ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Wed, 01.04.2026, 18:48
کشتار دی ۱۴۰۴ – نقش و مسئولیت اسرائیل

سعید برزین

قرائن نشان می‌دهد که در ناآرامی‌های دی ‌ماه ۱۴۰۴ اسرائیل، بطور مستقیم و غیر مستقیم، در تشویق و ایجاد کشتار نقش داشته است.(۱)

این ناآرامی به فراخوان آقای رضا پهلوی در «ساعت ۸ شب» آغاز شد و برای دو شب (۱۸ و ۱۹ دی) ادامه داشت. مقام‌های حکومتی گفتند در جریان آن ۳۱۱۷ نفر جان باختند. سایت حقوق بشری هرانا (که توسط دولت آمریکا تامین مالی می‌شود) شمار جان باختگان را ۷۰۰۷ نفر اعلام کرد.

بررسی وقایع از جمله نشان می‌دهد که:

نخست – مقامات جمهوری اسلامی رسما اسرائیل را مسئول بروز خشونت معرفی می‌کنند اما شواهدی در این مورد ارائه نکرده‌اند.

دوم – برخی مقامات اسرائیلی می‌گویند مامورین (و یا نیروهای نیابتی) آنها «نه از راه دور»، و «نه بطور شفاهی» بلکه «در میدان و‌ همراه» معترضین حضور داشته‌اند. گزارش‌های رسانه‌ای اسرائیلی نیز حضور میدانی نیروهای اسرائیلی را تایید می‌کند. برخی تحلیلگران معتبر امور اسرائیل، شرکت نیروهای نیابتی اسرائیلی را تایید می‌کنند ولی شواهد مشخصی برای آن ارائه نمی‌دهند.

سوال اصلی این است که نیروی نیابتی اسرائیل با چه هدف و به چه شکل عملیاتی حضور داشتند؟ آیا حضور آنها در جهت مدیریت تظاهرات و یا تشدید درگیری و تشویق ماهیت قهرآمیز آن بود؟

سوم – این سناریو را باید به طور جدی مورد نظر قرار داد که احتمالا ایجاد یک بلوای خشونت‌آمیز (با کشتار وسیع) به تشویق اسرائیل صورت گرفت و به عنوان پیش‌زمینه حمله نظامی این کشور به ایران (کمتر از دو ماه بعد) بود.

بر اساس استدلال‌های فوق،‌ می‌توان نتیجه گرفت که شواهد عینی و میدانی برای اثبات نحوه دخالت مستقیم اسرائیل در دست نیست، اما با توجه به ماهیت فعالیت دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی، این امر نباید غیر منتظره تلقی شود.

اما بر مبنای گفته‌ها و تحلیل‌ها اعلام شده و نیز قرائن موجود می‌توان چنین استنباط کرد که به احتمال زیاد عوامل اسرائیلی، و یا نیروهای نیابتی آن، در ترویج خشونت نقش داشتند (حتی اگر میزان و درجه این دخالت مشخص نباشد) و این اقدام برای آماده سازی حمله بزرگ نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران بود.

این فرازها، و نکات دیگر، را بررسی می‌کنیم:

«یک - ادعای مقامات ایرانی: خشونت برنامه اسرائیل بود»

مقام‌های جمهوری اسلامی اعلام کردند ناآرامی‌های دی ‌ماه یک توطئه خارجی بود که توسط عوامل وابسته به قدرت‌های بیرونی اجرا شد. از جمله آیت‌الله خامنه‌ای این اغتشاشات را «فتنه‌ای آمریکایی با کمک رژیم صهیونی» نامید و گفت نوجوانان ناآگاه تحت هدایت عناصر خبیث و آموزش‌ دیده دست به خشونت زدند. او مدعی شد جمعی که از سوی دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل انتخاب شده و آموزش دیده بودند و شیوه درگیری، آتش‌ زدن، ایجاد ترس و فرار از پلیس را می‌دانستند.

سپاه پاسداران نیز با موضعی مشابهی، اعتراضات را به آمریکا و اسرائیل نسبت داد و این «شورش‌» را که در آن صدها کشته شدند ادامه «جنگ ۱۲ روزه» با آمریکا و اسرائیل دانست. مسعود پزشکیان گفت آمریکا و اسرائیل با طرح مسائل اقتصادی در پی تحریک ناآرامی‌های داخلی بودند و محمدباقر قالیباف وقایع را در قالب یک جنگ چند بعدی علیه ایران تعریف کرد.

«دو - تاکید مقامات اسرائیلی بر حضور میدانی مامورین نیابتی»

مهمترین استنادات در مورد شکل و اهمیت دخالت مامورین و یا نیروهای نیابتی اسرائیلی، سخنان مقامات دولتی آن کشور است. شاید مستقیم‌ترین سند، گزارش رادیو ارتش اسرائیل به نقل از سازمان اطلاعات خارجی کشور، موساد، چند روز قبل از آغاز اعتراضات باشد. موساد در حساب کاربری فارسی‌زبان خود در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به مردم ایران نوشت: «با هم به خیابان‌ها بیایید. وقتش رسیده. ما همراه شما هستیم... نه تنها از راه دور و شفاهی. در میدان همراهتان هستیم.»

