جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 02.01.2026, 9:18

هشدار ترامپ به ایران در مورد سرکوب خشونت‌بار اعتراضات


دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، روز جمعه اعلام کرد در صورتی که ایران به سوی معترضان مسالمت‌آمیز شلیک کرده و آنان را به‌طور خشونت‌آمیز به قتل برساند، آمریکا برای حمایت از آنان وارد عمل خواهد شد.

او در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «ما آماده‌ایم، قفل کرده‌ایم و مهیای اقدام هستیم.»

متن کامل پیام ترامپ:

    «اگر ایران به معترضان مسالمت‌آمیز شلیک کند و  آن‌ها را به طرز وحشیانه‌ به قتل برساند، که روش معمول آنهاست، ایالات متحده آمریکا به نجات آنها خواهد آمد. ما دست به ماشه آماده اقدام هستیم. از توجه شما به این موضوع متشکرم! پرزیدنت دونالد جی. ترامپ»

در جریان بزرگ‌ترین اعتراضات سه سال اخیر ایران، شماری از افراد جان خود را از دست داده‌اند. این اعتراضات که در ابتدا به‌دلیل فشارهای اقتصادی شکل گرفت، در چندین استان کشور به خشونت کشیده شده است.

رویارویی میان معترضان و نیروهای امنیتی، نشانه‌ای از تشدید قابل‌توجه ناآرامی‌هایی است که از روز یک‌شنبه آغاز شد، زمانی که گروهی از بازاریان در اعتراض به نحوه مدیریت دولت در قبال سقوط شدید ارزش پول ملی و افزایش سریع قیمت‌ها دست به تجمع زدند.

اقتصاد ایران از سال ۲۰۱۸، زمانی که ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود از توافق هسته‌ای بین‌المللی خارج شد و تحریم‌های آمریکا را دوباره اعمال کرد، با مشکلات جدی مواجه بوده است.

واکنش علی لاریجانی به تهدید ترامپ

علی لاریجانی، دبیر «شورای عالی لامنیت ملی» در واکنش به تهدید ترامپ در یادداشتی در شبکه «ایکس» نوشت: «با موضع‌گیری مقامات اسرائیلی و ترامپ، پشت صحنه‌ی ماجرا روشن شد. ما مواضع کسبه‌ی معترض را از عوامل تخریب‌گر جدا می‌دانیم و ترامپ بداند دخالت آمریکا در این مسئله‌ی داخلی برابر است با بهم‌ریختگی کل منطقه و هدم منافع آمریکا. مردم آمریکا بدانند ماجراجویی را ترامپ شروع کرد. مراقب سربازان خود باشند.»

مایک پمپئو: این بار مثل سال ۸۸ نیست

مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق آمریکا:
«به یاد دارم زمانی را که در دوران ریاست‌جمهوری اوباما اعتراضات در ایران رخ داد و آمریکایی‌ها هیچ واکنشی نشان ندادند. اما اکنون رئیس‌جمهور ترامپ و نتانیاهو به‌صراحت اعلام کرده‌اند که ما آمادگی داریم تمامی اقدامات لازم را در حمایت از معترضان ایران انجام دهیم. تا اطمینان حاصل شود خواسته‌ها و مطالبات مردم ایران، در صورتی که خودشان به اعتراض ادامه دهند، به نتیجه برسد. این وضعیت کاملاً متفاوت از آن چیزیست که در اعتراضات ۱۵ سال پیش (سال ۸۸) دیدیم.»

دست‌کم اعتراضات ۶ کشته در اعتراضات

خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران از کشته شدن سه نفر و مجروح شدن ۱۷ نفر در حمله به مقر نیروی انتظامی در شهر ازنا در استان لرستان خبر داده است.

به گزارش فارس حوالی ساعت ۱۸ روز پنج‌شنبه ۱۱ دی گروهی از معترضان در تجمع اعتراضی مردم در ازنا به مرکز پلیس این شهر حمله کردند. در ویدئوهای منتشرشده، آتش‌سوزی سه خودرو در مقابل ساختمان کلانتری دیده می و صدای شلیک گلوله نیز شنیده می‌شود.

بعد از ظهر پنجشنبه نیز خبرگزاری صدا و سیما با تأیید اعتراضات در لُردگان در چهار محال و بختیاری با اشاره به وقوع درگیری در این شهر، به نقل از یک منبع آگاه از کشته شدن دو نفر خبر داد.

مقامات امنیتی و سپاه پاسداران هم کشته شدن «امیر حسام خدایاری فرد» در اعتراضات روز چهارشنبه در کوهدشت در استان لرستان را تأیید و او را یکی از اعضای بسیج معرفی کرده‌اند، اما شماری از نهادهای حقوق بشری می‌گویند این جوان ۲۲ ساله یکی از معترضان بوده و توسط نیروهای امنیتی کشته شده است.

ده‌ها نفر از معترضان در شهرهای مختلف ایران هم بازداشت شده‌اند.

منابع مستقل تعداد کشته و زخمی‌ها در ناآرامی‌های چند روز گذشته را تایید نکرده‌اند.


منابع گزارش: خبرگزاری رویترز، آسوشیتدپرس، رادیو فردا



نظر شما درباره این مقاله:








نگاهی شوخ‌طبعانه به زندگی نویسندگان- ۲۰
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 27.12.2025, 20:21

این قسمت: ویرجینیا وولف

نگاهی شوخ‌طبعانه به زندگی نویسندگان- ۲۰


برگردان: علی محمد طباطبایی

ویرجینیا وولف تا بسیار دیر در زندگی‌اش داستان‌هایش را ایستاده می‌نوشت. او از خواهرش ونسا، که یک نقاش بود، الهام گرفته بود.

اندک نویسندگانی به اندازه ویرجینیا وولف (Virginia Woolf) محکوم به جاودانگی ادبی بودند. اصالت او بی‌عیب و نقص بود. پدرش یک زندگینامه‌نویس و ویراستار برجسته بود که زمانی با بزرگ‌ترین دختر ویلیام مک‌پیس تاکری(William Makepeace Thackeray) ازدواج کرده بود. پدرخوانده او شاعر آمریکایی، جیمز راسل لاول (James Russell Lowell) نیایهم امی(Amy) و هم رابرت لاول (Robert Lowell) بود. برای کامل شدن حس اشرافیت، مادرش از نوادگان یکی از ندیمه‌های ماری آنتوانت (Marie Antoinette)بود. و در خانه دوران کودکی‌اش، چهره‌های درخشان هنری و ادبی همچون هنری جیمز(Henry James)، جورج الیوت(George Eliot) و جولیا مارگارت کامرون (Julia Margaret Cameron)که عکاس و عمه مادرش بود رفت‌وآمد داشتند (۱).

البته زندگی اش فقط کیک عصرانه و شراب نبود (۲). ویرجینیا و خواهرش ونسا (Vanessa) در کودکی مورد آزار مکرر برادران ناتنی خود، جرج و جرالد داک‌ورث (George and Gerald Duckworth) قرار گرفتند. مادرشان در سال ۱۸۹۵ ناگهان بر اثر آنفلوانزا درگذشت و پس از او خواهر ناتنی استلا داک‌ورث (Stella Duckworth) در ۱۸۹۷. وولف بعدها نوشت: «ضربه، ضربه دوم مرگ، بر من فرود آمد، لرزان، چین‌خورده، با بال‌هایی که هنوز در پیله شکسته‌ام به هم چسبیده بودند.» مرگ استلا اولین حمله از بیش از یک دوجین فروپاشی عصبی را که او در طول زندگی‌اش تجربه کرد، تسریع نمود.

ویرجینیا وولفیک بیمار دوقطبی(manic-depressive) بود (۳)، آن هم در عصری که هنوز کسی این وضعیت را درک نمی‌کرد. برای اطرافیان، او صرفاً مستعد دوره‌های متناوب جنون بود. این دوره‌ها تمایلبه آن داشتند تا با تغییرات مهم زندگی او، مانند مرگ پدرش در ۱۹۰۴، یا دوره‌های دشواری خلاقانه همزمان شوند. او همانطور که خودش می‌گفت، بیشتر تمایلبه آن داشت که وقتی نزدیک به اتمام یک رمان می شد، «دیوانه شود». در مرحله شیدایی(manic phase) بیماری‌اش،نزد همه شناخته شده بود که بی‌وقفه صحبت می‌کرد. یک بار ۴۸ ساعت پشت سر هم پرحرفی کرد. چنین رفتار بی‌ثباتی حتماً کسانی را که او را کمرو و موقر می‌شناختند، شوکه کرده بود.

جنبه دیگری از زندگی درونی وولف که ناگفته ماند، همجنس‌گرایی او بود. اگرچه او چندین دلبستگی عاشقانه با مردان داشت، اما واضح است که از سنین پایین زنان را ترجیح می‌داد. در نوجوانی، دیوانه‌وار عاشق وایولت دیکینسون(Violet Dickinson) شد، یک دوست خانوادگی که هفده سال از او بزرگ‌تر بود. وولف در یکی از نامه‌های معمولاً مرموز و آکنده از جنسیت(sexually charged) خود به وایولت نوشت: «ای کاش تو یک کانگورو بودی و یک کیسه برای کانگوروهای کوچک داشتی تا به آن بخزند.» در نامه‌ای دیگر او را «گربه جهنمی مقدس» خطاب کرد و اعلام کرد: «چه جیغ و ناله‌ای باید در درونت باشد.» وولف شاید هرگز رابطه خود با وایولت را به کمال نرساند، اما بعدها یک رابطه همجنس‌گرایانه طولانی‌مدت با ویتا ساکویل-وست(۴) (Vita Sackville-West)، الهام‌بخش رمانش «اورلاندو»(Orlando)، داشت.

البته قابل‌توجه‌ترین رابطه دگرجنس‌گرایانه وولف با شوهرش، لئونارد وولف (Leonard Woolf)، یک نویسنده و روشنفکر پرجنب‌وجوش بود. آن‌ها با هم به تأسیس حلقه ادبیتأثیرگذار بلومزبری(Bloomsbury literary salon) (۵)کمک کردند. آن‌ها زوج جالبی بودند: ویرجینیا تقریباً به یک اندازه از یهودیان (که لئونارد یکی بود) و آمیزش با مردان بیزار بود. پس از چند سال تلاش بی‌ثمر برای وادار کردن ویرجینیا به برقراری رابطه جنسی با خود، لئونارد کلاً دست کشید. خوشبختانه هر دو به ازدواج باز اعتقاد داشتند و همین طور نگرشی تاریک به آینده بشریت. آن‌ها یکی از عجیب‌ترین زوج‌های به طرز غریبی سازگار در تاریخ ادبیات هستند.

خودکشی نیزیکی دیگر از علایق مشترک لئونارد و ویرجینیا بود. با این باور که جهان دارد با یکسقوط سریع و فاجعه بار به سوی نابودی می‌رود، و احتمالاً یهودیان سوسیالیست و لزبین‌های فمینیست بار اصلی آخرالزمان قریب‌الوقوع را به دوش خواهند کشید، این زوج شروع به ذخیره بنزین اضافی در گاراژ خود کردند، تا در صورتی که در یک لحظه نیاز داشته باشند، با استنشاق بخارات اگزوز خودکشی کنند. آن‌ها همچنین دوزهای کشنده مورفین ذخیره کردند. وقتی جنگ جهانی دوم شروع شد و نازی‌ها شروع به بمباران لندن کردند، وولف وارد فروپاشی نهایی خود شد. خانه آن‌ها دو بار در حالی ویران شد که او در تلاش برای تکمیل آخرین رمانش، «بین پرده‌ها» (Between the Acts) (۶)، بود. او و لئونارد به عمارت روستایی خود در حومه لندن نقل مکان کردند، جایی که در زمستان ۱۹۴۱، خلق و خوی او حتی تاریک‌تر شد. با این باور که دوباره دارد «دیوانه» می‌شود، نمی‌توانست این چشم‌انداز را تحمل کند. در صبح ۲۸ مارس، نامه‌های خداحافظی به شوهر و خواهرش نوشت و از خانه بیرون و به سمت رودخانه اوز (Ouse River) رفت. در آنجا، با فرو کردن یک سنگ بزرگ در جیبش تا خود را سنگین کند، به داخل آب قدم گذاشت و خود را غرق کرد. جسد او سه هفته بعد پیدا شد.

نام‌های مستعار حیوانی

وولف عاشق حیوانات بود. در کودکی، خود را با مجموعه‌ای غیرمعمول از حیوانات شامل یک سنجاب، یک میمون کوچک و یک موش خانگی به نام جاکوبی احاطه کرده بود. گویی حیوانات وحشی کافی در اطراف پرسه نمی‌زدند، او همچنین دوست داشت به افراد زندگی‌اش لقب حیوانی بدهد. او لقب «دلفین» را برای خواهرش ونسا انتخاب کرد، که او نیز به نوبه خود او را «بز» صدا می‌زد. به شکلی معنادار، اولین مقاله منتشرشده ویرجینیا وولف، یک سوگنامه (یادداشت درگذشت) برای سگ خانوادگی بود (۷).

دست‌ به دست مجسمه من نزن!

وولف در کودکی با آگوست رودن (Auguste Rodin)، مجسمه‌ساز مشهور فرانسوی، درگیر شد. در بازدید از کارگاه او به همراه گروهی از دوستان، به صراحت به او دستور داده شد که هیچیک از قطعات ناتمامی را که رودن زیر پوشش نگه داشته بود، بررسی نکند. وولف که همیشه مشتاق بود محدودیت‌های تحمیل شده بر خود را نادیده بگیرد، بلافاصله شروع به باز کردن یکی از مجسمه‌های ممنوعه کرد. رودن سپس به صورتش سیلی زد.

کلک‌بازهای شاد

وولف بین دوره‌های فروپاشی عصبی، دوست داشت با سیاه‌کردن صورت و بازی‌کردن شوخی‌های عملی با نیروی دریایی بریتانیا خوش بگذراند. خب، باشه، او فقط یک بار این کار را کرد - اما غوغای زیادی به پا کرد.

در سال ۱۹۱۰، وولف یکی از شش نفر - و تنها فرد مونث - پشت ماجرای معروف به «فریب دریدنات»(Dreadnought Hoax) بود که به تحقیر عمومی نیروی دریایی سلطنتی منجر شد. این نقشه شامل متقاعد کردن فرمانده اچ‌ام‌اس دریدناتبود و آن هم مبنی بر اینکهگروه رسمی از افراد سلطنتی «حبشی» (کشوری که امروز اتیوپینامیده می شود) برای بازدید از کشتی او می‌آیند. سپس وولف و همدستانش ریش مصنوعی، عمامه، لباس‌های نمایشی اجاره‌ای و گریم سیاه به چهره زدند و بدون جلب سوءظنین به کشتی وارد شدند. آن‌ها کارت‌هایی به زبان سواحیلی (که زبان اتیوپی نیست) توزیع کردند و هر از گاهی «بونگا بونگا» فریاد می‌زدند تا اشتیاق خود را نشان دهند. قبل از ترک، این آفریقایی‌های قلابی حتی فرصت کردند تا مدال‌های جعلی بر سینه برخی از افسران بریتانیایی سنجاق کنند. سپس به خشکی بازگشتند، جایی که فریب خود را به مطبوعات بریتانیا فاش ساختند و باعث نگرانی زیادی در سلسله مراتب دریایی این کشور شدند. برخی روزنامه‌ها خواستار محاکمه کلک‌بازان شدند، اما عموم مردم بریتانیا بخشنده‌تر بودند و حتی شعار «بونگا بونگا» حبشی‌ها را به عنوان یک عبارت رایج ملی پذیرفتند. وولف که به اندازه کافی سرگرم شده بود، آرام به کار ادبی نوپای خود بازگشت.

ایستادن هنگام نوشتن

با الهام از خواهرش ونسا، که هنگام نقاشی می‌ایستاد، وولف تا بسیار دیر در کارش، تمام نوشته‌هایش را در حالت ایستاده انجام می‌داد.

هاردیِ هاها! (۸)

در تابستان ۱۹۲۶، وولف از تامس هاردی (Thomas Hardy)،یکی از پیشینیان ادبی‌اش، در خانه‌اش در نزدیکی دورچستر دیدار کرد. این دیدار آنطور که برنامه‌ریزی شده بود، به راحتی پیش نرفت. هاردی بی‌تفاوت به نظر می‌رسید و اصلاً علاقه‌ای به بحث درباره مسائل ادبی نداشت. او به پرسش‌های اندیشمندانهوولف درباره ماهیت شعر را رد کرد و با پاسخ‌های کلیشه‌ای و طفره آمیز واکنش نشان داد و هیچ بینشی درباره مشکلات زندگی ادبی ارائه نداد. او برایش کتابی را امضا کرد و نام خانوادگی او را به اشتباه «ولف» (Wolff) نوشت. واکنش وولف (Woolf) به این دیدار چه بود؟ چند روز بعد دچار یک فروپاشی عصبی شد.

ویرجینیا ووف (WOOF) (۹)

آیاکمی حال و هوای زندگینامه سگ‌گونه به سبک ویرجینیا وولف را دارید؟ کتاب «فلاش» (Flush) را بررسی کنید، این «زندگییک سگ» عجیباست که وولف در سال ۱۹۳۳برای تفریح نوشت. سگ صاحب عنوان کوکر اسپانیل(cocker spaniel) مورد نظر متعلق به الیزابت بارت براونینگ (Elizabeth Barrett Browning)، شاعر، بود. وولف درباره فلاش در نامه‌های براونینگ به شوهرش، رابرت، خوانده بود و «تصور سگ آنان مرا چنان به خنده انداخت که نتوانستم مقاومت کنم و برایشیک زندگینامه بنویسم». این کتاب با جزئیات گسترده - برخی می‌گویند دردناک - به تبار این سگ وفادار می‌پردازد و مطالب استخراج شده از افسانه‌های کارتاژی، فولکلور باسکی و دربارهای تودورها و استوارتها را در بر می‌گیرد. به طرز شگفت‌انگیزی، داستان تکان‌دهنده این سگ پرانرژی با مخاطبان عام طنین انداخت. فلاش پرفروش‌ترین کتاب وولف تا آن زمان شد و در شش ماه اول انتشار نزدیک به ۱۹۰۰۰ نسخه فروخت. نیویورک تایمز آن را «یک تور دو فورس بیوگرافیک درخشان» نامید. تقریباً تنها کسی که از این استقبال ناامید شد، خود وولف، ابداً تیره‌روز، بود. او نگران بود که این کتاب او را در قالب یک «پرحرف زن‌گونه» محدود کند. او گفت: «از موفقیت مردمی فلاش بسیار بیزار خواهم شد.»

چه کسی از شکایت می‌ترسد؟

ادوارد آلبی (Edward Albee)بی هیچ اما و اگر. این نمایشنامه‌نویس اجازه استفاده از نام وولف را از لئونارد همسر بازمانده ویرجینیا گرفت تا بتواند آن را در عنوان نمایشنامه خود در سال ۱۹۶۲، «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد» استفاده کند. این عنوان از یک تکه دیوار نوشته (گرافیتی) واقعی که آلبییک بار بر روی آینه دیده بود، گرفته شده است. آلن بنت (Alan Bennett)، نمایشنامه‌نویس انگلیسی، با یک نمایشنامه در سال ۱۹۷۸ با عنوان «من - من از ویرجینیا وولف می‌ترسم» پاسخ طنزآمیزی داد.

ویرجینیا وولف تا بسیار دیر در زندگی‌اش داستان‌هایش را ایستاده می‌نوشت. او از خواهرش ونسا، یک نقاش، الهام گرفته بود.
——————————-
توضیحات تکمیلی مترجم:

۱: این اشاره نشان می‌دهد خانواده مادری وولف از لحاظ اجتماعی مقام والا و حتی با خاندان سلطنتی فرانسه پیوند غیرمستقیم داشتند.  در جامعه طبقاتی آن زمان انگلیس، چنین تبارهایی اعتبار اجتماعی زیادی محسوب می‌شد.خانه خانواده وولف (به ویژه در محله بلومزبری لندن) یک سالون فرهنگی بود که روشنفکران و هنرمندان بزرگ آن زمان در آن جمع می‌شدند.  نام‌بردن از هنری جیمز (رمان‌نویس بزرگ آمریکایی-بریتانیایی)، جورج الیوت (نام مستعار ماری آن ایونز، رمان‌نویس صاحب‌سبک) و جولیا مارگارت کامرون (عکاس پیشگام و از اقوام نزدیک خانواده) نشان‌دهنده محیط فرهیخته و الهام‌بخشی است که وولف در آن رشد کرد.نویسنده با این جملات می‌خواهد بگوید که ویرجینیا وولف نه تنها در یک خانواده ثروتمند، بلکه در یک محیط فوقالعاده فرهیخته و متصل به حلقه‌های ادبی و هنری اروپا بزرگ شد. این زمینه، نقش مهمی در شکل‌گیری ذهنیت ادبی، جسارت فکری و حتی حس “برتری فرهنگی” او داشت. در واقع، این جملات زمینهٔ اجتماعی و فرهنگیِ پرورش یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان مدرن را ترسیم می‌کند.

۲: این عبارت کنایه‌ای است به تصویر ایده‌آل و سطحی از زندگی خانواده‌های اشرافی که در آن همه چیز به نظر مطبوع، متعارف و بی‌دغدغه می‌رسد. نویسنده با گفتن این که «البته همه چیز کیک عصرانه و شراب نبود» یا «البته زندگی‌اش فقط پالتوی خز و پذیرایی‌های مجلل نبود» بلافاصله این تصویر آرمانی را می‌شکند و به واقعیت تاریک و تلخ پنهان در پشت این ظاهر فاخر اشاره می‌کند.کارکرد ادبی این جمله:به عنوان یک گذار قوی و تباینی عمل می‌کند. پس از توصیف محفل ادبی درخشان و تبار اشرافی وولف در جمله‌های قبلی، حالا نویسنده سویه‌های تراژیک و زخم‌خورده زندگی او را فاش می‌کند.طنز تلخ (Irony) دارد: زندگی‌ای که از بیرون پر از مهمانی‌های ادبی، فرهنگ و تجمل به نظر می‌رسید، در باطن مملو از آزار جنسی، فقدان و بیماری روانی بود.این جمله به خواننده هشدار می‌دهد که تبحر ادبی و جایگاه اجتماعی والای وولف، رنج‌های عمیق او را نباید پنهان کند. در واقع، نویسنده می‌خواهد بگوید: «مراقب باشید که زیر این ظاهر اشرافی و فرهیخته،یک تاریخچه آزار و ترومای شدید نهفته است.» این رویکرد، درک ما را از وولف به عنوان یک نویسنده رنج‌دیده و شکننده، نه صرفاً یک نویسنده نخبه، عمق می‌بخشد.

۳: ویرجینیا وولف از اختلال دوقطبی (که در آن زمان «مانیک-دپرسیو» نامیده می‌شد) رنج می‌برد، در دوره‌ای که هنوز درک علمی از این بیماری وجود نداشت. اطرافیانش تصور می‌کردند او صرفاً مستعد «دوره‌های متناوب جنون» است.این دوره‌ها معمولاً با تغییرات بزرگ زندگی همزمان می‌شدند، مانند مرگ پدرش در ۱۹۰۴.همچنین با دشواری‌های خلاقانه ارتباط داشت: وولف خود می‌گفت هنگام نزدیک شدن به پایانیک رمان «دیوانه» می‌شد. این نشان می‌دهد فشار روانی خلق اثر و فرود پس از اوج خلاقیت، باعث آغاز دوره بیماری می‌شد.نشانه‌های دوره شیدایی (مانیک):در این فاز، او به طور غیرمتعارف پرحرف و بیش‌فعال می‌شد.یک بار به مدت ۴۸ ساعت بدون توقف پشت سر هم حرف زد – رفتاری که از زنی که معمولاً کمرو و محجوب شناخته می‌شد، شوک‌آور بود.این رفتارهای افراطی برای کسانی که وولف را به عنوان فردی درون‌گرا، ظریف و موقر می‌شناختند، حیرت‌آور بود. این تضاد، ماهیت مخرب بیماری دوقطبی را نشان می‌داد که می‌تواند حتی شخصیت‌های به ظاهر باثبات را دچار دگرگونی‌های شدید کند.در عصر ویکتوری/ادواردی، بیماری روانی اغلب به عنوان «جنون» یا «ضعف اعصاب» برچسب می‌خورد و درمانی جز استراحت، انزوا یا بستری شدن در آسایشگاه‌های خشن وجود نداشت. عدم درک این بیماری، رنج وولف را تشدید می‌کرد.اگرچه بیماری او را آزار می‌داد، اما برخی پژوهشگران معتقدند اوج‌های شیدایی به خلاقیت ادبی خارق‌العاده او (مانند جریان سیال ذهن در آثارش) انرژی می‌داد، در حالی که فرودهای افسردگی او را به ژرفای هستی و مرگ می‌کشاند – موضوعاتی که در نوشته‌هایش عمیقاً کاوید.در نهایت، زندگی وولف تجسمی از رابطه پیچیده بین نبوغ، آسیب‌پذیری روانی و فقدان درک پزشکی در دوران پیشامدرن روانپزشکی است.

۴: ویتا سَکویل-وست (Vita Sackville-West) (۱۸۹۲–۱۹۶۲) یکی از شخصیت‌های جذاب، چندبعدی و اثرگذار در ادبیات و زندگی اجتماعی انگلیس در نیمه اول قرن بیستم بود.

پیشینه اشرافی و هویت خانوادگی: او در خانواده‌ای اشرافی متولد شد و در کِنول کَسِل (Knole Castle) — یکی از بزرگ‌ترین خانه‌های اصیل انگلیس — بزرگ شد. اما به عنوان یک زن، حق ارث بردن این ملک و عنوان اشرافی را نداشت، مسئله‌ای که عمیقاً بر هویت و نوشته‌هایش تأثیر گذاشت.این حس تبعیض جنسیتی و بی‌گانگی از میراث خانوادگی، بعدها در رمان «خاندانِ اشرافی» (The Edwardians) و به ویژه در شخصیت اورلاندو در رمان ویرجینیا وولف بازتاب یافت. او رمان‌نویس، شاعر، مقاله‌نویس و منتقد باغ‌سازی بود.مشهورترین اثرش، شعر بلند «سرزمین» (The Land, 1926) است که جایزه «هاوثرندن» را برد و تصویری حماسی از زندگی روستایی انگلیس ارائه می‌داد.رمان‌هایش مانند «خاندان اشرافی» (۱۹۳۰) و «همه شورهای گذشته» (۱۹۳۱) نقدی اجتماعی بر جامعه اشرافی و محدودیت‌هایش بودند.زندگی عاشقانه پُرحاشیه و گرایش جنسی:ویتایک دوجنس‌گرا بود و روابط متعدد هم با مردان و هم با زنان داشت.در ۱۹۱۳ با دیپلمات و نویسنده هارولد نیکلسون ازدواج کرد. این ازدواجی غیرمتعارف اما موفق بود: هر دو روابط خارج از ازدواج داشتند (معمولاً با همجنس خود) اما تا پایان عمر با احترام و عشق عمیقی به هم وفادار ماندند.مهم‌ترین رابطه عاشقانه او با ویرجینیا وولف بود (از حدود ۱۹۲۵ تا اواخر دهه ۱۹۳۰). این رابطه الهام‌بخش رمان «اورلاندو» (۱۹۲۸) شد که هدیه‌ای عاشقانه از وولف به ویتا و کاوشی در سیالیت جنسیت و هویت در طول زمان بود.او روابط مهم دیگری نیز با زنان از جمله ویولت تریفوسیس داشت که گریختن با او به پاریس در ۱۹۱۸یک رسوایی بزرگ اجتماعی ایجاد کرد.او به همراه همسرش هارولد، باغ‌های سیسینگ‌هورست (Sissinghurst Castle Garden) در کنت را خلق کردند که امروز از مشهورترین و زیباترین باغ‌های انگلیس است و توسط بنیاد ملی (National Trust) نگهداری می‌شود.طراحی «باغ سفید» (White Garden) او یک نوآوری تاثیرگذار در باغ‌سازی مدرن بود.ستون‌های هفتگی او درباره باغ‌سازی در روزنامه «آبزرور» بسیار محبوب بودند.رابطه با ویرجینیا وولف:این رابطه برای هر دو خلاقانه و تحول‌بخش بود. وولف تحت تأثیر جسارت، حیات زمینی و اشرافیت رمانتیک ویتا قرار گرفت.ویتا در نامه‌ای معروف نوشت: «او [ویرجینیا] ذهن مرا به آتش کشید، همان‌طور که تو [هارولد نیکلسون] قلب مرا.»«اورلاندو» تجلیل وولف از ویتا بود: شخصیتی که در طول چهار قرن، از مرد به زن تبدیل می‌شود و میراث ادبی و عاشقانه ویتا را جشن می‌گیرد.ویتا سَکویل-وست در نهایت پلی میان دو جهان بود: اشرافیت کهن و مدرنیته رادیکال، عشق همجنس‌خواهانه و ازدواج سنتی، ادبیات نخبه‌گرا و باغ‌سازی مردمی. زندگی پرتضاد او بازتابی از تحولات اجتماعی و فرهنگی عصر خودش است.

۵: حلقه بلومزبری (Bloomsbury Group) یک انجمن غیررسمی اما بسیار تاثیرگذار از روشنفکران، هنرمندان و نویسندگان انگلیسی در نیمه اول قرن بیستم بود که حول محور ویرجینیا وولف و خواهرش ونسا بل شکل گرفت. این حلقه یکی از مهم‌ترین کانون‌های نوآوری فکری و فرهنگی عصر خود به شمار می‌رود.نام این گروه از محله بلومزبری لندن گرفته شده است، جایی که خانه خواهران استیون (ویرجینیا و ونسا) در شماره ۴۶ میدان گوردون، به محل اصلی گردهمایی‌های آنان تبدیل شد.شکل‌گیری اولیه آن به حدود سال ۱۹۰۵ بازمی‌گردد، پس از مرگ پدرشان (لسلی استیون)، هنگامی که خواهران استیون به بلومزبری نقل مکان کردند و شروع به میزبانی جمعی از دوستان روشنفکر خود کردند.اعضای شاخص:نویسندگان: ویرجینیا وولف، ئی. ام. فورستر، لیوتن استرچی.هنرمندان بصری: ونسا بل (نقاش)، دانکن گرانت (نقاش)، راجر فرای (منتقد هنری و نقاش). اقتصاددانان: جان مینارد کینز (پدر اقتصاد کلان مدرن).منتقدان و فیلسوفان: کلایو بل (منقد هنری)، لئونارد وولف (ناشر و فعال سیاسی).دیگر چهره‌ها: ویتا سَکویل-وست (معشوقه ویرجینیا وولف).ایدئولوژی و ارزش‌های محوری:آزادی فکری و فردگرایی افراطی: باور به اولویت تجربه شخصی، صداقت و اصالت در زندگی و هنر.نقد شدید به ویکتوریانیسم: رد ارزش‌های محافظه‌کارانه، پرهیزگاری جنسی، و ظاهرسازی اجتماعی عصر ویکتوریا.- تأکید بر عقلانیت و مدرنیته: بسیاری از اعضا تحت تأثیر فلسفه جی. ئی. مور بودند که شعار «ارزش غایی در لذت از زیبایی و برقراری روابط شخصی است» را تبلیغ می‌کرد.آزادی جنسی و برابری جنسیتی: بسیاری از اعضا روابط خارج از ازدواج، همجنس‌گرایی و چندزنی را آزادانه زندگی می‌کردند – امری که در آن زمان جسورانه بود.ضد جنگ و صلح‌جویی: بسیاری (مانند ویرجینیا و لئونارد وولف) مواضع ضد جنگ جهانی اول داشتند.نوآوری‌های ادبی و هنری:ادبیات مدرنیستی: ویرجینیا وولف با تکنیک «جریان سیال ذهن» و رمان‌هایی چون «به سوی فانوس دریایی» مرزهای روایت را جابجا کرد.نقد هنری مدرن: راجر فرای با معرفی پساامپرسیونیسم به انگلیس و برگزاری نمایشگاه‌های جنجالی، دیدگاه هنری جامعه را دگرگون کرد.اقتصاد کینزی: جان مینارد کینز بسیاری از ایده‌های انقلابی خود را در گفت‌وگوهای بلومزبری پرورش داد.نشر مستقل: انتشارات هوکارث پرس توسط لئونارد و ویرجینیا وولف تأسیس شد و آثار بسیاری از مدرنیست‌ها (از جمله خود وولف، تس الیوت، کاترین منسفیلد) را منتشر کرد.بلومزبری امروز بیش از یک حلقه تاریخی،یک ایده‌آل فرهنگی است: الگویی از زندگیِ فکریِ آزاد، خلاقیت جمعی و جسارت در شکستن تابوها. خانه‌ها و آثار به جا مانده از آنان (مانند خانه چارلستون، انتشارات هوکارث) همچنان زیارتگاه علاقه‌مندان به مدرنیسم و تاریخ روشنفکری اروپاست.

۶: «بین پرده‌ها» (Between the Acts) آخرین رمان ویرجینیا وولف است که در سال ۱۹۴۱، اندکی پس از خودکشی او، منتشر شد. این اثر تجسم نهایی سبک ادبی، نگرانی‌های فلسفی و شرایط روحی وولف در واپسین سال زندگی‌اش است.خلاصهداستانودرونمایه:- داستان در یک روز از ماه ژوئن ۱۹۳۹ (در آستانه جنگ جهانی دوم) در یک خانه روستایی انگلیسی به نام پوینتز هال می‌گذرد.خانواده الیور و مهمانانشان برای اجراییک نمایش روستایی سالانه گرد هم می‌آیند که توسط یک زن میانسال به نام خانم سواتروس کارگردانی شده است.این نمایش، تاریخ انگلستان را از دوران نخستین تا معاصر به صورت تکه‌تکه و غیرخطی روایت می‌کند و با گفت‌وگوها و اندیشه‌های شخصیت‌های اصلی در هم می‌آمیزد.- درونمایه اصلی: شکنندگی تمدن و هنر در برابر تاریکی جنگ. گسست و پیوست زمان — گذشته چگونه در حال طنین انداز است. نقش هنر به ویژه نمایش در ایجاد معنا و انسجام جامعه. سکوت و ناگفته‌ها بین آدمیان (همان «پرده‌ها»ی میان اعمال و گفتار). زمینه نگارش و ارتباط با خودکشی وولف:وولف در شرایطی بحرانی این رمان را نوشت. خانه لندنی او در میکل‌سفر بلومزبری در جریان بمباران هوایی نازی‌ها (بلیتز) دو بار ویران شد. او و لئونارد به خانه ییلاقی مانهک مون در ساسکس پناه بردند.در زمستان ۱۹۴۱، افسردگی او عمیق‌تر شد.او از بازگشت دورۀ جنون (“go mad”) می‌ترسید. جهان را در آستانۀ فروپاشی می‌دید و ناتوانی هنر در نجات بشریت بر یأسش می‌افزود.او پیش از پایان بازنویسی نهایی رمان، در ۲۸ مارس ۱۹۴۱ خود را در رودخانه اوز غرق کرد. نسخه منتشرشده، با ویرایش لئونارد به چاپ رسید.این رمان را «وداع هنری وولف با جهان» می‌دانند: اثری که هم ستایش هنر است و هم اعتراف به ناتوانی آن در برابر بربریت.در آن، نبوغ ادبی وولف تا واپسین لحظات درخشان است، اما سایه مرگ بر هر صفحه سنگینی می‌کند.امروزه «بین پرده‌ها» نه تنها به عنوان یک کشف مدرنیستی، بلکه به عنوان سندی از روانِ یک نابغه در مرز پرتگاه مطالعه می‌شود. دریک کلام، این رمان آخرین نفس‌های خلاقیت وولف در جهانی است که به گمان او داشت نفس‌های آخر خود را می‌کشید.

۷: این جمله به صورت طنزآمیز و کنایه‌آمیز اشاره می‌کند که شروع حرفه نوشتاری وولف با موضوعی به ظاهر پیش‌پاافتاده و عاطفی (مرگ سگ خانواده) همراه بود در حالی که او بعدها به یکی از جدی‌ترین و عمیق‌ترین نویسندگان مدرنیست جهان تبدیل شد. این تضاد، گویی طنز تقدیر است.

۸: عنوان “HARDY HAR HAR” یک کنایه طنزآمیز و چندلایه است که به چند طریق با محتوای داستان مرتبط می‌شود:۱. بازی با نام “Hardy” (توماس هاردی):“Har Har” تقلید آوایی خندهٔ تمسخرآمیز و اجباری است (مثل «ها ها» در فارسی).نویسنده با ترکیبHardy + Har Har در واقع می‌گوید: «هاردیِ هاها!» — انگار که خود هاردی دارد به مسخره می‌خندد.۲. کنایه به ناامیدی و پوچی دیدار:دیدار وولف با هاردی (نویسنده بزرگ مسن‌تر) به جای الهام‌بخش بودن، مسخره، ناامیدکننده و پوچ از آب درآمد.“Har Har” نمایانگر خندهٔ تلخ و ناامیدانه وولف (یا راوی) از این است که چطور یک غول ادبی می‌تواندچنین سرد، بی‌تفاوت و غیرالهام‌بخش باشد.به طور خلاصه، این عنوان هوشمندانه پوچی دیدار، شکست انتظارات و طنز تلخ تقدیر را در قالب یک بازی زبانی فشرده می‌سازد.

۹: این اشتباه املایی (“Woolf” → “Woof”) که در عنوان بخش به شکل VIRGINIA WOOF آمده، یک شوخی ادبی چندلایه و هوشمندانه است که به طور مستقیم به محتوای بخش مرتبط است. ۱. ارتباط با موضوع سگ (Flush):“Woof” در انگلیسی صدای پارس سگ (”ووف! ووف!”) را نشان می‌دهد.از آنجا که این بخش دربارهٔ کتاب “Flush” — زندگینامهٔ طنزآمیزیک سگ — نوشته شده، تغییر “Woolf” به “Woof” یک شوخی زبانی مرتبط ایجاد می‌کند: گویی ویرجینیا وولف خودش تبدیل به یک سگ شده یا کتابش آنقدر سگ‌محور است که نامش هم “پارس” می‌کند! وولف نویسنده‌ای بسیار جدی، عمیق و آزمایش‌گر بود که با آثاری مانند “اتاقی از آن خود” و “به سوی فانوس دریایی” شناخته می‌شد.اما کتاب “Flush” اثری سبک، طنز و “غیرمتعهد” بود که از نظر برخی حاشیه‌ای تلقی می‌شد.عنوان “Virginia Woof” به طور طنزآمیز اشاره می‌کند که گویی نوشتن این کتاب، موقتاً جایگاه ادبی “جدی” وولف را به “پارس سگ” تقلیل داده است!


قسمت‌های قبلی:
اونوره دو بالزاک
ویلیام شکسپیر
لرد بایرون
ادگار آلن پو
چارلز دیکنز
خواهران برونته
هنری دیوید ثورو
والت ویتمن
لئو تولستوی
امیلی دیکینسون
لوییس کارول
لوئیزا می الکات
مارک توِین
اسکار وایلد
آرتور کانن دویل
ویلیام باتلر ییتس
اچ .جی. ولز
گرترود استاین
جک لندن



نظر شما درباره این مقاله:








برای ترانه علیدوستی
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 26.12.2025, 8:28

برای ترانه علیدوستی


ماندانا زندیان

«تو كه ترجمان صبحی، به ترنّم و ترانه
  لب زخم‌ديده بگشا، صف انتظار بشكن
  سرِ آن ندارد امشب كه برآيد آفتابی؟
تو خود آفتابِ خود باش و طلسم كار بشكن»
محمدرضا شفیعی‌کدکنی

 

دوستت دارم
وَ تیر می‌کشد خیابان در انگشت‌هایم، بلند،
شبیهِ دار وُ
سر می‌رود زمان
از قرارِ قدرت وُ
پروانه می‌شود مرگ
در زبان تازه‌ای که زندگی‌ست.

دوستت دارم
وَ چرخ می‌زند ماه
در امواج دست‌هایت، سرخ وُ
ورق می‌خورد
جهان
در صدای سرب وُ
ماهیان در امتداد زخم‌هایت
دریا می‌شوند.

دوستت دارم
وَ عشق
طوبای خلوتی‌ست برای التیام وُ
نور
آشیان امنی برای آینه
تا عبور کند
از غیاب،
گرم شود، مرور کند
حرف‌هایت را
که گلوی مرزهای بسته را باز می‌کنند وُ
زمان را باردارِ صدایی که
غرق نمی‌شود در باد وُ
آب
خاک
درخت می‌شود
از تماشای زنی
که تویی.

 

ماندانا زندیان
پنجم دی ۱۴۰۴ (دسامبر ۲۰۲۵)

 



نظر شما درباره این مقاله:








آیا ستاره بخت خامنه‌ای رو به افول است؟
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 02.01.2026, 13:43

آیا ستاره بخت خامنه‌ای رو به افول است؟


م. روغنی

با عرض تسلیت به خانواده جانباختگان جنبش دی‌ماه ۱۴۰۴

بنا به روایتی، جنبش ۱۴۰۴، از دوران پیش از جنگ ۱۲ روزه، قابل پیش‌بینی بود. تلنبار شدن خواسته‌های به حق مردمان ایران و مشروعیت باختگی رژیم خامنه ای، وقوع این رویداد اجتماعی را در نظر سنجی‌ها مورد تایید قرار می‌داد:

برپایه نظر خواهی موسسه گمان در سال ۱۳۰۳ اکثریت (۸۹٪) مردمان ایران اعلان کرده‌اند که خواستار نظامی دمکراتیک‌اند. همین نظر خواهی نشان می‌دهد که ۴۰٪ پاسخ دهندگان گرایش اصلی خود را “براندازی جمهوری اسلامی” عنوان کرده‌اند که بیشتر شامل جوانان و دانش آموختگان شهری می‌شد. این در حالی بود که در همین سال تنها ۱۱٪ از نگهداری “ارزش‌ها و اصول انقلاب” پشتیبانی می‌کرد؛ رقمی که نسبت به سال ۱۴۰۰ (۱۸٪) کاهش نشان می‌داد. این مخالفت‌ها در میان زنان و جوانان برجسته بوده است.[۱]

از دیدگاه گرایش‌های ایدئولوژیک و حزبی، نتایج این نظرسنجی نشان می‌دهد اولویت‌های اصلی جامعه آزادی‌های فردی و حقوق بشر (۳۷٪)، عدالت اجتماعی و حمایت از حقوق کارگران (۳۳٪) و غرور ملی و ایران‌گرایی (۲۶٪) بوده است.

در برابر، گرایش‌های سنتی و مذهبی در پایین‌ ترین سطح قرار دارند و تنها ۵٪ از مردمان آن‌ها را در اولویت دانسته‌‌اند. این داده‌ها نشان می‌دهد اکثریت جامعه، به‌ ویژه جوانان و تحصیل‌کردگان، ارزش‌های مدرن‌تری همچون حقوق بشر، آزادی‌های فردی و محیط زیست را در مرکز توجه قرار داده‌اند.[۲]

بحران تامین آب و برق و تحریم‌های بین‌المللی

اکثریت جامعه یعنی ۷۵٪، “ناکارآمدی و ضعف مدیریت حکومت” را علت اصلی مشکل کم آبی و بی ‌برقی می‌دانند و در برابر ۱۴٪ “عوامل طبیعی” و تنها ۴٪ “تحریم‌های بین‌المللی” را عامل این وضعیت به شمار می‌آورند.

در واکنش به بازگشت تحریم‌های بین‌المللی در نتیجه فعال‌سازی مکانیسم ماشه هم ۵۶٪ جامعه “خیلی نگران” و۱۹٪ “تا حدی نگران” تاثیر این تحریم‌ها بر اقتصاد خانواده خود بوده‌اند. در برابر ۲۱٪ باقیمانده اعلام کرده‌اند “چندان نگران” یا “اصلا نگران” تاثیر این مساله بر وضعیت اقتصادی حانواده‌اشان نیستند.

جنگ ۱۲ روزه

در پی جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، موسسه گمان با انتشار نتایج نظرسنجی تازه‌ای، تصویری کم ‌سابقه از دیدگاه‌های مردمان ایرانی درباره این درگیری، ابعاد نظامی آن، مواضع داخلی و خارجی و آینده جمهوری اسلامی ارائه کرد.[۳]

نزدیک ۴۴٪ جامعه جمهوری اسلامی را مسئول شروع جنگ خواندند، در حالی‌ که ۳۳٪ اسرائیل را مسئول آغاز جنگ معرفی کردند و ۱۶٪ هر دو طرف را به یک اندازه مقصر دانستند.

بیش از نیمی‌ از جامعه هدف (۵۱٪) بر این باورند که اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه به اهداف خود رسید. در برابر، ۱۶٪ مشارکت‌کنندگان، جمهوری اسلامی را موفق‌تر ارزیابی کردند و ۱۹٪ هر دو طرف را ناکام دانستند. نگرانی در باره آغاز جنگی تازه برجسته است:

بر اساس این نظرسنجی، ۲۷٪ جامعه کارکرد رهبر جمهوری اسلامی در این جنگ را مثبت و ۵۸٪ آنرا منفی ارزیابی کردند.

این یافته‌ها همچنین نشان می‌دهد تصویر ارائه‌ شده از سوی رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی از جامعه ایران در خصوص حمایت از سیاست‌های علی خامنه‌ای با واقعیت افکار عمومی همخوانی ندارد.

سیاست خارجی و انرژی هسته‌ای

داده‌ها حاکی از آن است که اکثریت قاطع جامعه (۶۹٪) بر این باورند که جمهوری اسلامی باید از شعار نابودی اسرائیل دست بردارد و ۲۰٪ با این خواسته مخالفند.

بر پایه این نظرسنجی، در پیوند با نگرش مثبت و منفی ایرانیان به دیگر کشورها، مردم ایران بیشترین نگرش مثبت (۵۳٪) و کمترین نگرش منفی (۳۷٪) را به آمریکا دارند.

اسرائیل هم با ۳۹٪ نظر مثبت و ۴۸٪ نظر منفی در جایگاه دوم محبوبیت در میان مردم ایران قرار دارد. در میان هشت کشوری که در این نظرسنجی درباره آن‌ها پرسیده شده، بیشترین نگرش منفی ایرانیان به ترتیب به روسیه با ۶۸٪ و انگلیس با ۶۵٪ بوده است.

حدود نیمی از پاسخ‌دهندگان(۴۷٪) باور دارند برای جلوگیری از وقوع جنگی دیگر، حکومت ایران باید برنامه غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند؛ در حالی‌ که ۳۶٪ با توقف غنی‌سازی مخالف‌‌اند.

همچنین در موضوع دستیابی به سلاح اتمی، ۴۹٪ از پاسخ دهندگان با ساخت سلاح هسته‌ای از سوی حکومت ایران مخالفت کرده‌اند، در مقابل ۳۶ درصد خواهان تولید آن هستند و ۱۵ درصد نیز در این زمینه نظر مشخصی ابراز نکرده‌اند.[۴]

***

جنبش ۱۴۰۴ در پی بی‌ارزش‌شدگی بیشتر پول ملی و فلزات گران قیمت با اعتصاب بازار بزرگ تهران که از ناپایداری اقتصاد کشور، تحریم‌ها، فساد نهادینه شده و راهبرد‌های بیگانه ستیز خامنه‌ای به ستوه آمده بودند، در ۲۷ دسامبر ۲۰۲۵ کلید خورد. این اعتصاب به سرعت به بقیه بازار‌های تهران و سپس به برخی دیگر از شهر‌ها سرایت کرد. این نافرمانی مدنی مورد تآیید اقشار دیگر مردمان بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک کشور قرار گرفت و به اعتراضات خیابانی با شعارهای علیه حکومت دینی منجر شد. در واقع این انفجار اجتماعی نتیجه سال‌ها نا کارآمدی حکومت، تحریم‌های گسترده، رانت و مفت‌خواری سپاه و آخوندهای وابسته به بیت خامنه‌ای و اولیگارش‌های مورد پشتیبانی رژیم بود که جز تهیدستی اکثریت جامعه و تورم کمر شکن حاصلی نداشته است.

دولت به اصطلاح اصلاح‌طلب پزشکیان برای مهار بحران وارد عمل شد. در آغاز رییس بانک مرکزی تعویض و بودجه سال ۱۴۰۵ از مجلس پس گرفته شد. اعتراض (اقتصادی و نه سیاسی) معترضین به رسمیت شناخته شد و قرار شد دولت دستمزد‌ها را به جای ۲۰٪ تا ۳۰٪ (۱۰٪ کمتر از تورم!) افزایش دهد و راهبرد حذف یارانه‌های بسیاری از دهک‌ها را متوقف و در برابر ۷۰۰ هزار تومان رایانه، ارایه دهد! به وزیر کشورش دستور داد با نمایندگان معترضین[؟] وارد مذاکره شود و در پی گسترش اعتراضات به دانشگاه‌ها برخی از روسای حراست دانشگاه‌ها را به علت برخور خشونت آمیز با دانشجویان تعویض کرد.

بدیل تمامیت‌خواه

تفاوت این جنبش با جنبش‌های پیشین در داشتن بدیلی است که می‌تواند اعتراضات را هدفمند سازد و از سوی دیگر با بدیلی تمامیت خواه روبروییم که در صورت پیروزی، رسیدن به جامعه‌ای دمکراتیک را با چالش‌های چشمگیر مواجه می‌سازد.

پیش از هر چیز این بدیل خود را “ایران‌گرا” می‌نامد گویا مخالفین غیر پهلوی‌خواه ایران‌ستیزند؟ دوم رضا پهلوی خود را “رهبر” دوران گذار و در فرصتی “پدر ملت ایران” نامیده است. ظاهرا به باور “این رهبر و یا پدر ملت” مردمان استبداد زده کشور محکوم‌اند حق تعیین سرنوشت خویش را یا به ولایت شیخ و یا ولایت شاه واگذار کنند! پهلوی‌خواهان انتظار دارند نمادهایی جنبش مدنی همچون خانم نرگس محمدی و ترانه علیدوستی با رضا پهلوی “بیعت” کنند.

تمامیت‌خواهی در شعار‌های برخی از پهلوی خواهان نیز نمایان شده است از جمله: رهبر ما پهلویٍ هر که نگه اجنبیٍ

میدیای هوادار تمامیت‌خواهی

در این پنج روزه اعتراضات شبکه تلویزیونی ایران اینتر نشال، در هر فرصتی تمام قد به حمایت از رضا پهلوی شتافت. تنها از “صاحب نظرانی” دعوت می‌شد که هوا خواه رضا پهلوی‌اند. تلاش می‌شد ویدئوهایی از اعتراضات پخش گردد که شامل شعارهای پهلوی خواهانه‌اند.

این در حالی است که بر اساسی نظر خواهی موسسه گمان در سال ۱۴۰۳، هرچند رضا پهلوی از محبوبیت شایان توجهی برخوردار بوده، اما پادشاهی خواهان تنها ۲۲٪ جمعیت را شامل می‌شده است. دربرابر ۲۶٪ پاسخ دهنده‌ها نظام جمهوری و ۱۵٪ نظام فدرالی را ترجیح داده‌اند. شبکه ایران اینترنشنال اکثریت غیرپهلوی‌خواه را با روشی غیر حرفه‌ای به حاشیه رانده است.

البته کنشگری پهلوی‌خواهان علیه جمهوری جهل و جنایت حق دمکراتیک آنان است که باید از سوی مخالفین نظام پادشاهی به رسمیت شناخته شود. مشکل در این جاست که مخالفین نظام پادشاهی نتوانسته‌اند پس از ۴ دهه بدیلی قابل اعتماد جامعه مدنی کشور ایجاد و رهبری برگزینند که این گرایش‌ها را نمایندگی کند.

جناح سرکوب

گر چه خامنه‌ای در تمام زمینه‌ها از جمله توهم نابودی اسراییل، بیرون راندن نیروهای آمریکایی از منطقه، تسلط نیروهای نیابتی بر کشورهای اسلامی و تشکیل “تمدن اسلامی” ناکام بود است اما در تشکیل و حفظ انسجام نیروهای امنیتی و سرکوب گر تا کنون دست آوردهای شایان توجهی داشته است. این نیروها توانسته‌اند در کنار دستگاه قضایی غیر مستقل، سالانه نزدیک به دو هزار اعدام و در مجموع هزاران کشته در خیزش‌های گوناگون پایه‌های خیمه ولایت ارتجاعی ولی فقیه را استوار نگه دارند. در جنبش ۱۴۰۴ نیز برپایه گزارش‌هایی از سرکوب وحشیانه نیروهای سرسپرده انتظامی، سپاه و بسیج، تاکنون به کشته شدن ۷ نفر و بازداشت حداقل ۱۱۹ نفر منجر شده است.

البته به نظر می‌رسد، جوانان از جان گذشته کشور تاکنون با مقاومت دلیرانه خود به خامنه‌ای نشان داده‌اند که در برابر زور و سرکوب کوتاه نخواهند آمد.

راز کامیابی جنبش‌های مردمی در گرو همکاری نیروهای مخالف و به‌رسمیت شناختن اختلاف‌ها و حقوق هموطنان اتنیک و دگراندیشان نهفته است که با دوری از تمامیت خواهی‌های گروهی امکان‌پذیر خواهد شد.

به امید رسیدن به ایرانی آباد، دمکراتیک و سکولار در سال میلادی ۲۰۲۶

دی ۱۳۰۴
mrowghani.com
———————————————
[۱] - موسسه گمان نتایج نظرسنجی خرداد ۱۴۰۳ خود در باره ترجیحات سیاسی ایرانیان را منتشر کرد، ایرانیان انگلستان، جمعه ۳۱ مرداد ۱۴۰۴
[۲] - همان
[۳] - نظر سنجی گمان: اکثریت مردم ایران معتقدند جنگ ۱۲ روزه، جنگ اسرائیل با جمهوری اسلامی بود.، ایرانیان انگلستان، ۱۵ آبان ۱۴۰۴
[۴] - همان



نظر شما درباره این مقاله:








برادرزاده بشار اسد در راس شبکه عناصر رژیم
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 02.01.2026, 13:04

برادرزاده بشار اسد در راس شبکه عناصر رژیم




نظر شما درباره این مقاله:








بیانیه شورای مدیریت گذار: ایران دوباره بپا خاست
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 02.01.2026, 12:42

بیانیه شورای مدیریت گذار: ایران دوباره بپا خاست




نظر شما درباره این مقاله:








یک دانش‌آموخته حقوق در اعتراضات ازنا جان‌باخت
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 02.01.2026, 12:29

یک دانش‌آموخته حقوق در اعتراضات ازنا جان‌باخت




نظر شما درباره این مقاله:








عادی‌سازی روابط آذربایجان و ارمنستان در سال ۲۰۲۶
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 02.01.2026, 11:57

عادی‌سازی روابط آذربایجان و ارمنستان در سال ۲۰۲۶




نظر شما درباره این مقاله:








زندگی شادتر و سالم‌تر با ترک این ۷ عادت
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 02.01.2026, 10:37

زندگی شادتر و سالم‌تر با ترک این ۷ عادت


نتیجه تحقیقات؛ ترک این ۷ عادت ساده می‌تواند زندگی را شادتر و سالم‌تر کند

بریژیت باردو، اسطوره سینمای فرانسه در یکی از آخرین مصاحبه‌هایش پیش از درگذشت، در سخنانی تأمل‌برانگیز گفت: «من زندانی خودم بودم. در تمام عمرم حتی نتوانستم برای نوشیدن یک قهوه ساده به کافه بروم. شهرت اجازه نداد از زندگی معمولی لذت ببرم.»

شاید یکی از بزرگ‌ترین شانس‌های ما در زندگی این باشد که به اندازه بریژیت باردو مشهور نیستیم و درست به همین دلیل آزادیم تا از لذت‌های کوچک زندگی بهره ببریم.

زندگی شاد فقط یک آرزوی شاعرانه نیست. پژوهش‌ها نشان می‌دهند کیفیت زندگی، بیش از آنکه به ژنتیک یا ثروت وابسته باشد، نتیجه انتخاب‌ها و عادت‌های روزانه ماست؛ انتخاب‌هایی که در هر سنی می‌توان آن‌ها را تغییر داد.

بسیاری از ما بدون آنکه متوجه باشیم، عادت‌هایی داریم که به‌ آهستگی انرژی، انگیزه و سلامت‌مان را تحلیل می‌برند. خبر خوب این است که برای بهتر زندگی کردن لازم نیست همه‌چیز را از نو بسازید؛ کافی است چند عادت فرساینده را کنار بگذارید.

در ادامه با ۷ عادت رایج آشنا می‌شوید که ترک آن‌ها می‌تواند در هر سنی (از ۳۰ سالگی تا ۷۰ سالگی و حتی بیشتر) کیفیت زندگی شما را به شکل محسوسی بهتر کند.

۱. عادت به نشستن طولانی‌مدت؛ دشمن خاموش سلامت روح و جسم
تصور کنید تلویزیون روشن است و شما تا ظهر روی مبل نشستید و کانال‌های مختلف آن را تماشا می‌کنید. این همان «بی‌تحرکی مزمن» است که یکی از جدی‌ترین تهدیدهای سلامت در دنیای مدرن محسوب می‌شود و به مرور منجر به تحلیل عضلات، کاهش حساسیت به انسولین، کند شدن متابولیسم و کند شدن گردش خون می‌شود.

مطالعه‌ای بلندمدت روی بیش از ۴۵ هزار نفر و بررسی داده‌های آنها به مدت ۲۰ سال نشان داد که اضافه کردن ۲ ساعت بیشتر به زمان تماشای تلویزیون در روز، احتمال برخورداری از یک وضعیت سلامت خوب در دوران سالمندی افراد را ۱۲ درصد کاهش می‌دهد.

بنابراین بهتر است به جای نشستن‌های طولانی، با انجام فعالیت بدنی سبک در خانه، این روند را معکوس کنید. هر حرکتی مهم است و قدم زدن در خانه یا انجام حرکات کششی در اتاق می‌تواند راه حلی برای کنار گذاشتن این عادت باشد.

۲. عقب انداختن شادی‌ها؛ فردا ممکن است هیچ‌وقت نیاید
تاکنون چندبار به خود گفته‌اید که «این ظرف را برای مهمانی نگه می‌دارم» یا «این لباس فقط برای موقعیت‌های ویژه است»؟

این جملات، دشمن لذت بردن از زمان حال هستند. وقتی شادی را به آینده موکول می‌کنیم، زندگی به حالت انتظار درمی‌آید و لحظه «اکنون» برایمان کوچک و بی‌رنگ می‌شود.

جسارت داشته باشید و از چیزهایی که دارید، همین امروز استفاده کنید و لذت ببرید. این کار خودخواهی نیست بلکه احترام گذاشتن به زندگی‌تان است.

۳. یک باور غلط: «دیگه خیلی دیر شده است»
خیلی‌ها فکر می‌کنند با بالا رفتن سن، مغز دیگر توان یادگیری ندارد... اما تحقیقات علوم اعصاب این باور را رد می‌کنند. مغز انسان تا پایان عمر همچنان انعطاف‌پذیر است و می‌تواند چیزهای تازه یاد بگیرد و از آن لذت ببرد.

هر تجربه تازه مانند یادگیری یک زبان جدید، کار با یک تکنولوژی‌های جدید مثل تلفن هوشمند یا شرکت در یک کلاس‌ هنری، همگی باعث تقویت حافظه، افزایش اعتمادبه‌نفس و کاهش خطر افت شناختی می‌شوند.

۴. عادت زندگی کردن در گذشته؛ مرور خاطرات به‌جای ساختن آینده
خاطرات ارزشمندند، اما اگر تمام زندگی به مرور گذشته محدود شود، امروز از دست می‌رود.

تکرار مداوم خاطرات، ذهن را در چرخه‌ای بدون تغییر نگه می‌دارد آنهم در حالیکه ذهن برای زنده ماندن به «تازگی» نیاز دارد.

بنابراین سعی کنید خاطرات جدید بسازید؛ هر هفته یک چیز جدید حتی کوچک امتحان کنید. مثلا مسیر جدیدی برای پیاده‌روی یا برای رفتن به نانوایی پیدا کنید، غذای متفاوتی را امتحان کنید یا سعی کنید با افراد جدیدی گفتگو کنید. تازگی، حس سرزندگی را تقویت می‌کند.

۵. عادت واگذار کردن همه تصمیم‌ها به دیگران
بعضی‌ها برای راحتی یا ترس از اشتباه کردن، همه کارهای روزمره زندگی خود را (از مدیریت حساب‌های بانکی گرفته تا قرارهای پزشکی و کارهای دیجیتالی) به اطرافیان می‌سپارند و خودشان به «تماشاگر زندگی خود» تبدیل می‌شوند. آنهم در حالی که هر تصمیمی، حتی یک تصمیم کوچک، حس استقلال و اعتماد به نفس را تقویت می‌کند.

بنابراین در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت کنید، جسارت داشته باشید و برای آنچه نمی‌دانید توضیح بخواهید، خودتان کارهای زندگیتان را مدیریت کنید.

این کار را می‌توانید با انتخاب شام امشب، انتخاب موسیقی برای گوش دادن یا انتخاب مسیر پیاده‌روی آغاز کنید.

۶. ترس از تجربه‌های جدید
ترس از ناشناخته‌ها فقط مختص سالمندان نیست؛ بسیاری از جوانان هم از تجربه‌های تازه اجتناب و در مقابل آن مقاومت می‌کنند. همین ترس‌ها باعث رد کردن دعوت یا اجتناب از رفتن به یک رستوران جدید می‌شود.

ریسک نکردن، کنجکاوی را خاموش می‌کند. تحقیقات در مورد سالمندان نیز نشان داده کسانی که جرات می‌کنند از منطقه امن خود خارج شوند، روحیه بهتر، شبکه اجتماعی گسترده‌تر و سلامت شناختی بالاتری دارند.

بنابراین اجازه دهید که هر هفته یک تجربه جدید (هرچند کوچک) وارد زندگی‌تان شود.

۷. وسواس بیش از حد درباره سلامت
بعضی‌ها با برنامه‌ریزی مداوم برای معاینات و آزمایش‌ها و قرارهای پزشکی، همه زندگی خود را حول محور سلامتشان سازماندهی می‌کنند. در حالی که داشتن یک تقویم پر از قرارهای ملاقات، تضمین‌کننده‌ شادی در زندگی نیست و باعث می‌شود از لذت‌های واقعی غافل شویم.

سلامت باید ابزاری برای زندگی بهتر باشد، نه جایگزین زندگی. راز سرزندگی پایدار، در ایجاد تعادل میان مراقبت از بدن و لذت بردن از لحظه‌ها نهفته است.

به یاد داشته باشید که کنجکاوی و شادی را می‌توان در هر سنی پرورش داد.


یورونیوز فارسی



نظر شما درباره این مقاله:








کشته شدن دست‌کم ۷ نفر در اعتراضات ایران
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 02.01.2026, 7:14

کشته شدن دست‌کم ۷ نفر در اعتراضات ایران


جان گمبل / آسوشیتدپرس / ۲ ژانویه ۲۰۲۶

اعتراضاتی که در پی وخامت اوضاع اقتصادی ایران آغاز شده، روز پنج‌شنبه به استان‌های روستایی جمهوری اسلامی گسترش یافت. مقام‌ها اعلام کردند دست‌کم هفت نفر در نخستین موارد گزارش‌شده از تلفات، شامل نیروهای امنیتی و معترضان، جان خود را از دست داده‌اند.

این تعداد تلفات ممکن است نشانه آغاز برخوردی سخت‌گیرانه‌تر از سوی حاکمیت دینی ایران با این اعتراضات باشد؛ اعتراضاتی که در پایتخت، تهران، تا حدی فروکش کرده اما در دیگر مناطق کشور گسترش یافته است. این تلفات ــ دو نفر در روز چهارشنبه و پنج نفر در روز پنج‌شنبه ــ در چهار شهر رخ داده و عمدتاً در مناطقی بوده که محل سکونت قوم لُر در ایران است.

این اعتراضات به بزرگ‌ترین ناآرامی‌ها در ایران از سال ۲۰۲۲ تاکنون تبدیل شده است؛ زمانی که مرگ مهسا امینی ۲۲ ساله در بازداشت پلیس، موجی از اعتراضات سراسری را برانگیخت. با این حال، اعتراضات کنونی هنوز به سراسر کشور تسری نیافته و از نظر شدت نیز به پای اعتراضات پس از مرگ امینی نمی‌رسد؛ امینی به‌دلیل آنچه رعایت‌نکردن حجاب به‌زعم مقام‌ها عنوان شد، بازداشت شده بود.

شدیدترین خشونت‌ها ظاهراً در ازنا، شهری در استان لرستان و حدود ۳۰۰ کیلومتری جنوب‌غرب تهران، رخ داده است. در آنجا، ویدئوهایی که در فضای مجازی منتشر شده، ظاهراً اشیایی را نشان می‌دهد که در خیابان‌ها در آتش می‌سوزند و صدای تیراندازی در حالی شنیده می‌شود که مردم فریاد می‌زنند: «بی‌شرف! بی‌شرف!»

خبرگزاری نیمه‌رسمی فارس گزارش داد که سه نفر کشته شده‌اند. دیگر رسانه‌ها، از جمله رسانه‌های نزدیک به جریان اصلاح‌طلب، این گزارش را به نقل از فارس بازنشر کردند، در حالی که رسانه‌های دولتی به‌طور کامل خشونت‌های رخ‌داده در آنجا یا دیگر نقاط را تأیید نکردند. روشن نیست چرا پوشش خبری گسترده‌تری از این ناآرامی‌ها ارائه نشده، اما خبرنگاران در سال ۲۰۲۲ به‌دلیل پوشش اعتراضات با بازداشت مواجه شده بودند.

در لردگان، شهری در استان چهارمحال و بختیاری، ویدئوهای منتشرشده در فضای مجازی نشان می‌دهد که معترضان در خیابانی گرد آمده‌اند و صدای تیراندازی در پس‌زمینه شنیده می‌شود. این تصاویر با نشانه‌های شناخته‌شده شهر لردگان، در حدود ۴۷۰ کیلومتری جنوب تهران، مطابقت دارد.

خبرگزاری فارس به نقل از یک مقام ناشناس اعلام کرد که دو نفر در جریان اعتراضات روز پنج‌شنبه کشته شده‌اند.

مرکز حقوق بشر عبدالرحمن برومند در ایران، مستقر در واشنگتن، نیز اعلام کرد که دو نفر در آنجا کشته شده‌اند و هویت جان‌باختگان را معترض معرفی کرد. این مرکز همچنین تصویری ثابت منتشر کرد که ظاهراً یک مأمور پلیس ایران را نشان می‌دهد که جلیقه ضدگلوله به تن دارد و سلاح ساچمه‌زنی در دست گرفته است.

در سال ۲۰۱۹، منطقه اطراف لردگان شاهد اعتراضات گسترده‌ای بود و بنا بر گزارش‌ها، معترضان به ساختمان‌های دولتی آسیب رساندند؛ پس از آنکه گزارشی منتشر شد مبنی بر اینکه افراد این منطقه به‌دلیل استفاده از سرنگ‌های آلوده در یک درمانگاه محلی به ویروس اچ‌آی‌وی مبتلا شده‌اند.

در فولادشهرِ استان اصفهان، رسانه‌های دولتی از مرگ یک مرد در روز پنج‌شنبه خبر دادند؛ مرگی که گروه‌های فعال آن را به تیراندازی پلیس به سوی معترضان نسبت دادند.

«اعتراضات ناشی از فشارهای اقتصادی»

به‌طور جداگانه، گزارشی حاکی است که یک تجمع اعتراضی در شب چهارشنبه به کشته شدن یک داوطلب ۲۱ ساله در نیروی شبه‌نظامی بسیج وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجامیده است.

خبرگزاری دولتی ایرنا مرگ این عضو سپاه را گزارش داد، اما توضیح بیشتری ارائه نکرد. خبرگزاری دانشجو (SNN)، که گفته می‌شود به بسیج نزدیک است، مستقیماً معترضان را مسئول مرگ این عضو سپاه دانست. این خبرگزاری به اظهارات سعید پورعلی، معاون استاندار لرستان، استناد کرد.

او گفته است این عضو سپاه «در جریان اعتراضات این شهر و به دست آشوبگران، در دفاع از نظم عمومی به شهادت رسید». به گفته او، ۱۳ نفر دیگر از اعضای بسیج و نیروهای پلیس نیز زخمی شده‌اند.

پورعلی افزود: «اعتراضاتی که رخ داده ناشی از فشارهای اقتصادی، تورم و نوسانات ارزی است و بیانگر دغدغه‌های معیشتی مردم است. صدای شهروندان باید با دقت و تدبیر شنیده شود، اما مردم نباید اجازه دهند مطالباتشان توسط افراد سودجو منحرف شود.»

این اعتراضات در شهر کوهدشت، در بیش از ۴۰۰ کیلومتری جنوب‌غرب تهران، رخ داد. کاظم نظری، دادستان محلی، اعلام کرد پس از این اعتراضات ۲۰ نفر بازداشت شده‌اند و آرامش به شهر بازگشته است؛ خبری که خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضائیه گزارش داد.

سقوط ارزش پول ملی، جرقه اعتراضات

دولت غیرنظامی ایران به ریاست‌جمهوری مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب، تلاش کرده است نشان دهد مایل به گفت‌وگو با معترضان است. با این حال، پزشکیان اذعان کرده که کار چندانی از دستش برنمی‌آید، زیرا ارزش ریال ایران به‌سرعت سقوط کرده و اکنون هر دلار آمریکا حدود ۱۴۰ هزار تومان معامله می‌شود.

در همین حال، تلویزیون دولتی ایران به‌طور جداگانه از بازداشت هفت نفر خبر داد که به گفته آن، پنج نفر از آنان «سلطنت‌طلب» و دو نفر دیگر مرتبط با گروه‌هایی مستقر در اروپا بوده‌اند. تلویزیون دولتی همچنین اعلام کرد در عملیاتی دیگر، نیروهای امنیتی ۱۰۰ قبضه تپانچه قاچاق را کشف و ضبط کرده‌اند، بی‌آنکه جزئیات بیشتری ارائه دهد.

حاکمیت دینی ایران روز چهارشنبه را در بخش بزرگی از کشور تعطیل عمومی اعلام کرد و دلیل آن را سرمای هوا دانست؛ اقدامی که به‌نظر می‌رسد برای خارج کردن مردم از پایتخت و ایجاد یک تعطیلات آخر هفته طولانی انجام شده باشد. آخر هفته در ایران پنج‌شنبه و جمعه است و روز شنبه نیز به مناسبت سالروز تولد امام علی تعطیل محسوب می‌شود.

اعتراضاتی که ریشه در مسائل اقتصادی دارد، با شعارهایی علیه حاکمیت دینی ایران نیز همراه بوده است. رهبران کشور همچنان تحت تأثیر جنگ ۱۲روزه‌ای هستند که اسرائیل در ماه ژوئن علیه ایران آغاز کرد. ایالات متحده نیز در جریان آن جنگ، تأسیسات هسته‌ای ایران را بمباران کرد.

ایران اعلام کرده است که دیگر در هیچ نقطه‌ای از کشور به غنی‌سازی اورانیوم نمی‌پردازد؛ تلاشی برای ارسال این پیام به غرب که همچنان برای مذاکرات احتمالی درباره برنامه هسته‌ای خود و کاهش تحریم‌ها آمادگی دارد. با این حال، این گفت‌وگوها هنوز آغاز نشده است، چرا که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به تهران درباره بازسازی برنامه هسته‌ای‌اش هشدار داده‌اند.



