|
دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ -
Monday 3 August 2026
|
ايران امروز |
دیپفیکها، منازعه شناختی و تسلیحاتیسازی واقعیت
هوش مصنوعی (AI) به یکی از مهمترین فناوریهای قرن بیست و یکم تبدیل شده است. این فناوری در زمینههایی مانند مراقبتهای بهداشتی، آموزش، توسعه اقتصادی و تحقیقات علمی مزایای فراوانی دارد. بااین حال، هوش مصنوعی به ابزاری مهم در رقابتهای ژئوپلیتیکی نیز تبدیل شده است.
هوش مصنوعی دیگر تنها برای انجام وظایف روزمره و تکراری استفاده نمیشود؛ بلکه امروزه میتواند روایتهای سیاسی را شکل دهد، بر افکار عمومی تأثیر بگذارد و برتصمیمگیریها در سطوح ملی و بینالمللی اثرگذار باشد. ترکیب هوش مصنوعی، عملیات سایبری، رسانههای اجتماعی و تحلیل پیشرفته دادهها، ماهیت درگیریهای مدرن را تغییر داده است. دولتها و بازیگران غیر دولتی میتوانند از هوش مصنوعی برای جنگ روانی، انتشار اطلاعات نادرست، دیپفیک و تبلیغات سیاسی استفاده کنند. این فعالیتها میتوانند اعتماد عمومی به دولتها و نهادهای دموکراتیک را تضعیف کنند.
برخلاف جنگ سنتی، این عملیات اغلب بدون حملات نظامی مستقیم انجام میشوند. به همین دلیل، شناسایی آنها، نسبت دادن آنها به یک عامل مشخص و جلوگیری از آنها دشوار است. جنگ مدرن بیش از پیش نه تنها بر اهداف نظامی، بلکه بر ذهن انسان تمرکز دارد.
جنگ شناختی مبتنی بر هوش مصنوعی تلاش میکند بر نحوه درک مردم از واقعیت تأثیر بگذارد. یک مهاجم میتواند با استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی، تبلیغات شخصیسازیشده ایجاد کند، شکافهای اجتماعی را افزایش دهد و بر دیدگاههای سیاسی مردم در مقیاسی بسیار گسترده تأثیر بگذارد.
هوش مصنوعی مولد و مدلهای زبانی بزرگ میتوانند بهسرعت مقالات متقاعدکننده، اسناد جعلی، حسابهای جعلی در شبکههای اجتماعی و فایلهای صوتی و ویدئویی واقعگرایانه تولید کنند. این امر به بازیگران خصمانه اجازه میدهد کمپینهای گسترده اطلاعاتی را با هزینههای پایین اجرا کنند. این کمپینها میتوانند با سرعت بسیار زیادی منتشر شوند و اغلب شناسایی آنها دشوار است. اطلاعات نادرست ممکن است در عرض چند دقیقه به میلیونها نفر برسد، در حالی که راستیآزمایی آنها و بررسی و اصلاح آنها ممکن است به ساعتها یا حتی روزها زمان نیاز داشته باشند. در نتیجه، اطلاعات نادرست ممکن است پیش از آشکار شدن حقیقت، بر افکار مردم تأثیر بگذارد.
دیپفیک به عنوان ابزاری برای انتشار اطلاعات نادرست
یکی از خطرناکترین کاربردهای هوش مصنوعی، ایجاد دیپفیکها(Deepfakes) است. دیپفیکها ویدئوها، تصاویر یا فایلهای صوتی جعلی هستند که با استفاده از هوش مصنوعی ساخته میشوند و میتوانند این تصور را ایجاد کنند که یک فرد واقعی سخنی گفته یا کاری انجام داده است، در حالی که در واقع چنین اتفاقی رخ نداده است.
دیپفیکها باعث شدهاند انتشار اطلاعات نادرست قدرت بیشتری پیدا کند. برای مثال، یک ویدئوی جعلی میتواند یک رهبر سیاسی را در حال بیان اظهارات تهاجمی یا یک مقام نظامی را در حال صدور دستوری دروغین نشان دهد. اگر مردم این ویدئو را باور کنند، ممکن است یک بحران دیپلماتیک ایجاد شود،بی ثباتی مالی به وجود آید یا حتی تنش نظامی افزایش پیدا کند.
