|
يكشنبه ۷ تير ۱۴۰۵ -
Sunday 28 June 2026
|
ايران امروز |
(دانشگاه کنکوردیا)
برگردان: علیمحمد طباطبایی
مقدمه مترجم برای بخش پایانی: گذشته سرزمینی آشنا و در عین حال بیگانه است. مردمانی که پیش از ما زیستهاند، بسیاری از دغدغهها و آرزوهای ما را داشتهاند؛ از خیر و شر سخن گفتهاند، در پی یافتن معنایی برای رنج و مرگ بودهاند و کوشیدهاند جایگاه انسان را در جهانی پررمز و راز دریابند. با این همه، جهان آنان با جهان ما یکسان نبوده است. آنچه برای ایشان بدیهی مینمود، گاه برای ما شگفتآور است و آنچه امروز مسلم میپنداریم، برای آنان ناشناخته بود. آیین زرتشتی، به عنوان یکی از کهنترین میراثهای فکری و دینی ایران، حاصل چنین تلاشی برای فهم جهان است. در قلب این آیین، تصویری نیرومند از کشاکش دائمی میان نیروهای نیکی و بدی قرار دارد؛ تصویری که نه تنها بر اخلاق و باورهای دینی، بلکه بر نگرش به طبیعت، جانوران و زندگی روزمره نیز تأثیر گذاشته است. از خلال این جهانبینی، هر پدیدهای میتوانست جایگاهی در نبرد میان نظم و آشوب، روشنایی و تاریکی، و خیر و شر بیابد.
خواننده امروزی ممکن است با برخی از این باورها احساس نزدیکی کند و برخی دیگر را دور از ذهن یا ناسازگار با دانش و ارزشهای عصر حاضر بیابد. این واکنش طبیعی است. اندیشههای بزرگ تاریخی را نمیتوان بیرون از زمانهای که در آن پدید آمدهاند به درستی فهمید. همانگونه که نباید گذشته را با معیارهای امروز بیدرنگ محکوم کرد، نباید از آن انتظار داشت که پاسخ آمادهای برای همه پرسشهای جهان کنونی در اختیار ما بگذارد. ارزش مطالعه سنتهای کهن در چیز دیگری نهفته است: در شناخت مسیر طولانی اندیشه انسانی. هر نسل میکوشد بر دانستهها و تجربههای نسلهای پیشین بیفزاید و در عین حال از محدودیتهای آنها فراتر رود. از این رو، میراثهای دینی و فکری گذشته را میتوان نه به عنوان نقشهای کامل برای آینده، بلکه به منزله اسنادی گرانبها از تلاش انسان برای فهم خویشتن و جهان پیرامونش نگریست.
مقالهای که در پی میآید، به یکی از بنیادیترین جنبههای جهانبینی زرتشتی، یعنی دوگانهانگاری خیر و شر، میپردازد و میکوشد نشان دهد که این اندیشه چگونه بر نگرش به طبیعت و جانوران اثر گذاشته است. هدف این بررسی نه ستایش گذشته است و نه داوری درباره آن، بلکه تلاشی است برای فهم بهتر یکی از مهمترین سنتهای فکری ایران باستان و جایگاه آن در تاریخ اندیشه بشر. هر دینی را باید پیش از هر چیز در بستر تاریخی و فرهنگی زمانهای که در آن پدید آمده است فهمید. باورها و آموزههایی که برای مردمان هزاران سال پیش معنادار و راهگشا بودهاند، لزوماً نمیتوانند پاسخگوی همه مسائل و پرسشهای دنیای امروز باشند. با این حال، مطالعه آنها همچنان ارزشمند است؛ زیرا دریچهای به شیوه اندیشیدن نیاکان ما میگشاید و ما را با تلاشهای آنان برای فهم جهان، طبیعت و جایگاه انسان در هستی آشنا میکند.
آیین زرتشتی، یکی از کهنترین سنتهای دینی جهان، نمونهای برجسته از چنین میراثی است. یکی از مهمترین ویژگیهای این آیین، دوگانهانگاری میان نیروهای خیر و شر است؛ نگرشی که نه تنها در عرصه اخلاق و کیهانشناسی، بلکه در نگاه به جانوران و پدیدههای طبیعی نیز بازتاب یافته است. در این جهانبینی، برخی موجودات در جبهه نیکی و برخی دیگر در جبهه بدی قرار میگیرند و همین امر به پیدایش نگرشهایی انجامیده که ممکن است برای خواننده امروزی شگفتآور یا حتی نامأنوس به نظر برسند. بررسی این آموزهها نباید به معنای داوری شتابزده درباره درستی یا نادرستی آنها تلقی شود.
