|
شنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۵ -
Saturday 5 September 2026
|
یاروسلاو تروفیموف / والاستریت ژورنال / ۴ سپتامبر ۲۰۲۶
آمریکا و ایران هر دو با تحت فشار قرار دادن تنگه هرمز انتظار داشتند در نهایت بر رقیب خود غلبه کنند و بر این باور بودند که گذر زمان به سود آنها خواهد بود.
اکنون به نظر میرسد روند امور در حال حرکت برخلاف منافع تهران است.
محاصره دریایی آمریکا از ماه ژوئیه تاکنون مانع از آن شده است که ایران نفتی را از خلیج فارس صادر کند. همزمان، واشنگتن با وجود حملات پهپادی و موشکی ایران، توانسته است به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس کمک کند مقادیر قابلتوجهی از نفت خام خود را از طریق این آبراه منتقل کنند؛ اقدامی که مانع از جهش قیمت جهانی نفت به بالاتر از سطوح بحرانی شده است.
سمیر مدنی، یکی از بنیانگذاران شرکت اطلاعات دریایی «TankerTrackers.com»، گفت: «محاصره ایران نسبت به محاصره آمریکا نشتپذیرتر است. ایرانیها اساساً قادر نیستند همه چیز را بهطور کامل متوقف کنند.»
این پرسش راهبردی که آیا در نهایت گذر زمان به سود واشنگتن خواهد بود یا حکومت تهران، هنوز پاسخ قطعی ندارد. ایران همچنان راههایی برای تشدید درگیریای در اختیار دارد که اکنون به جنگی فرسایشی و طولانیمدت تبدیل شده است؛ اقدامی که میتواند هزینههای بیشتری بر آمریکا و متحدانش تحمیل کند. از سوی دیگر، توان ارتش آمریکا برای حفظ محاصره دریایی برای چندین ماه دیگر نیز نامشخص است.
با این حال، اکنون روشن است که محاسبه تهران در شش ماه پیش، هنگامی که تنگه هرمز را بست و یکپنجم عرضه نفت خام جهان را در منطقه محبوس کرد، اشتباه از آب درآمد. این اقدام نه موجب بروز بحران اقتصادی جهانی شد و نه رئیسجمهور ترامپ را وادار کرد جنگ را بر اساس شروط ایران پایان دهد.
فرضیات هیچیک از دو طرف محقق نشد
با این حال، محاصره بنادر ایران از سوی ترامپ که در ماه آوریل اعمال و در ژوئیه، پس از فروپاشی یک تفاهمنامه کوتاهعمر برای بازگشایی آبراه، دوباره برقرار شد، نتوانسته رفتار ایران را نیز تغییر دهد. با وجود تشدید اختلالات اقتصادی، این محاصره نه به خیزش مردمی علیه جمهوری اسلامی منجر شده و نه تهران را متقاعد کرده است که برای تضمین کشتیرانی آزاد، تنگه را بازگشایی کند.
ولی نصر، استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جانز هاپکینز و مقام سابق وزارت خارجه آمریکا که در تماسهای غیررسمی با ایران نیز مشارکت داشته است، گفت: «فرضیات هیچیک از دو طرف محقق نشده و هیچکدام از آنها نیز راه خروجی ندارند.»
با این حال، در حال حاضر، اهرم فشار ایران بر تنگه هرمز بهتدریج و بهطور پیوسته تحت تأثیر عملیات نظامی آمریکا در منطقه در حال تضعیف شدن است. قیمت نفت خام در بازارهای بینالمللی همچنان زیر ۱۰۰ دلار در هر بشکه قرار دارد؛ قیمتی که بالا محسوب میشود، اما همچنان فاصله زیادی با سطح بحرانی برای اقتصاد جهانی دارد. یکی از دلایل این وضعیت، استفاده چین از ذخایر داخلی و کاهش واردات نفت بوده است.
البته مسئله فقط نفت نیست. محمولههای گاز طبیعی مایعشده، کودهای شیمیایی و دیگر کالاها نیز همچنان در خلیج فارس گرفتار ماندهاند و اقتصاد کشورهای قطر، کویت، عراق و بحرین را تحت فشار قرار دادهاند؛ کشورهایی که راه دریایی جایگزینی ندارند.
یک مقام ارشد عرب حوزه خلیج فارس گفت: «گذر زمان به سود هیچیک از دو طرف نیست، اما ساعت برای ایرانیها با سرعت بیشتری در حال حرکت است، زیرا آنها تحت فشار اقتصادی عظیمی قرار دارند.» به گفته او، مسئله برای آمریکا بیشتر به سیاست و افکار عمومی مربوط میشود تا فشار اقتصادی.