این پیام را به چند شکل می‌توان تفسیر کرد. اول اینکه این پیام صرفا بخشی از یک جنگ روانی است که در چارچوب رسانه‌ای قابل تفسیر است و می‌خواهد بر فضای روانی اعتراضات تاثیر بگذارد و آنرا تشویق کند. یعنی، استفاده از کلمات صرفا جنبه استعاره‌ای دارد.

اما این گفته که «نه تنها از راه دور و شفاهی... که در میدان و همراهتان هستیم» را می‌توان به معنای حضور و فعالیت عملی در خیابان‌ و تجمع تفسیر کرد. یعنی این پیام حمایت صرفاً رسانه‌ای یا لفظی و روانی نیست بلکه اشاره به حضور عملی و عملیاتی دارد. در نگاه مردم کوچه و بازار نیز احتمالا «نه از راه دور و شفاهی که در میدان و همراهتان» به معنای حضور واقعی یا کمک عملی موثر تعبیر می‌شود. به عبارت دیگر می‌توان این برداشت را واقعی‌تر دانست که عوامل اطلاعاتی مخفیانه وارد کشور شدند و نه تنها مثلا در جمع‌آوری اطلاعات فعال بودند که در میدان و در هدایت عملیات و شکل دادن به نحوه اعتراض خیابانی نقش داشتند.

در همین چارچوب است که سخنان مقامات عالیرتبه اسرائیلی باید مورد بررسی قرار بگیرد. آمیخای الیاهو، وزیر راست افراطی اسرائیل، در سخت‌ترین روز درگیری (دی ۹) اظهار داشت: «می‌توانم به شما اطمینان دهم که برخی از افراد ما همین الان آنجا مشغول فعالیت هستند». چند روز قبل‌تر،  نفتالی بنت (نخست‌ وزیر پیشین اسرائیل) در حساب ایکس خود تصویری از اعتراضات خیابانی را منتشر کرد و نوشت: «مردم عزیز ایران شما تنها نیستید...  به پا خیزید».

مقامات آمریکایی هم همین خط را دنبال کردند. در آغاز اعتصابات بازاریان، مایک پمپئو (مدیر سابق سیا در دوران ترامپ) گفت: «سال نو [مسیحی] بر هر ایرانی در خیابان‌ها مبارک باد. همچنین، بر تمام مأمورین موسادی که در کنار آنها راه می‌روند». ترامپ نیز معترضان را تشویق کرد، قول کمک داد و (چند روز بعد از اوج اعتراضات) گفت: «میهن‌پرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید - نهادهای خود را تصرف کنید!... کمک در راه است.»

در مقام ناظر، هر دو ادعا فوق را باید بررسی کرد. یکی اینکه حضور نزدیک، عملی، میدانی و همراه با مردم صرفا یک جنگ تبلیغاتی بود و صرفا اشاره به پشیبانی سیاسی و جنگ روانی داشت که می‌خواست اعتراضات را فراتر ببرد. و یا اینکه، به معنای شکل دادن به نحوه عملی اعتراض و برخورد با نیروهای انتظامی بود و نیروهای نیابتی می‌خواستند درگیری را قهرآمیز، دوقطبی و خونین کنند.

«سه – گزارش‌های رسانه‌ای از حضور عملیاتی»

در چند سال اخیر، نفوذ عمیق عملیاتی اسرائیل در داخل ایران و از جمله در شبکه‌های امنیتی قابل توجه بوده است. نمونه این نفوذ، سرقت حدود نیم تن اسناد فوق محرمانه هسته‌ای از یک پایگاه سری در تهران و انتقال آن به اسرائیل می‌باشد. نمونه دیگر آن اطلاع کامل از محل اقامت مقامات عالیرتبه حکومتی ایران و ترور آنها بود.

پس از ناآرامی‌های دی، کانال ۱۲ اسرائیل فیلم‌هایی را از صحنه درگیری تهران پخش کرد و مدعی شد که «دوربین‌های کانال ۱۲ در شب قتل‌عام در تهران» بودند. این شبکه قبلا در تبلیغ حضور عوامل عملیاتی اسرائیل در ایران با یک عامل ایرانی موساد با نام مستعار «آرش» مصاحبه می‌کند و  این فرد توضیح می‌دهد که در ساعات اولیه جنگ ۱۲ روزه، رهبر یکی از تیم‌های خرابکاری داخل خاک ایران بود و نقش «چشمان موساد» را داشت. روزنامه اورشلیم‌پست هم نوشته بود که موساد صدها مامور در جنگ ۱۲ روزه در ایران داشت. عمق این نفوذ به حدی است که مقامات عالیرتبه در تهران از آن به عنوان “آلودگی امنیتی” نام برده‌اند.

