پنجشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - Thursday 7 May 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 06.05.2026, 22:22

مروری بر چگونگی تولد جمهوری اسلامی

کتاب «ایران و انقلاب» نوشته همایون کاتوزیان


جان سیمپسون

گاردین / دوشنبه ۴ مه ۲۰۲۶

* «ایران و انقلاب»، نوشتهٔ همایون کاتوزیان – مروری بر چگونگی تولد جمهوری اسلامی، یک روایت برجسته و تازه از انقلاب ۱۳۵۷، زمینه‌ای بسیار لازم برای درک رویدادهای امروز فراهم می‌کند.

همان‌گونه که وردزورث پس از ۱۷۸۹ در پاریس دریافت، انقلاب‌ها عمیقاً افسون‌کننده‌اند. هیچ چیز به اندازه یک جمعیت انقلابی چنین جسور، فداکار، شجاع و در عین حال بی‌رحم نیست. افزون بر این، انقلاب‌ها جهان مدرن را شکل داده‌اند. اتحادیه اروپا با فروپاشی مارکسیسم-لنینیسم در اروپای شرقی دگرگون شد، و انقلاب نافرجام میدان تیان‌آن‌من در سال ۱۹۸۹ هنوز هم روان‌پریشی‌های حزب کمونیست چین را تغذیه می‌کند.

اما از برخی جهات، انقلابی که ده سال پیش‌تر رخ داد، حتی بیش از آن‌ها برای دوران ما تعیین‌کننده بوده است: سرنگونی شاه در ایران. این رویداد، در واقع، نمونه‌ای تمام‌عیار از انقلاب به سبک ۱۷۸۹ بود: سنگربندی در خیابان‌ها، جمعیت‌هایی مسلح به تفنگ‌های شکاری قدیمی و چاقوهای آشپزخانه که در برابر تانک‌ها صف کشیده بودند ــ تانک‌هایی که طبیعتاً ساخت بریتانیا بودند؛ کاخ‌ها، پادگان‌ها و مقرهای پلیس مخفی که مورد هجوم و غارت قرار گرفتند؛ یونیفرم‌های «جاویدان‌ها»ی شاه که بر زمین افتاده بود و صاحبانشان در وحشتی کامل آن‌ها را رها کرده بودند. حتی با تصویر نهایی و کلاسیک انقلاب نیز روبه‌رو شدم: جسد یک پلیس بداقبال که از تیر چراغ برق آویزان شده بود. اما حساسیت و ملاحظه‌کاری بی‌بی‌سی در لندن باعث شد آن تصویر هرگز پخش نشود.

سرنگونی دودمان شاه ریشه‌هایی عمیق داشت: امپریالیسم خشن و سنگین‌دستانه بریتانیا و آمریکا که دهه‌ها ادامه یافته بود؛ موج عظیم فساد ناشی از جهش قیمت نفت پس از ۱۹۷۳؛ تردیدها و دودلی‌های عصبی خود شاه؛ و خشونت ساواک ــ نهادی که، همانند پلیس مخفی در انقلاب‌های فرانسه و روسیه، در نهایت تنها سایه‌ای کم‌رنگ در برابر سرکوب رژیمی بود که بعداً بر سر کار آمد.

وقتی انقلاب رخ داد، مسلمانان سراسر جهان را به هیجان آورد: آنان دریافتند که واقعاً می‌توان در برابر ابزارهای برگزیده سیاست غرب ایستاد و آن‌ها را سرنگون کرد. اما ایران کشوری شیعه بود و بیرون از جریان اصلی سیاست و اندیشه اهل سنت قرار داشت، و انقلاب تأثیری به‌ویژه نیرومند بر جوامع شیعه گذاشت؛ به‌خصوص در لبنان، جایی که شیعیان جنوب کشور از زمان جنگ‌های صلیبی در حکم طبقه‌ای فرودست بودند. ناگهان آن‌ها به قدرت تازه‌ای آگاه شدند و حزب‌الله برای مقابله با پیشروی‌های اسرائیل شکل گرفت. اکنون، نیم قرن بعد، حزب‌الله یکی از دشمنان اصلی اسرائیل است؛ و خود ایران نیز در برابر قدرت ترکیبی ایالات متحده و اسرائیل ایستاده و نشان داده که حریفی توانمند و سرسخت است.

