|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
۱۴ ژانویه ۲۰۲۶
ایرانیانی که علیه حکومت خود دست به تظاهرات زدهاند، شجاعتی الهامبخش و تحسینبرانگیز از خود نشان میدهند. در ربع قرن گذشته، جنبشهای اعتراضی در ایران هر چند سال یکبار برای دستیابی به آزادیهای سیاسی بیشتر شکل گرفتهاند و حکومت هر بار با خشونت آنها را سرکوب کرده است. با این حال، در هفتههای اخیر دهها هزار ایرانی به خیابانها آمدهاند تا خواستار تغییر شوند.
آنان این اعتراضها را ادامه میدهند، حتی در شرایطی که حکومت آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، با کشتن صدها و شاید هزاران نفر به این اعتراضها پاسخ داده است. معترضان شایسته تحسین همه کسانی هستند که به دموکراسی، آزادی و برابری در برابر قانون باور دارند.
اما اینکه چگونه میتوان به آنها در دستیابی به آزادیای که سزاوارش هستند کمک کرد، مسئلهای دشوارتر است. رژیم دینی حاکم بر تهران، دژی از ثروت نفتی، متحدان اقتدارگرا و خشونت داخلی بنا کرده است. با این حال، گامهای امیدوارکنندهای وجود دارد که ایالات متحده و دیگر کشورها میتوانند بردارند. رئیسجمهور ترامپ بهدرستی حکومت ایران را مورد سرزنش قرار داده است، اما خطر آن وجود دارد که بدون تدوین راهبردی سنجیده، شتابزده به اقدام نظامی روی آورد. پرسش اساسی این است که کدام اقدامات — دیپلماتیک، اقتصادی و در صورت لزوم نظامی — بیشترین شانس را برای تقویت جنبش اعتراضی و ایجاد شکاف در میان نخبگان همپیمان با حکومت خامنهای دارند.
خشونتهای اخیر این حکومت بار دیگر بر واقعیتی تأکید میکند که دهههاست روشن بوده است: این حکومت یکی از شریرترین رژیمهای جهان است و بیشترین هزینه را شهروندان ایران میپردازند.
سال گذشته، ایران بهطور میانگین روزانه حدود شش نفر را اعدام کرد — در مجموع بیش از دو هزار نفر. این حکومت با جلوگیری از حضور نامزدهایی که وفاداری خود به رژیم را اثبات نکردهاند، دموکراسی را تضعیف میکند. انتقاد را سانسور میکند. علیه اقلیتهای مذهبی تبعیض قائل میشود؛ بهائیان را از ورود به دانشگاهها منع میکند و در مواردی حتی اجازه ساخت مسجد به مسلمانان سنی نمیدهد.
زنستیزی سیاست رسمی حکومت است. در دادگاهها، شهادت زنان وزن کمتری نسبت به شهادت مردان دارد. چندهمسری قانونی است و شوهران میتوانند همسران خود را از اشتغال یا سفر به خارج از کشور منع کنند. زنان اغلب به دلیل نداشتن حجاب مورد آزار قرار میگیرند و اجازه ندارند بهتنهایی در انظار عمومی آواز بخوانند یا در بسیاری از رویدادهای ورزشی مردان حضور یابند. خشونت علیه زنان غالباً بدون مجازات باقی میماند. تبعیض علیه افراد الجیبیتیکیو نیز سیاست رسمی است. روابط جنسی همجنسگرایانه غیرقانونی است و مجازات آن میتواند شلاق و حتی اعدام باشد.
حکومت ایران مردم خود را به فقر کشانده است. تمرکز حکومت بر جنگافروزی به اقتصاد آسیب زده و باعث شده دیگر کشورها ایران را از تجارت جهانی کنار بگذارند. رهبران ایران بهجای سرمایهگذاری در مردم خود، درآمدهای نفتی را صرف پیشبرد برنامه هستهای، حمایت از تروریسم و تأمین سبک زندگی خود کردهاند. سرمایهگذاری داخلی آنقدر ناچیز بوده است که تهران تا آستانه کمبود شدید آب پیش رفته است.
پیش از انقلاب ۱۹۷۹، کشور تحت نوع دیگری از حکومت فاسد و سرکوبگر، به رهبری محمدرضا شاه پهلوی، قرار داشت. با این حال، ایران پیش از انقلاب از نظر درآمد سرانه بالاتر از میانگین جهانی بود. امروز، درآمد سرانه ایران کمتر از نصف میانگین جهانی است. با وجود پیشینه تاریخی ایران در سواد و آموزش، تولید ناخالص داخلی سرانه این کشور از کشورهایی چون گواتمالا، عراق، کوزوو، لیبی و آفریقای جنوبی عقبتر افتاده است.

اقتصاد ایران بهشدت از میانگین جهانی عقب مانده است
در سطح جهانی، حکومت آیتالله خامنهای موجب گسترش هرجومرج و مرگ شده است. این حکومت هزاران پهپاد موسوم به «انتحاری» به روسیه ارسال کرده و به ولادیمیر پوتین امکان داده است اوکراینیهای بیشتری را به قتل برساند. ایران مهمترین متحد رژیم هولناک بشار اسد در سوریه بوده و شبکه گسترده شکنجه او را ممکن ساخته است. بزرگترین پروژه سیاست خارجی ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹، تلاش برای نابودی اسرائیل بوده است؛ عمدتاً از طریق نیروهای نیابتی تروریستی مانند حماس، حزبالله و حوثیها. این گروهها نهتنها اسرائیلیها، بلکه غیرنظامیانی از دهها کشور، از جمله آرژانتین، بلغارستان، اتیوپی، فرانسه، تایلند و ایالات متحده را کشتهاند. حزبالله همچنین به فروپاشی لبنان و تبدیل آن به کشوری شکستخورده کمک کرده است.
برای دههها، این اقدامات به ایران اجازه میداد تصویری از قدرت بینالمللی ارائه دهد. آیتالله خامنهای که اکنون ۸۶ سال دارد، و دیگر روحانیونی که کشور را اداره میکنند، خود را رقیبی برای عربستان سعودی در نفوذ بر خاورمیانه میپنداشتند. اما این رژیم در نهایت بسیار ضعیفتر از آنچه به نظر میرسید، از کار درآمده است.
از زمان حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل حماس و حزبالله را بهشدت تضعیف کرده است. در جریان جنگی ۱۲روزه در سال گذشته، اسرائیل سامانههای پدافند هوایی ایران را درهم کوبید و رهبران برنامه هستهای سرکش این کشور را ترور کرد، و در عین حال صدها موشک شلیکشده از سوی ایران به سمت اسرائیل را سرنگون ساخت. سپس آقای ترامپ دستور حمله به تأسیسات هستهای ایران را صادر کرد؛ اقدامی که جاهطلبیهای آشکار رهبران ایران برای دستیابی به سلاح هستهای را به عقب انداخت.
تحریمهای اقتصادی سختگیرانه جدیدی که سال گذشته از سوی ایالات متحده، کانادا، بریتانیا و سازمان ملل به دلیل برنامه هستهای ایران اعمال شد، ضربه بیشتری به اقتصاد کشور وارد کرده است. بر این فاجعه ملی افزوده شده که حکومت ایران حتی در حفظ جان رهبران خود نیز ناتوان به نظر میرسد؛ ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور و یکی از گزینههای بالقوه جانشینی خامنهای، به همراه وزیر امور خارجه، در اردیبهشت ۱۴۰۳ (مه ۲۰۲۴) زمانی که بالگردشان در مه غلیظ سقوط کرد، کشته شدند.
این تحولات رژیم خامنهای را تحقیر کرده و مقامهای نگران را واداشته است برخی محدودیتها بر رفتارهای عمومی — مانند رقص — را کاهش دهند. ضعف آشکار حکومت همچنین به شعلهور شدن اعتراضهای کنونی دامن زده است.
این اعتراضها در ۲۸ دسامبر، با نارضایتی بازاریانی آغاز شد که از سقوط بیش از ۸۰ درصدی ارزش پول ملی ایران در سال گذشته و عبور نرخ تورم سالانه از ۴۰ درصد خشمگین بودند. از آن زمان، اعتراضها رنگوبوی سیاسیتری گرفته و به هر ۳۱ استان کشور گسترش یافته است. بر اساس ویدئوها، برخی از این تجمعها بسیار گسترده بودهاند. معترضان شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر دادهاند که اشارهای مستقیم به آیتالله خامنهای است. بسیاری از ایرانیان از این خشمگیناند که حکومتشان ماجراجوییهای خارجی را بر رفاه داخلی ترجیح داده است. یکی از شعارهای رایج چنین است: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران».
واکنش مناسب از سوی جهان، پیش از هر چیز، باید با ابراز همبستگی یکپارچه با معترضان آغاز شود. رژیم خامنهای آنقدر فاسد و تباه است که امکان اصلاح آن وجود ندارد. این حکومت فرصتهای فراوانی برای انتخاب مسیری متفاوت داشته است. دولت اوباما از ایران دعوت کرد که در صورت چشمپوشی از سلاح هستهای و پایبندی به هنجارهای پایه بینالمللی، به یک قدرت منطقهای تبدیل شود. اما آیتاللهها بهجای آن، افراطگرایی و سرکوب را برگزیدند. آنان نشان دادهاند که فراتر از اصلاح و بازپروری هستند. جنبش اعتراضی بهترین امید برای ایرانی است که در جهان آسیب کمتری وارد کند و بهتر به مردم خود خدمت رساند.
در عمل، دولت ترامپ باید بر تلاشهای دولت بایدن در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ برای قاچاق کیتهای استارلینک به داخل ایران بنا کند؛ کیتهایی که به معترضان امکان میدهد زمانی که حکومت ایران — همانگونه که در روزهای اخیر رخ داده — اینترنت را تا حد زیادی قطع میکند، از طریق ماهواره با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. ایالات متحده همچنین باید اقداماتی انجام دهد تا این تجهیزات در برابر تلاشهای حکومت خامنهای برای مسدود کردن آنها همچنان فعال بمانند، و از راههای دیگر نیز به کمک معترضان بشتابد.
جهان همچنین میتواند تحریمهای اعمالشده علیه ایران را گسترش دهد. دولت ترامپ این هفته از اعمال تعرفههای جدید علیه هر کشوری که با ایران دادوستد کند خبر داد و دیگر دموکراسیها نیز باید مجازاتهای اقتصادی خود را اعمال کنند. اروپا میتواند نقشی حیاتی ایفا کند. رهبران اروپایی گاه درباره ماهیت حکومت ایران سادهلوح بودهاند و اکنون باید فعالانهتر وارد عمل شوند. آقای ترامپ نیز به نوبه خود باید خصومت عمیقش با اروپا — از جمله جاهطلبیهای مضحک برای تصرف گرینلند — را کنار بگذارد و قدرت یک ائتلاف متحد را به رسمیت بشناسد.
یکی از گزینههای سیاستی میتواند هدف قرار دادن همه مقامهای ارشد حکومت خامنهای و نزدیکان آن با تحریمهای فردی و توقیف داراییها باشد. آنان باید بدانند که اگر از رژیم فاصله نگیرند، برای همیشه منزوی خواهند شد و دیگر امکان خریدهای لوکس و گردشگریای را که بسیاری از آنها از آن بهرهمندند، نخواهند داشت. هدف باید ایجاد فشارهای متعارض بر نخبگان ایران و شکاف انداختن میان آنان باشد. چنین اقداماتی میتواند وعده آقای ترامپ به معترضان — مبنی بر اینکه «کمک در راه است» — را محقق کند.
البته او تهدید کرده است که بسیار فراتر از اینها خواهد رفت. در دوم ژانویه، پنج روز پس از آغاز اعتراضها، او گفت که ایالات متحده «آماده شلیک» است و اگر رژیم علیه معترضان از خشونت استفاده کند، «به کمک آنها خواهد آمد». اگر آقای ترامپ در این تهدید جدی است، از او میخواهیم بسیار سنجیدهتر از آنچه معمولاً عمل میکند، پیش برود. او باید پیش از هر اقدام نظامی، مجوز کنگره را دریافت کند. باید محدودیتها و اهداف آن را بهروشنی بیان کند: این اقدام چگونه رژیم را تضعیف خواهد کرد؟ چگونه از لغزیدن به سوی یک شکست بیپایان جلوگیری میکند؟ و باید اطمینان حاصل کند که ارتش ایالات متحده بهواسطه افزایش نیروها در اطراف ونزوئلا بیش از حد تحت فشار قرار نگرفته باشد. حمله به ایران بدون آمادگی و منابع کافی، جان آمریکاییها در منطقه را به خطر خواهد انداخت.
بیش از هر چیز، او باید از فقدان انضباط راهبردی و اقدامات غیرقانونیای که کارزار ونزوئلا را تعریف کرده است، پرهیز کند. او باید بپرسد کدام سیاستها بیشترین شانس را برای تضعیف سرکوب خشونتبار رژیم و ایجاد شرایط گذار دموکراتیک دارند.
فارغ از آنچه جهان انجام دهد، ممکن است حکومت خامنهای همچنان در سرکوب اعتراضها موفق شود. این حکومت بیتردید به تصویر کردن معترضان بهعنوان عروسکهای خیمهشببازی دشمنان خارجی ادامه خواهد داد. اما این اتهامزنیها نباید جهان را — آنگونه که آیتاللهها امید دارند — به انفعال بکشاند. مردم ایران هرچه بیشتر پرده از دروغها و فاجعههای رژیم برمیدارند. ایرانیان در سالهای اخیر نه با گرد آمدن زیر پرچم حکومت، بلکه با بسیج برای آیندهای بهتر و آزادتر واکنش نشان دادهاند. آنان شایسته چنین آیندهای هستند.
———
* هیئت تحریریه نیویورکتایمز گروهی از روزنامهنگاران حوزه دیدگاه و نظر است که دیدگاههای آنان بر پایه تخصص، پژوهش، گفتوگو و مجموعهای از ارزشهای دیرپا شکل میگیرد. این هیئت از تحریریه خبری روزنامه مستقل است.
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
یک دریچه آزادی -۲
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
مصاحبه/گفتگو با مایکل والزر به مناسبت جنبش ملی و سراسری در ایران و احتمالهای پیش رو
شیریندخت دقیقیان- اسفندیار طبری
۱۴ ژانویه ۲۰۲۶
مصاحبه/گفتگوی زیر با مایکل والزر به مناسبت جنبش ملی کنونی در ایران و سرکوب آن از سوی رژیم و احتمالهای گوناگون دربرابر آن انجام شده است. پروفسور مایکل والزر از مشهورترین فیلسوفان سیاسی نیمهی دوم قرن بیستم است که از جوانی در جنبش حقوق مدنی امریکا مشارکت فعال داشته و سالها مجلهی Dissent را در آمریکا اداره کرده است. نظریههای نافرمانی مدنی، سکولاریسم، عدالت، و نقد اجتماعی والزر مورد توجه فیلسوفان نیمۀ دوم قرن بیستم و قرن کنونی بوده است. والزر یک سوسیالدموکرات یهودی با منش لیبرال است.
در پایان این گفتگو مجموعه نوشتهها و مصاحبهها با مایکل والزر به زبان فارسی قابل دسترس است. از این فیلسوف، استاد فلسفهی سیاسی و مبارز مدنی پیشکسوت برای انجام این گفتگو/مصاحبه در شرایط خطیر کنونی و کمبود وقت، سپاس فراوان داریم.
طبری- دقیقیان
دقیقیان: پروفسور والزر شما در کتاب Just and Unjust Wars یا «جنگهای عادلانه و ناعادلانه» مفهوم مهمی را مطرح کردهاید: “دخالت بشردوستانه” همچون پاسخ به سرپیچیهای گسترده از حقوق بشر. شما استدلال کردهاید که جنگ تنها زمانی میتواند از نظر اخلاقی موجه باشد که ملاکهای سختگیرانهای برای jus ad bellum یا عدالت در آغازکردن جنگ و jus in bello یا عدالت در اجرای جنگ رعایت شده باشند. شما همچنین، اهمیت بسیاری به محافظت از مردم غیرنظامی دربرابر شقاوت حکمرانانشان میدهید و حتی فرماندهان خود جنبشها را متعهد به پرهیز از به بار آوردن تلفات مردمی میدانید. پیشتر چندین نمونهی تاریخی را بررسی کردهاید که دخالت بشردوستانه از سوی یک کشور رسمی مشروع بوده است، مانند دخالت ناتو در صربستان در ۱۹۹۱ در جریان جنگ کوزوو. اما همچنین موارد شکست بینالمللی در دخالت نظامی در رواندا در ۱۹۹۴ یا در منطقهی دارفور در سودان در ۲۰۰۳ را بررسی کرده و گفتهاید که در این موردها تنها کافی نبود که شورای امنیت سازمان ملل متحد مجوز تحریمها علیه حاکمانِ عامل قتلعامهای گسترده را صادر کرد، و در نتیجه، جنایت علیه بشریت اتفاق افتاد.
پیرامون شرایط حاضر در ایران، با توجه به خلاصهی فوق از استدلالهای شما، به پرسش اصلی نزدیک میشوم؛ پرسشی که در ذهن میلیونها ایرانی مطرح است و به واقع، از سوی تظاهر کنندگان در حمامهای خونٍ خیابانهایی بیان شده که رژیم بین ۱۲ تا ۲۰ هزار شهروند غیرمسلح را که اکثریت آنها جوان بودهاند، کشته است. دیگر نیازی به توصیف صحنههای دهشتانگیز والدین در جستجوی عزیزانشان در تالارهای پر از کیسههای سیاه نیست...
پرزیدنت ترامپ در دو هفتهی اخیر، برخلاف دیگر رئیس جمهورهای ایالات متحدهی امریکا شقاوت علیه مردم ایران را محکوم کرده و حمایت خود از جنبش کنونی را با تهدید رژیم اسلامی بیان کرده است. آیا شما فاجعهی انسانی و سیاسی جاری در ایران را همچون نمونهای میبینید که در آن دخالت بشردوستانه مشروعیت یافته باشد؟
مایکل والزر: پاسخ من به دوستان ایرانی: در نیویورک نشستهام و پرسشهایی پیرامون زندگی و مرگ پیش روی من هستند که تنها با تردید بسیار میتوانم به آنها پاسخ گویم. نشستهام و انتظار میکشم و انتظار... برای پرزیدنت ترامپ که دست به عمل بزند. هر چه بتوانم اکنون بنویسم ممکن است ده دقیقهی دیگر نامربوط باشد.
من هیبت مردم ایران را میستایم که برعلیه یک رژیم وحشی و سرکوبگر، تظاهرات و خیزش کردهاند؛ آنها اعتراضات را با وجود پاسخ مرگبار دولت حفظ کرده و ادامه دادهاند.
میدانید که من مداخلههای بشردوستانهی قهرآمیز برای پایان دادن به کشتارهای خمرهای سرخ در کامبوج و قتل عامهای اقلیتهای قومی در سودان و رودزیا را حمایت کردهام. دخالتهای از این دست میتوانند به تغییر رژیم بینجامند، اما تغییر رژیم به تنهایی دلیلی برای اعمال نیروی جنگی ورای مرزهای بین المللی نمیتواند باشد. بر این باورم که باید راههایی باشد برای دولتهای خارجی متعهد به لیبرال دمکراسی جهت حمایت از خیزشهای دمکراتیک مانند امروز در ایران – با دیپلماسی، با تحریمهای اقتصادی، و با عملیات نظامی محدود و به دقت طراحی شده.
مداخلههای نظامی حتی با نیتهای خوب و با تعهدهای لیبرال هم میتوانند پیامدهای بسیار بدی به بار بیاورند، مانند آنچه در لیبی چند سال قبل شاهد بودیم. بنابر این میخواهم در اینجا بسیار محتاط باشم. نخست برای ایالات متحده (و متحدانی که میبایست میداشتیم، ولی نداریم) بسیار ضروری است که به خواستههای معترضان ایرانی گوش بدهد. به گمانم به دلیل گستردگی اعتراضات، سازماندهی داخلی هم در کار است. باید دید ساماندهندگان اعتراضات چه مطالباتی دارند؟ چه نوع کمکی و برای چه مدت میخواهند؟ آیا آنها آمادهی به دست گرفتن کارکردهای دولت هستند؟ در شهرهای مشخص؟ در کل کشور؟ اگر رژیم فروبپاشد و هیچ نیروی خارجی روی زمین نباشد (که قرار نیست باشد) چه اتفاقی پس از آن میافتد؟ جنگ داخلی؟ آشوب سراسری؟ یا گونهای گذار بدون خونریزی؟ تصمیمهای مهم و حیاتی باید در داخل گرفته شوند، نه در خارج. سپس آنگاه ممکن است گونهای مداخلهی نظامی موجه دانسته شود.
دقیقیان: شما در نوشتهی خود در ۱۹۶۷ با عنوان “تعهد به نافرمانی مدنی”، بر روی نافرمانی مدنی همچون یک تعهد اخلاقی در هنگامی که یک دولت علیه مردم خود رفتار میکند، تأکید کرده اید. در هفتههای اخیر، مردم ایران نمونهای شکوهمند از این رفتار را دربرابر دولت اسلامی ناکارآمد اجرا کردهاند. مستبدان و طبقات حاکمه و در رأس آنها آیتالله خامنهای با حرام کردن صدها میلیارد دلار از سرمایهی ملی ایران کوشیدهاند اَبَرجنونهایی مانند زدودن اسرائیل و ملت یهود از پهنهی زمین (!) و ساختن حسینه در محل کاخ سفید را به پیش ببرند!!! اکثریت مردم ایران با سیاستهای ضدغرب و اسرائیل ستیز حاکمان اسلامی که فقر شدید و محرومیت اجتماعی را به آنها تحمیل کرده، به مخالفت برخاستهاند. تمام شهرهای ایران اعتصاب و تعطیل کردند و صفوف طولانی از از تظاهر کنندگان در همه جا به راه افتادند.
پس از کشتار جمعی روزهای اخیر، شما چگونه ابعاد این نافرمانی مدنی مردم ایران را ارزیابی میکنید؟ آیا پس از خشونت وصفناپذیر رژیم که مردم را خشمگین ساخته، این روش همچنان میتواند کارآیی داشته باشد؟ اگر بله، نافرمانی مدنی چه شکلها و محتواهای خلاقی را میتواند برای فراروی به مرحلهی بعد در پیش بگیرد؟
مایکل والزر: همانطور که گفتم، من هیبت مردم ایران را میستایم که برعلیه یک رژیم وحشی و سرکوبگر تظاهرات کرده و خیزش و نافرمانی مدنی کردهاند؛ آنها اعتراضات را با وجود پاسخ مرگبار دولت حفظ کرده و ادامه دادهاند. در صورتی که با شرایطی که گفته شد، اقدام نظامی محدود و دقیق موجه دانسته شود، باید به دنبال آن، حمایت همه جانبه و نیرومند سیاسی و اقتصادی برای یک گذار دمکراتیک صورت بگیرد. اما باید بدانید که همه چیز بستگی به توانمندی، انسجام و استقامت معترضان دارد.
طبری: اگر ممکن است، نظر خود را پیرامون نوع همبستگی جهانی کنونی با معترضان ایرانی تفسیر کنید. این همبستگی تا چه اندازه باید به اقدامات عینی یا مداخلهی سیاسی بینجامد؟
مایکل والزر: پاسخ خود من همبستگی با خیزش کنونی مردم ایران است – یعنی در درجهی نخست، همان همبستگی بینالمللی قدیمی در میان چپها که شوربختانه در زمان کنونی چندان اثری از آن نیست. من به دلیل امتناع بسیاری از چپگرایان آمریکایی و اروپایی در ابراز حمایت از مردم در خیابانهای شهرهای ایران، دچار وحشت شدهام. میپرسیم یک چنین همبستگی مردمی چگونه باید اتفاق بیفتد؟ به نظر من با تظاهراتهای گسترده و پرجمعیت؛ ملاقات با ایرانیان تبعیدی لیبرال و دمکرات، و فشار بر دولتها برای برای اقدام.
طبری: چگونه میتوان در تحلیل پویشمندیهایِ سیاسیِ تأثیرگزار، نقد شما از قدرت سیاسی را بر پاسخ بینالمللی به جنبش کنونی به کار بست؟ آیا منافع ژئوپلیتیک مانعی بر سر راه حمایت صادقانه از جامعهی مدنی ایران شده است؟
مایکل والزر: باید به شما بگویم که دونالد ترامپ متعهد به لیبرال دمکراسی نیست؛ لیبرالهای امریکایی فقط میتوانند نسبت به سیاست خارجی او مشکوک باشند؛ بسیار معاملهگرانه است: چه چیز برای ایالات متحده خوب است؟ اگر ترامپ یک معامله مانند ونزوئلا با سپاه پاسداران بکند، چه؟ یا انجام برخی رفورمها، پایان بلندپروازیهای هستهای و سپس پایان تحریمها، کنترل ایالات متحده بر نفت ایران و خیلی زود بازگشت رژیم به همان سرکوب گذشته؟
طبری: چگونه مشروعیت مقاومت مردم ایران دربرابر حیوان صفتی رژیم ارزیابی میکنید؟ آیا خط قرمزهای اخلاقی برای شکلهای گوناگون مقاومت مشروع قائل هستید؟ در سال ۱۹۷۹ در ایران یک انقلاب صرفأ سیاسی و نه ساختاری اتفاق افتاد. شاه در فکر تغییر ساختاری در سالهای ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ بود، اما انقلاب به او مهلت نداد. رژیم اسلامی تا امروز در همان ساختارها گیر کرده است. در مدت چهل و هفت سال این انسداد به شکاف میان رژیم و نسلهای جوان دامن زده است. فرهنگ روشنفکری چپ به طور عمده نسل انقلاب ۱۹۷۹ را نمایندگی میکند و برخلاف نسل جوان هر گونه خشونت علیه رژیم و نیز دخالت خارجی را رد میکند. جنبش سبز در ایران در سال ۲۰۰۹ نمونهای از شکست به دلیل این گرایش بود. جنبش اخیر که از دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شده این شکاف را حتی عمیقتر و برنگذشتنی ساخته است. آیا به نظر شما پس از کشتار جمعی اخیر توسط رژیم، همچنان امکان گذار مسالمت آمیز و غلبه بر این شکاف وجود خواهد داشت؟
مایکل والزر: میپرسید آیا خط قرمزهای اخلاقی برای اعتراضات وجود دارند، و خود پرسش شما نشان میدهید که پاسخ به آن را میدانید. همواره خط قرمزها وجود دارند و هنگامی که اعتراضات، نیروی انقلابی پیدا میکنند، این خط قرمزها اهمیت خاصی مییابند. بهترین شکل مقاومت از نوع خشونت پرهیز است، اما اگر خشونت رژیم، پاسخی خشونتآمیز را اقتضا کند، این خشونت همواره باید متوجه عوامل فعال رژیم باشد و نه هرگز علیه غیرنظامیان (شامل افراد مدنی که از پیوستن به گروههای خاصی خودداری میکنند). اختلاف نظر دلیلی نمیشود برای استفاده از نیروی قهر. تاریخی طولانی از جنبشهای انقلابی داریم که کارشان به شقاوت و ترور ختم شده، زیرا آنها از مدارا با مخالفان خود درون و بیرون از جنبش خودداری کردهاند.
از شما بسیار سپاسگزاریم.
———————-
مصاحبۀ اختصاصی گاهنامۀ فلسفی خرمگس با فیلسوف آمریکایی، مایکل والزر- سکولاریسم
رامین جهانبگلو- اسفندیار طبری- شیریندخت دقیقیان
https://jomhouri.com/jomhouri/archives/19925
طبقه بندی مایکل والزر از گونههای نقد اجتماعی- نوشته شیریندخت دقیقیان
https://www.radiozamaneh.com/725452/
لیبرالیسم و هنر تفکیک – مایکل والزر – شرح و ترجمه: شیریندخت دقیقیان
https://armanfoundation.com/wp-content/uploads//2020/03/articlemi.pdf
تعهدهای لیبرال- مصاحبهای با مایکل والزر در مورد کتاب جدید او: “مبارزه برای یک سیاست شرافتمندانه- ترجمهی شیریندخت دقیقیان
https://www.radiozamaneh.com/766741/
تعهد به نافرمانی - ترجمه و شرح: شیریندخت دقیقیان
https://www.radiozamaneh.com/698971/
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
سازمان حقوق بشر ایران / ۲۴ دی ۱۴۰۴
هجده روز از آغاز دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران میگذرد. براساس آمار و اطلاعات سازمان حقوق بشر ایران، از آغاز اعتراضات تاکنون دستکم ۳۴۲۸ معترض کشته و هزاران تن مجروح شدهاند.
سازمان حقوق بشر ایران از طریق منابعی در وزارت بهداشت و درمان جمهوری اسلامی مطلع شده است که تنها در فاصله ۱۸ تا ۲۲ دیماه کشتهشدن دستکم ۳۳۷۹ معترض ثبت شده است.
البته یادآوری این نکته لازم است که آمار ۳۴۲۸ نفر قطعاً همه معترضان کشتهشده در جریان اعتراضات تا امروز را دربرنمیگیرد و آمار واقعی میتواند بسیار بالاتر از این رقم باشد.
گزارشها و روایتهای جدید درباره کشتهشدگان در شهرها و استانهای مختلف ایران که همچنان بهدست سازمان حقوق بشر ایران میرسد، ابعاد کشتار معترضان را آشکارتر میکند. بهگفته یک شاهد عینی، در جریان اعتراضات رشت، گروهی از جوانان معترض که در محدوده بازار و میان آتشسوزی و محاصره نیروهای سرکوب گرفتار شده بودند، با بالا بردن دستان خود قصد تسلیم داشتند، اما با وجود این، به رگبار گلوله بسته شده و کشته شدند. روایتهای متعددی هم درباره «زدن تیرخلاص به مجروحان» به سازمان حقوق بشر رسیده است که از مشاهده این اقدام هم در خیابانها و هم در مراکز درمانی حکایت دارند.
براساس اطلاعات سازمان حقوق بشر ایران، بیش از ۱۰هزار نفر نیز در جریان اعتراضات بازداشت شدهاند.
غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، امروز، چهارشنبه ۲۴ دیماه، در دیدار از محل نگهداری گروهی از بازداشتشدگان اعتراضات، با تأکید بر برگزاری سریع و علنی محاکمات بازداشتشدگان، گفت که تأخیر در انجام این کار «اثرگذاری» آنها را ازبین میبرد. این درحالی است که پیشتر دادستانکل جمهوری اسلامی هم اتهام همگی معترضان را «محاربه» اعلام کرده که براساس قوانین جمهوری اسلامی میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
سازمان حقوق بشر ایران درباره احتمال اعدامهای دستهجمعی معترضان بازداشتشده پساز برگزاری دادگاههای نمایشی هشدار میدهد و بار دیگر از جامعه جهانی میخواهد که در حمایت از مردم ایران و برای جلوگیری از چنین جنایتی اقدام کند.
محمود امیریمقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، در اینباره گفت: «پس از کشتار گسترده معترضان در روزهای گذشته، قوه قضائیه جمهوری اسلامی معترضان را به اعدامهای گسترده تهدید میکند. جامعه جهانی باید این تهدیدها را بسیار جدی بگیرد، چراکه مسئولان جمهوری اسلامی در دهه شصت نیز برای حفظ نظام، جنایات مشابهی را مرتکب شدهاند. اگر جامعه جهانی بهموقع اقدام نکند، هزاران نفر دیگر در معرض خطر اعدام قرار خواهند گرفت.»
دور جدید اعتراضات که از ۷ دیماه ۱۴۰۴ علیه شرایط بد اقتصادی از بازار تهران شروع شده بود، بهسرعت با شعارهای ضدحکومتی به نقاط مختلف ایران کشیده شد. اعتراضها تا پیش از قطع اینترنت در همه استانهای کشور و حدود ۱۹۰ شهر ایران ادامه داشته است.
آمار کشتهشدگان در اعتراضات
براساس اطلاعات سازمان حقوقبشر ایران، از آغاز اعتراضات تاکنون، دستکم ۳۴۲۸ معترض در ۱۵ استان ایران کشته شدهاند. تنها مواردی در این آمار گنجانده شدهاند که بهطور مستقیم توسط سازمان حقوق بشر ایران یا دو منبع مستقل تأیید شده باشند. این آمار همچنین کشتهشدگان تأییدشده براساس گزارشها و مستنداتی از بیمارستانها و مکانهای نگهداری اجساد جانباختگان را دربرمیگیرد.
سازمان حقوق بشر ایران از طریق منابعی در وزارت بهداشت و درمان جمهوری اسلامی مطلع شده است که تنها در فاصله ۱۸ تا ۲۲ دیماه دستکم ۳۵۰۰ نفر در اعتراضات ایران جان باختهاند. به گفته این منابع، رقم ۳۵۰۰ نفر معترضان و نیروهای وابسته به حکومت، هر دو را شامل میشود. ، ازجمله ۱۵ کودک و ۷ زن،
پیشتر رسانههای حکومتی از کشتهشدن دستکم ۱۲۱ نفر از مأموران نظامی، انتظامی، امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در اعتراضات جاری خبر داده بودند، بنابراین در این فاصله ۵روزه، کشتهشدن دستکم ۳۳۷۹ معترض ثبت شده است.
گزارشهای رسیده به سازمان حقوق بشر ایران نشان میدهد که اغلب کشتهشدگان کمتر از ۳۰ سال داشتهاند و دستکم ۱۵ تن از آنان زیر ۱۸ سال بودهاند، اما هنوز برای تمام آنها شناسنامه و اسنادی که نشانگر سن دقیق ایشان باشد، دریافت نشده است. تلاش برای ثبت دقیق سن آنان ادامه دارد.
همزمان آمارهای تأییدنشدهای از کشتهشدن دستکم ۵۰۰۰ تا ۲۰۰۰ تن در اعتراضات ایران منتشر شده است. ارزیابیهای اطلاعاتی اسرائیل تعداد جانباختگان را ۵۰۰۰ نفر تخمین زده و براساس اطلاعات شورای سردبیری تلویزیون ایراناینترنشنال، بیشاز ۱۲۰۰۰ نفر تنها در ۱۸ و ۱۹ دیماه کشته شدهاند. شبکه تلویزیونی سیبیاس آمریکا نیز در گزارشی بهنقل از دو منبع داخل ایران تخمین زده که تعداد جانباختگان اعتراضات جاری تا حدود ۲۰۰۰۰ نفر رسیده است. بهدلیل قطع کامل اینترنت از پنجشنبه شب و محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات، راستیآزمایی مستقل آنها در شرایط کنونی با دشواری جدی روبهروست.
همچنین گزارشهای بیشتری از کشتهشدگان در روزهای نخست اعتراضات نیز بهدست سازمان حقوق بشر ایران رسیده که درحال راستیآزمایی است و درصورت تأیید، آمار کشتهشدگان افزایش خواهد یافت.
ابعاد سرکوب اعتراضات در شهرهای مختلف ایران
شهر کرج در اعتراضات جاری در ایران شاهد یکی از خونینترین سرکوبهای حکومتی بود. گزارشهای متعددی از کشتهشدن معترضان در این شهر منتشر شده است. چند شاهد عینی به سازمان حقوق بشر ایران گفتهاند که نیروهای حکومتی در این شهر از اسلحه سنگین دوشکا علیه معترضان استفاده کردهاند.
یک شاهد عینی اعتراضات کرج به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «تظاهرات کرج در دو روز ۱۸ و ۱۹ بسیار گسترده بود؛ همهجا جمعیت بود؛ تمام خیابانها پر از جمعیت بود. مردم را قتل عام کردند. آنچنان وحشی که به هیچکسی رحم نمیکردند و عربی هم صحبت میکردند. این افراد جلو چشم ما به زخمیهایی که حتی زخمشان جدی نبود، تیر خلاص میزدند. آنها حتی با جنازهها سلفی میگرفتند.»
همچنین گزارشهایی از جو سنگین حضور نیروهای نظامی و امنیتی و برقراری وضعیتی مشابه حکومت نظامی از هنگام غروب تا صبح روز بعد در برخی شهرهای ایران، بهويژه در مناطق کردنشین، منتشر شده است. یک منبع مطلع در ایران در این زمینه به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «وضعیت شهرهای کردستان تا این لحظه تغییری نکرده است. کوچه به کوچه مأموران حضور دارند. تلفنها قطعاند. ایست-بازرسی داخل شهرها گذاشتهاند. مأمورها فارسی بلد نیستند.کسی نمیداند از کجا آمدهاند. بازداشتهای خودسرانه وجود دارد. میریزند در خانهها و مردم را می برند.»
یکی از معترضان در شهر رشت، که در روزهای گذشته از کانونهای اصلی تجمعات ضدحکومتی بود، از سرکوب گسترده و قتلعام معترضان در این شهر خبر داد. این شاهد عینی درباره اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «درجریان اعتراضات رشت و درپی تعقیبوگریز نیروهای سرکوب، گروهی از جوانان معترض در محدوده بازار محاصره شدند. از یکسو آتشسوزی راه فرار را بسته بود و از سوی دیگر، نیروهای سرکوب آنها را در محاصره داشتند. این جوانان با بالا بردن دستان خود، علامت تسلیم نشان دادند؛ با این حال، همگی هدف رگبار گلوله قرار گرفتند و کشته شدند.»
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
باراک راوید / آکسیوس / ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶
به گفته دو منبع آگاه که با آکسیوس گفتوگو کردهاند، ایالات متحده در آستانه احتمال بروز یک درگیری نظامی با ایران در پی اعتراضات داخلی این کشور، روند تخلیه بخشی از نیروهای خود را از پایگاه هوایی العدید در قطر و چند پایگاه دیگر در منطقه آغاز کرده است.
اهمیت موضوع: رئیسجمهور دونالد ترامپ در حال بررسی احتمال انجام حملات نظامی علیه ایران در واکنش به کشتار گسترده معترضان است. ایران نیز تهدید کرده در صورت وقوع چنین حملاتی، با هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی در منطقه تلافی خواهد کرد.
آنچه در جریان است: روز سهشنبه چندین نشست سطحبالا درباره ایران در کاخ سفید برگزار شد.
به گفته یک منبع آگاه، ترامپ پس از بازگشت از دیترویت در شامگاه سهشنبه، در نشستی به ریاست معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، شرکت کرد و در جریان آخرین تحولات قرار گرفت.
اندکی پیش از این نشست، ترامپ به خبرنگاران گفت پیش از تصمیمگیری درباره واکنش احتمالی آمریکا، میخواهد به «آمار دقیق» تلفات در ایران دست یابد.
اعتراضات روز چهارشنبه نیز در شهرهای مختلف ایران ادامه داشت. گروه حقوق بشری مستقر در آمریکا، هرانا (HRANA)، روز چهارشنبه اعلام کرد که از آغاز اعتراضات در دو هفته گذشته، مرگ ۲٬۵۷۱ نفر را تأیید کرده است.
به گفته یک مقام آمریکایی، اسرائیل ارزیابی خود را با آمریکا در میان گذاشته و اعلام کرده است که دستکم ۵ هزار معترض کشته شدهاند.
دیدگاه طرف مقابل: فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفتوگو با تلویزیون دولتی ایران اعلام کرد نیروهای تحت فرمان او در «بالاترین سطح آمادگی برای پاسخ به هرگونه حمله» قرار دارند.
علی شمخانی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی که در جریان جنگ ۱۲روزه ماه ژوئن گذشته در پی یک تلاش اسرائیل برای ترور، مجروح شده بود، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت ترامپ باید پاسخ تلافیجویانه ایران علیه نیروهای آمریکایی در پایگاه العدید را، پس از بمباران تأسیسات هستهای ایران توسط آمریکا، به یاد داشته باشد.
وضعیت کنونی: یک مقام آمریکایی تأیید کرد که روند تخلیه بخشی از نیروهای آمریکا از پایگاه العدید، بزرگترین پایگاه ایالات متحده در منطقه، آغاز شده است.
دفتر رسانهای بینالمللی قطر نیز با صدور بیانیهای تخلیه این پایگاه را تأیید کرد و اعلام داشت که «اقداماتی در واکنش به تنشهای منطقهای در حال انجام است».
خبرگزاری رویترز نخستین رسانهای بود که خبر تخلیه نیروها از این پایگاه را منتشر کرد.
به گفته یک منبع آگاه، نیروهای آمریکایی از چند پایگاه دیگر در منطقه خلیج فارس نیز در حال تخلیه هستند.
کاخ سفید، پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا از اظهارنظر در این باره خودداری کردهاند.
پشتپرده: به گفته مقامات اسرائیلی و آمریکایی، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز دوشنبه با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، درباره وضعیت ایران و واکنش احتمالی آمریکا گفتوگو کرده است. قرار است تماس دیگری نیز روز چهارشنبه انجام شود.
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
نیویورکتایمز / ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶
اعتراضات در ایران علیه جمهوری اسلامی، گستردهتر و تهاجمیتر از هر زمان دیگری به نظر میرسد. سرکوب دولتی نیز همزمان خشنتر شده است.
به گفته کارشناسان و تحلیلگران، حاکمیت و رهبر ۸۶ ساله آن، آیتالله علی خامنهای، این اعتراضات رو به گسترش را تهدیدی وجودی تلقی میکنند و برای حفاظت از دولت و منافع نهادی خود، با زور پاسخ دادهاند.
پس از نزدیک به ۵۰ سال حضور در قدرت، بسیاری از مردم ایران به این نتیجه رسیدهاند که حکومت به وعده خود برای فراهمکردن زندگی بهتر برای همه ایرانیان خیانت کرده است. به همین دلیل، در شمار زیادی در سراسر کشور به خیابانها آمدهاند و خواستار پایان این نظام شدهاند.
اگرچه بسیاری امیدوارند این اعتراضات به سرنگونی حکومت بینجامد، همانگونه که شاه ایران در سال ۱۹۷۹ سرنگون شد، اما به گفته تحلیلگران، این امید تا حدی خوشبینانه است. آنان میگویند حکومت به احتمال زیاد ناآرامیهای کنونی را سرکوب خواهد کرد، هرچند این تظاهرات نارضایتی عمیقی را آشکار کرده که در بلندمدت شاید مهارشدنی نباشد.
علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، یک نهاد پژوهشی، درباره این اعتراضات گفت: «حکومت احساس تهدید وجودی کرد و مشت آهنین را فرود آورد، بنابراین فکر میکنم این دور از اعتراضات احتمالاً به پایان برسد. اما از آنجا که نظام فقط میتواند سرکوب کند و قادر به حل ریشههای نارضایتی نیست، صرفاً در حال خریدن زمان تا دور بعدی رویارویی میان دولت و جامعه است.»
با توجه به قطع اینترنت در ایران، دستیابی به تصویر روشنی از ابعاد اعتراضات یا شمار کشتهشدگان دشوار است. با این حال، ولی نصر، کارشناس ایران در مدرسه مطالعات پیشرفته بینالمللی دانشگاه جانز هاپکینز در واشنگتن، پیشبینی کرد خشم عمومی ادامه خواهد یافت. او در نشستی برای مؤسسه کوئینسی، یک اندیشکده مستقر در واشنگتن، گفت: «این اعتراضات بسیار مهم بودند و حتی اگر فروکش کنند، خشم ناشی از آنها از بین نرفته است.»