در این چارچوب پذیرفته شده که اسرائیل با سازمان‌های مسلحی که با جمهوری اسلامی در جنگ هستند رابطه فعالی دارد. از جمله بلافاصله بعد از دو روز اعتراضات مهلک، شبکه ۱۲ اسرائیل با یک فرمانده پژاک، در یک مقر زیرزمینی در مرز ایران و عراق ملاقات می‌کند. این فرمانده می‌گوید که «همرزمان وی در داخل ایران کشته شده‌اند... از میان زنان و مردانی که مخفیانه وارد ایران می‌شوند تا خیابان‌ها را شعله‌ور ‌کنند و در میدان پیش بروند».

این گفته را نمی‌توان به عنوان سند همکاری دولت اسرائیل با پژاک و گروه‌های مشابه (مثل حزب دمکرات یا مجاهدین خلق) تلقی کرد ولی باید در نظر داشت که روابط میان این دو عنصر در حدی است که تماس و تبلیغ این گروه‌ها مورد نظر قرار می‌گیرد.

«چهار – تایید تحلیلگران سیاسی»

برخی تحلیل‌گران مسائل سیاسی و امنیتی نیز در تایید حضور عملیاتی نیروهای امنیتی در شب‌های ناآرامی صحبت کرده‌اند. ادعای آنها بر مبنای تحلیل صحنه بر حسب تجربه حرفه‌ای است ولی در پشتیبانی از این ادعا شواهد مشخصی ارائه نمی‌دهند.

از جمله جان مرشایمر (که از اساتید عالیرتبه و متخصص روابط آمریکا و اسرائیل است) معتقد است «شواهد روشنی وجود دارد که مامورین موساد در ایران بودند... تا همکاری کنند با اغتشاشگرانی که قصد ویرانی و ترور داشتند و می‌خواستند اعتراضات صلح‌آمیز قهرآمیز شود.»

فرض را بر مبنای دخالت اسرائیل گذاشتن در ارزیابی اساتید دیگر دانشگاهی نیز قابل ملاحظه است. آهرون برگمن (تاریخ‌نگار اسرائیلی–بریتانیایی و متخصص در امور اسرائیل که در دانشگاه کینگز کالج لندن تدریس می‌کند و مقالات متعددی در مورد عملیات اطلاعاتی اسرائیل به رشته تحریر درآورده) در این مورد می‌گوید: «فرض من این است که موساد در پشت صحنه در تهران فعال است. مقامات اسرائیلی به طور غیرمعمولی ساکت هستند. دستورالعمل‌های واضحی وجود دارد که صحبت نکنند و به هیچ وجه درگیر به نظر نرسند.»

همین فرض را چند مامور اطلاعاتی بازنشسته نیز مطرح کرده‌اند. از جمله لری ویلکرسون (رئیس دفتر وزیر امور خارجه سابق آمریکا کالین پاول) که گفت: کاری که آنها – یعنی موساد، سیا و ام‌آی۶،  - انجام می‌دهند، و همگی توسط دونالد ترامپ حمایت می‌شوند، این است که طوری رفتار ‌کنند که انگار شهروندان ایرانی هستند و ایرانیان را می‌کشند». البته باید دقت شود که ویلکرسون بازنشسته است و دسترسی به منابع اطلاعاتی طبقه‌ شده ندارد و ارزیابی او بر مبنای تجربه حرفه‌ای و تحلیل از اطلاعات دانسته است.

«پنج – نقش دستگاه تبلیغاتی همسو با سیاست اسرائیل»

ایران اینترنشنال رسانه‌ای است که منابع مالی آن شفاف نیست. گفته می‌شود که یک شرکت خصوصی صاحب آن است اما مشخص نیست که این شرکت منابع مالی خود را از کجا تامین می‌کند و سرمایه‌گذاران آن چه کسانی هستند. گفته می‌شود مخارج این شرکت دها میلیون (حدود ۳۰ تا ۵۰ میلیون) دلار در سال است. استنباط عمومی بسیاری از تحلیلگران این است که شبکه نخست توسط عربستان سعودی و سپس اسرائیل (و یا منابع نزدیک به آنها) حمایت مالی می‌شده است. این فرض معقول به نظر می‌رسد بخصوص اینکه سیاست تحریریه شبکه اصولا همسو با سیاست‌های اسرائیل بوده است.

این شبکه در وقایع دی ماه، فراخوان رضا پهلوی را برای حضور در خیابان‌ها بازتاب داد و سپس اعتراضات سراسری، سرکوب، و قطع اینترنت را پوشش گسترده داد و عملا مردم را به استقبال از فراخوان دعوت کرد. از نحوه پوشش آنچه «انقلاب ملی» و «انقلاب شیر و خورشید» خواند می‌توان استنباط کرد که قصد شبکه سوق دادن مخاطب به حمایت از یک فراخوان، به معنای تبلیغ انتخاباتی و هدایت‌شده‌ سیاسی،‌ بود.

در این مدت متن مستقلی از ایران‌اینترنشنال منتشر نشد که فراخوان‌ها را به صورت انتقادی زیر سؤال ببرد و یا رد کند. اکثر مطلق گزارش‌ها، تحلیل‌ها و مصاحبه‌ها در برجسته کردن تجمعات و ارزیابی مثبت از اقدام رضا پهلوی بود.