هدف از مطالعه تاریخ ادیان، بیش از آنکه تأیید یا رد باورهای گذشتگان باشد، فهمیدن این نکته است که انسانها در دورههای مختلف تاریخ چگونه جهان پیرامون خود را تفسیر کردهاند. از این منظر، آیین زرتشتی همچون دیگر سنتهای فکری و دینی، هم حاوی بینشهایی ارزشمند برای شناخت تاریخ اندیشه انسانی است و هم بازتابدهنده محدودیتها و شرایط زمانهای که در آن شکل گرفته است.
مقاله حاضر میکوشد یکی از جنبههای مهم این جهانبینی، یعنی دوگانهانگاری زرتشتی و تأثیر آن بر نگرش به جانوران و طبیعت را بررسی کند؛ نه برای یافتن راهحلهای آماده برای مسائل امروز، بلکه برای درک بهتر یکی از تأثیرگذارترین سنتهای فکری ایران باستان.
مجازاتهایی برای بدرفتاری با حیوانات
متنهای حقوقی زرتشتی مانند ویدیوداد (Vidēvdād) مجازاتهایی تقریباً باورنکردنی و بسیار سخت برای انسانهایی که با حیوانات «نیکخواه» بدرفتاری میکنند مقرر کردهاند. این موضوع بهویژه در مورد سگ صادق است؛ حیوانی که حفاظت از او موضوع یک فصل کامل از ویدیوداد را تشکیل میدهد (و. ۱۳). (۱۰) نگرشی مشابه در ارداویرازنامه (ArdaVirāzNāmak) نیز یافت میشود؛ کتابی که سفر مردی پارسا به آسمان و دوزخ را شرح میدهد. (این متن متعلق به دورهی ساسانی، احتمالاً الگویی برای روایت معراج در اسلام و نیز کمدی الهی دانته بوده است).
متنی که پیشتر از آن با عنوان قوانینی برای دور نگهداشتن دیوان یاد شد، نوع مجازات سختی را که باید بر کسانی که با حیوانات نیکخواه بدرفتاری میکنند تحمیل شود، بهروشنی بیان میکند. برای نمونه، کسی که سگی گلهبان را بزند و بکشد، مشمول ۸۰۰ ضربه شلاق با دو نوع شلاق متفاوت میشود (و. ۱۳.۲.۱۲).
علاوه بر این، متون حقوقی زرتشتی تصریح میکنند که ارتکاب به اعمال زیر گناه بهشمار میآید:
۱- محرومکردن حیوانات از غذا؛
۲- نادیدهگرفتن مراقبت از سگهای مادهی باردار یا تازهزاده؛
۳- کتکزدن یا آسیبرساندن به هر سگی که قابلیت آموزش دارد؛
۴- آسیبزدن یا کشتن دامها (مگر در زمینهی قربانی آیینی)؛
۵- آسیبرساندن به هر جانور بارکش؛
۶- کشتن هر حیوان نیکخواه. (ماکوخ، ۲۰۰۳، صص. ۱۸۳–۱۸۶).
مجازات چنین اعمالی عمدتاً شلاق است که در برخی موارد تا هزار ضربه نیز میرسد. البته این مجازاتهای بدنی میتوانستند بنا به نظر قاضی، با اعمال نیک یا پرداخت جریمه جایگزین شوند (ماکوخ، ۲۰۰۳، ص. ۱۸۶).
در ارداویرازنامه ، انسانهای مردهای که با حیوانات نیکخواه بدرفتاری کردهاند، در دوزخ دچار عذابهای وحشتناکی دیده میشوند. برای نمونه، ویراز فردی را میبیند که توسط دیوان پیوسته تکهتکه میشود، چون به سگی آزار رسانده است (واهمن، ۱۹۸۶، ص. ۲۰۷) و کسانی را که دام کشتهاند، میبیند که از یک پا آویزاناند و چاقویی در شکمشان فرو رفته است (واهمن، ۱۹۸۶، ص. ۲۱۳). او همچنین زن و شوهری را میبیند که در حال خوردن مدفوع خود هستند، چرا که گوشت حیواناتی را خورده بودند که بهطور آیینی قربانی نشده بودند و نیز «سگآبی را در آب کشته بودند و دیگر آفریدگان هورمزد را نیز زده و کشته بودند» (واهمن، ۱۹۸۶، ص. ۲۱۷).
