|
پنجشنبه ۱۸ تير ۱۴۰۵ -
Thursday 9 July 2026
|
ايران امروز |
![]() |
در عرصه مطالعات مردمشناسی و هویتهای اتنیکی دو نظریه “مدرن بودن” پدیده ملتها و “تاریخی بودن” وجود دارند که بانیان آنها در این زمینه باهم اختلاف نظر دارند.
برخی از دانشمندان و نظریهپردازان معتقدند که “ملت” یک مفهوم مدرن و زاده مناسبتهای نوین اقتصادی است و با برآمدن طبقه بورژوازی پدیدار شد و بعضی دیگر این نظریه را نقض میکنند و میگویند که برخی ملتها “مدرن” نیستند بلکه “تاریخی”اند و از ابتدای تاریخ وجود داشتهاند. کسانی که به “ملت تاریخی ایران” باور دارند از این دستهاند. آنتونی دیوید استفن اسمیت در کتابی که در زیر معرفی میشود و به دو به زبان عربی و فارسی ترجمه شده است رویکرد سومی را عرضه میکند که در اینجا با آن آشنا میشویم.
خلاصه کتاب “نمادگرایی قومی و ناسیونالیسم؛ رویکردی فرهنگی”
• نویسنده: آنتونی دی. اسمیت (Anthony D. Smith)
• ترجمه عربی: احمد الشیمی؛ ترجمه فارسی: حمیدرضا زیبائی
• ناشر ترجمه عربی: مرکز ملی ترجمه (مصر). ناشر ترجمه فارسی: انتشارات فرهامه (تهران)
• تاریخ انتشار ترجمه عربی: ۲۰۱۴ (چاپ اول). تاریخ انتشار ترجمه فارسی ۱۴۰۱ش
• عنوان اصلی: Ethno-Symbolism and Nationalism: A Cultural Approach
• تاریخ انتشار اصلی: ۲۰۰۹
• ناشر اصلی: Routledge
• ردهبندی: فلسفه سیاسی، جامعهشناسی تاریخی، مطالعات ناسیونالیسم و هویت

مقدمه
در قلب مناقشهای که درباره منشأ ملتها و ناسیونالیسم جریان دارد ــ میان مکتب «ازلیگرا» یا “ذات گرا” که ملتها را پدیدههایی ریشهدار و کهن میداند و مکتب «مدرنگرا» که آنها را محصول دوران مدرن تلقی میکند ــ آنتونی دی. اسمیت، یکی از برجستهترین نظریهپردازان ناسیونالیسم در قرن بیستم، رویکرد سومی را عرضه میکند که هر دو دیدگاه را دربر میگیرد و از آنها فراتر میرود که عنوان اش “نمادگرایی قومی یا قومنمادگرایی است Ethno-Symbolism.
این کتاب را میتوان جمعبندی پخته و نهایی پروژه فکری بلندمدت اسمیت دانست. او در این اثر، چارچوبی روششناختی برای فهم شکلگیری و تداوم ملتها ارائه میدهد و بر عناصر فرهنگی و نمادین ــ اسطورهها، خاطرهها، نمادها و سنتها ــ تمرکز میکند؛ عناصری که “قوم ها يا جماعت های قومی تاريخی ( (ethnies” را شکل میدهند و آنها را به ملتهای مدرن تبدیل میکنند.
اسمیت تقلیل ناسیونالیسم به عوامل صرفاً اقتصادی یا سیاسی را رد میکند و آن را پدیدهای پیچیده و تاریخی ـ فرهنگی میداند که بدون رجوع به ساختارهای نمادینی که به گروهها احساس تداوم و تمایز میبخشند، قابل فهم نیست.
این کتاب در دورانی منتشر شد که ناسیونالیسم و هویتهای قومی بار دیگر از اروپای شرقی تا خاورمیانه به صحنه بازگشتهاند و یادآور میشود که ناسیونالیسم صرفاً پدیدهای سیاسی و گذرا نیست، بلکه ریشههای آن در حافظه جمعی و اسطورهپردازی فرهنگی نهفته است.
