يكشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - Sunday 1 November 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 01.11.2026, 17:06

ترامپ پس از انتخابات با ایران چه خواهد کرد؟


الینا فرهادی / دویچه وله فارسی

در آستانه ۳ نوامبر و برگزاری یکی از سرنوشت‌سازترین انتخابات‌های میان‌دوره‌ای تاریخ معاصر آمریکا، جان بولتون و آلن ایر در گفتگویی اختصاصی با دویچه‌وله فارسی زوایای پنهان سیاست واشنگتن در قبال تهران را بررسی می‌کنند.

در آستانه ۳ نوامبر ۲۰۲۶ (۱۲ آبان ۱۴۰۵) و برگزاری یکی از سرنوشت‌سازترین انتخابات‌های میان‌دوره‌ای تاریخ معاصر آمریکا، تحولات ژئوپلیتیک خاورمیانه در پیچیده‌ترین نقطه تقاطع خود با سیاست داخلی ایالات متحده قرار گرفته است. واشنگتن، تل‌آویو و تهران سه ضلع یک مثلث بحران را تشکیل می‌دهند که محاسبات نظامی، هسته‌ای و امنیتی آن‌ها به‌شدت با نتیجه صندوق‌های رای در ایالات متحده گره خورده است.

پس از ماه‌ها درگیری شدید نظامی و تبادل آتش، فضای سیاسی در این سه پایتخت در وضعیتی میان “آماده‌باش برای تصاعد نظامی” و “سیگنال‌های متناقض دیپلماتیک” معلق مانده است. در ایالات متحده، دونالد ترامپ در آستانه رای‌گیری رویکردی چندگانه اتخاذ کرده است؛ او ۳۱ اکتبر در فلوریدا با اشاره مستقیم به تاسیسات عمیق زیرزمینی “کوه کلنگ” در استان اصفهان مدعی شد که بخش اعظم توان نظامی ایران فلج شده اما هنوز “یکی دو هدف” باقی مانده که ظرف ۱۰ دقیقه می‌توان تکلیف آن‌ها را روشن کرد.

با این حال، ترامپ بلافاصله با لحنی متفاوت افزود که مذاکرات و پیام‌ها در جریان است، طرف ایرانی تمایل زیادی به توافق نشان داده و آمریکا زمان کافی در اختیار دارد.

در تهران نیز واکنش‌ها ترکیبی از بازدارندگی نظامی و دیپلماسی حاشیه‌ای است. بر اساس گزارش رسمی خبرگزاری‌های بین‌المللی از جمله رویترز، در پی نشست‌های خبری وزارت امور خارجه ایران و خط‌ و نشان‌های نظامی فرماندهان ارشد، تهران هشدار داده است که هرگونه اقدام تهاجمی جدید علیه سایت‌های زیرزمینی با “پاسخی کوبنده” مواجه خواهد شد. اما هم‌زمان، با تایید تداوم تبادل پیام‌ها از طریق واسطه‌ها در دوحه و مسقط، تصریح کرده که اگر شرایط مناسب فراهم شود، درِ دیپلماسی و گفتگوهای غیرمستقیم را باز نگه داشته است.

برای کالبدشکافی دقیق اینکه صندوق‌های رای ۳ نوامبر چه سیگنالی به اتاق‌های تصمیم‌گیری فرستاده و آیا پس از آن باید منتظر حملات مجدد نظامی بود یا یک معامله سیاسی ناگهانی، دویچه‌وله فارسی در گفتگویی اختصاصی با جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، و آلن ایر، سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه آمریکا در دولت اوباما و کارشناس ارشد مرکز پژوهش‌های خاورمیانه (MEI)، ابعاد پنهان این بحران، سناریوهای نظامی-دیپلماتیک و رفتار شناختی طرفین را به بحث گذاشته است.

دست رئیس جمهور آمریکا در سیاست خارجی باز است

دولتمردان و قانون‌گذاران آمریکایی همچنان بر سر چگونگی برخورد با تهران دچار اختلاف‌نظر هستند؛ در حالی که برخی مسیر دیپلماسی و بازگشت به میز مذاکره را دنبال می‌کنند، بخش دیگری از سیاستمداران آمریکایی بر لزوم استمرار فشارهای همه‌جانبه تاکید دارند.

