دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - Monday 12 October 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 14.07.2026, 14:14

مراسم تدفین خامنه‌ای و جشن‌های ۲۵۰۰ ساله


داریوش مجلسی

سازماندهی، ریخت‌وپاش مالی بی‌حد، و بالاتر از همه، قدرت‌نمایی کاذب در برابر افکار عمومی داخل و خارج ایران را می‌توان از اهداف اصلی رژیم حاکم بر کشورمان در برگزاری مراسم بسیار وسیع و پرخرج تدفین علی خامنه‌ای نامید. وانمود کردن یک شکست (یعنی ترور موفق رهبر جمهوری اسلامی) به‌عنوان یک پیروزی و نمایش قدرت، نمی‌تواند به چیز دیگری تعبیر شود به‌جز خریدن نوعی آبرو و حیثیت در مقابل مردمی که از دی‌ماه، فقط شاهد کشتارهای خیابانی، اعدام‌ها، فقر و عزلت و از همه بدتر تخریب زیرساختارهایی می‌باشند که (اغلب) حاصل سرمایه‌گذاری‌های کلان رژیم پیشین بود.

اگر قبول کنیم که این مراسم تدفین یکی از، و شاید هم تنها مراسم پرخرج و وسیعی است که جمهوری اسلامی تاکنون برگزار نموده (آن هم در زمانی که کشور و مردم ما در بدترین شرایط اقتصادی و جنگ به سر می‌برند)، پس زیاد هم بی‌ربط نخواهد بود اگر مقایسه‌ای بین این مراسم و مراسمی در رژیم گذشته، که آن هم یکی از پرخرج‌ترین و پرجلال‌ترین وقایع آن زمان بود (یعنی مراسم ۲۵۰۰ ساله) به عمل آوریم؛ با این تفاوت که آن مراسم، برخلاف این مراسم، در زمان شکوفایی اقتصادی و تعامل با دنیا برگزار گردید.

یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای آن جشن، تأسیس ۲۵۰۰ مدرسه، آن هم در دورترین مناطق سرزمین‌مان بود. تفاوت بین حضور وسیع سران (تقریباً) تمام کشورهای جهان در آن جشن، و حضور تعداد قلیل سران کشورها، شخصیت‌ها و نیابتی‌ها در مراسم دفن خامنه‌ای، نشان‌دهنده تفاوت چشمگیر بین جایگاه و موقعیت بین‌المللی آن رژیم از یک‌سو، و انزوا و قرار گرفتن این رژیم در زمره کشورهای تروریست از سوی دیگر می‌باشد.

برای درک تفاوت بین آغاز حکومت پهلوی دوم و انتهای آن، کافی است به تفاوت بین تعداد دبستان‌ها در سال‌های اول و سال‌های پایانی حکومتش بنگرید. این در حالی است که رژیم حاکم بر کشورمان، با وجود مخارج هنگفتی که برای جلوه دادن شکوه کاذبش صرف نمود، قادر نیست حتی یک مورد، تکرار می‌کنم حتی یک مورد، که نشان‌دهنده پیشرفت باشد را به منصه ظهور برساند.


مصلای تهران

شاه با جشن‌های باشکوه ۲۵۰۰ ساله خواست نشان دهد که او و رژیم پهلوی، تداوم و ادامه قدرت سلسله پادشاهانی می‌باشند که از ۲۵۰۰ سال پیش در این سرزمین حکومت کرده‌اند. چنانچه به خاطر داشته باشید، به هنگام رژه سربازان، همه شاهد رژه سربازانی با پوشش‌های ادوار مختلف پادشاهی بودیم.

آخرین حکومت پادشاهی در ایران، حامل دستاوردهای کمی برای سرزمین‌مان نبود؛ البته منظورم مقایسه با حکومت آخوندها نبود، چون این حکومت دارای دستاوردی نبوده و نیست که در حد و توان مقایسه با حکومت پرثمر پهلوی‌ها باشد.

ولی فراموش هم نباید نمود که اصلاحات و پیشرفت‌های پهلوی‌ها، از بالا به پایین و از طریق دستور و فرمان بود، در حالی که جامعه همیشه آمادگی و ظرفیت قبول آن‌ها را نداشت؛ لذا برای اجرای اوامر حکومت، نیاز به کاربرد زور بود. ولی این هم نوعی شوخی تاریخ است که حرکت در مسیر تحولات این‌بار، در جهت عکس آن دوران پیشرفت و ترقیِ رو به جلو می‌رود. یعنی مردم ما خواستار دستیابی به دستاوردهای پهلوی‌ها، به اضافه آزادی‌های مدنی و سیاسی می‌باشند، در حالی که حاکم دستاربه‌سر، نه مایل به دادن آزادی‌های مدنی و سیاسی می‌باشد و نه دانش فهم پیشرفت‌های مادی و اجتماعی دوران پهلوی‌ها را دارا می‌باشد.

این پارادوکس، جامعه ما را درگیر یک دوگانگی فکری نموده که انقلاب و سرنگونی، چاره و راه خروج از آن نیست. ناچار باید در طول زمان و تجربه عینی، پابه‌پای زمان و آمادگی ذهنی، با یاری‌جویی از فرهنگ و تجربیات تاریخی‌مان و به یاری خرد جمعی ملی‌مان، قادر باشیم برای دستیابی به دستاوردهای پهلوی‌ها، همراه با آرمان‌های آزادی‌طلبانه مصدق و بختیار و عدالت اجتماعی یاران چپ‌مان، با گام‌های تدریجی ولی استوار وارد مسیر به سوی جامعه آرمانی و ایده‌آل‌مان گردیم. حدستان درست است، زمان می‌برد؛ در حقیقت همان مسیری که اروپا طی ده‌ها سال پشت سر گذارد.

