يكشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۵ - Sunday 13 September 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 13.09.2026, 18:57

آمریکا ۲۵ سال پس از ۱۱ سپتامبر / امیر طاهری


منبع: مؤسسه گیت‌استون (Gatestone Institute)
۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶

صبح جمعه، شهر بزرگ نیویورک بار دیگر مراسمی آیینی را برگزار کرد که طی ربع قرن گذشته به بخشی ثابت از برنامه سالانه این شهر تبدیل شده است. نام ۲۹۷۷ مرد، زن و کودکی که در حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی جان باختند، با صدای بلند خوانده می‌شود و میلیون‌ها آمریکایی نیز با آمیزه‌ای از اندوه و خشم، این مراسم یادبود را از تلویزیون تماشا می‌کنند.

با این حال، امسال تغییری کوچک اما معنادار در چیدمان و فضای این رویداد سالانه رخ داد؛ چرا که بنا بر گزارش‌ها، خانواده‌های قربانیان قصد داشتند زهران ممدانی، شهردار نیویورک، را نادیده بگیرند؛ شهرداری که روایت عموماً پذیرفته‌شده درباره بزرگ‌ترین حمله تروریستی تاریخ را تأیید نمی‌کند. به عبارت دیگر، فاجعه‌ای که در ابتدا همه آمریکایی‌ها را در خشم و اندوه با هم متحد کرده بود، اکنون ممکن است — دست‌کم در نیویورک — به شکافی تازه در امتداد خط‌کشی‌های حزبی بدل شود.

با تأمل در این موضوع، تصمیم گرفتم بار دیگر ۵۷۰ صفحه گزارش کمیسیون ۱۱ سپتامبر را بخوانم و با کمال تعجب دریافتم که حتی در آن زمان نیز شکاف‌های جناحی مانع از درک درست این تراژدی و درس‌هایی شده بود که باید از همان ابتدا از آن گرفته می‌شد.

خواندن «گزارش» شبیه عبور از یک رمان نو فرانسوی بود. گزارش با وعده کشف یک توطئه هوشمندانه آغاز می‌شود، اما در نهایت چیزی جز کلیشه‌های ازپیش‌گرم‌شده، آراسته به چاشنی‌ای شبه‌فلسفی، ارائه نمی‌دهد. خواننده در پایان از خود می‌پرسد: «پس اصل مطلب کجاست؟»

همه‌چیز از چیزی آغاز می‌شود که به نظر می‌رسد سوءبرداشت از مأموریت کمیسیون باشد. اعضای کمیسیون می‌گویند سه هدف داشته‌اند:

▪️ارائه «کامل‌ترین روایت» از وقایع. اما آنچه گزارش ارائه می‌کند، چیزی جز کلاژی از مقالات و کتاب‌های متعددی نیست که پیش از آن درباره «این واقعه» نوشته شده‌اند.

▪️گردآوری هرچه بیشتر شهادت‌های شخصی بازماندگان حملات و خانواده‌های آنان. این تلاش، هرچند ارزشمند، کمک چندانی به شناسایی ایدئولوژی و سازوکاری که اساساً این قاتلان را تولید کرده بود، نمی‌کند.

▪️ارائه توصیه‌هایی درباره راه‌ها و ابزارهای جلوگیری از حملات مشابه. این بخش باید «اصل مطلب» گزارش می‌بود. اما چنین نیست. در واقع، همین بخش پاشنه آشیل گزارش بود. دلایل آن را چندان دشوار نمی‌توان تصور کرد. اعضای کمیسیون ذهنیتی سیاسی ــ تکنوکراتیک داشتند. آنان محصول فرهنگی سیاسی‌ بودند که فرض می‌کند همه مشکلات راه‌حل‌های فنی و بوروکراتیک دارند. این‌گونه راه‌حل‌ها نیز استاندارد هستند: ایجاد یک لایه جدید از بوروکراسی و صرف مقداری پول بیشتر.

خود کمیسیون نیز محصولی معمولی از همین نوع تفکر بود. بنابراین جای تعجب نداشت که تنها با دو پیشنهاد جدید به میدان آمد: یکی ایجاد یک مقام در کابینه برای رسیدگی به امور اطلاعاتی، به‌عنوان همتای مقام موجود مسئول امنیت داخلی؛ و دیگری پیشنهاد صرف پول برای «بهبود زندگی جوانان سرخورده در کشورهای عربی و دیگر کشورهای مسلمان».

شوخی نمی‌کنم! کمتر از ۱۰ درصد گزارش، یعنی اساساً فصل دوم آن، به پرسش کلیدی اختصاص داشت: این تروریست‌ها چه کسانی بودند، از کجا آمده بودند و چه چیزی محرک آنان بود؟

گزارش می‌گوید:

    «ما درباره دشمنی آموختیم که پیچیده، صبور، منضبط و مرگبار است. این دشمن با مطالبه جبران بی‌عدالتی‌های سیاسی، حمایت گسترده‌ای در جهان عرب و مسلمان جلب می‌کند، اما خصومتش با ما و ارزش‌های ما نامحدود است.»