تاریخ انقلاب ایران بارها نوشته شده است، اما من تاکنون روایتی به این اندازه روشن و عاری از پیش‌داوری مانند اثر همایون کاتوزیان ندیده‌ام. کاتوزیان مورخی برجسته است، اما در عین حال شخصیتی چندوجهی نیز هست: اقتصاددان، دانشمند علوم سیاسی و منتقد ادبی معتبر. امروز او چهره‌ای ارجمند در کالج سنت آنتونی آکسفورد است، اما آنچه من به‌ویژه دوست داشتم، لحظاتی بود که حس می‌کنید با جوانی روبه‌رو هستید که روزگاری خود شاهد رخدادهایی بوده که بعدها استاد روایت آن‌ها شد؛ همانند وردزورث که نظاره‌گر ساخته‌شدن تاریخ بود.

همین مسئله «نظاره‌گر بودن» اهمیت دارد. شمار زیادی از دیپلمات‌های بریتانیایی، آمریکایی، فرانسوی و آلمانی در سفارتخانه‌های خود محبوس مانده بودند و به گزارش‌های اطمینان‌بخش دستگاه‌های اطلاعاتی شاه گوش می‌دادند. تنها دیپلمات بریتانیایی که من می‌شناختم و وخامت وضعیت شاه را درک کرده بود، جوانی بود که اجازه داشت بیرون از سفارت و همراه دوست‌دختر ایرانی‌اش زندگی کند. خبرنگاران خارجی که روزهای خود را در میان مردم عادی می‌گذراندند، از همه روشن‌تر فروپاشی قریب‌الوقوع را پیش‌بینی می‌کردند. حتی در نوامبر ۱۹۷۸ نیز چندین سفارت غربی، از جمله سفارت‌های بریتانیا و آمریکا، به پایتخت‌های خود گزارش می‌دادند که شاه، با وجود همه مشکلات، از انقلاب جان سالم به در خواهد برد.

اما همان‌طور که کاتوزیان به‌روشنی نشان می‌دهد، تلاطم سیاسی ایران با الگوهای ذهنی غربی سازگار نبود. او می‌نویسد ایران «جامعه‌ای بود که در آن تغییر ــ حتی تغییرات مهم و بنیادی ــ معمولاً پدیده‌ای کوتاه‌مدت به شمار می‌رفت. و این دقیقاً ناشی از فقدان چارچوب حقوقی تثبیت‌شده و مصونی بود که بتواند استمرار بلندمدت را تضمین کند.» امروز البته خود غرب نیز تا حدی با روندی مشابه روبه‌رو است؛ در ایالات متحدهِ دونالد ترامپ، جایی که قانون و سیاست باید خود را با هر آنچه ترامپ در هر لحظه می‌گوید تطبیق دهند. اما اگرچه گاه شباهت‌هایی میان شاه و ترامپ دیده می‌شود، ناامنی فراگیر شاه هیچ شباهتی به یقین زره‌پوش ترامپ ندارد؛ این باور مطلق که او همیشه حق دارد، هرچند بارها و به‌طور رادیکال نظرش را تغییر دهد. آنچه این دو مرد را به هم پیوند می‌دهد، توانایی حکومت‌کردن بر پایه امیال شخصی است. همین ویژگی شاه را ساقط کرد؛ و شاید پس از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر، بال‌وپر رئیس‌جمهور ترامپ را نیز بچیند.

تمام انقلاب‌ها تا حدی با خودفریبی همراه‌اند؛ وگرنه هرگز پیروز نمی‌شدند. کاتوزیان بهترین توصیفی را که تاکنون دیده‌ام، از اتحاد عجیب میان روحانیون فوق‌محافظه‌کار و روشنفکران چپ‌گرای ایرانی ارائه می‌دهد؛ روشنفکرانی که خود را قانع کرده بودند بازگشت آیت‌الله خمینی به تهران، راه را برای دموکراسی، آزادی بیان و سوسیالیسم واقعی باز خواهد کرد. از یکی از اعضای پیشین مجلس ــ که تحصیل‌کرده بریتانیا بود و تازه عرق‌ریزان و سرمست از استقبال آیت‌الله در خیابان‌های پرآشوب تهران به آپارتمانش برگشته بود ــ پرسیدم: «چرا این‌قدر خوش‌بینی؟» پاسخ داد: «هر چیزی بهتر از شاه است، و دورزدن خمینی هم آسان خواهد بود. آخر او فقط یک پیرمرد متعصب و نادان است.»

