جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - Friday 23 February 2024
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 16.06.2021, 8:01

سخنی بی‌پرده با دکتر محمد فاضلی

انتخابات، خواست مردم و بحران نخبگان


علی آزاد

    ”من به استناد ۲۰ سال مطالعه درباره توسعه و دموکراسی، آگاهی بر دشواری‌های بسیار تحقق آنها، و برای جلوگیری از ‏تضعیف بیشتر جامعه در برابر قدرت سیاسی، تداوم امکان نقد دولت، و در نقد برخی رویه‌های حاکم بر سیاست و حکمرانی ‏کشور، ... به عبدالناصر #همتی #رأی_میدهم.”‏


متن بالا تازه‌ترین یادداشت و موضع‌گیری آشکار فاضلی در انتخاباتِ در پیش‌رو است. فاضلی از هفت ماه پیش، به شیوه‌ی ‏مرضیه‌ی کج‌دار‌ و مریز، در زمینه‌ی انتخابات می‌نوشت. او در پانزده یادداشت جداگانه “آقای رئیس جمهور آینده” را مورد ‏خطاب قرار داد و با طرح پرسش‌هایی در زمینه‌های ” حکمرانی خوب” به آنان هشدار می‌داد. در آن یادداشت‌ها فاضلی در ‏برابر رییس جمهور موهوم و خیالی خود گاه شمشیر را از رو می‌بست و برای انها خط و نشان می‌کشید. ‏‎

فاضلی در همین یادداشت کوتاه توئیتری در توضیح علت رای دادن او به عبدالناصر همتی بر چند مفهوم کلیدی تکیه می‌کند، ‏از ان‌جمله بر مفاهیم توسعه، دمکراسی، تقویت جامعه در برابر قدرت سیاسی، و ضرورت نقد ... . در ادامه‌ی این یادداشت ‏نشان می‌دهم که درک و برداشت فاضلی از این مفاهیم چیست و چگونه فاضلی این مفاهیم را به مسلخ‌گاه انتصابات می‌برد و ‏قربانی می‌کند. و در پایان به این پرسش پاسخ می‌دهم که آیا منش و روش کنش‌گری فاضلی به تقویت جامعه در برابر قدرت ‏سیاسی می‌انجامد؟

چرا فاضلی؟
در این نوشته روی سخن‌ام، بویژه، با دکتر محمد فاضلی ( پس از این فاضلی) است. چرا؟ به سه دلیل. ۱- اهمیت و نقشِ ‏فرهیختگان و دانش‌آموختگان در سامان دهی افکار عمومی بویژه در فضای انتخاباتی؛۲- فاضلی یک جامعه شناس و استاد ‏دانشگاه است؛ در عین حال سمت‌های مشاوره‌ای در مرکز تحقیقات استراتژیک و یا پاره‌ای از وزارت‌خانه‌ها داشته و دارد؛ و ‏نیز در پهنه‌ی دنیای مجازی حضوری موثر دارد؛ او تلاش می‌کند تا در زمینه‌های متنابه اجتماعی-سیاسی-فرهنگی به افکار ‏عمومی یاری رساند و جامعه را به کنشِ مطلوب نظر خویش فراخوانَد. و۳- فاضلی بویژه در زمینه‌ی انتخابات به مانند یک ‏کنش‌گر سیاسی و فکری نقش ایفا می‌کند؛ او اینکار را در گذشته نیز (برای نمونه در ستاد دکتر معین سال ۸۴) انجام داده ‏است.‏

فاضلی و عدم پای‌بندی او به مفاهیم کلیدی
آیا فاضلی می‌تواند به دلایلی که برای رای دادن به همتی برشمرده است، پای‌بند باشد؟ پاسخ منفی است. علت آن شاید این ‏نیست که فاضلی نخواهد به مبانی اندیشگی خود پایبند باشد، بل مشکل کار در این است که درک فاضلی از مفاهیم کلیدی ‏مورد نظر او دچار اشکال است. در ادامه به اختصار با مفاهیمی چون انتخابات، اصلاح‌طلبی، دمکراسی، شفافیت، اعتماد ‏سازی، جامعه مدرن و مصداق آن  از نظر فاضلی می‌پردازم.‏