عامل غیرقابل پیشبینی همیشگی، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکاست. او دولت ایران را به دلیل سرکوب شدید اعتراضات به حمله تهدید کرده و گفته میشود در حال بررسی گزینههای مختلفی، از حملات هوایی تا حملات سایبری است؛ آن هم در حالی که بهتازگی پیشنهاد اعمال تحریمهای اقتصادی علیه شرکتهای طرف معامله با ایران را مطرح کرده است.
با این حال، آقای ترامپ همزمان به نظر میرسد علاقهمند به ازسرگیری مذاکرات با ایران باشد؛ مسیری که میتواند راه خروجی برای حکومت فراهم کند، اگر بتواند به کاهش بخشی از تحریمها دست یابد و تا حدی خشم عمومی را فروبنشاند.
این اعتراضات نشان میدهد که بسیاری از ایرانیان اکنون بر این باورند که انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ نتوانسته نیازهای اقتصادی روزمره آنان را برطرف کند و در عوض، تمرکز خود را بر گسترش قدرت نظامی از طریق غنیسازی هستهای و نیروهای نیابتی در منطقه گذاشته است.
در عین حال، حکومت همچنان انحصار استفاده از زور را در اختیار دارد و نشان داده که آماده است برای درهم شکستن این چالش از آن استفاده کند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بر اساس قانون اساسی موظف به حفاظت از جمهوری اسلامی ــ انقلاب، ایدئولوژی و رهبر آن ــ است، ریشههای سیاسی و الهیاتی خود را در انقلابی دارد که محمدرضا شاه پهلوی و دولت سکولار و غربگرای او را کنار زد. این نهاد همچنین بهشدت در اقتصاد کشور، از جمله در بخشهای نفت، دفاعی و قاچاق، نفوذ دارد.
تا کنون هیچ جدایی یا ریزش جدی از سوی نیروهای امنیتی یا ارتش به نفع مخالفان گزارش نشده است. اپوزیسیون همچنان پراکنده است و میزان حمایت اجتماعی آن روشن نیست. از جمله چهرههایی که خود را رهبران بالقوه معرفی میکنند، رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران است که در تبعید زندگی میکند.
به گفته صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتمهاوس، پدر او ۴۷ سال پیش در روز جمعه ایران را به مقصد تبعید ترک کرد. این سالگرد میتواند به نقطهای برای بسیج اعتراضات بیشتر و افزایش حمایت از آقای پهلوی بدل شود؛ کسی که خود را بهعنوان رهبری غیرمنتظره برای ایرانی متفاوت معرفی میکند.
در جریان انقلاب ۱۹۷۹، شاه از بهکارگیری قاطع زور عقبنشینی کرد، ارتش و نخبگان دچار شکاف شدند و یک چهره محبوب ــ روحالله خمینی ــ برای رهبری اپوزیسیون وجود داشت که در میان روحانیت و اقشار فقیر پایگاه پرشوری داشت.
این بار، فروپاشی ارزش ریال ــ ابتدا تدریجی و سپس ناگهانی در ماه گذشته ــ موجب اعتراض شدید طبقه قدرتمند بازاری شد. این اعتراض بهسرعت به هزاران ایرانی گسترش یافت که دیگر توان تأمین نیازهای اولیه زندگی را نداشتند. اقتصاد ایران تحت تحریمهای شدید بخش بزرگی از جهان به دلیل برنامه هستهای قرار دارد و کشور همچنین با بحران کمآبی روبهروست.
در ابتدا، دولت با سخنان آرامکننده درباره شنیدن مطالبات مردم و برکناری رئیس بانک مرکزی به ناآرامیها واکنش نشان داد. اما وقتی این اقدامات نتوانست خشم عمومی را مهار کند، حکومت به خشونت و اتهامزنی درباره «تروریسم» روی آورد. آیتالله خامنهای وعده داد از انقلاب دفاع کند و ایالات متحده و اسرائیل را به تحریک و تأمین مالی اعتراضات متهم کرد.
تهدیدهای آقای ترامپ برای مداخله، ظاهراً فقط این باور حکومت را تقویت کرده که تظاهرات خطری است که باید ریشهکن شود. بنا بر گزارش گروههای حقوق بشری و اظهارات یک مقام بهداشت ایران، صدها و شاید هزاران نفر کشته شدهاند.
الی گرانمایه، کارشناس ایران در شورای روابط خارجی اروپا، گفت: «رادیکالیسم معترضان و سرعتی که خشونت در هر دو طرف گسترش یافته، گواه یک کشور دوپاره است. حکومت و نیروهای امنیتی این وضعیت را امتداد جنگ آمریکا و اسرائیل میدانند و احساس میکنند باید با تمام قوا برای نابودی آنچه تروریسم میخوانند وارد عمل شوند.»
به گفته او، جنگ ماه ژوئن و اعتراضات اخیر ظاهراً تنشهای پیشین میان سپاه پاسداران و ارتش را کاهش داده است.
اگرچه ممکن است نظام سیاسی به پایان نرسد، اما به نظر میرسد انقلاب اسلامی مسیر خود را طی کرده باشد. پس از نزدیک به ۵۰ سال، تلاشهای آن برای صدور انقلاب در خاورمیانه ناکام مانده و نسل جدید اهداف متفاوتی دارد و تمایل کمتری برای زندگی تحت قوانین سختگیرانه اسلامی نشان میدهد؛ قوانینی که نخبگان خود آنها را نقض میکنند.
تهدیدهای تازه واشنگتن موجب شده مقامهای ایرانی اعلام کنند مایلاند مذاکرات پرنوسان خود با مقامهای آمریکایی درباره برنامه هستهای و اعتراضات را از سر بگیرند و تشدید کنند.
صنم وکیل گفت که اگرچه این کار از نظر سیاسی دشوار است، اما اگر ایران سرانجام با توقف غنیسازی اورانیوم تحت نظارت بینالمللی موافقت کند ــ که پس از بمبارانهای تابستان گذشته، به نظر میرسد عملاً نیز غنیسازی متوقف شده ــ آقای ترامپ احتمالاً در پاسخ برخی از تحریمهای مهم اقتصادی را لغو خواهد کرد. حکومت میتواند این نتیجه را بهعنوان پیشرفت اقتصادی به مردم ایران عرضه کند.
در عین حال، مسئله آینده آیتالله خامنهای نیز مطرح است؛ رهبری که تمایلی به اتخاذ تصمیمهای دشوار برای تغییر نشان نداده است. خانم گرانمایه پیشبینی کرد که این اعتراضات بحثها درباره نقش او را تشدید خواهد کرد.
با توجه به سن رهبر، مسئله جانشینی در هر حال در راه است. علی واعظ از گروه بحران گفت: «احتمال دگرگونی دروننظام بسیار بیشتر از احتمال تغییر کامل رژیم است.»
او افزود که در سوی دیگر جهان، روی کار آمدن دلسی رودریگز، معاون رئیسجمهور ونزوئلا، بهعنوان رهبر این کشور پس از آنکه ایالات متحده نیکلاس مادورو، رئیسجمهور، را بازداشت کرد، نشان میدهد واشنگتن حاضر است با همان ساختار حکومتی کنار بیاید، به شرط آنکه رأس آن تغییر کند.
الی گرانمایه گفت اصلاحات پایدار در ایران در نهایت نیازمند یک توافق با واشنگتن است: «حتی اگر این اعتراضات در نهایت به ساختار قدرت تازهای منجر شود، فقط یک توافق جامع با آمریکا میتواند سایه دائمی جنگ و تحریمها را که نسلهای زیادی از ایرانیان زیر آن زیستهاند، از میان بردارد.»
———
* استیون ارلانگر خبرنگار ارشد دیپلماتیک در اروپا است و در برلین مستقر است. او از بیش از ۱۲۰ کشور، از جمله تایلند، فرانسه، اسرائیل، آلمان و اتحاد جماهیر شوروی سابق، گزارش تهیه کرده است.
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
رادیو فردا
در پی قطع اینترنت و راههای ارتباطی در ایران از شامگاه ۱۸ دی، اندک گزارشها و روایتهایی که از داخل ایران به رسانههای بیرون از کشور میرسد، حاکی از گستردگی و شدت سرکوب معترضان بهخصوص در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی و جمعه ۱۹ دی است.
آنچه میخوانید، روایت مکتوب یک روزنامهنگار داخل ایران است که روز سهشنبه ۲۳ دی موفق شد آن را همراه با چند فایل صوتی مصاحبه با شهروندان برای رادیو فردا بفرستد.
رادیو فردا مستقلاً قادر به تأیید تمام جزئیات این گزارش نیست، اما منابع حقوقبشری و دیگر گزارشها از داخل کشور نیز شدت سرکوب و «کشتار گستردهٔ» معترضان را تأیید میکند.
رادیو فردا فایلهای صوتی همراه این گزارش را بهدلیل احتمال به خطر افتادن امنیت شهروندان فعلاً منتشر نمیکند، اما متن گزارش این روزنامهنگار داخل کشور از سرکوب و کشتار معترضان در کرج را میتوانید در ادامه بخوانید.
در کرج چه گذشت؟
«روز دوشنبه، ۲۲ دیماه، سکوتی سرد بر شهر کرج حاکم است. پس از دو روز کشتار معترضان بهدست نیروهای سرکوبگر در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه و دو روز مقاومت معترضان در ۲۰ و ۲۱ دیماه، اکنون گروههای موتورسوار و وانتهای مملو از نیروهای سرکوب در سطح شهر مشغول رژه هستند.
رهگذران در خیابانها با صدای آهسته صحبت میکنند؛ گویی در تاریکی قدم میزنند یا در فضایی ربودهشده قرار گرفتهاند و ناخودآگاه آرام حرف میزنند.
رانندهٔ یک تاکسی که میگفت در دوران جنگ در جبهه حضور داشته، با چشمانی اشکآلود برایم تعریف کرد که روز پنجشنبه شاهد کشتار معترضان، بهویژه جوانان، در فلکهٔ اول گوهردشت بوده است.
او گفت نیروهایی با لباسهای خاکیرنگ، که بهگفتۀ او لباس مخصوص نیروی قدس سپاه پاسداران است، معترضانِ بهزمینافتاده را با قساوت داخل کامیونها میریختند و با خود میبردند.
بهگفتۀ او، زخمیها از کشتهشدگان تفکیک نمیشدند و همه را روی هم میانداختند؛ کسی که زخمی بود، در چنین شرایطی جان میداد.
این راننده که اهل کرج است، بر این باور بود که صدها نفر در حوادث این منطقه کشته شدهاند. او به نقل از شاهدان دیگری که در بیمارستانها حضور داشتند، میگفت مأموران با حمله به مراکز درمانی، ضمن ربودن معترضان زخمی، افرادی را که امکان انتقالشان نبود، به قتل رساندند. آن فرد با گریه میگفت به زخمیها با تفنگهای صداخفهکن تیر خلاص زدند؛ مشابه جنایتهایی که پیشتر در دههٔ ۶۰ در برخی مناطق، از جمله کردستان، رخ داده بود.
در قبرستان بیبیسکینهٔ کرج، سیاهپوشان پراکنده در هر قطعه از دور دیده میشوند. میان جمعیت سوگوار، افرادی با لباسهای محلی لری و کردی به چشم میخورند که مشخص است از شهرستانهای دیگر آمدهاند. نامها با گریه بر زبان میآیند و مشخصات قربانیان با صدایی لرزان گفته میشود: سمانه عبدی... ۲۲ ساله؛ محمد... ۱۷ سالش بود فقط.
دفتر پزشکی قانونی و سردخانهٔ قبرستان بسته است و کسی پاسخگو نیست. خانوادههایی که در جستوجوی پیکر عزیزانشان هستند، به مراکزی در سطح شهر ارجاع داده میشوند.
در روزهای گذشته، هجوم عزاداران آنقدر گسترده بوده که درهای قبرستان را بسته بودند و با زور و تیراندازی هوایی، تنها به یک نفر از اعضای درجۀ یک خانواده اجازهٔ حضور هنگام خاکسپاری کشتهشدگان یا حتی متوفیان عادی را میدادند.
از روز شنبه ۲۰ دی تاکنون هیچ جنازهای تحویل داده نشده و حکومت برای مدیریت بحران، مانع انجام آیینهای خاکسپاری شده است.
وضعیت در بیمارستانهایی مانند کسری، قاسم سلیمانی و تختجمشید همچنان بحرانی است. ورود و خروج عملاً ناممکن شده و مأموران مسلح بهصورت گروهی مانع ورود یا تجمع خانوادههای نگران مقابل بیمارستانها میشوند.
یکی از اعضای کادر درمان به من گفت آمار کشتهشدگان روزهای پنجشنبه و جمعه (۱۸ و ۱۹ دی) در بیمارستانهای کرج بیش از دهها نفر بوده، اما بسیاری از کشتهها و زخمیها هرگز به مراکز درمانی منتقل نشدهاند.
خانمی ۴۴ ساله که سه گلولۀ ساچمهای به ران پایش اصابت کرده و اکنون در خانه بستری است، نام سه نفر از کشتهشدگانی را که از سرنوشتشان خبر دارد، میبرد و اشک میریزد. او شاهد خرد شدن جمجمه و بیرون ریختن مغز یک جوان ۲۲ ساله با گلولۀ جنگی بوده است.
بسیاری از امدادگران در حوزههای مختلف، فداکارانه به یاری مجروحان شتافتهاند، اما کمبود نیروی متخصص، دارو و تجهیزات پزشکی باعث افزایش تلفات و شدت آسیبها شده است.
پیکر برخی کشتهشدگان در خانهها و با امکانات اولیه نگهداری میشود و مردم از ترس ربوده شدن اجساد، به مراکز دولتی مراجعه نمیکنند. بهگفتۀ امدادگران، بیشتر کشتهشدگان از جوانان زیر ۳۰ سال هستند و در میان آنان، دختران جوان نیز دیده میشوند.
تخمین ابعاد کشتار نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی در شرایط قطع ارتباطات ممکن نیست. در حال حاضر، نیروهای سازمانیافته با قمه، چماق و سلاح گرم در مقابل ساختمانهای دولتی و میدانهای شهر دیده میشوند.»
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
مارکوس اشنایدر
سایت “فورورتس” (”به پیش”)، نشریه قدیمی و سنتی حزب سوسیال دموکرات آلمان
این بحران شبیه هیچکدام از بحرانهای پیشین نیست: جمهوری اسلامی ایران دچار تزلزل شده است. چرا سرنگونی رژیم ملاها ممکن است، اما به احتمال زیاد عاری از خشونت نخواهد بود.
در آثار ویرژیل (شاعر رومی) بهعنوان پیشآگاهی تیره از پایان جمهوری روم آمده است: «رودخانه تیبر را میبینم که از خون بسیار کفآلود شده است.» دو هزار سال بعد، ساختار سیاسی دیگری در حال ریزش است: جمهوری اسلامی ایران. و به نظر میرسد که پایان آن نیز صلحآمیز نخواهد بود.
جمهوری اسلامی با بزرگترین چالش خود روبهروست
جمهوریای که روزگاری در معنای واقعی کلمه در میان رودهایی از خون تحکیم یافت، اکنون در آستانه ۴۷ سالگی با بزرگترین چالش خود روبهرو است: جمعیتی که اکثریت روزبهروز بیشتر آن، در این جمهوری هیچ چشمانداز و آیندهای نمیبیند و اکنون برای پنجمین بار از سال ۲۰۰۹، به گونهای گسترده علیه رهبری جزمی و تئوکراتیک آن به پا خاسته است.
البته، چالشهای این حکومت جدیدی برای این جمهوری که خود را دارای اهمیت تاریخی در سطح جهان میداند، نیستند. زمانی بهطور همزمان علیه شرق و غرب موضع گرفت و در برابر دشمنی نیرومند، تنها ایستادگی کرد. شعار همیشگیاش این بود: «دشمنان زیاد، افتخار زیاد!» – تا وقتی که خدا با او بود، همین کافی بود.
اما دقیقاً همین نکته اکنون مورد تردید است. نزدیک به پنج دهه حکومت دینی، به احتمال زیاد سکولارترین جمعیت خاورمیانه را به وجود آورده است. بنابراین، انتقادی که روزگاری شیعیان سیاستگریز (Quietist) به آیتالله خمینی وارد میکردند، اکنون تأیید میشود: اینکه ادغام مستقیم دین و دولت، هر دوی آنها را به یک اندازه فاسد میکند.
حاکمان تهران به بنبست رسیدهاند
در بسیاری از محافل گفته میشود: «اینبار فرق دارد». این فقط یک بحران دیگر نیست که جمهوری اسلامی از سر میگذراند، بلکه یک «چندبحرانی» ست که با احتمال قابل توجهی، پایان آن را نوید میدهد. واقعاً هم عوامل زیادی با هم جمع شدهاند. از نظر نظامی، ژئوپولیتیکی، اقتصادی، مالی، اجتماعی، و ایدئولوژیک-سیاسی، حاکمان در تهران به دیوار خوردهاند. تهدیدات خارجی و داخلی گویا در حال همگراییاند. جمهوری اسلامی دیگر بهسختی میتواند از وضعیت بحرانی خارج شود.
اما آیا همهی اینها – همانطور که بسیاری در غرب امیدوارند – به شکستی یکباره منجر خواهد شد؟ آیا این به معنای پایان حکومت دینی و تولدی دوباره برای ایران بهعنوان یک قدرت منطقهای سکولار و شاید طرفدار غرب است؟
در اینجا باید با دیدهی تردید نگریست. تاریخدان افشون استوار وضعیت را «کاملاً غیرقابل پیشبینی» میداند و تأثیرات اعتراضات را در «جهتهایی از نظر رادیکال متفاوت» محتمل میبیند. تنها چیز قطعی در حال حاضر، اجتنابناپذیر بودن یک دگرگونی است. زیرا وضعیت موجود، در واقع، دیگر قابل دوام نیست.
اعتراضی که کمی پیش از پایان سال، بهعنوان یک حرکت کوچک با انگیزه اقتصادی آغاز شد، از میانه هفته گذشته به یک جنبش گسترده با جهتگیری سیاسی آشکار تبدیل شده است. از جمله عواملی که در این روند نقش داشتهاند، فراخوانهای رضا پهلوی، پسر آخرین شاه سرنگونشده در سال ۱۹۷۹ بودهاند. نام او آشکارا در داخل کشور طنین دارد – نه فقط به این دلیل که نمادی از گذشتهای بهظاهر بهتر است، بلکه همچنین به این دلیل که باقیمانده اپوزیسیون در تقریباً پنج دهه تبعید، موفق نشده ساختارهایی قابل اتکا ایجاد کند. این، ضعف بزرگ اپوزیسیون است. برخلاف اسلامگرایان در سال ۱۹۷۹، آنها تقریباً هیچ سازمان یا شبکهای ندارند که بهاندازه کافی قوی باشد تا مسئولیت یک کشور کامل را بر عهده بگیرد.
آیا ایران در آستانه جنگ داخلی و فروپاشی است؟
تاریخ اخیر منطقه مملو است از خیزشهایی که یا شکست خوردند، یا به بازتولید وضع پیشین انجامیدند. اما بر فراز آسمان شب تهران، نشانهی شومی دیگر نیز به چشم میخورد – پدیدهای که در خاورمیانه بیسابقه نیست: یعنی فروپاشی دولت و جنگ داخلی.
طعم اولیهی این سناریو را خودِ اعتراضات بهدست میدهند. برخلاف جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲، این اعتراضات گرایش قابل توجهی به خشونت دارند. در ویدیوهایی که از سد فیلترینگ اینترنت گذشتهاند، عمدتاً معترضان جوان و بسیار جوان – اغلب مرد – دیده میشوند: با هودیهای سیاه و چهرههای پوشیده. نهادهای حکومتی به آتش کشیده میشوند، و بارها مسجدها نیز هدف قرار میگیرند.
رضا پهلوی، که گاهوبیگاه نامش در کشور طنینانداز است، معترضان را به اشغال و دفاع از مراکز شهری، در تقابل مستقیم با نیروهای امنیتی، فرا میخواند. اما پرسش اینجاست که آیا نبردهای خیابانی، بهجای تظاهرات مسالمتآمیز، در برابر دستگاه امنیتیای که بهشدت مسلح و خشن است، واقعاً راهبردی مناسب است؟ این دستکم یک محاسبهی پرریسک است.
در درازمدت، برای نیروهای امنیتی دشوار است که به سوی معترضان مسالمتآمیز – بهویژه اگر از مردم خود، یا حتی خانوادههای خودشان باشند – شلیک کنند. اما اگر در خیابان، فضای جنگ حاکم شود، جمهوری اسلامی دقیقاً در نقطهای قرار میگیرد که بیشترین توان را دارد: در اعمال خشونت.
دستگاه سرکوب ایران به طرز وحشتآوری روان و کارآمد است
پرسش اساسی، پرسش از تابآوری رژیم است. این رژیم در برابر «چندبحران» تا چه اندازه پایدار است؟ تا کنون هیچ نشانهای از شکاف قابل توجه در درون نخبگان قدرت دیده نشده است. دستگاه سرکوب به طرز وحشتآوری روان و مؤثر عمل میکند: کشته شدن چند صد نفر از ابتدای سال جاری کاملاً محتمل است – فقط در تهران تا پایان هفته بیش از ۲۰۰ نفر جان باختهاند. آمار دقیق را نمیدانیم؛ قطع اینترنت و وضعیتی که در آن مرز میان اطلاعات و اطلاعات نادرست بیش از پیش مبهم شده، کار را دشوار کرده است.
اما آنچه مسلم است: اینجا صرفاً تقابل مردم در برابر دیکتاتوری نیست. واقعیت، پیچیدهتر از اینهاست. حتی در این شرایط نیز رژیم قادر است دهها هزار نفر را برای راهپیماییهای حمایتی بسیج کند. صدها هزار نفر در واحدهای شبهنظامی بسیج – که عملاً نیروهای ضربت رژیماند – سازمانیافتهاند. در آخرین انتخابات ریاستجمهوری، با وجود تحریم گسترده، همچنان ۱۳ میلیون نفر به سعید جلیلی، تندرو و اصولگرای سرسخت، رأی دادند. پایگاه اجتماعی و ایدئولوژیک رژیم بهتدریج رو به کاهش است، اما هنوز وجود دارد. نادیده گرفتن این واقعیت، به زیان خود فرد تمام میشود.
“یا اسد یا میسوزانیم!” – این شعار رایج طرفداران رژیم اسد در سوریه بود. این شعار را بهآسانی میتوان به جمهوری اسلامی ایران تعمیم داد. در میان کسانی که همچنان به رژیم مأموریتی ایدئولوژیک نسبت میدهند، میتوان انتظار سطح بالایی از آمادگی برای فداکاری را داشت.
زندگی و بقای نخبگان قدرت ایران به تداوم جمهوری اسلامی وابسته است
شهادتطلبی، سنتی دیرینه در اسلام شیعی دارد. آتش زدن مسجدها توسط برخی معترضان ممکن است در این زمینه تأثیری بسیجگر داشته باشد. برای نخبگان اسلامگرای حاکم – حتی اگر بسیاری از آنها ریاکار باشند – روشن است که زندگی و بقای آنها به ادامهی جمهوری اسلامی گره خورده است. برخلاف طبقهی حاکم سلطنتطلب در سال ۱۹۷۹، آنها به دلیل انزوای گستردهی دولتشان، چشمانداز تبعیدی راحت و امن ندارند. راهبرد سرنگونی خشونتآمیز جمهوری اسلامی، به هر حال خطر هزینههای خونین بالایی را به همراه دارد.
دخالتهای خارجی نیز کمتر خطرناک نیستند. حتی اگر در نگاه اول این منطق قانعکننده به نظر برسد که باید از خارج به جنبش اعتراضی علیه دستگاه سرکوب کمک کرد. اما همین منطق پیشتر در لیبی نیز قانعکننده جلوه میکرد. تاریخ، چندان با تغییر رژیمهایی که از خارج تحمیل شدهاند، مهربان نبوده است. استفاده از نیروی هوایی برای حمایت از اعتراضات خیابانی، تقریباً بیسابقه است. بهویژه وقتی روشن باشد که این مداخله به معنای عمل جراحی محدود علیه مراکز فرماندهی سپاه پاسداران نیست، بلکه بهواقع جنگ است – با احتمال بسیار بالا برای گسترش منطقهای آن.
ایران – افزون بر زرادخانه موشکهای دوربردش که در ماه ژوئن کاهش یافت – همچنان انباری قابل توجه از موشکهای کوتاهبرد دارد. این مقدار کافی است تا بتواند خلیج فارس و عراق یا پایگاههای آمریکا در آنجا را هدف بگیرد. برخلاف جنگ دوازدهروزهای که تهران پس از ۴۸ ساعت اول بهسرعت خود را بازسازی کرد و اجازه نداد درگیریها بیش از حد تشدید شوند، اکنون رژیم اسلامگرا ممکن است در منطق “نبرد نهایی” تصمیماتی تکروانه اتخاذ کند.
برای عربستان سعودی، ایران کشوری است که از نظر ایدئولوژیک تهی شده
از همین رو، تهدیدات نظامی آمریکا در منطقه چندان مورد استقبال قرار نمیگیرد. از منظر عربستان سعودی، ایران دیگر آن هیولای سابق نیست، بلکه کشوری است که از نظر ایدئولوژیک کاملاً تهی شده و سقوط آن باید مدیریت شود، نه آنکه در انفجاری سوزان نابود گردد. یک رژیم درگیر در نبرد نهایی شهادتطلبانه که آخرین متحدان خود را به میدان میفرستد، نماد یک کابوس تمامعیار است.
اما نه کمتر کابوسوار خواهد بود اگر کشوری ۹۰ میلیوننفری، تحت فشار داخلی و خارجی، بهطور کامل فرو بپاشد – شاید همراه با شرایطی شبهجنگ داخلی و تجزیههایی در امتداد خطوط قومی-مذهبی، با پتانسیلی برای بیثباتسازی کل منطقه. اگر دولت در تهران فرو بپاشد، چرا کردها و بلوچها – فرزندان ناتنی ایران – باید صبر کنند تا دوباره بازسازی شود؟
بدیهی است که خلأ قدرت و دولت بین دریای خزر و خلیج فارس همه قدرتهای منطقهای را به صحنه خواهد کشاند. ریاض به همان اندازه نظارهگر نخواهد ماند که ابوظبی، اسلامآباد، آنکارا یا باکو. تلآویو که جای خود دارد. به این نیز باید افزود که چنین کشوری همچنان در آستانهی هستهای شدن خواهد بود – با ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشدهی ناپدیدشده و دانشی پیشرفته در حوزهی فناوری هستهای.
استراتژی سرنگونی رژیم ایران از طریق زور، میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد
بهویژه از سوی ولیعهد سابق، درک از ریسک بهطرز عجیبی انتزاعی به نظر میرسد. سیاست باید چیزی فراتر از پستهای شبکههای اجتماعی و فراخوانهایی برای بمباران از درون امنیت تبعید آمریکایی باشد. استراتژی سرنگونی رژیم از طریق خشونت میتواند بهشکلی چشمگیر نتیجهی معکوس بدهد – به بهایی که مردم ایران باید با خون بپردازند. هرچه درگیریها خشونتآمیزتر شود و قساوت شدت گیرد، مردم کمتری به خیابان خواهند آمد.
کارآمدتر میتواند این باشد که احتضار رژیم بهصورت نرمتری آغاز شود: با پافشاری بر خشونتپرهیزی. با ایجاد یک ائتلاف اپوزیسیونی بسیار فراگیر که اکثر ایرانیان در آن خود را نمایندگیشده ببینند – و که همچنین به نیروهای متمایل به اصلاح در درون جمهوری اسلامی نیز رویکردی باز داشته باشد. هدف باید حداکثر فراگیری در اتحاد علیه دیکتاتور سالخورده باشد، نه خلوص ایدئولوژیک.
همچنین، اپوزیسیون میتواند بهصورت علنی از آمریکاییها تضمینهایی برای لغو تحریمها در صورت آغاز روند گذار بخواهد.
اگر تاریخ را معیار بگیریم، نشان داده که بسیاری از رژیمها زمانی سقوط میکنند که بخشی از نخبگان سابق به اردوگاه مخالف میپیوندند و دستگاه امنیتی از تیراندازی به سوی مردم خود سر باز میزند. آنگاه است که بتوان منطق خشونت و انتقام را – که اتفاقاً منطق جمهوری اسلامی نیز هست – شکست داد. رودهایی از خون که در افق دیده میشوند، لزومی ندارد به واقعیت تبدیل شوند.
در دوران ویرژیل، پس از آشوبهای پایان جمهوری روم، حکومت آگوستوس آغاز شد – دورهای از ثبات و شکوفایی فرهنگی برای روم. انشاءالله برای ایران نیز چنین باشد.
——————————
[مارکوس اشنایدر، مسئول پروژه منطقهای “بنیاد فریدریش اِبِرت” (زیر نظر حزب سوسیال دموکرات آلمان) برای صلح و امنیت در خاورمیانه با مقر بیروت است. او پیش از آن، مسئولیت دفتر این بنیاد در بوتسوانا و ماداگاسکار را برعهده داشت.]
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
جمشید ک. چاکسی و کارول ای. بی. چاکسی
۱۳ ژانویه ۲۰۲۶
رژیم ایران ممکن است سقوط کند، اما حمله آمریکا آن را سر پا نگه میدارد
بار دیگر دهها هزار ایرانی جان خود را به خطر انداختهاند تا علیه رژیم اقتدارگرای دینی حاکم اعتراض کنند. و همانگونه که در اعتراضات پیشین نیز رخ داده، حکومت در پاسخ، دسترسی اینترنت در سراسر کشور را قطع کرده، خشونت گسترده علیه شهروندان بهکار گرفته و تقصیرها را به گردن «دشمنان خارجی» انداخته است. شمار قربانیان اعتراضات رو به افزایش است: «سازمان حقوق بشر ایران»، یک سازمان غیردولتی مستقر در نروژ، برآورد میکند که از اواخر دسامبر تاکنون بیش از ۶۰۰ معترض در سراسر کشور کشته شدهاند.
به نظر میرسد دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، که احتمالاً پس از برکناری اخیر نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، جسورتر شده است، بارها تهدید کرده که در صورت ادامه سرکوب اعتراضات در ایران، دست به حملات نظامی خواهد زد. او در ۶ ژانویه هشدار داد: «اگر معترضان ایرانی همچنان کشته شوند، ما هم شروع به شلیک خواهیم کرد.»
نیروهای مسلح و شبهنظامیان بهشدت مسلح جمهوری اسلامی در گذشته نیز تظاهرات را بهطرزی بیرحمانه سرکوب کردهاند و نیاز واقعی به جلوگیری از یک کشتار گستردهتر وجود دارد. افزون بر این، جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن گذشته، شکنندهتر از همیشه به نظر میرسد. رژیم از حل ریشههای بحران اقتصادی که مردم را به خیابانها کشانده ناتوان است؛ اعتراضات از تهران به تمام گوشه و کنار کشور گسترش یافته و نشان میدهد که ایرانیان بهطور گسترده ایمان خود را به توانایی رهبران کنونی برای قرار دادن کشور در مسیری بهتر از دست دادهاند.
مجموعه این عوامل بدون تردید وسوسه دولت ترامپ را برای وارد کردن ضربهای مرگبار به رژیم آیتالله علی خامنهای — یا حتی شلیک یک «گلوله هشدار» برای واداشتن آن به مذاکره درباره تغییر در شیوه حکمرانی — افزایش میدهد. اما حملهای از سوی ترامپ، بهمراتب بیش از آنکه به رژیم آسیب بزند، به جنبش اعتراضی لطمه خواهد زد و میتواند تلاشی را که خود بهتنهایی از شتاب و ظرفیت بالایی برای تغییر برخوردار است، تضعیف کند.
آخرین ضربهها
این اعتراضات نسبت به دیگر خیزشهای مردمی اخیر در ایران، نماینده نگرانیهایی بسیار گستردهتر است. پس از انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۰۹، تظاهرات گستردهای در اعتراض به تقلب انتخاباتی شکل گرفت؛ در سال ۲۰۱۹، افزایش ناگهانی قیمت بنزین موج بزرگی از اعتراضات را به راه انداخت؛ و اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ بر مجازاتهای سختگیرانه و سرکوبگرانه حکومت دینی در قبال رفتارها و نقض پوشش اجباری متمرکز بود. اما اگرچه سقوط ارزش ریال ایران — که در اواخر دسامبر ۵۰ درصد از ارزش خود را از دست داد — محرک فوری اعتراضات کنونی بود که از ۲۸ دسامبر آغاز شد، این کاهش ارزش صرفاً بازتابی از وضعیت فاجعهبار کلی اقتصاد کشور است: برای اکثر ایرانیان، زندگی در این کشور عملاً غیرقابل تحمل شده است. بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، قیمت مواد غذایی از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون در مجموع ۷۲ درصد افزایش یافته است. سخنگوی دولت ایران هشدار داده که این قیمتها ممکن است در هفتههای آینده ۲۰ تا ۳۰ درصد دیگر نیز افزایش یابد.
برای سالهای متمادی، تهران قیمت کالاهای اساسی مانند برنج و روغن خوراکی را تنظیم و یارانهدار میکرد، اما پس از آنکه کاهش ارزش پول ملی ذخایر اقتصادی حکومت را تحلیل برد، دستور داده شد که قیمتها بر اساس بازار آزاد تعیین شوند. با این حال، به دلیل تحولات فاجعهبار بلندمدت در اقتصاد ایران، شمار اندکی از مردم توان پرداخت این قیمتها را دارند. بین ژانویه تا دسامبر ۲۰۲۵، نرخ تورم به بیش از ۴۸ درصد رسیده و هزینه مسکن نزدیک به ۳۷ درصد بالا رفت. بنا بر آمار مرکز آمار ایران، یک ایرانی متوسط اکنون باید ۱۰۰ سال پسانداز کند تا بتواند یک آپارتمان معمولی در یکی از شهرهای بزرگ خریداری کند.
در همین حال، فرسودگی زیرساختها و تجهیزات قدیمی مانع از گسترش صنعتی کشور شده است. اقتصاد ایران برای ۸۰ درصد صادرات و ۳۰ درصد درآمد ملی خود به نفت و گاز وابسته است؛ وابستگیای که حتی در صورت لغو تحریمهای آمریکا نیز از بین نخواهد رفت. تولید داخلی تا حد زیادی متوقف شده، زیرا مشتریان توان پرداخت سفارشها را ندارند. توقف کار و اعتصابات بهطور فزایندهای رایج شده است. در مجموع، این عوامل باعث شد رشد تولید ناخالص داخلی از ۵.۳ درصد در سال ۲۰۲۳ به ۰.۶ درصد در سال ۲۰۲۵ سقوط کند. همزمان با رکود اقتصاد رسمی، اقتصاد زیرزمینی گسترش یافته، اما منافع قاچاق کالا و قاچاق انسان بهدلیل فساد قضایی، بهطور نامتناسبی نصیب نخبگان میشود.
جوانان تحصیلکرده و متخصصان بیش از همه آسیب دیدهاند. نرخ رسمی بیکاری کشور ۹.۲ درصد و بیکاری جوانان حدود ۲۳ درصد اعلام شده است، اما این ارقام احتمالاً ابعاد واقعی بحران را دستکم میگیرند. جمعیت ایران از سطح تحصیلات بالایی برخوردار است — بر اساس آمار بانک جهانی، بیش از ۶۱ درصد از مردان و زنان دارای مدرک دانشگاهی هستند — اما شمار اندکی میتوانند از دانش خود به پاداش اقتصادی یا ثبات شغلی دست یابند.
شهروندان همچنین از بهرهبرداری بیپروا و غیرمسئولانه رژیم دینی از منابع طبیعی ایران خشمگیناند؛ بهرهبرداریای که به تشدید تخریب محیطزیست انجامیده است. رودخانههای اصلی که آب اصفهان و شیراز را تأمین میکنند، اکنون بهطور معمول خشک میشوند و تهران با بحران جدی کمبود آب روبهروست. در نوامبر ۲۰۲۵، دولت طرحی را پیشنهاد داد که به احتمال زیاد غیرقابل اجراست: انتقال پایتخت کشور به سواحل جنوبشرقی خلیج فارس. همزمان، آلودگی هوا در شهرها به سطحی سمی رسیده و گرمای شدید بخشهایی از کشور را عملاً غیرقابل سکونت کرده است، بهویژه در مناطق پیرامون میدانهای نفت و گاز جنوب و جنوبغرب. مهاجرت جمعیت به سمت شمال کشور، نیروی کار صنعت نفت را تحلیل برده و افزایش دما توان کشاورزان را برای دامداری و برداشت محصول محدود کرده است. دولت ایران در مدیریت پیامدهای تغییرات اقلیمی ناتوان بوده است؛ بخشی از این ناتوانی به فساد مقاماتی بازمیگردد که مسئول اجرای پروژههای جبرانی و اصلاحی بودهاند.
یکی از عواملی که نقشی فعال در شکلدهی به این اعتراضات ندارد، فروپاشی موسوم به «محور مقاومت» ایران و مجموعه تحقیرهای نظامی کشور از سوی اسرائیل و ایالات متحده از هفتم اکتبر تاکنون است. اگرچه شهروندان، در مجموع، از اینکه رژیم هزینه کمتری برای حمایت از نیروهای نیابتی خارجی خود در غزه، لبنان و سوریه میپردازد، احساس آسودگی میکنند، اما مردم عادی هنوز هیچ منفعت ملموسی از این وضعیت ندیدهاند.
رژیمی در آستانه فروپاشی
همانند دیگر خیزشهای موفق داخلی در تاریخ ایران — از انقلاب مشروطه ۱۲۸۵–۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵–۱۹۰۶) تا انقلاب اسلامی ۱۳۵۷–۱۳۵۸ (۱۹۷۸–۱۹۷۹) — اعتراضات اخیر مردان و زنان را از طیفی گسترده از طبقات اجتماعی–اقتصادی و مشاغل مختلف در کنار هم قرار داده است: بازاریان، کارکنان بخشهای دولتی و خصوصی، دانشجویان، طلاب علوم دینی، روشنفکران عمومی و روحانیون شیعه میانهرو. اگرچه بازاریانی که با فروپاشی کسبوکار خود روبهرو بودند در ابتدا سازماندهی اعتراضات را بر عهده داشتند، اما دانشجویان دانشگاهها و جوانان بیکار بهسرعت این حرکت را در شهرهای سراسر کشور ادامه دادند. دولت ناخواسته با حمله به معترضان در رسانههای دولتی، به گسترش اعتراضات در شهرها و روستاهای کوچکتر کمک کرد؛ این پوشش رسانهای شهروندانی را که پیشتر در انزوا بودند، به بیان نارضایتی خود ترغیب کرد. اکنون این خیزش به حرکتی خودپایدار تبدیل شده است.
دولت ایران کوشیده است با اعلام افزایش بیش از ۳۰۰ درصدی یارانه اعتباری ماهانهای که بخش بزرگی از جمعیت دریافت میکند، افکار عمومی را آرام کند. اما واقعیت این است که بانک مرکزی ایران منابع مالی لازم برای تحقق این وعده را در اختیار ندارد. در صورت تلاش برای پرداخت این مبالغ، احتمالاً ارزش ریال بیش از پیش سقوط خواهد کرد. مشکلات داخلی ایران بدون ادغام اقتصاد کشور در اقتصاد منطقهای و جهانی اساساً قابل حل نیست. از همین رو، تهران به برخی اقدامات تنشزدایانه با ریاض دست زده و آمادگی خود را برای مذاکره با واشنگتن و دولتهای اروپایی اعلام کرده است.
اما اکنون خامنهای در وضعیتی پارادوکسیکال گرفتار شده است: او میداند که گشودن بازارها و جامعه ایران به میزانی که بتواند مشکلات اقتصادی را حل کند، در عین حال به تسریع پایان حاکمیتش خواهد انجامید. از اینرو، او و شماری دیگر از رهبران تندرو به سرزنش «تحریککنندگان خارجی» روی آوردهاند. رسانههای تحت کنترل دولت ادعا میکنند که اعتراضات نوعی «آشوب ساختگی» است که ریشه در دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل، واشنگتن و حتی بریتانیا دارد.
رهبران ایران در نحوه واکنش به این بحران بیش از هر زمان دیگری دچار اختلاف نظر شدهاند. ایرانیان بهخوبی میدانند که خامنهای قادر نیست این بحرانهای فزاینده ملی را متوقف کند، چه رسد به آنکه آنها را معکوس سازد. در ماه دسامبر، مجلس شورای اسلامی بودجه پیشنهادی دولت برای سال ۲۰۲۶ را رد کرد و به رئیسجمهور مسعود پزشکیان اعلام کرد که این بودجه برای حل مشکلات کشور کفایت نمیکند. حکومت با شتاب یک رئیس جدید برای بانک مرکزی منصوب کرده است؛ فردی که مأموریتی تقریباً ناممکن بر عهده دارد: همزمان کاهش نرخ تورم، تثبیت ارزش پول ملی و مهار اقتصاد زیرزمینی. پزشکیان و دیگر مقامهای ارشد عملاً دستها را بالا برده و حل بحرانها را به مقامات محلی و منطقهای واگذار کردهاند.
خود پزشکیان نیز مجموعهای از اعترافات کمسابقه به ناکامی مطرح کرده است. او در ماه دسامبر به مقامهای دولتی گفت: «دولت گیر افتاده است، واقعاً بهشدت گیر افتاده است. … فاجعهها یکی پس از دیگری نازل میشوند. … مشکل خودِ ما هستیم.» او در سخنانی خطاب به گروهی از دانشجویان اظهار داشت: «اگر کسی میتواند کاری بکند، بسمالله؛ من کاری از دستم برنمیآید، به من فحش ندهید.»
تظاهرات ضدحکومتی تهران را وادار کرده است که از رهبران مخالفان برای گفتوگو دعوت کند. در ۳۰ دسامبر، در اقدامی بیسابقه دیگر، سخنگوی رسمی دولت اذعان کرد که «دلایل اعتراضات را میبینیم، میشنویم و به رسمیت میشناسیم». اینها نشانههایی روشن است از اینکه رژیم میداند در وضعیت بسیار شکننده و در آستانه فروپاشی قرار دارد.
اثر بومرنگ
موفقیت اعتراضات در ایجاد تغییر واقعی تضمینشده نیست. یکی از مشکلات اصلی که توان این جنبش را محدود کرده، این است که معترضان هنوز حول یک چهره عمومی واحد به اجماع نرسیدهاند. این در حالی است که در جریان انقلاب اسلامی، آیتالله روحالله خمینی با کاریزمای خود رهبری قیام علیه محمدرضا شاه پهلوی را بر عهده داشت و به نماد ملی و وحدتبخش آن جنبش تبدیل شد.