شرکت TankerTrackers.com اوایل این هفته برآورد کرد که طی ۲۸ روز گذشته، بهطور میانگین حدود ۵ میلیون بشکه نفت خام در روز ــ که تقریباً هیچکدام از آن متعلق به ایران نبوده ــ از طریق تنگه هرمز از خلیج فارس خارج شده است. علاوه بر این، حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز نیز از طریق پایانههای نفتی واقع در سواحل دریای عمان، از جمله فجیره در امارات متحده عربی، صادر شده است. این میزان صادرات، بیش از ۴۰ درصد جریان نفت منطقه پیش از جنگ را تشکیل میدهد.
حملات مستمر ایران به کشتیها با هدف حفظ کنترل این کشور بر تنگه هرمز انجام میشود و در پی آن، حملات موشکی و پهپادی متقابلی شکل گرفته که تاکنون با دقت کنترل و تنظیم شدهاند. ایران به نفتکشها در دریا و همچنین پایگاهها و تأسیسات نظامی آمریکا در بحرین، کویت و اردن حمله کرده است؛ اما از انجام حملات گستردهتر علیه اسرائیل و دو اقتصاد بزرگ منطقه، یعنی عربستان سعودی و امارات متحده عربی، خودداری کرده است.
آمریکا نیز به نوبه خود شهرهای بزرگ ایران را بمباران نکرده و رهبران نظامی و سیاسی این کشور را هدف قرار نداده است. این وقفه در حملات به ایران اجازه داده است صنایع نظامی خود، از جمله بخشهای فعال در تولید موشک را که در جریان ۴۰ روز جنگ تمامعیار بین فوریه و آوریل هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفته بودند، تعمیر و بازسازی کند.
همسایگان ایران در خلیج فارس امیدوارند این خویشتنداری نسبی از سوی هر دو طرف ادامه پیدا کند و راه را برای دستیابی به توافقی در آینده هموار سازد.
این مقام ارشد عرب حوزه خلیج فارس گفت: «برای ما در این منطقه، هرچند بنبست را به جنگ ترجیح میدهیم، اما توقف دائمی خصومتها را به بنبست ترجیح میدهیم.»
احتمال تشدید تنش از سوی ایران
با این حال، رهبران ایران مدتهاست هشدار دادهاند که نمیتوانند وضعیتی را بپذیرند که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نفت خود را صادر کنند، در حالی که تجارت ایران خفه شده است. هنگامی که ترامپ برای نخستین بار محاصره ایران را اعمال کرد، مقامهای ایرانی برآورد کرده بودند که میتوانند حدود پنج ماه، بدون پیامدهای فاجعهبار برای اقتصاد، در برابر آن مقاومت کنند. اکنون این نقطه بهسرعت در حال نزدیک شدن است و تهران را ناگزیر از اتخاذ یک تصمیم راهبردی میکند.
نصر، استاد دانشگاه، گفت: «یک گزینه برای آنها تسلیم شدن است. گزینه دیگر این است که در مقیاسی بسیار بزرگتر تنش را تشدید کنند و تلاش کنند با جنگیدن، خود را از این گوشه تنگ بیرون بکشند.»
او افزود که احتمالاً گزینه دوم محتملتر است: «محاسبه آنها این است که حتی اگر مجبور شوند دوباره به میز مذاکره بازگردند و حتی اگر مجبور شوند امتیازاتی بدهند، اگر از نظر نظامی فشار بیشتری وارد کنند، در نهایت مجبور خواهند بود امتیازات کمتری بدهند.»
تقویم سیاسی آمریکا نیز عامل مهم دیگری در محاسبات ایران است و احتمال تشدید تنش را افزایش میدهد. یکی از لحظات سرنوشتساز در تاریخ اولیه جمهوری اسلامی، تصمیم این حکومت برای اثرگذاری بر انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در سال ۱۹۸۰ بود؛ به این ترتیب که آزادی گروگانهای آمریکایی را تا پس از پیروزی رونالد ریگان بر جیمی کارتر به تعویق انداخت. دولت ریگان نیز بعدها بهطور محرمانه سلاح در اختیار ایران قرار داد.