ایده محوری
تز اصلی اسمیت در این کتاب آن است که ملتها و ناسیونالیسم را نمیتوان بدون رجوع به “قومها” (Ethnies) ، یعنی اجتماعات فرهنگی ـ تاریخی پیشامدرن ، فهمید. این اجتماعات بر پایه اسطورههای منشأ، خاطرات مشترک، نمادهای فرهنگی و پیوند با سرزمین تاریخی شکل گرفتهاند.
اسمیت این رویکرد را «نمادگرایی قومی» مینامد و آن را تلاشی برای آشتی دادن دو دیدگاه میداند:
▪️ازلی انگاری (Primordialism):که ملتها را پدیدههایی طبیعی و کهن میداند.
▪️مدرنگرایی (Modernism):که ناسیونالیسم را محصول دولت مدرن، صنعت و رسانهها تلقی میکند.
به نظر اسمیت، ملتهای مدرن، نه از هیچ خلق شدهاند و نه ادامه مستقیم جوامع کهن هستند؛ بلکه حاصل تعامل پیچیده میان میراث قومی ـ فرهنگی و فرآیندهای نوسازی سیاسی و اقتصادیاند.
هر ملت مدرن دارای یک «هسته قومی» (Ethnie) پیشین است که از طریق نهادهای مدرن مانند دولت ملی، آموزش عمومی، رسانهها و ارتش بازسازی شده است.
از اینرو، فهم ناسیونالیسم مستلزم مطالعه اسطورهها، نمادها و خاطراتی است که حال را به گذشته پیوند میدهند و به ملتها مشروعیت و استمرار تاریخی میبخشند.
محورهای اصلی کتاب
۱) ازلیت و مدرنیته؛ نقد دو الگوی مسلط
اسمیت کتاب را با نقد دو رویکرد غالب در مطالعات ناسیونالیسم آغاز میکند:
▪️ مکتب ازلی انگاری
ملتها را موجودیتهایی طبیعی، کهن و پایدار میداند. اسمیت معتقد است این دیدگاه میان «قومیت» و «ملت» خلط میکند و تحولات بنیادینی را که دولت مدرن و جامعه صنعتی پدید آوردهاند نادیده میگیرد.
▪️ مکتب مدرنگرا
ناسیونالیسم را محصول انقلاب فرانسه، انقلاب صنعتی، دولت ملی و رسانههای جمعی میداند. اسمیت اهمیت این دیدگاه را در روشن ساختن ابعاد سیاسی و اقتصادی ناسیونالیسم میپذیرد، اما آن را به دلیل نادیده گرفتن تداوم فرهنگی و نمادین مورد انتقاد قرار میدهد.
نتیجهگیری او این است که هر نظریه قانعکننده درباره ناسیونالیسم باید هم مدرنیته سیاسی و نهادی و هم استمرار فرهنگی و نمادین را در نظر بگیرد.
۲) مؤلفههای اصلی نمادگرایی قومی
اسمیت چهار عنصر بنیادین را برمیشمارد:
الف) اسطورهها (Myths)، روایتهایی درباره منشأ مشترک، قهرمانیها، مهاجرتها و رهایی. این روایتها ممکن است از نظر تاریخی دقیق نباشند، اما در شکلدهی هویت جمعی نقشی تعیینکننده دارند.
ب) خاطرات جمعی (Collective Memories)،خاطرات صرفاً بازتاب گذشته نیستند؛ بلکه گزینش و بازسازی میشوند و به گروه، احساس استمرار تاریخی میدهند.
ج) نمادها (Symbols)،پرچمها، سرودها، نامها، بناهای یادبود و نشانههایی که هویت جمعی را تبلور میبخشند.
ه) فرهنگ مشترک، زبان، دین، آداب و رسوم و سنتهایی که چارچوب هنجاری جامعه را شکل میدهند.
