|
دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ -
Monday 26 October 2026
|
ايران امروز |
![]() |
سال شمار یک سده کشتار و کوشش برای محو هویت عربها در ایران
مقدمه: منظور نگارنده در این نوشته، نه همه عرب ها در همه مناطق ایران، بلکه مردمی است که در در جنوب غرب ایران زندگی میکنند.
نیز، هنگامی که از جنایتهایی سخن میگوییم که طی یک قرن گذشته علیه عربهای اهواز انجام گرفته، آماجها، انواع ژنوساید، غصب زمینها و دیگر کوششهایی است که حکومتها برای محو هویت آنان مرتکب شدهاند. این – البته – به آن معنا نیست که دستاوردهای مردم عرب را که ثمره مبارزۀ مستمر آنان و دیگر مردمان ایران پس از انقلاب ۵۷ است نادیده میگیریم.
در طول یک سده گذشته، سرکوب و آزار ملت عرب اهواز، متناسب با شرایط و ویژگیهای تاریخیای که گذراندهاند، شکلهای متمایزی داشته است. رضا شاه پهلوی پس از یورش نظامی به مملکت عربستان (خوزستان کنونی)، سیاستی مبتنی بر خشونت مفرط، عربستیزی و انتقامجویی در پیش گرفت. او حتی به کسانی که برای سرنگونی حکومت شیخ خزعل با او همکاری کرده بودند نیز رحم نکرد؛ مگر شمار اندکی از شیوخ که بهعنوان پاداش مشارکتشان در آن سرنگونی، تا پایان عمر، از او حقوق دریافت میکردند.
این شیوههای قهرآمیز حتی پس از برکناری رضا شاه پهلوی - توسط انگلیسیها در سال ۱۳۲۰- نیز تغییر نکرد.
محمدرضا شاه پهلوی در دوران حکومت خود، آمیزهای از روشهای نرم و خشن را علیه عرب ها به کار می گرفت؛ با این تفاوت که برخلاف شدت عمل و قساوت پدرش، تمرکز بیشتری بر روشهای نرم داشت.
گرچه رضا شاه برای برچیدن سیستم مملکت های هم پیمان محروسه در ایران- از جمله در اهواز- و ریشه کنی فرهنگ عربی در آن دیار، به خشونت متوسل شده بود، اما این سیاستها، با وجود خسارتهای سنگین مادی و معنوی، نتوانستند به هدف های خود دست یابند.
در دورۀ جمهوری اسلامی نیز آمیزه از روشهای سخت و نرم به کار گرفته شد. این نظام در زمینۀ سرکوب، غصب زمینها و تغییر بافت جمعیتی به زیان عربها، از تجربههای خاندان پهلوی بهره گرفته است.
قیاس کشتارها در اقلیم اهواز با کشتارها در غزه
نخست: دورۀ رضا شاه پهلوی
۱- سرکوب خونین «قیام غِلمان»؛ نخستین کشتار در دورۀ پهلوی
چهار ماه پس از ربوده شدن شیخ خزعل، حاکم مملکت عربستان، در اردیبهشت ۱۳۰۴، مردم محمره (خرمشهر) همراه بازماندگان گارد و ارتش شیخ در روزهای پنجم و ششم مرداد همان سال علیه حکومت پهلوی اول قیام کردند که در نهایت به شکست انجامید. این خیزش را عرب ها ‘قیام غلمان’ می نامند.
شورشیان به رهبری دو تن به نام های ‘شَلَش’ و ‘سلطان’ تا آستانۀ تصرف محمره پیش رفتند، اما رسیدن نیروهای کمکی دولتی از شهر اهواز و گلولهباران شهر توسط ناو جنگی بریتانیا - که در آبادان مستقر بود- باعث شکست قیام شد.
عینالسلطنه (قهرمان میرزا سالور)، برادر زاده ناصرالدینشاه قاجار، در کتاب خاطرات خود به نقل از منابع حکومتی مینویسد که در جریان این قیام، بیش از ۷۰۰ نفر از مردم عرب در محمره کشته شدند. در میان آنان، افزون بر نظامیان، غیرنظامیان بیگناهی نیز بودند که در قیام شرکت نداشتند.
