|
يكشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵ -
Sunday 8 November 2026
|
امتداد: ثریا طالبی، مادر امیرحسین موسوی(معروف به جیمز بیدین)، فعال توئیتری که حکم اعدام او توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی صادر شده در گفتوگو با امتداد، ضمن اشاره به وضعیت پرونده فرزند خود، اظهار داشت: امروز، ۶۸۹ روز است که فرزندم بهناحق در زندان محبوس است. پسرم را در ۲۸ آذر ۱۴۰۳ در فرودگاه مهرآباد، همراه همسرش، دستگیر کردند. او هنگام دستگیری مورد آزار و ضربوشتم شدید قرار گرفته بود. تا چند روز از اینکه کجاست و چه اتفاقی برایش افتاده، بیخبر بودیم. در روزهای سرد زمستانی، اورژانس، کلانتری و همهجا دنبال امیرحسین گشتیم تا اینکه مطلع شدیم در بند ۲۰۹ زندان اوین است.
در همان زمان، آقایی از آنجا با ما تماس میگرفت و میگفت: «من میدانم شما خانواده خوبی هستید و با بقیه فرق دارید. کمی تحمل کنید؛ پسرتان چند روزی مهمان ماست. کاری نکرده و حتماً به زودی آزادش میکنیم. فقط شما اطلاعرسانی نکنید و بهجایی اطلاع ندهید!.»
پسرم را ۱۷۶ روز در انفرادی بند ۲۰۹ نگه داشتند و در این مدت، مدام به ما و او امید میداند که قرار است به زودی آزادت کنیم. حتی یک بار هم به ما اطلاع دادند که وثیقه حاضر کنیم، اما غافل از اینکه چه بلایی نبود که بر سر پسرم نیاورده باشند. فرزندم را تهدید میکردند که توئیتر باید یک قربانی بدهد و چه کسی بهتر از تو! به پسرم میگفتند چیزی را که ما میخواهیم بگو تا همسرت را آزاد کنیم. پسرم میگفت همسرم مریض است و نمیتواند در فضای بسته بماند، اما آنها میگفتند پس زودتر همکاری کن.
دو بار هنگام بازجویی امیرحسین، شبنم را پشت در اتاق بازجویی آورده بودند. او گریه و زاری و التماس میکرده که امیرحسین! هر کاری که میگویند، انجام بده تا ما را آزاد کنند. مدام پسرم را تهدید میکردند. در مدت شش ماه میگفتند اگر همکاری نکنی، پروندهات را میدهیم دست قاضی صلواتی تا به تو حکم اعدام بدهد. اگر هم او حکم اعدام ندهد، تو را به بند شرارتیها میفرستیم تا آنجا دخلت را بیاورند.
طالبی با اشاره به مدت بازداشت و شرایط نگهداری فرزندش افزود: تا اینکه؛ پس از شش ماه انفرادی و آزار و اذیت، همراه با این وعده که فیلم را برای آرشیو میخواهیم، او را مجبور کردند تا جلوی دوربین بنشیند و هر چیزی را که آنها میخواهند، بگوید. ضبط فیلم مربوط به اردیبهشتماه بود، اما کلمات را طوری تقطیع کردند که انگار جنگ ۱۲ روزه را پسر من رقم زده است! در این فیلم به دروغ گفتند که وقتی اهداف مورد حمله قرار میگرفتند، پسرم عکس میگرفت و با خوشحالی برای اسرائیل ارسال میکرد. غافل از اینکه فرزند من، شش ماه قبل از جنگ در زندان بود. چطور میتوانست چنین کاری انجام دهد؟ چطور توانستید اینطور با زندگی یک جوان بازی کنید؟ ما هم از بیستوسی و هم از گزارشگر شکایت کردیم که با جان یک بچه بیگناه بازی کردند، اما فایدهای نداشت و تا الان به شکایت ما رسیدگی نکردهاند.
وی در ادامه با اشاره به ارجاع پرونده فرزندش به قاضی صلواتی اظهار داشت: خلاصه پرونده را به قاضی صلواتی دادند. من چند روز مراجعه کردم تا با ایشان ملاقات کنم و بعد از چند روز موفق شدم برای چند دقیقه با ایشان دیدار کنم، اما اصلاً به حرفهای من به عنوان مادر، گوش ندادند و فقط برگههای اعترافات اجباری را قبول داشتند. بعد از آن هم چند بار مراجعه کردم، اما اجازه ملاقات ندادند.
جلسه اول، قاضی از پسرم سؤالهای پرسیده و گفته بود: «حواست به جوابهایی که میدهی باشد. این جوابها به درد من نمیخورد! اگر اینطور بگویی، اتهامات را عوض میکنم و به تو حکم اعدام میدهم.» اما امیرحسین گفته بود؛ من فقط واقعیت و آنچه اتفاق افتاده را میگویم. او فقط فعال فضای مجازی بوده است.
