بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

هشدار بریتانیا به شهروندانش درباره سفر به ایران


iran-emrooz.net | Fri, 17.05.2019, 19:34

در اطلاعیه وزارت امور خارجه بریتانیا دلیل این هشدار «ادامه بازداشت‌های خودسرانه و رفتارهای ناخوشایند دولت ایران با بریتانیایی‌های دارای تابعیت دوگانه و ایرانی‌های شاغل در سازمان‌های مرتبط با دولت بریتانیا» اعلام شده و آمده است: «شهروندان بریتانیا به ویژه اتباع دارای تابعیت دوگانه به میزان قابل توجه بیشتر از شهروندان سایر کشورها در معرض خطر مواجهه با بازداشت خودسرانه و رفتار بد قرار دارند. نیروهای امنیتی ایران ممکن است به افراد مرتبط با سازمان‌های بریتانیا نیز مشکوک شوند.»

بریتانیا به دنبال اتفاقاتی که برای شهروندان این کشور در ایران به وجود آمده این درخواست را کرده است. غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه ایران روز دوشنبه ۲۳ اردیبهشت (۱۳ مه) به رسانه‌ها گفت: «یک فرد ایرانی که مسئول میز ایران در شورای فرهنگی انگلیس موسوم به بریتیش کانسیل (BC) بود و با سرویس جاسوسی انگلیس همکاری داشت و مسئول طراحی و مدیریت و برنامه‌ریزی پروژه‌های استحاله و نفوذ فرهنگی بود، تحت رصد دستگاه‌های اطلاعاتی- امنیتی قرار گرفت و دستگیر شد.»

به نوشته رسانه‌ها «فرد ایرانی» خانم ارس امیری است که طبق حکم دادگاه به تحمل ۱۰ سال حبس محکوم شده است.

نهادهای امنیتی ایران در ارتباط با ایرانیانی که از کشورهای اروپائی و به ویژه بریتانیا به ایران سفر کرده‌اند حساسیت نشان داده‌اند. برخی از ایرانیانی که در کشورهای اروپایی و به ویژه در بریتانیا زندگی می‌کنند و تابعیت دوگانه دارند و بنابه دلایلی مجبورند به ایران سفر کنند مورد بازجویی قرار گرفته‌اند.

جرمی هانت با صدور بیانیه‌ای در ارتباط با این موضوع تاکید کرده است که شهروندان ایرانی - بریتانیایی، برخلاف دیگران بیشتر با خطر دستگیری و رفتارهای بد در ایران مواجه می‌شوند. به گفته وزیر خارجه بریتانیا این مسئله «غیرقابل تحمل» است.

در بیانیه وزیر خارجه بریتانیا تاکید شده است که برخلاف تلاش‌های بریتانیا برای حل این مشکل «رفتار رژیم ایران بدتر شده» است. هانت همچنین گفته است که بریتانیا  تمامی راه‌ها را بررسی کرده اما موفقیتی در این زمینه نداشته و به هیمن دلیل به دوتابعیتی‌ها توصیه می‌کند که به ایران سفر نکنند.

وزیر خارجه بریتانیا به ایرانیانی که در این کشور زندگی می‌کنند و برای دیدار با خانواده خود مجبور به سفر ایران هستند هشدار داده  که ممکن است آنها در ایران متهم به همکاری با موسسات دولتی بریتانیا شوند.

هشدار بریتانیا بعد از اینکه تنش بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای غربی افزایش پیدا کرد داده شده است. این موضوع با صحبت‌های وزیر خارجه بریتانیا هم ارتباط دارد که گفته است با سیاست‌های آمریکا در خصوص افزایش تهدیدهای فزاینده ایران در منطقه هم عقیده است.

مقام‌های بریتانیایی به شدت از وضعیت شهروند خود نازنین زاغری هم ابراز نارضایتی کردند.

اخیرا غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه قضائیه خبر داد که اتهام تازه‌ای به پرونده نازنین زاغری افزوده شده است.

نازنین زاغری یکی از مدیران پروژه خیریه بنیاد توماس رویترز است. او در فروردین سال ۱۳۹۵  به هنگام بازگشت از ایران در فرودگاه امام خمینی بازداشت شد. نازنین زاغری همراه دختر خود برای دیدار خانوادگی به ایران سفر کرده بود.

زاغری در دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به اتهام «جاسوسی» و «اقدام علیه امنیت کشور»  به پنج سال زندان محکوم شده است. خانم زاغری، خانواده او، دولت بریتانیا و موسسه رویترز این اتهامات را بی‌اساس خوانده‌اند.

نازنین زاغری شهروند دوتابعیتی است اما حکومت ایران تابعیت مضاعف را به رسمیت نمی‌شناسد و مقام‌های قوه قضائیه می‌گویند که خانم زاغری را مطابق قوانین ایران دادگاهی و زندان کرده‌اند.

دولت بریتانیا از خانم زاغری «حمایت دیپلماتیک» کرده است. جرمی هانت، وزیر خارجه بریتانیا اعلام کرده است که گرچه از این اقدام نمی‌توان انتظار معجزه داشت، اما این تصمیم می‌تواند کمکی به پرونده نازنین زاغری باشد.

وزیر خارجه بریتانیا همچنین گفته است که همانطور که پرونده خانم زاغری نشان داده  افراد خودسرانه بازداشت می‌شوند و بدون دسترسی به حقوق اساسی و قانونی خود قرار می‌گیرند.

منابع: دویچه وله،‌ آناتولی



نظر شما درباره این مقاله:


معضل امروز و خطوط راهبردی دو نیروی سیاسی
بازگشت به صفحه اول

معضل امروز و خطوط راهبردی دو نیروی سیاسی

حمیدرضا جلائی‌پور


iran-emrooz.net | Sat, 18.05.2019, 19:56

۱. معضل امروز جامعه سیاسی ایران چیست؟ این است که ترامپ با خروجش از برجام، تشدید تحریم‌ها، نمایش نظامی و جنگ رسانه‌ای با حمایت و هزینه گروه بی (ترامپ، نتانیاهو، بن‌سلمان معروف به بن‌اره و ...) گلوی اقتصاد ایران را گرفته است؟ حدس زدن درباره آینده کار مشکلی است. اما بطور اجمالی  می‌توان درباره سقف و کف آینده صحبت کرد. سقف آینده این است که اقدامات ترامپ استعداد آنرا دارد که ایران را وارد یک جنگ کند ولی اگر جنگ هم نشود کف آینده این است که فشار اقدامات ناجوانمردانه  ترامپ می‌تواند تداوم تحریم اقتصادی و رشد منفی اقتصادی فعلی کشور باشد، که تداوم هر دو حالت برای جامعه مطالباتی ایران خطرناک است. لذا باید کاری کرد و وضع ایران را از این سقف‌ و کف خارج کرد و آینده را با ثبات‌تر برای توسعه ساخت. سوال این است که فعلا چه کار باید کرد؟

۲. راهکار جریان رادیکال اصول‌گرا که بر بخش وسیعی از حاکمیت نفوذ دارد روشن است: نه جنگ نه مذاکره بلکه مقاومت در برابر ترامپ و گروه بی. بعد گفته می‌شود باید به وضع اقتصاد داخلی رسیدگی کرد ولی این نیرو برای اصلاح اقتصاد‌سیاسی و مرکانتیلیستی و حکومتی و رانتی و ناکارامد ایران به اصلاحات سیاسی و به اصلاحات اقتصادی اعتقاد ندارد. این نیرو شیطانش در داخل دولت روحانی و جریان اصلاحات هست. اصول‌گرایان رادیکال معتقدند که با مقاومت و کمک نیروهای مومن به انقلاب در منطقه ما می‌توانیم از پیچ تحریم ترامپ عبور کنیم. این جریان رادیکال از خروج از برجام هم باکی ندارد. ولی تحلیلش از اوضاع این است که آمریکا بخاطر حمایت از سعودی‌ها با ایران وارد جنگ نمی‌شود.

۳. راهکار میانه روها و اصلاح‌طلب‌ها برای عبور از معضل فعلی چیست؟ اگرچه هنوز نمی‌توان از یک متن اجماعی صحبت کرد ولی با ارجاع به تحلیل‌های کارشناسی آنها می‌توان گفت خطوط راهکار آنها به این شرح است:

* از نظر آنها راهکار جریان رادیکال حداقل دو ضعف دارد. اولا جریان رادیکال احتمال وقوع جنگ را جدی نمی‌گیرد برای همین از «مذاکره علنی» و از موضع عزت ج ا با آمریکا دفاع نمی‌کند و معتقدند با ورود ایران به مذاکره دوباره آمریکائیها مثل برجام سر ایران کلاه می‌گذارند. ثانیا نیروهای رادیکال تداوم ویرانگر شرایط تحریمی فعلی را جدی نمی‌گیرد و عمده امیدش به خویشتن‌داری است تا اینکه دوره ترامپ تمام شود و ضمنا به اثردهی نیروهای «مقاومت» مدافع ج‌ا در منطقه ‌نیز امید دارند.

* راهکار عمده میانه‌ها و اصلاح‌طلبان مذاکره ذلیلانه با ترامپ نیست بلکه معتقدند در شرایط کنونی و تا قبل از وقوع جنگ احتمالی، ایران در منطقه «قدرت» دارد و لذا جمهوری اسلامی نباید درهای «مذاکره علنی» را ببندد و ثانیا ایران نباید از «برجام خارج شود». خروج از برجام یعنی اینکه دنیا به ایران اتهام بزند که ایران دنبال ساختن بمب هسته‌ای است. در صورتیکه ایران طبق گفته رهبری بصورت اعتقادی دنبال ساختن بمب نیست. از این رو خروج از برجام اروپا را به آمریکا در ضدیت با ایران نزدیک می‌کند و روسیه و چین را در بازی با کارت ایران بیشتر ترغیب می‌کند.