حکومت اسراییل طی دو سال (۲۰۲۳-۲۰۲۵) یعنی ۷۳۰ روز، ۷۰،۰۰۰ فلسطینی را در غزه کشت؛ یعنی هر روز تقریبا ۹۵ نفر؛ اما رضا شاه طی دو روز بیش از ۷۰۰ نفر اهوازی را کشت، یعنی هر روز بیش از ۳۵۰ نفر؛ و اگر شورش محمره دو سال طول می کشید و پهلوی اول با همان شکل ادامه می داد در قیاس با غزه احتمالا بیش از ۲۵۵،۵۰۰ عرب اهوازی را می کشت.
۲- اعدام ۳۰۰ زندانی از مجموع ۴۰۰ زندانی در اهواز
به نوشتۀ اَروین قائمیان پس از تسلط رضا شاه بر اهواز و محمره، ۳۰۰ نفر از مجموع ۴۰۰ زندانی در شهر اهواز اعدام شدند ( رسالۀ دکتری، دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران، ۱۴۰۳)
۳- کشتار ۱۰۰ روستایی پس از شورش کشاورزان عرب
در سال ۱۳۰۷، پس از شورش کشاورزان در سراسر عربستان ــ از قصبه و محمره در جنوب تا اهواز و مناطق شمالی ــ حدود ۱۰۰ روستایی عرب توسط نیروهای نظامی رضا شاه پهلوی کشته شدند. (روزنامۀ پاریس تایمز، شمارۀ ۱۳۱۷ ، مورخ دوم ژانویۀ ۱۹۲۸).
۴- حملات هوایی و زمینی ارتش پهلوی اول به حویزه
در سال ۱۳۰۷، نیروهای هوایی و زمینی ارتش شاهنشاهی به شهر حویزه حمله کردند، زیرا که محییالدین زیبق – از بزرگان عشایر آن خطه - شهر را به تصرف خود درآورده و به مدت شش ماه، استقلال آن منطقه را اعلام کرده بود. بنا بر نوشتۀ اَروین قائمیان (منبع یادشده)، در جریان این حملات حدود ۶۰ نفر از مردم منطقه کشته شدند.
گفتنی است که محییالدین موفق شد یک هواپیمای جنگی ارتش پهلوی را سرنگون کند. همچنین، سروده اى حماسی از او به یادگار مانده که در مخالفت با كوششهای خصمانۀ رضا شاه پهلوی علیه هویت و پوشش عربی سروده شده است. در بخشی از این شعر آمده است: “یعگال انسوی لک هیبة”؛ یعنی “عقال عربی را سربلند خواهیم کرد”. (آروین قائمیان، رسالۀ دکتری، دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران، ۱۴۰۳)
۵- قیام بنیطُرُف
در سال ۱۳۱۵، مردم منطقۀ بنیطرف، به همراه شیوخ و بزرگان خود، علیه آزار و فشار پلیس پهلوی اول قیام کردند. این آزارها در چارچوب کوششهای زورمدارانه حکومت برای برداشتن حجاب زنان ــ شامل شِیله و عَصابه ــ و تحمیل پوشش بیگانه بر مردان بهجای لباس عربی، یعنی کوفیه، عقال و دشداشه، صورت می گرفت.
مقامات نظامی ۱۶ تن از رهبران این قیام را اعدام کردند و بیش از ۱۲۰۰ نفر از شیوخ، اعیان و اعضای خانوادههای آنان را به شمال ایران تبعید کردند. نیمی از این تبعیدیان در مسیر دشوار میان اهواز و گرگان، بر اثر سرما، گرسنگی یا درگیری با مأموران حکومت جان باختند. به این ترتیب، شمار قربانیان این قیام در نهایت به ۶۱۶ نفر رسید. (همان منبع)
۶- قتل ۸۰ نفر در شمال اهواز
در سال ۱۳۱۹، نیروهای رضا شاه پهلوی شورشی را سرکوب کردند که عربها به رهبری حیدر الطُلَیِل در منطقۀ «الونج»، در شمال شهر اهواز، برپا کرده بودند. در جریان این سرکوب، ۸۰ نفر از مردم عرب کشته شدند. (همان منبع)
دوم: دورۀ محمدرضا شاه پهلوی
۷- شورش شیخ چاسب فرزند شیخ خزعل
شیخ جاسب فرزند بزرگ شیخ خزعل در سال ۱۳۲۲، شورشی را در منطقۀ غجریه در جنوب شهر اهواز به راه انداخت. اما قبایل اهواز به رغم وعدههای خود، به این قیام نپیوستند و شیخ ناچار شد در برابر حجم عظیم نیروهای ارتش محمدرضا شاه عقبنشینی کند.
