|
جمعه ۶ شهريور ۱۴۰۵ -
Friday 28 August 2026
|
دیوید روزنبرگ / هاآرتص / ۲۸ اوت ۲۰۲۶
* جمهوری اسلامی از جنگ و تحریمها جان سالم به در برده است، اما این بار با محاصره کامل صادرات نفت مواجه است؛ اقدامی که قلب قدرت رژیم را هدف قرار میدهد
این تهدیدها را پیشتر بارها از زبان دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، شنیدهایم؛ تهدیدهای هولناکی درباره به راه انداختن جنگی ویرانگر علیه ایران، فروپاشاندن اقتصاد این کشور، سرنگونی رژیم و/یا پایان دادن به تمدن ایرانی. بسته به اینکه تهدید روز چه باشد، یا هرگز عملی نمیشود یا در نهایت نمیتواند ایران را به زانو درآورد.
وقتی اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، روز دوشنبه از آغاز یک «روز دی اقتصادی» علیه تهران خبر داد، قرار بود این عبارت تصاویری از هجوم نیروها به سواحل و حرکت آنها به سوی یک پیروزی باشکوه را در ذهن تداعی کند. اما با توجه به تاریخچه تهدیدهایی که پیش از این مطرح شدهاند، این سخنان بیشتر شبیه «تهدید توخالی شماره ۴۶» یا چیزی در همین حدود به نظر میرسید. کسی تعدادشان را میشمارد؟
ایران نیز این تهدید را رد کرد و آن را یکی دیگر از وعدههای توخالی ترامپ دانست. چنین واکنشی از سوی رژیمی که نیاز دارد قدرتمند و سرسخت به نظر برسد و چنین سخن بگوید، قابل انتظار بود. اما ارزیابیهای خونسردانهتر و عینیتر نیز چندان مثبتتر نبودهاند: «روز دی» ترامپ در واقع چیزی جز یک «طرح جایگزین» ضعیف نیست؛ طرحی که پس از آن مطرح شده که «طرح الف» یعنی جنگ، نتوانست به اهداف خود دست یابد. این طرح نیز بیش از تحریمهای قبلی موفق نخواهد شد.
برای این دیدگاه، استدلالهای محکمی وجود دارد. «عملیات مطرود اقتصادی» ــ عنوانی که به تازهترین تلاش برای تشدید فشار تحریمها علیه تهران داده شده ــ با هدف وارد کردن فشار مالی بر ایران و شرکای تجاری اصلی آن انجام میشود؛ کشورهایی که به تهران کمک کردهاند نفت خود را قاچاق کند و از تحریمها بگریزد. از این منظر، آمریکا دستکم یک ساحل نمادین را فتح کرده است؛ زمانی که امارات متحده عربی هفته گذشته اعلام کرد تمام تجارت و مبادلات مالی با ایران را متوقف میکند. امارات بزرگترین منبع واردات ایران و یکی از مجاری اصلی تلاشهای تهران برای دور زدن تحریمها بوده است.
با این حال، همه متقاعد نشدهاند که امارات واقعاً قصد دارد به وعده خود عمل کند. در هر صورت، دیگر تسهیلکنندگان بزرگ تجارت ایران ــ چین، روسیه، عراق و ترکیه ــ یا علاقهای به اجرای تحریمها ندارند یا اساساً قادر به اجرای آنها نیستند.
اما حتی اگر آمریکا موفق شود، دیدگاه غالب این است که تهران تسلیم نخواهد شد. ایران سالها تجربه در دور زدن تحریمها دارد و مقاومت در برابر آنها را مسئلهای مربوط به مرگ و زندگی میداند ــ البته مرگ و زندگی خود رژیم.
در مورد مردم ایران نیز درست است که آنها با تورمی نزدیک به ۹۰ درصد، صفهای طولانی در جایگاههای سوخت در بحبوحه تشدید کمبود بنزین و نرخ بیکاری رسمی ۹ درصد ــ که احتمالاً در واقع بسیار بالاتر است ــ دستوپنجه نرم میکنند. اما بر اساس دیدگاه غالب، اینکه اقتصاد کشور در چه وضعیت آشفتهای قرار دارد، نگرانی چندانی برای رهبران ایران ایجاد نمیکند، مادامی که این وضعیت به ناآرامیهای گسترده منجر نشود.