فاضلی و امر انتخابات
‏ انتخابات بر پایه‌ی نظارت استصوابی اساسا از از مفهموم اصلی خود، یعنی حق آزادانه‌ی انتخاب شدن و انتخاب کردن، تهی ‏شده است. با این وجود فاضلی بر این باور است که به هر تقدیر باید در ‘انتخابات’ شرکت کرد تا مانع به قدرت رسیدن “بدتر” ‏شد. او در سال ۸۴ در ستاد مصطفی معین فعال بود. او بر این باور است که همه‌ی تلاشش را کرد تا محمود احمدی نژاد به ‏قدرت نرسد. او سیاست نادرست اصلاح طلبان و رای ندادن بخشی از مردم را در شکست معین موثر و مقصر می‌داند. فاضلی ‏خواست قلبی هسته‌ی سخت قدرت در برگزیده‌ شدن احمدی نژاد را مسکوت می‌گذارد و می‌گذرد.‏

‏ بنا بر شواهد محمد فاضلی در انتخابات ۸۸ هم در جناح مقابل احمدی‌نژاد قرار داشت. ولی بر من روشن نیست که فاضلی دلیل ‏انتخاب شدن دوباره‌ی احمدی نژاد یا شکست موسوی را به عهده‌ی چه کسی می‌گذارد؟ با این پرسش می‌خواهم بگویم که ‏فاضلی نقش هسته‌ی سخت قدرت را در انتصاب احمدی‌نژاد ناگفته می‌گذارد و می‌گذرد.‏

فاضلی در انتخابات ۹۲ و ۹۶ نیز تمام‌قد مشارکت داشت و از روحانی حمایت کرد و تا امروز هشت سالی با دولت روحانی ‏همکاری داشت (دارد؟). در این زمینه به نگاه و برداشت فاضلی از شخصیت سیاسی آقای روحانی نیزاشاره می‌کنم.‏

فاضلی تا به امروز به نقد جدیِ نگاه خود به پدیده‌ی انتخابات در ایران و روش کنش‌گری‌ خود ننشسته‌است. نگاهی دوباره به ‏تجربه‌ی ۲۰ ساله‌ی او حاوی درس‌های آموزنده‌ای برای ما خواهد بود، ولی فرصت آن در این نوشتار نیست. ‏

فاضلی و مفاهیمِ اصلاحات و دمکراسی ‏
فاضلی دو برداشتِ موجود در جامعه درباره‌ی مفهوم اصلاحات و دمکراسی را اینگونه صورت‌بندی می‌کند: یکی از منظر ‏عامه مردم که خواهان اصلاحات موردی و مصداقی هستند. یعنی سقف خواست‌‌هاشان اصلاحات معیشتی است. و دیگری ‏اصلاح‌طلبی که بر توسعه سیاسی تکیه دارد. او اصلاح طلبی‌ای که به دنبال توسعه سیاسی است را “کلی‌گرا” می‌داند که بر ‏‏”متغیری معجزه‌گر” تأکید دارد. او با این توصیف، تلاش برای تحقق اصلاحاتِ مورد نظر عامه مردم را مقدم و مفیدتر ‏می‌شمارد. و در عمل تنها به همین اصلاحات معیشتی بسنده می‌کند.‏

فاضلی و شفافیت
در مقطعی که موضوع علنی کردن فیش‌های حقوقی پیش آمده بود فاضلی از شفافیت در این کار استقبال می‌کرد و آنرا برای ‏ارتقا اعتماد مردم به نظام مفید می‌شمرد. ولی بتازگی در نوشته‌ای از او درمیابیم که مراد او از شفافیت چیست و چگونه ‏می‌خواهد اعتماد مردم را جلب کند. او می‌نویسد: “بدون شفافیت، گفت‌وگوی عمومی مبتنی بر داده‌های درست و تصمیم ‏اجماعی هیچ اعتمادی برای کنش هماهنگ عمومی در مقابل کرونا شکل نمی‌گیرد”. خواننده انتظار دارد که با توجه به آنهمه ‏دروغهای پیدا و پنهانی که مسئولین نظام درباره کرونا گفته ‌اند و می‌گویند، فاضلی برآشوبد و از مضرات آن در سلب اعتماد ‏عمومی بگوید ولی او چنین نمی‌کند بلکه می‌نویسد: “من نمی‌گویم  چیزی پنهان می‌شود، می‌گویم جامعه باید باور کند چیزی ‏پنهان نمی‌شود”.

