیم به رهبری ایالات متحده ندارند. آن‌ها شکست چنین پروژه‌هایی را در همسایگی خود، در عراق و افغانستان، دیده‌اند. افزون بر این، در روزهای نخست سال ۲۰۲۶، شاهد ورود نظامی آمریکا به ونزوئلا بدون هیچ طرحی برای جانشینی سیاسی یا تثبیت اوضاع بوده‌اند. آن‌ها همچنین نمی‌خواهند دولت ترامپ منابع نفتی ایران را به غارت ببرد.

ایران نیازی به ساختن یک حکومت از صفر ندارد. این کشور هم‌اکنون دارای قوه مجریه و مقننه، رئیس‌جمهوری منتخب مردم و نمایندگانی است که قضات قوه قضائیه را منصوب می‌کنند — هرچند استقلال این سه قوه به دلیل تبعیت از ساختار دینی حاکم تضعیف شده است. مهم‌تر از همه، ایران سابقه تغییر سیاسی برخاسته از اراده شهروندان را دارد؛ تجربه‌ای که به انقلاب مشروطه ۱۹۰۵–۱۹۰۶ بازمی‌گردد. آن دستاورد دموکراتیک به اصلاحات سیاسی مهمی انجامید، از جمله شکل‌گیری مجلس منتخب مردم، تعدد احزاب سیاسی، مطبوعات آزاد و مشارکت مدنی همه اقشار جامعه. ایرانیان می‌توانند در قرن بیست‌ویکم بار دیگر آن تجربه را تکرار کنند.

واقعیت آشکار این است که روزهای رژیم خامنه‌ای — دست‌کم در شکل کنونی‌اش — به شمارش افتاده است. حتی با توسل به خشونت، آیت‌الله و حلقه نزدیک به او برای بیرون راندن معترضان از خیابان‌ها با دشواری جدی روبه‌رو هستند. نیازی به موشک نیست. شهروندان ایران می‌توانند خود، بدون مداخله خارجی، حکومت دینی را سرنگون کنند.

———————-
* جمشید کی. چوکسی استاد ممتاز مطالعات ایران، اوراسیا و آسیای مرکزی در دانشکده مطالعات جهانی و بین‌المللی همیلتون لوگار و مدیر مرکز منابع ملی آسیای مرکزی و اوراسیایی در دانشگاه ایندیانا است.
* کارول ای. بی. چوکسی مدرس ارشد اطلاعات استراتژیک در دانشکده انفورماتیک، محاسبات و مهندسی لودی در دانشگاه ایندیانا است.



نظر شما درباره این مقاله:








هشدار کشورهای منطقه به آمریکا درباره حمله به ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 22:50

هشدار کشورهای منطقه به آمریکا درباره حمله به ایران


سامر سعید و عمر عبدالـباقی
وال‌استریت ژورنال / ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶

رقبای عرب ایران در آن سوی خلیج فارس، به رهبری عربستان سعودی، پس از آن‌که آمریکا به آن‌ها هشدار داد برای چنین حمله‌ای آماده باشند، در حال لابی‌گری با دولت دونالد ترامپ برای جلوگیری از حمله به تهران هستند.

در عرصه عمومی، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس عمدتاً سکوت کرده‌اند، در حالی که اعتراض‌ها در جمهوری اسلامی همسایه گسترش یافته و گروه‌های حقوق بشری اعلام کرده‌اند هزاران نفر در سرکوب‌های حکومت جان باخته‌اند.

اما پشت صحنه، به گفته مقام‌های عرب حوزه خلیج فارس، عربستان سعودی، عمان و قطر به کاخ سفید گفته‌اند تلاش برای سرنگونی حکومت ایران می‌تواند بازارهای نفت را متلاطم کند و در نهایت به اقتصاد آمریکا آسیب بزند. مهم‌تر از همه، آن‌ها نگران پیامدهای چنین اقدامی در داخل کشورهای خود هستند.

به گفته این مقام‌ها، دولت ترامپ روشن نکرده چه نوع اقدام نظامی‌ای علیه ایران را در نظر دارد، اما اعلام کرده احتمال حمله بیش از عدم حمله است.

یکی از مقام‌های کاخ سفید گفت همه گزینه‌ها برای رسیدگی به وضعیت ایران در اختیار رئیس‌جمهور ترامپ قرار دارد. او افزود: «رئیس‌جمهور به طیفی از دیدگاه‌ها درباره هر موضوع گوش می‌دهد، اما در نهایت تصمیمی را می‌گیرد که به نظرش بهترین است.»

ترامپ روز سه‌شنبه به‌طور مستقیم خطاب به معترضان ایرانی پیام داد و از آن‌ها خواست در برابر تلاش‌های حکومت برای خاموش کردن اعتراض‌ها ایستادگی کنند و نهادهای دولتی را در دست بگیرند. او در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «کمک در راه است.»

کشورهای عرب نگران‌اند که حملات به ایران موجب اختلال در عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز شود؛ آبراه باریکی در دهانه خلیج فارس که ایران را از همسایگان عربش جدا می‌کند و حدود یک‌پنجم محموله‌های نفت جهان از آن عبور می‌کند.

به گفته مقام‌های سعودی، مسئولان عربستان به تهران اطمینان داده‌اند که در درگیری احتمالی دخالت نخواهند کرد و اجازه نخواهند داد آمریکا از حریم هوایی آن‌ها برای حملات استفاده کند؛ تلاشی برای فاصله گرفتن از اقدام آمریکا و بازداشتن آن.

سخنگوی سفارت عربستان در واشنگتن و مرکز رسانه‌های بین‌المللی این کشور در ریاض به درخواست‌ها برای اظهار نظر پاسخی ندادند. قطر و عمان نیز به درخواست‌ها پاسخ ندادند.

به گفته مقام‌های آمریکایی، ترامپ هنوز تصمیم نهایی درباره اقدام علیه ایران نگرفته و در حال دیدار با مشاوران خود برای تعیین رویکردش است. گزینه‌ها می‌تواند شامل صدور دستور حملات نظامی به مراکز حکومتی، انجام حملات سایبری، تصویب تحریم‌های جدید و تقویت حساب‌های ضدحکومتی در فضای آنلاین باشد.

اعتراض‌های ایران که اواخر دسامبر در تهران و در پی تشدید بحران اقتصادی آغاز شد و این ماه به سراسر کشور گسترش یافت، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها برای حکومت از زمان به قدرت رسیدنش در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ به شمار می‌رود.

گروه «فعالان حقوق بشر در ایران» روز سه‌شنبه اعلام کرد شمار جان‌باختگان از ۲ هزار نفر فراتر رفته است، در حالی که حکومت برای سرکوب اعتراض‌ها اقدام کرده است. تلویزیون دولتی ایران روز یکشنبه تصاویری منتشر کرد که ده‌ها پیکر  را نشان می‌داد که در داخل و خارج از یک سردخانه در نزدیکی تهران ردیف شده بودند.

کشورهای حوزه خلیج فارس — که بسیاری از آن‌ها در سال‌های اخیر در حملات ایران و متحدانش آسیب دیده‌اند — همدلی چندانی با تهران ندارند. با این حال، آن‌ها نگران پیامدهای اقتصادی و سیاسی تشدید بحران در ایران، یا حتی سقوط رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، برای کشورهای خود هستند.

