|
جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵ -
Friday 31 July 2026
|
الکساندر گابویف، الکساندرا پروکوپنکو و تاتیانا استانووایا
فارن افرز / ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶
در پایان ماه ژوئن، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، مصاحبهای انجام داد که در آن بار دیگر اعلام کرد روسیه در جنگ خود علیه اوکراین پیروز خواهد شد. او گفت که ارتش روسیه در امتداد خط مقدم تقریباً ۸۰۰ مایلی پیشروی میکند و هر روز زمینهای بیشتری از اوکراین را اشغال میکند. در مقابل، کیف در حال عقبنشینی است. او اذعان کرد که حملات پهپادهای اوکراینی که پالایشگاههای نفت روسیه و سایر زیرساختهای حیاتی در اعماق خطوط مقدم را به آتش میکشند، “مشکلاتی ایجاد میکنند”. اما روسها خود را وفق میدهند و استقامت میکنند. او گفت: “این حملات تروریستی هیچ تاثیری بر اوضاع ندارند.”
اگر این ۲۰ ماه پیش بود، اعتماد به نفس پوتین موجه میبود. در آن زمان، دونالد ترامپ، رئیس جمهور تازه منتخب ایالات متحده، مسکو را ستایش و از کیف انتقاد میکرد. نیروهای روسی در میدان نبرد به آرامی اما پیوسته پیشرفت میکردند. بنابراین، همانطور که در مقالهای در فارن افیرز در مارس ۲۰۲۵ بحث کردیم، پوتین میتوانست سه استراتژی را دنبال کند. طبق طرح الف، کرملین با کاخ سفید همکاری میکرد تا کیف را وادار به پذیرش توافقی کند که در مسکو نوشته شده بود. طبق طرح ب، پوتین به سادگی تا زمانی که ترامپ حمایت ایالات متحده از اوکراین را قطع کند، مقاومت میکرد و به نیروهای روسی اجازه میداد تا به پیروزی برسند. در صورت عدم موفقیت در این امر، پوتین میتوانست به طرح ج روی آورد: ادامه جنگ و در نهایت غلبه بر میدان نبرد.
با این حال، امروز موقعیت روسیه رو به وخامت گذاشته است. طرح الف - پیروزی بر ترامپ - شکست خورد؛ پوتین حتی در مصاحبه اخیر خود از رئیس جمهور آمریکا نامی نبرد. طرح ب نیز به خطا رفت. اگرچه کاخ سفید ارائه انواع کمکها به اوکراین را متوقف کرد، اما ایالات متحده همچنان به ارائه اطلاعات حیاتی به کیف و اعمال تحریمها علیه روسیه ادامه داده است. در همین حال، کیف توانسته است برای جبران کمکهای از دست رفته به حامیان اروپایی خود روی آورد. در واقع، اوکراین اکنون از نظر نظامی در موقعیت بهتری نسبت به سال گذشته قرار دارد. در مقابل، روسیه سربازان بیشتری را نسبت به آنچه میتواند جذب کند، از دست میدهد و در میدان نبرد عقبنشینی میکند. اقتصاد آن با مشکلات فزایندهای روبرو است. بنابراین، طرح C، که در آن روسیه با غلبه بر اوکراین پیروز خواهد شد، نیز کارساز نیست.
اما این بدان معنا نیست که پوتین مسیر خود را تغییر خواهد داد. مشکلات روسیه واقعی هستند، اما با این وجود این کشور قادر به ادامه درگیری است. اقتصاد آن به اندازه کافی کارآمد است و نیروی انسانی و سلاحهای لازم برای ادامه جنگ را دارد. مسکو همچنین در حال ابداع راههای جدیدی برای بازیابی ابتکار عمل است. اصرار کرملین بر ادامه جنگ، زندگی را برای روسها بدتر خواهد کرد و بنابراین نخبگانی در مسکو خواستار حل و فصل از طریق مذاکره هستند. اما هیچ نشانهای وجود ندارد که پوتین به این درخواستها گوش دهد. بنابراین، جنگ تقریباً مطمئناً ادامه خواهد یافت.