تد کروز که به عنوان یکی از منتقدان جدی توافق با تهران و از حامیان سرسخت تغییر رژیم شناخته می‌شود، پس از دیدار با ترامپ اعلام کرد از رئیس‌جمهور آمریکا خواسته با تسلیح مخالفان در داخل ایران، زمینه را برای سرنگونی جمهوری اسلامی فراهم کند.

کروز در ایکس نوشت ترامپ می‌خواهد به تهدید رژیم ایران پایان دهد: «و من از او خواستم معترضان ایرانی را برای سرنگونی نظام مسلح کند.»

جان بولتون معتقد است نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر می‌تواند دو سال پایانی دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ را از نظر سیاسی دشوار کند. به گفته مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، در حال حاضر این‌طور به نظر می‌رسد که دموکرات‌ها کنترل مجلس نمایندگان و احتمالا سنا را به دست خواهند گرفت و چنین وضعیتی به‌ویژه در مسائل بودجه‌ای برای ترامپ مشکل‌ساز خواهد بود “زیرا کنگره می‌تواند بودجه‌های دفاعی را اختصاص دهد یا محدودیت‌هایی برای استفاده از منابع مالی ایجاد کند”.

با این حال، بولتون یادآوری می‌کند که رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند مصوبات کنگره را “وتو” کند: «حتی اگر دموکرات‌ها در هر دو مجلس اکثریت داشته باشند، نفوذ آن‌ها محدود به ابزارهای قانونی و سیاسی کنگره خواهد بود. آن‌ها می‌توانند درباره ابعاد مختلف سیاست امنیت ملی استدلال‌های سیاسی مطرح کنند، اما قانون اساسی آمریکا اساسا امور خارجی را در حوزه اختیارات رئیس‌جمهور قرار داده است. از این رو، از دست رفتن اکثریت جمهوری‌خواهان لزوما انعطاف‌پذیری ترامپ در تصمیم‌گیری درباره ایران را از بین نمی‌برد.»

آلن ایر نیز در بررسی تاثیر رقابت‌های انتخاباتی و اختلاف‌های حزبی بر سیاست آمریکا در قبال ایران، به وجود نوعی “اجماع دوحزبی” اشاره می‌کند. برخلاف تصور رایج درباره شکاف عمیق میان دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در پرونده ایران، او معتقد است هر دو حزب اصلی آمریکا در مخالفت با ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و حمایت از سیاست‌هایی برای اعمال فشار بر تهران و تغییر رفتار آن اشتراک نظر قابل‌توجهی دارند.

از نگاه سخنگوی سابق وزارت خارجه آمریکا، بنابراین اگر سیاست‌های آمریکا در قبال جمهوری اسلامی به نتایج مورد انتظار نرسیده‌اند، علت را نباید صرفا در تنش‌های حزبی و قطبی‌شدن فضای سیاسی واشنگتن جست‌وجو کرد. به باور او، مسئله بیش از هر چیز به دشواری‌ها و موانع ساختاریِ ایجاد تغییرات پایدار در کشوری دیگر از طریق ابزارهای خارجی مربوط می‌شود.

ایر به تفاوت رویکرد جناح‌های سیاسی در جریان کارزارهای انتخاباتی اشاره می‌کند: «گروهی بر فشار حداکثری و گذار سیاسی تاکید دارند و گروهی دیگر دیپلماسی و مهار هسته‌ای را دنبال می‌کنند.» اما به گفته او، این تفاوت‌ها در چارچوب مخالفت گسترده‌تر دو حزب با جمهوری اسلامی قرار می‌گیرند.

افزایش قیمت انرژی، مشکل جدی ترامپ

جنگ ایران به پایان هشتمین ماه خود نزدیک می‌شود و افزایش قیمت سوخت بر فضای انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا تأثیر گذاشته است.
ترامپ طی روزهای اخیر در شبکه اجتماعی خود “تروث سوشال” ایران را متهم کرده بود که برای افزایش قیمت نفت، گزارش‌هایی ساختگی درباره حملات به نفتکش‌ها و وجود مین‌های دریایی در تنگه هرمز منتشر می‌کند.

