جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰ - Friday 23 July 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 06.07.2021, 11:34

جیانگ چینگ که بود و چرا نامش در تاریخ ماند؟


محمد علی‌نژاد

هفته‌نامه تجارت فردا - شماره ۴۰۶

مادام مائو را همه به عنوان همسر مائو، یک انقلابی کمونیست و همچنین یک چهره سیاسی در دوران انقلاب فرهنگی چین می‌شناسند. چهارمین همسر ژنرال مائو، رئیس حزب کمونیست و رهبر عالی‌مقام چین پیش از ورود به عرصه سیاست یک بازیگر بود. بازیگری که با نام هنری لان پینگ در فیلم‌هایی چون الهه آزادی و سمفونی لیان‌هوآ درخشیده بود. ازدواج او در نوامبر سال ۱۹۳۸ با مائو، جیانگ را به بانوی اول جمهوری خلق چین تبدیل کرد. عمده شهرت جیانگ به دلیل نقش بی‌بدیل او در انقلاب فرهنگی و تشکیل اتحاد سیاسی رادیکالی به نام «دسته چهار» بوده است.

جیانگ چینگ در دهه ۴۰ میلادی به عنوان منشی شخصی مائو کار می‌کرد و رئیس بخش فیلم دپارتمان پروپاگاندای حزب کمونیست در دهه ۵۰ میلادی بود. در مراحل اولیه انقلاب فرهنگی، او به عنوان مامور مخصوص مائو مشغول به کار بود. در سال ۱۹۶۶، چینگ به عنوان نایب‌رئیس گروه انقلاب فرهنگی مرکزی تعیین شد. او به همراه لین بیائو برند ایدئولوژی کمونیستی را در کنار فرقه شخصیتی مائو ترویج می‌کرد. در اوج انقلاب فرهنگی، جیانگ چینگ تاثیر قابل توجهی بر امور دولتی به خصوص در حوزه فرهنگ و هنر داشت و در پوسترهایی تبلیغاتی به عنوان «پرچمدار بزرگ انقلاب پرولتری» معرفی می‌شد. او در سال ۱۹۶۹ به یک کرسی در پولیت‌بورو حزب کمونیست چین دست یافت.

قبل از مرگ مائو، گروه چهار کنترل بسیاری از نهادهای سیاسی چین نظیر رسانه و پروپاگاندا را در دست گرفت. با وجود این، جیانگ چینگ بیشتر مشروعیت سیاسی خود را از مائو داشت که جایگاه او را در کنار رهبران سیاسی دیگر تثبیت کرد. مرگ مائو در سال ۱۹۷۶ موجب شد تا سرنوشت سیاسی جیانگ به کلی دگرگون شود. او در سال ۱۹۷۶ توسط هوآ گوفنگ و متحدانش بازداشت و متعاقب آن از سوی مقامات حزب محکوم شد. پس از آن جیانگ چینگ رسماً به عنوان بخشی از محفل ضدانقلابی لین بیائو مورد خطاب قرار می‌گرفت که از آن به عنوان مایه شرمساری و عامل تهاجم فرهنگی یاد می‌شد. در حالی که بعد از دستگیری به اعدام محکوم شد اما در سال ۱۹۸۳ حکمش به حبس ابد تقلیل یافت. با این حال زمانی که برای مداوا به مرخصی رفته بود در می ۱۹۹۱ دست به خودکشی زد.

ازدواج با مائو

به دنبال حادثه پل مارکوپولو در ۷ جولای ۱۹۳۷ و اشغال شانگهای از سوی ژاپن که موجب نابودی صنعت فیلم چین شد، چیانگ زندگی خود را به عنوان یک سلبریتی کنار گذاشت. او ابتدا به شهر ژیان رفت و سپس به دفتر حزب کمونیست چین در یانان نقل مکان کرد تا به جنبش انقلاب و مقاومت در برابر هجوم ژاپن بپیوندد. در ماه نوامبر، او در دانشگاه سیاسی و نظامی ضد‌ژاپنی موسسه مارکسیست-لنینیست ثبت‌نام کرد. در آن زمان آکادمی هنرهای لو ژون تازه تاسیس شده بود و جیانگ چینگ به عنوان مربی هنرهای نمایشی به تدریس در آن پرداخت.

اندکی پس از رفتن به یانان، جیانگ با مائو تسه‌تونگ درگیر شد. در آن دوران رسوایی اخلاقی برخی از رهبران حزب کمونیست فاش شده بود. در آن زمان مائوی ۴۵ساله تقریباً دو برابر جیانگ سن داشت و جیانگ سبک زندگی بورژوایی داشت. مائو در آن هنگام هنوز همسر هی ژیژن بود و پنج فرزند داشت. در نهایت، مائو به کمک دیگر رهبران حزب تصمیم گرفت هی را طلاق دهد و با جیانگ ازدواج کند اما این ازدواج به مدت ۲۰ سال باید از سیاست به دور باشد، جیانگ از این توافق سر باز زد. هرچند ۳۰ سال بعد و با آغاز به‌کار انقلاب فرهنگی، جیانگ رسماً به یک فعال سیاسی تبدیل شد.

