چهارشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۵ - Wednesday 26 August 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 26.08.2026, 8:48

ارزش راهبردی تنگه هرمز در حال کاهش است


پاتریک وینتور / گاردین / چهارشنبه ۲۶ اوت ۲۰۲۶

آیا تنگه هرمز که اخیراً دفتر رهبر جمهوری اسلامی از آن به‌عنوان «ستون نظم امنیتی جدید ایران» یاد کرده و آن را از نظر تحول‌آفرینی هم‌سنگ در اختیار داشتن سلاح هسته‌ای دانسته است، در واقع به‌سرعت در حال تبدیل شدن به یک دارایی کم‌ارزش‌تر است؛ به‌گونه‌ای که ایران را بیش از پیش در برابر موج جدید و برنامه‌ریزی‌شده تحریم‌های اقتصادی آمریکا آسیب‌پذیر می‌کند؟

این پرسش، بحث اصلی و داغی است که در داخل ایران جریان دارد و درباره راهبرد مذاکره‌ای تهران نیز دیدگاه‌های متفاوتی بر اساس آن شکل گرفته است. کسانی که هشدار می‌دهند ارزش تنگه هرمز به‌عنوان اهرمی برای تحت فشار قرار دادن اقتصاد جهان به‌تدریج کاهش خواهد یافت و ایران را بدون ذخایر ارزی باقی خواهد گذاشت، معتقدند مذاکره‌کنندگان ایرانی باید هرچه سریع‌تر به‌دنبال توافق باشند.

در یک تحلیل که حمید پاک‌طینت، بنیان‌گذار «انجمن فعالان اقتصادی»، آن را نوشته، آمده است که احداث خطوط لوله و مسیرهای صادراتی جایگزین از سوی کشورهای همسایه ایران در حاشیه خلیج فارس، طی سه سال آینده ارزش راهبردی تنگه هرمز را به نصف کاهش خواهد داد.

کسانی که درباره هدر رفتن دارایی‌های ایران نگران هستند، به همین دلیل برای سفرهای جداگانه این هفته بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، و عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران اهمیت ویژه‌ای قائل‌اند. این دو مقام برای بازنگری در شرایط بازگشایی تنگه هرمز و احیای تفاهم‌نامه‌ای که در ماه ژوئن میان آمریکا و ایران مورد توافق قرار گرفته بود اما بعداً کنار گذاشته شد، نقشی کلیدی دارند.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، هر دو اخیراً اظهاراتی کم‌سابقه و صریح درباره ضرورت پایان دادن به جنگ و پیامدهای اقتصادی ادامه آن مطرح کرده‌اند.

قالیباف گفت فارغ از اینکه ایران چه میزان قدرت نظامی در اختیار داشته باشد، «اگر مردم گرسنه باشند» و رشد اقتصادی وجود نداشته باشد، کشور نمی‌تواند دوام بیاورد. او استدلال کرد که بدون اقتصادی کارآمد نمی‌توان امنیت را حفظ کرد. قالیباف همچنین افزود که به‌عنوان فردی با سابقه نظامی، «ما ارزش صلح را بهتر از کسانی که درباره صلح صحبت می‌کنند، می‌دانیم.»

پزشکیان حتی صریح‌تر سخن گفت: «جنگ باید در مقطعی پایان یابد.» استدلال او این بود که ایران باید اکنون به درگیری پایان دهد، در شرایطی که تهران همچنان معتقد است از موضع قدرت وارد مذاکرات می‌شود، نه اینکه منتظر بماند تا موقعیتش تضعیف شود.

عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی ایران، نیز اخیراً در تلویزیون درباره فشارهای اقتصادی هشدار داد. او گفت: «ما همزمان با چهار یا پنج چالش بزرگ روبه‌رو هستیم، از جمله تحریم‌های حداکثری، محاصره، قطع صادرات نفت و کسری بودجه؛ هر یک از این عوامل بر اقتصاد فشار وارد می‌کند.» او افزود: «یکی از کشورهای همسایه به من گفت اگر یک‌پنجم آنچه در کشور شما اتفاق افتاده در کشور ما رخ می‌داد، ما دیگر قادر به اداره کشور نبودیم.»