انتظارات بزرگ
هنگامی که ترامپ در سال ۲۰۲۵ به قدرت رسید، کرملین معتقد بود که میتواند به یک کودتای دیپلماتیک دست یابد. در طول مبارزات انتخاباتی ۲۰۲۴، ترامپ متعهد شده بود که جنگ در اوکراین را “ظرف ۲۴ ساعت” پایان دهد. پس از روی کار آمدن، او به رهبران اوکراین فشار آورد تا به برخی از خواستههای روسیه تن دهند. در فوریه ۲۰۲۵، او اصرار داشت که ولادیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، با آتشبس فوری با روسیه موافقت کند و تلویحاً گفت که کیف مسئول جنگ است. وقتی زلنسکی امتناع کرد، ترامپ به طور موقت اشتراکگذاری اطلاعات و کمکهای نظامی به اوکراین را به حالت تعلیق درآورد. جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور، در کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۵ سخنرانی کرد و در آن اعلام کرد که ایالات متحده از اروپا عقبنشینی میکند. و در اوت ۲۰۲۵، ترامپ و پوتین یک نشست دوستانه در آلاسکا برگزار کردند. پس از آن، رئیس جمهور ایالات متحده دوباره گفت که زلنسکی دلیل پایان نیافتن درگیری بود.
مسیر اقتصاد روسیه و پویایی میدان نبرد، اعتماد به نفس پوتین را بیشتر افزایش داد. در سال ۲۰۲۴، تولید ناخالص داخلی روسیه ۴.۳ درصد رشد کرد که ناشی از تولید نظامی و مصرف داخلی بود. تورم بالا اما قابل کنترل بود. نیروهای مسلح روسیه بیشتر از آنچه از دست میدادند، سرباز جذب میکردند، در حالی که ارتش اوکراین بیشتر از آنچه به دست میآورد، سرباز از دست میداد. اشغال خزنده دونباس برای روسیه دهها هزار سرباز هزینه داشت، اما این تلفات با ادامه پیشروی کشور تحمل شد. در سال ۲۰۲۴، پوتین حدود ۱۶۰۰ مایل مربع از خاک اوکراین را تصرف کرد. روسیه تقریباً به اندازه اوکراین پهپاد تولید میکرد و از آنها به روشهای خلاقانهتری استفاده میکرد. روسیه سلاحهای سنتی بسیار بیشتری مانند گلولههای توپخانه و موشک نسبت به اوکراین یا شرکای غربیاش تولید میکرد. از دیدگاه کرملین، پیروزی روسیه اجتنابناپذیر بود.
اما نه برای اولین بار، خودپسندی پوتین منجر به اعتماد به نفس بیش از حد شد. او همچنان به دنبال شرایطی بود که ترامپ یا نمیتوانست بپذیرد یا نمیتوانست آنها را اجرا کند ـــ از جمله اینکه کیف بخشهایی از دونباس را که هنوز کنترل میکرد، تسلیم کند و بخش زیادی از حاکمیت خود را واگذار کند. دو فرستاده اصلی ترامپ به مسکو، دوستش استیو ویتکاف و دامادش جرد کوشنر، در دیپلماسی بینالمللی آماتور بودند و ثابت کردند که قادر به شروع یک فرآیند مذاکره مناسب نیستند. در مسکو، نگرشها نسبت به هر دو نفر تیره شد. طرح الف شکست خورد.
برای مدتی، پوتین هنوز میتوانست امیدوار باشد که طرح ب، که در آن ترامپ به سادگی دستهای خود را از اوکراین بشوید، موفق شود. در مارس ۲۰۲۵، ترامپ برای همیشه عرضه سلاحهای رایگان ایالات متحده به اوکراین را متوقف کرد و ضربهای به کیف وارد کرد. تا ژوئیه ۲۰۲۵، او کمک مالی آمریکا به این کشور را به صفر رساند. اما دیپلماسی هوشمندانه مقامات اوکراینی و متحدان اروپایی آنها در نهایت ترامپ را متقاعد کرد که به اشتراکگذاری اطلاعات با کیف ادامه دهد و از طریق برنامهای که توسط اروپا تأمین مالی میشد، به فروش سلاح به اوکراین ادامه دهد. اروپاییها همچنین برای ارائه کمکهای مالی که واشنگتن از اوکراین گرفته بود، وارد عمل شدند و این قاره را به پشت جبهه امن پایگاه صنعتی دفاعی اوکراین تبدیل کردند - پول، فناوری و مکانهای امن در خاک اتحادیه اروپا را برای اوکراین فراهم کردند تا پهپادها و موشکهای خود را تولید کند. در عین حال، ترامپ از پوتین به دلیل عدم پذیرش هرگونه امتیاز توسط روسیه ناامید شد. او تحریمهای موجود علیه روسیه را حفظ کرد و حتی دو شرکت بزرگ نفتی کرملین، روسنفت و لوک اویل، را در لیست سیاه قرار داد و به این ترتیب به بودجه جنگی پوتین فشار آورد.