این عناصر در کنار یکدیگر شبکهای نمادین را تشکیل میدهند که هر قومیت را از دیگران متمایز میکند.
۳) شکلگیری ملت؛ از قومیت تا ملت
اسمیت روند تاریخی تبدیل قومیت به ملت را توضیح میدهد:
▪️ قومیت (Ethnie): گروهی فرهنگی ـ تاریخی با اسطورههای منشأ، خاطرات مشترک، عناصر فرهنگی متمایز، پیوند با سرزمین تاریخی و احساس همبستگی.
▪️ ملت (Nation): جامعهای سیاسی ـ فرهنگی که دارای شهروندی مشترک، حاکمیت سیاسی، اقتصاد یکپارچه، نظام حقوقی، و رسانههای ملی است.
عوامل تبدیل قومیت به ملت عبارتاند از: گسترش دولت مرکزی، سرمایهداری صنعتی، انقلابهای دموکراتیک، نقش روشنفکران و مورخان، و آموزش عمومی و رسانههای جمعی.
با این حال، اسمیت تأکید میکند که این روند نه اجتنابناپذیر است و نه خطی؛ بسیاری از قومیتها هرگز به ملت تبدیل نشدهاند و برخی ملتها نیز بر پایه چند قومیت شکل گرفتهاند.
۴) نقش ناسیونالیسم؛ احیا و رهایی
اسمیت میان انواع مختلف ناسیونالیسم تمایز میگذارد:
الف) ناسیونالیسم رهاییبخش در پی استقلال وجداشدن یک جامعه از یک امپراتوری یا دولت چندملیتی است.
ب) ناسیونالیسم وحدتگرا به دنبال گردآوردن بخشهای پراکنده یک ملت در یک دولت واحد است؛ مانند آلمان و ایتالیا در قرن نوزدهم.
ج) ناسیونالیسم مدنی برحق شهروندی و ارزشهای مشترک استوار است.
ه) در مقابل ، ناسیونالیسم قومی بر نسب، تبار و پیوندهای قومی تأکید دارد.
اسمیت معتقد است ناسیونالیسم فقط یک ایدئولوژی سیاسی نیست، بلکه جنبشی فرهنگی ـ اجتماعی است که از طریق اسطورهها، نمادها و خاطرات، مردم را بسیج میکند
۵) تداوم و تحول ملتها
اسمیت میپرسد: ملتها چگونه با وجود دگرگونیهای عظیم تاریخی دوام میآورند؟
پاسخ او این است که ملتها توانایی بازآفرینی خود را دارند، بیآنکه پیوندشان با هسته نمادین و فرهنگیشان قطع شود.
ممکن است نهادها، قوانین و حتی مرزها تغییر کنند، اما اسطورهها، خاطرات و نمادهای بنیادین باقی میمانند و احساس تداوم تاریخی را حفظ میکنند.
او نمونههایی چون فرانسه و انگلستان را ذکر میکند که با وجود تغییرات سیاسی گسترده، همچنان بر اسطورهها و نمادهای ملی خود تکیه دارند.
۶) موافقان و منتقدان
اسمیت نقدهای مختلف وارد بر نظریه خود را بررسی میکند:
از سوی چپ متهم میشود که به بازتولید روایتهای سنتی و محافظهکارانه ملی کمک میکند.
از سوی راست متهم میشود که نقش خون و نژاد را کماهمیت جلوه داده است.
از سوی مدرنگرایان تأکید او بر اسطوره و خاطره را غیرعلمی و غیرقابل سنجش میدانند.
از سوی پستمدرنها به سادهسازی و نادیده گرفتن چندگانگی هویتها متهم میشود.
اسمیت پاسخ میدهد که نظریه او توصیفی است نه تجویزی؛ یعنی توضیح میدهد ناسیونالیسم چگونه عمل میکند، نه اینکه چگونه باید باشد.