با این حال، شورشگران عرب توانستند شماری از سربازان و افسران ارتش را از پای درآورند و یک هواپیمای جنگی را نیز سرنگون کنند. شمار کشتهشدگان این درگیریها حدود ۸۵ نفر برآورد شده است. (همان منبع)
۸- تأسیس حزب سعادت و درگیریهای خونین آبادان
پس از شکست شورش مسلحانۀ شیخ چاسب، برادرش شیخ عبدالله در سال ۱۳۲۴ حزب سعادت را تأسیس کرد.
در همان سال، در آبادان درگیریهایی رخ داد که به کشته شدن حداد هویدی – از رهبران یکی از عشایر - همسر و همه فرزندانشان انجامید. در واقع آنان بر اثر پاشیدن بنزین بر منزلشان، در میان زبانه های آتش جان باختند. این حادثه خشم قبایل عرب آبادان را برانگیخت و به درگیریهایی با پلیس و اعضای حزب توده منجر شد. در جریان این درگیریها، حدود ۵۰ نفر از مردم عرب در آبادان و امیدیه کشته شدند. (همان منبع)
منابع عربی این کشتگان را وابسته به حزب سعادت میدانند، اما مورخان ایرانی معتقدند که حداد هویدی و همراهانش به «اتحادیۀ عشایر ایران» وابسته بودند که قوامالسلطنه، نخستوزیر وقت،ریاستش را به عهده داشت. همین منابع، حزب توده شاخه آبادان را متهم اصلی این رویداد قلمداد می کنند.
۹- برآمدن مملکت « عرب شرق»
در سال ۱۳۲۸، مملکت « عرب شرق » به رهبری یونس العاصی در بخش غربی کارون، به ویژه در منطقه دشت میسان (دشت آزادگان کنونی) تشکیل شد و به مدت دو سال دوام آورد. سرانجام، نیروهای دولتی با کمک گروه های اهوازی طرفدار دولت مرکزی به آن یورش بردند و شماری از مردم را به قتل رساندند. شمار کشتگان بیش از ۱۰۰ نفر گزارش شده است. (همان منبع) و نیز (حامد کنانی ، مرکز مطالعات عربستان اهواز)
۱۰- اسکان برنامه ریزی شده غیر عربها در آبادان
تیمور بختیار نخستین رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در دوران محمدرضا شاه پهلوی، طی دوران ریاست خود از سال ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۹، دو هزار نفر از بختیاری های مناطق گرمسیر را در پالایشگاه و صنایع نفت آبادان استخدام کرد. با احتساب خانوادهای پنجنفره برای هر یک از این افراد، این اقدام به اسکان حدود ۱۰ هزار نفر منجر شد. (به نقل از کتاب ‘آخرین بازی معمار ساواک’ مذکور در صفحه انیستاگرام اسفندیار بختیار، فرزند تیمور بختیار).
هدف این اقدام ساواک، تغییر بافت جمعیتی شهر به زیان عربها در شهر آبادان بود.
۱۱- انتقال معلمان عرب از دشت آزادگان
در اوایل دهۀ ۱۳۴۰، هزاران معلم عرب از منطقۀ دشت آزادگان ــ شامل خفاجیه، حویزه و بستان ــ به شهرهای فارسنشین منتقل شدند و معلمان غیر عرب جایگزین آنان شدند تا روند فارسیسازی آن منطقه تسهیل شود. این اقدام بر اساس طرحی صورت گرفت که ساواک و وزارت فرهنگ (آموزشوپرورش کنونی) دوره شاه سابق در آن نقش داشتند.
۱۲- اخراج دهها هزار کارگر عرب از صنعت نفت
در همان بازه زمانی - اوایل دهۀ ۱۳۴۰- شرکت نفت ایران، دهها هزار کارگر عرب شاغل در این شرکت را در آبادان و دیگر شهرهای استان اخراج کرد. شرکت نفت در ازای هر سال سابقۀ کار، مبلغی معادل دو ماه حقوق به آنان پرداخت کرد. این پروژه، به پروژه «سالی دو ماه» معروف شد. هدف از این اقدام، جایگزین کردن کارگران غیرعرب بهجای آنان بود.
