دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - Monday 17 August 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 17.08.2026, 7:23

تعلیق اجتماعی و محدودیت تاب‌آوری جامعه ایران


«امیرحسین جلالی ندوشن» روان‌پزشک و سخنگوی انجمن روان‌پزشکان ایران در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، با بررسی شرایط روانی و اجتماعی حاکم بر جامعه ایران، از شکل‌گیری نوعی «تعلیق اجتماعی» در پی تداوم بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی سخن گفت؛ وضعیتی که به گفته او، افق برنامه‌ریزی افراد برای آینده را کوتاه کرده و بر احساس امنیت روانی، تاب‌آوری اجتماعی، فرسایش طبقه متوسط و افزایش تمایل به مهاجرت تأثیر گذاشته است.

او در این گفت‌وگو با اشاره به پیامدهای روانی و اجتماعی تجربه بحران‌های پی‌درپی، توضیح داد که چگونه تداوم ابهام و بی‌ثباتی می‌تواند افراد را از «ساختن آینده» به سمت «اداره‌کردن امروز» سوق دهد و چه پیامدهایی برای رفتارهای فردی، روابط اجتماعی و سرمایه‌های انسانی کشور به همراه دارد. جلالی ندوشن همچنین درباره ظرفیت جامعه برای تحمل این وضعیت، واکنش‌های مختلف مردم به شرایط موجود و راه‌های بازسازی اعتماد و بازگرداندن امکان برنامه‌ریزی به زندگی شهروندان توضیح داد.

* بعد از جنگ ۱۲ روزه که بسیاری انتظار وقوع آن را نداشتند، اعتراضات دی‌ماه و سپس جنگی که به آتش‌بس و اکنون به توافقی با سرنوشتی نامعلوم رسیده است، بسیاری احساس بلاتکلیفی می‌کنند. آیا می‌توان وضعیت کنونی را نوعی «تعلیق اجتماعی» نامید؟

بله، می‌توان از مفهوم «تعلیق اجتماعی» استفاده کرد؛ البته نه به معنای متوقف‌شدن کامل جامعه، بلکه به این معنا که بخش بزرگی از مردم نمی‌دانند تصمیم‌های مهم زندگی خود را بر چه تصویری از آینده بنا کنند.

در شرایط عادی، افراد حتی با وجود مشکلات می‌توانند برای چند سال آینده برنامه‌ریزی کنند و درباره شغل، مسکن، ازدواج، فرزندآوری، تحصیل، سرمایه‌گذاری یا ماندن و مهاجرت تصمیم بگیرند. اما هنگامی که بحران‌ها پی‌درپی رخ می‌دهند و پایان هیچ‌کدام روشن نیست، افق برنامه‌ریزی کوتاه می‌شود. زندگی از مسیر «ساختن آینده» به سمت «اداره‌کردن امروز» حرکت می‌کند.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای روانی این وضعیت، از کف رفتن تخیل نسبت به آینده است. منظور از تخیل، خیال‌پردازی غیرواقعی نیست؛ بلکه توانایی تصور یک آینده نسبتاً قابل پیش‌بینی و احساس امکان اثرگذاری بر آن است. وقتی این توانایی کاهش پیدا می‌کند، فرد ممکن است همچنان کار کند و زندگی روزمره را ادامه دهد، اما احساس کند زندگی او موقت، ناتمام و در انتظار تعیین تکلیف است.

انباشت بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی نیز نوعی استرس مزمن ایجاد کرده است. در چنین وضعی می‌توان گفت ایمنی روانی جامعه کاهش یافته است؛ یعنی آستانه تحمل پایین‌تر می‌آید و یک خبر، افزایش قیمت، شایعه یا تنش تازه می‌تواند واکنش‌هایی شدیدتر از اندازه ظاهری آن رویداد ایجاد کند. این واکنش‌ها حاصل همان حادثه آخر نیست، بلکه محصول انباشت تجربه‌های حل‌نشده قبلی است.

* این تعلیق بلندمدت چه تأثیری بر فرسایش طبقه متوسط می‌گذارد و آیا می‌تواند موجب افزایش مهاجرت شود؟

طبقه متوسط را نباید تنها یک گروه درآمدی دید. این طبقه معمولاً حامل برنامه‌ریزی بلندمدت، آموزش، تخصص، پس‌انداز، مشارکت مدنی و امید به بهبود تدریجی زندگی است. تعلیق طولانی‌مدت دقیقاً همین قابلیت‌ها را تضعیف می‌کند.

