چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ - Wednesday 30 September 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 30.09.2026, 14:00

مسابقه ارزش دلار و نرخ تورم چگونه شکل می‌گیرد؟


احمد علوی

همانطور که در یادداشت پیشین آمد، در شرایط فعلی یعنی محاصره دریایی و هوایی ایران، تنش میان رژیم ایران با کشورهای منطقه و ایالات متحده امریکا به ضمیمه دلایلی دیگر نظیر ساختار معیوب اقتصاد کلان ایران و سوء مدیریت، فساد ساختاری، کسر بودجه مانع کاهش تورم و سقوط ارزش ریال است.

در تایید نوشته پیشین این نگارنده و بر خلاف ادعای رئیس بانک مرکزی رژیم حاکم بر ایران اینک انتشار آمار تورم شهریورماه ۱۴۰۵ توسط مرکز آمار ایران، تصویری تاریک از وضعیت نرخ تورم در اقتصاد ایران ارائه می‌کند. شاخص قیمت مصرف‌کننده خانوارهای کشور ـــ یا نرخ تورم ـــ در شهریورماه به ۷۲۹.۸ رسید و نسبت به مردادماه ۴.۲ درصد افزایش یافت. نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه نیز به ۸۹.۸ درصد رسید؛ به این معنا که سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در شهریورماه نسبت به شهریور سال گذشته حدود ۹۰ درصد افزایش یافته است.

اهمیت این ارقام فقط در سطح بسیار بالای نرخ تورم نیست، بلکه در هم‌زمانی آن با افزایش شدید نرخ دلار در بازار آزاد نیز باید مورد توجه قرار گیرد. همزمان نرخ دلار که در پایان شهریورماه در محدوده ۲۲۷ هزار تومان قرار داشت، در روزهای ابتدایی مهرماه از مرز ۲۴۰ هزار تومان عبور کرد و سپس به محدوده بالای ۲۵۰ هزار تومان رسید. بنابراین اقتصاد ایران در شرایطی قرار گرفته است که در آن افزایش نرخ ارز هم می‌تواند نتیجه فشارهای تورمی و انتظارات تورمی باشد و هم خود به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال و تشدید تورم تبدیل شود.

شتاب گرفتن نرخ تورم ماهانه؛ علامتی مهم‌تر از سطح تورم نقطه‌ای

برای درک وضعیت جاری نرخ تورم، صرفاً نگاه کردن به نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه کافی نیست. نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه نشان می‌دهد قیمت‌ها در یک سال گذشته چه میزان افزایش یافته‌اند، اما نرخ تورم ماهانه اطلاعات بیشتری درباره شتاب حرکت قیمت‌ها در مقطع کنونی ارائه می‌کند. بر اساس آمار مرکز آمار، نرخ تورم ماهانه در مردادماه ۳.۴ درصد بود و در شهریورماه به ۴.۲ درصد افزایش یافت. بنابراین نرخ تورم ماهانه در فاصله یک ماه ۰.۸ واحد درصد افزایش پیدا کرده است. شاخص قیمت نیز از ۷۰۰.۱ در مردادماه به ۷۲۹.۸ در شهریورماه رسید.

این افزایش اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد حتی در شرایطی که نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه ممکن است تحت تأثیر اثر پایه یا تغییرات ماه‌های قبل نوسان کند، فشار جاری قیمت‌ها همچنان بسیار شدید است. نرخ تورم ماهانه ۴.۲ درصدی، اگر برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، به معنای افزایش بسیار سریع سطح عمومی قیمت‌ها خواهد بود. بنابراین باید میان «سطح تورم» و «شتاب تورم» تفاوت قائل شد. نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه ۸۹.۸ درصدی نشان‌دهنده سطح بسیار بالای افزایش قیمت‌هاست و افزایش نرخ تورم ماهانه از ۳.۴ به ۴.۲ درصد نشان می‌دهد که فشار قیمتی در شهریورماه دوباره تشدید شده است.

دلار چگونه وارد معادله نرخ تورم می‌شود؟

در اقتصاد ایران نرخ ارز فقط قیمت یک دارایی یا کالای خارجی نیست، بلکه یکی از قیمت‌های مرجع اقتصاد محسوب می‌شود. بسیاری از کالاهای وارداتی، مواد اولیه، قطعات، ماشین‌آلات، تجهیزات، دارو، نهاده‌های تولید و کالاهای واسطه‌ای به صورت مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر نرخ ارز قرار دارند. حتی بسیاری از کالاهای تولید داخل نیز به دلیل استفاده از نهاده‌های وارداتی یا قیمت‌گذاری بر مبنای هزینه جایگزینی، از نوسانات نرخ ارز تأثیر می‌پذیرند. بنابراین هنگامی که دلار از محدوده ۲۲۷ هزار تومان در پایان شهریور به بالای ۲۵۰ هزار تومان در ابتدای مهرماه می‌رسد، پیامد آن فقط گران شدن دلار نیست.

