پنجشنبه ۱۳ فروردين ۱۴۰۵ - Thursday 2 April 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 01.04.2026, 18:49

کشتار دی ۱۴۰۴ – نقش و مسئولیت اسرائیل


سعید برزین

قرائن نشان می‌دهد که در ناآرامی‌های دی ‌ماه ۱۴۰۴ اسرائیل، بطور مستقیم و غیر مستقیم، در تشویق و ایجاد کشتار نقش داشته است.(۱)

این ناآرامی به فراخوان آقای رضا پهلوی در «ساعت ۸ شب» آغاز شد و برای دو شب (۱۸ و ۱۹ دی) ادامه داشت. مقام‌های حکومتی گفتند در جریان آن ۳۱۱۷ نفر جان باختند. سایت حقوق بشری هرانا (که توسط دولت آمریکا تامین مالی می‌شود) شمار جان باختگان را ۷۰۰۷ نفر اعلام کرد.

بررسی وقایع از جمله نشان می‌دهد که:

نخست – مقامات جمهوری اسلامی رسما اسرائیل را مسئول بروز خشونت معرفی می‌کنند اما شواهدی در این مورد ارائه نکرده‌اند.

دوم – برخی مقامات اسرائیلی می‌گویند مامورین (و یا نیروهای نیابتی) آنها «نه از راه دور»، و «نه بطور شفاهی» بلکه «در میدان و‌ همراه» معترضین حضور داشته‌اند. گزارش‌های رسانه‌ای اسرائیلی نیز حضور میدانی نیروهای اسرائیلی را تایید می‌کند. برخی تحلیلگران معتبر امور اسرائیل، شرکت نیروهای نیابتی اسرائیلی را تایید می‌کنند ولی شواهد مشخصی برای آن ارائه نمی‌دهند.

سوال اصلی این است که نیروی نیابتی اسرائیل با چه هدف و به چه شکل عملیاتی حضور داشتند؟ آیا حضور آنها در جهت مدیریت تظاهرات و یا تشدید درگیری و تشویق ماهیت قهرآمیز آن بود؟

سوم – این سناریو را باید به طور جدی مورد نظر قرار داد که احتمالا ایجاد یک بلوای خشونت‌آمیز (با کشتار وسیع) به تشویق اسرائیل صورت گرفت و به عنوان پیش‌زمینه حمله نظامی این کشور به ایران (کمتر از دو ماه بعد) بود.

بر اساس استدلال‌های فوق،‌ می‌توان نتیجه گرفت که شواهد عینی و میدانی برای اثبات نحوه دخالت مستقیم اسرائیل در دست نیست، اما با توجه به ماهیت فعالیت دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی، این امر نباید غیر منتظره تلقی شود.

اما بر مبنای گفته‌ها و تحلیل‌ها اعلام شده و نیز قرائن موجود می‌توان چنین استنباط کرد که به احتمال زیاد عوامل اسرائیلی، و یا نیروهای نیابتی آن، در ترویج خشونت نقش داشتند (حتی اگر میزان و درجه این دخالت مشخص نباشد) و این اقدام برای آماده سازی حمله بزرگ نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران بود.

این فرازها، و نکات دیگر، را بررسی می‌کنیم:

«یک - ادعای مقامات ایرانی: خشونت برنامه اسرائیل بود»

مقام‌های جمهوری اسلامی اعلام کردند ناآرامی‌های دی ‌ماه یک توطئه خارجی بود که توسط عوامل وابسته به قدرت‌های بیرونی اجرا شد. از جمله آیت‌الله خامنه‌ای این اغتشاشات را «فتنه‌ای آمریکایی با کمک رژیم صهیونی» نامید و گفت نوجوانان ناآگاه تحت هدایت عناصر خبیث و آموزش‌ دیده دست به خشونت زدند. او مدعی شد جمعی که از سوی دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل انتخاب شده و آموزش دیده بودند و شیوه درگیری، آتش‌ زدن، ایجاد ترس و فرار از پلیس را می‌دانستند.

