|
جمعه ۸ آبان ۱۴۰۵ -
Friday 30 October 2026
|
ايران امروز |
نویسندگان: مارک اتسولد، لئونی شویبله و یان کریستوف ویشمان
برگردان: علیمحمد طباطبایی
مقدمه مترجم: در سوم نوامبر، آمریکاییها پای صندوقهای رأی میروند تا دربارهٔ چیزی بیش از ترکیب کنگره تصمیم بگیرند: آنان دربارهٔ این رأی میدهند که آیا کشوری که خود را گهوارهٔ دموکراسی مینامد، میتواند الیگارشی به سلیقهٔ دونالد ترامپ را تحمل کند، یا پایان عصر او را رقم میزند. این مقاله، نوشتهٔ مارک اتسولد، لئونی شویبله و یان کریستوف ویشمان، تصویری دقیق و چندلایه از آمریکا در آستانهٔ انتخاباتی سرنوشتساز ارائه میدهد — تصویری که از یک سو پر از نشانههای افول است و از سوی دیگر، نشانههایی از مقاومت و امید.
نویسندگان از یک سو، ترامپ را در اوج انزوا نشان میدهند: رئیسجمهوری که در گردهماییهای انتخاباتیاش سالنهای نیمهخالی را با ژست جادوگرانه نادیده میگیرد، ادعاهایی میکند که آمار و واقعیت آنها را رد میکنند، و در اتاق پژواک طلایی دفتر بیضی چنان مشغول خودش بوده که از فروکش جادویش بیخبر مانده است. تنها یکسوم آمریکاییها پشت او هستند. حتی در موضوع اقتصاد — که خودش آن را دلیل پیروزی۲۰۲۴ میدانست — مردم اکنون بیشتر به دموکراتها اعتماد دارند. جمهوریخواهان، چنانکه نویسندگان میگویند، «باید خود را به شکلی عجیب و غریب سازگار کنند»: آنان که به دستاوردی برای اشاره ندارند، از «چپهای افراطی» هشدار میدهند، چنانکه گویی لنین در دروازههای واشنگتن ایستاده است.
از سوی دیگر، مقاله روایتهایی از زندگی روزمرهٔ آمریکاییها را در هم میتند که هزینهٔ واقعی سیاستهای ترامپ را نشان میدهند. کریس گیبس، کشاورز ۶۸ سالهٔ اوهایویی که تمام عمر جمهوریخواه بود، از گرانی گازوئیل، کاهش درآمد سویا، و واردات گوشت ارزان از آرژانتینمیگوید. جانی کاردونا، صاحب فروشگاه پیراهن در لیتل هاوانای میامی که در ۲۰۲۴ به ترامپ رأی داد، اکنون میگوید: «او برای هیچ چیز خوب نیست.» این روایتها، که از فلوریدا تا اوهایو و از میشیگان تا تگزاس کشیده میشوند، نشان میدهند که وعدهٔ «عصر طلایی آمریکا» برای بسیاری به بهای سنگین گرانی، اخراجهای بیرحمانه و جنگهای بیپایان تمام شده است.
نویسندگان همچنین به پرسش بنیادین دموکراتها میپردازند: پس از ترامپ، حزب دموکرات چه مسیری را باید در پیش بگیرد؟ دو نامزد، دو رویکرد را نمایندگی میکنند: عبدالعزیز سید در میشیگان، که از چپ افراطی میآید و از بیمهٔ درمانی همگانی و توقف کمک به اسرائیل دفاع میکند؛ و جیمز تالاریکو در تگزاس، واعظی که چکمهٔ کابوی میپوشد، با آیات انجیل از حق سقط جنین دفاع میکند و شعارش «بالا علیه پایین» است، نه «چپ علیه راست». سارا لانگول، استراتژیست واشنگتن، هشدار میدهد که رأیدهندگان کمتر به جهتگیری چپ یا میانه اهمیت میدهند و بیشتر میپرسند: «چرا حزب سختتر نمیجنگد؟»
مقاله در پایان، به سناریوهای پس از انتخابات میپردازد: اگر دموکراتها کنترل کامل کنگره را به دست آورند، ترامپ میتواند با وتوی قوانین، آمریکا را عملاً دو سال متوقف کند — اما این را در مورد بودجه بهسختی میتواند تحمل کند. و اگر بخواهد از عزل سوم و کمیتههای تحقیق بگریزد، شاید به «حواسپرتی از طریق تشدید تنش» روی آورد — نشانهاش آمادهسازی پنتاگون برای موج حملهٔ بزرگ دیگری علیه ایران است. نویسندگان مینویسند که ترامپ بیش از شکست، از «محو شدن تدریجی در بیاهمیتی» میترسد.
آنچه پیش رو دارید دعوتی است به خواندن آمریکا نه از دریچهٔ شعارها و نظرسنجیها، بلکه از دریچهٔ زندگی روزمرهٔ مردمی که بهای سیاستها را میپردازند — و پرسشی که در برابر خواننده میگذارد، پرسشی است که آمریکا خود با آن روبروست: آیا دموکراسی میتواند در برابر وسوسهٔ الیگارشی و خودکامگی ایستادگی کند، یا سرنوشتش را به دست کسانی میسپارد که آن را به بازی گرفتهاند؟

رئیسجمهور زندگی همشهریانش را غیرقابلتحمل کرده و آبروی آمریکا را بر باد داده است. در انتخابات کنگره در ۳ نوامبر، آمریکاییها دربارهٔ این رأی میدهند که آیا یک الیگارش را در کاخ سفید تحمل میکنند — یا پایان عصر ترامپ را رقم میزنند.