گروههای مختلف مخالف حکومت ایران که از اعتراضات حمایت میکنند — و بالقوه میتوانند هدایت دوره پس از خامنهای را بر عهده بگیرند — نیز از نظر ایدئولوژی و شیوه عمل وحدت نظر ندارند. رضا پهلوی، ولیعهد پیشین و فرزند محمدرضا شاه پهلوی، در کشوری با تاریخ طولانی پادشاهی، همچنان از نوعی حمایت نمادین برخوردار است. ایالات متحده و اسرائیل ممکن است برای تثبیت ایرانِ پس از حکومت دینی به او روی آورند؛ خودِ پهلوی حتی طرحی اداری برای احیای نظام سلطنتی ترسیم کرده است. اما او و مشاورانش که نزدیک به ۵۰ سال را در تبعید گذراندهاند، از ظرفیت سازمانی بسیار محدودی در داخل ایران برخوردارند. افزون بر این، ایرانیان ممکن است تمایلی نداشته باشند که خطر بازگشت به شکل قدیمیتری از حاکمیت مطلقه را بپذیرند — بهویژه سلطنتی که به ایالات متحده وابسته باشد؛ کشوری که در گذشته از شاه حمایت میکرد.
در همین حال، شورای ملی مقاومت ایران — ائتلافی مخالف که گهگاه در واشنگتن مورد توجه قرار گرفته — با سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) پیوند دارد. این سازمان تا حدی از توان سازماندهی در داخل کشور برخوردار است، اما به دلیل حمایت از عراق در جریان جنگ ایران و عراق و نیز گرایشهای مارکسیستیاش، در میان بسیاری از ایرانیان بهشدت نامحبوب است.
رهبران موسوم به «جنبش سبز» که در جریان اعتراضات ۲۰۰۹–۲۰۱۰ تا آستانه سرنگونی حکومت خامنهای پیش رفتند، اکنون سالخوردهاند و همچنان در حبس خانگی یا بازداشت دولتی بهسر میبرند. در صورت آزادی، آنها میتوانند در گذار ایران به حکومتی سکولارتر و نمایندهتر نقشی ایفا کنند. همچنین رؤسایجمهور پیشین ایران، محمد خاتمی و حسن روحانی — که بهترتیب در دورههای ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۵ و ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱ تلاشهایی برای اصلاحات انجام دادند — میتوانند در چنین روندی مؤثر باشند.
با این حال، یک عامل وجود دارد که میتواند — هرچند به شکلی نادرست — بهطور موقت کشور را متحد کند: حمله خارجی. رهبران ایران میدانند که حملات آمریکا یا اسرائیل توجه شهروندان عادی را از اعتراضات منحرف خواهد کرد. در ماه ژوئن گذشته، اعتراضات ضدحکومتی در حال اوجگیری بود که جنگ ۱۲روزه آغاز شد. اما با فرود آمدن بمبهای اسرائیل و آمریکا، شهروندان ناچار شدند پنهان شوند و این امر به تهران شش ماه مهلت داد تا از فشار نارضایتی عمومی رهایی یابد.
تهدیدهای ترامپ به نظر نمیرسد رژیم را از خشونت علیه معترضان بازداشته باشد؛ در روزهای اخیر، فرماندهان سپاه پاسداران حتی از امکان انجام حملات پیشدستانه سخن گفتهاند تا ایالات متحده و اسرائیل را به واکنش نظامی وادار کنند. در یک مصاحبه تلویزیونی در روز یکشنبه، حتی لحن مسعود پزشکیان — که معمولاً معتدلتر است — نیز تندتر شد: او معترضان را «آشوبطلب» و «عناصر تروریستی» خواند و در این موضعگیری با خامنهای همصدا شد.
اهرم داخلی
اینکه رژیم کنونی ایران دقیقاً چه زمانی و چگونه سقوط خواهد کرد، روشن نیست. خامنهای که ۸۶ سال دارد، ممکن است تا زمان ناتوانی کامل یا مرگ به قدرت بچسبد. فرماندهان میانی سپاه پاسداران، با هدف حفظ نفوذ اقتصادی نهاد خود، ممکن است مداخله کرده و حکومت نظامی برقرار کنند. یا اینکه معترضان بتوانند نیروهای امنیتی محلی و ملی را درهم بشکنند و روحانیون و سیاستمداران وفادار به رژیم را وادار به فرار کنند. اما صرفنظر از احساساتشان نسبت به حکومت، ایرانیان داخل کشور هیچ تمایلی به تغییر رژیم به رهبری ایالات متحده ندارند. آنها شکست چنین پروژههایی را در همسایگی خود، در عراق و افغانستان، دیدهاند. افزون بر این، در روزهای نخست سال ۲۰۲۶، شاهد ورود نظامی آمریکا به ونزوئلا بدون هیچ طرحی برای جانشینی سیاسی یا تثبیت اوضاع بودهاند. آنها همچنین نمیخواهند دولت ترامپ منابع نفتی ایران را به غارت ببرد.
ایران نیازی به ساختن یک حکومت از صفر ندارد. این کشور هماکنون دارای قوه مجریه و مقننه، رئیسجمهوری منتخب مردم و نمایندگانی است که قضات قوه قضائیه را منصوب میکنند — هرچند استقلال این سه قوه به دلیل تبعیت از ساختار دینی حاکم تضعیف شده است. مهمتر از همه، ایران سابقه تغییر سیاسی برخاسته از اراده شهروندان را دارد؛ تجربهای که به انقلاب مشروطه ۱۹۰۵–۱۹۰۶ بازمیگردد. آن دستاورد دموکراتیک به اصلاحات سیاسی مهمی انجامید، از جمله شکلگیری مجلس منتخب مردم، تعدد احزاب سیاسی، مطبوعات آزاد و مشارکت مدنی همه اقشار جامعه. ایرانیان میتوانند در قرن بیستویکم بار دیگر آن تجربه را تکرار کنند.
واقعیت آشکار این است که روزهای رژیم خامنهای — دستکم در شکل کنونیاش — به شمارش افتاده است. حتی با توسل به خشونت، آیتالله و حلقه نزدیک به او برای بیرون راندن معترضان از خیابانها با دشواری جدی روبهرو هستند. نیازی به موشک نیست. شهروندان ایران میتوانند خود، بدون مداخله خارجی، حکومت دینی را سرنگون کنند.
———————-
* جمشید کی. چوکسی استاد ممتاز مطالعات ایران، اوراسیا و آسیای مرکزی در دانشکده مطالعات جهانی و بینالمللی همیلتون لوگار و مدیر مرکز منابع ملی آسیای مرکزی و اوراسیایی در دانشگاه ایندیانا است.
* کارول ای. بی. چوکسی مدرس ارشد اطلاعات استراتژیک در دانشکده انفورماتیک، محاسبات و مهندسی لودی در دانشگاه ایندیانا است.
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
سامر سعید و عمر عبدالـباقی
والاستریت ژورنال / ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶
رقبای عرب ایران در آن سوی خلیج فارس، به رهبری عربستان سعودی، پس از آنکه آمریکا به آنها هشدار داد برای چنین حملهای آماده باشند، در حال لابیگری با دولت دونالد ترامپ برای جلوگیری از حمله به تهران هستند.
در عرصه عمومی، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس عمدتاً سکوت کردهاند، در حالی که اعتراضها در جمهوری اسلامی همسایه گسترش یافته و گروههای حقوق بشری اعلام کردهاند هزاران نفر در سرکوبهای حکومت جان باختهاند.
اما پشت صحنه، به گفته مقامهای عرب حوزه خلیج فارس، عربستان سعودی، عمان و قطر به کاخ سفید گفتهاند تلاش برای سرنگونی حکومت ایران میتواند بازارهای نفت را متلاطم کند و در نهایت به اقتصاد آمریکا آسیب بزند. مهمتر از همه، آنها نگران پیامدهای چنین اقدامی در داخل کشورهای خود هستند.
به گفته این مقامها، دولت ترامپ روشن نکرده چه نوع اقدام نظامیای علیه ایران را در نظر دارد، اما اعلام کرده احتمال حمله بیش از عدم حمله است.
یکی از مقامهای کاخ سفید گفت همه گزینهها برای رسیدگی به وضعیت ایران در اختیار رئیسجمهور ترامپ قرار دارد. او افزود: «رئیسجمهور به طیفی از دیدگاهها درباره هر موضوع گوش میدهد، اما در نهایت تصمیمی را میگیرد که به نظرش بهترین است.»
ترامپ روز سهشنبه بهطور مستقیم خطاب به معترضان ایرانی پیام داد و از آنها خواست در برابر تلاشهای حکومت برای خاموش کردن اعتراضها ایستادگی کنند و نهادهای دولتی را در دست بگیرند. او در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «کمک در راه است.»
کشورهای عرب نگراناند که حملات به ایران موجب اختلال در عبور نفتکشها از تنگه هرمز شود؛ آبراه باریکی در دهانه خلیج فارس که ایران را از همسایگان عربش جدا میکند و حدود یکپنجم محمولههای نفت جهان از آن عبور میکند.
به گفته مقامهای سعودی، مسئولان عربستان به تهران اطمینان دادهاند که در درگیری احتمالی دخالت نخواهند کرد و اجازه نخواهند داد آمریکا از حریم هوایی آنها برای حملات استفاده کند؛ تلاشی برای فاصله گرفتن از اقدام آمریکا و بازداشتن آن.
سخنگوی سفارت عربستان در واشنگتن و مرکز رسانههای بینالمللی این کشور در ریاض به درخواستها برای اظهار نظر پاسخی ندادند. قطر و عمان نیز به درخواستها پاسخ ندادند.
به گفته مقامهای آمریکایی، ترامپ هنوز تصمیم نهایی درباره اقدام علیه ایران نگرفته و در حال دیدار با مشاوران خود برای تعیین رویکردش است. گزینهها میتواند شامل صدور دستور حملات نظامی به مراکز حکومتی، انجام حملات سایبری، تصویب تحریمهای جدید و تقویت حسابهای ضدحکومتی در فضای آنلاین باشد.
اعتراضهای ایران که اواخر دسامبر در تهران و در پی تشدید بحران اقتصادی آغاز شد و این ماه به سراسر کشور گسترش یافت، یکی از بزرگترین چالشها برای حکومت از زمان به قدرت رسیدنش در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ به شمار میرود.
گروه «فعالان حقوق بشر در ایران» روز سهشنبه اعلام کرد شمار جانباختگان از ۲ هزار نفر فراتر رفته است، در حالی که حکومت برای سرکوب اعتراضها اقدام کرده است. تلویزیون دولتی ایران روز یکشنبه تصاویری منتشر کرد که دهها پیکر را نشان میداد که در داخل و خارج از یک سردخانه در نزدیکی تهران ردیف شده بودند.
کشورهای حوزه خلیج فارس — که بسیاری از آنها در سالهای اخیر در حملات ایران و متحدانش آسیب دیدهاند — همدلی چندانی با تهران ندارند. با این حال، آنها نگران پیامدهای اقتصادی و سیاسی تشدید بحران در ایران، یا حتی سقوط رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای، برای کشورهای خود هستند.
به گفته تحلیلگران، عربستان سعودی بهویژه نسبت به شکنندهتر شدن وضعیت حساس است. این پادشاهی به رسانههای داخلی دستور داده پوشش خبری و حمایت خود از اعتراضها را محدود کنند تا از تلافیجویی ایران جلوگیری شود.
مایکل راتنی، سفیر پیشین آمریکا در عربستان سعودی در دولت بایدن، گفت: «آنها هیچ علاقهای به حکومت ایران در هیچ شکل و صورتی ندارند، اما بهشدت از بیثباتی بیزارند. وقتی جعبه پاندورای تغییر رژیم — چه خودجوش از داخل یا تحریکشده از بیرون — را باز میکنید، حجم عظیمی از عدم قطعیت ایجاد میکنید؛ آن هم در زمانی که این آخرین چیزی است که آنها میخواهند.»
در حالی که عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس با تضعیف توانمندیهای نظامی و هستهای ایران مخالف نیستند، نگران جایگزینهای احتمالی در صورت سرنگونی خامنهای هستند.
راتنی گفت: «ممکن است چیزی همسطح یا بدتر، مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به قدرت برسد.»
او افزود: «یا ممکن است با هرجومرج، تجزیه و منطقهای شدن قدرت روبهرو شوید.» به گفته او، کنترل اعمالشده از سوی حکومت ایران دستکم نوعی پیشبینیپذیری برای کشورهای خلیج فارس ایجاد میکند. «وقتی این از بین برود، اوضاع بسیار خطرناک میشود.»
رهبران عربستان مدتهاست نگراناند که ناآرامی در منطقه موجب شعلهور شدن اعتراضها در داخل مرزهای خودشان شود و توجهها را به سابقه سرکوب اعتراضها در این کشور جلب کند. آنها همچنین نگران اختلال در برنامه بلندپروازانه اقتصادی و اجتماعی خود، موسوم به «چشمانداز ۲۰۳۰»، هستند که هدفش افزایش گردشگری و کاهش وابستگی پادشاهی به درآمدهای نفتی است.
به گفته یک مقام سعودی، ثبات در منطقه اولویت اصلی ولیعهد عربستان، محمد بن سلمان، است.
نیل کوئیلیام، پژوهشگر همکار اندیشکده روابط بینالملل «چتم هاوس» در بریتانیا، میگوید از دید کشورهای عرب خلیج فارس، بهترین سناریو این است که اعتراضها در ایران پایان یابد، مذاکرات داخلی به برخی اصلاحات منجر شود و مذاکرات آمریکا تنشها را فروبنشاند.
به گفته مقامهای عرب، امارات متحده عربی — همسایه نزدیک ایران در آن سوی تنگه هرمز — در این تلاشهای لابیگری شرکت نداشته است. کوئیلیام گفت امارات عموماً تحمل ریسک بالاتری نسبت به پیامدهای بیثباتی دارد و همچنین رویکردهای متفاوتی در ژئوپلیتیک نسبت به رقیب خود در ریاض اتخاذ کرده است.
عربستان سعودی سالها برای دستیابی به نوعی تنشزدایی دیپلماتیک با ایران تلاش کرده، در حالی که از عادیسازی روابط با اسرائیل خودداری کرده است؛ اما امارات متحده عربی به دلیل نزدیکی به اسرائیل و نقشآفرینیاش در درگیریهای سودان و یمن، خشم بخش بزرگی از جهان عرب و مسلمان را برانگیخته است.
کوئیلیام گفت: «امارات رنگهای خود را بسیار نزدیک به پرچم اسرائیل بسته است.» او پیشبینی کرد این موضع میتواند پایگاههای آمریکا در امارات را به هدفی برای تلافیجویی ایران در واکنش به اقدام احتمالی آمریکا تبدیل کند. «ایرانیها در حال حاضر نمیخواهند سعودیها را عصبانی کنند. اما درباره اماراتیها — تقریباً همه در منطقه در حال حاضر از آنها عصبانیاند.»
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
مأموران برای یافتن استارلینک خانه به خانه میگردند
ایلیا هاشمی، کنشگر فضای مجازی که کانال تلگرامی پرمخاطبی دارد و منبع بسیاری از اخبار اعتمادپذیر از درون ایران است، در جریان اعتراضات جاری از معدود کسانی بوده است که کمشمار اطلاعات خارج شده از ایران را با وجود قطعی اینترنت پوشش میدهد.
او در ویدئویی اختصاصی برای یورونیوز فارسی در روز سهشنبه ۲۳ دیماه، چکیدهای از وضعیت کنونی ایران و دشواری اطلاعرسانی در شرایط بیخبری را شرح داده که متن آن در پی میآید:
«در حال حاضر که من این ویدئو را ضبط میکنم، بیش از ۱۱۲ ساعت است که اینترنت در ایران کاملاً قطع شده است. مردم هیچ راهی برای انتقال اخبار و اطلاعات ندارند و تمام اطلاعات موجود در حال حاضر به واسطه افرادی است که به اینترنت استارلینک دسترسی دارند. متأسفانه اتفاقی که افتاده این است که جمهوری اسلامی تلاش میکند با استفاده از آراف دیتکتورها، دستگاههای استارلینک را شناسایی کند. این حکومت به شدت با انواع دستگاههای اختلالگر در زمینه سیگنالها و جیپیاس تلاش میکند از اتصال پایدار دستگاههای استارلینک به ماهواره جلوگیری کند و این امر وضعیت فعلی را دشوارتر کرده است.
در چند روز اخیر، به واسطه همین ارتباط اندک با افرادی که به استارلینک متصل بودند و گزارشها را ارسال میکردند، من توانستهام آنها را منتشر کنم، بسیاری دیگر نیز موفق شدند ویدئوهایی را منتشر کنند، صرفاً من نبودم. اما آنچه که من میدانم و بیان کردهام، بیانگر میلیونها ایرانی از سراسر کشور است؛ افرادی که در شهرهای بزرگ، شهرهای کوچک و حتی روستاها حضور داشتهاند.
وضعیتی که در حال حاضر در ایران رخ میدهد، یک کشتار گسترده و یک فاجعه است. تخمینها در کمترین حالت بیش از ۱۵ هزار کشته را نشان میدهد.
من با کادر درمان بیمارستانهای شیراز و سینای تهران و چند بیمارستان دیگر در رشت، ساری و کرمان صحبت کردم و به هر نحوی توانستم، برخی اطلاعات را مخابره کردم. آنچه پزشک بیمارستان پیوند در شیراز اطلاعرسانی کرد، که صدای او را نیز در اکانت توییترم منتشر کردم، درخواست کمک بود؛ زیرا افراد زیادی بینایی خود را از دست دادهاند.
در برخی گزارشها، تنها یک بیمارستان بیش از سیصد مورد تخلیه چشم گزارش کرده است. حجم کشتهها فاجعهبار و غیرقابل تخمین است. آنچه در (حملات) هفتم اکتبر (در اسرائیل) رخ داد، به مراتب کمتر از آن چیزی است که جمهوری اسلامی بر مردم ایران تحمیل میکند. وضعیت فعلی یک نسلکشی کامل، جنایت علیه بشریت است و جهان سکوت کرده و میگوید چرا ویدئوها اینقدر کم است. مردم ایران اینترنت ندارند و وضعیت بسیار فاجعهبار است. تمام اطلاعات موجود در حال حاضر به واسطه افرادی است که موفق شدهاند تحت هر شرایطی به اینترنت وصل شوند و تصاویر و اطلاعات را مخابره و جمعآوری کنند.
یکی از افرادی که به خیابانهای شیراز رفته بود، میگفت که بسیج به دلیل کمبود نیرو از نوجوانان ۱۵ ساله استفاده میکند و توضیح میداد که به یک نوجوان ۱۵-۱۶ ساله شاتگان داده شده بود، در حالی که او اصلاً درک نمیکرد چه میکند و گویی بازی ویدئویی انجام میداد؛ ناگهان وارد جمعیت میشد و شلیک میکرد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نحوه کشتن معترضان و فیلمبرداری از آنان حین جان دادن، نیروهای سپاه را جنایتکارانی توصیف کرد که ایدیولوژیشان به مراتب وحشیانهتر و خطرناکتر از ایدئولوژیهای دیگر است.
مردم ایران با دست خالی مقابل این نیروها ایستادهاند. میلیونها نفر وارد خیابانها شدهاند، میلیونها نفر در حال مبارزه هستند و میلیونها نفر فریاد میزنند و درخواست کمک از جهان میکنند.
کسی که در تهرانپارس بود برای من تعریف میکرد که کلانتری یک مسلسل روی خودروی پلیس بسته بود و بدون هیچ هشداری به مردم را به رگبار گلوله میبست. میگفت مردم عین برگ درخت بر زمین میریختند. تنها در همان منطقه، حداقل صد نفر کشته شدند.
وضعیت در شهرهای دیگر نیز به مراتب بدتر است. هیچ خبری از سنندج، ایذه و دهها شهر و صدها شهرستان و روستاهای کوچک در جنوب ایران از جمله سیستان و بلوچستان نداریم؛ زیرا آنها حتی توان تهیه استارلینک را نداشتهاند.
جمهوری اسلامی به شدت تمرکز کرده است تا با آر اف دیتکتورها و دستگاههای مختلف، دستگاههای باقیمانده استارلینک را پیدا کند؛ به خانهها و پشتبامها میرود و افراد مشکوک را بازجویی میکند. این حکومت با ایجاد اختلال در سیگنالهای مخابراتی و جیپیاس مانع میشود که دستگاه استارلینک بتواند به راحتی موقعیت ماهوارهها را پیدا کرده و کانکت شود. سرعت آپلود توسط کاربران استارلینک در ایران به شدت کاهش یافته است. وضعیت بسیار ترسناک است.
اگر تا امروز مردم از وحشیانهترین جنایتی که در هفتم اکتبر اتفاق افتاد صحبت میکردند، امروز باید از وحشیانهترین اعمال یک حکومت بر سر مردم آن کشور سخن بگویند. جمهوری اسلامی یک حکومت تروریستی است که از کشتار انسانها هیچ ابایی ندارد.»
یورونیوز فارسی
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
باراک راوید / آکسیوس
به گفته یک مقام ارشد آمریکایی، استیو ویتکاف، نماینده کاخ سفید، آخر هفته گذشته بهطور محرمانه با رضا پهلوی، ولیعهد پیشین و تبعیدی ایران، دیدار و درباره اعتراضات گسترده جاری در ایران گفتوگو کرده است.
اهمیت موضوع: این نخستین دیدار در سطح بالا میان اپوزیسیون ایران و دولت ترامپ از زمان آغاز اعتراضات، یعنی حدود ۱۵ روز پیش، به شمار میرود. رضا پهلوی تلاش دارد خود را بهعنوان رهبری «گذار» معرفی کند تا در صورت سقوط نظام، نقشی محوری ایفا کند.
آنچه خبر را به جریان انداخت: کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، به خبرنگاران گفت تیم امنیت ملی کاخ سفید صبح سهشنبه نشستی درباره گزینههای واکنش به اعتراضات برگزار کرده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در این نشست حضور نداشت.
اعتراضات روز سهشنبه نیز در شهرهای مختلف ایران ادامه یافت. برآوردها از شمار کشتهشدگان بهشدت افزایش یافته، هرچند آمارها بسیار متفاوت است. به گفته یک مقام آمریکایی، اسرائیل ارزیابیای را با ایالات متحده در میان گذاشته که بر اساس آن دستکم ۵ هزار معترض کشته شدهاند.
این مقام آمریکایی گفت: «ایرانیها در حال اعمال سرکوبی گسترده هستند.»
ترامپ روز سهشنبه از مردم ایران خواست «به اعتراض ادامه دهند» و «نهادهای حکومتی را در دست بگیرند» و تأکید کرد که «کمک در راه است».
نگاهی نزدیکتر: رضا پهلوی، فرزند محمدرضا شاه پهلوی که در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ از قدرت کنار گذاشته شد، از تبعید در ایالات متحده رهبری بخشی از اپوزیسیون را بر عهده دارد.
در دو هفته گذشته، او در شبکههای تلویزیونی آمریکا بارها ظاهر شده و از دولت ترامپ خواسته است برای حمایت از اعتراضات مداخله کند.
پیچیدگی ماجرا: در آغاز اعتراضات، دولت ترامپ رضا پهلوی را یک بازیگر سیاسی مهم تلقی نمیکرد.
ترامپ هفته گذشته در گفتوگویی با برنامه «هیو هویت شو» از حمایت رسمی از او خودداری کرد.
اما به گفته یک مقام ارشد آمریکایی، دولت از این موضوع غافلگیر شد که در بسیاری از تظاهرات، معترضان نام رضا پهلوی را شعار میدادند.
این مقام گفت: «نوعی اوجگیری جایگاه پهلوی رخ داده است. در بسیاری از شهرها نام او در تظاهرات شنیده میشود و به نظر میرسد این روند بهطور خودجوش شکل گرفته باشد.»
بین خطوط: کریم سجادپور، تحلیلگر ارشد بنیاد کارنگی، به آکسیوس گفت رضا پهلوی در مقایسه با رادیکالیسم اسلامگرایانه حاکمیت، نقطهای وحدتبخش برای احساسات ملیگرایانه معترضان فراهم میکند.
او افزود: «بیشتر این معترضان پس از انقلاب ۱۹۷۹ به دنیا آمدهاند و نسبت به دورهای که هرگز تجربه نکردهاند نوعی نوستالژی دارند؛ دورانی که اقتصاد کشور در حال رشد بود، جامعه آزادیهای اجتماعی بیشتری داشت و ایران از چهرهای مثبت در عرصه بینالمللی برخوردار بود. برای بسیاری از ایرانیان، رضا پهلوی بیش از هر رهبر دیگری مظهر این میهندوستی و این نوستالژی رو به آینده برای “دوباره عظمت بخشیدن به ایران” است.»
راز زیمت، مدیر برنامه ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS)، گفت نام رضا پهلوی با بسامد قابلتوجهی در اعتراضات شنیده میشود، اما تشخیص اینکه این موضوع بازتابدهنده حمایت گسترده در جامعه ایران باشد یا نه، دشوار است.
او افزود حتی اگر باور عمومی گستردهای به «تواناییهای رهبری» پهلوی وجود نداشته باشد، ممکن است بسیاری از ایرانیان از این منظر که او «نسبت به وضعیت کنونی ترجیحپذیرتر است»، حاضر باشند او را دستکم بهطور «موقت» بهعنوان رهبر بپذیرند.
به زبان اعداد: بر اساس نظرسنجیهای افکار عمومی که طی سالهای اخیر انجام شده و آخرین مورد آن به نوامبر ۲۰۲۵ بازمیگردد، حدود یکسوم ایرانیان از رضا پهلوی حمایت میکنند و حدود یکسوم دیگر بهشدت با او مخالفاند. به گفته عمار ملکی، نظرسنج هلندی، این میزان حمایت از هر چهره دیگر اپوزیسیون ایران بالاتر است.
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
سازمان حقوق بشر ایران / ۲۳ دی ۱۴۰۴
هفده روز از آغاز دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران میگذرد. براساس آمار و اطلاعات سازمان حقوق بشر ایران، از آغاز اعتراضات تاکنون دستکم ۷۳۴ معترض، ازجمله ۱۲ کودک و ۶ زن، کشته و هزاران تن مجروح شدهاند.
گزارشهای جدید درباره کشتهشدگان در شهرها و استانهای مختلف ایران همچنان بهدست سازمان حقوق بشر ایران میرسد. در یکی از آخرین گزارشها، سازمان حقوق بشر ایران مطلع شده است که تنها در روز ۱۸ دیماه دستکم ۸۰ معترض در چند شهر استان مازندران با اصابت گلولههای جنگی جان باختهاند .
همزمان گزارشهای تأییدنشده از کشتهشدن دستکم هزاران و براساس تخمین تلویزیون ایران اینترنشنال، بیشاز ۱۲۰۰۰ نفر، حکایت دارند که بهدلیل قطع کامل اینترنت از پنجشنبه شب و محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات، راستیآزمایی مستقل آنها در شرایط کنونی با دشواری جدی روبهروست.
علاوهبر این، روایتهای تأییدنشده از اعدام فراقضایی برخی مجروحان بازداشتشده در اعتراضات جاری ایران حکایت دارد. این درحالی است که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز روز دوشنبه، ۲۲ دیماه، در سخنانی «تیر خلاص» زدن به برخی مجروحان را تأیید کرد، اما آن را به «عوامل تروریستی وابسته به دشمن» نسبت داد.
گزارشهای رسیده به سازمان حقوق بشر ایران نیز نشان میدهد بسیاری از کشتهشدگان که برخی از آنها با گلولههای ساچمهای زخمی شده بودند، درنهایت با اصابت گلوله جنگی به سر یا گردن جان باختهاند.
دادستان کل کشور در روزهای گذشته اعلام کرده بود که همگی معترضان «محارب» محسوب میشوند؛ محاربه اتهامی است که براساس قوانین جمهوری اسلامی میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
او همچنین گفته بود که به پرونده افراد دستگیرشده در جریان اعتراضات «با تعیین شعب ویژه [دادگاه انقلاب] بهصورت فوقالعاده و خارج از نوبت» رسیدگی میشود.
سازمان حقوق بشر ایران بار دیگر ضمن یادآوری اصل مسئولیت حمایت (R2P) جامعه جهانی از شهروندان، خواستار تشکیل جلسه اضطراری شورای امنیت سازمان ملل متحد برای رسیدگی فوری و اقدام برای حمایت از شهروندان ایرانی دربرابر کشتار جمهوری اسلامی شد.
محمود امیریمقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، در اینباره گفت:«پس از کشتار گسترده معترضان در خیابانها، هزاران معترض در بازداشتگاهها و زندانهای جمهوری اسلامی تحت شرایط غیرانسانی و در خطر شکنجه و اعدام بهسر میبرند. خطر اعدام معترضان پساز دادگاههای صحرایی جدی است، زیرا این حکومت در دهه شصت هم جنایات مشابهی را در ایران مرتکب شده است.» او در ادامه درباره تخمین آمار کشتهشدگان در اعتراضات و ادعاهای وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی گفت: «آماری که ما منتشر میکنیم براساس اطلاعات رسیده از کمتر از نیمی از استانهای کشور و کمتر از ۱۰درصد بیمارستانهای ایران بهدست آمده است. تعداد واقعی کشتهشدگان احتمالاً به هزاران نفر میرسد و از آنجا که حکومت نمیتواند بر شمار بالای جانباختگان سرپوش بگذارد، برای فرار از مسئولیت، این کشتار گسترده را به عوامل بیگانه نسبت میدهد. اظهارات وزیر امور خارجه حکومت هیچ اعتباری ندارند و تحریف واقعیت و تکرار دروغهای پیشین حکومت است.»
همزمان با وجود سرکوب شدید حکومت، گزارش هایی از تداوم اعتراضات در برخی از مناطق ایران گزارش شده است.
دور جدید اعتراضات که از ۷ دیماه ۱۴۰۴ علیه شرایط بد اقتصادی از بازار تهران شروع شده بود، بهسرعت با شعارهای ضدحکومتی به نقاط مختلف ایران کشیده شد. اعتراضها تا پیش از قطع اینترنت در همه استانهای کشور و حدود ۱۹۰ شهر ایران ادامه داشته است.
براساس اطلاعات سازمان حقوقبشر ایران، از آغاز اعتراضات تاکنون، دستکم ۷۳۴ معترض در ۱۵ استان ایران کشته شدند. تنها مواردی در این آمار گنجانده شدهاند که بهطور مستقیم توسط سازمان حقوق بشر ایران یا دو منبع مستقل تأیید شده باشند. این آمار همچنین کشتهشدگان تأییدشده براساس گزارشها و مستنداتی از بیمارستانها و مکانهای نگهداری اجساد جانباختگان را دربرمیگیرد.
بیشترین تعداد کشتهشدگان مربوط به اعتراضات چند روز اخیر (از پنجشنبه ۱۸ دیماه تاکنون) است و گزارشهای رسیده به سازمان حقوق بشر ایران نشان میدهد که اغلب آنان کمتر از ۳۰ سال داشتهاند.
همچنین براساس گزارشهایی که این سازمان دریافت کرده، ۱۲ تن از کشتهشدگان زیر ۱۸ سال سن داشتهاند، اما هنوز برای تمام آنها شناسنامه و اسنادی که نشانگر سن دقیق ایشان باشد، دریافت نشده است. تلاش برای ثبت دقیق سن آنان ادامه دارد.
دو منبع مستقل اعلام کردهاند دستکم ۱۶۰۰ جانباخته اعتراضات ضدحکومتی جاری در پزشکی قانونی اصفهان ثبت شده است.
یک منبع مطلع به سازمان حقوق بشر ایران گفته است که در روز ۱۸ دیماه دستکم ۸۰ معترض در چند شهر استان مازندران جان باختهاند. به گفته این منبع، پیکر حدود ۵۰ معترض در بیمارستانهای کل شهر ساری مشاهده شده است. درمورد قائمشهر و زیرآب نیز وجود پیکرهای ۱۵ جانباخته در هریک از این دو شهر گزارش شده است.
این منبع توضیح داد: «اینها فقط کسانی بودند که مردم آورده بودند به بیمارستان. بعضی از کشتهشدگان را جمع کردند در خیابان و به بیمارستان نیاوردند. بعضی از کشتهشدگان هم سلاح ساچمهای خورده بودند و هم گلوله جنگی. در شهرها تقریباً حکومت نظامیست و حتی به بسیاری از مغازهداران دستور دادهاند مغازهها را ببندند.»
گزارشهایی از برقراری وضعیتی مشابه حکومت نظامی از هنگام غروب تا صبح روز بعد در برخی شهرهای دیگر نیز بهدست سازمان حقوق بشر ایران رسیده است. یک منبع مطلع از شهر همدان به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «از حدود ۶ عصر به بعد در این شهر حکومت نظامی اعلام کردهاند.»
شورای سردبیری شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال در اطلاعیهای اعلام کرده که ازطریق منابعی در شورایعالی امنیت ملی، دفتر ریاست جمهوری، سپاه پاسداران و شاهدان عینی در ایران، توانسته است جانباختن ۱۲هزار نفر را تأیید کند. بنابر اعلام این رسانه، کشتار با دستور مستقیم علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، و موافقت سران سه قوه انجام شده است.
همچنین گزارشهای بیشتری از کشتهشدگان در دیگر شهرها نیز بهدست سازمان حقوق بشر ایران رسیده است. این موارد درحال راستیآزمایی است و درصورت تأیید، آمار کشتهشدگان افزایش خواهد یافت.
علاوهبر این، روایتهای تأییدنشده از اعدام فراقضایی برخی مجروحان بازداشتشده در اعتراضات جاری ایران حکایت دارد. این درحالی است که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز روز دوشنبه در نشستی با سفرای کشورهای خارجی در تهران «تیر خلاص» زدن به برخی مجروحان را تأیید کرد، اما آن را به «عوامل تروریستی وابسته به دشمن» نسبت داد و گفت : «حتی مجروحین را خودشان به قتل میرساندند. در یک مورد، یازده مجروح را مردم میخواستهاند به بیمارستان منتقل بکنند، یک عدهای آمدهاند و گفتهاند بدهید، ما خودمان میبریم؛ و بعد هر یازدهتا را جای دیگری پیدا کردهاند که تیر خلاص به آنها زده شدهبود.»
گزارشهای رسیده به سازمان حقوق بشر ایران نشان میدهد نیروهای حکومتی در برخورد با معترضان از سلاح جنگی استفاده کردهاند و بسیاری از کشتهشدگان که برخی از آنها با گلولههای ساچمهای زخمی شده بودند، درنهایت با اصابت گلوله جنگی به سر یا گردن جان باختهاند.
ارزیابی دقیقی از شمار مجروحشدگان در اعتراضات وجود ندارد، اما تعداد آنان به هزاران تن میرسد. شبکه خبر صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز شامگاه دوشنبه، ۲۲ دیماه، در اطلاعیهای به نقل از سازمان انتقال خون کشور از شهروندان درخواست کرده است که برای اهدای خون داوطلب شوند.
از سوی دیگر، رسانههای حکومتی از کشتهشدن دستکم ۱۲۱ نفر از مأموران نظامی، انتظامی، امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در اعتراضات جاری خبر دادهاند. به گزارش این رسانهها، آمار اعلامشده مأموران کشتهشده در تهران را شامل نمیشود.
بازداشت گسترده و جمعی معترضان نیز در برخی شهرها گزارش شده و برآوردها نشان میدهد که تعداد بازداشتشدگان اعتراضات جاری به بیش از ده هزار نفر رسیده است.
این درحالی است که مقامهای جمهوری اسلامی همچنان معترضان را به برخورد شدید و فوری تهدید میکنند. درپی تأکید رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، دادستان کل کشور اعلام کرده بود به پرونده افراد دستگیرشده در جریان اعتراضات «با تعیین شعب ویژه [دادگاه انقلاب] بهصورت فوقالعاده و خارج از نوبت» رسیدگی میشود. او درضمن تصریح کرده بود که همگی معترضان «محارب» محسوب میشوند؛ محاربه اتهامی است که براساس قوانین جمهوری اسلامی میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
در همین راستا، از زمان آغاز اعتراضات تاکنون حدود ۱۰۰ مورد اعتراف اجباری بازداشتشدگان از رسانههای حکومتی پخش شده است.
با وجود قطعی اینترنت در سراسر ایران، ویدیوها و گزارشهای معدودی که دریافت شده، نشان میدهد شامگاه ۲۲ دیماه نیز تجمعات اعتراضی دستکم در چند نقطه ایران، ازجمله تهران، کرج، ارومیه، اصفهان و همدان ادامه یافته است.
از شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه اینترنت سراسری ایران قطع شد و براساس گزارش نتبلاکس که وضعیت اینترنت در جهان را بررسی میکند از صبح ۱۹ دیماه، ۹۹درصد اینترنت ایران در وضعیت خاموشی دیجیتال قرار گرفته است. آخرینبار که سراسر ایران بهطور مشابهی در وضعیت قطع اینترنت قرار گرفت، آبان ۹۸ بود که همزمان طی چند روز، صدها نفر از معترضان و براساس برخی گزارشها تا ۱۵۰۰ نفر بهدست نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شدند. در این مدت، تنها گروهی از شهروندان از طریق سیستم ماهوارهای استارلینک به اینترنت دسترسی داشتهاند.گزارشهایی از ارسال پارازیت بر روی فرستنده-گیرندههای استارلینک نیز منتشر شده است.
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
ویدیو همراه با این پیام صوتی:
«نزدیک هزار کیلومتر راه اومدم تا بتونم به اینترنت دسترسی پیدا کنم و این تصاویر رو بفرستم.
این جسدهایی که میبینید توی کانتینر میریزند، بیش از دو هزار تا جسد فقط توی اون روز بود که روی زمین ریخته بود، منتهی ما اون تایمی که رسیدیم یک کانتینر کامل جسد پر شد.
۱۸ چرخ، کانیتنر سردخونهدار. هرکسی جنازهاش رو پیدا میکرد پزشکی قانونی میومد تیرهایی که خورده رو ثبت میکرد مجوزش رو صادر میکرد با کد، و مردم توی صف قرار میدادند و اون رو منتقل میکردند که داخل ماشین که ببرند برای ثبت.
و این تعداد بیش از تقریبا دو سه هزار تا فقط در همون روز بود.»
منبع: وحیدآنلاین
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
الوِلی الوِلی / خبرگزاری رویترز / ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، روز سهشنبه از مردم ایران خواست به اعتراضات خود ادامه دهند و گفت «کمک در راه است»، بیآنکه جزئیاتی ارائه دهد؛ در حالیکه حاکمیت روحانی ایران به سرکوب شدیدترین تظاهرات سالهای اخیر ادامه میدهد.
ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت:
«وطنپرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید. نهادهای دولتی را تصرف کنید. نام قاتلان و آزارگران را ثبت کنید. آنها بهای گزافی خواهند پرداخت. من تمام مذاکرات با مقامهای ایرانی را تا توقف کشتار بیمعنی معترضان، لغو کردهام. کمک در راه است. عظمت را به ایران برگردانیم.»
ناآرامیهای اخیر که در پی وخامت شدید اوضاع اقتصادی آغاز شد، بزرگترین چالش داخلی برای حاکمیت روحانی ایران در دستکم سه سال گذشته به شمار میآید و در شرایطی روی داده است که فشارهای بینالمللی پس از حملات اسرائیل و آمریکا در سال گذشته افزایش یافته است.
یک مقام ایرانی روز سهشنبه به رویترز گفت که حدود دو هزار نفر در جریان اعتراضات کشته شدهاند؛ نخستین باری که دولت ایران به این میزان از تلفات در نتیجه سرکوب شدید دو هفته ناآرامی سراسری اذعان میکند.
این مقام، که خواست نامش فاش نشود، گفت افرادی را که آنها را «تروریست» خواند، مسئول مرگ هم معترضان و هم نیروهای امنیتی دانست، اما توضیحی درباره نسبت دقیق قربانیان در هر گروه ارائه نکرد.
ترامپ شامگاه دوشنبه اعلام کرد که بر کالاهای وارداتی از هر کشوری که با ایران تجارت دارد، تعرفه ۲۵ درصدی وضع میکند – اقدامی که میتواند فشار زیادی بر روابط تجاری ایران، صادرکننده بزرگ نفت، وارد کند. او همچنین گفت که گزینه اقدام نظامی بیشتر علیه ایران برای «مجازات این سرکوب» همچنان روی میز است و اوایل ماه جاری اظهار داشت که «آمریکا آماده و مسلح است».
ایران هنوز بهطور رسمی به تصمیم ترامپ در مورد تعرفهها واکنش نشان نداده است، اما چین به سرعت از آن انتقاد کرد. ایران که هماکنون نیز تحت تحریمهای سنگین آمریکا قرار دارد، بخش عمده نفت خود را به چین صادر میکند و ترکیه، عراق، امارات متحده عربی و هند از دیگر شرکای تجاری اصلی آن هستند.
هشدار: حاوی تصاویر دلخراش!/ پزشک قانونی کهریزک تهران، شنبه ۲۰ دی
روسیه: «مداخله مخرب خارجی در امور ایران غیرقابل قبول است»
روسیه روز سهشنبه آنچه را «مداخله مخرب خارجی در سیاست داخلی ایران» خواند، محکوم کرد و هشدار داد که تهدیدهای دولت آمریکا به حملات نظامی جدید علیه ایران «کاملاً غیرقابل قبول» است.
وزارت خارجه روسیه در بیانیهای گفت: «کسانی که قصد دارند از ناآرامیهای تحریکشده از بیرون بهعنوان بهانهای برای تکرار تجاوز علیه ایران – مشابه حمله ژوئن ۲۰۲۵ – استفاده کنند، باید از پیامدهای فاجعهبار چنین اقدامی بر وضعیت خاورمیانه و امنیت بینالمللی آگاه باشند.»
با وجود اعتراضات گسترده که در شرایط دشوار اقتصادی و پس از سالها فشار خارجی رخ داده است، تاکنون نشانهای از شکاف در ساختار امنیتی ایران دیده نمیشود که بتواند به فروپاشی نظام روحانیت حاکم از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ منجر شود.
با این حال، در حالیکه جهان نسبت به آینده ایران – یکی از قدرتهای اصلی خاورمیانه در چند دهه گذشته – در ابهام به سر میبرد، فریدریش مِرتس، صدراعظم آلمان، گفت باور دارد «دولت ایران سقوط خواهد کرد».
او اظهار داشت: «بر این باورم که ما اکنون شاهد روزها و هفتههای پایانی این رژیم هستیم.»
مِرتس افزود، اگر حکومتی برای حفظ قدرت ناچار به استفاده از خشونت شود، «در واقع، پایانش فرا رسیده است».
او توضیح نداد که این ارزیابی بر اساس اطلاعات امنیتی است یا بر پایه تحلیلهای دیگر.
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در واکنش به سخنان مِرتس، انتقادهای او را مردود دانست و آلمان را به «استانداردهای دوگانه» متهم کرد و گفت صدراعظم آلمان «آخرین نشانههای اعتبار خود را از میان برد».