اگر چنین اتفاقی بیفتد، راهحل رژیم اعزام یک هیئت مذاکرهکننده به پاکستان برای ازسرگیری مذاکرات با آمریکا نخواهد بود، بلکه نیروهای شبهنظامی بسیج، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وارد عمل خواهند شد تا با معترضان برخورد خشونتآمیز کنند.
در هر حال، بر اساس همین دیدگاه غالب، تحریمها خیابانی دوطرفهاند. ایران که یک حکومت اقتدارگراست و سالهاست به تحمل تحریمهای تنبیهی عادت کرده، صبر و تحمل بیشتری از ترامپ دارد؛ ترامپی که نمیخواهد در انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر، با بنزین چهار دلاری به ازای هر گالن، در برابر رأیدهندگان قرار گیرد.
ترامپ دلیلی برای نگرانی دارد. بدترین پیشبینیها در آغاز جنگ درباره رسیدن قیمت نفت به ۱۵۰ دلار در هر بشکه هرگز محقق نشد، اما نفت خام شاخص برنت اکنون حدود ۲۰ درصد گرانتر از سطح پیش از جنگ است. بسته شدن تنگه هرمز، در کنار اختلال در تولید نفت روسیه بر اثر حملات اوکراین، بازار جهانی را با کمبود روزانه ۵ تا ۷ میلیون بشکه نفت مواجه کرده است؛ وضعیتی که نوید قیمتهای بالاتر در آینده را میدهد.
چرا برخی رژیمها مقاومت میکنند
اما آیا دلیلی وجود دارد که باور کنیم اقدامات موسوم به «روز دی» موفق خواهند شد؟
سابقه موفقیت تحریمها در هر نقطه و هر زمان چندان امیدوارکننده نیست. روسیه با تحریمها تغییر مسیر نداده و کوبا نیز تاکنون تسلیم آنها نشده است. ونزوئلا نیز مقاومت کرد و تنها در نتیجه مداخله مستقیم آمریکا بود که نوعی تغییر رژیم ــ هرچند نه بهطور کامل ــ در آن رخ داد.
از سوی دیگر، تحریمها در سال ۲۰۱۳ ایران را پای میز مذاکره آورد؛ مذاکراتی که دو سال بعد به توافق هستهای برجام (JCPOA) منجر شد.
از سوی دیگر، رهبری جدیدی که پس از ترور اعضای نسل قدیم حاکمیت ظهور کرده، بهمراتب تندروتر است و بیش از هر زمان دیگری بر این باور است که تهدیدهای نظامی، بهویژه تهدیدهایی که متوجه تنگه هرمز هستند، تضمینکننده بهتری برای بقای آن نسبت به دیپلماسی محسوب میشوند. بنابراین، اینکه بتوان با استفاده از تحریمها این رهبری را دوباره پای میز مذاکره کشاند، بسیار بعید به نظر میرسد، هرچند غیرممکن نیست.
این وضعیت، تغییر رژیم را به تنها پیامد محتمل برای آمریکا تبدیل میکند.
محتمل؟ با توجه به سابقه شکست تلاشها برای تغییر رژیم ــ ناآرامیهای ژانویه، کنار رفتن رهبری قدیم در جریان جنگ ایران و طرح عجیب و دیوانهوار برای به قدرت رساندن محمود احمدینژاد ــ اینکه تصور کنیم شاید این بار چنین اتفاقی رخ دهد، خندهدار به نظر میرسد.
هیچ قواعد قطعی و تغییرناپذیری وجود ندارد که توضیح دهد چرا برخی رژیمها در برابر ناآرامیهای مردمی و سالها شرایط اقتصادی بحرانی مقاومت میکنند، در حالی که برخی دیگر فرو میپاشند. اما بهطور کلی، یک واقعیت وجود دارد: رژیمها ناگزیر زمانی سقوط میکنند که دیگر قادر به دفاع از خود نباشند؛ یا به این دلیل که افراد در رأس قدرت اراده ادامه مبارزه را از دست میدهند، یا کسانی که در سطوح پایینتر قرار دارند، دیگر حاضر نیستند کار کثیف سرکوب را انجام دهند.