فاضلی این سخن را در فروردین‌ماه ۱۴۰۰ می‌نویسد، یعنی بیش از ۱۴ ماه پس از شیوع کرونا در کشور. ‏پرسش این است: آیا او در این بازه زمانی پنهان‌کاری و دروغ آشکار کم شنیده است؟ شاید بشود گفت آیا چیزی به غیر از ‏دروغ – آنهم دروغ‌های آشکار- از زبان مسئولین شنیده است؟ در شگفتم که این دیگر چه صیغه‌ی عافیت‌طلبانه‌ایست که ‏فاضلی پیشه کرده است؟ این دیگر شیوه‌ی مرضیه‌ی نصحیت‌الملوک نیست؛ این عین تحمیقِ جامعه، و با پوزش، احمق ‏پنداشتن مخاطبان‌اش است. این احساس مخاطبان را در واکنش‌های ذیل یادداشت او در کانال تلگرامی ایشان می‌توان دید.‏

فاضلی و امر “مدرن بودن”‏
تعریف فاضلی از مدرن‌بودن چیست و مصداق آن در ایران کیست؟  “اولین رئیس جمهور مدرن ایران” عنوان نوشته‌ای از و ‏لقبی است که فاضلی به حسن روحانی داده‌است و او را شایسته‌ی دوباره برگزیده شدن می‌خواند. او در این یادداشت انقدر ‏درباره‌ی شرایط ایران اغراق می‌کند که اگر کسی ایران را از نزدیک ‌نشناسد گمان می‌کند که او درباره‌ی سوئیس و یا شاید ‏درباره‌ی کره مریخ می‌نویسد. فاضلی: ما و نسل ما که حاملان ایران مدرن هستیم دیگر عقد اخوت با هیچ سیاستمداری ‏نبسته‌ایم و حمایت نا مشروط از کسی نمی‌کنیم ...”. باورم نمی‌شود که اینها را یک جامعه شناس مستقل بر قلم آورد. فاضلی در ‏حالی از ” ما نسل حاملان ایران مدرن” سخن می‌گوید که با نظارت استصوابی عنان‌گسیخته، که چیزی جز توهین به شعور ‏جامعه نیست، انتخابات به نازل‌ترین شکل انتصابات درآمده است. ولی فاضلی همچنان خشنود است که انتخابات برگزار ‏می‌شود؛ مردم اجازه دارند بین بد و بدتر انتخاب کنند و در راستای اصلاحات حداقلی و معیشتی خویش بکوشند.‏

با مرور کوتاه بر تفکر فاضلی درباره‌ی مفاهیم انتخابات، اصلاحات، دمکراسی، مدرن‌بودن و شفافیت و راهکارهای پیشنهادی ‏او، بنظر می‌رسد که اِشکال کار او اشکال معرفتی در زمینه‌ی مفاهیم مورد اشاره است. ‏

فاضلی و اهرم نقد
آیا فاضلی به نقد باور دارد؟ آیا او هیچگاه به نقد رویکردهای نظری و راهکاری عملی خود در امر انتخابات پرداخته‌است؟

من در اینجا تنها به بازخوانی یک تجربه می‌پردازم. در آستانه‌ی ‘انتخابات’ مجلس در سال ۹۸ فاضلی در بازه زمانی کمتر از ‏سه هفته‌ دست‌کم چهار یادداشت درباره‌ی مشارکت در انتخابات آن دوره نوشت. او در این نوشته‌ها در لباس استراتژیست ‏اصلاح‌طلبان ظاهر می‌شود و پس از مداقه در “پر شور” یا/و “پر ثمر” کردن انتخابات و بررسی “مساله سه سطحی انتخابات” ‏در یادداشت “اصلاح‌طلبان لیست بدهند ” از آنها می‌خواهد با ارایه‌ی لیست‌های گوناگون کفه‌ی خواست‌های اصلاح‌طلبانه را در ‏مجلس سنگین کنند. و در پایان در پاسخ با این پرسش که بالاخره رای بدهیم یا ندهیم، در یادداشت “مدارا کنیم” می‌نویسد: ‏سیاست‌ورزی یک کنش جمعی است که به پشتوانه و کمک دیگران انجام می‌گیرد. از طرف دیگر فاضلی مشارکت مردم را ‏بالای ۴۰٪ ارزیابی می‌کند و حتی احتمال بالای ۵۰٪ را هم بعید نمی‌بیند. و در نهایت خواننده را به مدارا و احترام گزاردن ‏به تصمیم اطرافیان خود و کلیت جامعه دعوت می‌کند.