نظر شما درباره این مقاله:








داریوش انصاری با شلیک مستقیم ماموران کشته شد
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 23:09

داریوش انصاری با شلیک مستقیم ماموران کشته شد




نظر شما درباره این مقاله:








احمد زیدآبادی: پاستور مثل باتلاق است
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 22:01

احمد زیدآبادی: پاستور مثل باتلاق است




نظر شما درباره این مقاله:








کوبا در آستانه سقوط
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 21:50

کوبا در آستانه سقوط


مایکل جی. بوستامانته

فارن افرز / ۱ ژانویه ۲۰۲۶

بحران جزیره به کجا خواهد انجامید؟

در سال ۲۰۱۴، پس از آنکه دولت باراک اوباما و دولت کوبا از توافقی برای احیای روابط دیپلماتیک خبر دادند، نگاه جهان به هاوانا دوخته شد. از گروه رولینگ استونز گرفته تا سرمایه‌گذاران بالقوه، همگی شتابان کوشیدند سهمی از آینده این جزیره به دست آورند. رائول کاسترو، وزیر دفاع دیرپای کوبا، چند سال پیش‌تر قدرت را از برادر بزرگ‌تر و بیمار خود، فیدل، به دست گرفته و اصلاحات اقتصادی محدودی را آغاز کرده بود: اجازه فعالیت به شمار بیشتری از کسب‌وکارهای کوچک خصوصی، تسهیل مقررات سرمایه‌گذاری خارجی و کوچک‌سازی نیروی انسانی دولت. در مجموع، عادی‌سازی روابط با ایالات متحده و «به‌روزرسانی»‌های داخلی دولت («اکتوئالیزاسیون»؛ اصطلاح خوش‌ظاهر مورد استفاده حزب کمونیست کوبا) چنین می‌نمود که می‌تواند این کشور را به قرن بیست‌ویکم وارد کند.

اما متأسفانه کوبا به‌طرزی چشمگیر از این انتظارات عقب مانده است. طی پنج سال گذشته، بیش از یک میلیون نفر — یعنی بیش از یک‌دهم جمعیت کشور — کوبا را ترک کرده‌اند که اغلب مقصدشان ایالات متحده بوده است. امروز، در دوران ریاست‌جمهوری میگل دیاس-کانل، این جزیره بدترین بحران اقتصادی خود از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را تجربه می‌کند. تولید ناخالص داخلی از سال ۲۰۲۰ تاکنون ۱۱ درصد کاهش یافته است. شبکه برق کشور در حال فروپاشی است. نیروهای امنیتی با شدت اعتراض‌های ضد دولتی را سرکوب می‌کنند. در ماه اکتبر، توفان «ملیسا» شرق جزیره را ویران کرد و به حدود ۹۰ هزار واحد مسکونی و ۲۵۰ هزار جریب زمین کشاورزی آسیب زد یا آن‌ها را به‌کلی نابود کرد. اکنون نیز شیوع تب دِنگی و دیگر ویروس‌های منتقل‌شونده از طریق پشه به سطح یک همه‌گیری رسیده است.

تراژدی در حال وقوع کوبا تا حدی نتیجه شوک‌های خارجی است؛ از جمله انتخاب دونالد ترامپ به ریاست‌جمهوری ایالات متحده در سال ۲۰۱۶. ترامپ پس از ورود به کاخ سفید، بسیاری از تحریم‌هایی را که دولت پیشین لغو کرده بود، دوباره برقرار کرد. برای مثال، در فاصله سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۰، پروازها، ارسال حواله‌های مالی و سفر به کوبا را به‌شدت محدود ساخت و در سال ۲۰۲۱ نیز این کشور را بار دیگر در فهرست «حامیان دولتی تروریسم» قرار داد؛ اقدامی که عمدتاً به دلیل پناه دادن هاوانا به شمار اندکی از متهمان تحت تعقیب دستگاه قضایی آمریکا انجام شد. جو بایدن، رئیس‌جمهور بعدی ایالات متحده، تنها بخشی از این محدودیت‌ها را کاهش داد و ترامپ در دومین دوره ریاست‌جمهوری خود برخی از آن‌ها را مجدداً اعمال کرده است. در همین حال، همه‌گیری کووید-۱۹ صنعت گردشگری کوبا را از هم پاشید. افزون بر این، با تشدید کارزار فشار دولت دوم ترامپ برای کنار زدن نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، کاهش چشمگیر کمک‌های نفتی کاراکاس به هاوانا — که در سال‌های اخیر آغاز شده بود — ممکن است وخیم‌تر شود و کوبا در معرض از دست دادن مهم‌ترین شریک اقتصادی و ژئوپولیتیک خود قرار گیرد.

با این همه، بحران کنونی تا حد زیادی حاصل سیاست‌های خود دولت کوبا نیز هست. با وجود اصلاحات رائول کاسترو، مقامات هرگز حاضر نشدند به‌طور قاطع از الگوی فرسوده برنامه‌ریزی متمرکز دست بکشند. گسترش بیشتر بخش خصوصی ناپیوسته و محدود بوده و سیاست‌های نادرست پولی به تورمی شدید دامن زده است. دولت همچنین از هرگونه تغییر معنادار در نظام تک‌حزبی کشور پرهیز کرده است. در نتیجه، اقتصاد کوبا همچنان شکننده و غیرمنعطف باقی مانده و شور و شوق پیشین در واشنگتن برای تعامل بیشتر با هاوانا جای خود را به تردید، خصومت یا بی‌اعتنایی داده است.

امیدوار بودن به آینده کوبا دشوار است. رائول کاسترو که اکنون ۹۴ سال دارد و همچنان در نقش «قدرت پشت پرده» ایفای نقش می‌کند، به‌زودی به پایان عمر خود خواهد رسید؛ همان‌گونه که آخرین بازماندگان نسل بنیان‌گذار انقلاب کوبا در سال ۱۹۵۹ نیز از صحنه خارج می‌شوند. اما برای خروج از بن‌بست کنونی، نسل جدیدی از رهبران دست‌کم باید به‌طور جدی به آزادسازی عمیق‌تر اقتصاد متعهد شود — هرچند در کوتاه‌مدت اقدامی دردناک باشد. برای قرار دادن کامل کشور در مسیر درست، آن‌ها ناگزیر به دموکراتیزه کردن نظام سیاسی نیز خواهند بود. با این حال، متأسفانه پس از یک دهه دستکاری‌های سیاستی، رهبری کنونی کوبا نشانه‌های اندکی از آمادگی برای مواجهه مستقیم با چالش‌های کشور یا واگذاری کنترل به کسانی که قادر به حل آن‌ها هستند، از خود نشان داده است.

بسیار کم، بسیار دیر

«یا اصلاح می‌کنیم، یا غرق می‌شویم.» رائول کاسترو این جمله را در سال ۲۰۱۰، چهار سال پس از به دست گرفتن قدرت، بر زبان آورد. نظام سوسیالیستی کوبا دوره بلافاصله پس از فروپاشی شوروی را تاب آورده بود؛ دوره‌ای که در آن کمک‌ها به جزیره به‌شدت کاهش یافت و تولید ناخالص داخلی کشور یک‌سوم افت کرد. با این حال، اقتصاد تنها بخشی از این سقوط را جبران کرده بود. رائول برای استوارتر کردن پایه‌های اقتصاد، برنامه‌ای نسبتاً ساده طراحی کرد: کوچک‌سازی دولتی متورم از طریق اخراج نیم میلیون کارمند، در کنار گسترش بخش خصوصی بسیار کوچک «خوداشتغالان» که رستوران‌ها، اقامتگاه‌های خانگی و دیگر کسب‌وکارهای خرد را اداره می‌کردند. مقامات اجازه می‌دادند سرمایه‌گذاران خارجی سهام اکثریت پروژه‌ها را در اختیار بگیرند و دولت زمین‌های عمومی بلااستفاده را به کشاورزان خصوصی واگذار می‌کرد تا وابستگی کشور به واردات — که ۷۰ درصد مواد غذایی را شامل می‌شد — کاهش یابد.

بهترین اقتصاددانان کوبا خیلی زود به کاستی‌های این برنامه اشاره کردند. فهرست بیش از ۲۰۰ فعالیت مجاز برای «خوداشتغالی» به‌طرزی مضحک، ریزبینانه و دستوری تنظیم شده بود. برای نمونه، کشت قطعه‌ای زمین عمومی و فروش بخش عمده محصول در چارچوب یک نظام جیره‌بندی با قیمت‌های کنترل‌شده، به‌هیچ‌وجه با مالکیت زمین و فروش محصول در یک بازار واقعی قابل مقایسه نبود. افزون بر این، شرکت‌های دولتی همچنان از امتیازی ناعادلانه برخوردار بودند: آن‌ها مجاز بودند هر یک پزوی کوبایی را معادل یک دلار محاسبه کنند؛ امری که به‌طور مصنوعی ارزش دارایی‌هایشان را بالا می‌برد و هزینه وارداتشان را کاهش می‌داد. شهروندان عادی، در مقابل، فقط می‌توانستند پزوهای خود را با نرخ ۲۴ به یک به بانک‌های دولتی کوبا بفروشند و دلار دریافت کنند. با این حال، بسیاری از مردم خوش‌بین باقی ماندند. سفر به کوبا در آن سال‌ها به معنای احساس وزش بادهای تغییر بود: کسب‌وکارهای کوچک یکی پس از دیگری گشوده می‌شدند، گردشگران کانادایی و اروپایی به‌صورت انبوه وارد کشور می‌شدند و حوزه‌ای از مدارا برای روزنامه‌نگاری مستقل، تحلیل دانشگاهی و گفت‌وگوی مدنی شکل می‌گرفت.

باراک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده، متوجه این تحولات شد. حتی پیش از گشایش بزرگ عادی‌سازی روابط در اواخر سال ۲۰۱۴، دولت او به آمریکایی‌ها اجازه داده بود در قالب تورهای گروهی به کوبا سفر کنند، مشروط بر آنکه هدفشان «حمایت از مردم کوبا» باشد. اعضای دیاسپورای کوبایی برای دیدار خانواده‌های خود به کشور بازمی‌گشتند و میلیون‌ها دلار حواله مالی به همراه می‌آوردند که به‌مثابه سرمایه اولیه برای کسب‌وکارهای کوچک عمل می‌کرد. پس از آنکه دو کشور به‌طور رسمی روابط خود را از سر گرفتند، خطوط هوایی پروازهای مستقیم تجاری میان آن‌ها برقرار کردند. سفرهای دریایی تفریحی، بازدیدهای انفرادی و استثناهای تازه برای سرمایه‌گذاری خارجی — در چارچوب تحریم دیرپای تجارت میان آمریکا و کوبا — رواج یافت. تنها در سال ۲۰۱۶، بیش از ۵۸۰ هزار دارنده گذرنامه آمریکایی و کوبایی (به بیان دیگر، کوبایی-آمریکایی‌ها) صرفاً از فرودگاه بین‌المللی میامی سوار پروازهای عازم این جزیره شدند.

با وجود همه این هیجان، خیلی زود روشن شد که هاوانا آمادگی بهره‌برداری از این فرصت تاریخی را ندارد. سرمایه‌گذاران آمریکایی دریافتند که مقامات کوبایی به پروژه‌های از پیش تأییدشده و کنترل‌شده پایبند مانده‌اند؛ امری که باعث شد قراردادهای تجاری مهم و اثرگذاری شکل نگیرد. تندروها در دولت کوبا از لحن امیدوارانه اوباما ناخشنود بودند و آن را «اسب تروآ»یی می‌دانستند که تغییرات سیاسی ناخواسته را به کشور وارد خواهد کرد. درخواست‌ها برای تعمیق اصلاحات بازار نادیده گرفته شد، چرا که رهبران حزب نگران آزاد شدن نیروهای اقتصادی‌ای بودند که دیگر قادر به مهار آن‌ها نخواهند بود.

از بد به بدتر

در نتیجه این کوته‌بینی، پس از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در سال ۲۰۱۶، مانع جدی‌ای برای تغییر مسیر سیاست واشنگتن وجود نداشت. و همان‌گونه که انتظار می‌رفت، شش ماه پس از آغاز نخستین دوره ریاست‌جمهوری‌اش، دونالد ترامپ اعلام کرد که «توافق یک‌طرفه اوباما با کوبا» را «لغو» می‌کند. کشتی‌های تفریحی حامل گروه‌های گردشگری آمریکایی همچنان در بنادر کوبا پهلو می‌گرفتند، اما دولت ترامپ آمریکایی‌ها را از سفرهای انفرادی و اقامت در بسیاری از هتل‌های تحت مالکیت ارتش کوبا منع کرد. اندکی بعد، رسانه‌ها شروع به گزارش درباره حوادث سلامت مرموزی کردند که دیپلمات‌های آمریکایی در کوبا را تحت تأثیر قرار داده بود؛ پدیده‌ای که به «سندرم هاوانا» شهرت یافت. در واکنش، واشنگتن کنسولگری آمریکا را بست و عملاً مهاجرت قانونی کوبایی‌ها به ایالات متحده را متوقف کرد.

در سال ۲۰۱۹، سیاست ایالات متحده چرخشی حتی تنبیهی‌تر به خود گرفت. ترامپ در آن سال مجوز کلی سفرهای گروهی «مردم‌به‌مردم» را — که موتور اصلی باقی‌مانده سفر آمریکایی‌ها به کوبا بود — لغو کرد و سقف حواله‌های مالی کوبایی-آمریکایی‌ها را به هزار دلار در هر سه‌ماهه محدود ساخت. دولت او همچنین «عنوان سوم» قانون هلمز–برتون مصوب ۱۹۹۶ را که سال‌ها معلق مانده بود، فعال کرد؛ اقدامی که به شهروندان آمریکایی اجازه می‌داد از شرکت‌های آمریکایی و غیرآمریکایی به اتهام «مبادله» با اموالی که دولت کوبا در اوایل دهه ۱۹۶۰ مصادره کرده بود، شکایت کنند. این اقدام بلافاصله سرمایه‌گذاری خارجی در جزیره را به‌شدت سرد کرد. در اوایل سال ۲۰۲۰، کاخ سفید پروازها به یا از شهرهای کوبایی — به‌جز هاوانا — را ممنوع کرد و شرکت خدمات مالی آمریکایی «وسترن یونیون» را از همکاری با یک نهاد مالی وابسته به ارتش کوبا برای انتقال حواله‌ها بازداشت. مقامات آمریکایی، بی‌اعتنا به پیامدهای انسانی این اقدامات، آن‌ها را بخشی از کارزار «فشار حداکثری» علیه کوبا و ونزوئلا معرفی کردند؛ کارزاری که هم‌زمان شامل تحریم‌های نفتی علیه ونزوئلا نیز می‌شد و تأمین انرژی حیاتی کوبا را بیش از پیش تحت فشار قرار داد.

سپس همه‌گیری کرونا فرا رسید. گردشگری به‌کلی از میان رفت و تولید ناخالص داخلی کوبا ۱۰ درصد سقوط کرد. این آزمونی سخت برای نخستین رهبر غیرکاستروی کوبا، میگل دیاس-کانل، بود که رائول کاسترو او را در سال ۲۰۱۸ به‌عنوان جانشین خود برگزیده بود. اما دیاس-کانل در واکنش به تشدید مشکلات اقتصادی، به‌جای اصلاح، کنترل دولتی را تقویت کرد؛ از جمله با تعلیق صدور مجوزهای جدید خوداشتغالی برای بیش از یک سال. با کاهش درآمدهای ارزی دولت، حکومت او کوشید با راه‌اندازی فروشگاه‌های دولتیِ عرضه‌کننده کالاهای وارداتی در قالب یک ارز دیجیتال جدید — «ارز قابل تبدیل آزاد» (Freely Convertible Currency) که با نام اختصاری اسپانیایی MLC شناخته می‌شود و به دلار آمریکا متصل بود — سهم بیشتری از حواله‌ها را جذب کند. اما این ارز در عمل «قابل تبدیل آزاد» نبود. دلارهایی که به حساب‌های موسوم به MLC واریز می‌شد، قابل برداشت نبود و این امر به چندپاره‌تر شدن بازارهای ارزی کوبا انجامید.

دیاس-کانل و حلقه نزدیک به او سرانجام دریافتند که این رویکرد کارساز نیست. در تابستان ۲۰۲۰، آنان راهبرد تازه‌ای برای مواجهه با وضعیت اضطراری رو به تشدید اقتصادی اعلام کردند. به‌جای اعمال فهرستی محدود از فعالیت‌های مجاز برای بخش خصوصی، مقامات فهرستی از فعالیت‌های ممنوع را تصویب کردند و انجام سایر فعالیت‌ها را آزاد گذاشتند. دولت همچنین متعهد شد بنگاه‌های خصوصی کوچک و متوسط را به رسمیت بشناسد و از چارچوب محدود «خوداشتغالی» فراتر رود. در نهایت، مقامات پذیرفتند ارزها و نرخ‌های متعدد مبادله در کشور را یکسان‌سازی کنند. وجود نرخ‌های ارز جداگانه برای شهروندان عادی و شرکت‌های دولتی، هرچند در دوره پساشوروی تا حدی دولت را از شوک اقتصادی مصون نگه داشته بود، اما در عین حال اختلالات شدیدی در حسابداری بنگاه‌های دولتی ایجاد کرده و در گذر زمان وابستگی به واردات را تشدید کرده بود.

با این حال، اجرای این اصلاحات و ترتیب انجام آن‌ها فاجعه‌بار از آب درآمد. به‌جای آنکه ابتدا بخش خصوصی گسترش یابد، مقامات طرح «سازمان‌دهی پولی» خود را به‌تنهایی و بدون پیش‌زمینه اجرا کردند و در اوایل سال ۲۰۲۱ نرخ ارز را در سراسر اقتصاد بر پایه ۲۴ پزو در برابر هر دلار یکسان‌سازی کردند. برای بنگاه‌های دولتی که به فعالیت با نرخ یک‌به‌یک خو گرفته بودند، این کاهش ارزش پول ملی فشار شدیدی بر قیمت کالاهای وارداتی وارد کرد. افزایش هم‌زمان دستمزدهای دولتی نیز به تورم دامن زد، زیرا حجم زیادی از پزو در تعقیب شمار اندکی کالا به جریان افتاد. چاپ پول برای تأمین کسری‌های فزاینده بودجه، اوضاع را وخیم‌تر کرد. دولت همچنان به فروش کالاهای وارداتی با ارز دیجیتالِ متصل به دلار ادامه داد؛ اقدامی که منطق یکسان‌سازی ارزی را تضعیف کرد و تقاضا برای دلار — ارزی که دولت به اندازه کافی در اختیار نداشت — را افزایش داد. بازار غیررسمی ارز رونق گرفت و تا پایان سال ۲۰۲۱، ارزش پزوی کوبا ۷۵ درصد سقوط کرد و در بازار آزاد با نرخ ۱۰۰ پزو در برابر هر دلار معامله می‌شد، در حالی که نرخ رسمی همچنان ۲۴ به یک باقی مانده بود.

پیامد این روند، بحرانی فزاینده در مشروعیت سیاسی دولت بود. این مسئله به‌ویژه زمانی آشکار شد که بخت کوبا در مهار کووید-۱۹ در تابستان ۲۰۲۱ به پایان رسید و سویه دلتا کشور را درنوردید. تصاویر بیمارستان‌های در حال فروپاشی و اجساد جان‌باختگان در فضای آنلاین دست‌به‌دست شد. با الهام از سرود اعتراضی فراگیر «پاتریا ای ویدا» («میهن و زندگی») ساخته هنرمندان محبوب هیپ‌هاپ و رگِتون، و با بهره‌گیری از قدرت پخش زنده در شبکه‌های اجتماعی، شهروندان کوبایی در بیش از ۵۰ شهر و شهرک در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۱ به خیابان‌ها آمدند و خواستار غذا، دارو و آزادی شدند. دولت همان روز با سرکوب پاسخ داد و معترضان را یا راهی زندان کرد یا به خانه‌هایشان بازگرداند. در نهایت بیش از هزار نفر بازداشت شدند و چند صد تن به اتهام‌هایی چون خرابکاری، اخلال در نظم عمومی و فتنه‌انگیزی به احکام زندان‌های طولانی‌مدت محکوم شدند.

یک گام به جلو، دو گام به عقب

دولت جو بایدن در هفت ماه نخست فعالیت خود عملاً کوبا را نادیده گرفت و تحریم‌های دوران ترامپ را دست‌نخورده باقی گذاشت. اما اعتراض‌ها و پیامدهای آن، واشنگتن را ناگزیر به واکنش کرد. سه ماه پس از تظاهرات، کوبا آخرین محدودیت‌های سفر مرتبط با کووید را لغو کرد تا گردشگری دوباره آغاز شود. سپس نیکاراگوئه، متحد نزدیک هاوانا، ورود بدون ویزای کوبایی‌ها را مجاز اعلام کرد و مسیری کوتاه‌تر — هرچند همچنان پرخطر — به سوی مرز آمریکا و مکزیک فراهم آورد. بهای پرواز به ماناگوا به‌زودی از ۲ هزار دلار فراتر رفت، اما این امر مانع از فرار کوبایی‌ها به سوی ایالات متحده نشد. چنین به نظر می‌رسید که کوبا آگاهانه نارضایتی داخلی را صادر می‌کند و بدین‌ترتیب برای واشنگتن دردسر سیاسی می‌آفریند. دولت بایدن در پاسخ، پردازش حواله‌های مالی را از سر گرفت، پروازها به شهرهای غیرمرکزی کوبا (که عمدتاً مورد استفاده دیاسپورا هستند) را احیا کرد و مسیرهای قانونی پیشین مهاجرت را دوباره گشود و حتی مسیرهای تازه‌ای ایجاد کرد؛ همه با هدف بازگرداندن حداقلی از ثبات اقتصادی و کند کردن موج مهاجرت. اما این تلاش‌ها موفق نبود. تا پاییز ۲۰۲۴، بیش از ۸۵۰ هزار کوبایی وارد ایالات متحده شده بودند؛ از جمله از طریق برنامه جدید «آزادی مشروط بشردوستانه پیشرفته» که دولت بایدن ایجاد کرده بود.

در همین حال، دولت کوبا نیز کوششی تازه برای کمک به اقتصاد آغاز کرد. در اواخر سال ۲۰۲۱، مقامات سرانجام شرکت‌های خصوصی با حداکثر ۱۰۰ کارمند را قانونی اعلام کردند. طی سه سال، بیش از ۱۰ هزار بنگاه از این دست مجوز فعالیت گرفتند. این شرکت‌ها برای نخستین بار از اوایل سال‌های انقلاب کوبا اجازه یافتند — هرچند از طریق واسطه‌های دولتی — کالاهایی را از خارج وارد کنند. کارآفرینانی که در دوران اوباما شبکه‌هایی در خارج از کشور و در میان دیاسپورا ایجاد کرده بودند، فروشگاه‌های خصوصی مواد غذایی راه‌اندازی کردند. برخی دیگر به واردات عمده از مکزیک، پاناما یا حتی ایالات متحده روی آوردند. شرکت‌های زنجیره تأمین مانند «سوپرمارکت۲۳» بستری آنلاین شبیه آمازون فراهم کردند تا کوبایی‌های خارج از کشور بتوانند برای خانواده‌های خود از واردکنندگان محلی کالا خریداری کنند؛ این شرکت‌ها همچنین انبارها و زیرساخت‌های لجستیکی در داخل کشور فراهم آوردند و تحویل درِ منزل را ممکن ساختند. همه این تحولات زمانی غیرقابل تصور بود. تا پایان سال ۲۰۲۴، بخش خصوصی ۲۳ درصد از درآمدهای مالیاتی، ۳۱ درصد از نیروی کار و بیش از نیمی از فروش خرده‌فروشی را به خود اختصاص داده بود و از شرکت‌های دولتی پیشی گرفت.

با این حال، این بخش با مشکلات متعددی روبه‌روست. یکی از آن‌ها نبودِ یک بازار ارز باثبات یا هر مسیر قانونی دیگر برای انتقال ارز خارجی به خارج از کشور است. این وضعیت شرکت‌های خصوصی را ناگزیر به فعالیت در بازار غیررسمی ارز کرده و ارزش پزو را به پایین‌ترین سطوح تاریخی رسانده است: در حال حاضر بیش از ۴۰۰ پزو در برابر هر دلار. چنین نرخی بسیاری از کالاها را برای شمار زیادی از کوبایی‌ها — که همچنان به حقوق‌ها یا مستمری‌های دولتی وابسته‌اند و دسترسی اندکی به حواله‌های ارزی دارند — دست‌نیافتنی کرده است. در نتیجه، هرچند کسب‌وکارهای خصوصی جدید طی سال‌های اخیر نقشی حیاتی در تأمین نیازهای اولیه خانواده‌های کوبایی ایفا کرده‌اند، اما در عین حال به نماد آشکار افزایش نابرابری بدل شده‌اند؛ چالشی سیاسی برای دولتی که هنوز خود را سوسیالیستی می‌داند.

حتی این میزان محدود از خصوصی‌سازی نیز با عقب‌گردهایی مواجه بوده است. طی دو سال گذشته، دولت محدودیت‌های تازه‌ای بر تراکنش‌های بانکی اعمال کرده، مشوق‌های مالیاتی برای شرکت‌های نوپا را حذف نموده و فعالیت‌های عمده‌فروشی را به‌طور موقت محدود ساخته است. اکنون مالکان یا شرکای شرکت‌ها باید بخش عمده سال را در داخل کوبا اقامت داشته باشند؛ امری که مشارکت قانونی دیاسپورای کوبایی — که تا پیش از این منبع اصلی سرمایه اولیه، دانش فنی و دسترسی به خدمات مالی خارج از دایره تحریم‌ها بود — را محدود می‌کند. بسیاری از ناظران این اقدامات را تلاشی از سوی هلدینگ اقتصادی وابسته به ارتش، یعنی «گروه مدیریت بازرگانی اس.آ.» (GAESA)، برای بازپس‌گیری سهم بازار خود در فروش کالاهای خارجی با قیمت‌های بالا می‌دانند؛ بازاری که پیش از همه‌گیری کرونا عمدتاً در اختیار این مجموعه بود. مقامات همچنان تأکید دارند که شرکت‌های خصوصی باید «بازیگران مکمل» در اقتصاد باشند، نه موتورهای آن؛ این در حالی است که ده‌ها شرکت دولتی با زیان فعالیت می‌کنند.

افول نهایی؟

مشکلات انباشته کوبا اکنون چنان عمیق شده است که حتی وجود یک بخش خصوصی پویاتر نیز برای حل آن‌ها کافی نخواهد بود. خاموشی سراسری ماه سپتامبر، پنجمین مورد در یک سال بود. نوسازی شبکه فرسوده و وابسته به نفت برق کشور میلیاردها دلار هزینه می‌طلبد؛ پولی که دولت در اختیار ندارد و هیچ کشوری نیز حاضر به تأمین آن نیست. پیامدهای این وضعیت بر بهره‌وری ویرانگر است. مقامات اخیراً اذعان کرده‌اند که تولید در بخش‌های کشاورزی، دامداری و معدن از سال ۲۰۱۹ تاکنون ۵۳ درصد کاهش یافته است. با این حال، طی دهه گذشته، سهم بیشتری از بودجه سرمایه‌گذاری دولت (۳۸ درصد) به ساخت هتل‌ها و تأسیسات گردشگری — که آن‌ها نیز عمدتاً تحت سلطه GAESA هستند — اختصاص یافته تا هر بخش دیگری؛ آن هم در شرایطی که شمار گردشگران به زحمت به نیمی از سطح پیش از همه‌گیری رسیده است. گردشگران، از هر نوع، اکنون مقصدهای کارائیبی را ترجیح می‌دهند که کمتر دچار خاموشی می‌شوند. گردشگران اروپایی نیز کشورهایی را انتخاب می‌کنند که سفر به آن‌ها معافیت معمول ۹۰روزه ویزا برای ورود به ایالات متحده را به خطر نیندازد — خطری که ناشی از قرار گرفتن کوبا در فهرست «حامیان دولتی تروریسم» است.

سیاست پولی نیز همچنان یکی از نقاط دردناک اقتصاد باقی مانده است. در اواسط ماه دسامبر، بانک مرکزی کوبا نرخ ارز شناور تازه‌ای را برای عموم مردم و بخش خصوصی معرفی کرد که بر اساس آن هر دلار برابر با ۴۱۰ پزوی کوبایی تعیین شد؛ نرخی که تنها اندکی پایین‌تر از نرخ بازار غیررسمی است. هدف از این اقدام، بازگرداندن بخشی از مبادلات به نظام مالی رسمی، تضعیف بازار غیررسمی و بازیابی ذخایر دلاری بود. با این حال، روشن نیست که این طرح موفق شود، چرا که اعتماد عمومی به نهادهای بانکی به‌شدت آسیب دیده است. افزون بر این، نظام ارزی همچنان چندلایه باقی مانده است: برخی شرکت‌های دولتی، از جمله در صنعت گردشگری، هنوز از نرخ ترجیحی ۱۲۰ پزو در برابر هر دلار بهره‌مند می‌شوند، در حالی که شرکت‌های دولتی ارائه‌دهنده خدمات حیاتی به مردم، دلار را با نرخ ۲۴ پزو دریافت می‌کنند. مقامات همچنین به دلاری‌سازی آشکار بخش بزرگی از خرده‌فروشی‌های دولتی روی آورده‌اند؛ رویکردی که یادآور دهه ۱۹۹۰ است. به بیان دیگر، آخرین اقدامات نه‌تنها به یکپارچه‌سازی بازار ارز نمی‌انجامد، بلکه شکاف‌های موجود را عمیق‌تر کرده و اختلالات ساختاری ناشی از این نظام را در اقتصاد کوبا تثبیت می‌کند.

برای حل — یا دست‌کم پوشاندن — این مشکلات، برخی مقامات کوبایی ممکن است به بهبود روابط بین‌المللی دل بسته باشند. اما احتمالاً ناامید خواهند شد. انتظار تغییر مسیر واشنگتن خطایی ساده‌لوحانه است: کوبای فرسوده، برخلاف ونزوئلای نفت‌خیز، برای ایالات متحده‌ای که هرچه بیشتر رویکردی معامله‌محور اتخاذ می‌کند، جذابیت راهبردی چندانی ندارد. حتی مسکو و پکن نیز کمک محدودی خواهند کرد. مقامات روس و هیئت‌های تجاری این کشور وعده داده‌اند که تا سال ۲۰۳۰ یک میلیارد دلار در کوبا سرمایه‌گذاری کنند و چینی‌ها نیز ساخت چند ده مزرعه خورشیدی را آغاز کرده‌اند. با این حال، هاوانا فقط تا حدی می‌تواند از حمایت هر یک از این دو کشور بهره‌مند شود. هنوز روشن نیست این تعهدات با چه سرعتی عملی خواهد شد و هر دو، یعنی مسکو و پکن، از کوبا خواسته‌اند یارانه‌های شرکت‌های دولتی زیان‌ده را کاهش دهد و محدودیت‌ها بر سرمایه‌گذاری خارجی و بخش خصوصی را کم کند. در عین حال، کوبا همچنان با هر دو کشور با کسری‌های تجاری عظیم مواجه است و به‌طور مستمر درخواست بازپرداخت مجدد بدهی‌های خود را مطرح می‌کند؛ بدهی‌هایی که گفته می‌شود در مورد چین به چندین میلیارد دلار می‌رسد. (روسیه در سال ۲۰۱۴ بخش عمده بدهی‌های دوران شوروی کوبا را بخشید، اما گزارش‌ها حاکی از آن است که کوبا از آن زمان صدها میلیون دلار تعهد جدید انباشته کرده است.) انگیزه‌های ژئوپولیتیک و پیوندهای امنیتی باعث می‌شود مسکو و پکن حاضر باشند به‌طور مقطعی کمک‌هایی ارائه دهند و به بقای دولت کوبا یاری رسانند، اما هیچ‌یک تمایلی به تأمین کامل مالی الگویی اقتصادی که آن را شکست‌خورده می‌دانند، ندارند.

روابط هاوانا با کاراکاس حتی شکننده‌تر است. دولت ترامپ استقرار گسترده‌ای از دارایی‌های نظامی را در سواحل ونزوئلا انجام داده، حملاتی جنجالی علیه شناورهای مظنون به قاچاق مواد مخدر و دست‌کم یک تأسیسات بندری ترتیب داده و محاصره دریایی محموله‌های نفتیِ مشمول تحریم — از جمله محموله‌هایی که راهی کوبا بودند — را دستور داده است. اگر رژیم مادورو سقوط کند — که هنوز احتمال آن بسیار نامشخص است — کوبا آنچه از یک رابطه حمایتی ۲۵ساله باقی مانده را نیز از دست خواهد داد.

بنابراین، کوبا عملاً تنها یک گزینه پیش رو دارد: آزادسازی اقتصاد. این امر شامل اجازه فعالیت به کسب‌وکارهای خصوصی در صنایع بیشتر، گشودن بخش خصوصی به روی سرمایه‌گذاری خارجی و امکان تجارت این بنگاه‌ها بدون واسطه‌های دولتی است. همچنین به معنای کاهش کسری‌های مالی و یکسان‌سازی واقعی نرخ‌های ارز برای شرکت‌های دولتی و خصوصی بر پایه شرایط واقعی اقتصاد است. به همان اندازه مهم، دولت باید تضمین‌های حقوقی و مشوق‌های مالیاتی بیشتری برای شرکت‌های داخلی و خارجی‌ای فراهم کند که ظرفیت تولیدی ایجاد می‌کنند. حتی با وجود تحریم‌های آمریکا، چنین اقداماتی دست‌کم به کوبا این فرصت را می‌دهد که بازسازی اقتصاد خود را آغاز کند و سرمایه‌گذاری خارجی بیشتری جذب نماید.

با این حال، تردید جدی وجود دارد که کوبا از رهبری لازم برای اجرای چنین برنامه‌ای یا ایجاد اجماع پیرامون آن برخوردار باشد. بسیاری از مقامات از واقعیت‌های جامعه فاصله گرفته‌اند. در تابستان گذشته، وزیر کار افزایش بی‌خانمانی و تکدی‌گری در کشور را انکار کرد. (پس از خشم گسترده در شبکه‌های اجتماعی، او در نمونه‌ای نادر از پاسخ‌گویی عمومی ناچار به استعفا شد.) سیاست‌گذاران همچنین همچنان پیام‌های متناقضی ارسال می‌کنند. در اواخر نوامبر، مقامات مقررات تازه‌ای را برای چابک‌سازی سرمایه‌گذاری خارجی معرفی کردند که بر اساس آن پرداخت دستمزد کارکنان کوبایی بدون استفاده از واسطه‌های دولتی مجاز می‌شد؛ اما هم‌زمان، شرکت‌های خارجی را از بازگرداندن سودهای نگهداری‌شده در بانک‌های کوبا منع کردند. به همین ترتیب، چارچوب جدید دولتی برای «اصلاح اختلالات و احیای اقتصاد» سرشار از اهداف تولیدی است، اما ایده‌های اندکی برای دگرگون کردن مشوق‌های تولید ارائه می‌دهد. از این رو، به نظر می‌رسد کوبا در آستانه لغزش بیشتر به سوی افول اقتصادی قرار دارد؛ افولی که با بنگاه‌های نظامی غیرپاسخ‌گو، بخش خصوصی مقید و نیروی کاری که استعدادهایش را بر اثر مهاجرت از دست می‌دهد، مشخص می‌شود.

اینکه آیا این چالش‌ها در نهایت به فروپاشی دولت منجر خواهد شد یا نه، نامشخص است. در غیاب یک اپوزیسیون متحدتر، تغییر رژیم بعید به نظر می‌رسد و چهره‌های اصلی مخالفان عمدتاً تبعید شده یا در زندان به سر می‌برند. شکاف آشکاری نیز میان دستگاه‌های امنیتی و دیگر بخش‌های حکومت دیده نمی‌شود. با این حال، تشدید مشکلات اجتماعی — از جمله جرم، نابرابری، مصرف مواد مخدر و فساد — می‌تواند به تسریع شکاف‌های درون‌حاکمیتی، نفوذ شبکه‌های جنایتکار فراملی یا حتی مداخله مستقیم خارجی بینجامد؛ دقیقاً همان سناریوهایی که وفاداران به نظام کوبا همواره کوشیده‌اند از آن‌ها پرهیز کنند. اعتراض‌های پراکنده و بی‌رهبر اکنون به پدیده‌ای دائمی بدل شده است.

امروز، این جزیره گویی در حال فرو رفتن است؛ درست همان‌گونه که رائول کاسترو ۱۵ سال پیش هشدار داده بود. علت آن این است که او و دیگران اصلاحات واقعی را به تعویق انداختند. تغییر، به دلیل سال‌ها بلاتکلیفی در سیاست‌گذاری اقتصادی و امتناع دولت از اعطای صدایی معنادار به مردم کوبا در تعیین آینده‌شان، هزینه‌های سنگینی در پی خواهد داشت. اما این تغییر ضروری است. هر روز تأخیر بیشتر، رنج مردم را طولانی‌تر می‌کند.



نظر شما درباره این مقاله:








بنیاد نرگس محمدی: سکوت جایز نیست
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 20:53

بنیاد نرگس محمدی: سکوت جایز نیست




نظر شما درباره این مقاله:








تیراندازی مستقیم به خودروی عبوری یک خانواده در مرودشت
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 20:30

تیراندازی مستقیم به خودروی عبوری یک خانواده در مرودشت




نظر شما درباره این مقاله:








ایران در ازای ارز دیجیتال، تسلیحات پیشرفته می‌فروشد!
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 18:59

ایران در ازای ارز دیجیتال، تسلیحات پیشرفته می‌فروشد!


مایلز جانسون / فایننشال تایمز / ۱ ژانویه ۲۰۲۶

ایران در تلاشی برای استفاده از دارایی‌های دیجیتال جهت دور زدن کنترل‌های مالی غرب، پیشنهاد فروش سامانه‌های تسلیحاتی پیشرفته از جمله موشک‌های بالستیک، پهپادها و ناوهای جنگی به دولت‌های خارجی در قبال ارز دیجیتال را مطرح کرده است.

بر اساس اسناد تبلیغاتی و شرایط پرداختی که توسط «فایننشال تایمز» تحلیل شده است، مرکز صادرات وزارت دفاع ایران که با نام «مایندکس» (Mindex) شناخته می‌شود، اعلام کرده که آماده مذاکره درباره قراردادهای نظامی با امکان پرداخت از طریق ارزهای دیجیتال، تهاتر و ریال ایران است.

این پیشنهاد که طی یک سال گذشته ارائه شده، به نظر می‌رسد یکی از اولین موارد شناخته شده‌ای است که در آن یک دولت-ملت به طور علنی تمایل خود را برای پذیرش ارز دیجیتال به عنوان وجه پرداختی در صادرات تجهیزات نظامی استراتژیک اعلام می‌کند.

مایندکس، به عنوان نهاد دولتی مسئول فروش‌ محصولات دفاعی ایران در خارج از کشور، اعلام کرده است که با ۳۵ کشور رابطه مشتری‌مداری دارد. این مرکز کاتالوگی از تسلیحات را تبلیغ می‌کند که شامل موشک‌های بالستیک «عماد»، پهپادهای «شاهد»، شناورهای جنگی کلاس «شهید سلیمانی» و سامانه‌های پدافند هوایی کوتاه‌برد است.

وب‌سایت این مرکز که به چندین زبان در دسترس است، فهرستی از سلاح‌های سبک، راکت‌ها و موشک‌های کروز ضدکشتی را نیز ارائه می‌دهد؛ تجهیزاتی که طبق گزارش‌های سازمان ملل و دولت‌های غربی، پیش از این توسط گروه‌های تحت حمایت ایران در خاورمیانه مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

فایننشال تایمز اصالت این سایت را از طریق نسخه‌های آرشیو شده، داده‌های ثبت‌نامی و بررسی زیرساخت‌های فنی آن تایید کرده است. این سایت بر روی یک سرویس ابری داخلی ایران میزبانی می‌شود که تحت تحریم‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار دارد و واشنگتن آن را دارای پیوندهای نزدیک با سرویس‌های اطلاعاتی ایران توصیف کرده است.

شرایط معامله و دور زدن تحریم‌ها

مایندکس می‌گوید خریداران باید با شرایط مربوط به نحوه استفاده از سلاح‌ها «در جریان جنگ با کشوری دیگر» موافقت کنند، اگرچه می‌افزاید که این شرایط «بین طرفین قرارداد قابل مذاکره است».

این مرکز صادراتی یک پورتال آنلاین و چت‌بات مجازی را برای راهنمایی مشتریان احتمالی در فرآیند خرید راه‌اندازی کرده است. در بخش «سوالات متداول»، به نگرانی‌های مربوط به تحریم‌ها پاسخ داده شده است: «با توجه به تحریم‌های علیه ایران، چه تضمینی وجود دارد که قرارداد اجرا شده و محصول به کشور مقصد برسد؟»

در پاسخ آمده است: «لازم به ذکر است که با توجه به سیاست‌های کلی جمهوری اسلامی ایران در خصوص دور زدن تحریم‌ها، مشکلی در اجرای قرارداد وجود ندارد. محصول خریداری شده شما در اسرع وقت به دستتان خواهد رسید.»

اگرچه قیمت‌ها به طور علنی لیست نشده‌اند، اما سایت اعلام کرده که پرداخت می‌تواند در کشور مقصد نیز هماهنگ شود و امکان بازرسی حضوری کالاها در ایران را «منوط به تایید مقامات امنیتی» فراهم می‌کند.

روندی رو به رشد در کشورهای تحت تحریم

این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که شواهد فزاینده‌ای نشان می‌دهد کشورهای تحت تحریم‌های گسترده آمریکا و اروپا، از ارزهای دیجیتال و سایر کانال‌های مالی جایگزین برای تداوم تجارت کالاهای حساس استفاده می‌کنند. دولت ایالات متحده پیش از این اقداماتی را علیه نهادهای روسی به دلیل استفاده از رمزارزها برای فرار از تحریم‌های غرب انجام داده است.

طرف‌هایی که هزینه خرید از ایران را از طریق سیستم‌های مالی متعارف پرداخت می‌کنند، با خطر قطع دسترسی به سیستم‌های مالی غربی در نتیجه تحریم‌های آمریکا، اتحادیه اروپا و بریتانیا مواجه هستند. مقامات آمریکایی پیش از این ایران را به استفاده از دارایی‌های دیجیتال برای تسهیل فروش نفت و جابجایی صدها میلیون دلار خارج از سیستم بانکی رسمی متهم کرده بودند.

در ماه سپتامبر، وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم‌هایی را علیه افرادی اعمال کرد که به گفته این نهاد، با سپاه پاسداران در ارتباط بوده و یک شبکه «بانکداری سایه» را اداره می‌کردند که از ارز دیجیتال برای پردازش پرداخت‌ها به نمایندگی از دولت ایران استفاده می‌کرد.

این افشاگری‌ها همچنین در زمانی صورت می‌گیرد که قدرت‌های غربی به دنبال تشدید فشار بر تهران بر سر برنامه هسته‌ای این کشور هستند. در ماه آگوست، بریتانیا، فرانسه و آلمان پس از شکست تلاش‌های دیپلماتیک برای احیای مذاکرات با آمریکا، مکانیسم سازمان ملل (اسنپ‌بک) را برای بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران فعال کردند.

بر اساس آمار موسسه تحقیقات صلح استکهلم (SIPRI)، ایران در سال ۲۰۲۴ در رتبه هجدهم بزرگترین صادرکنندگان تسلیحات جهان، پس از نروژ و استرالیا قرار گرفت. همچنین «شورای آتلانتیک» در سال ۲۰۲۴ اعلام کرد که ایران به دلیل تهاجم روسیه به اوکراین و ناتوانی مسکو در صادرات تسلیحات به سطح قبلی، در موقعیت مناسبی قرار گرفته تا از این خلاء در بازار بهره‌مند شود.



نظر شما درباره این مقاله:








«انقلاب در هر فنجان»
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 17:43

فصل دیگری از کتاب «تاریخ جهان با شش پیاله»

«انقلاب در هر فنجان»


برگردان: علی‌محمد طباطبایی

آخرین قسمت از فصل هشتم کتاب

همزمان با وقوع انقلاب مالی در انگلستان، انقلابی از نوع دیگر در فرانسه در حال شکل‌گیری بود. در طول قرن هجدهم، اندیشه‌های روشنگری در فرانسه تحت تأثیر متفکرانی مانند فیلسوف و طنزپرداز فرانسوا- ماری آروئه دو ولتر (Francois-Marie Arouet de Voltaire) شکوفا شد که عقل‌گرایی علمی جدید را به حوزه‌های اجتماعی و سیاسی گسترش دادند.


تصویری که در آن زندگی ولتر و فلسفه روشنگری در فرانسه به طور خلاصه آمده است

ولتر در سال ۱۷۲۶ پس از توهین به یک اشراف‌زاده با یک طنز، در زندان باستیل پاریس زندانی شد و تنها با شرط تبعید به انگلستان آزاد گردید. در آنجا او خود را در عقل‌گرایی علمی ایزاک نیوتن (Isaac Newton) و تجربه‌گرایی فیلسوف جان لاک (John Locke) غرق کرد. همان‌طور که نیوتن فیزیک را از اصول اولیه بازسازی کرده بود، لاک قصد داشت همین کار را برای فلسفه سیاسی انجام دهد. او معتقد بود انسان‌ها آزاد و برابر به دنیا می‌آیند، ذاتاً خوب هستند و حق رسیدن به خوشبختی را دارند. هیچ کس نباید در زندگی، در سلامت، در آزادی یا در دارایی دیگری دخالت کند.

ولتر، تحت تأثیر این ایده‌های رادیکال، به فرانسه بازگشت و دیدگاه‌های خود را در کتابی به نام «نامه‌های فلسفی» (Lettres philosophiques) شرح داد که در آن سیستم حکومتی فرانسه را با توصیفی تا حدی آرمان‌گرایانه از سیستم انگلیسی مقایسه کرده بود. نتیجه این شد که کتاب بلافاصله ممنوع اعلام گردد.

سرنوشتی مشابه برای «دایره‌المعارف» (Encyclopedic) تدوین شده توسط دنی دیدرو (Denis Diderot) و ژان لو رون دالامبر (Jean Le Rond d’Alembert) رقم خورد که جلد اول آن در سال ۱۷۵۱ منتشر گردید. از جمله مشارکت‌کنندگان در این اثر ولتر و دیگر متفکران برجسته فرانسوی مانند ژان- ژاک روسو (Jean-Jacques Rousseau) و شارل-لوئی دو مونتسکیو (Charles-Louis de Secondat Montesquieu) بودند که مانند ولتر به شدت تحت تأثیر لاک قرار داشتند. با چنین فهرستی از مشارکت‌کنندگان، جای تعجب نیست که دایره‌المعارف به عنوان چکیده‌ای قطعی از اندیشه‌های روشنگری شناخته شد. این اثر دیدگاهی عقلانی و سکولار از جهان مبتنی بر جبر علمی را ترویج می‌کرد، سوءاستفاده‌های کلیسا و قانون از قدرت را محکوم می‌نمود و مقامات مذهبی را خشمگین ساخت که موفق شدند آن را نیز ممنوع کنند. با این حال، دیدرو به آرامی کار خود را ادامه داد و دایره‌المعارف سرانجام در سال ۱۷۷۲ تکمیل شد، بیست‌وهشت جلد آن به صورت مخفیانه به مشترکان تحویل داده شد.

همانند لندن، قهوه‌خانه‌های پاریس محل ملاقات روشنفکران و مراکز اندیشه‌های روشنگری بودند. دیدرو در واقع دایره‌المعارف را در قهوه‌خانه‌ای در پاریس به نام «کافه دو لا رژانس» (Cafe de la Regence) گردآوری کرد که از آن به عنوان دفتر کار خود استفاده می‌کرد. او در خاطراتش یادآوری می‌کند که همسرش هر روز صبح نه «سو» (sous) (پول خرد فرانسه) به او می‌داد تا هزینه قهوه روزانه‌اش را بپردازد. با این حال، این در قهوه‌خانه‌ها بود که تضاد بین فرانسه و انگلستان به ویژه آشکار شد. در لندن، قهوه‌خانه‌ها محل بحث‌های سیاسی بی‌پرده بودند و حتی به عنوان مقر احزاب سیاسی استفاده می‌شدند.

جاناتان سویفت (Jonathan Swift)، نویسنده انگلیسی، اشاره کرد که او «هنوز متقاعد نشده که دسترسی به مردان قدرتمند، حقیقت یا روشنگری بیشتری نسبت به سیاست‌های یک قهوه‌خانه به فرد می‌دهد.» قهوه‌خانه «مایلز» (Miles) محل ملاقات گروهی منظم برای بحث بود که در سال ۱۶۵۹ تأسیس شد و به عنوان «پارلمان آماتور» (Amateur Parliament) شناخته می‌شد. ساموئل پپیز (Samuel Pepys) خاطرنشان کرد که بحث‌های آن‌ها «نبوغ‌آمیزترین و هوشمندانه‌ترین‌هایی بود که تا به حال شنیده‌ام یا انتظار دارم بشنوم، و با اشتیاق فراوان ردوبدل می‌شد؛ بحث‌های مجلس عوام در مقایسه با آن کسل‌کننده بود.» او اشاره کرد که پس از بحث‌ها، گروه با استفاده از یک «اوراکل چوبی» (wooden oracle) یا صندوق رأی— که در آن زمان نوآوری محسوب می‌شد— رأی‌گیری می‌کرد. جای تعجب نیست که یک بازدیدکننده فرانسوی از لندن، آبِه پرووو (Abbe Prevost)، اعلام کرد که قهوه‌خانه‌های لندن، «جایی که شما حق دارید تمام روزنامه‌های موافق و مخالف دولت را بخوانید مقر آزادی انگلیسی‌ها» هستند.

وضعیت در پاریس بسیار متفاوت بود. قهوه‌خانه‌ها فراوان بودند— تا سال ۱۷۵۰ ششصد مورد تأسیس شده بود— و همانند لندن، هر کدام به موضوعات یا خطوط تجاری خاصی مرتبط بودند. شاعران و فیلسوفان در «کافه پارناس» (Cafe Par-nasse) و «کافه پروکوپ» (Cafe Procope)  جمع می‌شدند که مشتریان ثابت آن شامل روسو، دیدرو، دالامبر و دانشمند و سیاستمدار آمریکایی بنجامین فرانکلین بودند. ولتر صندلی و میز مورد علاقه‌ای در پروکوپ داشت و به خاطر نوشیدن ده‌ها فنجان قهوه در روز شهرت داشت. بازیگران در «کافه آنگله» (Cafe Anglais)، موسیقیدانان در «کافه الکساندر» (Cafe Alexandre)، افسران ارتش در «کافه دِزارم» (Cafe des Armes) جمع می‌شدند، در حالی که «کافه دِزاِوگْل» (Cafe des Aveugles) به عنوان فاحشه‌خانه نیز فعالیت می‌کرد. برخلاف سالن‌هایی که اشراف به آن‌ها رفت‌وآمد داشتند، قهوه‌خانه‌های فرانسوی به روی همه، حتی زنان، باز بود.

بر اساس یک گزارش قرن هجدهمی، «قهوه‌خانه‌ها توسط افراد محترم از هر دو جنس بازدید می‌شوند: ما در میان آن‌ها انواع مختلفی می‌بینیم: مردان خوش‌پوش، زنان عشوه‌گر، کشیش‌ها، روستایی‌های ساده‌لوح، روزنامه‌نگاران، طرف‌های دعوای حقوقی، مشروب‌خورها، قماربازان، انگل‌ها، ماجراجویان عشق یا صنعت، جوانان اهل ادبیات— به طور خلاصه، سری بی‌پایانی از افراد.» درون یک قهوه‌خانه، جامعه برابرطلبی که متفکران روشنگری به آن آرزو داشتند، در ظاهر ممکن بود زنده به نظر برسد.

اما گردش اطلاعات در قهوه‌خانه‌های فرانسوی، چه به صورت گفتاری و چه نوشتاری، تحت نظارت شدید دولت بود. با محدودیت‌های شدید بر آزادی مطبوعات و سیستم بوروکراتیک سانسور دولتی، منابع خبری بسیار کم‌تری نسبت به انگلستان یا هلند وجود داشت. این امر منجر به ظهور خبرنامه‌های دست‌نویس شایعات پاریس شد که توسط ده‌ها نسخه‌بردار تکثیر و از طریق پست به مشترکان در پاریس و فراتر از آن ارسال می‌شد. (از آنجا که چاپ نمی‌شدند، نیازی به تأیید دولت نداشتند.) فقدان مطبوعات آزاد همچنین به این معنا بود که اشعار و ترانه‌هایی که روی تکه‌های کاغذ پخش می‌شدند، همراه با شایعات قهوه‌خانه‌ای، منبع مهمی از اخبار برای بسیاری از پاریسی‌ها بودند.

با این وجود، مشتریان مجبور بودند مراقب حرف‌های خود باشند، زیرا قهوه‌خانه‌ها پر از جاسوسان دولت بود. هر کس که علیه دولت سخن می‌گفت، خطر زندانی شدن در باستیل را داشت. بایگانی‌های باستیل حاوی گزارش‌های صدها مکالمه بی‌اهمیت در قهوه‌خانه‌ها است که توسط خبرچین‌های پلیس ثبت شده‌اند. یک گزارش از دهه ۱۷۲۰ می‌گوید: «در کافه دِ فوا (Cafe de Foy) کسی گفت که پادشاه معشوقه‌ای گرفته است، نام او گونتو (Gontaut) است، و او زنی زیبا، خواهرزاده دوک نوالی (due de Noailles) است.» گزارش دیگری از سال ۱۷۴۹ می‌گوید: «ژان- لوئی لوکلرک (Jean-Louis Le Clerc) در کافه پروکوپ (Cafe de Procope) چنین اظهاراتی کرد: که هرگز پادشاه بدتری وجود نداشته است؛ که دربار و وزیران پادشاه را وادار به انجام کارهای شرم‌آوری می‌کنند که مردمش را به شدت منزجر می‌سازد.»

قهوه‌خانه‌های فرانسه به خوبی تناقضی را نشان می‌دادند: با وجود پیشرفت‌های فکری عصر روشنگری، پیشرفت در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی زیر سایه سنگین رژیم کهن عقب مانده بود. اشراف ثروتمند و روحانیون که تنها دو درصد جمعیت را تشکیل می‌دادند، از پرداخت مالیات معاف بودند و بنابراین بار مالیاتی بر دوش بقیه جامعه—فقیران روستایی و اعضای مرفه‌تر بورژوازی— افتاده بود که از چنگال محکم اشراف بر قدرت و امتیازات اجتماعی به تنگ آمده بودند. در قهوه‌خانه‌ها، تضاد بین ایده‌های رادیکال جدید درباره‌ی نحوه‌ی ممکن‌بودن جهان و واقعیت موجود به وضوح آشکار شد. همان‌طور که فرانسه برای مقابله با بحران مالی فزاینده‌ای که عمدتاً به دلیل حمایت از آمریکا در جنگ انقلابی به وجود آمده بود دست و پنجه نرم می‌کرد، قهوه‌خانه‌ها به کانون‌های تخمیر انقلابی تبدیل شدند. بر اساس گفته‌های یک شاهد عینی در پاریس در ژوئیه ۱۷۸۹، قهوه‌خانه‌ها «نه تنها از داخل شلوغ بودند، بلکه جمعیت مشتاق دیگری نیز پشت درها و پنجره‌ها، با دهان باز به سخنرانانی گوش می‌دادند که از روی صندلی‌ها یا میزها برای مخاطبان کوچک خود خطابه می‌کردند؛ اشتیاقی که با آن شنیده می‌شدند و طوفان تشویقی که برای هر نظر جسورانه یا خشونت‌آمیزی علیه دولت دریافت می‌کردند، به راحتی قابل تصور نیست.»

کامی د موُلَن در ۱۲ ژوئیه ۱۷۸۹ بیرون کافه دِفوا سخنرانی کرد وانقلاب فرانسه را به حرکت درآورد.

همان‌طور که حال و هوای عمومی تاریک‌تر می‌شد، جلسه‌ی مجمع نوتابل‌ها (Assembly of Notables) (روحانیون، اشراف و قضات) نتوانست بحران مالی را حل کند و این موجب شد که پادشاه لویی شانزدهم (King Louis XVI) برای اولین بار در بیش از ۱۵۰ سال، مجلس ملی ایالات‌عمومی را تشکیل دهد. با این حال، جلسه در ورسای به هرج و مرج کشیده شد و پادشاه را وادار کرد که وزیر دارایی خود، ژاک نکر (Jacques Necker)، را برکنار کند و ارتش را بسیج نماید. در نهایت، این در کافه دِ فوا (Cafe de Foy) بود که در بعدازظهر ۱۲ ژوئیه ۱۷۸۹، یک وکیل جوان به نام کامیل دمولن (Camille Desmoulins)، انقلاب فرانسه را به راه انداخت. جمعیت در باغ‌های نزدیک کاخ رویال (Palais Royal) گرد هم آمده بودند و تنش‌ها با پخش خبر برکناری نکر— تنها عضو مورد اعتماد دولت در میان مردم— افزایش یافت. انقلابیون ترس از این را دامن زدند که ارتش به زودی برای قتل‌عام جمعیت وارد عمل خواهد شد. دمولن بر روی یک میز در بیرون کافه پرید، اسلحه‌ای را تکان داد و فریاد زد: «به اسلحه، شهروندان! به اسلحه!» فریاد او توسط دیگران تکرار شد و پاریس به سرعت به هرج و مرج کشیده شد؛ دو روز بعد، باستیل (Bastille) توسط جمعیت خشمگین مورد حمله قرار گرفت. ژول میشله (Jules Michelet)، مورخ فرانسوی، بعدها خاطرنشان کرد که کسانی که «روز به روز در کافه پروکوپ جمع می‌شدند، در عمق نوشیدنی سیاه خود، با نگاهی نافذ، روشنگری سال انقلاب را دیدند.» انقلاب به معنای واقعی کلمه از یک کافه شروع شد.

نوشیدنی خرد

امروزه مصرف قهوه و سایر نوشیدنی‌های کافئین‌دار، چه در خانه و چه خارج از آن، چنان گسترده است که تأثیر معرفی قهوه و جذابیت قهوه‌خانه‌های اولیه به سختی قابل تصور است. کافه‌های مدرن در مقایسه با پیشینیان تاریخی باشکوه خود کم‌رنگ هستند. با این حال، برخی چیزها تغییر نکرده‌اند. قهوه همچنان نوشیدنی‌ای است که مردم بر سر آن جمع می‌شوند تا ایده‌ها و اطلاعات را مورد بحث قرار دهند، توسعه دهند و مبادله کنند. از گپ‌وگفت‌های محلی در کافه‌ها گرفته تا کنفرانس‌های دانشگاهی و جلسات کاری، قهوه هنوز هم نوشیدنی‌ای است که تبادل و همکاری را تسهیل می‌کند، بدون آن‌که خطر از دست دادن کنترل فردی که با الکل همراه است وجود داشته باشد.

شاید فرهنگ اصلی قهوه‌خانه‌ها به بهترین شکل در کافی‌نت‌ها و نقاط دسترسی بی‌سیم به اینترنت که تبادل اطلاعات با سوخت کافئین را تسهیل می‌کنند و همچنین در زنجیره‌های کافه‌هایی که به عنوان دفتر و اتاق جلسه‌ی موقت توسط کارمندان سیار استفاده می‌شوند، بازتاب یافته باشد. آیا جای تعجب دارد که مرکز فعلی فرهنگ قهوه، شهر سیاتل (Seattle) یعنی خانه‌ی زنجیره‌ی کافه‌های استارباکس (Starbucks coffeehouse) همچنین محل استقرار برخی از بزرگ‌ترین شرکت‌های نرم‌افزاری و اینترنتی جهان است؟ ارتباط قهوه با نوآوری، عقل و شبکه‌سازی—به همراه کمی شور انقلابی—پیشینه‌ای طولانی دارد.


یک قهوه‌خانه در پاریس اواخر قرن هجدهم

(کلیه تصاویر با هوش مصنوعی برای همین مقاله تهیه شده است)
ادامه دارد ...

بخش‌های پیشین:
بخش نخست؛ مقدمه کتاب تاریخ جهان در شش پیاله
بخش دوم؛ آبجوی عصر حجر
بخش سوم؛ آبجوی عصر حجر
بخش چهارم؛ آبجو در جهان متمدن
بخش پنجم؛ خاستگاه خط
بخش ششم؛ خاستگاه اندیشه غربی
بخش هفتم؛ فلسفه نوشیدن
بخش هشتم؛ تاکستان امپراتوری
بخش نهم؛ شراب، نوشیدنی برای همه؟
بخش دهم؛ چرا مسیحیان شراب می‌نوشیدند اما مسلمانان نه؟
بخش دهم؛ نشاط در دوران استعماری
بخش یازدهم: روح‌ها، شکر و بردگان
بخش دوازدهم: نوشیدنی‌هایی که آمریکا را ساختند
بخش سیزدهم: روحیه پیشگامی
بخش چهاردهم: قهوه در عصر خرد
بخش پانزدهم: پیروزی قوه
بخش شانزدهم: امپراتوری‌های قهوه
بخش هفدهم: اینترنت قهوه‌خانه‌ای
بخش هیجدم: نوآوری و گمانه‌زنی
بخش نوزدهم: «انقلاب در هر فنجان»

بخش بعدی: آغاز فصل نهم کتاب با عنوان «امپراتوری‌های چای»

A History of the World in Six Glasses, Tom Standage



نظر شما درباره این مقاله:








در اعتراضات لردگان «چند نفر» کشته شدند
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 17:18

در اعتراضات لردگان «چند نفر» کشته شدند


خبرگزاری رویترز / ۱ ژانویه ۲۰۲۶

منابع رسانه‌ای و گروه‌های حقوق بشری روز پنج‌شنبه گزارش دادند که هم‌زمان با گسترش بزرگ‌ترین موج اعتراضات سه سال گذشته در ایران علیه وخامت اوضاع اقتصادی، چند نفر در جریان ناآرامی‌ها در استان‌های مختلف کشور کشته شده‌اند.

خبرگزاری شبه‌دولتی فارس گزارش داد که سه نفر از معترضان در جریان حمله به یک پاسگاه پلیس در استان لرستان کشته و ۱۷ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

فارس نوشت: «اغتشاشگران حدود ساعت ۱۸ پنج‌شنبه وارد مقر فرماندهی پلیس شدند... آن‌ها با نیروهای پلیس درگیر شده و چند خودروی پلیس را به آتش کشیدند.» 

پیش‌تر، خبرگزاری فارس و گروه حقوق بشری هه‌نگاو اعلام کرده بودند که در شهر لردگان از استان چهارمحال و بختیاری نیز چند نفر کشته شده‌اند. مقامات رسمی یک کشته را در شهر کوهدشت تأیید کردند و هه‌نگاو از مرگ فرد دیگری در استان اصفهان خبر داد.

درگیری میان نیروهای امنیتی و معترضان نشانهٔ تشدید چشمگیر ناآرامی‌هاست؛ اعتراضاتی که از روز یکشنبه با حرکت بازاریان و کسبه در واکنش به سقوط شدید ارزش پول ملی و افزایش سریع قیمت‌ها آغاز شده و به نقاط مختلف کشور کشیده شده است.

گزارش‌هایی از درگیری در چند شهر

به گفتهٔ فارس، دو نفر در شهر لردگان در درگیری میان نیروهای امنیتی و آنچه این رسانه از آن به‌عنوان «معترضان مسلح» یاد کرده، کشته شدند. فارس پیش‌تر گفته بود که «چند نفر» در این شهر جان باخته‌اند. هه‌نگاو نیز گزارش داد که در لردگان چند نفر به دست نیروهای امنیتی کشته و زخمی شده‌اند.

سپاه پاسداران اعلام کرد یکی از اعضای بسیج در کوهدشت کشته و ۱۳ نفر دیگر مجروح شده‌اند و معترضان را متهم کرد که از فضای اعتراضات مردمی سوءاستفاده کرده‌اند.

هه‌نگاو اعلام کرد فردی که سپاه از او به‌عنوان «امیرحسام خدایی‌ری‌فرد» نام برده، از معترضان بوده و توسط نیروهای امنیتی کشته شده است. همچنین این گروه افزود یک معترض دیگر روز چهارشنبه در استان اصفهان با شلیک گلوله جان باخته است.

رویترز می‌گوید نتوانسته به‌طور مستقل هیچ‌یک از این گزارش‌ها را تأیید کند.

اعتراضات در اسدآباد همدان:

وب‌سایت فعالان حقوق بشری «هرانا» گزارش داد که روز پنج‌شنبه نیز تجمع‌هایی در شهر مرودشت واقع در استان فارس برگزار شد. هه‌نگاو همچنین خبر داد که در روز چهارشنبه شماری از معترضان در استان‌های غربی کرمانشاه، خوزستان و همدان بازداشت شده‌اند.

فشار فزاینده بر حاکمیت روحانی

حاکمان روحانی ایران این روزها با تحریم‌های غرب که اقتصادی گرفتار تورم بالای ۴۰ درصد را بیشتر تحت فشار قرار داده، درگیر هستند. این مشکلات با حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل در ماه ژوئن به زیرساخت‌های هسته‌ای، موشکی و فرماندهی نظامی ایران تشدید شد.

تهران علاوه بر اقدامات امنیتی در واکنش به اعتراضات، پیشنهاد گفت‌وگو نیز مطرح کرده است.

«فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، روز پنج‌شنبه گفت مقامات قصد دارند گفت‌وگویی مستقیم با نمایندگان اتحادیه‌های صنفی و بازاریان برگزار کنند، هرچند جزئیاتی دربارهٔ زمان یا نحوهٔ این گفت‌وگو ارائه نکرد.

بسیج، نیروی داوطلب شبه‌نظامی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وفادار به رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای، است. سپاه پاسداران روز پنج‌شنبه در بیانیه‌ای افرادی را که در ناآرامی‌های کوهدشت دست داشتند متهم کرد که از «فضای اعتراضات مردمی سوءاستفاده» کرده‌اند.

تعطیلی سراسری

بازاریان، مغازه‌داران و دانشجویان در دانشگاه‌های مختلف ایران طی روزهای اخیر با اعتصاب و تجمع، بسیاری از بازارهای اصلی کشور را تعطیل کرده‌اند. دولت روز چهارشنبه با اعلام تعطیلی عمومی به‌دلیل سرمای هوا، بخش زیادی از فعالیت‌های کشور را متوقف کرد.

در سال‌های اخیر، مقامات ایرانی اعتراضات مربوط به مسائلی همچون گرانی، خشکسالی، حقوق زنان و آزادی‌های سیاسی را با برخوردهای شدید امنیتی و بازداشت‌های گسترده سرکوب کرده‌اند.

اقتصاد ایران سال‌هاست تحت فشار تحریم‌های آمریکا و غرب به‌دلیل برنامهٔ هسته‌ای تهران قرار دارد. تنش‌های منطقه‌ای نیز در پی نبرد دوازده‌روزهٔ هوایی با اسرائیل در ژوئن، وضعیت مالی کشور را وخیم‌تر کرده است.

ارزش ریال ایران در سال ۲۰۲۵ حدود نیمی از بهای خود را در برابر دلار از دست داد و نرخ رسمی تورم در ماه دسامبر به ۴۲.۵ درصد رسید.



نظر شما درباره این مقاله:








شب تاریک دانشگاه بهشتی
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 16:19

شب تاریک دانشگاه بهشتی




نظر شما درباره این مقاله:








حمید قره‌حسنلو به سلول انفرادی منتقل شد
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 14:58

حمید قره‌حسنلو به سلول انفرادی منتقل شد




نظر شما درباره این مقاله:








خشم ایرانیان علیه حکومت در حال افزایش است
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 12:12

تحلیل هیئت تحریریه وال‌استریت ژورنال درباره اعتراضات تازه در ایران

خشم ایرانیان علیه حکومت در حال افزایش است


هیئت تحریریه وال‌استریت ژورنال
۳۱ دسامبر ۲۰۲۵

* خشم  ایرانیان علیه حکومت در حال افزایش است و ایالات متحده باید حمایت خود را نشان دهد.

یادتان هست پیش‌بینی بسیاری از کارشناسان که می‌گفتند حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای ایران باعث خواهد شد ایرانیان پشت حکومت خود صف بکشند؟ می‌توانید این «خرد متعارف» را به کناری بگذارید. هم‌زمان با آغاز سال ۲۰۲۶، مردم ایران تنها چند ماه پس از حمله اسرائیل و آمریکا، بار دیگر در خیابان‌ها دست به اعتراض زده‌اند.

این اعتراضات از بازاریان و کسبه بازار بزرگ تهران آغاز شد، اما به‌سرعت به شهرها و گروه‌های دیگر گسترش یافت. به‌ویژه دانشجویان به آن پیوسته‌اند و رانندگان کامیون و اتوبوس نیز از آنان حمایت کرده‌اند. مطالبات اقتصادی در صدر خواسته‌ها قرار دارد: تورم ۴۲ درصدی، پول ملی که از زمان جنگ ماه ژوئن ۴۰ درصد از ارزش خود را در برابر دلار از دست داده، و حتی کمبود آب و انرژی پایدار.

اعتراضات اقتصادی به‌راحتی می‌توانند به اعتراضات سیاسی تبدیل شوند و این ناآرامی‌ها برای حکومت خطرناک است، زیرا محرومیت و فشار معیشتی فراگیر شده است. در شمال‌غرب کشور، دانشجویان شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند. در تهران نیز عده‌ای فریاد می‌زدند: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.»

حکومت معمولاً به اعتراضات با ضرب‌وشتم، بازداشت، شکنجه و تیراندازی پاسخ داده است. اما این بار واکنش اولیه محتاطانه‌تر بود؛ گویی حکومت به خطر شکل‌گیری یک قیام گسترده ضدحکومتی پی برده است.

حکومت رئیس بانک مرکزی را به‌عنوان قربانی تورم برکنار کرد و رئیس‌جمهور «اصلاح‌طلب» خود، مسعود پزشکیان، را با پیشنهادی کم‌سابقه برای گفت‌وگو به میدان آورد. ایرانیان می‌دانند که او قدرت واقعی چندانی ندارد و رهبر نامحبوب، آیت‌الله علی خامنه‌ای، نیز در پشت صحنه سکوت اختیار کرده است.

اما با گسترش اعتراضات، سرکوب دوباره بازگشته است؛ بازداشت‌ها افزایش یافته و حتی از گلوله جنگی استفاده شده است. اگر اعتراضات گسترده‌تر و تهدیدآمیزتر شود، این وضعیت می‌تواند تشدید شود. ایران می‌گوید در جریان جنگ ماه ژوئن ۲۱ هزار «مظنون» را بازداشت کرده و گروه‌های حقوق بشری از افزایش ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ مورد اعدام از آن زمان خبر داده‌اند؛ بیشتر این اعدام‌ها به‌طور مخفیانه انجام شده است. همین سرکوب‌ها، تداوم اعتراضات را بیش از پیش چشمگیر می‌کند.

همه این‌ها فرصتی است برای ایالات متحده تا حمایت خود را از مردم ایران نشان دهد. در سال ۲۰۰۹، باراک اوباما مرتکب اشتباه شد و در حالی که حکومت معترضان را سرکوب می‌کرد، سکوت اختیار کرد؛ زیرا به دنبال دستیابی به توافق هسته‌ای با آیت‌الله‌ها بود.

