بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  
iran-emrooz.net | Tue, 10.12.2019, 9:42

مراسم روز جهانی حقوق بشر در ماینتس آلمان








نظر شما درباره این مقاله:


جلسه سخنرانی و پرسش‌‌ و پاسخ در کلن
بازگشت به صفحه اول
iran-emrooz.net | Wed, 04.12.2019, 22:44

جلسه سخنرانی و پرسش‌‌ و پاسخ در کلن








نظر شما درباره این مقاله:


داریوش اقبالی اولین قربانی خشونت با اسیدپاشی؟!
بازگشت به صفحه اول
iran-emrooz.net | Mon, 28.10.2019, 19:38

داریوش اقبالی اولین قربانی خشونت با اسیدپاشی؟!


سینا معتمدراد

هلند، اکتبر ۲۰۱۹
Sina.motamedaria@gmail.com

داریوش پدیده‌ای که برای فارسی زبانان،کردها، تاجیک‌ها و افغان‌ها و به بطور قطع برای اکثریت ایرانیان تداعی کننده خاطرات و لحظاتیست که روزگاری را با شنیدن ترانه‌هایش یاد روزهایی را برای آنان زنده می‌کندکه شاید هرگز تکرار نمی‌شوند. حزن صدای این هنرمندکه به گفته خودش حاصل خروش ترانه‌های ناب ایرانی و روزگار سخت سپری شده دوران کودکی‌اش بوده است ارتباط عمیقی را با مخاطبانش که اغلب از نسل دیروز دهه چهل، پنجاه و شست هستند برقرار کرده است به طوری که تا به امروز او را یکی از ستاره‌های آواز ایران حتی برای نسل پیش رو باقی نگه داشته است. شاید کمتر به این موضوع پرداخته باشید که چرا او با وجودگذر زمان و تحول هنر و صنعت موسیقی، دچار تاثیرپذیری نشده است و اصالت سبک موسیقیایی و نوع نگرش او بر ارائه آثارش کماکان منحصر به فرد باقی مانده است؟ از طرفی پایبندی یک هنرمند به اصول و عقاید هنری موسیقی‌اش تا چه اندازه می‌تواند تحت شعاع هجوم عوامل بیرونی نظیر تنوع سلیقه‌ها و رویارویی مخاطب با موج عظیمی از آثار تولید شده قرار نگیرد؟ اگرچه تلاش برای حفظ این استراتژی توسط داریوش از او به عنوان پدیده‌ای در موسیقی ایران نام می‌برد اما عواملی که چهارچوب فکری و گرایش‌های یک هنرمند را شکل می‌دهد به یقین در سنت‌ها و تعصبات اجتماعی و خانوادگی نیز ریشه دارد. شاید دور از ذهن باشد اما داریوش اقبالی نیز قربانی خشونت‌های خانوادگی، سیاسی و اجتماعی دوران خود بوده است و از آنها برای شکوفایی و نبوغ هنر امروزش یاد می‌کند. داریوش در خاطرات خود اشاره می‌کند که دورانی کودکی‌اش شاهد از هم پاشیدن خانواده‌اش بوده و در واقع طعم تلخ فرزند طلاق بودن را نیز چشیده است. او از دوران کودکی‌اش با مفهوم تبعید آشنا شد تا اینکه موسیقی او را از منجلاب روزهای ناخوشایند کودکی نجات داد.

داریوش اقبالی اولین قربانی خشونت از نوع اسیدپاشی؟!

به یقین با شنیدن نام اسید یاد یکی از شدیدترین نوع خشونت‌ها که بیشتر علیه زنان صورت گرفته است می‌افتید. یورشی که بیشتر نه برای قتل بلکه با انگیزه انتقام و تباهی آینده فرد صورت می‌گیرد و در ایران اغلب ریشه در مسائل عاطفی دارد. پیشینه اسید پاشی در ایران ۶۰ سال و در جهان ۱۵۰ سال قدمت دارد و آنچه مبرهن است جنایت با اسید یکی از شیوه‌های نوین بشریت برای رهایی از کینه‌های فردی و انتقامی زجرآور است. در ایران اما ۹۰ درصد جنایت با اسید طی ۲۰ سال اخیر اتفاق افتاده است اما در این می‌ان و طبق مستندات و خاطراتی که داریوش اقبالی از آن به عنوان یکی از لکه‌های تاریک زندگی خود در حین اجرای ترانه نفرین نامه یاد می‌کند، احتمال می‌رود داریوش از اولین قربانیان اسیدپاشی در ایران بوده باشدکه مجله زن روز در سال ۱۳۵۶ طی گزارش مفصلی به آن پرداخته است. داریوش اقبالی در آن زمان همچنین از هجوم رسانه‌ها و خبرنگاران در مواجهه با چنین واقعه تلخی می‌گوید که بسیاری از روزنامه‌ها و مجلات آن را نیز تیتر شماره یک نشریات خود کرده بودند. در این گزارش نیز ۴۲ سال به عقب برمی گردیم تا از احساس، چگونگی و انگیزه‌های این حادثه مطالبی را بازگو کنیم.