در ۲۸ نوامبر ۱۹۳۸، جیانگ و مائو پس از تایید کمیته مرکزی حزب در یک جشن خصوصی کوچک ازدواج کردند. از آنجا که هنوز ازدواج مائو به پایان نرسیده بود، جیانگ در عقدنامه متعهد شد که در اذهان عمومی با مائو حضور پیدا نخواهد کرد. تنها فرزند جیانگ و مائو دختری به نام لی‌نا بود که در سال ۱۹۴۰ به دنیا آمد.

رسیدن به قدرت

پس از تاسیس حزب خلق چین در سال ۱۹۴۹، جیانگ به بانوی اول کشور تبدیل شد. او به عنوان کارگردان فیلم و عضو وزارت فرهنگ در دپارتمان مرکزی پروپاگاندا مشغول به کار شد. شورش‌های سال ۱۹۵۰ منجر به تحقیق و بررسی فیلم «زندگی وو ژون» شد، فیلمی که در مورد یک گدا در قرن ۱۹ بود که پول جمع می‌کند تا به فقرا آموزش دهد. پس از اکران این فیلم، جیانگ به حمایت از منتقدان این فیلم پرداخت چراکه معتقد بود این فیلم ایده‌های ضدانقلابی را تقویت می‌کند.

چیزی نگذشت که جیانگ چینگ برای مائو به ابزاری بدل شد که به کمک آن می‌توانست قدرت خود را تضمین کند. برنامه مائو برای تبدیل فوری چین به کشوری صنعتی در واقع پیامد اشتباه‌های گذشته وی در اداره کشور بود. کمپین مائو در سال ۱۹۵۸ یا همان «پرش بزرگ به جلو» به یک قحطی عظیم منجر شد که بیش از ۴۰ میلیون نفر قربانی گرفت. اگرچه مائو از مقام ریاست‌جمهوری کناره‌گیری کرد اما در پس‌پرده همه سرنخ‌ها را در دست داشت.

جیانگ چینگ به مائو کمک کرد تا بتواند در خلال انقلاب فرهنگی از شر دشمنان و مخالفان خود رهایی یابد. در همان زمان بود که جیانگ دریافت تنها از این طریق می‌تواند به عنوان متحد نزدیک مائو به صحنه علنی سیاست ورود کند. در همان دوران بود که برای رسیدن به قدرت کمر به نابودی هنر و فرهنگی بست که پیش از آن از اهمیت بالایی برای وی برخوردار بود.

جیانگ رسماً اعلام کرد هرکس که به شکل‌های قدیمی اپرا، موسیقی و فیلم علاقه داشته باشد، یک کمونیست خوب محسوب نمی‌شود. در همان اوایل دهه ۱۹۶۰ نوشتن اپراهایی را به عنوان مدل و نمونه آغاز کرد. در این نمایش‌ها همواره کمونیست‌ها بر نیروهای شرور سرمایه‌داری پیروز می‌شدند. البته شاهدان عینی تعریف می‌کنند که جیانگ در همان زمان مخفیانه و پشت درهای بسته همچنان به تماشای فیلم‌های هالیوودی مشغول بوده است. چراکه معتقد بود این فیلم‌ها ایده‌های ضدانقلابی را تقویت می‌کنند.

به دنبال تحول اجتماعی-اقتصادی «یک گام بزرگ به جلو» مائو به شدت مورد انتقاد حزب کمونیست چین قرار گرفت و به سمت جیانگ چرخش کرد تا از او در برابر دشمنانش حمایت کند. بعد از اینکه مائو رساله پرسشگری اپرای سنتی دوام «فئودال و بورژوا» را نوشت، جیانگ آن را به عنوان سندی برای پاکسازی سیستماتیک ادبیات و رسانه چین در نظر گرفت. این اقدام باعث شد تقریباً تمام کارهای خلاقانه در چین با برچسب انقلابی نبودن سرکوب شوند.