* درصورتیکه ج ا به رغم داشتن زمینه تخاصم با آمریکا در چارچوب منافع ملی خودش با آمریکا در منطقه منافع مشترک دارد (مثلا هر دو کشور مخالف داعش و هر دو موافق امنیت تجارت نفت هستند) و لذا امکان مذاکره با آمریکا هست به شرط اینکه ج ا مثل گذشته دوپاره و با دو سیاست خارجی عمل نکند.

* اصلاح‌طلبان به اندازه وسعشان از راه‌های ممکن (نه از راه‌های خیابانی) و در تعامل با حاکمیت و افکار عمومی راهبرد «نه جنگ و مذاکره فعال» را برای خروج از معضل فعلی ایران دنبال می‌کنند.

* همزمان شایسته است ایران مصرانه به دنبال مذاکره با عربستان و مصر و بقیه کشورهای مسلمان و عربی باشد و این موضوع نقطه ضعف جناب ظریف وزیر‌خارجه نیز هست.

۴. در مجموع عبور از وضع بغرنج فعلی یک کار ملی و در عین حال کار سختی است. خط قرمز میانه‌ها و اصلاح‌جویان این است: مخالفت با جنگ، دفاع از مذاکره علنی و عزتمندانه به شرط اینکه نظام با دو سیاست عمل نکند، عدم خروج از برجام، گشایش سیاسی در داخل و قبول اصلاحات ساختاری برای درمان اقتصاد حکومتی، رانتی و ناکارامد.

۵. البته همه می‌دانیم ایران می‌توانست به وضع بغرنج فعلی نرسد اگر چنانچه: سیاست تعلیق داوطلبانه زمان خاتمی را ادامه می‌داد یا وقتی که ج‌ ا برجام را قبول کرد ج ا دیپلماسی علنی خود را در چارچوب منافع ملی برای حل مشکلات آمریکا-ایران ادامه می‌داد و نداد و بجای آن بخشی از حاکمیت برجام را تخطئه کرد. در چهار دهه گذشته سیاست‌های دوگانه در جمهوری اسلامی فرصت‌های زیادی را در راه توسعه از ایران گرفته است و در دوره کنونی ترامپ نامتعادل باید مواظب بود این دوگانگی در سیاست ضربات مهلکی به مصالح ملی ایران نزند.



نظر شما درباره این مقاله:


سرای سالمندان سیاست / عباس عبدی
بازگشت به صفحه اول

سرای سالمندان سیاست / عباس عبدی


iran-emrooz.net | Sat, 18.05.2019, 18:28



نظر شما درباره این مقاله:


ترامپ و خبرهای جعلی
بازگشت به صفحه اول

ترامپ و خبرهای جعلی


iran-emrooz.net | Sat, 18.05.2019, 18:02



نظر شما درباره این مقاله:


ثبات سیاسی از صندوق‌های رأی بیرون می‌آید
بازگشت به صفحه اول

ثبات سیاسی از صندوق‌های رأی بیرون می‌آید


iran-emrooz.net | Sat, 18.05.2019, 17:33

مصاحبه روزنامه همشهری با مصطفی تاج‌زاده

مصطفی تاج‌زاده، بی‌تعارف و قاطعانه از شرایط طیف متبوعش در جامعه و حملاتی که به آنها می‌شود، سخن گفت و شرح داد چرا به اصلاح‌طلبان لقب استمرارطلب یا سوپاپ نظام را داده‌اند و وزنه این طیف سیاسی در عالم سیاست ایران کجاست و چه تغییری کرده است؟ مصاحبه همشهری با چهره شناخته‌شده جریان اصلاحات، محورهای مختلفی دارد اما شاید مهم‌ترین بحث این گفت‌وگوی 60دقیقه‌ای تشریح راهبرد انتخاباتی اصلاحات در انتخابات اسفندماه ۹۸ باشد که به‌واقع تمییزدهنده اصلاح‌طلبان حقیقی با اصلاح‌طلبان بدلی است، او در این‌باره چندباری برحصول انتخابات آزاد و رفتن به سمت انتخاباتی که اصلاح‌طلبان با کاندیداهای واقعی‌شان به میدان بیایند تأکید کرد و هشدار داد که اگر غیر این باشد اصلاحات آبروی باقیمانده‌اش را خرج انتخابات نخواهد کرد. در نهایت وقتی از او پرسیدم اگر شروط اصلاحات پذیرفته نشد چه می‌کنید؟ جواب داد: «مسئولیت رأی ندادن ما با کسانی است که مانع حضور ما شدند. البته چون مخالف خشونتیم به خانه تیمی نمی‌رویم.»

کمتر از ۹ ماه به برگزاری انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی باقیمانده است و از همین حالا صدای فعالیت احزاب برای ورود به این کارزار شنیده می‌شود، شما به عنوان یکی از چهره‌های صاحبنظر جریان اصلاح‌طلب، آیا امیدی به حمایت مردم از فهرست انتخاباتی جریان متبوعتان دارید؟

انتخابات پدیده‌ای بی‌بدیل است. این نهاد مشخص می‌کند سرنوشت کشور را باید به دست چه کسانی بدهیم . اوباما در نطق اخیرش از مردم امریکا خواست جواب کسانی را که تلاش دارند مسیر ایالات متحده را تغییر دهند، در انتخابات آتی بدهند. او گفت: “من کف و سوت نمی‌خواهم. فقط رای بدهید.” اوباما بر اهمیت حضور هموطنانش در انتخابات در حالی تاکید می‌کند که ما در امریکا شاهد آزادی‌های سیاسی و مدنی مانند مطبوعات آزاد، احزاب منتقد، اتحادیه‌های کارگری و سنت اعتراضات دموکراتیک و حتی نافرمانی مدنی هستیم. دولت کمترین دخالت را در زندگی شخصی شهروندان دارد و بخش خصوصی در اقتصاد حرف اول را می‌زند. قوه قضائیه مستقل است و حاکمیت قانون برقرار. باوجود این در امریکا هم تنها با انتخابات می‌توان امثال بولتون جنگ‌افروز را در جای خود نشاند و صلح را پاس داشت.

من امریکا را مثال زدم به این دلیل که دولتش کوچک است و جامعه و نهادهای مدنی بسیار قدرتمند دارد. در ایران برعکس است. دولت –حکومت- بسیار بزرگ و درعین حال بسیار ثروتمند و مداخله‌گر است. در سوی دیگر جامعه و نهادهای مدنی ضعیف هستند. البته جامعه بشدت سیاسی است اما سازمان‌یافته نیست. مناسبات دموکراتیک نیز هنوز نهادینه نشده است و سنت اعتراضات مردمی اما آرام نداریم. در چنین جامعه‌ای انتخابات نقش بسیار مهمی در هدایت کشور دارد. این که به سوی صلح و دموکراسی و رفاه حرکت کنیم یا شبیه کره شمالی شویم م تن به فقر و استبداد و انزواطلبی بدهیم و فقط پس از مرگ همه با هم برابر شودیم.

این مقدمه را از این جهت گفتم که تاکید کنم هر جریان سیاسی چه در ایران و چه در هر کشور دیگر در دنیا یکی از مهمترین اقدام‌هایش حضور در انتخابات است. البته نباید همه فعالیت‌های خود را منحصر به شرکت در انتخابات بکند چرا که وظایف مهم دیگری نیز دارد.

س – توضیحات شما برای من ابهامی ایجاد کرد، شما اوباما را مثال زدید و جامعه سیاسی امریکا را، می‌دانیم که دو جریان سیاسی امریکا ماحصل دو تفکری هستند که به جد اختلاف نظر و دیدگاه دارند و به طبع همین نگاه وقتی روی کار می‌ایند مسیری که دولت امریکا در پیش می‌گیرد متفاوت است، تفاوتی که برای ما هم محسوس است، اما در ایران اینطور نیست اصلاحطلبان و اصولگرایان شعارهای متفاوتی می‌دهند و به وی‍ژه جریان اصلاحات با تابو شکنی و شعارهای مطلوب پشتوانه اجتماعی اش میدان دار انتخابات می‌شود اما حداقل ما از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم تا کنون شاهد تفاوت آشکاری میان یک دولت برخاسته از جریان اصلاح‌طلب با یک دولت اصولگرا نبوده ایم، حالا به نظرتان به رغم این عدم تفاوت که انتظار حامیان جریان اصلاحات بوده آیا پشتوانه اجتماعی اصلاح‌طلبان در انتخابات اسفندماه این دلخوشی را دارند که در حمایت از جریان متبوعشان پای صندوق رای بیایند؟

انتخابات تنها راه چرخش مسالمت‌آمیز قدرت است. با هر مسیر غیرانتخاباتی به سمت خشونت می‌رویم یا کشیده می‌شویم. چرخش قدرت و سیاست‌ورزی یا از طریق صندوق رای و مسالمت‌آمیز است یا از طریق خیابان و درگیری و خشونت. مشابه آنچه در بسیاری از کشورهای خاورمیانه می‌بینیم و دو سه دهه طول می‌کشد که شاید به توسعه همه‌جانبه و پایدار برسند.