به گفته تحلیلگران، عربستان سعودی به‌ویژه نسبت به شکننده‌تر شدن وضعیت حساس است. این پادشاهی به رسانه‌های داخلی دستور داده پوشش خبری و حمایت خود از اعتراض‌ها را محدود کنند تا از تلافی‌جویی ایران جلوگیری شود.

مایکل راتنی، سفیر پیشین آمریکا در عربستان سعودی در دولت بایدن، گفت: «آن‌ها هیچ علاقه‌ای به حکومت ایران در هیچ شکل و صورتی ندارند، اما به‌شدت از بی‌ثباتی بیزارند. وقتی جعبه پاندورای تغییر رژیم — چه خودجوش از داخل یا تحریک‌شده از بیرون — را باز می‌کنید، حجم عظیمی از عدم قطعیت ایجاد می‌کنید؛ آن هم در زمانی که این آخرین چیزی است که آن‌ها می‌خواهند.»

در حالی که عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس با تضعیف توانمندی‌های نظامی و هسته‌ای ایران مخالف نیستند، نگران جایگزین‌های احتمالی در صورت سرنگونی خامنه‌ای هستند.

راتنی گفت: «ممکن است چیزی هم‌سطح یا بدتر، مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به قدرت برسد.»

او افزود: «یا ممکن است با هرج‌ومرج، تجزیه و منطقه‌ای شدن قدرت روبه‌رو شوید.» به گفته او، کنترل اعمال‌شده از سوی حکومت ایران دست‌کم نوعی پیش‌بینی‌پذیری برای کشورهای خلیج فارس ایجاد می‌کند. «وقتی این از بین برود، اوضاع بسیار خطرناک می‌شود.»

رهبران عربستان مدت‌هاست نگران‌اند که ناآرامی در منطقه موجب شعله‌ور شدن اعتراض‌ها در داخل مرزهای خودشان شود و توجه‌ها را به سابقه سرکوب اعتراض‌ها در این کشور جلب کند. آن‌ها همچنین نگران اختلال در برنامه بلندپروازانه اقتصادی و اجتماعی خود، موسوم به «چشم‌انداز ۲۰۳۰»، هستند که هدفش افزایش گردشگری و کاهش وابستگی پادشاهی به درآمدهای نفتی است.

به گفته یک مقام سعودی، ثبات در منطقه اولویت اصلی ولیعهد عربستان، محمد بن سلمان، است.

نیل کوئیلیام، پژوهشگر همکار اندیشکده روابط بین‌الملل «چتم هاوس» در بریتانیا، می‌گوید از دید کشورهای عرب خلیج فارس، بهترین سناریو این است که اعتراض‌ها در ایران پایان یابد، مذاکرات داخلی به برخی اصلاحات منجر شود و مذاکرات آمریکا تنش‌ها را فروبنشاند.

به گفته مقام‌های عرب، امارات متحده عربی — همسایه نزدیک ایران در آن سوی تنگه هرمز — در این تلاش‌های لابی‌گری شرکت نداشته است. کوئیلیام گفت امارات عموماً تحمل ریسک بالاتری نسبت به پیامدهای بی‌ثباتی دارد و همچنین رویکردهای متفاوتی در ژئوپلیتیک نسبت به رقیب خود در ریاض اتخاذ کرده است.

عربستان سعودی سال‌ها برای دستیابی به نوعی تنش‌زدایی دیپلماتیک با ایران تلاش کرده، در حالی که از عادی‌سازی روابط با اسرائیل خودداری کرده است؛ اما امارات متحده عربی به دلیل نزدیکی به اسرائیل و نقش‌آفرینی‌اش در درگیری‌های سودان و یمن، خشم بخش بزرگی از جهان عرب و مسلمان را برانگیخته است.

کوئیلیام گفت: «امارات رنگ‌های خود را بسیار نزدیک به پرچم اسرائیل بسته است.» او پیش‌بینی کرد این موضع می‌تواند پایگاه‌های آمریکا در امارات را به هدفی برای تلافی‌جویی ایران در واکنش به اقدام احتمالی آمریکا تبدیل کند. «ایرانی‌ها در حال حاضر نمی‌خواهند سعودی‌ها را عصبانی کنند. اما درباره اماراتی‌ها — تقریباً همه در منطقه در حال حاضر از آن‌ها عصبانی‌اند.»



نظر شما درباره این مقاله:








چندین کشور اروپایی سفیران جمهوری اسلامی
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 21:47

چندین کشور اروپایی سفیران جمهوری اسلامی




نظر شما درباره این مقاله:








ایلیا هاشمی: وضعیت کشتار در ایران فاجعه‌بار است
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 19:33

ایلیا هاشمی: وضعیت کشتار در ایران فاجعه‌بار است


مأموران برای یافتن استارلینک خانه به خانه می‌گردند

ایلیا هاشمی، کنشگر فضای مجازی که کانال تلگرامی پرمخاطبی دارد و منبع بسیاری از اخبار اعتمادپذیر از درون ایران است، در جریان اعتراضات جاری از معدود کسانی بوده است که کم‌شمار اطلاعات خارج شده از ایران را با وجود قطعی اینترنت پوشش می‌دهد.

او در ویدئویی اختصاصی برای یورونیوز فارسی در روز سه‌شنبه ۲۳ دی‌ماه، چکیده‌ای از وضعیت کنونی ایران و دشواری اطلاع‌رسانی در شرایط بی‌خبری را شرح داده که متن آن در پی می‌آید:

«در حال حاضر که من این ویدئو را ضبط می‌کنم، بیش از ۱۱۲ ساعت است که اینترنت در ایران کاملاً قطع شده است. مردم هیچ راهی برای انتقال اخبار و اطلاعات ندارند و تمام اطلاعات موجود در حال حاضر به واسطه افرادی است که به اینترنت استارلینک دسترسی دارند. متأسفانه اتفاقی که افتاده این است که جمهوری اسلامی تلاش می‌کند با استفاده از آراف دیتکتورها، دستگاه‌های استارلینک را شناسایی کند. این حکومت به شدت با انواع دستگاه‌های اختلال‌گر در زمینه سیگنال‌ها و جی‌پی‌اس تلاش می‌کند از اتصال پایدار دستگاه‌های استارلینک به ماهواره جلوگیری کند و این امر وضعیت فعلی را دشوارتر کرده است.

در چند روز اخیر، به واسطه همین ارتباط اندک با افرادی که به استارلینک متصل بودند و گزارش‌ها را ارسال می‌کردند، من توانسته‌ام آنها را منتشر کنم، بسیاری دیگر نیز موفق شدند ویدئوهایی را منتشر کنند، صرفاً من نبودم. اما آنچه که من می‌دانم و بیان کرده‌ام، بیانگر میلیون‌ها ایرانی از سراسر کشور است؛ افرادی که در شهرهای بزرگ، شهرهای کوچک و حتی روستاها حضور داشته‌اند.