امروز، رهبران ایران بهخوبی از میزان نامحبوب بودن جنگ در آمریکا آگاه هستند؛ جنگی که بخشی از آثار آن افزایش قیمت بنزین در جایگاههای سوخت بوده است. آنها تمایل چندانی ندارند به ترامپ ــ که در ماه فوریه دستور ترور بخش بزرگی از رهبری سیاسی و نظامی ایران را صادر کرد ــ با رسیدن به مصالحهای درباره تنگه هرمز پاداش بدهند؛ مصالحهای که میتواند درست پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر، قیمت بنزین را کاهش دهد.

الی گرَنمایه، کارشناس ایران در شورای روابط خارجی اروپا، گفت: «وقتی ساعت شروع به شمارش معکوس میکند، دیدگاه تهران این است: “چرا باید به هر قیمتی فشار بر ترامپ را برای دادن امتیاز کاهش دهیم؟ بگذارید او درد این مسئله را پای صندوقهای رأی احساس کند.”»
البته فشارهای سیاسی داخلی نیز در ایران وجود دارد. رهبران غیرنظامی کشور، از جمله مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، که در مذاکرات ماه ژوئن با آمریکا نقش داشتند، خواستار بازگشت به مذاکرات شدهاند و به وخامت وضعیت اقتصاد ایران اشاره میکنند.
ارزش پول ملی ایران، یعنی ریال، بهسرعت در حال کاهش است، تورم در حال افزایش است و کمبود بنزین به پدیدهای معمول تبدیل شده است. پزشکیان در مصاحبه تلویزیونی اخیر خود گفت: «بعضیها میگویند تحریمها اصلاً هیچ اثری ندارند. واقعاً نمیدانم به این افراد چه بگویم.» او خاطرنشان کرد که تجارت ایران بین ۲۵ تا ۳۵ درصد کاهش یافته است.
فرماندهان سپاه در حال انجام جنگی برای بقا
با این حال، به نظر میرسد قدرت واقعی در تهران در دست فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار دارد؛ بهویژه آنکه رهبر رسمی جدید ایران، مجتبی خامنهای، پس از جراحاتی که در حمله آمریکا ــ حملهای که در ماه فوریه به کشته شدن پدرش، علی خامنهای، انجامید ــ همچنان در مخفیگاه به سر میبرد.
این فرماندهان، از جمله محسن رضایی، رئیس جدید شورای عالی امنیت ملی، و احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، حکومت را در حال انجام جنگی برای بقا میدانند و بعید است درد و فشار اقتصادیای را که شهروندان کشور متحمل میشوند، عاملی تعیینکننده در تصمیمگیریهای خود بدانند.
از برخی جهات، تورم و فقیرتر شدن طبقه متوسط ایران ممکن است یک انتخاب سیاستگذاری باشد؛ انتخابی با هدف ایجاد جامعهای بسیار نظامیتر و متمرکزتر که برای جنگ آماده باشد و همچنین مانع بازگشت اعتراضاتی شود که در ماه ژانویه ایران را تا آستانه انقلاب پیش برد.
اسفندیار باتمنقلیچ، مدیر اجرایی اندیشکده «بنیاد بورس و بازار» مستقر در لندن، گفت: «اقتصاد ایران در حال تضعیف است. اما تضعیف اقتصاد همچنان میتواند بخشی از یک راهبرد عمدی از سوی برخی چهرههای رهبری ایران برای حفظ توان ماندگاری در این درگیری باشد.»
او افزود: «آنها ظرفیت سرکوب فوقالعادهای دارند و میدانند که هرچه وضعیت اقتصادی بدتر شود، مردم عادی توانایی خود را برای بسیج گسترده از دست میدهند.»
نورمن رول، که از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۷ مقام ارشد جامعه اطلاعاتی آمریکا در امور ایران بود، نیز افزود اگر تاریخ معاصر در مورد تحولات داخل ایران چیزی به ما آموخته باشد، آن این است که باید نسبت به پیشبینیها محتاط بود.
او گفت: «کسانی که معتقدند حکومت بیش از حد قدرتمند، بیش از حد ریشهدار در جامعه ایران، یا بیش از حد تحت حفاظت نهادهای امنیتی گسترده داخلی است که بتواند سقوط کند، باید به یاد داشته باشند که زمانی قضاوتهای مشابهی درباره مبارک، بنعلی، چائوشسکو و حتی اتحاد جماهیر شوروی نیز مطرح میشد.»
او افزود: «هرکس ادعا کند با اطمینان میداند جمهوری اسلامی آیا و چه زمانی فرو خواهد پاشید یا دوام خواهد آورد، ابتدا باید از او خواست مهارتهای خود را بهعنوان یک پیامبر ثابت کند؛ مثلاً با اعلام شمارههای بختآزمایی هفته آینده.»
|
| |||||||||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|