|
جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵ -
Friday 31 July 2026
|
ايران امروز |
سنگ قبر یاکوب فون متزلر در سال ۲۰۱۲
یک پسربچه آلمانی یازدهساله به نام یاکوب، از مدرسه که برمیگشت ناپدید شد. ربوده بودندش. رباینده یک دانشجوی حقوق بود، بیست و هفت ساله.
گفگن؛ همان روز بچه را کشت و جسدش را کنار یک دریاچه بیرون شهر قایم کرد. بعد نشست نامه نوشت، وانمود کرد بچه زنده است، و یک میلیون یورو باج خواست.
پلیس سر قرار پول گرفتش. اما گفگن نمیگفت بچه کجاست. دروغ پشت دروغ. مأمورها را اینطرف و آنطرف میفرستاد. و پلیس هنوز نمیدانست که بچه از همان روز اول مرده؛ فکر میکردند یاکوب همین حالا شاید جایی افتاده، گرسنه، توی سرما، و هر دقیقهای که میگذرد دارد جانش در خطر است.
معاون رئیس پلیس فرانکفورت طاقتش تمام میشود. دستور داد بروند به گفگن بگویند اگر نگوید بچه کجاست، بلایی سرش میآورند که تا حالا نکشیده. فقط تهدید. حتی دستشان هم بهش نخورد. اما همین کافی بود؛ گفگن ترسید و محل را لو داد. رفتند سر آن دریاچه. اما بهجای یک بچه زنده، جنازهاش را از آب درآوردند.
گفگن را بهخاطر آدمربایی و قتل به حبس ابد محکوم کردند.
اما ماجرا اینجا تمام نشد. چون بعدش، خود معاون پلیس را کشیدند پای میز محاکمه. همان پلیسی که میخواست جان یک بچه را نجات بدهد. جرمش این بود که یک متهم را آن هم قاتل یک کودک را تهدید به خشونت کرده بود. دادگاه نشست و گفت میفهمیم چرا این کار را کردی، میدانیم دنبال نجات آن بچه بودی، اما این کار تو خلاف قانون بود و قصد خوب، آن را درست نمیکند. و محکومش کردند.
بعدها همین پرونده را بردند دیوان اروپایی حقوق بشر، و آنجا هم همین را گفتند: تهدید به شکنجه، حتی وقتی اجرا نشود، حتی وقتی پای جان یک کودک وسط باشد، حتی وقتی طرفت یک قاتل باشد ممنوع است. تمام. بی استثنا.
حالا در این روزها اسم نوید همهجا هست؛ همان بلاگری که زنها را جلوی دوربین میزد و لایوش را پخش میکرد. پلیس میگوید ده سابقه دارد، از مزاحمت تا تهدید به قتل. پلیس بازداشتش کرد. تا اینجا درست است؛ باید هم بازداشت میشد.
فرمانده عملیات جلوی دوربین آمده و با لحن یک ابر قهرمان میگوید متهم مقاومت کرد و ما با شلیک به هر دو پا و دست چپش زمینگیرش کردیم. بر فرض اینکه این دروغ راست باشد و او مقاومت کرده باشد سه گلوله برای متوقف کردن یک آدم؟ بعد هم فیلم بازجوییاش را پخش کردند تا همه تماشا کنند.
در آلمان پلیس فقط تهدید کرده بود که به قاتل یک بچه درد میرساند. تهدید و نه حتی یک سیلی. و همین کافی بود که معاون رئیس پلیس را بکشانند پای میز محاکمه و محکومش کنند. دادگاه گفت انگیزهات هرچه بوده، حق نداشتی قانون را زیر پا بگذاری.
فرق را میبینید؟ فرق در خوبتر و یا بدتر بودن نوید و آن قاتل نیست. آن آلمانی یک کودک یازدهساله را کشته بود؛ فرق در نسبت حکومتها با قانون است.
یک رژیم وقتی با بدترین آدم روبهرو میشود، محکمتر به قانونش میچسبد؛ حکومت و نظام دیگر برای نمایش دروغین اقتدار و سوار شدن بر احساسات برانگیخته مردم قانون را با افتخار زیر پا میگذارد. نه فقط محاکمهای در کار نخواهد بود بلکه برای این رفتار غیرانسانی مورد تشویق حکومت هم قرار خواهد گرفت.
بلایی که امروز توسط نهادی که می بایست حافظ قانون باشد بر سر قانون آورده است ردست به مانند دیگر قانون شکنیهای حکومت هرگز سر جایش برنمیگردد.
چون او رذل است امروز که سه گلوله خورده است صدایمان درنمیآید، اما یادمان باشد این سکوت به همان پلیسی که امروز برخیمان برایش کف و سوت زدیم مجوز میدهد فردا شهروندان معترض را رذل تصور کند و در خیابان آنها را گلوله باران کند.
این را از جای دوری نمیگویم. کهریزک برای من یک اسم نیست. همین رادان فرمانده فعلی نیروی انتظامی با اجازه مرتضوی دادستان وقت، کسانی را به اسم اراذل و اوباش به کهریزک برد و مورد شکنجه قرارداد و برخی برایش کف و سوت زدند چون آنها که حقشان پایمال شده بود اراذل و اوباش خوانده میشدند و دقیقا دو سال بعد داشنجویان و معترضینی را که غالبا دانشجویان و جوانان بودند را به همان محل برده و همان کار را با معترضین جوان کرد. قاعده همیشه از همینجا شروع میشود: از جایی که همه با هم توافق میکنیم فلانی حقش است.
قانون برای آدمهای خوب و دوستداشتنی نوشته نشده و دقیقا برای امثال همین نویدها نوشته شده است. اگر قانون برای همین نویدها درست اجرا نشود، برای هیچکس اجرا نخواهد شد.
@MahmoudianMehdi
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|