|
چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴ -
Wednesday 28 January 2026
|
ايران امروز |
غم کشته و مجروح شدن هزاران ایرانی هموطن، قربانیان خشونت سیاسی، چنان سنگین است که نفس را در سینه حبس و غم را بر سر و روی زندگی آوار میکند. تسلیت گفتن و تقبیح خشونت سیاسی کمترین کار است. تاریخ ایران دههها درگیر این واقعه و زیر بار آوار این فاجعه خواهد بود.
اما در این روزها، غیر از غم آن هزاران کشته و مجروح، غصه عمیقی همه وجودم را گرفته است. تردید ندارم که دهها تن دیگر نیز چون من در چنین غم و بُهتی فرو رفتهاند. غم و نکبت «ما شکست خوردیم.»
ما – همه کسانی که عمرمان را گذاشتیم تا ایران به این نقطه نرسد – شکست خوردیم. ما که عمده اوقات عمر را صرف کردیم تا لابهلای کتابها راههای مهار خشونت و توسعه ایران را بجوییم، و به هزاران زبان به گوش خلایق – از جمله حاکمان – برسانیم و راه متفاوتی از زیستن را بشناسانیم و بسازیم، شکست خوردیم.
ما عمری را صرف خواندن، نوشتن و گفتن درباره دموکراسی و سیاست و مدیریت غیرخشونتآمیز کردیم، اما ایران امروز به دامان یکی از بزرگترین مصادیق خشونت سیاسی تاریخ معاصر درغلتید.
ما عمری را صرف کاوش در اندیشههای توسعه و تلاش برای آزمودن ایران با سنگ محک اندیشه توسعه کردیم و ایران امروز به یکی از بحرانیترین لحظات بحران اقتصادی، فقر و بسته شدن روزنههای توسعه رسیده است؛ و شاید صرفاً به تداوم بقا چشم دوختهایم.
ما عمری را صرف تحلیل اجتماعی محیطزیست، کنشگری محیطزیستی و تلاش برای تحلیل سامانههای حکمرانی محیطزیستی کردیم و دست آخر ایران عزیز ما در یکی از بدترین وضعیتهای محیطزیستی فرو رفته است.
ما به هر زبانی که میدانستیم درباره خطرناک بودن گذاشتن بارهایی فراتر از توان ژئوپلتیک-ژئواکونومیک ایران بر دوش این سرزمین و مردمانش نوشتیم، هشدار دادیم و فریاد کشیدیم؛ و عاقبت آنچه عاید ما شده است، درافتادن در خطرناکترین بحران ژئوپلتیک ایران از شهریور ۱۳۲۰ تاکنون است.
عمری را برای خواندن، تحلیل کردن، نوشتن و فریاد زدن درباره ضرورت ساختن ظرفیت حکومت صرف کردیم، و دست آخر به نقطهای رسیدهایم که ظرفیت حکومت به اندازهای شده است که با ۱۰ سانتیمتر برف، کل نظام آموزش و پرورش و بخش مهم خدمات عمومی تعطیل میشود. رؤیای دانشگاه آزاد و پویا را در سر میپروراندیم و تعطیلی، کلاسها و امتحانات غیرحضوری نصیب دانشگاه شده است.
بسیاری را میشناسم که به سهم خویش کوشیدند مسیرهای سیاست داخلی، سیاست اقتصادی، سیاست اجتماعی، سیاست خارجی، سیاست فرهنگی و سیاست امنیتی این کشور را به جاده اصلاح و صلاح بکشانند، و جز به مرز جنون کشاندن خود دستآوردی نداشتهاند.
واقعیت تلخ این است که ما زورمان نرسید، ما شکست خوردیم. زور ما به اقتدارگرایی داخلی و سرنوشت خاورمیانهای و بازی قدرتهای جهانی نرسید. ما در قبال سرنوشت خاورمیانهای و بازی قدرتها مسئولیتی نداشتیم، اما مسئولیتمان بود که حاکمان را نسبت به عواقب راهی که در پیش گرفته بودند (و بر آن اصرار میورزند) هشدار دهیم، و راههای برونرفت را نشان دهیم. گمان میکنم چیزی کم نگذاشتیم و البته چیزی هم حاصل نکردیم. ما چه تلخ شکست خوردیم.
حس و حال خودم، حال آدم شکست خورده مغمومی است که در انتظار هیچ به نظاره همه تلخیهایی نشسته است که تاریخ در بخش نکبتبار خاورمیانه به آدمیان هدیه میدهد. ما چه بد شکست خوردیم و زورمان به تاریخ، اقتدارگرایی و بازیهای ژئوپلتیک و کمعقلهای منفعتطلب نرسید. عقل خریدار نداشت، هنوز هم ندارد.
