بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

بی‌خبری همسر نازنین زاغری از وضعیت او


iran-emrooz.net | Sat, 20.07.2019, 0:32



نظر شما درباره این مقاله:


محمد خاتمی: به خاطر ایران باید فداکاری کنیم
بازگشت به صفحه اول

محمد خاتمی: به خاطر ایران باید فداکاری کنیم


iran-emrooz.net | Sat, 20.07.2019, 0:01



نظر شما درباره این مقاله:


دشمن ما همین‌جاست آقای خاتمی
بازگشت به صفحه اول

دشمن ما همین‌جاست آقای خاتمی

آرمان امیری


iran-emrooz.net | Fri, 19.07.2019, 23:42

عنوان اصلی یادداشت: در ستایش شرم!*

هنوز شش ماه به انتخابات مانده که چراغ اول را باز هم سیدمحمد خاتمی روشن کرده است. رهبر کاریزماتیک جریان اصلاحات، چندی پیش معترف شده بود که «من اگر تکرار هم کنم دیگر مردم رای نمی‌دهند»؛ دوباره گویی تغییر موضع داده و گفته است: «انتخابات را نباید تحریم کرد» و «قهر کردن با صندوق رای، انحلال مردم است».

آقای خاتمی، به مانند اکثر اصلاح‌طلبانی که چنته‌شان از یک منطق قابل طرح، یک کارنامه قابل دفاع و یک استراتژی قابل بحث خالی است، بار دیگر به نام و آبروی «ایران» متوسل شده و فرموده‌اند: «مردمِ ناراضی باید فداکاری و از خودگذشتگی کنند و به خاطر ایران پای صندوق‌ها بیایند تا جلوی خطر اصلی گرفته شود»؛ ما اما تفسیر متفاوتی از «خطر اصلی» داریم.

به باور ما، «ایران»، یک مفهوم مجرد و انتزاعی نیست که فقط حاکمان مصداق‌اش را تعیین کنند. ما «ایران» را در رضایت و امنیت و رفاه و شادی تک‌تک شهروندان‌اش متجلی می‌دانیم و در یک کلام باور داریم هیچ «ایران» واحد و منسجمی وجود ندارد، مگر آنکه ۸۰ میلیون ایرانی، احساس آزادی کامل و مشارکت مستقیم و بدون محدودیت در تعیین سرنوشت آن کنند. یک دشمن خارجی هرگز نمی‌تواند چنین تصویری از ایران را تهدید کند، اما شیوه علیل سیاست‌ورزی‌های داخلی چرا!

ایران مورد نظر ما، جدا از تمامی تحرکات جناح اقتدارگرا و سرکوبگر، با بسیاری از تصمیمات غیرقابل بخشش اصلاح‌طلبان مورد تعرض قرار گرفته و زخمی شده است. در همان ماجرای کوی دانشگاه سال ۷۸، اگر نبود سکوت و اهمال رییس وقت دولت، دلیلی نداشت که بعد از ۲۰ سال هنوز کسانی که دانشجویان را به خاک و خون کشیدند اینگونه مدعی و طلب‌کار باقی بمانند و اتفاقا مهر تایید و تشکر جناب خاتمی در پای نامه به سردار نظری را سند ادعاهایشان قرار دهند.

در ماجرای رد صلاحیت فله‌ای مجلس هفتم، حتی تمامی جناح‌های اصلاح‌طلب و نمایندگان مجلس وقت و تمامی استان‌داران کشور از رییس جمهور خواستند تا تن به برگزاری انتخابات فرمایشی ندهد، اما آن زمان آقای خاتمی نگفت نابودی انتخابات یعنی انحلال مردم! بلکه با ترس‌خوردگی سند بی‌اعتباری مجلس و انتخابات را چنان امضا کرد که دیگر پس از آن هرگز وجاهت به خانه ملت باز نگشت.

در ماجرای فرودگاه امام، دولت در برابر اقدام اشغال نظامی فرودگاه و حرکت شبه‌کودتایی نهاد نظامی سکوت کامل کرد تا چراغ سبزی نشان بدهد به بلعیدن و مصادره تمامی اقتصاد این کشور به دست چکمه‌پوشان. مجری انتخابات ۸۴ مگر همین دولت اصلاحات نبود؟ اگر حداقل به شکل ظاهری و تشریفاتی دولت اصلاحات وعده رسیدگی به شکایت کروبی و هاشمی را داده بود، آیا شاهد وقوع حوادثی چون انتخابات ۸۸ بودیم؟

ما خدمت جناب خاتمی یادآوری می‌کنیم که اگر امروز بخش عمده‌ای از مردم به تمامی جناح‌های سیاسی بدبین شده‌اند، تمام گناه را نمی‌توان به گردن جناح مقابل انداخت. کلیدواژه‌هایی چون «ژن خوب»، «سهم از سفره انقلاب» و «حقوق‌های نجومی» را نمایندگانی در حافظه تاریخی ایرانیان ثبت کردند که مشروعیت‌شان را از شخص شما کسب کرده بودند.

در نهایت اینکه خطر اصلی از نظر ما، خطر وقوع یک جنگ نیست، بلکه بقای حاکمانی است که به صورت مداوم «ایران ما» را در معرض جنگ و تحریم و تهدید قرار می‌دهند. سیاست‌های این حاکمان با ترورهای فرامرزی، ماجراجویی‌های هسته‌ای، موشک‌بازی‌های یواشکی، جنگ‌های نیابتی و رؤیاهای استراتژیک خطر جنگ را افزایش می‌دهد و اتفاقا با حمایت و توجیه‌گری همان کسانی همراه می‌شود که در موعد انتخابات نام‌شان در فهرست‌های مورد تکرار آقای خاتمی قرار می‌گیرد. چگونه ما به کسانی رأی بدهیم که با تشویق یا سکوت در مقابل این سیاست‌ها امنیت ما را به خطر می‌اندازند؟

با کمال احترامی که همچنان برای جناب خاتمی قائل هستیم، باید بگوییم: هنوز طنین فریاد «من هم سپاهی هستم» وابستگان به جناح متبوع شما در گوش ما انعکاس دارد. در چنین شرایطی، بزرگترین خطری که از نظر ما ایران و ایرانیان را تهدید می‌کند، تداوم همین اندیشه تقلیل‌گرا و دوگانه‌سازی‌های کاذب و دروغینی است که با فرارسیدن هر انتخاباتی ایجاد می‌کنید. پس ما نیز از شما دعوت می‌کنیم، برای نجات ایران و ایرانیان، یک بار هم شما «فداکاری» به خرج بدهید و با صدای رسا اعتراف کنید که این سرکوب‌گران چکمه‌پوش ملت ما را به گروگان گرفته‌اند. شما نیز به مانند توده مردم فریاد بزنید «دشمن ما همین‌جاست»، و آنگاه خواهید دید که یک ملت متحد چطور به پا خواهد خواست و بار دیگر به دعوت شما لبیک خواهد گفت.

پی‌نوشت:
عنوان این یادداشت را از کتابی با همین نام نوشته استاد «حسن قاضی‌مرادی» برداشته‌ام.



