سه شنبه ۲ تير ۱۴۰۵ - Tuesday 23 June 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 23.06.2026, 11:49

اقتصاد سیاسی خشونت گفتاری مداحان حکومتی


احمد علوی

در هفته های اخیر یکی از مهم‌ترین مورد گزارش‌شده از مداحان علیه مسعود پزشکیان، تهدید مستقیم یک مداح به نام محمدعلی بخشی (در شهرری) بوده است.

این مداح از بالای منبر گفته: «آقای رئیس‌جمهور اگر شروط رهبری محقق نشه، ما می‌دانیم و تیغ و حلقوم شما. پدرت رو درمیاریم!»

این اظهارات به عنوان تهدید به ترور پزشکیان (رئیس‌ قوه مجریه و رئیس شورای عالی امنیت ملی) تفسیر شده و واکنش‌های گسترده‌ای داشته، از جمله محکومیت از سوی دفتر ریاست‌جمهوری و معاون وزیر کشور. مداح یادشده بعداً در ویدیو جدیدی سعی کرده آن را «ابراز احساسات» جلوه دهد.

۲. مقدمه

در تحلیل‌های سنتی علوم سیاسی، کنش‌های گفتاری اغلب در سطح نیت فردی یا گرایش‌های ایدئولوژیک تفسیر می‌شوند، اما در رویکرد اقتصاد سیاسی، گفتار به‌عنوان یک کنش نهادی–مادی در نظر گرفته می‌شود که در شبکه‌ای از منافع، منابع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و ساختارهای قدرت شکل می‌گیرد. در این چارچوب، خشونت گفتاری و تهدید لفظی یک مداح علیه رئیس قوه مجریه صرفاً یک رفتار هیجانی یا شخصی نیست، بلکه باید در سطحی ساختاری و چندلایه بررسی شود. این پدیده حاصل تعامل میان ساختار توزیع منابع اقتصادی–فرهنگی، رقابت درون نخبگان سیاسی و ایدئولوژیک، و رویکرد تولید و مصرف سرمایه نمادین در فضای عمومی است. بنابراین، پرسش اصلی یادداشت این است که چگونه و چرا گفتمان برخی کنشگران مذهبی در ایران به سمت رادیکالیزه‌شدن حرکت می‌کند و این روند چه نسبتی با اقتصاد سیاسی قدرت دارد.

۳. چارچوب نظری

۱.۳. اقتصاد سیاسی شبکه‌های میانجی
در بسیاری از نظام‌های سیاسی ایدئولوژیک، گروه‌هایی مانند مداحان نقش میانجی میان دولت و جامعه را ایفا می‌کنند. این گروه‌ها در ازای تولید سرسپردگی سیاسی و بسیج هیجان گروهی، به منابعی همچون بودجه‌های فرهنگی، دسترسی به نهادهای رسمی و فرصت‌های رسانه‌ای دست می‌یابند. در نتیجه، رابطه میان دولت و این گروه‌ها صرفاً ایدئولوژیک نیست، بلکه بر نوعی مبادله منابع و مشروعیت استوار است.

۲.۳. سرمایه نمادین و میدان قدرت (بوردیو)
بر اساس نظریه پیر بوردیو، هر میدان اجتماعی دارای اشکال خاصی از سرمایه است. در میدان مذهبی–سیاسی، سرمایه نمادین دینی نقش کلیدی دارد. مداحان از طریق تولید روایت‌های مذهبی، بازنمایی هویت جمعی و برانگیختن احساسات، این سرمایه را تولید و بازتولید می‌کنند. با این حال، این سرمایه مستقل نیست و حاکمیت ولایت فقیه به‌شدت به نزدیکی به مراکز قدرت سیاسی و نهادی وابسته است؛ به‌گونه‌ای که هرچه این نزدیکی بیشتر باشد، میزان اعتبار و دسترسی به منابع نیز افزایش می‌یابد.

۳.۳. اقتصاد رانت و رقابت درون مقامات حکومتی
در اقتصادهای رانتی، رقابت نه بر سر بازار آزاد بلکه بر سر دسترسی به منابع توزیع‌شده توسط دولت یا نهادهای شبه‌دولتی شکل می‌گیرد. در چنین ساختاری، حوزه فرهنگ و دین نیز به بخشی از اقتصاد رانت تبدیل می‌شود و بازیگران برای دسترسی به بودجه‌های فرهنگی، کسب جایگاه رسانه‌ای و تثبیت موقعیت در سلسله‌مراتب غیررسمی قدرت با یکدیگر رقابت می‌کنند.

۴.۳. بازار توجه و اقتصاد رسانه‌ای
در نظریه‌های جدید اقتصاد سیاسی ارتباطات، توجه به‌عنوان یک منبع کمیاب تلقی می‌شود. در این «اقتصاد توجه : Attention Economy»، کنشگران برای دیده‌شدن ناچارند پیام‌هایی تولید کنند که برجسته‌تر، هیجانی‌تر و گاه تندروانه تر باشند. این رویکرد در فضای شبکه‌های اجتماعی به‌طور خاص به تشدید افراط‌گرایی و خشونت گفتاری منجر می‌شود.