بنابر این باید همه تلاش خود را بکنیم تا صندوق رای اعتبارش را نزد مردم حفظ کند و تاثیرگذاریش محفوظ بماند. برای روشن شدن موضوع انتخابات ترکیه را مثال می‌زنم که معمولا مشارکت ۸۵ درصدی دارد. چرا که انتخابات مشخص می‌کند چه احزابی قدرت را باید در دست‌گیرند و کدام شعارها و برنامه‌ها باید دنبال شود. بگذریم از اینکه اخیرا آقای اردوغان و حزب او در صدد تداوم حاکمیت خود با روش‌های غیراخلاقی و غیردموکراتیک هستند. اما در ایران جریانی سعی دارد انتخابات را از معنای خود تهی کند‌. گاه به‌صراحت آن را اعلام می‌کنند مثلا وقتی رئیس جمهوری تغییر می‌کند، می‌گویند کسی انتظار نداشته باشد چیزی تغییر کند. سیاست‌ها همان است که بود، درحالی که مردم به امید تغییر رای می‌دهند.

اگر بخواهیم صندوق رای اعتبارش حفظ شود، باید راه را برای حضور همه گرایش‌ها باز کنیم. تا مثل کشورهای دمکراتیک هر حزب و یا ائتلافی پیروز شد بتواند کادرها و برنامه‌های خود را دنبال کند. تجربه مردم به ویژه بعد از انتخابات سال ۹۶ این فکر دامن‌زده که رای دادن مردم تاثیر چشمگیری در بهبود امور ندارد.

من هم با شما موافقم. اگر امروز انتخابات برگزار شود به احتمال زیاد بسیاری از کسانی که در سال ۹۴ رای دادند حاضر به شرکت در انتخابات نیستند. البته این حکم در شهرهای بزرگ صدق می‌کند و در شهرهای کوچک ظاهرا اینطور نیست و مردم کم و بیش مثل گذشته رای می‌دهند. ولی میزان حضور مردم درانتخابات پایان سال به عوامل زیادی بستگی دارد و از الان نمی‌توانیم بگوییم که چند درصد شرکت می‌کنند.

چه عواملی؟

مثلا اگر مذاکره با امریکا سر بگیرد و تحریم‌ها لغو شود، این امر بر نگاه و حضور مردم در انتخابات بسیار تاثیر خواهد گذاشت و می‌گویند رایشان تاثیرگذار بوده و باید همین مسیر را ادامه دهند. اما اگر مشکلات اقتصادی بیشتر شود، مردم دلسردتر می‌شوند و تمایلشان برای حضور در انتخابات کمتر خواهد بود.

۶ سال از رای مردم به ائتلاف اصلاح‌طلبان و اعتدالگراها می‌گذرد در این ۶ سال این ائتلاف چه ثمره‌ای داشته که مردم دلخوش باشند، با خودشان بگویند مسیر انتخابات راهگشاست و بازهم پای صندوق رای بیایند؟ 

ج – ما در دولت اول روحانی دستاوردهای بسیاری داشتیم اما در یکسال گذشته همه آنها زیر سوال رفته است .اقای روحانی در سال ۹۲ با ۱۸ میلیون رای رئیس جمهور شد اما در سال ۹۶ با ۲۴ میلیون رای مجددا انتخاب شد. چرا رای او بیشتر شد؟ چون مردم راضی بودند. برای اینکه می‌دیدند وقتی روحانی آمد اوضاع اقتصادی کشور آشفته بود اما او در مدت ۴ ساله دولت یازده توانست آرامش خوبی در داخل و خارج کشور ایجاد کند.

اما دوقطبی شدن فضای انتخابات ۹۶ تاثیر گذار بود؟

بله، اما وقتی مردم به روحانی رای دادند او را می‌شناختند، سال ۹۲ می‌توان گفت دولت روحانی هندوانه سر بسته بود اما سال ۹۶ مردم او را شناخته بودند و عملکردش معلوم شده بود. مردم دیدند کشور به تنش‌زایی درعرصه بین‌الملل پرداخت و به برجام رسید. در زمینه تحول نظام سلامت گام‌های بزرگی برداشته شد، تورم و گرانی مهار شده بود و امید می‌رفت که ما برجام منطقه‌ای داشته باشیم و به حل دیگر مشکلات بپردازیم. اما هم کارشکنیهای داخلی و هم آمدن ترامپ و خروج او از برجام کشور را عملا به قبل از برجام بازگرداند. با این تفاوت که به لحاظ اقتصادی همان فشار دوره احمدی‌نژاد را تحمل می‌کنیم اما به لحاظ سیاسی امریکا در انزواست و ما با جامعه جهانی همسو هستیم. به این معنا که کشورهای جهان نسبت به عهدشکنی‌های متعدد امریکا در دوره ترامپ معترضند و معتقدند او نباید صلح جهانی را به خطر بیندازد و در خاورمیانه ناامنی یا جنگ جدیدی آغاز کند. به هر حال این مردم وقتی در سال ۹۶ به روحانی رای دادند دوره ۴ ساله او را دیده بودند. از ۹۶ به بعد اما اوضاع بد شده است. حالا اگر این وضعیت بد به هر دلیلی ادامه پیدا کند بسیاری رای نخواهند داد، اما اگر فرجی حاصل شود، مردم به اثر رای خود امیدوار می‌شوند.

در این سال موضوع مهم دیگری در ترغیب مردم به رای دادن دخیل خواهد بود و آن این است که آیا انتخابات آزاد برگزار می‌شود یا استصوابی؟ اگر انتخابات آزاد برگزار شود و هرجریانی نامزدهای خاص خود را داشته باشند، به این معنا که کارگران، معلمان، بازنشستگان و ... و نیز اصلاح‌طلبان و اصولگراها و دیگر جریانهای سیاسی کاندیداهای اصلی خود را داشته باشند، آن وقت درصد قابل توجهی از شهروندان در انتخابات شرکت خواهند کرد.

تاکنون ۱۰ دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و دوازده دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد، چنین ایده‌ای در ظرف فعلی سیاسی کشور خیلی آرمان خواهانه وشعار گونه نیست؟

چرا اما چاره‌ای نداریم و باید به سمت آن حرکت کنیم.

پتانسیلی برای پذیرش این ایده وجود دارد؟

اگر فشار افکار عمومی زیاد شود بلی. ما بارها دیده‌ایم وقتی جامعه بی تفاوت بوده، بسیاری ردصلاحیت شده‌اند اما زمانی که فشار زیاد شده به همان نسبت موج ردصلاحیت‌ها فروکش کرده است. اگر فشار زیاد باشد اینها – شورای نگهبان - مجبورند آقایان خاتمی و موسوی را هم تایید صلاحیت کنند.

این فشار چگونه باید منتقل شود؟

عمدتا از طریق انتقال دو پدیده خطرناک شرایط بد اقتصادی از یک طرف و نارضایتی گسترده مردم از طرف دیگر. یعنی درحالی که ترامپ به جد به دنبال آوردن مردم به خیابان‌ها و عدم شرکت آنان در انتخابات است تا بتواند به نام دفاع از ملت ما بهانه دخالت در امور ایران را به دست آورد و ما را به سوریه یا لیبی و یا یمن و ونزوئلا تبدیل کند، جمهوری اسلامی استراتژی ترامپ را با نمایش وحدت ملی از طریق انتخابات آزاد خنثی کند.

تنها راهی که می‌شود به وحدت ملی رسید و نشان داد این مردم با همه نارضایتی‌های خود با دخالت خارجی مخالف‌اند، برگزاری انتخابات آزاد است. مردم وقتی بینند نامزدهای واقعی همه قشرها و صنف‌ها، تشکل‌ها و جریان‌های معتمدشان در انتخابات حضور دارند، آنگاه حاضرند برغم همه انتقادات و اعتراضات خود درانتخابات شرکت کنند.

نگاهی که شما به حل مسائل دارید خیلی در حلقه مدیریتی ما جایی ندارد مثالش سخنان اخیر خطیب نماز جمعه تهران برای تحمل درد از سوی مردم است، با این نگاه شما واقعا امیدی به دیده شدن ایده تان برای برگزاری انتخابات با وی‍ژگی‌هایی که بر شمردید دارید؟

بله، من امیدوارم زیرا در ۴۰ سال گذشته به دلیل اینکه جامعه نیمه‌باز و نیمه بسته‌ بوده، در بزنگاههای حساس توانسته‌ایم در دقیقه ۹۰ نرمش‌های قهرمانانه از خود نشان دهیم. در جنگ، در گروگانگیری دیپلماتها و در قضیه هسته‌ای همین کار را کردیم. اگرچه این انتقاد به حاکمیت وارد است که خیلی زودتر می‌توانست نرمش کند، اما به هر حال در دقیقه ۹۰ توافق کرد. فکر می‌کنم بسیاری از ایرانیان چنین تصوری از جمهوری اسلامی دارند و می‌گویند نظام در همین شرایط و در دقیقه نود خود را با شرایط تطبیق می‌دهد و نرمش‌هایی صورت می‌گیرد.

من براساس همین مشکلات و نیز نارضایتی عمومی امیدوارم رهبری و شورای نگهبان به سمت برگزاری انتخابات آزاد گام بردارند. از همین حالا هم نشانه‌هایی قابل رویت است. اگر هم نشد و شورای نگهبان برغم همه فشارها تغییر رویه نداد و حتی برخی نمایندگان فعلی مجلس را هم ردصلاحیت کرد، به مردم خواهیم گفت که امکان شرکت در انتخابات را از ما گرفته‌اند. اصل برای اصلاح‌طلبان شرکت در انتخابات است، مگر آنکه مانع حضورشان شوند. پس اصلاح‌طلبان باید بیایند و کاندیداهای خود را معرفی کنند. چنانچه رد صلاحیت شدند به مردم بگویند ما نامزدی نداریم که به او رای دهیم و مسئولیت عدم شرکت ما در انتخابات با ردصلاحیت کنندگان است.

این همان انتخابات مشروطی است که دیگر چهرهای اصلاح‌طلب مثل سعید حجاریان از آن سخن گفته است؟

هنوز شروط ایشان اعلام نشده است ولی به نظر من این راهبردی است که می‌تواند موثر واقع شود. ببینید ما ۴ گزینه در این موضوع داریم.