نظر شما درباره این مقاله:


سپاه پاسداران یک نفتکش بریتانیایی را توقیف کرد
بازگشت به صفحه اول

سپاه پاسداران یک نفتکش بریتانیایی را توقیف کرد


iran-emrooz.net | Fri, 19.07.2019, 20:36

دویچه وله فارسی

نیروی دریایی سپاه پاسداران ایران در اطلاعیه‌ای از توقیف یک فروند نفتکش بریتیانیایی را در تنگه هرمز خبر داد. سپاه علت توقیف نفتکش را «رعایت نکردن قوانین و مقررات بین المللی دریایی» اعلام کرد.

روابط عمومی نیروی دریایی سپاه پاسداران با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد: «عصر امروز (جمعه ۲۸ تیر ) یک فروند نفتکش انگلیسی با نام «stena impero» هنگام عبور از تنگه هرمز به علت رعایت نکردن قوانین و مقررات بین‌المللی دریایی بنا به درخواست سازمان بنادر و دریانوردی استان هرمزگان، توسط یگان شناوری منطقه یکم نیروی دریایی سپاه توقیف شد‌‌».

این اطلاعیه می افزاید: نفت‌کش مذکور پس از توقیف به ساحل هدایت و برای سیر مراحل قانونی و بررسی های لازم تحویل سازمان بنادر و دریانوردی شد.

اطلاعیه سپاه نگفته نفتکش بریتانیایی کدام «قوانین و مقررات بین‌المللی دریایی» را نقض کرده است.

توقیف نفتکش بریتانیایی ظاهرا واکنش ایران به توقیف دو هفته پیش نفتکش غول‌پیکر «گریس ۱» در تنگه جبل‌الطارق است. این نفتکش روسی اما در اجاره ایران است و حامل دو میلیون تن نفت به مقصد نامعلوم بود. مقا‌م‌های جبل‌الطارق می‌گویند این نفتکش حامل نفت به سوریه بود و به دلیل نقض تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه سوریه، توقیف شده است.

آیت‌الله خامنه‌ای سه روز پیش (روز سه‌شنبه ۲۵ تیرماه) توقیف نفت‌کش ایران در جبل‌الطارق را «دزدی دریایی» توصیف کرد و با تهدید به اقدام متقابل گفت: «جمهوری اسلامی و عناصر مؤمن نظام، این خباثت‌ها را بی‌جواب نمی‌گذارند و در فرصت خود و جای خود پاسخ خواهند داد.»

چند ساعت پیش از اعلام خبر توقیف نفتکش بریتانیایی توسط سپاه، دادگاه عالی جبل الطارق حکم توقیف نفتکش ایران، «گریس ۱» را به مدت ۳۰ روز دیگر، یعنی تا  ۲۴ مرداد، تمدید کرد. جبل‌الطارق در جنوب اسپانیا اما تحت حاکمیت بریتانیاست.

روز گذشته (پنجشنبه ۲۷ تیرماه/ ۱۸ ژوئیه) نیز سپاه پاسداران از توقیف یک نفتکش خارجی خبر داده و ادعا کرده بود “این شناور خارجی سوخت قاچاق از ایران می‌برده است”. بنابر اطلاعیه روابط عمومی منطقه یکم دریایی سپاه پاسداران، این کشتی روز یکشنبه ۲۳ تیرماه ۱۳۹۸ توقیف شده بود.

ساعاتی پس از اعلام خبر توقیف کشتی یادشده توسط سپاه، بخش‌های برون‌مرزی تلویزیون دولتی صداوسیما تصاویری را منتشر کردند که نشان می‌داد که کشتی توقیف‌شده همان نفتکش «ریاح» است که چند روز پیش ناپدید شده بود.

پیش از آن که سپاه پاسداران مسئولیت توقیف نفتکش «ریاح» را بر عهده بگیرد، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در اظهارنظری که رسمی تلقی می‌شد اعلام کرده بود: «یک نفتکش خارجی به دلیل نقص فنی در خلیج فارس دچار مشکل شد که طبق مقررات بین‌المللی نیروهای ایرانی پس از دریافت درخواست کمک به سوی آن رفته و توسط یدک‌کش به سمت آب‌های ایران کشیده شده تا تعمیرات لازم روی آن صورت پذیرد.»

توقیف نفتکش «ریاح» با واکنش تند دولت آمریکا مواجه شد. سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد، ایران باید به این اقدام غیرقانونی پایان بدهد و خدمه نفتکش  توقیف شده فورا آزاد کند.

حوادث در خلیج فارس و تنگه هرمز که ریشه در بحران و تنش در روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا دارد، در هفته‌های اخیر در حال سرعت گرفتن است. بسیاری نگران آنند که این حوادث، که فاصله رخ‌دادن آنها رفته رفته کمتر می‌شود، آتش درگیری نظامی میان دو کشور را شعله‌ور کند.



نظر شما درباره این مقاله:


وضعیت اسفبار کنونی نتیجه اداره دورهمی کشور است
بازگشت به صفحه اول

وضعیت اسفبار کنونی نتیجه اداره دورهمی کشور است


iran-emrooz.net | Fri, 19.07.2019, 19:13

مهدی کروبی در نامه‌ای به احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان؛ اظهارات وی در مصاحبه با روزنامه کیهان را مورد نقد قرار داد.

به گزارش سحام، احمد جنتی به مناسبت سالروز تاسیس شورای نگهبان، در مصاحبه با روزنامه کیهان در اظهاراتی واهی گفته: «شورای نگهبان نهاد بی‌طرفی است و کار این نهاد در چارچوب قانون است و برای ما هیچ فرقی ندارد که فرد ثبت‌نام‌کننده مربوط به کدام جریان سیاسی است؛ لذا هرکس شروط مصرح در قانون را داشته باشد احراز صلاحیت می‌شود.»

دبیر ۹۳ ساله شورای نگهبان در این مصاحبه مدعی شده:‌ «شورای نگهبان وابسته به هیچ جریان سیاسی نیست و تحت تأثیر جریانات سیاسی و هیچ کسی قرار نمی‌گیرد و هیچ ضرر و نفعی هم از اینکه چه کسی وارد مجلس بشود یا نشود نمی‌برد بلکه بر اساس وظیفه‌ای که دارد کار خود را انجام می‌دهد.»

در واکنش به این اظهارات، مهدی کروبی که همکنون نهمین سال حصر و حبس خود را سپری می کند در نامه ای به احمد جنتی، اظهارات وی را مایه «تاثر» و نیز «خوشحالی» خوانده و افزوده: «متأثّر از آن جهت که فردی در لباس روحانیت و در اوج کهولت سنی( ۹۳ سالگی) چنین حب جاه طلبی و ماندن در قدرت او را گرفتار کرده که چنین بی پروا سخن خلاف می گوید و در عصر اطلاعات و رسانه های مجازی، ناشیانه سعی می کند شب را روز و روز را شب تعبیر کند. حسّ خوشحالی ام هم البته از این باب بود که دیدم فردی همچون شما که برای رضایت صاحب قدرت همواره در مقابل اراده مردم قرار گرفته و می گیرید، حال حتّی توان دفاع از کارنامه سیاه شورای نگهبان را ندارد و چاره کار را تنها در قلب واقعیت می داند.»

این رئیس سابق مجلس در ادامه نامه خود ضمن یاد کردن از امر انتخابات به عنوان “پاشنه آشیل حاکمیت” ابراز تاسف کرده و می نویسد: «حُبّ ماندن در قدرت و نادیده گرفتن حقّ تعیین سرنوشت مردم کار را به جایی رسانده که امروز مهمترین ویژگی نظام به پاشنه آشیل آن تبدیل شده و طرح انتخابات آزاد و منصفانه از سوی هرکس که باشد تهدیدی برای نظام تلقی می گردد.»

