|
شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ -
Saturday 15 August 2026
|
ايران امروز |
![]() |
حمله و دشمنی:
چه کسی جنگ اسرائیل-آمریکا و جمهوری اسلامی را آغاز کرد؟
درآمد
سخن بر سر موافقت یا مخالفت با جنگ اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی نیست. نه موافقت کسی چون من جنگی را برمیانگیزد و نه مخالفت، طرفین را از جنگیدن بازمیدارد. پیش از موافقت یا مخالفت، میباید اندیشید و پرسید: چه کسی جنگ را آغاز کرد؟
این پرسش با «چه کسی نخست حمله نظامی کرد؟» یکی نیست. آغاز حمله را میتوان با روز و ساعت تعیین کرد؛ آغاز دشمنی را نه. دشمنی ممکن است سالها پیش از نخستین بمباران در باور سیاسی حریف شکل گرفته، به سیاست بدل شده و زمینه رویارویی را فراهم کرده باشد. از همین رو، برای پاسخ به پرسش نخست باید هر دو را دانست: چه کسی حمله نظامی را آغاز کرد و چه فرایندی پیش از آن، دشمنی را به رویارویی نظامی رساند.
برای بررسی این فرایند، میان دو گونه دشمنی تمایز میگذاریم : دشمنی واکنشی و دشمنی ایدئولوژیک. این دو را باید مفهوم های تحلیلی دانست، نه دو وضعیت کاملاً جدا از یکدیگر؛ در جهان واقعی ممکن است با هم درآمیزند. پرسش این است که کدامیک سرچشمه و بنیاد پایدار یک دشمنی را بهتر توضیح میدهد.
تعریف دقیق این دو را در بخش بعد خواهیم آورد. در اینجا بدین بسنده کنیم که دشمنی واکنشی از کردار طرف مقابل برانگیخته میشود، اما دشمنی ایدئولوژیک ریشه در باور دارد و بیش از آنکه مخالفت با رفتاری معین باشد، متوجه هویت یا حق موجودیت طرف مقابل است. در دشمنی واکنشی، دگرگونی رفتار حریف میتواند دشمنی را کاهش دهد؛ در دشمنی ایدئولوژیک، تا هنگامی که باور بنیادین پابرجاست، تغییر رفتار حریف لزوماً دشمنی را از میان نمیبرد.
این تمایز برای فهم رابطه جمهوری اسلامی و اسرائیل بنیادی است. اگر دشمنی جمهوری اسلامی واکنشی باشد، باید سرچشمه آن را در کردار اسرائیل جست و در نتیجه پذیرفت که با دگرگونی آن کردار، امکان کاهش یا پایان یافتن دشمنی نیز وجود دارد. اما اگر دشمنی ایدئولوژیک باشد، سرچشمه آن را باید در باوری جست که مستقل از این یا آن رفتار اسرائیل، موجودیت سیاسی آن را نمیپذیرد. در آن صورت، پرسش دیگری پیش میآید: آیا این دشمنی در حد باور و گفتار باقی مانده است، یا با برخورداری از ابزار و توانایی، به سیاست و کردار و در نتیجه به تهدیدی عینی برای امنیت اسرائیل بدل شده است؟
از همین رو، بررسی را نمیتوان از حمله اسرائیل و آمریکا در سال ۱۴۰۴ آغاز کرد. باید تاریخ دشمنی جمهوری اسلامی با موجودیت سیاسی اسرائیل، تبدیل این دشمنی به سیاست حکومتی، و پشتیبانی از مبارزه مسلحانه علیه آن را نیز سنجید.
این نوشته در پی شناخت سرشت دشمنی جمهوری اسلامی با اسرائیل و سنجش سهم این دشمنی در فرایندی است که سرانجام به حمله نظامی اسرائیل و آمریکا انجامید.
دشمنی واکنشی و دشمنی ایدئولوژیک
همه دشمنیها از یک جنس نیستند. برای شناخت سرچشمه و پایداری دشمنی میان دولتها، در این نوشته میان دو گونه تحلیلی تمایز میگذاریم: دشمنی واکنشی و دشمنی ایدئولوژیک. این دو در جهان واقعی لزوماً از یکدیگر جدا نیستند و ممکن است در هم آمیزند؛ تمایز میان آنها برای این است که دریابیم کدامیک سرچشمه و بنیاد پایدار دشمنی را بهتر توضیح میدهد.
دشمنی واکنشی از کردار دیگری برمیخیزد. اگر کشوری به کشور دیگری یورش برد یا امنیت آن را تهدید کند، کشور مورد تهدید ممکن است با دشمنی و رویارویی پاسخ دهد. سرچشمه دشمنی در اینجا رفتاری است که میتواند دگر شود. اگر آن رفتار پایان گیرد، علت آغازین دشمنی نیز از میان میرود؛ هرچند پیامدهای آن، مانند ترس، بدگمانی و خاطره درگیری، ممکن است همچنان پایدار بمانند. تاریخ نشان داده است که دشمن امروز میتواند دوست فردا شود؛ رابطه فرانسه و آلمان پس از جنگ جهانی دوم نمونه برجستهای از چنین دگرگونیای است.
در واقعگرایی مورگنتا، میتوان پشتوانهای برای فهم این امکان یافت. نزد او، سیاست خارجی خردمندانه باید هدفهای خود را بر پایه منافع ملی تعریف کند و میان این هدفها و توان واقعی برای دستیابی به آنها تناسب برقرار سازد. از آنجا که منافع، تواناییها و آرایش نیروها میتوانند دگر شوند، دوستی و دشمنی میان دولتها نیز ناگزیر و همیشگی نیست.