۴. بررسی موردی: رویکرد تولید تهدید

۱.۴. تهدید به‌مثابه سیگنال سرسپردگی
تهدید لفظی علیه پزشکیان (رئیس قوه مجریه) را می‌توان به‌عنوان نوعی سیگنال‌دهی سرسپردگی سیاسی تفسیر کرد. در شرایطی که شکاف‌های درون‌نخبگی افزایش می‌یابد، کنشگران غیررسمی تلاش می‌کنند با اتخاذ زبان معطوف به خشونت، موقعیت خود را در اردوگاه قدرت تثبیت کنند. در این معنا، رادیکالیسم گفتاری نه انحراف، بلکه یک استراتژی عقلانی در محیط رقابتی است.

۲.۴. نااطمینانی سیاسی و تندروی
ادبیات تندروانه در شرایط نااطمینانی نشان می‌دهد که هرچه آینده سیاسی نامطمئن‌تر باشد، کنشگران به مواضع افراطی‌تر گرایش پیدا می‌کنند. در چنین شرایطی، زبان تند به‌عنوان ابزاری برای کاهش ریسک سیاسی و افزایش دیده‌شدن عمل می‌کند.

۳.۴. هیئت مذهبی به‌مثابه بنگاه تولید کالای نمادین
هیئت‌های مذهبی در این چارچوب صرفاً نهادهای مذهبی نیستند، بلکه می‌توان آن‌ها را به‌عنوان بنگاه‌های تولید کالای نمادین در نظر گرفت. این کالاها شامل روایت‌های کهن، افسانه های گذشته، تولید دشمن سیاسی و بازتولید هویت جمعی هستند. در چنین ساختاری، پیام سیاسی نیز تابع رویکرد بازار شده و برای جذب مخاطب به سمت اغراق و تندروی حرکت می‌کند.

۵. دولت، قدرت غیررسمی و تعارض نهادی

در نظام‌های سیاسی ترکیبی یا هیبریدی(Hybrid Regimes) ، دو رویکرد قدرت به‌طور هم‌زمان عمل می‌کنند: قدرت یا قوه مجریه رسمی که مبتنی بر انتخابات، قانون و پاسخگویی نهادی است، و قدرت غیررسمی که بر شبکه‌های گفتمان حاکم، دولت عمیق و پنهان، مشروعیت دینی و نفوذ اجتماعی استوار است. مداحان در این میان بخشی از شبکه قدرت غیررسمی محسوب می‌شوند که می‌توانند نقش فشار نمادین بر دولت را ایفا کنند. بنابراین، تهدید لفظی مورد بحث را می‌توان نوعی مداخله در فرآیند سیاست‌گذاری و ارسال پیام به دولت دانست.

۶. خشونت نمادین و طبیعی‌سازی تهدید

بر اساس مفهوم خشونت نمادین بوردیو، قدرت تنها در شکل فیزیکی آن ظاهر نمی‌شود، بلکه در قالب زبان و گفتمان نیز اعمال می‌گردد. در این چارچوب، تهدید لفظی زمانی که در فضای مذهبی بیان شده و سپس به‌عنوان «احساسات دینی» توجیه می‌شود، به شکلی از خشونت نمادین تبدیل می‌شود که در آن مرز میان نقد، تهدید و هیجان دینی از بین می‌رود.

۷. پیامدهای اقتصاد سیاسی این پدیده

تندروانه گفتمان در میان برخی کنشگران مذهبی–سیاسی، به‌ویژه در قالب تهدید یا ادبیات خشونت‌آمیز علیه مقامات رسمی، صرفاً یک رخداد مقطعی یا زبانی نیست، بلکه پیامدهای ساختاری قابل توجهی در سطح نظام سیاسی و نظم گفتمانی ایجاد می‌کند. این پیامدها را می‌توان در سه سطح اصلی بررسی کرد: سطح نظم گفتار عمومی، سطح روابط درون‌ مقامات حکومتی، و سطح پویایی‌های بازتولید تندروی.

۱.۷. تضعیف مرزهای گفتار سیاسی
یکی از مهم‌ترین پیامدهای این نوع گفتمان، تضعیف تدریجی مرز میان انواع مختلف گفتار در فضای عمومی است. در شرایطی که ادبیات تهدیدآمیز یا خشونت‌محور در بسترهای مذهبی یا شبه‌رسمی بیان می‌شود و سپس با مفاهیمی مانند «احساسات دینی»، «غیرت مذهبی» یا «واکنش هیجان گروهی» بازتفسیر و عادی‌سازی می‌گردد، مرز میان نقد سیاسی مشروع، بیان ایدئولوژیک و خشونت نمادین به‌تدریج کمرنگ می‌شود.

در چنین وضعیتی، فضای عمومی از یک نظم گفتاری نسبتاً تفکیک‌شده به سمت وضعیتی حرکت می‌کند که در آن سطوح مختلف گفتار (تحلیلی، تبلیغی، احساسی و تهدیدآمیز) در هم ادغام می‌شوند. این امر نه‌تنها کیفیت گفت‌وگوی سیاسی را کاهش می‌دهد، بلکه ظرفیت نظام سیاسی برای مدیریت تعارضات از طریق کانال‌های نهادی و عقلانی را نیز تضعیف می‌کند.