در ادامه این نامه، مهدی کروبی به ذکر تاریخی مواردی می پردازد که در آن شورای نگهبان بر خلاف مر قانون عمل کرده و منافع حاکمیت را به منافع مردم ترجیح داده است.

این رهبر محصور جنبش سبز در بخش پایانی نامه خود از شورای نگهبان به عنوان ابزاری در ید حاکمیت یاد می کند و می افزاید: «اگر این روزها همه بر فساد فراگیر در ارکان مختلف نظام معترفتند و تعفّن حاصل از آن در پرونده های افشا شده و یا در حال رسیدگی جامعه را دچار یأس و ناامیدی کرده است، باید ریشه اصلی آن را در رویکردی دانست که فکر می‌کند کشور عظیمی همچون ایران را می‌تواند دورهمی اداره کند.»

متن کامل نامه آقای کروبی که جهت انتشار در اختیار سحام قرار گرفته بدین شرح است:

باسمه تعالی
آیت الله جنتی، دبیر شورای نگهبان
سلام علیکم

اخیرأ در روزنامه ای سخنی از شما خواندم که به مناسبت سالروز تأسیس شورای نگهبان بیان کرده بودید. در آن روز گفته بودید: «یکی از کار‌های مهم شورای نگهبان انتخابات است و ما به عنوان ناظر انتخابات باید خدا، قانون و اخلاق را در نظر بگیریم. … شورای نگهبان نهاد بی‌طرفی است و کار این نهاد در چارچوب قانون است و برای ما هیچ فرقی ندارد که فرد ثبت‌نام‌کننده مربوط به کدام جریان سیاسی است؛ لذا هرکس شروط مصرح در قانون را داشته باشد احراز صلاحیت می‌شود. … شورای نگهبان وابسته به هیچ جریان سیاسی نیست و تحت تأثیر جریانات سیاسی و هیچ کسی قرار نمی‌گیرد و هیچ ضرر و نفعی هم از اینکه چه کسی وارد مجلس بشود یا نشود نمی‌برد بلکه بر اساس وظیفه‌ای که دارد کار خود را انجام می‌دهد.»

وقتی این مطلب را خواندم هم متأثّر شدم و هم خوشحال! متأثّر ازآن جهت که فردی در لباس روحانیت و در اوج کهولت سنی (۹۳ سالگی) چنین حب جاه طلبی و ماندن در قدرت او را گرفتار کرده که چنین بی پروا سخن خلاف می گوید و در عصر اطلاعات و رسانه های مجازی، ناشیانه سعی می کند شب را روز و روز را شب تعبیر کند. حسّ خوشحالی ام هم البته از این باب بود که دیدم فردی همچون شما که برای رضایت صاحب قدرت همواره در مقابل اراده مردم قرار گرفته و می گیرید، حال حتّی توان دفاع از کارنامه سیاه شورای نگهبان را ندارد و چاره کار را تنها در قلب واقعیت می داند.

کیست که نداند شورای نگهبان به محوریت جنابعالی به جای پاسداری از شرع و قانون اساسی، به پاسداری قدرت و جریان خاص سیاسی تبدیل گردیده و در این معامله دو سر باخت، هم روحانیت شیعه را نزد افکار عمومی بی آبرو ساخته و هم ملک و ملّت را به تباهی کشانده است.

حُبّ ماندن در قدرت و نادیده گرفتن حقّ تعیین سرنوشت مردم کار را به جایی رسانده که امروز مهمترین ویژگی نظام به پاشنه آشیل آن تبدیل شده و طرح انتخابات آزاد از سوی هرکس که باشد تهدیدی برای نظام تلقی می گردد. در حالی که جمهوری اسلامی به اتکاء حمایت و جانفشانی همین مردم بحران های بزرگی نظیر جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشت. بدا به حال همه ما که آبروی هزار ساله روحانیت شیعه را قربانی چند دهه حکومت کردیم و در این مسیر باورها و اعتقادات مردم را چنین متزلزل ساختیم.

با آنکه شنیده‌ام کهولت سن، شما را از درک بسیاری از مسائل عاجز کرده، امّا لازم دیدم به موارد زیر اشاره کنم تا معلوم شود شورای نگهبان در چند دهه گذشته بر اساس مرّ قانون عمل کرده یا قانون را قربانی منافع صاحبان قدرت کرده است.

۱. اگر خاطرتان باشد دو ماه پس از رحلت امام در سال ۶۸، انتخابات میان ‌دوره‌ای دوره سوم مجلس برای چهار کرسی در تهران انجام ‌شد. شورای نگهبان، پرونده صلاحیت آقای نبوی را از هیئت اجرایی گرفت و یکی از مشاهیر به اینجانب گفت که موضوع احراز صلاحیت ایشان را تمام شده تلقی کنیم. من بعنوان رئیس مجلس و دبیر مجمع روحانیون مبارز به این اقدام مغایر قانون واکنش نشان دادم و اعلام کردم که اگر تا ۲۴ ساعت دیگر جواب مثبت نگیریم در انتخابات شرکت نخواهیم کرد که ابتدا شما در تماس تلفنی تان و سپس مرحوم آیت الله گیلانی دبیر وقت شورا از حلّ موضوع خبر دادند. بفرمایید چه اتّفاقی برای آقای بهزاد نبوی که تا دو ماه پیش از این انتخابات وزیر کابینه چهار نخست وزیر پس از انقلاب بود افتاده بود که اینچنین عجولانه به دنبال ردّ صَلاحیت اش بودید؟

۲. در سال ۱۳۶۹ و پس از آن تغییر و تحّولات در لایه مدیریتی کشور، انتخابات مجلس خبرگان دوّم را داشتیم که با انحصارطلبی و تنگ‌نظری جلسات آن مجلس از مکان مجلس شورا به بیت رهبری برده شد و پس از آن طرحی شتاب‌زده به تصویب رسید که خبرگان را از اساس بی خاصیت ساخت. مجری این امر که مغایر روح قانون اساسی است شما در شورای نگهبان بودید. بر اساس آن طرح تأیید صلاحیت افراد از مراجع تقلید و استادان برجسته حوزه گرفته شد و در اختیار فقهای شورای نگهبان یعنی همان منصوبین رهبری قرار گرفت. در حقیقت سرنوشت مجلس خبرگان که پویایی آن مجلس در نظارت بر رهبری منجر به پویایی نظام می شد، در عمل افتاد به دست چند فقیه منصوب و شما شدید مجری طرح فرمایشی ساختن این رکن مهمّ قانون اساسی – استحاله نظام از جمهوری اسلامی به نظامی مبتنی بر حاکمیت غیر پاسخگو. در این مسیر از یکسو احراز اجتهاد را به ابتذال کشاندید و از سوی دیگر افراد صاحب صلاحیت را به جرم استقلال شان قلع و قمع کردید. حتّی به نوه گرامی امام هم رحم نکردید. گذر زمان نشان داد که دغدغه ما در قبال این انحراف از ابتدا درست بود.