۱۳- تأکید محمدرضا شاه بر محو کامل هویت عربی در اهواز
اسدالله عَلَم، نخستوزیر و وزیر دربار محمدرضا شاه پهلوی، در خاطرات روز دوشنبه ۹/۱۱/۱۳۵۱ خود از شاه نقل میکند که او بر ضرورت محو کامل هویت عربی در خوزستان تأکید می کرد. (یادداشتهای علم جلد دوم، ویرایش علینقی عالیخانی)
سوم: پس از انقلاب ۱۳۵۷
۱۴- کشتار محمره (خرمشهر) در خرداد ۵۸
در چهارشنبه نهم خرداد سال ۱۳۵۸، تیمسار احمد مدنی، استاندار خوزستان و فرمانده نیروی دریایی ایران به کمک کانون فرهنگی نظامی خرمشهر به فرماندهی محمد جهان آرا، به “کانون فرهنگی خلق عرب” و مقر “سازمان سیاسی خلق عرب خوزستان” یورش مسلحانه کردند. سپس در همان روز به مردم در محلههای مختلف – و حتی به قایقهای مسافری رود کارون – با انواع مختلف اسلحه حمله کردند. این کار تا سه روز ادامه یافت. حاصل این کشتار مردم عرب - بنا بر گزارش روزنامۀ ایرانی پیغام امروز - بیش از ۲۰۰ تن کشته و حدود ۵۰۰ تن زخمی بود.
این سرکوب در واکنش به خواستههای عربها – از جمله خودمختاری - صورت گرفت که هیئت سی نفره خلق عرب در دیدار با دولت موقت جمهوری اسلامی مطرح کرده بود و با تظاهرات گستردۀ مسالمتآمیز در محمره و اهواز ودیگر شهرها پشتیبانی میشد.
محسن کنگرلو، مشاور پیشین میرحسین موسوی - نخستوزیراسبق - از تیمسار احمد مدنی چنین نقل میکند:
“باید تا جایی که میتوانیم از این عربها بکشیم تا از ما بترسند و دیگر اینطرف و آنطرف کوچکترین خطایی نکنند. باید فقط عربها را بکشیم... منظورم عربها، یعنی عربهای ایران است.” (ویدیو مصاحبه حسین دهباشی با محسن کنگرلو در سایت آپارات)
۱۵- کشته شدن حدود ۲۰ اهوازی در جریان نخستین خیزش ‘کرامت’
در اردیبهشت سال ۱۳۶۴ (۱۹۸۵)، در جریان نخستین خیزش ‘کرامت’ در شهر اهواز، حدود ۲۰ نفر از مردم اهواز کشته شدند. این خیزش در مخالف با توهین روزنامه اطلاعات انجام گرفت که عرب ها را کولی قلمداد کرده بود.
۱۶- کشته شدن حدود ۵۳ نفر در خیزش فروردین ۸۴
در جریان خیزش ۱۵ آوریل ۲۰۰۵ (۲۶ فروردین ۸۴) - طبق گفته مطبوعات ایران - حدود ۵۳ نفر در شهر اهواز جان باختند. اینان در تظاهرات مسالمت آمیزی شرکت داشتند که برای اعتراض به برنامه های دولت برای تغییر ترکیب جمعیت استان به زیان عرب ها به راه افتاده بود. (روزنامه رسالت، فروردین ۱۳۸۴)
۱۷- قربانیان اعتراضات سالهای ۱۳۹۶-۱۳۹۰
از اعتراضات سال ۱۳۹۰ (۲۰۱۱) تا تظاهرات و اعتراضات سال ۱۳۹۶(۲۰۱۷) ، شمار قربانیان عرب در اهواز حدود ۲۰ نفر برآورد شده است.
۱۸- کشته شدن حدود ۲۰۰ اهوازی در اعتراضات آبان ۱۳۹۸
در جریان تظاهرات و اعتراضاتی که در سال ۱۳۹۸ (۲۰۱۹) در واکنش به افزایش قیمت بنزین بیشتر شهرهای ایران را فراگرفت، نیروهای پلیس و سپاه پاسداران حدود ۲۰۰ نفر از مردم اهواز را - از میان مجموع ۱۵۰۰ کشتهشده در ایران - به قتل رساندند.( نیویورک تایمز و دیگر خبرگزاری های جهانی).
این اعتراضات از شهر اهواز شروع شد.
۱۹- کشته شدن هشت نفر در خیزش تشنگان سال ۱۴۰۰
در جریان خیزش تشنگان در سال ۱۴۰۰ (۲۰۲۱) نیروهای امنیتی ایران در شهرهای مختلف اقلیم اهواز، هشت نفر را کشتند.
