چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵ - Wednesday 27 May 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 26.05.2026, 22:49

ترامپ بابت ایران چقدر باید «زهر بخورد»؟


توماس فریدمن

نیویورک تایمز / ۲۶ مه ۲۰۲۶

* هر توافقی که بین ایالات متحده و ایران حاصل شود، ترامپ باید یک امتیاز بزرگ بدهد: یک رژیم قاتل دست نخورده باقی می‌ماند.

تنها دو سؤال در مورد جنگ ایالات متحده با ایران باقی مانده است. نخست اینکه، پرزیدنت ترامپ برای پایان دادن به این درگیری با حداقل چند دستاورد، مجبور خواهد شد چقدر تن به خواری و اعتراف به اشتباه خود بدهد؟ و دوم اینکه، آیا او به ما خواهد گفت خواری و شکستِ تحمیلی که در حال پذیرش آن است، در واقع شاه‌میگو یا فیله‌مینیون (غذایی لذیذ و لوکس) است؟

شخصاً برای من مهم نیست اگر ترامپ مجبور شود مقدار زیادی زهر بخورد — برای مثال، آن «تسلیم بی‌قیدوشرط» ایران که وعده‌اش را داده بود و قرار نیست محقق شود — مشروط بر این‌که نتیجه‌اش این باشد که ایران حدود هزار پوند اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی خود را واگذار کند. چنین اقدامی تهدید فوری دستیابی ایران به بمب را از روی میز برمی‌دارد و این اتفاق بسیار مثبتی خواهد بود.

اما لطفاً این مزخرفات را به خورد من ندهید که ترامپ یک توافق کامل و بی‌نقص به دست آورده است. زیرا تضمین تحویل این اورانیوم غنی‌شده نه‌تنها رژیم منفور و آدم‌کش جمهوری اسلامی را در قدرت نگه می‌دارد (آن هم در حالی که همچنان حدود ۱۰ تن اورانیوم کم‌غنی‌شده در اختیار دارد)، بلکه در عمل آن را از جهاتی نگران‌کننده تقویت نیز خواهد کرد.

برای شروع، ترامپ، معاونش جی‌دی ونس، وزیر دفاع پیت هگست و وزیر خارجه مارکو روبیو همگی به عنوان تیمی در تاریخ ثبت خواهند شد که درست در زمانی که جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در برابر مردم خودش به زانو درآمده بود، به آن حیاتی دوباره بخشیدند.

دلیلش این است که تنها راهی که ایران حاضر خواهد شد آن اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی را واگذار کند، توافقی است که به‌تدریج محاصره صادرات نفت ایران از سوی آمریکا و همچنین کل شبکه تحریم‌های اقتصادی واشینگتن علیه تهران را رفع کند. این کاهش فشار، تزریق عظیمی از پول نقد در اختیار رژیم قرار خواهد داد؛ پولی که می‌تواند برای خریدن مخالفان داخلی — یا ادامه سرکوب آنان — و نیز تقویت نیروهای نیابتی‌اش در لبنان، عراق و یمن به کار رود.

رابرت لیتواک، کارشناس کنترل تسلیحات و نویسنده کتاب «دولت‌های یاغی و سیاست خارجی آمریکا»، به من گفت: «ترامپ این جنگ اختیاری را با هدف تحول‌آفرین تغییر رژیم آغاز کرد. اما اکنون در آستانه پایان دادن به آن از طریق یک توافق معامله‌محور قرار دارد؛ توافقی که در واقع گونه‌ای از همان توافقی است که اوباما در سال ۲۰۱۵ مذاکره کرد و ترامپ در سال ۲۰۱۸ با بی‌احتیاطی آن را کنار گذاشت؛ توافقی که برنامه هسته‌ای ایران را مهار کرده بود.»

لیتواک افزود، چنین توافق معامله‌محوری که رژیم را در قدرت نگه دارد، برای تندروهای حامی ترامپ «که تهدید ایران را ناشی از ماهیت خود رژیم می‌دانند»، غیرقابل‌قبول خواهد بود.

از آن‌جا که ترامپ و تیم امنیت ملی‌اش ظاهراً پیش از آغاز جنگ هیچ برنامه‌ریزی سناریومحوری انجام نداده بودند — و صرفاً به وعده‌های بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، تکیه کرده بودند که می‌گفت رژیم ایران پس از چند هفته بمباران سنگین مانند خانه‌ای پوشالی فرو خواهد ریخت — نتوانستند پیش‌بینی کنند که ایران در شرایط استیصال چه واکنشی نشان خواهد داد.