امیدوارم به یاد داشته باشید در دوره دوم خبرگان در کنار تعدادی از نامزدها که اجتهادشان به تأیید مراجع و استادان برجسته حوزه رسیده بود افرادی از خبرگان اوّل همچون آیات دستغیب و احسان بخش و حجتّ السلام و المسلمین جمی را از ورود به رقابت محروم ساختید. مرحوم احسان بخش در قبال دعوت به امتحان گفته بود که شأن من فراتر از آن است که نزد این شورا امتحان دهم. اگر راست می گویند به اتّفاق اعضای شورای نگهبان به قم برویم و نزد مراجع امتحان اختبار دهیم تا معلوم شود افضل کیست.

۳. نظارت استصوابی: این نظارت تنها با انگیزه سیاسی در حذف رقبا آنهم بدون ارائه ادلّه از مراجع چهارگانه صورت پذیرفت. اگر حافظه یاری تان کند در آستانه دوره چهارم مجلس بودیم که آن شورا برای اولین‌بار عبارت «نظارت» در اصل ۹۹ قانون اساسی را «نظارت استصوابی» تفسیر کرد و این اختیار را برای خود قائل شد که در هر مرحله از انتخابات فردی را که واجد صلاحیت‌ سیاسی یا اعتقادی نمی‌داند از گردونه رقابت حذف کند. مطابق این تفسیر اصل بر عدم صلاحیت نامزدهای ورود به انتخابات در نظر گرفته شد مگر آنکه این شورا صلاحیت کاندیداها را به شیوه خود احراز کند. این تفسیر مغایر اصل سی‌وهفتم قانون اساسی‌ست که تصریح می کند: «اصل‏، برائت‏ است‏ و هیچ‌کس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمی‌شود، مگر اینکه‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد.»

وقتی شما برای اولین بار نظارت استصوابی را بدون وجود قانون یا عبارتی که بر لفظ «استصواب» تأکید کند اعمال کردید ۴۱ نماینده مجلس سوّم از رقابت حذف شدند. البته رهبری هم در خطبه‌های نماز جمعه پس از این قلع و قم از مردم خواست به «فتنه‌گرها» رأی ندهند، و دولت سازندگی هم با این حذف همراهی کرد و سیمای ملّی هم برای تخریب جریان ما کم نگذاشت . در آن روزها یکی از اعضای شورای نگهبان هم از رسانه ملّی به مردم هشدار ‌داد: «مردم آگاه باشید که عدّه‌‌ای را ما عدم صلاحیت زده‌ایم و عدّه‌‌ای از دست ما در رفته‌اند ولی شما مراقب باشید که به آن‌ها رأی ندهید اگر به آن‌ها رأی دهید به مانند این است که تیر به خیمه امام حسین(ع)زده‌اید.»

۴. تفسیر قانون در راستای متحدان سیاسی. امیدوارم بیاد داشته باشید که در دوره اوّل ریاست جمهوری آقای هاشمی رابطه شورای نگهبان با دولت چگونه بود. آن روزها رابطه بسیار خوب و حسنه ای با دولت سازندگی داشتید و با مجلس سوّم زاویه بسیار شدید. لذا شرع و قانون اساسی را در راستای اختیارات وسیع دولت و محدودیت مجلس تفسیر می‌کردید که یک نمونه آن در تفسیر بودجه ارزی نمایان شد. اما همین شورا بعد از حذف جریان ما از مجلس که با ساتور نظارت استصوابی و تخریب صدا و سیما انجام شد، تفسیر شرع و قانون اساسی را به یکباره به نفع مجلس و علیه دولت دوّم سازندگی تغییر داد. همین روند در قبال دولت و مجلس اصلاحات انجام شد.

۵. لازم است جرّاحی شورای نگهبان در انتخابات ششم را هم که مدّعی هستید سیاسی عمل نکردید به‌یاد شما بیاورم که در آن نفر سی‌ودوّم لیست تهران آقای حداد عادل جایگزین نفر بیست‌وهشتم آقای علی‌رضا رجایی قرار گرفت. در آن جرّاحی موفّق شورای نگهبان سه تن از دایره سی نفره تهران از جمله آقایان علیرضا رجایی و رسول منتجب نیا بیرون رانده شدند. جالب آنکه آقای رجایی که در دور اوّل تأیید صلاحیت شده بود و رأی نیز آورده بود، بعد از جایگزینی آن شورا که به مدّد ابطال صندوق های رأی انجام شده بود، در مرحله دوّم ردّ صَلاحیت‌‌ گردید و از شرکت در آن مرحله محروم شد. آیا می دانید چه ظلمی در حقّ این انسان شریف کردید؟ آیا می دانید پس از حوادث تلخ ۸۸ او را ظالمانه برای مدّت مدیدی در زندان آنهم بدون دسترسی به درمان مناسب نگه داشتند و همین محرومیت از درمان موجب شد تا نیمی از صورت ایشان از دست برود؟

۶. گفته‌اید سیاسی عمل نکرده‌اید؟ بفرمایید چرا در انتخابات مجلس هفتم بیش از ۸۰ نماینده مجلس متعلق به جریان اصلاح طلبی را در کنار خیل عظیمی از داوطلبان نمایندگی از حقّ شرکت آنهم بدون ارایه دلیل محروم کردید؟ شما چه عنوانی بر این رفتار غیرقانونی که تنها در جهت حاکمیت جریانی خاص بر قوّه مقنّنه صورت گرفته می‌گذارید؟

۷. در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ شما بعنوان دبیر شورای نگهبان حتّی نتوانستید حسب ظاهر هم شده بی طرفی خود را حفظ کنید. شما در جلسه‌ای که برای ناظران شورای نگهبان در انتخابات ۲۲ خرداد برگزار شده بود به ستایش از آقای احمدی نژاد ‌پرداختید. جانب‌داری دبیر شورای نگهبان از یکی از نامزدها، آن‌هم در جلسه ‌ناظران آن شورا که طبق قانون باید بی‌طرف باشند پیام صریحی به ناظران انتخابات منتقل کرد. من این بی پروایی شما را در همان زمان برنتابیدم و در نامه ای سرگشاده خواستار استعفای شما شدم، امّا نبود گوش شنوا که اگر بود وضع کشور چنین نبود. در آن نامه متذّکر شدم: «اگر جناب آقای جنتی از مقام عضویت در شورای نگهبان استعفا می‌دادند و در نقش رهبر یک حزب یا جناح سیاسی این‌گونه از نامزدی خاص تجلیل می‌کردند نه‌تنها از مواضع ایشان انتقاد نمی‌کردیم بلکه از اینکه به رفتاری شفاف دست زده‌اند از ایشان تقدیر می‌کردیم. امّا اکنون که قصد دارند شورای نگهبان را از نهادی قانونی به حزبی سیاسی تغییر دهند این حق را برای خود قائل هستیم که از سلامت انتخابات نگران باشیم.»