دونالد ترامپ در این روزها گردهماییهای انتخاباتیاش را چون جادوگری با وِردی دربارهٔ خود آغاز میکند. و مردم گویی در کنار جادوگری نشسته اند، آنچه را او و خودشان دوست دارند میبینند. اوایل اکتبر در سن آنتونیو (San Antonio) فریاد زد: «چه کسی در انتخابات میاندورهای چنین سالنی را پر میکند؟» و با آغوش باز به ردیفهای بالا اشاره کرد، جایی که ردیفبهردیف صندلیهای خالی دیده میشد. جمعیت با این حال هورا کشید. و ترامپ راضی لبخند زد. نمایش او هنوز کار میکند — دستکم برای کسانی که هنوز میآیند.
این رئیسجمهور در میان حلقه وفادارترین هوادارانش میتواند ادعا کند که «بزرگترین کاهش مالیات در تاریخ کشور» را به اجرا گذاشته، هرچند این ادعای او به هیچ وجه صحت ندارد. اینجا مردم کف میزنند آن هم درست هنگامی که او باز هم دروغ میگوید که سه بار ریاستجمهوری را برده است. اینجا او میتواند دورهٔ دوم ریاستش را «موفقترین دو سال از نظر اقتصادی و در هر جهت دیگر» توصیف کند، هرچند شش نفر از هر ده آمریکایی میگویند در آن دوره اقتصاد بدتر شده است.

دو مجلس کنگره در دست جمهوریخواهان است. بر پایهٔ پیشبینیها، ممکن است هر دو را از دست بدهند
دونالد ترامپ دو سال در اتاق پژواک طلایی دفتر بیضی چنان مشغول خودش بود که آشکارا از یاد برد جادویش چقدر فروکش کرده است. در واقع، رئیسجمهور به اندازهٔ همیشه نامحبوب است. تنها حدود یکسوم آمریکاییها پشت او هستند. حتی در موضوع تعیینکنندهٔ اقتصاد، مردم در این میان بیشتر به دموکراتها اعتماد دارند تا به ترامپِ تاجر. رئیسجمهور آمریکا بیاعتنا به این واقعیت ها، در کشور سفر میکند و میگوید: «طوری رأی دهید که گویی من روی برگهٔ رأی هستم.» در حالی که جمعیت در نمایشهای انتخاباتیاش کوچکتر میشود و پلاکاردها در حیاط خانهها کمتر. برخی نامزدهای جمهوریخواه عکسهای ترامپ را از وبسایتهایشان برداشتهاند تا شانس پیروزی خودشان را افزایش دهند. حزب در این میان باید خود را به شکلی عجیب و غریب سازگار کند.

ترامپ به اندازهٔ همیشه نامحبوب است. تنها یکسوم آمریکاییها هنوز پشت او هستند
جمهوریخواهان چه میتوانند بگویند؟ به ما رأی دهید تا این اوضاعِ بد از این که هست باز هم بدتر نشود؟ آنان بهسختی میتوانند به دستاوردهایی اشاره کنند، چون بهسادگی هیچ دستاوردی وجود ندارد. پس از چپهای افراطی و سوسیالیستها هشدار میدهند، چنانکه گویی لنین در دروازههای واشنگتن ایستاده است.
دونالد ترامپ در دو سال گذشته با بیشرمی به آمریکاییها نشان داده است که ابعاد سالن اجتماعات برنامهریزیشدهاش، نام یک ساختمان، چهرهٔ او بر یک سکه، و کسبوکار خانوادهاش مهمتر از رفاه شهروندان است. اکنون رئیسجمهور در آخرین گامها میکوشد چیزی را که بهسختی قابل نجات است، نجات دهد. او پیشاپیش در نتایج انتخابات بذر تردید زا میکارد. به رأیدهندگان ۵۰۰۰ دلار وعده میدهد، نوعی رشوه، آن هم اگر اکثریت کنگرهٔ جمهوریخواهان را حفظ کنند. حال آنکه او دو سال عملاً چون یک خودکامه حکومت کرده و تنها دادگاهها او را مهار کردهاند — و تازه آن هم نه همیشه.
هنگامی که آمریکاییها در ۳ نوامبر کنگرهٔ تازهای انتخاب میکنند، همزمان دربارهٔ این رأی میدهند که آیا در ایالات متحده، گهوارهٔ دموکراسی، واقعاً الیگارشی به سلیقهٔ ترامپ را تحمل میکنند. ترامپ به حسابکشی بزرگ تهدید میشود. مجلس نمایندگان پیشتر از نظر جمهوریخواهان از دست رفته به شمار میآید. حتی در سنا نیز بر پایهٔ آخرین پیشبینیها ممکن است برای دموکراتها اکثریت کافی باشد. ناکامی از رئیسجمهوری که با کشور طوری رفتار میکند که گویی متعلق به اوست، در این میان بسیار بزرگ شده است. خشم انباشتهٔ رأیدهندگان میتواند جمهوریخواهان را نهتنها از کنگره محروم کند. این شکست کاملاً شخصی دونالد جی. ترامپ خواهد بود. آغاز رسمی افول سیاسی او.

کریس گیبس همیشه به جمهوریخواهان رأی میداد، از جمله به ترامپ. اما حضور او دیگر حتی آن کشاورز را هم متقاعد نمیکند
کشاورزی به نام کریستوفر گیبس (Christopher Gibbs) در واقع تمام عمرش جمهوریخواه بود. در عمل، شهرستان شلبی (Shelby County) او نیز تا آنجا که به یاد دارد، دژی محافظهکار و راستگرا بوده است. و در واقع، ایالت اوهایو نیز دیرزمانی است «قلمرو ترامپ» است؛ دو سال پیش رئیسجمهور این ایالتِ زمانی رقابتی را با اختلاف چشمگیر۱۱٫۲ درصد برد. گیبس ۶۸ ساله میگوید: «اما امسال همهچیز متفاوت است» و برای اثبات، مزرعهٔ خانوادگیاش را شاهد می گیرد. «گازوئیل خودروهایم: ۵۰ درصد گرانتر، که به لطف جنگ ویرانگر ترامپ در ایران است. درآمد هایم از کشت گیاه سویا: ۳۰ درصد کمتر شده، به خاطر تعرفههای احمقانهٔ ترامپ علیه چین. و حالا هم گوشت ارزانتر از دوستانش در آرژانتین وارد میکند و بدینسان به ما کشاورزان آسیب میزند.»