انقلاب یا تهاجم فرهنگی؟

انقلاب فرهنگی مجموعه‌ای از تحولات اجتماعی و تغییرات سیاسی در جمهوری خلق چین بود که در ماه می ۱۹۶۶ به دستور مائو و توسط جیانگ چینگ و برخی از نزدیک‌ترین دستیاران مائو از جمله لین بیائو، چن بودا، کانگ شنگ، ونگ دونژینگ و چو ان‌لای سازماندهی شد. مائو هدف از آغاز انقلاب فرهنگی را مبارزه با «ضد‌انقلاب»، مبارزه با «چهار عامل کهنه» در فرهنگ چین و مبارزه طبقاتی با بورژوازی اعلام کرده بود، اما در عمل انقلاب فرهنگی تبدیل به تصفیه حزب کمونیست چین از تمامی رقبای سیاسی‌اش شد. در قلع و قمع انقلاب فرهنگی که تا سال ۱۹۷۶ ادامه داشت، دانشگاه‌ها تعطیل شدند و میلیون‌ها چینی کشته شدند. همچنین بسیاری از آثار فرهنگی ارزشمند در چین و تبت به بهانه مبارزه با مظاهر سنتی و فرهنگی سرمایه‌داری، تخریب شدند.

در سال ۱۹۶۶، جیانگ به پشتوانه همسرش به نایب رئیسی گروه انقلاب فرهنگی مرکزی (CCRG) منصوب شد و به عنوان یک چهره سیاسی جدی در تابستان همان سال ظهور کرد. در نهمین کنگره حزب در آوریل ۱۹۶۹، او به عضویت پولیت‌بورو درآمد و بعد از آن رابطه کاری سیاسی نزدیک را با دیگر اعضای این حزب ایجاد کرد که بعدها به نام گروه چهار شناخته شدند. او یکی از قدرتمندترین چهره‌های بحث‌برانگیز در سال‌های پایانی مائو بود.

در این مدت، مائو کارگران جوان و دانشجویان را به عنوان ارتش سرخ پرورش می‌داد تا به «تجدیدنظرطلبان» حزب حمله کنند. مائو به آنها گفته بود که انقلاب در خطر است و آنها باید هر چه در توان دارند به کار گیرند تا از ظهور طبقه ممتاز در چین جلوگیری کنند. او معتقد بود که این اتفاق دقیقاً همان چیزی است که در شوروی تحت رهبری نیکیتا خروشچف رخ داد.

با گذشت زمان، جیانگ نقش سیاسی محوری‌تری در جنبش ایفا می‌کرد. او در مهم‌ترین فعالیت‌های دولت و حزب حضور داشت و تحت حمایت انجمن تندرو گروه چهار قرار می‌گرفت. با وجود اینکه عضو برجسته گروه انقلاب فرهنگی مرکزی بود و نقش مهمی در سیاست‌های چین در سال‌های ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ داشت اما همچنان در حاشیه مانده بود.

طوفان اولیه انقلاب فرهنگی زمانی به پایان رسید که رئیس‌جمهور لئو شاکوی در اکتبر ۱۹۶۸ از تمامی مناصبش کنار گذاشته شد. لین بیائو به عنوان جانشین بعدی مائو انتخاب شد و حالا مائو از گروه چهار حمایت می‌کرد. بعد از کنگره حزب در سال ۱۹۷۳، این چهار سیاستمدار تندرو جایگاه‌های قدرتمندی را در پولیت بورو تصاحب کردند.

جیانگ در راستای تلاش خود برای ایجاد تحول فرهنگی در چین، اپرا و باله‌هایی با مضمون کمونیستی و انقلابی را کارگردانی می‌کرد. او همچنان بر حوزه فرهنگ و هنر چین تسلط داشت و تلاش کرد تا اپرای چین را به طور کامل متحول کند. او یک فرم جدید از هنر را توسعه داد که آن را «نمایش مدل هشت» یا «اپرای انقلابی» می‌نامید. نمایشی که جهان را بسیار ساده و دوقطبی نشان می‌داد، کاراکترهای مثبت همگی کارگر و سربازان انقلابی بودند و شخصیت‌های منفی اربابان و ضدانقلابی‌ها.

منتقدان تاثیر جیانگ را بر هنر بسیار محدودکننده می‌دانستند چراکه او تقریباً تمامی آثار هنری قبلی را با کارهای مائوئیستی و انقلابی عوض کرده بود. بعد از سقوط گروه چهار در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی، ادبیات و اپرای سنتی چین و همچنین رسانه‌های خارجی منتخب مجدداً اجازه فعالیت یافتند.

بعد از مرگ لین بیائو در سال ۱۹۷۱، جیانگ چینگ که از حامیان او بود ناگهان در اذهان عمومی علیه او انتقاداتی را به زبان آورد. در اواسط همان دهه او کمپینی را علیه دنگ شیائوپینگ رهبری کرد. این انتقادات موجب شد تا نارضایتی مردم از او بیشتر شود. او بر خلاف مائو هدف راحت‌تر و در دسترس‌تری برای حمله بود.

