يكشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴ - Sunday 25 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 25.01.2026, 18:56

تکرار یک ماجرای پرتکرار!


احمد زیدآبادی

هنگامی که حماس عملیات ۷ اکتبر را به انجام رساند، بسیاری از افراد از جمله برخی از اصلاح‌طلبان اظهار خوشحالی کردند! به یکی از آنها سخن مسیح را یادآور شدم: “ای که امروز می‌خندی، فردا خواهی گریست!”

حرفم را به حساب طرفداری از اسرائیل گذاشت و گفت؛ این عملیات واکنشی به “جنایات” بی‌شمار دولت نتانیاهو بوده است. پاسخم این بود که این عملیات از یک محاسبۀ کاملاً اشتباه و عدم شناخت موقعیت داخلی و بین‌المللی “دولت عبری” نشأت گرفته و فلسطینی‌های تحت اشغال، تاوان بی‌نهایت سنگینی بابت آن خواهند پرداخت! آن روز نپذیرفت اما بعدها وقتی نوارغزه به ویرانه‌ای تمام عیار تبدیل شد و ده‌ها هزار نفر از مردم آن جان دادند، تصدیق کرد!

همان روزها از سوی یک نهاد امنیتی احضار شدم. در آنجا به من گفته شد که در بارۀ عملیات ۷ اکتبر دیگر نباید با آن نگاه چیزی بنویسم! به آنها گفتم که اگر نمی‌خواهند اصلاً نمی‌نویسم! اما اضافه کردم که به نفع خودشان است که بگذارند من هم از زاویۀ نگاه خود در این باره نظراتم را مطرح کنم. خطاب به آنها گفتم که خودتان را در تحلیل و نگاه خودتان حبس نکنید چون ماجرا به آن صورتی که می‌پندارید نیست و در آن جهت پیش نمی‌رود! بر صحت نظرشان اصرار کردند و من هم برای مدتی در این باره چیزی ننوشتم تا اینکه آثار عملی عملیات ۷ اکتبر نه فقط در نوارغزه که در کرانۀ باختری و لبنان و سوریه و ایران آشکار شد!

در عملِ اجتماعی و سیاسی، همۀ اطراف یک ماجرا مسئولند. مسئولیتِ یک طرف، نافی مسئولیت طرف مقابلش نیست! یک فرماندۀ جنگی نمی‌تواند فرمان ورود سربازانش به روی میدان مین را بدهد و بعد از کشته شدن آنها بگوید، او نمی‌دانسته آنجا میدان مین است و یا بگوید که این تقصیر ارتش مقابل است که در آنجا مین کاشته است! هر عمل سیاسی و اجتماعی به محاسبات بسیار واقع‌بینانه و زمان‌سنجی دقیق نیاز دارد تا نتیجۀ دلخواه از آن گرفته شود. اگر جز این بود ادعای رهبری سیاسی و اجتماعی به عدد خلایق رشد می‌کرد.

وینستون چرچیل هنگامی که دستور اعزام سربازان بریتانیایی به سواحل نورماندی را صادر کرد، از شدت دلهره و  اضطراب به خود می‌پیچید! از ترس اینکه مبادا محاسبات متفقین درست از کار در نیاید، خوابش مختل شد!

به هر حال، دنیا اینطور ساخته نشده که افراد تنها با اتکاء به عملکرد دشمن، هر نوع تصمیم منجر به هزینۀ خود را توجیه کنند. پذیرش مسئولیتِ هر تصمیمی با هر نوع پیامدی از نشانه‌های بلوغ است و سبب جلب اعتماد می‌شود. مسئولیت‌ناپذیری اما چیزی نیست که ما ایرانیان با آن آشنا نباشیم. تمام تاریخ سیاسی‌مان انباشته از مسئولیت‌ناپذیری و شکستن تمام کاسه کوزه‌ها بر سر دشمن است.

من در بیان این نوع نقدها آنقدر پیش رفته‌ام که حتی به قیمت خشم دوستان “ملی” از به چالش کشیدن استراتژی دکتر محمد مصدق هم صرف‌نظر نکرده‌ام! بارها نوشته‌ام که دکتر مصدق باید به گونه‌ای عمل می‌کرد که کارِ جنبش ملی شدن نفت به کودتا کشیده نمی‌شد. این حرف خشم برخی از ملیون را برمی‌انگیزد به طوری که می‌پرسند چرا تمام تقصیرات آمریکا و بریتانیا و ارتش و دربار را به گردن پیرمرد می‌اندازم؟ من تقصیر دیگران را به گردن مرحوم مصدق نمی‌اندازم اما با وجود تمام مشکلات و محدودیت‌ها او می‌توانست به گونه‌ای عمل کند که آن کودتا رخ ندهد و در نتیجه ما امروز در این نقطه نباشیم!

مخاطبان عزیز!
ایران در نقطه‌ای قرار گرفته که چه بسا با تهدید وجودی روبرو شود و چه بسا حمام خونی بی‌نهایت خوفناکتر از آنچه دیده و شنیده‌ایم در آن به راه بیفتد. هر اهل دانشی که با حجم بحران‌های حل ناشده و به عقب‌افتاده و تلنبار شدۀ کشور آشنا باشد، خالی از این نوع ترس‌ها و نگرانی‌ها نیست. درست به همین دلیل هر که دلسوز این آب و خاک است باید هر قدمی را با تحلیل دقیق و محاسبۀ روشن بردارد! خود را اسیر هیجانات و عواطف کردن و سیاستِ صعب و بی‌رحم را به امری رمانتیک فروکاهیدن و در عالم خیال و اوهام غرق شدن، چنان پشیمانی تاریخی به بار خواهد آورد که دچار لعنت ابدی خواهیم شد.

هر مدعی حفظ یا نجات کشور، باید با کمال صداقت در برابر مردم ظاهر شود. هیچ تصمیم کم‌هزینه‌ای برای عبور از بحران وجود ندارد. به همین علت همۀ مدعیان باید نوع و محل هزینه‌ای را که در مواجهه با بحران کنونی باید پرداخت شود، صادقانه با مردم در میان بگذارند تا ایرانیان بدانند قرار است وارد چه صحنه‌ای شوند.

اگر من در مقام مدعی بودم از همۀ صاحب‌نظران ملتمسانه درخواست می‌کردم که هر حرف و گام مرا بدون پرده‌پوشی و با صراحت کامل نقد کنند تا با شناخت و هشیاری بیشتری وارد تونل تاریک و وحشت‌زای پیش رو شوم، من اما مدعی نیستم و مدعیان هم بدبختانه از هر سو، تاب هیچ نقدی را ندارند و هر منتقدی را با توهین و تهدید و ناسزا ساکت می‌کنند!

ما خود یا پدران و اجدادمان دچار چه خطا و گناهی شده‌ایم که سرنوشت‌مان تلخ‌تر از زهر شده است؟ در این عمر ۶۰ ساله به یاد ندارم لحظه‌ای را بدون تهدید و ارعاب حکومت یا مدعیان جانشینی آن، عین آنچه را در ذهنم می‌گذرد، به زبان یا قلم آورده باشم!

برای من اما خدایی هست که می‌بیند و می‌شنود. با وجود او تحمل این تلخی‌ها ممکن و گاه آسان می‌شود.

منبع: تلگرام نویسنده
@ahmadzeidabad




 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net