او در این میان چنین میبیند: وقتی ترامپ از «عصر طلایی آمریکا» سخن میگوید، تنها میتواند کاخ سفید پرهیاهوی خودش را در نظر داشته باشد.
کریس گیبس (Chris Gibbs)، مردی تنومند با ریش کامل و موهای بلند خاکستری، بهشدت خشمگین است. در مزرعهاش در شمال اوهایو، تمام دوراهی و معضل سیاست «آمریکا اول» آشکار میشود. ترامپ میخواهد خارج را تضعیف کند — اما فقط آمریکاییها را تضعیف میکند. او دنیای تازهای از ملیگرایان میخواهد — اما جهان چنان درهمتنیده است که این تصور واقعاً نمیتواند محقق شود. گیبس میگوید: «ما کشاورزان وفادارترین رأیدهندگان ترامپ بودیم. در ۲۰۲۴ در روستاها هنوز ۷۸ درصد به ترامپ رأی دادند. این رقم بهشدت افت خواهد کرد.»
گیبس اکنون گام بزرگ را برداشته و در حوزهٔ انتخاباتی خود به نمایندگی از دموکراتها نامزد شده است. «من یکی از نخستینهایم، اما آن را در جمهوریخواهان دیگر هم میبینم. آنان پنج مرحلهٔ فرقهٔ ترامپ را میگذرانند: نخست ستایش بیحد. سپس چنگ زدن سرسختانه. سپس سکوت شرمزده. آنان همین حالا در این مرحلهاند. من یک قدم جلوترم، در بیداری تلخ. مگا (MAGA = آمریکا را دوباره عظمت بخشیم) توهمی بزرگ بود. اما حالا به پایان نزدیک میشود.» پس آیا تنها مسئلهٔ زمان است تا جمهوریخواهان بیشتری از ترامپ جدا شوند — مرحلهٔ پنجم؟
اغلب میگویند که اوهایو در واقع تصویری از یک آمریکای کوچک است. زمین آزاد فراوان. شهرهای بزرگ. حومههای رو به رشد. صنعت بسیار. کوههای آپالاچ. آغاز غرب میانه.
اگر نظرسنجیها درست باشند، دموکراتها در انتخابات میاندورهای میتوانند بسیاری از رقابتها را در اوهایوی محافظهکار ببرند، از جمله کرسی سنا. و نهتنها در آنجا، بلکه در دیگر ایالتهای بهاصطلاح سرخ: کارولینای شمالی، آیووا، کانزاس، حتی تگزاس. اگر «موج آبی» [پیشروی انتخاباتی حزب دموکرات. م] به کنگره برسد، ترامپ پس از انتخابات میاندورهای میتواند با فرمانهای ریاستجمهوری به حکومت ادامه دهد، شاید حتی خودکامهتر و خشمگینتر از پیش. با اینحال، آنچه در انتخابات میاندورهای او را تهدید میکند، چیزی کمتر از یک رسوایی نیست. مایک جانسون (Mike Johnson)، همحزبی او و رئیس مجلس نمایندگان، پیشتر در فوریه هشدار داده بود: «اگر انتخابات میاندورهای را ببازیم — خدا نکنه — این در واقع پایان ریاستجمهوری ترامپ خواهد بود.»

خطای اصلی: دونالد ترامپ انتخابات میاندورهای را به همهپرسیای دربارهٔ خودش بدل کرده است
برای درک اینکه چگونه کار به اینجا رسید، باید به کارزار انتخاباتی ریاستجمهوری پیشین بازگشت. آن زمان جو بایدن اعتماد رأیدهندگان را از دست داده بود، عمدتاً به دلیل تورم بالا. ترامپ پیروزی انتخاباتی ۲۰۲۴ خود را چنین توضیح داد: «من به خاطر قیمت مواد غذایی بردم.» اکنون احتمالاً خودش به همین دلیل انتخابات را میبازد.

جنگ فرسایندهٔ ایران قیمت بنزین را بهشدت بالا برده است. رأیدهندگان آمریکایی اکنون ناکامی را از پمپ بنزین به پای صندوق رأی میبرند
از آغاز زمامداری او، قیمتهای مصرفکننده ۳٫۷ درصد و مواد غذایی ۲٫۵ درصد افزایش یافته است. بنزین آخرین بار بهطور میانگین حدود ۴٫۳۰ دلار هر گالن بود، یعنی حدود یک یورو هر لیتر. برای آمریکاییها این رقم زیادی است. در آغاز زمامداری ترامپ هنوز ۷۵ سنت هر لیتر بود. هزینههای بالای سوخت و انرژی ارتباط مستقیمی با جنگ علیه ایران دارد.
از قضا ترامپ که زمانی علیه «جنگهای بیپایان» در خاورمیانه کارزار انتخاباتی راه انداخته بود، اکنون به ماجراجوییهای نظامی علاقه پیدا کرده است. نخست در ژانویه گذاشت نیکولاس مادورو در ونزوئلا ربوده شود، سپس دستور حمله به ایران را داد — بیآنکه نقشهٔ روشنی برای عقبنشینی از این منازعه داشته باشد. در این میان، جنگی که او زمانی میگفت در ۲۴ ساعت پایانش میدهد، در اوکراین ادامه دارد. و حالا ترامپ با قرارداد دیزلی که اخیراً بسته است، خزانهٔ جنگ پوتین را نیز پر میکند، به این امید که قیمت سوخت را بهموقع پیش از انتخابات میاندورهای پایین بیاورد.