در مقابل، بهشت پر است از کسانی که «گاو و گوسفند و دیگر آفریدگان نیک هورمزد» را گرامی داشتهاند (همراه با آتش، زمین و گیاهان)، کسانی که «چهارپایان و گوسفندان را پرورده و از آنها در برابر گرگها، دزدان و ستمگران محافظت کردهاند» و کسانی که «بسیاری از خزندگان را کشتهاند» (واهمن، ۱۹۸۶، ص. ۱۹۹). نکتهی جالب اینکه ویراز روحی را میبیند که در دیگی مسی پخته میشود، اما یک پای او بیرون مانده است. مشخص میشود که فرد بهخاطر زنا مجازات میشود، اما پایش در امان مانده، چون با آن «قورباغهها، مورچهها، مارها، عقربها و دیگر خزندگان» را کشته بوده است (واهمن، ۱۹۸۶، ص. ۲۱۰).
قربانی حیوانات در آیین زرتشتی
مراسمی که در آن قربانی حیوانات انجام میشد، تا قرن نوزدهم در میان زرتشتیان هند (پارسیان) و تا دوران معاصر در میان زرتشتیان ایران رایج بود. چنین آیینهایی گاه در تضاد با بیزاری ژرف زرتشتی از مرگ و کشتن دیده شدهاند، اما تفسیرهایی که در اوایل قرن بیستم گاتاها را در مخالفت با آیینهای قربانی حیوانات در دوران زرتشت میدانستند، اکنون با تردید نگریسته میشوند (دِ یُنگ، ۲۰۰۲، صص. ۱۲۹–۱۳۰). با این حال، از آنجا که مرگ، اثر عمل اهریمن دانسته میشود، کشتن حیوانات آشکارا منبعی برای تنش بوده است و از دورانهای نخست تنها در چارچوب آیینهای دینی مجاز شمرده میشده است (دِ یُنگ، ۲۰۰۲، ص. ۱۴۶).
اسطورهی آفرینش زرتشتی در بندهشن گویا خوردن گوشت را نوعی انحطاط از وضعیت ایدئال اولیه میداند، چرا که انسانها در آغاز تنها آب مینوشیدند، سپس گیاه میخوردند، آنگاه شیر، و در نهایت گوشت. در پایان زمان، هنگامی که «نیکی» دوباره برقرار شود، انسانها دیگر گوشت نخواهند خورد (بندهشن، ۳۰.۱–۳).
نخستین اشارههای بدون ابهام به قربانی حیوانات در میان ایرانیان در آثار هرودوت (تاریخها، ۱.۱۳۲) و استرابون (جغرافیا، ۱۵.۳.۱۳–۱۵) یافت میشود. متون متأخرتر از دورهی ساسانی، زمانی که زرتشتیگری دین رسمی حکومت بود، دستورالعملهای دقیقی دربارهی قربانیکردن حیوانات در بر دارند. از این مراسم، حیوانات «پلید» (خرفستر (کنار گذاشته میشدند، همچنین برخی گونههایی که بیش از حد «نیک» بهشمار میآمدند و لذا قربانی یا خورده نمیشدند، بهویژه خروس، سگ، سگآبی و خارپشت.
بهنظر میرسد که بهترین نامزدهای قربانی، گونههای اهلی بالغ مانند گاو، گوسفند و بز بودهاند. وضعیت خوک نامشخص است؛ در بخش نیرنگستان (Nērangestān) از اوستا، خوکها در میان حیواناتی هستند که برای قربانی نام برده شدهاند، در حالیکه برخی متون متأخرتر آن را منع میکنند؛ شاید این منع بازتابی از تأثیر فزایندهی فرهنگهای سامی باشد.
