|
چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵ -
Wednesday 7 October 2026
|
مادر محمود مهرابی رفت؛ با داغ دیداری که هرگز اتفاق نیفتاد.
چهار سال چشمانتظار فرزندش بود. هر روز، صبح و عصر، جلوی خانهشان در کوچه مینشست و چشم به راه میدوخت. این اواخر درد و فشار سالهای انتظار چنان فرسودهاش کرده بود که با عصا خود را به جلوی خانه میرساند؛ اما باز مینشست و نگاه میکرد. گویی هنوز امید داشت محمود از انتهای کوچه پیدا شود، به سویش بیاید و بگوید:
«مادر، من برگشتهام.»
میگفت: «میآید. محمود میآید. پسرم بیگناه است.»
اما محمود نیامد.
این مادر سالها برای فرزند زندانیاش فریاد زد، کمک خواست و کوشید صدایش را به جهان برساند. در کنار انتظار، ترس و تنهایی نیز سهم خانواده بود؛ تا جایی که به گفته آنان، بعضی حتی از تماس و رفتوآمد با خانواده هراس داشتند. خواهر محمود زندانی شد و مادر نیز، بنا بر روایت خانواده، پس از انتشار تصویرش با تهدید روبهرو شد.
و پایان این انتظار از همه تلختر بود.
مادر برای آخرین بار تلفنی با محمود صحبت کرد. صدای پسرش را شنید و پس از آن تماس، دیگر نفسش بالا نیامد. محمود نیز خبر مرگ مادری را که سالها چشمبهراهش بود، پشت دیوارهای زندان شنید.
مادر رفت و آن جملهای که سالها منتظر شنیدنش بود، ناگفته ماند:
«مادر، من برگشتهام.»
اما این فقط روایت یک مادر نیست. این داغ، داغ هزاران خانواده و مادر چشمانتظار و دادخواه است؛ مادرانی که سالهای زندگیشان میان زندان، دادگاه، تهدید، حکم اعدام و انتظار خبری از فرزند گذشته است.
پشت هر زندانی یک خانواده نیز رنج میکشد. مادری پیر میشود، پدری در سکوت فرسوده میشود، خواهری شب را با اضطراب به صبح میرساند. زندان فقط چهار دیوار نیست؛ رنج آن از دیوارها عبور میکند و وارد خانهها میشود.
ما باید صدای زندانیان باشیم؛ صدای انسانهایی که خود امکان رساندن صدایشان به جهان را ندارند و صدای خانوادههایی که زیر بار انتظار و اضطراب فرسوده میشوند
صدای محمود به بیرون از ایران نیز رسیده است. **پروفسور دکتر پتر کولگراف، اسقف ماینتس در آلمان،** در سال ۲۰۲۴ کفالت سیاسی محمود مهرابی را پذیرفت و برای آزادی و جلوگیری از اجرای حکم اعدام او تلاش کرده است. او پیشتر کفالت سیاسی **آریان فرزامنیا و رضا نوروزی** را پذیرفته بود و پس از آن نیز کفالت **نسرین ستوده** را بر عهده گرفت.
اکنون خبر مرگ مادر محمود، اسقف ماینتس را نیز متأثر کرده است. او در پیامی محبتآمیز با خانواده ابراز همدردی کرده و امید خود را به آزادی محمود بیان داشته است.
امروز مادر محمود مهرابی در مبارکه اصفهان، در کنار پدر محمود، به خاک سپرده شد.
دیگر کسی با عصا به جلوی خانه نمیآید.
دیگر آن چشمها انتهای کوچه را جستوجو نمیکنند.
مادر رفت، صندلی جلوی خانه خالی ماند و داغ ندیدن فرزند را با خود برد.
اما محمود هنوز در زندان است.
این روایت یادآور یک مطالبه بنیادین انسانی است: حق زندگی، حق دادرسی عادلانه، منع شکنجه و رفتار تحقیرآمیز و حفظ کرامت انسان. اعدام باید متوقف شود و حقوق زندانیان سیاسی و عقیدتی محترم شمرده شود.
یاد مادر محمود مهرابی و همه مادران چشمانتظار و دادخواه گرامی باد.
و آن پرسش همچنان باقی است:
باری، با کشورم چه رفته است.
بهروز اسدی
فعال حقوق بشر
سخنگوی انجمن زن زندگی ازادی در المان
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|