حتی موفقیتهای بهظاهر قطعی، مانند وعدهٔ انتخاباتی اخراج دستهجمعی، را ترامپ به شکست بدل کرده است. رئیسجمهور به این میبالد که مرز جنوبی را بسته و نزدیک به یک میلیون نفر را اخراج کرده است. دولتش ۱۱۴ میلیارد دلار برای این کار به سازمان اخراج (ICE) ریخت؛ سازمانی که در خیابانهای آمریکا ترس و وحشت میپراکند و در عملیاتهای سال گذشتهاش چندین نفر نیز کشته شدند. اما اکثریت آمریکاییها امروز باور دارند که ترامپ در اخراجها زیادهروی میکند. ۶۲ درصد فکر میکنند رفتار مأموران ICE با مهاجران بدون مدرک بیش از حد پیش میرود.
پیامدهای این سیاست را میتوان بهویژه در فلوریدا، ایالت خانگیِ خودگزیدهٔ ترامپ، بهخوبی مشاهده کرد. او زمانی در عمارتش مار- آ- لاگو (Mar-a-Lago) در پالم بیچ (Palm Beach) نقشهٔ نبرد برای بازگشتش به کاخ سفید را طراحی کرد. فرودگاه این شهر اکنون نام او را بر خود دارد. اما از قضا در میامی — جایی که در کنار یک زمین گلف ترامپ و یک خیابان ترامپ، قرار است کتابخانهٔ ریاستجمهوریاش نیز ساخته شود — میتواند دگرگونی روحیه در میان لاتینتبارها جمهوریخواهان را از پیروزی محروم کند.

به باور بسیاری از رأیدهندگان، ترامپ با تعرفههای تنبیهیاش و عملیات بیرحمانهٔ سازمان اخراج پناهدگان (ICE) از حد گذشته است
جانی کاردونا (Johnny Cardona) مدتها در فروشگاه پیراهن فروشی اش تنها یک قاعده داشت: اینجا دربارهٔ سیاست حرف نمیزنیم (No hablamos de política). از زمانی که دید دورهٔ دوم ریاستجمهوری ترامپ در لیتل هاوانا، قلب کوبایی میامی، چه به بار آورده، این مرد ۶۴ ساله دیگر نمیتواند سکوت کند. کاردونا که پیراهن سنتی مردانه مخصوص آمریکای جنوبی (Guayabera-Hemd) به تن دارد و به سبک سنتی سیگاری در جیب پیراهنش گذاشته، اعتراف میکند که خودش در انتخابات ریاستجمهوری به ترامپ رأی داده بود. او که در پورتوریکو به دنیا آمده میگوید: «فکر میکردیم او برای کسبوکار خوب است. حقیقت این است: او برای هیچ چیز خوب نیست.»
کاردونا به یکی از مهمترین گروههای رأیدهنده تعلق دارد که در ۲۰۲۴ برای دومین بار ترامپ را به کاخ سفید رساندند: ۴۸ درصد لاتینتبارها در انتخابات ریاستجمهوری گذشته به او رأی دادند. در میامی- دید (Miami-Dade)، ترامپ به موفقیتی تاریخی دست یافت: او بهعنوان نخستین نامزد جمهوریخواه ریاستجمهوری در بیش از سه دهه، در این شهرستانی پیروز شد که حدود ۷۰ درصد جمعیتش لاتینتبارند و در خیابانهایش بیشتر اسپانیایی صحبت میشود تا انگلیسی. دو سال بعد، بسیاری در اینجا از او رویگردان شدهاند. سرخورده از هزینههای بالای زندگی، هراسان از اخراجها در محلههایشان.
همیشه همان جملهها را میشنوی، از خیابان لوکسِ نخلپوش تا عمق محلههای کارگری. جملههایی چون «ترامپ به ما خیانت کرد» یا: «بهجای بهتر کردن اوضاع، جیب خودش را پر میکند.»
اینجا آمیزهای از ناامیدی عمیق و ترس سر برمیآورد. از زمانی که عملیات اخراج مهاجرین (ICE) در تابستان افزایش یافته، حالوهوا دگرگون شده است. بسیاری از فروشگاهها مجبور به تعطیلی شدند، چون مشتری نمیآید. تقریباً هر کسی اینجا اکنون کسی را میشناسد که اخراج شده است. در یک غذافروشی ونزوئلایی، پیشخدمتی با پاک کردن میزهای خالی، از کاهش ۷۰ تا ۸۰ درصدی فروش شکایت میکند. «مردم دیگر نمیآیند. آنان میترسند.»
در واقع، دموکراتها کافی است خواستهٔ ترامپ را بپذیرند و انتخابات میاندورهای را به همهپرسیای دربارهٔ شخص او تبدیل کنند. اما دموکراتها دموکرات نبودند اگر بر سر این موضوع بحث و جدل نمیکردند که با کدام فرمول میتوانند جنبش «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم» (مگا) را در هم بشکنند [به عبارت دیگر دموکراتها چنان عادت دارند بر سر راهبرد و فرمول مناسب اختلافنظر داشته باشند که اگر چنین نمیکردند، دیگر دموکراتهای همیشگی نبودند. م].