وضعیتی که در حال حاضر در ایران رخ می‌دهد، یک کشتار گسترده و یک فاجعه است. تخمین‌ها در کمترین حالت بیش از ۱۵ هزار کشته را نشان می‌دهد.

من با کادر درمان بیمارستان‌های شیراز و سینای تهران و چند بیمارستان دیگر در رشت، ساری و کرمان صحبت کردم و به هر نحوی توانستم، برخی اطلاعات را مخابره کردم. آنچه پزشک بیمارستان پیوند در شیراز اطلاع‌رسانی کرد، که صدای او را نیز در اکانت توییترم منتشر کردم، درخواست کمک بود؛ زیرا افراد زیادی بینایی خود را از دست داده‌اند.

در برخی گزارش‌ها، تنها یک بیمارستان بیش از سیصد مورد تخلیه چشم گزارش کرده است. حجم کشته‌ها فاجعه‌بار و غیرقابل تخمین است. آنچه در (حملات) هفتم اکتبر (در اسرائیل) رخ داد، به مراتب کمتر از آن چیزی است که جمهوری اسلامی بر مردم ایران تحمیل می‌کند. وضعیت فعلی یک نسل‌کشی کامل، جنایت علیه بشریت است و جهان سکوت کرده و می‌گوید چرا ویدئوها این‌قدر کم است. مردم ایران اینترنت ندارند و وضعیت بسیار فاجعه‌بار است. تمام اطلاعات موجود در حال حاضر به واسطه افرادی است که موفق شده‌اند تحت هر شرایطی به اینترنت وصل شوند و تصاویر و اطلاعات را مخابره و جمع‌آوری کنند.

یکی از افرادی که به خیابان‌های شیراز رفته بود، می‌گفت که بسیج به دلیل کمبود نیرو از نوجوانان ۱۵ ساله استفاده می‌کند و توضیح می‌داد که به یک نوجوان ۱۵-۱۶ ساله شاتگان داده شده بود، در حالی که او اصلاً درک نمی‌کرد چه می‌کند و گویی بازی ویدئویی انجام می‌داد؛ ناگهان وارد جمعیت می‌شد و شلیک می‌کرد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نحوه کشتن معترضان و فیلمبرداری از آنان حین جان دادن، نیروهای سپاه را جنایتکارانی توصیف کرد که ایدیولوژی‌شان به مراتب وحشیانه‌تر و خطرناک‌تر از ایدئولوژی‌های دیگر است.

مردم ایران با دست خالی مقابل این نیروها ایستاده‌اند. میلیون‌ها نفر وارد خیابان‌ها شده‌اند، میلیون‌ها نفر در حال مبارزه هستند و میلیون‌ها نفر فریاد می‌زنند و درخواست کمک از جهان می‌کنند.

کسی که در تهران‌پارس بود برای من تعریف می‌کرد که کلانتری یک مسلسل روی خودروی پلیس بسته بود و بدون هیچ هشداری به مردم را به رگبار گلوله می‌بست. می‌گفت مردم عین برگ درخت بر زمین می‌ریختند. تنها در همان منطقه، حداقل صد نفر کشته شدند.

وضعیت در شهرهای دیگر نیز به مراتب بدتر است. هیچ خبری از سنندج، ایذه و ده‌ها شهر و صدها شهرستان و روستاهای کوچک در جنوب ایران از جمله سیستان و بلوچستان نداریم؛ زیرا آن‌ها حتی توان تهیه استارلینک را نداشته‌اند.

جمهوری اسلامی به شدت تمرکز کرده است تا با آر اف دیتکتورها و دستگاه‌های مختلف، دستگاه‌های باقی‌مانده استارلینک را پیدا کند؛ به خانه‌ها و پشت‌بام‌ها می‌رود و افراد مشکوک را بازجویی می‌کند. این حکومت با ایجاد اختلال در سیگنال‌های مخابراتی و جی‌پی‌اس مانع می‌شود که دستگاه استارلینک بتواند به راحتی موقعیت ماهواره‌ها را پیدا کرده و کانکت شود. سرعت آپلود توسط کاربران استارلینک در ایران به شدت کاهش یافته است. وضعیت بسیار ترسناک است.

اگر تا امروز مردم از وحشیانه‌ترین جنایتی که در هفتم اکتبر اتفاق افتاد صحبت می‌کردند، امروز باید از وحشیانه‌ترین اعمال یک حکومت بر سر مردم آن کشور سخن بگویند. جمهوری اسلامی یک حکومت تروریستی است که از کشتار انسان‌ها هیچ ابایی ندارد.»

یورونیوز فارسی



نظر شما درباره این مقاله:








نماینده ترامپ به‌طور محرمانه با رضا پهلوی دیدار کرد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 19:14

نماینده ترامپ به‌طور محرمانه با رضا پهلوی دیدار کرد


باراک راوید / آکسیوس

به گفته یک مقام ارشد آمریکایی، استیو ویتکاف، نماینده کاخ سفید، آخر هفته گذشته به‌طور محرمانه با رضا پهلوی، ولیعهد پیشین و تبعیدی ایران، دیدار و درباره اعتراضات گسترده جاری در ایران گفت‌وگو کرده است.

اهمیت موضوع: این نخستین دیدار در سطح بالا میان اپوزیسیون ایران و دولت ترامپ از زمان آغاز اعتراضات، یعنی حدود ۱۵ روز پیش، به شمار می‌رود. رضا پهلوی تلاش دارد خود را به‌عنوان رهبری «گذار» معرفی کند تا در صورت سقوط نظام، نقشی محوری ایفا کند.

آنچه خبر را به جریان انداخت: کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، به خبرنگاران گفت تیم امنیت ملی کاخ سفید صبح سه‌شنبه نشستی درباره گزینه‌های واکنش به اعتراضات برگزار کرده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در این نشست حضور نداشت.

اعتراضات روز سه‌شنبه نیز در شهرهای مختلف ایران ادامه یافت. برآوردها از شمار کشته‌شدگان به‌شدت افزایش یافته، هرچند آمارها بسیار متفاوت است. به گفته یک مقام آمریکایی، اسرائیل ارزیابی‌ای را با ایالات متحده در میان گذاشته که بر اساس آن دست‌کم ۵ هزار معترض کشته شده‌اند.

این مقام آمریکایی گفت: «ایرانی‌ها در حال اعمال سرکوبی گسترده هستند.»

ترامپ روز سه‌شنبه از مردم ایران خواست «به اعتراض ادامه دهند» و «نهادهای حکومتی را در دست بگیرند» و تأکید کرد که «کمک در راه است».

نگاهی نزدیک‌تر: رضا پهلوی، فرزند محمدرضا شاه پهلوی که در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ از قدرت کنار گذاشته شد، از تبعید در ایالات متحده رهبری بخشی از اپوزیسیون را بر عهده دارد.

در دو هفته گذشته، او در شبکه‌های تلویزیونی آمریکا بارها ظاهر شده و از دولت ترامپ خواسته است برای حمایت از اعتراضات مداخله کند.

پیچیدگی ماجرا: در آغاز اعتراضات، دولت ترامپ رضا پهلوی را یک بازیگر سیاسی مهم تلقی نمی‌کرد.