من که چند هفته پیش‌تر خمینی را در نوفل‌لوشاتو، در حومه پاریس، دیده و با او مصاحبه کرده بودم، قانع نشده بودم؛ و حق با من بود. دوست من حدود یک سال بعد در زندان اوین جان داد؛ به شکلی که ترجیح می‌دهم به آن فکر نکنم. خمینی تا زمان مرگش، ده سال بعد، در قدرت باقی ماند و نظامی را به جا گذاشت که تا امروز، عمدتاً بدون تغییر و قطعاً بدون اعتدال، دوام آورده است. همان‌طور که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو اکنون درمی‌یابند، صرفاً قطع‌کردن سرِ یک رژیم کاملاً بی‌فایده است. قدرت آن بسیار عمیق‌تر از این‌هاست.

شاه در ۱۶ ژانویه ۱۹۷۹ برای آخرین بار ایران را ترک کرد؛ اشک از چشمانش جاری بود وقتی سوار هواپیمایی شد که او را به تبعید و مرگی دردناک بر اثر سرطان می‌برد. در اول فوریه، آیت‌الله خمینی به همان فرودگاه وارد شد و جمهوری اسلامی را بنیان گذاشت. پیش رو، هرج‌ومرج، ترورها، وحشت و جنگی هشت‌ساله و هولناک با عراقِ صدام حسین قرار داشت؛ جنگی که غرب نیز در تشویق آن نقش داشت. هیچ‌کس تصور نمی‌کرد انقلاب اسلامی تا این اندازه دوام بیاورد. در سفرهای مکررم به ایران، به فرمولی رسیده بودم که گمان می‌کردم وضعیت را به‌خوبی خلاصه می‌کند: «انقلاب باثبات به نظر می‌رسد، اما دائمی نیست.» البته هیچ چیز دائمی نیست، اما انقلاب اسلامی ایران از بسیاری دیگر دوام بیشتری آورده است؛ از پرسترویکای گورباچف گرفته تا اوربانیسم.

کاتوزیان همان‌قدر که درباره خود انقلاب واقع‌بین و روشن‌بین است، درباره چنگ‌اندازی نظام ایران بر جامعه در طول سال‌ها نیز شفاف می‌نویسد، و روایت او از زنان جوانی که نپذیرفته‌اند با این نظام کنار بیایند، ستودنی است. بی‌تردید این نظام نیز روزی فروخواهد پاشید، هرچند اسرائیل و ایالات متحده شاید با حملات خود موقتاً نیروی تازه‌ای به آن تزریق کرده باشند. بیشتر حکومت‌های استبدادی سرانجام به‌دست فساد از پا درمی‌آیند، و این سرنوشت آیت‌الله‌ها و سپاه پاسداران نیز خواهد بود. این روند چنین طولانی شده، چون رژیم ــ برخلاف شاه ــ حاضر بوده برای حفظ قدرت از نهایت خشونت استفاده کند. در هر حال، مطالعه گرم، عقلانی و بسیار قابل‌فهم کاتوزیان، حتی مدت‌ها پس از ناپدیدشدن این پدیده نیز همچنان به توضیح آن ادامه خواهد داد.

در مجموع، کتاب کاتوزیان اثری روشن، منطقی و خواندنی است که حتی پس از پایان این نظام نیز به فهم آن کمک خواهد کرد.

———————-
* جان سیمپسون، سردبیر امور جهانی شبکه بی‌بی‌سی است.
کتاب «ایران و انقلاب: یک تاریخ»
نوشتهٔ همایون کاتوزیان
(به قیمت ۲۵ پوند) را در همین ماه انتشارات دانشگاه ییل Yale منتشر کرده است.





نظر شما درباره این مقاله:








 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net