هیلاری کلینتون در ۲۰۱۶ بهشدت به هواداران ترامپ تاخت. او گفت نیمی از آنان به «سبدی از آدمهای تأسفانگیز» تعلق دارند. این جمله تا امروز او را دنبال میکند و به نماد خودبزرگبینی دموکراتیک بدل شده است. حتی اگر عصر ترامپ بهآرامی به پایان خود نزدیک شود، پوپولیسم مگا احتمالاً باقی خواهد ماند. و دموکراتها بار دیگر با همان پرسش روبرو هستند: آیا در مسیر میانهٔ سیاسی میمانند — یا باید خودشان بیشتر بر پوپولیسم تکیه کنند، منتها از چپ؟ انتخابات میاندورهای آزمونی برای همین سنجش است.

امید چپ دموکراتها در میشیگان: عبدال سید (همراه با الکساندریا اوکازیو- کورتز)
در چپ افراطی، عبدال سید (Abdul El-Sayed)، نامزد سنا در ایالت چرخشی میشیگان، قرار دارد. او که پسر مهاجران مصری است، تأکید میکند سوسیالیست نیست. بلکه او میفهمد «سرمایهداری چگونه کار میکند»، به همین دلیل میخواهد آن را از بنیاد تغییر دهد. این مرد ۴۱ ساله خواستار بیمهٔ درمانی دولتی برای همه است. او میخواهد کمکهای نظامی به اسرائیل را متوقف کند، مالیات میلیاردرها را افزایش دهد و به گفتهٔ خودش از شرکتها کمک مالی نمیپذیرد.

در برخی ایالتها مانند لوئیزیانا، شعبههای رأیگیری برای رأیدهندگان زودهنگام پیشتر باز شدهاند. کارشناسان انتظار دارند ترامپ در صورت شکست نتیجهٔ انتخابات را نپذیرد
در میانهٔ اکتبر، سید روی صحنهٔ تئاتری باشکوه در ماسکیگون (Muskegon)، شهرکی کوچک در ساحل دریاچهٔ میشیگان، ایستاده است. تنها چند دقیقه از سخنرانیاش گذشته که مردی تنومند با صلیب بر تیشرت از میان جمعیت برمیخیزد و به سوی صحنه میشتابد. چند مأمور امنیتی در برابرش میایستند. اما سید میخواهد بشنود آن مرد که خود را جیمز معرفی میکند چه میگوید. جیمز رو به شنوندگان میگوید: «این مرد را دوست دارم. اما مشکل من این است که کتاب او چیزی متفاوت از کتاب من میگوید.» منظورش قرآن است، کتاب او انجیل است. سید که مسلمانی مؤمن است پاسخ میدهد: «سپاسگزارم که اینجا هستید.» سپس پاسخ میدهد: «کتابی که برای همهٔ ما اهمیت دارد، قانون اساسی ایالات متحده است.»
سید در سفرش به میشیگان بارها با نژادپرستی روبرو میشود. او میکوشد از آن نوعی میهنپرستی چپ را تعریف کند. مهم نیست چه رنگ پوستی داری، چه نام خانوادگی داری، پیرو چه دینی هستی — آنچه ما آمریکاییها را به هم پیوند میدهد و میسازد، قانون اساسی است. این همان اندیشهٔ مردی است که شانس خوبی برای تبدیل شدن به نخستین سناتور مسلمان تاریخ آمریکا دارد.

بهندرت یک دموکرات در تگزاسِ بهشدت محافظهکار چنین شانس بالایی برای پیروزی داشت، مانند جیمز تالاریکو، نامزد ۳۷ سالهٔ سنا
۲۰۰۰ کیلومتر دورتر در جنوب، واعظی که چکمهٔ کابوی میپوشد به امیدِ جناح میانهٔ دموکرات بدل شده است. جیمز تالاریکو (James Talarico)، ۳۷ ساله، میتواند از قضا با پیروزی در تگزاسِ بهشدت محافظهکار، کنترل سنا را از جمهوریخواهان ترامپ بگیرد.
تالاریکو غیرعادی است. او سیاستمداری است که در واقع میخواهد کشیش شود. مسیحی مؤمنی که با آیات انجیل از حق سقط جنین دفاع میکند. عملگرایی که توانسته در مجلس ایالتی تحت کنترل جمهوریخواهان ۱۶ قانون را به تصویب برساند. مناظرهکنندهای تیزهوش که حملات مخالفانش را بهسادگی به بومرنگ بدل میکند. لقبی که ترامپ به او داده — «تالافریکو» — اکنون بر محبوبترین تیشرت کارزار انتخاباتیاش نقش بسته است. این مرد ۳۷ ساله یکی از موفقترین جمعآورندگان کمک مالی در انتخابات میاندورهای است — نهکمتر به لطف تواناییاش در بیان دقیق ناکامی رأیدهندگان. تالاریکو در سخنرانیهایش میگوید: «همهٔ ما سرمان کلاه میرود. فرقی نمیکند کمی محافظهکارتر یا کمی ترقیخواهتر باشید، سیاه، سفید یا قهوهای باشید.»
اما با شعارهای هوشمندانه هنوز نمیتوان انتخابات را برد. نه در تگزاس، جایی که جمهوریخواهان نزدیک به چهار دهه در قدرت بودهاند. در واقع آخرین دموکرات در ۱۹۸۸ بود که یک کرسی سنا را برد. و جایی که کمککنندگان بزرگ جمهوریخواه، بهویژه ایلان ماسک، میلیاردر فناوری، مبلغ عظیم حدود ۲۰۰ میلیون دلار را به کارزار انتخاباتی رقیب جمهوریخواهش، کن پاکستون (Ken Paxton)، سرازیر کردهاند. برای شکستن این طلسم، تالاریکو باید ائتلافی گستردهتر از هر نامزد دیگر سنا در کشور بسازد. او میگوید: «بزرگترین شکاف در کشور ما میان چپ و راست نیست، بلکه میان بالا و پایین است.»