آقای ترامپ نیز ممکن است به همان سراب وسوسه شود، اما اگر ایران واقعاً خواهان توافق بود، می‌توانست پس از جنگ به میز مذاکره بازگردد. در عوض، همچنان بر غنی‌سازی داخلی سوخت هسته‌ای پافشاری می‌کند و به‌سرعت در حال بازسازی ذخایر موشک‌های بالستیک خود است؛ موشک‌هایی که می‌توانند اسرائیل یا پایگاه‌های آمریکا را هدف قرار دهند.

وزارت خارجه آمریکا پیام‌هایی به زبان فارسی برای ایران صادر می‌کند، اما ایرانیانی که جان خود را به خطر می‌اندازند، شایسته حمایتی معنادارتر هستند. این حمایت می‌تواند شامل بازگرداندن دسترسی به اینترنت هنگامی باشد که حکومت آن را قطع می‌کند، افشای هویت نیروهای سرکوبگر حکومتی و اقدامات دیگر. آقای ترامپ همچنین می‌تواند «قانون مهسا امینی» را که در سال ۲۰۲۴ تصویب شد، اجرا کند تا مقام‌های مسئول نقض حقوق بشر پاسخگو شوند.

مهم‌تر از همه، باید فشار اقتصادی بر حکومت حفظ شود. این به معنای اجرای جدی تحریم‌های نفتی علیه ایران است؛ دست‌کم با نیمی از شدتی که آمریکا اخیراً علیه ونزوئلا به کار گرفته است. ایران توانسته است تحریم‌ها را تا حدی دور بزند، به‌گونه‌ای که صادرات نفتش به رکوردهای تازه‌ای رسیده است: دو میلیون بشکه در روز، یعنی ۲۰ برابر هدف اعلامی آمریکا. این وضعیت، کارزار «فشار حداکثری» آقای ترامپ را به سخره می‌گیرد.

هیچ‌یک از این‌ها به این معنا نیست که حکومت در آستانه فروپاشی فوری قرار دارد؛ هرچند دیکتاتوری‌ها اغلب تا لحظه پایان، باثبات به نظر می‌رسند. آیت‌الله برای حفظ وفاداری فرماندهان خود و نشانه رفتن سلاح نیروها به سوی مردم، به درآمد نفتی وابسته است. اگر جریان پول متوقف شود، وفاداری نیروهای سرکوبگر حکومت نیز ممکن است تغییر کند.



نظر شما درباره این مقاله:








در انفجار یک بار در سوئیس حدود ۴۰ نفر کشته شدند
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 12:07

در انفجار یک بار در سوئیس حدود ۴۰ نفر کشته شدند


اما فارژ / خبرگزاری رویترز / ۱ ژانویه ۲۰۲۶

مقام‌های سوئیسی روز پنجشنبه اعلام کردند که در پی وقوع انفجاری که در جریان جشن شب سال نو در یک بار شلوغ در پیست اسکی لوکس «کرانس-مونتانا» رخ داد، حدود ۴۰ نفر کشته و ۱۰۰ نفر زخمی شدند که حال اکثر آنها وخیم است.

آتش‌سوزی ساعت ۱:۳۰ بامداد (۰۰۳۰ به وقت گرینویچ) در باری به نام «لو کنستلاسیون» در  اقامتگاه تفریحی «کرانس-مونتانا» در جنوب‌غربی سوئیس آغاز شد. علت انفجار هنوز مشخص نیست، اما مقام‌ها اعلام کردند که به نظر می‌رسد حادثه‌ای غیرعمدی بوده است.

بیاتریس پیو، دادستان، در یک نشست خبری گفت: «در حال حاضر ما این رویداد را یک آتش‌سوزی تلقی می‌کنیم و احتمال حمله را مدنظر قرار نمی‌دهیم.» او افزود که مقام‌ها تحقیقات کامل را آغاز کرده‌اند.

استفان گانزر، رئیس امنیت کانتون «وله»، گفت برخی از قربانیان از کشورهای دیگر هستند. فدریک گیسلر، رئیس پلیس کانتون، اعلام کرد که یک خط تلفن ویژه برای خانواده‌ها راه‌اندازی شده است.

گیسلر در نشست خبری گفت: «نمی‌توانم پنهان کنم که همه ما از آنچه شب گذشته در کرانس رخ داد، به‌شدت متأثر و شوکه شده‌ایم.»

او افزود: «برآورد ما حدود ۱۰۰ زخمی است که بیشتر آن‌ها در وضعیت وخیم قرار دارند و متأسفانه ده‌ها نفر نیز احتمالاً جان باخته‌اند.» به گفته او، مجروحان به بیمارستان‌های سیون، لوزان، ژنو و زوریخ منتقل شده‌اند.

وزارت خارجه ایتالیا اعلام کرد اطلاعات دریافتی از پلیس سوئیس حاکی از حدود ۴۰ کشته است، اما گیسلر از ارائه رقم دقیق خودداری کرد.

پیش‌تر پلیس گفته بود که بسیاری از افراد دچار سوختگی شده‌اند و منطقه کاملاً مسدود شده است و یک منطقه پرواز ممنوع بر فراز کرانس-مونتانا اعمال شده است. مقام‌ها اعلام کردند که ۱۰ بالگرد و ۴۰ آمبولانس به محل اعزام شده‌اند.

گی پارملن، رئیس‌جمهور فدرال سوئیس، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آنچه قرار بود لحظه‌ای سرشار از شادی باشد، در نخستین روز سال در کرانس-مونتانا به سوگی تبدیل شد که سراسر کشور و فراتر از آن را تحت تأثیر قرار داده است.» او در این پیام تسلیت خود را ابراز کرد.

دادستان پیو گفت مقام‌ها در تلاش‌اند تا پیکر قربانیان را هرچه سریع‌تر به خانواده‌هایشان تحویل دهند.

او افزود: «منابع زیادی برای شناسایی قربانیان در اختیار پزشکی قانونی قرار گرفته است. هدف از این منابع آن است که بتوانیم هرچه زودتر پیکرها را به خانواده‌ها تحویل دهیم.»

آنتونیو تاجانی، وزیر خارجه ایتالیا، گفت ممکن است آتش‌سوزی بر اثر مواد آتش‌بازی رخ داده باشد.

او به شبکه تلویزیونی اسکای TG24 ایتالیا گفت: «به نظر می‌رسد این حادثه ناشی از آتش‌سوزی، یک انفجار یا یک ترقه بوده که در جریان جشن‌های سال نو پرتاب شده است.»



نظر شما درباره این مقاله:








بیانیه کنگره مشترک جمهوری خواهان دمکرات و فدرال دمکرات
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 11:57

بیانیه کنگره مشترک جمهوری خواهان دمکرات و فدرال دمکرات


مردم ستمدیده و آزاده ایران،

در روزهایی که خیابانها، دانشگاهها و فضاهای عمومی کشور بار دیگر شاهد اعتراض، اعتصاب و نافرمانی مدنی است، سکوت نیروهایی که خود را متعهد به آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی میدانند، نه قابل توجیه است و نه شایسته این لحظه تاریخی.

اعتراضات جاری در شهرها و مناطق مختلف ایران، به ویژه خیزش ‌های دانشجویی و همراهی رو به گسترش مراکز آموزشی و صنفی، نشانه‌ای روشن از تداوم نارضایتی عمیق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. این صداها حادثه ای گذرا نیستند، امتداد حقیقتی هستند که سال ها زیر فشار سرکوب ساختاری، تبعیض سیستماتیک، فساد نهادینه و حذف اراده مردم از تصمیم گیری سیاسی، تلنبار شده است.

ما در کنار مردم و معترضان ایستاده ایم و بر حق مسلم آنان برای اعتراض، اعتصاب و نافرمانی مدنی تأکید میکنیم. هرگونه سرکوب، بازداشت، خشونت، پرونده سازی، امنیتی کردن دانشگاهها و تهدید فضای عمومی را قاطعانه محکوم می‌کنیم و مسئولیت مستقیم حاکمیت را در تشدید بحران ها و گسترش خشونت یادآور می‌شویم. جامعه‌ای که حق سخن گفتن را میبندد، ناچار صدای اعتراض را بلندتر میشنود. حکومتی که راه گفت و گو را میبندد، خود راه بحران را باز میکند.

ما باور داریم رهایی ایران در گذار به نظمی جمهوری، دموکراتیک و سکولار تحقق می‌یابد؛ نظمی مبتنی بر حقوق بشر، برابری شهروندی، حاکمیت قانون و مشارکت واقعی مردم. آینده‌ای که در آن تنوع اتنیکی و ملی، زبانی و فرهنگی ایران نه مسئله‌ای برای انکار و سرکوب، بلکه سرمایه ‌ای برای همزیستی و پیشرفت باشد. آینده‌ای که در آن تمرکز زدایی و اداره امور مناطق به دست مردم همان مناطق، به عنوان یکی از پایه‌ های عدالت و همبستگی ملی شناخته شود.

ما بر کنش جمعی و مسئولانه پای میفشاریم؛ بر شفافیت، پاسخگویی، پرهیز از خشونت و احترام به کرامت انسان. آینده ایران با یک صدا و یک اراده تحمیلی ساخته نمیشود، با همبستگی آگاهانه، سازمان یابی دموکراتیک و پیوند میان جنبش‌های اجتماعی شکل می‌گیرد. امروز، زمان تردید نیست. زمان ایستادن کنار مردم است.

ما از همه نیروهای باورمند به دموکراسی و حقوق بشر، از فعالان مدنی و صنفی، از دانشگاهیان و کنشگران اجتماعی، و از ایرانیان داخل و خارج کشور میخواهیم که در دفاع از حق اعتراض، در حمایت از زندانیان سیاسی، و در پشتیبانی از مبارزه مدنی مردم ایران، صدای واحدی از همدلی و مسئولیت بسازند.

ما نسبت به هرگونه تحریف آگاهانه صدای واقعی اعتراضات مردمی، از جمله تغییر صداهای ویدیویی تظاهرات و جایگزین ‌کردن شعارهای اصیل مردم با شعارهای جعلی و مصادره‌ گرانه، هشدار میدهیم و آن را تلاشی خطرناک برای انحراف اراده عمومی،  و  این عمل را خدمتی برای بقای رژیم و مصادره جنبش ‌های مردمی برای منافع سیاسی خاص میدانیم.

آینده ایران از دل همین مقاومت روزمره، همین شجاعت خیابان و دانشگاه، و همین امیدی که سرکوب نتوانسته خاموش کند، زاده می‌شود.

کنگره مشترک جمهوری خواهان  دمکرات و فدرال دمکرات

دهم دیماه ۱۴۰۴
برابر با ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵



نظر شما درباره این مقاله:








کنگره حزب عهد ایران (روزنه‌گشایان)
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 11:37

کنگره حزب عهد ایران (روزنه‌گشایان)




نظر شما درباره این مقاله:








بترسید از مردمی که دیگر از گلوله نمی‌ترسند
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 11:04

بترسید از مردمی که دیگر از گلوله نمی‌ترسند


بترسید از زنانی که شجاعت ایستادن پیدا کرده‌اند؛
بترسید از مردمی که دیگر از گلوله نمی‌ترسند

مژگان ایلانلو

از دیروز که صدای آن زنِ بی‌پناه در پس‌زمینه ویدئوهای اعتراضات پخش شد؛ که با صدایی آکنده از خشم، بغض، شجاعت و قدرت به مردان تا دندان مسلح می‌گوید: «مرا به رگبار ببند، من شرمنده بچه‌هایم هستم… یک وعده غذای خوب نمی‌توانم به آن‌ها بدهم…»

به معنای واقعی کلمه بی‌قرارم… بی‌قرار.

نه که فقط او این حال را داشته باشد؛ تمام این سرزمین تا مغز استخوان در سیاه‌چاله فقر و فلاکت افتاده است.

در تمام این سال‌ها که ارتش نیابتی راه انداختید، سربه‌سر جنایتکار تا بن دندان مسلحی مثل اسرائیل گذاشتید.

محمودتان «بشکن و بالا بنداز» راه انداخته بود که «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست» و «هولوکاست کشک است» و با نفت بشکه صد و پنجاه دلار، مسجد امام زمان را در ونزوئلا می‌ساخت.

در تمام این سال‌ها، مردم مظلوم را به چاه فقر و فلاکت انداختید.

بیش از سی سال است که با فریبکاری اصلاحات، فرصت خریدید؛ در اتاق‌های فکرتان خدعه کردید؛ گفتید هوا که پس شد، دو روز سرشان را با دروغ و نیرنگ گرم می‌کنیم؛ خرمان که از پل گذشت، دلقکان سیاسی به میدان می‌آیند تا بگویند نشد، زمان می‌برد، اصلاحات گام‌به‌گام است؛ دستاوردسازی می‌کنند که همین هم از سرتان زیاد است و مردم دوباره منتظر می‌شوند و ما قهقهه مستانه می‌زنیم و فرصت چپاول می‌خریم.

اما نفهمیدید که این مردم مظلوم و صبور، یک روز صبرشان تمام می‌شود. یک روز می‌رسد که پتک فولادی خشم و سونامی خروشان اراده‌شان، سپرهای پوشالی و باتوم‌های پلاستیکی شما را له می‌کند.

مردمی که آن‌قدر دروغ و دغل و فساد از شما دیده‌اند که دیگر هیچ سناریویی فریبشان نمی‌دهد؛ مردمی که دیگر خسته‌تر و خشمگین‌تر از آن هستند که به شما فرصتی دوباره دهند.

باختید؛ بد هم باختید. با این مردم بد کردید، با این سرزمین بد کردید، با خودتان بد کردید. حالا دیگر حتی حفظ نظامتان هم برایتان مهم نیست؛ فقط می‌خواهید با لجبازی بیمارگونه حرف محال را به کرسی بنشانید؛ یکی بگوید، شما هم مثل ملیجکان دربار برایش دایره و دمبک بزنید. حالا تاوانش را پس دهید…

تمام این سال‌ها به زور گلوله سر پا ایستادید.

در چهار صد و یک نوشتم: «بترسید از زنانی که شجاعت ایستادن پیدا کرده‌اند». حالا در دیِ ۴۰۴ می‌نویسم: بترسید از مردمی که دیگر از گلوله نمی‌ترسند.



نظر شما درباره این مقاله:








سریرا کریمی عضو شورای‌صنفی دانشگاه تهران
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 9:47

سریرا کریمی عضو شورای‌صنفی دانشگاه تهران




نظر شما درباره این مقاله:








درباره شنیدن صدای معترضان، موضع دولت و واکنش کیهان
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 8:46

درباره شنیدن صدای معترضان، موضع دولت و واکنش کیهان




نظر شما درباره این مقاله:








نیویورک تایمز:دولت ایران درگیر بحران اقصادی و اعتراضات
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 8:09

نیویورک تایمز:دولت ایران درگیر بحران اقصادی و اعتراضات


نیویورک تایمز: دولت ایران درگیر بحران اقصادی و اعتراضات

افرات لیونی و صنم ماحوزی /  نیویورک تایمز / ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵

روز چهارشنبه در بیشتر مناطق ایران، بر اساس دستور دولت، کسب‌وکارها، دانشگاه‌ها و ادارات دولتی تعطیل شدند. این در حالی بود که رئیس‌جمهور در تلاش بود با نارضایتی عمومی که به‌سبب بحران اقتصادی و ناکارآمدی دولت شدت گرفته، مقابله کند؛ نارضایتی‌ای که موج فزاینده‌ای از اعتراضات را به‌دنبال داشته است.

این تعطیلی یک‌روزه در ۲۱ استان از جمله تهران، پایتخت، همزمان شد با انتصاب رئیس‌کل جدید بانک مرکزی از سوی رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان. وی عبدالناصر همتی، وزیر پیشین اقتصاد را برای این سمت برگزید و اذعان داشت که این مقام «بسیار دشوار و پیچیده» است و رئیس جدید بانک مرکزی با فشارها و انتقادهای شدیدی روبه‌رو خواهد شد.(به نقل از رسانه‌های دولتی ایران).

افزایش شدید نرخ تورم، سبب شد بسیاری از کسبه‌ی خشمگین در تهران و سایر شهرها به خیابان‌ها بیایند. این بحران همچنین منجر به استعفای ناگهانی رئیس‌کل پیشین بانک مرکزی، محمدرضا فرزین، در روز دوشنبه شد.

در بحبوحه‌ی چندین روز ناآرامی، ویدیوهایی که روز چهارشنبه در شبکه‌های اجتماعی منتشر و توسط روزنامه نیویورک تایمز تأیید شد، نشان می‌دهد معترضان در شهر فسا، در جنوب مرکز ایران، اشیائی را به‌سوی دروازه‌های یک مجموعه‌ی دولتی پرتاب کرده و سپس با تکان دادن درها، آن‌ها را گشوده‌اند.

اعتراضات به‌تدریج گسترش یافته و گروه‌های مختلف اجتماعی را دربر گرفته است. معترضان اکنون نه‌تنها از وضعیت اقتصادی، بلکه از کمبود شدید آب و سایر مشکلات ابراز خشم می‌کنند. در یکی از تظاهرات در شهر همدان، معترضان با شعار «مرگ بر دیکتاتور» خواستار تغییر شدند (به نقل از ویدئویی منتشرشده توسط بخش فارسی بی‌بی‌سی).

حمید استوار، رئیس دادگستری شهرستان فسا، اعلام کرد که در جریان این حادثه، بخشی از شیشه‌ها و در نگهبانی ساختمان آسیب دیده و چهار معترض بازداشت شده‌اند. همچنین سه نفر از نیروهای انتظامی در این درگیری مجروح شدند (بنابر گزارش خبرگزاری نیمه‌رسمی تسنیم).

عزت‌الله جهان‌خواه، فرماندار ویژه فسا، در سخنانی که رسانه‌های داخلی ایران منتشر کردند، سعی در کم‌اهمیت جلوه دادن این حادثه داشت و گفت برخی از معترضان تحت تأثیر «رسانه‌ها و کانال‌های معاند» قرار گرفته‌اند. او افزود که «با مدیریت به‌موقع و مداخله‌ی افراد معتمد و بانفوذ محلی» شرایط کنترل شده است. وی و استوار هر دو شایعات مربوط به شلیک گلوله به سمت معترضان را تکذیب کردند.

مواضع مسئولان فسا در نسبت دادن اعتراضات به «دشمنان ایران»، مشابه با ادعای روز سه‌شنبه‌ی خبرگزاری تسنیم بود که گفته بود «رسانه‌ها و چهره‌های صهیونیستی می‌کوشند مطالبات مردمی را منحرف کرده و اعتراضات را به آشوب و شورش بدل کنند».

در همین حال، رئیس‌جمهور پزشکیان و دیگر مقام‌های دولتی لحنی متفاوت برگزیده‌اند. آنان ضمن اذعان به مشکلات اقتصادی و مشروعیت بخشی از اعتراضات، به فشارهای خارجی نیز اشاره کرده‌اند. پزشکیان روز چهارشنبه هنگام سخنرانی در مجلس برای معرفی رئیس جدید بانک مرکزی گفت که انتقادها می‌تواند به بهبود حکمرانی کمک کند، هرچند در عین حال درباره فشارهای بیرونی که ممکن است شکاف‌های داخلی را تشدید کند هشدار داد.

اقتصاد ایران سال‌هاست که تحت تأثیر تحریم‌های غرب و سوءمدیریت داخلی آسیب دیده است. بمباران ۱۲روزه‌ی اسرائیل در ماه ژوئن، که ایالات متحده نیز در آن مشارکت داشت، مشکلات اقتصادی کشور را وخیم‌تر کرده است.

روز دوشنبه در جریان دیدار رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، با نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، در فلوریدا، ترامپ تهدید کرد در صورت احیای برنامه هسته‌ای ایران، بار دیگر به این کشور حمله خواهد کرد. پزشکیان روز سه‌شنبه در واکنش هشدار داد که ایران در برابر چنین اقدامی مقابله‌ی متقابل خواهد کرد.

محمد موحدی‌آزاد، دادستان کل کشور، روز چهارشنبه گفت که «اعتراضات معیشتیِ آرام» ریشه در «واقعیت‌های اجتماعی و قابل درک» دارد، اما هشدار داد که هرگونه تلاشی برای سوءاستفاده از این اعتراضات با هدف برهم زدن امنیت، تخریب اموال عمومی یا اجرای «سناریوهای طراحی‌شده از بیرون»، با «پاسخی قانونی، متناسب و قاطع» روبه‌رو خواهد شد.

عبدالناصر همتی، رئیس جدید بانک مرکزی، روز چهارشنبه اولویت‌های خود را اعلام کرد و گفت سه محور اصلی دستور کار او عبارتند از: مهار تورم، کنترل نرخ ارز از طریق مقابله با فساد و سایر معضلات مرتبط با نظام ارزی، و تقویت نظام بانکی کشور.

ایران در سال‌های اخیر شاهد موج‌های متعددی از اعتراضات سراسری بوده که ریشه در مشکلات اقتصادی، محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان و بحران آب دارد. دولت غالباً با استفاده از خشونت مرگبار و بازداشت‌های گسترده، این اعتراضات را سرکوب کرده است.

هنوز مشخص نیست که اقدام‌های وعده داده‌شده از سوی دولت، از جمله گفت‌وگو با نمایندگان معترضان، بتواند بدون توسل به خشونت مشابه، آرامش را به کشور بازگرداند یا نه.

روز سه‌شنبه فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، به خبرنگاران گفت که دولت قصد دارد «گفت‌وگویی فراگیر» با حضور برگزارکنندگان اعتراضات ترتیب دهد.

او افزود: «ما می‌بینیم که مردم این روزها چگونه برای گذران زندگی خود با دشواری‌های شدید دست‌وپنجه نرم می‌کنند. ما اعتراضات، بحران‌ها و محدودیت‌ها را می‌بینیم، می‌شنویم و به رسمیت می‌شناسیم.»

با این حال، به نظر می‌رسد این اظهارات همدلانه برای آرام کردن خشم عمومی کافی نباشد.

امید معماریان، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در سازمان غیرانتفاعی “دِان” در واشنگتن، گفت: «اعتراضات اخیر حاصل یک رویداد ناگهانی نیست، بلکه نتیجه‌ی فشارهای مداوم در طول زمان است — امری که مقامات بی‌تردید آن را پیش‌بینی کرده بودند.»

او افزود: «تصمیم دولت برای اعمال تعطیلی‌های گسترده تلاشی است برای کاهش تنش‌های اجتماعی. اما در غیاب راه‌حل‌های واقعی برای بحران اقتصادی و نبود مسیر قابل اعتماد برای خروج از آن، چنین اقدام‌هایی نمی‌تواند خشم عمومی را فروبنشاند. این نارضایتی بسیار عمیق‌تر از آن است که با محدودیت‌های موقت مهار شود.»



نظر شما درباره این مقاله:








احیای دریاچه ارومیه بودجه ندارد!
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 7:51

احیای دریاچه ارومیه بودجه ندارد!


سارا سبزی / هم‌میهن

فروردین‌ماه امسال و بعد از سفر رئیس‌جمهور به استان آذربایجان غربی، رضا رحمانی، استاندار این استان اعلام کرد که  «با سفر رئیس‌جمهوری به ارومیه، ردیف جدید و مستقل بودجه برای دریاچه ارومیه تعریف شد. با این اقدام تمام هزینه‌ها درباره دریاچه ارومیه مسیر مشخصی خواهد داشت و این هزینه‌ها صرف آن می‌شود و دیگر نیاز به اقدامات دیگر جهت انتقال پرداختی و اخذ مجوزها نیست» تصمیمی که در جریان تعیین لایحه بودجه سال آینده، مورد موافقت سازمان برنامه و بودجه قرار نگرفت.

برنامه احیای دریاچه ارومیه با محوریت دانشگاه صنعتی شریف در شش‌محور و در یک افق ۱۰ ساله در سال ۱۳۹۳ تدوین شد که پس از توفیق نیافتن و و بازخوردهایی که در مسیر طراحی و پیاده‌سازی برنامه ایجاد شد، این برنامه با همان اهداف (یعنی رسیدن دریاچه به تراز ۱۲۷۴/۱ متر) و تا پایان سال ۱۴۰۶ به‌روزرسانی شد. بعد از تشکیل کارگروه ملی احیای دریاچه ارومیه، تصمیم بر این شد که اعتبارات مربوط به احیای این دریاچه از محل اعتبارات ماده ۱۰ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت و ماده ۱۲ قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور پرداخت شود.

حالا با مخالفت سازمان برنامه و بودجه با تعیین یک ردیف بودجه مستقل برای احیای دریاچه، همچنان محل تامین اعتبارات پروژه‌ها، همین مواد قانونی است؛ نکته مهم در این نحوه تخصیص این است که از محل همین ردیف بودجه به بازسازی و نوسازی مناطق آسیب‌دیده از حوادث طبیعی اختصاص داده می‌شود. به‌واسطه همین روند، پروژه‌هایی که از سوی ستاد احیای دریاچه ارومیه پیشنهاد داده می‌شود، ابتدا در سازمان برنامه و بودجه و بعد در وزارت کشور، تایید و بعد از آن از همان محل پرداخت و به پروژه‌ها پرداخت می‌شود.

کارگروه ملی احیای دریاچه ارومیه پس از طراحی برنامه احیا، وظیفه هماهنگ‌سازی دستگاه‌ها و نظارت بر حسن اجرای برنامه را داشته و مسئولیت اجرای طرح‌ها برعهده دستگاه‌های مربوطه بوده است. اعتبارات پروژه‌های طرح نجات دریاچه ارومیه طی سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹ از سه منبع تامین می‌شد؛ ماده (۱۰) قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت و ماده (۱۲) قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران، بودجه سنواتی دستگاه‌های اجرایی از محل ردیف قانون‌های بودجه، اعتبارات پروژه‌های مهار رودخانه‌های مرزی از محل صندوق توسعه ملی که اعتبار پرداختی از این محل مستقیماً به وزارت نیرو پرداخت شده و این وزارتخانه اعتبار مذکور را صرفاً برای طرح انتقال آب، ذیل پروژه‌های مهار رودخانه‌های مرزی و در راستای احیای دریاچه ارومیه هزینه کرده است.

محاسبات مرکز پژوهش‌های مجلس در سال ۱۴۰۰ نشان می‌دهد که اعتبارات دریافتی برنامه احیای دریاچه ارومیه از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹، حدود ۵۱ هزار و ۹۷۶ میلیارد ریال بوده است؛ یعنی سالیانه ۶۰۰ میلیارد تومان که به گفته برخی از کارشناسان به‌طور متوسط سالی ۶۰۰ میلیارد تومان که کمتر از یک‌درصد اعتبارات عمرانی قانون بودجه کشور است.

طبق ماده ۱۰ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت، به دولت اجازه داده می‌شود برای پیش‌آگاهی‌ها، پیشگیری، امدادرسانی، بازسازی و نوسازی مناطق آسیب‌دیده از حوادث غیرمترقبه ازجمله سیل، زلزله، سرمازدگی، تگرگ، توفان، پیشروی آب دریا، آفت‌های فراگیر محصولات کشاورزی و اپیدمی‌های دامی، اعتبار مورد نیاز را در لوایح بودجه سالانه منظور کند. به دولت اجازه داده می‌شود در صورت وقوع حوادث غیرمترقبه ازجمله خشکسالی، سیل و مانند آنها تا معادل یک درصد از بودجه عمومی هر سال را از محل افزایش تنخواه‌گردان خزانه موضوع ماده (۱) این قانون تامین و هزینه کند. تنخواه مذکور حداکثر تا پایان همان سال از محل صرفه‌جویی در اعتبارات عمومی یا اصلاح بودجه سالانه تسویه خواهد شد.»

در کنار آن، طبق ماده ۱۲ قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور «به دولت اجازه داده می‌شود درصورت وقوع حوادث طبیعی و سوانح پیش‌بینی نشده، معادل یک و دو دهم درصد از بودجه عمومی هر سال را از محل افزایش تنخواه‌گردان خزانه تأمین کند تا به‌صورت اعتبارات خارج از شمول با پیشنهاد شورای عالی و تأیید رئیس‌جمهور هزینه شود.»

هیئت‌وزیران در جلسه نهم آبان‌ماه سال ۱۴۰۰ به پیشنهاد وزارت کشور و تایید سازمان برنامه و بودجه کشور تصویب کرد که اعتبارات مورد نیاز طرح‌های مصوب کارگروه نجات دریاچه ارومیه، پس از کسر اعتبار مصوب سال ۱۴۰۰ برای عملیات اجرایی مربوط و به‌منظور مدیریت خشکسالی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه، مبلغ پنج هزار و ۵۰ میلیارد ریال به‌صورت تملک دارایی سرمایه‌ای مطابق جدول پیوست که تاییدشده به مُهر دفتر هیئت‌دولت است، از محل منابع بند (م) ماده (۲۸) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم‌بخشی از مقررات مالی دولت (۲) - مصوب ۱۳۹۳ - تامین می‌شود تا در چارچوب موافقت‌نامه مبادله‌شده با سازمان برنامه و بودجه کشور هزینه شود. علاوه بر این، مقررشده که طرح‌ها و پروژه‌های مصوب احیای دریاچه ارومیه در سال ۱۴۰۰ با پیشنهاد دبیرخانه کارگروه نجات دریاچه ارومیه و تایید سازمان برنامه و بودجه کشور قابل اصلاح است.

مخالفت با بودجه مستقل ستاد احیا

سعید عیسی‌پور، رئیس دفتر برنامه‌ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه، در گفت‌وگو با «هم‌میهن» توضیح می‌دهد که متوسط تامین اعتبار طرح‌های دریاچه ارومیه از اعتبارات زیر فصل قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران، از همان ابتدا در این مدت به‌صورت میانگین ۲۵ درصد تخصیص بوده است، اما به برخی پروژه‌ها مانند انتقال آب از سد کانی سیب به دریاچه ارومیه، در بعضی از سال‌ها ۱۰۰ درصد تخصیص داده شده است.

در این سال‌ها بحران‌های طبیعی مختلفی در کشور رخ داده و طبیعی است که از این محل، اعتباراتی به آنها اختصاص داده می‌شود؛ به‌همین‌دلیل تلاش ما این بود که یک ردیف بودجه مستقلی برای دریاچه درنظر گرفته شود که با این مسائل روبه‌رو نشویم. او می‌گوید در سال ۱۳۹۲ و بعد از تشکیل کارگروه ملی دریاچه، موضوع دریاچه ارومیه را زیرفصل قانون مدیریت بحران تعریف کردند: «در آن دوره برای اینکه اعتبارات آن را دولت وقت بتواند تامین کند، به‌همین‌دلیل گفتند از زیرفصل‌های  قانون سازمان مدیریت بحران استفاده شود. در آن بازه زمانی از پروژه‌های ۲۷ گانه به‌عنوان راهکارهای احیای دریاچه ارومیه پیشنهاد شده بود؛ دولت متعهد شده بود پروژه‌هایی که ردیف بودجه داشتند مثل اجرای سیستم‌های آبیاری نوین و تحت فشار را تقویت کند.

علاوه بر این، پروژه‌هایی مثل تونل کانی سیب که ردیف بودجه نداشتند، باید از اعتبارات زیرفصل قانون سازمان مدیریت بحران کشور استفاده می‌کردند و مقرر شد که دولت از همان محل بودجه‌اش را تامین کند، غافل از اینکه این کار مانند یک شمشیر دولبه عمل می‌کند؛ چون در زمان وقوع بحران‌هایی مانند سیل و زلزله که آثار و تبعات ملموس‌تری دارد، دولت از این ردیف بودجه به این موارد اختصاص می‌دهد، ردیف بودجه‌ای که محدود بود و به استفاده برای طرح‌های دریاچه ارومیه نمی‌رسید. در یک‌دهه گذشته که ستاد احیا فعال بود، بارها حوادث مختلفی رخ داد و بخش اعظمی از بودجه دولت از محل قانون مدیریت بحران به آنها اختصاص داده شده و طرح‌های احیای دریاچه ارومیه تامین اعتبار نشده‌اند.»

رئیس مجمع نمایندگان آذربایجان شرقی خردادماه امسال اعلام کرد که تا امروز بیش از ۵۲ هزار میلیارد تومان اعتبار برای احیای دریاچه ارومیه اختصاص پیدا کرده است، عددی که طبق گزارش سال ۱۴۰۰ مرکز پژوهش‌های مجلس، ۵۱ هزار میلیارد ریال یعنی بیش از پنج هزار میلیارد تومان است و به اشتباه ۵۲ هزار میلیارد تومان اعلام شده است.

حالا عیسی‌پور توضیح می‌دهد که این ارقام صحت ندارد: «گاهی برخی ارقام به‌دلیل اطلاعات ناکافی اعلام می‌شود. بسیاری  از این پروژه‌ها مانند سد کانی سیب و تونل زاب، نزدیک به ۵۰ درصد از این هزینه‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. این پروژه‌ها شاید در شمال غرب آسیا نظیر نداشته باشند. نمونه دیگر هم پروژه‌های تکمیل تصفیه‌خانه‌ها برای انتقال پساب است که بخش اعظمی از این اعتبارات را به خود اختصاص می‌دهند.»

بخشی از طرح‌های مصوب کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه، مربوط به لایروبی رودخانه‌های منتهی به دریاچه، اتمام تصفیه‌خانه تبریز و خط انتقال پساب آن و آبیاری نوین است و عیسی‌پور توضیح می‌دهد که درحال‌حاضر حداقل می‌توان گفت، بخش اعظمی از پروژه‌های سخت‌افزاری انجام شده و آنچه روی زمین مانده و بسیار سخت است، پروژه‌های نرم‌افزاری مانند تبیین الگوی کشت، کاهش مصرف آب و جلوگیری از برداشت‌های غیرمجاز و مشاغل جایگزین است. به اعتقاد او دریاچه ارومیه قابل احیاست و بارندگی‌های حدود ۴۰ سانتی‌متری روزهای اخیر نشان می‌دهد که این امکان همچنان وجود دارد.

عیسی‌پور تاکید می‌کند، پروژه‌هایی که اجرا شده تکالیف دولت‌ها بوده و فقط برای احیای دریاچه ارومیه نبوده است. نمونه آن تکمیل تصفیه‌خانه‌های تبریز و ارومیه و ساخت سد کانی‌ سیب و تونل زاب است که فارغ از بحث احیای دریاچه، دولت تکلیف داشت که آنها را احداث کند.

او می‌گوید نحوه فعلی تخصیص بودجه باعث شد، پیشنهادی برای اختصاص ردیف بودجه مستقل برای طرح‌های عمرانی احیای دریاچه به رئیس‌جمهور اعلام شود: «فروردین‌ماه امسال رئیس‌جمهور دراین‌زمینه دستور مساعدی دادند و مکاتباتی انجام شد، اما سازمان برنامه و بودجه اعلام کرده است که نمی‌تواند ردیف بودجه جدیدی را ایجاد کند و باید همان روال یک دهه گذشته ادامه پیدا کند. آنها معتقدند که ایجاد چنین ردیف مستمر و مستقلی برای پوشش طرح‌های دریاچه ارومیه نیازی نیست.

تصمیم ما این بود که چتری برای پروژه‌های دریاچه ارومیه ایجاد شود و قابل برنامه‌ریزی باشد. دستگاه‌های اجرایی براساس اعدادی که ابتدای سال به آنها اختصاص داده می‌شود، پروژه‌هایی را آغاز می‌کنند و درنهایت انتهای سال آن اعداد محقق نمی‌شود و پروژه‌ها نیمه‌کاره می‌ماند. بعضی از این پروژه‌ها به‌دلیل کمبود تخصیص زمان‌بر شدند و الان هم با پیشرفت فیزیکی ۷۰ تا ۸۰ درصد نیمه‌کاره مانده‌اند.

برای مثال دو، سه سال پیش پنج‌میلیارد تومان به این پروژه‌ها اختصاص داده می‌شد، به پایان می‌رسید، الان باید ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان اعتبار تخصیص داده شود تا این پروژه‌ها تکمیل داده شوند. ما می‌دانیم که شرایط اقتصادی کشور ایده‌آل نیست و درک می‌کنیم، اما این پروژه‌ هم اهمیت زیادی دارد و دولت هم در این شرایط برای تعدادی از پروژه‌ها از همان بند (م) ماده (۲۸) قانون سازمان مدیریت بحران اعتباراتی تخصیص داده است، اما عدد قابل ملاحظه‌ای نیست. ما درعمل انتظار داشتیم که بخش اعظمی از این پروژه‌ها که تکمیل نواقص پروژه‌های قدیمی و برخی پروژه‌های موثر جدید انتخاب شوند، اما تعدادشان بسیار کم است و امیدواریم این شرایط در ماه‌های آینده بهبود پیدا کند.»

عیسی‌پور توضیح می‌دهد که از ۱۴پروژه پیشنهادی ستاد احیای دریاچه ارومیه که در ابتدای سال مطرح شد، درنهایت به‌دلیل شرایط اقتصادی کشور، شش عنوان پروژه تصویب شدند: «ما ابتدای امسال ۱۴ پروژه پیشنهاد داده بودیم که همه آنها در اولین جلسه کارگروه ملی مصوب شد؛ بعضی از پروژه‌ها قرار بود یک‌ساله و بعضی از آنها به‌دلیل نیاز به اعتبار بیشتر دوساله در نظر گرفته شود.

میزان تخصیص اعتبار به هر پروژه نیز در کمیته‌ای مشخص شد، اما درنهایت به‌دلیل شرایط اقتصادی، تعداد محدودی از این پروژه‌ها تصویب و حدود ۸۰۰ میلیارد تومان برای شش عنوان پروژه انتخاب شدند که مراحل تامین و تخصیص آنها در سازمان برنامه و بودجه در حال طی‌شدن است.» با وجود اینکه عیسی‌پور از درخواست برای بودجه طرح‌های عمرانی احیای دریاچه ارومیه خبر می‌دهد،  علی حاجی‌مرادی، عضو اندیشکده آب دانشگاه شریف و مدیر سابق برنامه‌ریزی ستاد احیای دریاچه ارومیه، می گوید آن ردیف بودجه‌ای که سازمان برنامه وبودجه در لایحه بودجه سال آینده با آن مخالفت کرده،‌مربوط به اعتبار مطالعاتی احیای دریاچه ارومیه است.  توضیح می‌دهد که از سال ۱۳۹۳ برای اجرای پروژه‌های مورد نیاز احیای دریاچه، اعتبارات لازم از محل ماده ۱۷ قانون مدیریت بحران کشور تامین شود.

با وجود همه مشکلاتی که این محل تامین اعتبار داشت، در سال‌های گذشته به‌غیر از سال‌های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳، در دولت‌های یازدهم و دوازدهم و امسال، این محل برای پروژه‌های اجرایی دریاچه ارومیه وجود دارد و دولت فعلی، امسال در تاریخ دوم دی‌ماه، ۸۰۰ میلیارد تومان برای این پروژه‌ها از محل ماده ۱۷ قانون مدیریت بحران کشور مصوب کرد: «آنچه در رسانه‌ها مطرح شده، جدای از اعتبارات مربوط به پروژه‌های اجرایی و مربوط به اعتبار مطالعاتی احیای دریاچه ارومیه است. محل تامین این دو نوع اعتبار از همان ابتدا با هم متفاوت بود.

سازمان برنامه و بودجه هنوز رد یا تایید نکرده، اما آنچه دیده می‌شود این است که در لایحه بودجه ۱۴۰۵، بودجه مطالعاتی وجود ندارد که عدد آن بسیار کمتر از بودجه اجرایی بود. از سال ۱۳۹۲ یک ردیف اعتباری تحت‌عنوان مطالعه و طراحی طرح نجات دریاچه ارومیه که در پیوست قوانین بودجه صرفاً برای مطالعات این حوزه در نظر گرفته می‌شد و تا همین امسال به‌صورت پیوسته وجود داشت و عدد قابل‌توجهی نیست که مانع اجرای پروژه‌ها می‌شود.»

او می‌گوید، سال ۱۴۰۰ با شواهد و قرائن، سیاه‌ترین سال دریاچه ارومیه بوده است: «در این سال همه عوامل دست‌به‌دست هم دادند تا امروز که با خشک‌شدن دریاچه روبه‌رو شویم. هرچه در این سال رقم خورد، به‌نیت خشک‌شدن این دریاچه بوده است. گزارش تصویب طرح تحقیق و تفحص در سال ۱۴۰۰، انحلال مرکز آینده‌پژوهی، انحلال دبیرخانه ستاد احیا، قطع اعتبارات احیا مربوط به همین سال است.

طرح تحقیق و تفحص از ستاد احیا، نوعی سیاسی‌کاری بود و توسط فراکسیون محیط‌زیست مجلس به تلافی جلوگیری از ساخت سدهای جدید در حوضه آبی دریاچه ارومیه  انجام شد. طبق آیین‌نامه داخلی مجلس باید ظرف شش‌ماه نتیجه این تحقیق و تفحص درباره ادعاهای مطرح شده، اعلام می‌شد، اما سه‌سال بعد و در آخرین روزهای مجلس قبلی منتشر شد و نتوانست ادعای خود را ثابت کند. گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس در راستای همان مسیر سال ۱۴۰۰ بود که بنا بود احیای دریاچه ارومیه ادامه پیدا نکند.

آن رقم پنج هزار و۱۰۰ میلیارد تومان مورداشاره در گزارش مرکز پژوهش‌ها، بین سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۰ از محل ماده ۱۷ قانون سازمان مدیریت بحران بود؛ یعنی به‌طور متوسط سالی ۶۰۰ میلیارد تومان که کمتر از یک‌درصد اعتبارات عمرانی قانون بودجه کشور است. اما این بزرگنمایی که از سوی فراکسیون محیط‌زیست و کمیسیون آب و کشاورزی رخ داد، باعث شد که از بعد از سال ۱۴۰۰ دریاچه ارومیه دیگر روی خوش نبیند و مرکز آینده‌پژوهی و دبیرخانه منحل شود، قرارداد با دانشگاه‌ها تمدید نشود. طرح تحقیق و تفحص سیاسی بنای آن گذاشته شود که درنهایت به هیچ مدرکی دست پیدا نکردند؛ درنهایت در این چهارسال، دریاچه هرسال حدود ۴۰ سانتی‌متر افت کرد و الان به‌طور کامل خشک‌شده است.»

در مسیر احیای دریاچه نیستیم

گزارش مرکز پژوهش‌ها در سال ۱۴۰۰ نشان داد که تا همان بازه زمانی با وجود بودجه‌ای که این مرکز آن را قابل‌توجه می‌داند، برنامه نجات دریاچه ارومیه توانسته بود تنها به‌صورت موقت شرایط دریاچه را تثبیت کند. از ابتدای سال آبی جاری، ۴۲/۷ میلی‌متر بارش در حوضه آبریز ارس، ۱۱۳/۴ میلی‌متر در حوضه آبریز دریاچه ارومیه و ۲۷۱ میلی‌متر در حوضه زاب ثبت شده است که در مقایسه با دوره مشابه سال آبی گذشته، به‌جز حوضه ارس با کاهش ۱۴ درصدی، سایر حوضه‌ها با رشد بارندگی همراه بوده‌اند.

بارش‌های اخیر در حوضه آبریز دریاچه ارومیه سبب‌شده تا تراز این دریاچه نسبت به روزهای نخست مهرماه سال جاری یعنی حدود ۲/۵ ماه پیش، ۴۰ سانتی متر افزایش یابد. به گفته رئیس پژوهشکده مطالعات دریاچه ارومیه این میزان افزایش آب تاثیری روی افزایش تراز نیست ولی سطح آن را مرطوب کرده که می‌تواند در کنترل ریزگردها موثر باشد. در کنار این بارندگی‌ها باید مصرف آب را کاهش و اجازه داد آب به پیکره دریاچه برسد.

کامران زینالی‌زاده، رئیس پژوهشکده مطالعات دریاچه ارومیه در گفت‌وگو با هم‌میهن، توضیح می‌دهد که آیا هنوز امیدی به احیای دریاچه وجود دارد؟ او می‌گوید، با تفکری که ساکنان و مسئولان دارند و باور نداشتن به این بحران، باید بگوییم امیدی نیست؛ حتی اگر بارندگی‌ها افزایش پیدا کند و روند آن هم مستمر باشد: «مصرف آب بسیار بالا و توسعه نامتوازن و ناپایدار است و به‌همین‌دلیل درعمل همه آب تجدیدپذیر حوضه آبی را مصرف و مابقی آن را از منابع آبی غیرقابل تجدیدپذیر تامین می‌کنیم. مشکل اصلی ما دراین‌زمینه مشارکت‌نکردن مردم است. ما سه تا پنج برابر استانداردهای سرانه در شهرها و روستاها آب مصرف می‌کنیم. در این شرایط چطور ممکن است همچنان صادرکننده محصولات آب‌بر باشیم؟ این نشان می‌دهد که ما نتوانسته‌ایم مشارکت مردم را جلب و آنها را همراه کنیم.»

او اعتقاد دارد که ساختار اجرایی کشور به‌صورت فعلی توان احیای این دریاچه و دریاچه‌های دیگر و حفظ و صیانت از منابع آب و خاک را ندارد: «وزارتخانه و سازمان‌های مختلفی در این کار دخالت دارند و هرکدام به‌صورت مجزا تصمیم ‌می‌گیرند. جهاد کشاورزی همچنان کشاورزی را توسعه می‌دهد، آبفا فقط به فکر فروش آب است و همه این روند، به‌دلیل نبود مدیریت یکپارچه منابع آب است.

با وجود اینکه بیش از دودهه است تلاش می‌کنیم و کارگروه‌های مختلفی در رابطه با احیای دریاچه ارومیه تشکیل شده، هنوز نتوانسته‌ایم در مسیر احیا قرار بگیریم.» از نگاه زینالی‌زاده، دلیل موفق‌نبودن در مسیر احیا، نبود حکمرانی آب مناسب است: «ساختار اجرایی ما نمی‌تواند حکمران خوبی باشد و تحت‌تاثیر عوامل حاشیه‌ای است و دیدگاه یکپارچه‌ای روی منابع ندارد و بیشتر به‌دنبال تولید آب است. وقتی با کمبود آب روبه‌رو می‌شود، دنبال راهکارهای انتقال آب بین‌حوضه‌ای است که به‌صورت توهم‌زا از تکنولوژی انتظار دارند مشکلی را برطرف کند. با این ساختار ما امیدی به احیای دریاچه نداریم. اول، همه باید دور هم جمع شویم و به این باور برسیم که ازدست‌دادن دریاچه در یک سطح وسیع‌تر، منابع آبی مورد نیاز برای زیست‌بوم خود را از دست داده‌ایم.

علاوه بر این، ما ابزار آن را هم نداریم. مشخص نیست چه کسی باید متولی این کار باشد. اگر سازمان آبفا و وزارت نیرو وظیفه حفظ و صیانت دارد، پس چرا نمی‌تواند این وظیفه را انجام دهد و همچنان برداشت‌های غیرمجاز ادامه دارد؟ وزارت جهاد کشاورزی بزرگترین مصرف‌کننده آب است و باز هم اراضی کشاورزی به شدت در حال توسعه است.

با افتخار اعلام می‌شود که از این حوضه بحران‌زده آبی بزرگترین صادرکننده محصولات آب‌بر هستیم. در چندسال اخیر که شدیدترین خشکسالی را طی کردیم، اراضی کشاورزی هم توسعه پیدا کرد که کم‌کم ابعاد امنیتی پیدا می‌کند. پشت مخازن سدها هم سکونتگاه‌های جدید احداث‌شده و باغ‌های جدید در حال ایجادشدن هستند. ما به دریاچه به‌عنوان اولویت بعدی نگاه می‌کنیم.»

زینالی‌زاده از افتتاح کارخانه ذوب‌آهن در همین حوضه آبی خبر می‌دهد و تاکید می‌کند که پساب این کارخانه باید به دریاچه اختصاص پیدا می‌کرد، اما اراده‌ای برای این کار وجود نداشت: «در همین چندماه گذشته خبر افتتاح کارخانه ذوب‌آهن را می‌شنویم که آبفای یکی از استان‌ها از آنها تقدیر می‌کند؛ چون پساب تصفیه خود را که می‌فروشد؛ درحالی‌که این تصفیه‌خانه را که از محل اعتبارات ستاد احیا ساخته است و این پساب را باید به دریاچه تحویل می‌داد، اما به‌دلیل اینکه نتوانستیم چندکیلومتر خط لوله در این سال‌ها تاسیس کنیم، این پساب به دریاچه اختصاص داده نشد. حتی از فروش این پساب، اعتباری برای ایجاد این خط لوله در نظر گرفته نشد؛ چون اصلاً هدف این نبوده است.»



نظر شما درباره این مقاله:








ترامپ و پایان هژمونی آمریکا
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 23:29

ترامپ و پایان هژمونی آمریکا


جوزف ای. استیگلیتز

برگردان: آزاد و شریف‌زاده
پراجکت سندیکات
۱۵ دسامبر ۲۰۲۵

    در سال ۲۰۲۵، سیاست‌های بی‌ثبات و غیرقانونی دونالد ترامپ، نظم جهانی‌سازیِ پس از جنگ جهانی دوم را دستخوش آشوب کرد و فرایندی را به جریان انداخت که در نهایت به از دست رفتن برتری جهانی آمریکا خواهد انجامید. نه‌تنها سرچشمه‌های قدرت اقتصادی ایالات متحده در حال تخریب است، بلکه دیگر کشورها نیز با شتابی بی‌سابقه در حال «کاهش ریسک» وابستگی خود به آمریکا هستند.

در سال‌های اخیر، تقریباً به روالی عادی تبدیل شده است که هر سال را با سخن گفتن از «چندبحرانی» (polycrisis) به پایان ببریم و اذعان کنیم که پیش‌بینی آینده‌ای که آبستن خطر جنگ‌های تازه، همه‌گیری‌ها، بحران‌های مالی و ویرانی‌های ناشی از تغییرات اقلیمی است، تا چه اندازه دشوار شده است. با این حال، سال ۲۰۲۵ یک عنصر به‌طور خاص سمی را به این ترکیب افزود: بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید؛ فردی که سیاست‌های بی‌ثبات و غیرقانونی‌اش تاکنون نظم جهانی‌سازیِ پس از جنگ را برهم زده است. در مواجهه با این حجم از آشوب و عدم قطعیت، آیا می‌توان با اطمینان از مسیر آینده اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهانی سخن گفت؟

دست‌کم در یک مورد می‌توان با اطمینان سخن گفت: اقتصاد آمریکا آن‌چنان که ترامپ ــ این کلاه‌بردار همیشگی ــ می‌کوشد القا کند، وضعیت مطلوبی ندارد. ایجاد شغل تقریباً به حالت رکود درآمده است؛ امری که با توجه به این‌که ترامپ به شیوه‌هایی بی‌سابقه در حال تزریق نااطمینانی و تضعیف اقتصاد بوده، چندان هم غافلگیرکننده نیست.

در سمت عرضه، زیان‌بارترین سیاست او حمله‌ای مستقیم به نیروی کار مهاجر (و به‌طور کلی‌تر، کارگران آمریکایی با رنگ پوست تیره‌تر) بوده است. اخراج‌های گسترده دولت ــ که توسط مأموران نقاب‌دار اداره مهاجرت و گمرک (ICE) و با ربودن افراد از خیابان‌ها انجام می‌شود ــ مهم‌ترین منبع افزایش عرضه نیروی کار را در زمانی از میان برده است که نیروی کار داخلی در حال کاهش است. این موضوع برای همگان اهمیت دارد، زیرا آمریکایی‌ها نه‌تنها در صنایعی چون کشاورزی، ساخت‌وساز، خدمات اقامتی و گردشگری، و مراقبت و پرستاری به مهاجران وابسته‌اند، بلکه این مهاجران خود نیز منبع تقاضا در اقتصاد به‌شمار می‌روند. با این حال، اکنون بسیاری از آمریکایی‌های رنگین‌پوست، حتی شهروندان ایالات متحده، از ترس ربوده‌شدن و بدرفتاری توسط ICE، از ترک خانه‌های خود واهمه دارند.

پیامدهای منفی کاهش‌های بی‌محابای ترامپ در هزینه‌های دولت نیز در سراسر اقتصاد گسترش یافته است. همان‌گونه که گسترش هزینه‌های دولتی دارای اثرات فزاینده (ضریب تکاثری) است، انقباض آن نیز چنین پیامدهایی دارد؛ و در شرایط کنونی، هزینه‌ها به‌دلیل ماهیت بی‌ثبات و پیش‌بینی‌ناپذیر این فرایند، تشدید شده است. رویکرد نالایقانه و شلیک‌گونه دولت، نااطمینانی عمیق‌تری ایجاد کرده و رفتارهای احتیاطی را در میان بنگاه‌ها و مصرف‌کنندگان برانگیخته است.

تعرفه‌های ترامپ ــ چه آن‌هایی که اعمال شده‌اند و چه آن‌هایی که صرفاً تهدید به اعمالشان شده ــ و دیگر سیاست‌های «یک‌بار اجرا، یک‌بار لغو» باید آن‌گونه که هستند شناخته شوند: یک شوک بزرگ در سمت عرضه اقتصاد. این سیاست‌ها به‌طور بیهوده‌ای نااطمینانی را به هزینه‌های تولید و قیمت‌هایی که مصرف‌کنندگان هنگام خرید می‌پردازند افزوده و برنامه‌ریزی جدی بلندمدت را برای بنگاه‌ها ناممکن کرده است.

و این‌ها تنها آثار کوتاه‌مدت‌اند. چشم‌انداز بلندمدت اقتصاد آمریکا، به‌واسطه اقدامات ترامپ، حتی تیره‌تر به نظر می‌رسد. مزیت نسبی آمریکا همواره بر فناوری و آموزش عالی آزاد و رها از قید و بند استوار بوده است. اما ترامپ با حمله به پژوهش و تلاش برای محروم‌نگه‌داشتن دانشگاه‌ها از بودجه‌های فدرال ــ مگر آن‌که در برابر خواسته‌های او سر فرود آورند ــ عملاً به پای اقتصاد آمریکا شلیک می‌کند.

چنان‌که اقتصاددانان متعدد برنده جایزه نوبل تأکید کرده‌اند، «ثروت ملل» در نهادها نهفته است، و در رأس آن‌ها حاکمیت قانون. اما ترامپ حاکمیت قانون را زیر پا گذاشته و آن را با رژیمی مبتنی بر باج‌گیری و معامله‌گری (و منفعت‌طلبی شخصی) جایگزین کرده است؛ رژیمی که در آن، امتیازهای دولتی ــ مانند مجوزهای صادراتی برای انویدیا یا یارانه‌ها برای اینتل ــ در ازای سهم‌خواهی از سودهای آتی شرکت‌ها اعطا می‌شود. بدیهی است که با گذشت زمان، اهداف ترامپ برای اخاذی کاهش خواهد یافت. بسیاری از کشورها که خطر اتکای بیش از حد به ایالات متحده را دریافته‌اند، از هم‌اکنون در حال پیگیری ترتیبات تجاری جدید هستند.

آینده یک توهم

پس چرا با وجود همه این‌ها، تولید ناخالص داخلی همچنان در حال رشد است (هرچند نه به استحکامی که در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن شاهد آن بودیم)، بازار سهام به اوج‌های تازه‌ای دست یافته و تورم نیز پایین‌تر از سطوحی باقی مانده که منتقدان هشدار می‌دادند؟ برای این قدرتِ ظاهری، توضیحات متعددی وجود دارد. در مورد بازار سهام، این رونق در واقع بسیار محدود است و عمدتاً به چند غول فناوری خلاصه می‌شود: آلفابت، آمازون، اپل، متا، مایکروسافت، انویدیا و تسلا.

با این حال، ارزش‌گذاری این شرکت‌ها بازتاب‌دهنده انتظاراتی از سودهای انحصاری بلندمدت است که شاید هرگز محقق نشوند. (این موضوع به‌ویژه درباره تسلا صادق است؛ چراکه نزدیکی ایلان ماسک به ترامپ بسیاری از مصرف‌کنندگان را از این شرکت روی‌گردان کرده است.) من در شمار بسیاری از تحلیلگرانی هستم که ارزش‌گذاری‌های کنونی را محصول یک حباب می‌دانند؛ حبابی که نه‌تنها بازار سهام، بلکه کل اقتصاد را سرپا نگه داشته است. سرمایه‌گذاری‌های عظیم سرمایه‌ای در حوزه هوش مصنوعی، ضعف بخش‌های دیگر اقتصاد را تا حدی جبران کرده‌اند. اما همانند همه حباب‌ها، این یکی نیز سرانجام خواهد ترکید. زمان دقیق آن را کسی نمی‌داند؛ اما وقتی چنین بخش بزرگی از اقتصاد بر یک بخش واحد متکی باشد، فروپاشی آن ناگزیر اثرات گسترده‌ای بر جای خواهد گذاشت.

بدتر از آن، اگر هوش مصنوعی آن‌گونه که حامیانش انتظار دارند موفق شود، خود نشانه‌ای از بروز مشکلات جدی دیگر خواهد بود؛ زیرا در آن صورت این فناوری به احتمال زیاد بسیاری از مشاغل را از میان خواهد برد و نابرابری را بیش از پیش تشدید خواهد کرد. اگر کوچک‌سازی دولت ــ که لیبرتارین‌های شبه‌فناورِ سیلیکون‌ولی خواهان آن هستند ــ را نیز به این وضعیت بیفزاییم، تنها می‌توان پرسید که در سال‌های آینده چه چیزی قرار است اقتصاد آمریکا را سرپا نگه دارد.

در مورد تورم نیز توضیح ساده‌ای وجود دارد که چرا تاکنون به‌طور چشمگیر افزایش نیافته است. نخست آن‌که تعرفه‌های ترامپ عموماً به شدتی که در ابتدا تهدید کرده بود بالا نبوده‌اند (هرچند تعرفه تنبیهی ۵۰ درصدی اعمال‌شده علیه هند ــ کشوری که پیش از بازگشت ترامپ، آمریکا آن را دوست خود می‌دانست ــ به‌طرزی شوکه‌کننده خشن و بی‌رحمانه است). افزون بر این، آثار تعرفه‌ها اغلب با وقفه‌های زمانی طولانی ظاهر می‌شوند. بسیاری از شرکت‌ها تا زمانی که رفتار رقبا را مشاهده نکردند، از افزایش قیمت‌ها خودداری کردند، و برخی دیگر تا زمانی که موجودی کالاهایی را که پیش از اعمال تعرفه‌ها خریده بودند مصرف نکنند، قیمت‌ها را بالا نخواهند برد. اما اگر تعرفه‌هایی که ترامپ علیه چین تهدید کرده واقعاً اعمال شوند، ماجرا کاملاً متفاوت خواهد بود. در واقع، ازهم‌گسیختگی زنجیره‌های تأمین می‌تواند افزایش قیمت‌هایی را رقم بزند که حتی از خود تعرفه‌ها نیز فراتر رود.

این ما را به پرسش اساسی می‌رساند: کدام کشور حاضر است داوطلبانه خود را در معرض هوس‌ها و امیال یک پادشاه دیوانه قرار دهد؟ این‌گونه نیست که آمریکا کنترل انحصاری مواد معدنی حیاتی یا عناصر نادر خاکی ــ که بدون آن‌ها عصر صنعتی مدرن فرو می‌پاشد ــ را در دست داشته باشد. و این‌گونه هم نیست که بازارهای جایگزین در نقاط دیگر جهان وجود نداشته باشند. قانون عرضه و تقاضا بدون آمریکا نیز همان‌قدر کارآمد است که با حضور آن.

چنان‌که آدام اسمیت و دیوید ریکاردو به ما آموخته‌اند، رشد اقتصادی در گرو بهره‌گیری از «مزیت‌های نسبی» و «صرفه‌جویی‌های ناشی از مقیاس» است. اما همان‌گونه که ترامپ (و ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه) نشان داده‌اند، اتکا به شرکای تجاری غیرقابل اعتماد می‌تواند به‌شدت زیان‌بار باشد. افزون بر این، آمریکا دیگر آن اهمیت پیشین را ندارد. سهم این کشور اکنون کمتر از ۱۰ درصد از صادرات جهانی است. در حالی که سود برخی شرکت‌ها در اقتصاد جهانیِ پساآمریکایی کاهش خواهد یافت، شرکت‌های دیگر از این وضعیت منتفع خواهند شد. و در حالی که برخی کارگران ناچار خواهند بود به دنبال مشاغل جایگزین بروند، گروهی دیگر با تقاضای تازه‌ای برای مهارت‌های خود روبه‌رو خواهند شد.

بی‌تردید، دوره کوتاه‌مدت آسان نخواهد بود. اما در اقتصاد جهانی جدیدی که در افق بلندمدت شکل می‌گیرد، آمریکا هژمونی خود را از دست خواهد داد. این همان مسیری است که با ورود به دومین سال زندگی تحت سلطه هوس‌های رئیس‌جمهوری افسارگسیخته، در آن گام نهاده‌ایم. این گذار از هم‌اکنون آغاز شده است و هرچند رشد جهانی آسیب خواهد دید، اما این درد ممکن است کمتر از آن چیزی باشد که بسیاری از آن بیم دارند. برای نمونه، در اروپا، سرمایه‌گذاری در بازتسلیح ــ که خود یکی دیگر از پیامدهای سیاست‌های خودویرانگر ترامپ است ــ محرک قدرتمندی برای رشد اقتصادی فراهم خواهد کرد.

شاید لحظه تعیین‌کننده در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶ فرا برسد. انتخاباتی که اگر آن‌چنان که بسیاری بیم دارند، به اندازه‌ای که از یک دموکراسی واقعی انتظار می‌رود آزاد و منصفانه نباشد، نقطه عطفی تیره و نگران‌کننده رقم خواهد زد. اما اگر نارضایتی فزاینده از مدیریت اقتصادی ترامپ و لغزش کشور به‌سوی اقتدارگرایی به بازپس‌گیری دست‌کم یکی از دو مجلس کنگره توسط دموکرات‌ها بینجامد، آن‌گاه شاهد نقطه عطفی در جهت مخالف خواهیم بود. در هر صورت، آمریکا و جهان همچنان دست‌کم با دو سال دیگر از بی‌کفایتی اقتصادی و نااطمینانی روبه‌رو خواهند بود.

—-
جوزف ای. استیگلیتز، برنده جایزه نوبل اقتصاد و استاد دانشگاه کلمبیا، اقتصاددان ارشد پیشین بانک جهانی (۱۹۹۷–۲۰۰۰)، رئیس پیشین شورای مشاوران اقتصادی رئیس‌جمهور آمریکا، رئیس مشترک پیشین کمیسیون عالی‌رتبه قیمت‌گذاری کربن، و نویسنده اصلی گزارش ارزیابی اقلیمی IPCC در سال ۱۹۹۵ است. او همچنین رئیس مشترک «کمیسیون مستقل اصلاح مالیات شرکت‌های بین‌المللی» است و تازه‌ترین کتابش با عنوان *جاده آزادی: اقتصاد و جامعه خوب* در سال ۲۰۲۴ توسط انتشارات W. W. Norton و Allen Lane منتشر شده است.

 



نظر شما درباره این مقاله:








پشتیبانی جبهه ملّی ایران از اعتراضات مدنی
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 21:29

پشتیبانی جبهه ملّی ایران از اعتراضات مدنی




نظر شما درباره این مقاله:








ماجرای سد کرج در ایران
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 20:23

ظهور مصرف‌گرایی انبوه، سیاست وعده‌ها و جنگ سرد در جهان سوم

ماجرای سد کرج در ایران


سیروس شایق

مطالعات خاورنزدیک، دانشگاه پرینستون

برگردان: علی‌محمد طباطبایی

بخش اول

مقدمه مترجم: در بسیاری از جوامع نفتی و اقتدارگرا، مصرف‌گرایی نه صرفاً یک الگوی رفتار اقتصادی، بلکه مهم‌ترین میدانِ کنش اجتماعی است. این وضعیت تنها یک ویژگی فرهنگی نیست، بلکه پیامد ساختاریِ ترکیب دولت‌های رانتی، انسداد سیاسی، نبود پروژه‌های جمعی و تخریب نهادهای عمومی است. در چنین بافتی، مصرف‌گرایی کارکردهای سیاسی پیدا می‌کند: جایگزین کنش مدنی می‌شود، تخیل جمعی را می‌بلعد، و نوعی «حال‌زدگی» (presentism) فراگیر تولید می‌کند. یعنی این که فقط زمان حال واقعی است و وجود دارد.

در چنین کشورهایی حاکمیت به‌جای حل مسائل ساختاری — از بیکاری و فساد تا بحران مشروعیت — از «سیاست مشغول‌سازی» (Politics of Diversion) برای کنترل جامعه استفاده می‌کند. سیاست مشغول‌سازی مجموعه‌ای از سازوکارهای فرهنگی، رسانه‌ای و اقتصادی است که هدفش منحرف کردن توجه شهروندان از مسائل بنیادی و جایگزین کردن آن با سرگرمی، مصرف، بحران‌های ساختگی یا ترس کنترل‌شده است. این مقاله نشان می‌دهد که چرا چنین سیاستی در جوامع نفتی کارآمدتر است، چه ابزارهایی دارد، و چه پیامدهایی برای آینده، نهادها و تخیل سیاسی جامعه ایجاد می‌کند.

در جوامعی که نهادهای پاسخگو وجود ندارند، اقتصاد وابسته به رانت است، حاکمیت مشروعیت انتخاباتی ندارد و نارضایتی اجتماعی گسترده است، دولت‌ها برای حفظ ثبات سیاسی، به‌جای اصلاح ساختاری، از سیاست مشغول‌سازی استفاده می‌کنند.

هدف آن، همان‌گونه که نظریه‌پردازان علوم سیاسی (از چالمرز جانسون تا جیمز اسکات) اشاره کرده‌اند، «مصرف انرژی اجتماعی در حوزه‌های بی‌خطر» است.

سیاست مشغول‌سازی (Politics of Diversion) را می‌توان چنین تعریف کرد: مجموعه‌ای از سازوکارهای حکومتی و رسانه‌ای که توجه مردم را از مسائل واقعی به سمت موضوعات هیجانی، کم‌خطر یا بی‌اهمیت منحرف می‌کند تا نارضایتی اجتماعی خنثی شود و امکان سازمان‌دهی سیاسی از بین برود. این سیاست نوعی «مهندسی تخیل جمعی» است: به‌جای اینکه مردم درباره آینده، عدالت یا حکمرانی بیندیشند، ذهن‌شان درگیر سرگرمی، مصرف یا مناقشات ساختگی می‌شود.

چرا سیاست مشغول‌سازی در جوامع نفتی مؤثرتر است؟ مهمترین علت آن عدم نیاز دولت به مالیات است. در نظریهٔ دولت مدرن گفته می‌شود: «مالیات، سرچشمهٔ پاسخگویی است.»

اما در دولت‌های نفتی دولت از مردم پول نمی‌گیرد، پس نیازی به پاسخگویی نمی‌بیند. بنابراین برای مدیریت جامعه، به‌جای پاسخ‌گویی، از مشغول‌سازی استفاده می‌کند.

درآمدهای نفتی اجازه می‌دهد دولت رسانه‌های پرتولید بسازد، صنعت سرگرمی عظیم بسازد. اما پیامدهای سیاست مشغول‌سازی چه میتواند باشد. در جامعهٔ کوتاه‌مدت (Presentism) وقتی آینده تیره است و مصرف‌گرایی تقویت می‌شود، جامعه به «اکنونِ فوری» سقوط می‌کند. پس‌انداز نمادین (دانش، مهارت، مشارکت سیاسی، هویت جمعی) نابود می‌شود. سیاست مشغول‌سازی فقط مردم را منحرف نمی‌کند، بلکه نهادهای مستقل را نیز تضعیف می‌کند: دانشگاه برای جوانان فط مدرک‌سازی می کند. NGO ها فرمالیته یا امنیتی هستند و روشنفکر حاشیه می شود. مطبوعات نیز به شدن زیر کنترل حکومت قرار دارند.

نتیجه: قلمرو غیرمصرفیِ فکر در جامعه فرو می‌ریزد. سیاست مشغول‌سازی، یکی از مهم‌ترین ابزارهای حکومت‌های نفتی و اقتدارگرا برای کنترل جامعه است. این سیاست به‌ظاهر «آرامش» می‌آورد، اما در واقع نهادها را تضعیف می‌کند، تخیل جمعی را فقیر می‌سازد، آینده را مسدود می‌کند و جامعه را به مصرف و هیجان لحظه‌ای تقلیل می‌دهد. در بلندمدت، سیاست مشغول‌سازی نه‌تنها مشکلات را حل نمی‌کند، بلکه ظرفیت جامعه برای حل مسئله را به‌طور کامل از بین می‌برد.

در اینجا لازم است که جهت مقایسه ودرک بهتر موضوع نگاهی هم به جامعه مصرف گرا در غرب داشته باشیم. مصرف‌گرایی در غرب در خلأ تاریخی و نهادی شکل نگرفت. در جوامع اروپایی و آمریکای شمالی، از قرن نوزدهم به بعد، نهادهای متنوعی در کنار بازار رشد کردند. احزاب سیاسی مشارکت و بسیج را فراهم می‌کنند. اتحادیه‌های کارگری نقش میانجی میان قدرت اقتصادی و نیروی کار را بازی کرده‌اند. دانشگاه‌های مستقل از حکومت، هرچند تحت فشارهای اقتصادی، همچنان از سطحی قابل قبول از استقلال برخوردارند. انجمن‌ها و سازمان‌های مدنی ها عرصه‌هایی برای گفت‌وگو و کنش جمعی می‌سازند. مطبوعات آزاد یا نیمه‌آزاد جریان نسبی اطلاعات را تضمین می‌کنند و سنت‌های فلسفی، هنری و ادبی زنده حتی اگر نخبه‌گرا یا محدود باشد به حیات نقد و خلاقیت ادامه می‌دهند.

وجود این نهادها دو پیامد اساسی دارد. نخست، مصرف‌گرایی نمی‌تواند همۀ زندگی ذهنی را در خود ادغام کند و به عامل مطلق شکل‌دهندۀ ذهنیت جمعی تبدیل شود. دوم، افراد حتی کسانی که عمیقاً در منطق مصرف غوطه‌ورند در محیطی زندگی می‌کنند که رقیب‌های واقعی برای مصرف‌گرایی وجود دارد: سیاست، کنش مدنی، اخلاق، هنر، نظریه و تفکر انتقادی. این رقیبان به‌عنوان «کانال‌های بدیل» عمل می‌کنند و اجازه می‌دهند تجربهٔ انسانی تنها در قالب خرید، کالا و برند تعریف نشود، تمامی آنچه که نه در دوره محمد رضا شاه وجود داشته و نه بعد از انقلاب. (حتی شاید بتوان در مقاله ای دیگر نشان داد که گرایش جوانان از اوخر دهه ۱۳۴۰ به مذهب و اسلام سیاسی خود نوعی مقاومت ناخودآگاه در برابر جامعه مصرفی و ارزش های غربی موجود در آن در دوره محمد رضا شاه بوده است).