یاد دوست و همشهری عزیزم، هوشمند عقیلی، به‌خیر و روانش شاد. آهنگی می‌خواند به نام “آن‌روز که تو می‌آیی”. گاهی در ساعات خلوت، خطاب به ققنوس سرزمین‌مان، این آهنگ را زیر لبی زمزمه می‌کنم. ققنوس ایران انگار مدت‌هاست که در زیر خروارها خاکستر به خواب رفته، ولی شکی ندارم به همت جامعه مدنی داخل کشور و جنبش “زن، زندگی، آزادی” روزی هم “او” خواهد آمد. به امید آن‌روز.

داریوش مجلسی، ژوئیه ۲۰۲۶


نظر خوانندگان:


☑️ آقای مجلسی عزیز. خوشحالم که بعد از مدتی، دوباره مقاله‌ای از شما می‌خوانم. من در اساس همسو با شما هستم و بویژه این نظر شما را قبول دارم: “باید در طول زمان و تجربه عینی، پابه‌پای زمان و آمادگی ذهنی، با یاری‌جویی از فرهنگ و تجربیات تاریخی‌مان و به یاری خرد جمعی ملی‌مان، قادر باشیم .... با گام‌های تدریجی ولی استوار وارد مسیر به سوی جامعه آرمانی و ایده‌آل‌مان گردیم”.
اما سؤالی که همواره در ذهنم هست این است که از کجا بفهمیم که “پروژه آمادگی ذهنی” به خوبی جلو می‌رود؟ مگر ۴۰ سال نیست که داریم خودمان را «آماده» می‌کنیم؟ نتیجه چه بوده و این بار چه فرقی با گذشته خواهد داشت؟ چطور بفهمیم که به جلو حرکت می‌کنیم؟ چطور بفهمیم که دایره‌وار دور خودمان نمی‌چرخیم؟
به نظر من، باید بتوان این احراز “آمادگی” را قدم به قدم و مرحله بندی کرد و برای هر مرحله یا اقدام، نتایج قابل کنترل و ملموسی در نظر گرفت. درست همین نکته است که تفاوت یک فرد سیاسی را از یک فرد غیر‌مجرب نشان می‌دهد. یک فرد با سواد متوسط هم می‌داند که باید آماده‌سازی کرد و جامعه مدنی را تقویت نمود. وظیفه فرد مجرب سیاسی است که مرحله‌بندی کند و کنترل کند که نتایج موردنظر در ظرف زمانی مناسب حاصل می‌شوند.
با احترام. رضا قنبری. آلمان


☑️ قنبری عزیز، پروسه های مدنی و فرهنگی را نمیتوان مرزبندی و درجه بندی کنی. به حجاب اجباری در خیابان های کشورمان نگاه کن. فیلم کوتاهی از خیابان های کرج اوایل شب دیدم هر چه گشتم روسری بسر ندیدم. پزشکیان رئیس جمهور بی‌اختیارمان، در اوایل تظاهرات دیماه از تظاهر کنندگان برای خواسته‌های اقتصادی شان حمایت کرد. این تا بحال سابقه نداشت. چه میشود کرد که به جای حمایت از او فرمان داده شد بریزید به خیابان‌ها و شهرها را تسخیر کنید. نتیجه را خودتان بهتر می‌دانید. اختلاف نظر بعضی از مذاکره کنندگان با آمریکا، با جنگ طلبان به خاطر همین تغییر جو و دید جدیدی است که در درون رژیم شکاف انداخته. منظور من هم از “پا به پای زمان و آمادگی ذهنی” همین است. ولی چه می‌شود کرد که هربار با جنگ دوباره به عقب بر می‌گردیم. ولی اگر منظورتان عدم تغییر رژیم بعد از چهل سال است؟ من مدتهاست به این نتیجه رسیده‌ام که بر عکس هیاهوهای خیابانی خارج کشور، این رژیم تغییر نخواهد کرد ولی رفتارش چرا، آن هم بخاطر همان تحولات تدریجی و زیر آبی.
با ارادت مجلسی


☑️ مجلسی عزیز درود برشما
مقایسه دو سرمایه گذاری حکومتی یک برای نشان دادن عظمت و شکوه ایران البته با هزینه کردن از جیب ملت و دیگری برای بقا و ماندن بیشتر برایم بسیار اموزنده بود. بنظرم این قسمت از مطلب‌تان بسیار قابل اندیشیدن و تحلیل و بررسی است و در کل با آن موافقم.
(این پارادوکس، جامعه ما را درگیر یک دوگانگی فکری نموده که انقلاب و سرنگونی، چاره و راه خروج از آن نیست. ناچار باید در طول زمان و تجربه عینی، پابه‌پای زمان و آمادگی ذهنی، با یاری‌جویی از فرهنگ و تجربیات تاریخی‌مان و به یاری خرد جمعی ملی‌مان، قادر باشیم برای دستیابی به دستاوردهای پهلوی‌ها، همراه با آرمان‌های آزادی‌طلبانه مصدق و بختیار و عدالت اجتماعی یاران چپ‌مان، با گام‌های تدریجی ولی استوار وارد مسیر به سوی جامعه آرمانی و ایده‌آل‌مان گردیم. حدستان درست است، زمان می‌برد؛ در حقیقت همان مسیری که اروپا طی ده‌ها سال پشت سر گذارد.)
ارادتمند مسعود جابانی از هلند




نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net