|
جمعه ۱۰ مهر ۱۴۰۵ -
Friday 2 October 2026
|
ايران امروز |
![]() |
پریروز چهارشنبه ۸ مهر (برابر با ۳۰ سپتامبر)، آمریکا پس از بیش از ۲۳ سال حضور نظامی، آخرین نیروهای خود را از عراق خارج کرد. با خروج نیروهای آمریکایی از آخرین پایگاههایشان، مأموریت نظامی آمریکا در عراق، که در سال ۲۰۰۳ با سرنگونی صدام حسین آغاز و در سال ۲۰۱۴ با هدف مبارزه با داعش از سر گرفته شده بود، رسماً پایان یافت. مأموریت مقابله با داعش از این پس عمدتاً از پایگاههای آمریکا در اردن دنبال خواهد شد.[۱]
این خروج، فرصتی است برای بازنگری در کارنامه جنگی که آمریکا آن را با ادعای وجود سلاحهای کشتارجمعی و ضرورت مقابله با تهدید صدام حسین آغاز کرد؛ جنگی که مشروعیت حقوقی آن از همان ابتدا بهشدت مورد مناقشه بود. پرسش امروز فقط این نیست که آمریکا چرا وارد عراق شد، بلکه این است که در برابر هزینههای جانی، مالی، نظامی، سیاسی، اعتباری و اخلاقی آن، چه دستاورد پایدار و قابل دفاعی برای آمریکا و عراقیها باقی مانده است.
هزینهای که با جان انسانها پرداخت شد
آمار دقیق قربانیان جنگ عراق همچنان مورد اختلاف است؛ زیرا بخشی از مرگها مستقیماً در میدان جنگ و بخشی دیگر در نتیجه فروپاشی امنیت، خدمات درمانی، زیرساختها، بیماری، آوارگی و خشونت فرقهای اتفاق افتاد. بر اساس برآورد پروژه «هزینههای جنگ» دانشگاه براون، تنها در عراق و سوریه، از ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۳، صدها هزار نفر در نتیجه مستقیم جنگ کشته شدند و شمار مرگهای غیرمستقیم نیز بسیار بیشتر بوده است.
در مورد عراق، شمار کشتهشدگان غیرنظامی تا سال ۲۰۲۳ در برآوردهای مختلف به بیش از ۲۰۰ هزار نفر میرسد.[۲] تعداد دقیق عراقیهایی که در اثر جنگهای پس از ۲۰۰۳ مجروح یا دچار معلولیت دائمی شدند هرگز بهطور جامع ثبت نشده است. تنها در دو سال نخست جنگ، دهها هزار مجروح غیرنظامی در منابع رسمی و رسانهای ثبت شد و برآوردهای مستقل از صدها هزار مجروح در همان دوره حکایت داشت.
در سوی آمریکایی، ۴۵۹۹ نظامی آمریکا در جنگ عراق جان باختند. شمار مجروحان، جانبازان و کسانی که با آسیبهای جسمی و روانی جنگ به خانه بازگشتند بسیار بیشتر است. هزینه مراقبت از این نسل از سربازان نیز همچنان بر دوش دولت و جامعه آمریکا خواهد بود.[۳] اما تلفات واقعی آمریکا فقط کشتهشدگان میدان جنگ نیست. صدها هزار سرباز سابق با معلولیتهای جسمی، آسیب مغزی، PTSD، صدمات عصبی و بیماریهای ناشی از سوختن زبالهها و سایر آلودگیها روبهرو شدهاند. هزینه این آسیبها دههها ادامه خواهد داشت.
این تفاوت یک واقعیت مهم را نشان میدهد: جنگ برای آمریکا پرهزینه بود، اما برای جامعه عراق فاجعهای با مقیاسی بهمراتب بزرگتر به همراه آورد.