اول، شرکت در انتخابات به هر قیمت است که از نظر من منتفی است اما برخی اصلاح‌طلبان به آن معتقدند و می‌گویند ما باید به هر قیمتی در انتخابات شرکت کنیم. اگر لیست اول ما را زدند سراغ لیست دوم برویم و اگر دومی را هم زدند سراغ لیست سوم و چهارم برویم. به نظر من این روش تا سال ۹۶ جواب می‌داد. اکنون نمی‌دهد.

دوم، واگذاری انتخابات است به این معنا که شرکت در انتخابات دیگر فایده ندارد. اصلاح‌طلبان از همین حالا خود را کنار بکشند و بگویند در انتخابات آتی شرکت نمی‌کنند حتی اگر انتخابات صددرصد آزاد برگزار شود. من این راه را نیز نمی‌پسندم زیرا جایگزین تحریم در شرایط کنونی از نظر حامیان آن، انفعال است که زیانش بیش از سود آن است.

سوم، تحریم انتخابات است و این که ما بعد از این در انتخابات شرکت نمی‌کنیم بلکه به خیابان‌ها می‌آییم و خواسته‌هایمان را در خیابان دنبال کنیم. این شیوه در حال حاضر، البته به نظر من پایان اصلاحات است و نتیجه آن ایجاد هرج و مرج در کشور.

چهارم، حضور مشروط در انتخابات است، به این معنا که اصل بر شرکت در انتخابات است مگر اینکه خلافش ثابت شود.

این شروط کدامند؟

هنوز شروط به طور کامل مورد توافق مدافعان این گزینه قرار نگرفته است. اصلاح‌طلبان باید حول آن شروط بحث کنند تا به توافق برسند، از نظر من مهمترین شرط ردصلاحیت نامزدهای اصلی در هر شهر و نه لزوما در سراسر کشور است، چون ممکن است در یک شهر نامزد اصلی ما را بزنند اما در شهر دیگری تاییدصلاحیت کنند. ما باید در هر شهری که کاندیدا داریم وارد رقابت شویم و در انتخابات شرکت کنیم. من موافق عدم شرکت در آن شهرها نیستم چون ما باید یک فراکسیون ولو بسیار حداقلی در مجلس داشته باشیم. اما اگر در تهران نامزدهای اصلی ما را ردصلاحیت کردند باید بگوییم در انتخابات شرکت نمی‌کنیم چون کاندیدایی نداریم و نگذاشتند ما شرکت کنیم.

در انتخابات اسفند ۹۴ – دهمین دوره مجلس شورای اسلامی – استراتژی اصلاح‌طلبان حضور به هر قیمتی بود؟

بله

چه شد از آن نگاه به این نگاه رسیدید؟

برای اینکه آن راهبرد الان جواب نمی‌دهد و اصلاح‌طلبان نه در حکومت منشا اثر جدی هستند و نه درصد عظیمی از رای‌دهندگان حضور آنها را موثر ارزیابی می‌کنند. بعد از انتخابات سال ۸۸ اقتدارگراها می‌گفتند اصلاح‌طلبان مردند.

ما در سال ۹۲ هم کشور را از بلبشوی آن سال نجات دادیم و هم می‌خواستیم نشان دهیم اصلاحات زنده است و اتفاقا جریان‌های دیگر رو به موت هستند .

ما آن زمان برای بقا می‌جنگیدیم، که هم ثبات سیاسی و آرامش اقتصادی تامین شود و هم ثابت شود اوضاع آنطور که بازجوها می‌گفتند نیست که دوره اصلاح‌طلبان تمام شده است. می‌خواستیم ثابت کنیم اصلاحات قوی‌ترین جریان سیاسی کشور است .

هنوز هم هستید؟

اگر درست عمل کنیم و از مردم فاصله نگیریم، خواهیم بود اگر نه جریانی دیگر جایگزین ما خواهد شد.

مثلا همان مجلس دهم که شما به قیمت بقا برایش ورود کردید الان ثمره اش ابرویی برای اصلاح‌طلبان دارد؟ 

مردم به گذشته نگاه می‌کنند، ولی به آینده رای می‌دهند.

فکر می‌کنید تجربه گذشته روی انتخاب آینده مردم تاثیری ندارد؟

دارد، اما نگاه مردم هنگام تصمیم‌گرفتن درمورد رای دادن یا ندادن، به اوضاع در همان زمان است و اینکه کدام اقدام به سود حال و آینده آنان است؛ از دورکردن شبح جنگ از آسمان میهن و تعامل با جهانیان تا تامین رفاه و آزادی و کرامت شهروندان. البته به نامزدهای هر جناح نیز نگاه می‌کنند و اینکه آیا مرد تحقق وعده‌ها هستند یا نه و از گذشته درس گرفته‌اند یا نه؟ من هنوز هم از استراتژی اصلاح‌طلبان در انتخابات ۹۴ دفاع می‌کنم، با اینکه آن زمان زندان بودم و در تهیه لیست هیچ نقشی نداشتم. اما امروز چون شرایط عوض شده است راهبرد ما هم باید عوض شود. مثلا اگر در این دوره نمایندگان واقعی صنف‌ها و قشرهای مختلف را در لیست نامزدهای خود قرار دهیم، مردم خواهند دید راهبرد ما تغییر کرده است پس رای می‌دهند چون می‌بینند آن نامزدها می‌توانند به مطالبات آنان جامه عمل بپوشانند اما اگر همان ۳۰ نفر فعلی را معرفی کنیم بسیاری از کسانی که دور قبل رای دادند این بار رای نخواهند داد. نه اینکه اینها آدم‌های خوبی نیستند، بلکه دیگر در این شرایط نمی‌توانند کاری از پیش ببرند .برای اینکه ما الان نماینده‌ای می‌خواهیم که برود در مجلس و محکم بگوید نظامی‌ها باید به پادگان برگردند. محکم بایستد و بگوید سپاه قدس باید سیاست خارجی کشور در منطقه‌ را به وزارت خارجه واگذار کند و در آن دخالت نکند. طرح لغو نظارت استصوابی را به‌تصویب برساند. طرح شفافیت مالی را برای تمام قوا و ارگانهای کشور تصویب کند و.... اگر مردم بیینند ما چهره‌هایی را با برنامه‌های مشخصی معرفی کرده‌ایم که می‌توانند آنها را محقق کنند، در انتخابات شرکت می‌کنند و تصور می‌کنم انتخابات پر شور خواهد شد.

در انتخابات مجلس دهم هم شعارهایی مطرح کردید که در واقع همین موارد در دل آنها بود، اما خروجی فراکسیون امید در مجلس دهم با آن معیارها تفاوت بسیار دارد .

آن انتخابات برای بقا بود. از مردم خواستیم به لیست امید رای دهند تا لیست حزب پادگانی و جبهه طالبانی رای نیاورد. در آن رقابت با آن شعار پیروز شدیم، الان شرایط کشور بگونه‌ای حاد شده و در عرصه بین‌المللی اتفاقاتی افتاده است که آن لیست دیگر پاسخگوی نیازهای امروز نیست اما در سال ۹۴ بود، درست مثل انتخاب روحانی در انتخابات ۹۶.

یعنی همان زمان هم میدانستید ظرفیت لیست امید همین قدر است؟

آن زمان که نمی‌دانستیم ترامپ می‌آید و از برجام خارج می‌شود. از میزان دخالت دولت پنهان نیز به اندازه امروز آگاهی نداشتیم. شرایط با سال ۷۶ کاملا فرق کرده است. ضمنا مجلسی می‌خواستیم حامی دولت و برجام باشد. اکنون اوضاع بد اقتصادی به‌دلیل تحریم‌های ترامپ به ما تحمیل شده است.

اما مجلس و دولت به غیر از مشکلات اقتصادی در خیلی دیگر از امور هم منفعل عمل کرده‌اند!

بله اما آنها موضوعاتی نیستند که مردم را ناراضی یا ناامید کرده باشند. مردم امروز از این ناراحتند که قیمت اجناس مثل چهارسال اول روحانی رشد معقول ندارد و گاه چند برابر شده است. می‌گویند دلار ۴ هزار تومانی ۱۴هزار تومان شده و طلا هم ۴ برابر شده است. بیش از ۹۰درصد نارضایتی مردم از اوضاع اقتصادی است. اگر مشکلات اقتصادی نبود ناامیدی در کشور به این میزان نبود. شاید انتقاد می‌کردند چرا اعضای فراکسیون امید لباس سپاه بر تن کردند؟ که به عقیده من هم نباید می‌پوشیدند. اما این انتقادها در حدی نیست که مردم بخاطر آنها رای ندهند.

س-چرا شما مخالف لباس پاسدار پوشیدن فراکسیون امید هستید؟

اول اینکه لزومی به این کار نبود. دوم اینکه ما در دفاع از سپاه باید مشروط عمل کنیم. سپاه در سالیان گذشته خطاهای زیادی داشته، نباید اقدام غیرقانونی و غلط ترامپ باعث شود که ما خطاهای سپاه را نادیده بگیریم. باید تصمیم ترامپ را در تروریست خواندن سپاه قاطعانه محکوم کنیم چون می‌تواند مقدمه جنگ باشد اما بگوییم انتقادهای ما به برخی عملکردهای سپاه باقی است و ما بخش مهمی از مشکلات کشور را به دلیل دخالت‌های سپاه در اقتصاد و سیاست داخلی و خارجی میهن است .

بگوییم سپاه باید این رفتارهای غلط را اصلاح کند، نه اینکه به صورت مطلق از سپاه دفاع کنیم و جامعه از ما بپرسد پس انتقادهای شما به دولت پنهان چه شد؟ باید برای مردم پاسخ قانع‌کننده داشته باشیم. ما از سپاهی حمایت می‌کنیم که مثل ارتش به وظیفه ذاتی قانونی خود عمل می‌کند.