البته بی پروایی شما به دیگر اعضای آن شورا سرایت کرد و دو فقیه دیگر رسمأ به دفاع از آقای احمدی نژاد پرداختند و با وقاحت گفتند اجازه عبور از دولت را نمی دهند. دو حقوقدان دیگر آن شورا هم ضمن اعلام حمایت در کمپین انتخاباتی آن نامزد شرکت کردند. بفرمایید در واژگان شما این رفتار و گفتار چه تعریفی دارد؟

۸. امیدوارم خاطرتان باشد که وقتی اینجانب را در سال ۸۴ حذف کردید و آقای احمدی نژاد را با تقلّب و تخلف سپاه و بسیج و وادادگی دولت اصلاحات به دور دوّم فرستادید و پس از تکیه او بر کرسی ریاست جمهوری چه حرف هایی زدید. در خطبه‌های نمازجمعه نامه او به رئیس جمهور وقت آمریکا را متملقانه «الهام ‌الهی» خواندید و خواستار درج آن در کتب درسی مدارس و دانشگاه ها شدید که در آن مقطع نامه ای مفصل به شما نوشتم. در ۸۸ هم وقتی مردم برخلاف نظر حاکمیت و تلاش های علنی شما و امثال شما به سیاست‌های مناقشه برانگیز او که کشور را در آستانه تحریم و انزوا قرار داده بود نه گفتند، راه را تنها در تقلّب و مهندسی انتخابات دیدید و وقتی مردم به تقلّب و مهندسی در آرای شان معترض شدند به جای شنیدن صدای اعتراض مدنی آنان به سرکوب خونین این حرکت مسالمت آمیز روی آوردید که بدون شک لکه ننگی در تاریخ این حکومت است. حال بفرمایید چه اتفاقی افتاده است که آن فرد که روزی معجزه هزاره سوّم خطاب می شد و به تعبیر شما کلامش «الهی» بود و به تعبیر علامه تان اطاعت از او در زمره اطاعت از خدا خوانده می شد، در انتخابات ۹۶ ردّ صَلاحیت شد؟ چرا امروز دو یار نزدیکش باید در زندان باشند و او حتّی حقّ یک سخنرانی در مسجدی در بابلسر هم نداشته باشد؟ آیا این یک رسوایی نیست که این نهاد حقوقی را به نهادی حزبی و سیاسی و تابع محض قدرت تبدیل کرده‌اید؟

۹. احراز صلاحیت نامزدها مطابق قانون کار درستی است. نقش و رایزنی اینجانب هم در این زمینه بر کسی پوشیده نیست. شما در سال ۸۴ امّا برای تفرقه میان اصلاح‌طلبان صلاحیت دو شخصیت اصلاح طلب را برای احراز پست ریاست جمهوری که شرایط آن مطابق اصل ۱۱۵ قانون اساسی متفاوت از دیگر مسئولیت‌هاست احراز کردید و روز دیگر صلاحیت همان دو شخصیت را برای احراز سمت نمایندگی رد کردید. بفرمایید بر اساس چه ادلّه ای صلاحیت آنان را در انتخابات مجلس رد کردید؟ این سیاسی کاری و یک بام و دو هوا را چگونه تفسیر و توجیه می کنید.

در پایان باید بگویم که شورای نگهبان متأسّفانه با دوری از وظایف ذاتی خود به ابزاری در ید حاکمیت تبدیل شده است. از این‌رو در انتخابات‌های مختلف این شورا با هتک حیثیت اشخاص محترم و تضییع حقوق مردم، برای حاکمیت جریانی خاص و حذف جریان های دیگر تلاش می‌کند. این رفتارهای متناقض و خلاف شأن آن نهاد تنها بخش ناچیزی از عملکرد آن شورا در چند دهه گذشته است. اگر این روزها همه بر فساد فراگیر در ارکان مختلف نظام معترفتند و تعفّن حاصل از آن در پرونده های افشا شده و یا در حال رسیدگی جامعه را دچار یأس و ناامیدی کرده است، باید ریشه اصلی آن را در رویکردی دانست که فکر می کند کشور عظیمی همچون ایران را می تواند دورهمی اداره کند. وقتی تفسیر از شرع و قانون اساسی را به روابط و منافع جمعی پیوند می زنید و مردم این صاحبان اصلی انقلاب و کشور را از حقّ انتخاب شدن و انتخاب کردن بطور فلّه‌ای محروم می کنید و مدیران ضعیف و ناکارآمد را بر آنان تحمیل می کنید آنگاه خروجی آن می شود وضعیت اسفبار امروز کشور. نتیجه اداره دورهمی کشور جز این نیست و مطمئن باشید جز این نخواهد بود. فراموش نکنید که ایران متعلق به همه ی آحاد ملّت است.

مهدی کروبی
جماران – جمعه
۲۸ تیرماه ۱۳۹۸



نظر شما درباره این مقاله:


اعتصاب غذای دو خبرنگار در اعتراض به ادامه‌ بازداشت
بازگشت به صفحه اول

فراخوان اقدام فوری عفو بین‌الملل

اعتصاب غذای دو خبرنگار در اعتراض به ادامه‌ بازداشت


iran-emrooz.net | Fri, 19.07.2019, 10:50

ساناز الهیاری و امیرحسین محمدی‌فر، خبر‌نگاران ایرانی، از ۱۳ تیر در اعتراض به ادامه‌ی بازداشت‌شان به اعتصاب غذا دست زده‌اند. چنان که پزشکان زندان در ۲۳ تیر اعلام کرده‌اند، ساناز الهیاری، با توجه به وضعیت جسمی بسیار نامناسبی که در زندان به آن دچار شده، در معرض خطر ایست تنفسی قرار دارد، که می‌تواند به ضایعات مغزی و حتی مرگ منجر شود.

ساناز الهیاری دست کم دو ماه است که دچار کاهش وزن و لرزش شدید دست و پا شده است و از درد معده‌ی مزمن رنج می‌برد و به درمان فوری نیاز دارد. خانواده‌ی او پیوسته از مقام‌های دادستانی و مسئولان زندان تقاضا کرده‌اند که او را برای آزمایش‌های پزشکی به درمانگاهی در بیرون زندان منتقل کنند. با این وجود، درخواست‌های این خانواده بی‌جواب مانده است. ۱۷ تیر، ساناز الهیاری در پی وخامت وضع جسمانی‌اش به بهداری زندان منتقل شد. پزشکان در صدد تزریق سرم به او برآمدند که با ممانعت وی مواجه شدند.۲۴ تیر نیز این زندانی برای دقایقی از هوش رفت.

۲۳ تیر، امیرحسین محمدی‌فر مورد ضرب‌وشتم زندانیانی قرار گرفت که محکوم به جرایم خشونت‌بار شده‌اند. این واقعه نگرانی‌های سابقه‌دار در این باره را تشدید می‌کند که نگه‌داری زندانیان عقیدتی در کنار زندانیانی که مرتکب جرایم خشونت‌بار شده‌اند سلامت و امنیت آنان را به مخاطره می‌اندازد. بنا به «استانداردهای حداقلیِ سازمان ملل در مورد نحوه‎ی رفتار با زندانیان»، مقام‌ها و مسئولان موظف اند که زندانیان پرخشونت و خطرساز را از سایر زندانیان دور نگه دارند و زندانیان را بر اساس سوابق کیفری و موجبات حقوقی و قانونیِ زندانی شدن‌شان دسته‌بندی و تفکیک کنند. مقام‌های ایرانی علناً این موازین را زیر پا می‌گذارند و بنابراین در مورد رفتار بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیزی که با امیرحسین محمدی‌فر شده مسئول هستند.

