سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - Tuesday 10 March 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 09.03.2026, 16:22

مجتبی، لوح سفید!


احمد پورمندی

شاید این نخستین و تنها باری باشد که پس از مرگ یک دیکتاتور، کسی را به جایش نشانده‌اند که عملاً مثل یک صفحه کاغذ سفید است.

مجتبی خامنه‌ای، که اکنون ۵۶ سال دارد، در دو دههٔ گذشته همچون سایه‌ای در بیت پدرش حضور داشت، اما در عرصهٔ سیاست ایران و جهان هیچ حضور علنی جدی از او دیده نشد.

گاه از نقش تعیین‌کننده، اما پنهان او در این یا آن انتخابات سخن گفته شد و زمانی قصه‌هایی دربارهٔ دخالت او در کنترل صداوسیما و مدیریت «دولت پنهان» روایت شد؛ با این همه، «آقازاده» – که به گفتهٔ پدر، حالا دیگر «آقا» شده بود – تا وقتی دیکتاتور زنده بود، پرده‌نشین باقی ماند.

این می‌تواند بخشی از نقشه‌ای باشد که از ذهن حیله‌گر و شیطانی خامنه‌ای تراویده بود:

● پسر، تا زمانی که پدر در قید حیات است، پرده‌نشین، دست‌بوس و تابع مطلق بماند، در هیچ‌جا حرفی نزند و کاری نکند که پدر را ناگزیر از تشر و تقابل کند و به اعتبار هر دو خدشه‌ای وارد آید.

● مسئولیت جانشینی پسر به جای پدر و احیای نوعی سلطنت را از گردن خود بردارد و در روندی به‌دقت مهندسی‌شده، آن را به «انتخاب اصلح» از سوی «خبرگان ملت» تبدیل کند.

● به‌عنوان بخش اصلی میراث خود، لوحی سفید را بر تخت ولایت بنشاند تا پسر و همهٔ میراث‌داران نظام شیعه‌محور جمهوری اسلامی، فرصت داشته باشند مشق خود را بر آن بنویسند.

از ایام جنبش سبز به بعد، بخش‌هایی از این نقشه رو شد و معلوم شد که طرحی جدی برای برکشیدن مجتبی به مقام رهبری وجود دارد؛ با این حال، همه چیز قابل پیش‌بینی نبود.

جنگ و کشته شدن دیکتاتور، در زمان‌بندی برنامه تغییراتی را ضروری کرد، اما در نهایت، کلیت سناریو مطابق طرح پیش رفت و حالا ما شاهد جلوس کسی بر تخت ولایت هستیم که هیچ سو یا حسن‌سابقهٔ علنی‌ای ندارد و مردم ایران نه صدای او را شنیده‌اند و نه خطی از او خوانده‌اند.

این واقعیت، فرصت بی‌نظیری در اختیار ائتلاف حاکم به رهبری سرداران سپاه قرار می‌دهد تا بر انتهای تاریخ گذشته نقطه بگذارند و «از سرِ خط» شروع کنند.

قابل پیش‌بینی نیست که با توجه به تهدیدهای نتانیاهو و ترامپ، این «لوح سفید» تا چه زمان بر تخت باقی خواهد ماند و سردارانِ بدخط و کم‌سواد چه انشایی بر آن خواهند نوشت.

در کوتاه‌مدت، کمابیش روشن است که ادامهٔ وضعیت موجود و پیشبرد راه‌حل جنگی، بستن کامل فضا در داخل و تداوم بازی پرریسک، در دستور کار خواهد بود و سرداران، شانس تغییر استراتژی در پرتو تغییر رهبری را خواهند سوزاند.

سرنوشت این بازی خطرناک هر چه باشد، پیروزی جمهوری اسلامی نخواهد بود و می‌تواند تا فروپاشی حکومت ادامه یابد.

اما اگر در دقایق آخر این بازی، نوعی «عقلانیت اجباری» غلبه کند، فرصتی طلایی در اختیار مجتبی قرار خواهد گرفت تا «کشتیبان تازه»‌ی کشتی رو به سقوط نظام شود و با دستاورد بزرگِ «نجات نظام از ورطهٔ سقوط» کارش را آغاز کند.

در چنین حالتی، می‌توان تصور کرد که برای جامعهٔ سیاسی و مدنی نیز فرصت‌هایی برای نقش‌آفرینی در جهت بازگشت از فضای تنش حداکثری به فضایی نسبتاً «نرمال» و قابل تحمل فراهم آید.

