ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Tue, 10.03.2026, 8:45
شوخی دردناک سرنوشت

داریوش مجلسی

”رضا” در برابر “مجتبی” و تمامیت ارضی، تنها خواسته یکصدای‌مان

سرنوشت فرزندان دو رهبر، در دو دوره مختلف در کشورمان، طوری رقم خورده که در سال ۱۴۰۴، در انتظار سرنوشت جنگی که سرزمین‌مان را در چنگ خود گرفتار نموده، روبروی هم قرار گرفته‌اند: «رضا» و «مجتبی». این دو به هیچ وجه و شکلی، قابل مقایسه با یکدیگر نیستند. رضا فرزند پادشاهی است که در نتیجه فاجعه‌ای به نام «انقلاب ۵۷» سرزمین‌مان را با چشمان گریان ترک نمود و رضا هم به ناچار به صورت یک تبعیدی، مقیم خارج از سرزمینش شد.

مجتبی، برعکس، فرزند پدری می‌باشد که از یاران و نزدیکان بانی انقلاب ۵۷ و باعث سرنگونی پدر رضا گردید. بنابراین اغراق نیست اگر رابطه این دو با یکدیگر را رابطه «پدرکشتگی» بنامیم. ولی شوخی تاریخ، سرنوشت این دو را طوری رقم زده که یکی بر مسند قدرت نشسته و آن دیگری در انتظار کسب قدرت، مقیم خارج از کشور می‌باشد.

اینجا هم مجدداً شوخی تاریخ قسمی رقم خورد که دخالت قدرت‌های بیگانه باعث گردید پدربزرگ و پدر رضا مملکت را ترک کنند و باز هم دخالت و حمله بیگانه به ایران باعث گردید که این بار مجتبی بر مسند قدرت بنشیند. منتها با این تفاوت: کشوری که انقلابیون از پدر رضا تحویل گرفتند، بدون هیچ اما و اگری، مملکتی آباد، دارای یک اقتصاد شکوفا و آماده ورود تدریجی به جرگه کشورهای دموکرات جهان بود؛ اما کشوری که مجتبی بر مسند آن نشست، برعکس، یک خرابه درگیر فقر و از همه بدتر، مردمش قربانی سرکوب، جنایت و کشتار بی‌حد حکومتی به رهبری پدر مجتبی می‌باشند.

فکر کنم در رابطه با مجتبی و قضاوت درباره او، بخش بزرگ و قریب به اتفاق خوانندگان این سطور، معتقد به پرتاب او و حکومتش به همان زباله‌دانی معروف تاریخ می‌باشند. درباره رضا، وضعیت بسیار متغیر و متفاوت است. بد نیست اول به توضیح نظر خودم درباره او بپردازم...

***

داشتم مقاله‌ام را ادامه می‌دادم که ناگهان خبری دریافت کردم. خبر به قدری غیرمنتظره و تکان‌دهنده بود که مانند صاعقه‌زده‌ها خشکم زد. خبر رسید که ترامپ اعلام نموده: «بعد از پایان جنگ، نقشه ایران تغییر خواهد کرد».

تمام خبرها و مباحث باید در اطراف این خبر شوم باشد. این مردک دیوانه در غزه و اوکراین با تمام ادعایی که داشت، نه فقط کوچک‌ترین موفقیتی در جهت استقرار صلح در این دو نقطه جنگ‌زده نداشت، بلکه غزه با خاک یکسان شده و حماس هم حی و حاضر در غزه اعلام وجود می‌کند. اوکراین هم دست‌بسته بازیچه بمباران‌های تقریباً روزانه پوتین شده است.

یادتان هست ترامپ با ژست کریه همیشگی‌اش اعلام نمود: «جنگ در ایران چهار روز بیشتر طول نمی‌کشد»؟ بعد از ۱۰ روز، نه تنها کوچک‌ترین نشانی از پایان جنگ و ویرانی ایران نیست، بلکه جمهوری اسلامی بدون توقف، روزانه کشورهای منطقه را مورد حملات هوایی قرار می‌دهد و چیزی نمانده که جنگ در ایران ابعاد جهانی یابد. دستگاه‌های شیرین‌سازی آب دریا را در یکی از جزایر ایرانی خلیج فارس بمباران کرده‌اند و تقریباً تمام زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی ایران را تخریب نموده‌اند.