ساناز الهیاری و امیرحسین محمدی‌فر به همراه خبر‌نگار دیگری به نام امیر امیرقلی، از اوایل زمستان سال گذشته در بازداشت به سر می‌برند؛ بازداشت این خبرنگاران صرفاً به دلیل خبررسانی درباره‌ی تجمعات کارگران در کارخانه‌ی نیشکر هفت‌تپه در استان خوزستان، در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق‌شان، صورت گرفته است

اقدام شما موثر است. به مقام‌های ایرانی بنویسید و از آن‌ها ‌ درخواست کنید که ساناز الهیاری، امیرحسین محمدی‎فر و امیر امیرقلی را فورا و بدون قیدوشرط آزاد کنند. ساناز الهیاری و امیرحسین محمدی‌فر، تا زمان آزادی‌شان، باید از مراقبت‌های پزشکی مورد نیاز برخوردار ‌شوند و این مراقبت‌ها مطابق با موازین اخلاق پزشکی، از جمله اصول رازداری، استقلال رأی و عمل و رضایت آگاهانه باشد.

***

فراخوان اقدام فوری
اعتصاب غذای زوج خبرنگار در اعتراض به ادامه‌ی بازداشت‌شان

ساناز الهیاری و امیرحسین محمدیفر از ۱۳ تیر اعتصاب غذا کرده‌اند. اعتصاب غذای آنان در اعتراض به ادامه‌ی بازداشت‌شان و همچنین در اعتراض به استمرار اقدامات سرکوبگرایانه مسئوالن علیه فعالان حقوق کارگران و خبرنگارانی است که درباره‌ی اعتراضات در کارخانه‌ی نیشکر هفت‌تپه در استان خوزستان خبررسانی کرده‌اند. به گفته‌ی پزشکان زندان، ساناز الهیاری در وضعیت جسمی بسیار نامناسبی قرار دارد و در معرض خطر ایست تنفسی است. اقدام شما موثر است؛ به زبان و قلم خودتان نامه بنویسید یا از متن زیر الگوبرداری کنید.

دادستان کل تهران، علی القاصی مهر
دفتر دادستانی
نبش میدان ۱۵ خرداد
تهران، ایران
جناب آقای علی القاصی مهر، دادستان محترم تهران

ساناز الهیاری و امیرحسین محمدیفر، خبرنگاران ایرانی، از ۱۳ تیر در اعتراض به ادامه‌ی بازداشتشان به اعتصاب غذا دست زده‌اند. این دو، به همراه خبرنگار دیگری به نام امیر امیرقلی، از اوایل زمستان سال گذشته در بازداشت به سر می‌برند؛ بازداشت این خبرنگاران صرفاً به دلیل خبررسانی درباره‌ی تجمعات کارگران در کارخانه‌ی نیشکر هفت‌تپه در استان خوزستان، در اعتراض به پرداخت نشدن حقوقشان، صورت گرفته است. چنان که پزشکان زندان در ۲۳ تیر اعلام کرده‌اند، ساناز الهیاری، با توجه به وضعیت جسمی بسیار نامناسبی که در زندان به آن دچار شده، در معرض خطر ایست تنفسی قرار دارد، که می‌تواند به ضایعات مغزی و حتی مرگ منجر شود. ساناز الهیاری دست کم دو ماه است که دچار کاهش وزن و لرزش شدید دست و پا شده است و از درد معدهی مزمن رنج می‌برد و به درمان فوری نیاز دارد. خانواده‌ی او پیوسته از مقام‌های دادستانی و مسئولان زندان تقاضا کرده‌اند که او را برای آزمایش‌های پزشکی به درمانگاهی در بیرون زندان منتقل کنند و دو نامه نیز در همین رابطه به جنابعالی و دادستان کل کشور، محمدجعفر منتظری، نوشته‌اند. با این وجود، درخواست‌های این خانواده بی‌جواب مانده است. ۱۷ تیر، ساناز الهیاری در پی وخامت وضع جسمانی‌اش به بهداری زندان منتقل شد. پزشکان در صدد تزریق سرم به او برآمدند که با ممانعت وی مواجه شدند. ۲۴ تیر نیز این زندانی برای دقایقی از هوش رفت.

۲۳ تیر، امیرحسین محمدی‌فر مورد ضرب و شتم زندانیانی قرار گرفت که محکوم به جرایم خشونت‌بار شده‌اند. این واقعه نگرانی‌های سابقه‌دار در این باره را تشدید می‌کند که نگهداری زندانیان عقیدتی در کنار زندانیانی که مرتکب جرایم خشونت‌بار شده‌اند سلامت و امنیت آنان را به مخاطره می‌اندازد. گزارش‌های مکرری از زندان اوین و سایر زندانها موجود است مبنی بر این که برخوردهای خشونت‌بار با زندانیان در بندهای مخصوص محکومان جرایم خشونت‌بار، هم از جانب سایر زندانیان و هم از جانب کارکنان زندان، به شدت رواج دارد. بنا به «استانداردهای حداقلیِ سازمان ملل در مورد نحوه‌ی رفتار با زندانیان»، مقام‌ها و مسئولان موظف‌اند که زندانیان پرخشونت و خطرساز را از سایر زندانیان دور نگه دارند و زندانیان را بر اساس سوابق کیفری و موجبات حقوقی و قانونیِ زندانی شدنشان دسته‌بندی و تفکیک کنند. مقام‌های ایرانی علناً این موازین را زیر پا می‌گذارند و بنابراین در مورد رفتار بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیزی که با امیرحسین محمدی‌فر شده مسئول هستند.

اینجانب مصرانه از شما درخواست می‌کنم که ساناز الهیاری، امیرحسین محمدی‌فر و امیر امیرقلی را فورا و بدون قیدوشرط آزاد کنید زیرا آنها زندانیان عقیدتی هستند که تنها به دلیل خبررسانی درباره اعتراضات مسالمت‌آمیز کارگران در کارخانه‌ی نیشکر هفت‌تپه بازداشت شده‌اند. خواهشمندم اطمینان حاصل کنید که ساناز الهیاری و امیرحسین محمدی‌فر، تا زمان آزادی‌شان، از مراقبتهای پزشکی مورد نیاز برخوردار می‌شوند و این مراقبت‌ها مطابق با موازین اخلاق پزشکی، از جمله اصول رازداری، استقلال رأی و عمل و رضایت آگاهانه خواهد بود.

با احترام

***

اطلاعات تکمیلی

ساناز الهیاری و همسرش امیرحسین محمدیفر از اعضای تحریریه‌ی یک نشریهی اینترنتی با عنوان «گام» هستند که در خصوص مسائل مربوط به عدالت اجتماعی، از جمله حقوق کارگران، خبررسانی می‌کند. آنها ۱۹ دی ۱۳۹۷ در تهران دستگیر شده و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند که زیر نظر وزارت اطلاعات قرار دارد. بعد از گذراندن یک دوره حبس انفرادی، ساناز الهیاری به بند زنان زندان اوین منتقل شد و امیرحسین محمدیفر به بند ۴ همین زندان انتقال یافت. در طول این دوره، این دو زندانی بدون حضور وکیل مورد بازجویی قرار گرفتند. همچنین، به خانوادههای آنان گفته شد که وکیلی از بین وکالی مورد تأیید رئیس قوهی قضائیه انتخاب کنند، اما این خانوادهها از پذیرش این محدودیت امتناع کردند.