عشق یکطرفه داریوش را راهی تخت بیمارستان کرد

داریوش اقبالی که در دهه ۵۰ می‌لادی توانسته بود به شهرت برسد در کاباره‌های تهران و کرج اجراهای زنده برپا می‌کرد. «کاباره جزیره» در تهران یک شب می‌زبان اجرای داریوش بود که با یورش یک زن به نام مریم به سوی او با لیوان آبجوی محتوی اسید ناتمام ماند. حاضران در آن شب بعد از حادثه فریاد‌های «سوختم سوختم» داریوش را به یاد می‌آورند که نهایتا با راهی شدن او به بیمارستان منجر شد. شدت جراحات به حدی بود که پزشکان چندین عمل جراحی بر صورت و بدن وی انجام دادند. چندروز بعد خبرنگاران هفته­نامه «زن­روز» در بیمارستان با داریوش مصاحبه می‌کنند و از زبان خود او ماجرا راشرح می‌دهند. داریوش در مصاحبه‌اش اینچنین عنوان می‌کند ” با از بین بردن شرف و حیثیت مردی که تا کنون آزارش به یک مورچه نرسیده چه مقام و منزلتی می‌خواهند برای خود کسب کنند؟ من چوب نجابت و پاکی خودم را می‌خورم چه بسا اگر هنگامی که این زن برای اولین بار پشت سن کاباره به ملاقاتم آمد و با گریه و التماس به پایم افتاد اورا می‌پذیرفتم شاید حالا هیچیک از این اتفاق­ها برایم پیش نمی‌آمد و از شدت نفرت این زن به این روز نمی‌افتادم. این زن که بخاطر هوس‌های بچگانه در قالب به اصطلاح عشق اینگونه مرا به گوشه بیمارستان انداخته و من باید بخاطر سوختگی‌های ناشی از نفرتش تنم زیر تیغ جراحی قرارگیرد، اگر کامیاب می‌شد و اگر روی خوش از من می‌دید دست به این عمل غیر انسانی می‌زد؟ اگر رفتار انسانی و عاقلانه نسبت به این زن نداشتم به یقین هیچ آسیبی به من نمی‌رسید و امروز شب‌ها و روزهایم را اینچنین با رنج و تلخی سپری نمیکردم.”

مریم دست رد داریوش به او را علاقه‌اش به گوگوش عنوان کرده:

داریوش در پاسخ به خبرنگاران درباره ادعای مریم که گفته بود او به دلیل عشقش به گوگوش دست رد به سینه من زده است گفت: «اولا که او از همان اول رها بود ثانیا خانم گوگوش یک همکار و یک دوست خوب من است و موضوع عشق و عاشقی با او دربین نیست و از طرفی دیگر نه از نظر سنی، نه از نظر مسائل و مشکلات و نه از هیچ نظر دیگری او در خور من نبود که بخواهم کوچکترین فکری در موردش داشته باشم». «برای من مریم یک انسان، یک علاقه­مند به هنر با مقدار زیادی افکار مالیخولیائی بود.» «او بیشتر از اینکه هوس انگیز و قابل دوست داشتن باشد قابل ترحم بود.»

داریوش: او را نمی‌بخشم و باید مجازات شود

خبرنگار: حالا این زن با پاشیدن اسید تا این حد برتو صدمه وارد کرده است، چه تصمیمی درباره او داری، آیا به شکایت خود باقی می‌مانی و یا بخاطر دیوانگی‌هایش اورا می‌بخشی؟

داریوش: «من چشمداشتی ندارم که با دریافت آن از شکایت خود صرفنظر کنم.» «بعلاوه او از همه چیزش بریده که توانسته بدون توجه به آنها خود را گرفتار این وضع و مرا دچار این مهلکه کند.» «با توجه به حالات و حرکات او و این عمل غیر انسانی که درباره من انجام داده است، وجود او در می‌ان این اجتماع سم است.» «چه بهتر اینکه تا زمانیکه قانون او را مستحق می‌داند، در زندان بماند و شاید آنجا به فکر بیفتد که بخاطر یک هوس چگونه سلامتی من و زندگی خودش را به خطر انداخته.» «بگذار کمی هم عذاب وجدان بکشد و روزی بخود بیاید.»

داریوش: او مرتب مزاحم من می‌شد و با تغییر چهره خود برای آخرین بار دست به چنین عملی زد.