مسئولیت این تصمیم متوجه چه کسی است؟

تصمیم را هر که گرفته، کار درستی نبود.

بعد از نقدهایی که به اصلاح‌طلبان وارد شد محمدرضا خاتمی در گفتگوی اخیرش با روزنامه همشهری عنوان کرد که اصلاح‌طلبان سوپاپ نظام هستند، شما با این نگاه موافقید؟

سوپاپ واژه مناسب و رسایی نیست. نقش مهم اصلاح‌طلبان در شرایط فعلی منطقه این است که اجازه ندهند کشور دچار آشوب داخلی و جنگ خارجی شود، دو مصیبتی که بر برخی کشورهای خاورمیانه مثل سوریه، یمن، ‌افغاستان، عراق و لیبی وارد شده است. یکی از علل عمده وضعیت مخرب مزبور این است که جریان اصلاح‌طلب زنده و پویا نداشتند که از یک طرف با مردم در ارتباط باشند و صدای هموطنان خود را بشنوند و از طرف دیگر با حاکمیت در ارتباط باشد و مهارش کنند. اگر شما تبلیغات طرفداران دخالت امریکا در ایران را بررسی کنید، می‌ببینید هدفشان تخریب و تضعیف اصلاح‌طلبان است، چرا؟ چون می‌دانند تا وقتی اصلاح‌طلبان حضور و نفوذ داشته باشند، نه جنگ داخلی صورت می‌گیرد نه جنگ خارجی به راه می‌افتد. آنها می‌دانند ترامپ به راحتی نمی‌تواند با کشوری در بیفتد که وزیر خارجه آن ظریف است، که چندین دوره نامزده جایزه نوبل شد، یا رئیس‌جمهور سابق آن منادی گفتگوی تمدن است و از دولت فعلی دفاع می‌کند. به‌همین دلیل نباید طوری عمل کنیم که گویا کل کشور معادل سپاه است. باید بگونه‌ای عمل کنیم که مسیر کشور تنها از راه انتخابات تعیین می‌شود. بنابراین اصلاح‌طلبان نقش تاریخی دارند که ایران سوریه یا لیبی نشود.

شما میزان خشونت در جامعه از جمله در ورزشگاهها و قتلهای اخیر ببینید، به دلایل مختلف بسیار بالاست که اگر مجال بروز یابد و فعال شود، یک وقت چشم باز می‌کنیم می‌بینیم مثل برخی کشورهای منطقه شده‌ایم. نقش اصلاحات کنترل حکومت است تا نظم سیاسی حفظ شود. به‌همین دلیل به ما می‌گویند استمرارطلب! منظورشان این است که ما استبداد را استمرار می‌دهیم. بدون توجه به اینکه ما ثبات سیاسی را استمرار می‌دهیم چون باور داریم راه نجات کشور در شرایط فعلی این است و این استمرار را به نفع ایران و مردم می‌دانیم. با این ثبات می‌توانیم به سمت انتخابات آزاد و تحقق حقوق شهروندی و... گام برداریم.

در دعوای براندازها با اصلاح طلب‌ها، آیا نقدهای آنها به اصلاحات توانسته روی نگاه پشتوانه‌ای اجتماعی شما به جریان اصلاحات تاثیر گذار باشد؟

بله، بخاطر کارشکنی‌ها در مسیر انتخابات آزاد و در راه منتخبان مردم، آنها می‌گویند از طریق انتخابات کاری از پیش نمی‌رود، اما من معتقدم اگر چند کار اساسی صورت بگیرد، بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی مجددا به اصلاحات باز می‌گردند و امیدوار می‌شوند. به شرط آنکه از اصلاح‌طلبان برنامه عملی همراه با عزم و انسجام و صراحت ببینند. البته نمی‌توانیم انصار حزب‌الله یا جریان آقای مصباح را که ۱۰ تا ۱۵ درصد جامعه با آنها هفکر است، نادیده بگیریم. این جریان ۱۰ تا ۱۵ میلیون رای دارند. اصلاح‌طلبان را نیز کسی نمی‌تواند نادیده بگیرد.

در خود اپوزسیون هم که چند طیف هستند، علیه هم افشاگری کرده و نقاط ضعف یکدیگر را به رخ هم کشانده‌اند و بسیاری را متوجه کرده‌اند که امیدی به خارج نیست. از این طرف هم اصلاح‌طلبان از خواب خرگوشی بیدار شده‌ و فهمیده‌اند تلاش فعلی و روند گذشته جوابگو نیست و باید برنامه‌ی مناسب و حرف به روز ارائه کنند. بر این اساس اصلاح‌طلبان در دفاع از حقوق شهروندی، در زمینه دفاع از صلح و ضرورت مذاکره مشروط با امریکا باید به میدان بیایند و صریحتر از همیشه با مردم و حاکمیت حرف بزنند.

ایامی است خیلی از اصلاح‌طلبان روزه سکوت گرفته‌اند و درمقابل اوضاع منفعل عمل می‌کنند، این سکوت پایگاه اجتماعی اصلاحات را تهدید نمی‌کند؟

من به موازنه مثبت معتقدم. باید استدلایی و دلسوزانه تبیین کرد ریشه مشکلات کجاست؟ توضیح دهیم سیاست خارجی چه تاثیر مستقیمی بر اقتصاد کشور دارد و اینکه برای سامان دادن به اقتصاد کشور باید در سیاست خارجی تجدید نظر کرد.

هرکس شعار می‌دهد از جیب خودش هزینه آن را بپردازد، چرا از جیب ملت؟ اگر هم نمی‌توانند تصمیم بگیرند موضوع را به رفراندوم بگذارند و نظر ملت را جویا شوند. اگر اصلاح‌طلبان حرف دل مردم را بزنند و راه حل مناسب برای درمان دردها عرضه کنند، آن وقت مردم امیدوار می‌شوند و امید به اصلاح سیستم افزایش می‌یابد.

به نظرتان اصلاح‌طلبان بر سر چگونگی حضورشان درانتخابات به تفاهم میرسند و می‌توانند همه باهم باشند؟

معلوم نیست ولی امیدوارم برسند. البته در هیچ زمانی همه با هم نبودیم . در همین دو دوره اخیر که آقای خاتمی از لیست خاصی حمایت کرد، بازهم عده‌ای لیست موازی دادند. باوجود این خواهیم کوشید اصلاح‌طلبان درمورد چگونگی مشارکت در انتخابات به توافق برسند. اگر هم نرسند ممکن است به بحرانی‌ترین موقعیت خود در ۲۰ سال گذشته برسند و موقعیتی شبیه سال ۸۴ برسیم که اختلافات به ما ضربه زد.

برخلاف نگاه مشروط شما همین الان جمعی می‌گویند بعد از 88 به زحمت به گردونه سیاست برگشته‌اند ودیگر حاضر نیستند به خانه برگردند؟

قرار نیست اگر رای ندهیم در خانه بنشینیم. بلکه در جامعه مدنی فعال خواهیم بود.

به نظرتان شورای عالی اصلاح‌طلبان می‌تواند مسیر برای حصول توافق حداکثری چگونگی حضور جریان اصلاحات در انتخابات ۹۸ شود؟

من بیشتر از تغییر آدم‌ها به اصلاح سیاست‌ها و برنامه‌ها اعتقاد دارم . اگر سیاست‌ها درست تدوین شوند، مشکلات کشور کاهش می‌یابد. تغییر آدم‌ها با تنش بیشتری همراه است. به همین دلیل حتی اگر همین آقای جنتی رییس شورای نگهبان بماند اما نظارت استصوابی لغو شود با حضور او مشکلی ندارم.

تغییر سیاست‌ها چگونه تعیین می‌شود؟

شاید لازم شود پارلمان یا کنگره بزرگ اصلاح‌طلبان را تشکیل دهیم، یا از مردم نظرسنجی کنیم. در ضمن راههای زیادی برای اتخاذ سیاست درست در انتخابات مجلس وجود دارد که باید در مورد آنها بحث شود. مثلا آیا ما در شهرهای بزرگ یکپارچه عمل کنیم یا چگونگی ورود هر شهر به انتخابات را به خود آن شهر بسپاریم.

خوشبختانه اصلاح‌طلبان از این جهت هنوز ارتباطشان با جامعه کاملا قطع نشده است که مردم چیزی بخواهند و اصلاح‌طلبان آن را متوجه نشوند. ولی اگر خدای ناکرده تصمیم اشتباه بگیرند به این معنا که بدنه چیز دیگری بخواهد و راس چیز دیگری، جریان اصلاحات در کوتاه مدت شکست خواهد خورد.

اصلاح‌طلبان رسما به بحث انتخابات ورود کرده است؟

بله – ما در باره چگونگی حضور در انتخابات امسال در حال بحث و رایزنی هستیم.

بصورت رسانه‌ای نه، به صورت جدی و هدفمند؟

بحث در مورد انتخابات در درون جریان شروع و جرقه‌های تغییر سیاست‌ها بعد از دی ماه ۹۶ زده شده است.

بعضی در جریان اصلاحات مثل من معتقدند جامعه بعد از اعتراضات ۹۶ پوست‌انداخته و تغییر کرده است اما گروهی نیز اعتراضات دی۹۶ را مثل دیگر اعتراضاتی می‌دانند که رخ داده و سپری شده است. قدر مسلم آنکه بعد از این اعتراضات ما ریزش نیرو داشته‌ایم و تردید نسبت به بهبود اوضاع و امور کشور با روند جاری به حدی بالا رفته است که آقای خاتمی می‌گوید “من اگر تکرار هم کنم دیگر مردم رای نمی‌دهند.”