این افزایش هزینه واردات، مواد اولیه و سرمایه در گردش بنگاه‌ها را نیز بالا می‌برد و انتظارات تولیدکنندگان درباره هزینه‌های آینده را تغییر می‌دهد. در چنین شرایطی بنگاه اقتصادی ممکن است قیمت کالای خود را نه صرفاً بر اساس هزینه فعلی، بلکه بر اساس هزینه‌ای که انتظار دارد در آینده برای جایگزینی مواد اولیه و موجودی خود بپردازد تعیین کند. به این ترتیب، افزایش نرخ ارز می‌تواند با یک وقفه زمانی به افزایش قیمت کالاها و خدمات منتقل شود.

انتظارات تورمی؛ حلقه اتصال دلار و قیمت‌ها

در این میان انتظارات تورمی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. هنگامی که خانوارها و بنگاه‌ها انتظار داشته باشند ارزش ریال در آینده کاهش بیشتری خواهد یافت، تمایل آنها به نگهداری ریال کاهش پیدا می‌کند. بخشی از منابع ممکن است به سمت دلار، طلا، ملک یا سایر دارایی‌هایی حرکت کند که از نظر آنها توان بیشتری برای حفظ ارزش دارند. این رفتار به نوبه خود می‌تواند تقاضا برای ارز را افزایش دهد. بنابراین انتظار افزایش نرخ دلار می‌تواند خود به عاملی برای افزایش تقاضای ارز تبدیل شود.

از سوی دیگر، بنگاهی که انتظار دارد دلار در ماه آینده گران‌تر شود، ممکن است خرید مواد اولیه را جلو بیندازد یا قیمت محصول خود را با توجه به هزینه جایگزینی آینده تعیین کند. مصرف‌کننده نیز در صورت انتظار افزایش قیمت‌ها ممکن است خرید برخی کالاها را جلو بیندازد. در نتیجه، انتظار افزایش قیمت صرفاً یک تصور ذهنی نیست؛ اگر به رفتار اقتصادی تبدیل شود، می‌تواند بخشی از افزایش واقعی قیمت‌ها را ایجاد کند.

شکل‌گیری حلقه بازخوردی خود تقویت‌کننده میان دلار و نرخ تورم

در شرایط کنونی، رابطه میان نرخ ارز و تورم را نمی‌توان یک رابطه یک‌طرفه دانست. کاهش ارزش ریال و افزایش نرخ دلار از یک سو هزینه واردات و تولید را افزایش می‌دهد و به افزایش قیمت کالاها و خدمات منجر می‌شود. از سوی دیگر، افزایش قیمت‌ها قدرت خرید ریال را کاهش می‌دهد و این تصور را تقویت می‌کند که ارزش ریال در آینده نیز کاهش خواهد یافت. این انتظار می‌تواند تقاضا برای ارز و طلا را افزایش دهد و فشار بیشتری بر بازار ارز وارد کند. افزایش دوباره نرخ ارز نیز مجدداً هزینه واردات و تولید را بالا می‌برد و فشار تورمی جدیدی ایجاد می‌کند.

در همین راستا، دلار و تورم وارد یک رابطه بازخوردی خودتقویت کننده (Self-reinforcing feedback loop) می‌شوند که در آن هر دو می‌توانند یکدیگر را تقویت کنند. در چنین شرایطی، افزایش نرخ ارز فقط نتیجه نرخ تورم نیست و نرخ تورم نیز فقط نتیجه افزایش نرخ ارز نیست. این دو متغیر در تعامل با یکدیگر و تحت تأثیر عوامل بنیادی اقتصاد، انتظارات و رفتار فعالان اقتصادی حرکت می‌کنند.

چرا ممکن است دلار از نرخ تورم جلوتر حرکت کند؟

یک تفاوت مهم میان بازار ارز و شاخص قیمت مصرف‌کننده این است که بازار ارز تا حد زیادی آینده‌نگر است، در حالی که شاخص قیمت مصرف‌کننده عمدتاً تغییرات قیمت‌های تحقق‌یافته را ثبت می‌کند. نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه ۸۹.۸ درصدی شهریورماه نشان‌دهنده افزایش قیمت‌ها در دوازده ماه گذشته است، اما نرخ دلار در پایان شهریور و ابتدای مهرماه علاوه بر شرایط موجود، برداشت فعالان بازار از آینده را نیز منعکس می‌کند.