داریوش ادامه می‌دهد: «من مریم را ۴ یا ۵ بار دیده بودم که ۲بار پشت سن کاباره آمد و چندبار نیز بین مشتریان کاباره چشمم به او افتاد.» «اولین بار سال گذشته برای اجرای برنامه به «کاباره شکوفه نو» رفته بودم که یکی از بچه‌ها پیش من آمد و گفت: زن جوانی با اصرار می‌خواهد تورا ببیند.» «من به او گفتم چکار دارد؟ و آیا من تاکنون او را دیده­ام؟ و آیا می‌شناسم؟ او گفت نمی­دانم ولی هرچه به او گفتم ملاقات امکان ندارد قبول نمی­کند.» «چون کنجکاو شده بودم ­­گفتم بگویید بیاید.» «پیش خودم فکر کردم شاید زنیست که احتیاج به کمک مادی دارد چون به موارد اینچنینی زیاد برخورد کرده بودم.» «دقایقی بعد به پشت سن آمد و چنان هیجان زده بود بدون اینکه به من فرصت حرف زدن بدهد شروع به بیان احساسات آتشین خود نسبت به من کرد، بی مهابا اشک از چشمانش سرازیر شد و مرتب قربان صدقه ام می‌رفت و می‌گفت چند سالی است که در آتش اشتیاق تو می‌سوزم.» «من که‌هاج و واج مانده بودم گفتم: خانم آرام، صبر کن ببینم چه می‌گویی.» «فورا گفت چشم ساکت می‌شوم.» «در همان لحظه اول متوجه شدم او گرفتار نوعی بیماری روانی است ولی به روی خود نیاوردم و از او پرسیدم مگر شوهر و زندگی نداری؟ گفت شوهر و چند بچه دارم ولی به حدی به تو علاقه­مندم که آرزو می‌کنم همه آنان فدای یک موی تو شوند.» «به جای او من خجالت کشیدم، در وضع عجیبی قرار گرفته بودم، اگر تندی می‌کردم ممکن بود سر و صدای او بلند شود.» «از او تقاضا کردم سن را ترک کند تا بتوانه به برنامه ام بپردازم.» «او پس از شنیدن این حرف‌ها درحالیکه با چشمان اشکبار نگاهم می‌کرد آرام آرام درحالیکه نگاهش را از صورت من برنمی گرفت پا به عقب گزاشت و رفت.» «پس از آن شب ۲ یا ۳ بار فقط او را درمیان مشتریان کاباره دیدم و از کارمندان کاباره خواستم که دیگر کسی را پشت سن راه ندهد.» «مدتی گذشت تا اینکه یک شب دیگر او پشت سن کاباره آمد و مجددا روی زمین نشست و گفت من امشب از اینجا تکان نمیخورم و باید عشقم را قبول کنی.» «بعد‌ها او شماره تلفن خانه من را که نمیدانم به چه طریق پیدا کرده بود چندین مرتبه مزاحمم شد و من متقابلا در جواب به او می‌گفتم لطفا بروید و به زندگی خود مشغول شوید از دست من کاری ساخته نیست و شما باید خجالت بکشید که با داشتن شوهر و بچه دم از این مسائل می‌زنید.» «بهتر است به روان شناس مراجعه کنید.» «او همچنین در محله سکونت من نیز سد راهم می‌شد و می‌خواست با من حرف بزند که من توجه نمی­کردم و او با عصبانیت به من فحاشی کرد و فریاد زد بالاخره تورا خواهم کشت.» «من این حرف او را یک شوخی پنداشتم و برایم باور کردنی نبودکه یکروز تهدیدش را عملی کند.» «از آن ماجرا چند وقت گذشت تا بعد مدتی دیدم برایم درب منزل گل فرستاده است و وقتی من گل را پذیرفتم مجددا تلفن‌ها شروع شد و او هر روز این کار را تکرار می‌کرد.» «احساس می‌کردم این زن سوهان روح من شده است و تصمیم گرفتم علیه او به ماموران انتظامی شکایت کنم ولی فرصت نشد و او در یکی از این شب‌ها با تغییر قیافه خود به «کاباره جزیره» که محل اجرای یکی از برنامه‌هایم بود آمد و به عنوان اینکه می‌خواهد درخواست ترانه مورد علاقه‌اش را بکند سراپای مرا در لهیب سوزش اسید غرق کرد.»

دهه هشتاد، آغاز موج خشونت اسیدپاشی و آمنه بهرامی اولین قربانی که خشم رسانه‌ها را برانگیخت

