يكشنبه ۹ فروردين ۱۴۰۵ - Sunday 29 March 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 28.03.2026, 23:14

چهار بحران ایرانِ پساخامنه‌ای


م. رستگار

صبح روز نهم اسفند ۱۴۰۴، سیدعلی خامنه‌ای دومین رهبر جمهوری اسلامی در یک حمله هوایی به تهران کشته شد. او ۳۶ سال بر ایران حکومت کرد، به هیچ فرد یا نهادی پاسخگو نبود و یادگاری‌های زیادی از خود در عرصه سیاست ایران به جا گذاشت. اما شیوه حکمرانی او را باید در نوشتاری دیگر به صورت جداگانه مورد بررسی قرار داد چرا که توجه به آن در این یادداشت، باعث اطاله کلام می‌شود. در این نوشتار به این مسئله می‌پردازیم که ایران پساخامنه‌ای، با ادامه داشتن یا توقف جنگ در کوتاه مدت با چه بحران‌هایی روبروست که باید مورد توجه قرار بگیرند.

۱. بحران اقتصادی

موضوع اقتصاد شاید جدی‌ترین و اصلی‌ترین بحرانی باشد که ایران با آن درگیر است. شاید بارزترین نشانه وضعیت بحران در اقتصاد ایران این باشد که چند ده میلیون نفر در حال حاضر از دولت جمهوری اسلامی کالابرگ دریافت می‌کنند. تورم فزاینده، کاهش ارزش پول ملی، کاهش شدید قدرت خرید مردم از یک سو و بحران‌های امنیتی که بر این حوزه تاثیر می‌گذارند، مشکلات حوزه اقتصاد را عمیق‌تر کردند.

ایران سال ۱۴۰۴ را در حالی به پایان رساند که دو جنگ و یک اعتراض خونبار خیابانی را به چشم دید. نوروز ۱۴۰۵ در حالی رسید که به خاطر ماه رمضان، عزای عمومی و شرایط جنگی در کنار کاهش درآمد مردم، عملاً چیزی تحت عنوان بازار شب عید نیز وجود نداشت. در حال حاضر هم حداقل نقاط اصلی شهر تهران که از قضا محل قرار گرفتن واحدهای تجاری و کسب‌وکارهای خرد است، به محل برگزاری تجمعات شبانه در حمایت از جنگ تبدیل شده و عملاً بازار همچنان در حالت اغما به سر می‌برد.

سه بار قطعی سراسری اینترنت در ایرانِ ۱۴۰۴ را نیز نباید فراموش کرد. به گفته وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی، هر روز قطعی اینترنت حدود ۵ هزار میلیارد تومان به اقتصاد ایران ضرر وارد می‌کند. ضرری که از کسب و کارهای آنلاین و خرد تا رسانه‌های کوچک و مستقل شروع می‌شود و تا امور تجاری بین‌المللی کشیده می‌شود. در حال حاضر بیش از یک ماه است که اینترنت بین‌المللی در ایران قطع است و اقتصادی که می‌آمد خود را بعد از قطعی ۲۰ روزه اینترنت در دی‌ماه از خاک بلند کند، خیلی زود در اسفندماه دوباره به خاک افتاد.

فعلا همه چیز در ایران ذیل جنگ تعریف و تمام صداها با چنگ زدن به این ریسمان، خاموش می‌شود. اگر جنگ در کوتاه مدت به پایان برسد احتمالاً مدتی بعد از آن و اگر طولانی شود، شاید در دل آن، در داخل کشور نارضایتی‌های اقتصادی خود را نشان دهد. خیلی زود بحران چک‌های برگشتی، اقساط بانکی معوقه، نیروهای تعدیل‌شده به خاطر این بحران اقتصادی، بروز پیدا می‌کند. باید دید حاکمان برنامه‌ای برای خروج از این بحران دارند یا نه.

۲. بحران اجتماعی

شکاف ملت – حکومت در ماه‌های پایانی سال ۱۴۰۴ بیش از پیش خود را نشان داد. تنها بازگشایی چند روزه دانشگاه‌ها در ترم بهمن‌ماه کافی بود تا نشان دهد سرریز اعتراضات دی‌ماه که با سرکوبی خونین مواجه شد، همچنان وجود دارد. در حال حاضر جمهوری اسلامی با جامعه‌ای مواجه است که تعلقات دینی مانند دهه‌های قبل ندارد یا این که احساس ترسی درباره ابراز این عدم تعلق نمی‌کند. نسل جدید با آموزه‌های انقلابی – ایدئولوژیک حاکم بر جمهوری اسلامی ارتباط برقرار نمی‌کند و یک زندگی آرام با دغدغه‌های معمولی را طلب می‌کند.

در سوی دیگر این جامعه، نیروهای افراطی تحت حمایت حاکمیت هستند که بعد از کشته شدن علی خامنه‌ای، در خیابان‌ها حضور دارند یا در برنامه‌های تلویزیونی و همین تجمعات، دیگران یا سکوت‌کنندگان درباره وقایع و جنگ اخیر را تهدید می‌کنند. برخی در همین شرایط و در اماکن عمومی دوباره تذکر حجاب می‌دهند. این شکاف و چندپارگی اجتماعی نیز یکی از بحران‌های پیش روی ایران است و احتمال زیادی بر سر باز کردن آن در صورت ادامه این شرایط وجود دارد.