البته طبیعی است که فاضلی، با درخواست اصلاح‌طلبان لیست بدهند، خود در انتخابات مجلس شرکت کرده‌باشد. و این در ‏حالی‌ست که اکثریت مردم آگاهانه با 《نه》سلبی خود خواهان عدم مشارکت شده بودند.‏

با بازخوانی تجربه‌ی فاضلی در استانه‌ی انتخابات مجلس بنظر می‌رسد که فاضلی نگاه نقادانه‌ای به دیدگاهها و کنش‌های ‏سیاسی خود نداشته‌ است.‏‎ ‎متاسفانه او همچنان برپایه‌ی دیدگاههای نظری و عملی دو دهه‌ی گذشته‌ی خود با مسائل و ‏رخدادهای اجتماعی مواجه می‌شود و کنش‌گری می‌کند.‏

فاضلی حتی از اصلاح‌طلبان سیاسی و حزبی هم اصلاح‌طلب‌تر شده است، اگر چه به تازگی واژه‌ی ‘اصلاح‌جو’ را بیشتر ‏می‌پسندد. لابد به این خاطر که واژه‌ی اصلاح‌طلبی به یک ناسزای سیاسی بدل گشته است.‏

گزینه‌ی فاضلی و گزینه‌ی اکثریت جامعه
شاید بشود گفت که توسعه و دمکراسی دو بالِ سعادت و خوشبختیِ جوامع در دوران معاصر هستند. دو بالی که فقط در ‏رابطه‌ا‌ی زنده و هماهنگ می‌توانند نقش آفرینی کنند. کشور ما تجربه‌ی توسعه‌ی آمرانه در دوران پهلوی اول و دوم  را دارد. ‏نتایج دهشتناک آنرا، علی‌رغم رشد اقتصادی و پاره‌ای نوآوری‌ها، دیده‌ایم و هنوز هم شاهدیم. لذا تاکید یک‌سویه بر توسعه ‏‏(اقتصادی) نمی‌تواند و نباید به هدف و چشم‌انداز جامعه بدل شود.

درست است که دمکراسی یک شَبه حادث نمی‌شود. دمکراسی یک روند است. دمکراسی یعنی محدود سازی و در نهایت ‏پایان‌دهی به استبداد در حیات سیاسی و اجتماعی. دمکراسی در این روند با رشد و گسترش آزادی‌های فردی و اجتماعی همراه ‏می‌شود؛ دمکراسی اساسا بر پایه‌ی مشارکت شهروندی تحقق می‌یابد و به نوبه‌ی خود موجب گسترشِ حضور و نقش ‏شهروندیِ آحاد جامعه می‌گردد. ‏

حال پرسش این است که آیا نظام سیاسی برآمده از انقلاب توان دست‌یابی به چنین دمکراسی‌ای را دارد؟ تجربه‌ی زیسته‌ی ۴۲ ‏ساله‌ی ما می‌گوید: نه!‏

گزینه‌ی اکثریت جامعه
برای دست‌یابی به دمکراسی پایدار که با توسعه موزن نیز همراه باشد، کشور نیازمند یک نظام سیاسی مطلوب است. یک ‏نظام سیاسی‌ای که حق حاکمیت مردم- شهروند را بپذیرد، شرایط ایجاد آنرا فراهم کند و از آن حفاظت نماید.‏

