چهارشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۰ - Wednesday 26 January 2022
ايران امروز
iran-emrooz.net | Fri, 14.01.2022, 8:52

ما همه خائنیم!‏


آذرخش ایرانی


ما ایرانی‌ها از نگاه یکدیگر، همه خائن و جنایتکاریم! اصلاً لازم نیست راه دوری برویم. همین ۲۰۰ سال اخیر کافی ‏است. فقط نمونه‌وار، چند مورد را یادآور می‌شوم.‏

از امیرکبیر شروع می‌کنیم. دستش به خون هزاران بابی آلوده است و به اتهام خیانت به شاه و سلطنت کشته می‌شود. ‏ازنظر موافقان او، او بزرگ‌ترین خدمتگزار کشور و مردم است و خائنان واقعی ناصرالدین‌شاه، مادر و اطرافیان او ‏هستند.‏

رضاشاه برای رسیدن به قدرت، همه‌ی کسانی را که رقیب خود می‌دانست، ازجمله بعضی از رهبران مشروطه را، ‏یکی‌یکی سر به نیست کرد و چشم دیدن هیچ مخالف و گوش شنیدن کم‌ترین مخالفت را نداشت. مخالفانش براین نظرند که “به اذن و حمایت اربابش ‏انگلیس آمد و به امر او هم رفت”. دوستداران او اما، او را “پدر ایرانِ نوین و شاهی کبیر” می‌دانند.‏

بر سر مصدق هم همان بلای امیرکبیر می‌آید. به اتهام کودتا علیه شاه و خاندان سلطنت ساقط می‌شود و در حصر، ‏عمرش را به پایان می‌رساند. پیروانش او را نماد شخصیتی ملی و محمدرضا شاه را خائن واقعی می‌دانند.‏

در این میان، کمونیست‌ها و در رأس آن‌ها حزب توده‌ی ایران، متهم‌اند که “به دستور اربابانشان در شوروی مأموریت‌های ضد ‏میهنی” خود را پیش می‌برند، ولی همراه با مصدقی‌ها سرکوب می‌شوند و دهه‌ها از عرصه‌ی سیاست حذف می‌شوند. ‏وفاداران به این حزب اما، حزب خود را مردمی‌ترین و میهنی‌ترین حزب دوران می‌نامند و خائن واقعی را شاه می‌دانند.‏

از مقطع کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ تا انقلاب ۵۷، شخصیت‌ها و انقلابیونی را داریم که به نام و در راه مردم و خلق مبارزه ‏می‌کنند و جانشان را در این راه از دست می‌دهند. شخصیت‌ها و انقلابیونی که ازنظر رژیم حاکم، خائن، خرابکار و ‏تروریست هستند و از نگاه دوستدارانشان، شهید و خدمتگزار ملت.‏

و بعد نوبت به خمینی و همدستان او می‌رسد. او که به جرم خیانت به کشور و سلطنت تبعید می‌شود، ۱۵ سال بعد، با ‏استقبال میلیون‌ها ایرانی به وطن بازمی‌گردد و با عنوان “امام”، انقلاب را رهبری می‌کند. اما چند سالی طول نمی‌کشد که ‏نظام برخاسته از انقلاب، فرزندان خود را می‌بلعد و آنانی که خود را “شیفته‌ی خدمت به مردم” معرفی کردند، “شیفته‌ی ‏قدرت” شدند و همه کار کردند، به‌جز “خدمت به مردم”!

از جمله‌ی همدستان خمینی در آغازِ برپایی جمهوری اسلامی، بعضی از سران جبهه‌ی ملی و نهضت آزادی ایران بودند ‏که به‌جای حمایت از هم‌فکر و هم‌رزم خود، شاپور بختیار، از “دشمنان ملیون” حمایت کردند و  دیدیم که چه بر سر آن‌ها ‏آمد. آیا آن‌ها به مردم ایران خدمت کردند یا خیانت؟

از آن‌طرف، فدائیان به همراهی حزب توده و دیگر متحدانشان و مجاهدین با همگامی دیگر گروه‌های مخالف را داریم که ‏اولی‌ها در کنار “نظام مقدس و مردمی” و دومی‌ها در برابر “نظام نامقدس و ضدمردمی” آن می‌ایستند و در نهایت، هر دو به ‏وطن “خیانت” می‌کنند.‏

و بعد، دیگر، موج “خیانت‌کاران و جنایتکاران” است که می‌آید. نخست‌وزیران و رئیس‌جمهورهایی که وقتی می‌آیند، ‏خادم‌اند و وقتی می‌روند، خائن! مسئولان و کارگزارانی که متهم‌اند “باایمان و جیب خالی می‌آیند و “بی‌ایمان و جیب پُر می‌روند!”‏ حتی آنانی که در همه‌ی دوران به اصطلاح بی‌تفاوت و بی‌طرف بودند و در برابر تبعیضات و بیدادگری‌ها سکوت اختیار کردند، نیز همواره به “خیانت” متهم شده و می‌شوند.

باری، بسته به اینکه ما در کدام دسته قرار بگیریم و چگونه به وقایع بنگریم، هم خادمیم، هم خائن! ولی در نهایت، همه‌ی ‏ما از نگاه یکدیگر خائنیم!‏

با چنین نگاهی، ما هیچ‌گاه به هم نزدیک نخواهیم شد و به همدلی و همبستگی برای ساختن ایرانی آباد و آزاد نخواهیم ‏رسید.‏

دی‌ماه ۱۴۰۰‏




نظر شما درباره این مقاله:



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2022