دشمنی ایدئولوژیک از منطق دیگری پیروی میکند. در اینجا سرچشمه اصلی دشمنی نه کردار معینی از حریف، بلکه داوری درباره هویت، مشروعیت یا حق موجودیت اوست. از همین رو، تغییر رفتار حریف لزوماً دشمنی را از میان نمیبرد؛ زیرا موضوع اختلاف تنها این نیست که حریف چه میکند، بلکه این است که آیا اساساً آنچه هست، پذیرفتنی است یا نه.
این تمایز مفهومی از آنِ این نوشته است، اما در اندیشه ریمون آرون میتوان پشتوانهای برای فهم یکی از سازوکارهای آن یافت. آرون میان نظامهای بینالمللی همگون و ناهمگون تمایز میگذارد. دولتها تنها بر سر مرز، قدرت یا منافع با یکدیگر اختلاف ندارند؛ ناهمگونی سامانهای سیاسی و بهویژه ایدئولوژیهای رقیب نیز میتواند بر سرشت و شدت دشمنی میان آنها اثر بگذارد. هرچه کشمکش از اختلاف بر سر منافع به ناسازگاری درباره مشروعیت و سامان سیاسی حریف نزدیکتر شود، میدان سازش نیز تنگتر میشود.
مورگنتا از زاویهای دیگر درباره همین خطر هشدار میدهد. او از «روحیه جنگ صلیبی» در سیاست خارجی سخن میگوید؛ استعارهای برای وضعیتی که در آن دولت، منازعه با رقیب را نه اختلافی بر سر منافع، بلکه رویارویی حق و باطل و رسالتی ایدئولوژیک میبیند. در چنین وضعی، سازش دشوارتر میشود، زیرا سازش دیگر تنها عقبنشینی از یک خواست سیاسی نیست؛ میتواند به چشم سازش با باطل دیده شود.
تمایز میان این دو گونه دشمنی، سنجهای برای شناخت سرچشمه و پایداری دشمنی جمهوری اسلامی و اسرائیل به دست میدهد. اگر سرچشمه دشمنی جمهوری اسلامی کردار اسرائیل باشد، باید بتوان رفتار یا رخدادی را نشان داد که این دشمنی در واکنش به آن پدید آمده است؛ و در اصل، دگرگونی آن کردار باید امکان کاهش دشمنی را فراهم آورد. اما اگر دشمنی از نفی مشروعیت یا حق موجودیت اسرائیل برخاسته باشد، با گونه دیگری از دشمنی روبهرو هستیم که تغییر این یا آن سیاست اسرائیل برای از میان بردن سرچشمه آن بسنده نیست.
از این نگر، به جای جدل بر سر موافقت یا مخالفت با جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی، این تمایز نظری را به آزمون تاریخی میزنیم تا دریابیم دشمنی جمهوری اسلامی با اسرائیل از چه سرچشمهای برخاست و کدام گونه دشمنی در آن دست بالا را داشت.
آزمون را از سالهایی میآغازیم که هنوز جمهوری اسلامی وجود نداشت، اما اندیشه و گفتار روحالله خمینی درباره اسرائیل شکل گرفته بود.
نگاه خمینی به اسرائیل پیش از جمهوری اسلامی
اسناد نشان می دهند که از آغاز دهه ۱۳۴۰، خمینی اسرائیل را تهدیدی علیه اسلام، ایران و مسلمانان می دانست. دیرتر، وی فراخوان به نفی شناسایی و حتی رویارویی و از میان بردن اسرائیل داد:
🔹۱ اردیبهشت ۱۳۴۲ : خطر اسرائیل برای اسلام و ایران بسیار نزدیک است.
🔹۱۳ خرداد ۱۳۴۲ : اسرائیل نمیخواهد در این مملکت قرآن باشد. اسرائیل نمیخواهد در این مملکت علمای دین باشند. اسرائیل نمیخواهد در این مملکت احکام اسلام باشد.
🔹۴ آبان ۱۳۴۳ : امروز اقتصاد ایران به دست امریکا و اسرائیل است؛ و بازار ایران از دست ایرانی و مسلم خارج شده است.
🔹۱۷ خرداد ۱۳۴۶ : بر دول و ملل اسلام قلع و قمع اسرائیل لازم است.
🔹۶ شهریور ۱۳۴۷ : بر همه دول اسلامی و مسلمانان جهان لازم است که برای دفع این ماده فساد به هر نحو که امکان دارد اقدام کنند.
🔹مهر ۱۳۵۲ : دولتهای ممالک نفتخیز اسلامی لازم است از نفت و سایر امکاناتی که در اختیار دارند به عنوان حربه علیه اسرائیل و استعمارگران استفاده کنند.
این گفتاوردها را باید در زمینه تاریخی خود خواند. برخی از تندترین مواضع خمینی، بهویژه در سالهای ۱۳۴۶ و ۱۳۵۲، همزمان با جنگها و رویاروییهای اعراب و اسرائیل بیان شدند و از این رو، نمیتوان آنها را بهتنهایی گواهی بر استقلال کامل دشمنی او از کردار اسرائیل دانست – در این جا، در مورد درستی یا نادرستی این کردار داوری نمی کنیم. اما این یادآوری تاریخی نتیجه اصلی را دگرگون نمیکند. گفتارهای پیش از این جنگها نیز نشان میدهند که اسرائیل در دستگاه فکری خمینی جایگاه دشمن یافته و بهعنوان خطری برای اسلام و ایران معرفی شده بود. بنابراین، رویدادهای بعدی میتوانستند دشمنی او را تشدید کنند، اما برای توضیح پیدایش آن بسنده نیستند.
از این رو، شواهد این دوره با تمایزی که پیشتر نهادیم سازگارند: دشمنی خمینی را نمیتوان تنها واکنشی به یورش یا تهدید اسرائیل علیه ایران دانست. اسرائیل سالها پیش از به قدرت رسیدن خمینی در دستگاه فکری او جایگاه دشمن داشت. با انقلاب ۱۳۵۷، آنچه تا آن هنگام باور و گفتار یک رهبر مخالف حکومت بود، به سیاست دولتی بدل شد.
