|
جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ -
Friday 19 June 2026
|
ايران امروز |
![]() |
اگر امیرکبیر نماد شجاعت اصلاحگری باشد، طاهره قرهالعین نماینده چیزی متفاوت است.
او نماد شجاعتِ تصور آیندهای است که نهادهای موجود نه توان پذیرش آن را داشتند و نه امکان کنترلش را.
به باور من، این تمایز اهمیت فراوانی دارد.
مورخان اغلب بر رهبران سیاسی، وزیران، فرماندهان نظامی و پادشاهان تمرکز میکنند. آنان کسانی را مطالعه میکنند که دارای اقتدار رسمی بودهاند. با این حال، دورههای دگرگونی تاریخی غالباً نخست از سوی افرادی پیشبینی و زمینهسازی میشود که از قدرت سیاسی چندانی برخوردار نیستند. این افراد پیش از آنکه نهادها را به چالش بکشند، پیشفرضها را به پرسش میگیرند. آنان پیش از آنکه حکومت را دگرگون کنند، تخیل و تصور جامعه را تغییر میدهند.
طاهره چنین شخصیتی بود.
او در خانوادهای روحانی و صاحباعتبار متولد شد و آموزشی دریافت کرد که در آن زمان برای بیشتر زنان دستنیافتنی بود. تواناییهای فکری او حتی از سوی بسیاری از مخالفانش نیز مورد اذعان قرار گرفته بود. اما اهمیت او بسیار فراتر از دانش و فضل علمیاش است. آنچه او را به شخصیتی برجسته تبدیل میکند، میزان به چالش کشیدن مرزهای پذیرفتهشده جامعه ایران در قرن نوزدهم است.(۱)
ایرانِ دوران طاهره جامعهای عمیقاً سلسلهمراتبی بود.
اقتدار سیاسی بر پایه سلطنت استوار بود.
اقتدار دینی بر روحانیت تکیه داشت.
و اقتدار اجتماعی عمدتاً بر ساختارهای مردسالارانه بنا شده بود.
مشروعیت این نهادها به ندرت بهطور آشکار مورد پرسش قرار میگرفت.
اما طاهره هر سه را به چالش کشید.
پیوستن او به جنبش بابی صرفاً یک انتخاب الهیاتی یا مذهبی نبود. این اقدام در واقع رد اقتدار موروثی و تأکید بر داوری و قضاوت مستقل فردی بود. او نپذیرفت که حقیقت بتواند در انحصار نهادهای موجود قرار گیرد. او بر حق اندیشیدن، تفسیر کردن و عمل کردن بهصورت مستقل پافشاری کرد.(۲)
از منظر سیاسی، این یک اقدام انقلابی بود.
اهمیت برداشتن حجاب از سوی او در گردهمایی بدشت، اغلب بهعنوان چالشی علیه سنتهای مذهبی مورد بحث قرار گرفته است. بیتردید چنین بود؛ اما معنایی فراتر نیز داشت.
این اقدام اعلام این واقعیت بود که اقتدار موروثی را میتوان به چالش کشید.
اعلام این بود که هنجارهای اجتماعی تغییرناپذیر نیستند.
و اعلام این بود که آیندهای دیگر امکانپذیر است.
به همین دلیل است که من طاهره را یکی از مهمترین شخصیتهای ایران در قرن نوزدهم میدانم.
نه به این دلیل که صاحب منصب سیاسی بود.
نه به این دلیل که فرماندهی ارتشها را بر عهده داشت.
و نه به این دلیل که نهادها را کنترل میکرد.
بلکه به این دلیل که شجاعت تصور واقعیتی فراتر از آنها را داشت.
این نوع شجاعت با شجاعت اداری و مدیریتی تفاوت دارد.
امیرکبیر در پی بهبود نهادها بود.
اما طاهره بنیانهای آنها را به پرسش کشید.
امیرکبیر میکوشید دولت را تقویت کند.
اما طاهره مفروضات اخلاقیای را که اقتدار بر آنها استوار بود، به چالش کشید.
امیرکبیر در چارچوب مرزهای ممکنِ سیاست عمل میکرد.
اما طاهره این مرزها را گسترش داد.
اینکه کسی با باورهای او موافق باشد یا نه، در نهایت مسئلهای فرعی است.
آنچه اهمیت دارد، آمادگی او برای رویارویی با مخالفتی عظیم و فراگیر است.
او خطرات را بهخوبی میشناخت.
