|
چهارشنبه ۲۵ شهريور ۱۴۰۵ -
Wednesday 16 September 2026
|
ايران امروز |
![]() |
شهریور ۲۵۸۵
عنوان کتاب: ۲۳ سال
نویسنده: علی دشتی
تعداد صفحات: ۳۴۱
کتاب «بیستوسه سال» نوشتهٔ علی دشتی، یکی از نوشتههای پرگفتوگو و چالشبرانگیز دربارهٔ اسلام و زندگی محمد است. دشتی میکوشد چهرهای را که در درازای سدهها پیرامون اسلام و پیامبر آن ساخته شده است، از نو بنگرد و آن را نه تنها از دید باور دینی، بلکه از دید تاریخ، خرد و زندگی آدمیان بررسی کند. او محمد را نه چهرهای فرازمینی و دستنیافتنی، بلکه همچون مردی از میان مردمان زمانهٔ خویش مینگرد؛ مردی که در سرزمین عربستان سدهٔ هفتم میلادی، در میان تیرهها و تبارهای گوناگون، در جهانی آکنده از جنگ، دادوستد، بردگی، باورهای کهن و کشمکش بر سر قدرت و دارایی، به پا خاست. از همین رو، دشتی میکوشد بسیاری از رویدادها و گفتههای آن دوران را در چارچوب همان روزگار بسنجد، نه با جدا کردن آنها از زمینهای که در آن پدید آمدهاند.
از دید نویسنده، قرآن نیز نباید تنها به چشم نوشتهای آسمانی و جدا از گذر زمان نگریسته شود. او آن را نوشتهای میداند که در پیوند با رخدادها و نیازهای روزگار محمد پدید آمده و بخشهای گوناگون آن بازتابی از رویدادهای همان زمان است. جنگها، کشمکشهای تیرهای، چگونگی فرمانروایی، دارایی، بردهداری، پیوندهای خانوادگی، زن و مرد، کیفر و پاداش و شیوهٔ زیست مردمان آن روزگار، همگی در این نوشته بازتاب یافتهاند. از این دیدگاه، برای شناخت قرآن، تنها خواندن واژههای آن بسنده نیست؛ بلکه باید دانست هر بخش در چه هنگام، در چه جایگاه و در پاسخ به چه رخدادی پدید آمده است. این شیوهٔ نگرش، قرآن را از یک نوشتهٔ جدا از زمان و مکان، به نوشتهای پیوسته با تاریخ و زندگی مردمان آن دوره تبدیل میکند.
ارزش «بیستوسه سال» تنها در داوریهای دشتی نیست، بلکه در پرسشهایی است که پیش روی خواننده میگذارد. آیا هر نوشتهای که مردمان آن را سپنتا میدانند، باید از پرسش و سنجش دور بماند؟ آیا چهرههای دینی را نمیتوان همچون دیگر چهرههای تاریخی بررسی کرد؟ آیا باور خانوادگی و آنچه از پدر و مادر و پیرامون خود به ارث بردهایم، به خودی خود میتواند جای اندیشیدن را بگیرد؟ و آیا آدمی نباید بتواند حتی دربارهٔ باورهای دیرینهٔ خود نیز پرسش کند؟ دشتی با چنین پرسشهایی میکوشد خواننده را از پذیرفتن بیچونوچرا دور کند و به سوی اندیشیدن و سنجیدن ترغیب کند.
یکی از شگفتیهای روزگار کنونی این است که بسیاری از مردم قرآن را سخن بیکموکاست خداوند میدانند، بیآنکه خود آن را بهدرستی و از آغاز تا پایان خوانده باشند. بسیاری نیز آنچه دربارهٔ قرآن میدانند از زبان خانواده، آموزگار، روحانی شنیده یا خواندهاند. در چنین وضعی، باور پیش از خواندن پدید آمده و سپس هر آنچه در کتاب دیده میشود، در چارچوب همان باور از پیش ساختهشده تفسیر میشود. در حالی که خوانش سنجشگرانه چیز دیگری است. در این روند، آدمی نخست میپرسد این نوشته چگونه پدید آمده، چه کسی آن را گرد آورده، در چه روزگاری شکل گرفته، چه دگرگونیهایی را پشت سر گذاشته و چگونه در درازای سدهها برداشتهای گوناگونی از آن پدید آمده است.