۱۲ آبان ۱۳۸۲، فریاد‌های «آمنه بهرامی» زیر پل سیدخندان سکانسی بی پایان از زندگی اوست که هرگز از یاد نمی‌برد. روزی که خشم بر بغض فائق آمد تا تصویری از زندگی واقعی را برای آمنه تا همیشه سانسور شده و تلخ ثبت کند. فرد خاطی شاید هرگز خود را نبخشد اگر می‌دانست معنی واقعی تباهی را نه تنها برای یک شخص بلکه برای خانواده او به ارمغان آورده است. آمنه بهرامی نهایتا بعد از کش و قوس‌های فراوان و بعد از اینکه ماجرای هولناک او از طریق رسانه‌ها و مطبوعات به گوش همگان رسیده بود بعد یک ماه جهت مراحل تکمیلی درمان که پزشکان در ایران از عهده آن خارج بودند به بارسلونا رفت و تا حدود یکسال طی جراحی‌های پیاپی قرار گرفت تا اینکه نهایتا هر دو چشم خود را نیز از دست داد. بخشی از هزینه‌های درمانی آمنه توسط دولت اسپانیا و مبلغی حدود ۲۶ هزار یورو نیز توسط ریس جمهور وقت محمد خاتمی به خانواده آمنه بهرامی کمک مالی شد؛ و برای باقی هزینه‌ها دولت اسپانیا اعلام کردکه آمنه باید تقاضای پناهندگی کندتا ادامه مراحل درمانی بر روی وی صورت گیردکه آمنه نپذیرفت و به ایران بازگشت. اما آنچه پایان تراژدی آمنه بهرامی بود تصمیم وی هنگام اجرای حکم قصاص چشم دربرابر چشم بود. «بخشش»؛ اقدامی که سبب شد او کاندیدای جایزه «صبر و شکیبایی یونسکو» و برنده «دیپلم افتخار از دانشگاه حقوق بارسلون» گردد و از او با نام «قهرمان بخشش در برابر خشم یاد»کنند.

انگلیس پرچم دار قربانیای اسید پاشی در جهان با اکثریت قربانی در مردان

مقوله خشونت با اسید در ایران به قدری آمیخته با یک جریان احساسی، اجتماعی، عاطفی و رسانه‌ای پیش می‌رود که کمتر کسی گمان می‌کند این خشونت ورای مرز‌های کشورمان ایران نیز اتفاق افتد. خشونت با این ماده منزجرکننده فوبیایی بیش از وقوع یک قتل با اسلحه یا یورش با سلاح سرد را با خود به کسانی که حتی شنونده و یا حتی خواننده داستان آن در روزنامه و یا مجلات هستند منتقل می‌کند و وقتی متوجه می‌شویم قربانیان زیادی هستند که در سراسر جهان با این معضل روبرو هستند بیشتر بر آن می‌شویم تا از آسیب‌های این خشونت بدانیم.

انجمن نجات یافتگان اسیدپاشی انگلستان طی بیانیه‌ای اعلام کرده است در سال ۲۰۱۶ تعداد ۶۰۰ گزارش حمله با اسید در این کشور به ثبت رسیده است که از هر ۵ مورد اسیدپاشی ۴ مورد قربانی مردان بوده‌اند. به عبارتی ۸۰ درصد قربانیان این نوع خشونت گریبانگیر مردان است.

در انگلستان که بیشترین می‌زان اسیدپاشی در جهان را با سالی حدود ۶۰۰ مورد به خود اختصاص داده، طی سال‌های گذشته می‌زان اسیدپاشی به مردان به شدت افزایش داشته و از هر ۵ مورد اسید پاشی، ۴ مورد قربانی مردان بوده‌اند. در سال ۲۰۱۶ طی آماری که از سوی سازمان مذکور منتشر شد، از بین ۶۰۱ قربانی اسیدپاشی در این کشور ۸۰ درصد مرد بودند. بعد از انگلستان کشور‌های هندوستان، پاکستان، بنگلادش، نیجریه وکامبوج نیز در این فاجعه و آسیب‌های جبران ناپذیرآن نقش دارند.

رویکرد جامعه هنر به مقوله خشونت با اسید

به تازگی و طی یک دهه اخیر نگاه شماری از کار­گردانان سینمای ایران و جهان به سوی معضل اسیدپاشی از دریچه دوربین نشان از اثر عمیق این داستان بر روی مخاطب عام به عنوان یک پدیده نوین اجتماعی جهت خلق اثری درام آغاز شده است که در فیلم لانتوری این مهم مورد توجه «رضا درمیشینان» نویسنده وکارگردان ایرانی قرارگرفته است. سوژه‌ای خاص و متفاوت که سینماگران تاکنون کمتر به سراغ آن رفته­اند. درآخرین اثر خلق شده در سال ۲۰۱۹ ساخا پولاک «Sacha Polak» نویسنده و کار­گردان زن هلندی سازنده فیلم «Dirty God»خدای کثیف می‌باشد. خدای کثیف راوی قصه‌ای است که در آن «مادر بریتانیایی جوان پس از اینکه قربانی یک حمله اسیدپاشی بسیار وحشیانه قرار گرفته و او را به شدت ترسناک کرده است، تلاش می‌کند دوباره زندگی‌اش را بازسازی و سروسامان دهد. او از اینكه دختر كوچكش به دلیل جای زخم شدید صورت از او می‌ترسد ناراحت است و احساس نا­خوشاندی دارد.»