رویکرد خمینی به اسرائیل پس از برپایی جمهوری اسلامی
پیش از انقلاب ۱۳۵۷، ایران شاهنشاهی و اسرائیل رابطهای نزدیک اما محتاطانه داشتند. ایران از شناسایی کامل و رسمی اسرائیل پرهیز میکرد، اما میان دو کشور همکاریهای گسترده اقتصادی، نفتی، امنیتی و نظامی برقرار بود. بخشی از این نزدیکی از همسویی راهبردی دو کشور در برابر گسترش نفوذ شوروی، ناسیونالیسم عربی و تهدیدهای منطقهای برمیخاست. با این همه، حکومت شاه برای نگاه داشتن رابطه با دولتهای عربی، از نمایش آشکار این همکاری پرهیز میکرد.
انقلاب ۱۳۵۷ این رابطه را نه تنها پایان داد، بلکه جایگاه اسرائیل و فلسطینیان را در سیاست خارجی ایران وارونه کرد. روابط ایران و اسرائیل قطع شد، نمایندگی اسرائیل در تهران برچیده شد و اندکی پس از انقلاب، با سفر یاسر عرفات به تهران، ساختمان آن در اختیار سازمان آزادیبخش فلسطین قرار گرفت. این جابهجایی تنها نمادین نبود؛ نشان میداد که حکومت تازه، اسرائیل را از جایگاه یک شریک راهبردی ایران به جایگاه دشمن و جنبش فلسطینی را به یکی از همپیمانان و موضوعهای اصلی سیاست خارجی خود منتقل کرده است.
در همین حال، نفی شناسایی اسرائیل و فراخوان به برچیدن آن، که پیش از انقلاب نیز در گفتار خمینی دیده میشد، از این پس دیگر دیدگاه یک رهبر مخالف نبود، بلکه از جایگاه رهبر حکومت تازه بیان میشد و به بخشی پایدار از سیاست اعلامی جمهوری اسلامی بدل میگشت:
🔹آذر ۱۳۵۷ : ما اسرائیل را به رسمیت نمیشناسیم.
🔹۷ بهمن ۱۳۵۷ : با اسرائیل قطع رابطه خواهیم کرد؛ چون غاصب است.
🔹۳۱ فروردین ۱۳۵۸ : باید مسلمین همه با هم متحد بشوند و اسرائیل را از بن و بیخ برکنند.
🔹۱۶ مرداد ۱۳۵۸ : از عموم مسلمانان جهان و دولتهای اسلامی میخواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند.
🔹۲۴ مرداد ۱۳۵۸ : اگر مسلمین مجتمع بودند، هر کدام یک سطل آب به اسرائیل میریختند، او را سیل میبرد.
🔹۷ مهر ۱۳۵۸: اسرائیل، این غده سرطانی خاورمیانه ...
🔹۸ آبان ۱۳۵۸ : اسرائیل را از ریشه برکنیم.
🔹۱۷ آبان ۱۳۵۸ : یهودیها حسابشان از صهیونیستها جداست.
🔹۲۸ آذر ۱۳۵۸ : رژیم اسرائیل دشمن اسلام استت.
🔹۲۲ بهمن ۱۳۵۸ : من در طول نزدیک به بیست سال خطر اسرائیل را گوشزد نمودهام. باید همه بپاخیزیم و اسرائیل را نابود کنیم، و ملت قهرمان فلسطین را جایگزین آن گردانیم.
🔹۲ شهریور ۱۳۶۰ : ما از اوّلی که در این امور و در این نهضت وارد شدیم، یکی از مسائل مهم ما این بود که اسرائیل باید از بین برود.
🔹۱۴ فروردین ۱۳۶۱ : ما از بیست سال پیش از این میگفتیم اسرائیل نباید یک مملکت مستقلی باشد.
🔹۱۵ خرداد ۱۳۶۱ : طرفداری از استقلال اسرائیل و شناسایی آن برای مسلمین یک فاجعه است.
🔹۶ تیر ۱۳۶۱ : اگر دولتهای اسلامی با سلاح نفت و با سلاح گرم در مقابل اسرائیل بایستند، اسرائیل نمیتواند کاری انجام بدهد.
🔹۱۷ شهریور ۱۳۶۱ : ما میگوییم اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود و بیتالمقدس مال مسلمین و قبله اول مسلمین است.
🔹۱۲ فروردین ۱۳۶۲ : اسرائیل دشمن اسلام و عرب است.
🔹۱۴ آبان ۱۳۶۲ : ما میل داریم اسرائیل همهاش آتش بگیرد، و اگر خداوند توفیق دهد میرویم و مردم را از شرّ اسرائیل نجات میدهیم.
🔹۱۰ تیر ۱۳۶۳ : سازش با ظالم، ظلم بر مظلومین است.
🔹۱۲ خرداد ۱۳۶۵ : امریکای جنایتکار و اسرائیل غاصب.
🔹۶ مرداد ۱۳۶۶ : با تشکیل هستههای مقاومت حزبالله در سراسر جهان، اسرائیل را از گذشته جنایتبار خود پشیمان کنند ... درود بر آنانی که در سرزمینهای اشغالی و از کیلومترها فاصله با سنگ و مشت به اسرائیل و منافع آن ضربه میزنند.
🔹۲۹ تیر ۱۳۶۷ : فریاد برائت ما، فریاد برائت ملتهای مسلمان و مظلوم جهان از ستمگران و مستکبران است... فریاد مرگ بر امریکا و شوروی و اسرائیل است.