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
ژنو – ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶
کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد(*) امروز ـــ سهشنبه ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ ـــ نقض جدی حقوق بشر در جریان تظاهرات سراسری در ایران که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد را محکوم کردند و خواستار اقدام فوری برای محافظت از معترضان و حمایت از حق زندگی شدند.
این اعتراضات در ابتدا به دلیل شرایط سخت اقتصادی، از جمله تورم بیسابقه و سقوط ارز، آغاز شد و پس از آن در سراسر کشور گسترش یافته است. معترضان نارضایتی خود را بیان میکنند و خواستار تغییرات قابل توجه سیاسی و حکومتی هستند.
این کارشناسان با یادآوری اینکه کشورها باید از سلب خودسرانه زندگی و آزادی جلوگیری کنند، گفتند: «استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان مسالمتآمیز، دستگیریهای خودسرانه - از جمله کودکان - و حمله به مراکز درمانی، نقض آشکار قوانین بینالمللی حقوق بشر است.»
آنها خاطرنشان کردند: در حالی که در ابتدا به نظر میرسید مقامات ایرانی واکنشی سنجیده نشان میدهند، اوضاع در روزهای اخیر خشونتآمیز شده است. طبق گزارشها، نیروهای امنیتی با نیروی مرگبار و بیش از حد واکنش نشان دادهاند و با استفاده از تفنگ، تفنگ ساچمهای پر از گلولههای فلزی، ماشین آبپاش، گاز اشکآور و ضرب و شتم فیزیکی، مستقیماً به معترضان عمدتاً مسالمتآمیز شلیک کردهاند.
کارشناسان گفتند: «استفاده از نیروی کشنده فقط میتواند به عنوان آخرین راه حل، زمانی که برای محافظت از جان افراد کاملاً اجتنابناپذیر است، مورد استفاده قرار گیرد و باید با اصول قانونی بودن، ضرورت، تناسب و احتیاط مطابقت داشته باشد.»
گزارشها از ۸ ژانویه نشان میدهد که اینترنت در سراسر ایران قطع شده است و اتصال ملی در حدود ۱ درصد از سطح عادی ثابت مانده است. اختلالات همچنین شامل شبکههای تلفن همراه، خطوط ثابت و تداخل GPS میشود. تعداد کشتهشدگان معترضان، از جمله کودکان، از ۳۶ نفر قبل از قطع اینترنت به صدها نفر تا ۱۲ ژانویه افزایش یافته است، اگرچه تعیین ارقام دقیق دشوار است. کارشناسان مجدداً تأکید کردند که همه مرگها باید به سرعت، مستقل و بیطرفانه بررسی شوند و در صورت مشاهده تخلف، پاسخگو باشند.
گزارشها همچنین حاکی از حمله به بیمارستانها، استفاده از گاز اشکآور در داخل مراکز درمانی و تلاش برای دستگیری معترضان زخمی است.
طبق گزارشها، بیش از ۲۶۰۰ نفر از جمله دانشآموزان در سراسر کشور بازداشت شدهاند که بسیاری از آنها به وکیل یا خانوادههای خود دسترسی ندارند.
رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، خواستار اقدامات سخت علیه معترضان شده است. رئیس جمهور پزشکیان معترضان را «آشوبگر» و «تروریست» توصیف کرده و خواستار واکنش «قاطع» نیروهای امنیتی شده است. غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه، اعلام کرد که هیچ «تساهل یا مدارایی» نشان داده نخواهد شد و خواستار پیگرد قانونی سریع و صدور سریع احکام شد. قوه قضائیه همچنین اعلام کرده است که همه «آشوبگران» به جرم محاربه (دشمنی با خدا)، یک جرم سنگین، مغایر با قوانین بینالمللی حقوق بشر، محاکمه خواهند شد.
کارشناسان گزارشهایی از صدور احکام اعدام دریافت کردهاند. آنها گفتند: «در صورت اجرای این احکام، این امر کشتار غیرقانونی معترضان توسط نیروهای امنیتی در خیابانها را با اعدامهای تایید شده توسط دولت ترکیب میکند.»
کارشناسان همچنین نگرانی جدی خود را در مورد «آشوبگر» نامیدن معترضان ابراز کردند و اظهار داشتند که نباید از زبان تحریکآمیز برای سرکوب یا جرمانگاری تظاهرات مشروع استفاده شود. آنها خاطرنشان کردند که رسانههای دولتی همچنین «اعترافات» بازداشتشدگان در چندین استان را پخش کردهاند که به استفاده از زور علیه مقامات اعتراف میکنند و در نتیجه روایت دولت مبنی بر اینکه معترضان مجرمان خطرناکی هستند را تقویت میکنند. با این حال، چنین اعترافاتی به دلیل اجباری بودن، به طور گسترده مورد انتقاد قرار میگیرند.
کارشناسان گفتند: «تظاهرات فعلی نشان دهنده الگوی گستردهتری از جنبش و بسیج تودهای در ایران است.» با وجود تصویب میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی توسط این کشور، آنها هشدار دادند که قوانین داخلی فضای کمی برای ابراز مخالفت فراهم میکند. آنها گفتند: «با این حال، این امر مانع از ادامه مطالبه حقوق مردم ایران نشده است.» شناختهشدهترین نمونه اخیر، جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ است. سال ۲۰۲۵ نیز با اعتراضات رانندگان کامیون و زندانیان همراه بود. آنها گفتند: «حتی زندانیانی که آزادی بسیار محدودی دارند، به تظاهرات علیه مجازات اعدام و مرگ در بازداشت ادامه دادهاند.»
کارشناسان گفتند: «مقامات ایرانی باید رویکردی یکپارچه اتخاذ کنند که به حق اساسی مردم برای شنیده شدن احترام بگذارد و به خواستههای آنها برای حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی رسیدگی کند. مقامات بین تداوم چرخههای خشونت و سرکوب که مشخصه واکنشهای گذشته به مخالفت بوده یا ایجاد احترام واقعی به حقوق اساسی، یکی را انتخاب کنند.»
آنها گفتند: «یک فضای مدنی فعال برای هر جامعهای ضروری است. مردم باید بتوانند بدون ترس از انتقام، مخالفت خود را ابراز کنند و در اعتراضات مسالمتآمیز شرکت کنند.»
این کارشناسان با مقامات ایرانی در تماس هستند و خواستار اقدام فوری برای جلوگیری از نقض بیشتر حقوق بشر هستند.
———————-
* کارشناسان:
• مای ساتو، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران
• موریس تیدبال-بینز، گزارشگر ویژه اعدامهای فراقضایی، شتابزده یا خودسرانه
• ایرن خان، گزارشگر ویژه ترویج و حمایت از حق آزادی عقیده و بیان
• جینا رومرو، گزارشگر ویژه حقوق آزادی تجمع مسالمتآمیز و تشکل
• تایید شده توسط ریچارد بنت، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در افغانستان
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
خبرگزاری فرانسه / ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد روز سهشنبه اعلام کرد که از افزایش خشونتهای اعمالشده علیه معترضان در سراسر ایران «بهشدت وحشتزده» است؛ آن هم در حالی که گزارشهایی از کشته شدن صدها نفر منتشر شده است.
فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، از تهران خواست تمامی اشکال خشونت و سرکوب علیه معترضان مسالمتجو را متوقف کند و دسترسی کامل به اینترنت و خدمات تلفنی را بازگرداند.
تورک در بیانیهای گفت: «کشتن معترضان مسالمتجو باید متوقف شود و برچسب زدن به معترضان بهعنوان “تروریست” برای توجیه خشونت علیه آنان، غیرقابل قبول است.»
او افزود: در حالی که بخشهای گستردهای از جامعه ایران برای مطالبه تغییرات بنیادین در شیوه اداره کشور به خیابانها آمدهاند، «واکنش مقامات اعمال نیرویی وحشیانه است.»
رئیس حقوق بشر سازمان ملل تأکید کرد: «این چرخه خشونت هولناک نمیتواند ادامه یابد. صدای مردم ایران و مطالبات آنان برای انصاف، برابری و عدالت باید شنیده شود.»
تورک گفت تمامی موارد قتل، خشونت علیه معترضان و دیگر نقضهای حقوق بشر باید مطابق با هنجارها و استانداردهای بینالمللی حقوق بشر مورد تحقیق قرار گیرد و عاملان آن پاسخگو شوند.
او هشدار داد که بنا بر گزارشها، چندین بیمارستان به دلیل شمار بالای مجروحان ــ از جمله کودکان ــ تحت فشار شدید قرار گرفتهاند.
وی افزود: «همچنین دیدن اظهارات علنی برخی مقامهای قضایی که حاکی از احتمال استفاده از مجازات اعدام علیه معترضان از طریق روندهای قضایی تسریعشده است، بهشدت نگرانکننده است.»
تورک همچنین گفت برخی گزارشها حاکی از کشته شدن اعضایی از نیروهای امنیتی نیز هست.
مقامات ایرانی اصرار دارند که کنترل اوضاع را دوباره به دست گرفتهاند، اما گروههای حقوق بشری دولت را متهم میکنند که از گلوله جنگی علیه معترضان استفاده کرده و با قطع اینترنت، ابعاد واقعی سرکوب را پنهان میکند.
سازمان غیردولتی «ایران حقوق بشر» (IHR) مستقر در نروژ اعلام کرد کشته شدن ۶۴۸ نفر در جریان اعتراضات را تأیید کرده است؛ از جمله ۹ کودک، و هزاران زخمی دیگر. با این حال این نهاد هشدار داد که شمار واقعی جانباختگان بهاحتمال زیاد بسیار بیشتر است ــ «بر اساس برخی برآوردها بیش از ۶ هزار نفر».
دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل در ایران حضور رسمی ندارد، اما اعلام کرد که اطلاعات موثق را از منابع میدانی دریافت میکند. به گفته این دفتر، دادههای موجود تاکنون از کشته شدن صدها نفر حکایت دارد، اما امکان ارائه عدد دقیق و تأییدشده وجود ندارد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا که بارها ایران را به مداخله نظامی تهدید کرده است، روز دوشنبه اعلام کرد بر هر کشوری که با ایران دادوستد کند، تعرفهای ۲۵ درصدی اعمال خواهد شد.
تورک در پایان افزود: «ایرانیان حق دارند بهطور مسالمتآمیز اعتراض کنند. به شکایات و مطالبات آنان باید گوش داده شود و به آنها رسیدگی شود، نه اینکه توسط هیچکس مورد سوءاستفاده قرار گیرد.»
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
اریکا سالومون، فرناز فصیحی، صنم ماحوزی و سانجانا وارگِس
نیویورک تایمز / ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶
در حالی که مقامهای ایرانی در کشوری که درگیر اعتراضات گسترده مردمی است، یک خاموشی تقریباً کامل ارتباطی برقرار کردهاند، ویدئوها و روایتهای شاهدان عینی که بهآهستگی از ایران بیرون میآیند، نشان میدهد دولت در حال اجرای یکی از مرگبارترین سرکوبهای ناآرامیها در بیش از یک دهه گذشته است.
شاهدان عینی میگویند نیروهای دولتی شروع به تیراندازی کردهاند؛ ظاهراً با سلاحهای خودکار و گاه بهصورت بیهدف، به سوی معترضان غیرمسلح. کارکنان بیمارستانها میگویند پیشتر معترضان با جراحات ناشی از ساچمه به مراکز درمانی منتقل میشدند، اما اکنون با زخمهای گلوله و شکستگی جمجمه مراجعه میکنند. یکی از پزشکان این وضعیت را «یک موقعیت تلفات گسترده» توصیف کرد.
با وجود انسداد ارتباطات، تصویری تکرارشونده از ایران به بیرون درز کرده است: ردیفهای طولانی کیسههای حمل اجساد.
در ویدئوهایی که فعالان مخالف در شبکههای اجتماعی منتشر کردهاند، خانوادهها در حالی دیده میشوند که گریان، گرد هم آمده و بر پیکرهای خونآلود داخل کیسههای بازنشده زانو زدهاند. همچنین در تصاویری که تلویزیون دولتی ایران پخش کرده، یک مقام سردخانه با لباسهای آبی پزشکی، در میان کیسههایی که منظم روی کف یک اتاق سفید چیده شدهاند، زیر نور تند لامپهای فلورسنت ایستاده است.
او با آهی عمیق و تکان دادن سر میگوید: «اکثریت این افراد، مردم عادی هستند. خانوادههایشان هم خانوادههای کاملاً معمولیاند.»
چه آنهایی که همچنان از حکومت دینی ایران حمایت میکنند و چه کسانی که در خیابانها خواهان سرنگونی آن هستند، همگی بر یک نکته توافق دارند: این روزها، روزهایی سرشار از خشونت است؛ خشونتی که تا کنون نظیرش را ندیدهاند.
استقرار تکتیراندازها بر بام ساختمانها در مرکز تهران
آمار دقیق کشتهها و مجروحان در سراسر کشور مشخص نیست. گروههای حقوق بشری میگویند به دلیل قطع ارتباطات، برای دسترسی به منابع خود در داخل ایران و راستیآزمایی اطلاعات طبق روشهای معمول با مشکل مواجهاند، اما اعلام کردهاند که تاکنون شمار صدها کشته را ثبت کردهاند.
یک مقام ارشد وزارت بهداشت ایران، که به شرط ناشناس ماندن سخن گفت، اعلام کرد حدود ۳۰۰۰ نفر در سراسر کشور کشته شدهاند، اما تلاش کرد مسئولیت این موضوع را متوجه «تروریستهایی» بداند که به گفته او ناآرامیها را تحریک کردهاند. به گفته او، این آمار شامل صدها نفر از نیروهای امنیتی نیز میشود.
یک مقام دولتی دیگر نیز، که او هم نخواست نامش فاش شود، گفت گزارشی داخلی را دیده که در آن به دستکم ۳۰۰۰ کشته اشاره شده و افزوده است که این آمار ممکن است افزایش یابد.
در صورت تأیید، این سطح از خشونت، از بدترین موارد در تاریخ معاصر ایران خواهد بود.
شاهدان از استقرار تکتیراندازها بر بام ساختمانها در مرکز تهران و شلیک آنها به سوی جمعیت سخن گفتهاند؛ از اعتراضات مسالمتآمیزی که ناگهان به صحنههایی از کشتار و هراس بدل شده، زمانی که گلولهها سر و بالاتنه مردم را شکافته و پیکرها یکی پس از دیگری بر زمین افتادهاند؛ و از اورژانسی که در عرض یک ساعت، ۱۹ بیمار با زخم گلوله را پذیرش کرده است.
«حکومت وارد یک کشتار بیامان شده است»، این را یکی از معترضان به نام یاسی گفت. او، مانند دیگر ایرانیانی که با نیویورک تایمز گفتوگو کردهاند، به دلایل امنیتی خواست نام کاملش منتشر نشود.
یاسی که در دهه سی زندگی خود است و در یک شرکت انتشاراتی کار میکند، گفت شامگاه جمعه به همراه دوستانش در خیابان اندرزگو در تهران در حال راهپیمایی بود که نیروهای امنیتی یورش آوردند و در برابر چشمان مادرش، به پای یک پسر نوجوان شلیک کردند.
یاسی به نقل از آن زن گفت: «پسرم! پسرم! به پسرم شلیک کردند!»
اینجا حمام خون است
در پنج روز گذشته، مقامهای ایرانی اینترنت، خطوط تلفن بینالمللی و گاه حتی ارتباطات تلفن همراه داخلی را قطع کردهاند. این وضعیت، گروههای حقوق بشری، روزنامهنگاران و خانوادهها را با دشواری جدی برای درک ابعاد آنچه رخ داده، مواجه کرده است.
با این حال، ویدئوهایی که قطرهچکانی از کشور خارج میشود و پیامهایی از برخی ایرانیان که گاه به اینترنت ماهوارهای دسترسی پیدا میکنند، تصویری ویرانگر از خونریزی را نشان میدهد.
سعید، یک بازرگان ساکن تهران، به نیویورک تایمز گفت: «توانستم فقط برای چند دقیقه وصل شوم تا بگویم اینجا حمام خون است.» او گفت که اواخر شامگاه یکشنبه از اینترنت استارلینک استفاده میکرد.
این تصاویر از کهریزک مربوط به شنبه ۲۰ دی است
وقتی اعتراضها به وضعیت وخیم اقتصادی ایران در بازار تهران در ۲۸ دسامبر آغاز شد، سعید نیز به خیابانها رفت تا به آنها بپیوندد. او گفت در اعتراضات سال ۲۰۲۲ و پیش از آن نیز همین کار را کرده بود.
اما به گفته او، با فرو رفتن هرچه بیشتر ایران در انزوا، اکنون بهوضوح مشخص شده که این سرکوب «با هیچیک از اعتراضات پیشین قابل مقایسه نیست».
او در پیامهای صوتی ضبطشده به نیویورک تایمز گفت: «من شخصاً دیدم که به سر یک جوان شلیک کردند. دیدم کسی با گلوله به زانو هدف قرار گرفت. فرد بیهوش روی زمین افتاد و بعد نیروهای امنیتی دور او جمع شدند.»
دو هفته پیش، زمانی که کاهش شدید ارزش پول ملی، معترضان را به خیابانها کشاند، مقامهای دولتی نارضایتیهای آنان را مشروع دانستند، هرچند هشدار دادند که معترضان نباید تحت تأثیر «اغتشاشگران» قرار بگیرند.
اما در هفته گذشته، تجمعهای کوچکتر در بازارهای شهری و دانشگاهها به یک جنبش گسترده مردمی بدل شد؛ بهگونهای که انبوه معترضان، میدانهای اصلی شهرهای بزرگ و حتی مراکز شهرهای کوچک و مناطق روستایی را پر کردند. اکنون مقامهای ایرانی شروع کردهاند این اعتراضات را در تصرف «تروریستها» و عوامل خارجیِ وابسته به دشمنان خود، یعنی ایالات متحده و اسرائیل، توصیف کنند.
غلامحسین محسنیاژهای، دادستان کل ایران، روز دوشنبه و بنا بر گزارش خبرگزاری نیمهرسمی تسنیم، در نشست شورای عالی قضایی گفت: «برای انتقام از شهدا و کشتهشدگان، اقدامات قاطع و مؤثر انجام دهید.»
با سلاحهای خودکار، رگبار گلوله به سوی جمعیت
در نشانهای از گستره سرکوب، دولت گام غیرمعمولی برداشته و وجود شمار بالای تلفات را تأیید کرده است، اما تلاش کرده قربانیان را عمدتاً از میان نیروهای امنیتی جلوه دهد.
نه نفر از ساکنان تهران، بههمراه دو پزشک و یک پرستار شاغل در بیمارستانهای دولتی، گفتند که بهطور مستقیم شاهد اتخاذ رویکرد سختگیرانهتر دولت بودهاند.
دو نفر از آنان در مصاحبهها گفتند که تکتیراندازهایی را دیدهاند که در محلههای ستارخان و پاسداران تهران از بالا به سوی جمعیت شلیک میکردند و یکی دیگر روایت کرد که مأمور امنیتیای در محله اقدسیه، هنگام عبور با خودرو، بهطور بیهدف به سوی جمعیت تیراندازی میکرد.
هشدار: حاوی تصاویر دلخراش!/ پزشک قانونی کهریزک تهران، شنبه ۲۰ دی
یکی از ساکنان تهران که شامگاه شنبه بههمراه همسرش به ستارخان رفته بود، گفت شاهد بوده است که نیروهای امنیتی با سلاحهای خودکار، رگبار گلوله را به سوی جمعی از جوانان زن و مرد گشودند. او گفت معترضان بر روی یکدیگر به زمین افتادند.
در بیمارستان نیکان در شمال تهران، یک پرستار گفت کارکنان درمانی زمانی که ۱۹ نفر تقریباً همزمان با جراحات ناشی از گلوله وارد شدند، کاملاً از پا درآمدند. در بیمارستان شهدای تجریش، یک پزشک گفت بسیاری از معترضانی که به آنجا منتقل شدند، در بدو ورود جان باخته اعلام شدند و بسیاری از آنان از فاصله نزدیک در ناحیه سر، گردن، ریهها و قلب هدف گلوله قرار گرفته بودند.
مرکز حقوق بشر در ایران، مستقر در نیویورک، روز دوشنبه شهادت پزشکی را منتشر کرد که از زمان آغاز سرکوب، در تهران و اصفهان به مداوای بیماران پرداخته است. این نهاد برای حفظ امنیت، نام او را فاش نکرد.
این پزشک گفت در روزهای ابتدایی اعتراضات، معترضان عمدتاً بهدلیل استنشاق گاز اشکآور و زخمهای ناشی از سلاح ساچمهای درمان میشدند. اما به گفته او، از روز پنجشنبه به بعد، صدای شلیک سنگین سلاحهای خودکار از داخل بیمارستان به گوش میرسید.
او در روایت خود گفت: «این یک وضعیت تلفات جمعی بود. امکانات، فضای درمانی و تعداد کارکنان ما بسیار کمتر از شمار مجروحانی بود که وارد میشدند. موارد تروما که من دیدم، وحشیانه و با هدف کشتن بود.»
هادی قائمی، مدیر اجرایی مرکز حقوق بشر در ایران، گفت تیم او با کنار هم گذاشتن روایتهایی از کرج در غرب تهران و کرمانشاه در غرب ایران، به شواهدی دست یافته که نشان میدهد بیمارستانها و درمانگاهها توسط نیروهای امنیتی اشغال شدهاند؛ نیروهایی که در پی یافتن معترضان مجروح و جمعآوری اطلاعات شخصی آنها بودهاند.
سعید، بازرگان تهرانی، تجربهای مشابه را در پایتخت توصیف کرد.
او به نیویورک تایمز گفت: «معترضان مجروح را به بیمارستان میبرند و اگر بهبود پیدا کنند، بازداشتشان میکنند. اگر خانوادهها برسند، سعی میکنند به نحوی به آنها کمک کنند فرار کنند. خانوادههایی که برای تحویل گرفتن پیکر کشتهشدگان میآیند، مجبور به اعترافهای تحقیرآمیز میشوند؛ باید بگویند که ‘تروریستها’ عزیزانشان را کشتهاند.»
فعالان گروه حقوق بشری ایرانی HRANA مستقر در واشینگتن گزارشهایی از بیمارستانها جمعآوری کردهاند که نشان میدهد در برخی موارد، مأموران امنیتی حتی پیش از درمان جراحات، معترضان را بازداشت کردهاند.
اسکایلر تامپسون، معاون مدیر HRANA، گفت شمار کشتهها در آمار این سازمان طی دو روز گذشته بهصورت جهشی افزایش یافته است، زیرا افراد بهطور پراکنده موفق شدهاند به اینترنت دسترسی پیدا کنند و اطلاعات خود را به اشتراک بگذارند.
این گروه روز شنبه شمار کشتهشدگان را ۷۰ نفر اعلام کرده بود. تا صبح دوشنبه، این رقم به ۵۷۲ معترض و ۶۹ نفر از نیروهای امنیتی کشتهشده افزایش یافت. به گفته خانم تامپسون، به احتمال زیاد پس از راستیآزمایی حدود ۵۰۰ مورد دیگر، جهش تازهای در آمار رخ خواهد داد.
مرکز حقوق بشر در ایران تصمیم گرفته است آمار مستقلی از تلفات ارائه نکند. به گفته آقای قائمی، این مرکز نتوانسته با شمار کافی از افراد ارتباط برقرار کند تا طبق روال معمول، روایت فعالان محلی حقوق بشر را با گفتههای خانوادههای قربانیان تطبیق دهد.
او در گفتوگویی اظهار داشت: «ما نمیتوانیم اعداد دقیق را تأیید کنیم، اما همه نشانهها تا این لحظه حاکی از کشتار گسترده در چند روز گذشته است. ما دستکم هزار کشته در سراسر کشور را برآورد میکنیم و این عدد میتواند بیشتر هم باشد. اما اطلاعات فعلی تنها نوک کوه یخ است.»
اینکه آیا سرکوب خشونتبار میتواند معترضان را مرعوب کرده و به سکوت وادارد یا نه، هنوز مشخص نیست. روز دوشنبه ویدئوهای کمتری نسبت به روزهای قبل از ناآرامیها منتشر شد. اما سعید تأکید کرد که این کشتارها مانع ادامه اعتراضات نخواهد شد.
او گفت: «مردم دیگر نمیترسند.»
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
ایران در خاموشیِ سازمانیافته فرو رفته است. هدف این خاموشی، فقط «کنترل امنیتی» نیست، بلکه پنهانسازی حقیقت است. قطع گسترده اینترنت، فلجسازی ارتباطات، تعطیلی بیسابقه رسانهها و ارعاب روزنامهنگاران و شاهدان، یک معنا دارد: جلوگیری از مشاهده، ثبت و پیگیری یک جنایت عظیم و تاریخی.
ایراناینترنشنال در روزهای گذشته، پس از دریافت برخی گزارشهای پراکنده اما بهتآور و تکاندهنده، تمام تلاش خود را به کار بست تا با راستیآزمایی حرفهای، به ارزیابی دقیقتری از ابعاد سرکوب شدید و کشتار بیرحمانه مردم در اعتراضات روزهای گذشته برسد.
در کشوری که حکومت عمدا مسیر دسترسی به اطلاعات را میبندد، رسیدن به این ارزیابی، کاری دشوار و زمانبر است؛ به ویژه آن که شتابزدگی در اعلام ناقص آمار جانباختگان میتوانست به خطا در ثبت واقعیت و تحریف ابعاد این فاجعه بزرگ بینجامد.
از روز یکشنبه، حجم شواهد و همپوشانی روایتها به حدی رسید که بتوان به تصویری نسبتا روشن دست یافت.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در دو روز گذشته، اطلاعات رسیده از یک منبع نزدیک به شورای عالی امنیت ملی، دو منبع در دفتر ریاستجمهوری، روایتهای رسیده از چند منبع در سپاه پاسداران در شهرهای مشهد، کرمانشاه و اصفهان، روایت شاهدان عینی و خانوادههای کشتهشدگان، گزارشهای میدانی، دادههای مرتبط با مراکز درمانی، و اطلاعاتی را که پزشکان و پرستاران در شهرهای مختلف در اختیار ما گذاشتهاند، بهصورت دقیق، چندمرحلهای و بر اساس استانداردهای حرفهای بررسی کرده است.
با جمعبندی این بررسیها ما به این نتیجه رسیدیم که:
● در بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران، عمدتا در دو شب پیاپی، پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دیماه، دستکم ۱۲ هزار نفر به قتل رسیدهاند.
● این کشتار از نظر گستره جغرافیایی، شدت خشونت و شمار جانباختگان در یک بازه زمانی کوتاه، در تاریخ ایران بیسابقه است.
● بر پایه اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، این شهروندان عمدتاً به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج به قتل رسیدهاند.
● این کشتار، کاملا سازماندهی شده بوده است؛ نه نتیجه «درگیریهای پراکنده» و «بدون برنامه».
● اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال از شورای عالی امنیت ملی و دفتر ریاست جمهوری نشان میدهد که این کشتار با دستور شخص علی خامنهای، و اطلاع و تایید صریح سران سه قوه و صدور دستور شلیک مستقیم از سوی شورای عالی امنیت ملی صورت گرفت است.
● بسیاری از جانباختگان از جوانان زیر ۳۰ سال بودهاند.
برآورد شمار کشتهشدگان
بر پایه دادههای موجود و تطبیق اطلاعات به دست آمده از منابع قابل اتکا از جمله از شورای عالی امنیت ملی و دفتر ریاستجمهوری، برآورد اولیه نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی این است که دستکم ۱۲ هزار نفر در این کشتار سراسری به قتل رسیدهاند.
بدیهی است در شرایط انسداد ارتباطی و نداشتن دسترسی مستقیم به اطلاعات، رسیدن به آمار نهایی، نیازمند مستندسازی دقیقتر است.
تجربه سالیان اخیر نشان میدهد که نهادهای امنیتی همواره با پنهانکاری، از ثبت و اعلام آمار دقیق جانباختگان خودداری کردهاند.
ایراناینترنشنال متعهد میشود این آمار را با کمک مخاطبان خود و از مسیر گردآوری اسناد، تطبیق روایتها و راستیآزمایی مستمر دقیقتر کند تا هیچ نامی گم نشود و خانواده هیچ جانباختهای بیصدا نماند.
وضعیت ارتباطات و رسانهها
رسانههای داخل کشور تعطیل شدهاند. صدها روزنامه سراسری و محلی در رخدادی بیسابقه در تاریخ مطبوعات ایران، از روز پنجشنبه خاموش شدهاند.
امروز به جز صدا و سیمای جمهوری اسلامی، تنها چند وبسایت خبری در داخل کشور فعال است و همانها نیز زیر سانسور و کنترل مستقیم نهادهای امنیتی کار میکنند.
این وضعیت نشانه «کنترل بحران» نیست؛ اعتراف حکومت به ترس از افشای حقیقت است.
فراخوان ارسال اسناد
ایراناینترنشنال از همه هموطنان در داخل و خارج از کشور میخواهد هرگونه سند، ویدئو، عکس، روایت صوتی، اطلاعات مربوط به جانباختگان، مراکز درمانی، محلهای درگیری، زمان و مکان وقایع و هر جزئیات قابل راستیآزمایی از رخدادهای چند روز گذشته را برای ما ارسال کنند.
امنیت منابع و محرمانگی اطلاعات، اولویت قطعی ماست.
تعهد به انتشار و مستندسازی بینالمللی
ایراناینترنشنال پس از راستیآزمایی و ارزیابی دقیق اطلاعات، یافتههای خود را منتشر و آنها را در اختیار تمامی مراجع و نهادهای بینالمللی مرتبط قرار خواهد داد.
جمهوری اسلامی نمیتواند با قطع ارتباط مردم ایران با جهان، این جنایت را پنهان کند. حقیقت ثبت خواهد شد؛ نام جانباختگان حفظ خواهد شد؛ و این قتل عام در سکوت دفن نخواهد شد.
این جاویدنامان نه تنها به خانوادههای داغدار و عزیزانشان، که به انقلاب ملی ایرانیان تعلق دارند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
![]() |
چرخش معنادار در رویکرد حکومت در برابر گروههای معترض و کشتار بیرحمانه خیابانی همراه است با استفاده از ادبیات و واژههای سرکوب در گفتمان مراکز قدرت جمهوری اسلامی. فقط چند روز پس از شروع کنشهای خیابانی در دی ماه ۱۴۰۴ آقای خامنهای با بیان اینکه “اعتراض بهجاست اما اعتراض غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم... اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند” از نقشه راه برخورد با جامعه ناراضی رونمایی کرد. با گسترش تظاهرات مردمی در خیابانهای شهرهای گوناگون واژههایی مانند تروریست، مزدور خارجی ویا خونخواهی هم توسط مسئولین وارد ادبیات سرکوب شدند.
مسئولینی که مدعی وجود حق اعتراض در ایران هستند و به عادت همیشگی تنها هم نزد قاضی میروند نمیگویند که جامعهای که از حقوق مدنی خود محروم است چگونه میتواند دست به اعتراض بزند؟ در سالهای گذشته چند بار اجازه اعتراض به مخالفین داده شده است؟ مردم چه راهکاری به جز کف خیابان برای بیان نارضایتی و خشم خود از بحرانها و نظام حکمرانی ناکارا را دارند؟
همه شواهد نشان میدهند که گسترش بیسابقه حضور خیابانی مردم خشمگین و سرخورده و شعارهای علیه حکومت و نهادهای قدرت و یا در حمایت از آزادی، تغییر نظم سیاسی و یا آقای رضا پهلوی چرخش مهمی در رویکرد امنیتی حکومت را در پی آورد. حمایت کشورهای غربی و یا دولت ترامپ و اسرائیل از تظاهرات مردم و محکوم کردن خشونت دولتی هم دستآویزی شد برای بازتولید برچسب “دخالت دشمن” در روایت حکومتی.
در ادبیات رهبران جمهوری اسلامی واژههایی هستند که نقش کدهای امنیتی و حقوقی را را ایفا میکنند. این تکنیک گفتمانی که گاه از نشانهها و حافظه تاریخی و دینی برای بیاعتبار کردن مخالفان بهره میگیرد در همه بحرانهای مهم سیاسی گذشته به رویکرد اصلی مسئولین تبدیل شده است. در دهه شصت خورشیدی از مفهوم مذهبی منافق یا طاغوتی و یا واژههای سیاسی مانند لیبرال یا ضدانقلاب به گونه گسترده استفاده شد. برای شرانگاری رفتار زنانی که به حجاب اجباری حکومتی تن در نمیدادند به سراغ واژههای مانند عریانی، فحشاء، هرزگی، بیبندباری... رفتند. در جنبش سبز مفاهیمی جدیدی مانند “فتنه”، “فتنهگر” و یا “بیبصیرت” خلق شدند.
از دهه ۱۳۹۰ به اینسو برای مقابله با خیزشها و کنشهای اعتراضی خودجوش خیابانی گروههای به تنگ آمده از شرایط زندگی و بنبست سیاسی واژه اغتشاشگر به الهیات سرکوب راه یافت. همگان جمله معروف روحالله زم را در نمایش امنیتی-تلویزیونی پیش از اعدام به یاد دارند که گفت “شما میگویید اغتشاشات، ما میگوییم اعتراضات.”
کار الهیات سرکوب حکومتی و کلیدواژههای آن برچسبزنی برای جرمانگاری، هویتسازی منفی مخالفان و مشروع جلوهدادن خشونت دولتی و سازوکارهای سرکوب است. در همه رویدادهای پرتنش گذشته حکومت همواره روایت یکسویه خود را از بالا و بدون امکان نقد ترویج کرده است. قوه قضائیه هم که باید نماینده عدالت و داور بیطرف میان جامعه و حکومت باشد با تکرار الهیات سرکوب به حلقه پایانی چرخه خشونت دولتی تبدیل میشود. بیاعتمادی ژرف به حکومت ویا باور نکردن روایت و ادبیات رسمی به همین رابطه آسیبشناسانه دولت با جامعه بازمیگردد.
در یک حکومت متعارف که قانون، پاسخگویی و شفافیت اصول پایهای قرارداد اجتماعی هستند، پلیس و نیروهای نظامی وظایف تعریف شدهای دارند. انحصار خشونت توسط دولت در این نظامهای سیاسی همراه است با نظارت نهادهای داوری، جامعه و رسانههای آزاد. جمهوری اسلامی در سراسر دوران حیات خود به این سازوکارهای جامعه مدرن و اصول بنیادی آن تن نداده است. آنها انحصار خشونت دولتی را بدون نظارت، شفافیت و یا پاسخگویی میخواهند. وجود سپاه، لباس شخصیها، بسیجی و نیروهای امنیتی گوناگون در کنار پلیس و ارتش در عمل سبب شده خشونت بدون نظارت و خودسرانه علیه شهروندان به رویکرد رسمی امنیتی حکومت تبدیل شود. در همه دهههای گذشته هیچگاه حکومت به بررسی بیطرفانه و کمیسیون حقیقتیاب درباره کشتارها، سرکوبها، شکنجهها، محاکمات خودسرانه و اشکال دیگر خشونت دولتی و راستیآزمایی روایت رسمی تن نداده است.
در هیاهوی تبلیغاتی یکسویه حکومت، ادعای رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه، لاریجانی، قالیباف و یا رادان و دیگران درباره اقدامات “تروریستی” و یا خشونت تظاهرکنندگان نمیتواند از اعتبار و مشروعیت حداقلی هم برخوردار باشد. تا زمانی که امکان راستیآزمایی و بررسی بیطرفانه روایت دولتی و عملکرد نیروهای نظامی-امنیتی که ماشین عظیم جهنمی سرکوب حکومتی را تشکیل میدهند وجود نداشته باشد این ادبیات و برچسبها زمینهساز و توجیهگر کشتار خیابانی و خشونت دولتی است.
شرایط انفجاری کنونی پیآمد رویکردها و سیاستهای نظام حکمرانی ناکارا و ادامه سرکوب بیرحمانه مخالفان است. خطر گسترش خشونت ویرانگر و فروپاشی ایران را تهدید میکند. باید در جستجوی راهی بود برای رهایی از بنبست هولناک حکومت دینی و نجات کشور.
کانال شخصی سعید پیوندی
https://t.me/paivandisaeed
■ چیست راه نجات یا شیخ؟! تحلیل بسیار منطقی، روشن و تکراری است، ولی شایسته است که جناب پیوندی باز تعریفی از کنش سیاسی درست و منطقی در این شرایط ارائه دهند! آیا فراخوانهای رضا پهلوی را تایید میکنند؟ آیا با توجه به سیستم تمامیتخواه جمهوری اسلامی فراخوان رفتن به فاز براندازی راه حل درستی است در این شرایط؟ بالاخره به عنوان یک جامعهشناس نخبه و صاحب ایده راهحل تدریجی گذار را توصیه میکنند یا رفتن به فاز براندازی به هر قیمت و کمک قدرتهای بزرگ مثل آمریکا را؟!
لطفن قبل از کشتار بیشتر مردم توسط حکومت جنایت کار و تا به دندان مسلح و متشکل جمهوری اسلامی توصیههای راهبردی و کاربردی را در این شرایط ارائه دهید.
مرسی. با احترام و ارادت! رودین
■ با سلام و سپاس از بازخورد و پرسشهای به جای شما رودین عزیز. به نظر من استراتژی درست در این شرایط جستجوی یک سازش تاریخی برای نجات ایران با شرکت همه نیروهای خواهان دمکراسی و جامعه باز و گذار از حکومت دینی است. براندازی انحصاری با کمک نظامی کشورهای دیگر بسیار پرخطر است و میتواند به بحران های بی پایان پس از تغییر حکومت هم منجر شود. سازش تاریخی به معنای ادغام بخش بزرگی از جامعه در پروژه ای است که افق جدیدی در برابر کشور میگذارد. کمک خارجی باید بیشتر غیرنظامی باشد یعنی تحمیل یک انزوای بینالمللی گسترده و حمایت از گذار دمکراتیک. درگیری نظامی مستقیم با یک حکومت مسلح و بیپروا از کشتار جمعی میتواند نتایج فاجعهباری داشته باشد. مخالفان باید بپذیرند که هیچ نیرویی به تنهایی نمیتواند هیولای حکومت دینی را به عقب براند و هیچ نیرویی را هم نمیتوان از صحنه سیاسی ایران حذف کرد و به دریا ریخت. سازش تاریخی برای امروز و آینده است و آموختن ماندن و گفتگو در کنار یکدیگر با وجود اختلاف. ما به یک پختگی سیاسی جدید نیاز داریم برای گذار از رنجها و سگواریهای بیپایان ...
پیوندی
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، روز دوشنبه ۱۲ ژانویه اعلام کرد هر کشوری که با ایران تجارت کند، مشمول نرخ تعرفه ۲۵ درصدی برای هر گونه تجارتی خواهد شد که با ایالات متحده انجام میدهد.
ترامپ در پستی در تروتسوشال نوشت: «این دستور بلافاصله لازمالاجرا خواهد شد و هر کشوری که با جمهوری اسلامی ایران تجارت کند، برای هر گونه تجارتی که با ایالات متحده آمریکا انجام شود، تعرفه ۲۵ درصدی پرداخت خواهد کرد. این دستور قطعی و نهایی است.»
این اقدام همزمان با ورود اعتراضات ضد دولتی به سومین هفته، میتواند فشار بر تهران را افزایش دهد.
چین، به همراه امارات متحده عربی، هند و ترکیه، از بزرگترین شرکای تجاری ایران است.
پیش از اعمال تعرفه جدید، ترامپ تهدید کرد در صورت کشتن معترضان توسط تهران، مداخله نظامی خواهد کرد. کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، روز دوشنبه گفت که گزینههای نظامی از جمله حملات هوایی هنوز «روی میز» است.
اعتراضاتی که حکومت دینی ایران را به چالش میکشند، در هفتههای اخیر با سرکوب شدید تظاهرات توسط رهبری ایران، افزایش یافته است. براساس آمار و اطلاعات سازمان حقوق بشر ایران، از آغاز اعتراضات تاکنون دستکم ۶۴۸ معترض، ازجمله ۹ کودک، کشته و هزاران تن مجروح شدهاند.
تعداد بازداشتشدگان اعتراضات اخیر نیز بیش از ده هزار نفر تخمین زده میشود.
ترامپ روز یکشنبه به خبرنگاران گفت که ایران در نحوه سرکوب اعتراضات توسط رهبری آن کشور، شروع به عبور از خط قرمز کرده است. با این حال، ترامپ گفت که ایران با او تماس گرفته و قرار است جلسهای برگزار شود.
کارولین لیویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، روز دوشنبه به خبرنگاران گفت که حملات هوایی احتمالی و دیپلماسی از جمله گزینههایی هستند که ترامپ در نظر دارد.
لیویت گفت: «فکر میکنم چیزی که رئیسجمهور ترامپ در آن بسیار خوب است، این است که همیشه همه گزینههایش را روی میز نگه میدارد. حملات هوایی یکی از گزینههای بسیار زیادی است که برای فرمانده کل قوا روی میز است. دیپلماسی همیشه اولین گزینه برای رئیسجمهور است. او دیشب به همه شما گفت که آنچه از رژیم ایران میشنوید کاملاً متفاوت از پیامهایی است که دولت به صورت خصوصی دریافت کرده است.»
او ادامه داد: «فکر میکنم رئیسجمهور به بررسی این پیامها علاقهمند است. با این حال، رئیسجمهور نشان داده است که در صورت لزوم از استفاده از گزینههای نظامی نمیترسد. هیچکس این را بهتر از ایران نمیداند.»
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
چرا سقوط رژیم اسلامی میتواند تأثیری حداقل معادل فروپاشی دیوار برلین داشته باشد؟
در حالی که تظاهرات گسترده در بیش از ۱۰۰ شهر و ۲۳ استان ایران گزارش شده است و نیروهای سرکوبِ رژیم اسلامی در بسیاری از نقاط کشور بر روی تظاهرکنندگان آتش گشودهاند، سایت آتلانتیکو با ایو بوماتی (Yves Bomati)، پژوهشگر فرانسوی تاریخ ادیان و متخصص تاریخ ایران، و فیروزه نهاوندی، استاد جامعه شناسی و حقوق سیاسی در دانشگاه بروکسل گفتگو کرده است. در این گفتگو که روز یکشنبه در سایت آتلانتیکو منتشر شد، بحران فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی بررسی و تحلیل شده است.
این دو تحلیلگر معتقدند که تغییر در ایران اجتنابناپذیر است و فروپاشی احتمالی رژیم اسلامی نتیجه منطقی این تغییر خواهد بود. برای روشن شدن افکار عمومی مردم ایران در این شرایط بحرانی اینجانب تلاش کردهام بخشهای عمدهای از این گفتگو را بدون تغییر، ترجمه کرده و در دسترش هممیهنان گرامی قرار دهم.