چهارده سده پیش، آدمی در جهانی بسیار متفاوت از جهان امروز میزیست. دانش او دربارهٔ آسمان، زمین، بیماری، تن آدمی، پیدایش جانوران و گیاهان و سازوکارهای طبیعت بسیار اندک بود. بسیاری از رخدادهایی که امروزه با دانش و آزمون میتوان دربارهشان سخن گفت، برای مردمان آن روزگار رازهایی ناشناخته بودند. در چنین جهانی، داستانهای فراطبیعی، باورهای کهن و پاسخهای دینی نقش بزرگی در زندگی مردم داشتند. اما آدمی امروز ابزارهای بسیار بیشتری برای شناخت جهان در دست دارد. از این رو، بازخوانی نوشتههای کهن با بهرهگیری از خرد، دانش و روشهای نوین میتواند راهی برای رسیدن به شناختی ژرفتر باشد.
در همین راستا، سخنی که در نوشتهٔ پیشین به فریدون فرخزاد نسبت داده شده، نکتهای درخور توجه است: «جهان مسلمان امروز یا از مؤمنانی تشکیل شده که هرگز قرآن را نخواندهاند، یا از کسانی که آن را خواندهاند اما درک نکردهاند.» جدا از درستی یا نادرستی این نسبت، سخن یادشده به یک نکتهٔ بنیادین اشاره میکند: میان خواندن یک نوشته برای یافتن مهر تأیید بر باورهای پیشین و خواندن آن برای شناخت بدون پیشداوری، تفاوتی بزرگ وجود دارد. کسی که از پیش باور دارد هر واژهٔ یک نوشته حقیقتی بیچونوچراست، آن را به شیوهای دیگر از کسی میخواند که میخواهد ساختار، زمینه، ناسازگاریها و پیامدهای آن را بررسی کند.
یکی از بخشهای درخور بررسی در قرآن، تفاوت میان نوشتههای دوران مکه و نوشتههای دوران مدینه است. در سالهای نخست، سخنان محمد بیشتر دربارهٔ یکتایی خدا، زندگی پس از مرگ، پاداش و کیفر، نیکی و بدی و دعوت مردم به باور تازه بود. اما پس از رفتن او به مدینه، جایگاهش دگرگون شد. او دیگر تنها یک پیامآور دینی نبود، بلکه رهبر یک گروه بزرگ، داور، فرماندهٔ سپاه و فرمانروای یک جامعه نیز شد. از همین رو، در نوشتههای دوران مدینه سخن از جنگ، دشمنان، دارایی، اسیران، پیوندهای خانوادگی، کیفرها، زن و مرد و شیوهٔ ادارهٔ جامعه بیشتر دیده میشود.
همین دگرگونی، یکی از پایههای نگرش تاریخی دشتی است. او بر این باور است که نمیتوان سخنان محمد را جدا از جایگاه و نیازهای روزگار او بررسی کرد. هنگامی که یک مرد دینی به فرمانروای یک جامعه تبدیل میشود، سخنان او نیز ناگزیر بخشی از نیازهای همان جامعه را بازتاب میدهد. بنابراین، نوشتهای که در روزگار جنگ و کشمکش پدید آمده، نمیتواند همانند نوشتهای جدا از جهان بیرونی تلقی شود. در بخشهایی از قرآن، جنگ و کشتن دشمنان و به دست آوردن دارایی آنان پذیرفتنی شمرده شده و همین بخشها در درازای تاریخ دستاویز جنگ و کشتار شدهاند.