بولتون در توضیح اولویت‌های ترامپ طی دو ماه گذشته می‌گوید رئیس‌جمهور آمریکا بیش از هر چیز بر “تاثیر اقتصادی جنگ با ایران در داخل ایالات متحده” تمرکز کرده است؛ به‌ویژه بر قیمت بنزین در جایگاه‌های سوخت. به گفته او، کاهش عرضه نفت از منطقه خلیج فارس در پی جنگ، قیمت سوخت را افزایش داده و به استدلال‌های انتخاباتی دموکرات‌ها درباره “قدرت خرید” یا توان مالی مردم، تورم، افزایش قیمت‌ها و ناامنی اقتصادی دامن زده است.

بولتون معتقد است ناکامی ترامپ در کنترل تورم و کاهش فشار اقتصادی، به سود دموکرات‌ها تمام شده و یکی از دلایلی است که می‌تواند به کسب اکثریت مجلس نمایندگان و احتمالا سنا از سوی آن‌ها منجر شود.

او در عین حال میان مخالفت با اصل جنگ و نارضایتی از پیامدهای اقتصادی آن تفاوت قائل می‌شود: «وقتی مردم درباره جنگ صحبت می‌کنند، لزوما به این معنا نیست که با اصل عملیات نظامی مخالف‌اند؛ ممکن است اعتراض آن‌ها بیشتر متوجه تأثیر جنگ بر قیمت بنزین و سایر کالاها باشد.»

او تلاش‌های دولت ترامپ برای پایین نگه داشتن قیمت سوخت را نیز در همین چارچوب تفسیر می‌کند. بولتون به توافق سوخت دیزل با روسیه، معافیت‌های تحریمی، طرح تحریم‌های لیندسی گراهام که به گفته او پس از مرگ گراهام تصویب شد، و صمیمیت ظاهری ترامپ با ولادیمیر پوتین اشاره می‌کند و می‌گوید همه این اقدامات را می‌توان در پرتو تلاش رئیس‌جمهور آمریکا برای کاهش قیمت بنزین در داخل کشور توضیح داد.

تصمیم نهایی ترامپ در مورد ایران روشن نیست

مشاور سابق امنیت ملی آمریکا معتقد است پس از سوم نوامبر فشار سیاسی ناشی از انتخابات میان‌دوره‌ای به میزان زیادی کاهش خواهد یافت و ترامپ در آن زمان درباره نحوه مواجهه با ایران تصمیم خواهد گرفت. با این حال، او تأکید می‌کند که نمی‌تواند پیش‌بینی کند رئیس‌جمهور آمریکا چه خواهد کرد؛ به باور او، حتی خود ترامپ نیز در حال حاضر تصمیم نهایی‌اش را نمی‌داند.

بولتون گزینه‌های پیش روی ترامپ را در دو سوی یک طیف قرار می‌دهد؛ یک سر این طیف آن‌چیزی است که در ادبیات تصمیم‌گیری “راهکارهای حد نهایی” نامیده می‌شود: «یک سوی این طیف، “ازسرگیری جنگ” است؛ شاید این بار با هدفی روشن‌تر.» بولتون می‌گوید ترامپ از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه هرگز به‌روشنی اعلام نکرده است که هدف نهایی‌اش چیست. او می‌گوید خودش نیز در زمان آغاز جنگ نمی‌دانسته هدف رئیس‌جمهور آمریکا چه بوده است.

به گفته بولتون، اگر هدف ترامپ تغییر رژیم بوده، هنوز بسیاری از اقداماتی را که برای تحقق چنین هدفی لازم است انجام نداده است، یا اگر اقداماتی در این زمینه صورت گرفته، برخلاف روال معمول، بسیار محرمانه و دور از چشم نگه داشته شده است. با این حال، از نظر او ازسرگیری گسترده جنگ همچنان یکی از گزینه‌های اصلی ترامپ است.

در سوی دیگر این طیف، بولتون احتمال اعلام پیروزی و بازگرداندن تمام نیروهای آمریکایی به خانه را مطرح می‌کند. او این گزینه را تصمیم درستی نمی‌داند، اما می‌گوید در دنیای سیاسی ترامپ نمی‌توان آن را منتفی دانست. رئیس‌جمهور ممکن است اعلام کند که آمریکا پیروز شده و سپس نیروهایش را خارج کند.