نخستین واکنش، بستن تنگه هرمز بود؛ شاهراه حیاتی انتقال نفت که حدود ۲۰ درصد نفت خام جهان باید از آن عبور کند؛ اقدامی که باعث شد بهای بنزینی که مردم در پمپ‌بنزین می‌پردازند به‌شدت افزایش یابد. ایران تنها با استفاده از چند پهپاد، موشک کروز و نیروهای سپاه پاسداران سوار بر قایق‌های تندرو مجهز به مسلسل، دریافت که می‌تواند اقتصاد آمریکا و بسیاری کشورهای دیگر را در تنگنا و خفگی قرار دهد.

به بیان دیگر، ترامپ و نتانیاهو تصور می‌کردند سامانه‌های تسلیحاتی عظیم و چند میلیارد دلاری‌شان می‌تواند ایران را وادار کند مواد لازم برای ساخت سلاح کشتار جمعی را کنار بگذارد. اما ناخواسته این امکان را برای ایران فراهم کردند که بفهمد خودش دارای سلاحی برای «اختلال گسترده» است؛ پهپادهای ارزان‌قیمتی که می‌توانند تنگه هرمز را ببندند.

اکنون و برای همیشه، ایرانی‌ها خواهند دانست که ما می‌دانیم تهران هر زمان بخواهد می‌تواند مهم‌ترین شیر نفت جهان را ببندد. این اهرم فشار جدید برای رژیم ایران، بی‌قیمت است.

این‌که ترامپ نتوانست چنین چیزی را پیش‌بینی کند، اتفاقی نیست. دلیلش این است که او تصور می‌کند همه‌چیز را می‌داند — در حالی که اصلاً چنین نیست.

یادتان هست سال گذشته ترامپ و ونس در دفتر بیضی‌شکل کاخ سفید چگونه ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، را موعظه می‌کردند و به او می‌گفتند هیچ «برگی» در دست ندارد و اساساً باید در برابر خواست ولادیمیر پوتین، محبوب ترامپ، تسلیم شود؟ تصور کنید اگر ترامپ و ونس به جای آن، با کنجکاوی و فروتنی از زلنسکی می‌پرسیدند: «ولودیمیر، توانایی شما در مقاومت در برابر ابرقدرت روسیه شگفت‌انگیز بوده است. چه برگ‌هایی در دست داشتید که توانستید چنین کنید؟»

زلنسکی احتمالاً پاسخ می‌داد: «آقای ترامپ، آقای ونس، اجازه بدهید توضیح دهم پهپادها چگونه میدان نبرد مدرن را دگرگون کرده‌اند و به بازیگران کوچک امکان داده‌اند بزرگ عمل کنند و به ضعیف‌ها قدرت داده‌اند قوی ظاهر شوند.»

شاید آن وقت ترامپ پیش از آغاز این جنگ با حملات گسترده، از هگست می‌پرسید: «هی پیت، اگر ایران هم مثل اوکراین عمل کند و فقط چند پهپاد ۳۰ هزار دلاری به تنگه هرمز بفرستد و آن را ببندد، آن وقت چه کار خواهیم کرد؟»

از آن‌جا که ظاهراً ترامپ هرگز چنین سؤالی نپرسید و هگست هم یا بیش از حد ناآگاه بود یا بیش از حد ترسو که آن را مطرح کند، به گفته لیتواک، رژیم سپاه پاسداران ایران «از طریق توانایی خفه کردن اقتصاد جهانی با بستن تنگه هرمز و گروگان گرفتن زیرساخت‌های نفتی و غیرنظامی کشورهای خلیج فارس، به معادل کارکردی یک سلاح هسته‌ای دست یافته است.»

پرسش دیگری که ترامپ هرگز مطرح نکرد این بود: اگر ایران در پاسخ به حملات هوایی آمریکا تلاش کند زیرساخت‌های نفتی متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس — یعنی امارات متحده عربی، عربستان سعودی، قطر، کویت و بحرین — را هدف قرار دهد، چه خواهد شد؟

و دقیقاً همین اتفاق رخ داد. خبرگزاری رویترز گزارش داد که ایران، از جمله با حملات پهپادی و موشک‌های کروز در ماه مارس، «۱۷ درصد از ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) قطر را از کار انداخت؛ اقدامی که حدود ۲۰ میلیارد دلار زیان سالانه به بار آورد و عرضه انرژی به اروپا و آسیا را تهدید کرد.» این گزارش افزود: «عملیات تعمیرات باعث خواهد شد ۱۲.۸ میلیون تن در سال از ظرفیت تولید LNG برای سه تا پنج سال از مدار خارج شود.»

سه تا پنج سال!

در واقع، ایران به متحدان عرب نفت‌خیز و آسیب‌پذیر آمریکا همان حرفی را زد که جادوگر شرور غرب در فیلم «جادوگر شهر اُز» به مترسک پوشالی می‌گوید: «کمی آتش چطور است، مترسک؟»

حالا می‌فهمید چرا تولیدکنندگان عرب نفت مطلقاً نمی‌خواهند ترامپ جنگ را دوباره آغاز کند و تهران چگونه از این مسئله به عنوان اهرم فشار در مذاکراتش با واشینگتن استفاده می‌کند.