این رشته گفتاوردها یک دگرگونی مهم را نشان میدهد. باور خمینی درباره اسرائیل پس از دستیابی به قدرت تغییر بنیادی نکرد. آن چه تغییر کرد جایگاه سیاسی آن باور بود. پیش از انقلاب، سخن از اسرائیل بخشی از دستگاه فکری یک رهبر مذهبی مخالف بود؛ پس از انقلاب، همان باور ضد اسرائیلی از نهاد رهبری نظام بیان میشد و میتوانست در دیپلماسی، تخصیص منابع و سیاست فرامرزی دولت اثر بگذارد.
از نظر محتوایی، یک هسته پایداردر کفتآوردهای خمینی دیده میشود: اسرائیل موجودیتی «غاصب» و نامشروع است که نباید به رسمیت شناخته شود و بلکه باید برچیده شود. در کنار آن، پشتیبانی از فلسطینیان و مبارزه با اسرائیل نه موضوعی گذرا، بلکه بخشی از رسالت فرامرزی حکومت تازه معرفی شد.
این گفتاوردها نشان میدهند که دشمنی با اسرائیل به موضع رسمی حکومت اسلامی بدل شده بود. اما آیا با مرگ خمینی این بنیاد فکری دگرگون شد یا این میراث در دوران جانشین او، علی خامنهای، نیز ادامه یافت.
رویکرد علی خامنهای به اسرائیل از آغاز رهبری تا پایان زندگی
علی خامنهای پس از جانشینی خمینی، بنیاد سیاست پیشین جمهوری اسلامی در برابر اسرائیل را ادامه داد: اسرائیل را حکومتی غاصب و نامشروع میدانست، شناسایی و سازش با آن را نمیپذیرفت و پشتیبانی از مبارزه علیه آن را از پایههای سیاست جمهوری اسلامی میشمرد.
با این همه، صورتبندی این دشمنی در طول رهبری او یکسان نماند. در سالهای نخست، خامنهای آشکارا از «نابودی رژیم اسرائیل» سخن میگفت. در سالهای بعد، در کنار ادامه نفی مشروعیت اسرائیل و پشتیبانی از مقاومت مسلحانه، کوشید معنای «محو اسرائیل» را دقیقتر کند: برچیدهشدن حکومت اسرائیل به معنی نابودی مردم یهودی نیست، بلکه به معنی واگذاری تعیین سامان سیاسی آینده به ساکنان مسلمان، مسیحی و یهودی فلسطین است. از این رو، برای سنجش رویکرد خامنهای باید میان سه موضوع تمایز گذاشت: نفی مشروعیت موجودیت سیاسی اسرائیل، پشتیبانی از مبارزه برای برچیدن آن، و تفکیک این هدف از نابودی مردم یهودی:
🔹۲۴ تیر ۱۳۶۸: ما عقیده داریم که اسرائیل بهخاطر قوّتش نبود که ماند، بلکه اسرائیل بهخاطر مجاهدت نکردن ما بود.
🔹۲۸ مرداد ۱۳۷۰ : نظر ما نسبت به مسائل فلسطین روشن و واضح است. ما راهحل فلسطین را نابودی رژیم اسرائیل میدانیم. نگویند نمیشود؛ نمیشود در دنیا نیست... چهل سال گذشته است؛ اگر چهل سال دیگر هم بگذرد، عاقبت دولت اسرائیل نابودشدنی است و باید نابود بشود.
🔹۱۰ دی ۱۳۷۸ : الان هم هدف اساسی صهیونیزم، ایجاد اسرائیل بزرگ است ... خاورمیانه جدید، یعنی چه؟ یعنی خاورمیانه بر محور کشور اسرائیل شکل بگیرد و اسرائیل بتدریج بر کشورهای عربی و کشورهای منطقه و مناطق نفتی در خلیج فارس سیطره اقتصادی داشته باشد.
🔹۴ اردیبهشت ۱۳۸۰ : حمایت از فلسطین، انتفاضه و مبارزه با صهیونیسم و حامیانش از ارکان اصلی سیاستهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران است ... از ابتدای شکلگیری اسرائیل، این رژیم غاصب و دروغین، همواره به حقوق مسلّم فلسطینیان تجاوز کرده است.
🔹۱۰ مرداد ۱۳۸۵ : اگر لبنان تسلیم تجاوز اسرائیل و امریکا می شد و اگر جوانان مجاهد حزبالله و مردم مظلوم جنوب رنج این دفاع مقدس را به جان نمیخریدند، محنتی بلندمدت و ذلتی روزافزون همه ملت لبنان را تهدید میکرد ... امروز حزبالله خط مقدم دفاع از امت اسلامی و همه ملتهای این منطقه است.
🔹۸ اسفند ۱۳۸۸ : تنها راه حل مسئلهی فلسطین، مقاومت و مبارزه است ... راه قدس، راه فلسطین، راه نجات و راه حل مسئلهی فلسطین، جز راه مبارزه نیست ... ما در جمهوری اسلامی مسئلهی فلسطین برایمان یک مسئلهی تاکتیکی نیست، یک استراتژی سیاسی هم نیست، مسئلهی عقیده، دل و مسئلهی ایمان است.
🔹۴ آذر ۱۳۹۳ : گاهی بعضی از جوان های ما که مراجعه می کنند و جوابی نمیشنوند، به من نامه مینویسند و التماس می کنند که اجازه بدهید ما برویم در صفوف مقدّم با رژیم صهیونیستی بجنگیم. ملّت، عاشق مبارزهی با صهیونیستها است و جمهوری اسلامی هم این را نشان داده است.
🔹۱۸ شهریور ۱۳۹۴ : بعد از مذاکرات هستهای، شنیدم صهیونیستها در فلسطین اشغالی گفتند فعلاً با این مذاکراتی که انجام گرفت، تا ۲۵ سال از دغدغه ایران آسودهایم؛ به شما می گویم شما ۲۵ سال آینده را نخواهید دید ... رژیم صهیونیستی در واقع یک رژیمی است که پایههای آن بشدّت سست است؛ رژیم صهیونیستی محکوم به زوال است.