سقوط و مرگ

پس از مرگ مائو، جیانگ نشانه‌هایی از افسردگی را از خود بروز داد. در آن زمان در میان ارگان‌های مرکزی حزب در خصوص نفر بعدی نااطمینانی وجود داشت. پس از اینکه هوا گوفنگ به عنوان جانشین مائو و رهبر حزب پارتی تاج‌گذاری کرد، برخی منابع آگاه از یادداشتی خبر دادند که مائو قبل از مرگ خود به هوا گوفنگ داده بود. در آن یادداشت مائو توصیه کرده بود: «اگر به مشکل برخوردی از جیانگ مشاوره بگیر.»

جیانگ معتقد بود حفظ وضعیت موجود می‌تواند او را همچنان یکی از اعضای عالی‌رتبه حزب نگاه دارد. او باور داشت که بیوه مائو بودن کار را برای حذف او بسیار سخت می‌کند بنابراین در تمامی تصمیمات و اظهارنظرهایش نام مائو را به زبان می‌آورد. آرزوهای سیاسی او و احترام کم برای اغلب انقلابیون قدیمی‌تر به تدریج او را درون کمیته مرکزی بدنام کرد. حمایت او در کمیته از بین رفت و مقبولیت عمومی او نیز کم و کمتر شد.

در صبح ششم اکتبر ۱۹۷۶، جیانگ چینگ به اقامتگاه سابق مائو در ژونگنانهای آمد و در جلسه مطالعاتی اقدامات مائو مشاوران سابق شخصی مائو و متحدان نزدیک خود را دور هم جمع کرد. او در این جلسه اعلام کرد که از نقشه اعضای کمیته مرکزی علیه خودش آگاه است.

بعد از ظهر این روز، جیانگ چینگ، ژانگ چون کیائو، وانگ هانگون و یائو ون‌یوان بازداشت شدند. بعد از بازداشت جیانگ چینگ هیچ حرفی نزد. در این کودتای بدون خونریزی گروه چهار به اتهام تلاش برای به دست گرفتن قدرت به کمک کودتای نظامی در شانگهای و پکن، براندازی دولت و فعالیت‌های ضد‌انقلابی دستگیر شدند. بعد از بازداشت، جیانگ چینگ به مدت پنج سال به زندان چین‌چنگ منتقل شد.

در سال ۱۹۸۰، محاکمه گروه چهار آغاز شد. با پخش این محاکمه به صورت تلویزیونی، دنگ شیائوپینگ به مردم اعلام کرد که عصر جدیدی آغاز شده است. در اعلام جرم ۲۰ هزار کلمه‌ای که از تلویزیون ملی قرائت شد گروه چهار مسوول مرگ ۳۴ هزار و ۲۷۵ نفر نامیده شدند. در این اعلام جرم جیانگ چینگ و لین بیائو به اقدامات ضد‌انقلابی و به تلاش برای به‌دست گرفتن قدرت متهم شدند. جیانگ همچنین متهم شد که ۴۰ نفر را در شانگهای به خدمت گمارده تا به عنوان ارتش سرخ منزل نویسندگان و بازیگران را مورد حمله و غارت قرار دهند. اینک افکار عمومی چین بود که به آن بانوی اول سابق کشور لقب «شیطانی با استخوان‌های سفید» می‌داد.

جیانگ چینگ در سال ۱۹۸۱ به مجازات اعدام محکوم شد اما دو سال بعد حکم اعدام او به حبس ابد تقلیل یافت. در این مدت او بارها درخواست بازدید از جسد مومیایی‌شده مائو در پکن را کرد که البته همیشه رد شد. زمانی که اعتراضات میدان تیان آن من رخ داد، جیانگ معتقد بود که فعالان دانش‌آموزی و دانشجویی بسیار لیبرال‌تر از مائوئیست‌ها هستند، اما با انتقاد از دنگ شیائوپینگ او را اسیر در ایده‌های غربی خطاب کرد.

در زندان جیانگ به سرطان حنجره مبتلا شد اما از عمل جراحی سر باز زد. در سال ۱۹۹۱ به منظور مداوای درمانی از زندان آزاد شد اما در ۱۴ می ۱۹۹۱ در ۷۷ سالگی خود را در حمام بیمارستان حلق‌آویز کرد. در یادداشتی که روی میز اتاقش به جای گذاشته بود نوشته بود: «امروز انقلاب توسط تجدیدنظرطلبان دنگ، پنگ ژن و یانگ شانگ‌کون به سرقت رفته است. مائو لئو شاکوی را نابود کرد اما دنگ را نه و نتیجه‌ این حذف این شد که شیاطین بی‌پایان میان خلق و مردم چین رها شدند. رئیس، دانش‌آموز و مبارز تو به دیدنت می‌آید.»






نظر شما درباره این مقاله:


 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2021