|
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ -
Thursday 11 June 2026
|
ايران امروز |
![]() |
اگر بپذیریم که تاریخ ایران با برپایی دولت هخامنشی به رهبری کوروش در سال ۵۵۰ پیش از میلاد آغاز میشود، میتوان گفت که نقش عربها در رویدادهای مهم تاریخی نیز از همین دوره آغاز میشود.
پیش از اسلام
مشارکت عربها در لشکرکشی کمبوجیه دوم به مصر (۵۲۵ پیش از میلاد)
نقش عربها در این لشکرکشی از روشنترین نقشهای عرب ها در تاریخ آغازین هخامنشی به شمار میرود، زیرا منابع باستانی بهصراحت از آن یاد کردهاند.
هرودوت مینویسد که کمبوجیه دوم، پیش از حمله به مصر، با عربهایی که بر مناطق بیابانی میان غزه و مرزهای مصر تسلط داشتند، پیمان بست و آنان آب مورد نیاز سپاه پارسی را هنگام عبور از صحرای سینا - میان فلسطین و مصر- فراهم کردند. به نظر میرسد این پشتیبانی تدارکاتی یکی از عوامل اصلی موفقیت این لشکرکشی بوده است، زیرا عبور یک سپاه بزرگ از آن بیابان بدون تأمین آب تقریباً ناممکن بود، بهویژه آنکه عربها بر راههای بیابانی و چاههای آب تسلط داشتند.(۱)
هرودوت رهبر عربها را متحد پارسیان توصیف میکند و مینویسد که وی در رساندن آب به سپاه مهاجم به آنان یاری رساند.
همچنین منابع جدید که بر روایت هرودوت تکیه دارند، اشاره میکنند که کمبوجیه دوم - پسر کورش - با سران عرب در سینا و شمال شبهجزیره عرب پیمان بست و آنان مسئولیت تأمین آب و راهنمایی سپاه در مسیرهای بیابانی تا رسیدن به دره نیل را بر عهده گرفتند.(۲)
برخی پژوهشگران بر این باورند که عربها صرفاً متحدانی فرعی نبودند، بلکه در موفقیت این لشکرکشی نقشی تعیینکننده داشتند؛ زیرا مشکل اصلی نه رویارویی با ارتش مصر، بلکه رسیدن به آن از طریق بیابان بود.(۳)
اگر دیدگاه شماری از مورخان را بپذیریم که از حضور قبایل عرب در دو سوی خلیج، شمال شبهجزیره عرب و سینا پیش از عصر هخامنشی سخن گفتهاند، لشکرکشی کمبوجیه گواهی روشن بر آن است که عربها از سده ششم پیش از میلاد، بخشی از محیط سیاسی و نظامی پیرامون امپراتوری هخامنشی بودهاند.(۴)
عربها در عهد داریوش یکم (۵۲۲–۴۸۶ پیش از میلاد)
داریوش پس از به قدرت رسیدن، با ناآرامیهایی در مصر روبهرو شد و برای تثیت سلطه هخامنشیان بر آن سرزمین اقدام کرد. با این حال، منابعی که درباره لشکرکشیهای او به مصر سخن گفتهاند، همانند روایت هرودوت درباره لشکرکشی کمبوجیه، از یگانهای مستقل عربی در میدان نبرد یاد نمیکنند.
آنچه میدانیم این است که عربها بخشی از ساختار امپراتوری هخامنشی بودند و داریوش روابط نزدیکی با آنان حفظ کرد. سرزمین «عربایا» (Arabāya) نیز در روزگار او با امپراتوری هخامنشی پیوند داشت.
منابع تاریخی یادآور میشوند که عربها:
• از پرداخت مالیات معمول معاف بودند؛
• بخور و دیگر هدایای شاهانه را تقدیم میکردند؛
• در ارتش هخامنشی خدمت میکردند؛
• و در نقشبرجستههای تخت جمشید و نقش رستم در شمار ملتهای تابع امپراتوری به تصویر کشیده شدهاند.
در عهد داریوش یکم، منطقه «عربایا» در کتیبههای هخامنشی بهعنوان سرزمینی وابسته به امپراتوری ذکر شده است. با این حال، منظور از آن عمدتاً شمال شبهجزیره عرب، سینا و بخشهایی از جنوب شام بود، نه سراسر شبهجزیره عرب.