قاضی در طول یک سال و نیم، سه جلسه پسرم را به دادگاه آورد. در جلسه آخر که کلاً بیشتر از ۱۰ دقیقه طول نکشید، اتهامات را به محاربه و افساد فیالارض تغییر داد. همانجا هم تصمیم گرفت تفهیم اتهام کند و میخواست دفاع آخر را بگیرد، اما وکیل و پسرم گفتند؛ ما در حال حاضر آمادگی نداریم و اگر ممکن است، جلسه دیگری برگزار کنید. با این درخواست موافقت نکردند. بچه من را با حال خراب به زندان برگرداندند و به او گفتند ظرف مدت پنج روز دفاع کتبی بنویسد و به دادگاه بفرستد.
سوال من از دستگاه قضائی کشور اسلامیمان این است که آیا امیرالمؤمنین افراد را اینطور محاکمه میکرد؟ در تمام سه جلسه، حتی چند دقیقه هم اجازه دفاع به بچه من ندادند. فرزندان کشورتان را با اتهامات آنقدر سنگینی که حکم اعدام دارد، به موضوعی مرتبط کردهاید که بچهای فقط در فضای مجازی نسبت به آن اعتراض کرده و پست و استوری گذاشته است. لحظهای فکر نکردید که این بچه و سایر بچههای سرزمین ما خانوادههایی دارند که تمام امیدشان به اینهاست؟ از قضات دیوان عالی تقاضا دارم به این پرونده طوری نگاه کنند که انگار پرونده فرزند خودشان است. کاری کنند که فردای روز در پیشگاه خداوند و امیرالمؤمنین جوابی برای گفتن داشته باشند.
من یک مادرم و از روزی که این حکم ناعادلانه را شنیدم، ده سال پیر شدهام و دستهایم به لرزه افتاده است. امیدوارم هیچ مادری گرفتار این قضایا نشود و در کشور عزیزمان با صلح و آرامش، در کنار جوانهای سرزمینمان، به خوشی زندگی کنیم.
طالبی در ادامه، درباره نحوه اطلاع از صدور حکم فرزندش گفت: چهارشنبه هفته پیش، بدون اینکه اطلاع قبلی بدهند، میخواستند امیرحسین را به دادگاه-شعبه ۱۵ به ریاست قاضی صلواتی-ببرند تا بدون حضور وکیل، حکم اعدام را به او بدهند. متأسفانه او سرما خورده بود و نتوانست در آن جلسه حضور پیدا کند. مگر میشود، شما یک نفر را ۷ صبح صدا کنید و بگویید که به دادگاه بیا تا حکم اعدامت را بدهیم؟ بعد از چند روز، وکیل مراجعه کرد و حکم را دریافت کرد.
در حال حاضر، ما هنوز اعتراض خود را ثبت نکردهایم، اما در مهلت ۲۰ روزه قانونی، اعتراض خود را ثبت میکنیم. پس از ثبت اعتراض، پرونده به دیوانعالی کشور میرود. من به عنوان یک مادر، امیدوارم که آنجا منصفانه به پرونده نگاه کنند، اجازه بدهند بچهام از خودش دفاع کند و واقعیتها را ببینند.
طالبی با اشاره به دیدار دادستان تهران با فرزندش در دوران بازداشت افزود: نوروز ۱۴۰۴ بود که فرزندم در انفرادی بند ۲۰۹ نگهداری میشد. آقای صالحی، دادستان تهران، به آنجا رفتند و با امیرحسین صحبت کردند. پسرم گفته بود: «من کاری نکردهام، اما الان بلاتکلیف ماندهام و نمیدانم چرا اینجا هستم و قرار است چه اتفاقی بیفتد».
آقای صالحی حتی به مسئولان مربوطه گفته بودند که کار این بچه را راه بیندازید و پرسیده بودند چرا او را اینجا نگه داشتهاید. حتی به امیرحسین گفته بود که؛ پسرم! تو هم وقتی بیرون رفتی، قول بده تا به زندگیات برسی. من خودم هم یک بار نوبت گرفتم و پیش آقای صالحی رفتم و با معاون ایشان صحبت کردم. ایشان هم برگهای دادند و نوشتند لطفاً به کار این بچه رسیدگی کنید، اما نمیدانم اصلاً اینها دنبال چه بودند و بر چه اساسی این بچه را قربانی کردند.
وی در پایان با اشاره به نحوه برخورد قاضی با فرزندش در جلسات دادگاه تصریح کرد: آقای صلواتی اصلاً اجازه هیچ حرفی به این بچه ندادند. در جلسه آخر، وقتی اتهام محاربه و افساد فیالارض را مطرح کردند، حال پسرم بهشدت بد شد. وقتی از دادگاه بیرون آمد، نمیتوانست راه برود. ما، بهعنوان خانواده، جلوی دادگاه متوجه شدیم و با خودمان گفتیم خدایا، چه چیزی به این بچه گفتهاند که چنین حالی پیدا کرده است؟ حتی اجازه نمیدادند وکیل در دادگاه کنار موکلش قرار بگیرد. در کجای یک دادگاه اسلامی قرار است چنین اتفاقی بیفتد؟
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|