بدین سان می‌توان نتبجه گرفت که دستگاه جنگ تبلیغاتی اسرائیل در وقایع دی ماه در تشویق حضور خیابانی و به چالش کشیدن نیروهای امنیتی در یک جنگ موجودیتی بود.

«شش – نحوه حضور میدانی نیروهای اسرائیلی»

اگر با استناد به شواهد فوق این فرض را بپذیریم که مأموران اسرائیلی در اعتراضات حضور داشتند، آنگاه این پرسش مطرح می‌شود که مأموران عملیاتی (و به احتمال زیاد نیابتی) که با هزینه و سرمایه‌گذاری بسیار سنگینی در ایران مستقر بوده، در چه تعدادی، در چه سطحی، با چه نوع شبکه‌ای فعالیت کرده و چه نوع عملیاتی انجام داد‌ه‌اند. در اینجا چند فرض قابل طرح است. اینکه آنها در اعتراضات:

- صرفاً شعار می‌دادند.
- بر تعداد تظاهرکنندگان می‌افزودند.
- مسیر تظاهرات را تعیین می‌کردند.
- تظاهرکنندگان را از درگیری خشونت‌بار پرهیز می‌دادند.
- برای کنترل و آرام نگه‌داشتن هیجان در صحنه تلاش می‌کردند.
- با نیروهای انتظامی و امنیتی درگیر می‌شدند.
- مردم را به حمله تشویق می‌کردند.
- به اهداف از پیش تعیین‌شده (ادارات دولتی و انتظامی) یورش می‌بردند.
- به ابزارهای آتش‌زا برای حمله به ساختمان‌ها مجهز بودند.
- سلاح سرد و گرم به همراه داشتند.
- با هدف قرار دادن مأموران حکومتی، صحنه را به ‌شدت خشونت‌بار کرده و آنان را به واکنش بی‌رحمانه تحریک می‌کردند.

به دلیل نبود اطلاعات دقیق میدانی، تعیین مشخص هر یک از این گزینه‌ها دشوار است. اما با توجه به اینکه حضور آنان توسط منابع مختلف پذیرفته و تأیید شده، این احتمال پررنگ‌تر است که مأموریت آنها تشویق خشونت و دوقطبی‌سازی خونین صحنه خیابانی بوده و از این منظر، دولت اسرائیل در کشتار دی ۱۴۰۴ سهمی از مسئولیت را بر عهده دارد.

«هفت – آماده سازی افکار عمومی برای حمله نظامی به ایران»

بر اساس شواهد فوق، این احتمال را نمی‌توان نادیده گرفت که فراخوان رضا پهلوی با تایید و حمایت اسرائیل انجام شد و هدفش ایجاد درگیری و دوقطبی سازی افکار عمومی در جهت آماده سازی فضای ذهنی و پذیرش حمله نظامی اسرائیل بود.

در جنگ ۱۲ روزه (۲۳ خرداد ۱۴۰۴) اکثریت ایرانیان از اسرائیل حمایت نکردند و  این واکنش نشان از انسجام نسبی در افکار عمومی داشت. اما هفت ماه بعد از این حمله، رضا پهلوی فراخوان داد و کشتار دی ماه شکل گرفت. این واقعه فضای جامعه را بشدت دو قطبی کرد و تنها هفت هفته بعد، اسرائیل و آمریکا به ایران حمله کردند

(۹ اسفند ۱۴۰۴). تفاوت مهم اینکه این‌بار بخشی از مردم از این حمله نظامی استقبال کردند.
این تغییر در افکار عمومی می‌تواند این فرضیه را مطرح کند که ایجاد بلوای خشونت‌آمیز دی ماه به تشویق و یا حمایت اسرائیل در واقع زمینه سازی برای حمله نظامی، در کمتر از دو ماه، به ایران بود.

در این شک نیست که حمله به ایران به سال‌ها برنامه‌ریزی و طراحی نیاز دارد و عوامل بسیاری – از جمله افکار عمومی – باید در نظر گرفته شود. حمله نظامی ۱۲ روزه نشان داد افکار عمومی مردم ایران در شرایط جنگ حول محور هویت ملی جمع شدند و حتی از حکومت دفاع کردند. در این شرایط، اسرائیل نیاز داشت که این چالش را مورد بررسی دقیق قرار دهد و راه حلی برای خود پیدا کند.

بسیاری از تحلیلگران معتقدند که رضا پهلوی بطور کلی بدون تایید و حمایت اسرائیل دست به اقدام سیاسی نمی‌زند. البته این مورد مشخص دانسته نیست که اسرائیل در کدام ارتباط، به چه نحوه و با چه زبان و استدلالی از تصمیم‌گیری رضا پهلوی برای فراخوان حمایت کرد و یا حتی پیشنهاد آنرا به رضا پهلوی ارائه داد. شاید این مسئله در سال‌های بعد مشخص شود.

