سه شنبه ۵ آبان ۱۴۰۵ - Tuesday 27 October 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 08.12.2019, 21:43

چرایی ناکامی خیزش‌های حاشیه‌نشینان در ایران


محمود روغنی

منبع: رادیو زمانه

خیزش آبانماه ۹۸ علیه گرانی بنزین که به کشته و زخمی شدن صدها نفر و بازداشت هزاران تن ‏انجامید، نشانگر خشم انباشت شده‎ بویژه در میان حاشیه نشینان جغرافیایی کشور است که در صدها ‏شهر بزرگ و کوچک کشور با سرکوب وحشیانه نیروهای ولی فقیه روبرو گردید.‏

جامعه‌شناسان حاشیه‌نشینی را در دو گروه بزرگ حاشیه‌نشینی جغرافیایی و حاشیه نشینی اجتماعی ‏دسته بندی کرده‌اند. دسته اول شامل مردمانی است که از روستاها و شهرها بدلایل گوناگون از جمله ‏تهیدستی و بیکاری به حاشیه کلان شهرها رانده شده‌اند. افراد حاشیه‌ نشین از خدمات شهری کافی ‏برخوردار نیستند ، ترکیب جمعیتی متنوعی دارند نسبت به شهر بیگانه‌اند و یا به آن احساس تعلق نمی‌کنند. نسبت بیکاری بویژه در میان جوانان بالاست، اشتغال ناقص دارند، بیشترشان کارکن مستقل ‏هستند. بویژه مزدبگیر و حقوق‌بگیر دولتی در میان آنان کم است و امنیت شغلی و درآمد کافی ندارند. ‏اغلب در سکونت‌های غیررسمی و به‌شدت غیر استاندارد زندگی می‌کنند. آسیب‌های اجتماعی در محله‌هایشان زیاد است. شهرک‌هایی همچون نعمت آباد، پاکدشت، قیام دشت (تهران)، زورآباد (کرج)، ‏اخماقیه و کشتارگاه (تبریز)، خواجه ربیع (مشهد)، زورآباد، حاجی‌آباد و عباس‌آباد (سنندج)، شیرآباد، ‏قریب آباد (زاهدان)، خضر و سنگ سفید (همدان)، نمونه‌های حاشیه‌نشینی جغرافی به شمار می‌آیند. ‏همزمان باید افزود که حاشیه‌نشینی کم و بیش در بسیاری از شهرهای ایران دیده می‌شود و منحصر به ‏مناطق نامبرده نیست.‏

اگر حاشیه‌نشینی جغرافیایی نمود خارجی دارد، حاشیه‌نشینی اجتماعی معمولا نامرعی است. مفهوم ‏حاشیه‌نشینی اجتماعی پهنه گسترده‌تری را در بر می‌گیرد و شامل اقشار و کسانی می‌شود که ممکن ‏است از نظر مکانی در مرکز شهر‌ها و حتی مناطق مرفه‌نشین شهر زندگی کنند اما در عمل از ایفای ‏نقش فعال در مسایل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور محرومند زیرا ساختار حقوقی، ‏سیاسی و حاکمیتی فرصت‌های اقتصادی کلیدی و شغلی تصمیم ساز را به انحصار خود درآورده و یا با ‏اعمال تبعیض علیه گروه‌های بزرگ اجتماعی از جمله زنان، کارگران، معلمان، بازنشستگان، دگر ‏اندیشان، اقوام و پیروان مذاهب غیر رسمی، اکثریت جمعیت را از راه‌های گوناگون به حاشیه رانده ‏است. حاشیه‌نشینان اجتماعی احساس می‌کنند که به گونه‌ای درجه دوم و غیر خودی محسوب و از ‏سوی حاکمیت تحقیر و حتی سرکوب می‌شوند. در هر دو گروه نوعی ازخشم، کینه و سرخوردگی ‏انباشته می‌گردد و امید به آینده اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور رنگ می‌بازد.