————————-
منابع:

1-https://www.bbc.co.uk/bbcthree/article/5d38c003-c54a-4513-a369-f9eae0d52f91
2-https://rialtofilm.nl/en/films/156/the-dutch-film-night-dirty-god-in-co-operation-with-la-riot







نظر شما درباره این مقاله:


مطهری: اگر دولت در دست مخالفان بود رابطه با آمریکا
بازگشت به صفحه اول
iran-emrooz.net | Fri, 13.12.2019, 12:10

مطهری: اگر دولت در دست مخالفان بود رابطه با آمریکا








نظر شما درباره این مقاله:


یک بیانیه ساده کلی احضار پشت سرش دارد
بازگشت به صفحه اول
iran-emrooz.net | Fri, 13.12.2019, 12:07

یک بیانیه ساده کلی احضار پشت سرش دارد








نظر شما درباره این مقاله:


«جریان سوم باید شعار معیشتی و ملی‌گرایی بدهد»
بازگشت به صفحه اول
iran-emrooz.net | Fri, 13.12.2019, 11:28

«جریان سوم باید شعار معیشتی و ملی‌گرایی بدهد»








نظر شما درباره این مقاله:


حزب داوود اوغلو، رقیب اردوغان، رسما آغاز به کار کرد
بازگشت به صفحه اول
iran-emrooz.net | Fri, 13.12.2019, 11:18

حزب داوود اوغلو، رقیب اردوغان، رسما آغاز به کار کرد








نظر شما درباره این مقاله:


هفت نکته درباره زلزله سیاسی جانسون در بریتانیا
بازگشت به صفحه اول
iran-emrooz.net | Fri, 13.12.2019, 10:34

هفت نکته درباره زلزله سیاسی جانسون در بریتانیا


عصر ایران

پیروزی خیره کننده و قاطع حزب محافظه‌کار به رهبری “بوریس جانسون” با دستور کار اولیه “برگزیت” و شکست کم‌سابقه حزب کارگر به رهبری “جرمی کوربین” که در عمر اکثریت قاطع بریتانیایی‌ها بی‌سابقه بود، راه دشوار “نخست وزیر جانسون” را برای بیرون کشیدن کشورش از اتحادیه اروپا تا واپسین روز نخستین ماه سال آتی میلادی (۳۱ ژانویه ۲۰۲۰) تا حدود زیادی همواره کرد.

نکاتی چند درباره این نتایج و پیامدهای آن:

۱- نتایج انتخابات بر اساس نتایج اولیه بر این مبناست: ۳۶۲ کرسی برای حزب محافظه کار و ۲۰۲ کرسی برای حزب کارگر. هر حزبی که بتواند ۳۲۶ کرسی پارلمان را در اختیار داشته باشد اکثریت مطلق دارد و حالا حزب محافظه کار توانسته با عبور از این مرز، حزب دارای اکثریت مطلق در پارلمان باشد و هر چه بخواهد بدون سنگ‌اندازی دیگر احزاب در مجلس عوام بریتانیا انجام دهد.

۲- این نتیجه کسب شده برای حزب محافظه‌کار از سومین انتخابات سراسری در دوران “مارگارت تاچر” در سال ۱۹۸۷ میلادی بدین‌سو (۳۲ سال گذشته) بی‌سابقه بوده است. این پیروزی در حالی است که حزب کارگر هم در مقابل از سال ۱۹۳۵ بدین سو (۸۴ سال گذشته) چنین نتایج ضعیفی در یک انتخابات سراسری کسب نکرده است. بنابراین هم پیروزی حزب محافظه‌کار در این دور از انتخابات کم‌سابقه بود و هم چنین شکستی برای حزب کارگر در ۸۴ سال گذشته سابقه نداشته است.

۳- بوریس جانسون با این پیروزی می‌تواند وعده خود مبنی بر خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا تا ۳۱ ژانویه ۲۰۲۰ عملی کند. او قرار است طرح خروج از اتحادیه اروپا (برگزیت) را به محلس عوام ببرد تا تصویب شود. از سوی دیگر با این نتایج انتخاباتی، مشروعیت سیاسی جانسون در معادلات سیاسی بریتانیا افزایش قابل ملاحظه‌ای یافته و دست او در مذاکره با رهبران اتحادیه اروپا بر سر خروج از این اتحادیه، بازتر می‌شود.

۴- وضعیت ۲ سال گذشته بریتانیا موقعیت این کشور را هم در جهان و هم در داخل اتحادیه اروپا به شدت ضعیف و مخدوش کرده بود. وقتی در یک کشور موضوعی اختلافی تبدیل به یک کلاف سردرگم می‌شود و موقعیت دولت مستقر شکننده بوده و حزب یا ائتلاف حاکم به دلیل نداشتن اکثریت مطلق در مجلس نمی‌تواند سیاست‌های مورد نظر خود را به مورد اجرا بگذارد، هم در عرصه اقتصاد داخلی و هم در عرصه دیپلماسی بین‌المللی تضعیف می‌شود و این دقیقا اتفاقی بود که در ۲ سال گذشته در بریتانیا روی داد. دولت بریتانیا در داخل ضعیف بود و برای مثال “ترزا می” نخست وزیر سابق بریتانیا بارها و بارها طرح‌های مختلفی برای برگزیت به مجلس عوام برد اما هر بار این طرح‌ها با مخالفت احزاب رقیب و حتی مخالف‌خوانی برخی اعضای حزب محافظه‌کار به در بسته خورد. حالا با این نتایج اوضاع به کلی فرق خواهد کرد.

