|
سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ -
Tuesday 1 September 2026
|
ايران امروز |
مجله نیولاینز / ۳۱ اوت ۲۰۲۶
در ۲۵ اوت، مظلوم عبدی، فرمانده کل نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، شبهنظامی تحت رهبری کردها که بیش از یک دهه بخشهای وسیعی از شمال و شرق سوریه را اداره میکرد، انحلال این گروه را اعلام کرد. این اقدام پایان روند ادغام نیروهای دموکراتیک سوریه در وزارت دفاع سوریه را رقم زد. اکنون سه تیپ کاملاً کردی از ارتش ملی در حسکه و قامشلی مستقر هستند و تیپ چهارمی نیز در کوبانی فعالیت میکند. این بدان معناست که مناطق دارای اکثریت کرد، بهجای نیروهای غیربومی، توسط کردهای محلی از نظر امنیت داخلی و حفاظت در برابر تهدیدات خارجی اداره و محافظت میشوند. عبدی نیز بهعنوان مشاور ریاستجمهوری سوریه منصوب شده است.
روند ادغام برای هر دو طرف نوعی مصالحه به شمار میرود. انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه همزمان با پایان فعالیت «اداره خودگردان شمال و شرق سوریه» (AANES) و تجربه «روژاوا» یا «کردستان غربی» صورت گرفته است. برای بسیاری از عربها و دیگر ساکنان شمالشرق سوریه که حکومت نیروهای دموکراتیک سوریه را سرکوبگرانه میدانستند، این تحول نوعی رهایی محسوب میشود؛ اما در عین حال به معنای پایان خودمختاری کردها نیز هست و بسیاری از کردها را با احساس آسیب، نگرانی و ابهام نسبت به آینده روبهرو کرده است. از سوی دیگر، بسیاری از عربهای سوری نیز از این واقعیت ناخشنودند که بخشهایی از کشورشان همچنان توسط افرادی اداره میشود که تا همین اواخر پروژه دولت مستقل خود را پیش میبردند و لزوماً به سوریهای یکپارچه و دارای حاکمیت ملی اعتقاد ندارند.
با این حال، این روند کمابیش موفق بوده و شمالشرق سوریه دیگر درگیر جنگ نیست. بهجای آنکه این مسئله به یک رویارویی بینالمللی تبدیل شود، راهحلی سوری برای آن پیدا شده است. اما همه چیز میتوانست به شکلی کاملاً متفاوت رقم بخورد و مظلوم عبدی و احمد الشرع، رئیسجمهور دوره انتقالی سوریه، شایسته آن هستند که برای جلوگیری از سناریوهای بسیار بدتر مورد تقدیر قرار گیرند.
در اواخر نوامبر و اوایل دسامبر ۲۰۲۴، زمانی که نیروهای شورشی «هیئت تحریر الشام» (HTS) به رهبری الشرع در حال تصرف شهرهای غربی سوریه از رژیم رو به فروپاشی بشار اسد بودند و از حلب در شمال، از طریق حمص، به دمشق در جنوب پیشروی میکردند، شبهنظامیان همسو با ترکیه در قالب آنچه «ارتش ملی سوریه» (SNA) نامیده میشود، به سمت شرق و مناطق تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه حرکت کردند. ارتش ملی سوریه با پشتیبانی نیروی هوایی ترکیه توانست تلرفعت و منبج را از کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه خارج کند. به گفته یکی از ساکنان کرد منبج که برای کتاب اخیرم درباره سوریه پس از اسد با او گفتوگو کردم، در این شهر، نیروهای ارتش ملی سوریه و ساکنان عرب بهطور مشترک کردها را از خانههایشان بیرون راندند و سپس آن خانهها را غارت کردند.