با آنچه ترامپ بی‌شرمانه درباره نقض تمامیت ارضی ایران گفته، از همین امروز باید همه چیز فقط متوجه حفظ تمامیت کشورمان گردد. همه با هم، از «رضا» گرفته تا «مجتبی» و تمام آنچه بین این دو قرار گرفته، فقط یک ندا سر دهند: «ایران». جمهوری‌خواهان و پادشاهی‌خواهان، شمشیرها علیه یکدیگر را غلاف کنند و به دفاع از سرزمین بی‌دفاع و تخریب‌شده‌مان بپردازند.

در اینجا مسئولیت آقای پهلوی بیش از دیگران است؛ بی‌اعتنا به مشاوران بی‌سواد، با صدای رسا به این گفته ترامپ اعتراض کنند و تمام هواداران با ایشان هم‌صدا گردند. همه با هم خواهان پایان جنگ و پایان تخریب زیرساخت‌ها گردیم. این روند تعیین تکلیف برای سرزمینمان از سوی «دیوانگان جهانی» نباید ادامه یابد و این فقط و فقط در گرو هم‌صدایی همه ایرانیان در داخل و خارج ایران می‌باشد.

«ایران برتر از همه و هر چیز»

داریوش مجلسی، مارس ۲۰۲۶



نظر خوانندگان:


■ آقای مجلسی عزیز. شما که (البته از روی دلسوزی و میهن‌‌دوستی)، خواستار پایان جنگ هستید، می‌دانید که در صورت پایان فوری جنگ، ج.ا. همچنان مسلط بر جان و مال مردم، و حتی بدتر از قبل، باقی خواهد ماند؟ آیا تردیدی هست که مسبب تمام این فجایع، رژیم حاکم بر ایران است؟ من نیز فردی صلح‌طلب هستم، اما اگر تسلیم شویم و ج.ا. باقی بماند، این رژیم مدام خطرناک‌تر و فاسدتر خواهد شد. شما در این شرایط پیچیده، جز ندای عام “صلح‌طلبی و تمامیت ارضی” چه راهکاری پیشنهاد می‌کنید؟
با احترام. رضا قنبری. آلمان


■ جناب قنبری عزیز. نکته اینجاست که حکایت ما، حکایت کسی است که مالک ملکی است که مستاجر شروری دارد که نه تنها رعایت حقوق مالک را می کند بلکه برای همسایه ها نیز مشکل ایجاد می کند. حالا مالک تصمیم بگیرد برای آنکه از شر مستاجر خلاص شود خانه را خراب کند! و وقتی از او می‌پرسند چرا پاسخ بدهد که چون عاشق خانه هستم. ایران خانه همه ماست و حکومت اسلامی مستاجر این خانه است. باید بدانیم که این خانه باید باقی بماند. غزه روبه روی ماست. نفرت از حکومت نباید سبب شود که نابودی کل کشور را بخواهیم.
با احترام منصور جعفریان


■ آقای جعفریان عزیز. کامنتی بنویسم، می‌شود پرحرفی؛ ننویسم می‌شود سهل‌انگاری! به هر حال، جمله شما “نفرت از حکومت نباید سبب شود که نابودی کل کشور را بخواهیم” کاملا منطقی است. اما ایراد در آن است که شما در استفاده از عبارت ” نابودی کل کشور” غلو زیادی کرده‌اید. ایران کشوری وسیع و دارای امکانات وسیع انسانی و طبیعی است و باید در انتخاب کلمه مناسب نهایت دقت انجام شود. اتفاقا همین “مستاجر” است که آن را “به سوی نابودی” جلو می‌برد: فرار مغزها، خشکی رودها و دریاچه‌ها، اقتصاد و معیشت فاجعه‌بار مردم و... خود بهتر می‌دانید.
با احترام. رضا قنبری. آلمان


■ آقایان جعفری و مجلسی، ۱۰ روز جنگ با بمباران‌های شدید تنها کمتر از ۲۰۰۰ نفر کشته که انهم آشکار نیست چه کسانی ... جریان دبستان از اساس انگار دروغ است. شاید بمانند دروغ کشتار ۴۰۰۰ تن در میدان ژاله. بمبارانها بمانند عراق و یوگسلاوی نیست که ... ولی بودن نحس فاشیسم اسلامی باعث خرابی‌هایی شده است که بمب اتم در این توان نیست که انها را نابود کند. دهها تالاب و رود ایران، رودخانه‌های ایران، دریاچه‌های ایران، دریاچه ارومیه، آبهای زیرزمینی ایران .... از همه مهمتر فرهنگ و روح و روان مردم ایران را تباه کردند. میلیون‌ها ایرانی را کشتند: جنگ با عراق، اعدام‌ها، کشتارها در جاده‌های ناامن، کشتارها در کرونا، کشتارها در اعتراض‌ها. میلیون‌ها اواره در بیرون کشور. می‌توان تا سالیان دراز در این مورد نوشت. وای به ایران و ساکنانش اگر و اگر و اگر این فاشیسم اسلامی در پی این جنگ سالم بدر آید. باید ایران را فراموش کنیم.
بابک