وقتی مردم ایران در ژانویه گذشته به پا خاستند، رژیم برای مدتی کوتاه دچار سردرگمی و بلاتکلیفی شد، اما سپس دست به سرکوبی خشونتبار زد؛ سرکوبی که تا امروز نیز با اجرای اعدامها ادامه دارد. این سرکوب نه فقط به دلیل وجود رهبریای مصمم به حفظ قدرت، بلکه به دست مردانی امکانپذیر شده است که باتوم و اسلحه در دست دارند، بازداشتها را انجام میدهند، از زندانها محافظت میکنند و چوبههای دار برپا میکنند. این افراد ممکن است آسیبپذیرترین حلقه در شبکهای باشند که رژیم را در قدرت نگه داشته است.
اینجاست که تحریمها وارد معادله میشوند. معمولاً اثربخشی تحریمها بر اساس این ارزیابی میشود که تا چه اندازه زندگی توده مردم یا ایرانیان عادی را دشوار خواهند کرد. اما ممکن است آنچه بیش از همه اهمیت دارد، افراد حاضر در میانه این ساختار، یعنی دستگاه حاکمیت، باشند. بدون تردید بسیاری، یا حتی اکثر آنها، از نظر ایدئولوژیک به جمهوری اسلامی وفادارند و بقای آن را در راستای بهترین منافع شخصی خود میبینند؛ اما آنها نیز باید حقوق بگیرند.
از این منظر، «عملیات طرد اقتصادی» تنها عاملی ثانویه است. آنچه اهمیت بیشتری دارد این است که صادرات نفت ایران، بنا بر اذعان خود تهران، از زمانی که آمریکا در ماه ژوئیه بار دیگر آن را تحت محاصره قرار داد، تقریباً به صفر رسیده است. بدون تردید مقداری نفت از طریق مسیرهای زمینی صادر میشود و احتمالاً بخشی نیز برای دور زدن تحریمها با نفت عراق مخلوط میشود. اما نکته مهم این است که صادرات بهشدت کاهش یافته و نفت نیز با تخفیف سنگینی فروخته میشود و هزینه انتقال آن به مشتریان برای ایران بیشتر شده است.
از دست رفتن درآمدهای نفتی مستقیماً قلب رژیم، یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، را هدف قرار میدهد.
بر اساس تحلیلی از رویترز، در سالهای پیش از جنگ، سپاه پاسداران کنترل حداکثر ۵۰ درصد تجارت نفت کشور را در اختیار داشت و در این مسیر سودهای هنگفتی به دست میآورد. در سال ۲۰۲۴ نیز برآورد میشد که سپاه و ارتش رویهمرفته ۵۱ درصد از درآمدهای نفتی اختصاصیافته به دولت را دریافت میکردند. آنچه در آن زمان درست بود، احتمالاً امروز بیش از پیش صدق میکند؛ چرا که بخشهای دیگر اقتصاد ایران فروپاشیدهاند.
خلاصه اینکه این صادرات نفت است که حقوق حدود ۱۹۰ هزار نیروی سپاه را تأمین میکند. احتمالاً مقداری پسانداز یا منابع درآمدی دیگری نیز وجود دارد ــ سپاه بنا بر برخی برآوردها کنترل نیمی از اقتصاد ایران را در دست دارد ــ اما دیگر آن پول سابق وجود ندارد. برای پلیس و نیروهای عادی نظامی نیز منابع کمتری باقی میماند. پول کمتری برای خرید گاز اشکآور و گلوله نیز وجود خواهد داشت.
بسنت این هفته زمانی که گفت، به چنین سناریویی اشاره کرد. او خطاب به «سربازان عادی که از این رژیم حمایت میکنند» گفت: «هرچه بیشتر و بیشتر حقوقتان قطع میشود یا ظاهراً پرداخت آن به تأخیر میافتد، از خود بپرسید آیا فرماندهان شما کشورتان را به سوی پیروزی هدایت میکنند یا به سوی نابودی.»
البته مسئله اصلی این است که آیا رژیم میتواند بار دیگر مانع از خیزش ایرانیان شود و بهنحوی پول لازم را برای وفادار نگه داشتن سازوکارهای سرکوب خود فراهم کند یا نه. و اگر نتواند، چه مدت طول خواهد کشید تا این نظام از هم گسسته شود.
ترامپ و اقتصاد جهانی ممکن است آنقدر صبر نداشته باشند.
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|