البته بخشی از مسلمانان بر این باورند که چنین آیههایی باید تنها در چارچوب رخدادهای همان زمان فهمیده شوند و نمیتوان آنها را فرمانی همیشگی برای همهٔ آدمیان دانست. این دیدگاه نیز بخشی از گفتوگوی گسترده دربارهٔ قرآن است. زیرا یک نوشته میتواند برای یک خواننده پیام مهر و آرامش داشته باشد و برای خوانندهای دیگر دستمایهٔ جنگ و دشمنی شود. در نتیجه، تنها خود نوشته مهم نیست؛ برداشت خواننده، زمانه، خواست فرمانروایان و شرایط اجتماعی نیز در چگونگی بهرهگیری از آن نقش دارند.
دشتی در ترسیم چهرهٔ محمد نیز به دنبال ساختن تصویری ساده نیست. محمد توانست در زمانی نه چندان دراز، گروههایی پراکنده را زیر یک پرچم گرد آورد و ساختاری نو پدید آورد که هم رنگ دینی داشت و هم رنگ فرمانروایی. چنین کاری بدون توانایی چشمگیر در رهبری و شناخت روان مردم امکان پذیر نبود. اما دشتی در کنار این تواناییها، سویههای دیگری از زندگی او را نیز پیش میکشد؛ جنگها، گسترش فرمانروایی، بهرهگیری از دارایی شکستخوردگان، بردگان و اسیران و همچنین پیوند نزدیک میان باور دینی و نیروی فرمانروایی.
از این دیدگاه، محمد تنها یک پیامآور دینی نبود؛ بلکه رهبر، قانونگذار و فرمانروا نیز بود. این چهرهها را نمیتوان تنها به این دلیل که با چهرهٔ آرمانی او ناسازگارند، از تاریخ کنار گذاشت. اگر هدف شناخت یک چهرهٔ تاریخی باشد، باید همهٔ سویههای زندگی او را در کنار یکدیگر دید؛ هم تواناییهایش و هم رفتارهایی که از دید اخلاق امروز پرسشبرانگیزند.
یکی دیگر از نکتههای برجسته در دیدگاه دشتی، نقش خواستههای دنیوی در گسترش اسلام است. او بر این باور است که نمیتوان رفتار پیروان نخستین محمد را تنها با باور دینی توضیح داد. دارایی، زمین، غنیمت، جایگاه اجتماعی نیز در زندگی مردمان آن روزگار اهمیت فراوان داشت. در جامعهای که جنگ میان تیرهها بخشی از زندگی بود، به دست آوردن دارایی شکستخوردگان میتوانست انگیزهای نیرومند برای جنگیدن باشد. از این رو، وعدهٔ غنیمت و بهرهمندی از پیروزی میتوانست در کنار باور دینی، مردم را به پیوستن به جنگها برانگیزد.
با این همه، فروکاستن همهٔ پیروان نخستین محمد به انسانهایی آزمند و سودجو نیز سادهسازی تاریخ است. بیگمان بخشی از آنان به باورهای خود دل بسته بودند و برای آنچه درست میپنداشتند، آمادهٔ جانفشانی بودند. آدمی معمولاً تنها با یک انگیزه دست به کار نمیشود. باور، امید، ترس، دلبستگی به تیره و خانواده، خواست جایگاه بهتر، دارایی، آرزوی پیروزی و نیاز به داشتن یک زندگی بهتر، همگی میتوانند در کنار یکدیگر رفتار انسان را شکل دهند. از همین رو، شاید درستتر باشد که گسترش اسلام را پدیدهای چندسویه بدانیم که در آن باور دینی و نیروی سیاسی و خواستههای دنیوی همزمان نقش داشتهاند.