بنا به اطلاعاتی که سازمان عفو بین‌الملل به دست آورده، ساناز الهیاری در سلول تاریکی نگهداری شده، از دسترسی به نور طبیعی محروم بوده و مجبور بوده روی زمین بخوابد. همچنین، با وجود این که عینک این زندانی – به دلایل نامعلوم بر عفو بین‌الملل – شکسته شد، مسئولان برای مدت طولانی از فراهم کردن عینک دیگری برای او خودداری کردند. نخستین ملاقات ساناز الهیاری با خانواده‌اش ۲۰ روز بعد از دستگیری او و از پشت شیشه انجام شد. در ملاقات بعدی در اسفند ۱۳۹۷ ، خانواده‌اش متوجه شدند که چشم‌های او به شدت ورم کرده است. از آن زمان، ساناز الهیاری به مشکالت جسمی دیگری، از جمله درد معده‌ی مزمن و لرزش شدید دست و پا، متبلا شده و حدود ۱۰ کیلو از وزن خود را هم از دست داده است. خانواده‌ی ساناز الهیاری پیوسته از مقام‌های دادستانی و مسئولان زندان تقاضا کرده‌اند که او را برای آزمایش‌های پزشکی به درمانگاهی در بیرون زندان منتقل کنند و دو نامه نیز در همین رابطه به دادستان تهران، علی القاصی مهر و دادستان کل کشور، محمدجعفر منتظری، نوشته‌اند. درخواست‌های این خانواده بی‌جواب مانده است.

۲۴ دی ۱۳۹۷، امیر امیرقلی هم به همین نحو به دست مأموران وزارت اطلاعات در شهر بابلسر در استان مازندران بازداشت شد و به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال یافت. این زندانی به مدت ۴۰ روز در سلول انفرادی نگهداری شده و متعاقباً به زندان شیبان در اهواز، منتقل شد. این انتقال ظاهراً به درخواست مسئولان وزارت اطلاعات و مقام‌های دادستانی شوش، در استان خوزستان، انجام گرفت که از اواسط پاییز ۱۳۹۷ چندین فعال حقوق کارگران را در رابطه با اعتراضات صلح‌آمیز کارگران کارخانه‌ی نیشکر هفت‌تپه بازداشت کرده‌اند. امیر امیرقلی ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ به زندان اوین بازگردانده شد.

۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساناز الهیاری، امیرحسین محمدی‌فر و امیر امیرقلی جداگانه جهت تفهیم اتهام به دادسرای واقع در زندان اوین احضار شدند. اتهامات آنها به قرار زیر است: «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «نشر اکاذیب» و «تشکیل گروه با هدف بر هم زدن امنیت ملی». این اتهامات علناً به این دلیل علیه این روزنامه‌نگاران مطرح شده است که به صورت مسالمت‌آمیز از حق آزادی بیان خود و حق تجمع و اجتماع آزادانه استفاده کرده‌اند تا در مورد تجمعات کارگران در کارخانه‌ی نیشکر هفت‌تپه، در اعتراض به عدم پرداخت حقوقشان و شرایط کاری نامناسب، خبررسانی کنند. این سه زندانی در حال حاضر در انتظار محاکمه در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به سر می‌برند.

دست کم سه نفر دیگر از فعالان حقوق کارگران، به نام‌های اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و علی نجاتی، و همچنین یک روزنامه‌نگار دیگر به نام عسل محمدی، در ارتباطات با اعتراضات صلح‌آمیز در کارخانه‌ی نیشکر هفت‌تپه در معرض تعقیب کیفری قرار گرفته‌اند. اسماعیل بخشی و سیپیده قلیان از ۳۰ دی ۱۳۹۷ در بازداشت به سر می‌برند. دستگیری این دو بعد از آن صورت گرفت که دربارهی شکنجه‌هایی که به گفته‌شان در طول دوره‌ی بازداشت قبلی‌شان از اواسط تا آخر پاییز ۱۳۹۷ متحمل شده بودند سخن گفتند(به فراخوان اقدام فوری عفو بین‌الملل در این باره نگاه کنید: فعالان حقوق کارگران در معرض خطر شکنجه‌های بیشتر، ۲۹ ژانویه‌ی ۲۰۱۹). علی نجاتی، رئیس پیشین و از اعضای فعلی سندیکای کارگران هفت‌تپه، ۸ آذر ۱۳۹۷ بازداشت شده و ۸ بهمن به قید وثیقه، تا زمان برگزاری محاکمه، آزاد شد. عسل محمدی، یکی دیگر از اعضای تحریریه‌ی نشریه‌ی «گام»، ۱۷ آذر ۱۳۹۷ بازداشت شده و ۱۵ دی به قید وثیقه، تا زمان برگزاری محاکمه، آزاد شد. بر اساس اطلاعات عفو بین‌الملل، مسئولان دادستانی یک پروندهی مشترک برای اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، علی نجاتی، ساناز الهیاری، امیرحسین محمدی‌فر و امیر امیرقلی تشکیل داده‌اند، و همگی احتمالًا به اتفاق هم مورد محاکمه قرار خواهند گرفت.



نظر شما درباره این مقاله:


توقف ۲ کشتی باری ایرانی در سواحل برزیل
بازگشت به صفحه اول

توقف ۲ کشتی باری ایرانی در سواحل برزیل


iran-emrooz.net | Fri, 19.07.2019, 10:07



نظر شما درباره این مقاله:


نامه نرگس محمدی به رئیس قوه قضائیه
بازگشت به صفحه اول

نامه نرگس محمدی به رئیس قوه قضائیه


iran-emrooz.net | Fri, 19.07.2019, 10:02



نظر شما درباره این مقاله:


ترامپ: محدودیت هسته‌ای ایران باید ۱۰۰ ساله باشد!
بازگشت به صفحه اول

ترامپ: محدودیت هسته‌ای ایران باید ۱۰۰ ساله باشد!


iran-emrooz.net | Thu, 18.07.2019, 23:37



نظر شما درباره این مقاله:


ترامپ از سرنگونی یک پهپاد ایرانی توسط آمریکا خبر داد
بازگشت به صفحه اول

ترامپ از سرنگونی یک پهپاد ایرانی توسط آمریکا خبر داد


iran-emrooz.net | Thu, 18.07.2019, 23:22

رئیس جمهوری ایالات متحده عصر پنجشنبه خبر داد که یک پهپاد ایران بعد از نزدیک شدن به فاصله «بسیار نزدیک» یک ناوچه آمریکایی در حریم هوایی بین المللی در تنگه هرمز سرنگون شد.

پرزیدنت ترامپ که در مراسمی در کاخ سفید با حضور سران کشور هلند حضور یافته بود، در آغاز سخنان خود گفت: «می‌خواهم همه را از رویدادی که امروز در تنگه هرمز روی داد باخبر کنم.»

وی گفت: «در این رویداد یک ناوچه تهاجمی آبی-خاکی نیروی دریایی ایالات متحده به نام یو‌اس‌اس باکسر، اقدامات پدافندی لازم را در برابر یک پهپاد ایرانی که به فاصله بسیار، بسیار نزدیکی از این ناوچه رسیده بود، انجام داد. این پهپاد با نادیده گرفتن هشدارهای مکرر برای عقبگرد، تقریبا به فاصله هزار یاردی ناوچه رسیده بود و امنیت این کشتی و خدمه آن را تهدید می‌کرد.»  وی تاکید کرد: «این پهپاد بی‌درنگ منهدم شد.»