این ریزش نیرو به دلیل همان مسائل اقتصادی است؟

اصل مشکل فعلی مردم اقتصادی است اما مسائلی مانند آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، محدودیت‌های زنان و حقوق شهروندی هم در نگاه مردم به اوضاع تاثیرگذارند. ببینید ۷۰درصد منازعات کنونی جهانی در خاورمیانه است. در چنین منطقه‌ای، امنیت، رفاه و آزادی سه خواست مهم ایرانیان است. اندیشه و جریانی که بتواند این سه مطالبه را نمایندگی کند، می‌تواند امیدوار باشد در عرصه سیاست کشور حرف اول را بزند.

اصلاحات بالقوه چنین موقعیتی را دارد چون کادر، تجربه و پشتوانه اجتماعی دارد ولی اگر نجنبیم، هم فرصت نجات کشور را از دست می‌دهیم و هم پشتوانه اجتماعی‌مان ریزش بیشتری خواهد کرد.

نگاه رهبر اصلاحات به استراتژی انتخاباتی این جریان چگونه است؟

اگر مبنا را صحبت اخیر ایشان بگذاریم باید تحولات جدی انجام دهیم، چون اگر مردم احساس تغییر نکنند، “تکرار میکنم” دیگر جواب نمی‌دهد. معنای سخن من این نیست که راهبرد قبلی اشتباه بود، بلکه مردم خواهان تغییرند و اگر تحولی صورت نگیرد بسیاری از آنان رای نخواهند داد. حتی امثال من نیز به احتمال زیاد رای نخواهیم داد. چر اکه هر که انتخاب شود، نمی‌تواند کاری از پیش ببرد.

چند درصد اصلاح‌طلبان مثل شما فکر می‌کنند؟

نمی‌دانم اما این نگاه رو به رشد است. هر چه زمان بیشتر می‌گذرد درصد بیشتری از لزوم تحول دفاع می‌کنند چرا که می‌بینند این روند دیگر جواب نمی‌دهد. بیشتر از اصلاح‌طلبان باسابقه، حامیان آنها به این نتیجه رسیده‌اند که اگر متناسب با تحولات اجتماعی و خواست جامعه عمل نکنیم راه خود را جدا کنند.

نقش تاثیرگذار رهبر جریان اصلاحات در این بین چه خواهد بود؟

یک پیام به تنهایی نمی‌تواند نتیجه آرا را تعیین کند مگر آنکه زمینه اجتماعی از قبل فراهم شده باشد. البته فضای مجازی را نباید مبنا قرار گیرد، زیرا با فضای واقعی خیلی نزدیک نیست. مهم این است که وجدان عمومی احساس کند شرکت در انتخابات مفید و تعیین‌کننده است؟ من موقعی رای می‌دهم که تغییر معنادار احساس کنم. اگر ببینم نتیجه انتخاب این لیست با آن لیست فرق نمی‌کند، در انتخابات شرکت نمی‌کنم و مسئولیت شرکت نکردن هم با کسانی است که در انتخابات حاضر شده‌اند. بنابراین تکلیف من و خیلی از اصلاح‌طلبان درباره چگونگی حضور در انتخابات روشن است.

البته این بدان معنا نیست که بنشینیم ببینیم شورای نگهبان چگونه عمل می‌کند. باید همه زورمان را بزنیم و کمپین نه به نظارت استصوابی به راه اندازیم. یا موفق می‌شویم یا نه، اگر انتخابات آزاد برگزار شود، حتی اگر رای نیاوریم، برده‌ایم چرا که اولین و بزرگترین گام اصلاحات آزاد شدن انتخابات است.

بنابراین باید تلاش کنیم انتخابات غیراستصوابی و آزاد برگزار شود. اما اگر نشد، به مردم خواهیم گفت مسئولیت رای ندادن ما با کسانی است که مانع حضور ما شدند. البته چون مخالف خشونتیم به خانه تیمی نمی‌رویم. از آن طرف هم انتخابات غیرآزاد را تایید نمی‌کنیم. چون همان یک ذره آبرویی هم که نزد مردم داریم از بین می‌رود و فردا روز دیگر نمی‌توانیم به ویژه در شرایط سخت منشا اثر در جامعه باشیم.



نظر شما درباره این مقاله:


فعالان صنفی، مدنی و سیاسی را آزاد کنید!
بازگشت به صفحه اول

فعالان صنفی، مدنی و سیاسی را آزاد کنید!


iran-emrooz.net | Sat, 18.05.2019, 17:08

بیانیه جمعی از فعالان ملی- مذهبی در دفاع از حقوق فعالان صنفی، مدنی و سیاسی زندانی

کارگران و معلمان از زحمتکش‌ترین اقشار اجتماع‌اند که در همه جای جهان مورد احترام‌اند. اما در ایران نتوانستند حتی در روز مخصوص به خودشان حقوق اولیه و برحق شان را مطالبه کنند. طی دو روز متوالی تجمع  مسالمت آمیز آنها در اولین مراحل خود مورد حمله و خشونت قرار گرفت و عده‌ای از فعالان کارگری و مدنی و رسانه‌ای دستگیر شدند. جمعی از آنها آزاد شدند اما هنوز عده زیادی از جمله حسن سعیدی، مرضیه امیری، ناهید خداجو، نسرین جوادی، فرهاد شیخی و ... در بازداشت به سر می‌برند.

همچنین در حالی که اسماعیل بخشی و سپیده قلیان همچنان در زندانند خبر می‌رسد که شمار دیگری از کارگران معترض نیشکر هفت تپه نیز بازداشت شده‌اند. معلمان و کارگران و دیگر زحمتکشان صاحبان اصلی انقلاب بزرگ مردم علیه ظلم و استبداد و تبعیض و فساد در حکومت سابق بوده‌اند و وعده‌های حمایت از آنها از داعیه‌های صدر انقلاب بوده است. اما متاسفانه سیر رخدادهای پیاپی در طول چند دهه وضعیتی را پدید آورده است که دوباره شاهد شکل گیری همان ظلمها و تبعیضها و فسادها  حتی گاه در ابعاد وسیعتر بوده‌ایم.

از سوی دیگر یار و هم‌اندیش میهن‌دوست و دردآگاه ملی- مذهبی‌مان آقای «کیوان صمیمی» (سردبیر نشریه ایران فردا) از مبارزان و زندانیان سیاسی قدیمی قبل و بعد از انقلاب که در سالیان اخیر مجدانه پیگیر طرح دعوت به «گفتگوی ملی» برای نجات کشور و مردم از بحرانها و مصائبی بوده که اینک بدان دچار شده‌اند، نیز به جرم حمایت از اعتراض کارگران زحمتکش در ۱۱ اردیبهشت  روز جهانی کارگر بازداشت و راهی زندان شده است. کیوان عزیز هیچ تعارضی بین کار رسانه‌ای، گفتگوی ملی، مشارکت در صندوق رای و حضور در عرصه خیابان برای مطالبه محوری و حق خواهی مدنی و مسالمت آمیز نمی‌بیند.

بی‌شک بازداشت مکرر این سرمایه‌های اجتماعی جز تشدید شکاف حکومت - ملت و تنگ تر کردن راه‌های مدنی و قانونی برای حل و فصل منازعات و اختلافات سیاسی و اجتماعی و طبقاتی نیست.

اکنون کشور ما و اکثریت ملت ما گرفتار در مشکلات معیشتی و زندگی، روزهای سخت و بحرانی‌ای را می‌گذرانند. اگر صدای اعتراضات مدنی و مسالمت آمیزی همچون تجمعات اخیر کارگران و معلمان شنیده نشود روزهای سخت‌تری در پیش خواهد بود.

هیچ توجیه قانونی و اخلاقی برای برخورد با معلمان و کارگران و بازنشستگان و دیگر معترضین حقوق صنفی وجود ندارد. آنها حداقل حقوق اولیه خود و سهم ناچیز خویش را از بودجه کشور می‌خواهند که مورد سهم‌خواهی و رانت‌خواری‌های بزرگ قرار گرفته است. آنها خواهان مشارکت‌شان در تصمیم ‌یری برای سرنوشت‌شان هستند که حقوق اولیه و بدیهی و قانونی ایشان است. آنها خواهان حق تشکل‌یابی مستقل هستند که مدنی و مردمی‌ترین طریق مراوده ملت و دولت است. نپذیرفتن این حقوق اولیه و بدیهی پیامدهایی دارد که در تاریخ به تکرار مشاهده شده است:

هر که ناموخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد زهیچ آموزگار

اینک ما جمعی از فعالان ملی - مذهبی که دغدغه میهن و ملت و حقوق حقه آنها را داریم به مسئولان نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی به استناد آیه «فذکر انما انت مذکر» تذکر می‌دهیم تا هر چه سریعتر با آزاد نمودن فعالان صنفی و مدنی و سیاسی، در اعتلای حقوق شهروندی ایشان و همه ملت گام برداشته و اعمال هر نوع خشونت و بازداشت علیه ایشان را محکوم می‌کنیم و امید آن داریم حاکمان و تصمیم گیران کشور تا دیر نشده در این رویه ناکام و ناکارآمد، قبل از آنکه ملک و ملت را به  ویرانی و نابودی بکشند تجدیدنظر کنند.