🔹۴ آذر ۱۳۹۷ : محو اسرائیل، یعنی مردم فلسطین که صاحبان واقعی آن سرزمینند ـ چه مسلمانشان، چه مسیحیشان، چه یهودیشان ـ خود صاحبان فلسطین، دولت خودشان را انتخاب کنند و بیگانگان و اوباشی مثل نتانیاهو را بیرون کنند.
🔹۲۴ آبان ۱۳۹۸ : محو دولت اسرائیل به معنای محو مردم یهودی نیست... محو آن حکومت است، محو آن رژیم تحمیلی است.
🔹۲ خرداد ۱۳۹۹ : فلسطین متعلّق به فلسطینیان است و باید با اراده آنان اداره شود ... مبارزه برای آزادی فلسطین، جهاد فی سبیلالله و فریضه و مطلوب اسلامی است.
🔹۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ : من قاطعانه می گویم: حرکت نزولی و رو به زوال رژیم دشمن صهیونیستی آغاز شده و وقفه نخواهد داشت.
🔹۳ خرداد ۱۴۰۰ (در پاسخ به نامه اسماعیل هنیه) : به حول و قوّه الهی پیروز خواهید شد و ارض مقدّسه را از لوث وجود غاصبان تطهیر خواهید کرد انشاءالله.
🔹۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ : نظرسنجیها میگویند تقریباً ۷۰ درصد فلسطینیها در سرزمینهای ۴۸ و ۶۷ و اردوگاههای خارج، رهبران فلسطینی را به حملات نظامی به رژیم غاصب ترغیب میکنند... این به معنی آمادگی کامل فلسطینیها برای مقابله با رژیم غاصب است.
🔹۱۸ مهر ۱۴۰۲ : این بلای طوفانالاقصی را عملکرد خود صهیونیستها بر سرشان آورد. وقتی ظلم و جنایت از حد گذشت، وقتی درندهخویی به نهایت رسید، باید منتظر طوفان بود ... اقدام شجاعانه و در عین حال فداکارانهی فلسطینیها در عملیات طوفانالاقصی پاسخ به جنایت دشمن غاصب بود که سالها ادامه داشت.
🔹۱۰ آبان ۱۴۰۲ : اگر حمایت آمریکا نبود، اگر پشتیبانیهای تسلیحاتی آمریکا نبود، دولت فاسد جعلی دروغین رژیم صهیونیستی در همان هفته اوّل از بین رفته بود، برافتاده بود.
🔹۱۹ دی ۱۴۰۲: حتّی بعد از آنکه رژیم صهیونیستی زایل شد و نابود شد و به توفیق الهی از روی زمین پاک شد، این جنایت ها فراموش نمی شود.
🔹۳۱ شهریور ۱۴۰۳ : کشورهای اسلامی ارتباطات اقتصادیشان را بکلّی با این باند جنایتکار قطع کنند ... بایستی جریان و شریان حیاتی رژیم صهیونیستی را قطع کنند، بایستی نگذارند که نفت و انرژی و کالا و امثال اینها وارد رژیم صهیونیستی بشود.
🔹۲۳ خرداد ۱۴۰۴ : رژیم صهیونیستی اشتباه بزرگی کرد، خطای بزرگی کرد، غلطی کرد و عواقب آن، او را بیچاره خواهد کرد.
🔹۲۸ خرداد ۱۴۰۴ : ملت ایران در مقابل جنگ تحمیلی محکم میایستد، همانگونه که در مقابل صلح تحمیلی نیز محکم خواهد ایستاد.
🔹۵ تیر ۱۴۰۴: رژیم صهیونی با آن همه هیاهو، با آن همه ادّعا، در زیر ضربات جمهوری اسلامی تقریباً از پا درآمد و له شد.
این گفتاوردها نشان میدهند که در دوره خامنهای، بنیاد دشمنی جمهوری اسلامی با اسرائیل دگرگون نشد: اسرائیل همچنان موجودیتی نامشروع تلقی میشد که باید جای خود را به سامان سیاسی دیگری بدهد و مبارزه با آن همچنان امری مشروع و حتی ایمانی معرفی میشد. آنچه دگرگون شد، بیش از آنکه هدف بنیادی باشد، شیوه توضیح و صورتبندی آن بود. چنان که خامنهای در سالهای بعد کوشید میان «محو اسرائیل» و نابودی یهودیان فاصله بگذارد.
پرسش این نیست که آیا زبان خامنهای در طول زمان دگرگون شد یا نشد؟ دگرگون شد. اما این دگرگونی صوری، نفی مشروعیت دولت اسرائیل یا پشتیبانی از مبارزه برای پایان دادن به آن را از میان نبرد. پرسش بنیادین برای آهنگ نوشته ما این است که چه چیز در دشمنی جمهوری اسلامی با اسرائیل از خمینی تا خامنهای پایدار ماند و چه چیز دگرگون شد؟
از خمینی تا خامنهای: تداوم یک دشمنی ایدئولوژیک
از خمینی تا خامنهای، دشمنی جمهوری اسلامی با اسرائیل دگرگون نشد: دولت اسرائیل نامشروع دانسته شد، شناسایی و سازش با آن رد شد و بر ضرورت برچیدهشدن آن تاکید ماند.
پایداری این موضع را میتوان با دگرگونی شرایط تاریخی آزمود. در دوره خمینی، پیمان کمپدیوید ۱۹۷۸ و پیمان صلح مصر و اسرائیل ۱۹۷۹ رد شد. در دوره خامنهای نیز جمهوری اسلامی با کنفرانس صلح مادرید ۱۹۹۱، پیمان اسلو ۱۹۹۳ میان سازمان آزادیبخش فلسطین و اسرائیل، پیمان صلح اردن و اسرائیل ۱۹۹۴ و پیمانهای ابراهیم ۲۰۲۰ برای عادیسازی روابط اسرائیل با چند کشور عربی مخالفت کرد.