میان این دو گزینه نیز سناریوهای دیگری وجود دارد. بولتون برای نمونه به حمله به کوه کلنگ، سایت هسته‌ای جدیدی که به گفته او حکومت ایران در نزدیکی نطنز در حال ساخت آن است، اشاره می‌کند. در این سناریو، ترامپ می‌تواند به این تأسیسات آسیب بزند، سپس اعلام پیروزی کرده و عقب‌نشینی کند. بولتون می‌گوید تا چهارم نوامبر مشخص نخواهد شد که ترامپ به کدام سمت حرکت می‌کند؛ وضعیتی که به گفته او ناامیدکننده است، اما با شیوه تصمیم‌گیری ترامپ هم‌خوانی دارد.

فقدان یک جنبش مخالف سازمان‌یافته در ایران

اختلاف دیدگاه بولتون و ایر درباره نقش آمریکا در تغییرات سیاسی ایران، در عین حال که در برخی زمینه‌ها به هم نزدیک می‌شود، در نقطه آغاز و میزان مداخله خارجی تفاوت دارد.

بولتون معتقد است ترامپ در آغاز جنگ فرصت بزرگی را برای کمک به مخالفان جمهوری اسلامی از دست داده است. او می‌گوید نارضایتی از حکومت به دلایل مختلف در سراسر ایران گسترده است: «وضعیت وخیم اقتصاد، نارضایتی جوانان که پس از کشته شدن مهسا امینی آشکار شد، نارضایتی زنان و همچنین نارضایتی گروه‌های اتنیکی از جمله کردها، آذری‌ها و بلوچ‌ها.» با این حال، به باور او، مشکل اصلی این است که اپوزیسیون سازمان‌دهی ضعیفی دارد و در سراسر کشور پراکنده است.

ایر نیز نبود یک جنبش مخالف سازمان‌یافته، منسجم و کارآمد را یکی از دلایل ناکامی تلاش‌ها برای هدایت مستقیم تغییر رژیم از سوی واشنگتن می‌داند. او می‌گوید با وجود حضور افراد شجاع، فداکار و متعهد در میان مخالفان داخل و خارج از ایران، هنوز جایگزینی معتبر و منسجم برای حکومت فعلی شکل نگرفته است.


جان بولتون

اما بولتون بر این باور است که دولت آمریکا می‌توانست برای رفع این ضعف به‌طور مستقیم با مخالفان داخل کشور ارتباط برقرار کند و از آن‌ها بپرسد برای افزایش توان و کارآمدی خود به چه امکاناتی نیاز دارند: پول، ابزارهای ارتباطی یا سلاح. او معتقد است واشنگتن باید علاوه بر تأمین امکانات، درباره نوع فعالیتی که از مخالفان انتظار دارد نیز با آن‌ها گفت‌وگو می‌کرد.

به گفته بولتون، هدف نباید “صرفا تشویق مردم به حضور در خیابان‌ها و قرار گرفتن در معرض خطر قتل‌عام” باشد؛ اتفاقی که او با اشاره به “اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴” یادآوری می‌کند. از نظر او، “مخالفان باید راه‌هایی برای کمک به فروپاشی حکومت از درون، تأثیرگذاری بر سطوح بالای قدرت و بی‌ثبات کردن ساختار آن پیدا کنند”.

بولتون در همین چارچوب این پرسش را مطرح می‌کند که آیا در ارتش منظم ایران، نه سپاه پاسداران یا حتی در بخش‌هایی از خود حکومت افرادی وجود دارند که بتوان با آن‌ها تماس گرفت و به آن‌ها گفت: «این کشتی در حال غرق شدن است و شما نمی‌خواهید با آن غرق شوید؛ پس چرا به ما کمک نمی‌کنید؟»

او معتقد است کشته شدن تعدادی از رهبران ارشد جمهوری اسلامی در حملات اولیه آمریکا و اسرائیل، حکومت را دچار آشفتگی کرده است. به گفته بولتون، مراکز قدرت متعددی در ایران وجود دارند: «حتی در داخل سپاه نیز اختلاف‌هایی وجود دارد و این نهاد ضعیف شده و انسجام خود را از دست داده است.»