پس به طور کاملاً خلاصه و مطابق با آنچه توضیح داده شد مصرف‌گرایی در جامعه ایران به ویژه پس از واقعه ۲۸ مرداد به مهمترین هدف حکومت برای ساکت کردن و مشغول نمودن مردم در نظر گرفته شده بود. این مصرف گرایی تا به امروز همچنان ادامه یافته و اگر حکومت جمهوری اسلامی به شکل و نحوه لباس پوشیدن افراد کاری نداشت و برای نوشیدنی‌های الکی و جشن‌های خصوصی سختگیری نمی‌کرد و بخش زیادی از درآمد ملی را برای پروژه‌هایی چون غنی‌سازی و گروه‌های نیابتی به هدر نمی‌داد می‌توانست امروز بدون مشکلات بسیار کمتری همچنان درصد زیادی از مردم را در پشت خود داشته باشد. در واقع مشکل بخش عمده‌ای از مخالفان به ویژه طرفداران سلطنت بیشتر متوجه تحلیل رفتن جامعه مصرفی و عدم امکان زندگی در رفاه همچون پیش از انقلاب است به ویژه از طریق مقایسه با کشورهای حاشیه خلیج فارس که پنجاه سال پیش هر کدام شبیه به شهرهای کوچکی بیشتر نبودند. بنابراین نبود آزادی‌های مدنی از آنجا که پیش از انقلاب نیز نایاب بودند برای طرفداران بازگشت سلطنت مسئله مهمی تلقی نمی‌گردد و قرار هم نیست که با آمدن سلطنت این قبیل آزادی‌ها در جامعه نقش موثری بازی کنند.

این مقاله به بررسی دو فرآیند درهم‌تنیده‌ای می‌پردازد که به شکل‌دهی زندگی در تهران در دهه ۱۹۵۰ کمک کردند. یکی از آنها تقاضای سیری‌ناپذیر برای برق بود، بخشی از افزایش انتظارات عمومی برای کالاهای مصرفی انبوه و استانداردهای بالاتر زندگی که از میانه قرن آغاز شد و دیگری ساخت یک سد عظیم برق‌آبی (hydro-electrical dam) بین سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱، برای پاسخ به آن تقاضا، روی رودخانه کرج در ۶۰ کیلومتری شمال تهران، با ارتفاع ۱۸۰ متر و طول ۳۹۰ متر (۱). این داستان دوگانه، و به‌طور خاص نقش حیاتی که کنشگران اجتماعی در آن ایفا کردند، تعاملات جامعه- دولت و داخلی- جهانیِ خاصِ کشورهای پسااستعماری جهان سوم در دوران جنگ سرد را روشن می‌سازد.

جامعه مصرف‌گرای انبوهی که در دهه ۱۹۵۰ در تهران و پس از آن در سراسر ایران شروع به ظهور کرد، یک اتفاق ناگهانی و غیرمنتظره نبود (۲). در حالی که در غرب، مصرف‌گرایی انبوه قرن بیستم ریشه در ظهور مصرف‌گرایی قرون هفدهم و هجدهم داشت، در ایران خاستگاه آن به قرن نوزدهم بازمی‌گردد (۳). این زمانی بود که کالاهای غربی، روسی، انگلیسی- هندی و عثمانی به مقدار بیشتری نسبت به قرن هجدهم دچار هرج ومرج به ایران می‌رسیدند، که با ثبات بیشتر ایران تحت قاجارها (۱۷۹۴-۱۹۲۵) و قراردادهای تجاری تحمیل‌شده توسط چند قدرت اروپایی تسهیل می‌شد. پس از میانه قرن، درباریان و تاجران ثروتمند، به ویژه در پایتخت رو به رشد تهران، شروع به نمایش آشکارتر ثروت کردند (۴). سیاست‌های توده‌ای انقلاب مشروطه (۱۹۰۵-۱۹۱۱) به محبوبیت برخی کالاها مانند عکس (photographs) کمک کرد، و در عین حال بحث‌ها درباره مصرف برخی کالاهای وارداتی مانند پارچه غربی تشدید شد (۵). در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، دولت رضاشاه پهلوی (۱۳۰۰/۱۳۰۴-۱۳۲۰) جاده‌ها و راه‌آهن‌هایی را گسترش داد که به ایجاد یک بازار ملی کمک نمود. یک طبقه متوسط مدرن نوظهور به جمعیت کوچکی که توانایی خرید کالاهای مصرفی را داشتند، پیوست. در بزرگ‌ترین شهرهای ایران، خیابان‌های جدیدی که با مغازه‌های مدرن احاطه شده بودند، مرکزی برای بازاریابی، فروش و خرید چنین کالاهایی بودند، در حالی که فضاهای تفریحی جدیدی مانند پارک‌ها و رستوران‌های نوظهور «با سبک غربی که غذاهای غربی سرو می‌کردند» فرصت‌هایی برای نمایش برخی از آنها فراهم می‌آوردند (۶).

با این حال، این وضعیت بسیار با مصرف‌گرایی انبوهی که در نیمه دوم قرن رشد کرد، فاصله داشت (۷). بی‌ثباتی سیاسی پس از انقلاب [مشروطه]، جنگ جهانی اول، رکود بزرگ و جنگ جهانی دوم هر یک بر عادات مصرف‌گرایانه تأثیر منفی گذاشتند. دولت استبدادی رضاشاه توجه کمی به مصرف و توجه زیادی به تولید و ساخت‌وساز داشت، که نمونه آن تأمین مالی راه‌آهن سراسری ایران از طریق مالیات سنگین قند و چای بود.

پایه طبقات اجتماعی برای مصرف‌گرایی انبوه هنوز فراهم نبود و تا دهه ۱۹۵۰ تبلور نیافت. در طول آن دهه، به ویژه طبقات متوسط تهران سریع‌تر رشد کردند. آنها حضور خود را در شهری افزایش دادند که جمعیت آن بین سال‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ دو برابر شد و به دو میلیون نفر رسید، و پول و زمان بیشتری برای خرید و لذت بردن از کالاها داشتند. دلایل کلیدی این تحول، افزایش - و پس از ۱۳۴۲، رونق - اشتغال دولتی بود، که عمدتاً به دلیل رشد درآمدهای دولت پس از توافق ۵۰-۵۰ ایران در سال ۱۳۳۳ با یک کنسرسیوم نفتی بین‌المللی، و یک سیاست پولی لیبرال که وام‌ها را به‌راحتی در دسترس قرار می‌داد (۸).

اشتباه نکنید، آغاز جامعه مصرف‌گرای انبوه در تهران دهه ۱۳۳۰ خورشیدی بی‌نقص نبود. شیوه‌های مختلف خرده‌فروشی، بازاریابی و خرید هم‌زیستی داشتند و ادامه خواهند یافت. از همه مهم‌تر، اکثر تهرانی‌ها، از جمله بسیاری از مهاجران استانی، فقیر باقی ماندند و در درجه اول خواستار کالاهای اساسی ارزان‌تر - غذا، پارچه، سوخت - بودند. برای مثال، در سال‌های ۱۳۳۲ و ۱۳۳۳، موجی از اعتراضات علیه گرانی کالاهای اساسی تهران را به لرزه درآورد. با این حال، تغییرات اجتماعی- جمعیتی و سیاسی-اقتصادی فوق‌الذکر، جامعه مصرف‌گرای انبوه صدها هزار نفر از افراد طبقات بالا و متوسط در تهران و شهرهای استان‌ها را پدید آورد. تقاضای برق به شدت افزایش یافت، آگهی‌ها رونق گرفت، جشنواره‌های مصرف‌کننده و سایر تکنیک‌های مدرن بازاریابی شکوفا شدند و فروشگاه‌های بزرگ زنجیره‌ای افتتاح شدند، در حالی که انتقادهای تند علیه «مادی‌گرایی» بلندتر می‌شد (۱۰). مصرف‌گرایی انبوه جذابیتی رویاگونه بر فقرا نیز اعمال می‌کرد.

در اینجا استدلال خواهم کرد که این رشد مصرف‌گرایی انبوه به‌طور قابل توجهی تحت تأثیر یک فرآیند داخلی و دو فرآیند جهانی شکل گرفته است (۱۱). درک این فرآیندها، همراه با تغییرات اجتماعی- جمعیتی و سیاسی- اقتصادی که به اختصار ترسیم شد، به توضیح این مسئله کمک می‌کند که چرا می‌توانیم از یک جامعه مصرف‌گرای انبوه در حال ظهور در تهران دهه ۱۹۵۰ صحبت کنیم، در زمانی که زندگی مادی اکثریت ساکنان شهر تحت سلطه کمبود بود (۱۲).

در عرصه داخلی، انتظارات مادی توسط یک «سیاست وعده» (politics of promise) شعله‌ور شد که همراه با سرکوب شدید (به ویژه علیه چپ‌گرایان) و مقداری جذب و همکاری، در سال ۱۹۵۳ توسط محمد رضا شاه پهلوی و سیاستمداران و تکنوکرات‌های نخبه‌اش برای کمک به تثبیت دولت لرزانشان پس از یک کودتای سیا- سلطنت‌طلب که نخست‌وزیر محبوب، محمد مصدق را سرنگون کرد، آغاز شد (۱۳).( پیش از ۱۹۶۳ شاه بیشتر در جایگاه اول میان برابر ها (primus inter pares) قرار داشت تا یک فرمانروای خودکامه، اما پس از ان به سوی خودکامگی رفت). بخشی از این سیاست، همان سیاست پولی لیبرال مذکور بود که بین سال‌های ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۰ به پنج برابر شدن واردات کمک کرد (۱۴)، به ویژه واردات کالاهای مصرفی انبوه غربی. این کالاها به نوبه خود برخی تولیدکنندگان ایرانی را تشویق کردند تا تکنیک‌های بازاریابی مدرن را اقتباس کنند.

این تحولات روی داخلی/وطنی سکه‌ای بود که نظرگاه جهانی آن شتاب‌گیری در مصرف‌گرایی انبوه در دهه ۱۹۵۰ بود، به ویژه در «جهان اول» سرمایه‌داری اما همچنین در بخش‌های «جهان دوم» شوروی و اروپای شرقی (۱۵). از طریق افزایش صادرات، این شتاب بر مکان‌ها و طبقات خاصی در کشورهای «جهان سوم» تأثیر گذاشت (۱۶). این رقابتِ مدل‌های مصرف‌گرایی در مقابل کمونیسم بود که در جهان سوم نیز به اجرا درآمد (۱۷).

در این چارچوب، اولین دلیل کلیدی برای ساخت سد کرج توسط دولت ایران، پاسخ به تقاضای مصرف‌گرایانه عمومی برای برق بود. این تقاضا همچنین پیامدهای سیاسی خارجی داشت که دلیل دوم برای ساخت سد را تشکیل می‌دهد. ایالات متحده به دلیل نفت و مرز طولانی ایران با شوروی به این کشور علاقه‌مند بود (۱۸)، و پس از کودتای ۱۹۵۳ به حامی دولت دست‌نشانده ایران تبدیل شد. مقامات ایرانی فشارهای مصرف‌گرایانه‌ای را که در داخل احساس می‌کردند، به واشنگتن منتقل کردند. این تاکتیک به حفظ نگرانی‌های آمریکا درباره ثبات ایران کمک کرد: دولت آمریکا احساس می‌کرد علیرغم مخالفت‌های فنی و مالی کارشناسان فنی آمریکایی و کنگره ایالات متحده، باید به تأمین مالی سد کمک کند (۱۹). دلیل سوم برای ساخت سد، مرتبط با دلیل اول، اشتیاق شاه برای مشروعیت‌بخشی به خودش و تمایل تکنوکرات‌های ایرانی به «ساخت پروژه‌های بزرگ» در توسعه بود (۲۰). در مجموع، در حالی که سد کرج توسط دولت ساخته و بخشی توسط ایالات متحده تأمین مالی شد، صرفاً یک پروژه دولتی نبود، بلکه توسط تهرانی‌ها باعث شد و تقاضا شد، و به این معنا به آنان نیز تعلق داشت (۲۱).

استدلال مبنی بر اینکه در ایران پساکودتا، خواسته‌های مادی مردمی، به ویژه خواسته‌های طبقات متوسط شهری، بر برنامه‌ریزی دولتی سد و برق و به طور گسترده‌تر بر سیاست خارجی و سیاست داخلی (وعده‌ها) تأثیر گذاشت، فراتر از ایران نیز کاربرد دارد (۲۲). این به ما کمک می‌کند تا تعاملات بین جنگ سرد و توسعه جهان سوم، و در فرآیند اخیر، ارتباط بین کنشگران اجتماعی و دولتی را درک کنیم (۲۳). بر اساس تحلیل‌های موجود و تقویت آن‌ها، اُد آرنه وستاد (Odd Arne Westad) نشان داده است که جهان سوم یک عرصه مرکزی جنگ سرد بود (۲۴). به طور مشابه، دیوید انگِرمَن و کورینا اونگر (David Engerman and Corinna Unger) از یک تاریخ جهانی مدرنیزاسیون دفاع کرده‌اند که آن را «نه به عنوان یک صادرات آمریکایی، بلکه به عنوان یک پدیده جهانی که به شدت مورد منازعه بود، هم بین بلوک‌ها و هم در درون آن‌ها» مطالعه می‌کند. در نتیجه، آنان خواستار «مطالعات محلی به عنوان یک راه عالی برای مطالعات جهانی مدرنیزاسیون بدون از دست دادن دیدگاه نسبت به شرایط منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی» شده‌اند (۲۵). تحلیل من در اینجا بر این دستورکارهای پژوهشی همپوشان بنا شده، اما فراتر از تمرکز مشترک آن‌ها بر نخبگان دولتی، سازمان‌های غیردولتی و سازمان‌های بین‌المللی می‌نگرد (۲۶).

تحلیل‌های توسعه و جنگ سرد در جهان سوم نیاز دارند که مردم عادی را جدی‌تر در نظر بگیرند. اگرچه توسعه جهان سوم توسط نخبگان رهبری می‌شد، اما همچنین توسط انتظارات مادی و اغلب مصرف‌گرایانه انبوه، به ویژه در میان طبقات متوسط شهری قابل توجه - و در بسیاری از نقاط جهان در حال رشد - به پیش رانده می‌شد. در طول جنگ سرد، این بدان معنا بود که حامیان آمریکایی یا شوروی یا دیگر حامیان غربی و شرقی، هم تحت تأثیر نخبگان و هم تحت تأثیر جامعه دولت‌های دست‌نشانده خود قرار داشتند. در جهان سوم، «دولت» همیشه پروژه‌های توسعه را به زور به «حلقوم جامعه» فرو نمی‌برد (۲۷). این پروژه ها معمولاً با رضایت و حمایت طبقه متوسط شهری و یا دیگر کنشگران اجتماعی غیرفرودست همراه بود و یا حتی آنها برای اجرای این پروژه ها فشار می‌آوردند (۲۸). به عبارت دیگر، کنشگران نخبه و کنشگران یا قربانیان فرودست - که تمرکز اکثر محققان توسعه است - تنها کسانی نبودند که درگیر توسعه بودند یا از آن تأثیر می‌پذیرفتند.

این به معنای یکسان بودن همه طبقات متوسط جهان سوم نیست. آن‌ها تفاوت‌های زیادی داشتند، از جمله از نظر سیاسی. طبقات متوسط شهری ایران، از سال ۱۹۵۳ در یک دولت به طور فزاینده استبدادی، مانند عموم جمعیت کشور، محروم از حقوق سیاسی بودند و از این نظر، مثلاً با همتایان هندی خود اشتراک کمی داشتند. با این حال، در سراسر جهان سوم پس از جنگ، صفوف طبقات متوسط گسترش یافت، انتظارات مادی آنها رشد کرد و بر موجی از مصرف‌گرایی انبوه سوار شدند که اوج آن در غرب سرمایه‌داری بود (اما شرق کمونیستی را نیز لمس کرد) (۲۹). در حالی که جهان سوم یک بازار جزئی برای شرکت‌های غربی بود، در نگاه بیننده طبقه متوسط جهان سوم، کالاهای به نمایش درآمده در مغازه‌ها و آگهی‌ها به مراتب فراتر از تجربیات پیش از جنگ آنان بود. این وضعیت، همراه با عطش عمومی‌تر برای استانداردهای بالاتر زندگی، تأثیر قابل توجهی داشت، هم بر توسعه اقتصادی و هم بر سیاست جنگ سرد.

در نامه‌ای در سال ۱۹۵۵ (۱۳۳۴ هجری خورشیدی) که «ساکنان خیابان باقرآباد تهران» به سردبیر روزنامه اطلاعات، بزرگترین روزنامه ایران، ارسال کردند، چنین شکایت کرده بودند: «ما مجبور شده‌ایم از کارخانه چرم خویی (Khui Leather Factory)... برای روشنایی استفاده کنیم... [اما] متأسفانه، تنها چیزی که از برق دیده‌ایم یک سیم و [چند] ابزار است. ... بنابراین، ما درخواست می‌کنیم که بازرسان ویژه [دولتی]... به شرکت دستور دهند تا تعهدات کتبی خود را انجام دهد.» ساکنان باقرآباد تنها نبودند، و خشم نسبت به کالاها و خدمات معیوب در مطبوعات ایران پس از کودتا فراوان بود (۳۰).

تهرانی‌ها یک دهه زودتر، در طول جنگ جهانی دوم، زمانی که به گیرنده رادیویی قابل اطمینانی نیاز داشتند، شروع به اهمیت دادن به برق کرده بودند. این افزایش اندک تقاضای برق تأمین شد زیرا از سال ۱۹۳۹ (۱۳۱۸ ش)، تهرانی‌ها تنها ۸.۵ مگاوات از کل ۱۰.۵ مگاوات برق موجود برای شهر را مصرف می‌کردند. این افزایش چشمگیری نسبت به ۱.۵ مگاوات در سال ۱۹۳۴ بود، سالی که دولت وارد بازار برق پایتخت شد. تا دهه ۱۹۴۰(۱۳۱۹ ش)، «مردم از برق استقبال نمی‌کردند و حاضر نبودند چراغ‌های نفتی خود را کنار بگذارند، به حدی که شهرداری مجبور شد صدور پروانه خرید مغازه‌ها در خیابان‌های لاله‌زار و اسلامبول را منوط به [اشتراک] برق کند.» تصادفی نبود که اگرچه کل تولید برق ایران از ۲۰ مگاوات در سال ۱۹۳۹ (۱۳۱۸ ش) به ۹۰ مگاوات در سال ۱۹۴۸ (۱۳۲۷ ش) افزایش یافته بود، نرخ مصرف غیرصنعتی آن در ۲۳ درصد، به میزان قابل توجهی کمتر از نرخ همسایگانش باقی ماند و مصرف سرانه ۱۲ کیلووات‌ساعتی آن تحت الشعاع مصرف ۳۲ کیلووات‌ساعتی ترکیه و ۶۴ کیلووات‌ساعتی لبنان در همان سال قرار گرفت (۳۱).

حدود همین زمان بود که دولت شروع به جدی گرفتن توسعه برق نمود. یک دلیل این بود که دیدگاهی یکپارچه‌تر از توسعه را اتخاذ کرد (۳۲). در سال ۱۹۴۶ (۱۳۲۵ ش)، دولت یک شرکت آمریکایی، موریسون- کندسن (Morrison-Knudsen)، را مأمور تهیه یک برنامه توسعه مصرف‌گرا- تولیدمحور کرد (۳۳). در مورد برق، این شرکت گزارش داد که نیروگاه‌های برق آبی باید منتظر اندازه‌گیری‌های ضروری جریان رودخانه‌ها بمانند. برای حال، آن‌ها توصیه کردند که نفت و گاز فراوان ایران باید در چهل و چهار شهر، برای تأمین انرژی نیروگاه‌های کوچک دیزلی و نیروگاه‌های بزرگتر توربین بخار استفاده شود (۳۴). در سال ۱۹۴۹ (۱۳۲۸ ش)، سازمان برنامه جدید (Plan Organization/ PO) یک برنامه دقیق‌تر را سفارش داد. نویسندگان برنامه، شرکت آمریکایی مشاوران خارج از کشور، رویکرد ترکیبی موریسون- کندسن را حفظ کردند: برق «در تولید صنعتی... [و] در ارتقای استانداردهای زندگی ضروری است.» این برنامه همچنین تأکید کرد که شبکه‌های برق خصوصی و در نتیجه غیرمتمرکز، پرهزینه و غیرقابل اطمینان ایران از نیازهای فعلی عقب‌تر است و به زودی کاملاً ناکافی خواهند بود. این برنامه ساخت نیروگاه‌های حرارتی مرکزی با سوخت نفت به ظرفیت کل ۲۲۰ مگاوات تا سال ۱۹۵۶ (۱۳۳۶ ش) و «بررسی فوری... نیروگاه‌های آبی» را توصیه کرد. اگرچه گران‌تر از نیروگاه‌های حرارتی شهری بودند، سدهای ساخته شده در مناطق کوهستانی برق ارزان‌تری تولید می‌کردند که در نهایت هزینه‌های ساخت را جبران می‌کرد (۳۵). به زودی پیشرفت‌هایی حاصل شد. شهرداری تهران در سال ۱۹۴۸ (۱۳۲۷) یک ژنراتور ۸ مگاواتی وستینگهاوس آمریکا را نصب کرد؛ در سال ۱۹۵۲ (۱۳۳۱ هجری خورشیدی)، بنگاه برق تهران که در سال ۱۹۴۹ (۱۳۲۸ ش) تأسیس شده بود، پیشنهاد داد به زودی ظرفیت برق پایتخت را به ۷۵ مگاوات افزایش دهد. تا مارس ۱۹۵۳ (۱۳۳۲ش)، سازمان برنامه بودجه‌ای را به چهل و هشت شهر منتقل کرده بود تا آن‌ها بتوانند نیروگاه‌هایی به ظرفیت کل ۲۵.۳ مگاوات بسازند، و تا آن پاییز ظرفیت تهران به ۲۱ مگاوات افزایش یافته بود. یک گزارش تجاری تأیید کرد: «از سال ۱۹۴۸ (۱۳۲۷ ش) شرایط بهبود یافته است (۳۶).»


قدیمی ترین تصویر موجود از میدان کرج. من تصویر سیاه و سفید قدیمی را اصلاح و با هوش مصنوعی رنگی کردم (مترجم)

بسیاری از پیشرفت‌ها هنوز تنها روی کاغذ وجود داشتند (۳۷)، و برنامه هفت‌ساله ۱۹۴۹ (۱۳۲۸ ش) به جای سازماندهی مجدد شبکه‌های معیوب و خصوصی، تنها آن‌ها را تقویت کرد. در سال ۱۹۵۱ (۱۳۳۰ ش)، بسیاری از طرح‌های بزرگتر زمانی متوقف شدند که تحریم بین‌المللی نفت، به رهبری بریتانیا برای مجازات ایران به دلیل ملی کردن شرکت نفت ایران و انگلیس (Anglo-Iranian Oil Company) (AIOC)، بودجه ایران را به شدت کاهش داد (۳۸). واردات تجهیزات تولید برق کاهش یافت (۳۹). برای بدتر کردن اوضاع، این دقیقاً زمانی بود که تقاضای برق به سرعت افزایش یافت. در تهران، خانواده‌ها شروع به نصب ژنراتورهای کوچک برای خود و همسایگانشان کردند (۴۰). مردم روشنایی بهتر را مطالبه می‌کردند و صحبت‌ها درباره کاربردهای جدید برق، به ویژه لوازم خانگی، گسترش یافت. در حالی که واردات لوازم خانگی در سال‌های میان دو جنگ آغاز شده بود، تنها اکنون بود که برنامه‌های توسعه نقش آن‌ها را در ارتقای سطح زندگی نشان می‌دادند و مجلات محبوب از سهم آن‌ها در مصرف انبوه غربی ابراز شوق می‌کردند (۴۱).

به طور خلاصه، تا سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲ ش)، اصلاحات برقی به موضوعی مورد علاقه عموم تبدیل شده و در جریان بود، و تقاضا در حال افزایش بود، اما اجرا به شدت عقب افتاده بود. چهل هزار خانواده تهرانی در انتظار رسیدگی به درخواست اشتراک خود بودند. برآوردها درباره نیازهای آتی به سرعت افزایش می‌یافت، که بازتابی از رشد سریع جمعیت شهر از حدود یک میلیون نفر در سال ۱۹۵۰ (۱۳۲۹ ش) به دو میلیون نفر در سال ۱۹۶۰ (۱۳۳۹ ش) نیز بود (۴۲). اقدام سریع ضروری بود، و در واقع بهبودهایی حاصل شد.

کل هزینه‌های ایران برای واردات تجهیزات تولید برق، از جمله توسط سرمایه‌گذاران خصوصی، از ۱۲۰.۶ میلیون ریال در سال ۱۹۵۳ (با افت به ۹۴.۷ میلیون ریال در سال ۱۹۵۴) به ۲۳۳.۹ میلیون در سال ۱۹۵۵، ۲۸۹.۸ میلیون در سال ۱۹۵۷، ۹۰۴.۵ میلیون در سال ۱۹۵۹ (۱۳۳۸ ش) و ۸۸۸.۵ میلیون در سال ۱۹۶۰ (۱۳۳۹ ش) افزایش یافت (۴۳). در تهران، نقاط عطف شامل نصب سه ژنراتور دیزلی به ظرفیت کل ۳.۹ مگاوات در سال ۱۹۵۴ (۱۳۳۳ ش)، یک نیروگاه ۱۰ مگاواتی وستینگهاوس (Westinghouse power station) در سال ۱۹۵۷ (۱۳۳۶ ش)، و یک نیروگاه ۵۰ مگاواتی فرانسوی آلس‌توم (French Alstom station) در سال (۱۳۳۸ ش)۱۹۵۹، و همچنین افتتاح سد کرج با ظرفیت ۶۳ مگاوات در سال ۱۹۶۱ (۱۳۴۰ ش) بود (۴۴). این افزایش ۷۰۰ درصدی در هشت سال، از ۲۱ مگاوات در سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲ ش) به حدود ۱۵۰ مگاوات در سال ۱۹۶۱ (۱۳۴۰ ش)، همه پیشرفت‌های گذشته را تحت‌الشعاع قرار داد. با این وجود، این افزایش‌های تولید تحت الشعاع تقاضای بی‌رحم برای برق بیشتر و بیشتر قرار گرفت، وضعیتی که به درجات مختلف تمام ایران را درگیر کرده بود (۴۵). بحران برق تهران همچنین به این دلیل جدی بود که رشد قابل توجه، اگرچه پیوسته از زمان کودتا وعده داده می‌شد، تنها با راه‌اندازی نیروگاه وستینگهاوس در سال ۱۹۵۷ (۱۳۳۶ ش) آغاز شد. تا آن زمان و تا دهه ۱۹۶۰ (۱۳۳۹ ش)، تأمین‌کنندگان خصوصی همچنان اهمیت داشتند، و آنان عجله داشتند تا با حداقل سرمایه‌گذاری حداکثر سود را کسب کنند. مشتریان مجبور بودند از سر ناچاری با این وضعیت کنار بیایند، اما هرچه این روند طولانی‌تر شد، بلندتر و بلندتر به آن اعتراض کردند (۴۶).

ادامه دارد ...

Iran’s Karaj Dam Affair: Emerging
Mass Consumerism, the Politics
of Promise, and the Cold War
in the Third World
CYRUS SCHAYEGH
Near Eastern Studies, Princeton University

سپاس‌گزاری: می‌خواهم از هوشنگ چحابی و نغمه سهرابی، شرکت‌کنندگان در سمینار ایران‌شناسی دانشگاه کلمبیا در سال ۲۰۱۰، حاضران در ارائه شغلی دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس در سال ۲۰۱۱، و داوران ناشناس مجله CSSH بابت نظرات عمیقشان تشکر کنم، و از مدیر اجرایی CSSH، دیوید آکین، برای روان‌سازی و اصلاح متن قدردانی نمایم. پژوهش برای این مقاله با کمک کمک‌هزینه بورسیه بنیاد علوم سوئیس برای پژوهشگران ارشد میسر شد.

 

—————————————
یادداشت‌ها:
۱. این سد همچنین به منظور بهبود تأمین آب آشامیدنی تهران طراحی شده بود. زیر نویس ۵۵ را ببینید.
۲. پاملا کریمی (Pamela Karimi) اظهار می‌دارد که «برنامه اصل چهارم آمریکا در دهه ۱۹۵۰... به طور غیرمستقیم اقتصاد ایران را به سوی مصرف بازار انبوه سوق داد.» (رساله دکتری، MIT، ۲۰۰۹). همچنین نک: کامرون امین (Camron Amin) (۲۰۰۴):

Importing ‘Beauty Culture’ into Iran in the 1920s and 1930s: Mass Marketing Individualism in an Age of Anti-Imperialist Sacrifice,” Comparative Studies of South Asia, Africa and the Middle East 24, 1 (2004): 79–95.

۳. درباره غرب، نک: فرانک ترنتمن (Frank Trentmann) (۲۰۰۴):

“Beyond Consumerism: New Historical Perspectives on Consumption,” Journal of Contemporary History 39, 3 (2004): 373–401. A key introduction to the topic is: Daniel Miller, ed., Acknowledging Consumption (London: Routledge, 1995).

۴. ویلم فلور (۲۰۰۹)؛ جان گورنی (۱۹۹۲)؛ همچنین نک: هوشنگ چحابی (۲۰۰۳):

4 Willem Floor, Textile Imports into Qajar Iran (Costa Mesa: Mazda, 2009); John Gurney, “The Transformation of Tehran in the Later Nineteenth Century,” in Chahryar Adle and Bernard Hourcade, eds., Téhéran: Capitale bicentenaire (Paris: IFRI, 1992), 58; see also Houchang Chehabi, “The Westernization of Iranian Culinary Culture,” Iranian Studies 36, 1 (2003): 43–61, here 49.

۵. رضا شیخ (۱۹۹۹)؛ سیوان بالسلف (۲۰۱۱):
“Asnad-i tasviri,” Tarikh-i Mu‘asir-i Iran 3, 10 (1999): 319–23; Sivan Balslev, “Of Bowties and Boy Scouts,” MS, 2011.
۶. نقل قول از: چحابی (۲۰۰۳). همچنین نک: پاتریک کلاوسون (۱۹۹۳)؛ اکارت اهلرز و ویلم فلور (۱۹۹۳). برای مصرف‌گرایی در سایر کشورهای خاورمیانه، حدود ۱۹۰۰-۱۹۵۰: آثار مونا راسل، اوری کوپفراشمیت، رلی شکتر، نانسی رینولدز:

Chehabi, “Westernization of Iranian Culinary Culture,” 56. See also Patrick Clawson, “Knitting Iran Together,” Iranian Studies 26, 3–4 (1993): 235–50; Eckart Ehlers andWillem Floor, “Urban Change in Iran, 1921–1941,” Iranian Studies 26, 3–4 (1993): 251–75, here 269. For consumerism in other Middle Eastern countries, c.1900–1950: Mona Russell, Creating the New Egyptian Woman (New York: Palgrave, 2004); Uri Kupferschmidt, European Department Stores and Middle Eastern Consumers (Istanbul: Ottoman Bank Archives and Research Centre, 2007); Relli Shechter, “Press Advertising in Egypt: Business Realities and Local Meaning, 1882–1956,” Arab Studies Journal 10, 2 and 11, 1 (2002–2003): 44–66; Nancy Reynolds, A City Consumed. Urban Commerce, the Cairo Fire, and the Politics of Decolonization in Egypt (Stanford: Stanford University Press, 2012).

۷. فرانک ترنتمن (۲۰۰۴) خلاصه‌ای از استدلال هاینتس-گرهارد هاپت درباره تفاوت بین مصرف‌گرایی و مصرف‌گرایی انبوه ارائه می‌دهد، که در مورد ایران نیز مصداق دارد. نک: هاپت (۲۰۰۳):

Frank Trentmann (“Beyond Consumerism,” 381) gives a summary of an argument of Heinz-Gerhard Haupt about the difference between consumerism and mass consumerism, which applies to Iran as well: In “a ‘consumer society,’ … a particular set of goods was available to certain groups who used them for self-representation.…‘[M]ass consumer society’ was qualitatively different, not only because an expanding set of goods became accessible to more people, but because ‘distinction’ through possession was becoming more complex as consumption became connected with many more social, political and cultural formations.” See Heinz-Gerhard Haupt, Konsum und Handel. Europa im 19. und 20. Jahrhundert (Göttingen: Vandenhoeck and Ruprecht, 2003), 20–21.

۸. ر. شیخ‌الاسلامی (۲۰۱۲)؛ پل ویه و م. هاغنو (۱۹۷۲). درباره نفت، نکته ۷۰ را ببینید.

R. Sheikholeslami, “Administration in Iran, VII: The Pahlavi Period (1925–1979),” Encyclopædia Iranica, http://www.iranicaonline/org/articles/administration-vii-pahlavi (accessed 2 Jan. 2012); Paul Vieille and M. Hagcheno, “Le bazar et le tournant économique des années 1954–1960,” Studia Iranica 1 (1972): 55. On oil, see note 70.

۹. این اعتراضات ریشه در شورش‌های نان سنتی داشت: ونسا مارتین (۲۰۰۵)؛ استیون مک‌فارلند (۱۹۸۵):
These protests were rooted in the time-honored bread riot: Vanessa Martin, Qajar Pact (London: Tauris, 2005), chs. 3–5; Stephen McFarland, “Anatomy of an Iranian Political Crowd: The Tehran Bread Riot of December 1942,” International Journal of Middle Eastern Studies 17, 1 (1985): 51–65.
۱۰. یک مثال معروف از مورد اخیر، کتاب «غرب‌زدگی» جلال آل‌احمد است (ترجمه پل اشپراخمن، ۱۹۸۲ [۱۹۶۲]):

A famous example of the latter is Jalal Al-i Ahmad’s Plagued by theWest (Gharbzadegi), Paul
Sprachman, trans. (Delmar: Caravan, 1982 [1962]).

۱۱: تقاضای خاص برای گسترش برق نیز پاسخ داده شد زیرا نیروی الکتریکی هم مصرف و هم صنعتی‌سازی را به پیش می‌برد که دومی اولویت اصلی برنامه‌ریزان توسعه ایران بود. با این حال، از آنجا که این موضوع مستقیماً مرتبط با استدلال من نیست، بیشتر به آن نمی‌پردازم. برنامه‌ریزان ایرانی تأثیرگذار بودند زیرا پایگاه آنها، یعنی سازمان برنامه (که از این پس PO نامیده می‌شود)، در طول دوره ریاست آهنین‌اراده ابوالحسن ابتهاج (۱۹۵۹–۱۹۵۴) مقر تکنوکراتیک ایران بود. در برنامه دوم ایران (۱۹۶۲–۱۹۵۵)، آماده‌سازی‌های زیرساختی، از جمله برق، بودجه قابل توجهی دریافت کردند. در بخش «آبیاری» (۲۳٫۵ درصد از بودجه)، حدود ۸۵ درصد (یعنی حدود ۲۰ درصد از کل هزینه‌های برنامه) برای سدهای برق-آبی کرج و سفیدرود استفاده شد. تنها سد کرج، که عمدتاً «یک پروژه آبیاری نیست، … حدود ۳۸٪ استفاده می‌کند» (یعنی حدود ۹ درصد از کل هزینه‌های برنامه): PO، اداره اقتصادی، مروری بر برنامه دوم هفت‌ساله ایران (تهران: بی‌ناشر، ۱۹۶۰)، صفحه ۲۸. در بخش «توسعه منطقه‌ای» - حوزه‌ای اضافه شده که تا سال ۱۹۶۲، ۱۶ درصد بالاتر از کل ۱۰۰ درصدی برنامه بود - خوزستان ۹۴ درصد را بلعید (کامران مفید، برنامه‌ریزی توسعه در ایران [اوتول: انتشارات مطالعات خاورمیانه و شمال آفریقا، ۱۹۸۷]، صفحه ۴۳). در آنجا، هزینه سرسام‌آور سد عظیم برق-آبی دز، که از سال ۱۹۵۵ پروژه محبوب ابتهاج بود، حتی پروژه کرج را ارزان جلوه می‌داد. سرانجام، هزینه‌های برق تا ژانویه ۱۹۵۹، ۲۲ درصد از «کمک‌های شهرداری» را تشکیل می‌داد اما در حال کاهش بود؛ از آنجا که این کمک تا سال ۱۹۶۲ حدود ۱۰ درصد از هزینه‌های برنامه دوم بود، برق شهری حداکثر ۲ درصد از کل هزینه‌ها را تشکیل می‌داد (مفید، برنامه‌ریزی توسعه، صفحه ۴۳؛ PO، اداره اقتصادی، مروری، صفحه ۸۹، پیوست I-5). در مجموع، هزینه‌های سدهای برق-آبی در بخش «آبیاری»، سهم سد دز در «توسعه منطقه‌ای» و هزینه برق شهری، حداقل یک سوم کل هزینه‌های برنامه دوم را مصرف کردند.
۱۲: حتی در اروپای غربی در دهه ۱۹۵۰، همه شهروندان به طور برابر از مصرف‌گرایی انبوه بهره‌مند نبودند (هوپت، کونسوم، صفحات ۱۳۷–۱۳۱)، و بسیاری همچنان کمبود را تجربه می‌کردند: مایکل ویلت، در آغاز «جامعه مصرفی» ((Hamburg: Forum Zeitgeschichte, 1994).). شیوه‌های خرده‌فروشی پیچیده باقی ماند: ویکتوریا د گراتزیا، «تغییر رژیم‌های مصرف در اروپا، (Changing Consumption Regimes in Europe) ۱۹۷۰–۱۹۳۰»، در سوزان استراسر، چارلز مک‌گاورن و ماتیاس یودت، ویرایش، کسب و خرج (Getting and Spending) (کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۹۸)، صفحات ۸۳–۵۹.
۱۳: درباره کودتا، نگاه کنید به مارک گاسیوروفسکی، «کودتای ۱۹۵۳ علیه مصدق»، در مارک گاسیوروفسکی و مالکوم برن، ویرایش، محمد مصدق و کودتای ۱۹۵۳ در ایران (نیویورک: انتشارات دانشگاه سیراکیوز، ۲۰۰۴)، صفحات ۲۶۰–۲۲۷. علی انصاری می‌گوید که پس از اوت ۱۹۵۳، شاه «بسیار بیش‌تر یک اول میان برابرها» بود، و حتی در اواخر دهه ۱۹۵۰، «سلطه سلطنتی [شکننده باقی ماند]». نگاه کنید به علی انصاری، ایران مدرن از ۱۹۲۱ (Modern Iran since 1921) (لندن: لانگمن، ۲۰۰۳)، صفحات ۱۴۳، ۱۲۵.
۱۴: ویه‌ل و هاگشنو، «بازار»، (Vieille and Hagcheno, “Le bazar) صفحه ۵۵.
۱۵: درباره شتاب در دهه ۱۹۵۰، نگاه کنید به هوپت، کونسوم (Haupt, Konsum)، به ویژه صفحه ۱۳۰.
۱۶: بخش‌های مختلف «غرب» - به طور حیاتی‌ترین ایالات متحده و بزرگ‌ترین کشورهای اروپای غربی - نقش‌های متفاوتی ایفا کردند و یک مطالعه دقیق‌تر باید این موارد را در رابطه با ایران تفکیک کند. برای روابط ایالات متحده و اروپای غربی، نگاه کنید به ویکتوریا د گراتزیا، امپراتوری مقاومت‌ناپذیر (Victoria de Grazia, Irresistible Empire) (کمبریج: انتشارات دانشگاه هاروارد، ۲۰۰۵). در سطح جهانی، مصرف‌گرایی انبوه به اندازه عرضه توسط تقاضا هدایت می‌شد؛ در ایران، یک نشانه آشکار، دوبرابر شدن بدهی‌های افراد بین سال‌های ۱۹۶۰–۱۹۵۷ بود: ویه‌ل و هاگشنو، «بازار»، صفحه ۵۵. برای مطالعاتی درباره چگونگی رانده شدن مصرف‌گرایی انبوه و به طور خاص گسترش برق در غرب سرمایه‌داری و شرق کمونیستی توسط کسب‌وکار و/یا دولت، و همچنین مصرف‌کنندگان، نگاه کنید به: الیزابت کوهن، جمهوری مصرف‌کنندگان: سیاست مصرف انبوه در آمریکای پس از جنگ (Elizabeth Cohen, A Consumers’ Republic: The Politics of Mass Consumption in Postwar America) (نیویورک: وینتیج، ۲۰۰۳)؛ کنراد یاراش، ویرایش، دیکتاتوری به عنوان تجربه: به سوی تاریخ اجتماعی-فرهنگی آلمان شرقی (نیویورک: انتشارات برگهان، ۱۹۹۹)؛ دیوید نای، برقی‌سازی آمریکا: معانی اجتماعی یک فناوری جدید، ۱۹۴۰–۱۸۸۰ (کمبریج: انتشارات ام‌آی‌تی، ۱۹۹۲) ()؛ هارولد پلات، شهر الکتریکی (Harold Platt, The Electric City (Chicago: University of Chicago Press,) (شیکاگو: انتشارات دانشگاه شیکاگو، ۱۹۹۱)؛ همچنین نگاه کنید به کلمنس ویچرمن، «مقدمه»، در پیتر بورشاید و کلمنس ویچرمن، ویرایش، جهان تصاویر روزمره (Peter Borscheid and Clemens Wischermann, eds., Bilderwelt des Alltags) (اشتوتگارت: اشتاینر، ۱۹۹۵)، به ویژه صفحات ۱۲–۸.
۱۷: علاقه من به مورد شوروی در گفت‌وگوهایم با جیمز پیکت، دانشجوی تحصیلات تکمیلی دپارتمان تاریخ دانشگاه پرینستون، شکل گرفت.
۱۸: این موضوع از سال ۱۹۴۵ به بعد صادق بود و به ویژه از سال ۱۹۵۳ تشدید شد؛ زمانی که دولت دوایت آیزنهاور با الهام از جنگ کره، در «دکترین نگاه جدید» خود، علاوه بر موارد دیگر، «خواستار تلاش عمده برای تقویت کشورهای طرفدار غرب در سراسر پیرامون حوزه نفوذ شوروی شد» (مارک گاسیوروفسکی، سیاست خارجی آمریکا و شاه [ایتاکا: انتشارات دانشگاه کرنل، ۱۹۹۱]، ص ۹۳). دو مطالعه که به نفوذ تهران در برابر واشنگتن اشاره می‌کنند عبارتند از: شهرام چوبین، «ایران»، در یزید صایغ و آوی شلیم (Yezid Sayigh and Avi Shlaim) (ویرایش)، جنگ سرد و خاورمیانه (آکسفورد: کلارندون، ۱۹۹۷)، ص ۲۱۶؛ و سی. دی. کار، «روابط ایالات متحده و ایران، ۱۹۷۸–۱۹۴۸»، در حسین امیرسادگی (ویرایش)، امنیت خلیج فارس (Hossein Amirsadeghi, ed., The Security of the Persian Gulf) (لندن: کرم هلم، ۱۹۸۱)، ص ۸۴–۵۷. برای درک زمینه گسترده‌تر خاورمیانه‌ای علاقه واشنگتن به ایران، نگاه کنید به: ریچی اووندیل، بریتانیا، ایالات متحده و انتقال قدرت در خاورمیانه، ۱۹۶۲–۱۹۴۵ (: Ritchie Ovendale, Britain, the United States, and the Transfer of Power in the Middle East) (لندن: انتشارات دانشگاه لستر، ۱۹۹۶).
۱۹: برای نمونه‌ای متفاوت از سیاست توسعه اقتصادی آمریکا در خاورمیانه اوایل جنگ سرد، به ویژه عدم موفقیت در نگهداشتن مصر در اردوگاه غرب، نگاه کنید به: جان آلترمن، مصر و کمک خارجی آمریکا، ۱۹۵۶–۱۹۵۲ (theWestern camp, see: Jon Alterman, Egypt and American Foreign Assistance, 1952–1956) (نیویورک: پالگریو مک‌میلان، ۲۰۰۲)؛ پیتر هان، ایالات متحده، بریتانیا و مصر، ۱۹۵۶–۱۹۴۵ (Peter Hahn, The United States, Great Britain, and Egypt, 1945–1956) (چپل هیل: انتشارات دانشگاه کارولینای شمالی، ۱۹۹۱).
۲۰: سوگیری: دیوید اکبلاد، مأموریت بزرگ آمریکا: نوسازی و ساخت نظم جهانی آمریکایی (Bias: David Ekbladh, The Great American Mission: Modernization and the Construction of an American World Order) (پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون، ۲۰۱۰)؛ دانیل کلینگن‌اسمیت، «یک دره و هزاران: بازسازی آمریکا، هند و جهان در تصویر اداره دره تنسی، ۱۹۷۰–۱۹۴۵» (Daniel Klingensmith, “‘One Valley and a Thousand’) (پایان‌نامه دکتری، دانشگاه شیکاگو، ۱۹۹۸). برای دیگر تکنوکرات‌های خاورمیانه‌ای که از ساخت سد دفاع می‌کردند، نگاه کنید به: الیزابت بیشاپ، «گفت‌وگوی تخصصی: مهندسان مصری و متخصصان شوروی در سد عالی اسوان» (Elizabeth Bishop, “Talking Shop: Egyptian Engineers and Soviet Specialists at the Aswan High Dam) (پایان‌نامه دکتری، دانشگاه شیکاگو، ۱۹۹۷)؛ یورام میتال، «سد عالی اسوان و نمادگرایی انقلابی در مصر» (Yoram Meital, “The Aswan High Dam and Revolutionary Symbolism in Egypt,)، در هاگی اریلیخ و اسرائیل گرشونی (ویرایش)، نیل (بولدر: رینر، ۱۹۹۹)، ص ۲۶–۲۱۹؛ تیموتی میچل، حکومت متخصصان (برکلی: انتشارات دانشگاه کالیفرنیا، ۲۰۰۲). یادداشت اصطلاحی: همان‌طور که نیک کالاهر استدلال می‌کند، «تا قرن بیستم، [”نوسازی”] به بهبود اقتصادی و اجتماعی اشاره داشت. معنای آن با توسعه در هم آمیخت...» («توسعه؟ این تاریخ است»، تاریخ دیپلماتیک ۲۴، شماره ۴ [۲۰۰۰]: ص ۶۴۳، پانوشت ۱۱). به همین دلیل، در اینجا از اصطلاح «توسعه» استفاده می‌کنم.
۲۱: درباره سازمان برنامه و سیاست توسعه، نگاه کنید به: مفید، برنامه‌ریزی توسعه؛ فرهاد دفتری، «برنامه‌ریزی توسعه در ایران: مروری تاریخی»، مطالعات ایرانی ۶، شماره ۴ (۱۹۷۳): ص ۲۲۸–۱۷۶؛ فرانسیس بوستاک و جفری جونز، برنامه‌ریزی و قدرت در ایران: ابتهاج و توسعه اقتصادی تحت حکومت شاه (Frances Bostock and Geoffrey Jones, Planning and Power in Iran: Ebtehaj and Economic Development under the Shah) (لندن: فرانک کاس، ۱۹۸۹) (این مطالعه تا حدی تقدیس‌آمیز است)؛ ولی نصر، «سیاست درون دولت پهلوی متأخر: وزارت اقتصاد و سیاست صنعتی، ۱۹۶۹–۱۹۶۳»، مجله بین‌المللی مطالعات خاورمیانه ۳۲ (۲۰۰۰): ص ۱۲۲–۹۷؛ ابراهیم عباسی، دولت پهلوی و توسعه اقتصادی (تهران: انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۲۰۰۴). همچنین نگاه کنید به: جورج بالدوین (عضو گروه مشاوران هاروارد به سازمان برنامه ایران در اواخر دهه ۱۹۵۰)، برنامه‌ریزی و توسعه در ایران (بالتیمور: انتشارات دانشگاه جانز هاپکینز، ۱۹۶۷)؛ ابوالحسن ابتهاج، خاطرات ابوالحسن ابتهاج (لندن: پاکا، ۱۹۹۱)؛ مصاحبه با ابوالحسن ابتهاج (به فارسی)، ۱ دسامبر ۱۹۸۱ تا ۳۰ اوت ۱۹۸۲، در کن، فرانسه، پروژه تاریخ شفاهی ایران هاروارد، در:

۲۲: در مورد ایران، شاید بهتر باشد فراتر از تمرکز سنتی بر دولت حرکت کنیم: سیروس شایق، «’دیدن مانند یک دولت’: مقاله‌ای در باب تاریخ‌نگاری ایران مدرن»، (Cyrus Schayegh, “‘Seeing Like a State’) مجله بین‌المللی مطالعات خاورمیانه ۴۲ (۲۰۱۰): ۶۱–۳۷.
۲۳: این مطالعه همچنین فراتر از موضوعات سنتی سیاسی و اقتصادی مورخان جنگ سرد در خاورمیانه اشاره می‌کند. برای رویکردهای جدید، نگاه کنید به گیلبرت جوزف و دانیلا اسپنسر (ویراستاران)، از سرما به درون: مواجهه جدید آمریکای لاتین با جنگ سرد (Gilbert Joseph and Daniela Spenser, eds., In from the Cold: Latin America’s New Encounter with the Cold War) (دورهام: انتشارات دانشگاه دوک، ۲۰۰۸)، که به شیوه‌ای جذاب تاریخ‌های (از پایین به بالا) اجتماعی-فرهنگی را با تاریخ‌های (از بالا به پایین) دیپلماتیک ترکیب می‌کند. همچنین نگاه کنید به: اود آرنه وستاد، «تاریخ جدید بین‌المللی جنگ سرد» (Odd ArneWestad, “The New International History of the ColdWar)، تاریخ دیپلماتیک ۲۴، شماره ۴ (۲۰۰۰): ۵۶۵–۵۵۱؛ دیوید انگرمن، «عشق‌ورزی به توسعه و تاریخ‌های جدید جنگ سرد»، تاریخ دیپلماتیک ۲۸، شماره ۱ (۲۰۰۴): ۵۴– (David Engerman, “The Romance of Development and New Histories of the ColdWar,” Diplomatic History) ۲۳؛ ساکی دوکریل و گراینت هیوز (Saki Dockrill and Geraint Hughes) (ویراستاران)، پیشرفت‌های پالگریو در تاریخ جنگ سرد (نیویورک: پالگریو، ۲۰۰۶)؛ و اود آرنه وستاد (ویراستار)، بازنگری در جنگ سرد (لندن: فرانک کاس، ۲۰۰۰). در مورد مصرف‌گرایی به عنوان یک مثال: دیوید کرو (ویراستار)، مصرف آلمان در جنگ سرد (آکسفورد: برگ، ۲۰۰۳)؛ راینولد واگن‌لایتنر، کولونیزاسیون کوکاکولا و جنگ سرد (Reinhold Wagnleitner, Coca-Colonization and the Cold War) (چپل هیل: انتشارات دانشگاه کارولینای شمالی، ۱۹۹۴). مرور کلی جنگ سرد در خاورمیانه را می‌توان در منابع زیر یافت: صایغ و شلیم (ویراستاران)، جنگ سرد؛ رشید خالدی (Rashid Khalidi)، افشاندن بحران (بوستون: انتشارات بیکن، ۲۰۰۹) (). برای مطالعات موردی: سلیم یعقوب (Salim Yacub)، مهار ناسیونالیسم عرب (چپل هیل: انتشارات دانشگاه کارولینای شمالی، ۲۰۰۴)؛ نایجل اشتون (ویراستار)، جنگ سرد در خاورمیانه (لندن: راتلج، ۲۰۰۷).
۲۴: اود آرنه وستاد، جنگ سرد جهانی (Odd Arne Westad, The Global Cold War) (کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج، ۲۰۰۷). همچنین نگاه کنید به پیتر ال. هان و مری آن هایس (Peter L. Hahn and Mary Ann Heiss) (ویراستاران)، امپراتوری و انقلاب: ایالات متحده و جهان سوم از ۱۹۴۵ (کلمبوس: انتشارات دانشگاه ایالتی اوهایو، ۲۰۰۱)؛ زکری کارابل (Zachary Karabell)، معماران مداخله: ایالات متحده، جهان سوم، و جنگ سرد، ۱۹۶۲–۱۹۴۶ (باتون روژ: انتشارات دانشگاه ایالتی لوئیزیانا، ۱۹۹۹)؛ ویجی پراشاد، ملت‌های تاریک‌تر. تاریخ مردمی جهان سوم (نیویورک: انتشارات نیوپرس، ۲۰۰۷)؛ تونی اسمیت (Tony Smith, “New Bottles for New Wine)، «بطری‌های جدید برای شراب جدید: چارچوب پیرامون‌محور برای مطالعه جنگ سرد»، تاریخ دیپلماتیک ۲۴، شماره ۴ (۲۰۰۰): ۵۹۱–۵۶۷. در مورد «بین‌المللی‌سازی» مطالعات تاریخ و فرهنگ آمریکا توسط مورخان دیپلماتیک: مایکل هوگان، «’چیز بزرگ بعدی’: آینده تاریخ دیپلماتیک در عصر جهانی»، تاریخ دیپلماتیک ۲۸، شماره ۱ (۲۰۰۴): ۳ (نقل قول)؛ توماس زایلر، «فقط انجامش بده! جهانی‌سازی برای مورخان دیپلماتیک»، تاریخ دیپلماتیک ۲۵، شماره ۴ (۲۰۰۱): ۵۵۱–۵۲۹؛ مایکل هوگان و توماس پترسون (ویراستاران)، توضیح تاریخ روابط خارجی آمریکا، ویرایش دوم (نیویورک: انتشارات دانشگاه کمبریج، ۲۰۰۴).
۲۵: دیوید انگرمن و کورینا آنگر (David Engerman and Corinna Unger)، «مقدمه: به سوی تاریخ جهانی نوسازی»، تاریخ دیپلماتیک ۳۳، شماره ۳ (۲۰۰۹): ۳۷۷–۳۷۶، اینجا ۳۷۷. همچنین نگاه کنید به دیوید انگرمن، (David Engerman, “American Knowledge and Global Power) «دانش آمریکایی و قدرت جهانی»، تاریخ دیپلماتیک ۳۱، شماره ۴ (۲۰۰۷): ۶۲۲–۵۹۹؛ کالاهر، «توسعه؟»؛ فردریک کوپر، (Frederick Cooper, “Writing the History of Development) «نوشتن تاریخ توسعه»، مجله تاریخ اروپای مدرن ۸، شماره ۱ (۲۰۱۰): ۲۳–۱. مطالعات موردی اخیر شامل: بردلی سیمپسون، اقتصاددانان با اسلحه. توسعه اقتدارگرا و روابط ایالات متحده-اندونزی، ۱۹۶۸–۱۹۶۰ (استنفورد: انتشارات دانشگاه استنفورد، ۲۰۰۸)؛ گرگ برازینسکی، ملت‌سازی در کره جنوبی (چپل هیل: انتشارات دانشگاه کارولینای شمالی، ۲۰۰۷)؛ همچنین نگاه کنید به انگرمن و آنگر، «مقدمه»، ۳۷۸، پانوشت ۱۴–۱۲، ۳۷۹، پانوشت ۱۵، ۳۷۹، پانوشت ۱۷. برای یک تلفیق با تمرکز بر دیدگاه آمریکا، نگاه کنید به مایکل لاتهام، انقلاب از نوع درست (ایتاکا: انتشارات دانشگاه کرنل، ۲۰۱۱).
۲۶: درباره اتحاد جماهیر شوروی: دیوید انگرمن، «جهان سوم جهان دوم» (David Engerman, “The Second World’s Third World)، کریتیکا ۱۲، شماره ۱ (۲۰۱۱): ۲۱۱–۱۸۳. درباره سازمان‌های بین‌المللی: ایمی استپلز، تولد توسعه (Amy Staples, The Birth of Development) (کنت، اوهایو: انتشارات دانشگاه ایالتی کنت، ۲۰۰۶)؛ دانیل مول، «’به آنها کمک کنید راه آی‌ال‌او را بروند’: سازمان بین‌المللی کار و گفتمان نوسازی در دوران استعمارزدایی و جنگ سرد»، تاریخ دیپلماتیک ۳۳، شماره ۳ (۲۰۰۹): ۴۰۴–۳۸۷. درباره توسعه به عنوان یک حوزه (نخبگی) فراملی: سوبیر سینها، «تبارهای دولت توسعه‌گرا: فراملیت و روستای هند، ۱۹۶۵–۱۹۰۰» (Subir Sinha, “Lineages of the Developmentalist State: Transnationality and Village India)، مطالعات تطبیقی در جامعه و تاریخ ۵۰، شماره ۱ (۲۰۰۸): ۹۰–۵۷؛ اکبلاد، مأموریت بزرگ آمریکا. برای برنامه‌ریزی به عنوان یک پدیده (نخبگی) جهانی: دیرک فان لاک، «برنامه‌ریزی: گذشته و حال پیش‌دستی بر آینده» (Dirk van Laak, “Planung: Geschichte und Gegenwart des Vorgriffs auf die Zukunft)، تاریخ و جامعه ۳۴ (۲۰۰۸): ۳۲۶–۳۰۵؛ آندریاس اکرت، «’همه ما اکنون برنامه‌ریزیم.’ برنامه‌ریزی و استعمارزدایی در آفریقا»، تاریخ و جامعه ۳۴ (۲۰۰۸): ۳۹۷–۳۷۵.
۲۷: جیمز اسکات فرمول‌بندی قوی‌ای از این تز را در کتاب دیدن مانند یک دولت (Seeing Like a State) (نیوهیون: انتشارات دانشگاه ییل، ۱۹۹۸) ارائه می‌دهد.
۲۸: راه دیگری برای بافت‌سازی قدرت دولت توسط پرتا چاترجی پیشنهاد شده است، که توسعه برنامه‌ریزی‌شده توسط دولت را یک «انقلاب منفعل» مناسب برای منافع نخبگان روستایی می‌بیند: «برنامه‌ریزی توسعه و دولت هند»، در ترنس بایرز (Terence Byres) (ویراستار)، دولت، برنامه‌ریزی توسعه و آزادسازی در هند (دهلی نو: انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۹۸)، ۱۰۳–۸۲.
۲۹: بررسی این فرآیندها می‌تواند بر مطالعاتی درباره، برای مثال، دوره پایانی استعمار بنا شود: سانجای جوشی (Sanjay Joshi)، مدرنیته شکسته (Fractured Modernity). ساختن یک طبقه متوسط در هند شمالی استعماری (دهلی نو: انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۰۱)؛ و کلود مارکوویتس، بازرگانان، تاجران، کارآفرینان: کسب‌وکار هندی در دوران استعماری (Claude Markovits, Merchants, Traders, Entrepreneurs) (نیویورک: پالگریو، ۲۰۰۸). یا می‌تواند بر شهرنشینی پس از جنگ، برای مثال در آفریقای دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، بنا شود که در کتاب فردریک کوپر، استعمار در پرسش (برکلی: انتشارات دانشگاه کالیفرنیا، ۲۰۰۵)، فصل ۱، به طور مفید مرور شده است.
۳۰. «نامه‌های خوانندگان: رفع نقص برق»، اطلاعات (۴ دی ۱۳۳۳): ۵.
۳۱. نقل قول: وزارت آب و برق، تاریخچه برق تهران (تهران: بی‌ناشر، ۱۳۲۶)، ۳۷. مروری کلی را می‌توان در ویلم فلور و برنارد اورکاد، «برق. I. در ایران»، http://www.iranica.com/articles/barq (دسترسی در ۲۸ اوت ۲۰۱۰) یافت. ارقامی که من ذکر می‌کنم، تولید برق شرکت نفت ایران و انگلیس را مستثنی می‌کند. وزارت آب و برق اعلام می‌کند که جهش از ۱۳۱۳ تا ۱۳۱۸ عمدتاً به دلیل نصب ژنراتور ۶ مگاواتی اسکودا در سال ۱۳۱۶ بوده است (تاریخچه، ۳۶). رقم ۸.۵ کیلووات در سال ۱۳۱۸ استفاده شده است: «روشنایی الکتریکی در ایران»، بولتن بانک ملی ایران ۷، ۴۱ (۱۳۱۸): ۵۴۵. برای مقایسه با سایر کشورها، رجوع کنید به: مشاوران خارجی، برنامه هفت‌ساله توسعه برای سازمان برنامه دولت شاهنشاهی ایران (نیویورک: بی‌ناشر، ۱۳۲۸)، جلد چهارم: ۱۸۹-۱۹۰.
۳۲. چندین پروژه در طول جنگ جهانی دوم به نتیجه نرسید: وزارت آب و برق، تاریخچه، ۳۹.
۳۳. موریسون-کندسن اینترنشنال (Morrison-Knudsen International)، گزارش برنامه توسعه ایران (بی‌مکان، ۱۳۲۶)، ۳.
۳۴. موریسون-کندسن، گزارش، ۲۳۴، ۲۳۵.
۳۵. نقل قول‌ها: مشاوران خارجی، برنامه هفت‌ساله، جلد چهارم: ۱۸۹، جلد یکم: ۴۹؛ فصل برق: جلد چهارم: ۱۸۹-۲۳۱. در آن زمان، بزرگترین نیروگاه غیرصنعتی ایران یک نیروگاه بخار ۱۲،۰۰۰ کیلوواتی در تهران بود.
۳۶. دفتر اطلاعات تجارت خارجی آلمان، ایران (پرشیا): مبانی اقتصادی و فرصت‌های تجارت خارجی (کلن: خدمات اقتصادی آلمان، ۱۳۳۲)، ۹۰ (نقل قول)، ۹۱. گزارش برق: بنگاه برق تهران، گزارش شماره ۲ (تهران: بی‌ناشر، ۱۳۳۱)، بازتولید شده در پروژه رودخانه کرج: گزارش ارزیابی، تهیه شده برای FOA (واشنگتن دی.سی.: وزارت کشور ایالات متحده، دفتر احیای اراضی، ۱۳۳۳)، فصل ۱۰. ژنراتور وستینگهاوس: وزارت آب و برق، تاریخچه، ۳۹. ظرفیت تهران در ۱۳۳۲: بانک درسدنر، گزارش وضعیت اقتصادی: ایران (فرانکفورت ام ماین: بانک درسدنر، ۱۳۳۷)، ۴۴.
۳۷. برای مثال، در سال ۱۳۳۰، سی و دو هزار مشترک برق، عمدتاً خانواده‌ها، در میان یک میلیون ساکن تهران وجود داشت: بنگاه برق تهران، گزارش شماره ۲، ۳.
۳۸. دفتر اطلاعات تجارت خارجی، ایران، ۹۱؛ سازمان برنامه، مرور، ۵.
۳۹. هزینه‌های واردات به ترتیب در سال‌های ۱۳۲۹، ۱۳۳۰ و ۱۳۳۱ معادل ۸۳.۲، ۶۵.۰ و ۷۳.۸ میلیون ریال بود، پس از افزایش از ۳.۸ به ۱۷.۲ و سپس به ۷۲.۳ میلیون ریال در سال‌های ۱۳۲۴، ۱۳۲۵ و ۱۳۲۸: جولین بهری، توسعه اقتصادی در ایران، ۱۹۰۰-۱۹۷۰ (لندن: انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۳۵۰)، ۲۲۰.
۴۰. وزارت آب و برق، تاریخچه، ۳۹ و بعد. تا سال ۱۳۳۲، دیرینه‌ترین متقاضیان «امیدوار به اشتراک» برق که هنوز وصل نشده بودند، در سال ۱۳۲۶ درخواست داده بودند: «تا شش ماه دیگر بنگاه برق چهارهزار مشترک جدید می‌پذیرد»، اطلاعات (۲۵ آذر ۱۳۳۲): ۱.
۴۱. مشاوران خارجی، برنامه هفت‌ساله، جلد چهارم: ۱۹۳؛ دفتر اطلاعات تجارت خارجی، ایران، ۹۰.
۴۲. درخواست‌ها: «برای تکمیل کامل برق»، اطلاعات (۲۲ مهر ۱۳۳۲): ۱. برآوردها: «تا شش ماه دیگر» (۷۵-۹۰ مگاوات) و «نیازمندان: تهران احتیاج به دویست هزار کیلووات برق دارد»، اطلاعات (۵ دی ۱۳۳۳): ۹ (۲۰۰ مگاوات). برای تجدید نظر صعودی دیگر با در نظر گرفتن «گسترش سریع تهران»، رجوع کنید به «برای تأسیس کارخانه صد هزار کیلوواتی برق...»، اطلاعات (۲ مهر ۱۳۳۳): ...
۴۳. این رقم در بازه میانی ۴۰۰ تا پایین ۷۰۰ میلیون ریال قرار داشت تا سال ۱۳۴۴، سپس به ۲،۱۸۷ میلیون ریال در سال ۱۳۴۷ افزایش یافت. بهری، توسعه اقتصادی، ۲۲۰.
۴۴. وزارت آب و برق، تاریخچه، ۴۰ و بعد.
۴۵. «به استثنای موارد جزئی، همه سیستم‌ها به شدت اضافه بار دارند»: سندرسون و پورتر اینک، بررسی نیروی برق ایران برای سازمان برنامه (۱۳۳۴)، ۱۳، نقل شده در بهری، توسعه اقتصادی، ۲۲۱.
۴۶. حجم نامه‌های ارسالی به سردبیر اطلاعات برای شکایت از مشکلات تأمین برق، که شرکت‌های خصوصی مسئول آن شناخته می‌شدند، ظاهراً حدود سال ۱۳۳۷ افزایش یافت. مثال اولیه: فیروز هیبت، «انتقاد» (نامه به سردبیر)، اطلاعات (۱۵ آبان ۱۳۳۳): ۲؛ مثال‌های بعدی: رحمت‌الله فیض، «وام برق»، اطلاعات (۱۱ دی ۱۳۳۶): ۵؛ «برق نامنظم»، اطلاعات (۲ تیر ۱۳۳۷): ۵.



نظر شما درباره این مقاله:








بیانیهٔ نهادهای جمهوری‌خواه ادر حمایت از اعتراضات
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 17:17

بیانیهٔ نهادهای جمهوری‌خواه ادر حمایت از اعتراضات




نظر شما درباره این مقاله:








فعالان حقوق بشر صدای زندانیان سیاسی باشند
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 16:48

فعالان حقوق بشر صدای زندانیان سیاسی باشند




نظر شما درباره این مقاله:








هدف اعتراض و اعتصاب های کسبه بازار در چند شهر کشور ">
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 16:41

هدف اعتراض و اعتصاب های کسبه بازار در چند شهر کشور


در این گفتگو با شرکت آقای عباس ولی و به مدیریت آقای حسن اعتمادی، پیرامون سفر نتانیاهو به آمریکا و تظاهرات سه روز اخیر در تهران و برخی از شهرستان ها، پرداخته  و نکات زیر را مطرح کردم:
۱- ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی اولیه مشترک با نتانیاهو ، ضمن فاصله گذاری با برنامه تغییر رژیم  در ایران از سوی ایالات متحده، میان برخورد با تلاش ج.ا. در زمینه از سر گیری غنی سازی و تداوم تولید موشک های پیشرفته و دور برد، تفکیک ظریفی به عمل آورد . او تاکید کرد که در مقابل از سر گیری غنی سازی واکنش واشنگتن فوری خواهد بود، اما در مورد پروژه موشکی هم، به تهران اجازه پیشبرد آنرا نخواهد داد .
۲- به نظر می رسد که موضوع اختلاف او با نتانیاهو ، زمانبندی در واکنش به رشد شتابناک برنامه موشکی ج.ا. باشد. ضرباتی که ج.ا. در جنگ ۱۲ روزه به برخی از مراکز مهم و جمعیتی اسرائیل وارد ساخت، به افسانه نفوذناپذیری گنبد آهنین پایان داد و برخی مقامات امنیتی پیشین اسرائیل هم نسبت به آسیب پذیری مراکز استراتژیک تل آویو در مقابل موشک های مدرن ج.ا. اظهار نگرانی جدی کرده اند. نتانیاهو از ادامه پروژه های موشکی ج.ا. احساس خطر می کند و به دنبال بدست آوردن حمایت ترامپ، برای حمله پیشدستانه و نابود کردن امکانات موشکی ج.ا. است.
۳- گرچه گمانه زنی ها در مورد مذاکرات مخفی میان ج.ا. و کاخ سفید را نمی توان رد کرد، اما  نظر به آنکه پروژه موشکی خط قرمز پررنگ خامنه ایست و در زمینه غنی سازی هم، او حاضر به قبول تعلیق نیست و طرف آمریکایی هم، در هر دو مورد موضع قاطعی دارد، بسیار بعید است که چنین مذاکراتی، به توافق هایی منجر بشود و این احتمال جدی  است که نتانیاهو توانسته باشد نگرانی امنیتی خود را ، علی رغم میل ترامپ، به اتکای لابی نیرومند یهود در آمریکا، به دستور کار ترامپ تبدیل و مجوز حمله را گرفته باشد.
۴- در رابطه با فضای سیاسی کشور، بنا به تجارب بسیار در داخل و خارج ، نمی توان روی کلیپ هایی که به راحتی در هر خانه ای قابل تولید هستند و فیلم هایی که مورد راستی آزمایی قرار نگرفته اند، به مثابه فاکت و شاهد حساب کرد.
دستگاه اطلاعات و امنیت و متعصبین حامی پهلویسم و اقتدارگرایی در تولید کلیپ، تغییر و صدا گذاری فیلم های اصلی و «پروپاگاندا» خط و مرزی نمی شناسند ولازم است که نسبت به حجم بالایی از اینگونه « مدارک» با احتیاط و شک برخورد کرد.
۵-حرکت اعتراضی اخیر که وارد روز سوم خود شده ، از لایه های نسبتا بالاتر بازار و صنوفی که با واردات و ارز ، سر و کار  روزمره دارند، شروع شده است. تا کنون اتحادیه ها و شورا های صنفی بازاریان ، هنوز واکنشی نداشته اند و ظاهرا ثبات نرخ ارز تنها مطالبه اعلام شده معترضان است. اما حرکت در خیابان منطق خود را دارد و حرکت اعتراضی بازاریان، با پیوستن جوانان و توده های فقیر شهری، به سرعت رنگ و بوی سیاسی گرفت  و شعار «مرگ بر دیکتاتور» به پرتکرار ترین شعار معترضان در خیابان بدل شد.
۶- از آنجایی که  قیچی « تورم-تحریم» بر بستر فساد و ناکارآمدی حکومت،  گلوی مردم را تا  حد خفگی می فشارد و کارد به استخوان ده ها میلیون هم میهن فقیر ما رسیده است، جامعه را می توان بشکه باروتی تصور کرد که با هر جرقه ای منفجر می شود.
۷- پیوستن دانشجویان به اعتراض و به راه افتادن تظاهرات در دانشگاه های بهشتی، تهران، امیر کبیر، خواجه نصیر و شریف، در کنار ورود سایر مردم به صفوف تظاهر کنندگان و گسترش حرکت به شهرستان ها ، بیانگر ظرفیت بالای جامعه برای یک جنبش بزرگ سراسری است.
۸- از جنبش های پراکنده صنفی که رهبران و کنشگران خود را دارند، تا یک جنبش سراسری، هنوز فاصله زیادی وجود دارد. به موازات رشد کمی و کیفی اینگونه جنبش ها رهبران ملی  هم از دل جنبش یا در کنار آن قد علم خواهند کرد.
۹-جامعه ما به اندازه کافی کادر مجرب سیاسی ، کنشگر اجتماعی با تجربه، نهاد مدنی معتبر و تشکل سیاسی شناسنامه دار در اختیار دارد و تراشیدن رهبر یا دستگاه رهبری برای  جبنش از خارج، نه موضوعیت دارد و نه محلی از اعراب.
۱۰- سلطنت طلبانی که رضا پهلوی را به مقام « رهیر-شاهی» بر کشیده اند، قبل از هر چیز مشغول فروش توهم هستند .
۱۱- بدون تردید پادشاهان پهلوی دستآورد های بزرگ و پر ارجی داشته اند. متاسفانه رضا پهلوی با به تن کردن قبای گشاد « رهبری انقلاب ملی» ، مثل یک فئودالزاده بی مسولیت، برای جذاب کردن خود در نزد نتانیاهو، میراث پدر و پدر بزرگش را به آتش کشیده است. او متوجه مسخره بودن این ادعا نیست و درک نمی کند که هیچ نیروی جدی سیاسی در داخل کشور ، او را با این ادعا جدی نخواهد گرفت.
۱۲- سرمایه اجتماعی خاندان پهلوی، می تواند  با نقد و پیرایش خطاها، در خدمت یک لیبرال-دموکراسی ایرانی قرار بگیرد. هنوز هم برای این کار دیر نشده است. این امر قبل از هر نیرویی وظیفه مدعیان مشروطه خواهی است که علیه «برنامه بیچارگی» مصوب کنفرانس مونیخ و شعار « همه قدرت به رضا شاه دوم» قیام کنند و بجای کرنش و تسلیم ، برای پاسخگو کردن رضا پهلوی بکوشند.
۱۳- مسیری که عناصر مشکوک در پیش پای رضا پهلوی ترسیم کرده اند، این جریان را به سمت نوعی فاشیسم ایرانی  سوق می دهد.
۱۴- جمهوریخواهان  در خارج، داعیه تاسیس رهبری برای جنبش را ندارند و در همه زمینه ها حامی و مکمل داخل کشورند. انها ، چه در قالب احزاب و گروه های مختلف و  جه به صورت کنشگران منفرد، در تولید فکر، تبلیغ و جلب حمایت بین المللی فعالیت چشمگیری دارند.
۱۵- این تصور که می توان رهبری فردی رضا پهلوی یا هر مدعی دیگری را به جمهوریخواهان تحمیل کرد، تصوری باطل و خطرناک است و هر کس که بدون ماموریت و وعده مواجب، قصد بازی با این آتش را دارد، باید عواقب ویرانگر آنرا هم پذیرا باشد.