■ نکاتی که مجلسی عزیز گفتند دغدغه روز و شب ایرانیان است.
۱- آقای مجلسی، به هیچ وجه روی کلمات ترامپ نمیشود حساب باز کرد. حرف خودش را مرتب عوض میکند، حتی در یک مصاحبه واحد چند جهت متفاوت را میگیرد. البته این بخودی خود نگران کننده است و نشان از ترتیبات پشت پرده دارد، و زمانی که سرنوشت ایران و مردمش در میان است “ترتیبات پشت پرده” برای ما قابل قبول نیست.
۲- آقای قنبری عزیز، همیشه از کامنت های متعادل و عقل گرای شما آموخته ام، در زمینه جنگ و صلح بطور اصولی با شما همراهم. اینکه گفتید “اگر جنگ امروز تمام شود جمهوری اسلامی پیروزی خودش را جشن میگیرد” کاملا منطقی به نظر میآید، اما باید دید که ادامه این جنگ از امروز که روز یازدهم آن است در حال فروپاشی رژیم است یا نه. آیا بعد از ضربات روزهای نخست رژیم در حال بازسازی بقای خود بوده یا نفس های آخر را میکشد و منتظر معجزه پایان جنگ است. من جواب های کاملا روشنی ندارم، شواهد واقعی و تکیه بر عقل جمعی بدور از تعصبات شرط قضاوت درست تر است.
۳- یکی از جنبه های منفی ادامه این جنگ که کاملا محسوس است رشد نوعی مضر از ملی گرایی همسو با جمهوری اسلامیست که کنترل چندانی نمیتوان بر آن داشت. در لایه های درونی جامعه چنین رشدی محسوس است و میتواند به حد تاثیرگذار به نفع جمهوری اسلامی در بیاید. این حس حتی در الیت های دیاسپورا و بین خود ما نیز در حال رشد است، که با عقلانیت و تکیه بر تحلیل های علمی و محیط گفتگو کنترل شده باقی میماند.
۴- زمانی که از مقاصد حمله کنندگان به جمهوری اسلامی سخن میگوییم، ضروریست حساب اسرائیل و دولت ترامپ را جدا کنیم. اسرائیل (حتی با وجود دولت افراطی) از موجودیت خود دفاع میکند، هدفش روشن است و ما میتوانیم تا حدود زیاد با آن موازی شویم. از طرفی همسایه منطقه ای است چشم در چشم هم داریم و قرار است آینده را با هم شریک باشیم. همه اینها دلیل میشود که اعتماد بیشتری به آنان کنیم. اما در مورد ترامپ بهتر است سخن کوتاه کنم چون مجلسی عزیز توضیح دادند. ممکن است تا چشم به هم زنیم ایران نیز بعد از اوکراین و غزه به کارنامه ترامپ اضافه شود.
با احترام، پیروز.


■ آقای بابک عزیز،‌ منکر خساراتی که این حکومت به مردم و کشور ایران زده است نیستم. از سوی دیگر،‌ قطعا نه موافقان و نه مخالفان جنگ با قاطعیت صد در صد نمی‌توانند نتیجه را پیش‌بینی کنند. سخن بر سر این است که از چه طریقی می‌توان از شر این حکومت خلاص شد. به نظر می رسد که استیصال از وضعیت موجود و خشم از حکومت سبب شده که مداخله خارجی را به عنوان راه نجاتی ببینیم. اما جنگ، راه حلی روشن ارايه نمی‌دهد. ایده موافقان جنگ این بود که حکومت بسیار سست شده و پس از حمله به ایران و کشتن سران سیاسی و نظامی کشور، حکومت از درون متلاشی می‌شود و با آمدن مردم به خیابان، هواداران حکومت دچار ترس خواهند شد و اراده سرکوب را از دست می دهند و در نتیجه حکومت سقوط خواهد کرد. به نظر نمی‌آید که تاکنون این طرح جواب داده باشد. از سوی دیگر ادامه حملات و تلفات به کشور ممکن است سبب تقویت ناسیونالیزم داخلی و مقابله با مداخله خارجی شود. به انضمام آنکه حضور مردم در خیابان، حتی پس از پایان جنگ، با سرکوب خونین مواجه خواهد شد. و در صورت مقابله مسلحانه با حامیان حکومت نهایتا منجر به جنگ داخلی خواهد شد. مرور وضعیت عراق،‌ سوریه، لیبی،‌ افغانستان این نظریه را تقویت می کند.
منصور جعفریان