آنچه این اظهارات را برانگیخته، فشار واردشده بر مردم عادی در ایران و پذیرش این واقعیت است که تنگه هرمز نمی‌تواند به‌تنهایی و به‌صورت دائمی به یک دکترین امنیتی تبدیل شود.

حمید آصفی، روزنامه‌نگار مستقر در تهران که در زمینه ژئواکونومی تخصص دارد، یکی از شمار زیادی از کارشناسانی است که هشدار می‌دهند اگر ایران بخواهد هر بار که بحرانی رخ می‌دهد، هرمز را به‌عنوان آخرین کارت خود به کار بگیرد، این کارت به‌تدریج ارزش خود را از دست خواهد داد.

او گفت: «تهدیدی که دائماً تکرار شود، از «بازدارندگی» به یک عادت سیاسی تبدیل می‌شود؛ و یک عادت سیاسی، اگر با دستاوردهای ملموس همراه نباشد، دیر یا زود به تورم تهدیدها منجر خواهد شد.»

به نوشته او، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا ایران می‌تواند تنگه هرمز را ببندد یا نه؛ بلکه این است که اگر ایران هرمز را به روی جهان ببندد، آیا درِ قدرت را به روی خود باز می‌کند یا بخشی از قدرت خودش را پشت همان در حبس می‌کند؟

«این همان پارادوکس هرمز است. در سیاست بین‌الملل، اهرمی که دائماً به رخ کشیده شود، می‌تواند به دشمن خود تبدیل شود، زیرا دیگران را وادار می‌کند برای کاهش آسیب‌پذیری خود برنامه‌ریزی کنند [...] پرسش اصلی سیاست ایران در قبال هرمز باید از این تغییر کند که: «چگونه می‌توانیم عبور و مرور را دشوار کنیم؟» به این پرسش که: «چگونه می‌توانیم عبور و مرور را آن‌قدر امن و باثبات کنیم که همه برای حفظ این نظم به ایران نیاز داشته باشند؟»»

این به آن معنا نیست که این اهرم فاقد ارزش است؛ ابداً چنین نیست.

بر اساس داده‌های گردآوری‌شده توسط شرکت ردیابی کشتی‌ها کپلر (Kpler)، بین اول تا ۱۹ اوت تنها ۱۱۲ نفتکش و کشتی حمل گاز از تنگه هرمز عبور کرده‌اند. نزدیک به ۷۹ درصد آنها از مسیرهای تأییدنشده استفاده کرده‌اند، ۱۹ درصد از مسیر شمالی مورد نظر ایران عبور کرده‌اند و ۲ درصد نیز مسیر عمان را در پیش گرفته‌اند. در واقع، بسیاری از کشتی‌هایی که از مسیرهای نامشخص استفاده کرده‌اند، احتمالاً فرستنده‌های خود را خاموش کرده و تحت حفاظت آمریکا از مسیر عمان عبور کرده‌اند.

همچنین به نظر می‌رسد شرکت‌های نفتی عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و کویت، با کمک دولت آمریکا، گروه کوچکی از نفتکش‌ها را اجاره کرده‌اند تا محموله‌های نفتی را از مسیر جنوبی به دریای عمان منتقل کنند؛ جایی که نفت را به نفتکش‌های منتظر متعلق به مشتریان خود تحویل می‌دهند. بنابراین، بخش عمده ریسک از شرکت‌های کشتیرانی و مشتریان نفتی به تولیدکنندگان دولتی نفت که انگیزه بیشتری دارند و همچنین دولت آمریکا منتقل شده است. ایران نیز فهرستی سیاه شامل حدود ۴۸ کشتی تهیه کرده که قصد دارد آنها را ممنوع یا جریمه کند.