تصور کنید یک ویدئوی تولیدشده توسط هوش مصنوعی منتشر شود که در آن رئیس یک کشور اعلام میکند کشورش برای جنگ آماده میشود. حتی اگر چندساعت بعد جعلی بودن این ویدئو ثابت شود، ممکن است آسیب واردشده از قبل اتفاق افتاده باشد. بازارهای مالی ممکن است سقوط کرده باشند، نیروهای نظامی ممکن است در حالت آماده باش قرار گرفته باشند و روابط میان کشورها ممکن است تیرهتر شده باشد.
بنابراین، هدف یک حمله دیپفیک همیشه این نیست که همه مردم اطلاعات جعلی را باور کنند، گاهی هدف اصلی ایجاد سردرگمی و تردید است. مردم ممکن است شروع به این پرسش کنند که آیا هر ویدئو، عکس یا فایل صوتی واقعاً معتبر است یا نه. این پدیده به عنوان سود سهام دروغگو(Liar’s Dividend) شناخته میشود. هنگامی که مردم اعتماد خود را به شواهد واقعی از دست میدهند، بازیگران فریب کار نیز راحتتر میتوانند شواهد واقعی را انکار کنند.
برای مثال، در جریان جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، ویدئویی در شبکه اجتماعی X منتشر شد که شامل چهار کلیپ بود و ادعا میشد این کلیپها حمله به پایگاههای نظامی ایران را نشان میدهند. بااین حال، سازمان «Full Fact» در دسامبر ۲۰۲۵ گزارش داد که سه مورد از چهار کلیپ نشانههایی از تولید شدن توسط هوش مصنوعی داشتند. در این کلیپها شکلهای غیر عادی بدن، چارچوبهای تحریفشده ساختمان، نمایشهای غیر واقعی در پسزمینه و واکنشهای عجیب افراد و اشیا نسبت به انفجارها مشاهده میشد. این نمونه نشان میدهد که چگونه محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی میتواند در جریان درگیریها برای ایجاد سردرگمی مورد استفاده قرار گیرد.
سازمانها و گروههای افراطگرا نیز ممکن است از محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی برای جذب نیرو و تبلیغات خود استفاده کنند. آنها میتوانند سخنرانیها، ویدئوها، شهادتها و داستانهای احساسی جعلی تولید کنند تا تبلیغاتشان واقعیتر به نظر برسد.
برای مثال، هوش مصنوعی میتواند برای ایجاد تصاویر یا ویدئوهای جعلی از یک حمله یا جنایت ادعایی مورد استفاده قرار گیرد. چنین محتوایی میتواند برای ایجاد نفرت علیه یک گروه مخالف یا قهرمان جلوه دادن یک رهبر افراطگرا استفاده شود. به دلیل این خطرات، دولتها در حال بررسی قوانینی برای مجازات تولید و انتشار مخرب دیپفیکها هستند. همزمان، دولتها در زمینه سواد دیجیتال نیز سرمایهگذاری میکنند. سواد دیجیتال به مردم آموزش میدهد که چگونه اطلاعات جعلی یا دستکاری شده را شناسایی کنند.
هوش مصنوعی همچنین به ابزاری قدرتمند در جنگ ترکیبی(Hybrid Warfare) تبدیل شده است. جنگ ترکیبی به استفاده از روشهای مختلف، مانند نیروی نظامی، حملات سایبری، فشار اقتصادی، دیپلماسی و عملیات اطلاعاتی، برای دستیابی به اهداف سیاسی گفته میشود. جنگ اطلاعاتی معمولاً به تنهایی اتفاق نمیافتد. اطلاعات نادرست تولیدشده توسط هوش مصنوعی میتواند همزمان با حملات سایبری، فشار اقتصادی یا عملیات نظامی مورد استفاده قرار گیرد. هدف این است که از چند جهت بهطور همزمان بر رقیب فشار وارد شود. هوش مصنوعی این عملیات را قدرتمندتر میکند، زیرا میتواند حجم زیادی از محتوا را به صورت خودکار تولید کند، گروههای خاصی از مردم را با پیامهای متناسب با آنها هدف قرار دهد و هزاران حساب جعلی آنلاین را به طور همزمان فعال کند.