■ پیروز گرامی، فعلا که اسراییل حمله به زیر ساخت ها را شروع کرده و ترامپ هم فعلا از این کار منعش کرده. اگر قرار است که این حکومت بماند و به روشهای قبلی دشمنی با اسراییل را ادامه دهد، نتانیاهو را باکی نیست که برای فلج کردن رژیم زیر ساخت های اساسی از جمله گاز و نفت را هم تخریب کند. پایان جنگ را مخالفین حکومت اسلامی تعیین نمی‌کنند ولی می‌توانند متحدانه و با صدای بلند در اجتماعات خویش حمله به مراکز غیر نظامی و مردم و تاسیسات زیربنایی را محکوم کرده و توجه جامعه جهانی را جلب کنند. تا زمانی که این رژیم روی کار است موازی شدن با اسراییل و اعتماد کردن به آن شیشه‌ای خواهد بود و سنگ هم دست اسراییل. آنها منافع خود را دنبال می‌کنند و اگر آن را با ساخت و پاخت با همین رژیم بدست بیاورند، ما را فراموش کرده و حد اکثر اظهار تاسف می‌کنند. توپ در زمین ایرانیان است. همت، شجاعت و دوراندیشی همه میهن دوستان با ائتلافی ملی برای آزادی ایران گره گشای کار.
با درود سالاری


■ سالاری گرامی درست گفتید، ایرانیان با هر تفکری که دارند باید یک صدا از حفاظت زندگی ایرانیان و زیر ساخت‌ها دفاع کنند. از یک روز پیش تا به حال من خبر فوت یا سکته چند تن از نزدیکان که ظاهرا بر اثر آلودگی نفتی هوای تهران است شنیده‌ام. مردم ایران ضربه پشت ضربه می‌خورند. رساندن پیام به کمپین جنگ به آنها گوشزد می‌کند که فاجعه آفرینی در ایران برایشان هزینه دارد. این تنها کاریست که فعلا می‌توان کرد.
با احترام، پیروز.


■ با درود جناب سالاری. اگر رژیم، تاسیسات نظامی و موشک‌های خود را کنار پالایشگاه، تونل‌های زیر بیمارستان‌ها و مناطق مسکونی قرار بدهد چه باید کرد؟
با احترام. رضا قنبری. آلمان


■ آقای قنبری، کاری بجز آنچه که نوشتم این خواهد بود که بخواهیم که قبل از حمله به آنجا اطلاع رسانی کرده و فرصت کافی دهند تا مردم آن جا را ترک کنند. کار اساسی قیام مردمی است با اعتصابات سراسری و عدم همکاری با رژیم. اپوزیسیون هم می‌تواند با ایجاد صندوقی در خارج از کشور به نیازمندگان در داخل کمک کند. آقای کمال آذری هم مقاله قابل تاملی در این زمینه دیروز در همین سایت نوشتند.
با درود سالاری


■ آقای جعفریان، شما شوربختانه به تندی باد نوشته و آناکاوی (آنالیز) خود را هم به همان تندی می‌نویسید!: «به نظر نمی‌آید که تاکنون این طرح جواب داده باشد»!!! هنوز تنها ۱۰ روز از این بمبارانها گذشته و بیشتر آنها بر روی ساختمان‌های سرکوب ریخته شده است. اینکه جنگ برای ما «آزادی» نمی‌آورد، من هم میفهمم، ولی اگر این فاشیسم اسلامی از ایران رانده شود در پس این جنگ، احتمالی (!!!) هست، که ایران و مردمش رها شوند و یک رونق اقتصادی آغاز شود و وارون این جمله، که اگر این رژیم بماند، انوقت شما، من و آقای مجلسی باید ۴۷ سال دیگر هم همینطور بنویسند. بنویسند ... در مورد ۲۸ مرداد. شما تنها به موارد شکست خورده عراق (هر چند وضعیتش پس از سه جنگ ویرانگر و با وجود برتری شیعیان در حکومت، از ایران ما بسیار بسیار بهتر است) و لیبی نگاه نکنید. این جنگ نیست، یک مداخله بیرونی است که با منافع امریکا و اسراییل همپوشانی شده است.
ممنون بابک