با این حال، دولت آمریکا احتمالاً تأثیر این راهکارهای جایگزین را بیش از اندازه بزرگ‌نمایی می‌کند. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، روز ۱۸ اوت مدعی شد نیروی دریایی آمریکا در انتقال بیش از ۱۵ میلیون بشکه نفت و سایر فرآورده‌ها کمک کرده است. او همچنین ادعا کرد میانگین انتقال روزانه نفت از تنگه اکنون به بیش از ۸ میلیون بشکه رسیده است؛ اما حتی این رقم نیز کمتر از نیمی از میانگین پیش از جنگ است و در هر حال، این رقم نیز اغراق‌آمیز تلقی می‌شود. بیشتر سامانه‌های ردیابی کشتی‌ها میزان انتقال روزانه را نزدیک به ۶ میلیون بشکه در روز برآورد می‌کنند.

آرسنیو دومینگز، دبیرکل سازمان بین‌المللی دریانوردی، همچنین ادعای اغراق‌آمیز دونالد ترامپ مبنی بر اینکه نیروی دریایی آمریکا تقریباً تنگه را باز کرده است، رد کرد و به بلومبرگ گفت: «با توجه به شمار بسیار اندک کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند، روشن است که این تنگه در عمل باز نیست.»

رئیس‌جمهور آمریکا در پاسخ گفته است که تمامی مین‌ها از تنگه پاک‌سازی شده‌اند و در نتیجه، حملات پهپادی و دریایی ایران همچنان تهدید اصلی محسوب می‌شوند.

با این حال، واقعیت اینکه تنگه هرمز پیش از جنگ محل عبور ۲۰ درصد نفت و فرآورده‌های مرتبط با نفت جهان بود، اکنون به عاملی برای تسریع بازسازی زیرساخت‌های انرژی جهان تبدیل شده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس با سرعت در حال احداث شبکه‌ای از خطوط لوله جایگزین هستند و هدف آنها این است که تا پایان این دهه، بیش از نیمی از صادرات خود در دوران پیش از جنگ را از تأثیرات ناشی از تنگه هرمز مصون کنند.

پاک‌طینت ظرفیت، طول و هزینه خطوط لوله‌ای را که قرار است طی یک تا چهار سال آینده در شش کشور منطقه احداث شوند، بررسی کرده است. او به این نتیجه رسیده که وابستگی عربستان سعودی به تنگه هرمز از ۷۰ درصد به ۱۵ درصد کاهش خواهد یافت. وابستگی امارات متحده عربی از **۵۰ درصد به ۱۵ درصد** خواهد رسید و وابستگی عراق نیز از ۱۰۰ درصد به ۳۰ درصد کاهش خواهد یافت.

به ارزیابی او، وابستگی کویت و قطر از ۱۰۰ درصد به کمتر از نصف کاهش می‌یابد. وابستگی بحرین نیز از ۱۰۰ درصد به ۱۵ درصد خواهد رسید. در نهایت، وضعیت عمان از صفر درصد وابستگی به تبدیل شدن به یک مرکز عمده انتقال نفت ساحلی برای کل منطقه تغییر خواهد کرد.

او می‌گوید در مجموع، با اجرای این پروژه‌ها، ارزش راهبردی تنگه هرمز طی سه سال به نصف کاهش خواهد یافت و طی شش سال تقریباً از بین خواهد رفت. این آبراه باریک و نعل‌اسبی همچنان وجود خواهد داشت، اما اهمیت راهبردی آن ــ که مرکز ثقل قدرت ایران محسوب می‌شود ــ از میان خواهد رفت.

در این میان، آمریکا تلاش خواهد کرد لاف زودهنگام ترامپ مبنی بر اینکه اقتصاد ایران کاملاً فروپاشیده است را به واقعیت تبدیل کند. واشنگتن بار دیگر تلاش خواهد کرد شریان‌های حیاتی دولت ایران را در پنج بخش کلیدی مسدود کند: طلا، رمزارز، فناوری، کشتیرانی و هوانوردی.

موفقیت این تلاش به هیچ وجه تضمین‌شده نیست؛ همان‌طور که ترامپ باید از شکست تلاش خود برای شکست دادن ایران در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش آگاه باشد. اما فرسایش تدریجی تاب‌آوری اقتصادی ایران، تا زمانی که تنگه هرمز سرانجام به موضوعی بی‌اهمیت تبدیل شود، شاید تنها گزینه باقی‌مانده ترامپ باشد.




 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net