وقتی درآمد ارزش خود را از دست می‌دهد، امنیت شغلی کاهش می‌یابد و امکان پیش‌بینی آینده وجود ندارد، خانواده‌های طبقه متوسط ابتدا از نظر اقتصادی کوچک‌تر می‌شوند؛ اما مسئله به اقتصاد محدود نمی‌ماند. آن‌ها به‌تدریج از بسیاری از اهداف و شیوه‌های زندگی خود نیز عقب‌نشینی می‌کنند: خرید مسکن، ادامه تحصیل، فرزندآوری، فعالیت فرهنگی، سفر، سرمایه‌گذاری حرفه‌ای و حتی مشارکت اجتماعی به تعویق می‌افتد یا کنار گذاشته می‌شود.

در این شرایط مهاجرت برای بخشی از جامعه، به راهی برای بازیابی پیش‌بینی‌پذیری تبدیل می‌شود. بسیاری ممکن است مقصد ایدئالی در خارج از کشور تصور نکنند، اما گمان کنند در جای دیگری دست‌کم می‌توانند درباره چند سال آینده تصمیم بگیرند.

البته همه کسانی که به مهاجرت فکر می‌کنند، امکان مهاجرت ندارند. بنابراین در کنار مهاجرت واقعی، نوعی «مهاجرت ذهنی و اجتماعی» نیز شکل می‌گیرد. فرد از مسائل عمومی فاصله می‌گیرد، سرمایه و انرژی خود را از جامعه پس می‌کشد، به زندگی خصوصی پناه می‌برد یا همه فعالیت‌های خود را در انتظار فرصتی برای خروج تنظیم می‌کند. این وضعیت برای جامعه، کمتر از خروج فیزیکی نیروهای متخصص زیان‌بار نیست.

گزارش‌های توسعه‌ای نیز نشان می‌دهند که بی‌ثباتی ناشی از جنگ و اختلال در بازار، اشتغال، کسب‌وکارهای کوچک و معیشت خانوارها، می‌تواند دستاوردهای توسعه انسانی را عقب براند.

* جامعه تا چه اندازه می‌تواند در وضعیت تعلیق طولانی‌مدت دوام بیاورد؟

هیچ عدد یا زمان مشخصی برای این پرسش وجود ندارد، اما یک اصل روشن است: تاب‌آوری جامعه نامحدود نیست. تاب‌آوری را نباید با تحمل بی‌پایان، سکوت یا عادت‌کردن به شرایط دشوار اشتباه گرفت.

مردم ممکن است برای مدتی طولانی زندگی را ادامه دهند، به سر کار بروند، فرزندانشان را به مدرسه بفرستند و حتی در موقعیت‌های دشوار همبستگی نشان دهند؛ اما این به معنای بی‌هزینه‌بودن شرایط نیست. گاهی آنچه از بیرون تاب‌آوری به نظر می‌رسد، در واقع کاهش انتظارات، بی‌حسی عاطفی، کناره‌گیری یا محدودکردن زندگی به نیازهای فوری است.

تاب‌آوری یک ذخیره ثابت ندارد. اگر بحران تکرار شود اما فرصت ترمیم، امنیت نسبی، حمایت اجتماعی و تجربه موفقیت جمعی وجود نداشته باشد، این ظرفیت به‌تدریج مصرف می‌شود. نشانه‌های این فرسایش را می‌توان در تحریک‌پذیری، خشم روزمره، اختلال خواب، نگرانی دائمی، تعارض‌های خانوادگی، کاهش تمرکز، افت بهره‌وری، بی‌اعتمادی و احساس بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت عمومی مشاهده کرد.

نکته مهم این است که فرسایش معمولاً تدریجی و نابرابر است. گروه‌های برخوردار می‌توانند با منابع مالی، ارتباطی و جغرافیایی خود را بیشتر محافظت کنند، اما گروه‌های کم‌درآمد، سالمندان، کودکان، زنان سرپرست خانوار، بیماران و افراد دارای مشاغل ناپایدار زودتر و شدیدتر آسیب می‌بینند.

بنابراین پرسش اصلی این نیست که جامعه چه مدت دوام می‌آورد؛ بلکه باید پرسید با چه هزینه‌ای دوام می‌آورد و این هزینه را چه کسانی بیشتر می‌پردازند.

* در سال‌های اخیر واکنش‌هایی نیز به این احساس تعلیق شکل گرفته است. این رفتارها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

واکنش مردم به تعلیق یکسان نیست. برخی افراد به مهاجرت، تغییر شغل یا انتقال سرمایه فکر می‌کنند. برخی مصرف و لذت‌های کوتاه‌مدت را افزایش می‌دهند، زیرا نمی‌توانند برای آینده برنامه‌ریزی کنند. برخی دیگر به زندگی خصوصی عقب‌نشینی می‌کنند و می‌کوشند ارتباط خود را با اخبار و مسائل عمومی کاهش دهند.