احمد پورمندی



نظر شما درباره این مقاله:








بررسی حمله مجدد به ایران در دیدار نتانیاهو با ترامپ
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 14:57

بررسی حمله مجدد به ایران در دیدار نتانیاهو با ترامپ


باراک راوید / آکسیوس

به گفته یک مقام آمریکایی و دو منبع دیگر در ایالات متحده که از جزئیات این دیدار مطلع هستند، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در دیدار روز دوشنبه خود با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره احتمال حمله مجدد به ایران در سال ۲۰۲۶ گفت‌وگو کرده است.

اهمیت موضوع: جنگی دیگر با ایران می‌تواند منطقه‌ای را که پس از دو سال بحران در پی ثبات است، بیش از پیش بی‌ثبات کند.

ترامپ و نتانیاهو هر دو، جنگ ۱۲روزه با ایران در ماه ژوئن را یک موفقیت بزرگ تلقی می‌کنند. با این حال، نتانیاهو استدلال کرده است که برای جلوگیری از بازسازی توانمندی‌های ایران، ممکن است انجام حملات بیشتری ضروری باشد.

ترامپ پس از این دیدار گفت اگر ایران تلاش کند برنامه هسته‌ای خود را بازسازی کند، ایالات متحده بار دیگر آن را نابود خواهد کرد. او همچنین تأکید کرد که ترجیح می‌دهد با تهران به یک توافق هسته‌ای دست یابد.

این مقام آمریکایی گفت اگر ایالات متحده شاهد گام‌های واقعی و قابل راستی‌آزمایی ایران برای احیای برنامه هسته‌ای خود باشد، ترامپ احتمالاً از «دور دوم» حملات حمایت خواهد کرد، اما «چالش اصلی بر سر این خواهد بود که تعریف احیای برنامه هسته‌ای دقیقاً چیست».

نکته پنهان: ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر اینکه برنامه هسته‌ای ایران توسط آمریکا کاملاً نابود شده است، می‌تواند توجیه صدور دستور حملات جدید ـ یا دادن چراغ سبز به نتانیاهو برای انجام چنین حملاتی ـ را دشوارتر کند.

در حالی که ایالات متحده تنها تأسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار داد، اسرائیل همچنین دارایی‌های نظامی متعارف ایران، به‌ویژه موشک‌های بالستیک، را هدف حمله قرار داد.

نتانیاهو و دیگر مقامات اسرائیلی در هفته‌های اخیر نسبت به بازسازی برنامه موشکی ایران هشدار داده‌اند.
پشت صحنه: به گفته منابع، نتانیاهو در این دیدار وضعیت برنامه هسته‌ای ایران را شش ماه پس از جنگ بررسی کرده و نگرانی‌های اسرائیل درباره برنامه موشکی ایران را به ترامپ ارائه داده است.

نتانیاهو همچنین به تلاش‌های حزب‌الله برای بازسازی زرادخانه موشک‌های دوربرد خود در لبنان اشاره کرده است.

این مقام آمریکایی تأکید کرد که ترامپ و نتانیاهو درباره هیچ جدول زمانی مشخص، آستانه معین یا تفاهمات جزئی درباره اقدامات نظامی آینده به توافق نرسیده‌اند.

دفتر نخست‌وزیری اسرائیل از اظهارنظر در این باره خودداری کرد و کاخ سفید آکسیوس را به اظهارات علنی ترامپ ارجاع داد.

سوی دیگر ماجرا: مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در واکنش به تهدیدهای ترامپ و نتانیاهو گفت ایران به هرگونه اقدام تجاوزکارانه، پاسخی «سخت» خواهد داد.

در همین حال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، از ترامپ خواست با رویکردی مبتنی بر «احترام» بار دیگر وارد مذاکرات با ایران شود.

عراقچی و استیو ویتکاف، فرستاده آمریکا، تا ماه سپتامبر درباره یک توافق هسته‌ای احتمالی گفت‌وگو کرده بودند، اما در ماه‌های اخیر هیچ مذاکره جدی‌ای انجام نشده است.

سطح تهدید: برخی مقامات آمریکایی و اسرائیلی معتقدند محتمل‌ترین جرقه برای آغاز جنگ میان اسرائیل و ایران در کوتاه‌مدت، «محاسبه اشتباه» است؛ یعنی حالتی که یکی از طرفین برای پیش‌دستی در برابر حمله احتمالی طرف مقابل اقدام کند.

تنها در هفته گذشته، مقامات اسرائیلی به دولت ترامپ هشدار دادند که یک رزمایش موشکی از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران می‌تواند پوششی برای یک حمله واقعی باشد.

نگاه کلان: دو مقام ارشد آمریکایی گفتند نتانیاهو در دیدار با ترامپ موافقت کرده است که به «مرحله دوم» توافق آتش‌بس غزه منتقل شوند.

در مقابل، ترامپ به نتانیاهو تعهد داده است که اگر حماس به توافق پایبند نماند و روند خلع سلاح خود را آغاز نکند، به اسرائیل اجازه خواهد داد علیه این گروه اقدام نظامی انجام دهد.

یک مقام ارشد آمریکایی گفت: «نتانیاهو در این دیدار نسبت به غزه بسیار بدبین بود، اما به ما فضا داد تا به سمت مرحله دوم توافق آتش‌بس حرکت کنیم.»

گام بعدی: انتظار می‌رود ترامپ در ماه ژانویه، انتقال به مرحله دوم، تشکیل «هیئت صلح غزه» و ایجاد دولت تکنوکرات جدید فلسطینی را اعلام کند.

نخستین نشست هیئت صلح غزه، به ریاست ترامپ، قرار است در تاریخ ۲۳ ژانویه و هم‌زمان با برگزاری مجمع جهانی اقتصاد در داووس برگزار شود.



نظر شما درباره این مقاله:








عبدالناصر همتی به عنوان رئیس جدید بانک مرکزی منصوب شد
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 12:08

عبدالناصر همتی به عنوان رئیس جدید بانک مرکزی منصوب شد




نظر شما درباره این مقاله:








صدای مردم به پا خاسته خویش را رساتر کنیم!
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 11:38

صدای مردم به پا خاسته خویش را رساتر کنیم!




نظر شما درباره این مقاله:








رشد قیمت دلار در زمان ریاست فرزین به ۲۵۲ درصد
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 10:38

رشد قیمت دلار در زمان ریاست فرزین به ۲۵۲ درصد




نظر شما درباره این مقاله:








از اعتراضات تا اجلاس فلوریدا / احمد زیدآبادی ">
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 9:48

از اعتراضات تا اجلاس فلوریدا / احمد زیدآبادی




نظر شما درباره این مقاله:








اژدهاک، بهرام بیضائی (برخوانی) / ماندانا زندیان
">
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 9:28

اژدهاک، بهرام بیضائی (برخوانی) / ماندانا زندیان




نظر شما درباره این مقاله:








رهبر بیمار ایران قادر به تصمیم‌گیری نیست
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 8:31

رهبر بیمار ایران قادر به تصمیم‌گیری نیست


مصطفی سالم / سی‌ان‌ان

اوایل دسامبر، صدها زن در جزیره تفریحی کیش ایران برای شرکت در یک ماراتن صف کشیدند؛ همگی با تی‌شرت و لگینگ‌های یک‌شکل و موهایی که آزادانه پشت سرشان بسته شده بود.

در کشوری که نادیده گرفتن مقررات پوشش می‌تواند به جریمه‌های سنگین و حتی احکام زندان منجر شود، این دوندگان نگاه خود را به مسیر پیشِ‌رو دوختند و بی‌اعتنا به دستورالعمل‌های دولتی و روسریِ رایگانی که برگزارکنندگان مسابقه در بسته آغازین ماراتن قرار داده بودند ــ با پیش‌بینی احتمال تخلف ــ به دویدن پرداختند.

در ماه اکتبر، در لحظه‌ای که به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی فراگیر شد، گروهی موسیقی قطعه مشهور «Seven Nation Army» را در خیابان‌های پایتخت ایران، تهران، اجرا کرد و جمعیتی پرشور با تکان دادن سر همراهی‌شان کردند؛ ویدئویی که حتی جک وایت، گیتاریست آمریکایی و خالق این اثر با گروه «وایت استرایپس»، آن را بازنشر کرد.

این هفته نیز مغازه‌داران و بازاریان در چندین شهر ایران به خیابان‌ها آمدند و در اعتراض به ناتوانی خود در پرداخت اجاره‌بها ــ پس از آنکه ارزش پول ملی به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسید ــ شعارهای ضدحکومتی سر دادند. این اعتراضات بزرگ‌ترین موج ناآرامی‌ها از زمان خیزش سراسری سال ۲۰۲۲ به‌شمار می‌رود؛ خیزشی که پس از مرگ مهسا امینیِ ۲۲ ساله در بازداشت پلیس، به‌دلیل آنچه «بدحجابی» خوانده شد، آغاز شد.

اگرچه این اعتراضات تاکنون دامنه‌ای محدود داشته‌اند، اما تازه‌ترین فصل از نارضایتی رو به گسترش در ایران را رقم می‌زنند؛ نارضایتی‌ای که در آن، جمعیت کشور به‌صورت خاموش و پراکنده، از طریق کنش‌های ناهماهنگ نافرمانی مدنی، در حال بازپس‌گیری فضاهای عمومی و آزادی‌های فردی است. رژیم اسلامیِ مبتنی بر حاکمیت دینی ــ که سال‌ها با نفوذ فرهنگی غرب مخالفت کرده ــ به‌نظر می‌رسد نافرمانی مدنیِ رو به رشد را نادیده می‌گیرد و تمرکز خود را صرفاً بر بقای خویش گذاشته است.

در رأس این نظام، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ۸۶ ساله و بیمار ایران قرار دارد؛ کسی که دهه‌ها کوشید حکومت خود را در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی مستحکم کند، اما اکنون ناچار است با شکست یک راهبرد مواجه شود. در داخل، نسل جوانِ سرخورده رفتاری بی‌سابقه در سرپیچی از هنجارهای اسلامی نشان می‌دهد؛ پول ملی به پایین‌ترین سطح تاریخی سقوط کرده، شهرهای ایران با کم‌آبی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و جرقه‌های اعتراض در حال ظهور است. در خارج از مرزها نیز اسرائیل، دشمن اصلی جمهوری اسلامی، همچنان در حال لابی با ایالات متحده برای اقدام نظامی بیشتر علیه ایران است.

خامنه‌ای قادر به تصمیم‌گیری نیست

خامنه‌ای که گزینه‌های محدودی پیشِ‌رو دارد، اکنون رویکردی محتاطانه و مبتنی بر انتظار در پیش گرفته و با وجود تشدید چالش‌های داخلی، از اتخاذ تصمیم‌های بزرگ و راهبردهای قاطع پرهیز می‌کند.

محمدعلی شعبانی، سردبیر پایگاه خبری «امواج میدا» (Amwaj.media) مستقر در لندن که بر ایران، عراق و کشورهای شبه‌جزیره عربستان تمرکز دارد، به سی‌ان‌ان گفت: «بسیاری از ناظران این حس را منتقل می‌کنند که انگار هیچ‌کس سرِ کار نیست؛ هیچ‌کس تصمیم‌های بزرگ نمی‌گیرد، یا دقیق‌تر بگویم، خامنه‌ای اجازه هیچ تصمیم واقعی‌ای را نمی‌دهد.»

او افزود: «در حال حاضر، هر تصمیمی که خامنه‌ای بگیرد، احتمالاً هزینه و پیامد منفی قابل‌توجهی خواهد داشت؛ بنابراین به نظر می‌رسد او ترجیح می‌دهد از هر تصمیم عمده‌ای کنار بکشد.»

رهبر جمهوری اسلامی ــ یا «ولی‌فقیه»، عنوانی کلیدی که به دارنده آن اختیار نهایی بر تمامی امور حکومتی و دینی را می‌دهد ــ بنا بر گزارش‌ها، در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ماه ژوئن، برای حفظ جان خود در انزوا و در یک پناهگاه امن زیرزمینی به‌سر می‌برد؛ جنگی که با وجود دهه‌ها آمادگی، تهران را غافلگیر کرد.

خامنه‌ای پس از پایان این درگیری از پناهگاه بیرون آمد، در حالی که ارتشی تضعیف‌شده، برنامه هسته‌ای به‌شدت آسیب‌دیده و جامعه‌ای را پیش‌ِ رو داشت که به‌سرعت ایمان خود را به سیاست‌های ۳۶ ساله این رهبر که زمانی چهره‌ای انقلابی بود، از دست می‌داد.

در ماه‌های بعد، جمعیتِ در تنگنای ایران شاهد آن بود که کشورشان با انباشت بحران‌ها هرچه ناکارآمدتر می‌شود. قطعی‌های مداوم برق، تورم بی‌سابقه و بیکاری فزاینده، شهروندان را نسبت به رهبری‌ای که عملاً ناتوان به نظر می‌رسد، دلسرد کرده است.

در حالی که دولت برای روشن نگه داشتن برق در زمستان امسال دست به دامان هر راهی شده، با جایگزینی سوخت ارزان‌تر و کم‌کیفیت‌تر ــ که آلاینده‌تر از گاز طبیعی است ــ آسمان شهرهای ایران در مه‌دود فرو رفته است.

امسال، ۲۰ استان ایران بدترین خشکسالی بیش از ۴۰ سال گذشته را تجربه کردند. بحران آبِ سوءمدیریت‌شده چنان حاد شده که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، به‌صراحت ایده تخلیه ساکنان تهران را برای کاهش فشار عظیم بر منابع رو به زوال پایتخت مطرح کرده است.

از نظر اقتصادی، کشور زیر بار تورم افسارگسیخته رنج می‌برد. ریال در همین ماه به پایین‌ترین سطح تاریخی خود سقوط کرد و همین امر به اعتراض مغازه‌داران انجامید؛ چرا که کالاهای ضروری روزبه‌روز دور از دسترس‌تر می‌شوند. سال‌ها چاپ گسترده پول، ارزش پول ملی را چنان کاهش داده که بودجه اخیر دولت به ارقام نجومی در حد «کوادریلیون» ریال رسیده است.

سیاست خارجیِ زمانی زیرکانه و نوآورانه ایران نیز عملاً به بن‌بست رسیده است؛ بدون هیچ چشم‌انداز روشنی از یک گشایش دیپلماتیک، در حالی که قدرت‌های غربی با اعمال بی‌وقفه تحریم‌ها حلقه فشار را تنگ‌تر می‌کنند. شبکه نیروهای نیابتی شبه‌نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ــ که سال‌ها ستون فقرات نفوذ منطقه‌ای و بازدارندگی ایران بود ــ در پی هدف قرار گرفتن‌های تقریباً روزانه از سوی اسرائیل به‌شدت تضعیف شده است. افزون بر این، ایران یکی از مزیت‌های مهم سرزمینی خود را نیز از دست داد؛ زمانی که شورشیان سوری سال گذشته دودمان اسدِ همسو با تهران را سرنگون کردند.

تاب آوردن در برابر فشار

جمهوری اسلامی ایران از دیرباز به بحران‌ها و فشارهای مداوم خو گرفته است. اندکی پس از انقلاب ۱۹۷۹، کشور درگیر جنگی هشت‌ساله و خونین با عراقِ صدام حسین شد، اما با اراده‌ای سرسخت آن نبرد را تاب آورد و در نهایت از آن جان سالم به در برد.

خامنه‌ای جوان‌تر، کشوری را به ارث برد که بر اثر جنگ و انزوای منطقه‌ای ویران شده بود و با مأموریتی دشوار برای احیای اقتصادی و اجتماعی ازهم‌گسیخته روبه‌رو شد. او ناچار بود هم‌زمان نارضایتی‌های داخلی و رقابت‌ها در میان محافل پیچیده روحانیت ایران را مدیریت کند، با فشارهای سرسختانه اقتصادی بین‌المللی مقابله نماید و در عین حال، آرمان‌های انقلابیِ حاکمیت و استقلال را حفظ کند.

اکنون که بحران‌های فزاینده ایران در پی جنگی دیگر عمیق‌تر شده و نخبگان سیاسی کشور درگیر بازی تلخ مقصریابی هستند، رهبر سالخورده نظاره‌گر مانده و همچنان سخت‌گیرانه به همان الگوی آشنای خود پایبند است: تولید انبوه موشک‌ها و پهپادها، تلاش شتاب‌زده برای بازسازی نیروهای نیابتیِ ضربه‌خورده در منطقه، و رد پیش‌شرط‌های غرب برای مذاکره.

محمدعلی شعبانی از وب‌سایت «امواج میدا» می‌گوید: «همه در ایران خواهان تغییر هستند. تندروها بازگشت به گذشته را می‌خواهند، اصلاح‌طلبان به‌دنبال حرکت به سوی آینده‌اند و بسیاری از میانه‌روها هر نوع تغییری را ترجیح می‌دهند. هیچ‌کس از وضع موجود راضی نیست.»

خامنه‌ای دهه‌ها را صرف تثبیت وفادارانه انقلاب اسلامی در تمامی سطوح جامعه ایران کرده است؛ به‌گونه‌ای که پایان اجتناب‌ناپذیر او ــ چه از طریق مرگ و چه برکناری ــ لحظه‌ای عظیم و سرنوشت‌ساز خواهد بود؛ لحظه‌ای که بسته به جانشین او می‌تواند مسیر ایران را به‌طور عمیق دگرگون کند.

علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، می‌گوید: «بی‌تردید خروج او از صحنه، تعیین‌کننده‌ترین لحظه در تاریخ جمهوری اسلامی خواهد بود… و فرصتی برای تغییر جهت ژئواستراتژیک ایران فراهم می‌شود، اما همه‌چیز به این بستگی دارد که چه کسی و با چه رویکردی پس از خامنه‌ای به قدرت برسد.»

هنوز مشخص نیست که حاکمیت بر سر جانشین رهبر جمهوری اسلامی به جمع‌بندی رسیده باشد. تحلیلگران از گزینه‌هایی چون مجتبی خامنه‌ای، فرزند او و روحانی بانفوذ، یا حسن خمینی، نوه بنیان‌گذار انقلاب ۱۹۷۹، نام می‌برند.

واعظ می‌گوید: «دنیای خارج نفوذ بسیار اندکی بر این‌که چه کسی جانشین خواهد شد دارد و این موضوع کاملاً به پویایی‌های درونی و توازن قوا میان نیروهای داخلی بستگی دارد.»

او افزود: «به همان اندازه مهم است که آیا غرب راهی برای خروج از بن‌بست به رهبری جدید ایران ارائه خواهد داد یا نه… اگر قرار است غرب از آن لحظه تغییر در ایران بهره‌برداری کند، باید از همین حالا به آن بیندیشد.»

«کاری که ناتمام مانده»

در میانه اعتراضات، نافرمانی مدنی و هم‌زمانی بحران‌های گوناگون، خامنه‌ای اکنون با تهدید خارجی دیگری نیز روبه‌رو است: بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، که این هفته برای تحت فشار گذاشتن دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به واشنگتن سفر کرد تا خواستار اقدام تهاجمی‌تر شود و نسبت به برنامه موشک‌های بالستیک ایران هشدار دهد.

به گفته سینا توسی، پژوهشگر ارشد غیرمقیم در مرکز سیاست بین‌الملل، ترامپ بارها اعلام کرده بود که برنامه هسته‌ای ایران نابود شده است؛ اظهاراتی که عملاً پرونده هسته‌ای را از نظر سیاسی بست و قوی‌ترین توجیه تاریخی اسرائیل برای جلب حمایت آمریکا از جنگ با ایران را از میان برد.

توسی می‌گوید: «بنابراین، چرخش نتانیاهو به سمت مسئله موشکی را نباید کشف تهدیدی تازه دانست، بلکه باید آن را تلاشی برای ساختن یک «کازوس بلی» یا بهانه جدید برای جنگ، پس از فروپاشی استدلال هسته‌ای، تلقی کرد.»

دونالد ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو گفت: «می‌شنوم که ایران در حال بازسازی دوباره است و اگر چنین باشد، ما مجبوریم دوباره آن‌ها را زمین‌گیر کنیم.» او افزود: «به‌شدت به آن‌ها ضربه خواهیم زد.»



نظر شما درباره این مقاله:








آخرین وضعیت پرونده بازداشتی‌های مشهد
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 7:50

آخرین وضعیت پرونده بازداشتی‌های مشهد


کانال امتداد

مصطفی نیلی و شادی حلیمی، وکلای دادگستری در گفت‌وگو با «امتداد» آخرین وضعیت تعدادی از بازداشت شدگان مراسم هفتم خسرو علیکردی در مشهد را تشریح کردند. این مراسم ۲۱ آذر ماه در مشهد برگزار شد و به گفته دادستان مشهد، ۳۹ نفر در آن بازداشت شدند اما با وجود گذشت ۱۸ روز از بازداشت این افراد، شادی حلیمی و مصطفی نیلی، وکلای سه نفر از این بازداشت‌شدگان، تاکید دارند که هنوز از محل دقیق بازداشت این افراد به خانواده‌ها چیزی اعلام نشده و خود بازداشت‌شدگان هم در تماس‌های تلفنی اعلام کرده‌اند که از محل بازداشت‌شان بی‌اطلاع‌اند. اگرچه حلیمی نهاد بازداشت کننده نرگس محمدی را وزارت اطلاعات اعلام کرده اما نهاد بازداشت کننده عالیه مطلب‌زاده و هستی امیری همچنان نامشخص است .

به گفته وکلای نرگس محمدی، عالیه مطلب‌زاده و هستی امیری تا کنون اطلاع دقیقی از اتهام این بازداشت‌شدگان وجود ندارد.

شادی حلیمی، وکیل نرگس محمدی هم درباره اتهامات او و شایعاتی که در این مورد مطرح شده، به امتداد توضیح داد: «برداشت اشتباهی از صحبت‌های نرگس محمدی پیش آمد و مطرح شد. خانم محمدی در همان تنها تماس اولشان گفته بودند که افرادی که او را بازداشت کرده و مورد ضرب و شتم قرار دادند، در لحظه بازداشت گفته بودند که شما با اسراییل مرتبط‌اید اما اینکه آیا این اتهام در دادسرا به ایشان تفهیم شده یا نه را نمی‌دانیم و با توجه به اینکه ما هم به پرونده دسترسی نداریم و جواب‌های دقیقی هم به خانواده‌ها داده نشده، اینکه عناوین اتهامی چه هستند را نمی‌توانیم دقیق بیان کنیم.»

مصطفی نیلی هم با بیان اینکه «اطلاع دقیقی از اتهام این افراد نداریم اما آنچه که شفاهی گفته شده به نظر می‌رسد اتهامات شامل موارد اقدام علیه امنیت می‌شود»، گفت: «با توجه به این اتهامات شفاها مطرح شده و با توجه به اینکه پرونده هنوز در دادسرا است، بنا بر تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری، تنها وکلای مورد تایید رئیس قوه قضاییه می‌توانند اعلام وکالت کنند و به همین خاطر ما نمی‌توانیم هنوز در این مرحله اعلام وکالت کنیم اما به محض اینکه پرونده‌ها به دادگاه ارجاع شوند، اعلام وکالت خواهیم کرد و پیگیر وضعیت موکلین خواهیم شد».

او توضیح داد «من پیش از این وکالت خانم‌ها نرگس محمدی، عالیه مطلب‌زاده و هستی امیری را برعهده داشته‌ام و از آنها وکالت داشتم و بعد از اینکه این افراد بازداشت شدند، خانواده‌های آنها برای پیگیری پرونده به سراغ ما آمدند و خود این بازداشتی‌ها هم در تماس‌های تلفنی‌شان با خانواده، درخواست کردند که وضعیت‌شان را ما وکلا پیگیری کنیم».

در این گفت و گو شادی حلیمی، وکیل نرگس محمدی درمورد آخرین وضعیت این فعال سیاسی چنین توضیح داد: «نرگس محمدی آذر ماه سال گذشته به دلیل بیماری و بحث پیوند استخوان در ناحیه زانو و ساق پا، با نظریه پزشکی قانونی از زندان (اوین) بیرون آمد. نرگس محمدی البته به بیماری‌های دیگری هم از جمله بیماری قلبی، بیماری ریوی و بیماری‌های گوارشی مبتلا است و به همین دلیل توقف حکم او تا پیش از این بازداشت ادامه داشت و در این مدت تحت نظر پزشکان مختلفی،  داروهای متفاوتی مصرف می‌کرد.»

حلیمی با ارائه این توضیحات تاکید کرد: «با توجه به بیماری‌های متعدد خانم محمدی که جای بسیار نگرانی برای ایشان هست، پیرو بیماری ایشان بود که اجرای حکم به توقف در آمد، لیکن، متاسفانه این زندانی از زمان بازداشت تا کنون فقط یک بار تماس تلفنی با خانواده داشته است که در این تماس هم اعلام کرده که هنگام بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و ضرباتی به سر و گردن او وارد شده است و درخواست شکایت و تقاضای رسیدگی به این موضوع را داشته است».

مصطفی نیلی، وکیل دیگر نرگس محمدی هم با بیان اینکه «طبق صحبت‌های نرگس محمدی در تنها تماسش او در سلولی به تنهایی نگه داری می‌شود»، توضیح داد: «این کار مصداق نگهداری در سلول انفرادی است و نگهداری در سلول انفرادی به دلیل اینکه مصداق شکنجه است، خلاف قانون اساسی است و عملی مجرمانه به حساب می‌آید و در این مورد رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری در ابطال بخشی از آیین‌نامه سازمان زندان‌ها را داریم که تصریح دارد که نگهداری در سلول انفرادی موجب آزار و اذیت روحی است و می‌تواند مصداق شکنجه باشد و بنابراین این امر خلاف قانون اساسی است».

در ادامه مصطفی نیلی، وکیل عالیه مطلب‌زاده هم با بیان اینکه «عالیه مطلب‌زاده از بیماری سرطان رنج می‌برد و تحت درمان بوده و داروهای خاصی مصرف می‌کرد»، درباره آخرین وضعیت او گفت: «خانم مطلب‌زاده از زمان بازداشت دو نوبت تماس داشته که بار اول دو روز بعد از بازداشت و بار دوم هم هفته گذشته بوده است.»

نیلی با تاکید بر اینکه «عالیه مطلب‌زاده هم به خانواده اعلام کرده که در سلولی به تنهایی نگهداری می‌شود و دسترسی به داروهای خاصی که برای بیماری‌اش استفاده می‌کرد، ندارد» توضیح داد: «خانم مطلب‌زاده نیاز به دسترسی به داروهای خاصی دارد، او همچنین به دلیل بیماری سرطان باید در شرایط خاصی باشد و نگهداری او در سلول انفرادی می‌تواند سلامت او را با خطر جدی مواجه کند و این مساله برای خانواده‌ نگرانی‌های زیادی به وجود آورده است».

مصطفی نیلی در ادامه وضعیت هستی امیری، یکی دیگر از بازداشتی‌های مشهد را چنین شرح داد: «هستی امیری تماس‌های بیشتری با خانواده داشته اما او هم در تماس‌ با خانواده اعلام کرده که به تنهایی در سلول نگهداری می‌شود»

وکیل هستی امیری گفت: «خانواده هستی امیری به مشهد رفته‌اند و چندین نوبت به بازپرس پرونده مراجعه کرده‌و درخواست ملاقات با بازداشتی‌داشته‌اند که آنها هم موفق به ملاقات نشده و اطلاع دقیقی از وضعیت او و پرونده به دست نیاورنده‌اند».

به گفته این وکلا، با وجود مراجعه خانواده‌ها به بازپرس پرونده و صحبت با او، خانواده هیچ کدام از این سه نفر تا کنون امکان ملاقات با این بازداشتی‌ها را پیدا نکرده‌اند و البته اطلاعاتی هم از روند پرونده در اختیار آنها قرار نگرفته است.

مصطفی نیلی تاکید دارد: «نداشتن ملاقات و اطلاعات دقیق از پرونده، موضوعی است که خانواده‌ها را دچار مشکل کرده و باعث می‌شود که فراتر از اینکه حقوق قانونی این بازداشتی‌ها را تضییع می‌کند، می‌تواند باعث تضییع حقوق خانواده‌ها شده و به نوعی می‌تواند به عنوان مجازات خانواده‌ها در نظر گرفته شود.»

به گفته این وکیل دادگستری، نرگس محمدی و عالیه مطلب‌زاده در تماس‌های تلفنی از خانواده درخواست کرده‌اند که به دلیل ضرب و شتم حین بازداشت و رفتارهای غیرقانونی، شکایتی ثبت کنند .

وکلای نرگس محمدی، عالیه مطلب‌زاده و هستی امیری معتقدند قرار بازداشت موقتی که برای این سه فرد صادر و به خانواده‌ها اعلام شده، «سنگین‌ترین قرار بازداشت ممکن» است: «البته با توجه به وضعیت سلامتی نرگس محمدی و عالیه مطلب‌زاده انتظار می‌رود که این قرار تخفیف پیدا کرده و این افراد با تودیع وثیقه آزاد شده و بتوانند درمان خود را پیش ببرند و اگر نکته‌ای درباره رسیدگی به تحقیقات است، بدون بازداشت این افراد انجام شود».



نظر شما درباره این مقاله:








پیام سال نو صدراعظم آلمان
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 7:49

پیام سال نو صدراعظم آلمان




نظر شما درباره این مقاله:








بررسی وضعیت معیشتی کارگران، معلمان، پرستاران
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 31.12.2025, 7:17

بررسی وضعیت معیشتی کارگران، معلمان، پرستاران


الهه محمدی / هم‌میهن

اعتراضات و اعتصابات اخیر در تهران که حالا به شهرهای دیگر هم رسیده، در اعتراض به نرخ سرسام‌آور ارز، کاهش قدرت خرید و وضعیت نابسامان اقتصادی شکل گرفت و حالا این موج در امتداد سال‌ها فشار معیشتی بر قشرهای مختلف جامعه از جمله پرستاران، معلمان، بازنشستگان و کارگران به بازاری ها رسیده و ریشه در ضعف شدید قدرت خرید، رشد تورم و پایین بودن دستمزدها دارد.

در حالی که معیشت اقشار مختلف جامعه تحت فشار شدید تورم و افزایش هزینه‌ها قرار دارد، لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ هم در مجلس با چالش‌های جدی روبه‌رو شده است؛ کلیات این لایحه که باید چارچوب درآمدها و هزینه‌های کشور برای سال آینده را تعیین کند، در کمیسیون تلفیق مجلس با اکثریت آراء رد شد و حالا پرونده آن به صحن علنی مجلس ارجاع شده است. منتقدان معتقدند این بودجه در شکل پیشنهادی دولت قادر به حمایت از قدرت خرید مردم و تقویت وضعیت معیشتی نیست و نگرانی‌هایی درباره اثرات تورمی، شفافیت نبودن منابع و تضعیف حمایت از حقوق‌بگیران مطرح کرده‌اند.

بازاری‌ها، مانند اقشار دیگر، مانند معلمان، کارگران، پرستاران و ... زیر فشار تورم، کاهش قدرت خرید و هزینه‌های بالای کسب‌وکار قرار گرفته اند؛ اتفاقی که نشان می‌دهد نارضایتی‌های اقتصادی در ایران از چندین طبقه اجتماعی فراتر رفته و به یک بحران عمومی بدل شده است.

کارگران: بحران فقر حاد

کارگران یکی از اصلی‌ترین گروه‌های آسیب‌دیده از بحران اقتصادی‌اند. حداقل مزد مصوب در برابر سبد واقعی معیشت خانوار، فاصله قابل‌تأملی دارد و بسیاری از کارگران توان تامین نیازهای اساسی خانواده را ندارند. مواد خوراکی، مسکن، حمل‌ونقل و خدمات درمانی، هزینه‌هایی‌اند که توان خرید کارگران را تضعیف کرده‌اند. در همین‌حال، بازنشستگان صنعت و خدمات هم بارها در سال‌های اخیر در شهرهای مختلف، تجمع‌هایی را برگزار کرده‌اند و خواستار همسان‌سازی حقوق و بهبود شرایط درمان و بیمه شده‌اند.

«فرشاد اسماعیلی»، فعال کارگری و پژوهشگر حقوق کار معتقد است که اعتراضات بازاری‌ها در تهران و دیگر شهرها، به‌ویژه در بازار بزرگ، بیش‌از‌آن‌که صرفاً یک اعتراض صنفی باشد، نشان‌دهنده «بحران عمومی قدرت خرید» و فشار هزینه‌های زندگی است. او به «هم‌میهن» می‌گوید می‌توان ویژگی امروز این اعتراضات را «بحران قدرت خرید» دانست: «از این نظر مطالبه و اعتراض سال‌های سال کارگران طبقات دیگر هم منتقل شده است.

نرخ ارز که به سطوح بی‌سابقه سقوط کرده و تورم رسمی بالای ۴۰ درصد گزارش شده، باعث‌شده هزینه‌های کالا و خدمات به‌سرعت و‌تصاعدی افزایش یابد، درحالی‌که درآمدها ثابت یا به میزان بسیار کمی افزایش یافته‌اند. رابطه الاکلنگی‌ شده؛ هزینه‌ها سنگین‌تر می‌شود و درآمد سبک‌تر. این رابطه الاکلنگی را نمی‌شود به‌هم‌ریخت. کارگران نمی‌توانند، طبقه متوسط هم نمی‌تواند، بازاری هم نمی‌تواند.

مثلاً حداقل دستمزد سال ۱۴۰۴ حدود ۱۰ میلیون و ۳۹۹ هزار تومان تعیین شده که به‌مراتب پایین‌تر از هزینه واقعی زندگی است ‌‌و‌ کمتر از حتی یک‌گرم طلا در بازار است. کارگری که نتواند با کل حقوق‌اش یک‌گرم طلا از بازار خرید کند، حتماً که معترض می‌شود و بازاری هم همینطور.»

این فعال کارگری می‌گوید: «بازاری‌ها اما چه‌زمانی معترض می‌شوند؟ زمانی‌که فشار هزینه‌ها از مصرف‌کننده نهایی عبور کرده و به خودِ توزیع‌کننده رسیده، اما این همان وضعیتی است که کارگران سال‌ها تجربه کرده‌اند؛ اعتراض بازاری‌ها مساوی با علنی‌شدن بحران معیشتی پنهانِ نیروی کار است. به زبان ساده بازاری‌ها می‌گویند، مردم پول ندارند خرید کنند.»

اسماعیلی می‌گوید، این اعتراضات را باید نشانه گسترش بحران معیشت از نیروی کار مزدبگیر به خرده‌بورژوازی شهری دانست: «وقتی بازاری‌ها که به‌صورت سنتی ضربه‌گیر تورم ‌‌دروازه‌بان تورم بوده‌اند، معترض می‌شوند، یعنی فشار هزینه‌ها و کاهش تقاضا به مرحله‌ای رسیده که دیگر قابل جذب، ‌دروازه‌بانی و ضربه‌گیری نیست. این وضعیت همان بحرانی است که کارگران سال‌هاست تجربه می‌کنند، اما حالا دامنه‌اش وسیع‌تر شده و آثارش دامن طبقات دیگر را هم گرفته است.»

او می‌گوید، اگر صرفاً بحران معیشتی را به‌معنای افزایش هزینه‌های زندگی، کاهش ارزش دستمزد و ناتوانی در تأمین نیازهای اساسی تعریف کنیم، شرایط کنونی با عمده ویژگی‌های تعریف بحران مطابقت دارد: «داده‌های رسمی و رسانه‌ای نشان می‌دهد که تورم بالا و ارزش واقعی دستمزد سقوط کرده است. این بحران ‌‌پدیده موقت نیست.


«فرشاد اسماعیلی»، فعال کارگری و پژوهشگر حقوق کار

این‌فاصله، دهان باز کرده و زندگی طبقات مختلف را می‌بلعد.» او می‌گوید: «سرکوب مزدی یک پدیده تصاعدی است، نه تصادفی. دیگر از منظر ماده ۴۱ قانون کار نمی‌توانیم حرف بزنیم. بحران خیلی فراتر از مطالبه قانونی و حقوقی رفته و از توصیه اخلاقی و حقوقی عبور کرده است. مطالبه و استناد به ماده ۴۱ قانون کار بی‌معنی شده است.

مسئله ازبین‌رفتن امکان‌های حداقلی زنده‌ماندن برای طبقه کارگر در همه فصول است. نتیجه سیاست‌های مزدی موجود همین است؛ تثبیت دستمزد در سطح بقا، انتقال هزینه تورم به نیروی کار و گسترش «شاغلان فقیر». این یک فقر ناشی از سیاست عمومی است، نه ناکارآمدی فردی کارگران. این محصول اقتصاد سیاسی خراب کار نزد حاکمان است، نه فرهنگ‌ نامناسب کار نزد کارگران.»

به اعتقاد این فعال کارگری، اخراج و تمدیدنشدن قراردادهای موقت و نبود تشکل‌های مستقل ‌و‌حتی ناکارآمدی تشکل‌های وابسته، امکان تداوم اعتراض را می‌گیرند‌‌: «با وجود سانسور، کنترل اخبار و انتشار اعتصابات و اعتراضات  توسط نهادهای‌ناظر در سطح عمومی باعث‌شده است اعتراضات کارگری کمتر بازتاب داشته باشند. کارگران غیررسمی حتی از حمایت‌های قانونی کمتری برخوردارند؛ اغلب از تأمین اجتماعی محروم‌اند، دستمزدشان تثبیت یا نظارت‌شده نیست و توان چانه‌زنی صنفی ندارند. وضعیت آنها را به «فقر حاد» رسانده است.»

به گفته فرشاد اسماعیلی، آنچه امروز در معیشت کارگران و اعتراضات اخیر بازاری‌ها می‌بینیم، نه ناشی از ضعف اجرای قانون یا کمبود مقررات، بلکه پیامد یک سازوکار ساختاری و نابرابر در سیاست‌های اقتصادی و سیاسی است که حقوق قانونی نیروی کار را عملاً خنثی کرده است: «ماده ۴۱ قانون کار صراحت دارد که مزد باید «حداقل متناسب با هزینه معیشت خانواده باشد»، اما تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد این قانون، نه اجرا شده، نه دیکر امکان اجرا دارد؛ فاصله مزدی با سبد معیشت به‌صورت سیستماتیک آنقدر زیاد شده که با اصلاح قانون با افزایش چند‌درصدی مزد یا کاهش چنددرصدی تورم حل نمی‌شود.»

وضعیت پرستاران: فشار کار، نظام سلامت فروپاشیده، مهاجرت

پرستاران ایران یکی از گروه‌های شغلی اند که در سالهای بیشترین فشارهای معیشتی را تحمل می‌کنند. با وجود کمبود نیروی کار در بیمارستان‌ها، حقوق‌ها در سطوحی است که حتی پوشش هزینه‌های زندگی را دشوار می‌کند، و بسیاری از پرستاران برای تأمین مخارج خانواده مجبور به کار اضافه‌کاری می‌شوند. قراردادهای موقت سه‌ماهه و وعده‌های معلق استخدامی شرایط را حادتر کرده‌اند و جمعی از پرستاران حتی دست به اعتراض زده‌اند تا توجه به مطالباتشان جلب شود.

فعالان صنفی و تشکل‌ها معتقدند مشکل فراتر از حقوق پایین است و به «سیاست‌های اقتصادی حاکمیت در کالایی‌سازی خدمات اجتماعی» بازمی‌گردد، به نحوی که نه تنها پرستاران بلکه معلمان و کارگران هم با مشکلاتی مشابه روبه‌رویند. «محمد شریفی‌مقدم»، دبیرکل خانه پرستار با هشدار نسبت به وخامت روزافزون شرایط پرستاران در کشور به «هم میهن» می‌گوید روزبه‌روز شرایط پرستاران بدتر از گذشته می‌شود: «این در حالی است که پرستاری جزو مشاغل سخت و زیان‌آور محسوب می‌شود.

پرستاران به‌طور مداوم با بیماری‌های پرخطر مواجه‌اند و خطر مرگ همواره آن‌ها را تهدید می‌کند. آمار ابتلای پرستاران در ایران به بیماری‌هایی مانند هپاتیت، سل و سایر بیماری‌های عفونی بالاست، اما وزارت بهداشت این آمارها را منتشر نمی‌کند. دلیل این اقدام، ایجاد نشدن ترس در میان پرستاران عنوان می‌شود و حتی اجازه انجام پژوهش در این زمینه نیز داده نمی‌شود.» او درباره تلفات انسانی در این قشر می گوید: «در یک سال گذشته پرستاران زیادی جان خود را از دست داده‌اند.

موضوع خودکشی پرستاران به اشکال مختلف مطرح است، اما در این زمینه نیز شفافیتی وجود ندارد. ما در سال‌های اخیر به‌صورت قطعی با افزایش خودکشی پرستاران روبه‌رو بوده‌ایم. اخیراً مواردی از خودکشی پرستاران در کرمانشاه و شهرهای دیگر گزارش شده است. یکی از عوامل مهم این خودکشی‌ها، شرایط کاری پرستاران است.»

دبیرکل خانه پرستار درباره وضعیت حقوقی این قشر می‌گوید: «در حال حاضر پرستاران بین ۱۷ تا ۲۰ میلیون تومان حقوق دریافت می‌کنند. حقوق ثابت آن‌ها مشابه سایر کارکنان دولت است، اما حقوق متغیرشان از همه گروه‌ها پایین‌تر است. حتی در بودجه سال ۱۴۰۵ نیز هیچ فکر و برنامه خاصی برای بهبود وضعیت پرستاران دیده نمی‌شود. این در حالی است که وزارت بهداشت در صدر بودجه وزارتخانه‌ها قرار دارد. پول وارد سیستم می‌شود، اما شفاف نیست که این منابع دقیقاً کجا و چگونه هزینه می‌شود. بحث مافیای وزارت بهداشت مطرح است و هیچ‌کس پاسخگو نیست.»

او با تأکید بر بی‌عدالتی ساختاری در نظام سلامت می گوید: «بیش از ۵۵ درصد بار نظام سلامت کشور بر دوش پرستاران است، اما کمتر از ۲۵ درصد منابع به آن‌ها اختصاص داده می‌شود. این بی‌عدالتی بسیار آزاردهنده است. وقتی می‌بینیم یک تیم در اتاق عمل کار می‌کند، اما کارانه پایان ماه برای یک نفر ۶۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان است و برای فردی دیگر تنها دو میلیون تومان، این یعنی استثمار پرستاران.» شریفی‌مقدم هشدار می‌دهد: «سال‌هاست فریاد می‌زنیم که خطر فروپاشی نظام سلامت وجود دارد و امروز می‌توان گفت این نظام عملاً فروپاشیده است. من به‌عنوان یک پرستار می‌گویم درصد بالایی از بیماران به دلیل کمبود پرستار جان خود را از دست می‌دهند.»

دبیرکل خانه پرستار درباره آمار مهاجرت می‌گوید: «دو سال پیش اعلام کردم که سه هزار پرستار مهاجرت کرده‌اند و خیلی زود احضار شدم؛ در حالی که آمارم کاملاً متقن بود. من این آمار را از مراکز کاریابی حوزه سلامت به دست آورده بودم و طبق اطلاعاتی که از حدود ۷۰ مرکز کاریابی جمع‌آوری کردم، مشخص شد سه هزار پرستار مهاجرت کرده‌اند.

اقدام به مهاجرت بسیار بیشتر از این رقم است و امروز می‌توان با قطعیت گفت که بیش از سه هزار پرستار از ایران مهاجرت کرده‌اند.» او ادامه می‌دهد: «بسیاری از پرستارانی که مهاجرت نکرده‌اند، تغییر شغل داده‌اند و حتی به آموزش و پرورش رفته‌اند، چون ساعت کاری کمتری دارد. تعداد زیادی نیز به‌طور کامل ترک شغل کرده‌اند. طبق آمار وزارت بهداشت، در سال ۱۴۰۳ دو هزار پرستار ترک شغل کرده‌اند. در حال حاضر ۷۰ هزار پرستار در کشور خانه‌نشین اند.»

شریفی‌مقدم درباره کاهش تمایل به استخدام رسمی هم می‌گوید: «سال گذشته آزمون‌های استخدامی در دانشگاه‌های علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران برگزار شد. برای مثال، دانشگاه علوم پزشکی ایران اعلام کرده بود که به ۱۴۰۰ پرستار برای استخدام رسمی نیاز دارد، اما تنها ۸۰۰ نفر در آزمون ثبت‌نام کردند. دلیل این موضوع آن است که پرستاران به این نتیجه رسیده‌اند که نشستن در خانه، هزینه استهلاک کمتری نسبت به کار در این شرایط فرسایشی دارد.»

معلمان: بسیار بغرنج، نگران‌کننده و فرساینده

معلمان در سال‌های اخیر بارها به وضعیت معیشتی و شغلی خود اعتراض کرده‌اند. مطالبات آنها شامل اجرای طرح رتبه‌بندی معلمان، افزایش دستمزد متناسب با هزینه‌های زندگی و امنیت شغلی واقعی است. بازنشستگان فرهنگی هم در شهریورماه و پاییز ۱۴۰۴ در تهران و چندین‌شهر دیگر مقابل وزارت آموزش‌وپرورش تجمع کردند و خواستار پرداخت مطالبات معوقه و افزایش مستمری‌ها شدند. این اعتراضات گاه واکنش دولت را برانگیخته، اما هنوز فاصله زیادی میان خواسته‌های صنفی و پاسخ اجرایی وجود دارد.

«محمدرضا نیک‌نژاد»، کارشناس آموزش و فعال بازنشسته فرهنگیان به «هم‌میهن» می‌گوید معلمان، در سال‌های اخیر جزو اقشار بسیار آسیب‌پذیر از نظر اقتصادی بوده‌اند. به گفته او: «روند بحرانی و فرساینده‌ اقتصاد کشور و تاثیر آن روی شهروندان بسیار گسترده شده است. زمانی بود که بعضی از لایه‌های جامعه یا فقط بعضی مشاغل تحت فشار بودند.

من به‌عنوان معلم، در دو دهه‌ای که در کانون صنفی معلمان بودم و پیگیر مطالبات بودیم، می‌دیدم که اختلاف و شکاف بین دریافتی معلمان و دیگر شغل‌ها ـ که قابل مقایسه بود ـ وجود داشت. معلمان در مواردی مانند مدرک تحصیلی یا دانش‌آموختگی یا وضعیت سنی، خودشان را با مشاغل دیگر مقایسه می‌کردند و این موضوع سرخوردگی ایجاد می‌کرد و باعث بروز اعتراضات بیش از دو دهه معلمان شده است.»

این فعال صنفی می‌گوید، درحال‌حاضر وضعیت خیلی بدتر شده و این بدترشدن درباره معلمان بدترین است: «سال گذشته آماری از سوی نهادهای دولتی منتشر شد که میانگین دریافتی معلمان را ۱۵ میلیون تومان و میانگین دریافتی وزارت نفت را ۴۵ میلیون تومان اعلام کرده بود. لیستی منتشر و دریافتی ۱۸ سازمان یا وزارتخانه را با هم مقایسه کرده بودند که معلمان در کف و وزارت نفت در صدر این لیست بودند.»

این کارشناس آموزش می‌گوید که اگر اعمال ضریب افزایش حقوق سالانه را در نظر بگیرید ۱۵ میلیون تومان آن زمان درحال‌حاضر به ۱۷ میلیون تومان رسیده است اما برای وزارت نفت با اعمال افزایش حدود ۵۴ میلیون تومان می‌شود: «اگر ۲۰ درصد افزایش حقوقی که دولت مدعی‌شده اعمال شود، باز هم برای معلمان افزایش زیر چهار میلیون تومان و برای وزارت نفت بالای ۱۰ میلیون تومان می‌شود که نشان می‌دهد، شکاف همچنان وجود دارد. وضعیتی را که بین همکارانم و درباره حقوق‌هایمان می‌بینم، بسیار بغرنج، نگران‌کننده و فرساینده است.»

نیک‌نژاد معتقد است اگر این جریان اجتماعی که نسبت به معیشت و وضعیت اقتصادی اعتراض دارد، ادامه پیدا کند، حضور معلمان هم در آن قطعی خواهد بود: «آنها بیش از دودهه به خیابان آمدند و اعتراض کردند و به‌همین‌دلیل به این اعتراضات هم می‌پیوندند. بازنشستگان آموزش‌وپرورش هم به‌شکل هفتگی و ماهانه جسته‌وگریخته در کنار شاغلان به اعتراض ادامه دادند و در فضای‌مجازی هم به‌شدت اعتراضات‌شان را نشان دادند. اما باتوجه به ناچیز‌بودن حقوق مبنای معلمان، این اعتراضات همچنان می‌تواند ادامه پیدا کند.»

او می‌گوید اگر دورخیزی‌ای که دولت درحال‌حاضر کرده و در لایحه آمده، بتواند همراهی مجلس را هم داشته باشد، اتفاقات خوبی نمی‌افتد: «البته خوشبختانه کلیات بودجه ۱۴۰۵ در مجلس رد شد و احتمالاً دلایل تخصصی دارد. بعید است آنها روی افزایش حقوق ۲۰ درصدی، اختلافی با هم داشته باشند.

من سال‌هاست که معلم هستم، در دل معلمان زیست می‌کنم، حرف‌های آنها را می‌شنوم و در فضای مدرسه هم هستم. روند دو، سه دهه اخیر و اعمال تبعیض‌هایی که به‌زعم ما رخ داده، آرام‌آرام معلمان را ناامید کرده است. عده‌ای که توان داشتند، خودشان را جدا کردند و رفتند. عده‌ای ماندند، اما شغل دوم و سومی برای خودشان دست‌وپا کردند. حقوق معلمی، کفاف زندگی آنها را نمی‌دهد.»

نیک‌نژاد می‌گوید، بطحایی ۱۰ سال پیش در همان زمان وزارت‌اش اعلام کرد که هیچ معلمی با حقوق معلمی نمی‌تواند زندگی کند: «در کلانشهری مانند تهران، معلمان حقوق ۲۵ میلیون تومانی دارند و اجاره‌خانه ۲۰ میلیون تومان است. به‌همین‌دلیل آنها نیاز مالی را با شغل دوم جبران می‌کنند. فردی که به‌دنبال شغل دوم رفته در بهترین و خوشبینانه‌ترین حالت نمی‌تواند همه انرژی و توان‌اش را برای معلمی بگذارد. ذهن او درگیر شغل دیگرش باقی می‌ماند. معلم‌هایی هستند که تا نیمه‌شب در اسنپ کار می‌کنند و این فرد نمی‌تواند دغدغه آموزش، دانش‌آموز و حتی دغدغه‌های شخصی خودش را داشته باشد.»

این فعال صنفی می‌گوید: «روند گریز فیزیکی و غیرفیزیکی معلمان ادامه دارد. فیزیکی، ترک کار معلمی است و غیرفیزیکی هم، معلمانی است که تمام حواس‌شان جمع معلمی نیست. آنها کاری که دولت می‌خواهد را انجام می‌دهند و دغدغه دانش‌آموز و درس ندارند و انرژی‌شان را برای کاری که منفعت‌شان در آن است، می‌گذارند. معلمان دهه‌هاست که پتانسیل اعتراضی دارند و اگر این روند ادامه پیدا کند، یک هشدار است. روند فعلی به حاکمیت پیش از دولت هشدار دهد که لایه‌های متفاوت از معلمان، پرستاران و کارگرانی که دهه‌هاست اعتراض می‌کنند تا بازاریانی که در چندسال اخیر به این اعتراضات پیوستند، همه جمع می‌شوند و شاید دیگر برای انجام هر کاری دیر باشد.»

به گفته نیک‌نژاد، بودجه ۱۴۰۵ بسیار بودجه عجیب‌وغریبی است: «این بودجه به‌ویژه برای رئیس‌جمهوری که ادعای عدالت‌جویی دارد و بیش از ۵۰ جلسه با تیم آموزشی دولت داشته تا عدالت آموزشی را گسترش دهد، خیلی عجیب است. او اعلام کرده، هزینه‌های دولت نسبت به سال گذشته دودرصد افزایش پیدا کرده است. براساس لایحه جدید، بودجه آموزش‌وپرورش ۴۸۹ همت است.

این عدد در مقابل بودجه کلی که حدود شش‌هزار همت است، حدود هشت‌درصد را شامل می‌شود و از این اسفبارتر این است که بودجه آموزش‌وپرورش نسبت به سال گذشته ۰/۰۲ درصد افزایش پیدا کرده است. یعنی هزینه‌های دولت دو درصد، اما هزینه‌های آموزش‌و‌پرورش ۰/۰۲ درصد افزایش داشته است. ازسوی‌دیگر، قرار است ۲۰ درصد به حقوق معلمان اضافه شود. مشخص نیست این مسئله به چه‌شکلی قرار است حل شود و بودجه سال بعد در وضعیت بسیار شبهه‌انگیز، نامفهوم و غبارآلود قرار گرفته است؛ به‌ویژه بودجه آموزش‌وپرورش.»


ساناز حمزه علی

زندگی بدون افق‌های پیش‌رو 

«ساناز حمزه‌علی»، پژوهشگر حوزه مسائل اجتماعی،‌ درباره آنچه جامعه در این روزها تجربه می‌کند، توضیح می‌دهد و از تعلیق اجتماعی به «هم‌میهن» می‌گوید؛ شرایطی‌که به گفته او فرد، نه مطیع شرایط شده، نه یک کنشگر فعال است، نه امید فعالی دارد و نه واقعاً اعتراض می‌کند؛ بلکه در حالتی از سکون و مکث قرار گرفته است. در این شرایط زندگی ادامه دارد، اما بدون افق. به اعتقاد او این دقیقاً همان نقطه‌ای است که جامعه دچار فرسایش می‌شود.

او می‌گوید، وقتی درباره بی‌انگیزگی و نگرانی درباره آینده و تعلیق صحبت می‌کنیم، باید به این نکته توجه کنیم که این حالت‌ها صرفاً فردی و روانی نیستند و باید به‌مثابه پدیده‌هایی ساختاری و جمعی آنها را ببینیم و درک کنیم: «باوجود اینکه این شرایط به‌عنوان مجموعه‌ای از احساسات انسانی تعریف شده‌اند، اما باید بدانیم برخی نظم‌های اقتصادی، فرهنگی و نمادین وجود دارد که اگر هرکدام از آنها دچار بی‌نظمی شوند، می‌تواند منجر به نابسامانی‌هایی در جامعه شود. وقتی جامعه‌ای به‌صورت مدام بحران‌های اجتماعی، اقتصادی و... و جنگ 12 روزه  و تحریم را تجربه‌ می‌کند، در نقطه‌ای دچار فرسودگی و افسردگی اجتماعی و سیاسی‌ می‌شود و این، حس تعلیق را ایجاد می‌کند.»

حمزه‌علی توضیح می‌دهد وقتی نظم‌های اقتصادی، فرهنگی و نمادین جامعه متزلزل می‌شود، جامعه هم دچار تعلیق می‌شود: «مرتون می‌گوید در جامعه‌ای که مدام به افراد القا می‌شود که باید موفق شوند و پیشرفت داشته باشند، اگر ابزار و مسیرها در اختیار آنها قرار نگیرد، فرد نتواند از راه مشروع به استانداردهای آن جامعه برسد و این مسیر مسدود ‌شود، این شرایط باعث می‌شود آن جامعه به‌مرور دچار تعلیق شود و افراد هیچ چشم‌اندازی از آینده نداشته باشند؛ درحقیقت افراد زندگی می‌کنند، اما فقط برای اینکه بقا داشته باشند و طبق قاعده‌ای که برایشان مشخص‌شده، بازی کنند.

در این جامعه فرصت نوآوری، تغییر و شکستن قواعد وجود ندارد. این مسیر باعث می‌شود به‌مرور کناره‌گیری‌های پنهان رخ دهد؛ یعنی افراد به‌صورت حداقلی به زندگی ادامه دهند و سرمایه‌گذاری روانی روی آینده کاهش می‌یابد. درواقع ما به‌عنوان شهروند در جامعه حضور داریم ولی فقط تلاش می‌کنیم که زنده بمانیم. در این شرایط شهروند دیگر یک کنشگر فعال و حاضر نیست؛ چون کنش، زمانی معنا پیدا می‌کند که فرد خودش را یک عامل فعال و فاعل موثر بداند و تصمیم فرد، وابسته به مجموعه‌ای از عواملی می‌شود که قدرت تغییر و جابه‌جاکردن آن وجود ندارد.»

به گفته او: «بی‌انگیزگی اجتماعی و شرایط مه‌آلودی که افراد نسبت به آینده تجربه می‌کنند، یک وضعیت روانی فردی نیست، اختلالی است که بین رابطه فرد با ساختار اجتماعی اتفاق می‌افتد؛ به‌همین‌دلیل است که دچار بی‌انگیزگی اجتماعی و اضطراب شده‌ایم.» چطور در فضای تعلیق اجتماعی، اعتراض رخ می‌دهد؟ این پژوهشگر در پاسخ به این پرسش می‌گوید تعلیق اجتماعی به‌معنی مرگ کنشگری نیست، اما وقتی اتفاقی مانند شرایط اقتصادی رخ می‌دهد، بخشی از جامعه اعتراض می‌کند: «این اعتراض به‌معنی پایان تعلیق نیست، بلکه نقض موقت آن و نوعی واکنش به انسدادی است که در جامعه رخ داده است.

در ماه‌های اخیر با افزایش نرخ ارز و طلا، بازاریان به‌عنوان بخشی از بدنه جامعه اعتراض کردند و این به‌معنی نقض موقت تعلیق است و نشأت‌گرفته از این حس است. درواقع نشانه‌ای ساختاری از ترک‌خوردن تعلیق اجتماعی است، اما اینکه این اعتراض به‌طورکامل بتواند آن حباب تعلیق را ازبین‌ببرد، نیاز به گذر زمان است. وقتی آینده‌ای مبهم پیش‌روی افراد قرار داشته باشد، زمان حال، متورم می‌شود و دیگر تصمیمات براساس مسیر زندگی نیست؛ بلکه براساس بقا و کاهش ریسک انجام می‌شود.

نباید فراموش کنیم الان در این اعتراضات بازاریان می‌گویند خریدوفروش ما دچار مشکل شده و منافع آنها به‌شکلی مشخص درگیر شده است، بااین‌حال مردم عادی هنوز درگیر بقا هستند. نوع مطالبات متفاوت است و مردم هنوز به‌عنوان ناظر، منتظرند هزینه‌ای که قرار است در اعتراضات داده شود، منجر به گشایش بیشتری می‌شود؟ چون اقتصاد تنها عامل اصلی اعتراض نیست و باید عوامل و مطالبات دیگری هم وجود داشته باشند.

هرچند مفهوم طبقه در جامعه ایران دچار دگرگونی شده، اما اگر همه طبقات را در نظر بگیریم و آن را در دل عموم مردم قرار دهیم، در حال رصد هستند که بدانند این مطالبه‌گری به کجا ختم می‌شود و کسی این اعتراض را به‌نام خودش مصادره نکند. در یک جامعه‌ای که آینده نامطمئن است،‌ اضطراب به یک وضعیت عادی تبدیل می‌شود و هیچ اقدامی برای کاهش این  اضطراب اجتماعی از سوی ساختار، رخ نداده است.»

به گفته او در این شرایط راهکارهای فردی پاسخگو نیست: «حداقل از خردادماه امسال که جنگ 12 روزه اتفاق افتاد و روان جمعی خدشه‌دار شد، ما هیچ راهکاری ندیده‌ایم. وقتی آینده و شرایط اقتصادی نامطمئن است، اضطراب جنگ و شرایط اقتصادی وجود دارد و با آن زندگی می‌کنیم، دیگر به‌صورت جمعی فکر نمی‌کنیم و بی‌اعتمادی گسترده‌، شکنندگی روابط و محافظه‌کاری شکل می‌گیرد؛ همین روند باعث می‌شود همبستگی اجتماعی ما کاهش پیدا کند، چون همه ما در حال مراقبت از خود هستیم.»

این جامعه‌شناس می‌گوید تعلیقی که هنوز ادامه دارد، نباید به یک مسئله اقتصادی تقلیل داده شود: «قطعاً بدون فهم شرایط اقتصادی، هر اعتراضی در جامعه فعلی قابل توضیح نیست. مسئله اصلی ازدست‌رفتن امکان تصمیم‌گیری معنادار برای آینده است که به‌دلایل مختلفی در حال رخ‌دادن است. اعتراض در ظاهر و بحق در واکنش به معیشت است، اما اگر بیشتر در آن عمیق شویم به این نکته می‌رسیم که افقی وجود ندارد و فریاد می‌زند که آینده‌ای پر از ابهام پیش‌روی من است و من هیچ فاعلیتی برای تغییر آن ندارم.»

از تعلیق معیشت تا تعلیق امید

در روزهای اخیر با حجم زیادی از اعتراضات مردمی مواجهیم. اعتراضات اخیر را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان واکنشی مقطعی یا هیجانی تفسیر کرد؛ این رخدادها بازتاب تجربه‌ای انباشته و طولانی‌مدت از زیست روزمره مردمی است که با فشارهای اقتصادی، نااطمینانی و فقدان افق روشن آینده مواجه‌اند. فهم این وضعیت، نیازمند نگاهی فراتر از رخدادهای سطحی و تمرکز بر لایه‌های عمیق‌تر اجتماعی و روانی جامعه است.

در ادبیات علوم اجتماعی، «امید» صرفاً یک احساس فردی یا روان‌شناختی نیست، بلکه شاخصی اجتماعی است که به میزان قابلیت پیش‌بینی آینده، امکان برنامه‌ریزی و احساس عاملیت افراد در جامعه اشاره دارد. جامعه‌ای که در آن مردم بتوانند برای شش‌ماه یا یک‌سال آینده خود تصمیم بگیرند (از ازدواج و فرزندآوری گرفته تا شغل، مسکن، آموزش و...) جامعه‌ای است که حداقلی از امید اجتماعی در آن فعال است.

درمقابل، زمانی‌که افق آینده مبهم و تصمیم‌های روزمره دائماً به‌تعویق می‌افتد، امید به‌تدریج جای خود را به «انتظار فرساینده» می‌دهد؛ وضعیتی که، نه امید فعال است، نه یأس کامل؛ بلکه نوعی تعلیق روانی و اجتماعی شکل می‌گیرد. اعتراضات اخیر مردم در ایران را می‌توان واکنشی به همین وضعیت دانست.

بخش قابل‌توجهی از جامعه امروز در شرایطی زندگی می‌کنند که امکان «تصمیم‌گیری معنادار برای زندگی روزمره» از آنان سلب شده است. تورم مزمن، نااطمینانی شغلی، کاهش قدرت خرید و بی‌ثباتی سیاست‌های اقتصادی موجب‌شده تا افراد نتوانند آینده‌ای قابل تصور برای خود ترسیم کنند. این وضعیت، جامعه را وارد فضایی «مه‌آلود و غمبار» کرده است؛ فضایی که در آن مردم،  هم  ناامیدند، هم به آینده امیدوار. این دوگانگی میان یأس و امید کمرنگ، خود یکی از نشانه‌های بحران است.

درحال‌حاضر این وضعیت استیصال و درماندگی برای اکثر مردم  جامعه در ایران رخ داده و نداشتن دورنمای واضح و روشن از آینده به‌طورحتم دارای پیامدهای بسیار جدی است. درواقع  فقدان چشم‌انداز آینده، پیامدهای عمیق اجتماعی دارد ازجمله: افزایش اضطراب مزمن و فرسودگی روانی  گسترش بی‌اعتمادی اجتماعی و نهادی  کاهش مشارکت مدنی و احساس بی‌اثری کنش جمعی  جایگزینی کنش‌های بلندمدت با واکنش‌های کوتاه‌مدت و انفجاری

در چنین شرایطی، اعتراض‌ها، نه لزوماً از سر کنش برنامه‌ریزی‌شده، بلکه اغلب به‌عنوان تخلیه فشار انباشته‌شده بروز می‌کنند. حتی اگر از منظر نظریه نیازهای مازلو به جامعه نگاه کنیم، ملاحظه می‌کنیم که بخش بزرگی از جامعه به‌جای حرکت به‌سوی نیازهای بالاتر- مانند تعلق، احترام و خودشکوفایی- مجبور شده به سطوح پایه‌ای هرم بازگردد.

درحال‌حاضر امنیت اقتصادی، امنیت شغلی و حتی امنیت روانی برای بسیاری از خانوارها متزلزل شده است. برهمین قاعده، وقتی نیازهای اولیه تثبیت نشوند، انتظار شکل‌گیری امید اجتماعی یا مشارکت سازنده، انتظاری غیرواقع‌بینانه خواهد بود. البته این تجربه در همه دهک‌های جامعه یکسان نیست. دهک‌های پایین و حتی بخش‌هایی از دهک‌های میانی، بیشترین فشار را متحمل می‌شوند؛ زیرا نه ذخایر اقتصادی دارند، نه امکان جبران سریع شوک‌ها و بحران‌ها را دارند. پس برای این گروه‌ها، ناامیدی صرفاً یک احساس نیست، بلکه تجربه‌ای روزمره از «درجازدن زندگی» است.

درمقابل، دهک‌های بالاتر اگرچه از نااطمینانی بی‌نصیب نیستند، اما به‌دلیل برخورداری از منابع اقتصادی و اجتماعی، بیشتر توان مدیریت بحران را دارند و کمتر وارد وضعیت تعلیق کامل می‌شوند. بنابراین می‌توان گفت جامعه امروز ایران، بیش‌ازآن‌که در وضعیت ناامیدی مطلق باشد، در وضعیتی از تعلیق امید قرار دارد؛ وضعیتی‌که در آن آینده نامرئی‌شده و وضعیت حال، فرساینده است.

اعتراضات اخیر را باید نه‌فقط واکنشی به معیشت، بلکه نشانه‌ای از این تعلیق عمیق اجتماعی دانست. بازسازی امید، پیش از هرچیز نیازمند بازگرداندن امکان پیش‌بینی، تصمیم‌گیری و احساس اثرگذاری به زندگی روزمره مردم است؛ امری‌که بدون اصلاحات ساختاری در حوزه اقتصاد، حکمرانی و اعتماد اجتماعی، دست‌نیافتنی خواهد بود.

در پایان باید با صراحت گفت، خشم و اعتراض مردم پدیده‌ای غیرعادی یا غیرقابل فهم نیست. سالیان‌سال است که بخش بزرگی از جامعه ازجمله گروه‌هایی از اقلیت، کارگران، کارمندان، دانشجویان، زنان و... که احساس  ضعف می‌کنند، احساس می‌کنند که دیده نمی‌شوند، شنیده نمی‌شوند و در تصمیم‌گیری‌های کلان نقشی ندارند.

بی‌توجهی مزمن به مطالبات معیشتی و کرامت اجتماعی مردم، به‌طورطبیعی به انباشت خشم و فرسایش امید انجامیده است. اگر این واقعیت به‌رسمیت شناخته نشود و همچنان با جامعه بی‌اعتنا برخورد شود، باید انتظار داشت که این خشم در اشکال پرهزینه‌تر و غیرقابل‌کنترل‌تری بروز یابد. بازسازی امید، پیش از هرچیز مستلزم بازگشت به مردم، شنیدن تجربه زیسته آنان و پذیرش مسئولیت در برابر شرایطی است که امروز جامعه در آن گرفتار شده است. تعلیق و احساس درماندگی نه‌تنها کرامت انسان را ازبین‌می‌برد؛ بلکه او را خشمگین و عصیانگر می‌کند.



نظر شما درباره این مقاله:








پرونده‌سازی تازه برای مصطفی تاج‌زاده
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 23:20

پرونده‌سازی تازه برای مصطفی تاج‌زاده




نظر شما درباره این مقاله:








آخرین وضعیت نرگس محمدی، عالیه مطلب‌زاده
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 22:22

آخرین وضعیت نرگس محمدی، عالیه مطلب‌زاده




نظر شما درباره این مقاله:








«گفت‌وگوی ویژه» بی‌بی‌سی با نسرین ستوده ">
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 21:53

«گفت‌وگوی ویژه» بی‌بی‌سی با نسرین ستوده


نسرین ستوده: ما زخمی یک ماجراییم، چرا روبروی هم بایستیم؟ - گفت‌وگوی ویژه
لینک مستقیم ویدیو در یوتیوب



نظر شما درباره این مقاله:








عباس عراقچی در مقاله‌ای در گاردین
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 21:38

عباس عراقچی در مقاله‌ای در گاردین




نظر شما درباره این مقاله:








چشم‌انداز: سومین روز اعتراضات ایران ">
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 21:01

چشم‌انداز: سومین روز اعتراضات ایران


چشم‌انداز: سومین روز اعتراضات ایران؛ از اولتیماتوم نظامی در خارج تا شعارهای انقلابی در داخل
لینک مستقیم ویدیو در یوتیوب



نظر شما درباره این مقاله:








گسترش اعتراض‌های بازاریان ایران به دانشگاه‌ها
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 20:02

گسترش اعتراض‌های بازاریان ایران به دانشگاه‌ها


بن هابارد، صنم ماحوزی و لیلی نیکونظر / نیویورک تایمز / ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵

اعتراض‌هایی که در پی وخامت شرایط اقتصادی در ایران شکل گرفته، روز سه‌شنبه به دانشگاه‌های چند شهر گسترش یافت. به گزارش رسانه‌های محلی و بر اساس ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، دانشجویان با سر دادن شعارهایی در حمایت از آزادی، در اطراف برخی پردیس‌ها با نیروهای امنیتی درگیر شدند.

تظاهرات دانشجویی، حضور پررنگ جوانان را به موج اعتراض‌های این هفته افزود؛ اعتراض‌هایی که در ابتدا از سوی بازاریان، در واکنش به تورم سرسام‌آور و سقوط ارزش پول ملی ــ که آخر هفته گذشته به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسید ــ آغاز شده بود.