سپاه پاسداران نیز با موضعی مشابهی، اعتراضات را به آمریکا و اسرائیل نسبت داد و این «شورش‌» را که در آن صدها کشته شدند ادامه «جنگ ۱۲ روزه» با آمریکا و اسرائیل دانست. مسعود پزشکیان گفت آمریکا و اسرائیل با طرح مسائل اقتصادی در پی تحریک ناآرامی‌های داخلی بودند و محمدباقر قالیباف وقایع را در قالب یک جنگ چند بعدی علیه ایران تعریف کرد.

«دو - تاکید مقامات اسرائیلی بر حضور میدانی مامورین نیابتی»

مهمترین استنادات در مورد شکل و اهمیت دخالت مامورین و یا نیروهای نیابتی اسرائیلی، سخنان مقامات دولتی آن کشور است. شاید مستقیم‌ترین سند، گزارش رادیو ارتش اسرائیل به نقل از سازمان اطلاعات خارجی کشور، موساد، چند روز قبل از آغاز اعتراضات باشد. موساد در حساب کاربری فارسی‌زبان خود در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به مردم ایران نوشت: «با هم به خیابان‌ها بیایید. وقتش رسیده. ما همراه شما هستیم... نه تنها از راه دور و شفاهی. در میدان همراهتان هستیم.»

این پیام را به چند شکل می‌توان تفسیر کرد. اول اینکه این پیام صرفا بخشی از یک جنگ روانی است که در چارچوب رسانه‌ای قابل تفسیر است و می‌خواهد بر فضای روانی اعتراضات تاثیر بگذارد و آنرا تشویق کند. یعنی، استفاده از کلمات صرفا جنبه استعاره‌ای دارد.

اما این گفته که «نه تنها از راه دور و شفاهی... که در میدان و همراهتان هستیم» را می‌توان به معنای حضور و فعالیت عملی در خیابان‌ و تجمع تفسیر کرد. یعنی این پیام حمایت صرفاً رسانه‌ای یا لفظی و روانی نیست بلکه اشاره به حضور عملی و عملیاتی دارد. در نگاه مردم کوچه و بازار نیز احتمالا «نه از راه دور و شفاهی که در میدان و همراهتان» به معنای حضور واقعی یا کمک عملی موثر تعبیر می‌شود. به عبارت دیگر می‌توان این برداشت را واقعی‌تر دانست که عوامل اطلاعاتی مخفیانه وارد کشور شدند و نه تنها مثلا در جمع‌آوری اطلاعات فعال بودند که در میدان و در هدایت عملیات و شکل دادن به نحوه اعتراض خیابانی نقش داشتند.

در همین چارچوب است که سخنان مقامات عالیرتبه اسرائیلی باید مورد بررسی قرار بگیرد. آمیخای الیاهو، وزیر راست افراطی اسرائیل، در سخت‌ترین روز درگیری (دی ۹) اظهار داشت: «می‌توانم به شما اطمینان دهم که برخی از افراد ما همین الان آنجا مشغول فعالیت هستند». چند روز قبل‌تر،  نفتالی بنت (نخست‌ وزیر پیشین اسرائیل) در حساب ایکس خود تصویری از اعتراضات خیابانی را منتشر کرد و نوشت: «مردم عزیز ایران شما تنها نیستید...  به پا خیزید».

مقامات آمریکایی هم همین خط را دنبال کردند. در آغاز اعتصابات بازاریان، مایک پمپئو (مدیر سابق سیا در دوران ترامپ) گفت: «سال نو [مسیحی] بر هر ایرانی در خیابان‌ها مبارک باد. همچنین، بر تمام مأمورین موسادی که در کنار آنها راه می‌روند». ترامپ نیز معترضان را تشویق کرد، قول کمک داد و (چند روز بعد از اوج اعتراضات) گفت: «میهن‌پرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید - نهادهای خود را تصرف کنید!... کمک در راه است.»

در مقام ناظر، هر دو ادعا فوق را باید بررسی کرد. یکی اینکه حضور نزدیک، عملی، میدانی و همراه با مردم صرفا یک جنگ تبلیغاتی بود و صرفا اشاره به پشیبانی سیاسی و جنگ روانی داشت که می‌خواست اعتراضات را فراتر ببرد. و یا اینکه، به معنای شکل دادن به نحوه عملی اعتراض و برخورد با نیروهای انتظامی بود و نیروهای نیابتی می‌خواستند درگیری را قهرآمیز، دوقطبی و خونین کنند.