■ بادرود به تمام ایرانیان و همچنین جاوید نامان کشورمان.
متاسفانه همه چیز رنگ آتش و خون دارد این زمان و چه سخت است شنیدن و دیدن این صحنه‌های دلخراش. تا آنجا که اطلاع دارم نبود هماهنگی بین حکومت خلیفه‌ای کشور و ترس از انقلاب مردم از درون باعث حکومت نظامی داخل شده است. همچنین نداشتن برنامه اپوزیسیون چه از طرف آقای رضا پهلوی و کادر سیاسی دور و بر ایشان که در موضع ضعیفی از نظر برنامه‌ریزی و نفوذ در داخل کشور دارند و همچنین مردمی که به علت نداشتن سلاح توان رویارویی با خونریزان تا بن دندان مسلح را ندارند این بمباران و این خرابی زیر ساخت های ایران ادامه دارد.
در حال حاضر که دوازدهمین روز جنگ است سپاهیان همه کاره کمی موشک‌پرانی را کم کرده‌اند ولی مطمئن باشید تا دو روز آینده دو باره به شدت به منطقه بیشتر و به اسرائیل کمتر پرتابه خواهند داشت. امیدوارم که هم مردم بیگناه ما و هم دیگر مردم اسرائیل و منطقه کمترین آسیب را ببینند چه در جنگ همیشه بیگناهان زیادی کشته می‌شوند.
البته در نظر بگیریم که ترامپ خود یکی از وحشت‌آفرینان بزرگ و سیاست‌باز (نه سیاستمدار) است که در اوکراین و غزه و تایوان با شکست صلح روبرو بوده و دمادم سخنان بی‌مورد می‌گوید. شکست سیاست‌های او به زودی در کنگره و خیابان‌های امریکا رقم خواهد خورد. فعلا برای ما ایرانیان صورت‌هایی از مبارزه در داخل و صورت‌هائی از آن در خارج است. به زودی آزادی شعله ور می‌شود.
با احترام برای همه عقاید مان .طلایی از هلند.


■ دوستان با سپاس از اظهار نظرهایتان. راستش قدری وحشت زده شدم، چون می‌بینم تعدادی از دوستان، تمامیت ارضی ایران (که ترامپ به وضوح درباره‌اش اظهار نظر نمود) را فرع مقوله سرکوب رژیم اسلامی قرار می‌دهند. پس اگر چنین است فاصله فکری و عقیدتی زیادی بین ما وجود دارد.
با احترام. مجلسی



■ جناب مجلسی، شما از کدام تمامیت ارضی صحبت می‌کنید؟ شاید هم بطور ضمنی دارید تایید میکید که “اگر در عراق و سوریه نجنگیم باید در همدان و کرمانشاه با دشمن بجنگیم”. تمامیت ارضی توسط همین حکومت که برایش ویرانی ایران و فلاکت مردمش (به جز علاقه به منابع گاز و نفت و غیره برای چپاول) اهمیتی ندارد نقض شده و سایه شوم جنگ بر میهن ما از سیاست‌های مخرب آنهاست. “مقوله سرکوب رژیم اسلامی” اصل است نه فرع و نتیجه‌اش نقض تمامیت ارضی ایران. ملی گرایی از این دست را خود رژیم حال که در مخمصه افتاده، تبلیغ می‌کند. هم صدا شدن با آنان پسندیده نیست.
با درود سالاری


■ جناب بابک گرامی، خلاصه عرض من این است که هیچ برنامه‌ای در پی این جنگ نمی‌بینم. فقط امید به این است که جنگ رژیم را تا آن حد ضعیف کند که با یک حضور مردم در خیابان نسخه حکومت پیچیده می‌شود. شواهد خلاف این را نشان می‌دهد و اصولا این ساده‌سازی مساله است. قدرت سرکوب حکومت قوی‌تر و سازمان یافته‌تر از این است. مضافا اینکه جنگ سبب می‌شود که هر حکومتی توجیه بهتری برای سرکوب مخالفان داشته باشد. شاهد آن جنگ ایران با عراق است. فرمودید هنوز تاره ۱۰ روز از شروع بمباران‌ها گذشته. با شما موافقم و ادامه جنگ سبب تخریب بیشتر ایران و تضعیف قدرت رژیم خواهد شد،‌ نه در سرکوب حضور مردم در خیابان، بلکه در مقابله با مداخلات خارجی و خطر تجزیه طلبی و نقض تمامیت ارضی.
بااحترام جعفریان