شش ماه پس از جنگ ۱۲روزه با اسرائیل، که طی آن ایالات متحده نیز در بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران مشارکت داشت، رهبران ایران هم‌زمان با تشدید تهدیدهای خارجی، با فشار فزاینده داخلی ناشی از افول اقتصاد کشور مواجه‌اند.

پس از دیدار روز دوشنبه رئیس‌جمهور ترامپ با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد که اگر ایران تلاش کند برنامه هسته‌ای خود را از نو احیا کند، ایالات متحده از اقدام جدید علیه ایران حمایت خواهد کرد.

ترامپ گفت: «اگر این موضوع تأیید شود، آن‌ها از پیامدها آگاه هستند و این پیامدها بسیار قدرتمند خواهد بود؛ شاید حتی قدرتمندتر از دفعه قبل.»

در واکنش، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، روز سه‌شنبه با تهدید به اقدام تلافی‌جویانه پاسخ داد.

او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «پاسخ جمهوری اسلامی ایران به هرگونه تجاوز ظالمانه، شدید و پشیمان‌کننده خواهد بود.»

بر اساس گزارش رسانه‌های داخلی و پست‌های منتشرشده توسط گروه‌های دانشجویی در شبکه‌های اجتماعی، دانشجویان روز سه‌شنبه دست‌کم در شش دانشگاه در تهران، پایتخت، و همچنین در شهرهای اصفهان و یزد دست به اعتراض زدند. در این تصاویر، معترضان شعارهایی چون «آزادی! آزادی! آزادی!» و «نترسید! نترسید! ما همه با هم هستیم» سر می‌دادند.

براساس ویدئوهای منتشرشده از محل، در نزدیکی دانشگاه تهران درگیری‌هایی میان دانشجویان و نیروهای امنیتی رخ داد.

ایران در سال‌های اخیر شاهد موج‌های متعددی از اعتراض‌های گسترده بوده است؛ اعتراض‌هایی که ریشه در مشکلات اقتصادی، محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان و بحران آب داشته‌اند. دولت اغلب این اعتراض‌ها را با خشونت مرگبار و بازداشت‌ها سرکوب کرده است.

اما این بار، به نظر می‌رسد دولت تاکنون رویکردی ملایم‌تر و مصالحه‌جویانه‌تر در پیش گرفته است؛ چرا که درد و فشار اقتصادی انکارناپذیر است.

اسفندیار باتمانقلیچ، مدیرعامل بنیاد «بورس و بازار» ــ یک اندیشکده مستقر در لندن که بر اقتصاد ایران تمرکز دارد ــ گفت: «بسیاری از رهبران ایران سرانجام دریافته‌اند که ناتوانی آن‌ها در شنیدن و برآورده کردن مطالبات بخش‌های بزرگی از جامعه ایران، مشروعیت و حتی اقتدارشان را تضعیف کرده است. آن‌ها اکنون، هرچند به شکلی پراکنده و با تأخیر، در حال کنار آمدن با این واقعیت هستند.»

پزشکیان شامگاه دوشنبه در شبکه‌های اجتماعی نوشت که از وزیر کشور خواسته است با «مطالبات مشروع» معترضان وارد گفت‌وگو شود. به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، او روز سه‌شنبه همچنین با رؤسای اصناف، اتحادیه‌ها، اتاق‌های بازرگانی و دیگر نهادها دیدار کرد تا درباره وضعیت اقتصادی گفت‌وگو کند.

ایرنا به نقل از او نوشت: «اعتراض‌های شما قابل درک است» و افزود که دولت او «انباشت مشکلات سال‌های گذشته» را به ارث برده است.

همچنین روز سه‌شنبه، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، به خبرنگاران گفت که تهران قصد دارد سازوکاری برای گفت‌وگو ایجاد کند که برگزارکنندگان اعتراض‌ها را نیز در بر بگیرد.

او گفت: «ما می‌بینیم که مردم این روزها چگونه با شدت با مشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. ما اعتراض‌ها، بحران‌ها و محدودیت‌ها را می‌بینیم، می‌شنویم و به رسمیت می‌شناسیم.»

باتمانقلیچ گفت که دولت در گذشته برای ورود به گفت‌وگو با معترضان تردید داشته است.

او افزود: «گفت‌وگو نه‌تنها به مطالبات معترضان مشروعیت می‌بخشد، بلکه خودِ عمل اعتراض را نیز مشروع می‌کند و دولت را در موقعیتی قرار می‌دهد که موظف می‌شود اوضاع را اصلاح کند.»

با این حال، به گفته او، هنوز مشخص نیست چنین گفت‌وگوهایی چه شکلی خواهد داشت؛ چرا که جنبش اعتراضی بسیار پراکنده است و دولت تجربه اندکی در تعامل با گروه‌های جامعه مدنی دارد.

در عین حال، بخش‌های دیگری از حاکمیت، معترضان را به هم‌سویی با دشمنان ایران متهم می‌کنند؛ اتهامی که معمولاً به ایالات متحده و اسرائیل اشاره دارد. خبرگزاری نیمه‌رسمی تسنیم روز سه‌شنبه اعلام کرد که «رسانه‌ها و چهره‌های صهیونیستی» در پی آن هستند که «مطالبات مردم را منحرف کرده و اعتراض‌ها را به آشوب و اغتشاش تبدیل کنند.»

دولت همچنین اعلام کرد که روز چهارشنبه دانشگاه‌ها، ادارات دولتی و مراکز تجاری در ۱۸ استان از مجموع ۳۱ استان ایران تعطیل خواهند بود. هرچند به‌طور رسمی گفته شده این تصمیم با هدف صرفه‌جویی در مصرف انرژی و تأمین ایمنی در هوای سرد اتخاذ شده، اما برخی تحلیلگران معتقدند این اقدام در عین حال با هدف مهار اعتراض‌ها صورت می‌گیرد.

اقتصاددانان می‌گویند راه‌حل سریعی برای بهبود وضعیت اقتصادی و کاهش نگرانی‌های مردم در اختیار رهبران ایران نیست.

سعید، یک صاحب کسب‌وکار ۳۷ساله در تهران که به دلیل ترس از پیامدهای دولتی تنها نام کوچک خود را بیان کرد، گفت: «تورم و افزایش قیمت‌ها بر تمام تصمیم‌های ما به‌عنوان مصرف‌کننده تأثیر گذاشته است. من دیگر به خرید خانه، خودرو یا هر چیز دیگری فکر نمی‌کنم.»

او افزود که نوسانات نرخ ارز باعث شده بازاریان از فروش کالاهایی مانند طلا، خودرو و لوازم الکترونیکی خودداری کنند و کاهش ارزش پول ملی مردم را وادار کرده است اقلامی را از سبد هزینه‌هایشان حذف کنند.

او گفت: «آدم شروع می‌کند به اولویت‌بندی هزینه‌ها. اول سفر و تفریح را حذف می‌کنید، بعد آموزش، بعد سلامت؛ تا فقط بتوانید چیزی برای خوردن بخرید و خانواده‌تان را سیر کنید.»



نظر شما درباره این مقاله:








تحریم‌های جدید آمریکا علیه شبکه تسلیحاتی ایران
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 18:43

تحریم‌های جدید آمریکا علیه شبکه تسلیحاتی ایران




نظر شما درباره این مقاله:








دبیرِ سیاسی روزنامه اعتماد به خانه برگشت
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 18:39

دبیرِ سیاسی روزنامه اعتماد به خانه برگشت




نظر شما درباره این مقاله:








دولت ایران به معترضان پیشنهاد گفت‌وگو داد
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 18:19

دولت ایران به معترضان پیشنهاد گفت‌وگو داد


الویلی الویلی / خبرگزاری رویترز / ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵

رسانه‌های نیمه‌رسمی ایران روز سه‌شنبه گزارش دادند که اعتراض‌ها نسبت به افزایش شدید هزینه‌های زندگی به چندین دانشگاه کشیده شده و دانشجویان به کسبه و بازاریان پیوسته‌اند؛ هم‌زمان دولت ایران اعلام کرد که آماده گفت‌وگو با معترضان است.

ارزش ریال ایران در سال ۲۰۲۵ تقریباً نیمی از ارزش خود را در برابر دلار از دست داده و نرخ تورم در ماه دسامبر به ۴۲٫۵ درصد رسیده است؛ آن هم در کشوری که در سال‌های اخیر بارها شاهد ناآرامی بوده و هم‌زمان با تحریم‌های آمریکا و تهدید حملات اسرائیل مواجه است.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، شامگاه دوشنبه در پیامی در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد که از وزیر کشور خواسته است به «مطالبات مشروع» معترضان گوش دهد. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، نیز گفت سازوکاری برای گفت‌وگو ایجاد خواهد شد که شامل مذاکره با رهبران اعتراض‌ها می‌شود.

او روز سه‌شنبه در اظهاراتی که از سوی رسانه‌های دولتی منتشر شد، گفت: «ما به‌طور رسمی اعتراض‌ها را به رسمیت می‌شناسیم... صدای آنان را می‌شنویم و می‌دانیم که این اعتراض‌ها ناشی از فشار طبیعی واردشده بر معیشت مردم است.»

راهپیمایی معترضان در خیابان‌های تهران

ویدئوهایی از اعتراض‌ها که خبرگزاری رویترز وقوع آن‌ها در تهران را تأیید کرده، نشان می‌دهد ده‌ها نفر در یکی از خیابان‌ها راهپیمایی کرده و شعار «رضاشاه روحت شاد» سر می‌دهند؛ اشاره‌ای به بنیان‌گذار دودمان سلطنتی که در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ سرنگون شد.

تصاویری که روز دوشنبه از تلویزیون دولتی ایران پخش شد، تجمع افرادی را در مرکز تهران نشان می‌داد که شعار سر می‌دادند.

خبرگزاری نیمه‌رسمی فارس گزارش داد که روز سه‌شنبه صدها دانشجو در چهار دانشگاه تهران دست به اعتراض زدند.

در شبکه‌های اجتماعی نیز شماری از ایرانیان از اعتراض‌ها حمایت کردند. یکی از آن‌ها، سروش دادخواه، نوشت که گرانی و فساد مردم را «به نقطه انفجار» رسانده است و فرد دیگری به نام مسعود قاسمی هشدار داد که اعتراض‌ها ممکن است در سراسر کشور گسترش یابد.

مقام‌های ایرانی در گذشته موج‌های اعتراضی مختلفی را که بر سر موضوعاتی از اقتصاد گرفته تا خشکسالی، حقوق زنان و آزادی‌های سیاسی شکل گرفته بود، با اقدامات امنیتی خشن و بازداشت‌های گسترده سرکوب کرده‌اند.

دولت هنوز اعلام نکرده است که گفت‌وگو با رهبران اعتراض‌های این هفته به چه شکلی انجام خواهد شد. این اعتراض‌ها نخستین ناآرامی‌های بزرگ از زمان حملات اسرائیل و آمریکا به ایران در ماه ژوئن به شمار می‌رود؛ حملاتی که به بروز موجی از همبستگی میهن‌پرستانه در کشور انجامید.

تحریم‌ها اقتصاد را در هم می‌کوبد

اقتصاد ایران سال‌هاست که پس از بازاعمال تحریم‌های آمریکا در سال ۲۰۱۸ با مشکلات عمیق روبه‌روست؛ زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود از توافق بین‌المللی درباره برنامه هسته‌ای ایران خارج شد.

تحریم‌های سازمان ملل متحد علیه ایران در ماه سپتامبر دوباره برقرار شد و رویترز در ماه اکتبر گزارش داد که چندین نشست در سطوح عالی برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی، دور زدن تحریم‌ها و مدیریت خشم عمومی برگزار شده است.

شکاف اقتصادی میان شهروندان عادی و نخبگان روحانی و امنیتی، همراه با سوءمدیریت اقتصادی و فساد دولتی — که حتی رسانه‌های حکومتی نیز به آن اشاره کرده‌اند — نارضایتی‌ها را در شرایطی تشدید کرده که تورم بسیاری از کالاها را از توان خرید اغلب مردم خارج کرده است.

بر اساس پلتفرم‌های خصوصی مبادله ارز، روز سه‌شنبه نرخ دلار آمریکا به ۱.۴ میلیون ریال رسید؛ رکوردی تاریخی، پس از آنکه سال با نرخ ۸۱۷ هزار و ۵۰۰ ریال برای هر دلار آغاز شده بود.

طبق آمار رسمی، نرخ تورم سالانه‌شده ماهانه از زمان آغاز سال نو ایرانی در اواخر ماه مارس، هرگز به زیر ۳۶٫۴ درصد کاهش نیافته است.

روز دوشنبه، رئیس بانک مرکزی استعفا داد و رسانه‌های ایرانی گزارش دادند که سیاست‌های اخیر آزادسازی اقتصادی دولت، فشار زیادی بر بازار آزاد ریال وارد کرده است؛ بازاری که شهروندان عادی برای خرید ارز خارجی به آن مراجعه می‌کنند. بیشتر کسب‌وکارها از صرافی‌های رسمی استفاده می‌کنند که نرخ ریال در آن‌ها با حمایت دولت تثبیت می‌شود.

در سال ۲۰۲۲، ایران شاهد اعتراض‌های گسترده‌ای در سراسر کشور بر سر افزایش قیمت‌ها، از جمله قیمت نان به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین اقلام مصرفی، بود.

در همان دوره و تا سال ۲۰۲۳، حاکمان روحانی ایران با شدیدترین ناآرامی‌های سال‌های اخیر روبه‌رو شدند؛ اعتراض‌هایی که با مرگ مهسا امینی، زن جوان کرد ایرانی، در بازداشت گشت ارشاد — نهاد ناظر بر اجرای قوانین سخت‌گیرانه پوشش — آغاز شد.

ایران همچنان تحت فشار شدید بین‌المللی قرار دارد. دونالد ترامپ روز دوشنبه گفت در صورتی که تهران فعالیت بر روی موشک‌های بالستیک یا هرگونه برنامه ساخت سلاح هسته‌ای را از سر بگیرد، ممکن است از دور تازه‌ای از حملات هوایی اسرائیل حمایت کند.

ایالات متحده و اسرائیل در ماه ژوئن به مدت ۱۲ روز حملات هوایی علیه اهداف نظامی و تأسیسات هسته‌ای ایران انجام دادند؛ حملاتی که به گفته آن‌ها با هدف متوقف کردن تلاش‌ها برای دستیابی به توان ساخت سلاح اتمی صورت گرفت.

ایران می‌گوید برنامه انرژی هسته‌ای‌اش کاملاً صلح‌آمیز است و هرگز برای ساخت بمب هسته‌ای تلاش نکرده است.



نظر شما درباره این مقاله:








بیش از ۸۵ سال حبس برای ۱۳ فعال مدنی آذربایجانی
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 18:03

بیش از ۸۵ سال حبس برای ۱۳ فعال مدنی آذربایجانی


دادگاه انقلاب تبریز با صدور احکام سنگین حبس برای ۱۳ فعال تُرک آذربایجانی، بار دیگر برخوردهای قضائی با فعالان اقلیت‌های قومی و ملی در ایران را برجسته کرد.

شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز در روزهای اخیر احکام سنگین حبس تعزیری را علیه گروهی از فعالان سیاسی و مدنی تُرک آذربایجانی صادر کرده است؛ احکامی که در مجموع به بیش از ۸۵ سال زندان می‌رسد. این احکام علیه ۱۳ شهروند ساکن تبریز و شهرهای اطراف صادر شده؛ افرادی که از اواخر شهریورماه ۱۴۰۲ بازداشت و پس از ماه‌ها بازجویی، انفرادی و بلاتکلیفی، با قرار وثیقه به‌طور موقت آزاد شده بودند.

سینا یوسفی، وکیل دادگستری و حقوقدان، با انتشار اطلاعات این پرونده اعلام کرده است که شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی رضا عبدی، این فعالان را به اتهام‌هایی چون «تشکیل و عضویت در گروه غیرقانونی» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» محکوم کرده است. به‌گفته او، رأی صادره به‌صورت استنساخ به وکلای پرونده ابلاغ شده و طبق قانون، امکان اعتراض به آن در دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی وجود دارد.

بر اساس دادنامه صادرشده، یوروش (ییلماز) مهرعلی‌بیگلو به‌عنوان یکی از چهره‌های اصلی این پرونده، به اتهام «تشکیل گروه» به ۶ سال و ۲ ماه حبس تعزیری و به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به ۳ سال و ۷ ماه زندان محکوم شده است. سایر متهمان، از جمله داود شیری، حامد یگانه‌پور، ابراهیم عوض‌زاده، آراز ابراهیم‌نژاد، حسین آزادی، امیرحسین آقایی، جواد سودبر، ناصر رزمجو، مهرداد قادری، علی بابایی، مرتضی نورمحمدی و محمدرضا موحد، هر یک به ۳ سال و ۷ ماه حبس بابت اجتماع و تبانی و ۲ سال و ۹ ماه زندان بابت «عضویت در گروه» محکوم شده‌اند.

یک منبع مطلع گفته است که محور اصلی این پرونده فعالیت این افراد در گروهی با نام «دموکراتلار» بوده است؛ گروهی که به‌گفته نزدیکان متهمان، فعالیتی مسالمت‌آمیز، مدنی و در چارچوب قانون اساسی داشته اما از سوی نهادهای امنیتی و دادستانی تبریز به‌عنوان مصداق جرم امنیتی تلقی شده است. این نگاه، بار دیگر بحث مرز میان فعالیت مدنی و اتهام‌های امنیتی را در فضای عمومی برجسته کرده است.

بخش قابل توجهی از گزارش‌ها به نحوه بازداشت و روند دادرسی این فعالان بازمی‌گردد. بنا بر اظهارات وکلای پرونده و گزارش نهادهای حقوق بشری، بسیاری از این افراد ماه‌ها در بازداشتگاه‌های امنیتی نگهداری شده، دوره‌هایی از انفرادی را گذرانده و با آن‌چه «شکنجه و بازداشت غیرقانونی» توصیف شده، مواجه بوده‌اند.


رادیو زمانه



نظر شما درباره این مقاله:








سومین روز اعتراضات در ایران
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 16:26

سومین روز اعتراضات در ایران


اعتراض‌ها به گرانی در ایران در روز سه‌شنبه ۹ دی در تهران ادامه یافت و به برخی از شهرهای بزرگ ایران از جمله؛  اصفهان، کرمانشاه، شیراز و یزد نیز کشیده شد. در چند دانشگاه بزرگ تهران، دانشجویان نیز به این اعتراض‌ها پیوستند.

بر پایه این گزارش‌ها، بازار بزرگ تهران برای سومین روز پیاپی در اعتصاب به سر می‌برد و فضای امنیتی در برخی نقاط شهر مشاهده می‌شود. تجمع‌هایی در محدوده خیابان ملت و سرای ملی گزارش شده و فعالیت اقتصادی در بخش‌هایی از بازار متوقف شده است.

ویدیوهای منتشرشده از تهران هم‌چنین تعطیلی گسترده بخش‌هایی از بازار و شکل‌گیری تجمعات پراکنده اعتراضی، ازجمله در محدوده ونک و خیابان ملاصدرا را نشان می‌دهد.

همچنین گزارش‌هایی از اعتصاب و تجمع بازاریان در خیابان صابونیان در بازار شوش تهران، سرای ملی، بازار زرگرها در بازار بزرگ تهران و محدوده بازار سید اسماعیل منتشر شده است. معترضان در بازار آهن تهران (شادآباد) نیز تجمع کرده‌اند.

برخی تصاویر از روز سه‌شنبه نشان‌دهندۀ حمله گارد ویژه با گاز اشک‌آور به معترضان در میدان شوش تهران است.

تصاویری منتشر شده که نشان می‌دهد نیروهای انتظامی وارد بازارچه‌ها شده‌اند و کسبه را تهدید به بازگشایی مغازه‌هایشان می‌کنند.

دیگر گزارش‌ها حاکی است روز سه‌شنبه معترضان از سمت چهارراه گلوبندک به سمت بخشی از خیابان خیام حرکت کردند و در این محدوده، درگیری و تنش گزارش شده و مأموران برای متفرق کردن جمعیت اقدام کرده‌اند.

از اصفهان، کرمانشاه، شیراز و یزد نیز گزارش‌هایی از تجمعات اعتراضی طی روز سه‌شنبه مخابره شده و در مشهد، تصاویر از حضور سنگین نیروهای امنیتی و ضدشورش حکایت دارد.

دانشجویان نیز به اعتراضات پیوستند

برخی تصاویر نیز از تجمع و راهپیمایی دانشجویان در دانشگاه‌های تهران، علم و صنعت، طباطبایی، علم و فرهنگ، خواجه‌نصیر و بهشتی تهران و دانشگاه صنعتی اصفهان طی روز سه‌شنبه حکایت دارد.

خبرنامه امیرکبیر از  تجمع دانشجویان در دانشگاه بهشتی خبر داده که براساس فراخوان قبلی دانشجویان برای ابراز همبستگی با مردم معترض خیابان برگزار شده بود.

خبرنامه امیرکبیر از بازداشت چند تن از دانشجویان در روز سه‌شنبه خبر داده است. بنابر این گزارش، سه تن از دانشجویان دانشگاه تهران پس از تجمع امروز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. هویت بازداشت‌شدگان شاهین شکوهی، دانشجوی مقطع دکتری رشته جامعه‌شناسی، عارف هادی‌نژاد، دانشجوی کارشناسی رشته فلسفه ورودی ۱۴۰۲ و مبین امینیان، دانشجوی کارشناسی رشته فلسفه ورودی ۱۴۰۲ اعلام شده است.

علاوه‌براین‌‌ها، ابوالفضل مروتی، دانشجوی کارشناسی‌ارشد ورودی ۱۴۰۳ رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. خبرنامه امیرکبیر نوشته، بازداشت این دانشجو در جلوی درب دانشگاه و در مقابل دیدگان دیگر دانشجویان صورت گرفته و نیروهای امنیتی با ضرب و شتم او را ربوده‌اند.

تجمع و راه‌پیمایی گسترده در کرمانشاه

گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده از کرمانشاه نیز حاکی از تجمع و راه‌پیمایی گسترده مردم و کسبه در خیابان مصدق این شهر در روز سه‌شنبه ۹ دی است. بر پایه این گزارش‌ها، اعتراض‌ها با حضور پرشمار شهروندان ادامه داشته و شماری از پاساژها و مراکز کسب‌وکار از جمله پاساژهای سروش، ولیعصر، میرداماد، ارگ و حافظ تعطیل شده‌اند.

تصاویر دریافتی از کرمانشاه نشان‌دهندۀ حضور سنگین مأموران حکومتی و شلیک گاز اشک‌آور از سوی آنان به سوی جمعیت است. به گفته منابع محلی، این اعتراض‌ها در واکنش به آنچه معترضان «فروپاشی اقتصادی» و «بحران معیشتی» می‌خوانند، شکل گرفته است.

اعتراض‌های این سه روز به‌دنبال افزایش شدید قیمت ارزهای خارجی و سکه طلا صورت می‌گیرد که روز یکشنبه از مراکز خرید عمده مرکز شهر تهران آغاز شد.

در مورد اعتراضات روز دوشنبه، در روندی کم‌سابقه، رسانه‌های حکومتی هم وقوع این اعتراضات را گزارش کرده و اخباری در مورد آن منتشر کردند. ازجمله خبرگزاری فارس نوشت که در مسیر چهارراه استانبول به میدان خمینی، شعارهایی با مضامین سیاسی از جمله «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» و «رضاشاه روحت شاد» سر داده شد. این خبرگزاری این شعارها را به «چند نفر از لیدرهای حاضر» منسوب دانست.

واکنش‌های داخلی و خارجی به اعتراضات

گسترش اعتراض‌ها به گرانی و نوسان شدید قیمت ارز در ایران با واکنش‌هایی در داخل و خارج کشور همراه شده است.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، روز دوشنبه در سخنانی مدعی شد که «معیشت مردم دغدغه هر روز» اوست و گفت «اقدامات اساسی برای اصلاح نظام پولی و بانکی و حفظ قدرت خرید مردم» در دستور کار دولت قرار دارد.

او همچنین اعلام کرد که به وزیر کشور مأموریت داده است «از مسیر گفت‌وگو با نمایندگان معترضان، مطالبات برحق آن‌ها را بشنود». او سپس با «جمعی از رؤسای اصناف، اتحادیه‌ها، اتاق‌های بازرگانی و اعضای هیئت امنای بازار» دیداری داشت.

در واکنش به این تحولات، رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس گفت تا زمانی که «این رژیم» بر سر کار است، وضعیت اقتصادی کشور «رو به زوال» خواهد بود. او همچنین نیروهای امنیتی را خطاب قرار داد و نوشت: «این نظام در حال فروپاشی است. در مقابل مردم نایستید. به مردم بپیوندید».

هم‌زمان، وزارت خارجه ایالات متحده با انتشار پیامی در حساب فارسی خود در شبکه ایکس اعلام کرد که آمریکا از «صدای مردم ایران» حمایت می‌کند و اعتراض‌ها را نشانه خستگی جامعه از «سیاست‌های شکست‌خورده» جمهوری اسلامی دانست.

مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، نیز گفت مردم ایران خواهان آزادی هستند و سال‌ها از حکومت روحانیان رنج برده‌اند.

مایک پومپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا، نیز در واکنش به این اعتراض‌ها نوشت مردم ایران سزاوار دولتی «نماینده و پاسخگو» هستند و حکومت جمهوری اسلامی با «افراط‌گرایی و فساد» کشوری را که می‌توانست شکوفا باشد، ویران کرده است.

همچنین سناتور راجر ویکر، از ایالت می‌سی‌سی‌پی، اعلام کرد که از اعتراض ایرانیان علیه «اقتصادی ویران» حمایت می‌کند.

واکنش مقام‌های حکومتی

در داخل ایران، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، گفت «بدخواهان» در پی کشاندن مطالبات مردم به «آشوب» هستند و مدعی شد مردم مانع «انحراف اعتراض‌ها» خواهند شد.

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت نیز گفت اعتراض‌ها را به رسمیت می‌شناسیم و دولت صداهای تند را هم خواهد شنید.

به‌گفته خانم مهاجرانی مردم زمانی صدای خود را بلند می‌کنند که فشار بالایی بر آن‌ها وارد شده باشد.

در همین حال، مصطفی تاج‌زاده، زندانی سیاسی، اعتراض‌های مردمی را «حق» شهروندان دانست و ریشه بحران کنونی را در ساختار سیاسی حاکم توصیف کرد. هم‌زمان گزارش‌هایی از ارسال پیامک‌های هشدارآمیز برای شهروندان در ایران منتشر شده که در آن نسبت به حضور در تجمع‌های اعتراضی هشدار داده شده است.

اعتراض‌ها که از یکشنبه با تجمع بازاریان در تهران آغاز شد، روز دوشنبه به شهرهای دیگری نیز گسترش یافت و شعارهایی علیه وضعیت اقتصادی و حاکمیت سر داده شد.

روز دوشنبه گروهی از نمایندگان مجلس با ارسال نامه‌ای خواستار اصلاح لایحهٔ بودجهٔ ۱۴۰۵ و بازنگری در سیاست‌های ارزی دولت شدند و هشدار دادند افزایش نرخ ارز به تشدید تورم و فشار معیشتی می‌انجامد.

درپی این تحولات، مهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهوری اعلام کرد که محمدرضا فرزین از سمت ریاست کل بانک مرکزی کنار رفته و عبدالناصر همتی «جایگزین او خواهد شد».

تلاش سران سه قوه برای کاهش مالیات اصناف

در حالی که اعتراض کسبه و بازاریان به افزایش قیمت دلار همچنان ادامه دارد، رئیس سازمان مالیات از تصویب «سه تصمیم مهم» سران قوا برای کاهش و تخفیف مالیات اصناف خبر داده است.

این مضوبه‌ها شامل تجدیدنظر در فراخوان‌های مالیات بر ارزش افزوده، تمدید پذیرش رسید کارتخوان به‌عنوان صورتحساب الکترونیکی و بخشودگی جریمه‌های مالیاتی است.

بر اساس همین تصمیم، امکان بخشودگی ۱۰۰ درصدی جریمه عدم صدور صورتحساب الکترونیکی به مدت یک سال دیگر تمدید شده است.

این اقدام در حالی است که گستردگی اعتراضات به گرانی فقط به اصناف محدود نیست و بر اساس تصاویر منتشر شده، شعروندان عادی معترض به گرانی را هم شامل شده است.

حمیدضا رستگار، رئیس اتاق اصناف تهران می‌گوید: «نوسانات ارزی اثری جدی روی تمام کسب و کارها گذاشته است. امیدواریم روزی برسد که ارز و دلار از اقتصاد کشور ما برچیده شود زیرا آفتی برای کشور است. ما می‌توانیم از این جریان عبور کنیم و این امکان وجود دارد؛ ولی کار باید دست کاردان باشد.»

اعتراض اصناف و مغازه‌داران از دو روز پیش آغاز شد و بسیاری از مغازه‌ها در تهران و سایر شهرها محل کسب خود را بستند و دست به اعتراض زدند.

آنها می‌گویند که با افزایش نرخ دلار امکان فعالیت ندارند چون باید همان جنس را، در صورت فروش، با قیمت بالاتری بخرند.


منبع گزارش‌: رادیو فردا، خبرنامه امیرکبیر



نظر شما درباره این مقاله:








امارات نیروهای باقی‌مانده خود در یمن را خارج می‌کند
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 16:00

امارات نیروهای باقی‌مانده خود در یمن را خارج می‌کند


یمنا احاب، نایرا عبدالله و مها الدهان / خبرگزاری رویترز / ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵ 

امارات متحده عربی روز سه‌شنبه اعلام کرد که پس از آنکه عربستان سعودی از درخواست خروج نیروهای اماراتی از یمن ظرف ۲۴ ساعت حمایت کرد، این کشور نیروهای باقی‌مانده خود را از یمن خارج می‌کند.

این اقدام پس از حمله هوایی ائتلاف به رهبری عربستان به بندر جنوبی «المکلا» در یمن صورت گرفت.

این حمله که به گفته ریاض، یک محموله تسلیحاتی مرتبط با امارات را هدف قرار داده بود، مهم‌ترین تنش میان ریاض و ابوظبی تاکنون و نشانه‌ای از شکاف رو به گسترش میان این دو قدرت خلیج فارس به شمار می‌رود.

این دو کشور که زمانی ستون‌های اصلی امنیت منطقه بودند، اکنون در موضوعاتی از سهمیه‌بندی نفت گرفته تا نفوذ ژئوپلیتیک، اختلاف منافع پیدا کرده‌اند.

عربستان سعودی که امنیت ملی خود را «خط قرمز» اعلام کرده، در روز سه‌شنبه مدعی شد امارات، جدایی‌طلبان جنوب یمن را برای انجام عملیات نظامی که تا مرزهای پادشاهی پیش رفته، تحت فشار قرار داده است.

این شدیدترین موضع‌گیری ریاض علیه امارات از زمان آغاز اختلافات میان دو کشور همسایه است؛ کشورهایی که زمانی در قالب ائتلافی علیه حوثی‌های مورد حمایت ایران در یمن همکاری می‌کردند، اما منافعشان در سال‌های اخیر به‌طور فزاینده‌ای از یکدیگر فاصله گرفته است.

تنش‌ها در داخل ائتلاف زمانی افزایش یافت که ابوظبی از جدایی‌طلبان جنوبیِ خواهان خودمختاری حمایت کرد، در حالی که ریاض همچنان از دولت به رسمیت شناخته‌شده یمن پشتیبانی می‌کرد؛ موضوعی که در نهایت به شکافی آشکار میان این دو متحد خلیجی انجامید.

روز سه‌شنبه، ائتلاف تحت رهبری عربستان اعلام کرد که اسکله‌ای را هدف قرار داده که برای ارائه حمایت نظامی خارجی به جدایی‌طلبان مورد حمایت امارات استفاده می‌شد. رئیس شورای ریاست‌جمهوری یمن که مورد حمایت عربستان است، به نیروهای اماراتی ۲۴ ساعت مهلت خروج داد.

امارات در بیانیه‌ای اعلام کرد که از این حمله هوایی «غافلگیر» شده و محموله‌ای که هدف قرار گرفته بود، حامل سلاح نبوده و برای نیروهای اماراتی ارسال می‌شده است.

به گزارش خبرگزاری دولتی یمن، رشاد العلیمی، رئیس شورای ریاست‌جمهوری یمن، توافق دفاعی با امارات را لغو کرد و در سخنرانی تلویزیونی، امارات را به دامن‌زدن به درگیری در یمن از طریق حمایت از شورای انتقالی جنوب (STC) متهم کرد.

او گفت: «متأسفانه به‌طور قطعی تأیید شده است که امارات متحده عربی، شورای انتقالی جنوب را برای تضعیف و شورش علیه اقتدار دولت از طریق تشدید نظامی تحت فشار قرار داده و هدایت کرده است.»

امارات پیش‌تر تأکید کرده بود که «برخورد با تحولات اخیر باید مسئولانه و به‌گونه‌ای انجام شود که از تشدید تنش جلوگیری کند و بر پایه حقایق قابل اتکا و هماهنگی موجود میان طرف‌های ذی‌ربط باشد.»

شاخص‌های اصلی بورس در کشورهای خلیج فارس کاهش یافت.

عربستان سعودی و امارات هر دو از بازیگران اصلی گروه صادرکنندگان نفت اوپک هستند و هرگونه اختلاف میان آنها می‌تواند دستیابی به اجماع درباره تصمیمات مربوط به تولید نفت را دشوار کند.

این دو کشور به همراه شش عضو دیگر اوپک‌پلاس قرار است روز یکشنبه به‌صورت آنلاین تشکیل جلسه دهند و نمایندگان اوپک‌پلاس می‌گویند سیاست کنونی این گروه برای عدم تغییر تولید در سه‌ماهه نخست ادامه خواهد یافت.



نظر شما درباره این مقاله:








جایی که خدا هم ثانوی می‌شود
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 15:56

جایی که خدا هم ثانوی می‌شود


جواد کاشی

مطالبات رفاهی و اقتصادی از همان روزهای نخست استقرار نظام تحقیر ‌شدند. فرض بر آن بود که دین و ارزش‌های معنوی اصالت دارند و هر چیز دیگر در مراتب بعدی اهمیت‌اند.

نظام بر نیرومندترین ذخیره فرهنگی و تاریخی مردم تکیه کرده بود. اطمینان داشت و دارد که هیچ جریان و نیرویی حریف آن نخواهد بود. در این زمینه اشتباه هم نمی‌کرد. دهه‌های متمادی همه نیروهای مخالف خود را با تکیه بر دین سرکوب و از میدان به در کرده است.

نظام می‌توانست ناکارآمدی‌ها، فسادها، ناتوانی‌ها و زیاده‌خواهی‌های نامشروع را با تکیه بر دین بی‌هزینه کند. هیچ اصلاحی در ساختار خود نپذیرد، همه چیز را بر شاخص ویرانگر ارادت بازیگران فرصت‌طلب بنا کند، هزینه‌های گزاف برای مردم بسازد، اما از ناحیه اعتراضات مردم اطمینان خاطر داشته باشد. اطمینان داشت هنوز هم دارد  که صدای مردم به جایی نخواهد رسید. تا زمانی که اقلیت متدین جانبدار نظام باشند، دیگران هیچ وزنی و صدایی ندارند حتی اگر در اکثریت باشند. آن اقلیت بر دیوار محکم حقایق دینی تکیه دارند و آن اکثریت معترض بر نیازهای مادی‌شان. با این معادله، آن اقلیت زور بیشتری از آن اکثریت تولید می‌کند.

اما و صد اما که داستان تغییر کرده است. قاعده تکیه مطمئن بر ذخیره ارزش‌های دینی کارآمدی خود را از دست داده است. نرخ نامعقول تورم، کاهش ارزش پول، تداوم بحران اقتصادی و تداوم فساد و ناکارآمدی برای چند دهه، معنای تازه‌ای در عرصه سیاسی ایران ایجاد کرده است: حقیقتی به نام خواست بقاء قد علم کرده است.

آنچه مردم به نام شکایت از تورم و ارزش پول ملی می‌خواهند مطالبه اقتصادی نیست. مطالبه امکان اقلی حیات است. احساس خطر می‌کنند. خطری که موجودیت‌ خود و فرزندان‌شان را بر لبه پرتکاه نیستی قرار داده است. در چنین شرایطی حتی خدا نیز موضوعیتی ثانوی پیدا می‌کند.

مردم خدا را به خاطر حیاتی که به آنها عطا کرده می‌ستایند. هنگامی که همه امکان‌های حیات‌شان را در معرض مخاطره ببینند دیگر ستایش خدا را هم فراموش می‌کنند. رویاروی حقیقتی که یک روز به نام ارزش‌های دینی بنا شد، حقیقت دیگری قد علم کرده است: تلاش برای نجات زندگی. چیزی که بر ارزش‌های دینی تقدم دارد.

نظامی که روزی بر ذخائر قدرتمند دینی استوار شد، از این توان و استعداد و هوشمندی بهره دارد که بر ذخیره قدرتمندتری به نام خواست جمعی بقاء و نجات زندگی تکیه کند؟ هر روز که می‌گذرد این امید کمتر می‌شود.


منبع: تلگرام نویسنده
@javadkashi



نظر شما درباره این مقاله:








قدیانی: خواست سقوط نظام باید به فریاد بدل شود
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 10:40

قدیانی: خواست سقوط نظام باید به فریاد بدل شود


ابوالفضل قدیانی
زندان اوین

خامنه‌ای با نصیحت، تن به رها کردن این قدرت شیطانی نخواهد داد

فرصت‌ها یکی پس از دیگری از دست رفته‌اند، هر دقیقه و ساعتی هم که می‌گذرد فرصت‌های دیگری هم از دست می‌روند و مجال گذار مسالمت‌آمیز و خشونت‌پرهیز و کم‌هزینه از حکومت فاسد جمهوری اسلامی یعنی حکومت شیطانی استبداد مطلقهٔ فقیه به سرکردگی علی خامنه‌ای جنایت‌پیشه و تبهکار ایران به یک جمهوری دمکراتیک سکولار بر پایهٔ حقوق بشر تنگ‌تر می‌شود.

چشم‌انداز مداخلهٔ گسترده‌تر خارجی بیشتر شده است و دیگر بیم آن می‌رود که صحنهٔ سیاست داخلی ایران را نه مردم ایران بلکه قدرت‌های خارجی بخصوص امریکا با همکاری حکومت نسل‌کش اسرائیل تعیین کنند. آنچه بارها گفته‌ام و بسیاری دیگر هم به انحای مختلف گفته‌اند را تکرار نمی‌کنم.

بطور خلاصه حکومت استبداد دینی با هدایت علی خامنه‌ای مستبد قدرت‌پرست ایران در تمام شئون این کشور اعم از اقتصاد، فرهنگ، سیاست داخی و خارجی به آستانهٔ فروپاشی رسیده است. یا بهتر است بگویم که به فروپاشی رسیده است. سال‌های سال است که راه هرگونه اصلاح حتی اصلاح امور کوچک و پیش پا افتاده نیز مسدود شده است. (البته باید تاکید کنم از همان ابتدای روی کار آمدن دولت اصلاحات با توطئه‌های علی خامنه‌ای و دارودسته‌اش کم و بیش معلوم شد که این نظام اصلاح ناپذیر است).

شبح جنگ گسترده‌تر خارجی بر کشور سایه افکنده و سرمایه اجتماعی به قهقرا رفته است. پرواضح است که ادامه این وضعیت تنها دوره‌ٔ گذار از این حکومت را سخت‌تر و دردناک‌تر می‌کند. اگر علی خامنه‌ای تبهکار به تغییر تن نمی‌دهد و کناره‌گیری نمی‌کند باید او را به تن دادن به خواست ملت وادار کرد وگرنه قدرت‌های خارجی برای سرنوشت این کشور تصمیم خواهند گرفت و دوران حکومت‌های استبدادی وابسته به بیگانگان فرا خواهد رسید که این یعنی اسارت جدید ملت، سراب بودن اصلاح تدریجی نظام از درون دیری‌ست که بر همگان واضح شده و دیگر به نیت یا قوای عقلی کسانی که بر این طبل توخالی می‌کوبند باید به دیدهٔ تردید نگریست.

اگر فرصتی برای این کشور باشد برگزاری رفراندوم تغییر نظام جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس موسسان جهت تدوین قانون اساسی جدید است. این مهم قطعا با تسلط علی خامنه‌ای بر ارکان قدرت میسر نخواهد بود و با نصیحت و درخواست ناصحان تن به رها کردن این قدرت شیطانی نخواهد داد، خواست همگانی سقوط نظام فاسد جمهوری اسلامی باید به فریاد بدل شود و در کوی و برزن و کوچه و خیابان ارکان قدرت او را متزلزل سازد تا او تن به کنار رفتن مسالمت‌آمیز از قدرت بدهد و جمعی از کسانی که متعهد به تحول بنیادین هستند متکفل برگزاری انتخابات مجلس موسسان تدبیر کردن گذار کم‌هزینه از نظام فاسد و مفسد استبداد دینی ولایت مطلقهٔ فقیه به نظام جمهوری دمکراتیک سکولار مبتنی بر پایه حقوق بشر شوند.

مسکوت گذاشتن مسئله خیابان و بهتر بگویم چشم‌پوشی عامدانه از وجوب اعتراض مسالمت‌آمیز خیابانی که حتی در همین قانون اساسی معیوب و پرتناقض و پرتبعیض فعلی نیز از حقوق ملت شمرده می‌شود دیگر به هیچ وجه قابل چشم‌پوشی نیست، این سکوت از جانب جریان‌های سیاسی ملی با هر گرایشی تاوان سنگین خواهد داشت.

مسئله ایران و پاسخ آن دیگر اظهر من‌الشمس است. عدم ایفای نقش بایسته تاریخی در تاریخ این سرزمین تنها به نام اشتباه تاریخی ثبت نخواهد شد. تاریخ دربارهٔ ما بی‌رحمانه قضاوت خواهد کرد نباید اجازه داد علی خامنه‌ای مستبد قدرت‌پرست حاکم بر ایران پروژهٔ ناتمام خود یعنی انهدام ایران را چه به دست خود چه به دست اجنبی به اتمام برساند، سال‌های پیش رو می‌تواند سال‌های حسرت ملی باشند، حسرت از‌ رفتن «فرصت ایران»، مگر اینکه مردان و زنان دوشادوش هم از خویش برون آیند و کاری بکنند، که به اعتقاد من چاره‌ای جز بپا خواستن نداریم.

اکنون دو روز است که کسبه و تجار در صنوف مختلف در اعتراض به این فاجعهٔ اقتصادی دست به اعتصاب گسترده زده‌اند و این اعتصاب درحال گسترش به سراسر کشور است. این اعتراض و اعتصاب ابتدا صنفی بود که به سرعت تبدیل به اعتراضات سیاسی خواهد شد یا شده است چون در این کشور با وجود حکومت ضد حقوق بشر دینی و تسلط جنون آسای علی خامنه‌ای که دشمنی او با ملت ایران پایان ناپذیر است امری از امور نیست که سیاسی نشده باشد.

به‌هرحال این اعتصاب و اعتراض اقدام مبارکی است که مردم شریف ایران درحال حمایت از این اقدام‌اند و امیدوارم که منجر به خیزش ملی و قیام سراسری مردم جهت سقوط نظام ضد ملی و ضد بشری جمهوری اسلامی شود چون نجات ایران منوط به سقوط نظام جمهوری اسلامی است.

بند ۷ زندان اوین
۱۴۰۴/۱۰/۹



نظر شما درباره این مقاله:








ترامپ: اسرائیل سیاست‌های خود در کرانه باختری
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 10:25

ترامپ: اسرائیل سیاست‌های خود در کرانه باختری




نظر شما درباره این مقاله:








اعتراضات بازار گوشه‌ای از خشم فروخفته مردم است
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 9:20

اعتراضات بازار گوشه‌ای از خشم فروخفته مردم است




نظر شما درباره این مقاله:








فراخوان سراسری اعتراضی در دفاع از مردم ایران
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 9:14

فراخوان سراسری اعتراضی در دفاع از مردم ایران




نظر شما درباره این مقاله:








سخنان ترامپ در مورد ایران، حماس و حزب‌الله
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 8:47

سخنان ترامپ در مورد ایران، حماس و حزب‌الله




نظر شما درباره این مقاله:








اعتراضات کسبه در ایران؛ چرا بازار فریاد می‌زند؟
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 8:12

اعتراضات کسبه در ایران؛ چرا بازار فریاد می‌زند؟




نظر شما درباره این مقاله:








گزارش میدانی از دومین روز اعتراضات بازار موبایل
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 8:08

گزارش میدانی از دومین روز اعتراضات بازار موبایل


بنفشه سام‌گیس / اعتماد

پیش از ظهر دوشنبه و در دومین روز اعتراضات صنفی بازار موبایل تهران به افزایش بی‌رویه قیمت دلار، جمعی از کسبه از بازار بزرگ سبزه میدان، فروشندگان لوازم صوتی و تصویری در خیابان جمهوری، بازار پوشاک کویتی‌ها، کسبه ساختمان آلمینیوم، فروشندگان لوازم یدکی در خیابان‌های چراغ برق و امیر کبیر و میدان توپخانه و بلورفروش‌ها در میدان شوش هم، در واکنش به نابسامانی قیمت ارز و در حمایت از فروشندگان موبایل، مغازه‌های خود را تعطیل کرده، کرکره‌ها را تا نیمه پایین کشیدند یا فروش را متوقف کردند.

طبق مشاهدات میدانی بعد از ظهر تا عصر دیروز خبرنگار اجتماعی «اعتماد» از چهارراه ولیعصر تا سه‌راه جمهوری و تقاطع پل حافظ و خیابان جمهوری، در این مسیرها، هم تعداد ماموران انتظامی و امنیتی مستقر خیلی زیاد بود و هم پی در پی، تعداد زیادی از نیروهای یگان ویژه و انتظامی با موتور به سمت این مسیرها می‌رفتند. در این محدوده، بسیاری از مغازه‌های فروش لوازم صوتی و تصویری از برندهای معروف، تعطیل بودند و کرکره‌هایشان بسته بود و تعدادی دیگر هم کرکره‌ها را تا نیمه پایین کشیده بودند و اگرچه که چراغ مغازه‌ها روشن بود و فروشنده‌ها هم داخل مغازه بودند، اما یا مشتری به داخل مغازه راه نمی‌دادند، یا حاضر نبودند قیمت از کالاهایشان بدهند.

صاحب یکی از مغازه‌های فروش لوازم صوتی تصویری نزدیک به سه راه جمهوری، در توضیح وضعی که طی چند روز اخیر و به دنبال افزایش قیمت دلار در بازارهای تهران پیش آمده، به «اعتماد» گفت: «از اول هفته، با وضع بسیار بدی مواجه شده‌ایم. شرکت‌ها حاضر نیستند به ما جنس بفروشند. خودمان هم بلاتکلیفیم. صبح یک قیمت داریم و بعد از ظهر یک قیمت. وقتی مشتری می‌آید، از او می‌خواهیم که صبر کند تا قیمت روز بگیریم و البته مشتری هم قبول نمی‌کند و از خرید منصرف می‌شود. در هیچ سالی با چنین وضعی مواجه نبوده‌ایم. قیمت اجناس ما باید یک نرخ ثابت باشد تا مشتری هم راضی به خرید شود ولی ۳ روز است که هیچ فروش نکرده‌ایم.»

کمی جلوتر از این مغازه، فروشنده دیگری که مشغول تنظیم حساب و کتاب است، می‌گوید که در این سه روز، مشتری هم آمده ولی واقعیت را به مشتری گفته و اینکه چون خودش مجبور بوده گران بخرد، ناچار است گران هم بفروشد.

تا عصر دیروز و در دومین روز اعتراضات صنفی فروشندگان موبایل و سایر اصناف، هر چه فاصله مغازه‌ها با بازار موبایل علاءالدین، کمتر می‌شد، به تعداد مغازه‌هایی که به‌طور کامل، تعطیل کرده و کرکره‌هایشان را پایین کشیده بودند هم اضافه می‌شد. بین چند مغازه کاملا تعطیل، صاحب یکی از مغازه‌ها که پشت کرکره‌های نیمه بسته نشسته بود، در توضیح شرایط نابسامان اقتصادی که تمام اصناف را درگیر کرده، به خبرنگار «اعتماد» گفت: «۳ روز است که هیچ مشتری نداریم. فروش هم نداریم. با این وضع قیمت دلار، حتی قادر نیستیم جنس بخریم. ما از بانه و گناوه جنس می‌خریم ولی آنها هم حاضر نیستند با این وضع دلار به ما جنس بفروشند و می‌گویند جنس نمی‌فروشیم تا از این هم گرانتر شود. واقعا نمی‌دانیم با این وضع تا چه زمانی می‌توانیم ادامه دهیم. همین حالا هم قیمت اجناس ما نسبت به دو هفته قبل چند برابر گران شده. تلویزیون ۶۵ اینچ، ظرف دو ماه ۱۰ میلیون تومان گرانتر شده و مشتری حاضر به خرید نیست. تا امروز با چنین وضعی مواجه نبودیم. هر که وارد مغازه می‌شود بعد از کلی چانه و درخواست تخفیف، می‌خواهد با چک و قسطی خرید کند که این یعنی ضرر در ضرر. چون با این وضع بازار، فروش قسطی، دیوانگی محض است.»

نزدیک تقاطع حافظ و جمهوری، دو سمت خیابان پر است از بازارهای بزرگ فروش موبایل. چند بازار، درهای کرکره‌ای دارند و چند بازار، درهای نرده‌ای طوری که از پشت نرده‌ها، مغازه‌های داخل بازار معلوم است؛ مغازه‌هایی با چراغ‌های خاموش و تعطیل. کرکره تمام بازارها هم پایین است. فروشنده‌های مغازه‌ها، توی پیاده رو ایستاده‌اند و می‌گویند که چون از روز یک‌شنبه تصمیم گرفته‌اند که فروش را متوقف کنند، هیات‌مدیره بازارها هم در همراهی با فروشنده‌ها و در اعتراض به قیمت دلار، دستور به تعطیلی کامل بازارها داده‌اند. یکی از فروشنده‌ها می‌گوید: « اگر مغازه را باز می‌گذاشتیم، مردم در اعتراض شیشه هایمان را می‌شکستند.»

فروشنده‌ها می‌گویند که تصمیم به توقف فروش و اعتراض، صبح یک شنبه و توسط فروشندگان بازار علاء‌الدین اعلام شد و از ظهر یک‌شنبه، باقی بازارها هم به همکارانشان در بازار علاء‌الدین ملحق شده و با دست کشیدن از فروش از این تصمیم حمایت کرده‌اند. یکی از فروشنده‌ها که به نرده‌های یکی از بازارهای تعطیل شده تکیه داده، با دلخوری از افزایش قیمت دلار که کاسبی و زندگی هزاران نفر از کاسبان بازار موبایل خیابان جمهوری را مختل کرده می‌گوید: «در این سه روز، هیچ کدام از مسوولان از ما حمایت نکردند. حتی پیگیر نشدند که این قیمت دلار بر زندگی ما چه تاثیری دارد. یک جایی باید تصمیم می‌گرفتیم که اعتراض‌مان را نشان دهیم. با این وضع قیمت دلار حتی یک قاب گوشی هم نمی‌توانیم بفروشیم و برای مسوولان اصلا مهم نیست که زندگی ما با فروش موبایل و تجهیزات جانبی اداره می‌شود.»

نبش تقاطع حافظ و جمهوری تا جلوی بازار بزرگ چارسو، تعداد زیادی از ماموران امنیتی، انتظامی،  بسیج و یگان ویژه، مسلح و با خودروهای چراغ‌دار و ون‌های سفید‌رنگ مستقر شده‌اند. بازار چارسو یکی از مراکزی بود که از عصر یک‌شنبه برای همراهی با تعطیلی بازار موبایل اعلام آمادگی کرده بود. از طبقه همکف بازار می‌توان دید که چراغ سردر اغلب مغازه‌ها در طبقات بالاتر روشن است. در طبقه همکف هم که برندهای معروف موبایل هستند، فروشنده‌ها لابلای میزهای نمایشگر راه می‌روند و با یکدیگر حرف می‌زنند و شوخی می‌کنند و از مشتری هم خبری نیست. خلوتی این بازار بزرگ نشان می‌دهد که یک چیزی درست نیست.

ماموران مغازه‌دارها گفته‌اند با هیچ کسی حرف نزنند

فروشنده یکی از همین برندها در طبقه همکف چارسو، پسرجوانی است که وقتی می‌پرسم «آیا شما امروز فروش داشتید و مشتری برای خرید آمده؟» از من و میز نمایشگر طوری فاصله می‌گیرد و قدم قدم عقب می‌رود انگار من بیماری مسری دارم و باید دور شود تا در امان بماند.

مغازه‌های روبه‌روی مجتمع چارسو،‌‌ خرده‌فروش‌هایی هستند که از دستورات «علاءالدین» تبعیت می‌کنند. داخل یکی از مغازه‌های نبش تقاطع، سه فروشنده نشسته‌اند و یک نفرشان، به محض اینکه می‌فهمد خبرنگارم، از مغازه خارج می‌شود و دو نفر دیگر هم، خودشان را به نشنیدن می‌زنند. وقتی سوالم درباره وضع روزهای یک‌شنبه و صبح تا عصردوشنبه را تکرار می‌کنم، یکی از همین دو نفر می‌گوید که ماموران انتظامی به همه مغازه‌دارها گفته‌اند با هیچ کسی حرف نزنند. دو تا مغازه پایین‌تر، یکی از فروشنده‌ها حوصله توضیح بیشتری ندارد و در جواب دلیل ادامه اعتراضات می‌گوید:‌ «نه می‌توانیم بخریم، نه می‌توانیم بفروشیم. باید تکلیف این وضع روشن شود.»

داخل مغازه دیگری که از تیررس نگاه ماموران مستقر در تقاطع، دور است، سه فروشنده نشسته‌اند. یکی‌شان خیلی خلاصه و بی‌حوصله می‌گوید که شرکت‌های فروش موبایل، از اول هفته حاضر به فروش نشده‌اند و وقتی شرکت‌ها نفروشند، قیمت جنس هم معلوم نیست و بنابراین، مغازه‌ها هم امکان فروش ندارند. همین فروشنده در جواب اینکه این قیمت دلار با این افزایش چه تاثیری بر وضع بازار موبایل داشته، می‌گوید که کمتر از ۳۰ روز، قیمت گوشی موبایل گرانتر شده و در مثال می‌گوید که گوشی ۷ میلیون تومانی، به ۱۸ میلیون تومان رسیده است.

وقتی می‌پرسم از صبح اینجا چه خبر بوده و در تقاطع چه اتفاقی افتاده که این همه مامور اینجا جمع شده، همکارش حرفش را می‌برد و با لحنی عصبی به من می‌گوید: «مامور، به من گفته که حق ندارم حرف بزنم. چرا این سوال‌ها را از ما می‌پرسی؟ مگر من چه چیزی اضافه‌تر از حقم خواستم؟ من فقط درآمدی خواستم که جواب رزق زن و بچه‌ام باشد. من لباس نخواستم، سفر و تفریح و خانه بهتر نخواستم. من فقط به اندازه رزق زن و بچه‌ام خواستم. من با ۴۰۰ هزار تومان ازدواج کردم و حالا همکار من (به همان فروشنده‌ای که اولین جواب‌ها را به من داد اشاره می‌کند و می‌گوید) با ۴۰ میلیون تومان هم نمی‌تواند ازدواج کند و حتی سال به سال هم به شهرستان و به دیدن خانواده‌اش نمی‌رود و حتی روزهای پنج‌شنبه و جمعه هم کار می‌کند و دایم گل می‌کشد تا مشکلاتش را از یاد ببرد.»

مرد باقالی‌فروش جلوی همین مغازه‌ها، همین طور که باقالی‌های داغ روی چرخ دستی‌اش را با کفگیر زیر و رو می‌کند، در جواب سوالم می‌گوید که اینجا، نه گاز اشک‌آور زده‌اند و نه کسی را گرفته‌اند و نه به کسی باتوم زده‌اند و همزمان در چشم‌های من نگاه می‌کند و چشمک می‌زند.

پایین‌تر از ساختمان بورس، بازار بزرگ «موبایل ایرانیان» است با کرکره‌های بسته و چراغ‌های خاموش. مرد لبو فروشی که نبش کوچه بالای بازار موبایل ایستاده می‌گوید این بازار از ساعت ۲ بعد از ظهر دوشنبه تعطیل کرده و قرار است تا ارزان شدن قیمت دلار همین طور کار کند. کمی بالاتر، یک کافه است و پشت یکی از میزها، چند مرد نشسته‌اند و مشغولند به قلیان کشیدن و چای خوردن. اینها، فروشنده‌های بازار علاء‌الدین هستند که ظهر دو‌شنبه، گاز اشک‌آور در چشم و حلق‌شان رفته و می‌گویند که سه نفر از تصمیم‌گیران اصلی هم دستگیر شده‌اند.

مردها صاحب مغازه‌هایی کوچک و ۶ متری در پاساژ علاء‌الدین هستند و باید ماهانه ۲۵۰ میلیون تومان اجاره بدهند و می‌گویند که هر روز تعطیلی هر مغازه، حداقل ۱۰۰ میلیون تومان ضرر دارد ولی باید این وضع به یک نتیجه درست و دایمی برسد. وقتی از وضع قیمت گوشی موبایل می‌پرسم، یکی‌شان می‌گوید: «ظرف یک ماه، قیمت آیفون ۱۶ از ۸۰ میلیون تومان رسیده به ۱۵۲ میلیون تومان و هزینه رجیستری آیفون ۱۷ هم از ۴۰ میلیون تومان رسیده به ۸۴ میلیون تومان و مشتری‌هایمان با این قیمت‌ها تا دو برابر کمتر شده. ما باید یک کاری می‌کردیم. از روز یک‌شنبه توی مغازه‌هایمان نشستیم ولی جنس نفروختیم. ۱۱۰۰ مغازه داخل پاساژ علاء‌الدین است و همگی در این تصمیم نقش داریم. روز دوشنبه هم تمام بازارها به ما ملحق شدند.»



نظر شما درباره این مقاله:








فروم زن، زندگی، آزادی
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 7:38

فروم زن، زندگی، آزادی




نظر شما درباره این مقاله:








سعید معیدفر: شرایط خطیر و خطرناک است
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 30.12.2025, 7:02

سعید معیدفر: شرایط خطیر و خطرناک است


سعید معیدفر گفت: مردم ضربه‌های هولناکی خورده‌اند، سایه جنگ بر سر آن‌هاست، وضعیت اقتصادی‌شان آشفته است، هر روز با بحران‌های جدید و گرانی شدید مواجه‌اند و از هیچ‌سو احساس خوبی دریافت نمی‌کنند.

«سعید معیدفر» جامعه‌شناس و استاد بازنشسته دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره اعتصاب و اعتراض بازاریان تهران و معقولانه‌ترین شیوه مواجهه ساختار حکمروایی با مردم معترض گفت: نباید اجازه داد کار به جایی برسد که تنها راه حل مشکلات مردم، حضور در خیابان و اعتراض باشد. اما مشکلات فراوانی که طی دهه‌ها و حتی در سال‌های اخیر انباشته شده، موجب شکل‌گیری توده‌ای از مسائل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کشور شده است.

انسان‌ها زمانی تن به نظم می‌دهند که از طریق آن امورشان اداره شود
او به مقوله‌ای در حوزه نظریه‌های جامعه‌شناسی اشاره کرد و افزود: انسان‌ها زمانی تن به نظم می‌دهند و حاضرند در چارچوب یک نظم اجتماعی و اخلاقی زندگی کنند که نظم مذکور بتواند امور آن‌ها را اداره کرده و زندگی‌شان را دچار آشفتگی نکند. انسان‌ها تن به جامعه می‌دهند و زیست اجتماعی را می‌پذیرند، تا از این طریق بتوانند آورده بیشتری داشته باشند. انسان‌ها برای بهره‌مندی بیشتر از امکانات موجود، به یک نظم اجتماعی و سیاسی تن داده‌اند. این نظم نوعی میثاق است و اگر یک سوی آن دچار خدشه شود، پایبندی مردم به آن با چالش مواجه می‌شود.»

از مردم نمی‌توان انتظار تحمل مشکلات را داشت
این جامعه‌شناس با اشاره به مشکلات معیشتی مردم، بحران در روابط خانوادگی، محرومیت جوانان از داشتن آینده‌ای مثبت و دلزدگی آن‌ها از حقوق طبیعی خود مانند ازدواج، ادامه داد: این معضلات نشان می‌دهد که جامعه به‌درستی کار نمی‌کند و حال خوبی ندارد. نحوه مدیریت کشور مردم را در وضعیت بدی قرار داده و شهروندان شاهد اضمحلال خودشان هستند. از چنین مردمی نمی‌توان انتظار تحمل مشکلات را داشت. حقیقت آن است که اگر شرایط کنونی ایران در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در هر جامعه دیگری وجود داشت، آن جامعه احتمالاً با فروپاشی مواجه می‌شد؛ اما مردم ایران با سطح بالایی از تحمل، مانع از ازهم‌گسیختگی جامعه شده‌اند.»

مردم به آخرین توان خود رسیده‌اند
معیدفر اعتراضات روز گذشته را نشان‌دهنده این موضوع دانست که مردم به آخرین توان خود رسیده‌اند، افزود: حالا باید با افرادی که به چنین مرحله‌ای رسیده‌اند، چه برخوردی کرد؟ اگر مطالبات مردم از سر زیاده‌خواهی بود شاید به محض ورود نیروهای بازدارنده، از خواسته‌های خود می‌گذشتند. اما وقتی فشارهای زندگی به سطحی می‌رسد که بخشی از جامعه احساس بن‌بست کامل می‌کند، روشن است که نمی‌توان صرفاً با برخورد قهری انتظار سکوت داشت. اگر برای حل ریشه‌ای مشکلات مردم چاره‌ای اندیشیده نشود، تداوم این وضعیت ممکن است با پیامدهای جدی همراه شود.

شرایط خطیر و خطرناک است
این استاد بازنشسته دانشگاه شرایط موجود را بسیار خطیر و خطرناک توصیف کرد و افزود: مردم ضربه‌های هولناکی خورده‌اند، سایه جنگ بر سر آن‌هاست، وضعیت اقتصادی‌شان آشفته است، هر روز با بحران‌های جدید و گرانی شدید مواجه‌اند و از هیچ‌سو احساس خوبی دریافت نمی‌کنند.انسان می‌خواهد از مواهب زندگی استفاده کند اما وقتی نمی‌تواند چه انگیزه‌ای برای پایبندی به این نظم باقی می‌ماند؟

به باور وی ساختار سیاسی کشور باید به این نتیجه برسد که کشور در وضعیت بسیار خطرناکی قرار دارد و ادامه این سیاست‌ها ممکن نیست. این سیاست‌ها نه‌تنها کشور را نجات نمی‌دهد، بلکه ممکن است پیامدهای پرهزینه‌ای برای کشور به همراه داشته باشد. ساختار حکمروایی بهتر است تغییر استراتژی داده و سیاست‌های خود را اصلاح کند و ضمن پذیرش اشتباهات، قول دهد که وضعیت را با کمک خود مردم و اندیشمندان کشور تغییر می‌دهد.

ساختار سیاسی کشور دو راه بیشتر ندارد
معیدفر معتقد است که تا وقتی به جامعه امید داده نشود، مردم آرام نخواهند گرفت: رواداری با مردم به صورت موقت و اینکه بگویند چند روز مردم در خیابان خشم خود را تخلیه کنند و ما هم کاری به کار آن‌ها نداریم، کارساز نیست، زیرا شرایط اقتصاد بازار برای مردم غیرقابل تحمل شده است. بنابراین ساختار سیاسی کشور در مواجهه با معترضان دغدغه‌مند دو راه بیشتر ندارد: «پذیرش خطیر بودن شرایط و تغییر سیاست‌ها و آرام کردن مردم» یا «برخورد قهری و رسیدن به مرحله بعد.»

خبرنگار: شادی مکی



نظر شما درباره این مقاله:








تهدید پیامکی مردم توسط اطلاعات سپاه
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 23:24

تهدید پیامکی مردم توسط اطلاعات سپاه




نظر شما درباره این مقاله:








نقش رهبری در نظریه «دولت ورشکسته»
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 23:07

نقش رهبری در نظریه «دولت ورشکسته»


عسکری پورحبیب

(دانش‌پژوه علوم سیاسی)

نقش رهبری در نظریه «دولت ورشکسته» جمهوری اسلامی ایران

مقدمه
نظریه «دولت ورشکسته» نخستین بار توسط «هلمند» و «رتنر» مطرح گردیده است. منظور آنها دولتهایی بودند که زیرساختهای آن فرو ریخته و قادر به تأمین امنیت نبودند و مهمتر از همه مردم آنها، دولت را ناکارآمد می‌دانستند(Helman, & Ratner, 1992). مفهوم دولتهای شکننده را می‌توان به عنوان یک جمع کامل از آسیب‌شناسی دولت‌های مسئله‌دار در نظر گرفت که طی سالیان مختلف به صور گوناگون به عنوان ضعیف، سُست، بیمارگونه، نامشروع، فقیر، بی‌قاعده، بی‌ریشه، یاغی، فروپاشیده، ناموفق ‌و‌ ناکارآمد توصیف ‌شده‌است (Osaghae, 2007: 691).

مطابق این نظریه دولتی که نتواند کار ویژه‌های عمومی(نظیر تدارک رفاه اولیه، آموزش همگانی، حل و فصل نزاع بین افراد و گروه‌های اجتماعی، توزیع خدمات بهداشتی) را به انجام برساند، با تقاضای شدید مردم برای تغییر مواجه می‌شود. دولت درمانده به واسطه کسری مشروعیت، فرسودگی منابع، شکنندگی مالی، و ناتوانی در تشخیص حجم و عمق مطالبات معترضین، از درک و درمان اوضاع بحرانی عاجز است و از این رو زمینه‌ساز انقلابی تمام عیار می‌شود.

دولت در این نظریه از جهات بسیار مهمی شکست خورده و از چند جهت ناکارآمد هستند. اولین مشکل مهم این دست دولت‌ها، اقتصاد است. در حقیقت اقتصاد ملی منسجمی که قادر به حفظ سطح اولیه رفاه برای مردم باشد، وجود ندارد. دومین مشکل دولت‌های شکننده مشکل سیاسی است و به نهادهای دولت و مشروعیت آنها نزد مردم باز می‌گردد. در حوزه سیاسی دولت‌های شکننده فاقد نهادهای دولتی مشروع، پاسخگو و کارآمد هستند. از یک سو نهادهای دولت، ضعیف و فاقد توانایی، صلاحیت و منابع هستند. از سوی دیگر، غالباً قدرت در دست نخبگانی متمرکز است که از موقعیت خویش به سود خودشان بهره برداری می‌کنند.

نقش رهبری در «ورشکستگی دولت» جمهوری اسلامی
در نظام‌های سیاسی هیبریدی با تمرکز قدرت فراگیر، همچون ایران، تحلیل ورشکستگی دولت بدون بررسی نقش رهبری اقتدارگرای آن امکان‌پذیر نیست. در جمهوری اسلامی ایران، نهاد رهبری برخوردار از قدرت ساختاری تعیین‌کننده در سیاست‌گذاری کلان، تخصیص منابع و تعریف اولویت‌های بقا است. از این‌رو، ورشکستگی مالی، نهادی و مشروعیتی دولت را باید در پیوند مستقیم با منطق تصمیم‌گیری رهبری تحلیل کرد.

بهترین شکل قدرت از دیدگاه‌ علی خامنه‌ای، ولایت مطلقه فقیه است، همان الگویی که‌ روح‌الله خمینی به میراث گذاشت. خامنه‌ای عقیده دارد در نظام تحت ولایت او، ولی فقیه همان حاکم اسلامی است. مراد از ولایت مطلقه فقیه جامع‌الشرایط، ‌این است که دین اسلام دین حکومت است. پس در ‌این حکومت چاره‌ای جز‌این نیست که تمام طبقات جامعه، یک ولی امر و حاکم شرع و رهبر داشته باشند، تا امت اسلام را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ کند.

ساختار جمهوری اسلامی به نحوی است که پیرامون کیش شخصیت ‌خامنه‌ای بنا شده است. در ‌این ساختار، دیگر نهادهای حکومتی، چیزی جز ابزار عملیاتی برای «رهبر» به شمار نمی‌آید. خامنه‌ای با وجود فقدان کاریزمای شخصیتی، به نوبه خود، جمهوری اسلامی را به نظامی شخصیت‌محور تغییر داد که استقلال و آزادی عمل را از مراجع قانونی متعارف و نهادهای انتخابی‌ سلب می‌کند. برای‌ این تغییر، رهبر ایران سازوکارهایی را به خدمت گرفت که در دیگر نظام‌های اقتدارگرا استفاده می‌شود و از طریق آن، قدرت را از قوه مجریه سلب کرد، مگر در جایی که در خدمت اهداف و دستورکار او قرار دارد. از ‌این گذشته، رهبری با تأسیس چندین نهاد زائد با کارکردهای موازی، به نابودی قدرت نهادمند در‌ ایران پرداخت. ‌این رویکرد بحران ملی اقتدار و اعتماد را شدت بخشید و بازیگران سیاسی و مردم را فاقد قدرت کرد.

الف- تمرکز قدرت و تعلیق پاسخ‌گویی
بر اساس تحلیل وبر، نهادینه‌شدن اقتدار کاریزماتیک می‌تواند به شکل‌گیری نظمی بینجامد که اگرچه از کاریزمای اولیه فاصله گرفته، اما همچنان در برابر عقلانیت ابزاری، بوروکراتیک‌شدن کامل و اصلاح‌پذیری ساختاری مقاومت می‌کند(Weber, 1978). در دموکراسی‌های هیبریـدی، رهبـران سیاسـی، فرآیند دموکراسـی‌سازی را تا حدی تقویت و تحمل می‌کنند کـه از کنترل خارج نشود و برای نظام سیاسی و حاکمیت آن‌ها خطری نداشته باشد. بنابراین فرآیند دموکراسی‌سازی در‌ این نوع نظام‌های سیاسی معمولاً تکمیل نمی‌شود و هیچگاه شاهد تحکیم دموکراسی نخواهیم بود. یکی از مهم‌ترین موانع پیشرفت گذار به دموکراسی، متمرکز‌بودن ساختار سیاسی و انحصار قدرت در یک فرد یا طبقه است.

«ولایت مطلقه فقیه» که تمام قدرت مذهبی ‌و سیاسی را در شخص رهبر متمرکز می‌کند که طی نزدیک به نیم قرن با اتکا به سنت سیاسی باستانی ایران ساخته شده است. تلفیق بی‌سابقه‌ی عناصر متعلق به اسلام شیعه و انقلاب‌های سیاسی مدرن در ساختار انقلاب اسلامی ‌ایران، نظام سیاسی موسوم به نظام‌های هیبریدی یا دوبنی ‌ایجاد کرده است که راه را در پیشبرد مسیر مسالمت‌آمیز گذار به دموکراسی بسیار مشکل نموده است. یکی از ویژگی‌های بنیادین رهبری در جمهوری اسلامی، در چنین ساختاری، تمرکز قدرت بدون تقارن پاسخ‌گویی است. این وضعیت موجب شکل‌گیری ساختاری شده که در آن:

الف- تصمیم‌های کلان بدون مسئولیت اجرایی اتخاذ می‌شوند.
ب- هزینه‌های شکست سیاست‌ها به دولت‌های رسمی منتقل می‌شود.
ج- امکان بازخورد اصلاحی از جامعه به رأس قدرت مسدود است.
ب- سیاست بقا به‌جای حکمرانی.