ترامپ هفته گذشته در گفت‌وگویی با برنامه «هیو هویت شو» از حمایت رسمی از او خودداری کرد.

اما به گفته یک مقام ارشد آمریکایی، دولت از این موضوع غافلگیر شد که در بسیاری از تظاهرات، معترضان نام رضا پهلوی را شعار می‌دادند.

این مقام گفت: «نوعی اوج‌گیری جایگاه پهلوی رخ داده است. در بسیاری از شهرها نام او در تظاهرات شنیده می‌شود و به نظر می‌رسد این روند به‌طور خودجوش شکل گرفته باشد.»

بین خطوط: کریم سجادپور، تحلیلگر ارشد بنیاد کارنگی، به آکسیوس گفت رضا پهلوی در مقایسه با رادیکالیسم اسلام‌گرایانه حاکمیت، نقطه‌ای وحدت‌بخش برای احساسات ملی‌گرایانه معترضان فراهم می‌کند.

او افزود: «بیشتر این معترضان پس از انقلاب ۱۹۷۹ به دنیا آمده‌اند و نسبت به دوره‌ای که هرگز تجربه نکرده‌اند نوعی نوستالژی دارند؛ دورانی که اقتصاد کشور در حال رشد بود، جامعه آزادی‌های اجتماعی بیشتری داشت و ایران از چهره‌ای مثبت در عرصه بین‌المللی برخوردار بود. برای بسیاری از ایرانیان، رضا پهلوی بیش از هر رهبر دیگری مظهر این میهن‌دوستی و این نوستالژی رو به آینده برای “دوباره عظمت بخشیدن به ایران” است.»

راز زیمت، مدیر برنامه ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS)، گفت نام رضا پهلوی با بسامد قابل‌توجهی در اعتراضات شنیده می‌شود، اما تشخیص اینکه این موضوع بازتاب‌دهنده حمایت گسترده در جامعه ایران باشد یا نه، دشوار است.

او افزود حتی اگر باور عمومی گسترده‌ای به «توانایی‌های رهبری» پهلوی وجود نداشته باشد، ممکن است بسیاری از ایرانیان از این منظر که او «نسبت به وضعیت کنونی ترجیح‌پذیرتر است»، حاضر باشند او را دست‌کم به‌طور «موقت» به‌عنوان رهبر بپذیرند.

به زبان اعداد: بر اساس نظرسنجی‌های افکار عمومی که طی سال‌های اخیر انجام شده و آخرین مورد آن به نوامبر ۲۰۲۵ بازمی‌گردد، حدود یک‌سوم ایرانیان از رضا پهلوی حمایت می‌کنند و حدود یک‌سوم دیگر به‌شدت با او مخالف‌اند. به گفته عمار ملکی، نظرسنج هلندی، این میزان حمایت از هر چهره دیگر اپوزیسیون ایران بالاتر است.



نظر شما درباره این مقاله:








دولت اسرائيل موضوع حمله به ایران را بررسی می‌کند
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 18:46

دولت اسرائيل موضوع حمله به ایران را بررسی می‌کند




نظر شما درباره این مقاله:








تعداد معترضان جان‌باخته به دست‌کم ۷۳۴ نفر رسید
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 18:16

تعداد معترضان جان‌باخته به دست‌کم ۷۳۴ نفر رسید


سازمان حقوق بشر ایران /  ۲۳ دی ۱۴۰۴

هفده روز از آغاز دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران می‌گذرد. براساس آمار و اطلاعات سازمان حقوق بشر ایران، از آغاز اعتراضات تاکنون دست‌کم ۷۳۴ معترض، ازجمله ۱۲ کودک و ۶ زن، کشته و هزاران تن مجروح شده‌اند.

گزارش‌های جدید درباره کشته‌شدگان در شهرها و استان‌های مختلف ایران همچنان به‌دست سازمان حقوق بشر ایران می‌رسد. در یکی از آخرین گزارش‌ها، سازمان حقوق بشر ایران مطلع شده است که تنها در روز ۱۸ دی‌ماه دست‌کم ۸۰ معترض در چند شهر استان مازندران با اصابت گلوله‌های جنگی جان‌ باخته‌اند .

هم‌زمان گزارش‌های تأییدنشده‌ از کشته‌شدن دست‌کم هزاران و براساس تخمین تلویزیون ایران اینترنشنال، بیش‌از ۱۲۰۰۰ نفر، حکایت دارند که به‌دلیل قطع کامل اینترنت از پنجشنبه شب و محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات، راستی‌آزمایی مستقل آن‌ها در شرایط کنونی با دشواری جدی روبه‌روست.

علاوه‌بر این، روایت‌های تأییدنشده از اعدام فراقضایی برخی مجروحان بازداشت‌شده در اعتراضات جاری ایران حکایت دارد. این درحالی است که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز روز دوشنبه، ۲۲ دی‌ماه، در سخنانی «تیر خلاص» زدن به برخی مجروحان را تأیید کرد، اما آن را به «عوامل تروریستی وابسته به دشمن» نسبت داد.

گزارش‌های رسیده به سازمان حقوق بشر ایران نیز نشان می‌دهد بسیاری از کشته‌شدگان که برخی از آن‌ها با گلوله‌های  ساچمه‌ای زخمی شده بودند، درنهایت با اصابت گلوله جنگی به سر یا گردن جان باخته‌اند.

دادستان کل کشور در روزهای گذشته اعلام کرده بود که همگی معترضان «محارب» محسوب می‌شوند؛ محاربه اتهامی است که براساس قوانین جمهوری اسلامی می‌تواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
او همچنین گفته بود که به پرونده افراد دستگیرشده در جریان اعتراضات «با تعیین شعب ویژه [دادگاه انقلاب] به‌صورت فوق‌العاده و خارج از نوبت» رسیدگی می‌شود.

سازمان حقوق بشر ایران بار دیگر ضمن یادآوری اصل مسئولیت حمایت (R2P) جامعه جهانی از شهروندان، خواستار تشکیل جلسه اضطراری شورای امنیت سازمان ملل متحد برای رسیدگی فوری و اقدام برای حمایت از شهروندان ایرانی دربرابر کشتار جمهوری اسلامی شد. 

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق‌ بشر ایران، در این‌باره گفت:«پس از کشتار گسترده معترضان در خیابان‌ها، هزاران معترض در بازداشتگاه‌ها و زندان‌های جمهوری اسلامی تحت شرایط غیرانسانی و در خطر شکنجه و اعدام به‌سر می‌برند. خطر اعدام معترضان پس‌از دادگاه‌های صحرایی جدی‌ است، زیرا این حکومت در دهه شصت هم جنایات مشابهی را در ایران مرتکب شده‌ است.» او در ادامه درباره تخمین آمار کشته‌شدگان در اعتراضات و ادعاهای وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی گفت: «آماری که ما منتشر می‌کنیم براساس اطلاعات رسیده از کمتر از نیمی از استان‌های کشور و کمتر از ۱۰درصد بیمارستان‌های ایران به‌دست آمده است. تعداد واقعی کشته‌شدگان احتمالاً به هزاران نفر می‌رسد و از آنجا که حکومت نمی‌تواند بر شمار بالای جان‌باختگان سرپوش بگذارد، برای فرار از مسئولیت، این کشتار گسترده را به عوامل بیگانه نسبت می‌دهد. اظهارات وزیر امور خارجه حکومت هیچ اعتباری ندارند و تحریف واقعیت و تکرار دروغ‌های پیشین حکومت است.»