* آیا سقوط رژیم اسلامی نقطه عطفی تاریخی و قابل مقایسه با سقوط دیوار برلین خواهد بود؟ این سقوط چه تأثیری بر موازنه قدرت در جهان خواهد داشت؟
ایو بوماتی: پیش از هرچیز، به یاد بیاوریم که رژیم اسلامی حاکم بر ایران از سال ۱۹۷۹، در زمینه تمایل خود برای آشتی دادن دو عنصرِ دین و سیاست، جهان معنوی و جهان مادی، با سایر کشورها متفاوت بوده است. امروز، شکست این گفتمان ناشی از واقعیتهایی است که بدان توجه نکرده است، این رژیم اکنون با انتظارات واقعی و ملموس جامعه ایران در مواجهه با فساد گسترده رهبرانش روبرو شده است. اگر رژیم اسلامی سقوط کند، این سقوط، نه تنها یک رویداد بزرگ سیاسی خواهد بود، بلکه فروپاشی این مفهوم است که یک باورِ آسمانی، دیگر نمیتواند حکومت زمینی علیه مردم یک کشور را توجیه کند.
مقایسه با سقوط دیوار برلین در سال ۱۹۸۹، حتا اگر این مقایسه محدودیتهای خودش را داشته باشد، مرتبط است. همانند آن زمان،[در ایران] یک سیستم زیر بار زندگی روزمره، فرسایش وعدهها و آرمانهای اساسی برای نیل به آزادی اندیشه، آزادی بیان و عمل، از هم میپاشد. افزون بر این، ناامیدی از تجربیات زیسته نیز وجود دارد و فشارها غیرقابل کنترل میشود.
با این حال، با توجه به اینکه جهان دیگر مانند سال ۱۹۸۹ دو قطبی نیست، سقوط نهایی رژیم حاکم بر ایران در فضایی نا همگون و بیثبات رخ خواهد داد. فضایی که در آن امپراتوریهای جدید در تلاش برای پیدایش خواهند بود. عواقب این سقوط بسیار قابل توجه خواهد بود: فروپاشی محور ایران-حزبالله-حماس؛ و فراتر از آن، فروپاشی معماری منطقهای که تا یمن امتداد مییابد؛ تجدید آرایشهای استراتژیک روسیه و چین؛ تنشها بر سر انرژی و قدرت هستهای؛ و مهمتر از همه، خلائی که نیروهای ناهمگن سعی در پر کردن آن خواهند داشت. باید در انتظار بهترینها و همچنین بدترین حالات ممکن بود.
آنچه تاریخ به یاد خواهد آورد، پایان یک نظم نیست، بلکه پایان یک اسطوره سیاسی است که به موجب آن یک منجی مدعی شده بود که میتواند جهت حرکت جهان را منجمد کند.
فیروزه نهاوندی: اگر رژیم سقوط کند - و ما باید محتاط باشیم، زیرا اگرچه بسیاری از ایرانیان به سقوط رژیم امیدوارند و برخی متقاعد شدهاند که این اتفاق خواهد افتاد، اما هنوز خیلی زود است که بدانیم واقعاً چه اتفاقی خواهد افتاد - بله، سقوط رژیم اسلامی، این یک تحول بزرگ خواهد بود. تغییری در این ابعاد، میتواند پیامدهای قابل توجهی، هم برای توازن قوا در منطقه و هم در جهان داشته باشد.
اگر سقوط رژیم اسلامی با ایجاد یک جایگزین واقعاً دموکراتیک همراه باشد، ما شاهد یک تحول بسیار عمیق در اتحادهای منطقهای و بینالمللی خواهیم بود. از این منظر، مقایسه سقوط رژیم اسلامی با سقوط دیوار برلین مناسب است: همانطور که میدانیم، آن رویداد منجر به تقویت اروپا، ناپدید شدن اتحاد جماهیر شوروی و اختلال پایدار در نظم جهانی شد، حتی اگر نظم جهانی از آن زمان تا کنون به ویژه با ظهور مجدد برخی مواضع روسیه، متحول شده است.
در سطح منطقهای، چنین سقوطی میتواند به دههها درگیری، بهویژه با اسرائیل، پایان دهد. البته، همه چیز به ماهیت قدرتی بستگی دارد که پس از جمهوری اسلامی ظهور میکند. اگر، برای مثال، رژیم سقوط کند و شخصیتی مانند شاهزاده رضا پهلوی به قدرت برسد - که یکی از احتمالات متعدد است - این میتواند منجر به تغییرات بنیادی و اساسی شود.
شاهزاده رضا پهلوی به وضوح تمایل خود را برای عادیسازی روابط با اسرائیل اعلام کرده است، موضعی که مدتهاست، وی به ویژه از طریق چندین سفر به اسرائیل، آن را حفظ کرده است. او همچنین پیشنهاد یک توافق صلح، معروف به «توافقنامه کوروش»، بین رژیم پس از جمهوری اسلامی و اسرائیل را داده است.
چنین سناریویی همچنین میتواند به بهبود روابط با کشورهای عربی و پایان دادن به تأمین مالی گروههای نیابتی ایران – گروههای مسلح، چه مخفی و چه غیر مخفی، فعال در عراق، لبنان، یمن، فلسطین و جاهای دیگر - منجر شود. در مقیاس منطقهای، این امر میتواند راه را برای صلح پایدار و ایجاد تعادل عمیق در روابط ایران با کشورهای منطقه هموار کند.
در سطح بینالمللی، عواقب آن میتواند به همان اندازه قابل توجه باشد. امروزه، جمهوری اسلامی کاملاً در گروهی از کشورها که به عنوان “جنوب جهانی”(*) شناخته میشود، ادغام شده است و اتحادهای قوی با چین، روسیه، هند و سایر کشورها دارد.
تغییر رژیم میتواند این اتحاد را تغییر دهد و پیامدهای اقتصادی قابل توجهی داشته باشد، از جمله تأثیرات آن میتوان به قطع ارسال سلاح به روسیه از طریق دریای مازندران و فروش نفت به چین اشاره کرد، که به طور بالقوه منجر به نزدیکی قابل توجه بین ایران - یا ایران آینده - و غرب میشود. این یک آرزوی مشترک گسترده در بین مردم ایران است. مردمی که خواهان کاهش پایدار تنشها با کشورهای غربی هستند.
موضوع مهم دیگر، پایان اقدامات تروریستی و تأمین مالی تروریسم توسط جمهوری اسلامی در اروپا و غرب، پایان گروگانگیریها و همچنین پایان پیوندهای ساختاری ایران با قاچاق بینالمللی مواد مخدر، بهویژه از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که ارتباطات اثباتشدهای با این شبکهها دارد.
اگر شاهد فروپاشی رژیمی باشیم که منجر به تغییر دموکراتیک واقعی شود، عواقب آن میتواند از نظر مقیاس، با پیامدهای سقوط دیوار برلین قابل مقایسه باشد. با این اوصاف، این سناریوی خوشبینانه است. در حال حاضر مطلقاً هیچ ایدهای نداریم که این فروپاشی، در صورت وقوع، به چه سمتی خواهد رفت.
* آیا باید نگران بروز «بدترین سناریو» به جای ظهور یک رژیم دموکراتیکتر در صورت سقوط رژیم اسلامی باشیم؟
ایو بوماتی: تاریخ ایران بیش از آنکه به ما شور و شوق بیاموزد، احتیاط را تجویز میکند. هر تحولی - در سال ۱۹۲۵، سپس در سال ۱۹۷۹ - به نام طرح نو – مدرن سازی و سپس اخلاقی کردن - و جایگزینی یک ایدئولوژی با ایدئولوژی دیگر انجام شد.
افزون بر این، «بدترین سناریو» در حال حاضر در کارنامه ملاها وجود دارد: تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده، کمبودها، زیرساختهای فرسوده، فقر گسترده، فرار نخبگان از کشور و مصادره داراییهای عمومی. افزون بر ورشکستگی مادی، باید به خفقان اخلاقی مانند سانسور و تبعیض نیز اشاره کرد. بنابراین چگونه میتوان چیزی بدتر از آنچه اکنون [در حکومت اسلامی] وحود دارد، به غیر از حمام ِخون و یا جنگِ داخلی را در صورت سقوط رژیم تصور کرد؟
با این حال، این سقوط نمیتواند هیچ چیزی را برای مردم ایران تضمین کند. در حالی که همه مخالفان رژیم میخواهند به این دستگاه سیاسی، اقتصادی و مذهبیِ غارتگرِ که عمیقا در جامعه ریشه دوانده، پایان دهند، به نظر میرسد که در صورت خلاء قدرت، قانونِ قدرت برتر، میتواند حرف آخر را بزند. در طول یک مبارزه جناحی، قویترین و ساختاریافتهترین گروه، میتواند غالب شود.
در عین حال، ایران کنونی، ایران سال ۱۹۷۹ نیست: جمعیت آن بیش از گذشته نسبت به توهمات گروههای انقلابی محتاط است؛ جوانان آن تحصیلکردهتر و از نظر سیاسی بسیار فعالتر هستند. در حالی که خطرِ هرج و مرج واقعی وجود دارد، خطر تولد دوباره نیز بسیار محتمل است. همه چیز به دورانی بستگی دارد که بین فروپاشی رژیم و گذار به سوی رژیم آینده قرار دارد؛ تاریخ همچنان باز است، زیرا «آزادی» هیچگاه به طور خودکار تضمین نمیشود.
فیروزه نهاوندی: ما مطلقاً نمیتوانیم مطمئن باشیم که در صورت سقوطِ رژیم اسلامی، این امر منجر به تغییر مثبت یا دموکراتیک خواهد شد. دقیقاً به همین دلیل است که من به طور سیستماتیک در پاسخهایم احتیاط میکنم و همیشه از «تغییر دموکراتیک» صحبت میکنم، زیرا این تنها یکی از احتمالات در میان سایر احتمالات است.
یکی دیگر از سناریوهای بالقوه فاجعهبار، میتواند کودتایی به رهبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باشد. سپاه پاسداران هم شاخه نظامی رژیم و هم یک بازیگر اقتصادی مهم است که تقریباً ۶۰ درصد از اقتصاد ایران را کنترل میکند. این سپاه میتواند تصمیم بگیرد که ملاها را، احتمالاً در یک حمام خون، برکنار کند تا مستقیماً قدرت را به دست بگیرد. این احتمال را نمیتوان رد کرد.
نقش جامعه بینالمللی را نیز باید در نظر گرفت. حمایت خارجی از تغییر احتمالی رژیم در ایران بسیار ناهمگن است. در ایالات متحده، بخشی از کنگره این کشور ازسازمانِ مجاهدین خلق حمایت میکند؛ این حمایت در پارلمان اروپا نیز منعکس میشود. با این حال، این گزینه مورد نظر مردم ایران نیست.
ما همچنین باید به این گزینهها، برکناری علی خامنهای، رهبر کنونی، و توافق [آمریکا] با رژیم بدون رهبری او که برخی از چهرهها نیز از آن کنار گذاشته شوند را اضافه کنیم. سناریویی تا حدودی شبیه ونزوئلا است. با این حال، این سناریو خلاف آرمانهای مردم ایران خواهد بود.
در حال حاضر، از طریق سخنرانیها و بسیجهای مردمی خارج از کشور، حمایت نسبتاً روشنی از شاهزاده رضا پهلوی وجود دارد. اما یک سوال اساسی باقی میماند: آیا سقوط رژیم اسلامی به طور مسالمتآمیز رخ خواهد داد؟ من به شدت در این مورد تردید دارم. به نظر من، سپاه پاسداران به راحتی قدرت را واگذار نخواهد کرد، حتی با وجودی که برخی از بخشهای پلیس و ارتش از قبل شروع به همراهی با مردم و امتناع از تیراندازی کردهاند. باید بین این پاسداران و نیروهای مسلح سنتی تمایز قائل شد.
هیچ تضمینی وجود ندارد که پایان رژیم مسالمتآمیز باشد. وجود گروههای مسلح ساختارمند در داخل کشور، گذار را پیچیدهتر میکند. حتا اگر تمایل به تغییر، گسترده باشد، این بدان معناست که گذار میتواند مسالمتآمیز نباشد. درگیریها، حتی خونریزیها، همچنان احتمالات بسیار واقعی هستند.
امروز، همه گزینهها مطرح است. رژیم به شدت تضعیف شده است؛ مشروعیت خود را، چه در داخل و چه در سطح بینالمللی، از دست داده است. هنوز هم میتواند تا حدودی حمایت مردم را جلب کند، همانطور که در نماز جمعه با حضور چند جوان دیده شد، اما تشخیص اینکه آیا این حمایت واقعی است یا صرفاً از روی اجبار صورت گرفته، دشوار است. لفاظیهای جنگطلبانه مقامات رژیم تنها منعکسکننده اقدامات رژیمی است که آخرین نفسهای خود را میکشد.
افزون بر این، حتی اگر سقوط رژیم به نتیجهای دموکراتیکتر منجر شود، هنوز موانع بیشماری قابل پیشبینی خواهد بود. در حالی که مردم ایران به اتفاق آرا طرفدار سقوط رژیم کنونی هستند، اختلافات عمیقی در میان مخالفان، چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور، باقی مانده است. هیچ اجماعی در مورد شکل رژیم آینده و چه کسی باید کشور را رهبری کند، وجود ندارد.
در خارج از کشور، اختلافات به ویژه قابل مشاهده است: در یک طرف، هواداران شاهزاده رضا پهلوی؛ در طرف دیگر، کسانی که خواهان سقوط رژیم هستند، اما قاطعانه بازگشت سلطنت را رد میکنند. گفتمان انتقادی در مورد رژیم سابق شاهنشاهی نیز در حال شکوفایی است و فساد و وحشیگری آن را برجسته میکند، حتا با وجود اینکه این رژیم تقریباً پنجاه سال پیش ناپدید شد و امکان تکرار آن به شکل اولیه وجود ندارد.
این وضعیت یادآور دوران انقلاب در سال ۱۹۷۹ است. در آن زمان، همه نیروهای مخالف، از راست افراطی گرفته تا چپ افراطی، ملیگرایان، لیبرالها و کمونیستها، یک شعار واحد داشتند: «شاه باید برود». پس از سرنگونی او، این نیروها از توافق بر سر رژیمی که قرار بود تأسیس شود، ناتوان بودند.
این شرایط، منجر به یک مصالحه تاریخی شد: جمهوری اسلامی ایران، که در آن اصطلاح «جمهوری» امتیازی برای نیروهای سکولار و صفت «اسلامی» امتیازی برای مذهبیون بود. خمینی خیلی سریع تمام متحدان سابق خود، به ویژه چپها و چپهای افراطی را حذف کرد. مجاهدین خلق، شاخه مسلح خمینی در روند پیروزی انقلاب، قتل عام شدند، اما آنها تنها نیروهایی نبودند که حذف شدند.
* رژیمی که جانشین نظام اسلامی خواهد شد، چه شکلی خواهد داشت و تعریف آن از آزادی چه خواهد بود؟ محرکهای اصلی اعتراضات کنونی کدامند و آیا باید باور کنیم که آنها قادر به سرنگونی واقعی رژیم کنونی ایران هستند؟
فیروزه نهاوندی: دلایل اعتراضات کاملاً واضح است. همه اقشار جامعه ایران تحت تأثیر مشکلات حیاتی قرار دارند. محرک اصلی، اقتصادی است. کشور در وضعیت تقریباً کامل ناکارآمدی قرار دارد: ارزش پول ملی سقوط کرده، تورم بیش از ۵۰ درصد است و بخشی از جمعیت دیگر نمیتوانند هزینه غذای خود را تأمین کنند. برای کشوری که دومین ذخایر بزرگ گاز جهان و چهارمین یا پنجمین ذخایر بزرگ نفت جهان را دارد، این مسخره است!
بازرگانان، صنعتگران و بسیاری دیگر از پیشهوران کشور دیگر نمیتوانند مایحتاج خود را تهیه کنند. تصادفی نیست که اولین اعتراضات در بازار تهران آغاز شد. افزون بر این، مشکلات عمده زیستمحیطی نیز وجود دارد: خشکسالی، کمبود آب، کشاورزی ویران شده، رودخانههای خشک شده و قطعیهای مکرر برق.
اما خواستهها فقط اقتصادی نیستند. همچنین یک خفقان ایدئولوژیک و اخلاقی توسط جمهوری اسلامی اعمال میشود که نفس مردم را بریده است. ایرانیان آرزو دارند مانند شهروندان عادی در یک کشور عادی زندگی کنند: بیرون بروند، مصرف کنند و از زندگی روزمره خود لذت ببرند، بدون اینکه در معرض تهدیدهای اخلاقی و ارتجاعی قرار گیرند. در نهایت، خواسته سیاسی محوری است: از سال ۱۹۷۹، هیچ زندگی سیاسی واقعی در ایران وجود نداشته است.
جناحهایی در درون رژیم اسلامی وجود دارند که هر کدام از منافع خاص خود دفاع میکنند، اما همه آنها از حکومت دینی حمایت میکنند. انتخابات کاملاً تقلبی است و قدرت واقعی در دستان رهبر، علی خامنهای، متمرکز شده است که اکنون هدف مستقیم معترضان است.
ایو بوماتی: وضعیت کنونی در ایران نه یک تصادف است و نه یک ناآرامی اجتماعی ساده. این یک بحران عمیق رژیم است که ناشی از فرسایش مهلک سیستمی است که توجیه اساسی خود را از دست داده است. بدون این توجیه، جمهوری اسلامی با مجازات، کشتن یا زندانی کردن سرکشترین افراد مخالف خود به حیات خود ادامه میدهد - اما دیگر قانعکننده نیست. انقلابی را اداره میکند که به یک بهانه تبدیل شده است و سیستمی را مدیریت میکند که کاملاً عاری از وعدههایش شده است.
اشتباه این است که اعتراضات مردمی را به اقتصاد، هر چقدر هم که وخیم باشد، یا فقط به مبارزه زنان، هر چقدر هم که اساسی باشد، تقلیل دهیم. مشکل بسیارعمیقتر است: مشکل، نمادین است. رژیم دیگر قادر نیست محدودیتها را به معنا تبدیل کند، فداکاریهای مردمی را به یک افق روشن پیوند بزند. و مبدل به قدرتی شده که دیگر روایتی برای جذب مردم ارائه نمیدهد، صرفاً به ابزاری برای تنبیه و سرکوب تبدیل شده است.
در مقابل او جامعهای جوان، شهری و متصل به جهان قرار دارد که از قبل در جای دیگری زندگی میکند. کشور واقعی، کشور ایدئولوژیک را ترک کرده است. این گسستگی انفجاری است، اما خود به خود انقلابی نیست. رژیمها به دلیل منفور بودن سقوط نمیکنند، بلکه به این دلیل سقوط میکنند که دیگر کسی به آنها اعتقاد ندارد، به ویژه زمانی که نوکرانشان دیگر آنها را باور نمیکنند.
آنچه شاهد آن هستیم ممکن است هنوز فروپاشی رژیم نباشد: دستگاه امنیتی رژیم پابرجاست، اعتراضات خیابانی شاید رو به افول باشد و دولت هنوز دچار شکاف نشده است. با این حال، چیزی تعیین کنندهتر از قبل رخ داده است: از دست دادن غیرقابل برگشت مشروعیت. رژیم میتواند از طریق ترس و زور به حیات خود ادامه دهد؛ در داخل، زمان برای رژیم شرطی شده است. اغلب اینگونه است، دوران احتضار پیش از مرگ آغاز میشود... تا روزی که نقض وفاداری، چه داخلی و چه تحمیل شده از خارج، همه چیز را سرعت ببخشد.
—————————-
* جهان جنوب (به انگلیسی: global south) اصطلاحی است به کار رفته در مطالعات فراملیتی و پسااستعماری، برای اشاره به آنچه پیشتر جهان سوم نامیده میشد.
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
کنگره مشترک جمهوری خواهان دموکرات و فدرال دموکرات از تشکیل فوری شورای راهبردی متشکل از احزاب و شخصیتهای جمهوریخواه داخل و خارج ایران پشتیبانی میکند.
کنگره مشترک جمهوری خواهان دموکرات و فدرال دموکرات اعلام میکند که از تشکیل فوری شورای راهبردی جمهوری خواهان ایران حمایت میکند. این حمایت، پاسخی روشن به ضرورت همگرایی نیروهای دموکراسیخواه و تأکیدی بر اهمیت راهبردهایی است که این شورا برای همسو کردن تلاشها و ظرفیتهای جمهوری خواهان مطرح کرده است.
ما باور داریم که گسترش همکاری میان جمهوری خواهان داخل و خارج از ایران، نه یک شعار، بلکه پیششرط عبور از پراکندگی و رسیدن به کنش سیاسی مؤثر و مسئولانه است. از همین رو، این اقدام را گامی عملی در مسیر تقویت اعتماد، گفت وگو و سازمان یافتگی می دانیم.
در این بیانیه، فهرست امضاهای اعضا و حامیان کنگره که حمایت خود را از این شورا اعلام کرده اند، برای انتشار درج شده است. همچنین یک پتیشن آنلاین در Change org ایجاد کردهایم که در همان روز نخست، بیش از ۷۰۰ امضا در پشتیبانی از تشکیل شورا ثبت شده است. ما از همه دموکراسیخواهان دعوت میکنیم که با پیوستن به این مطالبه جمعی، از تشکیل شورای راهبردی جمهوری خواهان داخل ایران حمایت کنند و پتیشن را امضا کنند.
کنگره مشترک جمهوریخواهان دموکرات و فدرال دموکرات
امضا:
حسن شریعتمداری / سیاستمدار جمهوریخواه و فدرالیست
کمال جعفری یزدی (دکتر) / عضو بیانیه ۱۴ و زندانی سیاسی و عضو شاخص جبهه ملی ایران
جابر احمد / نویسنده ومحقق عرب اهوازی
یاسین اهوازی / فعال سیاسی عرب اهوازی
صدرا عبداللهی / نویسنده وکارگردان سینها
رضا ضرابی / مدیر شورای براندازی
مصطفی دهباشیزاده /زندانی سیاسی سابق
جواد لعل محمدی / معلم و زندانی سیاسی -عضو بیانیه ۱۴
عباس واحدیان شاهرودی / معلم و زندانی سیاسی -عضو بیانیه ۱۴
هاشم خواستار / معلم و زندانی سیاسی -عضو بیانیه ۱۴
حشمت الله طبرزدی / دبیرکل جبهه دموکراتیک ملی- زندانی سیاسی
فریبرز صارمی(دکتر) / دبیر جنبش وحدت ملی ایرانیان
مهرداد پوشایی /
فرهاد طالشی /
دیانا بیگلری فرد / عضوجنبش وحدتملی ایرانیان
سام منتظری / مدیر رسانه سربداران
ملیحه کریم الدینی / معلم و عضو جبهه ملی ایران
حسن نایب هاشم (دکتر) / پزشک و فعال حقوق بشر جمهوریخواه
شعله زمینی /
علی سلیمانی / ژورنالیست وفعال آذربایجانی
محمد رضا خوانساری /
محمد برایی / عضو شورای ملی اهل سنت ایران
ابراهیم احراری / عضو شورای ملی اهل سنت ایران
ساسان مولودی / عضو شورای ملی اهل سنت ایران
عقیل هاشمی / عضو شورای ملی اهل سنت ایران ومدیر تلویزیون کلمه
عبدالرٍثوف ملازهی / عضو شورای ملی اهل سنت ایران وسخنگوی شورای هماهنگی بلوچستان
فردین باسامی / عضو شورای ملی اهل سنت ایران و دبیر کل پیشین اهل سنت ایران
امیر شکری / عضو شورای ملی اهل سنت ایران
رضا شیرازی / حامی حنبش های اجتماعی در ایران
دیاکو مرادی / روزنامه نگار وعضو شورای مدیریتی پلتفرم دموکراتیک ایران
قربان عباسی (دکتر) / دکترای جامعه شناسی سیاسی
مسعود بیتا / پزشک
جهانگیر شادانلو / فعال سیاسی جمهوریخواه
منوچهر محمدی / زندانی سیاسی سابق و فعال سیاسی
عمران قادری / فعال سیاسی آذربایجانی
جوادچمن آرا (دکتر) / محقق دانشگاهی
عیسی بازیار / فعال حقوق بشر
ژیلا موحد شریعت پناهی / محقق قرآنی در برابریحقوق انسانها
رضا حضرتی / زندانی سیاسی سابق
زهرا رحیمی قدیانی /
عشرت بستجانی / فعال مدنی
ابراهیم صالحزاده / زندانی سیاسی سابق -فعال کارگری
مسعود زینالزاده / معلم و زندانی سیاسی سابق
جواد توللی /
مهدی ذوالفقاری / فعال و نظریه پرداز سیاسی
مهدی خادمی / عضوانجمن دانا -هامبورگ
اعظم همرنگ / عضوانجمن دانا -هامبورگ
سان لی بهنود / فعال حقوق کودکان
بهرام ناظم / پزشک
عبدالله ناظری / معلم بازنشسته دانشگاه الزهرا
فریدون رحمانی (دکتر) / استاد جامعه شناسی دانشگاه یورک کانادا
رضوان مقدم / پژوهشگر- دادخواهوفعال حقوق زنان
سیران محمد حسینی / معلم بازنشسته
مریم قلیزاده
روزبه اکرادی /
هرمینه هورداد(دکتر) / فعال سیاسی فمینیست
مهدی لعل احمدی / روزنامهنگار و فعال سیاسی
عباس شیرازی / فعال سیاسی
پویا جگروند / زندانی سیاسی سابق
زرتشت احمدی راغب / زندانی سیاسی وعضو بیانیه ۱۴
اکرم مصباح / فعال مدنی
سهیلا انزلی / فعال سیاسی و مدنی در کادر درمان - آلمان
پروفسور داریوش حبیبی / فعال مدنی و حقوق بشری، استرالیا
رضا مریدی (دکتر) / سیاستمدار مقیم کانادا
رضا ایلور / فعال مدنی
پروین ملک / فعال حقوق زنان، عضو حزب چپ ایران، امریکا
مسعود شبافروز / فعال سیاسی، عضو حزب چپ ایران، امریکا
شهین حیدری / کنشگر زنان، حقوق بشری و سیاسی، آمریکا
محمود مهریزی / کنشگر سیاسی، آمریکا
بهامین پوررضا / فعال سیاسی جمهوریخواه کانادا
بهنام شادروان / کنشگر حقوق بشر و سیاسی جمهوریخواه امریکا
رضا آیلور / فعال مدنی
دکتر رضا مریدی / سیاستمدار مقیم کانادا
دکتر نیره توحیدی / دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، نورث ریچ
کاظم علمداری / دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، نورث ریچ
داتیس قاسمی /
ماهان شهریاری /
هومان شایانی /
سلمان شایانی /
فریبا احسان / فعال حقوق بشر ساکن اسپانیا
حسین منتظر حقیقی / فعال سیاسی
حمید آزادی / فعال سیاسی
هومان شایانی /
سلمان شایانی /
انید شایانی /
مهدیه گلرو / کنشگر سیاسی
عیسی خان حاتمی / عضو جبهه ملی ایران
عباس باهری کیا /
بهرام رستا /
امیر ابوالحسنی /
انور میرستاری / عضو حزب سبز بلژیک
مهدی ذوالفقاری /
داوود احمدلو /
بهنام شادروان /
غلامرضا جعفری / فعال سیاسی
محسن نژاد /
دکتر محمود رجبلو / پژوهشگر و کنشگر توسعه دموکراتیک پایدار
مهرزاد شایانی /
رها ثابت سروستانی / استاد، محقق در موسسه مطالعات پیشرفته دانشگاه تورکو، فنلاند
عادل السویدى / فعال سياسى اهواز و روزنامهنگار از هلند
نورى آل حمزه / پژوهشگر ژئوپلتيک و روزنامهنگار
حامد هنرخواه / فعال سابق دانشجویی
یحیی سالاری / انجمن پژوهشی دانا
یدی قربانی / عضو سابق شورای هماهنگی و هیئت سیاسی و اجرایی اتحاد جمهوریخواهان ایران
فرامرز کهن / شورای انجمن کاویان، آلمان
نسرین نامدارپور / فعال سیاسی، استکهلم
رویا علیخانی / کنشگر مستقل حقوق زنان و برابری جنسیتی، سوئد
رضا قلیزاده / فعال در حوزه نهادهای مدنی، کالیفرنیا، امریکا
بهنام پارسی / کنش گر سیاسی جمهوریخواه
فریبا احسان / فعال حقوق بشر ساکن اسپانیا
احد وکیلی / حزب دموکرات آذربایجان
ابراهیم مددزاده / حزب دموکرات آذربایجان
سلیم احمدیان / حزب دموکرات آذربایجان
فرهاد مجیدزاده / حزب دموکرات آذربایجان
علیرضا تبریزی / حزب دموکرات آذربایجان
یونس سلطانزاده / حزب دموکرات آذربایجان
حامد کنانی / نویسنده و پژوهشگر عرب
سیمین صبری / حزب دموکرات آذربایجان
یونس شاملی / حزب دموکرات آذربایجان
حسن افراز / حزب دموکرات آذربایجان
محمد رضا خشتی / حزب دموکرات آذربایجان
پویا پورهمتی / حزب دموکرات آذربایجان
الهام ورشوچی / حزب دموکرات آذربایجان
محمد برزنجه /
جمشید یارعلی /
محمد خاکساری /
بهزاد کریمی /
سهیلا گلشاهی /
محمد نظری / شورای همکاری ترکمن صحرا
جوما بورش / شورای همکاری ترکمن صحرا
یوسف کر / شورای همکاری ترکمن صحرا
کریم بگجانی / شورای همکاری ترکمن صحرا
احد وکیلی / حزب دموکرات آذربایجان
ابراهیم مددزاده / حزب دموکرات آذربایجان
سلیم احمدیان / حزب دموکرات آذربایجان
فرهاد مجیدزاده / حزب دموکرات آذربایجان
یونس سلطانزاده / حزب دموکرات آذربایجان
دکتر ضیا صدرالاشرافی / حزب دموکرات آذربایجان
دومان رادمهر / دبیر کانون دموکراسی و توسعه آذربایجان
علیرضا اردبیلی / کانون دموکراسی و توسعه آذربایجان
یوسف عزیزی بنیطرف / نویسنده و سیاستمدار
یوسف خاقانی / تجمع احواز
احمد زهرونی / تجمع احواز
هدی کریمی صدر / تجمع احواز
عواطف اسدی / تجمع احواز
هانی باوی / تجمع احواز
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
![]() |
هفت تن از شخصیتها و کنشگران سیاسی و مدنی، طی نامهای سرگشاده به رئیسجمهور آمریکا، بهتلویح و آشکار، خواستار دخالت نظامی بهمنظور خنثی کردن نیروی سرکوب جمهوری اسلامی در برابر اعتراضات سراسری مردم ایران شدند.
انتشار این نامه، بار دیگر بحث «دخالت و کمکهای خارجی» را در مرکز توجه افکار عمومی قرار داد.
در این یادداشت میکوشم توجه خواننده را به برخی ملاحظات قابل اعتنا در باب نحوه تعامل با عوامل خارجی جلب کنم.
۱- در جهان امروز، در خاورمیانه و در ایران بهویژه، تأثیر و گاه تأثیر تعیینکننده لینک خارجی غیرقابلانکار است. تاریخ دویست سال اخیر کشور، سرشار از شواهد معتبر در اثبات این نظر است.
۲- وظیفه سیاست حرفهای و راهبردی، نه انکار نقش این عامل، بلکه تدوین استراتژی مدیریت و تعامل با آن، بر پایه تعادل قوا و واقعیتهای سخت روی زمین است. سیاستمداران حرفهای ایران، از مشروطه تا بهمن، در مجموع و با برخی کمبودها، سیاست خارجی کشور را بر این اساس طراحی میکردند.
۳- تدوین این استراتژی مدیریت و تعامل، منوط و مشروط به استراتژی کلان گذار از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب است. در راهبرد انقلاب قهرآمیز یا جنگ مسلحانه، عامل تعیینکننده «قهر انقلابی» است و هر نوع حمایت خارجی مؤثر نیز ناگزیر از این جنس یا در خدمت مستقیم آن خواهد بود. دشواری کار سیاست هم از همین نقطه آغاز میشود.
۴- در مدل راهبری مبتنی بر گذار جامعهمحور، خشونتپرهیز و سامانمند، چون قدرت نرم نقش تعیینکننده را در راهبرد کلان بر عهده دارد و بسیج انقلابی برای سرنگون کردن حکومت موضوعیت راهبردی ندارد، مدیریت لینک خارجی نیز شامل درخواست یا رد کمک نظامی و اعمال خشونت از خارج نمیشود.
۵- بنابراین، محل اصلی نزاع کنونی نه چگونگی مدیریت لینک خارجی، بلکه راهبرد گذار است. وقتی کار حکومت و آنها که «وظیفه رهبری انقلاب ملی» را بر عهده گرفتهاند به تقابل مستقیم «گارد جاویدان» با یگان ویژه فرا میروید و شعار «چشم در مقابل چشم» راهنمای میدان میشود، مدیریت لینک خارجی نمیتواند به گونهای دیگر جز دعوت به حمایت نظامی انجام بگیرد. در این نقطه که سر گاو را در کوزه کردهاند، جامعه را وارد بازی دوسر باخت میکنند: کمک خارجی نرسد، بازندهایم؛ برسد هم بازندهایم!
برای طرفداران گذار خشونتپرهیز، مداخله در این بحث ممتنع و بلاموضوع است. اما کسی که پشت این میز قمار نشسته، باید ریسک تصمیمگیری بزرگ را نیز بپذیرد. به خرج پسر حاجی پولدار همسایه داماد شدن، خطرات خود را هم خواهد داشت.
۶- در چارچوب راهبرد گذار خشونتپرهیز، استفاده از امکانات جهانی غیردولتی عموماً امری بدیهی و ضروری به حساب میآید. اما دریافت کمکهای نرم، چه از جنس پول و رسانه و چه سازمان، مناسبات و اعتبار از دولتها، در گام نخست تابع این اصل اساسی است که دستگاه دیپلماسی و مقامات سیاسی هر کشوری بنا به عرف و قانون موظف به دفاع از منافع ملی کشور خود هستند و حق ندارند پول مالیاتدهنده کشورشان را صرف کاری کنند که سودی عایدشان نمیکند. در نتیجه، تنها در چارچوب تعریف منافع مشترک و روابط «برد-برد» میتوان انتظار دریافت کمکهای نرم را داشت.
۷- برای آنکه بتوان رابطه «برد-برد»ی را تعریف کرد و از حمایت جامعه نسبت به آن نیز اطمینان حاصل کرد، وجود حداقل سه پیششرط ضروری است:
اول ـ شفافیت
نمیتوان به نام ملت و سعادت آن از جایی پول گرفت، اما ملت را در جریان نگذاشت. روشن است که منظور از شفافیت، جار زدن نیست؛ منظور وجود مکانیسمی جمعی، محاسبهپذیر و مورد اعتماد است که هر لحظه قابل کنترل بهوسیله بازرسان قسمخورده و امین باشد.
دوم ـ اثبات ضرورت
اینکه به هزینه کشور ثالث رسانهای تأسیس شود، نیازمند اثبات ضرورت آن نزد خبرگان کار و قانع کردن الیت جامعه در بحث هزینه–فایده، در سطح ملی است. نمیتوان با اقوام نشست، پروژه تعریف کرد و فاند گرفت.
سوم ـ اصل اندازهها
رعایت «اندازه» صرفاً مربوط به رابطه با دولتهای دیگر نیست و در همه زمینههای زندگی امری ضروری است، اما در تنظیم رابطه با خارج بهویژه مهم است. برای بازی در لیگ برتر سیاست جهانی، باید عضو تیم لیگ برتر کشورت باشی! اینکه یک روزنامهنویس با پول فلان دولت صاحب رسانه شود، یا بهمان دلال سیاسی در راهروهای وزارت خارجه پرسه بزند تا شاید او را برای جوشکاری فرا بخوانند، موارد آشکاری از عدم رعایت اصل اندازههاست که به چیزی جز نوکری و رسوایی ختم نمیشود.
کسی در سطح ماندلا، هوشیمین، خمینی یا موسویِ دوران جنبش سبز میتواند خود را در اندازهای ببیند که توان تعریف رابطه «برد-برد» را دارد. بازیکنان زمین خاکی کنار محله باید اندازه خود را بدانند و قاطی بازی بزرگان نشوند.
۸- حساب اقدامات تبلیغی، نظیر انتشار نامه سرگشاده، را باید از سیاست حرفهای جدا کرد. در اینجا یا اهداف تبلیغاتی دنبال میشوند یا آرزوها و دعاهای خیر انتشار بیرونی مییابند و در همین حد اهمیت دارند که باعث گفتوگو و تبادل اندیشه میشوند.
۹- تا آنجا که به وعده ترامپ مربوط میشود، ظاهراً تاریخ مصرف آن گذشته است. حکومت که انفجار اجتماعی را پیشبینی میکرد، خود را از همه نظر برای مقابله آماده کرده بود و گامبهگام برنامه خود را به اجرا درآورد. در فاز نخست، برنامه رادیکالیزه کردن خیزش مدنی و «پهلویزه» و اجنبیپرستانه کردن آن پیش برده شد. در فاز دوم، پس از سلطه تاریکی اطلاعاتی، قتلعام با شلیک از پشتبامها تا خیابان و کوچهپسکوچهها به اجرا درآمد و در فاز سوم، با اعلام سه روز عزای عمومی، مراسم لکهگیری و تدارک اعدام اسرا آغاز شد.
در همین دو هفته طوفانی که نقطه اوج قهرمانیهای بینظیر ملتی اسیر و بیپناه بود، پرونده سیاه خامنهای و الیگارشی حاکم باز هم سیاهتر شد و صورتحسابهای قطوری آماده شدهاند که بخش بزرگی از آن را مدعیان رهبری انقلاب ملی ـ آنها که در حمایت از آن سینه بر تنور چسباندند و با طناب ترامپ به چاه رفتند ـ باید بپردازند.
■ نوشتههایی از این دست، آن هم در شرایطی که جنبش آزادیبخش مردم ایران زنده، جاری و بیوقفه در نبردی نابرابر با رژیمی فاسد و تا دندان مسلح ایستاده است، چیزی نیست جز نمک پاشیدن بر زخمی عمیق و منحرف کردن صورتمسئله.
در حالی که بقولی و تمثیلی نه چیزی به بار است و نه بر دار، راویان این روایت، پایان رمان را پیشاپیش نوشتهاند؛ دادگاه را خود اقامه کردهاند، متهمان را خود برگزیدهاند، محاکمه را برگزار کردهاند و احکام سنگین و غلیظ را نیز صادر فرمودهاند؛ آن هم برای پروندهای که بازیگران اصلی آن هنوز در صحنه نبرد هستند.
القای اتهام، انگزنی، یافتن مقصر و خاطی، در چنین بزنگاه سرنوشتسازی برای ایران عزیز، چه حاصلی دارد جز ترویج یأس، ناامیدی و فرسایش سرمایهٔ روانی جامعه؟
به نظر میرسد روش همیشگی نویسنده، صبر منفعلانه، انتظار بیعمل و عافیتجویی بوده است؛ با این خوشباوری که «انشاءالله همهچیز خودبهخود درست خواهد شد». این رویکرد، نه تحلیل است و نه مسئولیتپذیری؛ صرفاً تعلیق عقلانیت در پوشش احتیاط است.
نادیده گرفتن شرایط پیچیدهٔ کنونی، سادهسازی واقعیتها و شتابزدگی در تفسیر آنها، ثمری ندارد جز تخطئهٔ این خیزش؛ آن هم درست در میانهٔ تلاش عظیم و پرهزینهٔ مردم ایران. این میزان بیمبالاتی و لجاجت، دستکم شگفتآور است.
تنها نیروی واقعی و تعیینکننده در پیروزی مردم، اتحاد و حمایت تمام نیروهای مترقی و سکولار از این انقلاب بزرگ است؛ نه نقزدن، بهانهجویی و تفرقهافکنی.
اطمینان داشته باشید این خیزش بزرگ و باشکوه به سرانجام خواهد رسید، و هیچگونه پهلویستیزی یا تسویهحساب ذهنی، از ارزش ایستادگی و فداکاری قهرمانانهٔ این مردم نخواهد کاست.
و به قول شاعر:
«مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان.»
شهرام
■ آقای پورمندی عزیز. از میان اختلافات زیادی که بین نظرات من و شما هست شاید یک نکته را بتوان کمی روشنتر کرد، آنجا که در انتهای مقاله نوشتهاید، بخشی از صورتحساب قطور را مدعیان رهبری انقلاب ملی که با طناب ترامپ به چاه رفتند باید بپردازند.
جناب پورمندی عزیز، گرچه عوامل زیادی در واکنش و مبارزه مردم ایران دخالت دارد، اما اساسأ مردم مبارز و آگاه ایران بر اساس تشخیص خود پا به میدان مبارز گذاشتهاند، نه بر اساس وعده و وعید دیگران. صورتحساب را هم آگاهانه هر مبارزی حتی با جان میپردازد، برای ما بازماندگان سر تعظیم در مقابل آنان فرود آوردن است و زنده نگه داشتن خاطره فداکاری این گرانمایگان.
با احترام. رضا قنبری. آلمان
■ با درود و تشکر از جناب پورمندی برای مقاله ارزشمندشان. جناب پورمندی در مقاله اشان بر نکاتی اشاره کرده اند که بحث و تبادل نظر پیرامون آنها، در این وضعیت خطیر و حساس مفید و حتی ضروری است.
نکته اصلی مقاله با ارزش جناب پورمند آن است که اگر گذار خشونت پرهیز و جامعه محور به دموکراسی را به عنوان تنها مسیر قابل قبول، که قابلیت دوام زیر فشارهای رژیم اقتدارگرا تا حصول نتیجه را داشته و معمولا به دموکراسی با ثبات منتهی می شود، بپذیریم دعوت از قدرتهای خارجی به دخالت نظامی برای منکوب کردن رژیم یا تغییر موازنه قدرت به نفع مبارزان آزادی و دموکراسی با آن شیوه گذار به دموکراسی منافات دارد. دلیل آنست که دخالت نظامی خارجی مشروعیت دموکراتیک و عاملیت اجتماعی را تضعیف کرده و معلوم نیست با این شیوه گذار دموکراسی با ثباتی به دست آید.
در این چارچوب نظری دعوت از نیروهای بیگان برای دخالت به نفع دموکراسی خواهان پذیرفته نبوده و انتقاد از چنان دعوتی سازگار و منطقی است. با اینحال اگر حالت سرکوب شدید، سبعانه و حدی (Extreme) آزادیخوهان توسط یک رژیم غیر دموکراتیک (مانند آنچه در روزهای اخیر در ایران اتفاق افتاده است) را در نظر بگیریم آنگاه درخواست حمایت و پشتیبانی خارجی از نیروهای دموکراسی خواه توجیه پذیر است. این حمایت و حفاظت (Protection) تحت دکترین معروف به مسئولیت برای حفاظت (Responsibility to Protect R2P) شناسایی بین المللی داشته و در سال 2005 در اجلاس سران سازمان ملل به تصویب رسیده است.