حاشیه‌نشینان در تاریخ معاصر ایران در مبارزات سیاسی، صنفی و اجتماعی کشور نقش مهمی ایفا ‏کرده‌اند. در خرداد ۴۲ روح‌الله خمینی توانست حاشیه‌نشینان از روستا رانده و بیگانه با فرهنگ ‏شهری را در کنار اقشار مذهبی، علیه اصلاحات مدرنیستی آمرانه شاه که بدون دخالت ملت طراحی شده ‏بود، به شورش وادارد و مخالفت واپسگرایانه‌اش را از جمله با حق انتخاب کردن و انتخاب شدن زنان ‏ابراز نماید.

در انقلاب بهمن شاهد هم سویی و هم گرایی حاشیه نشینان جغرافیایی و اجتماعی به رهبری روح الله ‏خمینی می‌باشیم که موفق شد با شعار ” آزادی “، وعد‌های عوام فریبانه رفاهی همچون ” آب و برق ‏مجانی” و دفاع از ” کوخ نشینان “، ملت را یکپارچه علیه نظام شاهنشاهی بسیج و ولایت فقیه را ‏جایگزین ولایت پادشاهی گرداند.

با پیروزی انقلاب ماهیت تبعیض‌آمیز و سرکوب‌گرانه حکومت دینی به سرعت نمایان گردید. اگر در ‏نظام ولایت پادشاهی ملت بطور یکپارچه از حق تصمیم‌گیری و تعیین سرنوشت خود محروم شده بود ‏حداقل بطور نسبی از حقوق اجتماعی و فردی برخوردار می‌گردید اما در نظام دینی، اکثریت قریب به ‏اتفاق ملت نه تنها از آزادی و دمکراسی مورد نظرش برخوردار نشد، بلکه آزادی‌های اجتماعی و ‏فرهنگی‌اش را نیز از دست داد. با رویکردهای اسلام‌گرایانه روح‌الله خمینی، زنان اولین قرباینان ‏اجرای شریعت بودند که پایه‌های قوانین مدنی و جزایی نظام تازه را تشکیل می‌داد. زنان با از دست ‏دادن بسیاری از حقوق اجتماعی و فردی، محروم‌ترین قشر حاشیه‌نشینان اجتماعی را تشکیل دادند که ‏با مقاومت و واکنش آنان روبرو گردید. با سرکوب خشن دگراندیشان، جنبش دانشجویی، فعالان ‏کارگری و صنفی و اعمال تبعیض‌های تازه علیه اقلیت‌های قومی / ملی و دینی، گروه‌های بیشتری به ‏حاشیه رانده شدند. کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ اوج ضدیت نظام دینی را با دگراندیشان سیاسی و ‏عقیدتی نمایان ساخت.‏

با گذشت بیشتر زمان ماهیت دروغین شعارهای عوام فریبانه اسلام گرایان حاکم بویژه برای تهیدستان ‏آشکارتر گردید و اولین اعتراضات حاشیه نشینان جغرافیایی که پایه‌های اصلی حکومت دینی را ‏تشکیل می‌دادند علیه نابرابری‌های اقتصادی در دولت سازندگی روی داد که از جمله در اسلام شهر ‏تهران ۷۰ گشته برجای گذاشت.‏

در سال ۷۸ اعتراضات دانشجویان به تعطَیلی روزنامه سلام و در پی آن حمله وحشیانه نیروی‌های ‏امنیتی به کوی دانشگاه، صفحه تازه‌ای در مبارزات به حاشیه رانده شدگان اجتماعی گشود که دسترسی ‏به آزادی‌های سیاسی و رشد جامعه مدنی را در تارک برنامه‌هایشان قرار داده بودند. ده سال پس از ‏آن، جنبش سبز خیزش دیگری از حاشیه‌نشینان اجتماعی بود که علیه کودتای انتخاباتی بیت رهبری ‏روی داد و به مدت یک سال به درازا کشید و بیش از ۷۰ کشته برجای گذاشت.