اما در نهایت - با توجه به روند تحولات و نحوه شکل گیری امور، نمی‌توان احتمال این سناریو را نادیده گرفت که فراخوان پهلوی با تایید و حمایت اسرائیل انجام گرفت و هدفش ایجاد درگیری و دوقطبی سازی افکار عمومی برای آماده سازی زمینه حمله نظامی اسرائیل به ایران بود. این با استفاده از عناصر عملیاتی در کف خیابان و نیز از طریق تبلیغات رسانه‌ای انجام گرفت، و در این سناریو، رضا پهلوی و فراخوان او بخشی از یک استراتژی بلند مدت‌تر اسرائیل علیه ایران بود.

—————
۱- قبلا در مقالاتی که در سایت ایران امروز منتشر شد نقش و مسئولیت حکومت،‌ رضا پهلوی و جریان اصلاح‌طلب در این ماجرا مورد بررسی قرار گرفته بود.



نظر خوانندگان:


■ با سلام و احترام. مقاله شما بسیار قابل تامل است ، آفرین به شجاعت و انصاف شما که وقت گذاشتید و این مسئله مهم را بررسی کردید ، متاسفانه شواهد وقرائن این ادعا را بیشتر تایید می‌کند، امیدوارم تمام بازیگران سیاسی ایران به خود آیند و مسئله را بیشتر بشکافند. پیروز باشید.
رودین


■ خط فکری نتانیاهو این است که هیچ کشور عربی در نهایت دوست واقعی اسرائیل نخواهد شد، با توجه به بلایی که سر فلسطینی ها آورده اند. داشتن ایران بعنوان پایگاه و حامی برای او یا استراتژی است. سرمایه گذاری عظیمی روی این موضوع کرده، و براحتی تسلیم یک شکست نخواهد شد. اگر در اینکار پیروز شود، تعیین کننده سیاست های ایران خواهد بود با مشکلات بزرگی با همسایگان ایران و اقوام مختلف در کشور. مستعمره یک کشور کوچک شدن با دید حقیر آنها به موضوعات جهانی و همچنین ترامای قتل عام یهودیان در جنگ دوم جهانی برای ایران یک بدبختی بی پایان خواهد بود.
با احترام بهمن یزدانی