از پیامدهای محتمل آگاه بود.
و با این حال، به راه خود ادامه داد.
همین ویژگی است که او را به شخصیتی استثنایی تبدیل میکند.
دانشمندان علوم سیاسی اغلب از «عاملیت» سخن میگویند. ما میکوشیم بفهمیم افراد چگونه بر نتایج تاریخی تأثیر میگذارند. اما عاملیت صرفاً به کنش محدود نمیشود؛ بلکه به تخیل نیز نیاز دارد.
پیش از آنکه نهادها تغییر کنند، باید کسی نخست تصور کند که چنین تغییری امکانپذیر است.
پیش از آنکه جوامع دگرگون شوند، باید کسی آنچه دیگران اجتنابناپذیر میپندارند به چالش بکشد.
طاهره دقیقاً چنین نقشی را ایفا کرد.
اهمیت او زمانی حتی آشکارتر میشود که از منظر مقایسهای به آن بنگریم.
در همان زمانی که بسیاری از نخبگان مرد سرگرم حفظ یا اصلاح نهادهای موجود بودند، زنی ظهور کرده بود که چشماندازی فراتر از آنها را بیان میکرد.
این مشاهده پرسشی دشوار را مطرح میکند:
چرا برخی از شجاعانهترین چالشها علیه همنوایی و انطباقپذیری در ایران، از سوی زنان مطرح شدهاند؟
این پرسش بارها در تاریخ معاصر ایران تکرار میشود.
طاهره در قرن نوزدهم.
فروغ فرخزاد در قرن بیستم.
و بیشمار زن گمنام در قرن بیستویکم.
این الگو شایسته مطالعهای دقیق و جدی است.
من نمیخواهم بگویم که مردان ایرانی فاقد شجاعت بودهاند. تاریخ نمونههای فراوانی از دلاوری و فداکاری مردان ارائه میدهد. با این حال، آنچه توجه مرا جلب میکند این است که زنان ایرانی بارها مرزهای اجتماعی را به چالش کشیدهاند، آن هم در زمانی که بسیاری از نخبگان مرد با احتیاط رفتار میکردند.
شاید این مسئله بازتاب موقعیت آنان در خارج از ساختارهای تثبیتشده قدرت باشد.
کسانی که از نهادهای موجود بهرهمند میشوند، معمولاً انگیزههای نیرومندی برای حفظ آنها دارند.
اما کسانی که از چنین نهادهایی کنار گذاشته شدهاند، ممکن است آسانتر بتوانند بدیلها و گزینههای دیگری را تصور کنند.
اگر چنین باشد، شجاعت طاهره اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
او صرفاً یک آموزه یا عقیده خاص را به چالش نکشید.
او تمام یک شیوه اندیشیدن درباره اقتدار را زیر سؤال برد.
و با این کار، به ما یادآوری میکند که دگرگونی تاریخی نه با قدرت، بلکه با تخیل آغاز میشود.
پیش از آنکه جوامع تغییر کنند، باید کسی نخست باور داشته باشد که تغییر ممکن است.
پیش از آنکه ملتها مسیرهای تازهای را در پیش گیرند، باید کسی اجتنابناپذیر بودن مسیرهای کهنه را به پرسش بکشد.
شاید بزرگترین سهم و میراث طاهره دقیقاً همین باشد.
او نشان داد که میتوان آیندهای دیگر را تصور کرد.
و شجاعتِ تصور آیندهای متفاوت، اغلب نخستین گام در مسیر ساختن آن آینده است.
بخشهای پیشبن
بخش نخست: ایران و ژاپن در قرن نوزدهم
بخش دوم: امیرکبیر و فرصت تاریخی
———————-
منابع
1. Abbas Amanat, Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran, 1844–1850 (Ithaca: Cornell University Press, 1989), 295–320.
2. Janet Afary and John R. Perry, “Qurrat al-Ayn,” in Encyclopaedia Iranica (New York: Columbia University, 2008).
3. Moojan Momen, The Babi and Baha’i Religions, 1844–1944: Some Contemporary Western Accounts (Oxford: George Ronald, 1981), 37–55.
▪️دکتر کمال آذری، پژوهشگر در حوزه اندیشه سیاسی، حکمرانی مشارکتی و ریشههای فرهنگی و تاریخی نظامهای اجتماعی است. فعالیتهای او بر پیوند میان سنتهای فکری ایرانی و مفاهیم معاصر حکمرانی و جامعه متمرکز است.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|