گرچه تا لحظهٔ نگارش این یادداشت، مجتبی خامنه‌ای هنوز گویا باور نکرده که رهبر شده است و باید بر ایوان بیت ظاهر شود و با «امت» سخن بگوید، اما این سکوت و بهت دیری نخواهد پایید.

سرانجام او نخستین خط را – چه به فرموده و چه به ارادهٔ خود – بر این لوح سفید خواهد نوشت و آن‌گاه خواهیم توانست دربارهٔ سمت‌وسوی ولیعهد بداقبالی که زیر تعقیب قاتلان پدر و مادر و همسرش و در میان آتش و خون بر تخت نشسته است، روشن‌تر داوری کنیم.


نظر خوانندگان:


■ پورمندی گرامی، گمانه‌زنی‌ها بسیارند، یکی از آنها این است که بر این “صفحه سفید” نقش بن سلمان را رسم کنند. و یکی دیگر نقش گورباچوف، که البته این یکی وقت می‌خواهد پس باید بشود گورباچوف اورژانس. در نظر داشته باشید که بن سلمان با روی باز به سمت غرب ظهور نکرد، بلکه بیشتر با بیعت‌های پشت پرده با مسکو کارش را شروع کرد و از زمان ظهور ترامپ “غربی” شد. این است که برخی محافل غربی پروژه “بن سلمان” را محتمل می‌دانند. اما گذشته از اینها مجتبی ظرف چند ساعت پدر، مادر، همسر، و فرزندش را از دست داد و با سوابق پدرش بعید نیست که مشی انتحاری را دنبال کند، یعنی چشم بستن کامل بر ویرانی ایران و سلطنت به همه یا بخشی از ایران ویران شده. قابل توجه بخشی از سلطنت‌طلبان ناآگاه که به موازات همین تز در حال پایکوبی هستند.
با احترام، پیروز.


■ آقای پورمندی گرامی، نوشتار شما از همان آغاز با عنوانی که انتخاب کرده‌اید شگفتی آدمی را برمی‌انگیزد. محتوا، برعکس دقت پردازش در نوشتار، به طور شگفت‌آوری هویت، شخصیت، موقعیت و از همه مهمتر زمان گزینش شخص مورد نظر را در این بزنگاه سرنوشت ساز و جنگ بی‌رحمانه گرگ‌های در کمین قدرت، نادیده گرفته است. برای نمونه، یک پاراگراف از مقاله‌ای پرمایه و مستند در این شماره «ایران امروز» با عنوان «مجلس خبرگان پسر خامنه‌ای را رهبر معرفی کرد» می‌آورم:
«حامیان او در ساختار جمهوری اسلامی به تسلط بی‌چون‌وچرای او بر “شبکه پنهان قدرت” باور دارند. از این منظر، او طی دو دهه حضور مستمر در کانون تصمیم‌سازی نظام (بیت)، نه تنها به مخزن اسرار تبدیل شده، بلکه روابطی ارگانیک و عمیق با لایه‌های فرماندهی سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی ایجاد کرده است. از نگاه هسته سخت قدرت، در شرایطی که نظام با تهدیدهای فزاینده خارجی و داخلی روبروست، تنها کسی می‌تواند سکان هدایت را به دست بگیرد که نبض دستگاه‌های سرکوب و حفاظت را در دست داشته باشد و مجتبی، تنها گزینه‌ای است که وفاداری کامل این نهادها را در پیشینه خود دارد.»
خطوط عیان و پنهان نگاشته بر لوح مجتبی رازی نیست که برکسی پنهان مانده باشد، پورمندی عزیز!
سعید سلامی


■ بی‌شک این لوح سفید نیست و حلقه گردان حبیب و نفوذ وی در برکشیدن احمدی نژاد و در نتیجه گسترش نفوذ سپاه و ارگان های امنیتی, سفیدی چنین لوحی را به محاق می‌برد. شما نیز به “ذهن حیله‌گر و شیطانی” اشاره کرده‌اید که هر چند پشت پرده اجرا می‌شد ولی نقشش را بر آن لوح حک می‌کرد. اگر قرار بود رویه دیگری پیش گرفته شود لازم نبود وی جلوی صحنه ظاهر شود و می‌شد یک آخوند مترسک که سر نخش دست خودشان است را جلو بیاندازند و خود پشت صحنه بیت نظام را اداره کند و مستقیما در تیررس اسراییل و آمریکا نباشد. ولی نه، قرار این شد که شمشیر را از رو بسته نگه دارند و با رادیکالیسم به ارث برده ادامه دهند و با خسته کردن طرف مقابل و ویرانی ایران به توافقی دست بیابند تا پس از آن به سرکشی مردم بپردازند یعنی به دشمن اصلی. با این دسته های گسترده مافیایی و فدرالی یا دقیقتر ملوک الطوایفی و گسترده و غیر قابل کنترل، صحبت از حلول روح بن سلمان به مجتبی امریست خیالی و چنین طایفه‌ای با آن بیگانه. باید دید که ملت ایران چگونه می‌توانند این روند را بهم و مهر خویش را بر آن زنند.
با احترام سالاری