■ چندی پیش، در یک شب‌نشینی، یک فرد ایرانی با شدت و حدت هر چه تمام‌تر ادعا می‌کرد که فرود فضانوردان آمریکایی در سال ۱۹۶۹ به عنوان نخستین انسان بر سطح ماه، در یک استودیو در هالیوود فیلم‌برداری شده و حقیقت ندارد. همین‌طور حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی، از جمله اصابت هواپیماها به برج‌های دو قلو، کار عوامل اسرائیل و آمریکا بوده است و یک دوجین دیگر از این نوع تئوری‌های توطئه. جالب اینجاست که همیشه هم بازیگران اصلی چنین «شاهکارها»یی، موساد و سیا هستند.
بحث و جدل با چنین طرز فکری، البته، ره به جایی نمی‌برد. و این‌جاست که باید پرسید: نیت کسانی که با صغرا و کبری چیدن‌ها و توسل به تئوری‌های توطئه، تلاش می‌کنند مسئولیت قتل هزاران انسان بی‌گناه را از عامل اصلی به دشمن خارجی نسبت دهند، چیست؟ اگر عمدی در کار نباشد، بدون شک یا مرض فکری است یا غرضی که شرم‌آور است.
این متن، نمونه‌ی کلاسیک یک چیز است: ساختن یک روایت بزرگ بدون هیچ پشتوانه و با دست خالی. نویسنده صادقانه اعتراف می‌کند: «شواهد عینی وجود ندارد.» اما بلافاصله بعد، با «شاید»، «احتمالاً» و «می‌توان چنین استنباط کرد»، یک سناریوی کامل می‌سازد و در نهایت، انگشت اتهام را به سمت اسرائیل می‌گیرد. این دیگر تحلیل نیست؛ داستان‌نویسی خیالی یا فانتزی سیاسی است. اگر قرار باشد با «احتمال» و «قرینه» قضاوت کنیم، هر چیزی را می‌توان به هر کسی نسبت داد. اما وقتی پای کشتار هزاران انسان بی‌گناه در میان است، این بازی با کلمات فقط یک نتیجه دارد: فرار دادن قاتل واقعی از حضور در پشت میز محاکمه.
یک سؤال ساده:
در خیابان‌های ایران چه کسی شلیک کرد؟
چه کسانی و با دستور چه فرماندهانی تیربارهای سنگین را بر روی وانت‌ها سوار کردند تا حداکثر کشتار را رقم زنند؟
چه کسانی در بیمارستان‌ها، مجروحان را دزدیدند و به آنها تیر خلاص شلیک کردند؟ آیا اسرائیل اینترنت را قطع کرد؟
آیا اسرائیل مردم را بازداشت و شکنجه کرد؟ آیا اسرائیل دستور سرکوب صادر کرد؟
یا این جنایت کار همان سیستمی بود که امروز تلاش می‌شود مسئولیتش کم‌رنگ شود؟
ارجاع دادن به توییت‌ها، حرف‌های تبلیغاتی سیاستمداران یا «تحلیل»هایی بدون سند، نه مدرک است نه استدلال. این‌ها فقط دود هستند برای پنهان کردن آتش.
بدتر از همه، این متن دقیقاً همان روایت آشنای حاکمیت را با ادبیاتی پیچیده‌تر بازتولید می‌کند: «دشمن خارجی»، «توطئه»، «نفوذ».
فرقش فقط این است که این‌بار، به جای شعار، با کلمات شیک‌تر گفته می‌شود.
اصلا فرض را بر این بگذاریم که اسرائیل و آمریکا چنین برنامه‌ای برای ایران طراحی کرده بودند تا کشور را به آشوب بکشانند. رژیمی که ادعا می‌کرد: «گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد، جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست»، چرا نتوانست حتی یکی از این صدها مامور آدم‌کش اسرائیلی را دستگیر کند؟ در عوض، مثل همیشه، به‌طرز مفتضحانه و شرم‌آور، چند جوان بی‌گناه را با تهدید، شکنجه و ارعاب وادار به اعترافات دروغین و واهی در جلوی تلویزیون کرد.
مگر نه این است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی در کشورهای دیگر، نه تنها آشوب، بلکه ترور، قتل، جاسوسی، خراب‌کاری و حتی متزلزل ساختن دولت منتخب و به قدرت رساندن دولتی دیگر بوده است؟ نمونه های آن در عراق و سوریه.
اگر ایران در کشورهای دیگری موفق نشده، این باید به حساب هوشیاری سازمان‌های امنیتی آن کشور گذاشته شود. ایران سال‌ها بود که قصد ایجاد حسینیه در کاخ سفید داشت. کشورهایی مانند روسیه، چین و ایران به‌طور مستمر (به عنوان بخشی از سیاست خارجی خودشان) به کارشکنی، جاسوسی و ایجاد اختلال و ناآرامی در کشورهای بزرگی چون انگلستان، آمریکا و فرانسه مشغول هستند. حال تصور کنید در جریان چنین ناآرامی‌هایی، افرادی زخمی یا حتی کشته شوند.
در چنین شرایطی، نخستین واکنش طبیعی روزنامه‌ها و رسانه‌ها این است که بررسی کنند آیا استفاده از نیروی قهریه به‌صورت غیرقانونی یا بیش از حد صورت گرفته است یا خیر.
اگر چنین امری رخ داده باشد، پرسش این است که چه افرادی و در چه مقامی مسئول بوده‌اند و باید پاسخگو باشند؛ از رئیس پلیس گرفته تا شهردار، سایر مسئولان و حتی در نهایت نخست‌وزیر.
نکته قابل توجه این است که در چنین مواردی، اشاره‌ای به نقش احتمالی نیروهای خارجی نمی‌شود. حتی طرح چنین ادعایی از سوی یک نشریه یا مفسر، بدون ارائه شواهد روشن، می‌تواند غیرقابل‌قبول یا غیرحرفه‌ای تلقی شود. تنها در صورتی این موضوع به‌طور جدی مطرح خواهد شد که نیروهای امنیتی افرادی مرتبط با این کشورها را در حین ارتکاب جرم یا اقدام خشونت‌آمیز، مانند شلیک به مردم، دستگیر کنند.
در غیر این صورت، مسئول اصلی از دید افکار عمومی و رسانه‌ها دقیقاً کسی است که به مردم شلیک کرده یا دستور آن را صادر کرده است.
واقعیت و حقیقت، در مورد کشتار و قتل‌عام اخیر، خصوصاً در جریان خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴، آن‌قدرها هم پیچیده نیست. صدها عکس، ویدئو، شاهدان و روایت‌های مستند، ما را از پرداختن به چنین «تئوری‌های توطئه» بی‌نیاز می‌کند.
وقتی یک حکومت، مردم خودش را به آسانی می‌کشد و حتی برای آن از پیش برنامه‌ریزی کرده است، نیازی به موساد، سیا یا هیچ سناریوی تخیلی دیگری برای توضیحش نیست. حقیقت را نمی‌توان با «شاید» دفن کرد. این تلاش‌ها برای تقسیم مسئولیت، در عمل به آنجا می‌رسد که می‌گوید هیچ‌کس مسئول نیست. و این دقیقاً همان چیزی است که باید با آن مخالفت کرد.
جانتان خوش شهرام