تریلیونها دلار برای جنگی با دستاوردی نامطمئن
جنگ عراق فقط یک هزینه نظامی نبود. هزینههای مستقیم عملیات، بازسازی، استقراض، مراقبت از جانبازان و عملیاتهای مرتبط، رقم نهایی را به تریلیونها دلار رسانده است. پروژه Costs of War دانشگاه براون هزینه جنگهای عراق و سوریه را تا ۲۰۲۳ حدود ۲٫۸۹ تریلیون دلار، با احتساب هزینههای آتی مراقبت از کهنهسربازان، برآورد کرده است.[۲]
در مقابل، اقتصاد و زیرساخت عراق سالها با پیامدهای جنگ دستوپنجه نرم کردند. تولید نفت، برق، خدمات عمومی، سرمایهگذاری و ظرفیت اداری کشور آسیب دیدند و بازسازی بهرغم صرف میلیاردها دلار، بسیار کندتر و دشوارتر از وعدههای اولیه پیش رفت.
از این منظر، جنگ عراق نمونهای مهم از تفاوت میان پیروزی نظامی و موفقیت سیاسی است. آمریکا در فاصلهای کوتاه ارتش صدام را شکست داد و حکومت او را سرنگون کرد؛ اما نتوانست نظم سیاسی باثباتی را که هزینه جنگ را توجیه کند، بهسرعت ایجاد کند.
صدام رفت؛ اما چه کسی از خلأ قدرت بهره برد؟
یکی از پیامدهای مهم و تا حدی متناقض جنگ، افزایش نفوذ جمهوری اسلامی ایران در عراق بود.
صدام حسین دشمن سرسخت ایران بود و عراق بعثی سالها یکی از موانع اصلی گسترش نفوذ تهران در غرب ایران محسوب میشد. با سقوط رژیم بعث و انحلال بخشهایی از ساختارهای دولت و ارتش، آن مانع از میان رفت. نیروهای سیاسی و نظامی نزدیک به ایران بهتدریج در ساختار جدید عراق جایگاه مهمی پیدا کردند.
به این ترتیب، جنگی که در واشنگتن با هدف تغییر توازن قدرت در خاورمیانه آغاز شد، در یکی از مهمترین ابعاد منطقهای خود به افزایش نفوذ ایران در عراق انجامید. حتی امروز، در آستانه خروج کامل نیروهای آمریکایی، مسئله نفوذ گروههای مسلح نزدیک به ایران یکی از مهمترین نگرانیهای امنیتی عراق است.[۳]
دموکراسی آمد، اما نه بهصورت ساده و خطی
البته نمیتوان همه پیامدهای پس از ۲۰۰۳ را صرفاً در قالب شکست توضیح داد.
با سقوط صدام، نظام سیاسی عراق از یک دیکتاتوری بعثی به نظامی انتخاباتی و چندحزبی تبدیل شد. شیعیان و کردها که در دوره بعث بهشدت سرکوب شده بودند، برای نخستینبار امکان مشارکت گسترده در ساختار قدرت پیدا کردند. انتخابات برگزار شد و نوعی رقابت سیاسی شکل گرفت.
اما دموکراسی انتخاباتی بهتنهایی به معنای دولت کارآمد، حاکمیت قانون و دولت ـ ملت منسجم نیست. عراق پس از ۲۰۰۳ با فرقهگرایی، فساد، سهمیهبندی قومی و مذهبی، ضعف نهادهای دولتی و حضور گروههای مسلح روبهرو شد. ظهور القاعده در عراق و سپس داعش نیز نشان داد که سرنگونی یک حکومت اقتدارگرا الزاماً به معنای پایان خشونت سیاسی نیست.
داعش حتی در سال ۲۰۱۴ توانست بخشهای بزرگی از عراق را تصرف کند و آمریکا پس از خروج اولیه در سال ۲۰۱۱ ناچار شد بار دیگر به عراق بازگردد. به این ترتیب، جنگی که قرار بود با سقوط صدام پایان یابد، به یک چرخه مداخله، خروج، بازگشت و خروج مجدد تبدیل شد.[۴]
هزینه اعتبار و اخلاق
شاید اندازهگیری هزینه اعتباری و اخلاقی جنگ دشوارتر از محاسبه دلار و کشتهها باشد.
ادعای وجود سلاحهای کشتارجمعی در عراق یکی از مهمترین پایههای توجیه جنگ بود، اما پس از اشغال عراق مشخص شد که آن سلاحها وجود نداشتهاند. گزارشهای بعدی درباره کیفیت ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نیز نشان داد که بخش مهمی از برآوردهای مربوط به برنامه تسلیحاتی عراق بیش از آنچه اطلاعات موجود اجازه میداد، قطعی تلقی شده بود.