حاکمیت سیاسی، بدون پرده و در یک نگاه:  جمهوری اسلامی علی‌رغم ایده آل‌ها و شعارهای آزادی‌خواهانه و عدالت‌طلبانه‌اش ‏در عمل به نتایج معکوسی دست‌یافته است. ج.ا.ا. بر پایه‌ی ولایت مطلقه فقیه استوار است. این ولایت مطلقه که از ایدئولوژی ‏دینی هم سرچشمه می‌گیرد از اهرم‌‌ به غایت انسدادی قانون‌اساسی برخوردار است. انسدادِ حقوقی و سیاسی منبعث از حاکمیت ‏دینی و مندرج در قانون اساسی، به کمک شورای نگهبان و نظارت استصوابی آن به همه‌ی وجوه تقنینه، قضایی، فرهنگی، ‏اقتصادی و زیست‌بومی سرایت داده شده است. این انسداد چنان عرضه را بر زندگی اکثریت مردم تنگ کرده است که امکان ‏نفس کشیدن و زنده‌ماندن را نیز از آنان سلب کرده‌است.

اکثریت مردم ما این انسداد کشنده را حس و فهم کرده‌اند و ضرورتِ گذار از این انسداد را فریاد کرده‌اند. این فریادها را در ‏جنبش‌های دی ۹۶ و آبان ۹۸ و هر روز در اعتراض به تبعیض علیه زنان، در اعتراض به اختاپوس تبعیض خودی-‏ناخودی، و ...  شاهد بوده و هستیم. فریادِ ضرورتِ گذار از این انسداد و ضرورتِ باز نمودن راه توسعه و دمکراسی هر ‏روز رساتر به گوش می‌رسد. این فریادها، چون خواستِ همگانی، در نامه‌های ۱۴ نفره‌ی اول و دوم به وضوح آمده است. این ‏روزها در بیانیه‌های بسیاری این خواست‌ها با شفافیت بیشتری طرح شده‌اند. یکی از برجسته‌ترین آن‌ها بیانیه‌ای با ۲۳۱ امضا ‏موسوم به «هم آوا برای بایکوت انتخابات خرداد ۱۴۰۰ و گذار خشونت پرهیز از جمهوری اسلامی به حکومت مردم، به ‏وسیله مردم و برای مردم» آمده است.‏

چه در این پیام و چه در پیام‌های مشابه‌ی دیگر برای گذار از انسداد مطلقه‌ای که ایجاد شده است، بر چند نکته‌ی کلیدی تکیه ‏می‌شود. مهمترین‌ آنها تکثر گرایی – در برابر منطقِ خودی/ناخودی  سازی -، خشونت پرهیزی، حاکمیت قانون و ایجاد نظام ‏دمکراتیک سکولار است. در بخشی از بیانیه موسوم به “هم آوا با ...” آمده است که: ما از شما هم‌میهنان بزرگوارمان، با فروتنی ‏و مهر می‌خواهیم که هم‌آوا شویم تا برای پاسداری از منافع ملی ایران و حفظ جان و مال مردم، برای گذار خشونت پرهیز و ‏صلح‌جویانه از نظام نابسامان ولایت فقیه و قانون اساسی تحمیلی ضد بشری نظام، و در راستای دستیابی به یک قانون اساسی دموکراتیک ‏سکولار مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر، به نام جنبش همبستگی ملی دموکراتیک و سکولار، انتخابات نمایشی ریاست جمهوری ‏اسلامی ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ را تحریم کنیم ... .”‏

روح این پیام و خواست اکثریت جامعه روشن است. مردم‌ خواست‌های ایجابی دارند. راهِ ایجابِ آنرا هم خشونت پرهیز ‏می‌دانند و به این منشِ خود پای‌بند هستند. و در این راه، امروز، این کنش‌گریِ هماهنگ و هم‌اوای «نه» به انتخابات نمایشی ‏را سامان داده‌اند. عدم مشارکت پایان کار نیست، بل آغاز کار مدنی منسجم و درازمدت است. ‏

گزینه‌ی فاضلی
نظام سیاسی مطلوب و جامعه‌ی شهروند محور لازم و ملزوم یکدیگرند. نمی‌شود با یک ساختار سیاسیِ متصلبِ اقتدارگرای ‏اقلیت محور، یک جامعه‌ی شهروند محور با مشارکتی پویا و حداکثری ساخت. این، واقعیت تلخ و وحشت‌افزایی است که ما ‏هم‌اکنون شاهد آن هستیم. واقعیتی که با فروپاشی اجتماعی فاصله‌ی چندانی ندارد. فاضلی و دیگر نخبگانی چون او، ‏شوربختانه، این واقعیت عریان را نمی‌بینند یا نمی‌خواهند ببینند.