نکتهی جالب آنکه متون دورهی ساسانی، به زبانهای پهلوی، ارمنی و سریانی، همگی به رسمی اشاره دارند که طی آن، پیش از بریدن گلوی حیوان قربانی، با ضربهای به سر، او را بیهوش میکردند. این رسم بهمنزلهی تمایزی بین آیین زرتشتی و ادیان همسایه تلقی میشده است. در زمینهی چندفرهنگی بابِلِ ساسانی، رهبران دینی همهی ادیان پیوسته پیروان خود را از خوردن گوشتی که پیروان ادیان دیگر قربانی کرده بودند، منع میکردند (دِ یُنگ، ۲۰۰۲، صص. ۱۳۹–۱۴۱).
در مناطق روستایی ایران، قربانیکردن حیوانات (معمولاً گوسفند، بز یا مرغ) سنتاً همراه با زیارت اماکن مقدس یا پیرها (pirs) انجام میشده است، اغلب – همانگونه که در میان مسلمانان نیز رایج است – برای ادای نذر. مری بویس مراسم را آنگونه که در اوایل دههی ۱۹۶۰ مشاهده کرده، چنین توصیف میکند: پیش از ظهر (زیر نظارت خدای خورشید، مهر)، قربانی با دستمالی رنگی آراسته میشود و در حالیکه در مسیر بهسوی زیارتگاه میرود، با گیاه مرزنگوش (آویشن وحشی) پاشیده میشود، سپس دوباره پایین آورده میشود. پس از آن با خواندن بخشی از اوستا تقدیس میشود، بر گونهاش بوسه میزنند و قربانی میگردد (بویس، ۱۹۷۷، ص. ۲۴۵).
انجمن موبدان در ایران، در حدود زمانی که بویس شاهد این مراسم بود، این عمل را ممنوع کرد، هرچند همچنان در خانهها بهطور خصوصی ادامه یافت. رهبران زرتشتی ایران امروزی، که بهنظر میرسد از شواهدی که نشان میدهد قربانی حیوانات در دورههای هخامنشی و ساسانی رواج داشته، آگاه نیستند، مدعیاند که قربانی حیوانات در میان جامعهی آنان، نتیجهی تأثیر منفی همسایگان مسلمانشان است. (11)
در مقابل، پارسیان هند ظاهراً تحت تأثیر همسایگان هندو و معتقدان به آئین جین، قربانی حیوانات را کنار گذاشتهاند. در سفری به ایران در اواخر قرن نوزدهم، نیکوکار پارسی، منکجی لیمجی هاتاریا (ManckjiLimjiHataria)، زرتشتیان یزد را متقاعد کرد که در زیارتگاه معروف به «پیر بانو پارس» قربانی گاو را متوقف کنند، اما موفق نشد آنها را از قربانی گوسفند و بز بازدارد (بویس، ۱۹۷۷، ص. ۲۵۴). در زیارتگاه دیگری به نام «پیر سبز»، «قربانی زنده» با استفاده از خروسهای سفید انجام میشد، اما آنها را نمیکشتند، چرا که خروس با ایزد پیامآور و دیوکش سروش/سروشه مرتبط بود (بویس، ۱۹۷۷، ص. ۲۵۷).
زرتشتیان ایران امروزه همچنان سنت پرهیز از خوردن گوشت را در چهار روز مقدس در هر ماه حفظ کردهاند (روزهای بهمن، ماه، گوش و رام).
حیوانات در اسطورهشناسی زرتشتی
دانشجویان فرهنگهای باستانی بهخوبی میدانند که حیوانات در اسطورهها الزاماً حیوانات «واقعی» نیستند، بلکه نمادهایی هستند برای ویژگیهای انسانی یا ارزشها و مفاهیم انتزاعی. با اینحال، کاربرد شخصیتهای حیوانی در اسطورهها، چیزی دربارهی نحوهی تصور مردمان آن فرهنگها از گونههای حیوانی به ما میگوید.
همانگونه که در بیشتر فرهنگهای باستانی دیده میشود، اسطورههای زرتشتی نیز بهطور برجستهای حیوانات را در نقشهای گوناگون جای میدهند. در آفرینش آغازین، حیوانات پیش از انسانها آفریده شدند. نخستین حیوان، گاوی بود «سفید و درخشان همچون ماه (بندهش بزرگ، ۲.۱۲.) آنگاه اهورامزدا نخستین انسان، گیومرث (Gayumars) را در کنار گاو، از خاک، هوا و آتش آفرید، «تا از آن، زایش کامل مردمان و جانوران پدید آید».