■ جناب نویسنده اخیرا قلم زنی در حمایت از حکومت اسلامی را در سایت ایران امروز با جدیت دنبال می‌کند و این مقاله شاهکارش می‌باشد. همکیش او که قبل از قتل و عام دو روزه در رابطه با کشتن مردم در خیابان مدعی شده بود که حکومت دستور تیر نداده است جایش را به ایشان داده و این مقاله دنباله همان خط است تا با کمرنگ کردن و تقسیم مسؤلیت کشتار مردم، رژیم را تبرئه کند. این جماعت هر جا که پای آمریکا و اسراییل در میان باشد، دیگر بررسی و تحلیل واقعیت‌ها برای‌شان اهمیتی ندارد و باید خود را با مخدر “ضد امپریالیستی” شنگول کنند.
سراپای این مقاله تحریف واقعیات است و شاخ و بالش هم اگر و اما. رژیم از پیش می‌دانست که مذاکرات بی‌نتیجه است و جنگ در راه و اینکه مردم پشت سرش نیستند و آماده برای برزمین زدنش. به همین جهت اول به سراغ دشمن اصلی که مردم باشند رفت و با محاسبه غلط و استقبال از جنگ ضربه اساسی خورد. آوردن نیروهای سرکوب از عراق تحت پوشش «زیارت امام رضا در مشهد» از ۱۶ دی ماه و آماده‌باش نیروهایش در مراکز سرکوب در مقاله جناب نویسنده حتی با اما و اگر آورده نشده و تلاش هدفمندش شستن دامن خون آلود رژیم است.
سرپا بودن این رژیم برگ با ارزشی ست در دست روسیه در رابطه با منطقه و خصوصا اوکراین و روسوفیل‌های وطنی باید از این برگ در جهت ضربه زدن به امپریالیسم غرب برای خشنودی تزار سرخ‌پوش محافظت کنند. بیهوده نیست که رجب صفروف “مدیر مرکز مطالعات ایران معاصر در روسیه” رفتن ایران بسوی غرب را آغاز فروپاشی روسیه می‌داند و می‌گوید نزدیکی ایران به غرب، خطرناک‌تر از ایران هسته‌ای است.
با آرزوی رفع دروغ و جنگ و ویرانی از وطنمان
سالاری


■ رودین گرامی
از اینکه نظر خود را اعلام کردید سپاسگزارم. چشم براه راهنمایی دوستان هستم.
با احترام - سعید برزین


■ جناب یزدانی با سلام و احترام
می‌فرمایید: نتانیاهو معتقد است هیچ کشور عربی دوست اسرائیل نخواهد شد می‌گویم: اسرائیل با چند کشور عربی رابطه رسمی دارد. تضاد اعراب با ایران را دامن می‌زند که به آنها نزدیک شود.
می‌فرمایید: نتانیاهو ایران را می‌خواهد.
میگویم: موافقم که او یک ایران ضعیف و تجزیه شده بر مبنای تفکیک اتنیکی را هدف قرار
داده.
سلامت باشید - سعید برزین


■ جناب شهرام گرامی روز شما بخیر
متاسفانه مطالب مرا به دقت مطالعه نکرده و به قضاوت نشسته‌اید. تقاضا دارم به مقالات زیر که در سایت ایران امروز منتشر شد مراجعه کنید.
کشتار ۱۴۰۴ - حکومت در جایگاه متهم اصلی
کشتار دی ۱۴۰۴ – اشتباهات رضا پهلوی
کشتار دی ۱۴۰۴: جریان میانه‌رو؛ ناتوانی حاصل از خطاهای سیاسی
کشتار دی ۱۴۰۴ – نقش و مسئولیت اسرائیل
سلامت باشید - سعید برزین


■ جناب سالاری با سلام و احترام
می‌فرمایید: نویسنده میخواهد رژیم را تبرئه کند.
می‌گویم: خیر! رجوع کنید به این مقاله در همین سایت:
«کشتار ۱۴۰۴ - حکومت در جایگاه متهم اصلی»
می‌فرمایید: فلان نفر فلان ادعا را کرده.
می‌گویم: ادعای فلان نفر به من ربطی ندارد.
می‌فرمایید: نویسنده خط ضد امپریالیستی دارد.
می‌گویم: خیر
می‌فرمایید: مقاله تحریف واقعیات است.
می‌گویم: ایکاش می‌توانستید دو کلمه در نقد آنچه در مقاله آمده می‌نوشتید و نه آنکه آسمان و ریسمان کنید.
من نیز، با آرزوی رفع دروغ، جنگ و ویرانی.
سعید برزین



■ جناب برزین با اما و اگر و احتمالات سپری نامرئی برای رژیم فراهم کردن آسمان ریسمانی است که در مقاله شما واقعیت را به بند کشیده. نه، نه گفتن‌های تلگرافی شما هم گرهی از مشکل نوشته شما نمی‌گشاید. طرفداران رنگارنگ نظام هم از این نه ها برای استتار زیاد استفاده می‌کنند و اکثرشان هم دمکراسی را در حرف قبول دارند. امروزه برای خاک پاشیدن به چشم دیگران به ابزار پیچیده‌تری نیاز است. نظام اسلامی را از در بیرون کردن و از پنجره یواشکی و با احتیاط وارد کردن شیوه‌ای کهنه شده است که “رفقا” به وفور امتحانش کردند. باور کنید که دیگر نتیجه نمی‌دهد. اگر می‌توانید مقاله خودتان را به عنوان یک ناظر بی‌طرف یک دور دقیق بخوانید. آقای شهرام به قدر کافی به آن پرداخته‌اند. انگیزه پشت این نوشته شما را مجبور به چنگ زدن به یک سری احتمالات کشانده است. من به آن زمینه فکری کار دارم به چهار چوب فکری‌ای که دنبال سر هم کردن و چسباندن قطعاتی ست که برای اثبات رقیق کردن مسئولیت رژیم به کار می‌رود.
به امید روزهای بهتر برای ایران.
سالاری