۲۰- کشته شدن هشت اهوازی در خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱
در جریان خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱ (۲۰۲۲)، نیروهای سپاه پاسداران و دستگاههای امنیتی هشت نفر از مردم اهواز را به قتل رساندند.
۲۱- اعدام و مرگ زیر شکنجه در طول یک قرن
برآورد میشود که طی صد سال گذشته، دستكم حدود ۳۰۰ نفر از مردم اهواز اعدام شده یا زیر شکنجه در زندانها جان باخته باشند.
بر اساس آمارهای یادشده، مجموع قربانیان عرب در صد سال گذشته به حدود ۲۸۹۸ نفر میرسد. البته این رقم برآوردی است و ممکن است رویدادها یا موارد دیگری وجود داشته باشند که تاکنون به آنها توجه نکردهام و بتوان در آینده به این فهرست افزود. از این رو می توان گفت که تقریبا ۳۰۰۰ عرب طی این مدت کشته شده اند.
مهمترین موارد غصب و مصادرۀ مستغلات و زمینهای اقلیم اهواز
۱-در دورۀ رضا شاه پهلوی
پس از سال ۱۳۰۴ و سرنگونی حکومت شیخ خزعل و چیرگی نیروهای رضا خان سردار سپه – نخست وزیر و وزیر جنگ - بر آن خطه، همه املاک شیخ را در شهر اهواز مصادره کردند. رضا خان پادگان متعلق به شیخ خزعل را در محلۀ ناصریه به زندان تبدیل کرد و یکی از بزرگترین کاخهای او را که در خیابان سیمتری اهواز قرار داشت، به ساختمان نیروهای پلیس پهلوی اختصاص داد. همچنین، حکومت سردار سپه، مدرسۀ کاسبیه را که به نام امیر کاسب بن خزعل نامگذاری شده بود، تصرف کرد و آن را به دبیرستان شاهپور تبدیل کرد و از همان هنگام، آموزش به زبان عربی را در آن مدرسه وهمه مدارس استان ممنوع کرد.
رضا شاه همه ساختمانهای وابسته به حکومت امیر خزعل را در محلۀ امنیه - در غرب شهر اهواز - مصادره کرد و بیشتر آنها را به ادارۀ راهآهن واگذار کرد. همچنین، کاخ شیخ خزعل در شهر خفاجیه (سوسنگرد) در همان دوره به ادارۀ مالیات تبدیل شد.
به این ترتیب، دولت پهلوی و شرکت نفت انگلیس و ایران، کاخها، املاک ، مستغلات و زمینهای امیر خزعل را در محمره، آبادان و دیگر شهرها تصاحب کردند.
در واقع، کاخها، ساختمانها و مدارسی که از دورۀ امیر خزعل باقی مانده بودند، زیربنای اقتصادی شهر در عصر پهلوی اول را تشکیل دادند، بلکه میتوان گفت، حتی پس از گذشت صد سال از سقوط حکومت شیخ، این زیرساختها همچنان از استحکام، پایداری و کارآمدی برخوردارند.
۲- در دورۀ محمدرضا شاه پهلوی
ابوالحسن ابتهاج، نخستین رئیس سازمان برنامه و بودجه ایران در سالهای ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۶، از اختصاص ۱۰ هزار هکتار از زمینهای شیخ خلف حیدر آلکثیر - یکی از مالکان اهوازی - برای طرحی سخن میگوید که بعدها پروژۀ کشت نیشکر «هفتتپه» نام گرفت. این زمین ها در منطقۀ قوماط، در نزدیکی شهر شوش قرار دارد. (خاطرات ابوالحسن ابتهاج ۱۳۹۷)
فرزاد خنیفر، نوادۀ شیخ خلف حیدر میگوید که شیخ تا زمان مرگش با فروش آن زمینها به سازمان برنامه مخالفت میکرد و هیچ مبلغی نیز دریافت نکرد. به گفتۀ او، زمینها بهزور مصادره شدند و مساحت واقعی آنها ۲۵ هزار هکتار بود، نه ۱۰ هزار هکتار.
نیز، در اواسط دهه چهل شمسی، پس از مصادرۀ هزاران هکتار از زمینهای روستاییان عرب ــ که بیشترشان از عشیرۀ بنیصالح بودند ــ شهرک «یزد نو» در منطقۀ حویزه ایجاد شد. سپس با اعطای اسناد رسمی به شماری از خانواده های یزدی، آنان را در این شهرک اسکان دادند.
