دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - Monday 1 June 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 31.05.2026, 8:00

اتحاد اپوزیسیون، کلید تغییر رژیم!


امیر دها

چرا آینده ایران بیش از واشنگتن و جمهوری اسلامی، به بلوغ و آمادگی نیروهای اپوزیسیون گره خورده است؟

در یک‌سال اخیر، همزمان با افزایش تنش میان جمهوری اسلامی و آمریکا، گمانه‌زنی درباره آینده سیاسی ایران و سناریوهای احتمالی تغییر حکومت، همواره در محافل سیاسی مورد بحث بوده است. در این میان، برخلاف برخی تصورهای پیشین، نشانه‌ای جدی از تمایل آمریکا به تکرار مدل عراق ۲۰۰۳ و اشغال نظامی ایران دیده نمی‌شود. به نظر می‌رسد تجربه عراق و افغانستان، واشنگتن را به این جمع‌بندی رسانده که هزینه ورود مستقیم به پروژه‌های «رژیم‌چنج» بسیار سنگین‌تر از آن است که بتوان به‌سادگی آن را تکرار کرد.

از همین رو، سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی بیش از آنکه بر حمله تمام‌عیار نظامی با هدف تغییر رژیم استوار باشد، علاوه بر خنثی‌سازی برخی توانمندی‌های نظامی، عمدتاً بر فرسایش اقتصادی، فشار مالی، انزوای منطقه‌ای و مدیریت تدریجی بحران متمرکز شده است؛ سیاستی که شباهت‌هایی با الگوی مهار عراق پس از جنگ خلیج فارس دارد.

حتی تلاش‌های دیپلماتیک مقطعی، از جمله بحث‌هایی پیرامون تفاهم‌های محدود، آتش‌بس‌های غیررسمی یا توافق‌های کوتاه‌مدت برای کنترل تنش، را نیز می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد. هدف این‌گونه اقدامات لزوماً عادی‌سازی رابطه با جمهوری اسلامی نیست، بلکه بیشتر تلاشی برای خرید زمان، کنترل سطح بحران، جلوگیری از جنگ مستقیم و در عین حال ادامه فشار فرسایشی بر ساختار حاکم است. به بیان دیگر، واشنگتن ظاهراً ترجیح می‌دهد رژیم را در وضعیتی معلق میان «بقا» و «فرسایش» نگه دارد؛ نه آن‌قدر آزاد که از فشار خارج شود و نه آن‌قدر تحت فشار ناگهانی که منطقه وارد انفجاری کنترل‌ناپذیر شود.

نمونه‌هایی مانند محدودسازی دسترسی جمهوری اسلامی به منابع ارزی، کنترل نحوه مصرف پول‌های بلوکه‌شده، تحریم شبکه‌های نفتی و بانکی، و اجازه استفاده محدود از منابع مالی تنها برای غذا، دارو و کالاهای اساسی، همگی در همین چارچوب قابل فهم هستند.

این رویکرد، تا حدی یادآور سیاست «نفت در برابر غذا» در عراق پس از جنگ اول خلیج فارس است؛ نوعی فشار فرسایشی و تدریجی، یا آنچه در ادبیات ما «سیاست نمدمالی» خوانده می‌شود؛ فشاری مستمر برای تضعیف حکومت بدون ورود به جنگی تمام‌عیار.

اما تفاوت اساسی ایران با عراق در یک نقطه مهم دیگر نیز نهفته است: جامعه ایران.

برخلاف بسیاری از رژیم‌های اسلامی ضدغرب، سیاستهای ضدغربی جمهوری اسلامی از پشتوانه اجتماعی گسترده و رو به رشدی برخوردار نیست. بخش بزرگی از جامعه ایران، به‌ویژه نسل جوان، طبقه متوسط شهری، زنان و نیروهای متخصص، نه‌تنها دشمنی ایدئولوژیک با غرب ندارند، بلکه از نظر فرهنگی، اقتصادی و حتی سبک زندگی، خود را نزدیک‌تر به جهان مدرن و غربی می‌بینند. حتی در برخی مسائل منطقه‌ای از جمله در رابطه با اسراییل نیز شکاف میان نگاه رسمی حکومت و نگرش بخشی از جامعه ایران بیش از گذشته قابل مشاهده است.

همین مسئله باعث شده که در نگاه بخشی از محافل استراتژیک غرب، میان سیاست خارجی جمهوری اسلامی و گرایش‌های بخش مهمی از جامعه ایران شکافی عمیق دیده شود.