عربها در سپاه خشایارشا در جنگ با یونانیان
بر پایه روایت هرودوت در کتاب «تواریخ»، عربها بخشی از نیروهای خشایارشا یکم در لشکرکشی بزرگ او به یونان در سال ۴۸۰ پیش از میلاد بودند و هرودوت بهطور مشخص از وجود آنان در میان ملتهای شرکتکننده در سپاه هخامنشی نام میبرد.(۵)
از مهمترین نکاتی که هرودوت درباره عربها ذکر میکند:
نخست: عربها در شمار نیروهای سوارهنظام بودند، اما بر اسب نمیجنگیدند، بلکه از شتر استفاده میکردند.
هرودوت مینویسد که عربها با واحدهایی از شتربانان در سپاه حضور داشتند و شترهای آنان بسیار تندرو بودند و از نظر سرعت دستکمی از اسب نداشتند.(۶)
دوم: آنان نقشی ویژه در آرایش نظامی سپاه داشتند.
هرودوت روایت میکند که عربها در انتهای صفوف سوارهنظام قرار داده شدند، زیرا اسبها از بوی شتر و ظاهر آن رم میکردند؛ از این رو، شتربانان عرب از دیگر واحدهای سواره نظام جدا شدند.(۷)
سوم: عربها در درون سپاه هخامنشی نیرویی مستقل و متمایز را تشکیل میدادند.
هنگامی که هرودوت نیروهای شرکتکننده در لشکرکشی را برمیشمارد، میان سوارهنظام و «عربهای شتربان» تمایز قائل میشود و آنان را بخشی از نیروی زمینی امپراتوری به شمار میآورد.(۸)
از روایت هرودوت چنین برمیآید که آنان صرفاً واحدهای کمکی کوچک نبودند، بلکه عنصری شناختهشده و متمایز در سازمان نظامی هخامنشی محسوب میشدند.(۹)
هرودوت در بخش دیگری از کتاب هفتم، در توصیف تجهیزات عربها مینویسد که آنان کمانهای بلندی از چوب نخل و سلاحی کوتاه در کنار خود حمل میکردند؛ توصیفی که با تصویر جنگجوی عرب بیاباننشین در آن روزگار سازگار است.(۱۰)
نکته قابل توجه آن است که هرودوت عربها را بخشی از «پارسیان» به شمار نمیآورد، بلکه آنان را ملتی مستقل در میان ملتهای گوناگون امپراتوری هخامنشی معرفی میکند؛ همانند مصریان، فنیقیان، لیدیاییها، هندیان و دیگر اقوام تابع امپراتوری.(۱۱)
عیلام و عربها پیش از میلاد
منابع یونانی اولیه، بهویژه هرودوت و کتیبههای هخامنشی، سوسیانا/عیلام را سرزمینی مستقل از “عربایا” (Arabāya) میدانند. در تقسیمبندی هخامنشی، عربها عمدتاً در شمال شبهجزیره عرب، سینا، جنوب فلسطین و بیابانهای مجاور بين النهرين سکونت داشتند.
آنچه منابع بهطور مستقیم تأیید میکنند عبارت است از:
نخست: وجود عربها در حوزه خلیج فارس پیش از میلاد؛
دوم: وجود مراکز تجاری قدرتمند عربی مانند “جرهاء” (Gerrha)؛
سوم: وجود گروههایی با نامهای Arabii و Arabitae در سواحل مکران و مناطق پیرامونی آن؛
چهارم: وجود ارتباط و رفتوآمد مستمر میان دو سوی خلیج.(۱۲)
عربها در جنگهای داریوش سوم و اسکندر مقدونی
هنگامی که داریوش سوم با سپاهیان اسکندر مقدونی روبهرو شد، چندین منبع یونانی از حضور عربها در صفوف ارتش هخامنشی یاد کردهاند.
در نبرد گوگمل (۳۳۱ پیش از میلاد)، مورخان باستان از حضور سواران عرب در سپاه داریوش سوم، در کنار سواران دیگر اقوام امپراتوری، سخن گفتهاند. این اشارات بهویژه در آثار آریان و کوئینتوس کورتیوس روفوس در توصیف آرایش ارتش هخامنشی دیده میشود.
برخی روایات همچنین حاکی از آن است که سواران عرب در نزدیکی جناحی از سپاه میجنگیدند که نیروهای بين النهرين و نواحی غربی امپراتوری در آن مستقر بودند.(۱۳)
دوره سلوکی و عربها
پس از سقوط هخامنشیان و تشکیل دولت سلوکی (حدود ۳۱۲ تا ۱۴۱ پیش از میلاد)، نفوذ مراکز عربی در خلیج و شرق شبهجزیره عرب افزایش یافت.