یکی دیگر از ویژگیهای مهم رقابتهای ژئوپلیتیکی مدرن، جنگ اعتباری و حیثیتی(Reputational Warfare) است. در گذشته، دولتها برای تأثیر گذاری بر افکار عمومی از روزنامهها، رادیو، اعلامیهها و تلویزیون استفاده میکردند. امروزه رسانههای اجتماعی امکان انتشار اطلاعات در سراسر جهان را تنها در چند ثانیه فراهم کردهاند. پلتفرمهای رسانههای اجتماعی، برنامههای پیامرسان و شبکههای آنلاین میتوانند اطلاعات نادرست یا گمراه کننده را به سرعت تقویت و منتشر کنند. این بدان معناست که یک قطعه کوچک از اطلاعات نادرست میتواند در مدت کوتاهی به یک مسئله بینالمللی تبدیل شود.
یکی از بزرگترین مشکلات، نبود قوانین بینالمللی گسترده و مورد توافق درباره نحوه مقابله با اطلاعات نادرست تولید شده توسط هوش مصنوعی است. کشورها قوانین و رویکردهای متفاوتی دارند و همین مسئله کنترل عملیات اطلاعاتی فرامرزی را دشوار میکند. جنگ اطلاعاتی مبتنی بر هوش مصنوعی تنها از طریق فناوری قابل شکست دادن نیست. کشورها همچنین باید تابآوری ملی(National Resilience) خود را تقویت کنند.
دولتها باید در سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی سرمایهگذاری کنند که بتوانند تصاویر، ویدئوها و فایلهای صوتی جعلی را پیش از آنکه به طور گسترده منتشر شوند، شناسایی کنند. قوانین باید استفاده مخرب از دیپفیکها را مجازات کنند، در حالی که همزمان از آزادی بیان و روزنامهنگاری مشروع نیز محافظت شود. شرکتهای فناوری نیز باید سیستمهایی را بهبود دهند که بتوانند اصالت محتوای دیجیتال را بررسی کنند. آنها همچنین باید با دولتها و پژوهشگران همکاری کنند تا کمپینهای هماهنگ انتشار اطلاعات نادرست را شناسایی کنند.
آموزش عمومی نیز به همان اندازه اهمیت دارد. مدارس و دانشگاهها باید سواد دیجیتال و سواد تشخیص دیپفیک را آموزش دهند تا مردم بتوانند اطلاعاتی را که در فضای آنلاین مشاهده میکنند، به صورت انتقادی ارزیابی کنند.
در نهایت، همکاری بینالمللی ضروری است. اطلاعات نادرست تولیدشده توسط هوش مصنوعی به راحتی میتواند از مرزهای ملی عبور کند. بنابراین، کشورها باید اطلاعات و دادههای امنیتی را با یکدیگر به اشتراک بگذارند، استانداردهای فنی مشترک ایجاد کنند و درباره استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی در زمان درگیریها، توافقهای بینالمللی ایجاد کنند. در نتیجه، هوش مصنوعی با سریعتر، ارزانتر و دشوارتر کردن شناسایی تبلیغات سیاسی، اطلاعات نادرست و دیپفیکها، ماهیت جنگ اطلاعاتی مدرن را تغییر داده است.
بزرگترین خطر تنها این نیست که مردم اطلاعات نادرست را باور کنند؛ بلکه این است که در نهایت ممکن است دیگر به هیچ اطلاعاتی اعتماد نکنند. بنابراین، دولتها، شرکتهای فناوری، سازمانهای بینالمللی و شهروندان باید با یکدیگر همکاری کنند تا از سلامت و یک پارچگی محیط اطلاعاتی محافظت شود.
———-
▪️محمد ثاقب، دانشجوی رشته روابط بینالملل در دانشگاه بینالمللی اسلامی اسلامآباد پاکستان است.
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|