۳- در دورۀ جمهوری اسلامی
پس از انقلاب ۵۷، راهبردهای مصادره زمین های مردم عرب اهواز تا پایان جنگ ایران و عراق متوقف شد، اما بار دیگر - بهتدریج- در کانون بازبینی ها و مطالعات مراکز پژوهشی و راهبردی وابسته به حاکمیت جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.
علیاکبر هاشمی رفسنجانی، رئیسجمهور پیشین ایران، در دهۀ شصت (۱۹۸۰) طرحهایی را که از دورۀ شاه سابق در کشوهای ادارات باقی مانده بود، بیرون آورد. از جمله اینها، طرحهایی تکمیلی برای ایجاد شرکتهای کشت و صنعت بود که پیشتر فرصت اجرای آنها فراهم نشده بود.
وبسایت فارسی «رادیو زمانه» در این باره مینویسد: «۵۳ هزار هکتار، مساحتی است که شرکت کشت و صنعت کارون از روستاییان عرب. غصب و مصادره کرد و در مقابل به آنان وعدۀ استخدام و واگذاری مسکن داد، اما به وعدههایش عمل نکرد.»
این وبسایت میافزاید: “جمعیت دیمچه [روستایی عربنشین از توابع شوشتر] بیش از شصت هزار نفر است. ساکنان میگویند حتی خانههای روستاها و شهرکها نیز تخریب و جای آنها را به مزارع نیشکر دادهاند. در واقع، حکومت بیشتر زمینهای زیر کشت را تصاحب کرد و خانهها و آبادیهای آن منطقه را ویران ساخت.” http://www.radiozamaneh.com/454620
در ادامۀ روند تأسیس شرکت کشت و صنعت کارون، بر اساس قانون برنامۀ اول توسعۀ جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۹، تصمیم گرفته شد هفت شرکت کشت و صنعت نیشکر با مساحتی بالغ بر ۸۴ هزار هکتار، برای کشت نیشکر در دو سوی رود کارون ایجاد شوند. همه این طرحها به بهای ویرانی خانههای روستاییان اهوازی اجرا شدند.
رفسنجانی در خاطرات خود مینویسد: “آقای محسن رضایی [فرماندۀ کل سپاه پاسداران] به دیدنم آمد تا گزارشی از راهاندازی دوازده طرح کشت و صنعت در نزدیکی مرز عراق ارائه کند؛ طرحهایی برای اسکان نیروهای وابسته به حزبالله [ایران]، تأمین امنیت مرزها و تغییر ترکیب جمعیتی مناطق مرزی.”( آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۳۷۹)
غصب ۴۰ هزار هکتار زمین در منطقۀ جُفیر
مقام های ایرانی در گزارشی که خبرگزاری ایسنا در اول مهر ۱۴۰۳ منتشر کرد، اعلام کردند که وزارت جهاد کشاورزی ایران موضوع واگذاری ۴۰ هزار هکتار از زمینهای منطقۀ جفیر، واقع در میان حویزه و محمره، را به ایثارگران جنگ ایران و عراق نهایی کرده است.
دو دهه پیش از آن، وبسایتهای اهوازی نامهای از ژنرال غلامعلی رشید منتشر کرده بودند که در آن از علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، خواسته بود زمینهای منطقۀ جفیر به ایثارگران جنگ ایران و عراق واگذار شود. با این حال، حکومت ایران، از بیم بروز ناآرامیها و مخالفت مالکان عرب این زمینها، اجرای این تصمیم را تا امروز به تعویق انداخته بود.
غلامعلی رشید فرماندۀ قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا و جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران بود. او در خرداد ۱۴۰۴، در جریان حملۀ آمریکا و اسرائیل به تهران، کشته شد.
برخی از مالکان زمینها به این تصمیم اعتراض کردهاند. شماری از سازمانهای اهوازی نیز این اراضی را منبع اصلی معیشت ساکنان عرب بومی منطقه توصیف کرده و هدف از این اقدام را تبدیل این زمینها به طرحهای شهرکسازی و پادگانهای نظامی در خدمت شهرکنشینان غیر عرب دانستهاند؛ اقدامی که به گفتۀ آنان، کوششی برای تغییر ترکیب جمعیتی اقلیم اهواز به شمار میرود.
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|