۳. ناکارآمدی جامعه اطلاعاتی

از جامعه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران، فقط بخش‌های سرکوب آن کارآمد باقی‌ مانده‌اند و همچنان به کنترل افراطی فضا، دستگیری، تهدید فعالان شناخته شده داخلی و رسانه‌ها مشغول هستند. شرایط به شکلی در آمده که انگار امنیت داخلی تنها حوزه ماموریتی دستگاه‌های اطلاعاتی است. ترور گسترده سران جمهوری اسلامی در جنگ اخیر و جنگ ۱۲ روزه، یکی از نشانه‌های بارز ناکارآمدی دستگاه‌های اطلاعاتی عریض و طویل نظام است. در جنگ اخیر، سطح ترور یک پله بالاتر رفت و شخص خامنه‌ای را در جلسه‌ای عالی‌رتبه هدف قرار داد. این روند در روزهای بعد هم ادامه پیدا کرد.

در اعتراضات دی‌ماه، برای این که کشتار چند هزار نفر از مردم ایران در رسانه‌های داخلی و افکار عمومی حامی حاکمیت توجیه شود، روایتی ساخته و ارائه شد که حاکی از فعالیت تیم‌های تروریستی وابسته به اسرائیل بود. توجیهی که بتواند عریان‌ترین خشونت اعمال شده از سوی جمهوری اسلامی در قبال مردم را توجیه کند. اگر این روایت ۱۰۰ درصد درست بود و این اتفاق رخ داد، مانور دادن بر آن نوعی تف سر بالا برای جمهوری اسلامی به حساب می‌آمد. چرا که داشت بر ناکارآمدی بخش‌های مختلف دستگاه اطلاعاتی‌اش مهر تائید می‌زد. اگر هم نادرست بود، که ننگ کشتار چندهزار نفر از مردم ایران را در تاریخ به نام خودشان ثبت کردند.

وقایع سال ۱۴۰۴ به خوبی نشان می‌دهد که توانایی بدنه جامعه اطلاعاتی ایران تا چه اندازه نزول پیدا کرده یا این که چقدر این سیستم از بیرون به دلایل مختلف آلوده شده است. اشتغال سیستم اطلاعاتی به سرکوب، الزاماً تقویت کننده پایه‌های حکومت نیست.

۴. مشروعیت رهبر سوم

زمانی که این چند خط تحلیل نوشته می‌شود، هیچ کدام از مردم مجتبی حسینی خامنه‌ای را از نزدیک ندیده. در واقع تا پیش از این که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها به صورت رسمی اعلام کنند او زنده است، فرض بر کشته شدنش در حمله به مجموعه بیت رهبری گذاشته می‌شد. مجتبی خامنه‌ای – به رغم سال‌ها تبلیغات بر عدم موروثی بودن رهبری در جمهوری اسلامی – در شرایطی به جای پدرش نشانده شد که هیچ کس نمی‌داند جلسه خبرگان رهبری تشکیل شد یا نه. بحثی شکلی گرفت یا نه. رای گرفته شد یا نه. این سوال احتمالاً تا مدت‌ها بدون جواب بماند.

ضمن این که علاوه بر تمام این سوالات بی‌جواب، خبرگان ششم مجتبی خامنه‌ای را بر کرسی نشاند. خبرگانی که حتی چهره‌های امنیتی و سیاسی سابقه‌دار در تاریخ جمهوری اسلامی مانند سیدمحمود علوی با سابقه ۸ سال وزارت اطلاعات و حسن روحانی با سابقه ۸ سال ریاست‌جمهوری و ۳۲ سال حضور در شورای‌عالی امنیت ملی را به انتخابات آن راه ندادند و ابراهیم رئیسی از خراسان جنوبی ابتدا قرار بود با خودش رقابت کند اما بعد نامزدی به آنجا منتقل شد تا از او ببرد. انتخاباتی بحث‌برانگیز که همیشه در میان کم‌فروغ‌ترین انتخابات در جمهوری اسلامی بود و آخرین دور آن در تاریخ تمام ادوارش باقی ماند. ضمن این که هیچ وقت موضوع دور باطل قدرت رهبری در ایران از بین نمی‌رود.

مجتبی خامنه‌ای توسط مجلس یکدست خبرگانی به کرسی رهبری نشانده شد که اعضایش را، اعضای شورای نگهبان تائید صلاحیت کرده بودند. شورایی که فقهایش منصوبان رهبرند و حقوقدانانش بعد از پیشنهاد رئیس قوه قضائیه – منصوب رهبر – توسط اعضای مجلس شورای اسلامی – تائید صلاحیت شدگان همین سیکل معیوب – سر جایشان می‌نشینند.

سوال این است که در چنین دور باطلی، خواسته‌های مردم ایران کجا لحاظ شده و چه کسی یا کسانی آن را نمایندگی می‌کنند. این سوالات شاید بعد از جنگ با صدای بلندتری پرسیده شود.



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net