برجستهترین نمونه، پادشاهی جرهاء (Gerrha) بود که جغرافیدانان یونانی آن را قدرتی بزرگ و عربی در عرصه تجارت توصیف کردهاند؛ قدرتی که بخش مهمی از تجارت خلیج فارس، بخور و کالاهای هند را در اختیار داشت. روابط این پادشاهی با سلوکیان میان اتحاد، مذاکره و پرداخت مبالغ مالی برای جلوگیری از رویارویی مستقیم در نوسان بود.
عربها و ظهور اشکانیان
هنگامی که اشکانیان (پارتیان) روند بیرون راندن سلوکیان از ایران را آغاز کردند، منطقه تنها از اشکانیان و سلوکیان تشکیل نشده بود، بلکه شبکهای پیچیده از مملکت ها و حکومتهای محلی در آن حضور داشتند.
مهمترین این واحدهای سیاسی عبارت بودند از:
۱. پادشاهی خاراکِن/میسان در رأس خلیج، که بخشهایی از جنوب منطقه كنوني اهواز را نیز دربر میگرفت و دارای عناصر بابلی بود؛
۲. مملکتها و مراکز عربی ساحلی که با تجارت خلیج پیوند داشتند؛
۳. قبایل عرب مستقر در مرزهای بابل، هورها و خلیج فارس.
پادشاهی خاراکن و پایتخت آن، خاراکس، در آغاز شکلگیری خود (سده دوم پیش از میلاد)، پادشاهی مرزیِ خلیجی با ماهیتی آمیخته از عناصر هلنیستی و بومی به شمار میرفت که عناصر عربی در آن حضوری مهم و رو به گسترش داشتند.
این واحدهای سیاسی گاه متحد سلوکیان و گاه متحد اشکانیان بودند و مواضع خود را بر اساس توازن قوا تغییر میدادند.
جواد علی در اثر دائرةالمعارفی خود با عنوان «المفصل فی تاریخ العرب قبل الإسلام» مینویسد که عربها مدتها پیش از اسلام در اهواز زندگی می کردند، اما اهواز سرزمینی کاملاً عربی نبود؛ بلکه منطقهای بود که در آن عربها با ساکنان محلی از جمله عیلامیان، آرامیان، پارسیان و دیگر اقوام درآمیخته بودند و حضور عربی در آن بهتدریج در دورههای اشکانی و ساسانی گسترش یافت.(۱۴)
نقش عربها در سقوط دودمان اشکانی و تأسیس دولت ساسانی
اردشیر بابکان، بنیانگذار دودمان ساسانی، پیش از نبرد سرنوشتساز هرمزدگان در سال ۲۲۴ میلادی، قلمرو خود را از استان فارس به سوی غرب گسترش داد و سرزمین ایلامایس (الیماييس) و پادشاهی خاراکن (میسان) را در جنوب غربی ایران کنونی به تصرف درآورد.
منابع تاریخی یادآور شدهاند که اردشیر پیش از برانداختن کامل دولت اشکانی، خاراکن (میسان) را زیر سلطه خود گرفت. سپس، در ۲۸ آوریل سال ۲۲۴ میلادی نبرد هرمزدگان میان اردشیر و اردوان پنجم (یا اردوان چهارم بر اساس برخی شمارهگذاریهای جدید) روی داد. در این نبرد اردوان کشته شد و دولت اشکانی عملاً به پایان رسید.
برخی مورخان از حمایت عربها از اردشیر بابکان در جنگ با اردوان پنجم سخن گفتهاند؛ زیرا پادشاهی خاراکن (میسان) در سدههای پایانی پیش از اسلام دارای عنصر عربی مهمی بود. همچنین در جنوب عراق و منطقه خلیج، قبایل عرب حضور داشتند که با نیروها و حکومتهای محلی گوناگون پیمان و همکاری داشتند. اردشیر بابکان پیش از پایان دادن به نبرد با اشکانیان، بر این مناطق مسلط شده بود.(۱۵)
———————
منابع:
1) Wikipedia
2) World History Encyclopedia
3) Ekb Journals
4) Ekb Journals
5) Hellenica World
6) Wikisource
7) Wikisource
8) Wikisource
9) Iranica Online
10) Hellenica World
11) Hellenica World
12) Cambridge University Press & Assessment, Assyria, Phoenicia and Arabia (Book16), The Geographi of Strabo
13) Iran Chamber Society:Articles on History of Iran
14) https://thahabi.org/book/5599?utm_source=chatgpt.com
15) Omniatlas & Britannica & Parthia.com
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|