«سه – گزارش‌های رسانه‌ای از حضور عملیاتی»

در چند سال اخیر، نفوذ عمیق عملیاتی اسرائیل در داخل ایران و از جمله در شبکه‌های امنیتی قابل توجه بوده است. نمونه این نفوذ، سرقت حدود نیم تن اسناد فوق محرمانه هسته‌ای از یک پایگاه سری در تهران و انتقال آن به اسرائیل می‌باشد. نمونه دیگر آن اطلاع کامل از محل اقامت مقامات عالیرتبه حکومتی ایران و ترور آنها بود.

پس از ناآرامی‌های دی، کانال ۱۲ اسرائیل فیلم‌هایی را از صحنه درگیری تهران پخش کرد و مدعی شد که «دوربین‌های کانال ۱۲ در شب قتل‌عام در تهران» بودند. این شبکه قبلا در تبلیغ حضور عوامل عملیاتی اسرائیل در ایران با یک عامل ایرانی موساد با نام مستعار «آرش» مصاحبه می‌کند و  این فرد توضیح می‌دهد که در ساعات اولیه جنگ ۱۲ روزه، رهبر یکی از تیم‌های خرابکاری داخل خاک ایران بود و نقش «چشمان موساد» را داشت. روزنامه اورشلیم‌پست هم نوشته بود که موساد صدها مامور در جنگ ۱۲ روزه در ایران داشت. عمق این نفوذ به حدی است که مقامات عالیرتبه در تهران از آن به عنوان “آلودگی امنیتی” نام برده‌اند.

در این چارچوب پذیرفته شده که اسرائیل با سازمان‌های مسلحی که با جمهوری اسلامی در جنگ هستند رابطه فعالی دارد. از جمله بلافاصله بعد از دو روز اعتراضات مهلک، شبکه ۱۲ اسرائیل با یک فرمانده پژاک، در یک مقر زیرزمینی در مرز ایران و عراق ملاقات می‌کند. این فرمانده می‌گوید که «همرزمان وی در داخل ایران کشته شده‌اند... از میان زنان و مردانی که مخفیانه وارد ایران می‌شوند تا خیابان‌ها را شعله‌ور ‌کنند و در میدان پیش بروند».

این گفته را نمی‌توان به عنوان سند همکاری دولت اسرائیل با پژاک و گروه‌های مشابه (مثل حزب دمکرات یا مجاهدین خلق) تلقی کرد ولی باید در نظر داشت که روابط میان این دو عنصر در حدی است که تماس و تبلیغ این گروه‌ها مورد نظر قرار می‌گیرد.

«چهار – تایید تحلیلگران سیاسی»

برخی تحلیل‌گران مسائل سیاسی و امنیتی نیز در تایید حضور عملیاتی نیروهای امنیتی در شب‌های ناآرامی صحبت کرده‌اند. ادعای آنها بر مبنای تحلیل صحنه بر حسب تجربه حرفه‌ای است ولی در پشتیبانی از این ادعا شواهد مشخصی ارائه نمی‌دهند.

از جمله جان مرشایمر (که از اساتید عالیرتبه و متخصص روابط آمریکا و اسرائیل است) معتقد است «شواهد روشنی وجود دارد که مامورین موساد در ایران بودند... تا همکاری کنند با اغتشاشگرانی که قصد ویرانی و ترور داشتند و می‌خواستند اعتراضات صلح‌آمیز قهرآمیز شود.»

فرض را بر مبنای دخالت اسرائیل گذاشتن در ارزیابی اساتید دیگر دانشگاهی نیز قابل ملاحظه است. آهرون برگمن (تاریخ‌نگار اسرائیلی–بریتانیایی و متخصص در امور اسرائیل که در دانشگاه کینگز کالج لندن تدریس می‌کند و مقالات متعددی در مورد عملیات اطلاعاتی اسرائیل به رشته تحریر درآورده) در این مورد می‌گوید: «فرض من این است که موساد در پشت صحنه در تهران فعال است. مقامات اسرائیلی به طور غیرمعمولی ساکت هستند. دستورالعمل‌های واضحی وجود دارد که صحبت نکنند و به هیچ وجه درگیر به نظر نرسند.»

