پنجشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۴ - Thursday 22 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 22.01.2026, 19:23

چرا دیکتاتورها به مرور زمان خشن‌تر می‌شوند؟


احمد محزون

۲۲ ژانویه ۲۰۲۶

بازخوانی مدل باسو و تطبیق با ساختار قدرت در ایران

آیا رهبران با نیت‌های خوب هم می‌توانند به دیکتاتورهای سرکوبگر تبدیل شوند؟ این پرسش تاریخی، محور مقاله‌ای از باسو، اقتصاددان دانشگاه آکسفورد است که با نگاهی ساختاری و رفتاری، چرخه دگردیسی قدرت را توضیح می‌دهد[۱]. در این یادداشت، ضمن مرور مدل نظری باسو، نقاط قوت و ضعف آن را بررسی کرده و تطبیقی با وضعیت جمهوری اسلامی ایران ارائه می‌کنیم.

ایده مرکزی: ناسازگاری پویا و دام قدرت

مدل باسو با بهره‌گیری از مفهوم «ناسازگاری پویا» در اقتصاد رفتاری، توضیح می‌دهد که رهبران اقتدارگرا چگونه با تصمیمات تدریجی برای حفظ قدرت، در مسیری قرار می‌گیرند که خروج از آن تقریباً ناممکن می‌شود. هر اقدام سرکوبگرانه، هزینه خروج از قدرت را افزایش می‌دهد (مانند پیگرد قضایی، انتقام سیاسی یا خطر مرگ) و رهبر را ناگزیر به خشونت بیشتر می‌کند. این چرخه، رهبر را پله‌پله به سمت افراط و سرکوب بیشتر سوق می‌دهد؛ همان‌طور که مکبث می‌گوید: «در خون چنان پیش رفته‌ام که بازگشت به اندازه ادامه دادن دشوار است.»

نقاط قوت مدل باسو

• ساده‌سازی یک پدیده پیچیده: مدل باسو با استفاده از مفاهیم رفتاری، مسیر تدریجی تبدیل رهبران به دیکتاتور را به‌صورت شهودی و قابل‌فهم توضیح می‌دهد و با مثال‌های تاریخی مانند استالین، موسولینی، پوتین و اورتگا پیوند می‌زند.

• پیوند اقتصاد رفتاری و علم سیاست: این مدل میان‌رشته‌ای، نشان می‌دهد که خطاهای رفتاری فردی چگونه می‌توانند پیامدهای عظیم سیاسی و تاریخی داشته باشند.

• تأکید بر ساختار به‌جای ذات شرور: باسو دیکتاتوری را محصول ساختار قدرت و نبود گزینه خروج امن می‌داند، نه صرفاً شخصیت رهبر.

نقدها و نقاط ضعف مدل

• فردمحوری و کم‌توجهی به نهادها: مدل باسو تقریباً تمام تمرکز را بر رهبر می‌گذارد، در حالی که در واقعیت، دیکتاتوری محصول ائتلاف‌های قدرت (ارتش، نهادهای امنیتی، الیگارشی اقتصادی و…) است.

• نادیده گرفتن نقش جامعه و افکار عمومی: جنبش‌های اجتماعی، رسانه‌ها و فشار افکار عمومی می‌توانند مسیر دگردیسی دیکتاتور را تغییر دهند، اما در مدل باسو این عوامل کم‌رنگ هستند.

• فرض ساده رابطه خطی میان سرکوب و بقا: در مدل، هرچه سرکوب بیشتر، احتمال بقا بیشتر؛ اما در واقعیت، افراط در خشونت گاهی عامل سقوط رهبر است (مانند شاه در ۵۷ یا قذافی در ۲۰۱۱).

پیامدهای سیاستی و هنجاری

برای جلوگیری از چرخه خشونت، باسو پیشنهاد می‌کند:

• محدودیت دوره قدرت: تعیین سقف برای دوره‌های ریاست‌جمهوری یا نخست‌وزیری و جلوگیری از انباشت قدرت.

• تقویت قانون اساسی و هنجارهای اجتماعی: ایجاد تعادل و الزام رهبران به رفتار مسئولانه‌تر.

• قواعد جهانی و گزینه خروج امن: ایجاد قواعد جهانی برای محدودیت قدرت و امکان مداخله مشروع بین‌المللی، البته با احتیاط نسبت به پیامدهای اخلاقی و سیاسی.

تطبیق مدل باسو با ساختار قدرت در جمهوری اسلامی

در ایران، روند انباشت تدریجی قدرت و افزایش هزینه خروج به‌وضوح قابل مشاهده است:

• تمرکز قدرت در نهاد رهبری: اختیارات رهبری در حوزه‌های امنیتی، نظامی و رسانه‌ای طی دهه‌ها افزایش یافته است.

• گسترش شبکه‌های نهادی و امنیتی: نهادهایی مانند سپاه، بسیج و شورای نگهبان بقای ساختار را تضمین می‌کنند و هزینه تغییر قدرت را بالا می‌برند.

• تشدید کنترل سیاسی:  محدودیت‌های انتخاباتی و برخورد با مخالفان سیاسی، هزینه عقب‌نشینی را بیشتر می‌کند.

• ائتلاف قدرت: برخلاف مدل باسو، در ایران ساختار قدرت ائتلافی است و حتی اگر رهبر بخواهد مسیر را تغییر دهد، شبکه حامیان مانع می‌شوند.

• افزایش هزینه خروج در سطح ساختار: اقدامات امنیتی و حذف نیروهای میانه‌رو، هزینه خروج را نه فقط برای رهبر، بلکه برای کل ساختار افزایش می‌دهد.

• نقش ایدئولوژی و فشارهای خارجی: ایدئولوژی رسمی و تهدیدهای خارجی، کنترل داخلی را تشدید می‌کند و مسیر دگردیسی را تسهیل می‌سازد.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری:

مدل باسو چارچوبی نظری برای فهم روندهای قدرت و دگردیسی رهبران به دیکتاتور ارائه می‌دهد. با این حال، برای تحلیل دقیق‌تر وضعیت ایران، باید نقش نهادهای امنیتی و اقتصادی، ساختار ائتلافی قدرت، ایدئولوژی و فشارهای خارجی را نیز وارد مدل کرد. در نهایت، راه‌حل جلوگیری از چرخه خشونت، اصلاح ساختارها، تقویت نهادهای مستقل و ایجاد قواعد شفاف است. اگر بخواهیم مدل باسو را به‌صورت خلاصه به ایران تعمیم دهیم جدول زیر می تواند مفید باشد.

         
عنصر در مدل باسو معادل در ساختار جمهوری اسلامی
افزایش هزینهٔ خروج انباشت نهادی قدرت + شبکهٔ امنیتی–اقتصادی
ناسازگاری پویا تصمیمات کوتاه‌مدت برای کنترل بحران‌ها که به سخت‌گیری بلندمدت منجر می‌شود
افزایش تدریجی «شر» تشدید کنترل سیاسی، امنیتی و رسانه‌ای
نبود گزینهٔ خروج امن ترس ساختار از فروپاشی یا بی‌ثباتی شدید
فردمحوری در ایران باید به «ائتلاف قدرت» گسترش یابد

————————-
[۱] - Basu,  Kaushik, The morphing of dictators: why dictators get worse over time ,2023.



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net