شکست در نبردها
با شکست طرحهای الف و ب، پوتین به سراغ طرح ج ـــ پیروزی در جنگ در میدان نبرد ـــ رفت. با این حال، این طرح نیز در حال فروپاشی است. خود تلاش جنگی به وضوح در حال شکست است: در سال ۲۰۲۵، ارتش روسیه بیش از ۱۶۰۰ مایل مربع از خاک اوکراین را تصرف کرد (با هزینه بسیار بالایی از نظر تلفات)، اما در نیمه اول امسال، حداکثر حدود ۲۵۰ مایل مربع پیشروی کرد. این تا حدودی به این دلیل است که اوکراین خطوط دفاعی بیشتری با استحکامات و میدانهای مین ایجاد کرده است. همچنین به این دلیل است که اوکراینیها توانستهاند آنچه را که تحلیلگران «منطقه کشتار» مینامند، گسترش دهند، یا منطقهای در امتداد خطوط مقدم که سربازان روسی تقریباً بلافاصله توسط پهپادهای اوکراینی شناسایی و سپس مورد اصابت قرار میگیرند.
نتیجه این امر، تلفات بیشتر روسها بوده است. اگرچه دادههای عمومی در دسترس نیست، اما به گفته مایکل کافمن، تحلیلگر نظامی بنیاد کارنگی، تعداد سربازان روسی که هر ماه کشته میشوند، تقریباً به طور قطع در ۱۸ ماه گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است. روی هم رفته، تعداد سربازان روسی که هر ماه کشته یا به شدت زخمی میشوند، تقریباً ۳۰۰۰۰ نفر است. در همین حال، تعداد سربازانی که هر ماه به ارتش میپیوندند به ۲۷۰۰۰ نفر کاهش یافته است - نتیجه کاهش پاداشهای ثبتنام در برخی مناطق روسیه و افزایش آگاهی از تعداد کشتهشدگان. توانایی مسکو برای نفوذ قاطع به خط مقدم اوکراین به طور فزایندهای در معرض تردید است.
کرملین با مشکلات دیگری نیز روبرو است. اوکراین یک کمپین حمله میانبرد بسیار موفق انجام داده است که خطوط لجستیک و تدارکات روسیه را مختل کرده و پیشروی ارتش روسیه را کندتر کرده است. کیف کمپین حمله دوربرد خود را افزایش داده و به تأسیسات تولید نظامی و زیرساختهای غیرنظامی در اعماق روسیه، از جمله بنادر نفتی و پالایشگاهها، حمله کرده است. به لطف این حملات، حدود یک سوم ظرفیت پالایش نفت روسیه از کار افتاده است که باعث کمبود بنزین، جیرهبندی سوخت و صفهای طولانی در پمپها شده است که از ژوئن تا اواخر ژوئیه ادامه داشته است و احتمالاً با شروع مجدد این حملات توسط اوکراین، این وضعیت دوباره باز خواهد گشت. در ماه ژوئیه، اوکراین شروع به منفجر کردن انبارهای متعلق به بزرگترین خردهفروش آنلاین روسیه، وایلدبری (Wildberry)، کرد و جنگ را در صدر توجه مصرفکنندگان عادی قرار داد و بر هزاران کسبوکار کوچک و متوسط روسی که از طریق این شرکت خردهفروشی کالا میفروشند، تأثیر گذاشت. کیف همچنین با هدف قرار دادن مسیرهای تأمین سوخت و تأسیسات تولید برق در شبهجزیره اشغالی، تلاشهای خود را برای منزوی کردن کریمه تشدید کرده است. و پهپادهای اوکراینی در تلاش برای متوقف کردن صادرات دریایی نفت و غلات این کشور، به تانکرهای نفت و کشتیهای باری روسیه در دریای سیاه و دریای آزوف حمله میکنند.