بنابراین ممکن است افزایش نرخ ارز امروز، اثر کامل خود را در شاخص قیمت مصرف‌کننده ماه جاری نشان ندهد و بخشی از آثار آن در ماه‌های بعد ظاهر شود. از این منظر، نرخ ارز می‌تواند برای بخشی از فشارهای تورمی آینده نقش یک شاخص پیشرو داشته باشد. اگر افزایش اخیر دلار پایدار بماند، بخشی از فشار هزینه‌ای ناشی از آن می‌تواند با تأخیر زمانی به قیمت کالاها و خدمات منتقل شود.

اما همه تورم را نمی‌توان به دلار نسبت داد

با وجود نقش بسیار مهم نرخ ارز، نسبت دادن نرخ تورم ۸۹.۸ درصدی صرفاً به افزایش دلار از نظر اقتصادی دقیق نیست. نرخ تورم در ایران حاصل برهم‌کنش مجموعه‌ای از عوامل است. کسری بودجه، فشارهای پولی، محدودیت درآمدهای ارزی، تحریم‌ها، اختلال در تجارت خارجی، کاهش سرمایه‌گذاری، افزایش هزینه تولید، مشکلات زنجیره تأمین، نااطمینانی اقتصادی و سیاسی و شکل‌گیری انتظارات تورمی همگی می‌توانند در ایجاد و استمرار نرخ تورم نقش داشته باشند.

در این میان نرخ ارز یک کانال مهم انتقال و تشدیدکننده است. برای مثال، کاهش درآمدهای ارزی یا افزایش محدودیت‌های خارجی می‌تواند عرضه ارز را کاهش دهد. کاهش عرضه ارز فشار بر نرخ ارز ایجاد می‌کند و افزایش نرخ ارز هزینه واردات و تولید را بالا می‌برد. این افزایش هزینه‌ها به قیمت‌های داخلی منتقل می‌شود و سپس خود می‌تواند انتظارات تورمی را تشدید کند. بنابراین بهتر است نرخ تورم ایران را حاصل عملکرد یک متغیر منفرد ندانیم، بلکه آن را نتیجه تعامل عوامل پولی، مالی، ارزی، خارجی، تولیدی و انتظاراتی در نظر بگیریم.

تغییر رفتار اقتصادی؛ مرحله مهم‌تر بحران تورمی

وقتی نرخ تورم به حدود ۹۰ درصد در مقیاس نقطه‌به‌نقطه می‌رسد، مسئله فقط افزایش قیمت‌ها نیست؛ رفتار اقتصادی مردم و بنگاه‌ها نیز تغییر می‌کند. در شرایط تورم بسیار بالا، پول ملی برای خانوارها و بنگاه‌ها جذابیت کمتری به عنوان وسیله حفظ ارزش پیدا می‌کند. خانوار ممکن است ترجیح دهد درآمد خود را سریع‌تر به کالا یا دارایی تبدیل کند و بنگاه نیز ممکن است تمایل کمتری به نگهداری نقدینگی ریالی داشته باشد. این رفتارها می‌توانند سرعت گردش پول را افزایش دهند و فشار تقاضا برای کالاها و دارایی‌ها را بیشتر کنند.

هم‌زمان، فروشندگان و تولیدکنندگان نیز تمایل کمتری به قیمت‌گذاری بلندمدت پیدا می‌کنند. قیمت‌گذاری می‌تواند بیش از گذشته بر اساس هزینه جایگزینی و انتظارات درباره قیمت آینده انجام شود. در نتیجه، حتی بدون وقوع یک شوک جدید، انتظارات تورمی می‌تواند به تداوم فشارهای تورمی موجود کمک کند.

از تورم بالا تا شکل‌گیری چرخه تورمی

مشکل اصلی زمانی شکل می‌گیرد که نرخ تورم بالا از یک شوک موقت به یک انتظار پایدار درباره افزایش قیمت‌ها تبدیل شود. اگر خانوارها، بنگاه‌ها و سرمایه‌گذاران به این نتیجه برسند که کاهش ارزش ریال و افزایش قیمت‌ها روندی ماندگار است، رفتار آنها می‌تواند این روند را تقویت کند. خانوارها برای حفظ قدرت خرید به سمت دارایی‌هایی مانند ارز و طلا حرکت می‌کنند، بنگاه‌ها قیمت‌ها را با توجه به هزینه‌های مورد انتظار آینده تعیین می‌کنند و تقاضا برای ارز افزایش پیدا می‌کند. افزایش نرخ ارز نیز مجدداً هزینه تولید و قیمت کالاها را بالا می‌برد. در این مرحله، انتظارات تورمی دیگر فقط نتیجه تورم گذشته نیست، بلکه خود به یکی از عوامل تولید تورم آینده تبدیل می‌شود. این همان نقطه‌ای است که اقتصاد از یک وضعیت تورمی شدید به سمت یک چرخه تورمی خودتقویت‌شونده حرکت می‌کند.