اهمیت این رشته مخالفتها در خود آنها نیست، بلکه در آن چیزی است که درباره سرشت دشمنی جمهوری اسلامی آشکار میکنند. در این چند دهه، دولتها و سیاستهای اسرائیل دگرگون شدند؛ برخی دولتهای عربی از جنگ با اسرائیل به شناسایی و برقراری رابطه با آن رسیدند؛ و حتی سازمان آزادیبخش فلسطین، که زمانی خواهان برچیدن اسرائیل بود، در روند اسلو موجودیت آن را به رسمیت شناخت. با این همه، موضع بنیادی جمهوری اسلامی دگرگون نشد. چه در دوره خمینی و چه در دوره خامنهای، کوششهای اصلی برای صلح، شناسایی و عادیسازی با اسرائیل رد شدند.
این تداوم، آزمون تاریخی تمایزی است که در آغاز این نوشته میان دشمنی واکنشی و دشمنی ایدئولوژیک نهادیم. کردار اسرائیل و رویدادهای منطقهای میتوانستند بر شدت دشمنی جمهوری اسلامی اثر بگذارند، اما دگرگونی آنها سرچشمه دشمنی را از میان نبرد. آنچه پایدار ماند، داوری درباره مشروعیت خود دولت اسرائیل بود. از این رو، شواهد تاریخی با این نتیجه سازگارترند که هسته پایدار دشمنی جمهوری اسلامی با اسرائیل ایدئولوژیک بوده است، نه صرفاً واکنشی.
اما برای داوری نهایی هنوز یک گام کم است. باور و گفتار، هر اندازه پایدار، بهتنهایی تهدید عینی نمیسازند. باید دید این دشمنی تا چه اندازه از گفتار به سیاست، تخصیص منابع، سازماندهی و کردار فرامرزی راه یافت.
از گفتار به کردار: جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح هم سوی ضد اسرائیلی
دشمنی ایدئولوژیک هنگامی از گفتار فراتر میرود که برای پیشبرد آن پول، جنگافزار، آموزش، سازمان و توان سیاسی برای میدان به کار گرفته شود. جمهوری اسلامی چنین کرد و از راه سپاه پاسداران، بهویژه نیروی قدس، شبکهای از نیروهای مسلح همسو در لبنان، فلسطین، یمن و عراق پشتیبانی کرد. با این همه، این نیروها را نمیتوان یک ارتش یکپارچه زیر فرمان تهران دانست؛ میزان وابستگی، خودمختاری و پیوند سازمانی هر یک با جمهوری اسلامی متفاوت بوده است.
حزبالله لبنان نزدیکترین نمونه است. این جنبش در دهه ۱۳۶۰ با یاری مستقیم سپاه پاسداران شکل گرفت و در دهههای بعد از پول، آموزش، جنگافزار و پشتیبانی راهبردی جمهوری اسلامی برخوردار شد. حسن نصرالله در ۲۰۱۲ دریافت پشتیبانی «مادی، مالی و نظامی» ایران را آشکارا پذیرفت و در ۲۰۱۶ گفت بودجه، جنگافزار و موشکهای حزبالله از ایران میآید. با این همه، خود او تاکید داشت که دریافت پشتیبانی به معنای دریافت دستور در هر تصمیم عملیاتی نیست.
جمهوری اسلامی در لبنان تنها از راه فرستادن منابع عمل نمیکرد. فرماندهان نیروی قدس رابط مستقیم با حزبالله بودند. محمدرضا زاهدی یکی از مهمترین آنان بود و در چند دوره، از جمله از ۲۰۲۰ تا کشتهشدنش در حمله اسرائیل به ساختمان کنسولی ایران در دمشق در اول آوریل ۲۰۲۴، عملیات نیروی قدس در لبنان و سوریه را دنبال میکرد. نصرالله پس از مرگ او گفت زاهدی در سه دوره در لبنان فعالیت کرده و در رشد توان حزبالله نقش داشته است.
اما نفوذ ایران با دیدگاه همه لبنانیان یکی نبود. در پیمایش عرب بارومتر در ۲۰۲۴ تنها ۳۶ درصد لبنانیان نگاه مثبتی به ایران داشتند؛ این رقم در میان شیعیان ۸۰ درصد بود، اما در میان مسیحیان، سنیان و دروزیان بسیار پایینتر ماند. همان پیمایش نشان داد تنها حدود یکسوم مردم لبنان دخالت منطقهای حزبالله را مثبت میدانستند. بنابراین پیوند عمیق ایران و حزبالله هرگز به معنای پذیرش همگانی نفوذ جمهوری اسلامی در لبنان نبود.
در میان فلسطینیان، حماس و جهاد اسلامی از جمهوری اسلامی کمک دریافت کردند، اما رابطه آنان با تهران از حزبالله مستقلتر بود. ابوعبیده، سخنگوی گردانهای عزالدین قسام، در ۲۰۱۴ از ایران برای فراهم کردن «سلاح، پول و دیگر تجهیزات» سپاسگزاری کرد و حماس در ۲۰۲۵ نیز ایران را متحد راهبردی خود خواند. جهاد اسلامی از نظر مالی و نظامی پیوند نزدیکتری با تهران داشته است. در این میدان نیز نیروی قدس رابط ویژه داشت: سعید ایزدی، فرمانده «سپاه فلسطین» نیروی قدس، مسئول هماهنگی پشتیبانی مالی، تسلیحاتی و آموزشی از حماس و جهاد اسلامی بود تا آنکه در ژوئن ۲۰۲۵ کشته شد.