نکته کانونی R2P آنست که حاکمیت یک رژیم سیاسی در یک قلمرو یا کشور تنها حقی نیست حکومتگران دارا باشند بلکه مسئولیتی همراه آن است و آن مسیولیت حراست از امنیت و آزادی شهروندان است. هنگامی که حکومتگران به جنایتهای سنگین علیه شهروندان خود دست می یازند آن مسئولیت به ملتهای دیگر و در شرایط حاد به جامعه بین المللی منتقل می شود. سه پایه اصلی R2P عبارتند از:
۱) مسیولیت دولتها در حفاظت از مردم کشور یا (قلمرو تحت حاکمیت) از جنایت علیه بشریت، نسل کشی، پاکسازی قومی، جنایتهای جنگی و موارد مشابه
۲) همراهی و مساعدتهای جامعه جهانی به دولتها برای انجام مسئولیتهای یاد شده در قبال شهروندان و ساکنان قلمرو یا کشور، از طرق مختلف دیپلماسی، میانجیگری، توانمند سازی (تحویل کالاها و تجهیزات یا اعزام کارشناسان و گرو های بهداشت و درمان..)، اعمال تحریم ها و سازوکارهای قانونی، و نهایتا
۳) عکس العمل قاطع و به موقع؛ در صورتیکه حاکمیت در حفاظت از مردم کشور ناتوان بوده یا خود اقدام به جنایتهای یاد شد علیه مردم کشور یا قلمرو تحت حاکمیت خود بکند. در این حالت جامع جهانی باید اقدام جمعی را در نظر بگیرد.
طبعا این اقدامات باید از مجاری مشروع مانند شورای امنیت سازمان ملل و در چارچوب مقررات بین المللی صورت گیرد. هم چنین استفاده از نیروی نظامی در R2P بطور خودکار موجه نبوده و به عنوان آخرین حلقه از زنجیر ه اقدامات و ابزار و تمهیدات لازم برای حفاظت از مردم در این دکترین و مرحله مورد توجه قرار میگیرد و در آن آمریت شورای امنیت سازمان ملل، تناسب دخالت نظامی و احتمال موفقیت دخالت نظامی در حفاظت و پشتیبانی از مردم لحاظ شود. در هر حال نکته آنست که در شرایطی مانند حالتی که رژیم جهل و جنایت ولایت فقیه در ایران بوجود آورده و هزاران نفر را در تظاهرات مسالمت آمیز شهروندان به گلوله میبندد (که حتی دبیرکل سامان ملل از سبعیت رژیم در این سرکوبها اظهار وحشت و نگرانی کرده) ، درخواست از جامعه جهانی و قدرتهای بزرگ برای جلوگیری از این نسل کشی حتی به قیمت مداخله نظامی مشروعیت پیدا میکند (فکر میکنم در جریان شورش مردم لیبی علیه معمر قذافی دیکتاتور لیبی این سازوکار فعال گشته و موجب سرنگونی او شد).
مسلما سرکار خانم شیرین عبادی (برنده جایزه نوبل صلح) و دیگر امضا کنندگان درخواست کمک از رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا برای حمایت از دموکراسی خواهان ایران در مقابل جنایتهای رژیم سفاک و خونریز ولایت فقیه از این دکترین و دیگر مصوبات ذیربط سازمان ملل و ساز و کارهای آن آگاه بوده و آشنایی کافی به این مباحث دارند با اینحال باید اقرار کرد متاسفانه اپوزسیون ایران (شامل امضا کنندگان نامه مذکور و نیز شاهزاده رضا پهلوی و تشکیلات او) هنوز آن دید جهانی و پختگی سیاسی-اداری لازم را پیدا نکرده است که تمیهدات و اقدامات لازم برای آمادگی افکار بین المللی برای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران را به موقع و در زمان مناسب انجام دهد.
نگارنده از سالها پیش این ایده را مطرح کرده است که اپوزسیون ایران برای توفیق در هدایت موفقیت آمیز و خشونت پرهیز گذار به دموکراسی در ایران به نهادی دموکراتیک (مانند یک پارلمان یا مجلس یا مجمع نمایندگان در تبعید که نمایندگان آن در انتخاباتی آزاد و منصفانه آنلاین انتخاب شده باشند) نیاز دارد که با ایجاد و توسعه روابط و مناسبات با نهادهای بین المللی و دولت های دنیای آزاد اقدامات لازم در حمایت از مبارزان و آزادیخواهان داخل کشور را به عمل آورند. چنانچه اپوزسیون ایران چنان پارلمان در تبعیدی داشت چه بسا تا کنون بساط جنایات ولایت جهل و جور ولایت فقیه بر چیده شد بود. متاسفانه سران و رهبران اپوزسیون هیچگاه این ایده را جدی نگرفته اند که شاید هم تا حد زیادی به دلیل نگرانی از عدم اقبال ایرانیان داخل و خارج از کشور به آنها در چنان انتخابات آزاد و منصفانه ای باشد. تاسف بیشتر آنکه هنوز رهبران سیاسی و شخصیتهای اپوزسیون ایرانی بیشتر از کارهای جدی که طبعا بدون تلاش جمعی و همراهی با شخصیتها و یا ائتلاف با تشکل های سیاسی دیگر اپوزسیون نیست نگران موفقیت دیگران (به صحبتهای روزهای اخیر برخی چهره های سرشناس به اصطلاح جموریخواه بر علیه شاهزاده رضا پهلوی توجه شود) و تنزل جایگاه خود دراپوزسیون بوده و بعضا دل خود را با نیش و کنایه به یکدیگر خنک میکنند. در همین رابطه مباحث زیادی پیرامون نظامهای اخلاقی مدرن و دلالت آنها در مباحث مربوط به مبارزات سیاسی و از جمله درخواست از حمایت های خارجی در مبارزات آزادیخواهانه وجود دارد که در این مختصر نمیگنجد و آن ها را به فرصتهای بعدی موکول میکنم.
این مختصر را با پار ه ای از شعر معروف “مهتاب” اثر شاعر بزرگ معاصر نیما یوشیج، که بی مناسبت به حال و روز ما نیست، به پایان می برم:
نگران با من استاده سحر
صبح میخواهد از من
کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را
بلکه خبر
در جگر لیکن خاری
از ره این سفرم میشکند.
نازک آرای تن ساق گلی
که به جانش کِشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا! به برم میشکند.
نیست یکدم شکند خواب به چشم کس و لیک
غم این خفتهٔ چند
خواب در چشم ترم میشکند.
ارادتمند- خسرو
■ آقای شهرام، هموطن گرامی
این دست تئوریسینهای عزیز ما در این سالها جز تبلیغ انفعال [و بنا بر زبانزد مردمی فرمول «خودش خشک میشه میافته»] چیزی تجویز نکردهاند و نمیکنند. جناب آقای پورمندی به جای آنکه کسی که از بالا فرمان تانک و توپ و دوشکا به میدان بردن را داده بطور قاطعانه محکوم کند فرصت را غنیمت شمرده و دارد برای مخالفان عقیدتی خود پرونده قطور و سیاه تدارک میبیند. تمام ایرانیها ازین حکومت صدمهی سخت و جانکاه نخوردهاند و اینجا و آنجا کسانی هستند که به صحنه تنها مثل یک منازعه سیاسی نگاه میکنند و بس.
اگر شما از خانوادهای بیایید که دو کشته جوان در جنگ عراق داده و دو نفر از اعضای خانوادهاش در زندان تا پای اعدام رفتند و اثرات شکنجههای دهه شصت را عمری ست که دارند با خود حمل میکنند دیگر به مساله به عنوان یک منازعه سیاسی صرف نمینگرید و در میانهی چنین کشتاری تنها به محکوم کردن رقیب سیاسی خود نمیاندیشید.
آن زن و مرد زیر چهل سال که جانشان را به کف میگیرند و به میدان میروند جان به لب شدهاند. کسی که وسط خیابان جلوی چنین نیروهای جرار و قسیالقلبی روی زمین مینشیند (عکس آن را گمان میکنم همگی دیده باشیم) تمام راهها را به روی خود بسته میبیند. آنکه از بلندای امن می نگرد او را بازیچهای میبیند که با طناب به چاه رفته اما آنکه بیاعتنا به خطر مرگ و شکنجه در جلوی کادرهای تا دندان مسلح مینشیند خود را عمری است که در ته چاه گرفتار میبیند و امیدی به آینده ندارد.
چه بلای دیگری این حکومت باید بر سر این مردم رنجدیده بیاورد تا این افراد تکانی بخورند و واقعیت استخوانسوز زندگی ایرانیان در دوزخ جمهوری اسلامی را ببینند؟ من بیشتر عمر جمهوریخواه بودهام، یادم هست در اواخر دهه شصت که یک نویسنده قدیمی (زنده یاد برهان ابن یوسف) را که پادشاهیخواه بود در واشنگتن در خانه یک دوست مشترک که او هم نویسنده بود بر حسب تصادف دیدم مدتی با او بر سر نظام جمهوری و مزایای آن بحث کردم. ولی نگاه کنید که برخی از جمهوریخواهان عزیز ما از جمهوری خواهی چه ساختهاند: یک مکتب جامد سلبی که خود را تنها در ضدیت با یک نظام رقیب تعریف میکند و بس. این طرز برخورد کوچک کردن یک مرام سیاسی معتبر و مدرن است. اگر در هنگامه ی چنین کشتار وحشتناکی تنها به فکر امتیاز گرفتن برای پیشبرد خط خود باشیم آن خط فکری را تقلیل دادهایم.
حداقل انتظاری که از ما در این شرایط میرود محکوم کردن قاطعانه و بدون اما و اگر این کشتار موحش و کسانی است که فرمان آن را صادر کردند است.
با سلام و احترام. یوسف جاویدان
■ ممنون از تذکرات و انتقاد های دوستان. به علت مشغولیت های زیاد ، کوتاه جواب می دهم. نخست تشکر از خسرو خدیو گرامی به خاطر ملاحظات حقوقی. واقعیت این است که برای خامنه ای و ترامپ چیزی که اصلا اهمیت ندارد، مقررات بین المللی است و در این لحظه ، باید روی وجه حقیقی و سیاسی مقوله کمک و حمله نظامی متمرکزشویم. نباید بازی را به اینجا می کشاندند. الان مثل استخوان در گلوست. کشیدن و فرودادن هر دو دردناک و بازی برای کشور ما دوسر باخت است. در عین حال این دور بازی بدون اقدام ترامپ، به سود حکومت تمام شد. حکومت نقش اول را و موج سواران نقش کمکی را در رساندن جامعه به این نقطه بر عهده داشتهاند.
بقیه نظرات دوستان تماما متوجه این است که چرا ، به نظر آنها ، نابه هنگام، به صورت حساب َ”رهبر انقلاب ملی!!”پرداخته ام. از نظر من، با قتل عام آخر هفته سیاه ، پروژه نتانیاهو-اینترنشنال-قاسمی نژاد-اعتمادی در سو استفاده از میراث خانواده پهلوی و سوق دادن رضای ساده لوح به داعیه رهبری انقلاب ملی، به سختی شکست خورد و پرونده این ماجراجویی را فقط باید برای رسیدگی حقوقی در دوران عدالت انتقالی باز نگه داشت. بسیاری از جوانانی که نا آگاهانه ، جاوید شاه می گفتند، حالا با ده ها سوال و سر در گریبان، فقط به هست و نیست پهلوی دشنام می گویند که با وعده های فریبنده آنها را به گوشت دم توپ بدل و در خیابان رها کرد. من نمی خواستم به همه صورتحساب ها بپردازم. تا اینجا هم، اگربا تحقیر و توهین مواجه نمی شدم، به همان اشاره بسنده می کردم . “خیزش زندگی” هیچ چاره ای جز پیشروی ندارد. اما فصل اول آن، قربانی تبهکاری غیرقابل تصور علی خامنه ای و الیگارشی حاکم و ماجراجویی و سو نیت این مجموعه شد. در روز ها و هفته های آینده، در این باب بیشتر گفتگو خواهیم کرد.
با ارادت پورمندی
■ با سلام به همه دوستان گرامی، مخصوصا شهرام و یوسف،
همهی شهروندانِ مدرن (*) ایرانی، از اول (حتی از زمان ناصرالدینشاه) تا امروز، در دو مورد اشتباه کردهاند، مورد اول میزان نفوذ روحانیت (*) در بخشهایی از شهروندان غیرمدرن (*) ایرانی است. مورد دوم میزان امادگی روحانیت به استفاده از خشونت است. در هر دو مورد، ما، روحانیت را دستکم گرفتهایم. برای نمونه به یاد بیاورید کارهایی را که امثال شیخ فضلالله نوری، یا فدائیان اسلام، یا هیئتهای موتلفه اسلامی انجام دادهاند. از فردای ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ اعدامهای غیرقانونی و خودسرانه در همان ساختمانی که خمینی ساکن آن بود، مشاهده کردیم. آنچه که “اینها” در ترکمن صحرا، کردستان، سیستان و بلوچستان، ...، و خیابانهای تمام شهرهای ایران انجام دادند، تنها نمونهای از شدت خشونتورزی “اینها” است. روحانیت ایران، در کل، هیچ ارجحیتی نسبت به طالبان افغانستان یا داعش شام و سوریه ندارد. معادل اروپایی روحانیت ایران، نیروی تحت امر “تفتیش اسپانیایی (Spanish Inquisition)” است که حدود ۳۵۰ سال در تاریخ اروپا وجود داشت.
اگر این دو مورد را بپذیریم (میزان نفوذ و میزان خشونتورزی)، ممکن است به این نتیجه برسیم که هیچ گروهی از شهروندان مدرن ایران را پیدا نمیکنید که در مراحل و مقاطع مختلف دچار “اشتباه محاسباتی” نشده باشند. از رضا شاه تا نوهاش، از ارانی تا رئیسدانا، از محمد نخشب تا بنیصدر، از حزب توده گرفته تا راه کارگر، ...، از من و شما تا همه افراد دیگری که در این سایت مینویسند یا نظر میدهند.
حواسمان باشد که رهبر جمهوری اسلامی میگوید که “همه بدانند، جمهوری اسلامی با خون چند صد هزار انسان شریف روی کار آمده”! او مطمئنا برای حفظ جمهوری اسلامی حاضر است چند صد هزار نفر دیگر را به کشتن بدهد.
خوب است که هر یک از ما تکلیف خودمان را روشن کنیم. آیا حاضریم که جان چند صد هزار نفر را قربانی این راه کنیم؟
چاره این است که قبول کنیم که “طولانیترین فاصله بین دو نقطه، راه میانبُر است”. مسیرِ مدرن کردن ایران بسیار طولانی است و کاری نیست که، به سادگی، از آدمهای کم حوصله یا عجول بربیاید. حرکتها باید میلیمتری، آهسته، خشونت پرهیز، مدنی، و با هدفهای قابل دسترسی و غیرقابل بازگشت باشد.
با احترام - حسین جرجانی
(*) پس نویس - نمیگویم که شهروندان مدرن ایران یکپارچه و با خواستههای مشابه هستند، و دره عمیقی بین آنها و شهروندان غیرمدرن وجود دارد. همچنین همه روحانیت را هم با یک چوب نمیرانم.
■ دوستان گرامی، هدف از گفتگو باید برای درک درست از واقعیتهای جاری در میهنمان باشد. چه تاکتیکهایی در به زیر کشیدن این حکومت جنایت پیشه مجاز است و به اعتلای جنبش کمک میکند؟ آیا فراخوان برای گرفتن مراکز فرماندهی یا اداری حکومت با دست خالی راهکاری عقلانی و مسئولانه است؟ آیا بعد از حمله موضعی و هوایی آمریکا یا اسراییل به مراکز سپاه و بسیج ، مردم بقیه کار را تمام خواهند کرد یا رژیم خود را بعد از آن بازسازی خواهد کرد؟ چرا قشر خاکستری به خیابان نیامد؟ فقط تهران و حومه حدود ۱۲ میلیون جمعیت دارد، چند درصد از این جمعیت در این قیام ملی کنار جوانان شجاع در خیابان هستند؟ چرا کارگران و کارمندان با اعتصاب سراسری به حمایت از خیابان برنمی خیزند؟ تنزه طلبی در سیاست همان قدر کمکی به پیشبرد مبارزه میکند که تصمیماتی از روی خشم و احساساتی که به حق اند. زنده یاد بختیار از صدام کمک مالی برای مبارزه با خمینی دریافت کرد برخلاف مجاهدین خلق بدون دادن هیچ تعهدی. آمریکایی ها در جنگ جهانی دوم به کمک فرانسه آمدند ولی آنجا یک مقاومت فرانسه “هستههای مقاومت گروههای از مردان و زنان مسلح” وجود داشت که نقش زیادی در پیشروی نیروهای متفقین داشتند.
مسئول تمامی جنایت ها و قتل ها و ویرانی کشورمان جمهوری اسلامی ست. ولی اتخاذ تاکتیک درست یک جریان سیاسی در مبارزه علیه این رژیم دد منش باید در ارتباط قبول مسئولیت ناشی از اجرای آن نیز باشد. وقت آن رسیده است که “با ایجاد یک ائتلاف اپوزیسیونی بسیار فراگیر که اکثر ایرانیان در آن خود را نمایندگی شده ببینند”، خیابان ها و کارخانه ها و ادارات را فتح شوند و مرده حکومت اسلامی دفن گردد.
با درود و احترام به جوانان شجاع میهنمان / سالاری
■ آقای سالاری عزیز. کامنت شما کوتاه و روشن، مطالبی را پیش کشید که بسیار مهم و قابل تأمل هستند. من نیز در اساس با نظر شما (تنزه طلبی در سیاست همان قدر کمکی به پیشبرد مبارزه میکند که تصمیماتی از روی خشم و احساساتی که به حقاند) موافقم. و نیز کاملا صحیح میدانم که یک ائتلاف اپوزیسیونی بسیار فراگیر ایجاد شود که اکثر ایرانیان در آن خود را نمایندگی شده ببینند. این ائتلاف در دههای گذشته صورت نگرفته و الان هم هنوز چشمانداز روشنی برای آن نیست. تا کی باید منتظر ماند؟! در عین حال اما شرایط خاص و روزمره یک مبارزه را نمیشود به طور دقیق تعیین کرد. جبههای گشوده میشود و باید یا اینطرف ایستاد، یا آنطرف. قصدم انتقاد به شما نیست، بلکه از نظر روش و متد بررسی مسائل، سؤال یا جمله شما در این موقعیت حاد روزانه (آیا فراخوان برای گرفتن مراکز فرماندهی یا اداری حکومت با دست خالی راهکاری عقلانی و مسئولانه است؟) به نفع کدام طرف تمام میشود؟ من ضمن اینکه با دغدغه شما کاملأ موافقم، این سؤال را در این روزها که هنوز تمامی نیروی سرکوب در خیابان است و ارتباطات مردمی ضعیف، سؤال خوبی ارزیابی نمیکنم.
من گفته خانم شیرین عبادی را میپسندم که گفت من وجهه منزه خود را برای چه روزی میخواهم؟! روشن مطرح میکنم: به نظر من در بلند مدت نظر شما در مورد ائتلاف اپوزیسیون کاملا درست است. در میان مدت، باید طرفداران جمهوری و پادشاهی مشروطه موجودیت یکدیگر را به رسمیت بشناسند و با هم همفکری و همکاری کنند. در کوتاه مدت، یعنی در جبههای که این روزها گشوده شده است، باید از رضا پهلوی حمایت کرد.
با عرض ارادت. رضا قنبری. آلمان
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
شانزده روز از آغاز دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران میگذرد. براساس آمار و اطلاعات سازمان حقوق بشر ایران، از آغاز اعتراضات تاکنون دستکم ۶۴۸ معترض، ازجمله ۹ کودک، کشته و هزاران تن مجروح شدهاند.
همزمان گزارشهای تأییدنشده از کشتهشدن دستکم صدها و براساس تخمین برخی منابع، بیشاز ۶۰۰۰ نفر، حکایت دارند که بهدلیل قطع کامل اینترنت از پنجشنبه شب و محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات، راستیآزمایی مستقل آنها در شرایط کنونی با دشواری جدی روبهروست.
تعداد بازداشتشدگان اعتراضات اخیر نیز بیش از ده هزار نفر تخمین زده میشود.
از سوی دیگر، مقامهای جمهوری اسلامی معترضان را به برخورد شدید و فوری تهدید کرده و آنها را وابسته به بیگانه، آشوبگر، محارب، اغتشاشگر و تروریست خواندهاند- اتهاماتی که طبق قوانین جمهوری اسلامی میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
گزارشهای تأییدنشده حاکی از این است که دستکم یکی از بازداشتشدگان اعتراضات اخیر تنها چند روز پس از دستگیری در آستانه اعدام قرار گرفته است. برخی منابع نزدیک به خانواده عرفان سلطانی، ۲۶ ساله، که روز ۱۸ دیماه در فردیس کرج بازداشت شد، به سازمان حقوق بشر ایران گفتند: «به خانواده او خبر دادهاند که برایش حکم اعدام صادر شده و این حکم قرار است روز ۲۴ دیماه به اجرا درآید.»
سازمان حقوق بشر ایران ضمن ابراز نگرانی عمیق خود از تشدید و ادامه کشتار معترضان درباره خطر اعدامهای گسترده بازداشتشدگان هشدار میدهد.
محمود امیریمقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، در اینباره گفت:«کشتار گسترده معترضان در روزهای گذشته یادآور جنایات جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ است، جنایاتی که بهعنوان مصادیق جنایت علیه بشریت شناخته شدهاند. خطر اعدامهای گسترده و فراقضایی معترضان کاملاً جدی است. ما بار دیگر تأکید میکنیم که جامعه جهانی وظیفه دارد از شهروندان معترض دربرابر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران محافظت کند. از مردم و نهادهای مدنی در کشورهای دموکراتیک میخواهیم این مسئولیت را به دولتهای خود یادآوری کنند.»
دور جدید اعتراضات که از ۷ دیماه ۱۴۰۴ علیه شرایط بد اقتصادی از بازار تهران شروع شده بود، بهسرعت با شعارهای ضدحکومتی به نقاط مختلف ایران کشیده شد. اعتراضها تا پیش از قطع اینترنت در همه استانهای کشور و حدود ۱۹۰ شهر ایران ادامه داشته است.
براساس اطلاعات سازمان حقوقبشر ایران، از آغاز اعتراضات تاکنون، دستکم ۶۴۸ معترض در ۱۴ استان ایران کشته شدهاند. تنها مواردی در این آمار گنجانده شدهاند که بهطور مستقیم توسط سازمان حقوق بشر ایران یا دو منبع مستقل تأیید شدهاند. این آمار همچنین گزارشها و مستندات از بیمارستانها و محلهای نگهداری اجساد جانباختگان را شامل میشود.
بیشترین تعداد کشتهشدگان مربوط به اعتراضات چند روز اخیر (از پنجشنبه ۱۸ دیماه تاکنون) است و گزارشهای رسیده به سازمان حقوق بشر ایران نشان میدهد که اغلب آنان کمتر از ۳۰ سال داشتهاند.
همچنین براساس گزارشهایی که این سازمان دریافت کرده، ۹ تن از کشتهشدگان زیر ۱۸ سال سن داشتهاند، اما هنوز برای تمام آنها شناسنامه و اسنادی که نشانگر سن دقیق ایشان باشد، دریافت نشده است. تلاش برای ثبت دقیق سن آنان ادامه دارد.
در ویدئویی که از سردخانه کهریزک در جنوب تهران منتشر شده است، پیکرهای ۲۵۰ نفر از معترضان جانباخته دیده میشود. نشریه آمریکایی تایم نیز در گزارشی به نقل از یک پزشک در تهران از ثبت دستکم ۲۱۷ معترض جانباخته در تنها ۶ بیمارستان تهران خبر داده است. تهران حدود ۱۲۰ بیمارستان دارد که برخی گزارشها از وجود پیکر صدها معترض جانباخته در هر یک از این مراکز درمانی خبر میدهند. منابع دیگری از تعداد زیاد جانباختگان در شهرهای مختلف ایران، ازجمله اصفهان، مشهد، رشت، فردیس کرج و شیراز، خبر دادهاند.
این تصاویر از کهریزک مربوط به شنبه ۲۰ دی است
همچنین گزارشهای بیشتری از کشتهشدگان در دیگر شهرها نیز بهدست سازمان حقوق بشر ایران رسیده است. این موارد درحال راستیآزمایی است و درصورت تأیید، آمار کشتهشدگان افزایش خواهد یافت.
علاوهبر این، رسانههای حکومتی از کشتهشدن دستکم ۱۲۱ نفر از مأموران نظامی، انتظامی، امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در اعتراضات اخیر خبر دادهاند. به گزارش این رسانهها، آمار اعلامشده مأموران کشتهشده در تهران را شامل نمیشود.
نیروهای حکومتی در برخورد با معترضان از سلاح جنگی استفاده و در برخی موارد از فاصله نزدیک به سر و گردن معترضان شلیک کردهاند. بازداشت گسترده و جمعی معترضان نیز در برخی شهرها گزارش شده است. برآوردها نشان میدهد که تعداد بازداشتشدگان اعتراضات اخیر به بیش از ده هزار نفر رسیده است.
از شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه اینترنت سراسری ایران قطع شد و براساس گزارش نتبلاکس که وضعیت اینترنت در جهان را بررسی میکند از صبح ۱۹ دیماه، ۹۹درصد اینترنت ایران در وضعیت خاموشی دیجیتال قرار گرفته است. آخرینبار که سراسر ایران بهطور مشابهی در وضعیت قطع اینترنت قرار گرفت، آبان ۹۸ بود که همزمان طی چند روز، صدها نفر از معترضان و براساس برخی گزارشها تا ۱۵۰۰ نفر بهدست نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شدند. در این مدت، تنها گروهی از شهروندان از طریق سیستم ماهوارهای استارلینک به اینترنت دسترسی داشتهاند.گزارشهایی از ارسال پارازیت بر روی فرستنده-گیرندههای استارلینک نیز منتشر شده است.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در واکنش به اعتراضات اخیر، معترضان را تخریبگر و آشوبگر خوانده و گفته است که جمهوری اسلامی درمقابل معترضان کوتاه نخواهد آمد. مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری اسلامی نیز معترضان را تروریست خوانده و از طرفداران حکومت خواسته است در محلات تجمع کرده و مانع برگزاری تجمعات ضدحکومتی شوند.
برخی گزارشها نشان میدهد جمهوری اسلامی قصد دارد محاکمات معترضان بازداشتشده را بهسرعت و بدون رعایت موازین دادرسی عادلانه برگزار کند. سازمان حقوق بشر ایران به اطلاعاتی دست یافته که نشان میدهد عرفان سلطانی، ۲۶ ساله، که روز ۱۸ دیماه در فردیس کرج بازداشت شد، آنطور که به خانوادهاش گفتهاند، با حکم اعدام روبهرو شده و این حکم قرار است روز ۲۴ دیماه، تنها ۶ روز پس از بازداشت او، به اجرا درآید. امروز، دوشنبه ۲۲ دیماه، به خانواده عرفان سلطانی اعلام شده که حکم اعدام او قطعی است و تنها اجازه یک ملاقات دهدقیقهای به آنها داده شده است.
منابع نزدیک به خانواده این جوان معترض به سازمان حقوق بشر ایران گفتهاند که اجازه دسترسی به وکیل به او ندادهاند و هیچ جلسه دادگاهی برای رسیدگی به پروندهاش برگزار نشده است.
قطع سراسری اینترنت همراه با تکرار تهدیدها علیه معترضان ازسوی مقامهای جمهوری اسلامی، نگرانیها از احتمال کشتار گسترده معترضان و صدور احکام متعدد اعدام را افزایش داده است.
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
باراک راوید / آکسیوس
منابع آگاه میگویند وزیر امور خارجه ایران، «عباس عراقچی»، در پایان هفته گذشته در میانهٔ تهدیدهای «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا به استفاده از نیروی نظامی در حمایت از اعتراضات اخیر، با نمایندهٔ کاخ سفید «استیو ویتکاف» تماس گرفته است.
اهمیت موضوع: به گفتهٔ دو منبع مطلع، این تماس به نظر تلاشی از سوی ایران برای کاهش تنشها با ایالات متحده بوده است؛ یا دستکم تلاشی برای خرید زمان بیشتر پیش از هرگونه اقدام احتمالی ترامپ برای تضعیف بیشتر حکومت ایران.
این نخستین نشانه است که کانال مستقیم ارتباطی میان واشنگتن و تهران، با وجود بنبست در مذاکرات هستهای و تبادل تهدیدات میان دو طرف، هنوز باز است.
یک منبع مطلع گفته است که عراقچی و ویتکاف دربارهٔ احتمال برگزاری دیداری در روزهای آینده گفتوگو کردهاند. منابع یادشده مشخص نکردهاند که این تماس تلفنی بوده یا از طریق پیامرسان انجام شده است. کاخ سفید و وزارت خارجهٔ آمریکا نیز از اظهارنظر در این باره خودداری کردهاند.
زمینه خبر: ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد ایران یک روز پیشتر با ایالات متحده تماس گرفته و پیشنهاد کرده است دربارهٔ توافق هستهای مذاکره کنند.
او در گفتوگو با خبرنگاران در هواپیمای ریاستجمهوری «ایرفورس وان» گفت: «ممکن است با آنها دیدار کنیم. در حال تدارک دیدار هستیم، اما شاید پیش از برگزاری آن مجبور شویم به دلیل اتفاقاتی که در جریان است، دست به اقدام بزنیم... با این حال، دیداری در حال تنظیم است.»
«جی. دی. ونس» معاون رئیسجمهور آمریکا نیز هفته گذشته به خبرنگاران گفت ایالات متحده برای مذاکره با ایران دربارهٔ یک توافق جدید آماده است.
او افزود: «هوشمندانهترین اقدامی که ایران میتواند انجام دهد – همانطور که دو ماه پیش درست بود، امروز هم درست است – این است که واقعاً وارد گفتوگوهای جدی با آمریکا شود تا ببینیم دربارهٔ برنامه هستهای آنها چه چیزی لازم است ببینیم.»
پشت پرده: به گفتهٔ مقامهای آمریکایی، ارتباط پیامکی میان ویتکاف و عراقچی از زمان مذاکرات هستهای سال گذشته میان تهران و واشنگتن آغاز شد.
این ارتباط حتی پس از بمباران تأسیسات هستهای ایران توسط آمریکا در ماه ژوئن نیز ادامه یافت و تا اکتبر سال گذشته، گفتوگوها دربارهٔ امکان ازسرگیری مذاکرات هستهای هنوز برقرار بود. این امر را یک مقام آمریکایی و دو منبع مطلع دیگر تأیید کردهاند.
تازهترین تحولات: عراقچی روز دوشنبه در گفتوگو با شبکهٔ الجزیره تأیید کرد که با ویتکاف در تماس بوده و احتمال برگزاری یک دیدار میان دو طرف در دست بررسی است.
او گفت: «پیشنهادهایی مطرح شده که در حال بررسی است»، اما تأکید کرد ایران زیر تهدید نظامی مذاکره نخواهد کرد.
عراقچی افزود: «اگر آمریکا بار دیگر بخواهد از نیروی نظامی علیه ایران استفاده کند، ما آمادهایم. سطح آمادگی نظامی ما از زمان آخرین جنگ بالاتر است. برخی میکوشند واشنگتن را به سمت جنگی دیگر سوق دهند تا منافع اسرائیل را پیش ببرند.»
وضعیت فعلی: انتظار میرود ترامپ روز سهشنبه جلسهای با تیم امنیت ملی خود برگزار کند تا گزینههای حمایت از معترضان و تضعیف حکومت ایران را بررسی کند.
ترامپ روز یکشنبه به خبرنگاران گفت در مورد پشتیبانی از جنبش اعتراضی در ایران در حال بررسی «گزینههای بسیار قوی» است.
او افزود: «ما این مسئله را بسیار جدی بررسی میکنیم. ارتش در حال ارزیابی آن است. گزینههای بسیار قدرتمندی روی میز است و بهزودی تصمیم خواهیم گرفت.»
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
کارل ویک و کی آرمین سِرجویی / مجله تایم / ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶
نگرانیها در حال افزایش است که شمار معترضان کشتهشده بهدست نیروهای امنیتی ایران اکنون به هزاران نفر رسیده باشد. با وجود قطع اینترنت، ویدئوهایی که با تلفنهای همراه ضبط شدهاند منتشر شده و صحنههایی را نشان میدهند از شلیک مسلسلهای نصبشده روی کامیونها به خیابانهای مسکونی، بیمارستانهایی که مملو از مجروحان تیرخوردهاند، و سردخانهای که تنها پس از نخستین شب یورشها با صدها جسد از کار افتاده است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز یکشنبه، برای توجیه آنچه «تلفات قابل توجه» خواند، پای داعش را به میان کشید و در بیانیهای مدعی شد معترضان کشتهشده «تروریستهایی» بودهاند که از سوی اسرائیل و ایالات متحده استخدام شده بودند. دو روز پیش از آن نیز یکی از مقامهای سپاه در تلویزیون دولتی هشدار داده بود هر کسی که به خیابان بیاید باید آماده باشد «گلوله بخورد».
هیچ آمار دقیقی از تعداد کشتهشدگان در دست نیست. شمارهایی که از سوی نهادهای معتبر حقوق بشری ارائه شده، به صدها نفر رسیده است، اما این سازمانها تنها اجسادی را شمارش میکنند که هویتشان مشخص شده است؛ کاری طاقتفرسا که بهدلیل قطع ارتباطات ــ که تلفنهای همراه و حتی خطوط ثابت را نیز دربر گرفته ــ بسیار دشوار شده است.
با این حال، بر پایه گزارشهایی که از چند بیمارستان تهران آغاز شد، یک گروه غیررسمی از دانشگاهیان و متخصصان ایرانی مقیم خارج از کشور محاسبه کردهاند که شمار کشتهشدگان اعتراضات تا روز شنبه ممکن است به ۶ هزار نفر رسیده باشد. این برآورد شامل اجسادی نمیشود که مقامها آنها را نه به بیمارستانها، بلکه مستقیماً به سردخانهها منتقل کردهاند؛ از جمله صدها جسدی که بر کف سالنها و محوطه پارکینگ مرکز پزشکی قانونی کهریزک، در خارج از پایتخت، روی هم انباشته شده بودند. بهگفته یک پست در شبکههای اجتماعی، این صحنه تنها اجساد کشتهشدگان شب پنجشنبه را نشان میدهد.
به نظر میرسد گستره کشتار از هر آنچه پیشتر در خیابانهای ایران دیده شده بود فراتر رفته است. در یکی از شهرهای استان اصفهان، نجفآباد، تنها در شب پنجشنبه ۳۵ نفر جان باختند. اعتراضات اکنون به هر ۳۱ استان ایران کشیده شده است؛ کشوری با ۹۰ میلیون جمعیت و ۱۰۰ شهر با جمعیتی بیش از ۱۰۰ هزار نفر.
«من در شیراز هستم»، یک معترض بامداد یکشنبه از این شهر ۱.۷ میلیونی در جنوبغرب ایران به تایم گفت. او برای حفظ امنیت خود خواست با نام «لوییس» معرفی شود و از طریق گوگلمیت و با استفاده از استارلینک ــ شبکه اینترنت ماهوارهای که بهدلیل امکان دور زدن قطع ارتباطات در ایران غیرقانونی است ــ صحبت کرد.
احمد احمدیان، فعال مقیم آمریکا که در قاچاق دیشهای استارلینک به ایران نقش دارد، گفت دستکم ۵۰ هزار اتصال استارلینک در ایران وجود دارد، هرچند بسیاری از آنها ممکن است بهدلیل هزینه اشتراک فعال نباشند. (برخلاف اوکراین و ونزوئلا، مالک استارلینک، ایلان ماسک، این سرویس را در ایران رایگان نکرده است.)
اعتراضات در ۲۸ دسامبر از بازار مرکزی تهران آغاز شد؛ پس از فروپاشی پول ملی که اقتصاد کشور را به سقوط آزاد کشاند. اما در شیراز، به گفته لوییس، مردم یک هفته بعد و در پی فراخوان رضا پهلوی، فرزند شاه پیشین ایران که مقیم ایالات متحده است، به خیابان آمدند. این اعتراضات با تجمعهای پیشین تفاوت داشت.
لوییس گفت: «این بار صددرصد متفاوت است.» او افزود: «علاوه بر جمعیت بسیار بیشتر، معترضان این بار بسیار سازمانیافتهتر و بسیار پیگیرتر هستند.» و اضافه کرد: «حملات پلیس هم بهمراتب خشنتر است.»
شب پنجشنبه، در ساعتی که رضا پهلوی و دیگر گروههای مخالف اعلام کرده بودند، جمعیتهای عظیمی گرد آمدند و شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند. اما به گفته او، روز جمعه حضور مردم در شیراز بهدلیل رفتار تهاجمی نیروهای امنیتی کاهش یافت و تا روز شنبه، تنها مردان جوان ۱۵ تا ۲۵ ساله برای مقابله با آنها ــ گاه بهصورت خشونتآمیز ــ به خیابان آمدند.
یک بیمارستان در شیراز به سولماز ایکدر، خبرنگار وبسایت خبری ایرانوایر، گفته است که آنقدر مملو از بیماران تیرخورده بوده که امکان پذیرش هیچ بیمار دیگری را نداشته و ناچار شده تنها بهصورت تریاژ، افرادی را درمان کند که احتمال زنده ماندنشان بیشتر است. در رشت، در ساحل دریای خزر، به ساکنان دستور داده شد در خانه بمانند؛ وضعیتی که عملاً به حکومت نظامی شباهت دارد، ایکدار به تایم گفت. او افزود گزارشهایش از بیمارستانهای این شهر، تهران و شیراز، دستکم هزار کشته را تأیید میکند.
محاسبات دانشگاهیان از یک نظرسنجی غیررسمی آغاز شد که یک پزشک تهرانی انجام داده بود و تایم روز جمعه از او نقلقول کرد؛ پزشکی که با شش بیمارستان تماس گرفته و پرسیده بود هرکدام چند معترض کشتهشده داشتهاند. ارقام به این شرح بود: میلاد (۷۰ نفر)، امام حسین (۷۰)، ابنسینا (۲۳)، لبافینژاد (۷)، فیاضبخش (۱۵)، شهریار (۳۲)؛ که در مجموع برای تنها یک شب به ۲۱۷ کشته میرسید. با توجه به گزارش بیبیسی مبنی بر اعلام ۴۰ کشته از یک بیمارستان در شرق تهران، این گروه تصمیم گرفت عدد ۳۰ را بهعنوان میانگین در نظر بگیرد.
از مجموع ۱۱۸ بیمارستان تهران، تنها ۶۳ بیمارستان دولتی یا نظامی هستند. پژوهشگران برای احتیاط به تایم گفتند فرض کردهاند تنها نیمی از این بیمارستانها اجساد را دریافت کردهاند؛ که در نتیجه، برآورد کشتهشدگان معترض در تهران برای شب پنجشنبه ۸ ژانویه ــ شبی که اینترنت برای نخستین بار قطع شد ــ به ۹۰۰ نفر رسید. آنها برای روز جمعه، با توجه به تشدید خشونت نیروهای امنیتی، ۹۰۰ نفر دیگر افزودند و برای روز شنبه، بهدلیل کاهش دامنه اعتراضات، این رقم را به ۴۰۰ نفر کاهش دادند. سپس برای استان همجوار البرز، با توجه به شدت درگیریها و سابقه آن در اعتراضات حجاب سال ۲۰۲۲، هزار کشته دیگر در نظر گرفتند.
بدین ترتیب، برآورد کشتهشدگان در این دو استان طی سه شب به ۳۲۰۰ نفر رسید. آنها همین روش را برای دیگر شهرهای بزرگ و کوچک به کار بردند و با توجه به عوامل قومی و تاریخی تعدیلاتی انجام دادند. در نهایت، برای احتیاط، مجموع را نصف کردند و به رقم ۶ هزار و ۱۷۸ کشته در طول سه روز رسیدند؛ سه روزی که به گفته شاهدان، خشونت در آنها بهطور پیوسته افزایش یافت.
یک ساکن محله ناظمآباد تهران گفت شب جمعه نیروهای امنیتی بهطور آزادانه تیراندازی میکردند. او گفت: «همهجا خون است؛ روی دیوارها، در خیابانها. فاجعهبار است. هر که را میتوانستند کشتند.»
با این حال، برخی همچنان سرسختانه ایستادهاند. لوییس در شیراز گفت: «هیچ شکی نیست که مردم میخواهند از این نظام خلاص شوند و آن را با چیزی بهتر جایگزین کنند. و به همین دلیل است که خودشان را در معرض تیراندازی و کشته شدن قرار میدهند.»
اما حکومت ایران سابقهای طولانی و بیرحمانه دارد؛ نهتنها در کشتن، بلکه در معلولکردن معترضان، بهویژه با شلیک ساچمه به چشمها. یکی از ساکنان محله نیاوران در شمالشرق تهران روز یکشنبه گفت: «امشب خیلی شلوغ نیست. با این سطح از کشتاری که دیدهایم، همه میگویند یکی از بستگان یا دوستانشان را از دست دادهاند یا کسی را میشناسند که کشته شده، و علاوه بر آن این همه آدم که نابینا شدهاند. در بیمارستان فارابی مجبور شدند تعداد بسیار، بسیار زیادی از حدقههای چشم را خالی کنند.»
او افزود: «آنها به کشتن ادامه خواهند داد. مردم تا چه زمانی میتوانند با دست خالی ادامه بدهند؟»
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
میچل مکلاسکی / سیانان (CNN) / ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶
حکومت بحرانزده ایران سرکوب را تشدید کرده است
در حالی که اعتراضهای خشمگین وارد سومین هفته خود شده و ایران را تا آستانه تحولی بزرگ پیش برده است، حکومت دینی این کشور برای بقا، به سرکوب شدید و گسترده تظاهرات رو به گسترش روی آورده است.
روحانیت حاکم بر ایران پیشتر بارها اعتراضهای گسترده را پشت سر گذاشته است، اما اینبار نظام دیرپای جمهوری اسلامی با فشاری فزاینده روبهروست؛ فشاری که از سوی جنبش اعتراضی رو به گسترشی اعمال میشود که خواستار تغییرات بنیادین است.
این اعتراضها در ابتدا بر مطالبات اقتصادی متمرکز بود، اما بهتدریج به جنبشی فراگیر علیه نظامی تبدیل شده است که دهههاست بر ایران حکومت میکند.
هالی داگرس، پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن، به سیانان گفت: «سوءمدیریت ساختاری، فساد و سرکوب سیستماتیک وجود دارد. به همین دلیل است که مردم خواهان پایان جمهوری اسلامی هستند.»
در حالی که حکومت ایران با چالشهای داخلی فزاینده ناشی از خشم معترضان روبهروست، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، نیز با صدایی هشدارآمیز وارد میدان شده و رهبری ایران را مخاطب قرار داده است.