فاضلی و نخبگان هم‌دل و هم‌اندیشه با او راهی دیگر بر گزیده‌اند. آنها در عمل چشم خود را بر ساختار متصلب، واگرا، ‏ناموزون و نا هم‌خوان با توسعه و دمکراسی بسته‌اند. در این نادیده‌ انگاریِ واقعیت چند موضوع به مثابه‌ی پاشنه‌ی آشیلِ ‏فاضلی هستند. یکی آنکه درک و برداشت فاضلی از مافهیم کلیدی محدود و با نیازهای امروزین ناسازگار و ناکارآمد است. دو ‏دیگر آنکه او و همفکرانش با خلق مفهوم “کنش‌گران مرزی” و پنهان شدن پشت آن، هر‌گونه سیاست‌ورزی و همکاری را به ‏نیت تغییر در” بالا” و در جهت منافع عموم، توجیه می‌کنند. جا دارد تا به پاشنه‌ی آشیل‌ها یا پیش زمینه‌های شناختی موثر در ‏رویکردهای فرهیختگانی چون فاضلی بطور جدی پرداخته شود.

او و دیگر دوستانش در هفت ماهه‌ی گذشته واقعییت‌ها را انکار کردند و با فریادهای چه کنم چه کنم به نوعی “به پیش” فرار ‏کردند.‏

موضوع “فرار به پیش” یا فرافکنی روشی بود که بسیاری از نخبگان از آن بهره جستند تا به خیال خود، در گفتمان شرکت یا ‏تحریم انتخابات،  پاسخ به چه باید کرد را به تاخیر اندازند و یا آن پرسش را پیشاپیش نالازم بشمارند. در اینجا به چند نمونه‌ی ‏کوتاه اکتفا می‌کنم:‏

دکتر مقصود فراستخواه، در همین دوره‌ی مورد نظر، به کاوش تاریخی درباره‌ی “کنش‌گران مرزی” پرداختند. او حتی در ‏جایی از این پردازش نقد دیگران به کنش‌گران مرزی را مورد نکوهش قرار می‌دهد. هنوز نمی‌دانم آیا دکتر فراستخواه هم ‏مردم را به مشارکت در انتخابات دعوت می‌کند یا نه. طرفه آنکه مفهوم ” کنش‌گران مرزی” به کام نخبگانی چون فاضلی ‏شیرین آمد. فاضلی در گفتگویی درباره‌ی اخرین کتاب‌اش – ایران بر لبه تیغ – از این مفهوم نام می‌برد و کنش خود را ذیل آن ‏تعریف می‌کند.

دکتر محسن رنانی نمونه‌ی دیگری از این نخبگان است که از ابزار “فرار یه جلو” بهره می‌جوید. او درست یک سال ‏پیش در یادداشت “سوزن‌بان، مذاکره و زلزله” و در یادداشتی در روزنامه‌ای شرق نوشت که بدون توجه به اینکه ‏نتیجه‌ی انتخابات ۱۴۰۰ چگونه رقم خواهد خورد، دهه‌ای که از ۱۴۰۰ آغاز می‌شود دهه‌ی “نوسازی و افق‌گشایی” ‏است. او از آن پس همین نوید “افق‌گشایی” را برای خود و برای جامعه تکرار کرد؛ آنرا مسلم پنداشت و از همین منظر ‏توجه به انتخابات مهندسی شده‌ی حاضر را بیهوده دانست. بدین‌ترتیب او دغدغه‌ی “سوزن‌بان” یا همان رئیس جمهور ‏آینده را برای خود حل کرد. این همان مقدمه چینی فرافکنی یا فرار بسوی دوره‌ی پسا انتخابات بود. این یعنی دیگر از ‏رنانی درباره‌ی انتخابات نپرسید.