هم‌زمان با وجود سرکوب شدید حکومت، گزارش هایی از تداوم اعتراضات در برخی از مناطق ایران گزارش شده است.

دور جدید اعتراضات که از ۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ علیه شرایط بد اقتصادی از بازار تهران شروع شده بود، به‌سرعت با شعارهای ضدحکومتی به نقاط مختلف ایران کشیده شد. اعتراض‌ها تا پیش از قطع‌ اینترنت در همه استان‌های کشور و حدود ۱۹۰ شهر ایران ادامه داشته است.

براساس اطلاعات سازمان حقوق‌بشر ایران، از آغاز اعتراضات تاکنون، دست‌کم ۷۳۴ معترض در ۱۵ استان ایران کشته شدند. تنها مواردی در این آمار گنجانده شده‌اند که به‌طور مستقیم توسط سازمان حقوق‌ بشر ایران یا دو منبع مستقل تأیید شده‌ باشند. این آمار همچنین کشته‌شدگان تأییدشده براساس گزارش‌ها و مستنداتی از بیمارستان‌ها و مکان‌های نگه‌داری اجساد جان‌باختگان را دربرمی‌گیرد.

بیشترین تعداد کشته‌شدگان مربوط به اعتراضات چند روز اخیر (از پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه تاکنون) است و گزارش‌های رسیده به سازمان حقوق بشر ایران نشان می‌دهد که اغلب آنان کمتر از ۳۰ سال داشته‌اند.

همچنین براساس گزارش‌هایی که این سازمان دریافت کرده، ۱۲ تن از کشته‌شدگان زیر ۱۸ سال سن داشته‌اند، اما هنوز برای تمام آن‌ها شناسنامه و اسنادی که نشانگر سن دقیق ایشان باشد، دریافت نشده است. تلاش برای ثبت دقیق سن آنان ادامه دارد.

دو منبع مستقل اعلام کرده‌اند دست‌کم ۱۶۰۰ جان‌باخته اعتراضات ضدحکومتی جاری در پزشکی قانونی اصفهان ثبت شده است.

یک منبع مطلع به سازمان حقوق بشر ایران گفته است که در روز ۱۸ دی‌ماه دست‌کم ۸۰ معترض در چند شهر استان مازندران جان باخته‌اند. به گفته این منبع، پیکر حدود ۵۰ معترض در بیمارستان‌های کل شهر ساری مشاهده شده است. درمورد قائم‌شهر و زیرآب نیز وجود پیکرهای ۱۵ جان‌باخته در هریک از این دو شهر گزارش شده است.

این منبع توضیح داد: «این‌ها فقط کسانی بودند که مردم آورده بودند به بیمارستان. بعضی از کشته‌شدگان را جمع کردند در خیابان و به بیمارستان نیاوردند. بعضی از کشته‌شدگان هم سلاح ساچمه‌ای خورده بودند و هم گلوله جنگی. در شهرها تقریباً حکومت نظامی‌ست و حتی به بسیاری از مغازه‌داران دستور داده‌اند مغازه‌ها را ببندند.»

گزارش‌هایی از برقراری وضعیتی مشابه حکومت نظامی از هنگام غروب تا صبح روز بعد در برخی شهرهای دیگر نیز به‌دست سازمان حقوق بشر ایران رسیده است. یک منبع مطلع از شهر همدان به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «از حدود ۶ عصر به بعد در این شهر حکومت نظامی اعلام کرده‌اند.»

شورای سردبیری شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال در اطلاعیه‌ای اعلام کرده که ازطریق منابعی در شورای‌عالی امنیت ملی، دفتر ریاست جمهوری، سپاه پاسداران و شاهدان عینی در ایران، توانسته است جان‌باختن ۱۲هزار نفر را تأیید کند. بنابر اعلام این رسانه، کشتار با دستور مستقیم علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، و موافقت سران سه قوه انجام شده است.

همچنین گزارش‌های بیشتری از کشته‌شدگان در دیگر شهرها نیز به‌دست سازمان حقوق بشر ایران رسیده است. این موارد درحال راستی‌آزمایی است و درصورت تأیید، آمار کشته‌شدگان افزایش خواهد یافت.

علاوه‌بر این، روایت‌های تأییدنشده از اعدام فراقضایی برخی مجروحان بازداشت‌شده در اعتراضات جاری ایران حکایت دارد. این درحالی است که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز روز دوشنبه در نشستی با سفرای کشورهای خارجی در تهران «تیر خلاص» زدن به برخی مجروحان را تأیید کرد، اما آن را به «عوامل تروریستی وابسته به دشمن» نسبت داد و گفت : «حتی مجروحین را خودشان به قتل می‌رساندند. در یک مورد، یازده مجروح را مردم می‌خواسته‌اند به بیمارستان منتقل بکنند، یک عده‌ای آمده‌اند و گفته‌اند بدهید، ما خودمان می‌بریم؛ و بعد هر یازده‌تا را جای دیگری پیدا کرده‌اند که تیر خلاص به آن‌ها زده شده‌بود.»

گزارش‌های رسیده به سازمان حقوق بشر ایران نشان می‌دهد نیروهای حکومتی در برخورد با معترضان از سلاح جنگی استفاده کرده‌اند و بسیاری از کشته‌شدگان که برخی از آن‌ها با گلوله‌های  ساچمه‌ای زخمی شده بودند، درنهایت با اصابت گلوله جنگی به سر یا گردن جان باخته‌اند.

ارزیابی دقیقی از شمار مجروح‌شدگان در اعتراضات وجود ندارد، اما تعداد آنان به هزاران تن می‌رسد. شبکه خبر صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز شامگاه دوشنبه، ۲۲ دی‌ماه، در اطلاعیه‌ای به نقل از سازمان انتقال خون کشور از شهروندان درخواست کرده است که برای اهدای خون داوطلب شوند.

از سوی دیگر، رسانه‌های حکومتی از کشته‌شدن دست‌کم ۱۲۱ نفر از مأموران نظامی، انتظامی، امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در اعتراضات جاری خبر داده‌اند. به گزارش این رسانه‌ها، آمار اعلام‌شده مأموران کشته‌شده در تهران را شامل نمی‌شود.

بازداشت گسترده و جمعی معترضان نیز در برخی شهرها گزارش شده‌ و برآوردها نشان می‌دهد که تعداد بازداشت‌شدگان اعتراضات جاری به بیش از ده هزار نفر رسیده است.

این درحالی است که مقام‌های جمهوری اسلامی همچنان معترضان را به برخورد شدید و فوری تهدید می‌کنند. درپی تأکید رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، دادستان کل کشور اعلام کرده بود به پرونده افراد دستگیرشده در جریان اعتراضات «با تعیین شعب ویژه [دادگاه انقلاب] به‌صورت فوق‌العاده و خارج از نوبت» رسیدگی می‌شود. او درضمن تصریح کرده بود که همگی معترضان «محارب» محسوب می‌شوند؛ محاربه اتهامی است که براساس قوانین جمهوری اسلامی می‌تواند به صدور حکم اعدام منجر شود.

