|
شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴ -
Saturday 24 January 2026
|
ايران امروز |
در هفتههای اخیر، گزارشهای تکاندهنده از دامنه جنایت در ایران و صدها ساعت خاموشی مطلق اینترنت، وجدانهای بیدار را با پرسشی بنیادین روبرو کرده است. در حالی که آمارهای غیررسمی از جانباختن تا ۲۰ هزار نفر حکایت دارند، هیچ جریان سیاسی در داخل و خارج ایران راهی برای مهار قتل عام ندارد و کارنامه جمهوری اسلامی نشان داده، سکوت کنونی خیابانها، آرامشِ پیش از طوفانِ سرکوب بعدی است.
در این اضطرار و استیصال، برخی از چهرههای مخالف جمهوری اسلامی چاره را در «مداخله بشردوستانه» برای مهار قتل عام و تامین امنیت جان شهروندان یافتهاند. نمونهاش نامهای با امضای ۷ نفر است که از رئیسجمهور آمریکا خواستهاند «با اقدام خود علیه دستگاه سرکوب، به وعده خود عمل کند و مانع از ادامه کشتار مردم شود». در مقابل این نامه، مخالفانی به جنب و جوش افتادهاند تا دعوت به «مداخله خارجی» را محکوم کنند بیآنکه هیچ راه حلی برای مهار «حکومتِ قتل عام» ارائه کنند. در حوالی این جریانها، لابیهایی حقوقی - دیپلماتیک نیز به کمک جمهوری اسلامی آمدهاند تا با این استدلال که «موج اصلی سرکوب فرونشسته»، مانع از فعال شدن مکانیسمهای تنبیهی و حفاظتی بینالمللی شوند.
این یادداشت در دفاع از «ضرورت مداخله بشردوستانه»، طی ۷ نکته توضیح میدهد که چرا ما با یک بحران گذرا روبرو نیستیم؛ بلکه با یک «ماشین کشتار نهادینه» روبروییم که توقف موقتش، نه به معنای مصالحه و فرصت اصلاح، بلکه به معنای تجدید قوا برای جنایت بعدی است و این یعنی «مداخله بشردوستانه» یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است.
یکم: شرط اول «ملی بودن»، حفاظت از «ملت» است. ملیگرایی بدون توجه به قتلعام مردم، پوستهای بیمعناست. اگر قانون اساسی و مرزهای سیاسی به جای صیانت از مردم، به ابزاری برای تسهیل کشتار تبدیل شوند، مشروعیت خود را از دست میدهند. در وضعیتی که معترضان پشت درهای بسته و در خاموشی مطلق دیجیتال، هیچ امکانی برای دفاع از خود ندارند، انتظار برای معجزه داخلی، فرورفتن در نقش «هیئتهای عزاداری» است. وظیفه نیروهای سیاسی از سوگواری و صدور بیانیههای بیخاصیت «خواهش از قاتل»، به سمت ایجاد یک «نیروی بازدارنده» تغییر یافته است. ما همانطور که از اجرای بیتنازل قانون اساسی به تغییر قانون اساسی و تاسیس مجلس موسسان رسیدیم باید از اصل عدم مداخله خارجی به ضرورت مداخله خارجی تغییر وضعیت دهیم.
دوم: در فلسفه حقوق، فرق است میان کسی که مرتکب خطا میشود با کسی که ماهیتش با خطا گره خورده است. جمهوری اسلامی در طول دهههای گذشته ثابت کرده است که سرکوب، یک «خطای تاکتیکی» یا «پاسخ اضطراری» نیست، بلکه ستون فقرات بقای اوست. در رژیمی که از رتبه نخست اعدام در جهان و کشتارهای دهه ۶۰ تا اعتراضات محلی و سراسری در سالهای ۷۱، ۷۴، ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱ تا همین حالا الگوی رفتاری ثابتی دارد، ما با یک «ساختار قاتل» روبروییم. وقتی نظام سیاسی، بقای خود را صرفاً در حذف فیزیکی معترض و مخالف تعریف میکند، دیگر نمیتوان گفت او مرتکب قتل شده است؛ بلکه او «نظامِ قاتل» است. بنابراین پس از توقف موقت کشتار در هر دوره، «تهدید بالفعل» همچنان باقی است. بنابر دکترین «مسئولیت حمایت» (R2P)، پیشگیری از وقوع جنایت علیه بشریت بر درمان آن مقدم است. مثال سادهاش این است: همانطور که یک قاتل زنجیرهای با زمین گذاشتن موقت چاقو، بیخطر نمیشود، نظامی که ابزار حکمرانیاش تیربار و طناب دار است، هرگز «امن» محسوب نخواهد شد.
سوم: یکی از نقدهای رایج این است که کشورهای مداخلهگر خود پیشینه سیاهی دارند. این استدلال، یک مغالطه اخلاقی برای فلج کردن عمل سیاسی است. در سیاست، هیچ «مبدأ منزهی» وجود ندارد. جستجوی فرشته برای نجات از دست دیو، یعنی رها کردن قربانی در چنگال دژخیم. معیار ما نه «پاکیِ مداخلهگر»، بلکه «حفظ جان شهروند ایرانی» است. سیاست، عرصه انتخاب بین «بد» و «بدتر» برای رسیدن به «خوب» است، نه انتظار برای ظهور یک منجی بیعیب.