۵- بوریس جانسون پس از کسب این نتیجه می‌تواند با خیال آسوده‌تر ضمن جدایی و دور شدن از بروکسل (مقر اتحادیه اروپا) بیش از پیش به سمت دونالد ترامپ و کاخ سفید نزدیک و نزدیک‌تر شود. او هفته گذشته دیدار دوجانبه خود با ترامپ در حاشیه نشست سران ناتو در لندن را بی‌حاشیه و به دور از چشم رسانه‌ها برگزار کرد تا تاثیر سوء احتمالی بر نتایج انتخابات سراسری به‌جا نگذارد. او حتی به ترامپ توصیه کرده بود در جریان سفر به لندن درباره انتخابات بریتانیا اظهار نظر نکند.

از این پس نزدیکی بیش از پیش “بریتانیای جانسون” به “آمریکای ترامپ” به ویژه در دوران پس از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بسیار بسیار محتمل است و این مساله حتی می‌تواند بریتانیا را علاوه بر موضوعات اقتصادی در سایر حوزه‌های مرتبط با سیاست و دیپلماسی بین‌المللی نیز از شرکای سابق اروپایی خود (آلمان و فرانسه) جدا کرده و به سمت ایالات متحده آمریکا بکشاند. برای مثال می‌توان این پیش‌بینی را داشت که دیدگاه بریتانیا درباره “برجام” از این پس بیش از پیش به دیدگاه دولت ایالات متحده آمریکا نزدیک‌تر شود.

۶- با کسب این پیروزی خیره کننده، بوریس جانسون اعتماد به نفس مضاعفی می‌یابد چون حالا او هم شخصیتی تاریخ‌ساز در بریتانیا شده و می‌تواند ادعای پا گذاشتن به دوران طلایی محافظه‌کاران در دهه ۱۹۸۰ میلادی (دوران مارگارت تاچر) داشته باشد و با این نتایج انتخاباتی مدام رهبری او بر حزب محافظه‌کار با شخصیت تاریخی‌ای همچون مارگارت تاچر مقایسه شود.

۷- پیروزی حزب محافظه‌کار مرهون علل و عوامل مختلفی است که شاید بسیاری از آنها ارتباطی به شخصیت و مشی رهبری جانسون نداشته باشد. از جمله ۱- تعیین‌تکلیف نهایی برگزیت و خستگی افکار عمومی بریتانیا از بلاتکلیفی این کشور در میانه راه جدایی از بروکسل و ۲- خساراتی که ۲-۳ سال گذشته از ناحیه این بلاتکلیفی دامنگیر اقتصاد بریتانیا شده و یا ۳- بادی که طی سال‌های گذشته به بادبان گروه‌های راست گرا و جنبش‌های پوپولیست راستگرا در سرتاسر جهان افتاده و احزاب راست و محافظه‌کار در اروپا و آمریکای شمالی در مقایسه با احزاب چیگرا نتایج بهتری در انتخابات کسب می‌کنند؛ اما با همه اینها میوه نتایج انتخابات اخیر بریتانیا به دامن بوریس جانسون خواهد افتاد و او می‌تواند طی هفته‌ها و ماه‌های آتی با کمترین مزاحمت مخالفان میوه شیرین این بُرد انتخاباتی را بچیند و سیاست‌های مورد نظرش را به مورد اجرا بگذارد.







نظر شما درباره این مقاله:


تنها یک راه وجود دارد و آن هم تغییر سیاست‌هاست
بازگشت به صفحه اول
iran-emrooz.net | Fri, 13.12.2019, 10:20

تنها یک راه وجود دارد و آن هم تغییر سیاست‌هاست








نظر شما درباره این مقاله:


سها مرتضایی، دانشجوی بازداشت‌شده کجاست؟
بازگشت به صفحه اول
iran-emrooz.net | Fri, 13.12.2019, 10:12

بی‌خبری مطلق و تهدید به انتقال فعال دانشجویی به بیمارستان روانی

سها مرتضایی، دانشجوی بازداشت‌شده کجاست؟


یک منبع مطلع از ادامه نگهداری سها مرتضایی در “مکانی نامعلوم” و در “شرایطی نامعلوم” خبر داده و در مصاحبه با کمپین حقوق بشر در ایران گفت که با توجه به تهدید خانواده خانم مرتضایی به انتقال او به بیمارستان روانی، نگرانی ها از وضعیت این دانشجوی محروم از تحصیل افزایش یافته است. شوراهای صنفی دانشجویان کشور هم وضعیت جسمانی این دانشجوی زندانی را “وخیم” اعلام کرده است.