همین فرض را چند مامور اطلاعاتی بازنشسته نیز مطرح کرده‌اند. از جمله لری ویلکرسون (رئیس دفتر وزیر امور خارجه سابق آمریکا کالین پاول) که گفت: کاری که آنها – یعنی موساد، سیا و ام‌آی۶،  - انجام می‌دهند، و همگی توسط دونالد ترامپ حمایت می‌شوند، این است که طوری رفتار ‌کنند که انگار شهروندان ایرانی هستند و ایرانیان را می‌کشند». البته باید دقت شود که ویلکرسون بازنشسته است و دسترسی به منابع اطلاعاتی طبقه‌ شده ندارد و ارزیابی او بر مبنای تجربه حرفه‌ای و تحلیل از اطلاعات دانسته است.

«پنج – نقش دستگاه تبلیغاتی همسو با سیاست اسرائیل»

ایران اینترنشنال رسانه‌ای است که منابع مالی آن شفاف نیست. گفته می‌شود که یک شرکت خصوصی صاحب آن است اما مشخص نیست که این شرکت منابع مالی خود را از کجا تامین می‌کند و سرمایه‌گذاران آن چه کسانی هستند. گفته می‌شود مخارج این شرکت دها میلیون (حدود ۳۰ تا ۵۰ میلیون) دلار در سال است. استنباط عمومی بسیاری از تحلیلگران این است که شبکه نخست توسط عربستان سعودی و سپس اسرائیل (و یا منابع نزدیک به آنها) حمایت مالی می‌شده است. این فرض معقول به نظر می‌رسد بخصوص اینکه سیاست تحریریه شبکه اصولا همسو با سیاست‌های اسرائیل بوده است.

این شبکه در وقایع دی ماه، فراخوان رضا پهلوی را برای حضور در خیابان‌ها بازتاب داد و سپس اعتراضات سراسری، سرکوب، و قطع اینترنت را پوشش گسترده داد و عملا مردم را به استقبال از فراخوان دعوت کرد. از نحوه پوشش آنچه «انقلاب ملی» و «انقلاب شیر و خورشید» خواند می‌توان استنباط کرد که قصد شبکه سوق دادن مخاطب به حمایت از یک فراخوان، به معنای تبلیغ انتخاباتی و هدایت‌شده‌ سیاسی،‌ بود.

در این مدت متن مستقلی از ایران‌اینترنشنال منتشر نشد که فراخوان‌ها را به صورت انتقادی زیر سؤال ببرد و یا رد کند. اکثر مطلق گزارش‌ها، تحلیل‌ها و مصاحبه‌ها در برجسته کردن تجمعات و ارزیابی مثبت از اقدام رضا پهلوی بود.

بدین سان می‌توان نتبجه گرفت که دستگاه جنگ تبلیغاتی اسرائیل در وقایع دی ماه در تشویق حضور خیابانی و به چالش کشیدن نیروهای امنیتی در یک جنگ موجودیتی بود.

«شش – نحوه حضور میدانی نیروهای اسرائیلی»

اگر با استناد به شواهد فوق این فرض را بپذیریم که مأموران اسرائیلی در اعتراضات حضور داشتند، آنگاه این پرسش مطرح می‌شود که مأموران عملیاتی (و به احتمال زیاد نیابتی) که با هزینه و سرمایه‌گذاری بسیار سنگینی در ایران مستقر بوده، در چه تعدادی، در چه سطحی، با چه نوع شبکه‌ای فعالیت کرده و چه نوع عملیاتی انجام داد‌ه‌اند. در اینجا چند فرض قابل طرح است. اینکه آنها در اعتراضات:

- صرفاً شعار می‌دادند.
- بر تعداد تظاهرکنندگان می‌افزودند.
- مسیر تظاهرات را تعیین می‌کردند.
- تظاهرکنندگان را از درگیری خشونت‌بار پرهیز می‌دادند.
- برای کنترل و آرام نگه‌داشتن هیجان در صحنه تلاش می‌کردند.
- با نیروهای انتظامی و امنیتی درگیر می‌شدند.
- مردم را به حمله تشویق می‌کردند.
- به اهداف از پیش تعیین‌شده (ادارات دولتی و انتظامی) یورش می‌بردند.
- به ابزارهای آتش‌زا برای حمله به ساختمان‌ها مجهز بودند.
- سلاح سرد و گرم به همراه داشتند.
- با هدف قرار دادن مأموران حکومتی، صحنه را به ‌شدت خشونت‌بار کرده و آنان را به واکنش بی‌رحمانه تحریک می‌کردند.