اپوزیسیون ایران مشغول جنگیدن با یکدیگرند

به باور گروهی از تحلیل‌گران، اگرچه جنبش‌های اعتراضی در سلب مشروعیت گفتمانی از حاکمیت نقش داشته‌اند، اما در تغییر توازن قدرت و محاسبات ساختار حاکم موفقیتی چشمگیر نداشته‌اند. در ریشه‌یابی این مسئله، کارشناسان دو فرض عمده را پیش می‌کشند: برخی، قدرت و انسجام شبکه سرکوب امنیتی و نظامی حاکمیت را مانع اصلی شکل‌گیری تشکل‌های مستقل و پایدار در داخل کشور می‌دانند؛ در حالی که گروهی دیگر، بر ضعف‌های ساختاری و اختلافات گفتمانی در بدنه جریان‌های سیاسی مخالف دست می‌گذارند.

بولتون می‌گوید اگر مسیر کنونی ادامه یابد و به اپوزیسیون داخلی کمک شود، تغییر رژیم می‌تواند “دست‌یافتنی” باشد. اما او “اختلاف‌های گسترده در میان ایرانیان خارج از کشور” را “مانعی جدی” می‌داند: «این اختلاف‌ها شامل حمایت یا مخالفت با رضا پهلوی، پذیرش یا رد سازمان مجاهدین خلق و همچنین کمک یا عدم کمک به گروه‌های کرد است؛ گروه‌هایی که برخی از مخالفان به دلیل نگرانی از تجزیه‌طلبی، با حمایت از آن‌ها مخالفت می‌کنند.»

بولتون به هر ایرانی در دیاسپورا یک توصیه دارد: «اختلافات را کنار بگذارید، ابتدا رژیم را سرنگون کنید و بعد درباره اختلاف‌هایتان با یکدیگر بحث کنید. به گفته او، اگر مخالفان پیش از سرنگونی حکومت به جنگیدن با هم مشغول باشند، هرگز موفق به سرنگونی آن نخواهند شد.»

از نظر بولتون، ابتدا باید حکومت فعلی را کنار زد و سپس درباره شکل حکومت آینده، از جمله بازگشت سلطنت یا انتخاب یک نظام دیگر، تصمیم گرفت.

ایر نیز در ارزیابی خود از نقش دیاسپورای ایرانی-آمریکایی، بر نبود یک نیروی جمعی منسجم و اثرگذار تأکید می‌کند. او می‌گوید ایرانیان مهاجر در ایالات متحده تاکنون به‌عنوان یک جریان جمعی از نفوذ سیاسی قابل‌توجهی برخوردار نبوده‌اند: «البته برخی چهره‌های شاخص ایرانی-آمریکایی توانسته‌اند به شکلی محدود بر سیاست‌گذاران آمریکایی اثر بگذارند، اما نقش آن‌ها بیشتر در تقویت پیش‌فرض‌ها و باورهایی بوده که از قبل درباره جمهوری اسلامی در میان تصمیم‌گیران واشنگتن وجود داشته است.»

ایر برای توصیف این وضعیت از تعبیر “هل دادن درِ باز” استفاده می‌کند؛ به این معنا که برخی از این افراد در مسیری حرکت کرده‌اند که سیاست‌گذاران آمریکایی از پیش با آن همراه بوده‌اند. به گفته او، گروه‌هایی که تلاش کرده‌اند دولت آمریکا را به هدایت مستقیم تغییر رژیم در ایران ترغیب کنند، در مجموع موفق نبوده‌اند.

او دو علت اصلی برای این ناکامی برمی‌شمرد: «تغییر رژیم در یک کشور از طریق مداخله خارجی بسیار دشوار است و علیرغم حضور مخالفان شجاع و متعهد، جنبش اپوزیسیون سازمان‌یافته و منسجمی که بتواند جایگزینی معتبر برای حکومت فعلی باشد، وجود ندارد.»