رنانی از همین منظر حدود ۳ ماه پیش در یادداشت “سلام بر ایران، سلام بر رهبری” ‏به تشریح “واپسین فرصت افق‌گشایی”  می‌پردازد. رنانی در نامه‌ی خیالی خود ” آخرین قهوه با آقای روحانی” (فروردین ‏‏۱۴۰۰) اشاره می‌کند که در سال ۹۲، از سر لجاجت، با تمام توش و توان برای انتخاب شدن روحانی تلاش کرد. با ‏این‌وجود در سال ۹۶، علی‌رغم درخواست همسرش، حتی حاضر نشد که رای بدهد. با این همه رنانی تا سه روز پیش ‏چیزی درباره‌ی ‘انتخابات’ پیش‌رو ننوشت. او در یادداشتی با عنوان ” انتخابات ارام، گامی بسوی افق گشایی ملی؟” وارد ‏عرصه می‌شود.

دم خروسِ فرار از واقعیت انتصابات از همین عنوان یادداشت پیداست. رنانی خواهان انتخابات آرام ‏است. آنهم برای افق گشایی ملی که، بنابر پیش‌گویی او، در هر صورت، بدون توجه به نتیجه انتخابات، خواهد آمد. ‏دعوت رنانی به حفظ ارامش امری پسندیده است. انچه که اهمیت دارد این است که رنانی از کنش‌گری شهروندی شانه ‏خالی می‌کند و عرصه را به هسته‌ی سخت قدرت وا می‌گذارد. رنانی اهرم‌های تصلب و انسداد حاکم را حتی به پرسش ‏نمی‌کشد تا چه رسد به چالشِ مدنی. جا دارد نقش اقتصاددان توسعه محور و موعظه‌گر خوش سخن و خوش‌قلم ما جداگانه ‏مورد کاوش قرار گیرد که بی‌گمان درس‌هایی برای جنبش مدنی توسعه‌طلب و دمکراسی خواه خواهد داشت.

دکتر فاضلی در کنار پانزده شماره یادداشت‌های نه سیخ بسوزد نه کباب که “آقای رئیس جمهور اینده” را مورد خطاب و عتاب ‏قرار داد، جا به جا از موضع اینکه “چه رای بدهبم، چه رای ندهیم” مباحثی کلی در اهمیت انتخابات را پیش می‌کشید. و البته ‏هر چه که به ۲۸ خرداد نزدیک‌تر می‌شویم زمینه‌های علنی شدن نظرات ایشان بیشتر نمایان می‌شود تا اینکه امروز، تنها ۴ ‏روز مانده با انتصابات، حرف دل خویش را اشکار کرد که در رای گیری شرکت می‌کند و به آقای همتی رای می‌دهد.‏

مشارکت نخبگانی چون فاضلی در انتخابات مهندسی شده در خوش‌بینانه‌‌ترین حالت نشانه‌ی عدم درک درست از مفهوم ‏انتخابات آزاد است. فاضلی یا هر نخبه و فرهیخته‌ی دیگری خوب می‌دانند که مشارکت آنها به مشروعیت حکمرانی اقتدارگرا ‏کمک مب‌کند. ما با مشروعیت بخشیدن به این حکمرانی هم در داخل کشور زیر فشار بیشتری قرار می‌گیریم و هم در ‏عرصه‌ی ببن‌الملل باید چوب ” خود کرده را تدبیر نبست” را بخوریم. یادتان هست که آقای ظریف در هر مصاحبه‌ای با ‏خبرنگاران خارجی، درباره‌ی اعتراضات مردمی و ابراز نارضایتی‌ها، می‌گفت که مردم ما با همه‌ی قوانین ما موافق‌اند، دلیل ‏آن هم مشارکت و رای بالایی ست که مردم در صندوق‌ها می‌ریزند. شوربختانه نخبگان ما این واقعیت‌ها را فراموش می‌کنند.‏