نیروهای ارتش ملی سوریه که هم از دلتنگی برای زادگاههای خود و هم از انگیزه انتقامجویی تأثیر گرفته بودند، میخواستند پیشروی را ادامه دهند. بسیاری از آنان پیشتر توسط گروه دولت اسلامی (داعش) از مناطق محل سکونت خود در شرق سوریه رانده شده بودند و سپس نیروهای دموکراتیک سوریه مانع بازگشتشان شده بودند. افزون بر این، نشانههای روشنی وجود داشت که جمعیت عرب شمال و شرق سوریه از یک نبرد گستردهتر استقبال خواهند کرد. همزمان با ورود هیئت تحریر الشام به دمشق، غیرنظامیان مسلح به ایستهای بازرسی در شهر دیرالزور حمله کردند و شماری از نیروهای عرب عضو SDF نیز از این نیروها جدا شدند. این شهر تا ۱۱ دسامبر ۲۰۲۴، یعنی تنها سه روز پس از فرار اسد به مسکو، عملاً خود را آزاد کرده بود.
شایسته دریافت جایزه نوبل صلح
عوامل تشویقکننده برای جنگ فراوان بودند. هر دو طرف میتوانستند از حامیان دولتی قدرتمندی برخوردار شوند؛ ترکیه حامی دمشق بود و اسرائیل از نیروهای دموکراتیک سوریه حمایت میکرد. نیروهای دموکراتیک سوریه هیچ تمایلی به سازش با دشمنان سرسخت خود نداشتند. در مقابل، نیروهای ارتش ملی سوریه نیز مشتاق آغاز نبرد بودند.
اما الشرع آنان را مهار کرد. او و مظلوم عبدی بهجای جنگ، توافق ۱۰ مارس ۲۰۲۵ را برای بازگرداندن شمالشرق سوریه به ساختار دولت سوریه امضا کردند. این اعلام نیت از حمایت ایالات متحده برخوردار بود، اما تندروهای هر دو طرف با آن مخالفت میکردند. جزئیات اجرایی و فنی به کمیتههای تخصصی واگذار شد. هر یک از طرفین نیز برداشت متفاوتی از مفاد توافق داشتند. در بسیاری از مقاطع، به نظر میرسید این روند محکوم به شکست است.
با این همه، الشرع و عبدی پایداری کردند و موفق شدند هم تندروهای اردوگاههای خود و هم نیروهای میدانی را تحت کنترل نگه دارند. به همین دلیل، یکی از روزنامهنگاران سوری که با او صحبت کردهام، نیمهجدی و نیمهطنزآمیز پیشنهاد میکرد که این دو نفر شایسته دریافت جایزه نوبل صلح هستند.
شاید واقعاً چنین باشد ــ به هر حال هنری کیسینجر هم زمانی برنده جایزه نوبل شد و بنابراین معیار چندان دشواری نیست ــ اما اگر الشرع و عبدی سزاوار چنین جایزهای باشند، دلیلش نه گرایش ذاتی آنان به صلحطلبی، بلکه درک هوشمندانهشان از واقعیت است. هر دو مرد با ارزیابی دقیق فرصتها و خطرات محیط متغیر پیرامون خود به جایگاه کنونی رسیدهاند. هر دو توانستهاند فراز و نشیبهای جنگ طولانی سوریه را پشت سر بگذارند، زیرا دریافتهاند که جنگ، همانند سیاست، هنر ممکنهاست. هر زمان که نبرد را راهی برای تحقق اهداف خود میدانستند، جنگیدهاند؛ و هر زمان که آن را مسیری به سوی فاجعه تشخیص دادهاند، معمولاً از آن پرهیز کردهاند. برخلاف بشار اسد یا بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، قضاوت آنان بهندرت زیر سایه غرور و خودبزرگبینی قرار گرفته است.
توافق ۱۰ مارس تنها چند روز پس از آغاز شورش نیروهای وفادار به اسد در سواحل سوریه و سپس کشتارهای فرقهای علویان به دست شبهنظامیان حامی دولت حاصل شد. همان مخاطب کردی که شکست نیروهای دموکراتیک سوریه در منبج را برایم توصیف کرده بود، به من گفت که عبدی با اعطای چنین پیروزیای به احمد الشرع در آن مقطع، «احمق» بوده است؛ زیرا او را از شرمساری شدید داخلی و بینالمللی نجات داد. اما شاید عبدی زمان را بهخوبی انتخاب کرده بود؛ درست در لحظهای که توانایی الشرع برای اداره کشور بدون رضایت اقلیتها به شکلی چشمگیر زیر سؤال رفته بود.