رهبری جمهوری اسلامی به‌تدریج از منطق «حکمرانی توسعه‌محور» به منطق مدیریت بقا گذارکرده است. نشانه‌های این تغییر عبارت‌اند از:

۱- تعویق مداوم اصلاحات ساختاری اقتصادی.
۲- امنیتی‌سازی مسائل اقتصادی و اجتماعی.
۳- ترجیح سیاست‌های کوتاه‌مدت پرهزینه بر برنامه‌ریزی بلندمدت.

این الگو با تحلیل نورث از نهادهای ناکارآمد هم‌خوان است؛ به‌ویژه در چارچوب «نظم‌های دسترسی محدود» که در آن نخبگان حاکم، اصلاحات نهادی را تهدیدی برای توازن رانت‌ها و انسجام ائتلاف قدرت تلقی کرده و در برابر آن مقاومت می‌کنند.(North, 1990)

پ- تخریب نهاد دولت از طریق نهادهای موازی
به تعبیر عجم‌اوغلو و رابینسون، نهادهای استثماری به‌گونه‌ای سازمان می‌یابند که حفظ قدرت و رانت‌های نخبگان را بر گسترش رشد اقتصادی و شمول نهادی مقدم می‌دارند.(Acemoglu & Robinson, 2012)

رهبری به‌جای تقویت دولت مدرن، اقدام به توسعه نهادهای موازی اقتصادی–امنیتی نموده است.

۱- بنیادها و ستادهای خارج از بودجه.
۲- قرارگاه‌های اقتصادی غیرپاسخ‌گو.
۳- اقتصاد رانتی-نظامی.

این وضعیت به تضعیف ظرفیت مالی دولت رسمی می‌انجامد، به‌گونه‌ای که دولت در تأمین پایدار منابع و انجام وظایف عمومی ناتوان می‌شود. هم‌زمان، برنامه‌ریزی ملی دچار فروپاشی شده و سیاست‌گذاری بلندمدت جای خود را به تصمیم‌های کوتاه‌مدت و واکنشی می‌دهد. در نهایت، کسری بودجه ساختاری به‌طور مزمن افزایش می‌یابد و به بازتولید بی‌ثباتی اقتصادی و تعمیق درماندگی دولت منجر می‌شود.

ت- نقش رهبری در ورشکستگی مالی دولت
در جمهوری اسلامی، نهادهای تحت نظر رهبری از حسابرسی واقعی مصون هستند و دسترسی آن‌ها به منابع مالی بسیار گسترده است. این نهادها سهم بالایی از منابع کشور را در اختیار دارند، اما نقشی در تأمین مالی دولت رسمی و بودجه عمومی ایفا نمی‌کنند. چنین وضعیتی باعث می‌شود دولت در مواجهه با هزینه‌های عمومی، فاقد منابع کافی باشد و برای جبران کسری بودجه، به پولی‌سازی و چاپ پول متوسل شود. این فرآیند، تورم مزمن را تشدید کرده و ارزش پول ملی را کاهش می‌دهد، ضمن اینکه ظرفیت دولت برای برنامه‌ریزی اقتصادی پایدار را محدود می‌کند. به عبارت دیگر، مصونیت مالی این نهادها نه تنها کارآمدی بودجه را کاهش می‌دهد، بلکه به شکل مستقیم باعث تعمیق درماندگی اقتصادی دولت و ناتوانی آن در ایفای وظایف بنیادین خود می‌شود.

سیاست خارجی جمهوری اسلامی، به‌ویژه تصمیم‌های راهبردی رهبری، بار اقتصادی سنگینی بر کشور تحمیل کرده است. تحریم‌ها، محدودیت‌های بین‌المللی و سوءمدیریت در سیاست‌های اقتصادی-دیپلماتیک، دسترسی دولت به منابع و بازارهای جهانی را محدود کرده و امکان انباشت سرمایه داخلی را تضعیف کرده است. این محدودیت‌ها در کنار هزینه‌های مستقیم نظامی و حمایت‌های منطقه‌ای، فشار بر بودجه و منابع کشور را افزایش داده و ظرفیت دولت برای پاسخگویی به نیازهای داخلی را کاهش داده است. در نتیجه، سیاست خارجی پرهزینه نه تنها فشار اقتصادی داخلی را تشدید کرده، بلکه ورشکستگی دولت را به سطح بین‌المللی تعمیم داده و ایران را در موقعیتی قرار داده که آسیب‌پذیری آن در عرصه جهانی افزایش یافته است. با این حال، تحریم‌ها علت اصلی درماندگی نیستند، بلکه عاملی تشدیدکننده برای بحران‌های درونی‌اند. سیاست خارجی ایدئولوژیک و پرهزینه، منابع دولت را از نیازهای داخلی منحرف کرده و فشار مضاعفی بر جامعه وارد ساخته است.

ث- ورشکستگی مشروعیت: گسست دولت-ملت
مطابق نظریه قرارداد اجتماعی، مشروعیت دولت مبتنی بر توانایی آن در تأمین امنیت، حقوق و خیر عمومی است؛ در صورتی که دولت از انجام این وظایف ناتوان شود، توجیه اطاعت شهروندان فرو می‌ریزد و دولت با نوعی ورشکستگی سیاسی مواجه می‌شود.(Hobbes, 1651)

جمهوری اسلامی ایران با گذشت زمان، با چالش‌های جدی در امر مشروعیت روبرو گردیده است. مشروعیت انقلابی با تغییر نسل‌ها و فاصله‌گیری جامعه از گفتمان انقلاب تضعیف شده است. مشروعیت دینی نیز در اثر عملکرد نهادهای مذهبی- سیاسی و گسترش سکولاریزاسیون اجتماعی، کارکرد بسیج‌کنندگی خود را از دست داده است. مشروعیت انتخاباتی نیز به دلیل محدودیت‌های ساختاری، نظارت استصوابی و کاهش مشارکت سیاسی، عملاً تهی شده است. در نتیجه، دولت برای حفظ نظم، بیش از پیش به ابزارهای قهری متوسل می‌شود؛ امری که خود نشانه‌ای از درماندگی مشروعیت است.

رهبری جمهوری اسلامی مشروعیت را نه بر پایه رضایت اجتماعی، بلکه بر مبنای حقانیت ایدئولوژیک تعریف می‌کند. اما با فرسایش رفاه و امنیت اقتصادی، مشروعیت ایدئولوژیک کارکرد خود را از دست می‌دهد و جای خود را به اجبار و سرکوب می‌دهد.

ج- تصمیم‌گیری کوتاه مدت و بحران آینده
یکی از مهم‌ترین نقش‌های رهبری در تعمیق وضعیت ورشکستگی دولت، کوتاه‌سازی افق زمانی تصمیم‌گیری است. در چنین وضعیتی، آینده نه به‌مثابه عرصه‌ای برای برنامه‌ریزی توسعه‌محور ، بلکه به‌عنوان منبعی از تهدیدهای بالقوه امنیتی و سیاسی تصور می‌شود. این نگرش سبب می‌شود که تصمیم‌گیری‌ها به‌طور نظام‌مند بر بقا در کوتاه‌مدت، مهار نارضایتی‌های فوری و کنترل مخاطرات آنی متمرکز گردد، نه بر حل ریشه‌ای مسائل ساختاری. نتیجه آن انتقال سیستماتیک بحران به آینده است.

بدهی‌های اقتصادی، فرسایش نهادی، تخریب محیط‌زیست و بی‌اعتمادی اجتماعی به‌جای حل شدن، به نسل‌های بعدی واگذار می‌شود. به این ترتیب، رهبری نه‌تنها از ایفای نقش تاریخی خود در شکل‌دهی به آینده‌ای پایدار بازمی‌ماند، بلکه با محدود کردن افق تصمیم‌گیری، مسیر بازتولید بحران را نهادینه می‌کند. در این معنا، کوتاه‌سازی افق زمانی نه صرفاً یک خطای سیاستی، بلکه یکی از سازوکارهای اصلی تعمیق ورشکستگی دولت و انسداد چشم‌انداز توسعه در بلندمدت است.

جمع‌بندی
جمهوری اسلامی ایران را می‌توان نه به‌عنوان دولتی فروپاشیده، بلکه به‌مثابه دولتی درمانده با ثبات سرکوب‌محور تحلیل کرد. دولتی که همچنان از ابزارهای قهری، درآمدهای حداقلی و شبکه‌های وفاداری برخوردار است، اما در بازتولید مشروعیت، کارآمدی و رضایت اجتماعی ناتوان شده است. ادامه این وضعیت، ایران را در وضعیتی بینابینی نگه می‌دارد: نه گذار کامل، نه ثبات پایدار.

رهبری جمهوری اسلامی، با تمرکز قدرت، تعلیق پاسخ‌گویی و اولویت‌بخشی به بقا، ورشکستگی دولت را از یک بحران مالی به یک وضعیت ساختاری تبدیل کرده است. در این معنا، ورشکستگی دولت نه یک شکست مدیریتی، بلکه پیامد منطقی الگوی رهبری اقتدارگرای غیرپاسخ‌گو است. بر این اساس مطابق ادبیات گذار وقتی اصلاح از بالا مسدود می‌شود و بحران از پایین انباشته می‌گردد گذار به‌احتمال زیاد ناگهانی، پرهزینه و غیرقابل‌کنترل خواهد بود.

Reference
1. Acemoglu, D., & Robinson, J. A. (2012). Why nations fail: The origins of power, prosperity, and poverty. New York: Crown Business.
2. North, D. C. (1990). Institutions, institutional change and economic performance. Cambridge: Cambridge University Press.
3. Weber, M. (1946). From Max Weber: Essays in sociology (H. H. Gerth & C. Wright Mills, Trans.). New York: Oxford University Press.
4. Helman, G. B., & Ratner, S. R. (1992/1993). Saving Failed States. Foreign Policy, (89), 3–20.
5. Hobbes, T. (1961). Leviathan (R. Tuck, Ed.). Cambridge: Cambridge University Press. (Original work published 1651).
6. Osaghae, E. E. (2007). Fragile states. Development in Practice, 17(4–5), 691–699. https://doi.org/10.1080/09614520701470060 IDEAS/RePEc


نظر خوانندگان:


■ با درود به آقای عسکری پورجبیب برای مقاله قابل توجه‌شان!
مقاله با چارچوب نظری مناسب و بروز نوشته شده و آموزنده است. ادبیات وسیعی که در موضوع «دولت وامانده / شکننده» بوجود آمده و در حال گسترش است نقطه‌ی عزیمت درستی برای نقد وضعیت سیاسی رژیم جمهوری اسلامی حاکم بر کشور است. یک نکته‌ی قابل توجه در مقاله ترکیب نظریه‌های اقتصاد سیاسی جدید با تحلیل موردی ایران است؛ به‌ویژه استفاده از: اقتدار کاریزماتیک و نهادینه‌ نشده در سنت وبر (Max Weber)، نظم‌های دسترسی محدود (Douglass North)، نهادهای استثماری (Daron Acemoglu و James Robinson)، مقاله را از سطح ژورنالیستی صرف فراتر می‌برد و آن را به یک متن تحلیلی-نظری نزدیک می‌کند.
این مقاله به‌درستی نشان می‌دهد که در یک نظام هیبریدی، کانون تصمیم‌گیری واقعی خارج از دولت رسمی قرار دارد. در مورد ایران تمرکز قدرت در شخص سید علی خامنه ای و پیوند آن با: تعلیق پاسخ‌گویی، انتقال هزینه‌ها به قوه‌ی مجریه، انسداد یادگیری نهادی، از نظر اقتصاد سیاسی، منطبق با منطق «اقتدار بدون مسئولیت» است. مقاله همچنین به‌درستی میان انواع ورشکستگی تمایز می‌گذارد. ورشکستگی مالی ورشکستگی نهادی ورشکستگی مشروعیت و نشان می‌دهد که این سطوح چگونه یکدیگر را بازتولید می‌کنند. این رویکرد، تحلیل را از سطح «بحران اقتصادی» به سطح «بحران دولت» ارتقا می‌دهد، که از نقاط قوت مقاله است.
با اینحال مقاله در برخی بخش‌ها از تحلیل علت و معلولی فاصله گرفته به داوری سیاسی نزدیک می‌شود و تمام ناکارآمدی‌ها را به «کیش شخصیت» نسبت می دهد. استفاده‌ی محدود از داده‌های تجربی (بودجه، ترکیب نهادی، سهم نهادهای موازی) نیز قابلیت استناد مقاله به واقعیتهای عینی موجود را کاهش میدهد. در نسبت «دولت» و «نظام» نیز ابهام وجود دارد. مقاله گاه میان «دولت رسمی»، «نظام سیاسی» و «نهاد رهبری» تمایز مفهومی روشنی قائل نمی‌شود. این مسئله باعث می‌شود مرز مسئولیت‌ها دقیق نباشد و امکان مقایسه تطبیقی (مثلاً با روسیه، ونزوئلا یا مصر) تضعیف شود. در حالی که نظریه‌ی دولت شکننده دقیقاً بر تفکیک ظرفیت دولت از ماهیت رژیم تأکید دارد. نقش طبقات اجتماعی، تغییرات ساختار نیروی کار، فروپاشی قرارداد اجتماعی اقتصادی (نفت–یارانه–اطاعت) نیز در تحلیل دیده نشده‌اند. در حالی که در نظریه‌های انقلاب و فروپاشی دولت، جامعه فقط قربانی نیست، بلکه کنشگر است. در همین رابطه هر چند مقاله به‌درستی می‌گوید تحریم‌ها علت اصلی ورشکستگی اقتصادی کشور نیستند، اما سازوکار دقیق اثر تحریم بر دولت درمانده تشریح نمی‌شود. تفکیک تحریم به‌عنوان «شوک بیرونی» و «فرصت برای تمرکز قدرت» صورت نمی‌گیرد این در حالی است که تحریم‌ها در برخی رژیمها به تقویت دولت‌های امنیتی انجامیده‌اند، نه تضعیف آن‌ها. بنابراین، پیشنهاد میشود با افزودن شواهد عینی و شاخص‌محور مانند: نسبت بودجه نهادهای خارج از کنترل دولت به بودجه عمومی، سهم اقتصاد نظامی–رانتی در تولید ناخالص داخلی، روند مشارکت سیاسی، تورم، فقر، مهاجرت نخبگان و موارد مشابه به ظرفیت تحلیلی این مقاله خوب افزود شده و نظریه به داده های کمی و آماری متصل گردد. مقایسه تطبیقی ایران در برابر ونزوئلا (دولت رانتی–ایدئولوژیک)، ایران در برابر روسیه (اقتدارگرایی شخصی با دولت کارآمدتر) نیز میتواند مفید باشد زیرا نشان می‌دهد که در ایران ما مشکل صرفاً اقتدارگرایی نیست، بلکه نوع خاصی از آن است. توضیح پارادوکس «ورشکستگی دولت» و «تاب‌آوری رژیم» نیز اهمیت دارد و احتمالا برای فعالان سیاسی اپوزسیون جذابیت داشته باشد. چرا دولت ورشکسته می‌شود اما رژیم همچنان بقا می‌یابد؟ این تمایز مقاله را به ادبیات جدید تاب آوری رژیم های اقتدار گرا «authoritarian resilience» متصل می‌کند. نهایتا، بخش پایانی مقاله می‌تواند با ترسیم سناریوها تقویت شود: هر کدام از سناریوهای اصلاحات کنترل‌شده، فروپاشی تدریجی یا گذار ناگهانی پرهزینه با شاخص‌های مشخص توضیح داده شوند.
خسرو




نظر شما درباره این مقاله:








پزشکیان: به وزیر کشور دستور دادم
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 23:03

پزشکیان: به وزیر کشور دستور دادم




نظر شما درباره این مقاله:








ابرتورم، انفجار مدنی و رستاخیز میهنی / البرز سلیمی
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 21:50

ابرتورم، انفجار مدنی و رستاخیز میهنی / البرز سلیمی




نظر شما درباره این مقاله:








فشارهای اقتصادی ایرانیان را به خیابان‌ها کشاند
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 20:45

فشارهای اقتصادی ایرانیان را به خیابان‌ها کشاند


نویسندگان: بن هابرد، صنم ماحوزی و لیلی نیکونظر
گزارش بن هابرد از استانبول، صنم ماحوزی از لندن و لیلی نیکونظر از بروکسل 
نیویورک تایمز – ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵

در پی افزایش شدید تورم و سقوط ارزش پول ملی، که بازارها را با آشفتگی مواجه کرده و دخل‌و‌خرج خانوارها را از هم گسسته است، معترضان روز دوشنبه در تهران و چند شهر دیگر ایران به خیابان‌ها آمدند تا نسبت به بحران اقتصادی اعتراض کنند.

ارزش ریال در آخر هفته گذشته در برابر دلار آمریکا به پایین‌ترین سطح تاریخی خود سقوط کرد و نرخ تورم سالانه در ماه دسامبر به ۴۲.۲ درصد رسید.

در بحبوحهٔ این ناآرامی‌ها، رسانه‌های داخلی گزارش دادند که محمدرضا فرزین، رئیس بانک مرکزی ایران، روز دوشنبه از سمت خود استعفا داده و این استعفا در انتظار تأیید رئیس‌جمهور است. طبق این گزارش‌ها، عبدالناصر همتی، وزیر پیشین اقتصاد، برای جایگزینی او معرفی شده است.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، روز یکشنبه هنگام ارائهٔ لایحه بودجهٔ سال ۱۴۰۵ (۲۰۲۶ میلادی) در مجلس، ابعاد بحران را تأیید کرد و گفت: «می‌گویند حقوق‌ها را افزایش دهید، اما از کجا بیاوریم؟»

او وضعیت کنونی را نتیجه تصمیمات دولت‌ها، مجالس و مسئولان پیشین دانست.

این بحران اقتصادی چالشی تازه برای حاکمان ایران ایجاد کرده است؛ آن‌ها در حالی می‌کوشند کنترل خود را بر کشوری با جمعیت ۹۲ میلیون نفر حفظ کنند که هنوز از تبعات حملات اسرائیل و ایالات متحده به تأسیسات هسته‌ای در ماه ژوئن و فشارهای اقتصادی سنگین دولت پیشین آمریکا در چارچوب سیاست «فشار حداکثری» برای توافق جدید هسته‌ای رهایی نیافته‌اند.

از سال ۲۰۱۷، ایران شاهد موج‌های مکرر اعتراضات در واکنش به مشکلات اقتصادی، خشکسالی و سایر نارضایتی‌ها بوده است، اما هنوز روشن نیست که تظاهرات تازه تا چه اندازه گسترش خواهد یافت.

نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در گذشته با قوه قهریه و بازداشت گسترده به اعتراضات پاسخ داده‌اند، که همین امر خطر را برای معترضان افزایش می‌دهد. ویدیوهای منتشرشده در فضای مجازی در روز دوشنبه نشان می‌داد نیروهای امنیتی برای متفرق کردن معترضان در تهران و دست‌کم دو شهر دیگر از گاز اشک‌آور استفاده کرده‌اند.

به گفته کارشناسان، ریشه‌های بحران جاری از ضعف مدیریت اقتصادی تا سیاست‌هایی است که اقتصاد کشور را از ارتباطات جهانی بازمی‌دارد. تشدید محدودیت‌های فروش نفت در دوران دولت ترامپ و نیز هزینه‌های مربوط به جنگ با اسرائیل در ماه ژوئن، که دولت برای تأمین هزینه‌های آن از منابع بانکی داخلی برداشت کرد، از دیگر عوامل وخامت اوضاع اقتصادی به‌شمار می‌رود.

امیرحسین مهدوی، پژوهشگر دکترای علوم سیاسی در دانشگاه کُنتیکت که بر اقتصاد ایران تمرکز دارد، در این باره گفت دولت گزینه‌های محدودی برای خروج سریع از این بحران دارد.

او افزود: «می‌تواند در ازای کاهش تحریم‌ها، روابط خود با آمریکا را تغییر دهد، یا هزینه‌های عمومی را به‌طور گسترده کاهش دهد، اما هیچ‌کدام از این سناریوها در حال حاضر محتمل به‌نظر نمی‌رسد.»

به گفتهٔ مهدوی، «در شرایط فعلی، خطر تداوم تورم بالا و تکرار تجربه‌های اخیر کشورهایی مانند ونزوئلا و آرژانتین به‌طور فزاینده‌ای در حال افزایش است.»

لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ میلادی دوگانگی دولت را آشکار کرده است؛ این لایحه کاهش چشمگیر درآمدهای نفتی و وابستگی بیش‌تر به مالیات را نشان می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری نیمه‌دولتی تسنیم، مجلس شورای اسلامی روز دوشنبه این لایحه را رد کرد.

سقوط ارز برای شهروندان عادی دردناک بوده است. ایرانیان شاهد کاهش ارزش حقوق و پس‌انداز خود در حالی هستند که قیمت کالاها و خدمات روزبه‌روز افزایش می‌یابد.

امید، مدیر فروش ۴۲ ساله در تهران، می‌گوید ارزش درآمد ماهانه‌اش در عرض دو ماه از معادل ۳۰۰ دلار به ۲۰۰ دلار کاهش یافته و این وضعیت باعث اضطراب او شده است.

او نگران پرداخت هزینه‌های درمانی والدین سالمندش است و از این می‌ترسد که خودرواش خراب شود و نتواند آن را تعمیر کند.

او گفت: «این روزها حتی قرار ملاقات با دوستان هم محدود شده، چون مدام مثل ماشین‌حساب در ذهنمان حساب می‌کنیم که آیا می‌توانیم هزینه یک قهوه ساده را هم بپردازیم یا نه.»

مریم، کارمند ۴۱ ساله بانک در تهران، می‌گوید دیگران او را از طبقه متوسط رو به بالا می‌دانند، اما حقوقش اکنون تنها دو‌سوم هزینه‌های ماهانه‌اش را پوشش می‌دهد.

هر دو، امید و مریم، در گفت‌وگوهای تلفنی با روزنامه حاضر شدند و خواستند تنها با نام کوچک معرفی شوند تا از برخورد احتمالی دولت در امان بمانند.

مریم گفت مدتی است بیرون غذا نمی‌خورد، گوشت قرمز نمی‌خرد و از دعوت مهمان برای صرف غذا خودداری می‌کند.

او افزود: «قیمت‌ها آن‌قدر بالا رفته که چند شب پیش که مهمان داشتم، مدام حساب می‌کردم تا مطمئن شوم قبل از پایان ماه پولم تمام نمی‌شود.»



نظر شما درباره این مقاله:








نقدی بر کتاب «شاه شاهان»
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 20:42

نقدی بر کتاب «شاه شاهان»


جان لیمبرت

مترجم: منصور فرهنگ

* نقد کتابی دربارهٔ روابط ایالات متحده و انقلاب ایران با توجّه به مسئوليّت دیپلمات‌ها

مقدّمه مترجم و کلامی چند در باره جان لیمبرت: در برخی از گفتمان‌های ایرانیان درباره انقلاب ۱۳۵۷ این سوُال که آیا دولت امریکا در پیامدهای سیاسی نقشی داشته بحث‌انگیز و گهگاه به ادّعاهای دائی جان ناپلئونی کشیده می‌شود. واقعيّت این است که دولت، سیاستمداران و دیپلماتهای آمریکا در باره وقایعی که منجر به شکست استبداد خدا شاه میهن و موفقيّت فاشیسم ولائی شد، گیج و مبهوت بودند و به سوُال چه باید کرد پاسخ‌های مختلف و متضاد می‌دادند. اسکات اندرسن (Scott Anderson), نویسنده برجسته آمریکائی، در کتاب: «شاه‌ شاهان»[*] اغتشاش، پریشانی، نگرانی و اختلافات درونی دولت پرزیذنت کارتر و دیگر سیاستمداران و دیپلماتهای آشنا با ایران و روابط ایران و آمریکا را توصیف و تحلیل می‌کند. خواندن این کتاب برای ایرانیان علاقمند به تاریخ مدرن کشور آموزنده خواهد بود. باید اذعان کرد که ترجمه این کتاب میتواند برای حامیان دائی جان ناپلئون مسئله‌ساز شود. و نیز قابل پیش‌بینی است که دائی جان ناپلٌنون مدّعی خواهد شد که انتشار کتاب کار انگلیس‌ها است. ما نسل‌های حامی انقلاب ۱۳۵۷ از نتیجه‌گیری این شعر ناصر خسرو قبادیانی نیاموختیم:
چون نیک نگه‌کرد و پر خويش بر او ديد / گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست

امید است که نسل‌های بعد از انقلاب ۵۷ که در حال حاضر بیش از ۷۰ درصد جمعيّت ایران را تشکیل می‌دهند بینش واقع‌بینانه ناصر خسرو را آموزنده ببینند.

جان لیمبرت در دوران ۳۴ ساله خدمت خود در وزارت خارجه ایالات متحده، بیشتر در خاورمیانه و کشورهای مسلمان آفریقا خدمت کرده است. وی ازجمله آخرین دیپلمات‌های آمریکایی است که در سفارت آمریکا در تهران خدمت کرده و یکی از افرادی است که پس از انقلاب در سفارت آمریکا در تهران به گروگان گرفته شد و به مدت ۱۴ ماه در اسارت بود. پس از بازنشستگی از وزارت خارجه در ۲۰۰۶، استاد مطالعات خاورمیانه در آکادمی نیروی دریایی شد. کتاب‌هایی که او به چاپ رسانده عبارتند از «ایران در جنگ با تاریخ»، «شیراز در روزگار حافظ»، و «مذاکره با ایران: کُشتی با ارواح تاریخ»، و رمانی به نام «راز سربسته ما» (با همکاری (مار گروسمن.)

***


جان لیمبرت، از دپیلمات‌های سفارت آمریکا در تهران که پس از انقلاب ۱۳۵۷، به مدت ۱۴ ماه گروگان جوان‌های طرفدار روح‌الله خمینی بود

رویدادهای ایران تقریباً هرگز برای خواننده دلگرم‌ کننده نیستند، به‌ویژه وقتی پای دولت ایالات متحده نیز در میان باشد. کتاب جدید اسکات اندرسن با عنوان شاهِ شاهان دربارهٔ انقلاب ایران و روابط ایران و آمریکا در دههٔ ۱۹۷۰، داستان غم‌انگیز دیگری روایت می‌کند؛ داستانی که برای بسیاری از بازیگرانش — چه آمریکایی و چه ایرانی — اعتبار چندانی باقی نمی‌گذارد. همان‌طور که عنوان کتاب می‌گوید، این سرگذشتی است از «غرور، توهّم و محاسبات فاجعه‌بار». یکی از این نمونه‌ها تصمیم فاجعه‌‌بار جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، برای پذیرش شاه بیمار ایران در ایالات متحده بود؛ تصمیمی که به اشغال سفارت آمریکا در تهران انجامید، به ریاست‌جمهوری کارتر پایان داد و انقلاب ایران را به مسیر یک حکومت تئوکراتیک و خشن رهنمون شد.

نگاهی تازه و مبتنی بر پژوهش دقیق به انقلاب ایران — رویدادی که معادلات ژئوپلیتیکی جهان را به‌گونه‌ای چشمگیر و ماندگار تغییر داد — قطعاً ارزشمند است. اندرسن در شاهِ شاهان عمدتاً بر مصاحبه‌های گسترده با تعداد محدودی از افراد درگیر (اعضای خانواده و دربار شاه، شخصیت‌های سیاسی ایرانی، و دیپلمات‌های آمریکایی) و همچنین دیگر منابع اصلی تکیه کرده است.

او در پیشگفتار می‌نویسد «امید من این است که با تمرکز بر اعمال و تجربه‌های گروه کوچکی از کسانی که در حلقه‌های درونی انقلاب حضور داشتند یا شاهد آن بودند، بتوانم روایتی نو از داستانی کهنه عرضه کنم و برخی از معماهای اینکه چرا انقلاب ایران آن‌گونه که شد پیش رفت را پاسخ دهم.»

می‌توان گفت در این هدف تا حد زیادی موفق بوده است اما این کتاب، از نظر من، بُعد مهم دیگری نیز دارد: روایت اندرسن بر دیپلمات‌های سرویس خارجی آمریکا که در خط مقدم بحران ایران بودند نور می‌تاباند؛ کسانی که در موقعیت‌هایی ناممکن، همان‌گونه که سوگند خدمت‌شان ایجاب می‌کرد، با شرافت، درایت و‌‌‌‌‌ شجاعت رفتار کردند. با تشریح رفتار حرفه‌ای و تعهد و صداقت این دیپلمات‌ها، کتاب اندرسن به روایتی خواندنی و اثرگذار تبدیل شده است؛ پادزهری علیه موج نادانی امروز که می‌خواهد به هزاران کارمند وفادار دولت بقبولاند که دهه‌ها خدمت‌شان دیگر اهمیتی ندارد.

دیپلمات‌های آمریکا در صحنهٔ ایران

مهمترین روایت اندرسن دربارهٔ افراد مشهوری نیست که خاطراتشان روی میز کتابهای حراجی نیم دلاری(در آمریکا) قرار می‌گیرد بلکه تاکید او روی مسئولین روابط امور خارجی است که هرگز در پی کسب شهرت نیستند: خادمان شجاع و شرافتمند دولت آمریکا، از جمله بروس لینگن، آخرین رئیس هیئت نمایندگی آمریکا در تهران؛ مایکل مت‌رینکو، کنسول آمریکا در تبریز و ماُمور در[۱] سیاسی سفارت در تهران؛ هنری پرشت، مدیر دفتر امور ایران؛ و ویلیام سالیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران. با وجود تهدید علیه حرفه و جانشان، این افراد اصرار داشتند که دقیق‌ترین اطلاعات و بهترین توصیه‌ها را بدون ملاحظهٔ سیاست حزبی یا مُد روز سیاسی، از میدان به تصمیم‌ گیران در واشنگتن منتقل کنند.

آنها همیشه هم درست نمی‌گفتند. چه کسی همیشه درست می‌گوید؟ هم ناآگاهان و هم آگاهان — از جمله نویسندهٔ همین مقاله — بسیاری چیزها را اشتباه فهمیدند. برای نمونه، در اکتبر ۱۹۷۹، ما همگی «آن موضوع بزرگ» را ندیدیم و پس از آنکه کارتر، برخلاف حس و تمایل خودش، ورود شاه را به آمریکا پذیرفت، ما [۲] آمادگی نداشتیم که محل سفارت در تهران را ترک کنیم. مانند بسیاری دیگر که بحران یا مسائل سیاسی ایران را پیگیری می‌کردند، قدرت سلطنت را بیش از حد برآورد کردیم، عمق نارضایتی جامعهٔ ایران را دست‌کم گرفتیم، اهداف آیت‌الله خمینی و متحدانش را نادرست تعبیر کردیم، و بر ملی‌گرایان ایران که در دولت موقت ۱۹۷۹ (بی‌قدرت) بودند تکیه داشتیم.

نه آثار خمینی را خوانده بودیم و نه فهمیده بودیم — کتاب‌هایی چون کشف الاسرار (۱۹۴۲) و حکومت اسلامی (۱۹۷۱) که در آن‌ها او پلورالیسم و دموکراسی را محکوم کرده و طرح یک حکومت دینی اقتدارگرا، برگرفته از تصور او از مدینهٔ قرن هفتم، را ترسیم کرده بود. در واقع، بسیاری از ایرانیان طبقهٔ متوسط که در سال‌های ۱۹۷۸–۱۹۷۹ برای جمهوری اسلامی راهپیمایی (و رأی) می‌دادند، این آثار را نخوانده و برنامهٔ واپس‌گرایانه و ضدروشنفکری او را درک نکرده بودند. به تعبیر[۳] مورّخ شائول بخاش: «[این ایرانیان] عاشق انقلاب بودند، بی‌آن‌که بدانند انقلاب عاشق آنان نخواهد بود.»

در سرویس خارجی، درست بودن همیشه هدف نیست (اگر همیشه درست باشیم یعنی بیش از حد محتاطیم). هدف این است که از آرزوپروری و خودفریبی پرهیز کنیم. آمریکایی‌ها برای مدت طولانی به شاه گره خورده بودند. کودتای ۱۹۵۳ آمریکا و بریتانیا که شاه را نجات داد و دولت ملی مصدق را ساقط کرد، باعث شد که شاه معتقد شود که بقای او بیش از آنکه به رضایت مردم ایران بستگی داشته باشد، در گرو اراده و قدرت به بیگانگان است. او فکر میکرد که چون آمریکایی‌ها یک‌بار او را نجات داده بودند، ناگزیر به او، نظامش، بستگانش و چاپلوسانش گره خوردند.

شماری از همکاران ما می‌پرسیدند که «آیا حمایت بی‌قید و شرط از شاه بهترین سیاست برای آمریکا است؟» و کسانی که نارضایتی جامعهٔ ایران را احساس می‌کردند جرئت یافتند بپرسند: «آیا این حمایت بی‌قید و شرط از حاکمی ناپسند، روزی گریبان ما را نخواهد گرفت؟» شک‌های آنان — که کسی دوست نداشت بشنود — در جمع همکارانشان احساس یاُس و از خود بیگانگی ایجاد کرد.[۴] اندرسن بینش این دیپلمات‌ها را واقع‌بینانه می‌بیند و معتقد است که آنان سوگند خدمت‌شان را جدی گرفتند و برخلاف دستورهای سیاسیِ گاه نادرست از واشنگتن، تلاش کردند که واقعیات صحنه را همان‌گونه که بود منتقل کنند.[۵]

ویلیام سولیوان، سفیر وقت آمریکا در تهران، یکی از این نمونه‌هاست — دیپلماتی باسابقه که یک ‌چهارم قرن را در آسیا گذرانده بود و شخصی باهوش، اهل عمل، و محافظه‌کاری نخبه‌ محسوب می‌شد. پس از شروع اعتراضات انقلابی، سولیوان با همکاری دستیارانش مجموعه‌ای از گزارش‌ها به واشنگتن فرستاد که هشدار می‌دادند حکومت شاه در حال فروپاشی است. اما همان‌طور که اندرسن نشان می‌دهد، «مقامات بلندپایه در واشنگتن، از جمله در کاخ سفید و وزارت خارجه، تمایلی به شنیدن این پیام نداشتند.» چرا؟ چون برای آن‌ها، ایرانِ شاه متحدی پایدار، محلی کلیدی برای اجرای سیاست‌های آمریکا در خلیج فارس، و مشتری‌ای میلیتاریزه برای سلاح‌های آمریکایی بود. تغییر در چنین وضعیتی هیچ جذابیتی برای واشنگتن نداشت.

در نتیجه، گزارش‌های سولیوان و ژنرال رابرت هایزر (که برای جلوگیری از کودتا یا قتل‌عام به ایران اعزام شده بود) اغلب بی‌پاسخ می‌ماند یا با خوش‌بینی‌های غیرواقع‌بینانه نادیده گرفته می‌شد. اندرسن با دقت نشان می‌دهد چگونه این تجاهل سیاسی به فلج‌شدن سیاست خارجی آمریکا انجامید — و چگونه دیپلمات‌های میدانی، که خط مقدم بحران بودند، عملاً بدون هدایت رها شدند.

چارلز ناس و جان استمپل، دو تن از برجسته‌ترین تحلیلگران سیاسی سفارت، نیز با چشم‌هایی باز و بدون توهم، تحولات را دنبال می‌کردند. هر دوی آنان از ماه‌ها قبل هشدار داده بودند که انباشت نارضایتی عمیق، فساد فراگیر، و سرکوب بی‌پایان، رژیم شاه را به نقطه‌ی بی‌بازگشت رسانده است. اما باز هم، این هشدارها در سلسله ‌مراتب سیاست خارجی راه به جایی نبرد. اندرسن توضیح می‌دهد که چگونه این دیپلمات‌ها — با وجود فهم و ارزیابی واقع‌بینانه از وضعيّت موجود — به‌جای تحسین، با تردید، بدگمانی، و حتی سرزنش مواجه بودند. از نظر من، این یکی از بخش‌های مهم کتاب است. احترامی که نویسنده برای توانایی، وظیفه‌شناسی، و صداقت این کارکنان وزارت خارجه قائل است؛ کارکنانی که برخلاف افسانه‌پردازی‌های سیاسی امروز در آمریکا، نه «دولت پنهان» بودند و نه دسیسه‌گر. آنان صرفاً تلاش می‌کردند حقیقت را بگویند.

بازی ادامه داشت

در ماه‌های پایانی سال ۱۹۷۸، بحران هم در ایران و هم در واشنگتن به اوج خود رسید. شاه، که سال‌ها در فضای تقدیس و تمجید دربار زندگی کرده بود، اکنون در حصاری از سردرگمی، بیماری، و ناتوانی در تصمیم‌گیری گرفتار شده بود. او نمی‌خواست بپذیرد که قدرتش در حال فروریختن است و همچنان امیدوار بود با «اصلاحات از بالا» یا تغییر نخست‌وزیران، اوضاع را کنترل کند. اما دیگر دیر شده بود.

از سوی دیگر، آمریکا نیز گرفتار بن‌بستی تحلیلی بود. همان‌طور که اندرسن توضیح می‌دهد، «بازی ادامه داشت»؛ بدین معنا که مقامات ارشد در واشنگتن همچنان وانمود می‌کردند که می‌توان با ترکیبی از فشار، نصیحت، و حمایت نظامی بدون تغییر بنیادی در سیاست مسیر رویدادها را عوض کرد.

حتی زمانی که میلیون‌ها نفر در خیابان‌های تهران و شهرهای بزرگ ایران در تظاهرات ضد شاه شرکت می‌کردند و اعتصابات اقتصاد کشور را فلج کرده بود، بسیاری در دولت آمریکا ترجیح می‌دادند به‌جای رویارویی با واقعیت، به سناریوهای خوش‌بینانه‌ی خود ادامه دهند. در مرکز این کشمکش تحلیلی، ویلیام سولیوان قرار داشت. او بر اساس تجربه‌ی طولانی‌اش در جنوب‌شرقی آسیا (و نیز تجربه‌ی تلخ جنگ ویتنام)، می‌دانست که رژیمی که مشروعیتش را از دست داده باشد، حتی با نیروی نظامی نیز قابل نجات نیست. او متقاعد شده بود که تنها راه جلوگیری از خشونت گسترده، انتقال آرام قدرت و گفت‌وگو با نیروهای مخالف از جمله با آیت‌الله خمینی است. چنین طرحی نزد بسیاری از سیاست‌گذاران در واشنگتن «تسلیم» و «خیانت» تلقی می‌شد. برای آن‌ها، حتی تصور مذاکره با رهبری مذهبیِ تبعیدی که آشکارا خواهان پایان سلطنت بود، چیزی نزدیک به نابهنجاری سیاسی بود. در این میان ژنرال رابرت هایزر نیز وارد صحنه شد؛ فرمانده آمریکایی که به ایران اعزام شده بود تا ارتش شاه را آرام نگاه دارد و مانع کودتای نظامی شود. همکاری او با سولیوان، اگرچه ضروری بود، اما اختلاف برداشت‌های سیاسی میان سطوح مختلف دولت آمریکا سبب شد بسیاری از پیام‌ها مبهم، دوپهلو یا متناقض باشد.

اوایل ژانویه ۱۹۷۹، هرج‌ومرج به اوج رسیده بود. حکومت نظامی کمکی نکرده بود. اعتصابات ادامه داشت. و شاه، که اکنون آشکارا بیمار و پریشان بود، دیگر اراده یا توانی برای اداره‌ی کشور نداشت. در نهایت، با فشاری ترکیبی از ناتوانی داخلی و توصیه‌های بیرونی، تصمیم گرفت ایران را ترک کند. اندرسن این لحظات را با نثری روایی و پرجزئیات بازسازی می‌کند: روزهای پایانی سلطنت، نگاه‌های فراری شاه، جلسات درباریان، سردرگمی فرماندهان ارتش، تلاش امیرعباس هویدا برای بقا، و همچنین نگرانی عمیق سفارت آمریکا که عملاً شاهد فروپاشی یکی از اصلی‌ترین متحدانش در منطقه در همین زمان بود که برخی دیپلمات‌های آمریکا از جمله جان استمپل و چارلز ناس بر ضرورت تماس مستقیم با حلقه‌ی اطراف آیت‌الله خمینی تأکید کردند. آنان به ‌درستی تشخیص داده بودند که آینده‌ی سیاسی ایران اکنون در دست مخالفانی است که نه‌تنها قابل نادیده گرفتن نبودند، بلکه به قدرت اصلی تبدیل شده بودند.اما باز هم، در واشنگتن گوش شنوایی وجود نداشت.

تصمیم در باره شاه

یکی از مهم‌ترین گره‌های سیاسی در این روایت، بحث پیچیده و پرتنش دربارهٔ این بود که آیا ایالات متحده باید به شاه اجازه ورود بدهد یا نه. شاه پس از خروج از ایران در ژانویهٔ ۱۹۷۹، بیمار، سرگردان و بی‌پناه بود؛ اما در عین حال، یک نماد سیاسی بسیار حساس محسوب می‌شد. پذیرش او در آمریکا می‌توانست تبعات شدید و غیرقابل پیش‌بینی در ایران داشته باشد. اندرسن با دقت نشان می‌دهد که چگونه این تصمیم ماه‌ها در واشنگتن دست به دست شد و سیاست‌گذاران درگیر آن شدند. وزارت خارجه با احتیاط هشدار می‌داد که حضور شاه در آمریکا می‌تواند احساسات ضدآمریکایی را شعله‌ور کند و دولت نوپای ایران را بی‌ثبات‌تر سازد. سفارت در تهران نیز همین هشدار را می‌داد. اما در مقابل، گروهی از چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای در آمریکا، با انگیزه‌های اخلاقی، شخصی یا سیاسی، فشار می‌آوردند که شاه «دوست قدیمی آمریکا» است و نباید رها شود.

زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی، یکی از مدافعان سرسخت پذیرش شاه بود؛ بخشی از این حمایت به‌دلیل باور عمیق او به نقش ایران در مهار قدرت شوروی بود. در مقابل، سایروس ونس، وزیر خارجه، می‌کوشید تصمیمی مبتنی بر شواهد میدانی بگیرد و پیام‌های هشدارآمیز سفارت را جدی بگیرد. این اختلاف‌نظرها باعث شد که دولت کارتر دچار فلج تصمیم‌گیری شود. به‌گفتهٔ اندرسن، «کاخ سفید خود را میان دو نگاه کاملاً متضاد گرفتار دید: یکی نگاه سیاسی ژئوپلیتیکی از واشنگتن، و دیگری نگاه واقع‌بینانه از تهران.»

سرانجام، هنگامی که بیماری شاه شدت گرفت و پزشکان مدعی شدند برای درمان او باید به بیمارستان‌های مجهز آمریکا منتقل شود، کارتر زیر فشار انسانی و سیاسی، تصمیم به پذیرش او گرفت. این تصمیم، همان‌گونه که اندرسن می‌نویسد، «مقدمهٔ فاجعه شد»؛ زیرا در ایران بسیاری باور کردند که آمریکا در حال زمینه‌چینی برای بازگرداندن شاه است — مانند کودتای ۱۹۵۳. نتیجهٔ این بی‌اعتمادی و خشم عمومی، تنها چند روز بعد خود را نشان داد.

در ۴ نوامبر ۱۹۷۹، دانشجویان موسوم به «پیرو خط امام» به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند و ۶۶ دیپلمات و کارمند آمریکایی را گروگان گرفتند. تحولی که مسیر سیاست ایران و آمریکا را برای دهه‌ها تغییر داد. اندرسن در این بخش با حسّاسیت و درک عمیق می‌نویسد که چگونه دیپلمات‌های آمریکایی عملاً قربانی تصمیمات سیاسی‌ای شدند که هیچ نقشی در آن نداشتند. این افراد که در ماه‌های پیش از آن با دقت تحولات را گزارش کرده و هشدار داده بودند، حالا خود در قلب بحرانی قرار گرفتند که پیش‌بینی‌اش را کرده بودند.

نادانی و شرف

پژوهشگران همچنان دربارهٔ وقایع انقلاب ایران و پیامدهای خونین آن بحث می‌کنند. پرسش ساده اما اساسی این است: چگونه ممکن است در سدهٔ بیست‌ویکم، یک حکومت تئوکراتیک (دینی) در ایران همچنان پابرجا باشد؟ مقام‌های پیشین حکومت پهلوی، که از سقوط آن رژیم آسیب دیدند، تقریباً همهٔ افراد را — جز خودشان — مقصر می‌دانند. برخی از آنها، به‌ویژه نزدیکان شاه، جیمی کارتر را «مهندس اصلی انقلاب» می‌خوانند. اندکی پیش از مرگ شاه در قاهره در ژوئیهٔ ۱۹۸۰، زمانی که او در بیمارستانی در نیویورک بستری بود، ریچارد هلمز، سفیر سابق آمریکا در ایران، به دیدارش رفت. به‌گفتهٔ همسر هلمز در خاطراتش همسر یک سفیر در ایران، شاه با تلخی و اصرار از هلمز می‌پرسید که «چرا آمریکایی‌ها تصمیم گرفتند سلطنت را از میان بردارند و به‌جایش قدرت را به یک روحانی ۷۵ ساله بسپارند؟»

اما اندرسن با کنار گذاشتن تئوری‌های توطئه و روایت‌های بزرگ، به سراغ تحلیل دقیق‌تری می‌رود: روایت او نشان می‌دهد که انقلاب ایران نه نقشه‌ای از پیش‌طراحی‌شده بود، نه محصول طرح‌های پیچیدهٔ قدرت‌های خارجی؛ بلکه سلسله‌ای از خطاهای انسانی، سوءبرداشت‌ها، غرور، و ناآگاهی بود — از طرف همهٔ بازیگران.

اندرسن که سال‌ها به‌عنوان خبرنگار جنگی کار کرده، به‌خوبی در می‌یابد که رویدادهای بزرگ تاریخی اغلب در فضایی از ابهام، ترس و بداهه‌پردازی شکل می‌گیرند. او نشان می‌دهد که انقلاب ایران نیز چنین بود: انقلابی که هیچ‌کس — از جمله خود انقلابیون — نمی‌دانستند که به کجا می‌انجامد.

او این وضعیت را با یک استعارهٔ بسیار ایرانی توضیح می‌دهد: «انقلابیون شطرنج بازی نمی‌کردند که همهٔ حرکت‌ها از ابتدا قابل‌مشاهده باشد. آنها تخته‌نرد بازی می‌کردند — بازی مورد علاقهٔ ایرانیان. در تخته‌نرد، مانند سیاست، بازیکن تنها یکی دو حرکت جلوتر را می‌تواند ببیند. شانس نقش بزرگی دارد و یک تاس خوب یا بد می‌تواند همه‌چیز را زیر و رو کند.»

این نگاه، یکی از نقاط قوت کتاب اندرسن است: او نه‌تنها به تحلیل سیاسی می‌پردازد، بلکه به احسلس و بینش انسانها انسان‌هایی می‌پردازد که در جریان این رویدادها تصمیم می‌گرفتند — انسان‌هایی با ترس‌ها، محدودیت‌ها، امیدها و خطاهای بسیار انسانی.

پایان‌بندی

لیمبرت در پایان مقاله خود، روایت را از کتاب اندرسن به تجربهٔ شخصی خود در دستگاه دیپلماسی آمریکا می‌کشاند. او خاطره‌ای از سال ۲۰۰۵ تعریف می‌کند؛ زمانی که رئیس انجمن سرویس خارجی آمریکا (AFSA) بود و برای جلب حمایت رهبر اکثریت سنا از یک لایحهٔ مربوط به دیپلمات‌ها تلاش می‌کرد. یکی از کارکنان دفتر سنا پس از شنیدن حرف‌هایش گفت: «همهٔ اینها خوب است، اما خیلی‌ها اینجا معتقدند شما دیپلمات‌ها زندگی بسیار راحتی دارید.»

لیمبرت می‌گوید که به‌سختی توانست خودش را کنترل کند و فقط پاسخ داد:«زندگی راحت؟! به سوابق خدمت من نگاه کرده‌اید؟ گینه. ایران. موریتانی. سودان. عراق. دقیقاً بخش راحتش کجاست؟» او ادامه می‌دهد که دستگاه دیپلماسی آمریکا همیشه دشمنانی دارد — افرادی که از اساس با دیپلمات‌ها مشکل دارند و هیچ استدلالی آنها را قانع نمی‌کند. یکی از ایرادهای همیشگی این افراد این است که دیپلمات‌ها «قسم‌نامهٔ خود را جدی می‌گیرند» و فارغ از دیدگاه شخصی، سیاست‌ دولت منتخب را اجرا میکنند.

دیپلمات‌ها با رؤسای‌جمهور هر دو حزب کار می‌کنند و وظیفهٔ آنان ارائهٔ دقیق‌ترین اطلاعات و بهترین توصیه‌های ممکن به دولت است.لیمبرت می‌نویسد که ابزار دیپلمات‌ها نه جنگ‌افزار، بلکه گفت ‌وگو، گوش‌دادن، همدلی و صبر است. آنان ناچارند با «رذلان و بدکارانی» روبه‌رو شوند که در کاخ‌ها و کاخ‌نشین‌های جهان قدرت دارند. همین ویژگی‌ها — شنیدن، تحلیل، هشدار دادن — گاهی آنان را برای سیاستمدارانی که به دنبال نمایش قدرت یا حذف منتقدان هستند، ناخوشایند می‌کند.

او می‌گوید که امروز در فضای سیاست آمریکا، کارکنان دولت — چه در دستگاه اداری (Civil Service) و چه در سرویس خارجی (Foreign Service) — به‌طور خاص هدف حمله و تخریب هستند.

لیمبرت در پایان مقاله تأکید می‌کند که هرچند خوانندگان ممکن است با همهٔ تحلیل‌های اسکات اندرسن موافق نباشند، اما کتاب او داستانی تکان‌دهنده، پرکشش و مهم روایت می‌کند — داستانی دربارهٔ ناآگاهی و طمع بسیاری از افراد، و شرف و دوراندیشی گروه کوچکی از دیپلمات‌های شجاع.

او می‌نویسد: «روایت اندرسن از روابط ایران و آمریکا، و نقش آن دیپلمات‌های شجاع — که ارزش‌هایشان، به وام از شعار نیروی دریایی آمریکا، وظیفه، شرافت، میهن بود — یادآور کار مهم و حیاتی جمعی کوچک از آمریکایی‌های میهن‌پرست است که به‌نام همهٔ ما خدمت می‌کنند.» لیمبرت نتیجه‌گیری می‌کند که فاجعهٔ اصلی این بود که در آن زمان، هیچکس‌ به این دیپلمات‌ها توجه نکرد؛ و اکنون نیز نه ‌تنها به آنان گوش نمی‌دهند، بلکه در فضای سیاسی امروز، آنها را تحقیر و تمسخر می‌کنند.

————————————

[*] King of Kings: The Iranian Revolution: A Story of Hubris, Delusion and Catastrophic Miscalculation
[۱] مامور؟
[۲] Does this work for “we failed to”? What about
پیشبینی نکردیم که باید هر چه زودتر سفارت را تخلیه کنیم
[۳] Add “the historian”
[۴] Does this convey the meaning? That they alienated colleagues and superiors by expressing their doubts.
[۵] These paragraphs don’t seem to correspond to the original.



نظر شما درباره این مقاله:








بحران وجدان عمومی و شعور ملی / حاتم قادری ">
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 20:18

بحران وجدان عمومی و شعور ملی / حاتم قادری


حاتم قادری: ما نیاز به رستاخیز داریم
- آقای خامنه‌ای تمام دین را کاهش داده به حجاب‌پرستی و تمام حکومت را به غزه پرستی. وقتی می‌گویند عالِم فاسد بشود، عالَم فاسد می‌شود مشمول خود‌ شماست؛ چپاولی که خودتان، بیت‌تان و اطرافیانیانتان‌ انجام می‌دهید را ببینید یا حماقتی که با سینه‌زنی و هیأت‌ها رواج میدهید.
- ما نیاز به رستاخیز داریم. و نیاز به آدم‌هایی که این را درک بکنند و دغدغه آنها بشود نه شغلشان.
- در یک وضعیت تاریخی هستیم که باید انتخاب بکنیم. می‌خواهیم یک زندگی شرافتمندانه و با غرور داشته باشیم در جهت خیر عمومی یا نه!
- نباید زود نا امید شد. کار بزرگ، آدم بزرگ می‌طلبد. اگر نهنگ می‌خواهیم باید دریا شویم.

لینک مستقیم ویدیو در یوتیوب



نظر شما درباره این مقاله:








بیانیه مصطفی تاج‌زاده: صدای ملت را بشنوید!
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 20:09

بیانیه مصطفی تاج‌زاده: صدای ملت را بشنوید!


بیانیه مصطفی تاج‌زاده از زندان اوین:

افزایش مستمر و سرسام‌آور قیمت کالاها و کاهش روزانه ارزش پول ملی در برابر طلا و ارزهای خارجی ملت را کلافه و مستاصل کرده، اعتراضات به حق قشرهای وسیعی از مردم را برانگیخته است. ادامه این اوضاع اسفبار و فاقد هرگونه چشم انداز روشن، ایران را به سرعت به کام بی‌دولتی و هرج و مرج می‌کشاند اگر فکری اساسی برای حل بحران‌ها نشود.

خوشبختانه اکثریت قریب به اتفاق جریان‌های سیاسی به این نتیجه رسیدند که؛

۱- سیاست‌های حاکم اشتباه است.
۲- مسیر کنونی بن‌بست است.
۳- رهبر به تنهایی بیشترین نقش را در اداره کشور و وضعیت فعلی ایفا می‌کند.
۴- وعده وعیدهای تکراری و بی‌پشتوانه قادر به مهار مشکلات و‌جلب رضایت مردم نیست.
۵- کشور نیاز به تغییرات اساسی و فوری دارد.

شوربختانه این نیروها، حتی بخش عمده‌ای از اصلاح‌طلبان هم‌چنان به مسائل فرعی و حاشیه‌ای مشغولند و از پرداختن به مسئله اصلی یعنی شکست پروژه حکومت دینی و ولایت فقها و ضرورت استقرار نظمی دموکراتیک طفره می‌روند. این در حالی است که علت‌العلل مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، بین‌المللی و حتی زیست‌محیطی  این یا آن دولت و مجلس نیست بلکه ساختار انسدادآفرین ولایت مطلقه فقیه و سیاست‌های ایران‌سوز و مردم‌گداز آقای خامنه‌ای است. به علاوه نتیجه منطقی رویکرد مخرب رهبر طرد و حذف شایستگان و جذب و در صدر نشستن پخمگان بوده است.

اکنون زمان آن رسیده که همه آنان که ایران را آباد، آزاد و مستقل می‌خواهند یک‌صدا خواهان تفکیک نهاد دین از نهاد سیاست شوند و اینکه روحانیت قدرت را به مردم واگذارد و به جایگاه سنتی و پایگاه اصلی خود یعنی حوزه‌ها برگردد. به باور من امن‌ترین و مطمئن‌ترین شیوه گذر از بحران‌ها، تشکیل مجلس موسسان و تغییر قانون اساسی مطابق نظر ملت است. براین اساس راه بر انتخابات آزاد و منصفانه باز می‌شود و می‌توان با جلب مشارکت همگان ایران را برای همه ایرانیان کرد.

من سکوت سیاست‌ورزان را در این لحظه حساس تاریخی به‌غایت غیرمسولانه می‌بینم و معتقدم سکوت و انفعال پیامدهای شومی در بردارد. راه نجات ایران در آن است که همه ایران دوستان یک‌صدا خواهان تغییرات اساسی شوند و رهبر را مجبور کنند که صدای ملت را بشنود و به مطالبات آنان تمکین کند. یا استعفا دهد و کناره گیرد تا در غیاب وی تحولات بنیادین از جمله حذف ولایت فقیه از قانون اساسی ممکن شود و جمهوری به معنای واقعی کلمه در ایران عزیز تحقق یابد.

در پایان باردیگر تاکید می‌کنم اعتراضات مسالمت‌آمیز حق مسلم و قانونی شهروندان است و سرکوب آن به‌دست حکومت فاقد هرگونه توجیهی است و در صورت وقوع باید توسط همه‌ی نیروها و جریان‌های سیاسی قاطعانه محکوم شود.

زندان اوین
۸ دی ۱۴۰۴



نظر شما درباره این مقاله:








دقایق پایانی یک بازی فرسایشی / یدالله کریمی‌پور
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 19:30

دقایق پایانی یک بازی فرسایشی / یدالله کریمی‌پور




نظر شما درباره این مقاله:








بیانیه کانون نویسندگان به مناسبت درگذشت بیضایی
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 16:37

بیانیه کانون نویسندگان به مناسبت درگذشت بیضایی




نظر شما درباره این مقاله:








کلیات لایحه بودجه در کمیسیون تلفیق تصویب نشد
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 16:31

کلیات لایحه بودجه در کمیسیون تلفیق تصویب نشد




نظر شما درباره این مقاله:








اعتراض به دلار افسار گسیخته، از چارسو تا لاله‌زار
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 15:16

اعتراض به دلار افسار گسیخته، از چارسو تا لاله‌زار


رویداد۲۴| آرزو فرشید

روز گذشته شوش و خیابان جمهوری، امروز لاله‌زار و میدان امام خمینی تهران محل اعتراض مغازه‌داران بود. ظاهرا شیب تند افزایش قیمت‌ها با رسیدن دلار به ۱۴۴ هزار تومان و سکه به ۱۶۰ میلیون تومان، صبر کسبه بازار را لبریز کرده است.

شاهدش همین ویدیو‌هایی که دیروز در برخی رسانه‌ها دست به دست شد. بر اساس این ویدیو‌ها کاسبان تهران، از شوش تا خیابان جمهوری و پاساژ‌های علاالدین و چارسو به خیابان آمدند.

معترضان با فریاد‌ «پزشکیان حیا کن، ریاستو رها کن»، «کاسبی‌ها رو بستن، بی‌غیرت‌ها نشستن» و «نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم» صدای خشم خود را به گوش مسئولان رساندند. معترضان، کاسبان دیگر را با شعار‌های «ببندید، ببندید» به اعتصاب و اعتراض سراسری دعوت می‌کردند؛ هرچند اخبار رسیده به رویداد۲۴  نشان می‌دهد کاسبان بازار هنوز به دعوت معترضان برای بستن مغازه و پیوستن به یک اعتصاب لبیک نگفته‌اند.

اکانت توییتر سایت خبری دیجیاتو، رسانه تخصصی حوزه فناوری اعتراض صنف موبایل به گرانی ارز را پوشش داده و نوشت: فروشندگان چارسو و علاالدین در اعتراض به وضعیت قیمت ارز کرکره‌ها را پایین کشیدند.

پیگیری‌های خبرنگار رویداد۲۴ از اتحادیه فروشندگان موبایل به نتیجه نرسید، اما گفت‌و‌گو با برخی از فعالان این بازار نشان داد که اعتراض اصلی آنها فارغ از افزایش قیمت دلار به سرعت تغییرات است. کسبه و فعالان بازار موبایل که عمدتا جوان هستند و مثل قدیمی‌های بازار، سرمایه انباشتی ندارند و سرمایه در گردششان هم با سرعت تغییرات قیمت دلار، درحال آب شدن است و به صورت ساعتی، امکان خرید دوباره خود را از دست می‌دهند. سرمایه آنها ذره ذره آب می‌رود و این شرایطی نیست که بتوانند تحمل کنند. در نتیجه صدای اعتراضشان را بلند کرده و کرکره مغازه را پایین می‌کشند.

نارضایتی گسترده؛ از موبایل‌فروش‌ها تا بازنشسته‌ها و دیگران

اعتراض موبایل فروش‌ها یا تجمعی که _به استناد ویدیوهای منتشر شده در فضای مجازی_ امروز در میدان امام خمینی و خیابان لاله‌زار با شعارهای به مراتب تندتر از دیروز برگزار شد، تنها بخشی از نارضایتی گسترده اجتماعی است. ماه‌هاست که بازنشستگان، فرهنگیان، پرستاران و دیگر اصناف تجمعاتی برگزار کرده و اعتراض خود را اعلام می‌کنند. آنها که هر بار با وعده و سخنان تکراری مسئولان مواجه شده‌اند، اکنون گرفتار وضعیتی هستند که هیچ چشم اندازی روشنی برای آن قابل تصور ندارد.

واکنش مسئولان در برابر بحران نیز نه تنها امیدی ایجاد نکرده، بلکه خشم عمومی را افزایش می‌دهد. رئیس‌جمهور با لحنی که نشان از درماندگی دارد، می‌گوید «پول از کجا بیاورم حقوق‌ها را زیاد کنم؟»؛ وزیر امور خارجه تحریم‌ها را برکت می‌خواند و رئیس بانک مرکزی، با وجود آشفتگی بی‌سابقه در بازار ارز، همچنان سر جای خود نشسته است. حتی روزنامه نزدیک به رئیس مجلس، به جای نقد سیاست‌ها یا حمایت از معیشت مردم، توصیه می‌کند که صرفه‌جویی کنند و اولویت‌های زندگی خود را تغییر دهند. این واکنش‌ها، نه تنها بحران اقتصادی را کاهش نمی‌دهد، بلکه جامعه را به سرعت به سوی سمت نارضایتی و انفجار اجتماعی سوق می‌دهد.

بیشتر بخوانید: فاصله ۲۵ میلیونی خط فقر و حداقل دستمزد | سونامی خط فقر ۴۰ میلیونی همه را با هم می‌برد

شواهد میدانی نشان می‌دهد که اعتراض کاسبان، جرقه موج نارضایتی است. وقتی بخش‌های «به ظاهر برخوردار» جامعه هم اعتراض می‌کنند، می‌توان حدس زد که فشار و نارضایتی در میان طبقه کارگر، کارمند، بازنشسته و سایر اقشار آسیب‌پذیر تا چه اندازه شدید است.

کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که اقتصاد دلاریزه، تورم رو به افزایش و کاهش ارزش پول ملی، در کنار بی‌تدبیری مسئولان و سیاست‌های اقتصاد غلط، شرایط را به سمت بحران گسترده و آشفتگی سوق می‌دهد.

نقش سیاست‌های غلط دولت در وخیم‌تر شدن وضعیت

اسماعیل گرامی مقدم، سخنگوی حزب اعتماد ملت ریشه اعتراضات ایجاد شده را اقتصادی دانسته، اما نسبت به تسری آن به سایر حوزه‌ها هشدار می‌دهد.

گرامی‌مقدم در گفت‌و‌گو با رویداد۲۴ سیاست‌های اقتصادی دولت را عامل اصلی وضعیت کنونی دانسته و می‌گوید: «تورم و کاهش شدید ارزش پولی ملی در برابر ارز‌های دیگر سبب شده که ثبات و پایداری در بازار کسب و کار از بین برود. در این شرایط قاعدتا بازار کلان یعنی بنکداران و تولیدکنندگان امکان قیمت‌گذاری روی کالا را ندارند، چون اگر امروز فروشنده باشند، فردا برای تولید یا خرید همان کالا باید بهای بیشتری بپردازند.»

او می گوید همین وضعیت موجب افزایش نارضایتی شده است. از طرف دیگر خریدار و مصرف کننده که نگران است اجناس و کالا‌ها فردا گران‌تر از امروز باشند نیز برای خرید بیشتر تلاش می‌کند و تعادل بین عرضه و تقاضا در بازار بهم می‌خورد. نتیجه این است که نارضایتی در هر دو بخش افزایش می‌یابد.

«البته وضعیت خریداران یعنی عموم مردم در شرایط کنونی بغرنج‌تر است.»

این نماینده پیشین مجلس در انتقادی صریح به سیاست‌های دولت، گفت: «حرف‌های آقای پزشکیان که گفت نمی‌توانیم حقوق و دستمزد را افزایش دهیم، چون می‌خواهیم تورم را کنترل کنیم، بسیار غیرکارشناسی بود. هرگز عدم افزایش حقوق و دستمزد موجب کنترل تورم نشده است. در دولت‌های گذشته نیز این سیاست غلط را تجربه کرده‌ایم».

گرامی‌مقدم به عنوان یک کارشناس اقتصادی همین تاکید دولت برای کنترل تورم را نشانه درک نادرست از شرایط موجود دانست. به گفته او اقتصاد ایران در «گرداب تورم و رکود» گرفتار شده و حتی اگر عدم افزایش حقوق‌ها سبب کنترل نسبی تورم بشود، به رکود دامن خواهد زد.

وی تصریح کرد: «مهار این وضعیت اقتصادی یک فرمول اقتصادی ساده دارد و اتفاقا نیازمند مداخله دولت است. دولت باید با افزایش حقوق و دستمزد، کسری بودجه خانواده‌ها را جبران کند تا مردم امکان خرید داشته باشند. اگر آنطور که اکنون تصمیم گرفته‌اند حقوق‌ها علی رغم تورم ۶۰ درصدی، افزایش ۲۰ درصدی داشته باشد، قدرت خرید مردم در پی کاهش ارزش پولی ملی کمتر خواهد شد. بدیهی است که اگر مردم خرید کنند، تولید کننده به تولید خود ادامه خواهد داد و وقتی مردم پولی برای خرید نداشته باشند، چرخه تولید هم متوقف شده و رکود بیشتر می‌شود.»

سخنگوی حزب اعتماد ملی می‌گوید سیاست‌های غلط رئیس جمهورر به گونه‌ایست که گویی به او دیکته کرده‌اند تا امور کشور بر همان مدار قبلی بچرخد؛ با این وضع عملا تعادل عرضه و تقاضا را برهم زده و باعث تشدید نارضایتی می‌شود. این نارضایتی حتما به سایر شئونات اجتماعی رسوخ کرده و به اعتراضات هم می‌انجامد. لذا بهتر است که هر چه سریعتر از آن سیاست‌ها فاصله بگیرند و در نظر داشته باشند که آن مدار قبلی، جواب نداده است.

وی با انتقاد از برخی اظهارنظر‌های حساسیت‌زا، خطاب به مسئولان گفت: «وقتی مردم را با حرف‌های غیرکارشناسانه عصبانی می‌کنید، باید منتظر باشید که نارضایتی مردم جایی بروز و ظهور پیدا کند.»

گرامی مقدم افزود: «قبل از اعتراضات ۱۴۰۱ نیز بار‌ها هشدار داده بودیم، اما گوش شنوا نبود و دیدیم که یک جرقه در حوزه حجاب چطور دامنه اعتراضات را به کل کشور گسترش یافت. این بار وضعیت حساس‌تر است، زیرا شکاف طبقاتی و نارضایتی‌ها اقتصادی می‌تواند مخاطرات امنیتی بسیاری داشته باشد. با ادامه این رویه حتما شاهد اعتراضات و تظاهرات‌های بیشتر خواهیم بود».

حاکمیت نباید وظایف خود را نادیده بگیرد

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب تاکید کرد: «این تصور که مردم علی رغم این همه فشار اقتصادی و اجتماعی ساکت خواهند ماند و اتفاقی نمی‌افتد، اشتباه است؛ لذا باید هرچه سریعتر فکری کرد. بالاخره حاکمیت در قبال مردم وظایفی دارد که باید به آن عمل کند. این مردم باید در قبال کاری که می‌کنند و مالیاتی که می‌پردازند، خدمات دریافت کنند. اگر حاکمیت به وظایف خود عمل کند کار به اینجا نمی‌رسد که مردم مغازه‌های خود را بست و دست از کسب و کار خود بردارند».

راه نجات هست، اراده نیست

وی در پاسخ اینکه آیا اقتصاد ایران با این حجم از مشکلات هنوز راه نجات دارد؛ گفت: «حتما راهکار‌هایی وجود دارد، اما اراده‌ای نیست. رئیس جمهور می‌گوید که منبعی برای افزایش حقوق‌ها ندارند، درحالی که می‌توانند بودجه نهاد‌های بی‌ربطی که اثرگذاری چندانی هم ندارند، صفر کرده و با افزایش درآمد‌های دولت، حقوق‌ها را افزایش دهند. نهاد‌هایی هستند که سال‌هاست مالیات نمی‌دهند و ورود آنها به چرخه مالیات می‌تواند به افزایش درآمد‌ها کمک کند. در عین حال باید پذیرفت که اقتصاد به سیاست و به خصوص روابط بین‌الملل وابسته است. درست است که باید نگاه به داخل هم داشت، اما الان در حوزه داخلی هم سیاست‌های غلط پیش گرفته‌اند. روشن است که تا وقتی ریشه اصلی کسری بودجه که سیاسی است و در حوزه روابط خارجی حل و فصل خواهد شد را نادیده بگیرند، وضعیت همین است. در صورت ادامه این روند نیز نباید انتظار داشت که مردم ساکت بمانند».

گرامی مقدم در پاسخ به اینکه در صورت تسری اعتراضات اخیر به سایر حوزه‌ها و شهر، امکان مهار آن وجود دارد؟ گفت: «این نارضایتی را نمی‌شود با فشار و برخورد امنیتی جمع کرد. می‌توان آن را کنترل کرد که هزینه زیادی هم برای دولت و حاکمیت دارد، اما حتما راه حل اساسی نیست.»



نظر شما درباره این مقاله:








هشدار سپاه پاسداران درباره «بازتولید فتنه»
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 14:12

هشدار سپاه پاسداران درباره «بازتولید فتنه»




نظر شما درباره این مقاله:








جمهوری آذربایجان از تمامیت ارضی سومالی
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 11:49

جمهوری آذربایجان از تمامیت ارضی سومالی




نظر شما درباره این مقاله:








تجمعات اعتراضی در مرکز شهر تهران ادامه دارد
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 11:29

تجمعات اعتراضی در مرکز شهر تهران ادامه دارد


ویدئوهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد روز دوشنبه تجمعات اعتراضی در نقاط مختلفی از بازار و مناطق مرکزی تهران برپا شده و شعارهای اعتراضی علیه وضع اقتصادی ایران و حکومت سر داده شده است.

بنابر برخی گزارش‌ها، روز دوشنبه هشتم دی، اعتراضات در بازار تهران ادامه دارد و بازار بین‌الحرمین تعطیل شده است.

بر اساس این گزارش‌ها، بازار آهنگران و صرافان تعطیل شده و خیابان‌های ناصر خسرو، سعدی جنوبی، لاله‌زار، چهارراه استانبول و محدودهٔ بازار چهارسوق شاهد بسته‌شدن مغازه‌ها و تجمع کاسبان است.

بنابر این گزارش‌ها، «در لاله‌زار جنوبی مغازه‌ها بسته‌اند و صدای شعار مرگ بر دیکتاتور، به گوش می‌رسد.»

ویدئوهای ارسالی دیگری نیز از درگیری معترضان با مأموران حکومتی در چهارراه استانبول و سردادن شعار «بی‌شرف، بی‌شرف» علیه این مأموران حکایت دارد.

خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، روز دوشنبه با اذعان به وجود این تجمعات اعتراضی «در محدوده پاساژ چهارسو و خیابان لاله‌زار تهران»، به سر داده شدن شعارهای سیاسی از سوی تجمع‌کنندگان نیز اشاره کرد.

این خبرگزاری از «رفتن فضا به سمت ناامنی» و «بی‌ثبات شدن» اوضاع ابراز نگرانی کرده و هشدار داده است که «این تجمعاتی می‌تواند بستر جدیدی برای فعالیت هسته‌های اغتشاش شود».

رسانه‌های حکومتی در ایران، از اعتراضات مسالمت‌آمیز شهروندان به وضعیت اقتصادی و سیاسی با عنوان «اغتشاشات» یاد می‌کنند.