پیامد برای قدرت خرید و قابلیت زیستن

نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه ۸۹.۸ درصدی به این معنا نیست که قیمت تمام کالاها و خدمات دقیقاً به همین میزان افزایش یافته است، زیرا تغییر قیمت گروه‌های مختلف کالاها و خدمات متفاوت است. با این حال، این رقم نشان‌دهنده افزایش بسیار شدید سطح عمومی قیمت‌هاست. پیامد این وضعیت برای خانوارها نیز یکسان نیست. خانوارهایی که درآمد آنها با تأخیر و کمتر از سرعت تورم افزایش پیدا می‌کند، بخش قابل توجهی از قدرت خرید خود را از دست می‌دهند. در مقابل، دارندگان برخی دارایی‌ها ممکن است بتوانند بخشی از ارزش دارایی خود را در برابر تورم حفظ کنند.

بنابراین نرخ تورم بالا فقط مسئله‌ای مربوط به شاخص قیمت نیست، بلکه مسئله‌ای مربوط به توزیع قدرت اقتصادی نیز هست. فشار تورمی می‌تواند توان خانوار برای تأمین مسکن، غذا، درمان، آموزش، پس‌انداز و سایر نیازهای اساسی را کاهش دهد و در نتیجه به فرسایش قابلیت زیستن منجر شود. بنابراین، مسئله از «گرانی» فراتر می‌رود. هنگامی که درآمد واقعی خانوار برای مدت طولانی کاهش پیدا می‌کند، امکان برنامه‌ریزی برای آینده نیز محدود می‌شود. تصمیم‌هایی مانند خرید مسکن، تشکیل خانواده، آموزش فرزندان، سرمایه‌گذاری و حتی مهاجرت تحت تأثیر نااطمینانی اقتصادی قرار می‌گیرند.

جمع‌بندی

آنچه در اقتصاد ایران مشاهده می‌شود، صرفاً هم‌زمانی نرخ تورم بسیار بالا با افزایش نرخ دلار نیست. آمار شهریورماه مرکز آمار نشان می‌دهد نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۹.۸ درصد رسیده و نرخ تورم ماهانه نیز از ۳.۴ درصد در مردادماه به ۴.۲ درصد در شهریورماه افزایش یافته است. هم‌زمان، نرخ دلار در بازار آزاد ـــ که زیر سرکوب پلیسی است ـــ در فاصله کوتاهی از محدوده ۲۲۷ هزار تومان در پایان شهریور به بالای ۲۵۰ هزار تومان در ابتدای مهرماه رسیده است.

اهمیت این وضعیت در شکل‌گیری یک حلقه بازخوردی میان کاهش ارزش ریال، افزایش قیمت‌ها و انتظارات تورمی است. نرخ ارز از یک سو تحت تأثیر تورم، محدودیت عرضه ارز، نااطمینانی و انتظارات تورمی قرار می‌گیرد و از سوی دیگر، با افزایش هزینه واردات و تولید، خود به موتور جدیدی برای افزایش قیمت‌ها تبدیل می‌شود. از این منظر، خطر اصلی فقط افزایش تورم از یک عدد بالا به عددی بالاتر نیست.

خطر مهم‌تر زمانی ایجاد می‌شود که انتظار افزایش قیمت‌ها در رفتار اقتصادی خانوارها و بنگاه‌ها نهادینه شود. در چنین شرایطی، انتظارات تورمی می‌تواند خود به عامل ایجاد نرخ تورم تبدیل شود و رابطه میان نرخ ارز و قیمت‌ها را به یک چرخه تقویت‌کننده تبدیل کند. در نتیجه، مسئله کنونی اقتصاد ایران را نمی‌توان صرفاً با مداخله کوتاه‌مدت در بازار ارز یا کنترل مقطعی قیمت‌ها توضیح داد.

تداوم نرخ تورم بالا به مجموعه‌ای از عوامل پولی، مالی، ارزی، خارجی، تولیدی و انتظاراتی وابسته است. هرچه نااطمینانی بیشتر شود و اعتماد به حفظ ارزش پول ملی کاهش پیدا کند، حساسیت اقتصاد به شوک‌های ارزی نیز افزایش خواهد یافت. به بیان دیگر، اقتصاد ایران در شرایطی قرار گرفته است که نرخ ارز، تورم و انتظارات تورمی ـــ در چارچوب حلقه بازخوردی متقابل ـــ بیش از گذشته یکدیگر را تحت تأثیر قرار می‌دهند. اگر این رابطه بازخوردی برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، با توجه به تنگناهای گوناگون اقتصاد ایران مهار نرخ تورم و نرخ دلار بیش از پیش از اختیار حاکمیت خارج خواهد شد.



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net