۷. نتیجهگیری؛ نمادگرایی قومی و مطالعه ناسیونالیسم
اسمیت تأکید میکند که نمادگرایی قومی یک نظریه بسته نیست، بلکه رویکردی پژوهشی است که افقهای تازهای برای مطالعه ملت و ناسیونالیسم میگشاید.
او پژوهشگران را دعوت میکند که به ابعاد فرهنگی و نمادین توجه بیشتری نشان دهند؛ از دوگانهسازی میان ازلیت و مدرنیته فراتر روند؛ و به جای تعمیمهای بزرگ، بر مطالعه موردی جوامع مختلف تمرکز کنند.
بازتاب و نقدها
این کتاب در محافل دانشگاهی با استقبال گسترده روبهرو شد، زیرا حاصل چند دهه پژوهش نظری اسمیت بود و صورتبندی منسجمی از نمادگرایی قومی ارائه میکرد.
منتقدان از توانایی او در آشتی دادن دو رویکرد متضاد غنای تاریخی مثالها، و توجه به بعد فرهنگی ناسیونالیسم ستایش کردند.
در مقابل، برخی آن ر: بیش از حد اروپامحور، کمتوجه به جوامع پسااستعماری، بیاعتنا به جنسیت و نقش زنان، و دارای مفاهیمی دشوار برای سنجش تجربی دانستهاند.
با وجود این انتقادات، کتاب همچنان یکی از آثار مرجع در مطالعات ناسیونالیسم به شمار میرود.
پیام فکری کتاب
این اثر سه پیام اصلی دارد:
۱) ملتها نه صرفاً اختراعاند و نه کاملاً ازلی. ملتهای مدرن بر پایه هستههای فرهنگی و قومی پیشین شکل گرفتهاند، اما در قالب نهادهای مدرن بازسازی شدهاند.
۲) فرهنگ و نمادها عناصر حاشیهای نیستند. اسطورهها، خاطرات و نمادها فقط ابزار تبلیغاتی نیستند، بلکه عناصر بنیادین هویت جمعیاند و تأثیر سیاسی و اجتماعی واقعی دارند.
۳) فهم ناسیونالیسم، شرط همزیستی است.اسمیت بر این باور است که به رسمیت شناختن خاطرات و نمادهای گروههای مختلف، شرطی اساسی برای گفتوگو و همزیستی سیاسی است. نادیده گرفتن یا تحقیر آنها، تنها به تعمیق نارضایتیها و تشدید منازعات میانجامد.
درباره نویسنده
آنتونی دیوید اسمیت (Anthony David Smith)، ۱۹۳۹–۲۰۱۶ جامعهشناس بریتانیایی و از برجستهترین نظریهپردازان مطالعات ملیگرایی و هویت قومی در سده بیستم به شمار میرود. او در لندن و در خانوادهای یهودی متولد شد، تاریخ و جامعهشناسی را در دانشگاه آکسفورد آموخت و سپس به مقام استادی جامعهشناسی ملیگرایی در مدرسه اقتصاد لندن (LSE) رسید.
نام او بیش از هر چیز با توسعه رویکرد نمادگرایی قومی (Ethno-Symbolism) گره خورده است؛ رویکردی که میکوشد با تمرکز بر اسطورهها، خاطرههای جمعی و نمادهای فرهنگی، میان دو دیدگاه ازلیگرا و مدرنیست درباره ملت و ملیگرایی آشتی برقرار کند. اسمیت بیش از بیست کتاب تألیف کرد که از مهمترین آنها میتوان به ریشههای قومی ملتها (۱۹۸۶)، هویت ملی (۱۹۹۱)، اسطورهها و خاطرههای ملت (۱۹۹۹) و نمادگرایی قومی و ملیگرایی (۲۰۰۹) ــ که موضوع این معرفی است ــ اشاره کرد.
آثار او به ژرفای تاریخی، روششناسی دقیق و رویکرد تحلیلی بیطرفانه شهرت دارند؛ زیرا میکوشد ملیگرایی را هم از درون و هم از بیرون فهم کند، بیآنکه به پروژهای سیاسی خاص متعهد باشد. او در سال ۲۰۱۶ درگذشت و میراثی فکری از خود بر جای گذاشت که همچنان بر پژوهشهای مربوط به هویت، قومیت و احساس تعلق در سراسر جهان تأثیرگذار است.