بهمدت سههزار سال، نیروهای شر در خواب بودند، تا آنکه سرانجام در حالتی از حسادت بیدار شده و بر آفرینش نیک یورش آوردند. انگرهمینو آنگاه (AngraMainyu) «آفریدگان آسیبرسان را بر زمین رها کرد؛ جانورانی گزنده و زهردار [و آسیبرسان]، همچون [اژدها،] مار، عقرب، [مارمولک زهردار، لاکپشت،] و قورباغه، [که خزیدند و زمین را آلوده کردند] چنانکه هیچ بخشی از زمین را، حتی بهاندازهی نوک سوزن، از آفریدگان آسیبرسان بیبهره نگذاشت (بندهش بزرگ، ۴.۱۵). سپس انگرهمینو هم گاو و هم انسان را کشت، و قربانی آنها زمینهساز پیدایش همهی جانوران و انسانهای بعدی شد.
یکی از برجستهترین حیوانات در اسطورهشناسی زرتشتی، جانوری است که در واقع هرگز وجود نداشته: اژدهای پرندهای جادویی به نام سَئِنه (Saēna) (در پهلوی سِنْمورْو (Senmurv)، در فارسی نو سیمرغ). و بر فراز «درخت همهی دانهها» (Tree of All Seeds) نشسته است و دانههایی را میپراکند که مبدأ رویش همهی گیاهان خواهند شد. این درخت در میانهی دریای وُروکَشَه (Vourukasha) قرار دارد؛ دریایی که ماهیای به نام کارا (Kara) در آن زندگی میکند و درخت را از موجودات شرور محافظت میکند، بهویژه از قورباغهای که میکوشد ریشههای آن را بجَوَد (کرتیس، ۱۹۹۳، ص. ۲۲).
سیمرغ در شاهنامه، یعنی حماسهی ملی ایران، در نقش ناجی نوزاد شاهزاده زال (که بعدها پادشاه بزرگی میشود) ظاهر میگردد، و در حکایت عرفانی سدهی سیزدهم میلادی، منطقالطیر، در قالب تجسم حقیقت نهایی. قهرمان اصلی شاهنامه، رستم، بدون یاری اسب وفادارش «رَخش» ناتوان میمانَد. در دورهی اسلامی و تا امروز، ادبیات فارسی همواره از حیوانات نیکسیرتی چون اسبها و پرندگان سرشار بوده که به قهرمانان در نبرد همیشگیشان با شر کمک میکنند؛ در برابر، جانوران «زیانباری» مانند مارها و عقربها که مرگ، ویرانی و تباهی به همراه دارند نیز حضوری پررنگ دارند.
نتیجهگیری
آنچه شاید بیش از هر چیز، آئین زرتشتی را از دیگر جهانبینیهای باستانی متمایز میسازد، مطلقگرایی (absolutism) آن است: چیزها یا نیکاند یا پلید، سیاهاند یا سفید. در زبان انگلیسی، اغلب وقتی دربارهی نگاههای دوگانهی متقابل صحبت میشود، از تعبیر «جهانبینی مانیگرایانه» (Manichaean) استفاده میکنند؛ و این بیدلیل نیست، چرا که مانویت تا حدی از دل زرتشتیگری برآمده است. درحالیکه چنین دوگانهگراییای – هرچند بهصورتی کمتر شدید – در دینهای متأخرتر همچون یهودیت، مسیحیت و اسلام نیز دیده میشود، احتمالاً حضور آن در این سنتها بازتابی از تأثیر زرتشتیگری است.
دیگر فرهنگهای باستانی معمولاً نگاهی نسبیگرایانهتر دارند که در آن نیکی و بدی وابسته به زمینهاند، نه مطلق. (این موضوع حتی در متون عبریِ دورهی پیش از تبعید – یعنی پیش از تماس با ایران – نیز صدق میکند.) مفهوم زرتشتیِ «آفریدگان پلید» (malevolent creatures) ممکن است زیرساخت اندیشهای باشد که هنوز در بسیاری از جوامع رواج دارد؛ یعنی اینکه برخی گونهها را میتوان آفت یا مزاحم دانست که سزاوار نابودیاند. این نگاه را میتوان در تضاد با دیدگاههایی چون آیین جین (Jainism) دانست، که در آن هیچ جانداری نباید آسیب ببیند، فارغ از رابطهاش با انسان.