در گروهی نیز پیگیری وسواس‌گونه اخبار، شایعات و شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود. فرد تصور می‌کند اگر دائماً اطلاعات را دنبال کند، غافلگیر نخواهد شد، اما این رفتار غالباً اضطراب را بیشتر می‌کند، زیرا حجم اطلاعات افزایش می‌یابد بی‌آنکه قدرت تصمیم‌گیری فرد بیشتر شود.

افزایش پرخاشگری در روابط روزمره، رانندگی، محیط کار یا فضای مجازی را نیز باید در همین زمینه دید. این رفتارها قابل توجیه نیستند، اما بخشی از آن‌ها زمانی رخ می‌دهند که افراد احساس می‌کنند کنترل چندانی بر مسائل اصلی زندگی ندارند و خشم خود را در موقعیت‌های کوچک‌تر و در دسترس‌تر تخلیه می‌کنند.

واکنش دیگر، جست‌وجوی پاسخ‌های بسیار ساده و قطعی برای مسائل پیچیده است. در وضعیت ابهام، وعده‌های قاطع، نظریه‌های توطئه‌، بازگشت خیالی به گذشته یا ظهور یک منجی می‌تواند جذاب شود. این روایت‌ها اضطراب را موقتاً کاهش می‌دهند، زیرا جهان را ساده و قابل فهم نشان می‌دهند، اما معمولاً توان گفت‌وگو و تحمل تفاوت را کم می‌کنند.

در کنار این رفتارها، واکنش‌های سازنده‌ای نیز وجود دارد: کمک‌های خانوادگی و محلی، شبکه‌های غیررسمی حمایت، حفظ فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی، مراقبت از کودکان و سالمندان و تلاش برای ادامه گفت‌وگو در جامعه. مسئله این است که نباید تمام مسئولیت تاب‌آوری را بر دوش همین شبکه‌های مردمی گذاشت. خانواده و جامعه مدنی نمی‌توانند برای همیشه جای خالی سیاست‌گذاری عمومی و نهادهای مسئول را پر کنند.

* در نهایت جامعه به چه سمتی خواهد رفت؟

هیچ مسیر از پیش تعیین‌شده‌ای وجود ندارد. جامعه ممکن است به سمت انقباض بیشتر، مهاجرت، کاهش اعتماد، فردگرایی دفاعی و فاصله‌گرفتن مردم از یکدیگر حرکت کند. در این حالت هر فرد می‌کوشد خود و خانواده‌اش را جداگانه نجات دهد و ظرفیت اقدام جمعی کاهش پیدا می‌کند.

اما مسیر دیگری نیز ممکن است: بازسازی تدریجی اعتماد و بازگشت امکان برنامه‌ریزی. این مسیر فقط با درخواست از مردم برای صبوری یا مثبت‌اندیشی ایجاد نمی‌شود. مردم بیش از توصیه‌های روان‌شناختی به نشانه‌های واقعی ثبات نیاز دارند.

کاهش تنش و خطر جنگ، اطلاع‌رسانی روشن و صادقانه، خودداری از وعده‌های غیرواقعی، حمایت از معیشت و اشتغال، حفاظت از طبقات آسیب‌پذیر، امکان مشارکت اجتماعی و ایجاد چشم‌اندازی قابل فهم از آینده، مهم‌ترین عوامل ترمیم ایمنی روانی جامعه‌اند.

در سطح فردی و اجتماعی نیز حفظ ارتباط‌های انسانی، کاهش بازنشر شایعات، مراقبت از ریتم عادی زندگی، گفت‌وگو با کسانی که دیدگاه متفاوتی دارند و حمایت از نهادهای مدنی ضروری است. بااین‌حال نباید مسئله‌ای ساختاری را صرفاً به مهارت‌های فردی تقلیل داد.

جامعه ایران ظرفیت‌های مهمی برای همبستگی و سازگاری دارد، اما این ظرفیت‌ها پایان‌ناپذیر نیستند. جامعه هنگامی می‌تواند از وضعیت تعلیق خارج شود که آینده دوباره به امری قابل تصور و تا حدی قابل ساختن تبدیل شود. مسئولیت اصلی سیاست‌گذاری نیز همین است: بازگرداندن امکان پیش‌بینی، انتخاب و اثرگذاری به زندگی مردم.


خبرنگار :
کیمیا افضلی کیان



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net