با وجود ناکامی خیزش‌های حاشیه نشینان اجتماعی، زنان برای احقاق حقوق اجتماعی و سیاسی شان به ‏پیکار ادامه می‌دهند. نسبت ۵۰ درصدی دانشجویان دختر در دانشگاه‌های کشور در سال ۹۸، برغم ‏محروم کردن آنان از ادامه تحصیل در برخی رشته‌ها و تحمیل سهمیه بندی جنسیتی که هدفش ” حفظ ‏کانون خانواده ” اعلام شده بود حاکی از آن است که زنان ایرانی از تلاش خود برای شکستن دیوار ‏حاشیه نشینی اجتماعی پیگیرند. شمار روز افزون زنان زندانی سیاسی، اعتراض پیگیرانه علیه حجاب ‏اجباری و تلاش برای ورود به ورزشگاه‌ها، زنان را پرچم دار پیکار علیه تبعیضات شرعی کرده است. ‏کارگران، معلمان و بازنشتگان نیز برغم سرکوب و فضای اختناق آمیز به مبارزات صنفی شان ادامه می‌دهند.‏

در چهل سال گذشته درصد حاشیه نشینی جغرافیایی ابعاد تازه‌ای یافته است. به باور علیرضا محجوب ‏نماینده مجلس در سه دهه گذشته جمعیت حاشیه نشینان جغرافیایی ۱۷ برابر شده است. در ۱۰ سال ‏اخیر یعنی از ۸۵ تا ۹۵، میزان افزایش مهاجرت در بسیاری از شهرهای حاشیه نشین اطراف تهران ‏بالای ۵۰ درصد بوده است. براساس گزارش‌های رسمی، جمعیت حاشیه نشینان جغرافیایی کشور ۱۹ ‏میلیون نفر اعلان شده که برپایه برآورد کارشناسان تا سال ۱۴۰۰ به ۲۳ میلیون نفر خواهد رسید. چنین ‏رشد شتابزده‌ای در کنار نابرابری‌های توزیع ثروت و اشتغال، مشکلات اجتماعی و معیشتی حاشیه ‏نشینان را دوچندان ساخته است. در ضمن دوسوم زندانیان کشور را افراد حاشیه نشین تشکیل می‌دهند.
‏
کاهش مصرف گوشت از دهه ۶۰ تا دهه ۹۰ برای نمونه گسترش فقر را نمایان می‌سازد. در سال ‏‏١۳۶٧ سرانۀ مصرف گوشت هر ایرانی در سال ١٢٢ کیلوگرم بود در حالی که این میزان در سال ‏‏١۳٩۰ یعنی زمانی که درآمدهای نفتی دولت احمدی نژاد به بالاترین رشد رسیده بود، به زیر ٤٠ ‏کیلوگرم کاهش یافت. در شرایطی که رشد اقتصادی‎ کشور به منفی حدود ١۰ درصد رسیده و مردم با ‏تورم ۵۰ درصدی دست به گریبانند بروشنی می‌توان کاهش بیشتر مصرف گوشت را انتظار داشت.‏

در دیماه ۹۶ تهی دستان شهری علیه چرخه فساد و چپاول ثروت‌های ملی دست به اعتراض زدند که ‏برای اولین با با گستردگی بی سابقه‌ای در بیش از صد شهر کوچک کشور به وقوع پیوست. اینبار ‏آشکارا نهاد ولایت کانون اصلی حملات معترضین بود که با استبداد فردی ۳۰ ساله اش، بخش بزرگی ‏از جمعیت کشور را با فقر، بیکاری و بی عدالتی روبرو ساخته است.
‏
دوسال پس از آن یعنی در آبان ماه امسال، خیزش تازه‌ای حکومت گران دینی را به وحشت انداخت. ‏اعتراض به افزایش ناگهانی بنزین جرقه‌ای بود که خشم سرکوب شده حاشیه نشینان عمدتا جغرافیایی ‏را از بی عدالتی، نابرابری و فساد گسترده حکومت گران در سرتاسر کشور بصورت بی سابقه‌ای ‏نمایان ساخت. واکنش خشونت آمیز و سرکوب گرانه علی خامنه‌ای به این اعتراض‌ها و پافشاری وی ‏بر اجرای این تصمیم برغم مخالفت بسیاری از نمایندگان مجلس استصوابی از هر دو جناح و شماری ‏از روحانیون حکومتی نشان داد که ولی فقیه در اجرای تصمیمات مستبدانه‌اش از تحقیر هواداران و ‏پیچ مهره‌های نظام دینی‌اش نیز فرو گذار نیست. گزارش‌ها حاکی است که پافشاری ولی مطلقه فقیه و ‏سپاه در اجرای تصمیم افزایش بهای بنزین برای جلوگیری از اخذ مالیات از فعالیت‌های اقتصادی سپاه ‏و نهاد‌های زیر فرمان رهبر و بعلت مخالفت آنان با مذاکره با آمریکا صورت گرفته است که می‌تواند ‏به کاهش تحریم‌ها و جاری شدن صادرات نفت بیانجامد و بحران مالی دولت بی اختیار را کاهش دهد.‏

