|
چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ -
Wednesday 14 October 2026
|
زهرا عبدی:
مردی که اورست و چندین قلهی بلند جهان را با طناب و دستهای خالی و دلی بلندتر از هر کوهی فتح کرده بود، به دست حقیرانی اعدام شد که در عمرشان از هیچ بلندایی بالا نرفتهاند، جز سریر خون.
نامش علیسینا مصطفوی بود. سیوهفت سال داشت و از بم برخاسته بود؛ از خاکی که یک بار زیر آوار رفت و دوباره سر برآورد. او هم برخاستن را از همان خاک آموخته بود.
کوهنورد بود و میدانست آدمی تنها آنجا که از زمین کنده میشود، بوی آسمان را میشناسد. موسیقیدان بود. شبها کنار صخرهها تار مینواخت و صبحها قله را به نام ایران ثبت میکرد.
دستهایش ساز را به نرمی میگرفت، طناب را به استواری. چنین مردی را نه سنگ زمین میزد، نه سرما، نه ریزش بهمن.
دو بار به خیابان آمد: ۱۴۰۱ و دی ۱۴۰۴، و هر دو بار بازداشت شد. بار دوم او را بهشدت شکنجه کردند و در دادگاهی که نامش انقلاب است و کارش کشتنِ هر انقلابی، نمایشی به پا کردند و حکم مرگش را صادر کردند.
دیشب به خانوادهاش زنگ زدند برای دیدار آخر و با اذان صبحشان جان جوانش را گرفتند.
حکومتی که از مردی میترسد که فاتح قلهها بود، در حقارت ته دره خواهد مرد.
جلادان او را به دار کشیدند و گمان کردند کوه را به زانو درآوردهاند.
اما کوه را نمیشود به دار آویخت.
تار را نمیشود به دار آویخت.
علیسینا رفت. ما ماندیم، با حافظهای که نمیبخشد و زبانی که خاموش نمیشود.
تا روزی که این سرزمین از زیر پای جلادانش آزاد شود.
علیسینا، نام تو از این پس نام یک قله است؛ قلهای که هیچ دستی به آن نمیرسد جز دستِ آزادی.
#علیسینا_مصطفوی
#دی۱۴۰۴
#زهرا_عبدی
تلگرام نویسنده
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|