از این منظر، فشار اقتصادی فقط ابزار تنبیه نیست؛ ابزاری برای فرسایش ظرفیت حکمرانی است. سیاستی که می‌کوشد فاصله میان حکومت و جامعه را افزایش دهد، توان مالی سرکوب و مداخله منطقه‌ای را کاهش دهد و رژیم را در وضعیت فرسایشی قرار دهد.

اما پرسش اصلی در چنین شرایطی این است: اگر جمهوری اسلامی در نتیجه فشارهای داخلی و خارجی وارد فاز فروپاشی شود، چه نیرویی قرار است ایران را از مرحله خطرناک «خلأ قدرت» عبور دهد؟

اینجاست که استراژیست های غربی نگاه شان به اپوزیسیون به عنوان مهم‌ترین عامل آینده ایران خواهد بود.

در تحلیل تحولات سیاسی، معمولاً چهار مؤلفه در تغییر رژیم‌ها نقش اساسی دارند:
- حمایت خارجی،
- حمایت اجتماعی،
- آمادگی اپوزیسیون،
- و فرسایش یا فروپاشی ساختار حاکم.

به‌نظر می‌رسد امروز نشانه‌هایی از دو مؤلفه نخست قابل مشاهده است؛ از یک سو نارضایتی گسترده اجتماعی در داخل ایران و از سوی دیگر تمایل بخشی از قدرت‌های غربی به افزایش فشار بر جمهوری اسلامی و پرهیز از بازگشت به وضعیت پیش از جنگ. اما دو مؤلفه دیگر همچنان محل تردید است: انسجام اپوزیسیون و نحوه مدیریت دوران گذار.

در چنین شرایطی، ایران می‌تواند وارد یکی از دو مسیر متفاوت شود.

مسیر نخست، گذار مدیریت‌شده است؛ مسیری که در آن اپوزیسیون، با وجود اختلافات سیاسی و فکری، بر سر اصول حداقلی وفاق ملی به توافق برسد؛ اصولی مانند حفظ تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از حکومت، برابری شهروندان در برابر قانون، تضمین حقوق و آزادی‌های فردی و پذیرش حق مردم برای تعیین آزادانه نظام آینده کشور.

در چنین سناریویی، اپوزیسیون می‌تواند پیش از فروپاشی کامل، خود را به‌عنوان یک آلترناتیو قابل اعتماد به جامعه، بدنه مدیریتی کشور و حتی جهان معرفی کند. این همان نقطه‌ای است که احتمال گذار کم‌هزینه و جلوگیری از هرج‌ومرج افزایش می‌یابد.

اما مسیر دوم می‌تواند بسیار خطرناک‌تر باشد؛ فروپاشی رژیم بدون وجود یک آلترناتیو منسجم و آماده.

تاریخ منطقه نمونه‌های متعددی از این وضعیت را پیش چشم ما گذاشته است. در بسیاری از کشورها، سقوط حکومت پایان بحران نبود، بلکه آغاز دوره‌ای طولانی از آشوب، جنگ قدرت، دخالت خارجی و فروپاشی نهادهای ملی شد. زیرا مخالفان حکومت، انرژی لازم برای تخریب نظم موجود را داشتند، اما ظرفیت لازم برای ساخت نظم جدید را نداشتند.

خطر اصلی برای ایران نیز دقیقاً در همین نقطه نهفته است.

اگر اپوزیسیون همچنان گرفتار خودمحوری،  فرقه‌گرایی، حذف متقابل، جنگ‌های هویتی و رقابت‌های شخصی باقی بماند، ممکن است در لحظه‌ای تاریخی که کشور نیازمند یک نیروی انتقال‌دهنده قدرت است، عملاً از ایفای نقش ناتوان شود. در چنین شرایطی، خلأ قدرت می‌تواند به میدان رقابت نیروهای افراطی، شبکه‌های امنیتی، گروه‌های مسلح محلی و بازیگران خارجی تبدیل شود.

به همین دلیل، شاید امروز مهم‌ترین پرسش سیاسی ایران دیگر این نباشد که «آیا جمهوری اسلامی به پایان خود خواهد رسید یا نه؟»؛ پرسش اصلی این است که «وقتی که لحظه تغییر فرا برسد، چه نیرویی آماده جلوگیری از فروپاشی کشور است؟»

کلید مسئله، بیش از آنکه در واشنگتن یا حتی در درون ساختار جمهوری اسلامی باشد، در رفتار و بلوغ نیروهای اپوزیسیون نهفته است.

اپوزیسیون ایران اکنون فقط با یک رقابت سیاسی روبه‌رو نیست؛ با یک مسئولیت تاریخی مواجه است. مسئولیتی که می‌تواند سرنوشت ایران را میان دو مسیر متفاوت تعیین کند:

▪️ گذار ملی و کم‌هزینه،
▪️ یا ورود به دوره‌ای خطرناک از بی‌ثباتی و آشوب.