از سوی دیگر، باور زرتشتی به این که جانوران غیرانسانی نیز روح دارند، بهشکلی چشمگیر با نگاه سنتی مسیحیت که حیوانات را بینفس (soulless) و خدمتکار میداند، متفاوت است. ارج نهادن زرتشتیان به سگها، در تضاد کامل است با جایگاه «ناپاک» آنها در نگاه بسیاری از مسلمانان. در واقع، این تفاوت نگرش نسبت به سگها، دیرزمانی است که یکی از نشانههای هویتی برای تمایز زرتشتیان از مسلمانان در ایران بوده است.
با اینحال، باور زرتشتی به اینکه جانوران غیرانسانی دارای نفس یا روحاند، اما فاقد اختیار اخلاقی، شباهت چشمگیری با اعتقادی دارد که در اسلام نیز یافت میشود – و شاید زرتشتیگری در این زمینه بر آن تأثیر گذاشته باشد.
در مورد گوشتخواری، زرتشتیگری میان سنتهای دینی سامی و هندی جای میگیرد. زرتشتیان در طول تاریخ، هم قربانی حیوانی انجام دادهاند و هم گوشت خوردهاند؛ اما متون دینی بهروشنی نشان میدهند که کشتن جانوران نیک برای تغذیه، امری ناخوشایند و ناشی از حضور شر در جهان است. متون دینی این کار را بهشدت محدود میکنند، با تأکید بر این که تنها جانورانی که در چارچوب آیینهای دینی کشته شدهاند، مجاز به مصرفاند. همچنین، کیهانشناسی زرتشتی تلویحاً از سلسلهمراتبی در تغذیه سخن میگوید که در آن، نخوردن گوشت برتر است؛ هرچند ادعاهای برخی زرتشتیان هندی دربارهی «گیاهخواری اصیل زرتشتی» احتمالاً بازتابی از تأثیرات اخیر آیینهای هندو و جین است.
بهطور خلاصه، اگرچه زرتشتیگری امروز دینی کمشناخته و با شمار اندکی پیرو است، اما رابطهی تاریخیاش با دیگر ادیان بسیار گسترده بوده و نباید نادیده گرفته شود. برخی از بنیادیترین عناصر در برخی جهانبینیهای رایج احتمالاً بهواسطهی آن شکل گرفتهاند – از جمله نگرش به جانوران غیرانسانی.
نویسنده از مانیا سعدینژاد، موبد مهربان فیروزگری، و دو داور ناشناس برای دیدگاههایشان دربارهی پیشنویسهای اولیهی این مقاله سپاسگزاری میکند.
بخش نخست: نگرشهای آئین زرتشتی نسبت به حیوانات
——————
Notes
10. The chapter begins with mention of “the dog with the prickly back,” i.e., the hedgehog;
the following chapter is devoted to the “water-dog,” i.e., the otter.
11. I have heard this from the chief mobedof Tehran, MehrabanFirouzgary, among others
of my acquaintance.
یادداشتها
۱۰ - این فصل با اشاره به «سگِ پشتخار» آغاز میشود، یعنی جوجهتیغی؛ فصل بعدی به «سگِ آبی» یعنی سمور اختصاص دارد.
۱۱ - من این را از موبد ارشد تهران، مهرابان فیروزگری، و دیگر آشنایان شنیدهام.
References
Avesta. The various Avestan and Pahlavi texts, including those mentioned in this article, are available
in English translations (of variable quality) at http://www.avesta.org. Citations are from this site
unless otherwise noted.
Boyce, M. (1975). A history of Zoroastrianism, Vol. 1. Leiden: Brill.
—— (1977). A Persian stronghold of Zoroastrianism. Oxford: Oxford University Press.
Curtis, V. S. (1993). Persian myths. Austin: University of Texas Press.
De Jong, A. (2002). Animal sacrifice in ancient Zoroastrianism: A ritual and its interpretations.
In A. I. Baumgarten (Ed.), Sacrifice in religious experience (Studies in the History of Religions
93), (pp. 127-148). Leiden: Brill.
Foltz, R. C. (2006). Animals in Islamic tradition and Muslim cultures. Oxford: Oneworld.
Foltz, R., &Saadi-nejad, M. (2007). Is Zoroastrianism an ecological religion? Journal for the
Study of Religion, Nature, and Culture 1(4), 413-430.