ترامپ بارها حمایت خود را از جنبش اعتراضی اعلام کرده و حتی در مقاطعی، ایده تغییر رژیم در کشوری را مطرح کرده که سالهاست خصومتی عمیق با ایالات متحده دارد.
او روز شنبه در شبکههای اجتماعی نوشت: «ایران بهسوی آزادی مینگرد، شاید بیش از هر زمان دیگری. ایالات متحده آماده کمک است!!!»
به گفته مقامهای آمریکایی که با سیانان گفتوگو کردهاند، رئیسجمهور آمریکا در حال بررسی مجموعهای از گزینههای بالقوه نظامی علیه ایران است، اما هنوز تصمیم نهایی درباره چگونگی مداخله ایالات متحده اتخاذ نشده است.
ترامپ شامگاه یکشنبه در هواپیمای «ایرفورس وان» به خبرنگاران گفت: «به نظر میرسد افرادی کشته شدهاند که نباید کشته میشدند. اینها خشونتطلب هستند، اگر بتوان آنها را رهبر نامید. نمیدانم رهبرانشان چه کسانی هستند یا صرفاً با خشونت حکومت میکنند، اما ما این موضوع را بسیار جدی بررسی میکنیم.»
او افزود: «ارتش در حال بررسی است و ما گزینههای بسیار سخت و قدرتمندی را مدنظر داریم. تصمیم نهایی را خواهیم گرفت.»
با این حال، برخی تحلیلگران هشدار میدهند که مداخله نظامی آمریکا ممکن است تأثیر محدودی داشته باشد.
دکتر اچ.اِی. هلیِر، پژوهشگر ارشد مؤسسه سلطنتی خدمات متحد (RUSI)، به سیانان گفت: «این رژیم شکننده است، اما همچنان به شکلی بسیار خشن و بیرحمانه پابرجاست.»
بحران اقتصادی
در طول سالهای گذشته، ایران شاهد موجهای متعددی از اعتراض بوده است که تغییرات اجتماعی یا سیاسی چشمگیری در پی نداشتهاند. اما این بار، خشم عمومی رو به افزایش است؛ چرا که ایرانیان معترض بیش از پیش خسته و بیصبر شدهاند.
از زمان به قدرت رسیدن آیتالله علی خامنهای در سال ۱۹۸۹ — یک دهه پس از انقلابی بزرگ که شاه اقتدارگرای مورد حمایت آمریکا را سرنگون کرد و جمهوری اسلامی را بر سر کار آورد — او با مجموعهای از چالشهای سیاسی و امنیتی مواجه بوده است.
خامنهای همچنان از حمایت بخشی از وفاداران و نهادهای حکومتی برخوردار است، اما سیاستهای سرکوبگرانه او با کاهش چشمگیر حمایت عمومی روبهرو شده است.
نارضایتی از وضعیت نابسامان اقتصادی ایران بهتدریج انباشته شده است. ایران همچنان تحت فشار سنگین تحریمهای بینالمللی قرار دارد، از جمله بازگشت تحریمهای موسوم به «اسنپبک» مرتبط با برنامه هستهای این کشور.
رهبران کشورهایی که این تحریمها را اعمال کردهاند، اغلب میگویند هدف از این اقدامات، اعمال فشار بر دولت و رهبران ایران است.
با این حال، پژوهشگران میگویند تحریمهای غربی بهشدت طبقه متوسط ایران — که پایگاه اصلی جنبش اصلاحطلبی محسوب میشود — را تضعیف کرده و فرصتهای رشد اقتصادی را از آنها گرفته است.
همزمان، رهبری ایران در موقعیتی آسیبپذیر قرار گرفته، زیرا چندین اهرم نفوذ کلیدی خود را از دست داده است.
حملات اسرائیل، گروههای نیابتی مسلح ایران در منطقه، از جمله حماس و حزبالله، را تضعیف کرده و حملات ایالات متحده نیز خسارات قابل توجهی به برنامه هستهای ایران وارد کرده است؛ برنامهای که حکومت میلیاردها دلار صرف توسعه آن کرده بود.
ایران همچنین با برکناری بشار اسد، رئیسجمهور سوریه، در دسامبر ۲۰۲۴، یکی از متحدان راهبردی خود را از دست داد.
این تحولات به گفته هالی داگرس، «وضعیتی ایجاد کرده که برای جمهوری اسلامی غیرقابل تداوم است.»
او افزود: «اکنون آنها همزمان با مسائل خارجی و مشکلات داخلی روبهرو هستند، آن هم در شرایطی که احساسات ضدحکومتی در سطحی بیسابقه قرار دارد؛ احساساتی که تا زمان کنار رفتن این رژیم از بین نخواهد رفت.»
در میانه این آشفتگی، حکومت به الگوی آشنای خود برای سرکوب مخالفان روی آورده است.
به گزارش سازمان «فعالان حقوق بشر در ایران»، هزاران نفر بازداشت و صدها تن کشته شدهاند؛ آن هم در حالی که نیروهای امنیتی با خشونت شدید اعتراضها را سرکوب کردهاند.
قربانیان اعتراضات / کهریزک، مربوط به شنبه ۲۰ دی
ایران همچنین در جریان اعتراضها، دست به قطع گسترده اینترنت و خطوط تلفن زده است؛ اقدامی که دید و دسترسی به واقعیتهای میدانی را بهشدت محدود کرده است.
در شرایطی که گزینههای حکومت محدود شده، تلاشهایی برای تقویت پایگاه حمایتی خود آغاز کرده است.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، از شهروندان خواسته است به آنچه او «آشوبگران و تروریستها» نامید نپیوندند؛ افرادی که به گفته او در تظاهرات سراسر کشور حضور دارند.
پزشکیان ناآرامیها را به «تروریستهای مرتبط با خارج» نسبت داده و گفته است آنها اقدام به آتشزدن بازارها، مساجد و اماکن فرهنگی کردهاند.
او در سخنرانی تلویزیونی روز شنبه گفت: «اگر مردم نگرانیهایی دارند، وظیفه ماست که به آنها رسیدگی کنیم، اما وظیفه بالاتر این است که اجازه ندهیم گروهی آشوبگر کل جامعه را دچار اختلال کنند.»
دستگاه امنیتی همچنان پابرجاست
تلویزیون دولتی ایران تصاویری از راهپیمایی هواداران حکومت در برخی شهرها پخش کرده است.
دولت همچنین برای روز دوشنبه، راهپیمایی سراسری در حمایت از نظام و در مخالفت با آنچه مقامات «هتک حرمت و توهین به نمادهای اسلامی، از جمله قرآن» از سوی معترضان توصیف کردهاند، فراخوان داده است.
با این حال، هرگونه واکنش خشن و افراطی به اعتراضها میتواند حکومت را در برابر واکنش شدید ایالات متحده و متحدانش آسیبپذیر کند.
اوایل این ماه، دونالد ترامپ هشدار داد که اگر ایران معترضان مسالمتجو را بکشد، آمریکا «در حالت آمادهباش کامل» قرار دارد.
علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، به سیانان گفت با توجه به اقدامهای اخیر آمریکا در ونزوئلا و نیز کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده ارشد سپاه پاسداران، در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، ایران ناگزیر است تهدیدهای او را جدی بگیرد.
با این حال، به گفته واعظ، نافرمانی فزاینده ایرانیانی که در سراسر کشور به خیابانها آمدهاند، ممکن است تهدیدی وجودی و جدیتر برای حکومت باشد.
او گفت: «دستکم کنترل خیابانهای خودشان چیزی است که آن را برای بقای خود حیاتی میدانند، حتی اگر این کار خطر حمله آمریکا را به همراه داشته باشد.»
با این حال، هِلیِر تأکید میکند که در حال حاضر، ساختار قدرتمند امنیتی ایران همچنان دستنخورده باقی مانده است.
او گفت: «تا این لحظه، هیچگونه ریزش جدی در میان نخبگان یا نیروهای امنیتی دیده نشده است. و بدون چنین شکافهایی، هر نوع مداخله از سوی ایالات متحده در کوتاهمدت یا میانمدت بعید است تأثیر چشمگیری داشته باشد.»
هلیِر افزود: «البته فرسایش درونی زیادی وجود دارد؛ چالشهای اقتصادی شدید، اگر نگوییم فروپاشی کامل. یک ائتلاف اعتراضی بسیار گسترده شکل گرفته است، اما این رژیم همچنان پابرجاست و با نیروهایی بسیار منسجم و بهشدت قهری حفظ میشود.»
دولت با گرایش اصلاحطلب تلاش کرده است فشار اقتصادی را با پرداخت یارانه نقدی مستقیم، حدود ۷ دلار در ماه، کاهش دهد.
برخی مقامها نیز در واکنش به ناآرامیها، لحنی آشتیجویانه در پیش گرفتهاند.
اسکندر مؤمنی، وزیر کشور، گفت نیروهای امنیتی «حداکثر خویشتنداری» را به خرج دادهاند، هرچند اذعان کرد که «برخی کاستیها» وجود داشته است.
او همچنین در گفتوگو با تلویزیون دولتی وعده داد که «آیندهای اقتصادی بهتر» در انتظار مردم ایران است.
پزشکیان نیز در سخنان تلویزیونی روز یکشنبه خطاب به معترضان گفت: «دولت باید به اعتراض شما گوش دهد و به نگرانیهایتان رسیدگی کند.»
اپوزیسیونی که با جدیت خواستار تغییر رژیم است، ممکن است این مقطع را فرصتی مناسب برای پیشبرد این هدف بداند؛ بهویژه در شرایطی که رهبری کشور در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیر به نظر میرسد.
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
یورونیوز فارسی
چرا علی خامنهای در مقابل ملتی که به ستوه آمده، همچنان بر مواضع سرسختانهاش پافشاری میکند و حتی حاضر نیست دستکم مانند محمدرضا پهلوی «صدای انقلاب» مردم ایران را بشنود؟
شانزده روز از آغاز دور جدید اعتراضات سراسری در ایران میگذرد، اعتراضاتی که در پی بحران اقتصادی شدید و سقوط ارزش ریال آغاز شد و بهسرعت به جنبشی سراسری تبدیل شد که اکنون به چیزی کمتر از سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی به رهبری علی خامنهای راضی نیست.
ریشه این اعتراضات نیز همان چیزی است که مردم برای ۴۷ سال فریاد زدند؛ بهبود سطح معیشت و اجازه استفاده از آزادیهای بنیادین به ۸۰ میلیون جمعیت این سرزمین.
با این وجود علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در آخرین سخنرانی عمومی خود که در روز جمعه ۹ ژانویه ۲۰۲۶ ایراد کرد، نهتنها بار دیگر از پاسخگویی به این دو خواسته بنیادین سرباز زد، بلکه معترضان را «یک مشت تخریبگر» و «یک مشت آدم بیتجربه و بیتوجه و فکرنکرده» خواند که به امید همراهی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به خیابانها آمدهاند.
او سپس هشدار داد که «جمهوری اسلامی در مقابل کسانی که تخریبگر هستند کوتاه نخواهد آمد» و درست پس از آن بود که موج سنگین سرکوبهای حکومتی آغاز شد؛ اعتراضاتی که به گفته فعالان حقوق بشر تاکنون بیش از ۵۴۰ کشته برجای گذاشته و منجر به بازداشت هزاران نفر شده است.
اما چرا خامنهای در مقابل ملتی که به ستوه آمده، همچنان بر مواضع سرسختانهاش پافشاری میکند و حتی حاضر نیست دستکم مانند محمدرضا پهلوی «صدای انقلاب» مردم ایران را بشنود؟
برخی از تحلیلگران، برای پافشاری خامنهای بر سرکوب و عدم مصالحه، دلایلی ساختاری مطرح کردند که در ادامه چکیده آنها میآید.
منطق «بقا» در رژیمهای خودکامه
بهطور کلی وقتی حکومتی مشروعیت خود را در معرض خطر میبیند، یکی از دو راهبرد اصلی را در پیش میگیرد: سرکوب گسترده معترضان، یا واکنشهای میانهرو و اصلاحگرانه.
مطالعات درباره نظامهای اقتدارگرا نشان دادهاند که انتخاب سرکوب از سوی آنها، اغلب به این دلیل است که رژیمهای خودکامه برخلاف دموکراسیها، ذاتا نمیتوانند بهسادگی با اعطای آزادیهای سیاسی به مردم، مشروعیت خود را بازسازی کنند. زیرا اصالتا مشروعیتشان در یک منشاء غیرمردمی ریشه دارد.
بر همین اساس است که رهبران اقتدارگرا اغلب بهجای عقبنشینی، «بازی سرکوب یا بقای نظام» را انتخاب میکنند. زیرا از نظر آنها، هر امتیازی به اعتراضات مردمی میتواند به مثابه آغاز پایان باشد. در چنین ساختاری و از دیدگاه چنین حکومتی، امتیاز دادن حتی به خواستههای بهظاهر معقول معترضان میتواند پیامهای مبارزهطلبانه را تقویت کند و اعتراضات را به سمت خواستههای بنیادیتر سوق دهد.
این پدیده در ادبیات سیاسی «معضل دیکتاتور» (Dictator’s Dilemma) نامیده میشود؛ جایی که این باور وجود دارد که هرگونه عقبنشینی، کفه قدرت را به نفع معترضان سنگینتر میکند و درنهایت ممکن است به فروپاشی سریعتر رژیم منجر شود.
مثالهای عینی چنین رفتاری را میتوان در واکنش حکومتهای تمامیتخواه به اعتراضات میدان تیانآنمن در چین (۱۹۸۹)، اعتراضات مردمی کوبا در سال ۲۰۲۱ و قیام کروناشتات (اتحاد جماهیر شوروی ۱۹۲۱) یافت.
در هر سه رویداد، معترضان خواستار انجام اصلاحات بودند. در چین عمدتا بر داشتن آزادیهای سیاسی و اصلاحات دموکراتیک تاکید شد و در کوبا، معرضان در اعتراضات گستردهای که در پی بحران اقتصادی، کمبود غذا و دارو و واکنش دولت به همهگیری ویروس کرونا شکل گرفته بود، خواستار اصلاحات ساختاری بودند.
در جریان قیام «کروناشتات» در سال ۱۹۲۱ میلادی که توسط ملوانان و کارگران انقلابی علیه سیاستهای اقتصادی سختگیرانه دولت بلشویک برگزار شد نیز کارگران و ملوانان خواستار اصلاحات بودند و تسلط نظام تکحزبی و برقرار بودن اردوگاههای کار اجباری را خیانت به آرمانهای انقلاب ۱۹۱۷ روسیه میدانستند.
در هر سه رویداد، پاسخ حکومت مرکزی، بهجای ایجاد اصلاحات ساختاری، سرکوب شدید معترضان و اصرار بر افزایش کنترل سیاسی بود. سیاست سرکوب حتی در حالی انتخاب شد که اعطای برخی امتیازات به معترضان، راهحل عقلانیتری به نظر میرسد.
«معضل دیکتاتور» توضیح میدهد که چگونه ترس از تضعیف مشروعیت و ادامه فشار برای مطالبات گستردهتر، رژیمها را نهتنها از اعطای هر امتیازی برحذر می دارد، بلکه به سمت محدود کردن بیش از پیش فضای سیاسی پیش میبرد.
استفاده از اعتراض به عنوان ابزار مشروعیتبخشی در درون نظام
یکی دیگر از ویژگیهای رژیمهای توتالیتر این است که تلاش میکنند اعتراضات مردمی را نه بهعنوان «اعتراض مشروع» بلکه بهعنوان یک تهدید امنیتی، توطئه خارجی یا «اغتشاشگری» تعریف کنند، تا قضاوت اجتماعی را علیه معترضان سوق دهند.
در واقع رژیمهای خودکامه سعی میکنند همزمان با حفظ اقتدار خود در بحبوحه اعتراضات جامعه، از موج اعتراضی که بوجود آمده برای بازتولید مشروعیت خود در میان آن بخش از جامعه که هنوز امکان همراهی آنها وجود دارد، استفاده کنند.
خامنهای نیز در سخنرانی خود معترضان را «تخریبگرانی که به نفع آمریکا عمل میکنند» خواند. این نوع چارچوببندی، یک ابزار رایج در گفتمانهای اقتدارگرا است تا اعتراضات را از میدان مطالبه اجتماعی به «تهدید بهاصطلاح امنیتی» تبدیل کند، و علیه آنها «حقانیت سرکوب» پیریزی شود.
تهدیدی علیه متحدان داخلی و نخبگان رژیم
رهبران خودکامه در مواجهه با بحرانهای داخلی، معمولاً دو گروه را در نظر میگیرند: گروه اول، عموم مردم و گروه دوم، نخبگان و متحدان درونحکومتی.
برای آنها، موضعگیری گروه دوم بسیار حیاتی است و این باور وجود دارد که عدم اتخاذ یک موضع محکم از سوی رهبر، ممکن است موجب ریزش حمایت نخبگان و متحدان کلیدی داخلی او نیز شود (چیزی که از نظر آنها تهدیدی جدی برای بقای رژیم و جایگاه خودشان است).
بنابراین، تنها راه حفظ اتحاد در بالای هرم قدرت را، نمایش قدرت و سختگیری بیشتر میدانند؛ حتی اگر این سختگیری به وخامت یا نارضایتی عمومی بیفزاید.
در واقع، ضرورت حفظ وفاداری نیروهای امنیتی و نخبگان درونحکومتی، استفاده از ابزار سرکوب را عموما به یک گزینه پیشفرض بدل میکند.
عوامل فردی و روانشناختی در شکلدهی رفتار سرکوبگرانه خامنهای
علی خامنهای هنگام شرح خاطرات زندگی خود، همواره تصویری تاریک از دوران کودکی و جوانیاش ترسیم میکند؛ تصویر عضو یک خانواده روحانی که در فقر و فلاکت، تحت حکومت رضاشاه پهلوی زندگی میکردند.
کودکی خامنهای در شهر مشهد، با خاطراتی مانند تبعات واقعه مسجد گوهرشاد (که چهار سال پیش از تولد او روی داد)، گرفتن اوقاف از دست روحانیت، و حتی تبدیل مدارس علمیه به مدارس غیرمذهبی عجین شده است. حوادثی که به احترامی که برای روحانیت در جامعه وجود داشته، ضربه جدی وارد کرده است.
خامنهای در گفتهها و نوشتههایش از دورانی یاد میکند که مردم در کوچه و خیابان، روحانیت را به سخره میگرفتند و آنها حاشیه نشینان جامعه محسوب میشدند.
از نظر تحلیلگران، تجربههای سیاسی و سرکوبهای تاریخی میتواند بر تمایل به سختگیری در مواجهه با چالشها تأثیر بگذارند. در موضوع علی خامنهای نیز چنین خاطراتی در کنار گرایشهای بعدی او به ایدئولوژی انقلاب و مقاومت در برابر «استبداد»، هویت و شخصیت کنونی او را شکل دادهاند؛ شخصیتی که احتمالا هرگز حاضر نخواهد شد قدرتی که پس از آن خفت نصیب جامعه روحانیت ایران شده، از دست برود.
آرمانهای انقلابی خامنهای
برخی تحلیلگران به این موضوع اشاره دارند که فردی که هویت و مشروعیت خود را با «مبارزه علیه دشمن» تعریف کرده، در مواجهه با هر بحرانی نیز تمایل دارد که آن بحران را بهعنوان تهدیدهای قطعی برای نظام و شخص خود تلقی کند؛ نه صرفا اختلافات اجتماعی یا اعتراضات اقتصادی.
پیوند ایدئولوژیک خامنهای با آرمانهای انقلابی و روایت او از «مقاومت در برابر دشمنان خارجی» که طی سالها بارها آن را تکرار کرده نیز در همین چهارچوب تفسیر میشود. چرا که کوتاهآمدن ممکن است در نگاه او به تضعیف «جبهه مقاومت» ومشروعیت انقلابیاش تعبیر شود.
در واقع، هویت ایدئولوژیک و تاریخی او، مقاومت را نه فقط یک تاکتیک بلکه «ارزش مرکزی نظام» میداند.
بلوف یا لجبازی؟
گروهی دلیل مقاومتهای خامنهای در برابر معترضان را، نوعی لجبازی با جامعه و گروههای اپوزیسیون میدانند، اما مطالعات سیاسی حاکی از آن است که رفتار سردمداران خودکامه، اغلب نتیجه فشارهای ساختاری است تا ویژگیهای شخصی؛ اگرچه شخصیت میتواند نقش تسریعکننده داشته باشد.
واقعیت نیز این است که در نظامهایی با اقتدار بالا که نهادهای چانهزنی مستقل یا راه حلهای قانونی برای مصالحه ندارند، رهبران مستبد گزینههای زیادی جز انتخاب بین سرکوب یا فروپاشی ندارند.
تعبیر سخنان خامنهای به بلوف و یک تاکتیک سیاسی نیز تعبیر دیگری است. اگرچه این دیدگاه ممکن است برای کوتاهمدت درست باشد اما به نظر میرسد که او آنقدر به بقای نظام و مشروعیت ایدئولوژیکش باور دارد که احتمالا اقداماتش فراتر از بلوف باشد و تمام گزینههایش را با ملاحظات استراتژیک و ساختاری بسنجد.
قدرت مطلق، فساد مطلق
جا دارد یادی از جمله معروف جان اکتون، فیلسوف و مورخ انگلیسی شود که هشدار میداد: «قدرت فساد میآورد و قدرت مطلق، فساد مطلق میآورد».
خامنهای پس از ۳۶ سال حکومت در لباس رهبر جمهوری اسلامی آنهم در نظامی که بر ولایت «مطلقه» فقیه تاکید دارد و همواره واکنشش در مقابل معترضان، سرکوب و زندان و اعدام بوده، به مثال عینی این جمله تبدیل شده است.
قدرتی که او را حتی به این باور رساند که صراحتا اعلام کند که «خدا از زبان او» با دیگران صحبت میکرده است.
بیان همین ادعای روشن از زبان شخص خامنهای برای درک دلایل سرکوب مردم از سوی او کافیست؛ با این وجود یادآوری روایت کاترین شکدم، خبرنگار بریتانیایی-فرانسوی از دیدارش با خامنهای نیز جای تامل دارد.
خانم شکدم گفت که خامنهای خود را «خدایی در میان مردم» میداند و حتی از او پرسیده است که آیا خدا میتواند اقدام به «نسلکشی» و جنایت کند یا نه؟
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
ایشان تَروُر (Ishaan Tharoor)
واشنگتن پست – ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶
در بسیاری جهات، پیشتر نیز در چنین موقعیتی بودهایم. در جنبش سبز سال ۲۰۰۹، خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ و همچنین در ناآرامیهای متعدد میان این دو، شمار زیادی از ایرانیان در سراسر کشور به خیابانها آمدند تا علیه یک رژیم دینیِ مستقر و روزافزون نامحبوب، اعتراض کنند. اعتراضهای آنان ناکامیهای پروژه انقلابی فرسوده ایران و خشم گسترده مردمی را که خواستار آزادیهای بیشتر بودند، آشکار ساخت. پاسخ حکومت اما، سرکوبی سخت بود: قطعی ارتباطات، بازداشتهای گسترده و سرکوبهای مرگبار.
شاید همین الگو در روزهای آینده نیز تکرار شود، چراکه تظاهرات در هر ۳۱ استان ایران ادامه دارد. به گفته گروههای حقوق بشری، صدها نفر کشته و صدها تن دیگر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند. یک نهاد برجسته حقوق بشر که اوضاع را رصد میکند، روز شنبه هشدار داد که «یک کشتار در حال وقوع است».
خشونت دولتی هنوز موفق به خاموش کردن ناآرامیها نشده است؛ ناآرامیهایی که دو هفته پیش، در پی خشم عمومی از سقوط ارزش ریال جرقه خورد. خشم کسبه و بازاریان، به سرعت به لایههای گستردهتری از جامعه سرایت کرد.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، تلاش کرد بستههایی از حمایت اقتصادی را برای اقشار کمدرآمد ارائه دهد، اما این اقدام نتوانست اوضاع را آرام کند. برعکس، نشانهها حکایت از شدتگرفتن اعتراضات دارد؛ حرکتی که این بار با جسارت و خشم بیشترِ نسل جوانتری از ایرانیان شعله میکشد.
همکارم، یگانه تربتی، در گزارشی در آخر هفته نوشت: «شعارهای معترضان خواستار تغییرات بنیادین در نظام سیاسی است. در ویدیوهایی از شامگاه جمعه، گروههایی از مردم دیده میشدند که پرچم سلطنتطلبانه ایران، یعنی پرچم پیش از انقلاب ۱۹۷۹، را در دست داشتند. در یک ویدیو، مردی دیده میشد که روی یک بیلبورد بزرگ در تهران شعارهای حامی پادشاهی را اسپری میکرد.»
اما حاکمان ایران تنها با ناآرامی داخلی روبهرو نیستند. سالهای اخیرِ آشوب در منطقه، جمهوری اسلامی را آسیبپذیرتر کرده است. نیروهای نیابتیاش در لبنان و سوریه یا نابود شدهاند یا به شدت تضعیف گردیدهاند، در حالی که حملات آشکار اسرائیل در داخل ایران — از جمله ترورهای هدفمند — ضعف و فروپاشی نسبی رژیم را به نمایش گذاشته است. رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، هنوز از جایگاه ایران در خط مقدم «مقاومت» علیه سلطه آمریکا و توطئههای اسرائیل سخن میگوید، اما شمار فزایندهای از شهروندان عادی کشور، حاکمان را نهادی فاسد و ناکارآمد میدانند که درگیر حفظ منافع خود شده و توان حفظ امنیت ملی را از دست داده است.
عباس میلانی، تاریخپژوه ایرانیتبار و استاد دانشگاه استنفورد، تأکید میکند: «آنچه این لحظه را متمایز میکند، فروپاشی عمیق مشروعیت و افزایش مطالبه عمومی برای تغییر رژیم است.» او میافزاید: «نظامهای اقتدارگرا به همان اندازه که بر قدرت قهریه تکیه دارند، بر عنصر ترس نیز متکیاند — اما در مورد ایران، این ترس آشکارا تضعیف شده است.»
افزوده شدن موضع اعلامشده دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، مبنی بر آمادگی برای اقدام علیه رژیم ایران — که در اوایل ماه جاری با عملیات برکناری نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، مورد تأکید قرار گرفت — معادله را برای راهبردگذاران تهران بحرانیتر کرده است.
ولی نصر، استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جانز هاپکینز، مینویسد: «جمهوری اسلامی در تنگنا قرار گرفته است؛ از یکسو تهدید خارجی از آمریکا و اسرائیل و از سوی دیگر تهدید داخلی ناشی از قیامی فراگیر. راه گریزی آسان از این وضعیت وجود ندارد. فروپاشی کامل جمهوری اسلامی شاید قریبالوقوع نباشد، اما انقلاب ایران اکنون به نقطه پایان خود نزدیک میشود.»
کریم سجادپور و جک گلدستون در مقالهای در نشریه «آتلانتیک» توضیح دادهاند که چگونه شرایط کنونی بسیاری از شاخصهای لازم برای وقوع یک انقلاب را داراست؛ از جمله فروپاشی اقتصادی، انشقاق در میان نخبگان قدرت و نشانههای شورش مردمی فراگیر. آنان نوشتهاند: «جمهوری اسلامی امروز یک رژیم زامبیگونه است. مشروعیت، ایدئولوژی، اقتصاد و رهبران ارشد آن یا مردهاند یا در حال مرگاند. تنها نیروی بقای آن، خشونت مرگبار است. تنها عنصر غایب برای فروپاشی کامل، تصمیم نیروهای سرکوبگر است مبنی بر اینکه دیگر از این رژیم نفعی نمیبرند و بنابراین حاضر نیستند برای آن بکشند. خشونت میتواند مرگ رژیم را به تأخیر اندازد، اما نمیتواند قلبش را دوباره به تپش درآورد.»
آینده، پیچیده و پرمخاطره است. احتمال اقدام نظامی آمریکا پرسشهای جدیدی را پیش میآورد. حملات نمادین به برخی اهداف حکومتی احتمالاً قابل تحمل خواهد بود، اما نابودی کامل رهبران ارشد، خطر تشدید بیثباتی را دارد و ممکن است نیروهای تندروتر را به رأس قدرت برساند. علی واعظ، از گروه بینالمللی بحران، میگوید: «اگر آمریکا بیش از اندازه محتاط باشد، تأثیری نخواهد گذاشت؛ اما اگر بیش از حد پیش برود، ممکن است همهچیز را با عواقبی غیرقابلپیشبینی از هم بپاشد.»
این ابهام ممکن است دولتهای غربی را به سمت اولویت دادن به دیپلماسی به جای مداخله سوق دهد. هالی داگرِس، پژوهشگر ارشد اندیشکده واشنگتن در امور سیاست خاورمیانه، مینویسد: «جمهوری اسلامی با مجموعهای از چالشها روبهروست — از سایه احتمال درگیری مجدد با اسرائیل گرفته تا بحران جانشینی رهبری پس از آیتالله خامنهای و نیز تداوم اعتراضها. بسیاری از سیاستگذاران و تحلیلگران آمریکایی و غربی از چشمانداز تغییر در ایران هراس دارند، زیرا از ناشناختهها میترسند.»
در این میان، برخی چهرهها امیدوارند؛ از جمله رضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران که در مقالهای در «واشنگتن پست» آمادگی خود را برای هدایت «گذار مسئولانه به سوی دموکراسی» اعلام کرده است. او نوشته است: «تاریخ معمولاً نقاط عطف خود را از پیش اعلام نمیکند. اما امروز، نشانهها انکارناپذیرند.»
با این حال، همه با این خوشبینی همداستان نیستند. عباس امانت، استاد ممتاز تاریخ دانشگاه ییل و تاریخنگار برجسته ایران، میگوید: «این رژیم هنوز توانایی سرکوب معترضان را دارد، بهویژه چون نیروی مخالف سازمانیافته و مصممی وجود ندارد. پهلوی، با وجود همه تبلیغات، سرابی فریبنده است؛ او نه شخصیت لازم را دارد و نه پشتیبانی سازمانیافته.»
جعفر پناهی، فیلمساز سرشناس ایرانی که در خارج از کشور در تبعید نانوشته به سر میبرد، در گفتوگویی با نشریه «ورایتی»، نسبت به لفاظیهای تهاجمی ترامپ و وعدههای او برای مداخله خارجی در زمانی که رژیم مشروعیت خود را از دست داده، هشدار داد.
او گفت: «این رژیم در واقع از پیش سقوط کرده است... مردمی که این روزها در خیابانها اعتراض میکنند، میخواهند این سقوط را تحقق بخشند. حمایت بینالمللی میتواند مؤثر باشد، اما تا زمانی که خود مردم تصمیم نگیرند اقدامی کنند، هیچ تغییری رخ نخواهد داد... همهچیز باید از درون کشور و با اراده مردم شکل گیرد.»
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
جانا شوکیر، نایرا عبدالله و طلا رمضان / خبرگزاری رویترز / ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، اعلام کرد آمریکا ممکن است با مقامهای ایرانی دیدار کند و با اپوزیسیون ایران در تماس است؛ همزمان او در حال بررسی طیفی از پاسخهای شدید، از جمله گزینههای نظامی، به سرکوب خشونتآمیز اعتراضات در ایران است؛ اعتراضاتی که یکی از بزرگترین چالشها برای حاکمیت روحانیون از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ به شمار میرود.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روز دوشنبه در نشستی با سفیران خارجی در تهران که ترجمه انگلیسی آن ارائه شد، گفت: «ما هم برای جنگ آمادهایم و هم برای گفتوگو.»
ترامپ به رهبران ایران هشدار داده است که اگر نیروهای امنیتی به روی معترضان آتش بگشایند، ایالات متحده حمله خواهد کرد.
گروه حقوق بشری مستقر در آمریکا، هرانا (HRANA)، اعلام کرد مرگ ۴۹۰ معترض و ۴۸ نفر از نیروهای امنیتی را تأیید کرده و افزون بر ۱۰ هزار و ۶۰۰ نفر نیز بازداشت شدهاند.
ایران تاکنون آمار رسمی تلفات را اعلام نکرده و خبرگزاری رویترز نیز نتوانسته است این ارقام را بهطور مستقل تأیید کند.
ترامپ روز یکشنبه گفت ایران برای مذاکره درباره برنامه هستهای خود تماس گرفته است؛ برنامهای که اسرائیل و آمریکا در جریان جنگی ۱۲روزه در ماه ژوئن آن را بمباران کردند.
ترامپ در گفتوگو با خبرنگاران در هواپیمای «ایرفورس وان» گفت: «ایران میخواهد مذاکره کند، بله. ممکن است با آنها دیدار کنیم. یک دیدار در حال هماهنگی است، اما ممکن است به دلیل آنچه پیش از این دیدار در حال رخ دادن است، ناچار به اقدام شویم. با این حال، دیداری در حال تنظیم است. ایران تماس گرفته و خواهان مذاکره است.»
یک مقام آمریکایی روز یکشنبه به رویترز گفت ترامپ قرار است روز سهشنبه با مشاوران ارشد خود برای بررسی گزینهها درباره ایران دیدار کند. روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داده بود که این گزینهها شامل حملات نظامی، استفاده از سلاحهای محرمانه سایبری، گسترش تحریمها و ارائه کمکهای آنلاین به منابع ضدحکومتی است.
ترامپ در ایرفورس وان به خبرنگاران گفت: «ارتش در حال بررسی موضوع است و ما نیز برخی گزینههای بسیار قوی را بررسی میکنیم.»
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، به واشنگتن درباره «محاسبه اشتباه» هشدار داد.
او که از فرماندهان پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، گفت: «بگذارید روشن بگویم: در صورت هرگونه حمله به ایران، سرزمینهای اشغالی (اسرائیل) و همچنین همه پایگاهها و کشتیهای آمریکا، هدف مشروع ما خواهند بود.»
دهها کیسه جنازه
اعتراضات از ۲۸ دسامبر و در واکنش به افزایش سرسامآور قیمتها آغاز شد و سپس به اعتراض علیه حاکمان روحانی تبدیل شد که از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ قدرت را در دست دارند.
ایرانیانی که برای تأمین معیشت خود با مشکل روبهرو هستند، بهطور فزایندهای نسبت به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی — که منافع اقتصادی گستردهای در حوزههایی چون نفت و گاز، ساختوساز و مخابرات دارد و ارزش آنها به میلیاردها دلار میرسد — خشمگین شدهاند.
قربانیان اعتراضات / کهریزک، مربوط به شنبه ۲۰ دی / ویدیو مربوط به روتبرز نیست. وحیدآنلاین آن را منتشر کرده
تلویزیون دولتی ایران روز دوشنبه تصاویر زندهای از حضور جمعیت گسترده در مراسم تشییع نیروهای امنیتی کشتهشده در شاهرود و همچنین تجمعات حامی دولت در شهرهایی مانند کرمان، زاهدان و بیرجند پخش کرد که به گفته این رسانهها «در محکومیت رویدادهای تروریستی اخیر» برگزار شده بودند. این رسانه همچنین پیامهایی از سوی مقامهای ارشد مختلف پخش کرد که مردم را به حضور در خیابانها در روز دوشنبه دعوت میکردند.
به گزارش رسانههای دولتی، مقامهای ایرانی آمریکا و اسرائیل را به دامن زدن به ناآرامیها متهم کرده و خواستار برگزاری راهپیمایی سراسری در روز دوشنبه برای محکوم کردن «اقدامات تروریستی به رهبری ایالات متحده و اسرائیل» شدند.
عراقچی گفت پس از افزایش خشونتهای مرتبط با اعتراضات در آخر هفته، وضعیت در ایران «بهطور کامل تحت کنترل» است. او افزود هشدار ترامپ به تهران مبنی بر اقدام در صورت خونین شدن اعتراضات، «تروریستها» را تحریک کرده تا معترضان و نیروهای امنیتی را هدف قرار دهند و زمینه مداخله خارجی را فراهم کنند.
از روز پنجشنبه و بهدنبال قطع اینترنت، جریان اطلاعات از ایران با اختلال جدی روبهرو شده است. ترامپ روز یکشنبه گفت با ایلان ماسک درباره بازگرداندن دسترسی اینترنت در ایران از طریق خدمات ماهوارهای استارلینک گفتوگو خواهد کرد.
عراقچی گفت خدمات اینترنتی با هماهنگی نهادهای امنیتی از سر گرفته خواهد شد.
ویدئوهایی که روز شنبه در شبکههای اجتماعی از تهران منتشر شد، جمعیتهای بزرگی را نشان میداد که شبانه در حال راهپیمایی، کفزدن و سردادن شعار بودند. در یکی از این ویدئوها مردی شنیده میشود که میگوید: «این جمعیت نه آغاز دارد و نه پایان.»
تلویزیون دولتی تصاویری از دهها کیسه جنازه بر روی زمین در پزشکی قانونی تهران پخش کرد و اعلام داشت کشتهشدگان قربانی رویدادهایی بودهاند که توسط «تروریستهای مسلح» رقم خورده است. همچنین تصاویری از خانوادههایی پخش شد که بیرون از مرکز پزشکی قانونی کهریزک در تهران برای شناسایی اجساد عزیزان خود تجمع کرده بودند.
رویترز این مکانها را تأیید کرده است.
مقامها روز یکشنبه، بنا بر گزارش رسانههای دولتی، سه روز عزای عمومی «در بزرگداشت شهدای کشتهشده در مقاومت در برابر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی» اعلام کردند.
سه منبع اسرائیلی که در نشستهای مشورتی امنیتی اسرائیل در آخر هفته حضور داشتند، گفتند اسرائیل در حالت آمادهباش بالا قرار دارد؛ با توجه به احتمال هرگونه مداخله آمریکا.
اسرائیل و ایران در ژوئن ۲۰۲۵ وارد جنگی ۱۲روزه شدند که طی آن ایالات متحده نیز با حمله به تأسیسات هستهای ایران بهطور کوتاهمدت وارد درگیری شد. ایران در پاسخ، موشکهایی به سوی اسرائیل و یک پایگاه هوایی آمریکا در قطر شلیک کرد.
«آشوبگران و تروریستها»
در حالی که مقامهای ایرانی پیشتر از اعتراضات گذشته جان سالم به در بردهاند، اعتراضات اخیر در شرایطی رخ داده که تهران هنوز از پیامدهای جنگ سال گذشته رهایی نیافته و جایگاه منطقهای آن نیز در پی ضربه به متحدانی چون حزبالله لبنان از زمان حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ علیه اسرائیل تضعیف شده است.
ناآرامیهای ایران همزمان با نمایش قدرت ترامپ در عرصه بینالمللی رخ میدهد؛ او پیشتر نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، را کنار زده و حتی درباره تصاحب گرینلند از طریق خرید یا زور سخن گفته است.
آلن آیر، دیپلمات پیشین آمریکایی و کارشناس امور ایران، احتمال سرنگونی حاکمیت بر اثر این اعتراضات را کمدانست.
او به رویترز گفت: «به نظر من محتملتر این است که حکومت در نهایت این اعتراضات را سرکوب کند، اما از این روند بسیار ضعیفتر بیرون بیاید.» او افزود که نخبگان حاکم ایران همچنان منسجم به نظر میرسند و اپوزیسیون سازمانیافتهای وجود ندارد.
ترامپ روز شنبه در پیامی در شبکههای اجتماعی نوشت: «ایران در آستانه آزادی است؛ شاید مانند هر زمان دیگری در گذشته. ایالات متحده آماده کمک است!!!»
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
جان گمبریل / خبرگزاری آسوشیتدپرس / ۱۱ ژانویه ۲۰۲۶
فعالان حقوق بشر اعلام کردهاند که در پی سرکوب اعتراضات سراسری در ایران، دستکم ۵۳۸ نفر کشته شدهاند و بیم آن میرود شمار واقعی کشتهشدگان بسیار بیشتر باشد. همزمان، تهران هشدار داده است که در صورت استفاده آمریکا از نیروی نظامی برای حمایت از معترضان، نیروهای آمریکایی و اسرائیل «اهداف مشروع» ایران تلقی خواهند شد.
بر اساس گزارش “خبرگزاری فعالان حقوق بشر” (هرانا) مستقر در آمریکا، که در سالهای اخیر در پوشش اعتراضات ایران سابقه درستی دارد، در جریان دو هفته اعتراضات اخیر بیش از ۱۰ هزار و ۶۰۰ نفر بازداشت شدهاند. این منبع اعلام کرده از میان کشتهشدگان، ۴۹۰ نفر از معترضان و ۴۸ نفر از نیروهای امنیتی بودهاند.
با قطع اینترنت و خطوط تلفن در ایران، ارزیابی دقیق اعتراضات از خارج کشور دشوارتر شده است و خبرگزاری آسوشیتدپرس امکان راستیآزمایی مستقل این آمار را ندارد. دولت ایران تاکنون آماری رسمی از تلفات ارائه نکرده است.
فعالان و ناظران خارج از کشور نگراناند که این قطع ارتباطات، به نیروهای تندرو در نهادهای امنیتی ایران برای ادامهی سرکوب خونین جسارت بیشتری داده باشد. روز یکشنبه نیز معترضان بار دیگر در خیابانهای پایتخت و دومین شهر بزرگ کشور به خیابانها آمدند.
واکنش ایالات متحده
رئیسجمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، در پیامی در شبکههای اجتماعی از معترضان حمایت کرده و نوشته است: «ایران در آستانهی آزادی است، شاید مانند هیچ زمانی در تاریخ خود. آمریکا آمادهی کمک است!»
منابع آگاه از گفتوگوهای داخلی کاخ سفید که نخواستند نامشان فاش شود، گفتهاند ترامپ و تیم امنیت ملی او در حال بررسی گزینههایی از جمله حملات سایبری و حتی حملات مستقیم توسط نیروهای آمریکایی یا اسرائیلی علیه ایران هستند. با این حال، هنوز تصمیم نهایی در این خصوص اتخاذ نشده است و کاخ سفید از اظهارنظر در این باره خودداری کرده است. حضور گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه کارائیب نیز یکی از عوامل تأثیرگذار بر تصمیمات پنتاگون و تیم امنیت ملی ترامپ اعلام شده است.
تهدیدهای جدید در مجلس ایران
تهدید ایران علیه نیروهای آمریکایی و اسرائیلی در جریان سخنرانی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و از چهرههای تندرو که پیشتر نامزد ریاستجمهوری نیز بوده، مطرح شد.
قالیباف در سخنان خود اسرائیل را «سرزمین اشغالی» خوانده و گفت: «در صورت هرگونه حمله به ایران، هم سرزمین اشغالی و هم تمامی مراکز، پایگاهها و کشتیهای آمریکایی در منطقه اهداف مشروع ما خواهند بود. ما خود را محدود به واکنش پس از حمله نمیدانیم و بر اساس هر نشانهی عینی از تهدید، اقدام خواهیم کرد.»
پس از این سخنان، نمایندگان مجلس در صحن علنی شعار «مرگ بر آمریکا» سر دادند.