ارزیابی نادرست در سويدا
دستکم یک بار در سال گذشته، الشرع واقعیت را کاملاً نادرست ارزیابی کرد. آن زمان در ماه ژوئیه بود که دولت او نیروهایی را به سویدا اعزام کرد تا از درگیری میان شبهنظامیان دروزی و عشایر بدوی بهرهبرداری کند. الشرع، همانند هر دولت دیگری، میخواست انحصار استفاده از زور را در کشور در اختیار داشته باشد و شبهنظامیان دروزی نیز در برابر انحلال مقاومت میکردند. اما او با انتخاب یک راهحل سریع نظامی، بهجای انجام کار سیاسی دشوار و زمانبرِ لازم، دچار خطای محاسباتی جدی شد. رهاف الدغلی، پژوهشگر دانشگاهی و کارشناس گروههای شبهنظامی که برای کتابم با او گفتوگو کردهام، روایت میکند که یکی از فرماندهان ارشد نظامی حامی دولت پیش از آغاز حمله به او گفته بود معتقد است نیروهای دولتی بهآسانی دروزیها را شکست خواهند داد و این پیروزی، نیروهای دموکراتیک سوریه را نیز وادار به تسلیم خواهد کرد.
اما آنچه در عمل رخ داد ــ همانگونه که الدغلی پیشبینی کرده بود ــ این بود که دروزیهایی که پیشتر دچار اختلاف بودند، در برابر دشمن خارجی متحد شدند. بدتر از آن، نیروهای حامی دولت بار دیگر دست به کشتارهای فرقهای زدند و حتی روستاهایی را به آتش کشیدند. اسرائیل نیز به نیروهای دولتی حمله کرد. اما حتی اگر اسرائیل مداخله نمیکرد، تصور اینکه دهها هزار شبهنظامی دروزی در برابر گروههای اسلامگرای تندرو و ضددروزی و همچنین شبهنظامیان بدوی تسلیم شوند، غیرممکن بود. پس از این شکست، سویدا بیش از گذشته از کنترل دولت مرکزی فاصله گرفت.
فاجعه سویدا جایگاه کسانی را در میان نیروهای دموکراتیک سوریه تقویت کرد که هرگونه مصالحه با دمشق را رد میکردند. آنان در شمالشرق سوریه کارزار سربازگیری اجباری به راه انداختند و ساخت تونلها و دیگر آمادهسازیهای جنگی را گسترش دادند.
خوشبختانه، الشرع و عبدی خیلی زود به همان درک هوشمندانه خود از شرایط بازگشتند. برای الشرع، شکست در سویدا نشان داد که غرور و اعتمادبهنفس بیش از حد تا چه اندازه میتواند خطرناک باشد. عبدی نیز بهاندازه کافی زیرک بود که بفهمد حتی اگر دمشق بر اثر آن اشتباه تضعیف شده باشد، موقعیت نیروهای دموکراتیک سوریه همچنان از نظر راهبردی ناپایدار است. نقش این نیروها بهعنوان نیروی زمینی ائتلاف جهانی مبارزه با داعش در حال واگذاری به دولت دمشق بود. ایالات متحده قصد داشت نیروهای خود را از سوریه خارج کند و دیگر نقش حامی نیروهای دموکراتیک سوریه را ایفا نکند. فرانسه تا حدی جای خالی واشنگتن را پر میکرد، اما نه تا آنجا که حاکمیت سوریه بر شمالشرق کشور را رد کند. حمایت غرب به مذاکرهکنندگان کرد وزن بیشتری میبخشید، اما همواره در چارچوب هدف نهاییِ سوریهای دوباره یکپارچهشده قرار داشت.