و این را هم ایران و هم متحدان ما به‌وضوح می‌بینند: ترامپ فردی با ثبات روانی نیست و بنابراین نمی‌توان روی او — و آمریکای تحت رهبری او — حساب کرد. تازه‌ترین نمونه، پیشنهادی بود که ترامپ آخر هفته مطرح کرد؛ پیشنهادی آن‌قدر نامعقول که انگار از زبان کسی در بار مارالاگو کنار دستش بیرون آمده بود.

ترامپ در پیامی در شبکه «تروث سوشال» نوشت با توجه به «تمام تلاش‌هایی که ایالات متحده برای کنار هم قرار دادن این پازل بسیار پیچیده انجام داده»، او «به‌طور الزامی درخواست می‌کند که همه کشورها فوراً توافق‌نامه‌های ابراهیم را امضا کنند.» این فهرست شامل ترکیه هم می‌شد؛ کشوری که رهبرش از نتانیاهو متنفر است و در عین حال از قبل با اسرائیل رابطه دارد. پاکستان نیز در فهرست بود؛ کشوری که سال‌ها خصومت با اسرائیل داشته است. اردن و مصر هم حضور داشتند؛ در حالی که هر دو از قبل معاهده صلح با اسرائیل دارند، پس چرا باید به توافق‌نامه‌های ابراهیم بپیوندند؟ و همچنین عربستان سعودی که بارها به‌روشنی اعلام کرده تنها در صورتی روابطش را با اسرائیل عادی خواهد کرد — و اساساً باید چنین کند — که اسرائیل مسیری به سوی راه‌حل دو کشوری با فلسطینیان باز کند.

ترامپ حتی مدعی شد چند متحد آمریکا به او گفته‌اند که اگر خود ایران نیز به این توافق‌نامه‌ها بپیوندد، «باعث افتخارشان خواهد بود.» او نوشت اگر ایران این توافق را امضا کند، «این مهم‌ترین توافقی خواهد بود که هر یک از این کشورهای بزرگ اما همواره درگیر، تاکنون امضا کرده‌اند. هیچ چیز در گذشته یا آینده از آن فراتر نخواهد رفت.»

در کدام سیاره از کهکشان راه شیری چنین رژیمی در تهران — رژیمی که عملاً بر پایه نفرت از اسرائیل بنا شده — پس از این جنگ ناگهان با اسرائیل صلح خواهد کرد؟

کل این ماجرا آن‌قدر مضحک، بچگانه و بدون بررسی کارشناسی بود که حتماً متحدان اسرائیلی و عرب ما را عمیقاً نگران کرده که حامی آمریکایی‌شان تحت رهبری فردی واقعاً بی‌ثبات قرار دارد.

پس بگذارید با همان چیزی پایان دهم که روز آغاز این جنگ از سوی ترامپ و نتانیاهو گفتم: هیچ چیز بیش از سرنگونی این رژیم هولناک در تهران و پایان دادن به جاه‌طلبی‌های هسته‌ای‌اش نمی‌توانست آینده خاورمیانه را بهبود ببخشد.

اما برای رسیدن به چنین هدفی، نیاز به برنامه‌ای بسیار پیچیده و حساب‌شده بود؛ باید همه سناریوهای مختلف را بررسی می‌کردید و تا حد امکان متحدان بیشتر و مشروعیت جهانی گسترده‌تری به دست می‌آوردید، زیرا این کار دشوار بود و زمان می‌برد. ترامپ و تیم دلقک‌وارش هیچ‌کدام از این کارها را انجام ندادند.

بله، آن‌ها نیروی نظامی عظیمی به کار گرفتند و به توان هسته‌ای و نظامی متعارف ایران آسیب زدند. این‌ها اتفاقات بسیار خوبی هستند. و اگر ترامپ بتواند آن اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی را از ایران خارج کند، آن حتی دستاورد بهتری خواهد بود.

اما حامیان او نباید خودشان یا متحدان ما را فریب دهند: حتی اگر ترامپ به این اهداف برسد، اکنون بهای آن را باید با دادن حیاتی دوباره به یکی از بدترین رژیم‌های جهان بپردازیم؛ رژیمی که از این پس اهرم دائمی فشار بر منابع حیاتی نفت جهان خواهد داشت و همچنین منابع لازم برای ادامه شرارت و بی‌ثبات‌سازی در منطقه را در اختیار خواهد گرفت.

پس لطفاً به من نگویید این «شاه‌میگو» یا «فیله مینیون» است.



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net