با این همه، افکار عمومی فلسطینی را نمیتوان با سیاست حماس یا جهاد اسلامی یکی دانست. در پیمایش عرب بارومتر ۲۰۲۵، ۵۹ درصد فلسطینیان راهحل دو کشوری را ترجیح دادند. تنها ۳۰ درصد نقش منطقهای ایران را مثبت ارزیابی کردند و ۴۰ درصد نفوذ سیاسی ایران را تهدیدی برای منافع ملی فلسطین دانستند.
در یمن، رابطه جمهوری اسلامی با حوثیها یا انصارالله از الگویی دیگر پیروی میکند. این جنبش خاستگاهی بومی دارد و پیش از نزدیکی گسترده به تهران شکل گرفته بود. با این همه، گزارش سازمان ملل در ۲۰۲۴ پشتیبانی سپاه پاسداران، حزبالله و کارشناسان عراقی را از رشد توان موشکی و پهپادی حوثیها مهم دانست. جمهوری اسلامی در یمن نیز چهرهای نظامی در میدان داشت: عبدالرضا شهلایی، از فرماندهان ارشد نیروی قدس، بر پایه گزارش رسمی دولت آمریکا در صنعا مستقر بود.
درباره نگاه یمنیها نسبت به به نفوذ جمهوری اسلامی در این کشور، به دلیل جنگ داخلی، چندپارگی سرزمینی و دشواری پیمایش سراسری، داده قابل اعتمادی در دست نیست. به هر روی، نباید موضع حوثیها را به «نظر مردم یمن» تعمیم داد.
در عراق، نفوذ جمهوری اسلامی از همه جا نهادیتر و پیچیدهتر شد. حشدالشعبی در ۲۰۱۴، پس از سقوط موصل و فتوای جهاد کفایی آیتالله سیستانی برای مقابله با داعش پدید آمد و در نوامبر ۲۰۱۶ بهطور رسمی در ساختار امنیتی عراق جای گرفت. درون این شبکه، گروههایی چون بدر، عصائب اهلالحق، کتائب حزبالله و نجباء پیوندهای نزدیکتری با نیروی قدس داشتند.
قاسم سلیمانی در عراق نقشی فراتر از رساندن پول و جنگافزار داشت: میان فرماندهان گروهها میانجیگری میکرد، عملیات را هماهنگ میساخت و با رهبران سیاسی عراق در تماس بود. ابومهدی المهندس نیز حلقه پیوند این شبکه با حشدالشعبی بود. پس از کشتهشدن هر دو در ۳ ژانویه ۲۰۲۰، اسماعیل قاآنی جانشین رسمی سلیمانی شد و ابوفدک بخشی از جایگاه المهندس را گرفت؛ اما هیچیک نفوذ شخصی سلیمانی را بازنیافتند. در ۲۰۲۴، قاآنی توانست با سفر به بغداد برخی گروههای عراقی را به کاهش حمله به نیروهای آمریکایی وادارد تا از تهدید جمله به ایران بکاهد.
در عراق نیز جامعه را نباید با نیروهای مسلح نزدیک به جمهوری اسلامی یکی گرفت. اعتراضهای ۲۰۱۹، از جمله آتشزدن کنسولگری ایران در نجف، مخالفت بخشی از جامعه با نفوذ خارجی و بهویژه تهران را آشکار کرد. در پیمایش عرب بارومتر ۲۰۲۴، تنها ۳۴ درصد عراقیان نگاه مثبتی به ایران داشتند، در حالی که ۷۰ درصد نفوذ منطقهای ایران را تهدیدی جدی برای امنیت ملی عراق میدانستند.
از آن چه می توان نتیجه گرفت که جمهوری اسلامی یک ارتش منطقهای زیرفرمان خود نساخت. راهبرد آن پیچیدهتر بود: تقویت نیروهایی با ریشههای بومی، پیوند دادن آنان با نیروی قدس و در برخی کشورها گماشتن فرماندهان و رابطهای ایرانی برای هماهنگی. این پیوند در حزبالله نزدیکتر، در جهاد اسلامی نیرومند، در حماس مستقلتر، در حوثیها غیرمستقیمتر و در عراق همزمان نظامی و نهادی بود.
هر چه هست، جمهوری اسلامی توانست یک شبکه نظامی ضد اسرائیلی را در منطقها سازماد دهی کند. اما مردم لبنان، فلسطین، یمن و عراق را نمیتوان با این شبکه یکی دانست. در بسیاری از این کشورها، بخشی چشمگیر از مردم یا با نفوذ جمهوری اسلامی مخالف بودهاند یا نگاه بسیار دوگانهای به آن داشتهاند.
از این رو، نسبت دادن هر کنش این نیروها به فرمان جمهوری اسلامی با شواهد سازگار نیست. اما در پی شواهدی که آوردیم با اطمینان می توان گفت که دشمنی جمهوری اسلامی با اسرائیل در سطح باور باقی نماند و توان برونمرزی و سازمان دهی نیروهای ضد اسرائیلی تبدیل شد.
سخن پایانی: چه کسی جنگ را آغاز کرد؟
از کدام «آغاز» سخن میگوییم. اگر منظور آغاز حمله نظامی ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ باشد، پاسخ روشن است: اسرائیل و ایالات متحده نخست به ایران حمله کردند. ایران پس از آن دست به حملههای تلافیجویانه زد.
اما آغاز حمله نظامی با آغاز دشمنی یکی نیست. این نوشته نشان داد که دشمنی جمهوری اسلامی با اسرائیل سالها پیش از برپایی جمهوری اسلامی در اندیشه خمینی شکل گرفت، پس از ۱۳۵۷ به سیاست رسمی حکومت بدل شد، در دوران خامنهای ادامه یافت و حتی با تغییر دولتهای اسرائیل و پیدایش مهمترین روندهای صلح و سازش از میان نرفت.