پروندههایی مانند ابوغریب و بحث درباره شکنجه و بازداشتهای طولانیمدت نیز به اعتبار اخلاقی آمریکا لطمه زدند. از این رو، حتی اگر سرنگونی صدام را بهعنوان یک نتیجه مثبت در نظر بگیریم، این پرسش همچنان باقی است که آیا چنین نتیجهای میتوانست مشروعیت چنین جنگی را تأمین کند یا نه.
و سرانجام، درس عراق برای ایران
شاید مهمترین درس این تجربه برای ایرانیان، بهویژه کسانی باشد که از مداخله نظامی خارجی، بمباران یا تغییر رژیم از بیرون بهعنوان راهی برای گذار سیاسی ایران استقبال میکنند. تجربه عراق، افغانستان، لیبی و تا حدی سوریه نشان میدهد که سرنگونی یک حکومت بسیار آسانتر از ساختن نظم سیاسی جایگزین است.
در هر چهار تجربه، میان «دشمنی با حکومت موجود» و «پذیرش مداخله خارجی برای سرنگونی آن» باید تفاوت گذاشت. مخالف یک حکومت میتواند خواهان تغییر بنیادی سیاسی باشد، اما همزمان بپرسد چه کسی خلأ قدرت را پر خواهد کرد، ارتش و دستگاه اداری چه سرنوشتی خواهند داشت، گروههای مسلح چه خواهند کرد، اقلیتها چگونه امنیت خود را حفظ خواهند کرد، همسایگان چه نقشی خواهند داشت و چه کسی هزینه بازسازی کشور را خواهد پرداخت.
برای ایرانیان، این پرسش اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا ایران نه عراق است، نه لیبی و نه افغانستان. کشوری بزرگ با جمعیتی چند برابر عراق، جامعهای پیچیده، دولت و ارتش و دستگاه اداری گسترده، شکافهای قومی و مذهبی، موقعیت ژئوپلیتیکی بسیار حساس و همسایگانی با منافع متعارض است. از همین رو، تصور اینکه یک حمله خارجی بتواند با حذف رأس قدرت، راه را برای دموکراسی هموار کند، بیش از آنکه یک برنامه سیاسی باشد، یک فرض بسیار پرخطر درباره آیندهای ناشناخته است.
درس اصلی عراق شاید این نباشد که هرگونه مداخله خارجی در همه شرایط و برای همیشه مردود است؛ بلکه این است که هزینه و پیامدهای ناخواسته مداخله نظامی باید با همان جدیتی محاسبه شود که هزینه ادامه وضع موجود محاسبه میشود. برای تحولطلبان بهروزیخواه، مترقی و خواهان توسعه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، استقلال سیاسی، اتکا به جامعه ایران، کاهش خشونت و جلوگیری از فروپاشی دولت و کشور میتواند به همان اندازه هدف تغییر شیوه حکمرانی و حکومت اهمیت داشته باشد.
بیستوسه سال پس از ورود آمریکا، خروج آخرین سرباز آمریکایی از عراق یادآوری میکند که آغاز یک جنگ ممکن است در چند هفته انجام شود، اما پایان واقعی پیامدهای آن گاه بیش از یک نسل طول میکشد.
——————————
پانوشتها
[۱] خبرگزاری رویترز، «خروج نیروهای آمریکایی از عراق پس از دو دهه و گشایش فضا برای ایران»، ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶.
[۲] پروژه «هزینههای جنگ»، دانشگاه براون، «هزینههای بودجهای و انسانی ایالات متحده در دو دهه جنگ در عراق و سوریه»، ۲۰۲۳.
[۳] روزنامه واشنگتن پست، «خروج نیروهای آمریکا از عراق و تغییر توازن قدرت به سود ایران»، ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶.
[۴] شبکه ایبیسی نیوز، «انتظار میرود نیروهای آمریکایی روز چهارشنبه از عراق خارج شوند»، ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶.
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|