رئیس جمهوری ایالات متحده در ادامه گفت: «این تازه‌ترین مورد از اقدامات متعدد تحریک‌آمیز و خصمانه ایران بر ضد شناورهای در حال حرکت در آب‌های بین‌المللی است. ایالات متحده حق دفاع از پرسنل، تاسیسات، و منافع خود را محفوظ می‌داند و از همه کشورها می‌خواهد تا تلاش‌های ایران برای مختل کردن آزادی کشتیرانی و بازرگانی جهان را محکوم کنند. من همچنین از همه کشورها می‌خواهم از کشتی‌هایشان به هنگام گذشتن از این تنگه محافظت کنند و در آینده با ما همکاری کنند.»

جمهوری اسلامی در گذشته نیز بارها تهدید کرده بود که چنان‌چه قادر به صدور نفت خود نباشد، تنگه هرمز - جایی که یک پنجم نفت جهان از آن می‌گذرد - را خواهد بست. به دنبال حملات انجام شده به نفتکش‌ها در ماه‌های مه و ژوئن در منطقه خلیج فارس، و شناسایی ایران به عنوان مظنون اصلی این حملات، ایالات متحده از تلاش برای تشکیل یک ائتلاف بین‌المللی خبر داده است.

یو اس اس باکسر چه جور کشتی‌ای است؟

باکسر یک ناو تهاجمی آبی-خاکی است. کشتی‌های آبی-خاکی تفنگداران دریایی را حین پیاده شدن در ساحل پشتیبانی می‌کنند. این کشتی‌ها دارای باند پرواز و انبار به منظور نگهداری ادوات و وسایل ضروری هستند. ناگفته نماند که این کشتی‌ها دارای زره بوده، قابلیت پشتیبانی از سایر کشتی‌های جنگی در دریا را نیز دارند. کشتی تهاجمی آبی-خاکی می‌تواند فرماندهی گروهی از کشتی‌های تهاجمی را نیز بر عهده بگیرد.

اوایل تیر ماه رسانه‌های آمریکایی از اعزام ناو «یو اس اس باکسر» به خلیج فارس خبر دادند. به نوشته آسوشیتدپرس این ناو تحت فرماندهی ناوگان پنجم دریایی آمریکا قرار دارد و همزمان با سفر وزیر خارجه آمریکا به عربستان و دیدار و گفتگو با پادشاه سعودی در جده، کشتی تهاجمی آبی-خاکی «یو‌اس‌اس باکسر» به منطقه تحت فرماندهی ناوگان پنجم دریایی آمریکا به کشتی‌های تهاجمی «یواس‌اس جان پی مارتا» و کشتی «یو‌اس‌اس هارپر فری» ملحق شده است.

ناوگان پنجم نیروی دریایی مستقر در بحرین مسئول نظارت بر ناو‌های آمریکا در خلیج فارس و منطقه غرب آسیا است. پیش از وزارت دفاع آمریکا ناو ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» را به غرب آسیا اعزام کرد که در دریای عربی متوقف شده است.


منابع گزارش: صدای آمریکا،‌ رویداد۲۴



نظر شما درباره این مقاله:


خبر گاردین درباره پیشنهاد «قابل توجه» ظریف به آمریکا
بازگشت به صفحه اول

خبر گاردین درباره پیشنهاد «قابل توجه» ظریف به آمریکا


iran-emrooz.net | Thu, 18.07.2019, 23:12



نظر شما درباره این مقاله:


آمریکا: ایران باید فورا شناور توقیف‌شده را آزاد کند
بازگشت به صفحه اول

آمریکا: ایران باید فورا شناور توقیف‌شده را آزاد کند


iran-emrooz.net | Thu, 18.07.2019, 20:09

وزارت خارجه آمریکا با محکوم کردن اقدام ایران در توقیف یک شناور خارجی در خلیج فارس، خواستار آزادی فوری این کشتی شد.

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در پاسخی مکتوب به خبرگزاری رویترز گفته است: «ایران باید به این اقدام غیرقانونی خود پایان بدهد و خدمه شناوری را که بنابر گزارش‌ها توقیف کرده فورا آزاد کند».

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا همچنین در این پیام گفته است: «ایالات متحده تداوم اقدامات ایذایی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی علیه شناورها را قویا محکوم می‌کند».

صبح روز پنجشنبه سپاه پاسداران از توقیف یک نفتکش خارجی خبر داده و ادعا کرده بود  این شناور خارجی سوخت قاچاق از ایران می‌برده است. سپاه هم‌چنین «ادعای رسانه‌های غربی مبنی بر توقیف هر گونه شناور دیگر توسط ایران» را تکذیب کرده بود.

در اطلاعیه روابط عمومی منطقه یکم دریایی سپاه پاسداران آمده بود: «طی عملیات رصد و کنترل ترددهای شناوری در خلیج فارس به منظور کشف و مقابله با قاچاق سازمان یافته در روز یکشنبه مورخ ۲۳ تیرماه ۱۳۹۸ گشت های شناوری منطقه یکم دریایی سپاه در خلیج فارس و تنگه هرمز پس از اطمینان از حمل قاچاق سوخت توسط یکی از کشتی های خارجی در اقدامی غافلگیر کننده این کشتی را که حامل یک میلیون لیتر سوخت قاچاق بود را پس از هماهنگی و حکم مراجع قضایی، در جنوب جزیره لارک توقیف کردند.»

در این اطلاعیه هم‌چنین آمده بود: «این کشتی که ظرفیت حمل ۲ میلیون لیتر سوخت را دارد با ۱۲ خدمه خارجی در حال عزیمت برای تحویل سوخت قاچاق دریافتی از لنج های ایرانی به کشتی های بیگانه در مناطق دورتر بود که با هوشمندی رزمندگان نیروی دریایی سپاه ناکام ماند.»

ساعاتی پس از انتشار اطلاعیه سپاه پاسداران و اعلام توقیف یک نفتکس خارجی، بخش‌های برون‌مرزی تلویزیون حکومتی ایران ویدئویی را منتشر کردند که نشان می‌دهد شناور توقیف‌شده همان نفتکش «ریاح» است که با پرچم پاناما تردد می‌کرد و از شامگاه شنبه ناپدید شده بود.

روز گدشته (چهارشنبه ۲۶ تیرماه) سخنگوی وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد که «یک نفتکش خارجی به دلیل نقص فنی در خلیج فارس دچار مشکل شد که طبق مقررات بین‌المللی نیروهای ایرانی پس از دریافت درخواست کمک به سوی آن رفته و توسط یدک‌کش به سمت آب‌های ایران کشیده شده تا تعمیرات لازم روی آن صورت پذیرد.»

تناقض اظهارنطر سخنگوی وزارت امور خارجه ایران و اطلاعیه رسمی سپاه پاسداران نشان می‌دهد که وزارت امور خارجه در جریان عملیات سپاه پاسداران نیست. از این پس بهتر است در چنین مواردی وزارت حارجه اول منتظر اظهارنطر سپاه باشد، سپس گفته‌های سپاه را نوجیه و تفسیرکند!

خامنه‌ای دو روز پیش (روز سه‌شنبه ۲۵ تیرماه) توقیف نفت‌کش ایران در جبل‌الطارق را «دزدی دریایی» توصیف کرده و با تهدید به اقدام متقابل گفته بود: « جمهوری اسلامی و عناصر مؤمن نظام، این خباثت‌ها را بی‌جواب نمی‌گذارند و در فرصت خود و جای خود پاسخ خواهند داد.»



نظر شما درباره این مقاله:


وجود ۱۴ زندانی ناشناس در زندان استان گلستان
بازگشت به صفحه اول