|
شنبه ۲۸ شهريور ۱۴۰۵ -
Saturday 19 September 2026
|
لوئیس لیبی و جیسون فیلدز / واشینگتن پست
ایدئولوگهای حاکم بر ایران هم خونریز هستند و هم مقاوم. حملات نظامی محدود دولت ترامپ و تلاشهای آن برای «قطع هر شریان اقتصادی که بقای رژیم را تضمین میکند» قابل تقدیر است. با این حال، افراد زورگویی که زمام امور را در دست دارند، تا زمانی که از ناتوانی در سرکوب موج بعدی اعتراضات خشمگینانه ایرانیان بیمناک نشوند، از ارزشمندترین اهداف خود دست نخواهند کشید. تا هنگامی که نیروهای اجیرشده حکومت باور داشته باشند که پس از آنکه دولت بار دیگر واشینگتن را فریب دهد، پرداختها از سر گرفته خواهد شد، مذاکرهکنندگان تهران میتوانند همچنان بر مواضع سختگیرانه خود پافشاری کنند.
آنچه جمهوری اسلامی را سرپا نگه داشته، نه شور و شوق ایدئولوژیک، بلکه اجبار و زور است. برای حفظ حکومتی نامحبوب، هسته اصلی باورمندان به نظام هزاران نیروی مسلح را به خدمت میگیرد که علیه غیرنظامیان خشونت به کار میبرند. حکومت همچنین به نیروهای نیابتی منطقهای، هم پول نقد و هم سلاح میدهد تا دشمنان را مرعوب کنند و تصویری از ایرانِ مسلط بر منطقه ارائه دهند. مخالفان داخلی این افراد را «مزدور» مینامند. نگهداری چنین شبکهای ارزان نیست. نفت ــ و مهمتر از آن، وعده درآمدهای نفتی آینده ــ چرخهای این امپراتوری را به حرکت درمیآورد.
بیتردید انباشت فشارهای اقتصادی بر رنج و درماندگی مردم خواهد افزود. اما تا زمانی که مجریان سرکوب انتظار داشته باشند این فشارها گذرا باشد، آیتاللهها میتوانند روی وفاداری بیشتر آنان حساب کنند؛ وفاداریای که در صورت لزوم به کشتار نیز میانجامد. این شرطبندی چندان هم نامعقول نیست. رژیم همواره توانسته است از فشارهای آمریکا جان سالم به در ببرد. حکومت به نیروهای خود میگوید که فشارهای سیاسی منطقهای و ملاحظات انتخاباتی داخلی، دونالد ترامپ را وادار خواهد کرد که به دنبال پایان زودهنگام این رویارویی باشد.
حامیان رژیم همچنین از اقداماتی که واشینگتن انجام نداده است، دلگرم میشوند. ارتش آمریکا تأسیسات اصلی تولید و صادرات نفت ایران را ــ آنگونه که متفقین در جنگ جهانی دوم با آلمان و ژاپن کردند ــ نابود نکرده است. نیروی دریایی آمریکا عبور نفتکشها از تنگه هرمز را اسکورت کرده، اما این اقدام هرگز به گستردگی عملیاتی نبوده که رونالد ریگان در دهه ۱۹۸۰ دستور اجرای آن را صادر کرد. نیروهای زمینی نیز نه سواحل ایران را تصرف کردهاند و نه ذخایر اورانیوم غنیشده رژیم را؛ در حالی که ایالات متحده در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ در کویت و عراق آمادگی انجام چنین اقداماتی را داشت. آمریکا همچنین حامیان ایران، یعنی چین و روسیه، را نیز به چالش نکشیده است.
خودداری از چنین اقداماتی به ادعاهای رژیم اعتبار میبخشد؛ ادعاهایی مبنی بر اینکه نیروهای شیعه ــ موشکها، پهپادها و جنگجویان پرشور مورد ستایش حکومت ــ همسایگان خلیج فارس، اقتصادهای غربی و سربازان آمریکایی را مرعوب کردهاند. روحانیون حاکم میگویند باید استوار ماند، زیرا انقلاب اسلامی ابرقدرت «شیطانی» را بازمیدارد. آنان پیروان خود را تشویق میکنند باور داشته باشند که اگر رژیم در معرض خطر قرار گیرد، میتواند صرفاً با ارائه سازشهای مبهمتر و دروغهای بیشتر از بحران عبور کند و آمریکا نیز از سر استیصال آنها را خواهد پذیرفت. در آن صورت، بار دیگر نفت و پول جاری خواهد شد و روز پرداخت فرا خواهد رسید.
موجهای حملات آمریکا، از جمله غرق کردن پنج نفتکش ایرانی در هفته گذشته، این باور را تحت فشار قرار دادهاند، اما آن را از میان نبردهاند. ملاها همچنان قدرتنمایی میکنند، به مزدوران خود اطمینان خاطر میدهند و با اطمینان از اینکه هیچچیز به مجتمعهای امن و مجلل آنان نفوذ نخواهد کرد، خطر اعتراضات بعدی را میپذیرند. آنان همچنان به دستیابی به سلاح هستهای، کنترل تنگه هرمز و فرود آوردن مرگ بر سر غرب پایبند ماندهاند.
ایالات متحده با کمک اسرائیل در برخی از این نبردها پیروز شده است؛ از جمله با به تأخیر انداختن برنامه هستهای رژیم، تضعیف توان موشکی و نیروهای آن، و کاهش منابع مالیای که صرف حمایت از تروریسم میشود؛ هرچند این دستاوردها با هزینههایی قابل توجه اما قابل تحمل به دست آمدهاند. در جهانی عادلانه، حکومت ایران باید سالها پیش سقوط کرده بود. سالها کمتوجهی آمریکا به تأمین مالی ارتش خود نیز کمکی به تسریع این هدف نکرده است. درخواست دولت کنونی برای افزایش بودجه دفاعی و هزینهکرد سنجیدهتر در این حوزه، شایسته توجه است.
شاید در این میان، تحریمهای تشدیدشده در نهایت همان عامل تعیینکنندهای باشد که کفه ترازو را برهم میزند. در غیر این صورت، منطقهای گرفتار بداقبالی همچنان در آشوب و رنج دستوپا خواهد زد و منافع غرب نیز همچنان آسیب خواهد دید؛ مگر آنکه ایالات متحده و متحدانش اراده و توانمندیهای نظامی لازم را برای مقابله با ابزارهای در حال تحول ایران در زمینه فشار و باجگیری توسعه دهند.
——————
* لوئیس لیبی از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ رئیس دفتر دیک چنی، معاون رئیسجمهور آمریکا، بود. او اکنون پژوهشگر ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها است؛ جایی که جیسون فیلدز نیز بهعنوان ویراستار ارشد فعالیت میکند.
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|