کارزار کیف به اقتصاد روسیه آسیب میرساند. پیشبینی رسمی رشد تولید ناخالص داخلی روسیه برای سال ۲۰۲۶، رقم ناچیز ۰.۴ درصد است. تورم در حال افزایش است. بانک مرکزی این کشور برای جلوگیری از افزایش بیشتر قیمتها، نرخ بهره را روی ۱۴ درصد نگه داشته است. اما این رقم گزاف، وام بانکی را برای بسیاری از مشاغل به طرز غیرقابل تحملی گران میکند. نگرانکنندهترین چیز برای کرملین، کسری بودجه در شش ماه اول سال ۲۰۲۶ است که ۷۳ میلیارد دلار افزایش یافته است، که بسیار بیشتر از ۴۸.۵ میلیارد دلاری است که برای کل سال پیشبینی کرده بود. جنگ ترامپ علیه ایران درآمدهای نفتی روسیه را افزایش داده است، اما این جریانها برای ایجاد یک پشتوانه نقدی کافی نیستند و ذخایر پولی که روسیه از دههها صادرات کالا، از جمله از رونق قیمت کالاهای ناشی از جنگ در سال ۲۰۲۲، انباشته بود، از بین رفته است. کرملین برای تأمین مالی هزینههای رو به رشد جنگ خود، باید به کاهش هزینههای غیرنظامی و استقراض داخلی ادامه دهد، درست زمانی که خریداران اوراق قرضه روسیه درخواست حق بیمه ریسک بالاتری میکنند.
به لطف این مشکلات، کرملین در حال از دست دادن حمایت داخلی است. مشکلات اقتصادی، قطعی برق، محدودیتهای اینترنتی و خستگی عمومی از دوران جنگ، میزان محبوبیت پوتین را از حدود ۸۰ درصد در ابتدای سال به ۶۶ درصد در اواسط ژوئیه رسانده است. تمام دادههای نظرسنجی موجود نشان میدهد که حال و هوای عمومی در روسیه در حال افزایش است و نگرانی و عدم اطمینان بیشتری در حال افزایش است. این کشور کمتر و کمتر متقاعد میشود که سربازانش میتوانند پیروز شوند و پوتین برنامهای واقعبینانه دارد.
پلان D
با توجه به همه این شکستها، دولتهای غربی ممکن است فکر کنند که پوتین مایل به بررسی یک توافق معنادار است. اما متأسفانه، شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد چنین است. در واقع، پوتین در تمام حضورهای عمومی اخیر خود نشان داده است که اهداف جنگی او به هیچ وجه تغییر نکرده است. او در ۲۷ ژوئیه اعلام کرد: «دشمنان ما که قادر به شکست روسیه در میدان نبرد نیستند، به روشهای تروریستی آشکار علیه مردم ما متوسل میشوند. اما مردم روسیه هرگز نمیتوانند در هم شکسته شوند.»
متأسفانه، پوتین هنوز قدرت پشتیبانی از چنین اظهاراتی را دارد. اقتصاد روسیه ممکن است در حال تقلا باشد، اما در آستانه فروپاشی نیست. مسکو میتواند با مجبور کردن کسبوکارها به تحمل هزینه حملات پهپادی به جای صرف هزینه برای دفاع بهتر از پهپادها یا جبران خسارت شرکتهای آسیبدیده، همچنان هزینههای جنگ را بپردازد. این امر میتواند دولتهای منطقهای را مجبور کند که هزینههای دفاعی فزاینده را از طریق بودجههای کمتر متحمل شوند و میتواند خانوارها را مجبور کند که هزینههای جنگ را به شکل تورم بالاتر متحمل شوند. کرملین همچنین میتواند هزینههای غیرنظامی بیشتری را از بودجه ملی کاهش دهد. در حال حاضر، روسیه هشت درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع میکند - رقم بالایی - اما بسیار کمتر از آنچه اتحاد جماهیر شوروی یا ایالات متحده در طول جنگ جهانی دوم هزینه کردند، یا تقریباً ۴۰ درصد هزینهای که اوکراین در حال حاضر صرف میکند.
این سیاستها روسها را عصبانیتر و فقیرتر خواهد کرد. اما کرملین از نارضایتی فزاینده مصون است. رژیم ابزارهای پیچیدهای برای سرکوب دارد، از جمله قوانین سانسور فراگیر، ابزارهای نظارتی مبتنی بر هوش مصنوعی و سازمانهای اجرای قانون گسترشیافته که میتوانند هرگونه طغیانی را مهار کنند. ناامیدی عمومی از اقتصاد همچنین ممکن است با اثر فزاینده تجمع در اطراف پرچم جبران شود. با تشدید حملات اوکراین و تحت تأثیر قرار گرفتن افراد بیشتر، روسهای عادی ممکن است به این نتیجه برسند که جنگ علیه کیف، جنگی برای بقای ملی است، همانطور که پوتین مدتهاست میگوید. نظرسنجی مرکز مستقل لوادا نشان میدهد که حمایت از اقدامات نیروهای مسلح روسیه در سراسر کشور بالای ۶۵ درصد است و کمتر از ۲۵ درصد از جمعیت مخالف آن هستند. اما در مناطق هممرز با اوکراین در روسیه، که زودتر از بقیه کشور با حملات تلافیجویانه کیف مواجه شدند، حمایت از جنگ حتی بیشتر است.