قرآن نیز به دلیل همین چندلایگی، نوشتهای بسیار پیچیده است. در کنار سخن از مهر، بخشش، دادگری، یاری به تهیدستان و پرهیز از بدی، بخشهایی دربارهٔ جنگ، کیفر، فرمانروایی، دارایی، خانواده و دشمنان دیده میشود. همین گوناگونی سبب شده است که در درازای تاریخ، برداشتهای گوناگونی از قرآن پدید آید. یک گروه میتواند بر آیههای مهر و آشتی تکیه کند و گروهی دیگر بر آیههای جنگ و کیفر. یک فرمانروا میتواند از بخشی از قرآن برای استوار کردن فرمانروایی خود بهره بگیرد و یک عارف میتواند همان نوشته را سرچشمهای برای آرامش درونی و نزدیکی به خدا بداند.
از همین رو، شاید بتوان گفت قرآن نوشتهای است که هر خواننده میتواند در آن چیزی درخور خواست خود بیابد. کسی که در پی آرامش است، آیههای آرامش را برجسته میکند و کسی که در پی دشمنی است، آیههایی را مییابد که میتواند دستاویز دشمنی قرار دهد. البته نباید همهٔ رفتارهای خشونتآمیز تاریخ را تنها به گردن یک نوشته انداخت؛ زیرا فرمانروایان، رهبران، شرایط اقتصادی، فرهنگ و خواستههای سیاسی نیز در این میان نقش داشتهاند. با این همه، نمیتوان این نکته را نیز نادیده گرفت که نوشتههای دینی، هنگامی که به دست فرمانروایان یا جنبشهای تندرو میافتند، میتوانند به ابزار نیرومندی برای درست جلوه دادن رفتار آنان تبدیل شوند.
از این دیدگاه، «بیستوسه سال» تنها نوشتهای دربارهٔ اسلام نیست؛ بلکه نوشتهای دربارهٔ رابطهٔ انسان با باور، نیرو، سنت و حقیقت نیز هست. دشتی میکوشد محمد را از جایگاه یک چهرهٔ دستنیافتنی بیرون آورد و او را به عنوان یک مرد تاریخی در برابر خواننده قرار دهد؛ مردی که در زمانهای ویژه زندگی کرده، تصمیمهایی گرفته، پیروز شده، شکست خورده، جنگیده، فرمان رانده و پیروانی بسیار به دست آورده است. ممکن است خواننده با همهٔ داوریهای دشتی همداستان نباشد و برخی برداشتهای او را یکسویه یا بیش از اندازه تند بداند، اما همین ناهمداستانی نیز میتواند بخشی از گفتوگوی سازنده باشد. یک نوشتهٔ سنجشگرانه نباید خود به باور تازهای تبدیل شود که هیچکس حق پرسش از آن را نداشته باشد.
در پایان، ارزش چنین نوشتهای را میتوان در یک چیز خلاصه کرد: شهامت پرسشگری. آدمی زمانی میتواند به شناختی ژرفتر برسد که تنها به شنیدههای پیشین بسنده نکند و آماده باشد باورهای خود را نیز دوباره بسنجد. نقد یک دین به معنای دشمنی با پیروان آن نیست و بررسی یک چهرهٔ دینی به معنای گرفتن حق باوری از دیگران نیست. همانگونه که اندیشههای سیاسی، فلسفی و فرهنگی میتوانند به پرسش کشیده شوند، باورهای دینی نیز باید بتوانند در فضای آزاد اندیشه بررسی شوند. هیچ اندیشهای تنها به دلیل کهن بودن، سپنتا بودن یا داشتن پیروان بسیار نباید از پرسش در امان باشد. «بیستوسه سال» را میتوان از همین دیدگاه خواند: دعوتی به بیرون آمدن از پذیرش کورکورانه و رفتن به سوی خواندن، سنجیدن و اندیشیدن؛ دعوتی برای اینکه آدمی دربارهٔ باورهای خود نیز بتواند پرسش کند و میان باور شخصی و شناخت تاریخی مرز بگذارد. زیرا حقیقت، اگر حقیقت باشد، از پرسش و سنجش هراسی ندارد و اندیشهای که تنها در پناه سکوت و نبودِ پرسشگری زنده بماند، بیش از آنکه نشانهٔ استواری باشد، نشانهٔ هراس از رویارویی با حقیقت است.
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|