در همین راستا، از زمان آغاز اعتراضات تاکنون حدود ۱۰۰ مورد اعتراف اجباری بازداشت‌شدگان از رسانه‌‌های حکومتی پخش شده است.

با وجود قطعی اینترنت در سراسر ایران، ویدیوها و گزارش‌های معدودی که دریافت شده، نشان می‌دهد شامگاه ۲۲ دی‌ماه نیز تجمعات اعتراضی دست‌کم در چند نقطه ایران، ازجمله تهران، کرج، ارومیه، اصفهان و همدان ادامه یافته‌ است.

از شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه اینترنت سراسری ایران قطع شد و براساس گزارش نت‌بلاکس که وضعیت اینترنت در جهان را بررسی می‌کند از صبح ۱۹ دی‌ماه، ۹۹درصد اینترنت ایران در وضعیت خاموشی دیجیتال قرار گرفته است. آخرین‌‌بار که سراسر ایران به‌طور مشابهی در وضعیت قطع اینترنت قرار گرفت، آبان‌ ۹۸ بود که هم‌زمان طی چند روز، صدها نفر از معترضان و براساس برخی گزارش‌ها تا ۱۵۰۰ نفر به‌دست نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شدند. در این مدت، تنها گروهی از شهروندان از طریق سیستم ماهواره‌ای استارلینک به اینترنت دسترسی داشته‌اند.گزارش‌هایی از ارسال پارازیت بر روی فرستنده-گیرنده‌های استارلینک نیز منتشر شده است.



نظر شما درباره این مقاله:








صف مردم برای تحویل گرفتن جنازه‌های عزیران‌شان
">
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 18:03

صف مردم برای تحویل گرفتن جنازه‌های عزیران‌شان


ویدیو همراه با این پیام صوتی:

«نزدیک هزار کیلومتر راه اومدم تا بتونم به اینترنت دسترسی پیدا کنم و این تصاویر رو بفرستم.
این جسدهایی که می‌بینید توی کانتینر می‌ریزند، بیش از دو هزار تا جسد فقط توی اون روز بود که روی زمین ریخته بود، منتهی ما اون تایمی که رسیدیم یک کانتینر کامل جسد پر شد.
۱۸ چرخ، کانیتنر سردخونه‌دار. هرکسی جنازه‌اش رو پیدا می‌کرد پزشکی قانونی میومد تیرهایی که خورده رو ثبت می‌کرد مجوزش رو صادر می‌کرد با کد، و مردم توی صف قرار می‌دادند و اون رو منتقل می‌کردند که داخل ماشین که ببرند برای ثبت.
و این تعداد بیش از تقریبا دو سه هزار تا فقط در همون روز بود.»

منبع: وحیدآنلاین



نظر شما درباره این مقاله:








حکومت ایران بیش از پیش فرسوده و ضعیف شده است
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 17:43

حکومت ایران بیش از پیش فرسوده و ضعیف شده است




نظر شما درباره این مقاله:








وزیر خارجه پیشین بریتانیا: مشروعیت جمهوری اسلامی
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 16:49

وزیر خارجه پیشین بریتانیا: مشروعیت جمهوری اسلامی




نظر شما درباره این مقاله:








ترامپ از ایرانی‌ها خواست به اعتراضات ادامه دهند
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 16:43

ترامپ از ایرانی‌ها خواست به اعتراضات ادامه دهند


الوِلی الوِلی / خبرگزاری رویترز / ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ 

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، روز سه‌شنبه از مردم ایران خواست به اعتراضات خود ادامه دهند و گفت «کمک در راه است»، بی‌آنکه جزئیاتی ارائه دهد؛ در حالی‌که حاکمیت روحانی ایران به سرکوب شدیدترین تظاهرات سال‌های اخیر ادامه می‌دهد.

ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال نوشت:

«وطن‌پرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید. نهادهای دولتی را تصرف کنید. نام قاتلان و آزارگران را ثبت کنید. آن‌ها بهای گزافی خواهند پرداخت. من تمام مذاکرات با مقام‌های ایرانی را تا توقف کشتار بی‌معنی معترضان، لغو کرده‌ام. کمک در راه است. عظمت را به ایران برگردانیم.»

ناآرامی‌های اخیر که در پی وخامت شدید اوضاع اقتصادی آغاز شد، بزرگ‌ترین چالش داخلی برای حاکمیت روحانی ایران در دست‌کم سه سال گذشته به شمار می‌آید و در شرایطی روی داده است که فشارهای بین‌المللی پس از حملات اسرائیل و آمریکا در سال گذشته افزایش یافته است.

یک مقام ایرانی روز سه‌شنبه به رویترز گفت که حدود دو هزار نفر در جریان اعتراضات کشته شده‌اند؛ نخستین باری که دولت ایران به این میزان از تلفات در نتیجه سرکوب شدید دو هفته ناآرامی سراسری اذعان می‌کند.

این مقام، که خواست نامش فاش نشود، گفت افرادی را که آن‌ها را «تروریست» خواند، مسئول مرگ هم معترضان و هم نیروهای امنیتی دانست، اما توضیحی درباره نسبت دقیق قربانیان در هر گروه ارائه نکرد.

ترامپ شامگاه دوشنبه اعلام کرد که بر کالاهای وارداتی از هر کشوری که با ایران تجارت دارد، تعرفه ۲۵ درصدی وضع می‌کند – اقدامی که می‌تواند فشار زیادی بر روابط تجاری ایران، صادرکننده بزرگ نفت، وارد کند. او همچنین گفت که گزینه اقدام نظامی بیشتر علیه ایران برای «مجازات این سرکوب» همچنان روی میز است و اوایل ماه جاری اظهار داشت که «آمریکا آماده و مسلح است».

ایران هنوز به‌طور رسمی به تصمیم ترامپ در مورد تعرفه‌ها واکنش نشان نداده است، اما چین به سرعت از آن انتقاد کرد. ایران که هم‌اکنون نیز تحت تحریم‌های سنگین آمریکا قرار دارد، بخش عمده نفت خود را به چین صادر می‌کند و ترکیه، عراق، امارات متحده عربی و هند از دیگر شرکای تجاری اصلی آن هستند.

هشدار: حاوی تصاویر دلخراش!/ پزشک قانونی کهریزک تهران، شنبه ۲۰ دی

روسیه: «مداخله مخرب خارجی در امور ایران غیرقابل قبول است»

روسیه روز سه‌شنبه آنچه را «مداخله مخرب خارجی در سیاست داخلی ایران» خواند، محکوم کرد و هشدار داد که تهدیدهای دولت آمریکا به حملات نظامی جدید علیه ایران «کاملاً غیرقابل قبول» است.