شاید تنها دلخوشی این باشد که ما – همه آنها مثل من که سخت کوشیدهاند و شکست خوردهاند – هر آنچه در توان داشتیم بهکار گرفتیم، اما زور تاریخ، زور آنها که مثل ما فکر نمیکنند، زور آنها که منافع بزرگ داشتند، زور آنها که به کارهای غلطشان مؤمن بودند و هستند، زور نخوت و تکبر و توهم، و زور خشونت، خیلی بیشتر از ما بود. ما تلاش کردیم تا ایران جای بهتری برای زیستن خود و فرزندان همه ما شود، اما نشد و ما شکست خوردیم. و اکنون فقط شاید فقط میشود به نظاره #بار_تاریخ نشست.
تلگرام نویسنده
@fazeli_mohammad
****
پاسخی به آقای محمد فاضلی
ما اشتباه کردیم / فتانه هویدا
ما اشتباه کردیم چون بعضی جاها خیال کردیم دانستن کافی است، گفتن کافی است، هشدار دادن کافی است. خیال کردیم عقل، خود به خود خریدار پیدا میکند. خیال کردیم تاریخ، اگر درست برایش استدلال کنیم، نرم میشود. نشد.
ما ــ دانشگاهیان، فرهنگیان، روشنفکران، اصلاحجویان و کنشگران مدنی ــ اشتباه کردیم، چون وزن واقعی ساختارهای قدرت، منافع انباشته، خشونت عریان و لجاجت سازمانیافته را دستکم گرفتیم. گمان بردیم میتوان با مقاله و کلاس، با سخنرانی و نصیحت اخلاقی، ماشین قدرتی را که از بیپاسخگویی و انحصار تغذیه میکند، متوقف کرد. اینجا خطای ما جدی بود.
ما اشتباه کردیم آنگاه که “درست گفتن” را با “اثرگذار بودن “یکی گرفتیم. فاصلهی میان فهم و کنش، میان نقد و تغییر، و میان هشدار و تصمیم سیاسی را کوچک دیدیم. مسئولیت خود را اغلب در سطح گفتن و نوشتن تعریف کردیم، بیآنکه بتوانیم ــ یا جرأت و امکانش را داشته باشیم ــ نیروی اجتماعی پایدار، سازمانیافته و مقاوم بسازیم؛ نیرویی که بتواند هزینه بدهد، دوام بیاورد و توازن قوا را ــ هرچند اندک ــ جابهجا کند.
مهمتر از همه، ما کسانی را که خارج از مرزها، از دلقکنشینان سیاسی بیمسئولیت گرفته تا کسانی که تنها در پی منافع شخصیشان بودند، دست کم گرفتیم. گمان کردیم اگر حرفهای درستی بزنیم، اگر حقیقت را فریاد کنیم، آنان به “ما” گوش خواهند داد، غافل از این بودیم که دروغهایشان جذابیت بیشتری از راستگویی ما داشت.
این اعتراف، البته به معنای بیارزش دانستن تلاشها نیست. همهی حقیقت ما در شکست خلاصه نمیشود. ما باختیم، اما دروغ نگفتیم؛ معامله نکردیم؛ خشونت را توجیه نکردیم. در زمانهای که دروغ، حذف و خشونت پاداش میگیرند، این ایستادن بر حداقلی از اخلاق، امر کوچکی نیست.
با اینهمه، اگر قرار است این اعتراف ثمری داشته باشد، باید فراتر از تسلی اخلاقی برود. باید بپذیریم که بدون بازاندیشی در شیوههای کنش، بدون عبور از نخبهگرایی، بدون پیوند واقعی با جامعه، و بدون فهم عریان از منطق قدرت، تکرار “درست گفتن” تنها به تکرار شکست میانجامد.
ما اشتباه کردیم، بله.
ما شکست خوردیم، بله.
اما شاید هنوز چیزی باقی مانده باشد: صداقت تلخ اعتراف به خطا، و شجاعت دیدن اینکه کجا و چگونه کم آوردیم. اگر روزی راه دیگری گشوده شود، احتمالاً از همین نقطه آغاز خواهد شد؛ از پذیرش مسئولیت، نه فقط در گفتار، که در بازسازی شیوهی عمل.
ما بارها از خاکستر برخاستهایم؛ اگر بار دیگر قرار است برخیزیم، اینبار باید با چشمانی بازتر و توهمی کمتر باشد.
منبع: تلگرام «حکم تاریخ»
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|