فاضلی به افای همتی رای می‌دهد. او در اینباره دلایل و پیش‌شرط‌هایی را می‌شمرد. در اینجا به آنها نمی‌پردازم. ولی با نگاهی ‏به تجربه‌های زیسته‌مان می‌توان پرسید آیا همتی می‌تواند کمتر از خاتمی تدارکات‌چی باشد؟ یا بیش از احمدی‌نژاد در برابر ‏هسته‌ی سخت قدرت ساز ناکوک بنوازد؟ و یا از قواره‌ی رئیس مجریه‌‌ی خود، حسن روحانی، فرا تر رود؟ بی تردید چنین ‏انتظاری بیهوده می‌نماید.‏

بگذریم ار اینکه همین آقای همتی دست پرورده و همگام و هم‌سو با هسته‌ی سخت قدرت است. این روزها اظهارات تند او ‏درباره‌ی جنبش سبزدر دنیای مجازی در دسترس است. ‏

آز اقایرفاضلی می‌پرسم آیا شعارهای همتی در زمینه‌ی زنان، اقلیت‌های دینی و یا قومی چیزی جز شعارهای پوپولیستی و ‏رای جمع‌کنی است؟

‏ نخبگانی چون فاضلی، رنانی و ... دست‌کم در ۲۴ سال گذشته با صراحت تام در انتخابات مشارکت فعال داشتند ( و یا ‏حضور نداشتند) ولی در این دوره هر کدام‌شان به نوعی از حضور صریح و آشکارطفره می‌روند و یا فرافکنی می‌کنند.‌این ‏وضعیت اگر نشانه‌ی بیماری و نخوت نباشد، دست‌کم نشانه‌ی وجود بحران در نزد این دسته از نخبگان است. ‏

فاضلی در مقابل خواست عمومی
پایان سخن آنکه فاضلی و دیگر فرهیختگانی چون او، علی‌رغم همه‌ی دغدغه‌هایی که برای ایران دارند و با وجود همه‌ی ‏دل‌سوزی‌ها و تلاش‌های فراوانی که در این راه می‌کنند، در عمل از درک درست نیازهای جامعه غافل ماندند. آنان با “فرار به ‏پیش” واقعییت جامعه را انکار کردند و با گزینه‌ی شرکت در انتخابات و رای دادن به مثلن همتی، یا هر کاندیدای دیگری، از ‏نقش موثر و کارساز خویش دور ماندند؛ و در عمل راهِ ۳۰ ساله‌ی طی شده را، با پردازش و مشاطه‌گری نظریِ جدید، تکرار ‏کردند. افسوس این نخبگان درسی از گذر زمان نیاموخته‌اند.‏

جامعه مدنی اما امیدوار است تا با الهام از هم‌دلی‌های ایجاد شده، هم‌فکری‌ها هم‌افزاینده و درس‌گیری از کنش‌گری‌های آگاهانه و ‏مشارکت گسترده‌ی خشونت‌پرهیز، راهِ دشوارِ توسعه و دستیابی به دمکراسی با هدف نهاییِ زندگی صلح‌آمیز، عدالت محور و ‏با نشاط را هموار سازد. ‏


علی آزاد
‏۲۴ خرداد ماه ۱۴۰۰خورشیدی ‏

پی‌نوشت:‏
‏* نسخه‌ی اولیه‌ی این یادداشت شامل دیدگاه‌های چند تن از نخبگان و فراز و فرود کنش‌گری ایشان در روند انتخابات جاری ‏می‌شد. سرعت حوادث از ضرورت تحلیل گسترده‌ی مورد نظر من پیشی گرفت؛ با توجه با موضع‌گیری آشکار دکتر فاضلی ‏برای شرکت در انتخابات و در حمایت از آقای همتی، بر آن شدم تا در بخش نخست تنها به دیدگاهها و کنش سیاسی دکتر ‏فاضلی بپردازم. ‏
این یادداشت‌ها پس از ‘انتخابات’ نیز ادامه خواهد یافت، چرا که خواست و نیازهای جامعه با برگزاری این انتصابات به پایان ‏نمی‌رسد. تلاش‌ها ادامه می‌یابد. امیدوارم که در یادداشت‌های دیگر نگاهی داشته باشم به دیدگاه‌های دیگر نخبگان و ‏فرهیختگانی که ضمن همراهی و همکاری با نهادهای حکمرانی، می‌خواهند جایی هم در بین مردم داشته باشند.



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2024