اسماعیل آزادی، حمید آصفی، زهرا آقاخانی، محمدرضا آهنی، محمد ابراهیم زاده، سید صابر ابطحی، ‌هادی احتظاظی، مهرداد احمدزاده، ابراهیم اصغری منیر، محمد افشار، سید عبدالمجید الهامی، زهره امامی، سارا امانی، مهدی امین زاده، ‌هاشم باروتی، عبدالعلی بازرگان، مسعود باستانی، سعید باقرنژاد، حسین بحیرایی، رسول بداقی، محمد برقعی، مریم بهاری، انیسه بیات، عباس پور اظهری، محمد جمادی، جعفر جودکی، فرانک چالاک، محمد چاووشیان، مهدی حسنلو، کوثر حضرتی گلدیانی، ولی حق شناس، یونس حکمت دوست، حوریه خانپور، محمود خطیبی، محمد خیرالدین، مرضیه درود، محمود داوران، شهریار دبیرزاده، معصومه دهقان، زهرا ربانی املشی، محسن رحمانی، جواد رحیم پور، زهرا رحیمی، یونس رستمی، حمیدرضا رسولیان، احسان رضایی، صادق رضایی، فرزانه رهرو، رقیه زارع پور، احمد زمانی، حسین سربندی، احمد سرشار، علی سلطانی، جواد سلیمانی، زهرا سیادت، معصومه شاپوری، لاله شاکری، سید علی شیخ‌الاسلامی، ماندانا صادقی، جلال صمصامی، سوسن طلوعی، مسعود عابدی، سیدابوذر علوی، سیده سمیه علوی، سیده مینا علوی، سیده لیلا علوی، نسرین علوی، رضا علیجانی، محمدحسین غفارزاده، رضا غفوری، فرشید فاریابی، منیژه فتحی، اسدالله فخیمی، حسن فرشتیان، علی فرید یحیایی، عزیز قاسم زاده، پَرَن قاسمی، ابوالفضل قدیانی، کیارش کاظمی، رضا کاظمی فومنی، ‌هادی کحال زاده، حسین کربلایی، غلامرضا کرد، محمد کریمی، ملیحه کریم الدینی، حسین کشوردوست کلتی، علی کلایی، پروین کهزادی، پانته آ کهنداد، مهران کهن پور، بهناز کیانی، جعفر کیوانچهر، بیژن گل افرا، رضا گودرزی، مسعود لدنی، جواد لعل محمدی، حسین مجاهد، سیران محمدحسینی، رضا محمدی، محمد محمدی، زینب محوی، مرتضی پور، رضا مسلمی، رضا مسموعی، احمد مظفری، مهدی ممکن، سید حسین موسوی، محمد مهدوی فر، حسین میرزانیا، فرشاد نوروزیان، مهدی نوربخش، اکبر نوری، احمد‌هادوی، مصطفی یاراحمدی، احمد یزدانی، اسماعیل یزدانی، حسن یوسفی اشکوری



نظر شما درباره این مقاله:


بیمه نروژ سپاه را عامل خرابکاری نفتکش‌ها
بازگشت به صفحه اول

بیمه نروژ سپاه را عامل خرابکاری نفتکش‌ها


iran-emrooz.net | Fri, 17.05.2019, 21:46



نظر شما درباره این مقاله:


اقتصاد جهان در سال ۲۰۵۰ چه شکلی است؟
بازگشت به صفحه اول

اقتصاد جهان در سال ۲۰۵۰ چه شکلی است؟


iran-emrooz.net | Fri, 17.05.2019, 21:15



نظر شما درباره این مقاله:


دولت ترکیه ممنوعیت ملاقات با اوجالان را لغو کرد
بازگشت به صفحه اول

دولت ترکیه ممنوعیت ملاقات با اوجالان را لغو کرد


iran-emrooz.net | Fri, 17.05.2019, 19:44



نظر شما درباره این مقاله:


صلح طلبی، گاه درایت و شجاعتی بیش از جنگ
بازگشت به صفحه اول

صلح طلبی، گاه درایت و شجاعتی بیش از جنگ


iran-emrooz.net | Fri, 17.05.2019, 15:49



نظر شما درباره این مقاله:


علم روابط‌بین‌الملل و تحلیلی از آنارشیسم‌سیاسی
بازگشت به صفحه اول

فصل سوم، پاره‌ی اول

علم روابط‌بین‌الملل و تحلیلی از آنارشیسم‌سیاسی

آراز فنی


iran-emrooz.net | Fri, 17.05.2019, 10:09

علم روابط بین‌الملل و تحلیلی از آنارشیسم‌سیاسی در جهان امروز
ملی‌گرائی افراطی، بحران‌هویت و بحران در روابط بین‌الملل

 

روابط بین الملل از منظر تفکر لیبرالیستی:

دومین و یکی از مهمترین رویکرد تئوریک در روابط بین‌الملل منظر فکری لیبرالیسم است. ریشه‌های این نظریه همانند سایر نظریه های کلاسیک سیاسی بر می‌گردد به نظریات فیلسوفان و متفکرین آزادیخواه عصر روشنگری که خود نیز بصورت انباشتی بر می‌گردد به تکامل دانش اجتماعی بشری؛ بخصوص فلسفه یونان و رنسانسی علمی. مشکلات دستیابی به صلح پایدار، تضمین آزادیهای سیاسی و اقتصادی/تجارت، همکاری در روابط بین‌الملل و ایجاد موسسات بین المللی که تضمین کننده ی اهداف بالا باشند از موارد مهمی محسوب می‌شوند که این نظریه به توضیح و دفاع از آنها می‌پردازد. من در این مقاله در صدد این نیستم که به تعریف و یا بازتعریف یکی از مفاهیم مهم علوم اجتماعی که در ادبیات سیاسی کشورهای گوناگون صدها کتاب و مقاله در باره ی آن نوشته شده بپردازم ولی برای توضیح گزاره ی بعدی یعنی لیبرالیسم در روابط بین الملل مجبور به توضیح کوتاه در باره ی این مفهوم هستم.
لیبرالیسم از سویی به یک تئوری سیاسی بورژوازی اطلاق می‌شود که نمایندگان آن سرمایه‌ داری صنعتی را بر علیه اشرافیت فئودالی سازماندهی می کردند و درصدد گرفتن قدرت سیاسی بودند. آزادی از قید و بندهای اقتصادی و اجتماعی دوران فئودالیسم را در برنامه های خود مدون کرده و در عین حال می‌خواستند که قدرت مطلقه سلطنت محدود شود. نمایندگان لیبرال به  پارلمان راه یابند و در نهایت حق رأی آزاد و سایر حقوق سیاسی در محدوده خاص آن دوران و به مفهوم بورژوایی آن برای همه (مردان) به رسمیت شناخته شود.
در ایلات متحده لیبرال به فردی گفته می شود که نظریات چپ و دموکراتیک دارد و به گونه ائی مخالف سیاست متداول و رویای آمریکائی ها هست. با این تاویل لیبرالیسم نزدیکیهائی با تفکر چپ دارد. اگر مسئله را بخواهم ساده کنم، در ادبیات مارکسیستی اما مفهوم لیبرالیسم به معنای تئوری و سیاستی است که به نابرابری اقتصادی و اجتماعی دامن می‌زند. و در ایده ی مارکسیستی به کسانی گفنه می شود که به آشتی طلبی غیراصولی به ضرر اساس اندیشه‌های مبارزه طبقاتی مارکسیستی تلاش می کنند. لیبرالیسم در این مفهوم از نمودهای فرصت‌ طلبی و فردگرایی است.

