يكشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۵ - Sunday 30 August 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 30.08.2026, 13:17

ایران اهرم خود در تنگه هرمز را از دست می‌دهد


برت اچ. مک‌گورک / سی‌ان‌ان / ۳۰ اوت ۲۰۲۶

یک باور رایج درباره جنگ با ایران در حال شکل‌گیری است: ایران برنده شده است.

استدلال روشن است. آمریکا و اسرائیل هفته‌ها ایران را بمباران کردند، خسارات عظیمی وارد آوردند و امتیازات بزرگی را طلب کردند. ایران از تسلیم شدن خودداری کرد. حکومت آن همچنان در قدرت است. موشک‌هایش همچنان تهدیدی برای سراسر منطقه محسوب می‌شوند. و از همه مهم‌تر، تهران هنوز توانایی اخلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز و تحمیل هزینه‌های بالاتر انرژی به آمریکا و بخش بزرگی از جهان را دارد. در طول تابستان، ترامپ نسبت به وقوع یک رکود جهانی در صورت بسته ماندن تنگه هرمز هشدار داد.

این استدلال قوی است. اما ممکن است زودهنگام مطرح شده باشد.

جنگ‌ها رقابت بر سر اهرم فشار و استقامت هستند. و این رقابت اکنون بسیار متفاوت از حتی چند ماه پیش به نظر می‌رسد.

پرده چهارم

▪️سیر این درگیری شش‌ماهه در چهار پرده پیش رفته است. پرده اول با حملات هوایی فشرده در ۲۸ فوریه آغاز شد و شش هفته عملیات نظامی با شدت بالا را در بر گرفت.

▪️پرده دوم با آتش‌بس ۷ آوریل و مذاکرات آغاز شد و با تفاهم‌نامه ۱۷ ژوئن که توسط ترامپ و رئیس‌جمهور ایران، مسعود پزشکیان، امضا شد به اوج رسید.

▪️پرده سوم هفته‌ها بعد آغاز شد، زمانی که ایران بار دیگر تصمیم گرفت کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز را هدف قرار دهد و این اقدام منجر به تبادل نظامی دیگری شد.

در آن لحظه بود که درخواست‌ها برای تسلیم شدن عملی آمریکا و واگذاری کنترل تنگه به ایران بالا گرفت. به نظر می‌رسید آمریکا گزینه‌هایش تمام شده است.

اما دست نگه دارید.

از اواسط ژوئیه، آمریکا محاصره نظامی بنادر ایران و تحریم‌های تجارت نفتی ایران را دوباره اعمال کرده است. به موازات آن، ارتش آمریکا بی‌وقفه برای پاکسازی مسیرهای کشتیرانی و کمک به حفاظت از کشتی‌های تجاری عبوری از تنگه تلاش کرده است.

نتیجه، محاصره‌ای مؤثر بر محموله‌های نفتی ایران بوده است، به طوری که محموله‌های جهانی بازیابی شده و قیمت انرژی به طرز قابل توجهی باثبات مانده است. بلومبرگ این هفته گزارش داد که جریان نفت از طریق تنگه به دو سوم سطح پیش از جنگ بازگشته است.

این بدان معناست که اکنون فشار بر ایران در حال افزایش است، نه بر آمریکا. و اگر ایران توانایی خود برای به گروگان گرفتن تنگه را از دست بدهد، اهرم فشارش به سرعت از بین می‌رود.

یک استراتژی بهتر برای آمریکا

ایران در حالی وارد جنگ شد که به دلیل سال‌ها تحریم و اقتصاد ضعیف شده بود.

بر اساس گزارش صندوق بین‌المللی پول، انتظار می‌رود اقتصاد ایران امسال بیش از ۵ درصد کوچک شود و تورم به حدود ۷۰ درصد نزدیک شود. ارزش پول ایران به شدت سقوط کرده است. قیمت کالاهای اساسی سر به فلک کشیده است. یک مقام وزارت کار ایران اخیراً برآورد کرده است که تنها در سه ماه اول جنگ بیش از یک میلیون شغل از بین رفته است.

این آمار از آن جهت اهمیت دارد که توانایی ایران برای ادامه درگیری در نهایت به چیزی بیش از زرادخانه موشکی باقی‌مانده‌اش بستگی دارد. پیش از جنگ، رژیم ایران با فشار بی‌سابقه مردمی علیه حکومت سرکوبگرانه و اقتصاد ناکارآمد خود مواجه بود. گزارش شده که هزاران ایرانی در خیابان‌ها کشته شدند.

استراتژی بهتر آمریکا از همان ابتدا شاید یک کارزار اقتصادی برای حمایت از مردم ایران که خواهان تغییر بودند، می‌بود. پرده اول جنگ ــ حذف بیشتر رهبران ایران ــ به تحکیم قدرت سپاه پاسداران انقلاب و تشدید سرکوب‌ها علیه اکثریت ایرانیانی که مخالف حکومت آن هستند، انجامید.