جمهوری اسلامی با پشتیبانی مالی، جنگافزاری، آموزشی و سازمان دهی شبکهای از نیروهای مسلح همسو، دشمنی ایدئولوژیک را از باور و گفتار به میدان عمل در منطقه کشاند. البته اسرائیل نیز با عملیات نظامی و اطلاعاتی علیه این شبکه و خود جمهوری اسلامی واکنش نشان داد.
زبده سخن این که «نخست شلیک کردن» با «نهادینه کردن ایدئولوژی دشمنی» یکی نیست. تنها با این تمایز میتوان از سیاست هیجان زده فاصله گرفت و به داوری خردبنیاد رسید. نتیجه ما چنین است: این جمهوری اسلامی جنگ ۱۴۰۴ را آغاز نکرد؛ اما دشمنی خود با اسرائیل را به سیاست پایدار حکومتی و رویارویی منطقهای تبدیل کرد و بدینسان در شکلگیری زمینهای که سرانجام به جنگ مستقیم انجامید، سهمی بنیادی داشت.
———————
منابع مورد استفاده در این نوشته:
منابع نظری
ARON, Raymond. Paix et guerre entre les nations. Paris: Calmann-Lévy, 1962.
MORGENTHAU, Hans J. Politics Among Nations: The Struggle for Power and Peace. New York: Alfred A. Knopf, 1948.
منابع دستاول: روحالله خمینی و علی خامنهای
خمینی، روحالله. صحیفه امام؛ مجموعه سخنرانیها، پیامها و اعلامیههای مربوط به اسرائیل، فلسطین و روابط کشورهای اسلامی با اسرائیل. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی. «سایت جامع امام خمینی: https://emam.com
خامنهای، سیدعلی. مجموعه سخنرانیها، پیامها و بیانات درباره اسرائیل، فلسطین، صهیونیسم، مبارزه با اسرائیل و «محو اسرائیل». «پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله سیدعلی خامنهای. https://farsi.khamenei.ir
روابط ایران و اسرائیل و زمینه تاریخی
حزبالله لبنان و جمهوری اسلامی
REUTERS. “Hezbollah says gets support, not orders, from Iran.” 7 February 2012.
ASSOCIATED PRESS. “Iran’s foreign minister accuses US of giving Israel ‘green light’ to attack consulate in Syria.” 8 April 2024. https://apnews.com/article/68c7a652c5434d80fbff47e0ddbdd483
REUTERS. Reports on Hezbollah’s rearmament, financing and payment of fighters following the outbreak of the 2026 Iran–Israel–United States war. March 2026.
حماس و جهاد اسلامی فلسطین
REUTERS. “Video of Hamas military wing spokesperson thanking Iran dates to 2014.” 11 October 2023.
REUTERS. Report on Palestinian Islamic Jihad, its financial and military ties with Iran, and Ziyad al-Nakhalah’s visit to Tehran. August 2022.
REUTERS. “Hamas says Iran ‘paying the price’ for supporting Gaza militants.” 13 June 2025.
https://www.reuters.com/world/middle-east/hamas-says-iran-paying-price-supporting-gaza-militants-2025-06-13/
REUTERS. Report on the killing of Saeed Izadi, commander of the Quds Force’s “Palestine Corps,” and his role in relations with Palestinian armed groups. 21 June 2025.
حوثیها و یمن
REUTERS. “Iran, Hezbollah enabled Houthis’ rise, says UN report.” 26 September 2024. https://www.reuters.com/world/middle-east/iran-hezbollah-enabled-houthis-rise-says-un-report-2024-09-26/
UNITED STATES DEPARTMENT OF STATE. Rewards for Justice. “Abdul Reza Shahlai.” https://rewardsforjustice.net/rewards/abdul-reza-shahlai/
عراق، حشدالشعبی و نیروی قدس
REUTERS. Reports on Qasem Soleimani, Abu Mahdi al-Muhandis and Iran’s coordination of allied armed groups in Iraq. January 2020.
REUTERS. “Iraqi armed groups dial down U.S. attacks on request of Iran commander.” 18 February 2024.
https://www.reuters.com/world/middle-east/iraqi-armed-groups-dial-down-us-attacks-request-iran-commander-2024-02-18/
REUTERS. “Who is Esmail Qaani, Iran’s Quds Force commander?” October 2024.
https://www.reuters.com/world/middle-east/who-is-esmail-qaani-irans-quds-force-commander-2024-10-06/
REUTERS. “Iran spent years fostering proxies in Iraq. Now many aren’t eager to join war.” 6 March 2026.
https://www.reuters.com/investigations/iran-spent-years-fostering-proxies-iraq-now-many-arent-eager-join-war-2026-03-06/
REUTERS. Report on Iraqi protests and the burning of the Iranian consulate in Najaf. 27 November 2019.
دادههای افکار عمومی
ARAB BAROMETER. Arab Barometer VIII: Lebanon Country Report. 2024. https://www.arabbarometer.org
ARAB BAROMETER. “Amid Persistent Challenges, Iraqis Express Cautious Optimism in Latest Survey.” 2024. https://www.arabbarometer.org/media-news/amid-persistent-challenges-iraqis-express-cautious-optimism-in-latest-survey/
ARAB BAROMETER; PALESTINIAN CENTER FOR POLICY AND SURVEY RESEARCH. Surveys and reports on Palestinian public opinion concerning Iran, regional influence and political settlement of the Israeli–Palestinian conflict, 2025–2026.
جنگ مستقیم اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی
REUTERS. Reports on the beginning of Israeli and United States military operations against Iran, the killing of Ali Khamenei and the Iranian military response. 28 February 2026 and subsequent reports.
REUTERS. Reports on Hezbollah’s entry into the 2026 war in support of the Islamic Republic and its attacks on Israel. March 2026.
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|