دموکراتهای رهبر در سراسر کشور رقابتهای میشیگان و تگزاس را با دقت دنبال میکنند. نهتنها چون هر دو نامزد میتوانند اکثریت بسیار مهم سنا در کنگره را تضمین کنند. الکساندریا اوکازیو- کورتز (Alexandria Ocasio-Cortez)، نمایندهٔ کنگره، اخیراً در یک ضیافت کمک مالی گفت: «اگر عبدال در میشیگان ببرد، هر کسی در هر جا میتواند ببرد.» برخی ناظران این را اظهارنظری دربارهٔ خود او تفسیر کردند. اوکازیو- کورتز، نماد چپ نیویورکی، به نامزدی ریاستجمهوری در ۲۰۲۸ فکر میکند.

مراجعه یک آشپزخانهٔ خیریه مانند اینجا در پاسادینا، کالیفرنیا، به دلیل قیمت بالای مواد غذایی برای بسیاری از آمریکاییها به امری بیجایگزین بدل شده است
در مقابل، دموکراتهای میانه در کارزار «بالا علیه پایین» تالاریکو آینده را میبینند. پس از آنکه حزب تاکنون نتوانسته است بیان کند در دوران پس از اوباما برای چه چیزی ایستاده است، تالاریکو — اگر ببرد — میتواند الگویی برای ائتلاف تازهٔ «چادر بزرگ» (Big Tent) [ائتلافی با گرایش های مختلف و فراگیر زیر یک چتر بزرگ. م] فراهم کند: چادری بزرگ که تا حد امکان افراد بیشتری در آن جا بگیرند. حتی نیل بوش، برادر جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور پیشین، اعلام کرد به تالاریکو رأی میدهد.
با این حال، سارا لانگول (Sarah Longwell)، استراتژیست مشهور واشنگتن، هشدار میدهد که نباید به بحث جهتگیری بیش از حد جا داد. پس از انتخابات ۲۰۲۴، این جمهوریخواه پیشین بیش از ۴۰۰ نظرسنجی از هزاران رأیدهنده از همهٔ طیفهای سیاسی انجام داد. بر این اساس، برای پاسخدهندگان بسیار کمتر از این اهمیت داشت که دموکراتها به چپ میروندیا به میانه، تا این پرسش که: چرا حزب سختتر نمیجنگد؟ لانگول توصیه میکند که دموکراتها باید تهاجمیتر و پرخاشگرتر ظاهر شوند. اگر نظرسنجیها دربارهٔ نتیجهٔ انتخابات را باور کنیم، حزب بهزودی باید فرصت کافی برای این کار داشته باشد.
به نظر میرسد خود دونالد ترامپ نیز بهآرامی به این امر پی میبرد. او دو هفته پیش در دفتر بیضی اندیشید: «رئیسجمهور به هر دلیلی همیشه انتخابات میاندورهای را میبازد. فرقی نمیکند چه کسی باشد. جمهوریخواه یا دموکرات. رئیسجمهور عالی یا تاسف برانگیز.» اعترافی چشمگیر از سوی مردی که زمانی ادعا میکرد میتواند در خیابان کسی را با گلوله بزند بیآنکه رأیدهندگان را از دست بدهد.
اگر دموکراتها کنترل کامل کنگره را به دست آورند، از آن پس میتوانند قوانینی برخلاف خواست ترامپ تصویب کنند. او هرچند میتواند با امضا نکردن آنها را مسدود کند، اما اینامر اوضاع را بدتر خواهد کرد. چون آنگاه آمریکا عملاً دو سال متوقف خواهد شد. ترامپ در مورد بودجه بهسختی میتواند چنین چیزی را تحمل کند. اگر رئیسجمهور آمریکا بخواهد کشور را سر پا نگه دارد، باید در آینده با دموکراتها سازش کند. آنان نیز از قدرت تازهشان در کنگره برای دشوار کردن زندگی ترامپ با کمیتههای تحقیق استفاده خواهند کرد و چهبسا حتی فرایند عزل دیگری علیه او به راه اندازند. این سومین بار خواهد بود.
اگر ترامپ بخواهد از این امر جلوگیری کند، در واقع تنها دو راه دارد: میتواند دوباره مدعی تقلب در انتخابات شود، نتایج را چون ۲۰۲۰ در دادگاه به چالش بکشد و بکوشد در بازشماریهای طولانی «آرای گمشدهٔ» ادعایی را بیابد. یا اینکه بر حواسپرتی از طریق تشدید تنش تکیه کند. نشانهٔ این امر آن است که پنتاگون پیشتر نقشههای مشخصی برای موج حملهٔ بزرگ دیگری علیه ایران آماده کرده است.
شاید ترامپ امیدوار است در دو سال پایانی زمامداریاش ترجیح دهد نه بهعنوان «اردک لنگِ» [سیاستمدار از نفس افتاده. م] و بیقدرت، بلکه بهعنوان جنگسالاری غیرقابلپیشبینی شناخته شود. بهویژه هنگامی که پس از انتخابات میاندورهای نگاه سیاسی بهطور فزاینده بر نامزدهای احتمالی ریاستجمهوری۲۰۲۸ متمرکز شود.
معاون رئیسجمهور جی. دی. ونس اخیراً گفته است که در صورت تصمیم برای نامزدی، انتظار حمایت ترامپ را دارد. هنگامی که در دفتر بیضی دربارهٔ این موضوع از ترامپ پرسیده شد، معاونش درست پشت سر او ایستاده بود. رئیسجمهور پاسخ داد که هنوز برای صحبت دربارهٔ آن زود است. «اول باید انتخابات میاندورهای را پشت سر بگذاریم.» ترامپ بیش از شکست قریبالوقوع، از آنچه پس از آن ممکن است رخ دهد میترسد: محو شدن تدریجی در بیاهمیتی.