تحلیلگران میگویند مشخص نیست تهدید ایران تا چه اندازه جدی است؛ بهویژه پس از آنکه سامانههای پدافند هوایی این کشور در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ماه ژوئن نابود شد. تصمیم نهایی برای ورود به جنگ، طبق ساختار قدرت ایران، تنها در اختیار رهبر جمهوری اسلامی آیتالله علی خامنهای ۸۶ ساله است.
ارتش آمریکا در بیانیهای گفته است در خاورمیانه «دارای نیروهایی با گسترهی کامل توان رزمی برای دفاع از نیروها، شرکای منطقهای و منافع ایالات متحده» است. ایران در ماه ژوئن پایگاه هوایی العدید در قطر را هدف حملات موشکی قرار داد. ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا نیز در بحرین مستقر است.
در همین حال، یک مقام اسرائیلی که بهدلیل نداشتن مجوز رسمی خواست نامش فاش نشود، اعلام کرد اسرائیل «بهدقت در حال رصد» تنش میان آمریکا و ایران است. نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، نیز در گفتوگویی با وزیر خارجه آمریکا مارکو روبیو درباره ایران مذاکره کرده است.
نتانیاهو گفت: «ملت اسرائیل و جهان شاهد شجاعت بینظیر مردم ایران هستند.»
در واتیکان، پاپ لئو چهاردهم نیز ایران را از جمله مناطقی دانست که «تنشهای جاری همچنان جانهای بسیاری را میگیرد» و ابراز امیدواری کرد که گفتگو و صلح در مسیر خیر جمعی جامعه پرورش یابد.
واکنشهای جهانی
در چند پایتخت جهان تجمعهایی در حمایت از معترضان ایرانی برگزار شد. سخنگوی دبیرکل سازمان ملل آنتونیو گوترش گفت او از گزارشهای مربوط به خشونت علیه معترضان و «دهها کشته» شوکه شده و از مقامهای ایرانی خواسته است نهایت خویشتنداری را نشان دهند و ارتباطات اینترنتی را بازگردانند.
اعتراضات در تهران و مشهد
ویدئوهای منتشرشده در اینترنت – که گمان میرود از طریق ترمینالهای ماهوارهای استارلینک ارسال شده باشند – تجمعهای معترضان را در محله پونک در شمال تهران نشان میداد. در آنجا نیروهای امنیتی خیابانها را مسدود کرده بودند و معترضان با تلفنهای همراه روشن خود نورافشانی میکردند و صدای کوبیدن فلز و انفجار ترقهها به گوش میرسید.
خبرگزاری فعالان حقوق بشر (هرانا) گزارش داد: «الگوی اعتراضات در پایتخت عمدتاً بهصورت تجمعهای پراکنده، کوتاهمدت و سیال درآمده است؛ رویکردی که در واکنش به حضور گسترده نیروهای امنیتی و افزایش فشار میدانی شکل گرفته. گزارشهایی از پرواز پهپادهای نظارتی و تحرکات نیروهای امنیتی در اطراف محلهای تجمع دریافت شده که نشانگر استمرار کنترل و پایش امنیتی است.»
در مشهد، دومین شهر بزرگ ایران در ۷۲۵ کیلومتری شمال شرقی تهران، تصاویری از درگیری معترضان با نیروهای امنیتی منتشر شده است. اعتراضاتی در کرمان نیز در حدود ۸۰۰ کیلومتری جنوبشرقی تهران گزارش شده است.
تلویزیون دولتی ایران روز یکشنبه صبح خبرنگاران خود را در خیابانهای تعدادی از شهرها به تصویر کشید تا صحنههایی از آرامش نشان دهد، اما تهران و مشهد در میان این شهرها نبودند.
لحن تندتر مقامات
در ادامهی لفاظیهای دولتی، علی لاریجانی، مقام ارشد امنیتی، برخی معترضان را متهم کرد که «دست به کشتن مردم یا سوزاندن آنان زدهاند»، و این رفتار را مشابه اقدامات داعش دانست.
تلویزیون دولتی همچنین تصاویری از تشییع پیکر نیروهای کشتهشده امنیتی پخش کرد و گزارش داد شش نفر دیگر از آنان در کرمانشاه کشته شدهاند. در استان فارس ۱۳ نفر و در استان خراسان شمالی هفت نیروی امنیتی جان باختهاند. تلویزیون تصاویر کامیونی پر از کیسههای جسد و سپس صحنههایی از سردخانهها را نشان داد.
حتی مسعود پزشکیان رئیسجمهوری اصلاحطلب ایران، که پیش از اوجگیری اعتراضات تلاش داشت خشم عمومی را مهار کند، در گفتوگویی تلویزیونی لحن تندتری اتخاذ کرد و گفت: «مردم نگرانیهایی دارند؛ باید با آنان بنشینیم و اگر وظیفه ماست، مشکلاتشان را حل کنیم. اما وظیفهی بزرگتر ما این است که نگذاریم گروهی آشوبگر کل جامعه را از میان ببرد.»
ریشه اعتراضات
اعتراضات از تاریخ ۲۸ دسامبر و در پی سقوط ارزش ریال ایران آغاز شد؛ پول ملی اکنون به نرخ بیش از یک میلیون و چهارصد هزار ریال در برابر هر دلار معامله میشود. فشار سنگین تحریمهای بینالمللی – که بخشی از آن بهدلیل برنامه هستهای ایران اعمال شده – اقتصاد کشور را به شدت تحت فشار گذاشته است. این اعتراضات به سرعت شدت گرفت و به شعارهایی علیه کلیت نظام جمهوری اسلامی تبدیل شد.
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
س.ساسان
قطع اینترنت در ایران و امکانات استارلینک، از تخیل تا واقعیت
بدنبال اعتراضات سراسری در ایران و مسدود کردن اینترنت، اخبار گوناگون در شبکه های رسمی و مجازی در مورد استارلینک و امکانات آن برای پیوند به شبکه جهانی اینترنت پخش می شود. هدف این نوشته، آشنایی با امکانات و محدودیت های استارلینک و راستی آزمایی امکان اتصال “بدون واسطه” به اینترنت است.
هر بار که از ایلان ماسک و یا از قول او در شبکههای اجتماعی اعلام میشود استارلینک برای ایران، فعال و آزاد شده ، موجی از امید، تردید و برداشت های نادرست براه میافتد. بسیاری تصور میکنند اینترنتی آزاد، بدون نیاز به تجهیزات خاص و خارج از کنترل دولتها، مستقیماً از آسمان به گوشیهای مردم میرسد. اما در واقعیت، استارلینک نه آنقدر ساده است و نه آنقدر “رهاییبخش”.
در زیر به زبانی ساده در مورد شیوه کارکرد استارلینک، سخت افزار و تجهیزات لازم صحبت می کنیم.
استارلینک چگونه کار میکند؟
استارلینک شبکهای از هزاران ماهواره در «مدار پایین زمین» یا LEO است. ماهوارههایی که در ارتفاع حدود ۵۵۰ کیلومتری زمین حرکت میکنند. این فاصلهٔ کم در مقایسه با ماهوارههای سنتیِ ( ارتفاع ۳۶ هزار کیلومتری) باعث کاهش شدید تاخیرLatency در ترافیک بین ماهواره و کاربر میشود که برای تبادل داده ها و اتصال به اینترنت ضروری است.
اما این فقط نیمی از ماجراست. برخلاف تصور عمومی، استارلینک اینترنت را مستقیماً به موبایل یا کامپیوتر نمیدهد. ارتباط میان کاربر و ماهواره از طریق زنجیرهای از تجهیزات برقرار میشود که نقطهٔ کلیدی آن روی زمین قرار دارد.
چگونگی برقرای پیوند فضا و زمین؟
از نظر تکنیکی، برای برقراری اتصال “زمینی” به شبکه استارلینک دو شیوه یا مدل وجود دارد. مدل اصلی و مدل یا قابلیتی به نام D2C.
مدل اصلی با تمامی امکانات و قابلیتها
در مدل اصلی استارلینک، گوشی یا لپتاپ هیچ ارتباط مستقیمی با ماهواره ندارد.
کاربر از طریق Wi-Fi یا کابل به یک روترخانگی/محلی وصل میشود. روتر به دیش استارلینک متصل است. دیش با امواج رادیویی خاص (Ku/Ka) به ماهوارههای در حال حرکت در مدار پایین زمین ارتباط برقرار میکند. و در نهایت دادهها از طریق ایستگاههای زمینی وارد اینترنت جهانی میشوند (نگاه کنید به تصویر زیر). در کنار تمامی اینها، باید حق اشتراک استفاده از این خدمات هم به آقای ایلان ماسک SpaceX پرداخت شود.
فرض کنیم ماهواره های ماسک (شرکت SpaceX) به میزان و تعداد کافی بالای آسمان ایران وجود دارد، ایستگاه زمینی هم در دسترس است و گیرنده/دیش هم برای هر خانواده و یا محل کار موجود است، و اتصال از طریق کابل یا Wi-Fi هم عملی است، اگر تمای این امکانات موجود باشد، آقای ماسک می تواند استفاده از خدمات اتصال به اینترنت را رایگان کند و کاربر بدون پرداخت حق اشتراک به استارلینک وصل شود.

User → Router → Starlink Dish → LEO Satellite → Ground Station → Global Internet
D2C، Direct-to-Cell ارتباط بدون دیش
در پی مسدود شدن اینترنت در ایران، کلیپی در شبکه های مجازی دست به دست میشود که با چند کلیک بر روی موبایل، کاربر را به استارلینک و اینترنت وصل می کند. آیا عیاری از حقیقت در این کلیپ وجود دارد؟
در سالهای اخیر، استارلینک قابلیتی به نام D2C معرفی کرده است. در این مدل، ماهوارهها میتوانند مستقیماً بدون نیاز به دیش، با موبایلهای معمولی ارتباط برقرار کنند،. این ویژگی در نگاه اول شبیه تحقق رویای «اینترنت ماهوارهای مستقیم روی گوشی» است، اما این شیوه، محدودیتهای جدی دارد.
D2C از همان امکانات داخل گوشی استفاده میکند، همان سختافزاری که برای 4G و 5G طراحی شده است. این یعنی استفاده از فرکانسهای مجوزدار، وابستگی به سیمکارت موجود در موبایل، و همکاری کامل با اپراتورهای محلی. به همین دلیل است که D2C فقط در کشورهایی فعال میشود که اپراتورهای موبایل با استارلینک همکاری کردهاند.
کوتاه اینکه؛ تکنیک Direct-to-Cell استارلینک، تنها در همکاری با اپراتورهای موبایل محلی امکانپذیر است و خوب میدانیم که چنین همکاری بین شرکت های ایرانی و استارلینک وجود ندارد. فقط چند کشور و کمپانی در جهان هستند که با استارلینک چنین همکاری ای دارند. امریکا، کانادا و اوکراین از آن جمله اند.
در این شیوه ارتباط، سرعت و پهنای باند بسیار محدود است. امکان تماس ویدیوئی، ارسال ویدئو و نظایر آن وجود ندارد. D2C برای ارسال پیام نوشتاری مناسب است و نه اتصال به شبکه جهانی اینترنت به معنای متداول آن.
دولتها تا چه حد میتوانند استارلینک را مهار کنند؟
استارلینک کنترل دولتها بر اینترنت را از بین نمیبرد، اما آن را دشوارتر و پرهزینهتر میکند.
نخستین کاری که دولت ها می توانند انجام دهند، جلوگیری از ورود قانونی این فناوری و تجهیزات لازم مثل دیش و همچنین برپایی و بکار اندازی دکل یا ایستگاه های زمینی Ground Station مورد نیاز برای برقراری ارتباط ماهواره ها با شبکه اینترنت است (به شکل بالا نگاه کنید). علیرغم این محدودیت، گفته میشود، حدود ۵۰۰۰۰ دیش استارلینک در ایران وجود دارد که عموما به طور قاچاق وارد ایران شده است.
برای عملکرد خوب استارلینک در ایران و پوشش کامل کشور، شاید حدود ۳ ایستگاه زمینی یا دکل برای ارتباط با ماهواره ها و اینترنت، مورد نیاز است. بواسطه غیر قانونی بودن استارلینک در ایران، هیچ ایستگاه زمینی در ایران وجود ندارد و ارتباط کاربران با اینترنت از طریق کشورهای همسایه، مثل ترکیه،،، و امارات انجام میشود. توجه داشته باشیم که فاصله کاربر/دیش با دکل استارلینک بر کیفیت و سرعت اینترنت تاثیر میگذارد.
در کنار محدودیت های برشمرده، دولت ها می توانند، با پارازیت انداختن، Signal Jamming روی سیگنال استارلینک، ارتباط با اینترنت را محدود و حتی مسدود کنند و ظاهرا این اتفاقی است که در چند روز پیش در ایران افتاده است. پارازیت انداختن روی سیگنال استارلینک نیازمند تجهیزات پیشرفته و معمولاً محدود به مناطق خاص است.
جمعبندی
استارلینک کلاسیک میتواند زیرساخت ملی اینترنت را دور بزند، اما نیازمند تجهیزات است. در ایران این تجهیزات دور از چشم مسئولین خرید و فروش می شود.
پارازیت فرستادن توسط دولت ها و مختل کردن ارتباط اینترنتی سخت و پر هزینه است. اما کاملا ممکن است.
ارتباط با اینترنت با روش D2C یعنی اتصال مستقیم موبایل به استارلینک بدون مشارکت و همکاری شرکت های موبایل داخلی، امکان پذیر نیست.
آنچه در چند روز گذشته در مورد آزاد گذاشتن استارلینک برای کمک به مردم ایران می شنویم، بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و نه عملی. حرف و تصمیم ماسک فقط به این معناست که برای مدتی محدود، از ایرانیان حق اشتراک نمی گیرد. این به معنای دسترسی آزاد و بدون درد سر به اینترنت نیست.
استارلینک یک امکان فنی ایجاد میکند، نه یک معجزهٔ سیاسی.
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
![]() |
در فرهنگ ایرانیان و به ویژه فرهنگ سیاسی، امر دخالت خارجی در امور داخلی بسیار حساسیت برانگیز و پرداختن به آن چون رفتن روی میدان مین است. پیشینه تاریخی آن که چرا این حساسیت وجود دارد، برای هر ایرانی کمابیش روشن است؛ دخالتهای روسیه، بریتانیا در قرن هجدهم و نوزدهم در ایران دوره قاجار و یا دخالت آمریکا در قرن بیستم و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نمونههایی هستند غیرقابل انکار که در حافظه تاریخی ما ثبت شدهاند.
در این نوشته میخواهم خواننده را به بازنگری دیدگاهها پیرامون این مقوله و ارزیابی آن از نگاهی دیگر دعوت کنم تا شاید به دیدگاههای تازهای دست یابیم. در نگاه و عمل بسیاری از مردم و فعالان سیاسی برخی باورها آن قدر در ذهن تکرار شدهاند که کسی تردید در درستی آنها ندارد. این گونه است که تابوها ساخته شدهاند و میشوند. تابو کار ذهن انسان را آسان میکند چون نیازی به اندیشه ندارد و از ابتدا تا ابد تکلیف خود را میداند. اندیشه زحمت دارد و درگیری با ناشناختهها را به دنبال خود میآورد. اما تابو یک پاسخ همیشگی دارد. این را هم باید گفت که رفتار بر اساس تابوها یک ویژگی نیرومند و برجسته انسان دین مدار و اندیشه گریز است.
اگر به تاریخ کنونی خود بنگریم، تابوهای زیادی مییابیم. یکی همین تابوی بد بودن دخالت خارجی است. دخالت خارجی در امور داخلی یک کشور بد است. تابویی دیگر “وابستگی اقتصادی به خارج” است و ما باید کاملا مستقل باشیم و از میخ تا ماهواره را خود بسازیم. اگر بگردیم باز هم از این تابوها مییابیم. یکی دیگر که خیلی هم حساسیت برانگیز است، مساله خودمختاری اقلیتهای قومی، ربط دادن این بحث کاملا بجا به جداییطلبی و ایستادگی بر یک پارچگی ارضی ایران است. این تابو آنچنان محکم است که تردید بر آن سیلی از ناسزا و برافروختگی آریایی رگ گردن به همراه میآورد. در حالی که اگر کسی اعتقاد بدون چون و چرا به حقوق بشر داشته باشد، باید این را نیز بپذیرد که حق تعیین سرنوشت مردم بخش نیرومند حقوق بشر است. مردمی که کشور خود را میخواهند بسازند، حق آنهاست که چنین کنند و از جغرافیای سیاسی ایران بیرون روند. این حق آنهاست. هر چند که من خود شیفته تنوع فرهنگی، قومی و زبانی ایران هستم و بی شمار میتوانم استدلال برای حفظ این جغرافیا بیاورم، اما اگر مردم در جایی از کشور در شرایط دمکراتیک و با رای آزاد به جدایی رای دهند، باید آن را بدون تردید پذیرفت.
به هر کدام این تابوها بپردازیم، خواهیم دید که اینها تا چه میزان در جهان امروز در سده بیستویکم پرت هستند و تعصب روی اینها چگونه تا امروز و تا همین لحظه به منافع ملی ایران و مردم آسیبهای جدی زده است.
برگردیم به مورد دخالت خارجی که موضوع اصلی ما در اینجاست. من ادعا بر کامل بودن این بحث ندارم و هدف من جدا از ضرورت تاریخی در این روزهای حساس، دعوت به ادامه بحث، گسترش و شکافتن آن در زمینههایی است که از دید من دور مانده و درگیری اندیشه است.
چند گزاره رایج پیرامون دخالت خارجی را برشماریم:
- اپوزیسیون ایران باید مستقل و بدون وابستگی به خارج باشد. دولت از نوع چلبی در عراق را نمیخواهیم.
- کودتای ۲۸ مرداد آمریکا و بریتانیا در ایران را فراموش نکردهایم.
- دخالت خارجی و به ویژه آمریکا و ناتو در عراق، لیبی و افغانستان را دیدهایم که به کجا میانجامد.
- دمکراسی را نمیتوان از خارج وارد و در کشوری برقرار کرد. به افغانستان بنگریم.
- دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا گفته است که در صورتی که حکومت جنایت اسلامی بر روی مردم سلاح بکشد، آمریکا در دفاع از مردم دخالت خواهد کرد. دیروز شنبه ۱۹ دی ماه هفت شخصیت سیاسی و فرهنگی با شروع کشتار مردم از سوی حکومت اسلامی از دونالد ترامپ خواستند بلافاصله به حرف خود عمل کند.
یک گزاره دیگر نیز لازم داریم:
- هر دولت ملی وظیفهاش دفاع از منافع ملی و ملت خود است و وظیفهای در برابر دیگر کشورها ندارد. این کف ارزشی سیاست خارجی کشورهاست. حال اگر با پیشرفت تمدنی و انعکاس ارزشهای انسانی در سیاست خارجی، کشوری پا را فراتر گذاشته و کاری انساندوستانه در جهت یاریرسانی بدون چشم داشت برای کشوری دیگر و مردمی دیگر انجام دهد، این را میتوان ارزشمند دانست. اما نمیتوان توقع اساسی داشت که این یا آن کشور باید این یا آن کار را انجام دهد. البته این سخنان بیشتر در مورد دولتهای دمکراتیک صادق است. دولت استبدادی به مردم خود نیز توجه ندارد چه رسد به مردم جایی دیگر.
تابومندان (آنهایی که رفتارشان بر اساس تابوهاست و نه اندیشه مستقل در زمان و مکان مشخص) باید به این پرسش پاسخ دهند که چرا آن زمان که دولت آمریکا یک هواپیمای باری نظامی کمک برای زلزله زدگان بم فرستاد همه بهبه و چهچه کردند و کسی به دخالت خارجی اعتراض نکرد؟ البته به خاطر دارم که بسیاری از همان تجهیزات سر از بازارهای تهران درآوردند و در بم هنوز بسیاری در کانکسهای موقت زندگی میکنند. این بیمهری با مردمان زلزلهزده از سوی حکومت اسلامی و دزدان سرگردنه آن هیچ گاه از سوی سیاسیون ایرانی مورد توجه قرار نگرفته است. اما وقتی آمریکا بخواهد بر سر حکومت جهل و جنایت اسلامی که در همین لحظه در حال کشتار مردم ایران است، بکوبد، سروصدایشان در میآید و سریع جنایتهای آمریکا در اینجاو آنجا را به یاد خلقالله میآورند. البته این منتقدین از همه ابزارهایی که همان دولت و وزارت دفاع آمریکا بدون چشم داشت در اختیار مردم جهان قرار داده است استفاده کرده و انتقاد خود را به گوش خلقالله میرسانند.
حاشیهروی پلمیک: کدام یک از خوانندگان میداند که تکنولوژی اینترنت، پروتکل TCP، تکنولوژی مسیریابی GPS و تمام ماهوارههای آن که شبانه روز دور کره زمین میچرخند و برخی چیزهای دیگر، اختراع وزارت دفاع آمریکا و امتیازهای آنها در انحصار آنها بود که اکنون بدون هیچ هزینههای در اختیار بشریت در جهان قرار دادهاند؟
شاید یکی به ذهنش برسد و بگوید که کمک بشردوستانه با دخالت نظامی تفاوت دارد. خب! پس از دولت امپریالیستی آمریکا (بگذارید با واژه رایج سخن بگوییم) نیز کمک بشردوستانه بر میآید. پس تابوهای خود را بازنگری کنید!
امروز منافع آمریکا و از جمله منافع شخصی رییس جمهور خودشیفته و عجیب و غریبش به گونهای قرار گرفتهاند که در راستای منافع جنبش مردم ایران برای سرنگونی و گذار از حکومت آخوندی هستند. تابومندان بگویند که چرا نباید از این موقعیت مناسب بهره برد و مهر پایان بر رژیم جنایت اسلامی زد. در حاشیه نیز باید تاکید داشت که اتفاقا رژیم آخوندی در زمینه تقویت این تابو بسیار هم فعال است و برای حفظ قدرت خود باید هم باشد.
نمونههای دخالت نظامی در تاریخ
نخستین نمونههایی که به سرعت به ذهن فعال سیاسی ایرانی میرسد، نمونههای بیشمار دخالتهای به ویژه آمریکا و بریتانیا در قرن بیستم است، چون جنگ امریکا در کره و ویتنام، کودتاهای نظامی با کمک آمریکا و بریتانیا در آمریکای مرکزی و جنوبی و غیره. اگر هم عقبتر رود به قدرتهای استعماری قرن هجدهم و نوزدهم چون بریتانیا، اسپانیا، پرتغال، هلند و چند جای دیگر میرسد. در این میان البته ما ایرانیها عادت نداریم به گذشته استعماری خود نگاه کنیم و برعکس آن را تاریخ پرافتخار مینامیم. برخی از سیاسیون امروزی ما حتی به دخالتهای تروریستی حکومت اسلامی در منطقه و برقراری هلال شیعی نیز زیاد کاری نداشتهاند و برایشان در راستای سیاست آمریکاستیزی و اسراییلستیزی این کارها مثبت نیز بوده است و همواره تا امروز سکوت کردهاند. خود برشمارید نیروهای سیاسی ایرانی که جنایت حماس در ۷ اکتبر و قتل عام مردم بیپناه که به یک کنسرت رفته بودند را بدون اما و اگر در همان روزهای نخستین محکوم کرده باشد. بگذریم!
از این روست که در ذهن فعال سیاسی ایرانی تابویی به نام “عدم دخالت خارجی” ساخته شده است که به هیچ رو حاضر به بازنگری آن نیست. البته درست دانستن همیشگی دخالت خارجی در امور کشوری دیگر نیز تابوی دیگری است که البته زیاد مورد اختلاف نیست و کسی دوست ندارد دست نشانده قدرت خارجی نامیده شود. چرا اینها را تابو میدانم؟ چون بر اساس تحلیل لحظه با بهکارگیری تجربه و دانش نیست. حکمی صادر میشود که برای همیشه اعتبار دارد.
من اعتقاد چندانی به آوردن نمونههای تاریخی برای اثبات درستی یا نادرستی یک سخن ندارم و این کار را اشکال رایج روش تحلیل میدانم. هر مورد اجتماعی ویژه و تک است و نمونه دوم برای الگوبرداری ندارد. اما از آنجایی که این روش در میان تحلیل گران سیاسی بسیار رایج و ملموس است، از آن استفاده و چند نمونه تاریخی را میآورم.
اگر تاریخ را درست و کامل بخوانیم میبینیم که اتفاقا دخالت نظامی خارجی بود که به مصیبت فاشیسم و نازیسم در اروپا به ویژه در آلمان و ایتالیا پایان داد. اکثریت مردم در اروپای دوران جنگ جهانی دوم حامی حکومتهای فاشیستی خود بودند. در این راستا از آلمان، ایتالیا، اسپانیا و فرانسه به روشنی میتوان نام برد. حال این حکومتها چه با رای مردم چون آلمان و ایتالیا به قدرت رسیده بودند و چه با اشغال نظامی اولیه و پشتیبانی یا سکوت اکثریت مردم در تایید آن، چون فرانسه.
در فرانسه دولت ویشی با وجود جنبش نیرومند پارتیزانی، با مقاومت جدی مردم فرانسه روبرو نشد و از همین رو تا روز آخر برسر کار بود. ژنرال دوگل نیز در تبعید بریتانیا به سازماندهی جنبش مقاومت مشغول بود. او با کمک نظامی آمریکا و بریتانیا به فرانسه توانست دولت ویشی را سرنگون و کشور را آزاد کند. آیا فرانسه از آن زمان تا امروز یک دولت دست نشانده و غیردمکراتیک است؟ آیا نیروهای آمریکا و بریتانیا در کشور ماندند و منافع خود را در فرانسه تثبیت کردند یا در نخستین فرصت کشور را تخلیه و به مردم و حکومت انتخابی تحویل دادند؟
ایتالیا نیز با اشغال نظامی خارجی به آزادی و دمکراسی رسید. در آلمان که اشغال نظامی تا سال ۱۹۹۱ ادامه داشت، جنبش مقاومت به قدرت کشورهای دیگر نبود. چرا نبود؟ مردم آلمان در کجای تاریخ ایستاده بودند؟ در اسپانیا دخالت خارجی صورت نگرفت و حکومت فاشیستی فرانکو تا آخر در قدرت بود و هنوز هم ریشههای “فرانکیستا” و گرایشهای غیردمکراتیک هم در جامعه و هم در حزب “مردم” وجود دارند. در کامبوج حمله نظامی ویتنام و همراهی سیهانوک به حکومت چپولهای پل پت و خمرهای سرخ پایان داد. به مورد ارتش سرخ اتحاد شوروی نمیپردازم چون آنجا مورد حمله نازیها و متحدانش قرار گرفته بود و از خود دفاع میکرد. اما ارتش سرخ با اشغال اروپای شرقی و بخشی از آلمان اتفاقا خود شد قدرت استعماری و این کشورها را در اشغال خود نگه داشت؛ همان کاری که آلمان هیتلری پیش از آن کرده بود. این نمونه بد دخالت نظامی است.
آمریکاییها پس از جنگ جهانی دوم به جز آلمان (که آن نیز در تقابل با شوروی و در دوران جنگ سرد بود) جایی را در اشغال خود نگه نداشتند، به برپایی دمکراسیها یاری رساندند و حتی در مورد ایتالیا که کمونیستها در تلاش رسیدن به قدرت و پیوستن به اردوگاه شوروی بودند؛ دوباره دخالت کردند. آیا ایتالیا اکنون دست نشانده آمریکاست؟ اگر ایتالیا در اختیار کمونیستهای طرفدار استالین میماند، امروز وضع بهتری میداشت؟
اگر کسی اینها را در تایید سیاست آمریکا از سوی من بداند، خطا رفته است. از نگاه من سیاست خارجی در زمان و مکان تدوین میشود و نه بر اساس دگمهایی تغییرناپذیر همیشه معتبر. این جوهره اندیشه من است. همین امروز میبینیم که ترامپ در آمریکا سخت به تخریب ساختارهای دمکراسی آمریکا مشغول است، دستش برسد کانادا و گرونلند را به آمریکا میچسباند و در ونزوئلا کاری کرده که نامش را به راحتی میشود تروریسم دولتی گذاشت. به روشنی نیز گفته که میخواهد ونزوئلا را خود اداره کند. برای غزه نیز نقشههای حیرت آوری دارد که هر انسان متمدن امروزی را شگفتزده میکند که چگونه میشود چنین برنامهای در ذهن داشت. اما وقتی همین دونالد ترامپ از خیزش مردم ایران حمایت میکند و تاکنون دستکم در حرف قاطعانه پشت مردم ایستاده است. آیا این مورد در تناقض با دیگر موارد است؟ از دید من نه! حال آیا باید چون دینمداران به تابوها بچسبیم و حرام حلال کنیم و یا باید از فرصت ایجاد شده استفاده کنیم و به کشتار مردم ایران و حکومت جنایت پایان دهیم؟ آیا وقتی که نتانیاهو تمام قد از جنبش مردم ایران حمایت میکند و با همان ارتشی که در غزه دست به جنایت جنگی زده، به گونهای آگاهانه به حکومت اسلامی به گونهای حمله میکند که کمترین صدمه به مردم وارد آید و از جمله به ارتش ایران حمله نمیکند، ما باید بیاییم و حرام حلال کنیم؟ در این جاست که تفاوت دیدگاه آشکار میشود و به دو کنش کاملا متناقض میانجامد.
یک استدلال دیگر: در عمل دیدهایم که مردم ایران در این ۴۷ سال بارها و بارها برای سرنگونی حکومت برخاستهاند و بدون نتیجه و با تلفات زیاد سرکوب شدهاند. دلیل این ناتوانی هر چه هست، همیشه مورد بحث بوده است. مهمترین آن که همگان کمابیش بر آن اتفاق نظر دارند، نبود اپوزیسیون منسجم و از جمله نبود یک رهبر جنبش بوده است. پس به هر دلیلی که میخواهد باشد، مردم ایران به تنهایی نمیتوانند.
دولت خارجی نیز به تنهایی نمیتواند با زور و قدرت نظامی حکومت را سرنگون و اداره آن را یا خود بر دست گیرد و یا حکومت دست نشانده خود را برگمارد. آن هم در جایی چون ایران با این ذهنیت تاریخی و ناسیونالیسم نیرومند! اگر در گذشته این کار ممکن بوده، هر چند که اشغال ایران دوامی هم نداشته است، امروز دیگر نمیشود. پیمان ناتو بیست سال افغانستان را در اشغال نگه داشت و نتوانست دولت مورد نظر خود را در آنجا تثبیت کند و سرانجام از آنجا عقبنشینی کرد و طالبان به گونهای مسالمتآمیز و به تعبیر من به خواست مردم دوباره قدرت را به دست گرفتند. پس این نیز امکانپذیر نیست.
اگر هم حدس تابومندان درست درآید و آمریکا و اسراییل بتوانند حکومتی دست نشانده (آن گونه که برخی برای ما سناریو میبافند) مدافع منافع خود و بر سر کار بیاورند، باز هم تقصیر ماست و ضعف ما را میرساند ک نتوانستهایم از منافع ملی خود دفاع کنیم. مقصر اصلی نیز خودمان خواهیم بود. در هر صورت منفعل ماندن و دست به هیچ کاری نزدن ننگ بزرگتری است. اتفاقا این یکی ویژگی بخشی از سیاسیون ایرانی است که خود کاری انجام نمیدهند و تنها به انتقاد از کسی مینشینند که دست به اقدامی زده است.
کسی که شطرنج بلد است در یک سوی صفحه شطرنج نشسته است، کسی که بلد نیست اما مدعی است، روی آن!
■ آقای تجلیمهر عزیز. مقاله شما مستدل و منطقی و بسیار مناسب برای شرایط فعلی است. از آنجا که خودتان دعوت به ادامه بحث کردهاید، فروتنانه اجازه میخواهم یک مورد را کمی مفصلتر به بحث بگذاریم: من نیز مثل شما اعتقاد دارم که “اگر مردم در جایی از کشور در شرایط دمکراتیک و با رای آزاد به جدایی رای دهند، باید آن را بدون تردید پذیرفت”. میخواهم روی “شرایط دمکراتیک” مکث کنیم. حصول شرایط دمکراتیک تا حدی که بشود بر اساس آن جغرافیای سیاسی را عوض کرد و تصمیم به جدایی کامل گرفت، احتیاج به زمان دارد و بهتر است به شکل یک پروسه چندین ساله صورت گیرد. توضیح اینکه، از حالت تمرکز کامل تا جدایی کامل، راه درازی است: خودمختاری در مسائل فرهنگی و ارتباط فرهنگی مستقل با کشورهای همسایه، تصمیمگیری در پروژههای اقتصادی محلی مثل جادهسازی و بهرهبرداری از منابع طبیعی، اداره انتظامات محلی و پلیس، پارلمان محلی و سیستم قضایی و در نهایت بودجهبندی سالانه و سیستم پولی و بانک مستقل، سیاست خارجی و گذرنامه مستقل و ارتش مستقل، و..
انقلاب ۱۳۵۷ برای ما درس بزرگی بود. به سرعت و با یک رایگیری عجولانه به یک قانون اساسی تمامیتگرا رای مثبت دادیم. در حالی که باید فرصت بیشتری برای این کار داده میشد، تا وعدهها، سیاستها و افکار آشکارتر در معرض دید و قضاوت قرار میگرفت. باید برای چنان تصمیم بزرگی که دیدهایم بیش از ۴۵ سال است ما را در تسلط خود گرفته، در شرایط دمکراتیک و پایدارتر، زمینهسازی میشد. برای آنچه الان محل بحث ماست، یعنی خودمختاری، باید در شرایط دمکراتیک و فارغ از تشنجها و تنشها و حب و بغضهای مقطعی و عجولانه، مرحله به مرحله جلو رفت و در هر مرحله، نتایج را با خواستها مقایسه کرد، و سرعت پروسه را کمتر یا زیادتر کرد، و اگر لازم است یک گام و یک مرحله به عقب برگشت و ارزیابی مجدد از روند کار کرد. به عبارت کلی و خلاصه، پروسه خودمختاری مشکلتر و طولانیتر از انتخاب یک رئیس جمهور یا پارلمان است و باید با دقت و زمان خیلی بیشتری تصمیمگیری کرد.
موفق باشید. رضا قنبری. آلمان
■ با سلام و احترام. تعجبم از این است که مفهوم دخالت را نادرست تفهیم کردهاید در جایی که ارسال نیروی نظامی برای ضربه زدن را با ارسال کمکهای بشر دوستانه با هواپیماهای نظامی یکی گرفتهاید. همگان میدانند و البته شما هم میدانید که کمک و نصیحت و اندرز و علم با هجوم نظامی و بمباران و ضربه زدن تفاوت دارد. مثلا شما اگر به عروستان در مواردی مشورت میدهید یعنی که در زندگی مشترک عروستان دخالت کردهاید و یا اگر معلمی به عدهای دانش آموز درس بدهد در زندگیشان مداخله سوء کرده است و یا اگر همسایهای در یک آتشسوزی به کمک همسایهاش بشتابد دخالت بیخود کرده و موجبات زیان گشته است؟ وقتی ملتی با دخالت خارجی مخالفت میکند یعنی که شما نصیحت کنید راه و چاره نشان دهید قلم و کاغذ و وسایل دفاع در اختیارمان بگذارید ما ممنون میشویم بزرگتان میداریم و به وقت ضرورت تلافی میکنیم اما اجازه بدهید خودمان با مشکلاتمان بجنگیم و یک کلام اینکه ما: تاجبخش نمیخواهیم!
اکرم
■ جناب قنبری با سلام،
من با شما کاملا هم نظرم. در دنیای امروز جداییطلبی و تلاش برای ایجاد کشور جدید کار معقولانهای نیست. از دشواریهایی که برشمردید شروع میشود تا رقابت با دیگران در سطح جهانی در علم، اقتصاد، سیاست خارجی و منطقه ای و ...
در جهان امروز همگرایی لازم است و جهان به این سو میرود و نه سکتاریسم. همین چند روز پیش قرارداد Mercosur میان اتحادیه اروپا و کشورهای آمریکای لاتین امضا شد که بزرگترین بازار اقتصادی جهان را در بر میگیرد. حال بنگریم به جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا که در شرایطی هیجانی و بر اساس تبلیغات دروغ چند سیاستمدار عوامفریب انگلیسی در همهپرسی دمکراتیک و با اکثریتی بسیار ضعیف ۵۳ درصدی انجام گرفت. امروز مردم بریتانیا از این کار پشیمان هستند و اقتصاد بریتانیا در اروپا پایینتر از اقتصاد ایتالیا قرار گرفت. نمونه دیگر جدایی اسلواکی از چکسلواکی بود که در یک همه پرسی دمکراتیک صویت گرفت. امروز بنا با همه پرسیها مردم اسلواکی که خود خواهان جدایی بودند، خود را بازنده میدانند.
در آنجایی که مقاومت بر علیه جداییطلبی صورت گرفت، چون یوگسلاوی، کار به جنگ خونینی انجامید که سرانجام با دخالت نظامی خارجی ناتو صلح برقرار شد. در یوگسلاوی همه بازنده بودند. در حالی که اتحادیه یوگسلاوی یک اروپای کوچک بود و میشد با تغییرات درونی یک اتحادیه نیرومند ایجاد کرد.
حال در این میان جدایی بخشی از ایران از نگاه منطقی هیچ گونه توجیه ندارد. حتی صنعتیترین و پیش رفتهترین استان ما در شرایط امروزی جهانی شانسی ندارد که وضعیتش بهتر از امروزش شود. راه حل از دید من ایجاد نظامی است دمکراتیک و فدرال در ایران با خودمختاری یا خودگردانی یا هر چه می خواهید نامش را بگذارید. فقط تصور کنید کسی از تبریز می خواهد در اصفهان کار کند و باید درخواست ویزا و اجازه کار بدهد و شش ماه صبر کند و شاید هم پاسخ منفی بگیرد. اما همه اینها تغییری در این اصل حقوق بشری نمی دهد: حق جدایی حق دمکراتیک مردم است.
شاد باشید محمود تجلیمهر
■ با درود خدمت محمود نازنین!
ممنون از نوشته بجایت در ارتباط با تابو و تابو شکنی. چند نکته از جانب من:
- یکی از دلایل ریشه ای اعتقاد به تابو همانا دشمنی با تجدد ست، تجدد در مرام روشنفکر جهان سومی برابر غربگرایی ست، بطوریکه دخالت امپریالیسم شوروی و بعدها روسیه کاملا بجا اما دخالت غرب تابو.
تجدد به معنای نوآوری و تازه شدن ست. تجدد ضد «سنت» مورد احترام روشنفکر جهان سومی ست که خود را مقید به عقاید پوسیده پدرومادر و اجدادش میداند.
- سیاست خارجی در زمان و مکان تدوین میشود و نه بر اساس دگمهایی تغییرناپذیر همیشه معتبر. دقیقا در مورد سیاست داخلی هم صدق میکند. مقایسه دو رژیم در یک کشور بعنوان نمونه باید در ظرف زمانی و مکانی تدوین شود.
- دخالت دیگران وقتی بحث به نزاع و در حالت وخیم کشتن دیگری میتواند ختم شود، باید و باید امکان پذیر باشد. جلوی ضرر یکباره را گرفتن منفعت ست، چه رسد به ضرر چندین باره یا تکراری.
- راه حل بجای رای آزاد به جدایی، میتواند فدرالیسم (خودمختاری اتنیک و یاخودمختاری استان) باشد. با توجه به اینکه فدرالیسم هم نوعی تابو در میان ایرانیان ست.
با احترام بیژن
■ خانم اکرم گرامی. ای کاش جمله “ما تاجبخش نمیخواهیم” را نمینوشتید. زیرا جملهای قشنگ با آهنگی زیباست و معمولأ این نوع جمله و شعارهای آهنگدار و زیبا مانعی برای استدلال و تفکر منطقی میشوند. از واقعیت شروع کنیم: عدهای از هموطنان ما پس از دهها سال مبارزه ناموفق برای تعویض ج.ا. اینک به این نتیجه رسیدهاند که به کمک خارجی نیاز دارند. اگر برایتان امکان هست، سخنان محسن مخملباف را گوش کنید. او که از جمله امضا کنندگان نامه به رئیس جمهور آمریکا است، دلایل خود را توضیح میدهد، که به نظر من مستدل و منطقی است، (اما اجباری نیست که همه یک نوع بیندیشند). او میگوید که در جنبش سبز از اوباما درخواست کمک شد، اما اوباما کمک نکرد. مقصودم این است که کمک پیشنهادی فعلی آمریکا به مردم ایران همیشگی نیست. ممکن است برای آمریکا کافی باشد که ج.ا. دست از ساخت بمب اتمی بردارد. بعد امور مردم ایران را به خودشان وامیگذارد، آنوقت ما میمانیم و ج.ا. که از کمک روسیه و چین برخوردار است، که سناریو را میتوان به راحتی حدس زد.
نمیدانم شما فرزند یا نوه دارید یا نه. اگر یکی از عزیزان شما در تظاهرات دستگیر شده بود و زیر خطر اعدام بود، باز هم میگفتید “ما تاجبخش نمیخواهیم”؟! اگر فرزند یا نوه من جزو دستگیرشدگان بود، از نیرویی که بتواند دستگاه کشتار ج.ا. را ناتوان کند بدون شک استقبال میکردم.
با عرض ارادت. رضا قنبری. آلمان
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
هشدار: تصاویر دلخراش است
شرح وحیدآنلاین درباره این ویدیو:
دوازده ویدیوی دریافتی با شرح: “این ویدیوها از کشتهشدگان پنجشنبه ۱۸ دی در پزشک قانونی کهریزک تهران است. کسی که تازه از ایران تونسته خارج بشه آورده. جنازهها رو با وانت میارن دیگه. به مردم میگن بگردید از بینشون جنازه خودتون رو پیدا کنید.’
در ویدیوی اول، مانتیوری که عکسها رو نشون میده زیرشون نوشته شده عکس شماره فلان از ۲۵۰
توضیح رادیو فردا درباره ویدیو:
بررسیهای رادیو فردا نشان میدهد که نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در جریان سرکوبهای اخیر در تهران بهسوی شهروندان غیرنظامی با سلاح گرم تیراندازی کردهاند و شواهد موجود از وقوع قتلهای فراقضایی حکایت دارد.
بر اساس اعلام سازمان حقوق بشر ایران، مستقر در نروژ، از آغاز اعتراضات تاکنون کشتهشدن دستکم ۱۹۲ معترض تأیید شده است که ۹ نفر از آنان زیر ۱۸ سال سن داشتهاند.
این نهاد حقوق بشری هشدار داد که همزمان گزارشهای تأییدنشده از کشتهشدن دستکم صدها و براساس تخمین برخی منابع، بیشاز ۲۰۰۰ نفر، حکایت دارند که بهدلیل قطع کامل اینترنت و محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات، راستیآزمایی مستقل آنها در شرایط کنونی با دشواری جدی روبهروست.
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |
|
پنجشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۴ -
Thursday 15 January 2026
|
ايران امروز |