مردم ایران خودشان باید خواهان آزادی باشند

تفاوت دیدگاه دو کارشناس درباره نقش واشنگتن، در بحث چگونگی حمایت از تغییر سیاسی نیز آشکار می‌شود. بولتون معتقد است دولت آمریکا نباید به اسرائیل متکی باشد و باید خودش تا جایی که می‌تواند به اپوزیسیون داخل ایران کمک کند. او می‌گوید کمک به مخالفان نباید صرفا به تشویق آن‌ها برای حضور در خیابان‌ها محدود شود؛ از نظر او، تظاهرات خیابانی باید مرحله آخر باشد، زمانی که ارتش دیگر حاضر نباشد به سوی مردم شلیک کند.

بولتون برای توضیح این وضعیت به مصر اشاره می‌کند. به گفته او، در جریان اعتراضات مصر، زمانی که ارتش اعلام کرد به روی مردم آتش نخواهد گشود، حسنی مبارک احساس کرد کار حکومتش تمام شده است و مردم بار دیگر به خیابان‌ها بازگشتند. او معتقد است: «ایران هنوز به آن نقطه نرسیده است.»

با این حال، بولتون می‌گوید ترامپ اعلام کرده است نیروی پیاده‌نظام قابل‌توجهی به ایران اعزام نخواهد کرد. او در نهایت تأکید می‌کند که مردم خودشان باید خواهان آزادی باشند و برای آن اقدام کنند. به باور او، اگر مردم اطمینان داشته باشند که آمریکا در کنارشان می‌ماند و از آن‌ها حمایت می‌کند، آماده‌اند برای تغییر حکومت اقدام کنند.

ایر نیز بر این اصل تأکید می‌کند که هرگونه تحول سیاسی بنیادین باید پیش از هر چیز از درون جامعه ایران برخیزد و بر اراده ملی ایرانیان استوار باشد. به گفته او، اگر چنین تغییری رخ دهد، احتمال حمایت آمریکا از آن وجود دارد؛ زیرا حکومتی که بتواند به نیازها، خواسته‌ها و مطالبات واقعی مردم خود پاسخ دهد، می‌تواند با منافع و امنیت ملی ایالات متحده نیز هم‌راستا باشد.

تغییر رژیم برای جلوگیری از سلاح هسته‌ای

ترامپ همواره تاکید کرده که هدف از هزینه‌های نظامی آمریکا از میان بردن توان دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای است و تاکید کرده که دولتش در این زمینه موفق شده است.

با این وجود بولتون معتقد است ترامپ در ده سال گذشته، با وجود نداشتن فلسفه یا استراتژی کلان مشخص، در یک موضوع موضع ثابتی داشته است: مخالفت با دستیابی جمهوری اسلامی به قابلیت تسلیحات هسته‌ای. او می‌گوید ترامپ نه استراتژی بزرگ دارد و نه حتی سیاستی به معنای متعارف آن؛ بلکه بیشتر به رویدادها واکنش نشان می‌دهد.

بولتون، دیدگاه خود را بر تجربه و ارزیابی ۲۰ تا ۲۵ سال گذشته استوار می‌کند. به گفته او، جمهوری اسلامی تا زمانی که در قدرت باشد، تلاش برای دستیابی به قابلیت ساخت تسلیحات هسته‌ای را کنار نخواهد گذاشت. او معتقد است تنها زمانی که کسی در ایران به قدرت برسد که صراحتا بگوید “ما سلاح هسته‌ای نمی‌خواهیم” امریکا می‌تواند روی او حساب کند.

بر همین اساس، بولتون “تغییر رژیم” را تنها راه پایدار و بلندمدت برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای می‌داند.

ایر در این زمینه بر دشواری استفاده از ابزارهای خارجی برای ایجاد تغییر پایدار تأکید می‌کند. از نظر او، حتی اگر در واشنگتن درباره مخالفت با جمهوری اسلامی و لزوم تغییر رفتار آن اجماع وجود داشته باشد، این توافق به‌تنهایی نمی‌تواند موانع ساختاری تغییر سیاسی در ایران را برطرف کند. او بار دیگر بر این نکته تأکید می‌کند که هر تحول بنیادین باید از دل جامعه ایران شکل بگیرد.

دولت نظامی انتقالی برای دوره محدود

بولتون برای دوره پس از سقوط جمهوری اسلامی، “تشکیل یک دولت نظامی انتقالی” را مناسب‌ترین گزینه می‌داند؛ دولتی نه متشکل از سپاه پاسداران، بلکه از ارتش منظم ایران. به گفته او، این دولت باید در اختیار افرادی باشد که بدانند مأموریتشان محدود به یک دوره زمانی مشخص و وظیفه اصلی‌شان برقراری نظم است.