وزارت خارجه روسیه در بیانیه‌ای گفت: «کسانی که قصد دارند از ناآرامی‌های تحریک‌شده از بیرون به‌عنوان بهانه‌ای برای تکرار تجاوز علیه ایران – مشابه حمله ژوئن ۲۰۲۵ – استفاده کنند، باید از پیامدهای فاجعه‌بار چنین اقدامی بر وضعیت خاورمیانه و امنیت بین‌المللی آگاه باشند.»

با وجود اعتراضات گسترده که در شرایط دشوار اقتصادی و پس از سال‌ها فشار خارجی رخ داده است، تاکنون نشانه‌ای از شکاف در ساختار امنیتی ایران دیده نمی‌شود که بتواند به فروپاشی نظام روحانیت حاکم از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ منجر شود.

با این حال، در حالی‌که جهان نسبت به آینده ایران – یکی از قدرت‌های اصلی خاورمیانه در چند دهه گذشته – در ابهام به سر می‌برد، فریدریش مِرتس، صدراعظم آلمان، گفت باور دارد «دولت ایران سقوط خواهد کرد».

او اظهار داشت: «بر این باورم که ما اکنون شاهد روزها و هفته‌های پایانی این رژیم هستیم.» 

مِرتس افزود، اگر حکومتی برای حفظ قدرت ناچار به استفاده از خشونت شود، «در واقع، پایانش فرا رسیده است».

او توضیح نداد که این ارزیابی بر اساس اطلاعات امنیتی است یا بر پایه تحلیل‌های دیگر.

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در واکنش به سخنان مِرتس، انتقادهای او را مردود دانست و آلمان را به «استانداردهای دوگانه» متهم کرد و گفت صدراعظم آلمان «آخرین نشانه‌های اعتبار خود را از میان برد».



نظر شما درباره این مقاله:








کارشناسان سازمان ملل خواستار توقف خشونت در ایران شدند
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 16:18

کارشناسان سازمان ملل خواستار توقف خشونت در ایران شدند


ژنو – ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶

کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد(*) امروز ـــ سه‌شنبه ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ ـــ  نقض جدی حقوق بشر در جریان تظاهرات سراسری در ایران که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد را محکوم کردند و خواستار اقدام فوری برای محافظت از معترضان و حمایت از حق زندگی شدند.

این اعتراضات در ابتدا به دلیل شرایط سخت اقتصادی، از جمله تورم بی‌سابقه و سقوط ارز، آغاز شد و پس از آن در سراسر کشور گسترش یافته است. معترضان نارضایتی خود را بیان می‌کنند و خواستار تغییرات قابل توجه سیاسی و حکومتی هستند.

این کارشناسان با یادآوری اینکه کشورها باید از سلب خودسرانه زندگی و آزادی جلوگیری کنند، گفتند: «استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان مسالمت‌آمیز، دستگیری‌های خودسرانه - از جمله کودکان - و حمله به مراکز درمانی، نقض آشکار قوانین بین‌المللی حقوق بشر است.»

آنها خاطرنشان کردند: در حالی که در ابتدا به نظر می‌رسید مقامات ایرانی واکنشی سنجیده نشان می‌دهند، اوضاع در روزهای اخیر خشونت‌آمیز شده است. طبق گزارش‌ها، نیروهای امنیتی با نیروی مرگبار و بیش از حد واکنش نشان داده‌اند و با استفاده از تفنگ، تفنگ ساچمه‌ای پر از گلوله‌های فلزی، ماشین آب‌پاش، گاز اشک‌آور و ضرب و شتم فیزیکی، مستقیماً به معترضان عمدتاً مسالمت‌آمیز شلیک کرده‌اند.

کارشناسان گفتند: «استفاده از نیروی کشنده فقط می‌تواند به عنوان آخرین راه حل، زمانی که برای محافظت از جان افراد کاملاً اجتناب‌ناپذیر است، مورد استفاده قرار گیرد و باید با اصول قانونی بودن، ضرورت، تناسب و احتیاط مطابقت داشته باشد.»

گزارش‌ها از ۸ ژانویه نشان می‌دهد که اینترنت در سراسر ایران قطع شده است و اتصال ملی در حدود ۱ درصد از سطح عادی ثابت مانده است. اختلالات همچنین شامل شبکه‌های تلفن همراه، خطوط ثابت و تداخل GPS می‌شود. تعداد کشته‌شدگان معترضان، از جمله کودکان، از ۳۶ نفر قبل از قطع اینترنت به صدها نفر تا ۱۲ ژانویه افزایش یافته است، اگرچه تعیین ارقام دقیق دشوار است. کارشناسان مجدداً تأکید کردند که همه مرگ‌ها باید به سرعت، مستقل و بی‌طرفانه بررسی شوند و در صورت مشاهده تخلف، پاسخگو باشند.

گزارش‌ها همچنین حاکی از حمله به بیمارستان‌ها، استفاده از گاز اشک‌آور در داخل مراکز درمانی و تلاش برای دستگیری معترضان زخمی است.

طبق گزارش‌ها، بیش از ۲۶۰۰ نفر از جمله دانش‌آموزان در سراسر کشور بازداشت شده‌اند که بسیاری از آنها به وکیل یا خانواده‌های خود دسترسی ندارند.

رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای، خواستار اقدامات سخت علیه معترضان شده است. رئیس جمهور پزشکیان معترضان را «آشوبگر» و «تروریست» توصیف کرده و خواستار واکنش «قاطع» نیروهای امنیتی شده است. غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه، اعلام کرد که هیچ «تساهل یا مدارایی» نشان داده نخواهد شد و خواستار پیگرد قانونی سریع و صدور سریع احکام شد. قوه قضائیه همچنین اعلام کرده است که همه «آشوبگران» به جرم محاربه (دشمنی با خدا)، یک جرم سنگین، مغایر با قوانین بین‌المللی حقوق بشر، محاکمه خواهند شد.

کارشناسان گزارش‌هایی از صدور احکام اعدام دریافت کرده‌اند. آنها گفتند: «در صورت اجرای این احکام، این امر کشتار غیرقانونی معترضان توسط نیروهای امنیتی در خیابان‌ها را با اعدام‌های تایید شده توسط دولت ترکیب می‌کند.»

کارشناسان همچنین نگرانی جدی خود را در مورد «آشوبگر» نامیدن معترضان ابراز کردند و اظهار داشتند که نباید از زبان تحریک‌آمیز برای سرکوب یا جرم‌انگاری تظاهرات مشروع استفاده شود. آنها خاطرنشان کردند که رسانه‌های دولتی همچنین «اعترافات» بازداشت‌شدگان در چندین استان را پخش کرده‌اند که به استفاده از زور علیه مقامات اعتراف می‌کنند و در نتیجه روایت دولت مبنی بر اینکه معترضان مجرمان خطرناکی هستند را تقویت می‌کنند. با این حال، چنین اعترافاتی به دلیل اجباری بودن، به طور گسترده مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

کارشناسان گفتند: «تظاهرات فعلی نشان دهنده الگوی گسترده‌تری از جنبش و بسیج توده‌ای در ایران است.» با وجود تصویب میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی توسط این کشور، آنها هشدار دادند که قوانین داخلی فضای کمی برای ابراز مخالفت فراهم می‌کند. آنها گفتند: «با این حال، این امر مانع از ادامه مطالبه حقوق مردم ایران نشده است.» شناخته‌شده‌ترین نمونه اخیر، جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ است. سال ۲۰۲۵ نیز با اعتراضات رانندگان کامیون و زندانیان همراه بود. آنها گفتند: «حتی زندانیانی که آزادی بسیار محدودی دارند، به تظاهرات علیه مجازات اعدام و مرگ در بازداشت ادامه داده‌اند.»