چهارم: برخی منتقدان میگویند مداخلهگران به دنبال منافع خود هستند. بله! دقیقاً همینطور است. هیچ کشوری برای اهداف صرفاً خیریه هزینه جنگ یا مداخله را نمیپردازد. هنر دیپلماسی مخالفان، یافتن «مساحت مشترک» میان منافع ملی ایران و منافع استراتژیک قدرتهای جهانی است. اگر ثبات ایران و پایان تروریسم منطقهای جمهوری اسلامی با منافع غرب گره بخورد، این «معامله» به نفع جان مردم ایران خواهد بود.
پنجم: سرکوب در جمهوری اسلامی مرز نمیشناسد. از ترورهای هدفمند در اروپا تا ویرانی سوریه، عراق، لبنان و حتی فصلهایی از تجربهی افغانستان همگی تحت تاثیر ماهیت جمهوری اسلامیاند. این حکومت برای جلوگیری از موفقیت حضور آمریکا در منطقه، تلاش کرد کل منطقه را به خاک و خون بکشد. گزارشهای منتشر شده از تجربه همکاری ابومصعب زرقاوی (رهبر القاعده عراق) و قاسم سلیمانی برای شکست تجربه آمریکا در عراق تنها برگی از این کارنامه است. بنابراین، مداخله بشردوستانه در ایران، تنها نجات یک ملت نیست، بلکه امنیتسازی برای کل خاورمیانه است.
ششم: در مفهوم و مصداق کلماتی مثل وابستگی و مداخله، یکسره باید تجدید نظر کرد. مخالفانی که از واژههایی مثل مداخله و وابستگی میترسند، علاوه بر فقدان استدلال ایجابی، گرفتار یک تلهی روانی-آرمانیاند. آنها برای خود مرزهایی گذاشتهاند که حتی به قیمت جان هزاران انسان از آن مرزها تکان نمیخورند. امنیت کره جنوبی، سیزدهمین اقتصاد برتر جهان و یکی از بهترین نمونههای رفاه در دنیا را ببینید! این امنیت در برابر تهدید دائمی کره شمالی، تنها با حضور بیش از ۲۸ هزار سرباز آمریکایی که اکنون نیز آنجا حضور دارند تامین شده است. اگر کره جنوبی هم مخالفانی مانند برخی نیروهای به اصطلاح ملی جمهوری اسلامی داشت، حاضر بودند سئول هم زیرپای پیونگیانگ، له شود اما آنها بتوانند پرچم عدم مداخله و عدم وابستگیشان را بالا نگهدارند تا شهوت آرمانهای مبتذلشان فروکش کند. «خارج» البته برای اینان همیشه بد نیست! هنگام پناه آوردن از شر جمهوری اسلامی و بورسیه گرفتن و پول درآوردن و زندگی ساختن و فرزندان را به مدارس امن و پیشرفته فرستادن، «خارج» خوب است اما همین خارج اگر قرار است به داد داخل برسد بد است. برای حمله به مداخله خارجی بیانشان صریح و گویاست اما به قتل عام داخلی که میرسند بیانیههایشان پر از لکنت و اما و اگر است. اینکه ترس از خارجی پررنگتر از ترس از قتل عام مردم باشد یکی از آموزههای استالینیِ جمهوری اسلامی است؛ وگرنه هم میشود از نیروی خارجی دعوت کرد و هم میتوان از ادامه حضورش برای تامین امنیت مردم دفاع کرد.
هفتم: «مداخله بشر دوستانه» تجربههایی بسیار موفق و گاه ناموفق در تاریخ خود دارد که موفقیتها یا ناکامیها در هر مورد، تحلیل و بررسی خاص خود را میطلبد. با توجه به امکانات تکنولوژیک جدید، مهم است که در پیگیری مداخله بشردوستانه، بر حمله به رهبر جمهوری اسلامی و دستگاه نظامی سرکوبش متمرکز شد تا دامنهی آسیب به شهروندان نرسد. برای چنین تمرکزی همه ایرانیان مهاجری که جایگاه معتبری در سیاست و اقتصاد کشورهای محل سکونتشان (به ویژه ایالات متحده آمریکا) دارند باید از امکانات و اعتبار و ارتباطشان استفاده کنند. تجربههای تاریخی نشان داده است که زدن سر دیکتاتوری، انسجام بدنهاش را دچار اختلال میکند و راه را برای تغییر میگشاید. بنابر این، مداخله بشردوستانهی متمرکز و هدفمند، نه یک اقدام تهاجمی، بلکه یک «دفاع مشروع جمعی» برای گشودن راه «نجات ایران» و تامین امنیت ملتی است که در خانه خود به گروگان گرفته شده است.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|