شاید هنوز برای بسیاری روشن نباشد، اما در سیاست، گاه مهم‌ترین لحظه نه زمان سقوط یک حکومت، بلکه آمادگی برای فردای سقوط است.

حتی اگر این تحلیل، سناریوی قطعی آینده ایران نباشد و تنها بخشی از واقعیت را توضیح دهد، باز هم از سنگینی مسئولیتی که امروز بر دوش فعالان و جریان‌های سیاسی قرار دارد چیزی کم نمی‌کند. زیرا در مسائل مربوط به سرنوشت کشورها، گاه حتی احتمال وقوع یک بحران بزرگ نیز برای ایجاد مسئولیت تاریخی کافی است.

اگر ایران روزی وارد مرحله‌ای از بحران عمیق، فرسایش ساختار قدرت یا خلأ سیاسی شود، آنچه می‌تواند میان «گذار» و «فروپاشی» تفاوت ایجاد کند، میزان آمادگی نیروهایی است که خود را آلترناتیو وضع موجود می‌دانند.

از همین رو، شاید امروز پرسشی که هر فعال مدنی و هر چهره اپوزیسیون باید از خود بپرسد این نباشد که «چه کسی مقصر است؟» یا «چه کسی باید رهبری کند؟» بلکه این باشد که:

«من برای نزدیک کردن نیروها به یکدیگر چه کرده‌ام؟»

«برای کاهش شکاف‌ها چه گامی برداشته‌ام؟»

و مهم‌تر از همه:

«اگر فردای تغییر فرا برسد، آیا ما بخشی از راه‌حل خواهیم بود یا بخشی از بحران؟»

شاید مهم‌ترین آزمون امروز اپوزیسیون ایران نه در میزان مخالفت با جمهوری اسلامی، بلکه در توانایی عبور از مرزهای فرقه‌ای و رسیدن به حداقلی از همکاری ملی باشد.

زیرا اگر حتی بخشی از این سناریوها به واقعیت نزدیک باشد، تاریخ فردا از نیروهای سیاسی امروز تنها یک پرسش خواهد داشت: برای جلوگیری از فروغلتیدن ایران به بحران، چه تلاشی برای نزدیک کردن نیروها به یکدیگر انجام دادید؟


نظر خوانندگان:


■ سلام آقای دها. تذکرات و دغدغه شما بسیار بجا و ستودنی است. بنا به تجربه من، در طیف نیروهای سیاسی اپوزیسیون، این نکته بر کسی پوشیده نیست که اتحاد نیروهای مردمی، شرط اصلی تحقق هدف است. اما نکته اینجاست که سرآمدان اپوزیسیون، از روی احساس مسؤلیت و انسان‌دوستی به مبارزه روی آورده‌اند. در حالی که تحقق هدف، به ویژگی عمده دیگری نیز نیاز دارد. علاوه بر انساندوستی، ما به فرد یا افرادی نیاز داریم که با عزم و اراده بسیار قوی و تاب‌آور، شیدا و افسون‌زده آزادی ایران بوده و غرق در شور و شوق تحقق آینده باشند.
با احترام. رضا قنبری. آلمان


■ جناب آقای قنبری عزیز،
از دقت نظر و نگاه عمیق شما بسیار سپاسگزارم. به نکته بسیار مهمی اشاره کردید. واقعیت این است که صرفِ درک ضرورت اتحاد، الزاماً به تحقق آن منجر نمی‌شود.
همان‌طور که شما گفتید، در کنار احساس مسئولیت و انسان‌دوستی، وجود اراده‌ای استوار، تاب‌آوری و نوعی شیفتگی آگاهانه نسبت به آزادی و آینده ایران نیز ضروری است؛ زیرا مسیر گذار، مسیری کوتاه و کم‌هزینه نخواهد بود.
به گمان من، یکی از مشکلات تاریخی ما این بوده که گاه نیروهای سیاسی، بیش از آنکه مجذوب «ساختن آینده» باشند، درگیر اختلافات گذشته مانده‌اند. در حالی که عبور از این مرحله، نیازمند شخصیت‌ها و جریان‌هایی است که بتوانند منافع و حساسیت‌های فردی و گروهی را در برابر مسئله بزرگ‌تری به نام «نجات ایران» در اولویت دوم قرار دهند.
امیدوارم فضای گفت‌وگو و دغدغه‌ای که شما و بسیاری از دوستان مطرح می‌کنید، بتواند گامی—ولو کوچک—در جهت همین بلوغ سیاسی و نزدیکی نیروها باشد.
با مهر و سپاس امیر دها




نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net