سها مرتضایی، دبیر اسبق شورای صنفی مرکزی دانشجویان دانشگاه تهران، یکشنبه ۲۶ آبان ماه در خوابگاه فاطمیه دانشگاه تهران بازداشت شد و به گفته یک منبع مطلع، تاکنون هیچ تماسی با خانواده و نزدیکان اش نداشته است: “نه محل نگهداری سها مشخص است و نه اتهام یا دلیل بازداشت او. ما نمی دانیم که او را به دلیل حکم قبلی بازداشت کرده اند یا به دلیل تحصن اش، پرونده و اتهام جدیدی برای او باز کرده اند. هیچ توضیحی هم به خانواده نمی دهند و مسولان دانشگاه هم که دنبال حل مساله به گفته خودشان با فرستادن سها به بیمارستان روانی هستند. مجموع این مسائل واقعا نگران کننده است.”

سها مرتضایی، دانشجوی محروم از تحصیل و دبیر اسبق شورای صنفی مرکزی دانشجویان دانشگاه تهران از روز شنبه، ۲۱ مهرماه ۹۸ در اعتراض به عدم پیگیری وضعیتش توسط وزارت علوم، سازمان سنجش و مسئولان دانشگاه تهران در مقابل کتابخانه مرکزی این دانشگاه تحصن کرده بود. کانال تلگرام شوراهای صنفی دانشجویان کشور اعلام کرد که حراست دانشگاه تهران در واکنش به تحصن این فعال دانشجویی را تهدید به “لغو دفاع” کرد. این در حالی بود که خانم مرتضایی ۳۰ شهریور ماه از پایان نامه خود دفاع کرده بود.

سها مرتضایی، در جریان اعتراضات دی ماه ۱۳۹۶، در منزل شخصی‌اش بازداشت و در سال ۱۳۹۷ از سوی ماشالله احمد زاده، رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۶ سال حبس تعزیری و دو سال محرومیت از فعالیت سیاسی و عضویت در احزاب و گروه‌ها و دسته‌جات سیاسی محکوم شد. او در زمان بازداشت دبیر شورای صنفی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و دبیر شورای صنفی مرکزی دانشجویان دانشگاه تهران بود.

منبع مطلع به کمپین گفت: “ما حدس می زنیم که سها در بند ۲۰۹ که متعلق به وزارت اطلاعات است زندانی باشد اما در همین مورد هم هیچ توضیحی نمی دهند. وکیل سها را اجازه نداده اند وکالت نامه بگذارد. از داشتن وکیل محروم است و به پی گیری های خانواده هم جوابی نمی دهند.”

مصطفی نیلی، وکیل سها مرتضایی در توییتر شخصی خود خبر داده است که پرونده‌ موکل اش در شعبه سوم بازپرسی است اما به او اجازه‌ی ورود به شعبه و اعلام وکالت را نداده اند. آقای نیلی در توییت دیگری نسبت به وضعیت سها مرتضایی اعلام نگرانی کرده است.

منبع مطلع به کمپین گفته است که با گذشت ۲۶ روز از بازداشت سها مرتضایی خانواده او تحت فشار بیشتری برای عدم اطلاع رسانی و پرهیز از مصاحبه هستند. همزمان شوراهای صنفی دانشجویان کشور خبر از اعمال “فشارهای شدید بازجویی” به سها مرتضایی داده و اعلام کرده است که “سها مرتضایی از بیماری قلبی رنج میبرد و افشای فشار های دانشگاه برای اعمال شوک الکتریکی بر او نگرانی ها از وضعیت وی را دو چندان کرده است.”

براساس گزارش این شورا از سوی حراست و معاونت فرهنگی دانشگاه تهران به خانواده سها مرتضایی گفته شده که “اجازه دهید دخترتان را به جای زندان به بیمارستان روانی ببریم تا دست از این کارهایش بردارد!”

آنطور که شوراهای صنفی دانشجویان کشور منتشر کرده مجید سرسنگی و اسماعیل سلیمانی، معاون فرهنگی و رییس حراست دانشگاه تهران، در جلسه‌ای از مادر سها مرتضایی خواسته‌ بودند با امضای برگه‌ای رضایت دهد دخترش به بیمارستان روانی منتقل و شوک‌درمانی شود. مساله ای که با مخالفت مادر این فعال دانشجویی مواجه شده اما همچنان فشارها بر خانواده او ادامه دارد.

سها مرتضایی در حالی از تحصیل محروم شده است که “رتبه ۱۰ کنکور دکتری علوم سیاسی اخذ کرده. شوراهای صنفی دانشجویان کشور اعلام کرده که نکته تاسف بار در ماجرای ستاره‌دار شدن این فعال دانشجویی آن است که علاوه بر نقش و دخالت مستقیم وزارت اطلاعات دولت حسن روحانی در محرومیتِ تحصیلی دبیر پیشین شورای صنفی دانشجویان دانشگاه تهران، حراست دانشگاه تهران نیز طی نامه‌ای خواستار عدم پذیرش وی شده و از حضور او به عنوان دانشجو در دانشگاه تهران ممانعت به عمل آورده.”