برای دموکراتها، این انتخابات تصمیمی دربارهٔ جهت است.
ترامپ وسواس میراثی را دارد که در تاریخ از خود به جای خواهد گذارد.

داگ سوسنیک (Doug Sosnik)، استراتژیست دموکراتها و مشاور ارشد پیشین در کاخ سفید، دربارهٔ فشار خردکننده رئیسجمهور — و این پرسش که چه کسی میتواند جانشین او شود به پرسش ها پاسخ می دهد.
◽ آقای سوسنیک، اگر دموکراتها در انتخابات میاندورهای موفق شوند، آیا این موفقیت خودشان خواهد بود — یا بیش از همه شکست دونالد ترامپ و جمهوریخواهان؟
رأیدهندگان پیش از هر چیز دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه را رد خواهند کرد. این به هیچ وجه مأموریتی برای دموکراتها نیست. اما فرصتی را برای حزب دموکرات میگشاید تا افکار عمومی آمریکا، که هنوز با بدگمانی زیادی به ما مینگرد، ما را از نو مورد قضاوت قرار دهند.
◽ آیا ترامپ نتیجه را خواهد پذیرفت، اگر جمهوریخواهان چنانکه انتظار میرود تنبیه شوند؟
من از آدمهای بهویژه بدگمان در حزب دموکرات نیستم، اما کاملاً نگرانم. امیدوارم نهادها و تدابیر امنیتی ما پایداری کنند، چنانکه شش سال پیش کردند. آن زمان جمهوریخواهان درستکردار و قاضیانی که خودشان منصوب کرده بودند، نپذیرفتند ترامپ بخواهد انتخابات را بدزدد. اگر او دوباره تلاش کند، امیدواریم بار دیگر شاهد همان باشیم.
◽ دموکراتها پیشتر دربارهٔ درسهایی که باید از انتخابات میاندورهای بگیرند بحث میکنند. آیا حزب باید بیشتر به چپ متمایل شود؟
ما بهعنوان حزب باید بحثی فشرده دربارهٔ اینکه چه کسی هستیم و به کجا میخواهیم برویم داشته باشیم. این کار ممکن است دوره کوتاهی با بی نظمی و هرج و مرج پیش برود، اما به آن نیاز داریم. در یازده سال گذشته ما برای هیچ چیزی نایستادهایم، جز مخالفت با دونالد ترامپ. من مطمئنم: نامزد بعدی ریاستجمهوری مهر خود را بر دموکراتها خواهد زد. کلید موفقیت در پرداختن به نوعی پوپولیسم اقتصادی و پرداختن به موضوعاتی خواهد بود که واقعاً برای مردم اهمیت دارند، یعنی پیش از همه امنیت اقتصادی و شخصی آنان.
◽ در میشیگان، عبدالسید، نامزد دموکرات سنا، با پوپولیسم چپ امتحان میکند. او بیمهٔ درمانی برای همه و مالیات بالاتر برای ثروتمندان را خواستار است. آیا این راهبرد درست است؟
من سالهای بسیاری برای بیل کلینتون کار کردم. ما به جناح دیگری از حزب نسبت به سید تعلق داریم. اما به گمانم او و دیگر نامزدهای سوسیالیست مشکل را درست تشخیص دادهاند. فقط با پیشنهادهای حل آنان موافق نیستم.
◽ مشکل چیست — و راهحل کدام؟
ما در حال گذر از تحولی عمیق هستیم، از اقتصادی صنعتی به اقتصادی دیجیتال و جهانیشده. این تحول گروه کوچکی از برندگان و شمار فراوانی از بازندگان پدید میآورد. میدانیم که ۶۰ درصد مردم آمریکا مدرک دانشگاهی چهارساله ندارند. این مردم در حال حاضر عقب میمانند. ما باید آنان را دوباره به کانون سیاست خود بازگردانیم و کاری کنیم که بتوانند زندگی خوبی در آمریکا داشته باشند. بسیاری از مردم میخواهند سخت کار کنند و پیشرفت کنند. چگونه نظامی بسازیم که دقیقاً همچین چیزی ممکن باشد و آنان آن را عادلانه بدانند؟ این پرسش اصلی است.
◽ نامزد بعدی ریاستجمهوری دموکراتها باید چه مشخصاتی داشته باشد؟
باید نامزدی باشد که از تغییر دفاع کند، نه از وضع موجود. این مهمترین نکته است. این شخص همچنین باید کسی تلقی شود که بیرون از طبقهٔ حاکم میایستد و از راهروی میان واشنگتن و بوستون نمیآید. و به گمانم کشور تشنهٔ تغییر نسل است.
◽ چه کسی میتواند بیشتر نمایندهٔ این تغییر باشد؟
برای تعیین نامها بسیار زود است. اما یک چیز را میدانم: کشور در ۲۰۲۸ نمیخواهد یک جمهوریخواه را به ریاستجمهوری برساند. مردم از ترامپ خسته شدهاند. با این حال، اگر دموکراتها کسی را نامزد کنند که مردم باور کنند از آنان محافظت نمیکند یا از نظر اقتصادی به آنان کمک نمیکند، به جمهوریخواه رأی خواهند داد.
◽ به نظر میرسد الکساندریا اوکازیو- کورتز، از چپ حزب، نامزدی را در نظر دارد. آیا او میتواند نامزد خوبی باشد؟
من به جناحی که الکساندریا اوکازیو- کورتز نمایندهٔ آن است تعلق ندارم، اما او را نامزدی متقاعدکننده میدانم. او بهشدت باهوش است، روح زمانهٔ کشور را درمییابد، و روابط عمومی بسیار خوبی با بقیه دارد. احتمالاً میتوانست اگر نامزدیاش را اعلام کند، در عرض ۲۴ ساعت ده میلیون دلار جمع کند.
