چهارشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۵ - Wednesday 9 September 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 09.09.2026, 19:34

دهن کجی دو “نوفل‌لوشاتو” به همدیگر


داریوش مجلسی

دهن‌کجی دو «نوفل‌لوشاتو» به همدیگر، در دو نقطه مختلف

تقارن یک نام با یک واقعه، می‌تواند نمونه‌ای از شوخی‌های روزگار باشد که یک واقعیت تلخ سال ۵۷ را در برابر یک واقعه شیرین امروز قرار می‌دهد. خمینی در دوران کوتاه پیش از ورودش به ایران، در شهرک کوچکی به نام نوفل‌لوشاتو در فرانسه اقامت داشت. روزها در زیر درختی که در باغچه حیاط آن خانه بود، هواداران، حامیان و علاقه‌مندان بی‌شمار او از چهار گوشه جهان به دیدار و حتی دست‌بوسی او می‌رفتند. (در اینجا یک پرانتز در رابطه با آن درخت و خمینی، خارج از موضوع این مقاله باز می‌کنم: سنجابی، از رهبران آن روز جبهه ملی، قرار بود برای شرکت در کنفرانس بین‌المللی سوسیالیست‌ها به فرانسه برود، ولی در فرانسه راه را کج رفت و به دیدار خمینی در زیر همان درخت و حتی دست‌بوسی او شتافت و بدین ترتیب بزرگ‌ترین سازمان ملی آن روز و تمام اصول و آرمان‌های آن را جلوی پای یک آخوند مرتجع ذبح نمود).

در همان نوفل‌لوشاتو بود که خمینی با یارگیری، پایه‌های حکومت آینده‌اش در ایران و آغاز ارتجاع، حجاب، زن‌ستیزی و استبداد را پی‌ریزی نمود. بنابراین طبیعی است که نام نوفل‌لوشاتو برای بسیاری از ما طنین زیبایی ندارد. در همان زمان شهرداری تهران برای بزرگداشت ایامی که خمینی زیر آن درخت در آن شهرک می‌نشست، نام یکی از خیابان‌های شمال شهر را «نوفل‌لوشاتو» نامید.

چندی پیش فیلم کوتاهی در اینستاگرام دیدم که نتوانستم آن را به جز «دهن‌کجی تاریخ» چیز دیگری بنامم. در آن فیلم، کافه‌ای در خیابان نوفل‌لوشاتو در تهران نشان داده می‌شد که زن جوانی، در حالی که سیگار می‌کشید و مردی در کنارش تنظیم صدا را به عهده داشت، در برابر زنان و مردان زیادی که در برابر کافه ایستاده بودند (هیچ‌یک از زنان روسری نداشتند) آهنگ زیبایی همراه با گاهی یک قر خفیف اجرا می‌کرد و جمعیت هم در خیابان با او همراهی می‌نمود. نوفل‌لوشاتوی سال ۵۷ در برابر نوفل‌لوشاتوی ۱۴۰۵ به هم دهن‌کجی می‌کردند. در آن زمان دختران تحصیل‌کرده در دانشگاه‌های بناشده به وسیله پهلوی‌ها، چادر به سر به حمایت از خمینی برخاستند، ولی در ۱۴۰۵ دختران در خیابانی با نام مکانی در نزدیکی پاریس که به زیارتگاه خمینی معروف شده بود، با رقص و آواز، چادر و روسری از سر برافکندند.

با کمال تأسف شعله جنگ در کشورمان مجدداً در حال شعله‌ور شدن است. در کنار زیرساخت‌ها، منابع طبیعی و مردم بی‌گناهمان، جامعه در حال رشد مدنی سرزمین‌مان نیز از جمله قربانیان این جنگ می‌باشند. مجدداً تحلیل‌گران، اکثراً سلطنت‌طلب خارج از کشور، ندای امید سر می‌دهند که این‌بار حمله نظامی همراه با تهاجم اقتصادی، باعث سرنگونی رژیم حاکم بر ایران خواهد شد.

این‌بار نیز، مانند حملات پیش، علائمی که نشان‌دهنده سقوط رژیم حاکم بر ایران باشد را نمی‌بینم. آنچه را مشاهده می‌کنیم توسعه فقر، فاقه، گرسنگی و تخریب می‌باشد هم‌زمان با تشدید سرکوب و اعدام. طبیعی است زمانی که دغدغه، حتی برای طبقه متوسط سرزمینمان، نان و امنیت باشد، دیگر فضایی برای تبلور فعالیت‌های مدنی و فرهنگی وجود نخواهد داشت.

در عین حال، با وجود جنگ، سرکوب، سخت‌گیری و فشار طاقت‌فرسای زندگی روزانه، صدای اعتراضی که مدت‌هاست از ناحیه به‌خصوص بازنشستگان و فرهنگیان به گوش می‌رسید، این‌بار به شکل سازمان‌داده‌شده، به صورت تظاهرات آرام و اعتراضات خیابانی محدود، در برابر ادارات آموزش و پرورش تهران و شهرستان‌ها، با حمایت از سوی بخشی از تشکل‌های کارگری، در ۱۵ شهریور آغاز و طبق محتوای بیانیه‌هایشان ادامه خواهد یافت. پدیده جدیدی که این‌بار به چشم می‌خورد، اعتراض به اعدام‌ها در کنار خواسته‌های صنفی بازنشستگان بود. بعد از اعتراضات به هنگام اعدام‌ها در یک میدان در اصفهان، این اولین بار است که اعتراضات خیابانی همراه با خواسته‌های صنفی، آن هم از سوی تشکل‌هایی که دارای «مجوز فعالیت» می‌باشند، شکل یک کارزار به خود می‌گیرد. در صدر بیانیه شماره ۸۱ شورای هماهنگی تشکل‌های فرهنگیان، این شعر زیبا به چشم می‌خورد: «از خون جوانان وطن لاله دمیده / از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده». چه زیبا می‌بود چنانچه این شعر زیبا را، همراه با شعار «نه به اعدام»، خواسته اولیه و همگانی خودمان قرار می‌دادیم.

با کمال تأسف کوچک‌ترین حمایت و یا حتی خبری درباره این کارزارهای مدنی داخل کشور در رسانه‌های خارج از کشور به چشم نمی‌خورد؛ حتی این (از نظر من) خبر بااهمیتِ «اعلام موجودیت شورای راهبردی جمهوری‌خواهان داخل ایران».


نظر خوانندگان:


☑️ مجلسی عزیز، آیا می‌توانید در مورد خبر «اعلام موجودیت شورای راهبردی جمهوری‌خواهان داخل ایران» بیشتر توضیح دهید؟ در باره منشاء خبر، زمان و مکان، گروه یا افراد؟
با احترام، پیروز.


 



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net