■ آقای برزین گرامی،
نوشتار شما با عنوان «کشتار دی ۱۴۰۴ ـ نقش و مسئولیت اسرائیل» را با دقت خواندم و نظر خود را درباره آن بیان کردم. در پاسخ، شما به فهرستی از دیگر نوشته‌هایتان اشاره کرده و پیشنهاد داده‌اید که به آن‌ها نیز رجوع کنم. حتماً در فرصت مناسب، سایر مقالات شما را هم خواهم خواند؛ اما صادقانه بگویم، از این نوع پاسخ کمی شگفت‌زده شدم.
نقد من مشخصاً معطوف به همان مقاله‌ای بود که ذکر شد، نه مجموعه کامل آثار شما.
با کمی چاشنی شوخی، این‌طور به نظر می‌رسد که کسی درباره طعم و کیفیت یک غذای خاص نظر داده و سرآشپز محترم فرموده‌اند: «لطفاً این چند قلم دیگر از منوی مرا هم امتحان کنید!» در حالی‌که بحث من همچنان درباره همان «یک غذا!» است. مطمئنم هر یک از دیگر غذاهای پیشنهادی شما نیز مستحق یک نقد و تحلیل مستقل هستند.
با احترام، شهرام


■ آقای شهرام با سلام و احترام
در مطلب نخستی که منتشر کردید نکات بسیاری را مطرح کرده‌اید که ربطی به مقاله من ندارد و من نیازی به پاسخگویی ندیدم. از جمله:
- اینکه میتوان یک متن را با داستان هالیود مقایسه کرد.
- اینکه باید نیت خوانی کنیم.
- اینکه سیاست خارجی ایران اشتباه است.
این مسائل ربطی به استدلال و شواهد و قرائنی که در مقاله مطرح شده ندارند.
همچنین، سوال‌هایی مطرح کرده‌اید که ربطی به ادعاهای من ندارد. از جمله: در خیابان‌های ایران چه کسی شلیک کرد؟ آیا اسرائیل اینترنت را قطع کرد؟ آیا اسرائیل مردم را بازداشت و شکنجه کرد؟ آیا اسرائیل دستور سرکوب صادر کرد؟ من چنین ادعاهایی نکرده‌ام.
در مواردی که اشاره مستقیم به مقاله کرده‌اید:
می‌فرمایید: برزین اعتراف می‌کند: «شواهد عینی وجود ندارد.» اما بلافاصله بعد، با «شاید» و «احتمالاً» یک سناریوی تخیلی می‌سازد.
می‌گویم: از قرائن موجود (از جمله خط گرفتن پهلوی از مقامات اسرائیلی، تعیین ساعت ۸ شب برای تظاهرات، رابطه اسرائیل با نیروهای شبه مسلح حزبی نفوذی در ایران (مثل پژاک)، حیاتی بودن مسئله افکار عمومی ایرانیان برای پیشبرد استراتژی تجاوز نظامی به ایران و اینکه در جنگ ۱۲ روزه افکار عمومی ایران قویا مخالف اسرائیل بود،‌ تحلیل کارشناسان مسائل امنیتی اسرائیل و سخانان مقامات عالیرتبه اسرائیلی) می‌توان به نتیجه‌ای که مطرح کردم رسید.
می‌فرمایید: بازی برزین یک نتیجه دارد: فرار دادن قاتل واقعی.
می‌گویم: من حکومت را مسول اول دانسته‌ام و به همین خاطر جنابعالی را به مطالعه مقاله اول خودم دعوت کردم. ولی ندیده گرفتن نقش رضا پهلوی در همراهی و یا اجرای سیاست اسرائیل در این واقعه اشتباه است. هر دو طرف عاملیت داشتند.
می‌فرمایید: حرف‌های سیاستمداران صرفا تبلیغاتی است.
می‌گویم: اگر مقاله را بدقت مطالعه بفرمایید متوجه می‌شوید که من این احتمال را هم مورد بررسی قرار دادم و ارزیابی کردم. اما معتقدم که قرائن نشان از برنامه و دخالت اسرائیل دارد.
می‌فرمایید: این مقاله همان روایت ٰرژیم است.
می‌گویم: خیر!‌ ارزیابی شما دقیق نیست.
می‌فرمایید: چرا رژیم نتوانست حتی یک آدم‌کش اسرائیلی را دستگیر کند؟ می‌گویم:‌ در فراز «نخست»‌ مقاله به این نکته اشاره کردم و گفتم که رژیم نتوانسته شواهدی ارائه دهد.
می‌فرمایید: مسئول اصلی کسی است که شلیک کرده.
می‌گویم: این نکته را در مقاله اول خودم آوردم. حکومت را مسئول دانستم. ولی نقش پهلوی و رژیم اسرائیل را هم باید دید. در مقالات اول خود به این مسائل پرداخته‌ام.
می‌فرمایید:‌ تقسیم مسئولیت یعنی هیچ‌کس مسئول نیست.
می‌گویم: خیر! چند نفر می‌توانند با انگیزه‌های مختلف در یک جنایت نقش داشته باشند.
سلامت باشید - سعید برزین