کارشناسان گفتند: «مقامات ایرانی باید رویکردی یکپارچه اتخاذ کنند که به حق اساسی مردم برای شنیده شدن احترام بگذارد و به خواسته‌های آنها برای حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی رسیدگی کند. مقامات بین تداوم چرخه‌های خشونت و سرکوب که مشخصه واکنش‌های گذشته به مخالفت بوده یا ایجاد احترام واقعی به حقوق اساسی، یکی را انتخاب کنند.»

آنها گفتند: «یک فضای مدنی فعال برای هر جامعه‌ای ضروری است. مردم باید بتوانند بدون ترس از انتقام، مخالفت خود را ابراز کنند و در اعتراضات مسالمت‌آمیز شرکت کنند.»

این کارشناسان با مقامات ایرانی در تماس هستند و خواستار اقدام فوری برای جلوگیری از نقض بیشتر حقوق بشر هستند.

———————-
* کارشناسان:
• مای ساتو، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران
• موریس تیدبال-بینز، گزارشگر ویژه اعدام‌های فراقضایی، شتابزده یا خودسرانه
• ایرن خان، گزارشگر ویژه ترویج و حمایت از حق آزادی عقیده و بیان
• جینا رومرو، گزارشگر ویژه حقوق آزادی تجمع مسالمت‌آمیز و تشکل
• تایید شده توسط ریچارد بنت، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در افغانستان



نظر شما درباره این مقاله:








تهدید ترامپ علیه ایران؛ رسانه‌های اسرائیل
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 15:49

تهدید ترامپ علیه ایران؛ رسانه‌های اسرائیل




نظر شما درباره این مقاله:








نامه‌ سرگشاده رضا دقتی به مکرون
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 15:32

نامه‌ سرگشاده رضا دقتی به مکرون




نظر شما درباره این مقاله:








صداوسیما از کاهش ذخایر خونی در ایران خبر داد
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 14:50

صداوسیما از کاهش ذخایر خونی در ایران خبر داد




نظر شما درباره این مقاله:








وزیر خارجه پیشین سوئد: جهان باید اعلام کند
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 13:35

وزیر خارجه پیشین سوئد: جهان باید اعلام کند




نظر شما درباره این مقاله:








رهبر مخالفان حکومت بلاروس معترضان ایرانی را ستود
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 13:10

رهبر مخالفان حکومت بلاروس معترضان ایرانی را ستود




نظر شما درباره این مقاله:








انتقال نیروهای نیابتی سپاه قدس به داخل ایران
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 12:58

انتقال نیروهای نیابتی سپاه قدس به داخل ایران




نظر شما درباره این مقاله:








«تروریست» خواندن معترضان، ‌برای توجیه کشتار است
يكشنبه ۲۸ دي ۱۴۰۴ - Sunday 18 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 12:29

«تروریست» خواندن معترضان، ‌برای توجیه کشتار است


خبرگزاری فرانسه  / ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد روز سه‌شنبه اعلام کرد که از افزایش خشونت‌های اعمال‌شده علیه معترضان در سراسر ایران «به‌شدت وحشت‌زده» است؛ آن هم در حالی که گزارش‌هایی از کشته شدن صدها نفر منتشر شده است.

فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، از تهران خواست تمامی اشکال خشونت و سرکوب علیه معترضان مسالمت‌جو را متوقف کند و دسترسی کامل به اینترنت و خدمات تلفنی را بازگرداند.

تورک در بیانیه‌ای گفت: «کشتن معترضان مسالمت‌جو باید متوقف شود و برچسب زدن به معترضان به‌عنوان “تروریست” برای توجیه خشونت علیه آنان، غیرقابل قبول است.»

او افزود: در حالی که بخش‌های گسترده‌ای از جامعه ایران برای مطالبه تغییرات بنیادین در شیوه اداره کشور به خیابان‌ها آمده‌اند، «واکنش مقامات اعمال نیرویی وحشیانه است.»

رئیس حقوق بشر سازمان ملل تأکید کرد: «این چرخه خشونت هولناک نمی‌تواند ادامه یابد. صدای مردم ایران و مطالبات آنان برای انصاف، برابری و عدالت باید شنیده شود.»

تورک گفت تمامی موارد قتل، خشونت علیه معترضان و دیگر نقض‌های حقوق بشر باید مطابق با هنجارها و استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر مورد تحقیق قرار گیرد و عاملان آن پاسخگو شوند.

او هشدار داد که بنا بر گزارش‌ها، چندین بیمارستان به دلیل شمار بالای مجروحان ــ از جمله کودکان ــ تحت فشار شدید قرار گرفته‌اند.

وی افزود: «همچنین دیدن اظهارات علنی برخی مقام‌های قضایی که حاکی از احتمال استفاده از مجازات اعدام علیه معترضان از طریق روندهای قضایی تسریع‌شده است، به‌شدت نگران‌کننده است.»

تورک همچنین گفت برخی گزارش‌ها حاکی از کشته شدن اعضایی از نیروهای امنیتی نیز هست.

مقامات ایرانی اصرار دارند که کنترل اوضاع را دوباره به دست گرفته‌اند، اما گروه‌های حقوق بشری دولت را متهم می‌کنند که از گلوله جنگی علیه معترضان استفاده کرده و با قطع اینترنت، ابعاد واقعی سرکوب را پنهان می‌کند.

سازمان غیردولتی «ایران حقوق بشر» (IHR) مستقر در نروژ اعلام کرد کشته شدن ۶۴۸ نفر در جریان اعتراضات را تأیید کرده است؛ از جمله ۹ کودک، و هزاران زخمی دیگر. با این حال این نهاد هشدار داد که شمار واقعی جان‌باختگان به‌احتمال زیاد بسیار بیشتر است ــ «بر اساس برخی برآوردها بیش از ۶ هزار نفر».

دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل در ایران حضور رسمی ندارد، اما اعلام کرد که اطلاعات موثق را از منابع میدانی دریافت می‌کند. به گفته این دفتر، داده‌های موجود تاکنون از کشته شدن صدها نفر حکایت دارد، اما امکان ارائه عدد دقیق و تأییدشده وجود ندارد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا که بارها ایران را به مداخله نظامی تهدید کرده است، روز دوشنبه اعلام کرد بر هر کشوری که با ایران دادوستد کند، تعرفه‌ای ۲۵ درصدی اعمال خواهد شد.

تورک در پایان افزود: «ایرانیان حق دارند به‌طور مسالمت‌آمیز اعتراض کنند. به شکایات و مطالبات آنان باید گوش داده شود و به آن‌ها رسیدگی شود، نه اینکه توسط هیچ‌کس مورد سوءاستفاده قرار گیرد.»



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net