■ سالاری گرامی، ترامپ دو یا سه بار تکرار کرد نقشه جغرافیائی ایران باید تغییر کند. این مهم نیست که تقصیر ترامپ است یا رژیم. تمامیت ارضی ایران برای من بیش از بقا یا عدم بقای رژیم اهمیت دارد. رژیم را می‌شود تغییر داد ولی سرزمین‌ها و هموطنانی را که از دست دهیم، قابل جبران نیست.
با احترام. مجلسی


■ جناب مجلسی گرامی پر واضح است که تمامیت ارضی ایران اولین خواسته هر ایرانی وطن‌پرست و غیور است که اگر جز این باد دیگر ايرانی نیستیم و قابل تکریم. امید آنکه همگان به اصل غیر قابل تغیر ایران بزرگ برای همه ایرانیان اعتقاد داشته باشند.
اینده ایران .❤️ طلایی


■ جناب مجلسی با بقای این رژیم فاتحه تمامیت ارضی را باید خواند. دوران قاجار و بی‌کفایتی حاکمان و ملایان مجیزگوی دربار که تمامیت ارضی را به باد دادند را از یاد نبرید. با دعوت مداوم مردم برای شرکت در انتخابات رژیم در سالهای پیش و بدین طریق کمک به بقای رژیم، رسیدیم به اینجا که از تغییر “نقشه جغرافیائی ایران” حرف زده می‌شود. انگار رژیم این ترس را همه‌گیر کرد که اگر ما نباشیم از امنیت نیز خبری نیست. طبق برداشت از نوشته‌های شما و امید به تغییر از درون رژیم و دخیل بستن تان به جناح‌های ساختگی “عاقل” می‌توان گفت که (از «رضا» گرفته تا «مجتبی» ) بیشتر مجتبی را در نظر دارید چون خارج را همیشه کم یا بی‌اهمیت میدانستید و فاقد اثر گذاری. به هر حال تا قبل از خشک شدن مهر رهبری، نوشتن نامه‌ای به مجتبی خالی از ضرر نیست. تمامیت ارضی از جان مردمان این آب و خاک مقدس‌تر نیست. تمامیتی با یک حکومت توتالیتر و مردمانی غوطه‌ور در فلاکت در کشوری ویرانه و “زمین سوخته”.
با یک فرض حرفم را خاتمه می‌دهم: آیا حاظر نیستید جزایر سه گانه تنب و ابو موسی را واگذار کنید ولی در عوض کشوری با مردمانی آزاد و سرافراز و حکومتی دموکراتیک داشته باشید؟
با احترام سالاری


■ آقای سالاری گرامی، این دو، قابل معاوضه نیستند و ربطی هم به همدیگر ندارند.
مجلسی


■ مجلسی گرامی، تمامیت ارضی در این شرایط جدل معنی داری نیست. نه اینکه غلط است، گمراه کننده است.
ماهیت زهرآگین جمهوری اسلامی سیاهترین چشماندازها را برای ایران ترسیم کرده است، گاهی فکر میکنم که جامعه اندیشه‌مدار ایرانی از ابتدا دچار اشتباه محاسباتی شده که این رژیم را با فرمول‌ها، دانسته‌ها و تجربیات گذاشته محک زده؟ شاید تئوری‌های توتالیتر، فاشیسم، نازیسم، دیکتاتوری ایدئولوژیک دینی، و از این قبیل هرگز حق مطلب را در مورد این پدیده بیان نکنند؟
“گولاک” این رژیم هنوز نوشته نشده. تردید نمی‌کنم که در آینده کمی دور هر مکتب تاریخ پژوهی یک فصل جدا به پدیده “نیم قرن ایران جمهوری اسلامی” اختصاص دهد. ایرانیانی که به مردم و وطن خویش عشق می‌ورزند همچون کشتی شکستگانی هستند که شاهد غرق عزیز خودند و ناتوان حتی از یک فریاد. آیا باز هم می‌خواهیم برای یک جزیره دو در سه متروکه سینه بزنیم؟ حتی اگر به ان جزیره (ها) خیلی علاقه داریم شاید بهتر باشد که حرفشان را در این شرایط به میان نیاوریم.
با احترام، پیروز.