اما سپاه برای حکومت با زور به منابع نیاز دارد و این پرده چهارم جدید ــ تحریم نظامی ــ چیزی است که ایران پیش از این هرگز با آن مواجه نشده بود. در واقع، این اولین بار از زمان انقلاب ۱۳۵۷ است که ایران با قرنطینه شریان اقتصادی حیاتی خود از طریق تنگه هرمز مواجه می‌شود.

راه خروج آن‌ها این است که تهدید کشتی‌ها در تنگه را متوقف کنند و آنچه را که از برنامه غنی‌سازی عمدتاً نابود شده‌شان باقی مانده، کنار بگذارند. این توافقی است که ترامپ می‌پذیرد. با این حال، انجام هر یک از این دو کار، از دیدگاه سپاه، نشانه ضعف و تهدیدی برای حکومتشان خواهد بود.

کارت‌های ایران

تهران ممکن است تلاش کند با جنگیدن از این حلقه محاصره خارج شود. استراتژی آن در سه پرده اول روشن بود: تهدید تجارت در تنگه، افزایش قیمت انرژی در سطح جهان و قیمت بنزین در آمریکا، افزایش فشار اقتصادی جهانی و در نهایت وادار کردن ترامپ به عقب‌نشینی، به ویژه با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای.

ایران همچنین زیرساخت‌های انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار داده و ممکن است دوباره این کار را انجام دهد. نیروی نیابتی آن در یمن، حوثی‌ها، تهدید کرده‌اند که با موشک‌ها و پهپادهای ایرانی، تجارت از طریق دریای سرخ را متوقف خواهند کرد.

همه این‌ها به معنای توسل به همان تاکتیک‌های پرده‌های اول جنگ خواهد بود. از نظر استراتژیک، این تاکتیک‌ها برای ایران کارساز نبوده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس از جنگ راضی نیستند، اما اکثر آن‌ها از تسلیم شدن در برابر خواسته‌های باج‌خواهانه ایران در تنگه حمایت نمی‌کنند. تلاش‌های ایران برای بستن تنگه با پهپادها و مین‌ها نیز اکنون ــ برای اولین بار ــ در حال شکست است.

بنابراین، من خطر تشدید تنش از سوی ایران را همزمان با افزایش فشار اقتصادی نادیده نمی‌گیرم. اما ممکن است در این مرحله برای کاهش آن فشار کافی نباشد. به نظر می‌رسد ترامپ بسیار متعهدتر از آن چیزی است که رهبران ایران ظاهراً تصور می‌کردند.

نقطه شکست

رهبران ایران و بسیاری از تحلیلگران غربی، خود را در برابر فشار مصون می‌دانند. ایران هرگز از برنامه هسته‌ای خود یا تنگه هرمز دست نخواهد کشید. یا از نیروهای نیابتی تروریستی خود در سراسر منطقه.

به گفته تهران، این چیزی است که همه ما باید به عنوان یک واقعیت زندگی در خاورمیانه بپذیریم.

وزیر امور خارجه، عباس عراقچی، هفته گذشته استدلال کرد که فشار محاصره و تحریم‌ها «محکوم به شکست» است، همانطور که به گفته او، تمام کارزارهای دیگر برای تغییر سیاست ایران شکست خورده‌اند.

من همین حرف را قبلاً از کارشناسان درباره داعش می‌شنیدم، زمانی که رهبری کارزار شکست این گروه را بر عهده داشتم. و درباره حماس، زمانی که برای آزادی گروگان‌های نگهداری شده در غزه مذاکره می‌کردم.

در واقع، هر کسی نقطه شکستی دارد. ایران فکر می‌کرد نقطه شکست ترامپ را پیدا کرده است. ترامپ نیز ممکن است هنوز نقطه شکست آن‌ها را پیدا کند. برای قضاوت زود است.

پرده آخر نیست

این رقابت به شکلی ممکن است تا پایان ریاست‌جمهوری ترامپ و فراتر از آن ادامه یابد. این رقابت نزدیک به پنج دهه است که ادامه دارد.

پرده‌های قبلی این جنگ از جانب آمریکا گرفتار اهداف متغیر و مبهم، مواضع به شدت نوسانی و اظهارات متناقض بود.

اما پرده چهارم متفاوت به نظر می‌رسد. ارتش آمریکا همانطور که این هفته توسط فرمانده سنتکام، دریادار برد کوپر، تشریح شد، هدفی روشن دارد. این هدف، اجرای محاصره ایران و تسهیل تردد کشتی‌های تجاری است.

هدف آمریکا نیز باید به همین شکل به خوبی تعریف شده باشد. ایران باید از ادعاهای خود بر تنگه دست بکشد و برنامه غنی‌سازی هسته‌ای را کنار بگذارد. تا آن زمان، این وضعیت جدید عادی خواهد بود.

و این وضعیت عادی ــ شاید برای اولین بار از زمان آغاز جنگ ــ اکنون به نفع واشنگتن است، نه تهران.

————-
* برت مک‌گورک، تحلیلگر امور جهانی سی‌ان‌ان و ستون‌نویس ثابت ان رسانه است.



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net