در مورد ترکیه نیز، ارتش این کشور همچنان به شکلی تهدیدآمیز در مرزهای روژاوا مستقر بود، در حالی که پارلمان ترکیه روند صلح با عبدالله اوجالان، رهبر زندانی حزب کارگران کردستان (PKK) و سازمان مادر نیروهای دموکراتیک سوریه را تصویب کرده بود. تهدید اقدام نظامی ترکیه نقش «چماق» را داشت و روند صلح نقش «هویج» را؛ دو عاملی که نیروهای دموکراتیک سوریه را به سمت مصالحه سوق میدادند.
درگیری ژانویه ۲۰۲۶
در این مسیر، عقبگردها و موانعی نیز وجود داشت، اما در تمام مدت، حرکت رو به جلو که توسط عبدی و الشرع حفظ و هدایت میشد، بر این موانع غلبه کرد. با این حال، برای نهایی شدن روند، وقوع دور دیگری از درگیریها لازم بود.
این درگیریها در ژانویه ۲۰۲۶ رخ داد. ابتدا نیروهای دولتی سوریه، نیروهای دموکراتیک سوریه را از شهر حلب بیرون راندند و سپس برای خارج کردن آنان از سد فرات وارد نبرد شدند. در آن مقطع، عناصر عرب حاضر در نیروهای دموکراتیک سوریه بهطور دستهجمعی از این نیروها جدا شدند و نیروهای دولتی به همراه غیرنظامیان مسلح، جنگجویان کرد را به مناطق دارای اکثریت کرد عقب راندند. هر دو طرف مرتکب تخلفاتی شدند، اما در مقیاسی بسیار کوچکتر از آنچه در سویدا رخ داده بود. در عین حال، مذاکراتی فشرده و مستمر نیز جریان داشت. تام باراک، فرستاده آمریکا، بهطور مداوم میان اربیل در اقلیم کردستان عراق و دمشق در رفتوآمد بود.
سرانجام، توافق جدیدی برای اجرای مفاد توافق ۱۰ مارس سال پیش امضا شد: گذرگاههای مرزی و میادین نفتی به دولت مرکزی بازگردانده شوند، نیروهای دموکراتیک سوریه در ارتش ملی ادغام شوند و کردهای سوریه نیز علاوه بر برخورداری کامل از حقوق شهروندی، از حقوق فرهنگی و زبانی خود بهرهمند شوند.
با وجود انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه، تنشها همچنان ادامه دارد. کردهایی که پیشتر فاقد ثبت رسمی بودند، اکنون بهعنوان شهروند به رسمیت شناخته شدهاند، اما ناچار شدهاند خود را بهعنوان «عرب سوری» ثبت کنند؛ زیرا نام رسمی کشور همچنان «جمهوری عربی سوریه» است. معترضان بارها تابلوی دولتی در حسکه را پایین کشیدهاند، زیرا نوشتههای آن به زبان کردی نبود. قبایل عرب نیز برای ابراز نارضایتی خود از اینکه کادرهای سابق نیروهای دموکراتیک سوریه هنوز در ایستهای بازرسی حضور دارند، «چادرهای جنگ» برپا کردهاند. نقش آینده یگانهای مدافع زنان (YPJ)، نیروی تماماً زنانه وابسته به نیروهای دموکراتیک سوریه، همچنان محل اختلاف است؛ همانگونه که وضعیت آموزش به زبان کردی در مدارس نیز موضوع مناقشه باقی مانده است.
اما این اختلافات اکنون از طریق مذاکره یا مجادله در شبکههای اجتماعی پیگیری میشوند، نه با سلاح در خیابانها. شمالشرق سوریه نه به ورطه جنگ داخلی سقوط کرده و نه به صحنه یک رویارویی بینالمللی تبدیل شده است. دستکم فعلاً واقعیت بهدرستی درک شده و غرور مهار شده است. امید آن میرود که این وضعیت برای مدت طولانی ادامه یابد.
———————
* رابین یاسین قصاب ویراستار انگلیسیزبان «موزه زندانها» است. تازهترین کتاب او با عنوان «خونی که میان ماست: سوریه پس از سقوط اسد» منتشر شده است.
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|