خبرگزاری فارس در این مورد در گزارش روز دوشنبه خود با «یک مقام آگاه در وزارت اطلاعات» نیز گفت‌وگو کرده و او شعارهای سیاسی معترضان در تجمع این دو روز را «سناریوی امنیت‌زدایی دشمن» توصیف کرده است.

فارس همچنین از قول «منابع آگاه» از «تشکیل جلسات شورای هماهنگی اقتصادی برای اتخاذ تصمیمات مؤثر» خبر داد.

این برای دومین روز پیاپی است که به دنبال افزایش شدید قیمت ارزهای خارجی و سکه طلا، تجمعاتی در بازارها و مراکز خرید عمده مرکز شهر تهران برپا می‌شود.

عصر روز یکشنبه هفتم دی نیز تجمعاتی در خیابان جمهوری و بازار آهن شوش تهران برپا شده بود.

در ویدئوهایی که از اطراف پاساژ علاءالدین منتشر شده است، معترضان روز یک‌شنبه با سر دادن شعارهایی خواستار پیوستن مردم و سایر بازاریان به آن‌ها شدند.

برخی گزارش‌ها نیز حاکی است در بخش‌هایی از بازار بزرگ تهران از جمله سرای آهنگران، کسبه روز یک‌شنبه مغازه‌های خود را تعطیل کردند و در محله چراغ‌برق نیز برخی کسب‌وکارها نیمه‌تعطیل بوده است.

روز یکشنبه قیمت دلار در بازار آزاد ارز ایران برای ساعاتی به بیش از ۱۴۴ هزار تومان رسید.

همزمان مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطه به نقطه آذرماه را بیش از ۵۲ درصد اعلام کرد.

بازار ارز و طلا در ایران روز یکشنبه رکوردهای تازه‌ای ثبت کرد؛ در کنار دلار که به بیش از ۱۴۴ هزار تومان رسید، یورو نیز به بالای ۱۶۹ هزار تومان و پوند به حدود ۱۹۴ هزار تومان صعود کرد.

سکهٔ طرح امامی نیز با جهشی کم‌سابقه به ۱۶۹ میلیون تومان نزدیک شد و بهای هر گرم طلا حوالی شش میلیون تومان قرار گرفت، هرچند بعدازظهر اندکی از شدت افزایش کاسته شد.

کارشناسان، تداوم نوسان دلار، رشد اونس جهانی طلا و کمبود عرضه را عامل اصلی هیجان بازار می‌دانند.

این در حالی است که وعدهٔ مداخله «گسترده و سنگین» بانک مرکزی هنوز مانع شتاب قیمت‌ها نشده و انتقادها از عملکرد این نهاد افزایش یافته است.

جواد فلاحیان، کارشناس امور اقتصادی، به سایت «تجارت‌نیوز» گفته است، حتی تغییر رئیس کل بانک مرکزی نیز فقط می‌تواند اثر روانی کوتاه‌مدت داشته باشد.

در مجموع، کسری بودجه، تورم بالا و کمبود ارز، چشم‌انداز اقتصادی و مهار قیمت‌ها را تیره‌تر کرده است.

رادیو فردا



نظر شما درباره این مقاله:








سه پلیس ترکیه در درگیری با افراد داعش جان
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 10:16

سه پلیس ترکیه در درگیری با افراد داعش جان




نظر شما درباره این مقاله:








ترامپ: به توافق صلح روسیه و اوکراین نزدیک هستیم
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 9:54

ترامپ: به توافق صلح روسیه و اوکراین نزدیک هستیم


بارک راوید / آکسیوس / ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵ 

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، پس از دیدار روز یکشنبه خود با ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، اعلام کرد که دو کشور روسیه و اوکراین «بیش از هر زمان دیگری» به توافق صلح نزدیک شده‌اند و ۹۵ درصد از مسائل مورد اختلاف میان طرفین حل‌وفصل شده است.

چرا این مهم است: این دیدار در اوج تلاش‌های دیپلماتیک ترامپ برای دستیابی به توافق صلحی برگزار شد که هدف آن پایان دادن به جنگ در اوکراین است.

دو ساعت پیش از دیدار با زلنسکی، ترامپ با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، تماس تلفنی برقرار کرد و درباره طرح صلح آمریکا گفتگو نمود.

جزئیات خبر: زلنسکی روز جمعه در گفت‌وگو با آکسیوس ابراز امیدواری کرده بود که در جریان دیدار روز یکشنبه، با ترامپ بر سر چارچوبی برای پایان جنگ به توافق برسد.

وی همچنین فاش کرد در صورتی که روسیه با آتش‌بسی دست‌کم ۶۰ روزه موافقت کند، حاضر است این طرح را به همه‌پرسی عمومی بگذارد.

زلنسکی با تأکید بر پیشرفت قابل توجه در روند مذاکرات گفت که طرح ترامپ همچنان مستلزم واگذاری ارضی دردناکی از سوی اوکراین در منطقه دونباس، واقع در مرز روسیه، است.

با این حال، زلنسکی ابراز امیدواری کرد که بتواند شرایط توافق را بهبود بخشد و افزود در صورتی که نتواند به موضعی «قوی» در زمینه مسائل سرزمینی برسد، ناچار خواهد بود تأیید مردم اوکراین را جلب کند.

او گفت آتش‌بس ۶۰ روزه برای آماده‌سازی و برگزاری همه‌پرسی و همچنین تأمین امنیت لازم است تا مردم بتوانند بدون تهدید حملات، فعالیت‌های انتخاباتی انجام دهند و رأی بدهند. زلنسکی هشدار داد که در غیر این صورت نتیجه همه‌پرسی «فاقد مشروعیت» خواهد بود.

پشت صحنه: یوری اوشاکوف، مشاور سیاست خارجی پوتین، به خبرنگاران گفت که تماس تلفنی از سوی ترامپ آغاز شد و یک ساعت و ۱۵ دقیقه به طول انجامید.

اوشاکوف گفت این تماس «در فضایی دوستانه» انجام شده و ترامپ به ارزیابی پوتین از روند مذاکرات صلح گوش داده است.

به گفته اوشاکوف، پوتین و ترامپ هر دو معتقدند که اوکراین باید «در موضوع دونباس بدون تأخیر تصمیم‌گیری کند».

اوشاکوف همچنین مدعی شد که دو رهبر متفق‌القول‌اند آتش‌بس موقتی که اوکراین برای برگزاری همه‌پرسی در مورد طرح صلح پیشنهاد می‌دهد «تنها به طولانی‌تر شدن جنگ منجر می‌شود».

اظهارات ترامپ و زلنسکی: ترامپ عصر یکشنبه در مقابل عمارت مارالاگو از زلنسکی استقبال کرد و به خبرنگاران گفت که هم اوکراین و هم پوتین خواهان صلح‌اند و مذاکرات در «مرحله پایانی» قرار دارد.

او تأکید کرد که هر توافق صلح آینده باید شامل تضمین‌های امنیتی قوی باشد، هرچند جزئیاتی در این باره ارائه نکرد.

ترامپ در نشست خبری مشترک با زلنسکی پس از سه ساعت گفت‌وگو — که در بخشی از آن تماس ویدئویی با گروهی از رهبران اروپایی نیز برقرار بود — گفت: «فکر می‌کنم بسیار به توافق نزدیک شده‌ایم. واقعاً به نقطه نهایی نزدیک هستیم.»

زلنسکی در همان نشست اعلام کرد که چارچوب توافق ۲۰ ماده‌ای در ۹۵ درصد موارد مورد توافق واقع شده و توافق مربوط به تضمین‌های امنیتی نیز به طور کامل نهایی شده است. در این لحظه ترامپ حرف او را قطع کرد و گفت: «توافق تضمین‌های امنیتی هم در ۹۵ درصد موارد به توافق رسیده است.»

ترامپ افزود که درخواست‌های سرزمینی روسیه در منطقه دونباس همچنان دشوارترین بخش مذاکرات است. او گفت: «هنوز حل نشده، اما خیلی به راه‌حل نزدیک شده‌ایم.»

به گفته ترامپ، هر توافق نهایی باید یا از سوی پارلمان اوکراین تصویب شود یا از طریق همه‌پرسی. وی تأکید کرد که آماده است در پارلمان اوکراین سخنرانی کند تا به تصویب توافق کمک کند.

ترامپ همچنین اظهار داشت: «پوتین نمی‌خواهد آتش‌بس داشته باشد، بلکه خواهان توافقی برای پایان جنگ است. این دیدگاه را درک می‌کنم، اما فکر می‌کنم داریم راه‌هایی برای عبور از این مشکل پیدا می‌کنیم.»

گام بعدی: ترامپ و زلنسکی گفتند که مذاکرات بیشتری در ماه ژانویه در واشینگتن، میان نمایندگان ایالات متحده، اوکراین و کشورهای اروپایی برای نهایی‌سازی جزئیات توافق برگزار خواهد شد.

ترامپ در پایان افزود که ممکن است روند نهایی شدن توافق چند هفته طول بکشد: «امکان دارد که به سرانجام نرسد، اما تا چند هفته آینده خواهیم دانست.»



نظر شما درباره این مقاله:








«اعتراف‌نامه‌ای ناخواسته به جنایتی فرهنگی»⁨
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 9:27

«اعتراف‌نامه‌ای ناخواسته به جنایتی فرهنگی»⁨


واکنش جعفر پناهی به پیام تسلیت وزیر ارشاد برای بهرام بیضایی

پیام تسلیت وزیر ارشاد برای بهرام بیضایی، نه نشانه‌ی احترام است و نه بزرگداشت؛
این پیام، اعتراف‌نامه‌ای ناخواسته است به جنایتی فرهنگی که جمهوری اسلامی دهه‌ها مرتکب آن شده است.
وقتی از «فرهیختگی»، «جایگاه رفیع» و «تأثیر ماندگار» بیضایی سخن می‌گویند، عامدانه سکوت می‌کنند درباره‌ی این حقیقت ساده و تلخ:
این نظام همان نظامی است که بیضایی را از ایران بیرون راند.

بهرام بیضایی مهاجر نبود؛
تبعیدی بود.
نه با حکم دادگاه، بلکه با فشار ممتد، تحقیر سیستماتیک، سانسور خفه‌کننده و بستن تمام راه‌های کار و نفس کشیدن.
او را نه یک‌باره، که ذره‌ذره از وطنش بیرون کردند.
سال‌ها اجازه‌ی تدریس نداشت.
سال‌ها اجازه‌ی کار نداشت.
سال‌ها هر متن و هر فیلمش با سوءظن، حذف و تحریف مواجه شد.
و بعد، وقتی دیگر چیزی برای ماندن باقی نگذاشتند، با وقاحت تمام گفتند: «خودش رفت.»

نه.
او را جمهوری اسلامی بیرون کرد.
حالا همان ساختار، با همان منطق، همان آدم‌ها و همان دستگاه سرکوب، پیام تسلیت صادر می‌کند و از «سرمایه‌ی ملی» حرف می‌زند.
این دیگر ریا نیست؛
تحقیر شعور جمعی است.
اگر بیضایی «سرمایه‌ی ملی» بود، چرا در کشور خودش غریبه شد؟
چرا صحنه‌ی تئاتر از او گرفته شد؟
چرا دانشگاه از او پاک شد؟
چرا تنها جایی که توانست آزادانه فکر کند و کار کند، هزاران کیلومتر دورتر از ایران بود؟

جمهوری اسلامی مسئول مستقیم این فقدان است.
مسئول این‌که یکی از بزرگ‌ترین متفکران و هنرمندان معاصر ایران، در تبعید زیست و در دوری فرسوده شد.
مسئول این‌که نسل‌ها از حضور زنده‌ی او محروم ماندند.
مسئول این‌که فرهنگ ایران، یکی از ستون‌هایش را نه با مرگ طبیعی، که با خفه‌کردن تدریجی از دست داد.
پیام تسلیت زمانی معنا دارد که دست‌ها به خون آلوده نباشد.
وقتی همان دستی که امضا می‌کند، سال‌ها تیغ سانسور را بالا نگه داشته،
وقتی همان نهاد که تسلیت می‌گوید، عامل حذف بوده،
این پیام نه تسلیت، که سند جرم است.
بهرام بیضایی را مرگ از ما نگرفت،
جمهوری اسلامی از ما گرفت.

و تاریخ، این تناقض شرم‌آور را فراموش نخواهد کرد:
حذف در حیات،
و ستایش پس از فقدان.


منبع: اینستاگرام جعفر پناهی



نظر شما درباره این مقاله:








یادداشت نیلوفر بیضایی درباره درگذشت پدرش
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 29.12.2025, 8:39

یادداشت نیلوفر بیضایی درباره درگذشت پدرش




نظر شما درباره این مقاله:








اکبر دانش سرارودی راهی زندان دستگرد اصفهان شد
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 28.12.2025, 22:35

اکبر دانش سرارودی راهی زندان دستگرد اصفهان شد




نظر شما درباره این مقاله:








حکومت خدعه و فریب| اکبر دانش‌سرارودی ">
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 28.12.2025, 21:08

حکومت خدعه و فریب| اکبر دانش‌سرارودی




نظر شما درباره این مقاله:








چرا «طرفداران نظام» و «طرفداران شاهزاده»
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 28.12.2025, 20:44

چرا «طرفداران نظام» و «طرفداران شاهزاده»




نظر شما درباره این مقاله:








نخست‌وزیر عراق از تلاش‌هایش برای میانجیگری
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 28.12.2025, 20:39

نخست‌وزیر عراق از تلاش‌هایش برای میانجیگری




نظر شما درباره این مقاله:








در ارزش مولوی و شمس!
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 28.12.2025, 20:29

در ارزش مولوی و شمس!


علی مرادی مراغه‌ای

آقای شهرام ناظری در دانشگاه سلجوق ترکیه سخنرانی کرده گفته «باید از ترکیه تشکر کنیم که مکتب مولانا را نگه داشتند اگر ایران بود، از بین رفته بود...»
از سخنان او، رگِ غیرت برخی جنبیده و شروع به حمله و فحاشی به او کرده اند. انگار طرف دروغ گفته!(کامنتهای اینجا را ببینید)

صحبت‌های ناظری مرا به ۱۳۹۰ش برد که در کتابفروشی استانبول در ترکیه پرسه میزدم معمولا هر مسافرتی بروم چه خارج و چه داخل، به کتابفروشیها و کتابخانه ها سر میزنم.

در کتابفروشی استانبول دنبال کتبِ تاریخی بودم چون آنزمان مشغول نوشتن کتاب سالهای زخمی(جنگهای ایران و روسیه) بودم، میخواستم ببینم ترکیه نیز که در آن سالها مانند ایران درگیر جنگ با روسیه بوده، چه کتابهایی در این مورد دارد؟

در بین قفسه ها یک مرتبه چشمم افتاد به دو جلد کتاب بنام: (Aşkın Gözyaşları) یعنی اشکهایِ عشق.

کتاب دو جلدی بود: جلد اول در مورد شمس تبریزی و جلد دوم در مورد مولانا.

اگر چه ادبیات حوزه کاری‌ام نیست اما همیشه علاقمند به شعر، حافظ، مولانا، شهریار و شعر نو بوده‌ام.

آن دو کتاب را برداشتم وقتی تیراژ و دفعات چاپ شان را دیدم هر کدام بیش از ده بار تجدید چاپ شده و پرفروش بودند. کتابها را خریده و آوردم در تهران به نشر اوحدی دادم گفتم این کتابها در ترکیه خیلی پرفروش بوده پس این مولوی و شمس که شاعر ایرانی هستند اگر در اینجا چاپ شوند حتما پرفروش‌تر خواهند بود!

خلاصه حسابی تبلیغ کردم چند صفحه هم از کتابها خواندم و برای پیرمرد(مدیر نشر) ترجمه کردم. خیلی راغب شد چاپ کند و گفت که خودت ترجمه کن.

چون آن زمان شبانه روزی بر روی کتاب سالهای زخمی (تاریخ جنگهای ایران و روسیه) کار می‌کردم پس قبول نکردم و مدیر انتشارات، یک نفر دیگر برای ترجمه پیدا کرد و او جلدِ مربوط به مولانا را ترجمه کرد تا پس از آن، جلد دیگر یعنی شمس تبریزی را ترجمه کند و منتشر شود!

اما کتاب مولانا که خوب هم ترجمه و منتشر شده بود، یکسال بعد که سری به انتشاراتی زدم دیدم تنها چهارصد نسخه کتاب فروخته شده و بقیه بر روی هم تلنبار شده که حتی جا را هم برای پیرمرد ناشر تنگ کرده که از خیر ترجمه جلد دیگر کتاب هم گذشت!.

شما را به خدا برای لحظه‌ای، اینهایی که رگ غیرتشان بر سخنان شهرام ناظری  جنبیده ببینید که شاعری در حد و قواره مولانا برای یک جمعیت هشتاد میلیونی که ادعا هم می‌کنند هنر نزد آنها هست و بس! و همه این شاعران را هم مال خودشان می دانند! آنوقت تنها چهارصد نسخه ارزش داشته، البته الان بجای چهارصد نسخه، صد نسخه هم نمی رفت!

در حالیکه شاعری با اشعار فارسی، در همسایه ترک زبان و با جمعیتی مشابه ایران، کتابش جزو پرفروشترین ها و به چاپ دهم رفته!

اما اینجا به جای مطالعه، به شهرام ناظری فحش‌ها داده‌اند!

رگ غیرت وقتی می‌جنبد آدم باید به جای فحش، کاری ارزنده بکند.

آیا فحاش‌تر از ایرانیان دیده‌اید؟! آنهم تحصیل‌کرده‌های ایرانی؟!

طفلکی شمس تبریزی که استاد و مراد مولوی بوده از بدِ حادثه و جبرِ جغرافیایی، مقبره‌اش در ایران و در خوی هست. مقبره مولانا که در ترکیه با جلال و جبروت و احترام برای آن کشور ۱۰ میلیارد دلار درآمد توریستی دارد آن وقت، مقبره شمس را در همین عید که دیدم دقیقا شبیه و در حد و قواره مقبره پدربزرگ من در روستای‌مان است!

مدام از چندین سال پیش در خبرها می‌آید که سی میلیارد تومان بودجه برای مرمت مقبره شمس در نظر گرفته و نوشتند و مصاحبه کردند و دوباره هر سال هی از آغاز مجدد عملیات مرمت و از سرگیری گفتند و نوشتند... اما همین است که در فیلم زیر می بینید!.

هر موقع هم می‌خواهند مقبره شمس را خوب نشان دهند زوم می‌کنند روی آن مناره‌اش!

البته آن مناره هم در دوره صفوی به دستور شاه اسماعیل صفوی با جمجمه‌ها و شاخ‌های قوچ‌های شکار شده ساخته شده یعنی گوشت قوچ‌ها را خورده از شاخ‌ها و جمجمه‌هایش آن مناره را ساخته‌اند!

البته باز خوب است  که از جمجمه آدمها نبوده چون از جمجمه آدمها مناره ساختن در این کشور مسبوق به سابقه بوده!

آرامگاه شمس در ۱۰متری این مناره است یعنی تمام سهمِ شمس از این ۱۲۰سال دلارهای نفتی و دویست سال تاریخ جدید و مدرن ایرانی، همین یک مناره و سنگ مزار است! طفلکی به درستی آخر عاقبت خود را پیش‌بینی کرده گفته بود:
من غریبم و غریب را کاروان‌سرا لایق است!

وقتی ایرانیان و مخصوصا این حمله کنندگان به شهرام ناظری را می بینم با خود می گویم اینها همان فرزندان، نوه ها و نبیره های شیخ آقانجفیِ ضد مشروطه در اصفهان اند که کتاب مثنوی معنوی مولانا را با چنگگ برمیداشت و در بخاری می انداخت تا دستش نجس نگردد!

تاریخ را نمی توان پرید، باید با تربیت مداوم و صحیح طی کرد و گرنه، لامصب مانند ژن عینا به نسلهای بعدی منتقل می گردد...

در زیر سخنان ناظری، مقبره شمس و سپس حکایت آن کتابها که به ناشر دادم:



نظر شما درباره این مقاله:








روایت رئیس اسبق بانک مرکزی از مهار ارز با «خالی‌بندی»
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 28.12.2025, 19:15

روایت رئیس اسبق بانک مرکزی از مهار ارز با «خالی‌بندی»


در حالی که دلار رکوردهای جدیدی را ثبت می‌کند، ولی‌الله سیف با افشای «خالی‌بندی» سپرده‌گذاری پادشاه برونئی، پرده از استراتژی قدیمی بانک مرکزی برداشت: خبردرمانی. نگاهی به سال‌های اخیر نشان می‌دهد که بازار ارز ایران با وعده‌های پوچی مدیریت شده که خودِ  سیف نیز زمانی در ارائه آنها ایفای نقش کرد.

ولی‌الله سیف، رئیس کل بانک مرکزی ایران در یکی از پرفراز و نشیب‌ترین دوره‌های پولی تاریخ ایران که با «امید برجام» شروع شد و با «بحران ارزی سال ۹۷» و تشکیل پرونده قضایی برای او به پایان رسید، در تازه‌ترین گفتگوی خود با سایت خبری انتخاب گفت: «من به کرات نه تنها زمانی که در بانک مرکزی بودم، در زمانی که در نظام بانکی بودم، با کسانی مواجه شده‌ام که اصطلاحا ببخشید که لغت را به کار می‌برم، با خالی‌بندی خواستند بگویند که ما یک کاری می‌توانیم بکنیم؛ مثلا ما یک منابع ارزی در خارج از کشور داریم و در این شرایط می‌خواهیم وارد کشور کنیم.»

او افزود: «اولین مورد که خاطرم هست، گفتند که پادشاه برونئی به خطر علاقه‌ای که به ایران دارد، می‌خواهد ۱۰ میلیارد دلار [در برخی منابع ۲ میلیارد] در بانک مرکزی ایران سپرده‌گذاری کند ... آنقدر هنرمندانه این را گفته بودند که حتی در بدنه مدیریتی هم امیدواری ایجاد شد ... بعد معلوم شد که هیچی نیست و یک عده هنرمندانه این کار را کرده بودند.»

«خبردرمانی» در اقتصاد ایران یا آن‌گونه که آقای سیف عنوان کرده یعنی «خالی‌بندی» به استفاده از اخبار مثبت فاقد پشتوانه اجرایی برای سرکوب موقت انتظارات تورمی و کنترل نرخ ارز گفته می‌شود. همان‌طور که آقای سیف در مورد دروغ مربوط به پادشاه برونئی افشا کرد، از این تکنیک بارها در سال‌های اخیر برای کاهش تب افت ارزش ریال و افزایش تقاضای ارز استفاده شده است.

مشهورترین نمونه‌های «خبردرمانی» در بازار ارز ایران

مسئولان ایرانی تحت عنوان «گشایش‌های بزرگ در راه است»، وعده‌هایی مثل سپرده‌گذاری پادشاه برونئی و تزریق ارز به بانک مشترک ایران و ونزوئلا را منتشر کرده‌اند ولی مشهورترین و پرتکرارترین آنها این موارد بوده است:

توافق برای آزادسازی ۷ میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه شده کره‌جنوبی

این مورد، کلاسیک‌ترین نمونه خبردرمانی در سال‌های اخیر است. خبر «توافق برای آزادسازی ۷ میلیارد دلار» از کره‌جنوبی، بارها در بازه‌های زمانی مختلف توسط مقام‌های ایرانی تکرار شد. هر بار که دلار جهش می‌کرد، تیتری با محتوای «توافق نهایی شد» یا «پول‌ها در راه است» منتشر می‌شد.

اما در نهایت، این پول‌ها پس از ۳ سال، از کره به حساب‌هایی در قطر منتقل شد (آن هم نه به صورت نقد، بلکه فقط برای خرید کالاهای غیرتحریمی)، اما با اتکا به اثر روانی هر بار انتشار خبر، تلاش می‌شد دلار برای چند روز در یک دامنه قیمتی ثابت بماند یا اصلاح کوچکی داشته باشد.

آزادسازی منابع در عراق و عمان

عراق همیشه به عنوان «قلک ارزی» در اخبار دولتی حضور دارد؛ آن هم با تیترهای تکراری مانند «آزادسازی ۲ میلیارد دلار از منابع ایران در عراق برای خرید کالای اساسی» یا «انتقال بدهی گازی عراق به بانک‌های عمان». این اخبار هم معمولاهمزمان با افزایش تقاضای ارز منتشر می‌شوند تا تب خرید را در بازار سبزه میدان کاهش دهند.

آزادسازی دارایی‌های بانک مرکزی در لوکزامبورگ

داستان لوکزامبورگ یکی از پیچیده‌ترین و طولانی‌ترین پرونده‌های حقوقی-مالی ایران در خارج از کشور است که بارها از آن برای «خبردرمانی» استفاده شده است. ماجرا مربوط به ۱.۶ میلیارد دلار از دارایی‌های بانک مرکزی ایران است که در موسسه پایاپای کنترپارتی «کلیر استریم» (Clearstream) در لوکزامبورگ مسدود شده بود.

دادگاهی در لوکزامبورگ در فروردین ۱۳۹۹ حکم داد که این ۱.۶ میلیارد دلار نباید به آمریکا داده شود. رسانه‌های دولتی این را به عنوان «آزادسازی فوری» تیتر کردند، در حالی که پول همچنان تحت توقیف ماند تا دادگاه تجدیدنظر نظر بدهد.

دوباره در اسفند ۱۴۰۱ و همزمان با نوسانات شدید دلار، خبرهایی مبنی بر شکست قطعی آمریکا در پرونده لوکزامبورگ منتشر شد تا قیمت‌ها کنترل شود. دیوان عالی لوکزامبورگ سرانجام در مهر ۱۴۰۲ حکم داد که درخواست شاکیان آمریکایی برای مصادره این پول رد شده است. رسانه‌های ایرانی به نقل از مقام‌های ایرانی تیتر زدند: «۱.۶ میلیارد دلار از پول‌های ایران آزاد شد!»؛ در حالی که این پول به ایران برنگشت. حکم دادگاه فقط به این معنی بود که آمریکا نمی‌تواند آن را بردارد، اما به دلیل تحریم‌های ثانویه و بانکی، این مبالغ همچنان در حساب‌های «کلیر استریم» باقی ماند.

دسترسی به ۶.۷ میلیارد دلار از منابع صندوق بین‌المللی پول

محمدرضا فرزین، رئیس‌کل بانک مرکزی، در ۱۱ خرداد ۱۴۰۲ پس از دیدار با مقامات صندوق بین‌المللی پول در واشنگتن، خبری را اعلام کرد که به تیتر اول رسانه‌ها تبدیل شد: «امکان دسترسی سریع ایران به ۶.۷ میلیارد دلار از منابع ایران در صندوق بین‌المللی پول»

اما اصل خبر این بود که صندوق بین‌المللی پول برای کمک به اقتصاد جهانی در برابر کرونا، ۶۵۰ میلیارد حق برداشت ویژه (SDR) بین تمام اعضا (از جمله ایران) توزیع کرد. سهم ایران از این تخصیص عمومی، حدود ۳.۴ میلیارد اس‌دی‌آر بود و خبری از برداشت نقدی دلار نبود.

خبردرمانی‌های آقای سیف برای کنترل بازار ارز

نکته جالب و پارادوکسیکال ماجرا همین‌جاست. ولی‌الله سیفکه اکنون از «خالی‌بندی‌های دهه ۸۰» انتقاد می‌کند، خود در دوران ریاستش بر بانک مرکزی (۱۳۹۲ تا ۱۳۹۷) بارها از همین تکنیک «خبردرمانی» برای کنترل بازار ارز استفاده کرد.

یکسان‌سازی نرخ ارز و کاهش شکاف نرخ رسمی و آزاد

این مشهورترین وعده محقق‌نشده آقای سیف است. او تقریبا هر ۶ ماه یک‌بار اعلام می‌کرد که نرخ ارز تا پایان سال تک‌نرخی می‌شود. آقای سیف می‌گفت برنامه بانک مرکزی این است که ارز تک‌نرخی شود و شکاف نرخ رسمی و بازار آزاد کاهش یابد، و این مسئله یکی از اهداف اصلی بود.

در سال ۱۳۹۴ اعلام شد که ارز تا ۶ ماه آینده تک‌نرخی خواهد شد، اما این وعده عملی نشد و در رسانه‌ها گزارش شد که تاریخ تحقق به سال بعد موکول شده است. این وعده پیاپی تمدید یا به تعویق افتاد و در طول دوران مدیریت او عملیاتی نشد.

وعده سقوط قیمت دلار

در زمستان ۱۳۹۴ و همزمان با اجرایی شدن برجام، ولی‌الله سیف و دیگر مقام‌های اقتصادی ایران بارها اعلام کردند که انتظار می‌رود قیمت دلار کاهش ‌یابد و بازار ارز به ثبات برسد. آقای سیف گفته بود که پس از اجرای برجام و با آزاد شدن منابع ارزی و بهبود ارتباطات بانکی، شرایط بازار ارز بهتر خواهد شد و احتمال کاهش یا تثبیت نرخ دلار وجود دارد. او در آن مقطع گفت که قیمت واقعی دلار بسیار پایین‌تر از نرخ بازار است و مردم نباید روی دلار سرمایه‌گذاری کنند چون ضرر می‌کنند.

هر چند، در روزهای منتهی به اجرای برجام در دی‌ها ۱۳۹۴، قیمت دلار در بازار آزاد کاهش یافت ولی افت آن محدود و کوتاه‌مدت بود.

آزادسازی ۳۲ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران

ولی‌الله سیف، رئیس کل وقت بانک مرکزی، در بهمن ۱۳۹۴ اعلام کرد که ۳۲ میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران آزاد شده است. واقعیت این بود که بخش بزرگی از آن ۳۲ میلیارد دلار پیشتر توسط دولت اصطلاحا پیش‌خور شده بود یا در قالب تعهدات و بدهی‌های بین‌المللی رزرو شده بود. عملا این دارایی‌ها در دسترس بانک مرکزی برای تزریق مستقیم به بازار ارز نبود. بنابراین اثر ملموسی بر قیمت دلار یا عرضه فیزیکی ارز در تهران نداشت.

آقای سیف بعد از مدتی که متوجه شد وعده‌های ارزی‌اش در مورد برجام محقق نمی‌شود، در سفر به واشنگتن (فروردین ۱۳۹۵) جمله معروف «تقریبا هیچ» را به کار برد. او اعتراف کرد که دستاورد ایران از برجام در حوزه بانکی و اقتصادی تقریبا هیچ بوده است. این تغییر موضع نشان داد که حتی خودِ «خبردرمان‌گر» هم به ناکامی خود در مدیریت روانی بازار اعتراف کرد.

یورونیوز فارسی



نظر شما درباره این مقاله:








ساعت صفر برای خاورمیانه
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 28.12.2025, 19:00

ساعت صفر برای خاورمیانه


راجر کوهن

نیویورک تایمز / ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵
تصاویر: دیوید گوتنفلدر، ساهر الغره، دنیل برهولاک و نانا هایتمن

از دل آوار و ویرانی، شکنجه و وحشت، گرد و غبار و خرده‌سنگ‌ها، چیزی در خاورمیانه در حال جان گرفتن است؛ روحیه‌ای که به چرخه‌های بی‌پایان خشونت «نه» می‌گوید و آینده کودکان این منطقه را بر کینه‌ها و دشمنی‌های گذشته ترجیح می‌دهد.

این احساس، شکننده، محل مناقشه و آسیب‌پذیر است. اما پس از کشته شدن بیش از نیم‌میلیون نفر در جنگ داخلی ۱۳ ساله سوریه و ۷۰ هزار فلسطینی در جنگ دو ساله غزه، در کنار نزدیک به دو هزار اسرائیلی، فرسودگی و خستگی به پدیده‌ای فراگیر بدل شده است. «انتقام را کنار بگذارید»، این زمزمه مردمی است که از جنگ به ستوه آمده‌اند، و «دوباره بیندیشید».

حسن سمادی، ۴۸ ساله، کارمند یک بیمارستان در شهر آسیب‌دیده بُصری در جنوب سوریه می‌گوید: «هیچ راه‌حلی جز پیدا کردن یک راه‌حل وجود ندارد.» او برادر کوچک‌ترش را در بمباران‌های بی‌امان بشار اسد ــ دیکتاتوری که سال گذشته سرنگون شد ــ از دست داد و خانواده‌اش به اردن گریختند. «ما از جنگ خسته‌ایم، از جنگ بیزار شده‌ایم و فقط می‌خواهیم در آرامش زندگی کنیم.»

در نزدیکی جایی که سمادی ایستاده بود، تابلویی که به‌تازگی از سوی مقام‌های محلی بیرون از یک آمفی‌تئاتر رومی به‌طرز شگفت‌انگیزی سالم نصب شده، این جمله را به نمایش گذاشته است: «بر این خاک، چیزهایی هست که شایسته زندگی‌اند»؛ سطری از شاعر فلسطینی، محمود درویش.

اگر قرار باشد ترجیع‌بندی در سراسر سوریه جنگ‌زده شنیده شود ــ جایی که حتی درختان پژمرده خاکستری-سبز نیز گویی دچار شوک انفجار شده‌اند ــ آن این است: «ما فقط می‌خواهیم زندگی کنیم.»

اگر جاه‌طلبی‌ای در عربستان سعودی وجود دارد، تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ است که نماینده اسلامی مدرن، گشوده و پیشرفته از نظر فناوری باشد؛ اسلامی دور از هرگونه ایدئولوژی تهاجمی پان‌عربی.

و اگر واژه‌ای کلیدی در میان پادشاهی‌های سنی خلیج فارس ــ که زمانی از روحانیان شیعه ایران دچار اوج‌های ترس و خشم می‌شدند ــ رواج یافته، آن «عمل‌گرایی» است.

با این حال، منطقه همچنان مستعد انفجار است. ایالات متحده در واکنش به کشته شدن دو سرباز آمریکایی و یک مترجم آمریکایی در ماه جاری، مواضع داعش در سوریه را هدف حملات هوایی سنگینی قرار داد؛ حملاتی که پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، آن را «اعلام انتقام» توصیف کرد.


یک آمفی‌تئاتر رومی در بوسرا، سوریه. عکس از دیوید گاتنفلدر/نیویورک تایمز


بقایای یک مانع در ورودی محله‌های عمدتاً کردنشین در حلب، سوریه. عکس از دیوید گاتنفلدر/نیویورک تایمز

این حملات اندکی پس از آن صورت گرفت که دولت ترامپ در سند «راهبرد امنیت ملی» خود اعلام کرد منطقه در حال «تبدیل شدن به عرصه‌ای برای شراکت، دوستی و سرمایه‌گذاری» است و افزود روزگاری که «خاورمیانه بر سیاست خارجی آمریکا سلطه داشت»، «خوشبختانه به پایان رسیده است».

چنین خوش‌بینی‌ای ــ که تا حد زیادی بر توافق صلح غزه، امضا شده در ۱۳ اکتبر در شرم‌الشیخ مصر، استوار است ــ اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد؛ همان‌گونه که ادعای رئیس‌جمهور ترامپ در همان روز که گفت رسیدن به چنین گشایشی ۳۰۰۰ سال زمان برده، اغراق‌آمیز بود.

همه چیز یک‌شبه و با امضای یک رئیس‌جمهور حل نشده است.

در سوریه، فرقه‌گرایی با میل به وحدت رقابت می‌کند و خشونت دوباره شعله‌ور می‌شود. جنگ در یمن همچنان می‌جوشد. در ایران، حکومت تضعیف شده است، اما عزم آن برای نابودی دولت اسرائیل همچنان پابرجاست. شهرک‌نشینان اسرائیلی با حمایت دولتی فوق‌راست‌گرا در اسرائیل، زمین‌های فلسطینیان در کرانه باختری را تصاحب می‌کنند.

توافق غزه همین حالا نیز نشانه‌های فرسایش را بروز داده است. اسرائیل و حماس برای کسب برتری درگیر زد و خوردهای محدود هستند. همه چیز در مورد مرحله بعدی طرح صلح ــ از نیروی بین‌المللی تثبیت‌کننده برنامه‌ریزی‌شده گرفته تا خلع سلاح حماس، عقب‌نشینی اسرائیل و نقش تشکیلات خودگردان فلسطین ــ محل اختلاف است.

توالی اقدامات، یا این‌که کدام امتیاز ابتدا از سوی کدام طرف داده شود، به میدان نبرد جدید تبدیل شده است.

با این همه، افراد بسیار کمی خواهان بازگشت به جنگ هستند. در جریان سفرهای مکرر طی چند ماه در سراسر منطقه، امید با وحشت در نوسان بود. آنچه شاید بیش از همه جلب توجه می‌کرد، عزم خاموش بسیاری از مردم برای انتخاب وعده آینده به‌جای یأس و ویرانی بود.

گرشوم گورنبرگ، نویسنده و مورخ اسرائیلی، می‌گوید: «جنگ غزه اصل بنیادین اسرائیل در مورد جنگ‌های کوتاه‌مدت را نقض کرد. در اسرائیل خستگی کامل حاکم است؛ ارتش فرسوده شده و خدمت نیروهای ذخیره بیش از حد طول کشیده است. این عوامل علیه ازسرگیری جنگ عمل می‌کنند.»

تصور کنید

خستگی می‌تواند فضایی برای گفت‌وگو ایجاد کند، به‌ویژه زمانی که با جابه‌جایی عمیق و گسترده مهره‌های خاورمیانه همراه شود؛ جابه‌جایی‌ای که دست‌کم امکان تغییر ذهنیت‌ها را در خود دارد.

ایران در جنگ ۱۲ روزه ژوئن به‌شدت از سوی اسرائیل ضربه خورد. این جنگ به افول ۲۰ ساله صعود جمهوری اسلامی که پس از جنگ آمریکا در عراق آغاز شده و «محور مقاومت» شیعی از تهران تا بیروت علیه اسرائیل را تقویت کرده بود، شتاب بخشید.

در حال حاضر، حکومت ایران چندان فراتر از بقای خود نمی‌اندیشد. انفعال نسبی آن ممکن است برای کسانی که به دنبال گریز از دورهای بی‌پایان درگیری هستند، فرصتی برای تنفس فراهم کند؛ هرچند برنامه هسته‌ای ایران تضعیف شده اما از میان نرفته و ممکن است روزی دوباره هدف اقدام نظامی اسرائیل و آمریکا قرار گیرد.


عزاداری در چهلمین روز کشته‌شدگان جنگ ایران و اسرائیل در ماه ژوئیه در گورستان اصلی تهران. نانا هایتمن برای نیویورک تایمز


مراسم یادبودی در بیروت، لبنان، در ماه سپتامبر برای رهبر کشته‌شده حزب‌الله، حسن نصرالله. منبع: دیوید گاتنفلدر/نیویورک تایمز

مهم‌ترین نیروی نیابتی تهران، حزب‌الله لبنان، سایه‌ای از گذشته خود است. متحد دیگر ایران، حماس در غزه، اگرچه سرسخت و نافرمان باقی مانده، اما در موضعی تدافعی قرار دارد و رهبرانش به دست اسرائیل از میان رفته‌اند. ضعف این گروه شاید به ساکنان ویران‌شده غزه امکان دهد به آینده‌ای متفاوت بیندیشند.

اکثریت سنی‌ها اکنون رهبری دولت سوریه را در دست دارند. آنان که از حمایت عربستان سعودی و ترکیه برخوردارند، عمدتاً علاقه‌ای به تداوم درگیری ندارند و در عوض می‌خواهند کشور را بازسازی کرده و از فرصت‌های اقتصادی تازه بهره بگیرند.

از غزه تا مرز لبنان با اسرائیل و تا شمال سوریه، ردیف ویرانه‌ها همچون فاجعه‌ای آخرالزمانی است که بیهودگی نهایی خشونت را فریاد می‌زند و سرزنشی سخت بر شکست عظیم بشری وارد می‌کند.

بشیر محمد، ۲۷ ساله، سرباز دولتی، در حلب ــ دومین شهر سوریه که بخشی از آن با خاک یکسان شده ــ به من گفت: «ما آینده‌مان را از دست دادیم، چون اسد همه مدرسه‌ها را بمباران کرد و من حتی نتوانستم دیپلم بگیرم. حالا می‌خواهیم فرزندان‌مان زندگی داشته باشند.»

در نبطیه، شهری در جنوب لبنان که بخش‌هایی از آن به تلی از آوار تبدیل شده، جهاد وهاب، ۲۴ ساله، که تحصیلات خود را در رشته علوم کامپیوتر در ترکیه به پایان رسانده بود، برای بودن کنار خانواده‌اش در جریان تازه‌ترین دور درگیری با اسرائیل بازگشته بود. او گفت: «قلبم شکسته است. این احساسی است که وقتی این ویرانی را می‌بینم دارم.»

او به ساختمان بمباران‌شده شهرداری اشاره کرد و گفت: «همه این‌ها، برای چه؟ چرا باید برای ساختن آینده‌ام از کشورم بیرون بروم؟»

ویرانی، به این معنا، اشتیاقی عمیق به نوسازی و تولد دوباره پدید آورده است. بسیاری امیدوارند دهه‌ای پیش رو بدون جنگی دیگر میان اسرائیل و فلسطینیان رقم بخورد؛ یا امیدوارند عربستان سعودی سرانجام روابط خود را با اسرائیل عادی‌سازی کند، مشروط بر آن‌که اطمینان یابد مسیری «معتبر، برگشت‌ناپذیر و زمان‌بندی‌شده» به سوی تشکیل کشور فلسطین ــ از جمله احیای غزه ــ ترسیم شده است.

برخی نیز امکان دستیابی به توافقی امنیتی میان اسرائیل و سوریه تحت رهبری رئیس‌جمهور احمد الشرع را می‌بینند؛ کسی که همین ماه در دوحه قطر گفت کشورش خواهان روابط خوب با همه همسایگان خود است و «می‌خواهد الگویی برای منطقه باشد».

همه این سناریوها در حال حاضر دور از دسترس به نظر می‌رسند، هرچند شاید ناممکن نباشند.

اسپن بارت ایده، وزیر امور خارجه نروژ که سال‌ها در دیپلماسی خاورمیانه فعال بوده، در مصاحبه‌ای گفت: «فکر می‌کنم فرصتی وجود دارد، البته با این قید که معمولاً اوضاع در این منطقه خوب پیش نمی‌رود. آیا اسرائیل می‌خواهد مانند اسپارت، برای همیشه بجنگد؟ تنها تشکیل کشور فلسطین می‌تواند مانع از آن شود.»


ابو فتحی و دخترش مریم در خانه ویران شده‌شان در خان یونس، غزه، در ماه نوامبر. عکس از ساهر الغرا برای نیویورک تایمز


خاکسپاری ایتان لوی، گروگانی که جسدش به عنوان بخشی از توافق آتش‌بس بین اسرائیل و حماس بازگردانده شده بود. منبع: دیوید گاتنفلدر/نیویورک تایمز

اما تحقق کشور فلسطین مستلزم تغییری عظیم در سیاست اسرائیل است؛ سیاستی که بر پایه اشغال تدریجی و هرچه تهاجمی‌تر کرانه باختری بنا شده است.

آن-کلر لژاندر، مشاور ارشد خاورمیانه‌ای امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، می‌گوید: «بزرگ‌ترین تغییر ذهنیت احتمالاً باید در اسرائیل رخ دهد. در طول دو سال خشونت، توافق صلح با مصر پابرجا ماند. توافق صلح با اردن پابرجا ماند. توافق‌نامه‌های ابراهیم با امارات پابرجا ماند. این واقعاً قابل توجه است! پس چرا اسرائیل نباید به توافق‌های دیگر بیندیشد و رویکردی با اعتمادبه‌نفس بیشتر در پیش بگیرد؟»

تنها در همین هفته گذشته، اسرائیل با مصر بر سر قراردادی ۳۵ میلیارد دلاری به توافق رسید که بر اساس آن، گاز طبیعی به این کشور صادر خواهد کرد؛ توافقی که پیوندهای اقتصادی دو طرف را تقویت می‌کند، آن هم در رابطه‌ای که در جریان جنگ غزه به‌شدت تحت فشار قرار گرفته بود.

ساعت صفر

ایجاد تغییر، شکستن عادت‌های کهنه و حرکت رو به جلو آسان نیست. زخم‌ها عمیق‌اند و در خاورمیانه، شمار بی‌پایان کشته‌شدگان جنگ همواره بهایی مداوم در خون‌ریزی مطالبه می‌کند. آموس ایلون، نویسنده اسرائیلی، اورشلیم را «گورستان‌شهر» نامیده بود، زیرا گذشته همواره بر حال سایه می‌افکند.

انقلاب سوریه در سال ۲۰۱۱ از لحظه‌ای سرشار از امید زاده شد. بخشی از خیزش بزرگ موسوم به «بهار عربی» بود؛ جنبشی علیه بیش از نیم‌قرن استبداد، به نام آزادی و دموکراسی ــ واژه‌ای که دولت ترامپ عموماً از به‌کار بردن آن در بیانیه‌های مربوط به خاورمیانه پرهیز می‌کند.

اما بهار خیلی زود به زمستان بدل شد. در سراسر خاورمیانه، اقتدارگرایی و افراط‌گرایی ضدحمله کردند.

در سوریه، تلاش برای سرنگونی بشار اسد ــ که می‌توان او را پول‌پوت قرن بیست‌ویکم نامید ــ به درگیری‌ای هولناک و آشفته از نیروهای مختلف انجامید که برای مدت‌ها خاورمیانه را از هم درید.

جهادی‌های سنی القاعده و داعش در آن‌جا پایگاه ایجاد کردند. نیروهای عملیاتی شیعه ایران، جنگجویان حزب‌الله و نیروهای روسی، با بی‌رحمی از رژیم قدیم حمایت کردند. کردهای مورد حمایت آمریکا با داعش جنگیدند و در پی ایجاد قلمروی مستقل برای خود بودند. و از همه مهم‌تر، مردم سوریه ــ که تا حد زیادی رها و فراموش شدند ــ میلیون‌ها نفرشان به تبعید گریختند یا در میان ویرانه‌ها به دشواری به بقا ادامه دادند.

آلمانی‌ها ویرانی مطلق سال ۱۹۴۵ در پایان جنگ جهانی دوم را «Stunde Null» یا «ساعت صفر» می‌نامند. سوریه نیز به‌گونه‌ای مشابه، اکنون در «ساعت صفر» قرار دارد.


پسرانی که در دمشق، نه چندان دور از جایی که نیروهای طرفدار اسد زمانی اعدام‌های دسته‌جمعی و دفن اجساد را انجام می‌دادند، در زمین فوتبال بازی می‌کنند. منبع: دیوید گاتنفلدر/نیویورک تایمز


پوسترهای افراد گمشده در میدان مرجه دمشق در ماه ژانویه. منبع: دیوید گاتنفلدر/نیویورک تایمز

در سال ۲۰۱۱، کشور از حرکت ایستاد. بیش از ۱۰۰ هزار انسان «ناپدید» شدند. خالد خلیفه، رمان‌نویس محبوب سوری، کسانی را که در جریان جنگ داخلی زنده ماندند «مردگانِ پیشاپیش» نامید.

امروز، کیسه‌های پلاستیکی و زباله‌ها در کنار چادرهای فرسوده آوارگان، در چشم‌اندازی از ویرانی مطلق، با باد این‌سو و آن‌سو می‌روند. بسیاری از وابستگان رژیم پیشین، سیم‌ها و میلگردها را از دل آوار بیرون کشیدند؛ در میان اجساد نیز هیچ‌گاه برای غارت دیر نبود.

از دل این آشوب، سال گذشته رهبری سر برآورد: احمد الشرع، جهادی سابقی که دوازده سال پیش شاخه‌ای از القاعده را در سوریه بنیان گذاشته بود. او اکنون می‌گوید می‌خواهد سوریه را متحد کند. از شخصیتی تا این حد دگرگون‌شونده، آسان است که چنین جاه‌طلبی‌ای را به سخره گرفت.

گروه‌های مسلح، همچنین نیروهایی وابسته به دولت، پیشاپیش به ارتکاب جنایت‌هایی متهم شده‌اند؛ از جمله در مناطق ساحلی علیه علویانِ وفادار به اسد و در منطقه جنوبی سویدا، محل سکونت اقلیت مذهبی دروزی، که اسرائیل در پی برقراری ارتباط با آن بوده است.


مراسم تشییع جنازه جنگجویان کشته شده دروز در جرمانا، سوریه، در ماه آوریل / نانا هایتمن برای نیویورک تایمز


دیرالزور ساحل فرات پهلو، جایی که نیروهای وفادار به دولت سوریه و شبه‌نظامیان کرد، یعنی نیروهای دموکراتیک سوریه، از هم جدا می‌شوند / عکس از دیوید گاتنفلدر/نیویورک تایمز

با این حال، در طول یک سال گذشته پیشرفت‌های چشمگیری نیز حاصل شده است. احمد الشرع توانسته حمایت ایالات متحده، روسیه و چین را جلب کند. او موفق به لغو تحریم‌های اقتصادی شده، در برابر تحریک‌های نظامی مکرر اسرائیل خویشتن‌دار باقی مانده و آغاز به پی‌ریزی بنیان‌های نهادهای دولتی کرده است. او مورد استقبال دونالد ترامپ قرار گرفت و ماه گذشته به کاخ سفید دعوت شد.

برای نخستین بار در بیش از نیم‌قرن، سوریه جزئی از هیچ بلوکی ــ نه شوروی، نه روسیه و نه ایران ــ نیست که ذاتاً آن را در تقابل با غرب قرار دهد. این تحولی بنیادین در خاورمیانه به شمار می‌رود.

در جریان ده روز اقامت در سوریه در ماه نوامبر، از ده‌ها ایست بازرسی عبور کردم که پیش‌تر رژیم اسد از آن‌ها برای بازداشت افراد یا اخاذی استفاده می‌کرد. حتی یک بار هم متوقف نشدم.

جشن‌های پرشور این ماه به مناسبت سرنگونی رژیم اسد در یک سال پیش، نشان‌دهنده رهایی یک ملت و حمایت گسترده از رهبر جدید بود.

هند قبوات، وزیر امور اجتماعی سوریه و تنها زن کابینه، در گفت‌وگویی در دمشق گفت: «رئیس‌جمهور می‌خواهد به خاطر همه کشته‌شدگان و ناپدیدشدگان انقلاب‌مان موفق شود، و هیچ راهی جز تبدیل شدن به پلی میان همه جوامع وجود ندارد. ما سوئیس را به ارث نبرده‌ایم، اما فراگیری تنها راه است. اگر اشتباه کنیم، آن را اصلاح می‌کنیم.»

او با نگاهی استوار به چشمانم خیره شد و گفت: «همه گذشته‌ای دارند. من آینده را انتخاب می‌کنم.»

مسیری غیرقابل پیش‌بینی

اما کدام آینده؟

در همین ماه، در «فروم دوحه» ــ یک کنفرانس منطقه‌ای ــ دونالد ترامپ جونیور درباره پدرش گفت: «آنچه درباره پدرم عالی است این است که نمی‌دانید قرار است چه کاری انجام دهد.»

این ویژگی شاید رقبای آمریکا را در حالت آماده‌باش نگه دارد، اما در عین حال می‌تواند دیپلماسی دولت را نامنسجم کرده و مسیر آن را به‌ویژه دشوار برای پیش‌بینی سازد.

با این حال، برخی عناصر سیاست تغییر‌یافته آمریکا روشن است: انتخاب رهبران بدون نگرانی درباره نظام‌ها یا ارزش‌ها؛ شتاب دادن به صلح از مسیر رفاه با این امید که پول بتواند نقش درمان همه دردها را ایفا کند؛ و رؤیاپردازی نکردن درباره دموکراسی‌های لیبرال، بلکه،  به تعبیر توماس باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و نماینده ویژه این کشور در امور سوریه و لبنان، دادن «فرصتی به منطقه برای شکل دادن به معماری خاص خود».

بخشی از این معماری می‌تواند در نهایت گسترش «توافق‌نامه‌های ابراهیم» باشد؛ توافق‌هایی که در سال ۲۰۲۰ روابط دیپلماتیک میان اسرائیل و دو کشور عربی حوزه خلیج فارس را برقرار کرد.

در غزه، ایالات متحده معتقد است رهبری قدرتمند برای وحدت‌بخشی به مردم فلسطین ضروری است؛ فردی با کاریزمای بسیج‌کننده‌ای مشابه احمد الشرع در سوریه. دست‌کم پیامی که دولت ترامپ به فرانسه منتقل کرده، چنین است؛ پیامی که پاریس آن را «مدل الشرع» می‌نامد.


ویرانی در شهر غزه. عکس از ساهر الغرا برای نیویورک تایمز


یک سینمای موقت در اردوگاه آوارگان در غرب شهر غزه. عکس از ساهر الغرا برای نیویورک تایمز

با آغاز گفت‌وگوی مستقیم ایالات متحده با رهبران حماس ــ برای نخستین بار ــ از طریق استیو ویتکاف، نماینده ویژه رئیس‌جمهور ترامپ، و جرد کوشنر، داماد ترامپ، نشانه‌هایی از تغییر رویکرد آمریکا نسبت به اسلام‌گرایی دیده می‌شود. مبارزان تندرو سابق، حتی کسانی که زمانی تروریست خوانده می‌شدند، دیگر از نظر دولت ترامپ به‌طور مطلق از ایفای نقش‌های مهم کنار گذاشته نمی‌شوند.

بشاره بحبح، بازرگان فلسطینی-آمریکایی که در میانجی‌گری میان دولت ترامپ و رهبری فلسطین نقش داشته، گفت ایالات متحده و اروپا برای آزادی مروان برغوثی ــ رهبر محبوب فلسطینی که در اسرائیل به حبس ابد به‌دلیل قتل و عضویت در یک سازمان تروریستی محکوم شده ــ «فشار» وارد می‌کنند.

برغوثی در کرانه باختری و غزه به‌طور مداوم به‌عنوان شخصیتی معرفی می‌شود که توانایی منحصربه‌فردی برای متحد کردن جنبش فلسطینی در مسیر تشکیل کشور دارد. به همین دلیل، به نظر می‌رسد بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با قطعیت در برابر آزادی او مقاومت خواهد کرد.

دولت ترامپ حمایت قاطعی از نتانیاهو ارائه کرده است، اما این حمایت بی‌قید و شرط نیست.

ترامپ، که قرار است در روزهای آینده در فلوریدا با نتانیاهو دیدار کند، هرگز در مقام رئیس‌جمهور به‌روشنی اعلام نکرده که از راه‌حل دوکشوری حمایت می‌کند یا نه. با این حال، بند ۱۹ از طرح ۲۰ ماده‌ای صلح غزه او از دستیابی روزی به «مسیر معتبری به سوی حق تعیین سرنوشت و تشکیل کشور فلسطین، که آن را آرمان مردم فلسطین می‌دانیم» سخن می‌گوید.

این واژگان محتاطانه‌اند، اما به کشور فلسطین اشاره دارند و بازتاب‌دهنده این واقعیت‌اند که حمایت ترامپ از اسرائیل با نزدیکی ویژه او به عربستان سعودی، قطر و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس متوازن می‌شود. اگر ترامپ بخواهد توافقش دوام بیاورد، نادیده گرفتن مطالبات دوستان عربش برای او دشوار خواهد بود.

شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخست‌وزیر قطر، این ماه گفت: «بدون تشکیل کشور فلسطین، هیچ امنیت و ثباتی برای خاورمیانه وجود نخواهد داشت.»


دارایی‌های خانواده‌های بادیه‌نشین پس از آنکه نیروهای اسرائیلی خانه‌هایشان را در حومه المغیر، روستایی در کرانه باختری اشغالی اسرائیل، در ماه ژوئیه با بولدوزر تخریب کردند / عکس: دنیل برهولاک/نیویورک تایمز


فلسطینی‌ها در دروازه امنیتی اسرائیل در شهر هبرون در کرانه باختری اشغالی اسرائیل / عکس: دانیل برهولاک/نیویورک تایمز

موضع نتانیاهو روشن است: کشور فلسطین شکل نخواهد گرفت. او در این دیدگاه، به‌ویژه پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، در اسرائیل استثنا به شمار نمی‌رود. نتانیاهو که سیاستمداری بازمانده و جان‌سخت است، هرگز نباید دست‌کم گرفته شود، اما ممکن است پس از انتخاباتی که ظرف یک سال آینده برگزار خواهد شد، از حمایت کافی برای تشکیل یک ائتلاف حکومتی جدید برخوردار نباشد.

جانشین احتمالی نتانیاهو شاید بتواند خلاقانه‌تر بیندیشد و راه‌هایی برای بیرون آوردن اسرائیل از وضعیت جنگ دائمی پیدا کند. نه فلسطینی‌ها و نه یهودیان قرار نیست این نوار باریک و مورد مناقشه میان دریای مدیترانه و رود اردن را ترک کنند.

صلحی پرتنش و شکننده

خشونت در مقیاس سوریه یک‌شبه فروکش نمی‌کند. شکاف‌های فرقه‌ای در این کشور عمیق‌اند. خستگی عمومی جمعیت آن‌ها را تضعیف کرده، اما از میان نبرده است.

در اوایل اکتبر، خشونت خیابان‌های آرام عَنَز، شهری کوچک در غرب سوریه واقع در وادی النصارى، یا «دره مسیحیان»، را لرزاند.

افراد مسلح نقاب‌دار سوار بر موتورسیکلت به سوی وسام جرج منصور و شفیق رفیق منصور، که در کافه‌ای نشسته و قلیان می‌کشیدند، آتش گشودند. این دو مرد، که پسرعمو و مسیحی بودند، در دم جان باختند. مرد سومی به‌شدت زخمی شد. با وجود وعده‌های رسمی برای انجام تحقیقی کامل، هیچ‌کس بازداشت نشده است.

مسیحیان سوریه بخشی از موزاییک قومیت‌ها و ادیان‌اند که سازگار کردن آن‌ها در چارچوب مرزهای دل‌بخواهی ــ مرزهایی که بیش از یک قرن پیش به‌دست استعمارگران بریتانیایی و فرانسوی و با خط‌کش روی نقشه، پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی ترسیم شد ــ همواره دشوار بوده است.

جوزف سوکاریه، یک مسیحی، در حالی که زیر قفسه‌هایی پر از بطری‌های ویسکی و عرق در فروشگاه محلی‌اش در مرکز شهری مملو از پوسترهای کشته‌شدگان ایستاده بود، گفت: «هنوز تنش وجود دارد. قبلاً فروشگاه را حدود ساعت ۱۱ شب می‌بستم. حالا برای احتیاط حدود ساعت هشت به خانه می‌روم، که این همسرم را خوشحال می‌کند.»

در آغاز خیزش سوریه، حدود سال ۲۰۱۲، رژیم اسد رؤسای جوامع محلی را مأمور توزیع سلاح برای جنگ با شورشیان کرد. مسیحیان، که اقلیتی بودند، اغلب در کنار فرقه علوی اسد ــ آن هم اقلیتی دیگر ــ قرار گرفتند. به گفته سوکاریه و دیگران در منطقه، به نظر می‌رسد این دو پسرعمو به این دلیل هدف قرار گرفتند که یکی از آن‌ها به‌ویژه در مسلح کردن کسانی که معترضان سنی را می‌کشتند، تهاجمی عمل کرده بود.

از او پرسیدم آیا چنین انتقام‌گیری‌هایی دوباره رخ خواهد داد. گفت: «فقط خدا می‌داند. همه ما به بهبود روابط میان جوامع امیدواریم. می‌خواهیم با کرامت زندگی کنیم.»

به‌تازگی یک ایست بازرسی میان عنز و روستایی مسلمان در نزدیکی آن برداشته شده است. سوکاریه درباره فروش الکل گفت که تاکنون با هیچ اعتراضی از سوی مسلمانان روبه‌رو نشده است. «همه چیز حالا بازتر شده است.»


نزدیک قلعه صلیبی Crac des Chevaliers، شرق طرطوس، سوریه. عکس از دیوید گاتنفلدر/نیویورک تایمز

جاده‌ای پرپیچ‌وخم از عنز به‌سوی قلعه کِرَک دِ شِوالیه (Crac des Chevaliers) بالا می‌رود؛ یکی از سالم‌ترین قلعه‌های صلیبی جهان که ریشه‌های آن به قرن یازدهم بازمی‌گردد و در جریان جنگ داخلی چند بار دست‌به‌دست شد.

در این‌جا، صلیبیون اروپایی نزدیک به دو قرن زندگی کردند، تا آن‌که قلعه در قرن سیزدهم به دست نیروهای جهان اسلام سقوط کرد. امروز، دیوارهای نم‌زده و نقش‌ونگارهای محوشده، دستگاه‌های باستانی روغن‌گیری زیتون و حوضچه‌های شراب‌سازی، زمزمه قرن‌ها تاریخ را منتقل می‌کنند.

تالار طاقداری که پیش‌تر نمازخانه‌ای مسیحی بود و سپس به مسجد تبدیل شد، رو به شرق و طلوع خورشید دارد. محراب و منبر آن بعدها رو به جنوب، به سوی مکه، ساخته شد. تمدن‌ها بر این زمین کهن جنگیده‌اند، در هم آمیخته‌اند و به سازش رسیده‌اند.

چهار سوری که پس از تبعید دوران جنگ بازگشته بودند، نشسته و به قلعه خیره شده بودند. آن‌ها در مجموع سه برادر را از دست داده بودند. گفتند تنها پس از آن‌که «الاغ بزرگ رفت» ــ کنایه‌ای از اسد ــ جرأت بازگشت پیدا کردند.

از حادثه خشونت‌آمیز اخیر در عنز پرسیدم. ماهر دعبول گفت: «الان آرام است، خدا را شکر. اصل ما برای آینده این است: نه به انتقام.»

همین اصل در حلب، بزرگ‌ترین شهر شمال سوریه، نیز دیده می‌شد؛ جایی که اوایل اکتبر میان نیروهای دولتی و نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کردها درگیری مسلحانه رخ داد. یک سرباز دولتی و یک غیرنظامی کشته شدند و از آن زمان گاه‌وبیگاه زد و خوردهایی ادامه داشته است.

خشم همچنان باقی است. نوری شیکو، یکی از رهبران محلی کرد، فهرستی طولانی از شکایت‌ها علیه احمد الشرع ارائه داد و او را «عروسک قدرت‌های منطقه‌ای» خواند که کردها را «بی‌دین» خطاب می‌کند.

با این حال، او در پایان گفت: «ما از جنگ خسته‌ایم. می‌خواهیم مثل دیگران زندگی کنیم.»

و این‌گونه است که، بسیار آهسته، بوی تعفن جنگ فروکش می‌کند.


خانواده‌های سوری در میان ویرانه‌های یک محله ویران‌شده در دیرالزور زندگی می‌کنند / عکس: دیوید گاتنفلدر/نیویورک تایمز

آیا سرنوشت تمکین خواهد کرد؟

چهار سال پس از جنگ اعراب و اسرائیل در یوم‌کیپور ۱۹۷۳، اتفاقی غیرقابل تصور رخ داد: انور سادات، رئیس‌جمهور مصر، در کنست اسرائیل در اورشلیم سخنرانی کرد. مناخیم بگین، رهبر راست‌گرای اسرائیل که سوگند خورده بود به شهرکی در صحرای سینا بازنشسته شود، آن سرزمین را در ازای صلح با مصر واگذار کرد. این توافق در سال ۱۹۷۹ امضا شد.

گرشوم گورنبرگ، نویسنده اسرائیلی، به یاد می‌آورد که در کافه‌ای در اورشلیم نشسته بود و خبر سفر قریب‌الوقوع سادات را شنید. او گفت: «اگر اورسن ولز پخش رادیویی معروفش در سال ۱۹۳۸ را که اعلام می‌کرد مریخی‌ها فرود آمده‌اند، تکرار می‌کرد، باورپذیرتر بود.»

با توجه به مخزن عظیم نفرتی که در سراسر منطقه باقی مانده، هر استدلال عقلانی احتمالاً به این نتیجه می‌رسد که «سپیده‌دم تاریخی» صلح مورد ادعای ترامپ در منطقه، همچون بسیاری از تلاش‌ها برای حل منازعه اسرائیل-فلسطین و دیگر درگیری‌ها، نطفه‌مرده خواهد بود. همان‌قدر که امروز کسی نمی‌تواند تصور کند مروان برغوثی در کنست سخنرانی کند، در آن زمان نیز تصور سخنرانی سادات ناممکن بود.

با این همه، در میان ویرانه‌های سوریه، سخنی از شاعر بزرگ تونسی، ابوالقاسم الشابی، بسیار تکرار می‌شود: «اگر مردم اراده زندگی داشته باشند، سرنوشت ناگزیر فرمان خواهد برد.»

و این ویکتور هوگو بود که نوشت: «هیچ‌چیز نزدیک‌تر از ناممکن نیست.»


نظر خوانندگان:


■ مقاله به خوبی خستگی و بیزاری مردم این منطقه را از چرخه جنگ، ویرانی و انتقام تشریح کرده است. قلم آقای راجر کوهن ژورنالیست سرشناس آمریکائی قابل ستایش است. به امید روزهای بهتر برای همه مردم خاورمیانه.
مسعود




نظر شما درباره این مقاله:








تجمع اعتراضی کسبهٔ بازار در تهران
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 28.12.2025, 18:24

تجمع اعتراضی کسبهٔ بازار در تهران


در پی افزایش سرسام‌آور نرخ ارز و کسادی بازار در ایران، شمار زیادی از کسبه و شهروندان روز یکشنبه هفتم دی در خیابان جمهوری تهران و بازار آهن شوش، تجمع اعتراضی برگزار کرده و شعار سر دادند.

در ویدئوهایی که از اطراف پاساژ علاءالدین منتشر شده است، معترضان با سر دادن شعارهایی خواستار پیوستن مردم و سایر بازاریان به آن‌ها شدند.

برخی گزارش‌ها نیز حاکی است در بخش‌هایی از بازار بزرگ تهران از جمله سرای آهنگران، کسبه روز یک‌شنبه مغازه‌های خود را تعطیل کردند و در محله چراغ‌برق نیز برخی کسب‌وکارها نیمه‌تعطیل بوده‌ است.

ارزش پول ملی ایران در هفته‌های گذشته در سراشیبی قرار گرفته و روز یکشنبه نیز دچار نوسان‌های شدیدی شد.

قیمت انواع ارزهای خارجی در بازار آزاد ارز ایران روز یکشنبه لحظه‌به‌لحظهٔ افزایش یافت و نرخ برابری دلار آمریکا در معاملات این روز تا ۱۴۴ هزار تومان هم بالا رفت.

گزارش سایت‌های اعلام نرخ ارز و طلا نشان می‌دهد که هر دلار آمریکا در طول روز یکشنبه به بیش از ۱۴۴ هزار تومان رسید و هر یورو بیش از ۱۶۹ هزار و هر پوند انگلیس نیز ۱۹۴ هزار تومان قیمت خورد.

قیمت هر سکهٔ طرح امامی نیز ۱۶۹ میلیون اعلام شد و یک گرم طلا نیز به نزدیکی شش میلیون تومان رسید. بعدازظهر یکشنبه این نرخ‌ها اندکی کاهش یافت.

قیمت سکهٔ طرح امامی در روز یکشنبه نسبت به دیروز بیش از ۱۰ میلیون تومان افزایش نشان می‌دهد. روز شنبه هم افزایش قیمت این سکه نسبت به هفتهٔ قبل شش میلیون تومان جهش کرده بود.

سایت «تجارت‌نیوز» به نقل از کارشناسان نوشته که اگر دلار در سطوح فعلی تثبیت شود و اونس جهانی طلا در ادامهٔ هفته روندی صعودی داشته باشد، هیجان موجود در بازار طلا ادامه پیدا کرده و قیمت‌ها افزایشی می‌شوند.

روزنامه سازندگی در شمارهٔ روز یکشنبه خود از وضعیت بازار ارز و طلا در ایران با عنوان «به‌آتش‌کشیده» شدن نام برده و نوشته که سکهٔ طرح امامی رکورد همه دوران‌ها را شکسته است.

این روزنامه دربارهٔ افزایش قیمت‌ها در این بازار افزوده است: «حجم محدودی از سکه و طلای آب‌شده به بازار عرضه می‌شود و تقاضای فزایندهٔ سرمایه‌ای، به‌ویژه در شرایط نوسانی دلار و اونس جهانی، باعث ایجاد فشار مضاعف بر قیمت‌ها شد. این شکاف باعث شده که قیمت‌ها سریع‌تر از انتظار حرکت کنند و رکوردهای تاریخی ثبت شود».

نرخ‌شکنی‌های پیاپی در بازار ارز و طلای ایران در حالی است که سخنگوی بانک مرکزی جمهوری اسلامی روز اول دی‌ماه وعده داده بود که این بانک قرار است در بازار مداخله کند.

محمد شیرجیان گفته بود که بانک مرکزی قرار است با «روش‌های نوین به صورت گسترده، مستمر و سنگین در بازار اسکناس ارز مداخله کند».

این در حالی است که بسیاری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی عملکرد این بانک را در بروز وضعیت بسیار پرنوسان قیمت‌های ارز و طلا مقصر می‌دانند و خواستار برکناری محمدرضا فرزین، رئیس کل بانک مرکزی، شده‌اند.

جواد فلاحیان، کارشناس امور اقتصادی، به سایت «تجارت‌نیوز» گفته که «در صورت تغییر رئيس کل بانک مرکزی، بازار ارز و قیمت دلار از منظر روانی می‌تواند وارد فاز اصلاحی شود».

او افزوده که «در مرحله نخست ممکن است قیمت دلار به محدوده ۱۲۰ تا ۱۲۵ هزار تومان عقب‌نشینی کند، اما بعید است کاهش بیشتری برای این اسکناس رقم بخورد».

دلایل افزایش قیمت ارزهای خارجی و طلا در ایران را می‌توان به کسری بودجه شدید دولت جمهوری اسلامی، کمبود ارزهای خارجی و تورم بالا مربوط باشد که باعث شده است دولت مسعود پزشکیان بودجهٔ سال ۱۴۰۵ را «انقباضی» به مجلس ارائه کند.

این وضعیت می‌تواند چشم‌انداز رشد اقتصادی ایران در سال آینده را تیره‌وتار کند و افزایش بیشتر نرخ تورم و جهش سرسام‌آور انواع قیمت‌ها را به‌دنبال داشته باشد.

رادیو فردا



نظر شما درباره این مقاله:








یک عمر حضور آقازاده‌ها در ورزش
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 28.12.2025, 13:15

یک عمر حضور آقازاده‌ها در ورزش




نظر شما درباره این مقاله:








ابرتورم و پایان تاب‌آوری اجتماعی
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 28.12.2025, 13:06

ابرتورم و پایان تاب‌آوری اجتماعی




نظر شما درباره این مقاله:








هیچ خبری از برنامه‌های اقتصادی نیست
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 28.12.2025, 12:00

هیچ خبری از برنامه‌های اقتصادی نیست




نظر شما درباره این مقاله:








آقای پزشکیان دقیقاً در کدام سیاره زندگی
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 28.12.2025, 11:38

آقای پزشکیان دقیقاً در کدام سیاره زندگی




نظر شما درباره این مقاله:








بریژیت باردو، بزرگ‌ترین ستاره فرانسه درگذشت
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 28.12.2025, 11:18

بریژیت باردو، بزرگ‌ترین ستاره فرانسه درگذشت




نظر شما درباره این مقاله:








واکنش چمران به کشف تونل ۵ هزار متری
جمعه ۱۲ دي ۱۴۰۴ - Friday 2 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 28.12.2025, 10:58

واکنش چمران به کشف تونل ۵ هزار متری




نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net