جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶ - Friday 26 May 2017

م. بارش

وطن من

وطن من سرزمین شورانگیزی ست / که جانش را شرحه شرحه کردند / اما هنوز / چونان روح تابناک سواری / با هزار زخم بر جان / از پا نیفتاده است / سیاوشی / که هزار بار / از آتش / گذشته است / و ابراهیمی که / آتش را گلستان کرده است

محسن نکومنش فرد

شانه های کم توان، بارهای سنگین

وسایل سفرشان را مادر از شب پیش تدارک دیده و در یک چمدان کوچک جای داده بود. فقط باید صبحانه می خوردند و به طرف "گیری سُه" یا "گُدار سُه" می رفتند. بیش از یک ساعت زمان نیاز نداشتند. اما پدر مثل همیشه نگران بود و آنها را قبل از ساعت شش بیدار کرده بود.

امیر مٌمبینی

چراغ تاریک

چیست گذشته، / آن یادمان دور و دراز، / جز ثبت شیمیایی حادثه / بر لوح مغز ما؟ / دالان تیره‌ی تاریخ / بر سنگفرش کوچه‌ی کدام امید / پژواک بازگشت پهلوانان را / به خواب دید آیا؟ /...

ماندانا زندیان

حلب

یک تکه ظلمت بگیرم / خراش دهم تیرگی را با درد / که تیر می‌کشد در رگ‌های مرگ وُ / می‌لرزد، می‌ریزد از زخمِ خاک وُ شکاف کتفِ «حلب»، / که تیر می‌خورد سکوتِ جهان / در استخوان‌ شکسته‌اش، سخت، وُ / تنگ می‌شود نَفَس / در گلوی گزاره‌ای /...

کامبیز گیلانی

خود بهار

من اما / بهار را در اندیشه‌ای دیگر / جست و جو کرده‌ام / و / تا صبحی / که غبار تلخ نیرنگ / از چهره‌ی آزادی شسته شود، / دل به هیچ نسیم مشکوکی / که غرقابی در کوله بارش می‌پرورد، / نبسته‌ام. /...

اشکان آویشن

نوروز و خط منحنی رازبار آن

برخی مفاهیم، سنت‌ها و آیین‌ها، چنان تثبیت‌شده هستند که غالباً به عنوان یک اصل خدشه‌ناپذیر، در همه‌ی فرهنگ‌های انسانی، در برابر عارف و عامی، خودنمایی می‌کنند. یکی از این سنت‌های عام و جهانی، پدیده‌ی «نوروز» و یا «سال نو» ‌است.

اشکان آویشن

نگرانی‌های غبارآلود

من در هیچ دوره‌ای از زندگی خویش، به اندازه‌ی امروز، نگران زبان فارسی و شماری از دگرگونی‌های بسیار بیمارگونه‌ی آن نبوده‌ام... امروز بیشتر مردم، نه تنها به نوشتن بلکه به گسترش آن، دسترسی غیرقابل باوری دارند. همین دسترسی و شتاب برای انتقال پیام، زمینه را برای انتخاب زبانی الکن و بسیار بیمارگونه آماده کرده‌است.

ایران ۳۳۰سال پیش از نگاه یک جهانگرد

پزشک و جهانگرد آلمانی بیش از سه قرن پیش به ایران آمد. او زبان‌های فارسی و ترکی (زبان مادری پادشاهان صفوی) را آموخت. وی حدود پنج سال در ایران بود و پس از خروج از کشورمان مشاهدات خود را در کتابی پنج جلدی به تحریر در آورد.

کامبیز گیلانی

استخوان زمین

بگذار بباریم / مثل باران / بر روی زمین تشنه. / بباریم / چون گلوله / بر روی زمین ستیز بی‌رحم. / بارانی / که عشق می‌زایدش، / گلوله‌ای / که فرزانگی بوسیده‌اش. / بگذار پرواز کنیم / چون ابری خشمگین / که فرزندش / رفیق راه است./...

ماندانا زندیان

من یوسفم

من یوسفم / چشم‌های تو را می‌نویسم بلند وُ / صدایت / خاک، باد، آتش، زمان / آب می‌شود گرم وُ / باران، / که پاک می‌کند سطرهای موازیِ میله‌های نبودنت را / وَ دست‌هایت / که در زخم‌های من همیشه‌اند وُ / مرگ، که سایهٔ جنگ است وُ / حصر، که سایهٔ ترس وُ / خون که خاوران /...

عنایت هوشمند

عالیجناب

تو / اسب سرکشی را / رام خویش کردی / که هزار سوار را / پوزه بر خاک مالیده است / پس از تو / کدامین سوار بر زینش بنشیند / و بیرق آزادی را / به سوی بالا بلندترین قله‌ها / بر دوش کشد / تو معصوم نبوده‌ای می‌دانم / قهرمان نیستی / اما مردی هستی / که سرانجام نفست را مغلوب کرده‌ای / تو عاقبت / به تحیت و سلامت رفته‌ای / اما من از عاقبت وطن هراسانم /...

ماندانا زندیان

در آستانهٔ پُر عشق (۱)

آیا می‌توان ارتباط میان زندگی و شعر شاعری را که بسیاری از تحلیل‌گران ادبی حدیث نفس‌‌نویس‌ترین شاعر فارسی‌زبان می‌شناسند، ارتباطی نزدیک به اصل و رونوشت برشمرد؟ در این صورت، آیا پرداختن به روایت این زندگی و مفاهیمِ تصویر شده در سخنان، یادداشت‌ها و نامه‌های شاعر به درکِ فرآیندِ بالیدنِ اندیشه و عاطفهٔ او و بازآفرینیِ معانیِ ژرف‌ترِ شعرش کمک می‌کند؟

امیر مٌمبینی

دختران «شام»

شکوفه‌های شکفته‌ی شعرهای «شام» / دختران سایه‌ی انجیر و / بوسه‌های نهانی بروی بام! / به عطر بافه‌ی خوشبوی مویتان سوگند / بگویید در کجا / شبح شب‌شتاب مرگ دام افکند؟ / افسانه‌ی آسمان کدامین قلمرو پست / ره بست بر شما، / چنین که هول رؤیت مرگ / در شکاف مردمک چشمتان بنشست /...

آرشيو فرهنگ
Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2017
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.