جمعبندی نهایی
کتاب «نمادگرایی قومی و ملیگرایی» تصویری پخته و متوازن از یکی از پیچیدهترین پدیدههای تاریخ بشر، یعنی پیدایش ملتها، تداوم آنها و نیروی عاطفی نهفته در ملیگرایی، ارائه میدهد. اسمیت با رد تبیینهای تقلیلگرایانه، چه آنهایی که ملتها را صرفاً «اختراعاتی ساختگی» میدانند و چه آنهایی که آنها را «موجودیتهایی ازلی و تغییرناپذیر» تلقی میکنند، دیدگاهی میانجی ارائه میکند که ملت را حاصل برهمکنش پیچیده میان میراث نمادین ـ فرهنگی گروههای قومی و فرایندهای نوسازی سیاسی و اقتصادی میداند.
در نهایت، این کتاب خواننده را به این باور رهنمون میسازد که ملیگرایی صرفاً یک پدیده سیاسی گذرا نیست، بلکه یکی از پیچیدهترین تجربههای جمعی انسان است. فهم آن نیز مستلزم بهرهگیری همزمان از تاریخ، انسانشناسی، جامعهشناسی و تحلیل سیاسی است؛ آن هم به دور از جزماندیشی و تعمیمهای سطحی. در روزگاری که گفتمانهای ملیگرایانه بار دیگر در بسیاری از نقاط جهان به کانون توجه بازگشتهاند، رویکرد اسمیت بیش از هر زمان دیگری اهمیت مییابد؛ زیرا به ما میآموزد که احساسات، خاطرهها و تعلقات جمعی مردم را جدی بگیریم، بیآنکه به دام تقدیس یا محکومیت مطلق آنها بیفتیم.
پرسشی برای بحث
آنتونی اسمیت بر این باور است که اسطورهها، خاطرههای جمعی و نمادهای فرهنگی صرفاً «آرایههایی ایدئولوژیک» برای فریب تودهها نیستند، بلکه عناصر واقعی و مؤثری در شکلگیری هویتهای جمعی به شمار میروند. از دید او، نادیده گرفتن این عناصر از سوی نخبگان سیاسی و روشنفکران، خطایی نظری و عملی است که میتواند به افزایش نارضایتیها و تشدید تعارضات اجتماعی بینجامد. او همچنین هشدار میدهد که تلاش برای ساختن «ملتهای صرفاً مدنی» بر پایه شهروندی و ارزشهای جهانشمول، بدون توجه به پیوندهای قومی و فرهنگی موجود، غالباً با شکست روبهرو میشود یا واکنشهای شدیدی را برمیانگیزد.
به نظر شما، در جوامعی که از نظر قومی و دینی متکثر هستند ــ مانند ایران و بسیاری از کشورهای عربی یا کشورهای مهاجرپذیر غربی ــ چگونه میتوان میان نیاز به یک هویت ملی فراگیر و مشترک از یک سو، و به رسمیت شناختن خاطرهها، نمادها و میراث فرهنگی ویژه هر گروه از سوی دیگر، تعادل برقرار کرد؛ به گونهای که این به رسمیت شناختن به واگرایی و تجزیه اجتماعی منجر نشود؟
آیا اساساً میتوان یک «ملت مدنی» نیرومند را بدون وجود ریشهها و نمادهای مشترک قومی ـ فرهنگی بنا نهاد، یا آنکه هر ملت منسجمی ناگزیر به نوعی اسطوره، خاطره و نماد مشترک نیاز دارد؛ حتی اگر بخشی از این عناصر در گذر زمان ساخته و پرداخته شده باشند؟
———-
▪️ ترجمه واقتباس از صفحه گروه “افکار عن نظريات العدالة” در فيسبوک


|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|