Herodotus, Histories. George Rawlinson’s complete English translation is available online at
http://classics.mit.edu/Herodotus/history.html.
Hultgard, A. (2008). Zoroastrian influences on Judaism, Christianity and Islam. In M. Stausberg
(Ed.), Zarathustra and Zoroastrianism (pp. 101-112). London: Equinox.
Humbach, H. (1991). The Gathas of Zarathushtra and the other Old Avestan texts (2 vols.).
Heidelberg: Carl Winter.
Kellens, J. (2000). Essays on Zarathustra and Zoroastrianism. Costa Mesa: Mazda Publishers.
Macuch, M. (2003). On the treatment of animals in Zoroastrian law. In A. Van Tangerloo
(Ed.), Iranica Selecta. Studies in honour of Professor WojtiechSkalimowski on the occasion of his
seventieth birthday (pp. 167-190). Silk Road Studies. Turnhout: Brepols.
Moazami, M. (2005). Evil animals in the Zoroastrian religion. History of Religions 44(4),
30-317.
Modi, J. J. (1912). The Persian Marnameh, or the Book for Taking Omens from Snakes. In
Anthropological Papers, (Vol. 1, pp. 34-42). Bombay.
Strabo, Geography. H. L. Jones’s complete English translation is available online at http://classics
.mit.edu/Strabo/strab.6.html.
Vahman, F. (1986). ArdāWirāzNāmag: the Iranian ‘Divina Commedia.’ London: Curzon
منابع
• اوستا. متون مختلف اوستایی و پهلوی از جمله آنها که در این مقاله آمدهاند، به زبان انگلیسی (با کیفیتهای متفاوت) در وبسایت http://www.avesta.orgدر دسترساند. ارجاعات، مگر آنکه خلافش ذکر شده باشد، از این سایت است.
• Boyce, M. (1975). A History of Zoroastrianism, Vol. 1. Leiden: Brill.
• —— (1977). A Persian Stronghold of Zoroastrianism. Oxford: Oxford University Press.
• Curtis, V. S. (1993). Persian Myths. Austin: University of Texas Press.
• De Jong, A. (2002). “Animal Sacrifice in Ancient Zoroastrianism: A Ritual and Its Interpretations.” In A. I. Baumgarten (Ed.), Sacrifice in Religious Experience (Studies in the History of Religions 93), pp. 127–148. Leiden: Brill.
• Foltz, R. C. (2006). Animals in Islamic Tradition and Muslim Cultures. Oxford: Oneworld.
• Foltz, R., &Saadi-nejad, M. (2007). “Is Zoroastrianism an Ecological Religion?” Journal for the Study of Religion, Nature, and Culture, 1(4), 413–430.
• Herodotus, Histories. ترجمهی کامل انگلیسی جرج راولینسون در دسترس آنلاین: http://classics.mit.edu/Herodotus/history.html
• Hultgard, A. (2008). “Zoroastrian Influences on Judaism, Christianity and Islam.” In M. Stausberg (Ed.), Zarathustra and Zoroastrianism, pp. 101–112. London: Equinox.
• Humbach, H. (1991). The Gathas of Zarathushtra and the Other Old Avestan Texts (2 vols.). Heidelberg: Carl Winter.
• Kellens, J. (2000). Essays on Zarathustra and Zoroastrianism. Costa Mesa: Mazda Publishers.
• Macuch, M. (2003). “On the Treatment of Animals in Zoroastrian Law.” In A. Van Tangerloo (Ed.), Iranica Selecta. Studies in Honour of Professor WojtiechSkalimowski on the Occasion of His Seventieth Birthday, pp. 167–190. Silk Road Studies. Turnhout: Brepols.
• Moazami, M. (2005). “Evil Animals in the Zoroastrian Religion.” History of Religions, 44(4), 30–317.
• Modi, J. J. (1912). “The Persian Marnameh, or the Book for Taking Omens from Snakes.” In Anthropological Papers, Vol. 1, pp. 34–42. Bombay.
• Strabo, Geography. ترجمهی کامل انگلیسی اثر اچ. ال. جونز در دسترس آنلاین: http://classics.mit.edu/Strabo/strab.6.html
• Vahman, F. (1986). ArdāWirāzNāmag: The Iranian ‘Divina Commedia’. London: Curzon.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|