|
پنجشنبه ۲۶ شهريور ۱۴۰۵ -
Thursday 17 September 2026
|
ایسی رونالد، جومانا کارادشه، فلورانس دیوی-اتلی و آیدا کریمی
سیانان / ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶
نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، در دوران حبس خود در زندان بدنام اوین تهران، با کمک دوستان و همبندانش، نوشتههای پراکندهای را به بیرون از زندان میفرستاد.
خطرات این کار بسیار زیاد بود؛ محمدی ۵۴ ساله به دلیل فعالیتهایش علیه حکومت ایران، متحمل ضربوشتمهای شدید شده، به بیماریهای وخیم دچار گشته و بخش عمدهای از دو دهه گذشته را دور از فرزندانش در زندان سپری کرده است.
محمدی روز چهارشنبه در یکی از نخستین مصاحبههای خود پس از آزادی موقت پزشکی در ماه مه، به جومانا کارادشه از شبکه سیانان گفت: «یکی از دوستانم سعی داشت در روز ملاقات تنها سه برگ کاغذ را با خود بیرون ببرد، اما نیروهای امنیتی زندان آنها را از او گرفتند.»
در موردی دیگر، بیش از ۲۰ دفترچه یادداشت او از دست رفت؛ اتفاقی که پس از ضربوشتم شدید و تبعید او به زندانی دیگر رخ داد. با این حال، او بدون هراس از بهایِ سخن گفتن، به نوشتن ادامه داد و آن نوشتههای پراکنده را به کتاب خاطراتی با عنوان «زنی که هرگز از مبارزه دست نمیکشد» (A Woman Never Stops Fighting) تبدیل کرد؛ کتابی که در ماه جاری در برخی کشورهای اروپایی منتشر میشود.
محمدی در این کتاب جزئیات تازهای را درباره کسانی که مسئول بدرفتاری با او در زندان بودهاند، فاش میکند.
او در حالی که لباسی رنگارنگ با واژه «صلح» به زبانهای مختلف بر تن داشت و در مقابل تصویری از مهسا ژینا امینی — که پس از بازداشت توسط گشت ارشاد ایران جان باخت و جرقه اعتراضات سراسری پاییز ۲۰۲۲ را زد — نشسته بود، گفت: «برای ثبت این وقایع، بهتر است آشکارا درباره روشهای آنها صحبت کنیم و شکنجههایشان را افشا و برملا سازیم.»
انتشار چنین کتابی خطرناک است. او گفت: «ممکن است پیامدهایی داشته باشد، اما زندگی ما در این منطقه و در این کشور همینگونه است.»
او همچنین به خطر انتقامجویی به دلیل گفتگو با سیانان اذعان کرد، اما گفت که نگران نیست و سخن گفتن، «وظیفه» اوست. سیانان برای پرهیز از به خطر انداختن بیشتر او، پذیرفت که تمرکز مصاحبه را به جای وقایع اخیر ایران، بر کتاب خاطرات جدید و تجربیات شخصیاش معطوف کند.
او گفت: «اگر میتوانستم به لحظه آغاز مبارزهام بازگردم — به تکتک لحظاتی که بازداشت شدم — حتی با علم به آنچه قرار بود برایم رخ دهد، قطعاً همان انتخاب را برای شروع مبارزه انجام میدادم.»
او با اشاره به فرزندان دوقلویش که اکنون ۱۹ سال دارند، افزود: «اما وقتی به علی و کیانا نگاه میکنم، دچار تردید میشوم. آیا واقعاً حق داشتم آنها را از یک زندگی کاملاً عادی و از داشتن مادرشان در کنار خود محروم کنم؟ این بخش دشوار ماجراست و نمیتوانم با قطعیت به آن پاسخ دهم.»
بنا بر اعلام بنیاد نرگس محمدی، این فعال حقوق بشر که یکی از سرشناسترین چهرههای این حوزه در ایران است، در مجموع به بیش از ۴۴ سال زندان و ۱۵۴ ضربه شلاق محکوم شده است. کمیته نروژی نوبل در ماه فوریه، با استناد به «گزارشهای موثق»، اعلام کرد که او در آخرین دوره حبس خود بین ماههای دسامبر و مه، متحمل ضربوشتم و «بدرفتاریهای تهدیدکننده جان» شده است.