■ جناب پیروز گرامی،‌ به نظر می رسد برای برخی از دوستان نفرت از حکومت اسلامی حاکم بر ایران تا بدان حد است که حاضرند حتی به قیمت نابودی کشور و حتی از دست دادن بخشی از کشور مشابه نتیجه عهدنامه‌های ترکمنچای و گلستان و هرات شاهد نابودی این حکومت باشند. این فکر برای من خیلی قابل تامل و ترسناک است به خصوص که وضعیت عراق،‌ لیبی،‌ سوریه در مقابل ماست.
با احترام جعفریان


■ پیروز گرامی، میگوئید “حتی اگر به این جزیره‌ها علاقه داریم شاید بهتر باشد که حرفشان را در این شرایط به میان نیاوریم”. این ما نیستیم که اسمشان را به میان میاوریم. دونالد ترامپ میگوید ” بعد از جنگ باید نقشه جغرافیائی ایران تغییر کند” اینجاست که غریزه ایران دوستی ما باید به جوش آید و بگوئیم “تا اینجا بس و بیشتر نه”. ثانیا، او نامی از جزایر نیاورد، از کجا معلوم که منظورش بلوچستان یا کردستان نباشد. هر کجای ایران باید برای من و شما کوچکترین تفاوتی نداشته باشد. به قول فردوسی “همه جای ایران سرای منست”.
با احترام. مجلسی


■ آقای جعفریان میتوانید نشان دهید که کدام یک از دوستان اینجا حاضر به نابودی کشور هستند؟ تنها حکومت اسلامی است که برای اجرای پروژه خود از نابودی کشور هم ابا ندارد و تا به حال هم اینگونه عمل کرده است. وقتی از تاجزاده تا شاهزاده برسیم به مجتبی و شاهزاده همین مسیر ادامه پیدا خواهد کرد. رادان جلاد به مردمی که باید تمامیت ارضی کشور را حفظ کنند بیشرمانه می‌گوید که انگشت ها روی ماشه است. بجای گرفتن یقه رژیم به میهن دوستان انگ زدن و با ملی گرایی کاذب رژیم همصدا شدن باید “قابل تامل و ترسناک” باشد. رژیمی که هر وقت در تله خود گذاشته گیر می افتد امت گرایی اش بطور موقت کم رنگ می‌شود و ملی‌گرایی‌اش گل می‌کند و عده‌ای هم چفیه به گردن سرباز هخامنشی را به فال نیک میگیرند.
رژیم اسلامی می‌تواند با قبول تحویل اورانیوم غنی شده و عدم غنی ساز، عدم تولید موشک با بردی که اسراییل را مورد هدف قرار دهد و صرفنظر کرن کمک به نیروهای نیابتی و ایجاد چنین گروه ها در منطقه، جنگ را پایان دهد. ولی از ترس رو به رو شدن با مردم بجان آمده و غرق در بحران های متفاوت جنگ را ادامه میدهد و خود را تصمیم گیرنده برای پایان جنگ میداند.
با احترام سالاری


■ آقای سالاری کدام کشور است که بپذیرد تنها سیستم دفاعی موثر خود را که در مورد ایران موشکی است بدست خود نابود کند و خود را خلع سلاح کامل در برابر دشمنانش قرار دهد؟ بنا به اظهارات وزیر خارجه عمان ایران حاضر بود که به بسیاری از خواسته ها تن دهد ولی آمریکا به باور اینکه حکومت کاملا تضعیف شده و هیچ قدرت دفاعی ندارد تنها تسلیم بی قید و شرط می خواست و وسط مذاکرات برای بار دوم به ایران حمله کرد. بمباران خارجی سبب نابودی رژیم نخواهد شد و به فرض تضعیف آن، آنقدر قدرت و انگیزه خواهد داشت که قیام مردم را بسیار خونبارتر سرکوب کند و در بهترین حالت منجر به جنگ داخلی مشابه سوریه و عراق و لیبی خواهد شد. ما نباید از ترس مردن، خودکشی کنیم.
با احترام جعفریان


