|
چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ -
Wednesday 4 February 2026
|
ايران امروز |
![]() |
بعد از دوران خونینی که پشت سر گذاردیم وارد دوران جدیدی شدهایم، که میتوان آن را “دوران تعیین تکلیف رژیم” نامید. چند گزینه پیش روی ما میباشد.
یا، نیروها و شخصیتهای مدنی و سیاسی داخل کشور، با همراهی بخشی از اصلاحطلبانی که به حمایت از جنبش کنونی، اعلام موضع نمودهاند، با کمک نیروهایی از درون رژیم، موفق میشوند خامنهای را وادار به گوشهنشینی و قبول یک زندگی گیاهی (یعنی فقط نفس بکشد و نان و آب مصرف کند) بنمایند، که البته همراهی بخشی از سپاه و ارتش دارای نقشی تعیینکننده خواهد داشت. یعنی کمهزینهترین و سالمترین گزینه. با این شرط که تیم جدید، همراه با تفاوتها و تغییرات بنیادین وارد صحنه عمل شود. میگویند این گزینه بیش از هر گزینه دیگری مورد توجه آمریکا و غرب قرار دارد.
یا به احتمالی دیگر، نوعی سرنگونی با اعمال زور با هماهنگی بین داخل و خارج کشور، با حمایت (احتمالی) آمریکا، و باز همراهی بخشی از نیروهای مسلح، که نیاز به یک سازماندهی، هم به هنگام سرنگونی و هم برای اداره کشور، بعد از فروپاشی میباشد. این گزینه بسیار پر هزینه، هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ انسانی میباشد و چنانچه از سازماندهی و قدرت کافی برای تثبیت قدرت بعد از فروپاشی نباشد میتواند حتی تبدیل به خطری برای تمامیت ارضی کشورمان گردد.
ما از این دوران خونین که پشت سر گذاردیم میتوانیم به چند نتیجه برسیم. آیا تعداد دهشتناک جوانانی که (بعد از صدور فراخوان از واشنگتن) به زیر خاک رفتند به مخیله فراخوان دهندگان هم خطور میکرد؟ با یک حساب دو دوتا چهارتا، مشکل نبود به عدم تعادل بین نیروهای تا دندان مسلح سرکوبگران و خوی جنایتپیشه آنان، از یک سو، و از سوی دیگر، جوانانی که با دست خالی، تنها با سلاح شعار، روبروی هم ایستادند، پی برد. اصولا انقلاب ۵۷ و تمام انقلابهای مشابه در سایر نقاط، این درس را به ما نداد که مقوله رهبری، مقولهای است بر مبنای محاسبه، تدبیر و مشاوره و نه تحت تاثیر شعارهای خیابانی. خیابان، قادر به محاسبه و تحلیل اوضاع نیست. اتاق رهبری (که در واقع اصلا وجود نداشت) نباید فراخوان یا فرمانهایش منبعث از خیابان و شعارهای برخاسته از خیابان باشد. نتیجه طبیعی وجود عدم تعادل بین خیابان و نیروی سرکوب، نمیتوانست جز این فاحعه باشد. در این فاجعه، رژیم دچار هزینه جانی نشد و به اقتدارش هم لطمهای نخورد. فقط مشروعیت رژیم دچار ضربه شدیدی گردید، به خصوص از لحاظ بینالمللی و افکار عمومی جهان. ولی تصویری که دنیا از این رژیم داشت پیش از این فاجعه هم، یک چهره کریه و منفی بود.
در اینجا مایلم شاهزاده را، از روی خیرخواهی، مورد خطاب قرار دهم. مشاهده نمودید که بخشی از جامعه به فراخوان شما گوش فرا داد. اما این نفوذ معنوی در عین حال این مسئولیت سنگین را هم بر دوش شما میگذارد که از امروز، بار دیگر نسنجیده، تحت تاثیر خیابان، با آشنائی به توان نیروی سرکوب و خوی جنایتکار آن، باعث نگردید که فرزندانمان گوشت دم توپ گردند. اصلا زمان آن رسیده که با تیمی از مشاوران آگاه و دلسوز، راهی بنیادین برای رهائی سرزمینمان، از معضل کنونی بیابید.
شوربختانه تاریخ دوباره تکرار شد. زمانی که شاه فقید از طریق رسانهها گفت صدای انقلاب را شنیده، مناسبترین زمان برای مخالفین آن روز او بود که با او به صحبت و گفتگو بنشینند و اتفاقا او هم آمادگی صحبت و گفتگو را داشت، ولی مخالفین آن روز، آن را نشانه ضعف دانستند و جریتر شدند و حتی جبهه ملی خودمان هم، بر خلاف اصول و پرنسیپ خود، به انقلابیون پیوستند و بختیار را هم اخراج نمودند، اقدامی که اگر انجام نمیشد شاید سرنوشت کشورمان (و خود جبهه ملی) را شکل دیگری رقم میزدند. نظر به این که تفاوت غیرقابلقیاسی بین رژیم گذشته و این رژیم وجود دارد نمیتوان چنین نتیجهگیری کرد که این رژیم نیز، مانند رژیم گذشته، آمادگی صحبت با مخالفان را دارد. مضافا نظر به این واقعیت که جناب ترامپ (که اول ادعای دغدغه جان معترضین را داشت) با یک اعلام آمادگی برای مذاکره از سوی جمهوری اسلامی، جان معترضین را به کلی فراموش نمود.
نویسنده این سطور، زمان انقلاب در جهت مخالف آب شنا کرد. هم مخالف انقلاب بودم هم هوادار بختیار. یعنی درست عکس اعتقاد اکثریت بزرگی از ملتمان در آن زمان. زمانی که شادروان شاپور بختیار به خارج کشور آمد به او پیوستم و با او همراه حمید ذوالنور(از یاران او در حزب ایران) و پسرش گیو بختیار (که کارمند پلیس امنیتی فرانسه بود) به پارلمان اروپا برای سخنرانی رفتیم. او به فرانسه و من به انگلیسی صحبت کردیم. به همین خاطر من در آن زمان تبدیل به یک جذامی شدم که هر وقت دوستان چپ و ملی مرا در خیابان میدیدند مرا دور میزدند. همان دوستان اکنون از بهترین دوستان کنونی من هستند.
به همین دلیل، جناب پهلوی، چنانچه با یاری یک اتاق فکر، دارای احساس مسئولیت و علاقمند به سرنوشت ایران، به این نتیجه (احتمالی) رسیدید که سرنوشت آینده این سرزمینی که به آن عشق میورزیم را، کاملا به شکل و طریق دیگری باید رقم زد و نه از طریق هیاهوها و جنجالهای خیابانی، همراه با هزینه بسیار سنگین انسانی، آن زمان شما هم، عزیز، بیاعتنا به اعتراضات و فحاشیهایی که نثارتان میشود، اصلا و به کل، ابائی نداشته باشید که در جهت مخالف آب شنا میکنید. مطمئن باشید رادیکالها و تندروهای گذشته که فحش نثارتان میکردند در زمره بهترین دوستداران شما خواهند شد.
شاهد از غیب آمد. امروز با خبر شدم عدهای از جمهوریخواهان داخل کشور تصمیم دارند در خفا با شما تماس بگیرند و درباره سرنوشت آتی سرزمینمان به رایزنی بپردازند. دستی را که به سویتان دراز میشود پس نزنید. ایرانمان توان جنگ و خونریزی بیش از این را ندارد. میدانم جریان آب بسیار شدید است و شنا در جهت مخالف، کار همه کس نیست. شاد و موفق باشید.
داریوش مجلسی فوریه ۲۰۲۶
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|