آن گزارشها حاکی از آن بود که او در جریان بازداشتش در ماه دسامبر، بارها با چوب و باتوم مورد ضربوشتم قرار گرفته و در حالی که موهایش کشیده میشد، روی زمین کشانده شده است؛ امری که منجر به جراحات و ایجاد زخمهای باز روی سرش شد. یورگن واتنه فریدنس، رئیس کمیته نروژی نوبل، در ماه فوریه به سیانان گفت که او همچنین بارها در ناحیه لگن و اندام تناسلی مورد ضربات پا قرار گرفته و دچار درد شدیدی شده بود، بهطوری که قادر به نشستن یا انجام فعالیتهای عادی نبود.
محمدی چنین به یاد میآورد: «من در همان وضعیت، به مدت دو ماه در سلول انفرادی نگه داشته شدم، بدون آنکه اجازه تماس تلفنی یا دیدار با خانواده و حتی وکلایم را داشته باشم.»
بنیاد او در ماه آوریل هشدار داد که او در ماه مارس دچار عارضهای مشکوک به حمله قلبی شده و ۲۰ کیلوگرم (۴۴ پوند) وزن کم کرده است؛ وضعیت جسمانیاش چنان وخیم شد که جانش در «خطر فوری» قرار داشت.
به گفته بنیاد محمدی، پس از ماهها بیتوجهی مقامات، او به دلیل بیماری قلبی ناشی از اضطراب و استرس مزمن، به مدت ۱۸ روز در بیمارستان بستری شد. در آن زمان، خبرگزاری تسنیم — یکی از خبرگزاریهای نیمهرسمی ایران — گزارشها مبنی بر وخامت حال او را تکذیب کرد. سرانجام، محمدی از بیمارستان مرخص شد و به او اجازه داده شد تا بهطور موقت به خانه بازگردد. او میگوید که همچنان تحت درمان پزشکی است.
محمدی گفت که نگهداری زندانیان در سلول انفرادی «یکی از ابزارهای حکومت» برای «نابودی یک فرد» است، نه صرفاً اعدام او. او افزود که هدف این کار «درهمشکستن آنها از نظر روانی، عاطفی و جسمی؛ سلب هویت و انسانیت از آنها؛ و مخدوش و تضعیف ادراکشان» است.
او اظهار داشت که محروم کردن زندانیان از دسترسی بهموقع به مراقبتهای پزشکی، «روش دیگری است که سلامت آنها را بهشدت به خطر میاندازد و در برخی موارد به مرگشان منجر میشود؛ این مرگها نوعی اعدام خاموش هستند.»
حکومت ایران و رسانههای رسمی، با وجود روایتهای شاهدان عینی و اعتراضات گسترده افکار عمومی بینالمللی، ادعاهای محمدی مبنی بر بدرفتاری را کماهمیت جلوه دادهاند.
با وجود خطرات ناشی از مخالفت با حکومت، ایران در سالهای اخیر شاهد دو جنبش اعتراضی بزرگ بوده است: یکی در ژانویه و دیگری در پاییز ۲۰۲۲ که در پی مرگ امینیِ ۲۲ساله شکل گرفت. هر دو جنبش با سرکوب خشونتآمیز مقامات مواجه شدند.
محمدی گفت: «اگر به خیابانهای تهران و حتی شهرهای سراسر کشور نگاه کنید، میبینید که زنان چقدر شجاعانه و استوار در خیابانها ایستادهاند.»
«ما از طریق جنبش “زن، زندگی، آزادی” توانستیم قدرتِ معترض را خلق کرده و به جهانیان نشان دهیم؛ یعنی فردی که به خیابان میآمد ممکن بود مورد ضربوشتم قرار گیرد، کشته یا زندانی و اعدام شود، اما در عین حال نوعی حس قدرت و مشروعیت داشت که حکومت را وادار به عقبنشینی میکرد.»
برای محمدی که همواره میان دو هویتِ «مادر» و «فعال مدنی» در نوسان بوده است، کتابش هم ستایشی از مبارزان راه دموکراسی است و هم «سخنان مادری که این کتاب را در زندان نوشته است»؛ مادری که فرزندانش دور از او و در تبعید در فرانسه زندگی میکنند.
او گفت: «علی و کیانا همواره نیرویی بودهاند که مرا به زندگی بازگردانده و امیدوار نگه داشتهاند. امیدوارم آنها را ببینم، در آغوش بگیرم و شاهد رشدشان باشم؛ ببینم که آیا حالا قد من به شانههای آنها میرسد یا آنها به شانههای من، و دوباره در کنارشان بایستم.»
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|