◽ به نظر میرسد شما طرفدار او هستید.
او رقیبی جدی خواهد بود. پرسش این است که آیا بیشتر به سمت میانه موضع میگیرد. او در سالهای اخیر با احتیاط این کار را کرده، بیآنکه با پایگاه چپ خود دچار مشکل شود. اما باور نمیکنم او در حال حاضر همان جایی بایستد که اکثریت آمریکا خود را در آن میبیند. با همهٔ ویژگیهای مثبتش، از دید من اوکازیو- کورتز نامزد درست برای۲۰۲۸ نخواهد بود.
◽ در میان جمهوریخواهان، جی. دی. ونس اخیراً گفته که در صورت نامزدی، انتظار حمایت ترامپ را دارد. و با این حال ناامن به نظر میرسد.
حزب جمهوریخواه به سه گروه متفاوت و بهروشنی با مرزهای جدا از هم بدل خواهد شد. گروه نخست مگا (MAGA) خواهد بود. گروه دوم «آمریکا اول» (America First) است که زمانی بخشی از مگا بود، اما اکنون بهروشنی از آن متمایز شده است. فقط به جنگ ایران فکر کنید. و گروه سوم جمهوریخواهان سنتی خواهند بود. ترامپ روند تعیین نامزد ریاستجمهوری جمهوریخواه را کنترل خواهد کرد. اگر ونس نامزد مگا شود، باید از دستورهای ترامپ پیروی کند. رئیسجمهوری در دورهٔ دومش نمیخواهد نامزدی از حزبش تسلط تفسیری بر آنچه در کشور میگذرد را در دست بگیرد. بهویژه نه خودشیفتهای چون ترامپ.
◽ جناحهای دیگر چه؟
فرض میکنم تد کروز نامزد جریان اصلی شود.
◽ کروز هرگز از سر اعتقاد از ترامپ حمایت نکرد، اما بسیار راست است.
درست است، تد کروز بهعنوان نمایندهٔ جریان اصلی بسیاری را در واشنگتن شگفتزده خواهد کرد. اما او بهسرعت از جایگاه شروع بیرون خواهد آمد تا خود را تثبیت کند. در جناح «آمریکا اول» نمیدانم نامزد چه کسی خواهد شد — تاکر کارلسون میتواند نقشی بازی کند. در هر حال، این شخص احتمالاً بیرون از حلقهٔ کسانی خواهد بود که معمولاً برای ریاستجمهوری نامزد میشوند.
◽ اگر ونس نامزد نشود، آیا روبیو برای ماگا جانشین او میشود؟
او نامزد منطقی میبود. اما روبیو هیچ نشانهای نمیفرستد که به نامزدی علاقهمند باشد. از یک سو، او میداند که ۲۰۲۸ پس از این آخرین دورهٔ ترامپ زمان خوبی برای یک جمهوریخواه نخواهد بود. و از سوی دیگر، او هنوز بهقدر کافی جوان است. روبیو میتواند صبر کند.
◽ دو نامزد پیشتاز جمهوریخواهان، ونس و روبیو، ممکن است ترجیح دهند کنار بکشند، چون ترامپ نامحبوب است؟
این را کاملاً ممکن میدانم.
◽ ترامپ بدون جانشین چه میکند؟
او برای خودش یکی پیدا میکند. ترامپ در هر حال ترجیح میدهد پسرش دون جونیور نامزد باشد. هنگامی که رئیسجمهور تازهای انتخاب میشود، مأموریت او غالباً این است که تقریباً همهچیز را که پیشینیاش آغاز کرده بیاثر کند. ترامپ سیاست اوباما را اصلاح کرد، بایدن سیاست ترامپ را، و سپس ترامپ سیاست بایدن را. از این نظر، رئیسجمهوری که بازنشسته میشود، علاقهٔ زیادی به نتیجهٔ انتخابات دارد. علاوه بر این، ترامپ نمیخواهد هر جمهوریخواهی جانشین او شود، بلکه میخواهد سلسلهٔ ترامپ همچنان بر حزب مسلط بماند. ترامپ به میراث خود وسواس دارد و نمیخواهد کسی بیاید و بناهایی را که هماکنون در حال ساختنشان است، ویران کند.
◽ هرچه انتخابات ریاستجمهوری نزدیکتر شود، همه بیشتر دربارهٔ نامزدها و کمتر دربارهٔ ترامپ سخن خواهند گفت. این باید برای او ناخوشایند باشد.
دونالد ترامپ نمیتواند در مرکز همهچیز نباشد. او هرچه بگوید و بکند که توجه جلب کند، انجام خواهد داد. برای دموکراتها هیچ چیز بهتر از این نمیتواند اتفاق بیفتد.
◽ اگر ترامپ اینقدر نامحبوب بماند، چرا جمهوریخواهان از او جدا نمیشوند؟
نامزدها نمیخواهند آنقدر از ترامپ فاصله بگیرند که او آنان را هدف بگیرد، اما در همان حال باید خود را از او متمایز کنند. برای کروز این کار بسیار آسانتر از ونس خواهد بود. ترامپ هر کلمه را در کارزار انتخاباتی با دقت زیر نظر خواهد گرفت. او هر مناظرهای را دنبال خواهد کرد و اگر چیزی خلاف میلش باشد، در همان لحظه دربارهٔ آن اظهارنظر خواهد کرد.
مصاحبه: مارک اتسولد
داگ سوسنیک از ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۰ در کاخ سفید کار کرد و مشاور ارشد بیل کلینتون، رئیسجمهور وقت آمریکا بود. این استراتژیست دموکرات بیش از ۵۰ سناتور و فرماندار را مشاوره داده است. او در حال حاضر برای شرکت مشاورهٔ برانزویک کار میکند.

|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|