اگر از نحو عجیب این جمله بگذریم ــ که آشکارا کسی اصرار داشته عبارت پایانی به آن افزوده شود ــ همین پاراگراف نشان می‌دهد که کمیسیون چگونه از همان ابتدا در مسیر اشتباه قرار گرفت. گزارش فرض می‌کند که یک دشمن واحد و به‌راحتی قابل شناسایی وجود داشته است. این همان شیوه معمول تفکر سیاسی است که در دوران جنگ سرد شکل گرفت.

هر کسی که شناختی از کشورهای عربی و جهان اسلام به‌طور کلی داشته باشد، می‌داند که چنین نیست. مشکل جنگ ۲۵ ساله علیه تروریسم دقیقاً همین است که دموکراسی‌ها و آن دسته از مسلمانانی که خواهان دموکراسی هستند، با تهدیدی چندوجهی روبه‌رو هستند که اشکال متعدد و گوناگونی به خود می‌گیرد.

این جنگ باید در میدان‌های نبرد متعدد و علیه دشمنان بسیاری انجام شود؛ دشمنانی که اگرچه در تلاش برای نابودی جوامع دموکراتیک ــ و در رأس همه آنها آمریکا ــ متحدند، اما از دامنه‌ای حیرت‌انگیز از سلاح‌ها و تاکتیک‌ها استفاده می‌کنند. دولت جورج دبلیو. بوش با «آزادسازی» افغانستان و عراق و تلاش برای نابودی تروریست‌هایی که در آنجا مستقر بودند، جبهه نظامی این جنگ را گشود.

اما این جنگ باید در میدان‌های دیپلماتیک، فرهنگی، مذهبی و بیش از همه سیاسی نیز انجام شود. آمریکا در همه این جبهه‌ها به متحدانی نیاز داشت و می‌توانست آنها را پیدا کند؛ از جمله در میان اکثریت مسلمانانی که خود نخستین قربانیان تروریسم بوده‌اند. کمیسیون هیچ پیشنهادی درباره چگونگی ورود به این میدان‌ها، انتخاب متحدان، و تشخیص اینکه چه کسانی را باید بی‌طرف و چه کسانی را دشمن دانست، ارائه نکرد.

اکنون، این دشمن که روی درخت رشد نمی‌کند. او شهروند یک کشور است، پایگاه‌ها و پناهگاه‌های امنش نه در فضای بی‌کران، بلکه در کشورهای واقعی قرار دارند و از همه امکانات نظام جهانی مدرن استفاده می‌کند. حیرت‌آور بود که کمیسیون ۱۱ سپتامبر تصمیم گرفت از کنار همه این مسائل عبور کند. این کمیسیون روابط گسترده‌ای میان القاعده و ۲۴ دولت در اروپا، آفریقا، خاورمیانه و آسیا کشف کرد.

تام کین، رئیس جمهوری‌خواه کمیسیون، جمله درخشان خاص خودش را هم داشت. او تأکید کرد: «اگرچه امروز امن‌تر هستیم، اما در امان نیستیم.» خب، اگر اساساً در امان نیستید، چگونه می‌توانید امن‌تر باشید؟ منظور او این بود که آمریکایی‌ها اکنون نسبت به آستانه ۱۱ سپتامبر کمتر در معرض ناامنی قرار دارند.

کمیسیون پرسید چرا تروریست‌ها به‌ویژه از آمریکا متنفر بودند، اما پاسخی ارائه نکرد. پاسخ را می‌توان در صدها کتاب، مقاله و خطابه‌ای یافت که در سراسر جهان، از جمله خود آمریکا، دست‌به‌دست می‌شوند. در واقع، شاید عجیب به نظر برسد، اما بخش عمده تولیدات صنعت جهانی ضدآمریکایی از خود آمریکا سرچشمه می‌گیرد. آمریکا یک «حیوان شرور» است، زیرا وقتی گاز گرفته شود، می‌تواند گاز بگیرد و واکنش نشان دهد. کمیسیون ۱۱ سپتامبر در مأموریت خود شکست خورد.

جنگ فرهنگی میان اردوگاه «ماگا» و ائتلاف «ووک»ها متشکل از کمونیست‌های پنهان و لیبرال‌های احساساتی و دلسوز نشان می‌دهد که این ناکامی در طول یک ربع قرن همچنان ادامه داشته است. بیماری نفرت از آمریکا حتی به آیین بزرگداشت ۱۱ سپتامبر در نیویورک نیز راه یافته است.

———————-
▪️امیر طاهری از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۹ سردبیر اجرایی روزنامه کیهان در ایران بود. او با نشریات بی‌شماری همکاری داشته و برای آن‌ها مطلب نوشته است، یازده کتاب منتشر کرده و از سال ۱۹۸۷ تاکنون ستون‌نویس روزنامه «الشرق‌الاوسط» بوده است. وی همچنین با لطف و حسن‌نیت، ریاست بخش اروپای موسسه «گیت‌استون» (Gatestone Europe) را بر عهده دارد.
موسسه گیت‌استون بدین‌وسیله از نویسنده بابت اجازه بازنشر این مقاله — که با اندکی تغییر نسبت به نسخه اصلیِ منتشرشده در «الشرق‌الاوسط» ارائه می‌شود — قدردانی می‌کند.




 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net