نهاد ولایت برای خروج از حاشیه نشینی تنها یک راه پیش پای ملت ایران قرار داده است: به هوادارن ‏چشم و گوش بسته من به پیوندید، از فرامین من اطاعت کنید و یا با شرکت در نیروهای سرکوب در ‏برابر هر نوع اعتراضی بایستید. در عوض ( حداقل در مورد مهره‌های کلیدی) از سفره گسترده فساد، ‏بازار پر منفعت قاچاق ما یحتاج عمومی و رانت خواری مالی بهره مند شوید. ابراهیم فیاض استاد ‏جامعه شناسی دانشگاه تهران از “اشرافیت دینی ” سخن به میان می‌آورد که با ” ویژه خواری ” و ” ‏رانت خواری ” در بین کارگزاران حکومتی گسترش یافته و نسبت آن در جناح اصلاح طلب به جناح ‏اصولگرا نزیک تر می‌شود.

چرا خیزش‌های حاشیه نشینان با ناکامی روبرو است؟

خیزش‌های حاشینه نشینان جغرافیایی و اجتماعی در ۴۰ سال گذشته بدون دست یابی به هدف‌های خود ‏ناکام مانده‌اند زیرا:‏
‏۱- این خیزش‌ها بصورت پراکنده، و بدون ارتباط با یکدیگر روی داده‌اند. خیزش‌های جغرافیایی ‏معمولا به دلایل عمدتا معیشتی و تهی دستی و اعتراض علیه نابرابری‌های اقتصادی و خدماتی با ‏خشونت و معمولا تخریب اماکن عمومی همراه بوده است ( هرچند گزارش‌هایی از مشارکت نیروهای ‏امنیتی در این تخریب‌ها برای توجیه سرکوب خشن و بی سابقه ی معترضان نیز مخابره شده است.) و ‏از پشتیبانی فراگیر حاشیه نشینان اجتماعی از جمله طبقه متوسط برخردار نگردیده است. در برابر ‏اعتراضات گروه دوم علیه خفقان حاکم و تبعیضات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی صورت گرفته و ‏متقابلا بعلت کم توجهی به نابرابری‌های معیشتی و خدماتی تهیدستان، در جذب پشتیبانی فعال حاشیه ‏نشینان جغرافیایی ناتوان بوده است. رژیم اسلامی بخوبی در یافته است که یکپارچگی و همزمانی ‏اعتراضات این دوگروه در صورت ایستادگی در برابر سرکوب‌ها می‌تواند پایه‌های حکومت را کاملا ‏متزلزل سازد. یکی از دلایل قطع اینترنت با انگیزه پیش گیری از مشارکت طبقه متوسط در خیزش ۹۸ ‏از راه‌های اطلاع رسانی و سازماندهی بوده است.‏

‏۲- خیزش‌های حاشیه نشینی در ایران معمولا فاقد رهبری و در سایه فقدان الترناتیو قابل اعتماد روی ‏داده است. تنها جنبش سبز از رهبری شجاعانه‌ای برخوردار بود و توانست به مدت یک سال دوام ‏آورد. عدم تداوم اعتراضات و پشتیبانی فراگیر حاشیه نشینان جغرافیایی، کارگران و اقوام و تآکید ‏رهبران بر حفظ قانون اساسی موجود از جمله دلایل ناکامی این جنبش بود.‏

در این برهه از زمان مسئولیت سازمان‌های سیاسی خارج کشور در تشکیل ائتلافی یکپارچه علیه رژیم ‏اسلامی بیشتر برجسته می‌گردد. تن دادن به سازشی دمکراتیک، تآکید بر موضوع‌های مورد توافق و ‏ارجاع اختلافات مهم به مجلس موسسان پس از فروپاشی نظام موجود در تفوق بر پراکندگی‌ها کارساز ‏و در داخل کشور امید ساز است.
‏
آذر ۱۳۹۸، ‏mrowghani.com




 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net