منبع مطلع به کمپین گفت: “در حالی که پی گیری های خانواده سها برای کسب خبری از او به نتیجه ای نرسیده مجید سرسنگی، معاون فرهنگی دانشگاه تهران در جمع فعالین صنفی دانشگاه تهران گفته به هر شکلی که شده این مساله را حل میکنیم حتی به قیمت اینکه او را به بیمارستان روانی بفرستیم. این واقعا ترسناک است و خانواده سها را تحت فشار مضاعف روانی قرار داده. در حالی که دانشگاه موظف است از حقوق دانشجویان و فعالان صنفی دفاع کند.”

پیش از این هاشم خواستار معلم بازنشسته و عضو انجمن صنفی معلمان در مشهد پس از بازداشت به بیمارستان روانی منتقل شده بود. کمپین حقوق بشر در ایران با انتشار بیانیه ای اجبار به بستری شدن در بیمارستان و درمان را بازداشت خودسرانه و شکنجه خوانده و تاکید کرده بود که با بازداشت این فعال سرشناس، اجبار او به بستری شدن در یک مرکز روانپزشکی و مصرف دارو بر خلاف اراده او، مقامات ایرانی به بازداشت خودسرانه‌ خشن، شکنجه و نقض حق سلامتی اقدام کرده‌اند. هر نوع مراقبت پزشکی نیازمند رضایت آزادانه و آگاهانه دارد.







نظر شما درباره این مقاله:


حزب محافظه‌کار برنده انتخابات پارلمانی بریتانیا شد
بازگشت به صفحه اول
iran-emrooz.net | Thu, 12.12.2019, 23:13

حزب محافظه‌کار برنده انتخابات پارلمانی بریتانیا شد


براساس نظرسنجی‌هایی که پس از رای‌دادن شهروندان بریتانیا انجام شده، محافظه‌کاران به رهبری بوریس جانسون برنده انتخابات پارلمانی این کشور  هستند. طبق این نظرسنجی‌ها حزب محافظه‌کار توانسته است به اکثریت مطلق در مجلس عوام بریتانیا دست یابد.

طبق پیش‌بینی اولیه، حزب محافظه‌کار به رهبری بوریس جانسون، نخست وزیر این کشور، قدرتمندترین حزب در انتخابات عمومی بریتانیا شده است. براساس نظرسنجی موسسه «ایپوس موری» که به سفارش «بی‌بی‌سی»، «ان‌تی‌وی» و «اسکای‌نیوز» انجام شده، انتظار می‌رود حزب حاکم محافظه‌کار  ۳۶۸ کرسی از محموع ۶۵۰ کرسی مجلس عوام بریتانیا را در اختیار داشته باشد.

این خروجی انتخابات اکثریت مطلق را در اختیار حزب محافظه‌کار قرار می‌دهد و این حزب می‌تواند به تنهایی حکومت کنند. پیش‌بینی می‌شود حزب کارگر به عنوان دومین حزب قدرتمند مجلس عوام، به ۱۹۱ کرسی دست یابد. حزب ملی اسکاتلند ۵۵ کرسی و حزب لیبرال دمکرات ۱۳ کرسی را تصاحب کرده‌اند.

آمار اعلام شده نتیجه واقعی انتخابات نیست و ممکن است در جریان شمارش آرا در طول شب تغییر کند. نتایج رسمی انتخابات سراسری بریتانیا روز جمعه ۱۳ دسامبر اعلام می‌شود.

بوریس جانسون برای ادامه کار خود به عنوان نخست‌وزیر نیاز به اکثریت مطلق دارد. تنها در این صورت است که بن‌بست و بالاتکلیفی سه ساله این کشور در موضوع خروج از اتحادیه اروپا پایان خواهد یافت. اگر پیش‌بینی‌های اولیه از نتایج انتخابات پارلمانی بریتانیا پس از پایان شمارش آرا نیز تایید شود، نشان‌دهنده آن است که  خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا دغدغه اصلی اکثریت شهروندان این کشور بوده است. بوریس جانسون اعلام کرده که ۳۱ ژانویه ۲۰۲۰ کشورش را از اتحادیه اروپا خارج خواهد کرد.

ایران امروز به نقل از رسانه‌های آلمان







نظر شما درباره این مقاله:


انصراف دو هنرمند از حضور در دوسالانه‌ مجسمه‌سازی
بازگشت به صفحه اول
iran-emrooz.net | Thu, 12.12.2019, 23:00

انصراف دو هنرمند از حضور در دوسالانه‌ مجسمه‌سازی








نظر شما درباره این مقاله:


برایان هوک: اقتصاد ایران دزدسالاری شده است
بازگشت به صفحه اول