به دلیل نبود اطلاعات دقیق میدانی، تعیین مشخص هر یک از این گزینه‌ها دشوار است. اما با توجه به اینکه حضور آنان توسط منابع مختلف پذیرفته و تأیید شده، این احتمال پررنگ‌تر است که مأموریت آنها تشویق خشونت و دوقطبی‌سازی خونین صحنه خیابانی بوده و از این منظر، دولت اسرائیل در کشتار دی ۱۴۰۴ سهمی از مسئولیت را بر عهده دارد.

«هفت – آماده سازی افکار عمومی برای حمله نظامی به ایران»

بر اساس شواهد فوق، این احتمال را نمی‌توان نادیده گرفت که فراخوان رضا پهلوی با تایید و حمایت اسرائیل انجام شد و هدفش ایجاد درگیری و دوقطبی سازی افکار عمومی در جهت آماده سازی فضای ذهنی و پذیرش حمله نظامی اسرائیل بود.

در جنگ ۱۲ روزه (۲۳ خرداد ۱۴۰۴) اکثریت ایرانیان از اسرائیل حمایت نکردند و  این واکنش نشان از انسجام نسبی در افکار عمومی داشت. اما هفت ماه بعد از این حمله، رضا پهلوی فراخوان داد و کشتار دی ماه شکل گرفت. این واقعه فضای جامعه را بشدت دو قطبی کرد و تنها هفت هفته بعد، اسرائیل و آمریکا به ایران حمله کردند

(۹ اسفند ۱۴۰۴). تفاوت مهم اینکه این‌بار بخشی از مردم از این حمله نظامی استقبال کردند.
این تغییر در افکار عمومی می‌تواند این فرضیه را مطرح کند که ایجاد بلوای خشونت‌آمیز دی ماه به تشویق و یا حمایت اسرائیل در واقع زمینه سازی برای حمله نظامی، در کمتر از دو ماه، به ایران بود.

در این شک نیست که حمله به ایران به سال‌ها برنامه‌ریزی و طراحی نیاز دارد و عوامل بسیاری – از جمله افکار عمومی – باید در نظر گرفته شود. حمله نظامی ۱۲ روزه نشان داد افکار عمومی مردم ایران در شرایط جنگ حول محور هویت ملی جمع شدند و حتی از حکومت دفاع کردند. در این شرایط، اسرائیل نیاز داشت که این چالش را مورد بررسی دقیق قرار دهد و راه حلی برای خود پیدا کند.

بسیاری از تحلیلگران معتقدند که رضا پهلوی بطور کلی بدون تایید و حمایت اسرائیل دست به اقدام سیاسی نمی‌زند. البته این مورد مشخص دانسته نیست که اسرائیل در کدام ارتباط، به چه نحوه و با چه زبان و استدلالی از تصمیم‌گیری رضا پهلوی برای فراخوان حمایت کرد و یا حتی پیشنهاد آنرا به رضا پهلوی ارائه داد. شاید این مسئله در سال‌های بعد مشخص شود.

اما در نهایت - با توجه به روند تحولات و نحوه شکل گیری امور، نمی‌توان احتمال این سناریو را نادیده گرفت که فراخوان پهلوی با تایید و حمایت اسرائیل انجام گرفت و هدفش ایجاد درگیری و دوقطبی سازی افکار عمومی برای آماده سازی زمینه حمله نظامی اسرائیل به ایران بود. این با استفاده از عناصر عملیاتی در کف خیابان و نیز از طریق تبلیغات رسانه‌ای انجام گرفت، و در این سناریو، رضا پهلوی و فراخوان او بخشی از یک استراتژی بلند مدت‌تر اسرائیل علیه ایران بود.

—————
۱- قبلا در مقالاتی که در سایت ایران امروز منتشر شد نقش و مسئولیت حکومت،‌ رضا پهلوی و جریان اصلاح‌طلب در این ماجرا مورد بررسی قرار گرفته بود.



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net