■ دوستان عزیز، هر وجب از خاک ایران برای ما به یک اندازه ارزش دارد. واقع بین باشیم: مجتبی که به زحمت زنده مانده و تا به حال یک کلمه خطاب به مردم صحبت نکرده و حالا رهبر شده، اولین پیامش این است که تنگه بسته بماند. بدین معنی که میخواهید بیایید بگیرید و آنرا باز نگه دارید، و برای این کار از بندر لنگه تا بندرعباس تا جاسک باید اشغال شود، به انضمام قشم و چند جزیره کوچک. دوستان گرامی، کشور ما کلا در تصرف بیگانه است و ممکن هم هست که بخشهایی از آنرا بذل و بخشش کند یا به باد دهد. تنها دوای درد سرنگونی یک بار و برای همیشه این جرثومه فساد است، و میدانیم این کار میباید و تنها میتواند بدست صاحبان اصلی این سرزمین انجام شود. تمرکز را روی هدف اصلی باید گذاشت چرا که آدرس دهی نادرست مایه سوء استفاده رژیم میشود.
با احترام، پیروز.


■ دوستان عزیز، در کامنت دیگر هم بیان کردم که در این شرایط ملی گرایی به ناچار رشد می‌یابد و رژیم می‌تواند استفاده کند. من خودم از انفجار مخازن نفت تهران بسیار پریشان شدم، فکر می‌کردم که چند روز تنفس آن دود سیاه اگر یک سال از عمر متوسط میلیون‌ها نفر بکاهد با هزاران جزیره قابل قیاس نمی‌باشد. اما می‌اندیشم که به هر حال منشاء فساد و فجایع بزرگتر بعدی در جایگاه قدرت ایران است. به ترامپ و دولتش هیچ اعتمادی نیست، اما باید با آنها کج دار مریز بود، شیشه عمر دستشان است.
با احترام، پیروز


■ جناب جعفریان شما چرا بحث را وارونه میکنید تا به نتیجه دلخواه خودتان برسید همه کشورها قدرت دفاعی دارند وقتی کشوری تمام هم و غم اش این است که کشور اسراییل را نابود کند و موشک با بردی که تا اسراییل برسد تولید و میلیارد ها از از ثروت مردم را خرج حزب الله و حماس و سایر گروه های نیابتی میکند و در پایتخت ساعت نابودی اسراییل را در خیابان نصب، و رهبرش بوسه بر شانه های حماس برای حمله به اسراییل میزند، این خود اعلام جنگ نیست؟ رژیم میدانست که توافقی رخ نخواهد داد و با قتل و عام دی ماه خطر از داخل را بر طرف کرد و خود را آماده جنگ. احتمال اینکه سر نخ در کرملین هم باشد را نباید از نظر دور داشت که شرایط مطلوبی برای روسیه در جنگ و اشغال بیشتر اوکراین فراهم کرده و بعید نیست که مستشاران روسی و ایادی داخلی آن در ایران فعالانه به این امر میپردازند. تعیین کننده برای شروع و خاتمه جنگ با وجود این رژیم ما نیستیم تنها با مبارزه و بزیر کشیدن حکومت میتوانیم به آن پایان و چرخه خشونت را متوقف کنیم. در کنار حکومت ماندن به بهانه دفاع از میهن، کشور را مثل قبل تضیف و به ویرانه تبدیل میکند. این نوع میهن پرستی کمک به دوام رژیم و منافع روسیه است. به غنی سازی اورانیوم هم نمیپردازید که به قیمت فقر و فلاکت مردم همین میهن انجا شد و “کدام کشور است که بپذیرد تنها سیستم دفاعی موثر خود را ....” مغلطه ای بیش نیست و آدم را به یاد ادبیات پیک نتی می‌اندازد.
سالاری



■ و آقا مجتبی هم آب پاکی را با بیانات اخیر روی دست طرفداران تمامیت ارضی (همه با هم، از «رضا» گرفته تا «مجتبی») ریخت. و قول داد که انتقام و خسارت جنگ را به اشکال مختلف خواهد گرفت و تنگه هرمز را خواهد بست و... در کنار این دیوانه‌بازی‌ها هم سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بیانیه‌ داد که در صورت اعتراض «ضربه‌ای محکم‌تر از ۱۸ دی» به مردم خواهد زد. حالا آنهایی که همراه با آقا مجتبی خواهان تمامیت ارضی ایران هستند می‌توانند “غریزه ایران دوستی” و نقطه “جوش” آن را در این بیانیه ها اندازه گیری کنند و ببینند که گروه خونی شان بهم میخورد یا نه.
به امید دفع شر و جنگ از میهن‌مان، سالاری