البته مسکو میتواند از حمایت گسترده داخلی و اقتصاد پایدار برخوردار باشد و در صورت فروپاشی ارتش خود، همچنان مجبور به سازش شود. اما کرملین راههایی برای حفظ نقاط قوت خود در میدان نبرد دارد. مسکو همچنان به افزایش تولید بمبهای گلاید خود ادامه میدهد که مواضع نظامی اوکراین را تهدید میکند و شهرهای نزدیک به خط مقدم - از جمله پایتختهای منطقهای مانند زاپوریژژیا یا سومی - را به وحشت میاندازد. روسیه همچنین تولید موشکهای بالستیک خود را نسبت به سطح قبل از جنگ دو برابر کرده است، درست همانطور که اوکراین با کمبود رهگیرهای باکیفیت مواجه شده است (کمبودی که با تصمیم واشنگتن برای جنگ علیه ایران و در نتیجه، عدم فروش دیگر پاتریوت به اوکراین تشدید شده است)، که به پوتین فرصتی میدهد تا شهرهای اوکراین را با موشکهایی که بارهای بسیار بزرگتری نسبت به پهپادها حمل میکنند، بمباران کند. این امر به ویژه در زمستان ویرانگر خواهد بود، زمانی که اوکراین بیشترین نیاز به برق را خواهد داشت و زمانی که روسیه میتواند بیشترین آسیب را وارد کند. کرملین همچنین به امید تخریب زیرساختهایی که از صادرات کشاورزی این کشور پشتیبانی میکنند، شروع به هدف قرار دادن سیستماتیک بنادر و کشتیهای اوکراین در دریای سیاه کرده است. پوتین معتقد است که اگر به اندازه کافی وحشت را بر غیرنظامیان اوکراینی تحمیل کند، میتواند موج جدید و عظیمی از مهاجران را وادار به فرار از کشور به مقصد اروپا پیش از انتخابات منطقهای در آلمان و انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه کند، که این امر احزاب راست افراطی ضد اوکراینی را در هر دو کشور تقویت کرده و قاره اروپا را از کیف دور میکند.
اگر این بمباران به تنهایی برای تغییر اوضاع و مجبور کردن کیف به پذیرش خواستههای پوتین کافی نباشد، کرملین میتواند با بسیج افراد بیشتر، فشار را افزایش دهد. پوتین یک بار، در اواخر سال ۲۰۲۲، کشور را بسیج کرده است، زمانی که مردم را از سراسر استانهای کشور به خدمت اجباری فراخواند. این امر در ایجاد صدها هزار نیروی جدید موفق بود، اما منجر به کاهش موقت محبوبیت پوتین و خروج صدها هزار نفر از مردان در سن خدمت سربازی شد. در پاسخ، او به استفاده از مشوقهای نقدی روی آورد. اما اکنون که این سیستم به محدودیتهای خود رسیده است، رژیم در حال آماده شدن برای بازگشت به خدمت اجباری است - این بار با تکیه بر اخطارهای الکترونیکی که بیصداتر هستند و میتوانند در طول سال برای هزاران نفر از سربازان بالقوه ارسال شوند. این سربازان، برخلاف سربازان سال ۲۰۲۲، در صورت تلاش برای خروج از روسیه در مرز مسدود میشوند. سازمانهای اجرای قانون این کشور همچنین میتوانند از دوربینهای نظارتی دیجیتال و ابزارهای تشخیص چهره برای جستجوی فراریان از خدمت اجباری استفاده کنند و آنها را با حکم (تازه معرفی شده) دو سال زندان تهدید کنند. این بسیج تقریباً مطمئناً باعث نارضایتی مجدد خواهد شد، اما این روند بسیار کمجلوهتر از سال ۲۰۲۲ خواهد بود، زمانی که پوتین در تلویزیون ملی اعلام بسیج کرد و بنابراین توجه کمتری را به خود جلب خواهد کرد. کرملین همچنین احتمالاً مطمئن خواهد شد که تلاش بسیج تا حد زیادی از پایتخت و سایر شهرهای بزرگ عبور نکند و در عوض بر مناطق فقیرتر تمرکز کند.