او پیش‌بینی می‌کند که پس از ۴۷ سال حاکمیت جمهوری اسلامی، در صورت فروپاشی حکومت، بی‌نظمی و اختلاف‌های گسترده‌ای به وجود خواهد آمد: «زیرا افراد و گروه‌های مختلف حساب‌های زیادی برای تسویه دارند.»

از نظر بولتون، ارتش انتقالی باید نظم را برقرار کند، اقتصاد را دوباره به حرکت درآورد و صادرات نفت را از سر بگیرد تا درآمد لازم برای اداره کشور تأمین شود.

در مرحله بعد، به باور او باید “یک فرآیند مشورتی” شکل بگیرد تا مردم درباره نوع حکومت آینده تصمیم بگیرند: «نظام پارلمانی شبیه کشورهای اروپایی، نظام تفکیک قوا شبیه ایالات متحده یا بازگشت رضا پهلوی.» بولتون معتقد است این تصمیم‌گیری آسان یا سریع نخواهد بود و ممکن است به یک دوره نسبتا طولانی، برای مثال پنج سال دولت نظامی، نیاز داشته باشد.

او البته هشدار می‌دهد: «نباید انتخابات در ایران بیش از حد سریع برگزار شود، زیرا در آن صورت ممکن است سازمان‌یافته‌ترین گروه سیاسی در آن مقطع پیروز شود، نه لزوما گروهی که بازتاب‌دهنده نظر واقعی مردم باشد.»

بولتون تأکید می‌کند که دشواری‌های دوره پس از جمهوری اسلامی نباید به دلیلی برای حفظ حکومت فعلی تبدیل شود. به گفته او، درست است که پس از تغییر حکومت ممکن است عدم قطعیت و هرج‌ومرج وجود داشته باشد، اما اکنون نیز مردم با سرکوب خشن مواجه‌اند. از نظر او، اگر مردم ایران خواهان فرصت اداره کشور خود هستند، باید خطر عبور از یک دوره دشوار را بپذیرند.

او در پایان به تجربه عراق اشاره می‌کند و می‌گوید آمریکا نباید تصور کند که می‌تواند این کار را به جای مردم ایران انجام دهد. واشنگتن می‌تواند منابع و کمک‌های زیادی فراهم کند، اما شکل‌گیری حکومت آینده باید به خود ایرانیان واگذار شود. بولتون در عین حال جلوگیری از دستیابی حکومتی مانند جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای قابل‌حمل را بخشی از مسئولیت امنیتی آمریکا می‌داند.

شکاف میان گفتار و رفتار واشنگتن

آلن ایر در کنار بحث تغییر سیاسی، به یکی از مشکلات دیرپای سیاست آمریکا در قبال ایران بازمی‌گردد: “ناکامی دیپلماسی عمومی واشنگتن در انتقال پیامی روشن، منسجم و اصیل به جامعه ایران”. او می‌گوید پیام‌رسانی رسمی دولت آمریکا تنها به‌صورت ناقص در رسانه‌هایی بازتاب پیدا می‌کند که اکثریت قاطع شهروندان ایرانی از آن‌ها برای دریافت اخبار استفاده می‌کنند: «افزون بر این، ارتباط هدفمند و اصولی با بدنه جامعه ایران عموما در اولویت دولت‌های متوالی آمریکا نبوده است.»

به گفته ایر، مسئله اصلی اعتبار دیپلماسی آمریکا صرفا نوسان مواضع در چرخه‌های انتخاباتی نیست؛ بلکه تضاد میان بیانیه‌های رسمی سیاست خارجی واشنگتن و واقعیت‌های ملموسی است که مردم ایران هر روز تجربه می‌کنند: «شهروندان ایرانی می‌بینند که آمریکا در سطح گفتار مواضعی اتخاذ می‌کند، اما در عرصه عمل رفتاری متفاوت دارد.»

او این شکاف میان حرف و عمل را پدیده‌ای ساختاری می‌داند که به یک دولت یا یک دوره انتخاباتی محدود نیست.




 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net