۲.۷. تشدید شکاف درون‌نخبگی
پیامد مهم دیگر این پدیده، تشدید شکاف‌ها و رقابت‌های درون ساختار قدرت است. برخلاف تصور رایج که چنین کنش‌هایی را صرفاً به‌عنوان رفتارهای حاشیه‌ای یا فردی در نظر می‌گیرد، در سطح اقتصاد سیاسی این نوع گفتارها اغلب بازتاب‌دهنده رقابت‌های واقعی درون نخبگان سیاسی و گفتمان حاکم هستند.

در نظام‌هایی که مشروعیت سیاسی به‌صورت چندلایه (انتخاباتی، گفتمانی و شبکه‌ای) توزیع شده است، گروه‌های مختلف برای نزدیک‌تر شدن به مراکز تصمیم‌گیری، از ابزارهای گوناگون از جمله تولید گفتمان‌های رادیکال استفاده می‌کنند. در این چارچوب، ادبیات تند می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای از سرسپردگی سیاسی، ابزار رقابت درون‌گروهی، یا حتی مکانیزم حذف رقبا عمل کند.

نتیجه این وضعیت، افزایش سطح تنش درون‌نخبگی و شکل‌گیری نوعی رقابت غیرشفاف و غیرنهادمند است که به جای حل تعارض از طریق سازوکارهای رسمی، در سطح گفتمان‌های عمومی و نمادین بازتولید می‌شود.

۳.۷. چرخه خودتقویت‌کننده تندروی
یکی از ویژگی‌های مهم اقتصاد سیاسی گفتمان در عصر رسانه‌ای، شکل‌گیری چرخه‌های بازخوردی یا خودتقویت‌کننده است. در این چرخه‌ها، هر کنش رادیکال نه‌تنها یک واکنش اجتماعی یا رسانه‌ای ایجاد می‌کند، بلکه خود به‌عنوان سرمایه‌ای برای کنش‌های رادیکال‌تر در آینده عمل می‌کند.

این چرخه را می‌توان به‌صورت زیر توصیف کرد:
ابتدا یک کنش گفتاری تند یا تهدیدآمیز تولید می‌شود که به دلیل ماهیت هیجانی خود، توجه رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی را جلب می‌کند. این توجه، نوعی «پاداش نمادین» برای کنشگر ایجاد می‌کند که می‌تواند شامل افزایش دیده‌شدن، دعوت به محافل بیشتر، یا تقویت جایگاه اجتماعی باشد. در مرحله بعد، این پاداش به‌عنوان انگیزه‌ای برای تولید گفتارهای رادیکال‌تر عمل می‌کند.

در نتیجه، یک حلقه بازخوردی شکل می‌گیرد که در آن تندروی نه یک استثناء، بلکه یک رویکرد تولیدی پایدار در میدان گفتمان می‌شود. این فرآیند در بلندمدت می‌تواند به عادی شدن زبان تندروی و کاهش حساسیت اجتماعی نسبت به آن منجر شود.

در مجموع، پیامدهای اقتصاد سیاسی این پدیده را می‌توان در قالب یک تغییر تدریجی اما ساختاری در نظم گفتاری و روابط قدرت بررسی کرد. از یک سو، مرزهای گفتار سیاسی در حال فرسایش هستند؛ از سوی دیگر، رقابت‌های درون مقامات حکومتی پیچیده‌تر و غیرنهادمندتر می‌شوند؛ و در نهایت، رویکرد رسانه‌ای و اقتصاد توجه به بازتولید چرخه‌ای از رادیکالیزاسیون کمک می‌کند.

این سه روند در کنار یکدیگر نشان می‌دهند که تندروانه ‌شدن گفتمان مذهبی–سیاسی را نمی‌توان صرفاً یک پدیده فرهنگی یا فردی دانست، بلکه باید آن را به‌عنوان بخشی از تحول ساختاری در اقتصاد سیاسی قدرت و ارتباطات در ایران معاصر فهم کرد.

۸. جمع‌بندی

این یادداشت نشان می‌دهد که خشونت زبانی و تهدید لفظی یک مداح علیه پزشکیان (رئیس قوه مجریه) و حتی سایر مقامات حکومتی را نمی‌توان به‌عنوان یک رفتار فردی یا هیجانی تفسیر کرد، بلکه باید آن را در چارچوب اقتصاد سیاسی قدرت، رقابت بر سر منابع رانتی، رویکرد بازار توجه و تولید سرمایه نمادین بررسی کرد. در این راستا، رادیکالیزه‌شدن گفتمان مذهبی–سیاسی نه یک انحراف، بلکه نتیجه رویکردی ساختاری است که در آن منابع محدود، رقابت شدید، مشروعیت چندلایه و توجه رسانه‌ای به‌عنوان سرمایه عمل می‌کنند. بنابراین، این پدیده را باید به عنوان بخشی از یک الگوی ساختاری در اقتصاد سیاسی رژیم حاکم بر ایران دانست.



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net