لیبرالیسم بطور عموم در جواب و در مقابله با تفکر و سیاستهای دیکتاتوری، قرون وسطائی، اقتدارگرایانه و جنگ طلبانه شکل گرفت. بدین ترتیب لیبرالیسم بدیلی است در مقابل نظریه های نظامی و اقتدارگرایانه در روابط سیاسی/اجتماعی و مکتب رئالیسم قدرت محور.  ما می‌بایست منظر فکری لیبرالیستی در روابط بین الملل را با لیبرالیسم متداول سیاسی که بطور عموم از آزادیهای افراد در مقابل قدرت بلامنازع دولتها و گروهای مذهبی و فشار حمایت می کند و به تئوریزه کردن حقوق آزاد در تجارت/سرمایه داری و آزادیهای فردی می پردازد، فرق قایل شویم. گرچه لیبرالیسم در روابط بین الملل اساسن از این منظر به مسایل سیاسی نگاه می کند ولی اینجا تاکید روی ایجاد موسسات بین المللی و دیالوگ برای حل مشکلات سیاسی و اقتصادی هست.
درمقابل این سئوال که “آیا جنگ یک امر اجتناب ناپذیری است”؟ جواب لیبرالها منفی است. لیبرالها معتقد هستند که می شود بر تفکر و عمل جنگ بین دولتها غلبه کرد. در انتقاد به رئالیستهای قدرت محور، که دولت را تنها موسسه ی قانونی که می بایست با استفاده از قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی از منافع حاکمیت دفاع کند؛ لیبرالیها به تقسیم قدرت معتقد هستند و قدرت را به سه حوزه ی سیاسی، اقتصادی و مدنی تقسیم می کنند که موسسات زیر آنها را نمایندگی می کنند:
۱. دولت ۲. اقتصاد/شرکتها ۳. جامعه ی مدنی.
لیبرالها بطور عموم نظریه ی آنارشی قدرت در روابط بین الملل را قبول دارند ولی معتقد نیستند که انسانها و دولتها ذاتن خشن/شرور و در جستجوی قدرت هستند. تلاش برای کسب قدرت و مبارزه برای حفظ قدرت تنها انگیزه و محور کارهای افراد و سازمانها نیست. لیبرالها در چهار حوزه ی علمی و عملی رئالیستها را به چالش می کشند:
۱. آنها می گویند؛ پذیرش آنارشی سیاسی بعنوان تنها نظم سیاسی در روابط بین الملل می تواند یک واقعیت ناقص باشد و کسریهای جدی دارد. با پذیرش روابط قدرت بین دولتها نولیبرالها معتقد هستند که این روابط توسط قوانین و تعهدهای متقابل بین دولتها تثبت شده است. یعنی وجود موسسات بین المللی که فرم و محتوای آنها فراتر از تعهدات سیاسی و اقتصادی دولتها هست، در میانکنش همکاریهای بین المللی و بین بازیگران سیاسی گوناگون، در روابط بیلاترال بین دولتها و در ساختارهای گوناگونی نمود پیدا می کنند. بدیگر بیان همکاریهای دو و یا چند جانبه بین دولتها برای کاهش جنگ و تنش در روابط بین الملل یک واقعیت عینی است. لذا رقابت برای کسب قدرت، تنها محرک سیاسی نیست. همکاری برای ایجاد امنیت عمومی در دنیا توسط موسسات منطقه ائی و بین المللی موازی، همزمان و همراه با سایرعوامل اجتماعی پیش می روند. بدین ترتیب، نرمها، سنتها و قوانین سیاسی/اجتماعی در عرصه های گوناگون بین المللی بسترهای سازمانی خود را بوجود آورده و این موسسات به وابستگی/همبستگی و همکاری بین دولتها منجر شده است. اگر چه استقلال عمل دولتها طبق قوانین بین المللی تنظیم و تثبیت شده است.
۲. لیبرالها بغیر از تاکید روی دیالوگ و همکاری بین کشورها، که در تقابل با نظریه ی رئالیستهای قدرت محور قرار دارد همچنان به نقش مهم نهادهای غیر دولتی در عرصه ی سیاست ملی و بین المللی تاکید می کنند. به نظر لیبرالها شرکتها (تجارت و اقتصاد) بخصوص حضور شرکتهای بزرگ و فرا ملیتی که بدون استفاده از نیروی نظامی و با تاکید روی امر تجارت فعال هستند، نیروی مهم اجتماعی هستند که قدرت تاثیر و عمل آنها کمتر از موسسه ی سیاست نیست. جامعه ی سازمان یافته ی مدنی، انجمنها و نهادهای فرهنگی، هنری و ورزشی جزو بازیگران اجتماعی قدرت ملی و بین المللی هستند که در موارد مختلف نقش مهم خود را روی روابط بین الملل زده و می زنند. بدین ترتیب قدرقدرتی دولت/حکومت بعنوان تنها عنصر قدرت بین المللی زیر چالش می رود. میدانیم که امروز نهادهای فرهنگی و مدنی روی سیاست دولتها نقش مهمی ایفا می کنند. اگر مطبوعات مستقل را به این عناصر قدرت اضافه کنم وزن این نهادها بیشتر می شود.
۳. لیبرالها تعریف راشیونل و یاعقلانی در تفکر وعمل دولتها را پذیرفته ولی به آن با دیده ی انتقادی نگاه می کنند. آنها می گویند اگر این نظر را بپذیریم که دولتها تنها عامل/عنصر اجتماعی هستند و یا میتوانند باشند که  در هر دو حوزه ی ملی و بین المللی از منافع ملی دفاع کرده و آن را اشاعه دهند، رویکرد و نگرش ما یک نگرش تک بعدی به واقعیتهای اجتماعی موجود خواهد بود و از منظر علوم سیاسی قابل رد.
با توجه به تجربیات موجود بخصوص در کشورهای سوسیالیستی ثابت شده است که حوزه ی عمل و قدرت دولتها ازلی، بادوام و موثر نبوده و ارگانهای اجتماعی دیگری – بخصوص در سطح بین الملی - وجود دارند که می توانند حوزه ی عملکرد دولتها را در حفظ منافع ملی، امنیت ملی و ثبات اجتماعی جهانی تکمیل کنند و عقلانیت نیز دارند.
۴. برتری و تسلط نظامی و امنیت ایجاده شده توسط دولتها محدود بوده و ناسیونالیسم با نوع تعریف رئالیستها با واقعیتهای موجود تطابق نمی کند. دوران امپراطوری ها و دولتهای قدرقدرت نظامی در حال بسر آمدن است. کشورهای بسیار کوچک با اختراعات، استفاده از ابزار ارتباطات دیجتالی/اینترنت و تولید کالاهای مورد نیاز مردم در سطح کلان، امروز به قدرتهای بزرگی تبدیل شده اند.
کره ی جنوبی، تایوان، هنگ کنگ، مالزی/اندونزی، ویتنام و ...که از آنها بعنوان ببرهای کوچک نام می برند بدون استفاده از نیروی نظامی بازار دنیا را زیر تسلط خود دارند و صد البته بدون دخالت ارتش و بدون مقاومت مردم کشورهای زیر ... و دولتهای دیگر.
با جهانی شدن اقتصاد، سیاست، فرهنگ، هنر و حتی فعالیت گروه های مافیائی مرزهای دولتها/کشورها بسیار کم رنگتر شده اند و سیال. بدین ترتیب همبستگی سیاسی و اقتصادی در نظریات لیبرالها بعد از سالهای دهه ی هفتاد قرن پیش بیشتر نمودار است. وابستگی کشورها، نهادهای مدنی و شرکتها بهم دیگر به عنصر غالب در سیاست تبدیل شده یا خواهد شد. بدین ترتیب – و شاید – “نظریه دست نامرئی” آدام اسمیت که در توضیح نقش تجارت بکار می برد، در اداره و هدایت مردم و کشورها می توان در اینجا مشاهده کرد.
مبحث بعدی که نظریه ی رئالیستهای قدرت محور را در مورد نقش غالب دولتها با نوع ناسیونالیسم با مشخصات تعریف شده توسط آنها، زیر علامت سئوال می برد حرکتهای قومی و اتنیکی است. این حرکتها باعث بوجود آمدن کشورهای جدید شده و در پاره ائی موارد این حرکتها در تضاد با سامان سیاسی حاکم قرار دارند. در اشکال حرکتهای تروریستی و بخشن می توان یک چهره ی مشخصی از این تضاد را مشاهده کرد.
مقایسه ائی کوتاه بین لیبرالیسم و رئالیستهای قدرت محور:
همانطوریکه نوشتم، در جواب این سئوال که آیا می توان از جنگ بین کشورها جلوگیری کرد، جواب لیبرالها مثبت است. لیبرالها معتقد هستند که با ایجاد موسسات بین المللی می توان  روابط از روابط خصمانه بین کشورها تعدیل کرد هستند. به آزادی سیاسی و اقتصادی باور دارند و معتقد هستند که رقابت سازنده بین نیروهای سیاسی و اقتصادی نیروهای اجتماعی گوناگون به رشد سیاسی، اقتصادی و دموکراتیک جوامع و افراد منجر می شود.
برخلاف نظریه ی رئالیستهای قدرت محور، که دولت را تنها موسسه ی قدرت می دانند، لیبرالها برای قدرت سه حوزه ی عمل شناسائی می کنند. دولت، اقتصاد/شرکتها و جامعه ی مدنی. تاکید بر این است که بغیر از دولت، نهاد ها، بازیگران فرهنگی، كنشگران غیردولتی تکمیل کننده ی ساختار سیاسی و اجتماعی هستند. بدین ترتیب دولتها یک نهاد یکپارچه نیستند و بوروکراسی و نظام اداری متکی بر کثرتگرائی، محتوای برنامه های سیاسی و فرهنگی دولتهای قوی و رفاه ملی را تشکیل می دهند. می دانیم که برای رئالیستهای قدرت محور حفظ منافع ملی در الویت قرار دارد. برای رسیدن به قدرت اخلاق اجتماعی باز تعریف می شود ولی لیبرالها بر اخلاقیات، هنجارها، حقوق بشر اهمیت قایل هستند. بنظر لیبرالها منشورهای حقوق بشر می بایست با قوانین جاری دولتها یکی شود.
با رئالیستهای قدرت محور در رابطه با عقلانی بودن سیاست و رفتار دولت‌ ها همنظر بوده و آن را به عنوان یکی از شاخص مهم موسسه سیاست می دانند. ولی در سیاستهای اقتصادی جاری خود بدنبال  تامین امنیت برای شرکتها و آزادی تجارت هستند و بر همین اساس به پروسه های ناشی از همكاری‌های بین المللی اهمیت داده و توجه می‌كنند.
از آنجا که وظیفه ی حفظ منافع ملی از منظر فکری رئالیستهای قدرت محور بعهده ی دولت است لذا دولت تنها عامل ایجاد امنیت ملی و شاید بین المللی وجود دولتهای بزرگ و هژمون است. در مقابل لیبرالها به وجود و نقش موسسات بین المللی، همكاری‌های بین المللی توسط نهادها، سازمان‌ها و رژیم‌های بین المللی تاکید کرده و وجود آنها را در ایجاد یک جامعه ی بین المللی با ثبات و امن ضروری می دانند. بدون یک امنیت جمعی و بین المللی، دفاع از منافع ملی شاید غیر ممکن باشد.
لیبرالها همانگونه که مشهور است به اصلاح و رفرم در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی معتقد هستند. وظایف حقوق بین الملل و موسسات بین المللی می بایست به امنیت عمومی و جهانی منجر شود تا بی ثباتی، تنشهای نظامی و جنگ. تأكید بر قدرت اقتصادی و نهادی کردن آن در كنار قدرت مادی و نظامیی؛ تأكید بر شباهت‌های درون و بیرون از سایر موارد حرکتهای لیبرالها هستند.

پانزدهم مای/سوئد



نظر شما درباره این مقاله:


ارسال گزارش حمله به کشتی های اماراتی به شورای امنیت
بازگشت به صفحه اول

ارسال گزارش حمله به کشتی های اماراتی به شورای امنیت


iran-emrooz.net | Thu, 16.05.2019, 22:17



نظر شما درباره این مقاله:


اگر جنگی دربگیرد، مردم چه خواهند کرد؟
بازگشت به صفحه اول