■ با نظرات و دیدگاه‌های آقایان سلامی و سالاری کاملاً موافقم.
مجتبی خامنه‌ای بیش از یک دهه است که در همراهی با باندهای درون نظام و حلقه‌های مافیایی آن، از فرماندهان سپاه گرفته تا مداحان، دلالان، جاسوسان و خبرچینان، در حال تحکیم شبکه نفوذ و قدرت خود بوده است؛ از رایزنی و مشاوره گرفته تا فراهم کردن تدارکاتی که او را برای ایفای نقشی از پیش طراحی‌شده آماده کند. از این رو، عنوان ” لوح سفید” تا حدی بی‌مسمّا به نظر می‌رسد. او همواره به‌عنوان گزینه‌ای محتمل و نفر دوم در بیت رهبری دیده شده است؛ فردی با مأموریتی از پیش تعیین‌شده و لوحی که گویی از قبل برایش نوشته‌اند. وضعیتی شبیه به بازیکن فوتبالی که در کنار زمین خود را گرم می‌کند تا در لحظه مقتضی وارد میدان شود و نقش از پیش تعیین‌شده‌اش را اجرا کند. راهبرد او چیزی جز ادامه همان سیاست‌هایی نخواهد بود که سلفش با خود به گور برد؛ سیاستی که در یک جمله خلاصه می‌شود: حفظ نظام به هر قیمت. به‌ویژه اکنون که او نماینده جریانی سپاهی–نظامی است؛ جریانی که خود او را به رأس قدرت رسانده و اکنون برای بقای خویش می‌جنگد. در چنین فضایی، طبیعی است که انتقام‌گیری از دشمنان خارجی، به‌ویژه آمریکا و اسرائیل، در صدر رفتارها و سیاست‌های آنان قرار گیرد. در این چارچوب، لوحی که او با خود حمل می‌کند نه ” لوح سفید “، بلکه لوحی سیاه خواهد بود؛ لوحی که پیامدهای آن از هم‌اکنون تا حد زیادی قابل پیش‌بینی است: دشمنی هر چه بیشتر با غرب و به‌طور کلی کفار، و سرکوب شدید مردم مبارز ایران در داخل.
در عین حال، دو نکته دیگر در این نوشته به چشم می‌خورد که بیش از آن‌که روشنگر باشند، کنایه و دهن‌کجی محسوب می‌شوند. نخست، استفاده از عبارت «قاتلان پدر، مادر و همسرش»؛ عبارتی که ظاهراً می‌کوشد با نیش و طعنه، آمریکا و اسرائیل را هدف قرار دهد، در حالی که در ادبیات جنگ و سیاست، برای چنین مقاصدی واژگان و تعابیر دقیق‌تری وجود دارد.
در قوانین کیفری و جزایی، «قاتل» به کسی گفته می‌شود که عمداً جان انسانی را گرفته و در یک پرونده کیفری تحت پیگرد قرار گیرد؛ اما در جنگ، مرگ و تخریب اغلب نتیجه عملیات نظامی است، نه عمل فردی با قصد جنایی، و اساساً در چهارچوب واژگان و قواعد متفاوتی تعریف می‌شود و دیکشنری خاص خود را دارد. نکته دوم، به‌کارگیری واژگانی چون «ولیعهد» و «بر تخت نشستن» برای اشاره به مجتبی خامنه‌ای است؛ انتخابی که به‌روشنی می‌کوشد ذهن مخاطب را به سمت تداعی نهاد سلطنت سوق دهد و با نوعی کنایه، او را «گوشمالی» دهد.
در نهایت باید گفت انصاف، فضیلتی کمیاب اما بسیار ضروری در تحلیل و نوشتار است. رعایت انصاف باعث می‌شود نوشته، بیش از آن‌که ابزار القا و بازی با واژگان باشد، روشن‌کننده و مستند باقی بماند.
با احترام و تشکر شهرام




نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net