مسکو همچنین میتواند فشار بر اروپا را بیشتر افزایش دهد. میتواند حملات هیبریدی بیشتری یا عملیات نظامی قابل انکاری انجام دهد که به جنگ آشکار نمیرسند اما همچنان به یک هدف آسیب میرسانند یا آن را تهدید میکنند. به عنوان مثال، در طول چهار سال گذشته، روسیه پهپادها و عوامل مخفی را برای ایجاد اختلال در تأسیسات تولید دفاعی اروپا، پایگاههای نظامی و زیرساختهای حمل و نقل اعزام کرده است. (روسیه مسئولیت همه این حملات را انکار میکند.) اما میتواند فهرست اهداف خود را به امید ایجاد اختلال بیشتر در زندگی اروپاییهای عادی، از جمله با آسیب رساندن به انبارهای تجاری با پهپادهای ارزان، گسترش دهد.
پایان تلخ
در حاکمیت روسیه همه نمیخواهند جنگ را ادامه دهند، چه رسد به تشدید آن. در میان نخبگان این کشور، اکنون میتوان صداهایی را یافت که خواستار مذاکرات واقعی هستند. برای مثال، در ماه مه، مجلهی اصلی امور خارجهی روسیه، مقالهای از واسیلی کاشین، یک تحلیلگر نظامی برجسته، عملگرا اما ملیگرا، منتشر کرد که در آن از توقف درگیری دفاع شده بود. کاشین استدلال کرد که روسیه نمیتواند در کوتاهمدت تا میانمدت در میدان نبرد به دستاوردهای بیشتری دست یابد و هزینههای جنگ طولانیمدت از مزایای استراتژیک آن پیشی گرفته است. با توجه به اهمیت این مجله، مقالهی کاشین تقریباً مطمئناً توسط مقامات کرملین بررسی و چراغ سبز دریافت کرده است، احتمالاً به عنوان راهی برای ابراز نظر عملگرایان در نهاد امنیتی روسیه. به همین ترتیب، در ۳۰ ژوئن، مدیرعامل بزرگترین بانک روسیه (و یک ستوان قدیمی پوتین) پیشنهاد داد که زمان پایان دادن به درگیری فرا رسیده است. او گفت: «فکر نمیکنم حتی یک نفر در کشور وجود داشته باشد که نگرانی دیگری جز پایان سریع خصومتها داشته باشد.»
اما این گزینه در حال حاضر مورد توجه پوتین نیست. اگرچه او درخواستهای محتاطانه برای صلح را تحمل میکند و گاهی اوقات سیگنالهایی مبنی بر علاقهاش به حل و فصل اوضاع ارسال میکند، اما اقدامات پوتین نشان میدهد که او آماده نیست از چالهای که اکنون در آن افتاده است، بیرون بخزد. در واقع، به نظر میرسد که او میخواهد به کندن ادامه دهد. تا زمانی که پوتین متقاعد شده باشد که با قدرت تخریب موشکهای بالستیک خود بر اوکراین برتری دارد و اوکراین به دلیل نداشتن رهگیر آسیبپذیر است، احتمالاً به تلاش برای تضعیف اوکراین ادامه خواهد داد - صرف نظر از آسیبی که به کشورش وارد میشود. او درخواستهای ناهماهنگ آمریکاییها و اروپاییها برای مذاکره یا آتشبس را به عنوان ترفندی برای خرید زمان بیشتر برای اوکراین میداند. او در مصاحبه ۲۸ ژوئن گفت: «ما میدانیم که غرب همچنان به دنبال شکست استراتژیک روسیه است. چرا آنها خواستار آتشبس و مذاکرات صلح هستند... اگر اوکراین، همانطور که ادعا میکنند، در حال تصرف سرزمینهای بیشتر و بیشتری است... پس رهبران غربی فقط باید منتظر بمانند. به نظر میرسد شکست استراتژیک روسیه به خودی خود اتفاق خواهد افتاد.»
اوکراین و متحدانش باید برای یک جاده طولانی و پر فراز و نشیب آماده شوند. کیف ممکن است از اواخر سال ۲۰۲۲ در بهترین موقعیت جنگ باشد، اما کرملین معتقد است که اراده اوکراین و دوستانش را در زمستان امسال در هم خواهد شکست. روسیه ممکن است در حال مبارزه باشد، اما پوتین گزینههای خود را به طور کامل امتحان نکرده است. او هنوز میخواهد تا حد امکان بجنگد.
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|